6- تجربه انسان در مورد اختلال های دورانی-پایان نامه بررسی رابطه بین اختلالات روانی و مکانیزمهای دفاعی در دانشجویان-دانلود رایگان


دانلود پایان نامه

6- تجربه انسان در مورد اختلال های دورانی

با ادامه پیشرفت پژوهشگران در آگاهی از علت های اختلال های رونی، توجه و علاقه بطور فزاینده ای بر تاثیر این اختلال ها روی خانواده و جامعه متمركز شد. پخش گسترده ی اطلاعات، نظیر یافته های پژوهش، همراه با نگرانی بیشتر جامعه برای افراد مبتلا به اختلال های روانی باعث شده است كه مردم بیشتر بدانند كه چگونه اختلال های روانی بر جنبه های گوناگون زندگی تاثیر می گذارند. مشكلات روانی بر چند جنبه از تجربه انسان تاثیر می گذارند. نه تنها فرد مبتلا به اختلال عمیقاً دچار مشكل می شود، بلكه خانواده او پریشان شده و جامعه نیز تحت تاثیر قرار می گیرد.

تأثیر اختلال های روانی بر فرد: داغ و پریشانی

یكی از واكنش های شما به دیدن افرادی مانند ربكا هاسبروك ممكن است این باشد كه آنها را بسیار متفاوت با خودتان درنظر بگیرید. شاید حتی تا اندازه ای از دیدن آنها احساس انزجار كنید، خیلی از آدمها در جامعه ی ما به همین صورت تحقیرآمیز به واكنش نشان می دهند و تاثیر قدرتمند پاسخ تبعیض آمیزشان را كاملاً درك    نمی كنند. این واكنش ها شایع اند و شالوده ی تبعیض و داغی هستند كه بسیاری از افراد مبتلا به اختلال روانی وخیم آن را تجربه می كنند. داغ [1] برچسبی است كه باعث می شود برخی افراد، متفاوت، معیوب و جدا از روند كلی اعضای جامعه پنداشته شوند. آثار جامعه شناس مشهور اروینگ كافمن [2] در دهه ی 1960، توجه عموم را به پدیده ی داغ جلب كرد و چند دهه بعد، داغ همچنان موضوع اصلی در نشریات و بحث هایی است كه به حقوق و درمان افرادی كه دچار پریشانی هستند، مربوط می شود.

افراد مبتلا به اختلال های روانی جدی، مخصوصاً آنهایی كه بستری شده اند، معمولاً دچار عوارض هیجانی و اجتماعی عمیق و بادوام می شوند. این «جان به دربرده ها» معمولاً می گویند كه احساس می كنند دیگران آنها را طرد كرده اند. گاهی آنها كمتر به فكر خودشان هستند، فرصت های رشد و نمو را غنیمت نمی شمارند، و افسانه های جامعی را در مورد بیماران روانی و انتظاراتی كه از آنها دارند، باور می كنند (جدول 3-1 را ببینید).

 

جدول 3-1 افسانه های بیماری روانی

اظهارات زیر را بخوانید و ببینید با چند تا از آنها موافقید. هریك از این افسانه ها در فصل های مربوطه این كتاب پخش شده اند:

1. افراد خلاق معمولاً پریشانی روانی دارند.

2. افراد روان پریش خطرناك هستند.

3. آزمون های لكه ی جوهر شخصیت، قلابی هستند.

4. نظریه ی فروید كلاً درباره ی میل جنسی بود.

5. رفتارگرایان به افكار یا احساسات علاقه ای ندارند.

6. مجرمان «بد» بدنیا آمده اند.

7. افرادی كه از یك تجربه ی آسیب زا جان به در می برند صرفاً «آسانترین راه را انتخاب می كنند.»

8. آسم توسط مشكلات هیجانی ایجاد می شود.

9. اغلب كسانیكه از كودكان سوء استفاده ی جنسی می كنند مردان همجنس گرا هستند.

10. افراد خودكشی گرا، دیگران از نیت خودشان آگاه نمی كنند.

11. افراد مبتلا به اسكیزوفرنی، شخصیت های چندگانه ای دارند.

12. كودكان در اثر خوردن مقدار زیادی قند، بیش فعال می شوند.

13. اغلب افراد مسن «خرفت» هستند.

14. تشخیص دادن معتاد به مواد مخدر كار آسانی است.

15. افراد مبتلا به اختلال های خوردن به غذا علاقه ندارند.

 

متأسفانه رسانه های گروهی اغلب این افسانه ها را با تصویر كلیشه ای از افراد مبتلا به بیماری روانی، تداوم      می بخشند (سالتر و بیرن، 2000). برای مثال، وقتی گزارش می شود كه یك بیمار اسكیزوفرنیك به غریبه ای حمله كرده است، عموم مردم باور می كنند كه اغلب افراد مبتلا به اسكیزوفرنی مستعد این گونه رفتارهای خشونت بار هستند. درنتیجه، تعجب آور نیست كه درصد بالایی از افراد در ایالات متحده، از افراد مبتلا به بیماری روانی می ترسند و دوست ندارند در كنار آنها باشند. افراد مبتلا به اختلال های روانی، مخصوصاً   اختلال های وخیمی چون اسكیزوفرنی، اغلب متوجه می شوند كه دیگران در برابر زندگی كردن با آنها، معاشرت كردن با آنها، اجاره دادن مسكن به آنها، یا دادن كار به آنها مقاومت می كنند (كوریگان و پن، 1999، پن و مارتین، 1998).

با اینكه تلاش های زیادی برای انسانی كردن وضعیت بیمارستان های روانی صورت گرفته است اما برای اغلب افراد، فرایند بستری شدن عمیقاً ناراحت كننده و احتمالاً آسیب رسان است. تعدادی از تشریفات بیمارستانی انسانیت زدا و كمك كننده به داغ انگاشته می شوند. برای مثال، بیمارانی كه از كنترل خارج هستند، تحت قید و بند جسمانی قرار داده می شوند. برخی دیگر را مجبور می كنند كه از اموال شخصی خود دست بكشند یا تماس آنها را با عزیزانشان، حتی با تلفن، محدود می كنند. از انها توقع دارند در فعالیت های گروهی، مانند كاردرمانی یا تفریح درمانی شركت كنند و مسائل شخصی خود را در گروه درمانی مطرح سازند. حتی تشریفات بالینی كه بیماران را ملزم می دارند برای قرار ملاقات ها منتظر بمانند، انسانیت زدا هستند وباعث می شود آنها احساس كنند از پرسنل بیمارستان كم اهمیت ترند. فقدان زندگی خصوصی، دسترسی ناكافی به اطلاعات مربوط به تشخیص و درمان، گفتار تحقیرآمیز آقامنشانه یا بچگانه، زبان عامیانه تحقیرآمیز، و صحبت كردن به زبان تخصصی پزشكی، روال ناخوشایندی هستند كه افراد را بدنام می كنند و بالاخره اجبار در پذیرفتن یك برچسب روانی می تواند به صورت لكه دارشدن تجربه شود. كاری می كنند كه فرد احساس كند انگار حق ندارد بعد از اینكه تشخیص داده شده است با آن مخالف یا درباره ی آن بحث كند. «كل سیستم طوری ترتیب یافته است كه … داغی ایجاد و حفظ شود.» (ریدی، 1994، ص5).

اغلب افراد در ظاهر می گویند كه افراد مبتلا به اختلال های روانی را درك و تحمل می كند. اما معمولاً در زبان، شوخی ها و پندارهای كلیشه ای آنها، انتساب های مفنی به طور ظریفی انعكاس می یابند. یك ساعت تلویزیون را نگاه كنید یا به مكالمات روزمره ی افراد دور و برتان گوش دهید تا با برخی اظهارات درباره ی بیماری روانی مواجه شوید. در زبان ما اصطلاحات مربوط به بیماری روانی فراوان است.

اصطلاحاتی نظیر «خُل» ، «دیوانه»، «منیك»، «مشنگ»، «سایكو»، «اسكیزو«، یا «عقب مانده» بسیار رایج اند. شوخی های عامیانه پر از جوك هایی درباره ی «آدم های دیوانه» هستند. پاسخ گروهی نوجوان را تجسم كنید كه از كنار ربكار رد می شوند؛ شاید آنها درباره ی وضعیت ظاهر و رفتار او اظهارات توهین آمیزی بر زبان آورند. فكر می كنید این وضعیت به ربكا كه درك خود بی ثباتی دارد، چه ضرری برساند؟

باتوجه به تاثیر هولناكی كه اختلال روانی بر فرد دارد، چرا بعضی افراد تا این حد بی رحم هستند كه درباره ی حالت پریشان او جوك می سازند؟ یك دلیل می تواند این باشد كه افراد معمولاً موضوعاتی را مسخره می كنند كه آنها را مضطرب می سازد. اختلال روانی باید بسیار ترسناك باشد كه مردم را وادار می دارد تا حد امكان از آن فاصله بگیرند و شاید از اینكه در آینده كنترل خود را بر رفتار و افكارشان از دست بدهند، می ترسند. درنتیجه رفتار عجیب و غریب دیگران را مسخره می كنند.

نگرش شما دراین باره چیست؟ این سناریو را تجسم كنید. وقتی كه به منزل برمی گردید، پیامی فوری منتظر شماست. پیامی از طرف مادر جرمی، بهترین دوست شما در دبیرستان است. به مادر جرمی تلفن می زنید و او از شما می خواهد هرچه زودتر خود را به بیمارستان روانی برسانید و او را ببینید. جرمی به تازگی در بیمارستان روانی بستری شده است و می گوید باید شما را ببیند، زیرا فقط شما می توانید وضعیت او را درك كنید. از این خبر گیج و ناراحت می شوید . اصلاً نمی دانستید كه او مشكلات روانی دارد. به او چه خواهید گفت؟           می توانید از او بپرسید چه اشكالی پیش آمده؟ می توانید از او بپرسیدچه احساسی می كند؟ آیا جرئت می كنید از دكتر او جویا شوید كه درباره احتمال بهترشدن او چه نظری دارد؟ دیدن او در بیمارستان روانی چه احساسی را در شما ایجاد می كند؟ آیا فكر میكنید می توانید با كسی كه مدتی را در چنین بیمارستانی گذرانده است، دوست باشید؟

اكنون همین سناریو را تجسم كنید، اما به جای آن، پیامی دریافت می كنید كه جرمی برای درمان بیماری كلیه، بستری شده است. وقتی تجسم می كنید كه برای ملاقات او به بیمارستان می روید، احتمالاً درباره ی اینكه چگونه به او پاسخ خواهید داد، دوباره فكر نمی كنید. البته از او خواهید پرسید چه حالی دارد، دقیقاً چه اشكالی در او ایجاد شده است، و چه وقت دوباره سلامتی خود را بازخواهد یافت. با اینكه ممكن است بیمارستان ها را خیلی دوست نداشته باشید، اما حداقل می دانید كه بیماران بیمارستانی چه وضعیتی دارند .تصور كردن جرمی به عنوان یك بیمار در این نوع بیمارستان، عجیب به نظر نمی رسد. درك كردن و پذیرفتن بیماری جسمی دوست تان خیلی راحت تر از اختلال روانی اوست، و احتمالاً اصلاً به این موضوع فكر نخواهید كرد كه بعد از مرخص شدن او می توانید با هم دوست باشید یا نه.

قطع نظر از ناراحتی ای كه داغ ایجاد می كند، فرد عذابی را تحمل می كند كه به خود اختلال روانی مربوط است. به وضعیت اسفناك ربكا فكر كنید. ضربه از دست دادن خانواده، نه تنها او را از پای درآورده بود، بلكه او هویت و همینطور احساس رضایت خود را از دست داده بود. زمانیكه او در صدد كمك برآمد دیگر حتی از پس مانده خود قبلی اش برخوردار نبود. تصور كنید اگر ناگهان ظرف چند هفته همه چیز خود را از دست بدهید، خانواده و هویت خود را، چه احساسی به شما دست می دهد. برای كسانیكه دچار اختلال روانی حاد    می شوند، به هر علتی كه باشد نشانه های بیماری به خودی خود دردناك و احتمالاً وحشتناك هستند. احساس فقدان كنترل بر افكار و رفتارها، عذاب فرد را افزایش میدهد.

البته همه موارد اختلال روانی به اندازه ی مورد ربكا وخیم نیستند، و لزوماً از رویداد مشخصی به وجود         نمی آیند. شرح حال ها اطلاعاتی را درباره ی احساس ها وتجربیات افراد مبتلا به این اختلال ها در اختیار شما می گذارند و شاید برخی از این افراد را شبیه خودتان یا افرادیكه می شناسید بدانید. وقتیكه این اختلال ها را     می خوانید، خودتان را به جای افرادی بگذارید كه به این اختلال ها دچار هستند. تجسم كنید آنها چه احساسی دارند و دوست دارند چگونه با آنها برخورد شود.

[1] . stigma

[2] . Erving Coffman

این تکه ای از پایان نامه رایگان رشته روانشناسی و علوم تربیتی با موضوع :

بررسی رابطه بین اختلالات روانی و مکانیزمهای دفاعی در دانشجویان 150صفحه

می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره (هم در مقطع کارشناسی و هم در مقطع کارشناسی ارشد)می باشد

می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید البته ممکن است بعضی از متون موقع انتقال از فایل ورد به هم بریزد یا عکس ها درج نشود برای دانلود پایان نامه ها با فرمت ورد به همراه تمام پیوست ها به لینک زیر مراجعه کنید:

در سایت مرجع دانلود پایان نامه می توانید صدها پایان نامه رافقط با داشتن یک پسورد  دانلود کنید و به متن کامل آنها دسترسی بدون محدودیت داشته باشید. برای جزییات بیشتر اینجا کلیک کنید 

سایت فوق (payanname.net) قوی ترین سایت در زمینه دانلود پایان نامه است 

کافیست عبارت

دانلود پایان نامه

را در گوگل سرچ کنید

خواهید دید که گوگل این سایت را به عنوان اولین گزینه معرفی می کند 

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *