د

مهارت در اینترنت
این روزا با در نظر گرفتن پیشرفت تکنولوژی، تغییر شرایط و سبک زندگی تماشاگر اتفاقات جدیدی در زندگی روزمره خود هستیم که کلا ممکنه خوب/ بد باشن! با بهبود روند دسترسی به اینترنت در هر مکانی شما می تونین با دوستای خود در سراسر کشور و حتی نقاط جور واجور دنیا در هر لحظه ارتباط داشته باشین. با افزایش مهم بودن این، نقش هر فرد در فضای مجازی و اینترنت هم پررنگ تر می شه. به خاطر همین این روزا بیشتر افراد و شرکتا بیشتر واسه حضور در اینترنت سرمایه گذاری می کنن.

این وسط؛ مشاغلی هم ساخته میشه. آدمایی که زمان مناسب و مهارت کافی جهت ارتباط در دنیای مجازی دارن گزینه های بهتری واسه این شغلا هستن.

حالا درباره این دسته از مشاغل مربوط به اینترنت صحبت می کنیم.

اصطلاحاً کار و کاسبی اینترنتی به کار و کاسبی ای می گن که از روش اینترنت شما رو صاحب درآمد می کنه. از وقتی که اندازه استفاده از اینترنت زیاد شده طبیعتاً طرفداران بیشتری هم پیدا کرده. هرچه فرهنگ استفاده از اینترنت رو بهتر یاد بگیریم کاربرد اینترنت رو هم در زندگی خود به شکل مفیدتری احساس می کنیم.

بطور مثال در جوامع پیشرفته واسه انجام امور روزانه احتیاجی به حضور فیزیکی در محل دلخواه نیس! بلکه از روش سفارش؛ رزرو و … خیلی راحت فعالیتای خود رو پیش می برن.

به شکلای جور واجور این کسب و کارای اینترنتی می پردازیم:

کسب و کار اینترنتی به چند گروه تقسیم می شه که مثل اون ایجاد اجتماعات آنلاین، خرید، فروش و حراج جنسای جور واجور، تبلیغات اینترنتی، ارائه خدمات تخصصی به بقیه، ایجاد اطلاعات، اخبار و آموزش، تهیه و ارائه نرم افزارهای جور واجور، پیوستن به شبکه های واسطه گری، خدمات مربوط به ایمیل و سرمایه گذاری مشترکه.
هر کدوم از این گروه ها زمانی موفق هستن که بتونن بازدیدکنندگان یا مشتریان زیادی واسه سایت و برنامه اینترنتی خود داشته باشن.
این نوع کسب وکار هم در نیروی انسانی، هزینه ها، زمان و رفت وآمدها صرفه جویی کرده و هم امکان ارتباط با مشتریان بسیاری در نقاط جور واجور رو جفت و جور می سازه. واسه کسائی که روشای استفاده از این وسیله نوین رو خوب می دونن، فرصت مناسبیه که با تکنیکای خاص بتونن گوی پیشی رو از حریفان خود در این بخش بگیرن.

مهارت بیشتر، درآمد بیشتر
دوستی داریم که از این راه درآمدزایی می کنه. کار ایشون ارائه خدماتی مثل آموزش و آگاهی رسانی به مردم از روش اینترنته. اون درباره کارش میگه: درآمدزایی از اینترنت راه حل رسیدن به مقصد مادی و مالیه به شرط اینکه به فنون و روشای اینترنتی مشتری پیدا کنی و تبلیغات تسلط داشته باشین! اون به یکی از دوستانش اشاره کرد که روزانه دست کم ۱۰۰ هزار تومن تنها با همین کار دشت می کنه.
ایشون میگه: هرچند داشتن کم سرمایه ای واسه شروع هر کاری لازمه اما سرمایه عامل قطعی پیشرفت در این راه نیس! بازم موضوع به مهارت و تخصص ما در استفاده از اینترنت مربوط میشه. بعضی با چند روش ارائه خدمات به مشتریان خود، بر اندازه این درآمدزایی اضافه می کنن. بمثلاً در کنار آموزش وسایل اینترنتی، به فروش جنسای خود از روش اینترنت هم می پرازن.
اون درباره ایده های اشتباه استفاده از اینترنت میگه:

این نگاه حتی به تحصیلکردهامون سرایت کرده و اینترنت به یه جور سرگرمی و تفریح واسه مردم تبدیل شده. ایجاد رشته های تحصیلی مجازی واسه گسترش فرهنگ استفاده از اینترنت یا تحصیل به شکل اینترنتی هم در مقایسه با بقیه کشورهایی که از این الگو پیروی می کنن، کارایی چندانی نداره چون که طرز تفکری که مردم واسه استفاده از اینترنت دارن با نوع فکر کسائی که در اون به دنبال رسیدن به اهداف بزرگ اقتصادی هستن، فرق می کنه.
این کاسب اینترنتی توضیح میده: استفاده از اینترنت چه در فروش و چه در مصرف اون طور که باید در کشور ما جایی نداره. البته این به خاطر نبود آشنایی مردم با اینترنت یا نبود دسترسی اونا به اون نیس! موضوع به همون ایده های غلط کاربرد اینترنت در بین مردم مربوط میشه. مثلا حالا با گسترش گوشیایی که به اینترنت و برنامه های پیشرفته واسه ارتباط با بقیه مجهزند، بیشترین کرد استفاده از اونا در کشور ما در کارای غیرعلمی و حتی ارتباطات غیرمجاز و ناسالمه. این در حالیه که آمار استفاده کشور ما از این برنامه ها در سطح جهان آمار بسیار بالاییه و حتی می گن که رتبه برتر رو حتی نسبت به کشورای پیشرفته ای چون آمریکا به خود اختصاص داده.
علی اکبر جلالی، کارشناس بخش فناوری اطلاعات، درباره درآمدزایی اینترنتی میگه: اگه بخوایم اندازه درآمدزایی از اینترنت رو با کشورهای دیگر مقایسه کنیم، این اندازه خیلی به چشم نمیاد.
ایشون میگه: با در نظر گرفتن بعضی بخشای عادی استفاده از اینترنت در کشور مثل بازیای رایانه ای، آموزش، بخش تجارت و بازرگانی هم کم کم در حال پیشرفته؛ به ویژه از وقتی که طرح مشاغل علم بنیان به میان اومده. افراد بیکار از این راه می تونن واسه خود درآمدی داشته باشن که این حالت یعنی ایجاد اشتغالزایی در فضای مجازی. مثلا زمان کریسمس در آمریکا ۵۰درصد خریدها به شکل آنلاین صورت میگیره که در مقایسه با کشور ما این خرید یک درصده! پس ما هنوز از سطح کشورهای دیگر در استفاده از اینترنت خصوصا درآمدزایی اون فاصله داریم اما از آن جایی که قدم شروع اون در کشور ورداشته شده، امید اینکه به مرور این استفاده بیشتر و گسترده تر شه، است.
جلالی در مورد امکان رسیدن به درآمدهای بالا از روش اینترنت میگه: مهم ترین کار اینترنت در بخش اقتصادی کمک به کاهش هزینه هاست؛ هزینه هایی مثل هزینه ارتباطی، انتقال، جابه جایی و… چون که در اقتصاد واسه تعیین درآمد تنها سود مطرح نیس هزینه ها هم مهمه. مثلا کشورهای پیشرفته واسه انجام کارای خود دور یک میز دیجیتالی می شینن و دیگر احتیاجی به هزینه های حضور در یک جای به طور رسمی و بقیه تشریفات ندارن. این باعث می شه کالای اونا به دلیل کاهش هزینه ها ارزون تر ارائه شه و در مقابل با کالای گرون بقیه کشورها قدرت رقابت بیشتری داشته باشه. به خاطر همین بسیاری کشورها از همین اینترنت به درآمدهای بالایی رسیدن.
پس چون این وسیله ارتباطی امتیازات خوبی به ویژه واسه مجهز شدن به تکنولوژیای روز داره، میشه از همین راه راه پیشرفت مادی زیادی رو درپیش گرفت.

هر کدوم از ما در بهبود فرهنگ استفاده از اینترنت نقش زیادی داریم. امید میره که در روزای آینده تماشاگر کاربردهای بسیار به درد بخور اینترنت در کشور باشیم.
موفق باشین دوستان عزیز

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

با کارکنان شورشی چیجوری باید رفتار کرد ؟

رفتار مدیر با کارکنان شورشی
شمام در شرکت خود کارکنان شورشی دارین؟ می خواین توانایی خود رو در رهبری تست کنین؟ میدونید چیجوری باید با کارکنان عصبی برخورد کنیم؟

خیلی خوبه که آدم کنار اشخاصی باشه که روش تفکر اونا با شما یکی باشه، اما این روش روش مناسبی واسه رهبری نیس.
امروز ۸ نکته در روابط کاری بین کارکنان و مدیران رو واسه شما توضیح می دیم.

۱- دور موندن از اختلاف
اگه واقعاً می خواین سوء تفاهم بین شما و بقیه پیش نیاد، پس باید راستی کارای خود رو با عمل به اونا ثابت کنین و در آخر به قولای خود عمل کنین. نباید همه مردم به شکل عمومی با نظر شما موافق باشن، اما باید تا دورترین حدود به شما اعتماد کنن و اگه عصبی باشین، دو دل باشین و یا ضعفی در شخصیت خود داشته باشین نمی تونین به این خواسته برسین.

۲- اولویت دادن به منافع عمومی
لازم نیس که در همه امور رأیا درباره یک موضوع، یکی باشه. فرق در دیدگاه ها و نوآوریا به خاطر کمک به محیط کاری انجام می شه. شاید بعضی وقتا حق با شما باشه اما بعضی وقتا نظر شما عامل اصلی در کار نیس. بخاطر یه نظر جزئی با بقیه اختلاف پیدا نکنین. اما اگه بخاطر مسئله مهم و پروژه بخصوصی نظر خود رو دادین با جدیت ایستادگی کنین و مهمترین کار راه حل پیدا کردن راه حل منطقیه.

۳- شما احترام گذاشتن رو شروع کنین
فرق و تحقیر دو چیز فرق داره، احترام، همیشه در مقابل همه افراد باید حاضر باشه و در مرکز هر عمل موفق قرار داره، و پایه هر تیم موفق و پربار هستش. احترام به اختلافات نظر همراه با بهره وری در محل کار به این مفهومه که شما کار آفرین و مدیر روشن فکری هستین.

۴- تعیین رفتارای قابل قبول
این یه قدم مثبت واسه جلوگیری از اختلافات غیر لازمه. هم اینکه یه سری از یک چارچوب روشن واسه مراحل تصمیم گیریه و ارسال یک هیئت رسمی از قدرت، زمانی لازمه که مورد تشویق روشای مطلوب قرار بگیره. با پیشرفت رهبری و مدیریت و استعداد خود بدون شک از این تفاوتا جلوگیری می کنین.

۵- خشک شدن منابع اختلافات
نمیشه مشکلات رو حل کرد مگه این که قصد صادقی داشته باشین و تلاش زیادی واسه حل این مشکل انجام بدین. پیشگیری و اتفاق بعضی اختلافات بین کارکنان در بعضی وقتا غیر ممکنه، اما در بعضی وقتا بهترین راه اینه که واسه اینکه اختلافاتی پیش نیاد از پایه از این جلوگیری کنین.

۶- اهداف بقیه رو درک کنین
باخبر شدن از خواسته های طرف مقابل خیلی با اهمیته. این به طور کاملً لازمه که انگیزهای بقیه رو بدونین و از اونا آشنایی، تا از هر گونه درگیری با طرف مقابل دوری کنین.  می تونین خواسته های بقیه رو درک کنین تا به تموم افراد و دور و بریا خود کمک کنین تا وارد بحث و جنگ نشن.

۷- تبدیل اختلافات به فرصت
همه بحثا در ردی بندیای متفاوتی قرار می گیرن تا به عنوان فرصت و تجربه مورد استفاده قرار گیرند. اختلافات بعضی وقتا فرصتی واسه رشد و پیشرفت شماس. اگه شما به عنوان مدیر واسه جلوگیری از درگیریای تیم اجازه نمی دین بحثی بین کارمندان اتقاق بیفته پس در رهبری و کار خود هیچ وقت رشد نمی کنین.

۸- وضوح اهداف
همه کسائی که با شما کار می کنن باید بفهمن که شما به عنوان یک مدیر همه اونا رو درک می کنین، و حاضرید با  اونا واسه رشد شرکت همکاری داشته باشین. به این صورت کارکنان مطمئن می شن که در اختلافات شخصی هم همه اونا رو درک می کنین و به همه اهمیت می دین. اما اگه با غرور بین اونا فرق بذارین به شما اعتماد نمی کنن.

[تعداد: ۳    میانگین: ۴/۵]

با کارکنان مشکل ساز چیجوری رفتار می کنین؟ [ اینفوگرافی ]

کارکنان مشکل ساز
اگه شمام در شرکت یا سازمانی مشغول به کار هستین و یا خود مدیر کار و کاسبی هستین، حتما کارکنان مشکل ساز رو از نزدیک دیده اید. این افراد با ایجاد اخلال در کار دیگر کارکنان مانع از پیشرفت کار و کاسبی می گردن. در اینفوگرافی که در زیر مشاهده می کنین، راهکارهای ساده و کاربردی واسه رفتار با این افراد پیشنهاد شده.

امیدوارم از مطالعه این مطلب لذت ببرین. لطفا تجربیات و نظرات خود رو در این مورد با ما مورد بحث و رد و بدل کردن نظر قرار بدین.

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

بازار :گزارهایی که در کار و کاسبی ایجاد ارزش می کنن(۴)

متخصص گوشه بازار
در ادامه مبحث ۵ دقیقه مدیریت و بخش گزارهای ارزش ، به بررسی بازار و دقیق شدن بر بازار میپردازیم . که تخصص و دقیق شدن بر بازار ، یکی از گزارهای ایجاد ارزشه .

متخصص گوشه بازار ، به معنی تمرکز شرکت بر یک بخش بازار یا خط محصول هستش ،  که به واقع می تونه در هر منطقه ای ظهور یابد. یک پخش کننده صنعتی ممکنه روی مصرف کنندگان حجم بالا یا حتی یک مصرف کننده تک تکیه کنه. یک مغازه لباس ممکنه مدهای پرطرفدار رو واسه دختران نوجوون اندازه بالا عرضه کنه.

ازآنجایی که ،  متخصص گوشه بازار ذاتاً از رقیق شدگی یا انحراف هدف دار دوری می کنه، احتمال زیادی هست که از روش هدف دار تعهد هدف دار در جهت رسیدن به مزیت پایدار پیروی کنه. وقتی که سرمایه گذاریای داخلی، برنامه ها و فرهنگ همه در جهت یک مقصد واحد هدایت شدن و هر فرد در سازمان در اون عضویت داره، نتیجه اش داراییا، لیاقتا و روش هدف دارای وظیفه ای هستش که با نیازای بازار مطابقت داره.

دقیق شدن بر محصول می تونه به برتری تکنیکی منتهی شه، چراکه مردم به بازار کالاهایی روی می یارن که نسبت به اونا علاقه زیادی دارن. وقتی که اجناس یک شرکت ذهن آدم رو تصرف کنه، هیجان انگیز، نوآورانه و باکیفیت عالی تلقی می شن.

اگه واقعاً به بهترین علاقه دارین به شرکتی خواهید رفت که در اون متخصص باشه و به اون کسب وکار علاقه مند باشه. دوم پیوند بین کاربر وفادار و برند وقتی که برند متمرکز بوده و آدما علاقه شدیدی به محصول اونا دارن بسیار محکم تره.

مطالب در ارتباط :

گزارهایی که در کار و کاسبی ایجاد ارزش می کنن(۱)
گزارهایی که در کار و کاسبی ایجاد ارزش می کنن(۲)
گزارهایی که در کار و کاسبی ایجاد ارزش می کنن(۳)

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

بازارگردان چیه؟ و چیجوری درآمد دشت می کنه؟

بازارگردان چیه
یک بازارگردان ، یک شرکت کارگزار و فروشنده س. که خطر داشتن تعداد مشخصی از سهام یا اوراق بهادار رو به عهده میگیره. تا معامله اون اوراق بهادار رو آسون کردن کنه. هر بازارگردان با ارائه پیشنهادات خرید و فروش واسه تعداد معینی سهام، جهت افزایش سفارش مشتری رقابت می کنه. و وقتی که یک سفارش از یک خریدار دریافت می شه، بازارگردان بدون این دست اون دست کردن مقداری از موجودی خود رو می فروشه. و یا به دنبال یک سفارش جبرانی می شه.

عادی ترین نوع بازارگردان ، خونه کارگزاریه. که راه حلای خرید و فروش رو واسه سرمایه گذاران جفت و جور می کنه. تا نقدینگی بازارای مالی رو حفظ کنه. بازارگردان هم اینکه می تونه یک واسطه فردی باشه. اما به دلیل حجم بالای اوراق بهادار لازم واسه آسون کردن حجم خرید و فروش، تقریبا تموم بازارگردانا، موسسات بزرگ هستن.

چیجوری بازارگردانا معاملات مالی رو آسون کردن می کنن
بازارگردانا حجم خیلی از اوراق بهادار دارن و می تونن مقدار خیلی از سفارشات رو در بازارهای مالی بکنن. این سفارشات خرید و فروش هستن. و در عرض چند ثانیه اتفاق می افتن.

از پایه، بازارگردانا همیشه طرف مقابل حجم معاملات سرمایه گذار رو می گیرن. مثلا، اگه سرمایه گذاران به دنبال فروش اوراق بهادار باشن، بازارگردانا این اوراق بهادار رو خریداری می کنن. تا وقتی که همه فروشندگان جفت و جور شن. و برعکس، اگه سرمایه گذاران اوراق بهاداری رو بخرن، بازارگردانا این اوراق بهادار رو به فروش می رسونن. تا تموم سفارشات پر شه. پس، بازارگردانا، عرضه و درخواست بازارهای مالی رو جفت و جور می کنن. و اوراق بهادار رو در بین فروشندگان و خریداران دست به دست می کنن.

واسه مطالعه بیشتر:

اشتباهات سرمایه گذاری که سود شما رو به خطر میندازه

بازارگردانا چیجوری سود می کنن؟
تموم بازارگردانا به دلیل خطر نگه داشتن دارایی، سود دریافت می کنن. خطری که بازارگردانا جلوی روشون قرار گرفته، کاهش ارزش یک اوراق بهادار پس از خرید از فروشنده و قبل از فروش به یک خریداره. اینجوری، بازارگردانا واسه هر اوراق بهاداری که پوشش میدن، اسپرد (spread) مطالبه می کنن. این به عنوان شکاف قیمت پیشنهادی خرید و فروش (bid-ask spread) شناخته می شه. و در معاملات مالی بسیار رایجه.

مثلا، وقتی که یک سرمایه گذار سهامی رو با استفاده از یک شرکت کارگزاری آنلاین جستجو می کنه، ممکنه قیمت خرید (بید یا  bid) 100 دلار و قیمت فروش (اسک یا ask) 100.05 دلار باشه. این به اون معنیه که کارگزار، سهام رو ۱۰۰ دلار می خره و بعد به قیمت ۱۰۰.۰۵ دلار به خریداران احتمالی می فروشه. از روش حجم معاملات بالا، اسپردهای کوچیک تا حد زیادی به سود روزانه اضافه می کنه.

بازارگردان سوم
بازارگردان سوم، فروشنده اوراق بهادار شخص ثالثه. که آماده و مایل به خرید یا فروش سهام گفته شده در مبادلات با قیمتای عمومیه. بازارگردان سوم، با آسون کردن خرید و فروش سفارشات، حتی اگه یک خریدار یا فروشنده واسه طرف دیگر معامله وجود نداشته باشه، نقدینگی رو به بازارهای مالی اضافه می کنه. بازارگردانای سوم، با خرید پایین و فروش بالا، از نقش خود به عنوان واسطه سود می برن. اونا هم اینکه معاملات رو واسه کارگزاران در مبادلاتی که اون کارگزار عضو نیس، انجام میدن.

یک کارگزار هم اینکه خرید و فروش اوراق بهادار رو آسون کردن می کنه. اما این کار رو با مطابقت مستقیم خرید و فروش سفارشات، انجام میده. یک بازارگردان سوم ممکنه وقتی که یک سرمایه گذار میخواد اوراق بهادار رو به فروش برسونه، به عنوان یک خریدار بکنه. و تنها سود کوچیک و کوتاه یه مدت رو از خرید یک اوراق بهادار با قیمت مطلوب دشت می کنه. و اونو به یک سرمایه گذار دیگر با قیمت بالاتر می فروشه.

[تعداد: ۵    میانگین: ۴/۵]

بازاریاب ماشینی و گذر از بازاریاب محتوا؛ عصر جدید بازاریابی

در این مقاله از زبون آقای ریکی آبوت، مدیر بازاریابی و روش هدف دار در شرکت Pulse  ، به موضوع شروع عصر بازاریاب ماشینی  و بعضی امتیازات و مشکلات اون می پردازیم. با پدیده فکر مهتر همراه باشین.

مقدمه ای بر بازاریاب ماشینی
ریکی ابوت میگه: “به نظر می رسه مارتِک (مارکتینگ تکنولوژی) در حال ظهور و بالاترین درجه گرفتنه”. اما چیجوری میشه خلاقیت رو در این دنیای جدید و پیچیده نگهداشت؟

همه در بازاریابی B2B تبدیل به یک ربات می شن؟ سئوال عجیب و غریبیه ، اما روزای خوبی رو که محتوا پادشاهی می کرد به خاطر دارین؟ دیگر تقریبا قدرت خود رو از دست داده.  دیگر وقتی که یک کمپین بزرگ B2B از محتوای قوی رو می بینیم خوشحال میشیم! اما این روزا “بازاریابان برند” به نظر خیلی کم شدن. حتی اصطلاح “بازاریاب دیجیتال” هم کم کم داره قدیمی می شه. ما حالا داریم وارد عصر بازاریاب ماشینی میشیم.

من اخیرا در B2B Marketing Ignite حضور داشتم و اولین چیزی که منو متعجب کرد از دست دادن غرفهای نمایندگی بود. این تقریبا کل پلت فرمای مارتکه، که خیلی از جلسات بسیار موفق و البته جلسات غیر حضوری رو هم میزبانی می کنه.

به نظر می رسه تکنولوژی در حال تغییره و  تقریبا هر جلسه ای که من در اون حضور دارم، یک مباحثه شگفت انگیزه. که بیشتر مارتک محوره. شاید این مسئله کمی متظاهرانه و بزرگ نمایی گرایانه باشه. به این خاطر که من فکر می کنم مارتک روش و راه و روش بسیار بزرگ و خوبیه. اما یک سئوال اینجاست – شما چه مقدار یک بازاریاب طبق ماشین هستین؟

چیجوری از غربال مارتک عبور می کنین؟
چقدر تصمیمات شما به اطلاعات، جدا سازی و بررسی، هوش مصنوعی (AI)، الگوریتما یا یادگیری ماشینی، متکی هستن؟ چیجوری خلاقیت رو میشه در دنیای صفر و یک زنده و سر پا نگه داشت؟

این کار یک کار متعادل سازی بسیار سخته. چیجوری از غربال و ازدحام مارتک عبور می کنین؟ چیجوری میدونید که کدوم بخش رو باید اولویت بندی کرد؟

اثبات معنی. اگه ارائه دهندگان این معنی به همون اندازه ای که تعریف شون شنیده می شه خوب باشن، باید مایل به ارائه اثبات معنی باشن. در مورد یافتهاشون تحقیق کنین و بپرسید که سیستماشون چیجوری کار می کنن. سیستمای مشکوکی وجود دارن که می گن: “، توضیح اون بسیار پیچیدهه”.
نیازمندی / ربط داشتن. ما همه عاشق داشبوردا (جعبه وسیله) و ویژوالای دوست داشتنی هستیم. اما شمام به اونا نیاز دارین؟ اونا برنامه هاتون رو تکمیل می کنن و شما واسه استفاده از اونا آماده اید؟
خلاقیت / محتوا. بیشتر پلت فرمای مارتک بیشتر روی داده ها / اطلاعات متمرکز شدن، اونا به طور کامل محتوا رو از یاد بردن. مشتریان به داده های مورد استفاده شما اهمیتی نمی دن، اونا فقط پیام رو می بینن. بهترین «بازاریاب ماشینی»، خلاقیت رو در کنار داده ها استفاده می کنن تا برنامه هاشون کاربردی تر باشه.
نگران نباشین. فقط بازاریاب ماشینی بودن همیشه جواب مسائل نیس. مهارتای خود رو بشناسین. با آدمایی همنشین شید که مهارتایی دارن که شما اونا رو ندارین و سوالات مناسب سوالات خود رو مطرح کنین.  این کار باعث می شه بهترن بازرایاب ماشینی باشین. که واسه موفقیت خود هم از فناوری استفاده می کنه و هم از مهارتای اجتماعی.

[تعداد: ۲    میانگین: ۳/۵]

بازاریاب موفق از خوشحال کردن مشتریان حال می کنن

بازاریاب موفق کیست؟
استخدام بازاریاب آقا/ خانوم با روابط عمومی بالا ، مسلط به بازاریابی با درآمد بالا نیازمندیم. بیشتر شرکتای واسه جذب بازاریاب موفق به این جور اقدام می کنن.

این متن استخدام رو بارها دیده اید. مشخصه بازاریاب همینه؟ مشخصه بازاریابان چیه؟

خیلی از کارفرمایان مشکل اصلی نبود پیشرفت فروششان رو از کارکرد ضعیف بازاریاب میدونن و همیشه دنبال افراد با روابط عمومی بالا و دارای فن بیان و فعال میگردنند ولی چه کسائی میتونن بازاریابان حرفه ای باشن؟ تنها نشون دادن لبخند و معرفی محصول کافیه؟

بازاریابی تنها معرفی محصول با روی خندان به تعداد زیاد مشتریان نیس این فقط قسمت کوچیکی از بخش اجرایی فروشه که بسیار در شرکتا به نام بازاریابی شناخته شده.

افراد معمولا سوالای بسیاری در این مورد مطرح میکنن:

بازاریابی چیه؟

بازایاب موفق کیست؟

بازاریابی کجا کاربرد داره؟

راه های بازاریابی چیه؟

و …..

قبل از تموم این سوالات از خودتون بپرسید از چی حال می کنین؟ اگه می خواین بازاریاب موفق شید در مرحله اول باید از حل مسئله لذت ببرین چون تموم راه حلا هست مهارت پیدا کردن راه حله که بازاریابان رو جدا میکنه و هر چی مسئله سخت تر و سخت تر باشه لذت حل کردن اونم بیشتره . از خودتون بپرسید لذت قلبی و علاقه مندی تون چیه؟ ارتباط بر قرار کردن با آدما رو دوست دارین؟ هر انسانی که شما با اون مواجه هستین یک مسئله حل نشده که شما باید راه حل واسه اون پیدا کنین. نیازای افراد و درخواستای اونا باعث تولید اجناس و خدمات جدید می شه. ایجاد نیاز در افراد باعث نوآوری میشه و چه لذتی بالاتر از این که شما راه حلای جدیدتر و بهتر واسه افراد بسازین و اونا رو خوشحالتر و راضی تر ببینین.

آدمایی میتونن بازاریاب موفق شن که لذت داخلی واسه زندگی دارن. سرحال ، پر انرژی و خستگی ناپذیرن، به دنبال ایجاد روابط جدید هستن و از حل مسئله لذت میبرن.

پس اگه بازاریاب هستین مسئله حل کنین و لذت ببرین.

از نظر شما یک بازاریاب موفق چه ویژگیای دیگری داره؟ نظرات خود رو با ما مورد بحث و رد و بدل کردن نظر قرار بدین.

[تعداد: ۱۱    میانگین: ۴.۲/۵]

بازاریابان از یک استراتژیست محتوا چه میخوان؟ (۱)

خواسته بازاریابان از یک استراتژیست محتوا
یه روز دیگر شده: رئیس تون پیشنهاد شما رو واسه اینکه از یک استراتژیست محتوا (بیرون از تیم) واسه تیم بازاریابی تون کمک بگیرین قبول کرده.
یک استراتژیست محتوا باید چه مهارتایی داشته باشه؟ چه پرسشای مناسبی رو میشه از اونا پرسید؟ از کجا و چیجوری می تونین درست ترین کمک رو دریافت کنین؟
اینجا می خوایم پیشنهادای بعضی کارشناسان رو که در کنفرانس محتوای هوشمند ۲۰۱۶، صحبت کردن مورد مطالعه بذاریم. بدین منظور این دسته از مطالب رو به دو قسمت تقسیم کردیم تا در بخش دوم هم در خدمت تون باشیم.

به دنبال افراد متفکر باشین
شما در یک استراتژیست محتوا به دنبال چه می گردین؟ به عوامل متفاوتی بستگی داره. همه استراتژیستای محتوا برابر نیستن. بعضی در جنبه های تحریریه محتوا (نوشتن، پیام رسانی، تن صدا) تخصص دارن، در حالی که یه سریای دیگه در طراحی هنری محتوا و مهندسی محتوا تخصص دارن (یقین دارن که محتوای شما بدون هیچ مشکلی از پیچ و خمای سیستم واسه رسیدن به مقصد خود، عبور می کنه).
مهم ترین نکته توانایی کمک به شما در تدبیر و در پیش گرفتن روش هدف دار لازمه. روش هدف دار نرم افزار نیس. برنامه ریزی پروژه نیس. روش هدف دار چگونگی شروع به کار شما و با کی کار کردن، نیس!

روش هدف دار شامل چشم اندازی از آینده، اهدافی واسه رسیدن، و طرحی از اقدام به کاره.

شناسایی صاحبان نفوذ
اول به دنبال آدمایی باشین که در محتوا – مثل بازاریابی، فنی، آموزشی و هر نوع محتوای دیگر- مجرب و ماهر هستن، و پس از آن به دنبال طراحی تجربه کاربر و مهارتای مهندسی باشین.
در مرحله اول، در شرکت خود به دنبال اینجور آدمایی باشین: استراتژیستای محتوا و یا معماران اطلاعات، در حال کار روی آزمایش محتوا در مقابل اجرای زیرساخت و فن آوری (مثل سیستمای مدیریت محتوا)، هستن. هم اینکه می تونین از یک مشاور روش هدف دار محتوا و یا شرکت مشاوری که می تونه به شما در استخدام یک فرد کمک کنه، استفاده کنین. توضیح شغل خود رو نسبت به موقعیتای کار شرکتای دیگر، در روش هدف دار محتوا و معماری اطلاعات، مدلسازی کنین.
پس از اینکه بعضی نامزدا رو شناسایی کردین، اونایی رو که هم به شکل ذهنی و هم به شکل تحلیلی فکر می کنن، جدا کنین، این افراد مشکلات رو به عالی ترین وجه ممکن حل می کنن، به دنبال علل عمقی و دقیق هستن، اهداف و نیازای نقشای دیگر رو در یک تیم بین رشته ای درک می کنن و می تونن بر اونا نفوذ و اثر داشته باشن. استراتژیست محتوا باید تیم رو واسه اجرا یک چشم انداز کنار هم جمع کنه، پس اونا نه فقط باید یک چشم انداز داشته باشن بلکه باید اونو واسه خریدای کلی و ایجاد اشتیاق به اشتراک و ارتباط بزاره.
این سوالات رو از نامزدها بپرسید:

تجربه محتوای استثنایی چیه؟
• چیجوری ورودی لازم واسه هر نقطه عطف رو به دست میارید؟ از محتوا، شخص، جای یا زمان؟
• اگه هیچ روش هدف دار محصولی یا اطلاعات بازاری و یا هیچ اطلاعات کاربری واسه ورودی نداشته باشین، چیجوری یه روش هدف دار محتوا رو پیشرفت می دین ؟
• چیجوری روشای هدف دار محتوا و آزمونای محتوایی رو ایجاد کردین که در رسیدن به اهداف بازاریابی و فروش (درآمد، ساپورت از مشتری، و چیزای دیگه ای به جز اینا)کمک کردن؟
• چیجوری میدونید که به رسیدن به اون اهداف کمک کردین؟
• چیجوری خودتون با خودتون همکاری می کنین؟
شکار متفکران بزرگ
یک متفکر بزرگ پیدا کنین، کسی که کارای زیر رو انجام میده:
• همه شکلای تولید، پخش و پیوند محتوا درک می کنه
• تفکر طراحی و تجربه کاربری رو درک می کنه
• توانایی پیوند و ربط دادن محتوا به یافته های کار و کاسبی رو در خود نشون میده
• دارای تیزهوشی بازرگانیه
• حل مشکلات خلاقانه

سؤالاتی واسه سئوال:
• روش هدف دار محتوا واسه شما چه معنایی داره؟
• یک تیم محتوایی در نظر شما چیجوریه؟
• چیجوری روش هدف دار محتوا رو با بودجه کم و تیمای کوچیک ایجاد می کنین؟
• چیجوری می تونین برگشت سرمایه محتوا رو ثابت کنین؟
• چیجوری می تونین مشخص کنین که محتوا موفقه؟

به شبکه خود برید
شما به استراتژیست محتوایی نیاز دارین که می تونه نقاط قوت شما رو تکمیل کنه، طوری که بتونین هر دو جنبه ویرایشی و فنی محتوا رو ارائه بدین. اگه از تقاضاهای ویرایشی ( بازاریابی برند، پیام رسانی و مینی کانال) خسته شدین، به کسی نیاز دارین که می فهمه- بهترین روشای تولید، ساختار، و معناشناسی رو می دونه- کسی که مناسب ترین سیستما و روشای ارسال چند کاناله و مواردی مثل این رو می شناسه. پیدا کردن این افراد سخته؛ چون که همه به دنبال اونا هستن. ارتباط با افراد در شبکه کاری برابر بهترین راه واسه شناسایی افرادیه که مصالح خود رو می دونن و می تونن یه گزینه خوب و مناسب باشه.

در بخش خود به دنبال سازندگان محتوای برجسته باشین
مدیران الان می تونن به شکلی شگفت آور یک استراتژیست محتوای خوب باشن. در بیشتر موارد، بهترین استراتژیستا سابقه ساخت محتوای بسیار جذابی دارن. اگه شما بتونین در بخش خود، افراد مجربی در ایجاد محتوا پیدا کنین – حتی اگه هیچوقت لقب بازاریاب محتوا یا استراتژیست محتوا رو نداشتن – تقریباً می تونن به طور قطع چیزی رو که شما از یک استراتژیست می خواین به شما بدن، یعنی بینشی که به بهترین راه بتونین به مخاطبان خود درزمان زمان و به شکل منظم دست پیدا کنین.

آدمایی که مشکل شما رو درک می کنن، پیدا کنین
به دنبال آدمایی باشین که روش هدف دار رو ایجاد می کنن که می تونین اجرایش کنین. اگه نشونه ای از رفت و امد رو در مورد اونا دیدید، با دعوت کردن به صرف قهوه و پیاده روی از اونا تشکر کنین. این افراد رو میشه بجای بکار گرفتن توانایی خودتون در اجرای روش هدف دار اونا، با توانایی اونا واسه رشد و کسب پاداش، آزمایش کرد. شما به همکار و شریکی نیاز دارین که مشکل شما رو می فهمه و تنها زمانی خوشحاله که شما موفق میشین.

آدمایی رو پیدا کنین که همیشهً در حال یادگیری هستن
استراتژیستای محتوای عالی، مثل آفتاب پرستایی هستن که به سرعت می تونن در هر صنعتی خبره شن. اون چیزی که مهمه اینه که استراتژیست محتوا از هنر و صنعت به گرمی استقبال می کنه.
از استراتژیست محتوا بپرسید که چیجوری به افراد تیم کمک می کنن تا موارد زیر رو بکنن:
• جلب توجه مخاطبان
• تبدیل اون توجه به ارزش
• تعریف اهداف کار و کاسبی قابل دسترسی
• ایجاد تاکتیکایی واسه رسیدن به اون اهداف
• حرکت پایاپای با آخرین تغییرات در این رشته

یک استراتژیست خوب هیچوقت از یادگیری دست برنمی داره!

انتخاب مهارتای لازم: ویرایشی یا ساختاری
من بیشتر بین استراتژیست محتوای ویرایشی و ساختاری فرق قائل میشم (که هم اینکه به عنوان استراتژیست محتوای مقابل صحنه و پشت صحنه شناخته می شن). البته، هر استراتژیست محتوا دارای مجموعه ای منحصر به فرد از مهارت هاست، اما من مهارت ها و سوابق کاری اون افراد رو پیدا می کنم که بیشتر با این دو بخش در تناسبه:

استراتژیست محتوای ویرایشی: ممکنه یک پیش زمینه در کپی رایتینگ، روزنامه نگاری، یا روش هدف دار برند داشته باشه. این افراد می تونن در تعریف لحن و پیام رسانی واسه سایت کمک حال باشن، و حتی به عنوان یک ویرایشگر مدیریتی خدمت کنن.
استراتژیست محتوای ساختاری: ممکنه یک پیش زمینه در علوم کتابداری، معماری اطلاعات، و یا مدل سازی داده ها داشته باشه. این افراد می تونن در برنامه ریزی اجرای یک سیستم مدیریت محتوا (CMS) کمک کنن و یا محتوای منظم، ابرداده، و طبقه بندیا رو تعریف و تعیین کنه.
به جای اینکه فقط با کسی که عنوان استراتژیست محتوا داره همکاری کنین، در اول مشخص کنین که به کدوم مجموعه از مهارت ها نیاز دارین. همه استراتزیستای محتوا در هر دو زمینه ویرایشی و ساختاری در حد اعلی نیستن!

به دنبال طراحان و برنامه ریزان واقع بین باشین
یک استراتژیست محتوا در حالی که باید ایده های بزرگ داشته باشه، باید علاقه کافی به جزئیات واسه ایجاد یک نقشه راه واقعی واسه اجرا هم داشته باشه.

سوالات قابل طرح:
• چیجوری یک پست وبلاگ رو واسه موتورهای جستجو در سال ۲۰۱۶ بهینه سازی می کنین؟ (هر فردی که به ابر کلیدواژها اشاره داره، در استفاده از بهترین روش ها به روز نیس!)
• به چه دلیل برندا در بازاریابی محتوا سرمایه گذاری می کنن؟ به چه دلیل کاربران پذیرای محتواهای برتر هستن؟
• روند شما واسه ایجاد یه روش هدف دار چیه؟
• چیجوری چیزی رو که می تونین از منابع موجود به دست بیارین، تعیین می کنین؟
• چیجوری شخصیتا رو واسه محتوا ایجاد کرده و پیشرفت می دین ؟

در قسمت دوم، “بازاریابان از یک استراتژیست محتوا چه میخوان؟” با ما همراه باشین.

[تعداد: ۴    میانگین: ۵/۵]

بازاریابان ازیک استراتژیست محتوا چه میخوان؟ (۲)

استراتژیست محتوا
همونطور که در بازاریابان از یک استراتژیست محتوا چه میخوان؟ (۱) مطالعه کردیم؛ حالا با قسمت دوم از این مبحث همراه هستیم.

به دنبال چیزی بالاتر از توانایی تحویل روش هدف دار باشین
توانایی ایجاد یه روش هدف دار محتوای موثر – که توانایی تحویل پایانی داره – مهمه، اما کافی نیس! این سوالات رو از استراتژیست محتوا بپرسید:
• چیجوری کاری رو که باید انجام شه تشخیص می دین و بهترین روش واسه رسیدن به پروژه چیه؟
• مراحلی ک موقع ساخت یه روش هدف دار محتوا دنبال می کنین چه هستن؟
• بعضی از درسای مهمی که شما در پروژه های موفق و ناموفق یاد گرفتین چه هستن؟
• چیجوری میتونیم باهم به بهترین راه، واسه رسیدن به موفقیت همکاری کنیم؟

به دنبال جویندگان نوآوری باشین
استراتژیستای محتوای برتر، بر تجربه مشتری تمرکز می کنن. اونا نیازای کاربران رو شناسایی می کنن طوری که می تونن پیامای درستی ایجاد کرده و همینطور با مهندسان محتوا و تکنولوژیستا کار می کنن تا محتوا رو در هر زمان و مکانی به سرعت و زیرکی، قابل تحویل کنه.
از استراتژیست محتوا بپرسید که چیجوری محتوا رو تعیین و روی اون کار می کنه:

• اگه اونا در مورد نام برند، فرستادن پیام، و شخصیتا صحبت کنن، (روبروی صحنه) تمرکز اونا رو درک می کنین.
• اگه اونا در مورد مدلای محتوا، محتوای هوشمند، و ویژگیای محتوا صحبت می کنن، شما دقیق شدن روی چیز متفاوتی (پشت صحنه) رو می فهمید!
بهترین استراتژیستای محتوا می دونن که محتوا یک ترتیب با روش هدف دار، بازاریابی و مهندسی داره، و می دونن که چیجوری این بخشا رو با هم ترکیب کنن. اونا بر اهمیت کار در سراسر منابع (سیلوا) و ادارات واسه ارائه یک تجربه خوب به مشتری باخبر هستن. به دنبال نامزدهایی باشین که با پتانسیل محتوا به عنوان یک دارایی دیجیتال به هیجان آوردن و تحریک می شن. فردی رو پیدا کنین که با استفاده از محتوا به دنبال راه های خلاقانه جدید واسه کشف، ایجاد، هدف گیری، پخش، و ارائه ارزشه.

به دنبال آدمایی باشین که بیرون از زمینه کار، محتوا ایجاد می کنن

اول، مطمئن شید که شما و مصاحبه شونده درباره اون چیزی که یک استراتژیست محتوا انجام میده، موافق هستین. بعد، به دنبال کسی باشین که طیف وظایف لازم واسه برنامه ریزی، اجرا، آزمایش، بهینه سازی و مدیریت محتوای سراسر کانالای چندگانه رو می فهمه.

من به آدمایی که در بیرون از کار، محتوا ایجاد می کنن علاقه دارم چون به اونا این فرصت رو میده تا ایده ها و تکنیکا رو تجربه کنن. این کار هم اینکه سطح کنجکاوی و ابتکار لازم واسه نقش رو نشون میده.
این روزها، واسه جذب استعداد مناسب زمان سختیه چون خیلی از مردم در حال اضافه کردن “استراتژیست محتوا” و “قصه پرداز” به پروفایل لینکداین (LinkedIn) خود هستن. تا وقتی که شما سوالات درستی بپرسید و آدمایی رو که فقط از کلمات کلیدی استفاده می کنن، خط بزنین، LinkedIn محل خوبی واسه شروع هستش.
از مردم بخواهید تا نمونه هایی از کار روش هدف دار محتوای خودشون رو به شما نشون بدن. همینطور از اونا بخواهید تا وسیله مورد استفاده واسه مدیریت برنامه های روش هدف دار محتوای خود رو به شما نشون بدن.

به دنبال کسی باشین که که بازاریابی رو درک می کنه

بازاریابان باید به دنبال استراتژیستای محتوایی باشن که این سه صفت کلیدی (البته بجز مهارتای روش هدف دار ثابت،) رو دارا باشن . اونا:
• بازاریابی رو درک می کنن. شما کسی رو می خواین که نقشایی رو که بازاریابی در سازمان اجرا می کنه و روشایی که بازاریابی با توابع دیگر، مثل فروش و خدمات مشتری ارتباط برقرار می کنه، درک می کنه. این موارد جدول شرایط واسه ارائه تجربه های محتوای پایدار و اندازه پذیره که در خدمت نیازای مشتری کله.
• تصور می کنن که بازاریابی محتوا، تنها یک نوعه. بعضی وقتا یک شرکت باید در مورد خود صحبت کنه. همه شکلای جور واجور محتوا باید به شکل هدف دار محتوای مرکزی برابر، پیام برابر، لحن برابر و راه و روش گسترده برابر واسه برنامه ریزی، تولید، گردش کار و مدیریت محتوا، پایبند باشن.
• می دونن که چی واسه ایجاد یک محتوای خوب نیازه. به عنوان یک بازاریاب، شما با اون چیزی که تولید می کنین قضاوت میشین، نه با اون چیزی که برنامه ریزی و طراحی کردین! یک استراتژیست محتوا باید به شما کمک کنه تا در فاصله بین برنامه ریزی و تولید پیوند بسازین. روش هدف دار (از هر نوع که شامل روش هدف دار محتوا هم می شه) تنها تا حد توانایی یک سازمان واسه اجرای اون خوب هستش.

به دنبال کسی باشین که بیشتر از بازارایابی صِرف، اطلاعات داره.

یک استراتژیست محتوا باید بازاریابی و ارزش بازاریابی محتوا رو بفهمه، اما علاوه بر این، به دنبال استراتژیست محتوایی باشین که با مهارتای اضافی در بخشای زیر، از تیم بازاریابی شما ساپورت کنه:
• مدیریت تحریریه (ویرایشی): چیجوری می تونین به هنگام نیاز، یک تیم رو مجبور به ایجاد، مدیریت، و ارائه درست ترین موارد کنین؟
• ساختارای محتوا و فراداده: چگونگی تشکیل، مشخص سازی و مدلسازی محتوا چیجوری باید باشه تا واسه تموم کانالاتون قابل استفاده و با همه شخصیتا، حالات، فرمتا، و مخاطبان شما موافق باشه؟
• پروسه و مدیریت محتوا: چیجوری میتونیم نه فقط محتوا رو از بیرون بگیریم بلکه مطمئن باشیم که داراییا با قوانین اتوماتیکی که واسه چرخه زندگی محتوا تعیین کردیم، به درد بخور و موافق باقی می مونن؟
• تکنولوژی: پایه های فنی چیجوری کار می کنن؟ هر چند این مورد در باره تکنولوژی نیس، اما این تکنولوژی می تونه شما رو به عقب براند و یا راه های جدیدی جلو شما بگشاید.

نتیجه گیری
بازاریابان باید در یک استراتژیست محتوا به دنبال چی باشن؟ متفکر و ایده پرداز. با نفوذ. متفکر بزرگ. خالق محتوای مهیج. همدل و همراه. یادگیرنده نا تموم. برنامه ریز واقع بین. جوینده نوآوری. یک متفکر هدف دار که بازاریابی رو درک می کنه.
چیجوری اینجور فردی رو پیدا می کنین؟ شبکه خود رو به دقت بررسی می کنین، نامزدها رو گرد هم میارید، و از اونا سئوال می پرسین. به نظر من خیلی از سوالات مطرح شده واسه نامزدها رو میشه در سه گروه دسته بندی کرد:
• اهداف مشتری
O چیجوری یک تجربه محتوای استثنایی رو تعریف می کنین؟
O چیجوری به تیما کمک می کنین تا اهداف مشتریان و مشتریان بالقوه رو تشخیص دهند؟
O چیجوری به تیما کمک می کنین تا محتوایی رو طراحی کنن که اون اهداف رو برآورده می سازه؟
• اهداف کار و کاسبی
O چیجوری به تیمای محتوا کمک می کنین تا اهداف قابل دسترسی کار و کاسبی رو مشخص کنن ؟
O استراژیاتون چیجوری به رسیدن به این اهداف کمک می کنن؟
O از کجا میدونید؟
• استراتژیستی که واسه تیم محتوای شما مناسبه
O ایا شما یک استراتژیستی هستین که همیشه در مقابل صحنه فعالیت می کنه یا همیشه در پشت صحنه قرار دارین؟
O روند شما واسه ایجاد یه روش هدف دار محتوا چیه؟
O چه تخصصایی رو به تیم بازاریابی ارائه می دین، که معمولاً بدون اون هستن؟

به نظر شما چه سوالای دیگری رو میشه مطرح کرد؟

با ما مورد بحث و رد و بدل کردن نظر قرار بدین.

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

بازاریابان مثبت نگر رو چیجوری شناسایی کنیم؟

بازاریابان مثبت نگر استخدام کنین!
واسه داشتن یک برند در بازار مصرف رقابتی امروز، نیاز به استخدام بازاریابان با یک ویژگی خاص، همیشه از اهمیت بالایی برخورداره. این ویژگی مثبت نگریه. به یاد داشته باشین که بازاریابان مثبت نگر همیشه راهی واسه پیش برد کارا پیدا می کنن!

مردم ذاتا جهان رو به شکل لیوان نیمه خالی یا نیمه پر می بینن. اما بازاریابی نیاز به تصور نیمه کامل داره تا از منحنی پیشی بگیره. و به نیازای در حال تغییر مصرف کننده جواب بده. آدمایی که ذاتا مثبت نگر هستن، وقتی که بقیه دست از تلاش بر می دارن، با چالشا مواجه می شن. و می گن که راه حل در بین مشکلات قرار داره. علاوه بر این، رهبران بازاریابی که به طور ذاتی مثبت نگر هستن، بسیار پذیرای کشف خود و دیدگاه های بیان شده از طرف بقیه هستن. و این ویژگی اونا رو در اجرای برنامه هایی که به وسیله سازمان قبول کرده می شن، بسیار موثر می سازه.

طی چند سال گذشته تمرکز زیادی بر IQ و هوش هیجانی شده. با وجود اینکه IQ و EQ ویژگیای مهمی هستن، اما هیچ کدوم نمیتونه جانشین مثبت نگری در آدمایی شه که بدون این ویژگی هستن. من فهمیدم که تلاش زیادی واسه تغییر نگاه فردی باید انجام شه. – و همینطور زمان زیادی صرف می شه که به نظرم بهتره در جای دیگری صرف شه.

واسه مطالعه بیشتر:
۷ نشونه آدمای باهوش تر نسبت به افراد با هوش متوسط

نقش آی کیو و ای کیو در موفقیت کار و کاسبی

۱۰ صفت بازاریابان آنلاین موفق چیه؟

چیجوری بازاریابان مثبت نگر رو تشخیص دهیم؟
بازاریابان مثبت نگر الگوها رو شناسایی کرده و خیلی راحت می دونن که جواب ممکنه هنوز وجود نداشته باشه. چون ایده ها جمع آوری نشده ان. این نگاه نسبت به کشف، در بعضی از بزرگترین مخترعان مشهوده. لامپ برق یک شبه اختراع نشد؛ بلکه دائم تست شده و بهبود پیدا کرده. توماس ادیسون در آخر با موفقیت مواجه شد. چون اون باور داشت که شک نداشته باشین پاسخی واسه مسئله اون هست. اینجور امتناعی از تسلیم شدن در برابر مشکلات راه، دقیقا همون چیزیه که موجب انقلاب در کار و کاسبی می شه.

شناسایی بازاریابان مثبت نگر در مصاحبه
شناسایی مثبت نگری درزمان مصاحبه، اولین قدم در استخدام استعدادهای مناسبه. من سه راه ساده واسه پیدا کردن اون پیشنهاد می کنم:

۱. به نشونه های چشمی دقت کنین. به رفتار داوطلب و چگونگی ورود اونا به اتاق دقت کنین. اگه داوطلب یک حس کلی اعتماد به نفس از خود نشون داد، اون وقت می تونین به توانایی اون در مشارکت در تیم تون ایمون بیارین.

۲. در مورد احساسات اون نسبت به یک رقابت گذشته بپرسید. پس از پرسیدن درباره چالشی که داوطلب اخیرا با اون مواجه شده، بررسی عمیق تری انجام بدین. و بعد بپرسید که احساسش درباره اون چی بود. به جواب داده شده توجه دقیقی داشته باشین. چون این جواب دیدگاه سانسور نشده ای از اندیشه اون ارائه میده. در آخر این جواب می تونه تعیین کنه که مصاحبه شونده رقابت رو قبول می کنه و راه جدیدی رو کشف می کنه، یا اینکه وضعیت رو منفی می بینه.

واسه مطالعه بیشتر:
دایناسورهای دنیای دیجیتال، ۵ عادت بد بازاریابان دیجیتال 

۳. از رابطه اون با رئیس فعلی یا گذشته اش باخبر شید. به طور خاص، از داوطلب بخواهید که هر تغییری رو که میشه در رابطه درست کرد، تا به کارکرد بهتر داوطلب منجر شه، صحبت کنه. افراد با نگاه مثبت تمایل دارن بر این موضوع تمرکز کنن که چیجوری رفتار خود اونا با کارکرد و روابط دخالت داره. در حالی که افراد با نگاه منفی تنها بر رفتار رئیس شون تمرکز دارن.

مثبت نگری چیزیه که تیمای بازاریابی قهرمون رو از بقیه جدا می کنه. اگه شما به دنبال تغییر قابل توجه ای در سازمان خود و بهبود تجربه مشتری هستین، مثبت نگری رو یکی از چیزای مهم استخدام کارکنان و به ویژه بازاریابان قرار بدین. با استخدام بازاریابان مثبت نگر ، تیم بازاریابی خود رو قوی کنین.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

بازاریابان چیجوری می تونن با مشتریان گوشی موبایل-محور ارتباط برق
رنت درآمد بیشتر داشته باشیرار کنن؟

بازاریابان چیجوری می تونن با مشتریان گوشی موبایل-محور ارتباط برقرار کنن؟
در بازاریابی دیجیتال، اون روزهایی که کاربران تلفنای هوشمند و کامپیوترها از هم جدا بودن پایان پیدا کرده ..

حالا کارشناسان بازاریابی و روابط عمومی هم باید با رشد تعداد کاربرانی که از گوشیای هوشمند استفاده کرده و قبل از خرید با موبایل شون مشورت می کنن برابری پیدا کنن.

گوگل، گزارش میده که به دلیل رشد این، بازاریابان باید به فکر مبدلای جدید دیگری باشن و از روش کانالا و صفحات زیادی بتونن با این مخاطبان در ارتباط بوده و اونا رو مورد آزمایش و امتحان بذارن. گوگل در آخرین گزارش هاش هم میگه: هنوزم خیلی از کسب و کارا، ارزش گذاریای شون واسه کاربران گوشیای هوشمند و دسکتاپ متفاوت و از هم جدا شده صورت میگیره.

اما نه ! این به طور کاملً اشتباهه. شما نباید مشتریانی با عنوان “کاربران کامپیوتر” و “کاربران گوشیای تلفن“ داشته باشین!! تنها امر مهم واسه شما باید همون عنوان “مشتری” باشه!

بعد از این که اهمیت موبایل در زندگی افراد نقش برجسته ای به خود گرفت طبیعتاً بازاریابی موبایل هم اهمیت بیش تری یافت.

طبق داده های گذشته Google/Nielsen وقتی که کاربران گوشیای هوشمند از گوشی خود واسه خرید چیزی تصمیم گیری می کنن؛ ۵۷ درصد بیش تر علاقه مندن تا مغازه دلخواه رو از نزدیک ببینن. ۳۹ درصد دوست دارن تا با شرکت تماس تلفنی برقرار کنن. و ۵۱ درصد هم خرید کردن از همون مغازه رو انتخاب می کنن.

بازاریابان و کارشناسان روابط عمومی می تونن از روش نکاتی که در ادامه میگیم استفاده کنن تا بهترین نوع ارتباط رو با مخاطبان خود ایجاد کنه.

حتی اگه مخاطبان شما به دنبال قیمت، اندازه و … اجناس تون باشه این بسیار نکته مهمیه که شما همه راه هایی رو که تلفن همراهشون دسترسی داره رو داشته باشین.

AdWords  هم می تونه گستردگی هزینه هایی که صرف دیجیتال کردین رو اندازه گیری کنه. از خریدهایی که در مغازه انجام شده و یا بصورت یهویی به هنگام استفاده از نرم افزار انجام شده آگاهی داره. با استفاده از این وسیله، شما می تونین اندازه تأثیرپذیری هر یک رو سنجیده و بدونین که کدوم یک از اونا بیش ترین اثر رو در فروش شما داشتن.

داده های Google/Ipsos از همون عمل “جستجو کردن” تا مشاهده ویدئوها، نشون میده که ۹۰ درصد از مشتریان از گوشیای خود واسه اون چیزی که روزانه استفاده می کنن استفاده میکردن.

۴۰ درصد از مشتریان از دستگاه تلفن خود واسه جستجو و تحقیق درباره محصولی که از روش کامپیوتر قصد خرید اونو دارن استفاده می کنن. این دسته از مشتریان شانس بیش تری دارن تا تحت اثر بازاریابی قرار گیرند.

واسه اینکه تجربه مشتری رو بهتر درک کنین از بررسی و تحلیلا استفاده کنین. بعد ابزاری رو که به شما در فروش بیش تر کمک کرده مشخص کنین تا اندازه موفقیت تلاشای بازاریابی خود رو ببینین. این تاکتیکا می تونه مخاطبان شما رو به جایی هدایت کنه که بیش تر با شما و بقیه مشتریان تون درگیر شن. بعد از “مخاطب” به “مشتری وفادار” تغییر عنوان میدن.

داده های BIA/Kelsey نشون میده که تماسای تلفنی بیش تر مخاطبان رو به “مشتری” تبدیل می کنه تا دیدار کردن از وبسایتا! پس بازاریابان باید به همون اندازه هم تماسای تلفنی رو جدی بگیرن.

نصب کردن اپلیکیشن جدید شرکت تون به معنی داشتن مشتری جدید نیس! گوگل به شما پیشنهاد می کنه که کاربران اپلیکیشن خود رو جزو باارزش ترین مشتریان به حساب بیارین! حتی اگه هیچ خریدی از روش اپلیکیشن انجام ندن.

همیشه مطمئن شین که اعضای تیم تون باهم ارتباط داشته و اهداف و یافته ها رو باهم سهیم هستن. جلسات منظم تشویقی رو جهت بهبود ارتباطات داخلی یادتون نره.

[تعداد: ۰    میانگین: ۰/۵]

بازاریابی SMS چیجوری استفاده میشن؟

استفاده از بازاریابی SMS راهی مستقیم واسه هدف قرار دادن مخاطبانه. در حالی که بیشتر کانالای ارتباطی آنلاین  محبوب و عادی هستن، اما انگار یکی از اونا به طور زیادی بهتر از هر کانال دیگری موجب هدایت ترافیک با رفت و امد سریع می شه. این کانال ارسال یک پیام متنی از روش SMSه. با پدیده فکر مهتر همراه باشین تا به این موضوع بپردازیم.

پیامای متنی اندازه خوانش ۹۸ درصدی دارن. و ۹ پیام از ۱۰ پیام متنی در طول سه ثانیه پس از دریافت باز می شن. علاوه بر این، ۲۹ درصد از افرادِ هدف پیام کوتاه که در کمپینا شرکت کردن، به پیاما جواب میدن. و ۱۴ درصد از افرادِ هدف پس از پیام اصلی مشارکت، خرید می کنن.

طبق نظرسنجی گذشته  Biz Report، ۴۹  درصد از مصرف کنندگان می گن که خوشحال می شن که در بازاریابی پیام کوتاه شرکت کنن. دلیل اصلی این انتخاب اینه که تخفیف دریافت کنن (۳۰٪). بقیه دلایل عبارتند از: دریافت اطلاعات (۷٪)، دریافت اطلاعیهای رویدادها (۷٪) و ورود به رقابت  (۵٪).

اثر انگیزها در بازاریابی SMS
موثرترین کمپین هایSMS  ، ارزشای خاصی رو به مشتریان خود پیشنهاد می کنن. ارزشی که نمی تونن حتما در جاهای دیگر دریافت کنه. در حالی که بعضی افراد ممکنه واسه کسب اطلاعات در مورد شرکت شما دراین کمیپن شرکت کنن.  اما اون چیزی که توجه اونا رو جلب کرده صرفه جویی در هزینه س.

این به اون معنیه که وقتی شما کمپین SMS خود رو تبلیغ می کنین و تمرکز خود رو روی تشویق آدما به مشارکت قرار می دین، باید دقیقا بدونین که به چه دلیل و چقدر این کمپین واسه مشتریان تون به درد بخور و سودمنده. در این صورت می تونین  نمونه هایی از فروش یا تخفیفایی که اونا از شما توقع دارن، ارائه کنین. و یک عنصر انحصاری رو هم به اون اضافه کنه.

چیجوری میشه مشارکت رو در بازاریابی  SMS رشد داد؟
اول یک پیام بسازین. می تونین از این نکات استفاده کنین:

از نام فرستنده به جای یک عدد پنج رقمی ساده استفاده کنین. در این صورت مشتریان می دونن که کی پیام رو می فرسته . و احتمال بیشتری داره که به اون جواب بدن.
از اختصارات مناسب استفاده کنین. و از متنای طولانی هم دوری کنین.
از URLای کوتاه استفاده کنین. تا آدرسای سایت هم خلاصه شن. این کار امکان رائه قالب چشمی باحال تر رو جفت و جور می کنه.
پیاما رو کوتاه بنویسین. در یک حد مجاز تشکیل شده از ۱۶۰ حرف.
در صورت نوشتن پیام به زبون انگلیسی از حروف بزرگ واسه نوشتن کلمات کلیدی مهم استفاده کنین. مثلا WIN و در صورت نوشتن پیام فارسی می تونین از ویژگیایی مثل گیومه استفاده کنین.
قدم بعدی، قانع کردن مشتریان واسه مشارکته. یکی از روش ها می تونه این باشه که مشتریان رو در انتخاب اون چیزی که میخوان از پیاما دریافت کنن (طبق عواملی مثل محل و یا موضوع) ، مختار بذارین. اهداف خود رو شفاف سازی کنین. تا مشتریان بخاطر پیامای ناخواسته ناراحت نشن. از همه مهمتر، در مورد اون چیزی که به مشتری ارائه می دین رو راست باشین.

آخرین مرحله واسه رشد لیدها دانستن اینه که چیجوری مشتریان مورد نظر خود رو هدف قرار میدید. این جاست که زمان بندی، مدیریت پایگاه داده، بازاریابی و پیگیری بسیار اهمیت پیدا می کنه.

زمان بندی درست
عبارت “زمان بندی همه چیزه” هیچوقت خیلی اهمیتی نداشته. مگه در بازاریابی SMS . صرف نظر از ارزش پیام، مشتریان نمی خوان در ساعات ساده روز با صدای یک پیام متنی بیدار شن.

به خاطر این ، باید پیامای خود رو در زمان مناسب بفرستین. اما نه اونقدر زود که پیام رو در خطر فراموشی و بی توجهی بذارین. پس، اگه در تعطیلات آخر هفته فروش دارین، پیام رو روز قبل یعنی چهارشنبه به مشتریان مورد نظر خود بفرستین.

به روز نگه داشتن پایگاه داده مشتری بسیار حیاتیه. و پیگیری اندازه رفت و امد می تونه نشون بده که کمپین چقدر موفق بوده و کدوم انگیزها بیشترین توجه رو جلب کردن. این داده ها می تونن به کمپینای آینده کمک کنن. و اطمینان دهند که مشتریان مناسب رو هدف قرار می دین.

پیامای مشارکتی متنی بر بقیه روشای تبلیغاتی و رسانه های اجتماعی پیروز هستن. و کارکرد بهتری در هدایت فروش دارن. با بازاریابی SMS ، نه فقط می تونین کارآیی تلاشای بازاریابی خود رو بهتر کنین، بلکه می تونین پایه مشتری خود رو بهتر کرده و هزینه های تبلیغاتی رو با نابود کردن نیاز به راه و روش “تبلیغ گسترده به امید پیدا کردن مشتری خاص” در تبلیغات، کم کنین.

[تعداد: ۵    میانگین: ۵/۵]

بازاریابی اجازه ای چیه و در مقابل کدوم نوع بازاریابیه؟

واسه مدتا، بازاریابی و تبلیغات به شکل بازاریابی نخونده و معطلی ای بودن نه بازاریابی اجازه ای . تبلیغات تلویزیونی، آگهی در رادیو و تابلوهای تبلیغاتی بزرگ در بزرگراها همه بخشی از بازاریابی و تبلیغات سنتی هستن. علاوه بر این، معرفی اینترنت و رسانه های اجتماعی باعث تبلیغاتی که در رسانه ها شده و زمانبندیای تغذیه رسانه های اجتماعی ما هم نشون داده شد.

Seth Godin در جواب به این سردرگمی مصرف کننده در سال ۱۹۹۹ به این نتیجه رسید که باید ایده ” بازاریابی اجازه ای” رو پیشرفت داد. در کتاب بازاریابی اجازه ای: تبدیل غریبها به دوستان و دوستان به مشتری، اون این اصطلاح رو به عنوان نوع بازاریابی تعریف کرد که در اون نیاز به رضایت مصرف کننده قبل از فرستادن اطلاعات مطرح می شه. این به اون معنیه که اگه شما تایید اونا رو دریافت کنین، پس اونا علاقه مند بهبرند شمان و تمایل به سطح بالاتری از رفت و امد با شما دارن.

بازاریابی اجازه ای و فرق اون با بازاریابی معطلی ای
بازاریابی اجازه ای قدرت رو به مصرف کننده منتقل می کنه. اینکه مصرف کننده بذاره تا شما اطلاعات محصول خود رو بهش بدین، به تصمیم اون بستگی داره. این فعالیت به تنهایی با بازاریابی معطلی ای سنتی در تقابله.

مصرف کنندگان شما تنها می تونن روی چیز که اجازه دادن تمرکز کنن. اگه اونا رو با مواد بازاریابی بیشماری بمباران کنین، می تونه باعث دلزدگی از آگهی شه. تنها چیزی که باید انجام بدین اینه مخاطبین خود رو کمتر برنجانید. مگه اینکه از تجربه کاربری بد خوشحال شید!!!!
بازاریابی اجازه ای، بهره وری هرگونه روش هدف دار بازاریابی رو با نشونه گیری روی مشتریان بالقوه ای که احتمال بیشتری واسه رفت و امد دارن، زیاد می کنه. هم اینکه به مخاطبان شما فرصتی واسه انتخاب میده. با ارائه اطلاعات خاصی مثل نام، نشانی ایمیل یا شماره تلفن، مصرف کننده به شما اجازه میده تا از اطلاعات موجود در برابر محتوای با ارزشی مثل کتاب الکترونیکی یا مقاله استفاده کنه.

Seth Godin بارها گفته که بازاریابی اجازه ای به شما فرصت میده تا “امتیاز و حق ویژه” رفت و امد با مصرف کنندگان خود رو به دست بیارین. اونا به بازاریابی شما توجه دارن، چون شما توجه اونا رو جلب کردین.

واسه مطالعه بیشتر:

آمیخته بازاریابی گردشگری چه کاربردی در بازار کار داره؟

نمونه هایی از بازاریابی اجازه ای
نمونه های بازاریابی اجازه ای در همه جا هستن، با اینکه ممکنه متوجه اونا نشید. فعالیت رسانه های اجتماعی مصرف کننده (پسندها، علاقه مندیا و اشتراکا) یکی از جنبه های هدف گذاری اجازه ایه. این فعالیت علاقه رو نشون میده و در بازاریابی اجازه ای این همون چیزیه که به اون نیاز دارین. مثلا، اگه یک مصرف کننده یک پست رو در صفحه یک برند لایک کنه، شاید در آینده تمایل بیشتری واسه رفت و امد با محتوای این برند از خود نشون میده.

اشتراکا هم دسته ای از بازاریابی اجازه ای در نظر گرفته می شن. اگه کاربر با دریافت خبرنامه یا عضویت در یک پادکست یا کانال YouTube موافقت کنه، باید دست کم بخشی از اطلاعات تماس خود (معمولا یک نشانی ایمیل) رو ارائه بده. هر کدوم از این اقدامات یک علامت روشن رو در مورد منافع مشتری بالقوه ارائه میده و به برند شمام اجازه جلب توجه ایشون رو میده.

واسه مطالعه بیشتر:

کیت بازاریابی و ضرورت استفاده اون در کسب و کارا

امتیازات بازاریابی اجازه ای
۱. افزایش لیدهای با کیفیت
مصرف کنندگان شما بیان علاقه خود رو به خرید محصول یا خدمات شما نشون میدن؛ پس علاقه ذاتی اونا (نسبت به کسائی که برند شما رو انتخاب نمی کنن) به اندازه مشارکت و اندازه تبدیل شما اضافه می کنه. این مشتریایی بالقوه رو میشه لیدهای با کیفیت در نظر گرفت.

۲. افزایش اندازه ربط داشتن تبلیغات
از اونجا که شما مشتری رو هدف قرار می دین که تقریبا علاقه خود رو به محصول یا خدمات تون نشون داده، میدونید که روش هدف دار بازاریابی شما مناسبه. علاوه بر این، با دانستن اینکه مخاطبان هدف شما الان یه قدم به قیف فروش شما نزدیک شدن ، می تونین طبق اطلاعات جمعیت شناختی و رفتار آنلاین اونا، تبلیغات شخصی بسازین.

۳. هزینه های پایین
در بیشتر موارد، بازاریابی اجازه ای می تونه و باید خودکار باشه. چندین وسیله بازاریابی اجازه ای (مثل بازاریابی ایمیلی) هست که می تونه به بهتر شدن کارایی پردازشا کمک کنه و در آخر، هزینه های متغیر مربوط به کمپین بازاریابی اجازه ای رو کم کنه.

۴. ایجاد وفاداری و معروفیت
بازاریابی اجازه ای یک رفت و امد مداومه. چون که پس از دادن اجازه، متوقف نمی شه، به ویژه اگه مخاطبان چگونگی ایجاد ارتباط شما در مرحله اول رو دوست داشته باشن. چون شما اونا رو در مناسب ترین زمان هدف قرار می دین، احتمال این که روش هدف دار بازاریابی تون رانادیده بگیرن بسیار کمه. این کار همیشه یک ایده خوب واسه ایجاد معروفیت خوب در بین مصرف کنندگانه.

واسه مطالعه بیشتر:

بازاریابی جاویژه چیه و چیجوری یک جاویژه بسازیم؟

چالشای بازاریابی اجازه ای
۱. دریافت اجازه
بازاریابی اجازه ای متکی به دریافت “اجازه” از مصرف کنندگانه. اما چیکار باید کرد تا اونا این کار رو بکنن؟ ، شما باید قادر به انتقال ارزش پیشنهاد خود باشین، بدون اینکه مجبور و زور در کار باشه.

پیشنهاد فروش منحصر به فرد خود رو (USP) به درستی تنظیم کرده و انتقال بدین. دلیل اینکه به چه دلیل و چیجوری زندگی اونا با استفاده از محصول یا سرویس شما تغییر می کنه، توضیح بدین. یک گزاره مهم قانع کننده، شما رو قادر می سازه تا توجه اونا رو به خود جلب کنین.

۲. لیدهای کم
تعداد لیدایی که از روش بازاریابی اجازه ای به دست میارین کمتر از روشای تبلیغی سنتیه چون شما نیاز دارین تا کاربران شما رو انتخاب کنن. از طرف دیگه، شما می تونین توقع داشته باشی که اندازه تبدیل بهتر شده تون هر گونه کاهش بالقوه ای رو که ممکنه رخ بده، جبران کنه.

۳. مسائل زمان بندی
چرخه زمانی بازاریابی اجازه ای ممکنه طولانی تر از عادی باشه. این مسئله به این دلیله که شما فقط بخشی از چیزی که رو که پیش از این هدف قرار می دادین، هدف قرار دادین. بازم اندازه تبدیل بهتر شده می تونه هرگونه تاخیر زمانی رو جبران کنه.

نتیجه گیری
بازاریابی اجازه ای چراغ سبز مصرف کننده به شماس. این نوع بازاریابی عموما نه فقط بخاطر دلایل اشاره شده واسه بیشتر شرکتا کارایی داره ، بلکه به خاطر این که بیشتر مصرف کنندگان از تاکتیکای بازاریابی معطلی ای خسته شدن، اثرگذاره. دیدگاه های مشتری بالقوه مدرن در حال تغییره، پس بهتره شروع به جفت و جور کردن اون چیزی بکنیم که اونا میخوان.

یادتون باشه که نباید اتوماسیون بازاریابی رو ندیده بگیرین! این وسیله ها می تونه با درجه بندی تلاشای بازاریابی اجازه ای شما در یک سطح شخصی به شما کمک کنن.

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

بازاریابی از روش توئیتر واسه تاجران چیجوری صورت میگیره؟

بازاریابی از روش توئیتر فعال و به درد بخور بوده و با تشخیص نقاط مهم این نوع بازاریابی می تونین فروش خوبی داشته باشین.

بازاریابی از روش توئیتر
بیشتر از ۱۰ ساله که شبکه اجتماعی توئیتر با ۳۱۰ میلیون کاربر فعال بوده و روزانه حدود ۵۰۰ میلیون پیام در اون رد و تبدیل میشه. استفاده ار این شبکه اجتماعی کاربردای زیادی داره بعضی واسه سرگرمی و یه سریای دیگه واسه کار و کاسبی خود از آن استفاده می کنن. توئیتر واسه هر نوع شخصیتی پستای جالبی داره و هر نوع قشری در این شبکه حضور دارن وسایل مختلفی باعث شده این شبکه اجتماعی واسه بازاریابی جذاب باشه.

راهنماییایی واسه تاجران جهت بازاریابی از روش توئیتر در نظر گرفتیم امیدوارم به درد بخور واقع شه.

در جستجوی مشتریان مورد هدف باشین
مشتریان مورد هدف خود رو می شناسین؟ اگه قصد تعیین مشتریان خود رو دارین بدونین توئیتر واسه این کار مناسب بوده و روابز مفیدی رو واسه تون میسازه. گسترش رسیدن به مشتریان و پیدا کردن شخصیتای شاخص یکی از فواید این نوع بازاریابیه. روی فروش تمرکز نکنین بلکه روی افزایش مشتریان مورد هدف متمرکز شید.نیازای مشتری، بخش علاقه مندیا، ساختن اعتماد مثل موارد مورد نیار مشتریاس. بازاریابی از روش توئیتر رو به همون اندازه که در دیگر شبکه ها بازاریابی می کنین مهم بشمارید.

درباره مشتریان رقبا تحقیق کنین
با شروع شناسایی مشتریان مورد هدف در توئیتر به مخاطبان رقبای خود هم نگاهی کنین، تا مطمئن شید که می تونین اونا رو جزو مشتریان و دنبال کنندگان خود بذارین یا نه! عملکردای رقبا رو کنترل کرده و منابع مورد استفاده واسه ارتباط رقبا و مشتریان رو چک کنین.

رفت و امد با افراد موثر
یکی از بهترین روشای هدف دار بازاریابی از روش توئیتر ارتباط قوی با افراد تاثیر گذاره. در جستجوی هشتگا باشین افراد موثر در زمینه های کار و کاسبی ار هشتگا استفاده میکردن. با ارتباط داشتن با افراد موثر درباره محتوای خودتون وسیله محتوای خود رو قوی کنین. آدمایی مهمی که بیشتر شرکتا اونا رو دنبال می کنن، روی محتوای شما و رسیدن به مشتریان تاثیر دارن.

استفاده از تحلیلات توئیتر
استفاده از “Twitter Analytics” به شکل روزانه باعث می شه روزانه اون چه رو که منتشر می کنین بهتر مورد بازبینی بذارین، و بعد از منتشر کردن مخاطبان چه واکنشی نسبت به محتوای شما نشون میدن. به طور مثال مخاطبان تموم نواقص و جزئیات اجناس یا محتوایی که تولید می کنین رو به شکل کانت میگن. بازاریابی از روش توئیتر مزیتایی داره که تا اونو تجربه نکنین نمی تونین این مزیتا رو بشناسین.

[تعداد: ۳    میانگین: ۳.۷/۵]

بازاریابی انگیزشی – تصمیم خرید مردم بر مبنای احساس

بازاریابی انگیزشی
داخل مایه زیر با عبارات جور واجور در خیلی از کتابای بازاریابی دیده میشه: «مردم بر مبنای احساس خرید می کنن و تصمیمات در پیش گرفتن شده رو با منطق توجیه می کنن.» روبرت ایمبریال در کتاب «بازاریابی انگیزشی» این اصل رو با مشخص کردن پنج «انگیزاننده احساسی» ساده که تشویق کننده مردم واسه خرید هستن، بیشتر توضیح میده: «ترس، عشق، اجناس رایگان و حراجیا، کسب درآمد بی دردسر و به حقیقت تبدیل کردن آرزوها.» بعد، روش استفاده از این وسیله احساسی در برنامه های بازاریابی رو به شما نشون میده. این پیشنهاد می کنه که فرصتای باورنکردنی بازاریابی مطرح شده در این کتاب رو از دست ندین. اون باور داره اگه موفق شید، همه دوستتون دارن و تاکید می کنه اگه به درستی از این انگیزانندها استفاده کنین، اونقدر درآمدی به دست میارین که خوابش رو هم نمی دیدید.

الفبای بازاریابی
بازاریابی چیه؟ «بازاریابی انجام هر کار ممکن واسه راغب کردن مردم به پرداخت پول در ازای کالا و خدمات شماس.» این تعریف ساده به نظر می رسه، اما بسیاری اونو بیشتر از حد لازم سخت تر می کنن. باحال این که خیلی از کسب وکارها محدودیتایی ایجاد می کنن که مانع فروش می شه. مثلا، آخرین باری که می خواستین با کارت بانکی خرید کنین و مغازه اونا رو نپذیرفت رو به یاد بیارین.

کار شما به عنوان صاحب کسب وکار اینه که در ارتباط به روشای کمک به مردم واسه خرید اجناس خود فکر کنین. این کار رو با درک عواملی که انگیزه خرید مشتریاس، شروع کنین.

انگیزه کوها رو جابجا می کنه
به عنوان فردی حرفه ای در کار بازاریابی باید فکر و احساس مشتری هاتون رو درک کنین. «باید بدونین که واسه تشویق اونا به خرید از چه احساساتی در بازاریابی استفاده کنین.» مردم واسه برآوردن نیازای احساسی خود خرید می کنن. این قانون واسه همه موارد حتی جنسای مصرفی نمونه داره. مثلاً، باوجودی که هر خمیردندانی دنداناتون رو تمیز می کنه، به چه دلیل یک برند خاص خمیردندان رو انتخاب می کنین؟ ممکنه خمیر دندانی بخواهید که دهن شما رو خوشبو کنه. این یک نیاز احساسی رو برآورده می کنه. یا ممکنه خمیردندانی انتخاب کنین که دنداناتون رو سفید تر کرده و اعتمادبه نفس شما رو زیاد می کنه. این موضوع هم نیاز احساسیِ دیگری رو برآورده می کنه.

مردم طبق احساس خرید می کنن و بعد تصمیمات در پیش گرفتن شده رو بر مبنای منطق توجیه می کنن. به عنوان یک بازاریاب باید با مشتریان احتمالی خود ارتباط احساسی برقرار کرده و با این وجود دلایلی منطقی ارائه کنین تا اجناس یا خدمات شما رو بخرن.

ویژگیا در مقابل امتیازات
بیشتر شرکتا تنها ویژگیای اجناس خود رو تبلیغ می کنن.در کل، صحبت درباره همه جنبه های فوق العاده چیزی که باید ارائه کنین، بسیار وسوسه انگیزه. بااین وجود، این راه و روش موثر نیس. از اونجا که مردم به دلایل احساسی خرید می کنن، باید هر ویژگی محصول خود رو به یکی از امتیازات احساسی ربط بدین. «ویژگیا به اجناس و امتیازات به مشتریان احتمالی مربوطند.»

وقتی مردم محصول یا خدمتی رو می خرن، دو نوع مزیت اصلی رو تجربه می کنن. یکی از اونا مزیت «مستقیم» یا «دلیل و معلولی» است. مثلاً، تشنه اید، پس یک نوشیدنی می خرید و یا می خواین وزن خود رو کم کنین، پس قرصای رژیمی می خرید. نوع دوم، مزیت «غیرمستقیم» یا «موفقیت احساسی» است. همیشه باید نشون بدین که اجناس شما این منافع غیر قابل لمس رو ایجاد می کنن. دوباره قرصای لاغری رو در نظر بگیرین. منافع احساسی که از مصرف اونا– و از لاغر شدن- عاید شخص می شه عبارتند از:

• افزایش توانایی و اعتماد به نفس
• کسب فرصتای بهتر واسه ایجاد روابط صمیمی
• افزایش طول عمر
• سلامتی بیشتر
• امکان پوشیدن لباسای شیک تر

رقابت شما به عنوان بازاریاب اینه که تا حد امکان واسه محصول و خدمت خود امتیازات غیرمستقیم ایجاد کرده و تاجائی که ممکنه از این انگیزانندهای احساسی در بازاریابی استفاده کنین. هر چی دکمه های احساسی بیشتری رو کلیک کنین، فروش بیشتری دارین.

پنج انگیزاننده احساسی
پنج انگیزاننده احساسی ساده باعث خرید مردم می شن. اگه در همه جنبه های آگهیا و تبلیغات خود به درستی از اونا استفاده کنین، می تونین یک سیستم بازاریابی بسازین که فروش پایدار شما رو واسه چند سال تضمین کنه. عوامل احساسی که باعث خرید می شن عبارتند از:

۱. ترس
ترس اولین انگیزه احساسیه. اگه مردم بدونن برداشتن یه قدم خاص، باعث درمون ترسشون می شه، انگیزه ای واسه اقدام پیدا می کنن. مثلاً، می تونین از ترس مردم از عنکبوت، واسه فروش بیشتر حشره کشا استفاده کنین. با اینحال، سوء استفاده از ترس افراد، کار اشتباهیه. پس، از «بازاریابی ترس» با توجه زیاد استفاده کنین.

راه دیگر استفاده از ترس، تشویق مشتریان احتمالی با تذکر یافته های انجام یه سری کارای خاص و یا انجام ندادن یه سریای دیگه از کارهاست. مثلا، مردم از مرگ ترس دارن، پس، نشون دادن عکس یک شُش ناسالم، یک تصویرسازی بسیار قوی از یافته های تخریب کننده مصرف دخانیاته.

مبنای «بازاریابی موارد کم پیدا »، ترس از دست دادن یک فرصته. هر وقت یک آگهی رو می ببینن، می شنوین یا می خونید که میگه: «اجناس در حال اتمام هستن»، در حال تجربه عملی بازاریابی ترس هستین.

۲. عشق
این انگیزه قوی احساسی در سه سطح اتفاق میفته: « ارتباط، عشق و ازدواج.» مردم به عشق و ارتباط رودررو علاقه زیادی دارن. با اینحال، در بسیاری موارد تکنولوژی جانشین ارتباط شده. این روزا مردم از دستگاه های سخنگوی خودکار، ایمیل و نامه صوتی استفاده می کنن. تفریحاتی مثل تماشای تلویزیون، بازیای ویدئویی و تماشا کردن دی ایشون دیا افراد رو بیشتر از هم جدا می کنه. اگه راهی واسه ایجاد ارتباط به مشتری احتمالی پیشنهاد کنین، پیام شما اثر عمیق تری داره. از عباراتی مثل «به ما ملحق شید» استفاده کنین و فرصتای ایجاد شبکه به وجود بیارین.

عشق یا قول دسترسی عاشقانه در شکلای جور واجور مختلفی از آگهیا دیده میشه. داشتن دندونای سفیدتر، پوشیدن لباس مناسب، روندن یک اتومبیل خاص و یا خوردن غذا در یک رستوران خاص، همه این بار معنایی رو دارن که اگه صاحب این موارد بوده و یا این پیشرفتا رو داشته باشین، عشق به سراغتون میاد. تبلیغ کنندگان با ظرافت این نکته رو انتقال میدن که استفاده از اجناس شون به شما کمک می کنه تا مرد یا زن رویاهاتون رو به دست بیارین.

۳. جنسای رایگان و فروشای فوق العاده
ذات آدم مایل به تملک چیزی، بدون از دست دادن چیز دیگری در ازای اینه. به عنوان بازاریاب می تونین واسه جذب مشتریان از پیشنهادات رایگان استفاده کنین. نکته باحال در این راه و روش اینه که صرف نظر از نوع محصولتان، همیشه می تونین چیزی رو به طور رایگان عرضه کنین و اگه هوشمندانه عمل کنین، این کار هیچ هزینه ای واسه شما به دنبال نداره. فقط مطمئن شید که مشتریان واسه جنسای رایگان شما ارزش قائلند.

مثلا، می تونین امکان دانلود رایگان کتابی الکترونیکی یا یک سی دی صوتی در بخش تخصصی خود رو واسه مشتریان احتمالی جفت و جور کنین. بعد می تونین آدمایی که به پیشنهاد رایگان شما جواب دادن رو به فهرست مشتریان احتمالی خود اضافه کرده یا با ارائه محصولی مکمل به اونا، شرایط برنده برنده بسازین. می تونین مثال برجسته این راه و روش رو در صنعت هواپیمایی ببینین. خطوط هواپیمایی واسه جلدهای کاغذی کارتای عبور، هیچ مبلغی نمی پردازند. آگهی دهندگانی که دوست دارن با خطوط هوایی در ارتباط باشن و به مشتریان اونا دسترسی داشته باشن، هزینه تهیه و تولید این جلدها رو برعهده می گیرن.

حراجیا و فروشای فوق العاده هم انگیزاننده ای بسیار قوی هستن. موفقیت مغازه های بسیار بزرگ زنجیره ای رو درنظر بگیرین. خریداران آگاه امروزی به دنبال پیدا کردن بهترین قیمت هستن و وسیله اونو هم در اختیار دارن. زمانی پیشنهاد فروش فوق العاده به مشتریان موثر واقع می شه که ارزش محصول و خدمت شما شناخته شده باشه. در این صورت، می تونین واسه هدایت خرید، تخفیف بدین و فروش رو کنترل کنین.

۴. کسب درآمد آسون
واسه استفاده از این انگیزاننده قوی، به مشتریان احتمالی نشون بدین که محصول شما می تونه در کسب درآمد یا پس انداز و صرفه جویی پول به اونا کمک کنه. این روزا، مردم به دنبال راه های آسون و سریع واسه حل مشکلات کسب وکار خود هستن. پس، اگه نشون بدین که می تونن با استفاده از محصول شما درآمد بیشتری به دست بیارن یا پس انداز کنن، فروش تون زیاد می شه. مثلا، ممکنه به عنوان یک مشاور فروش از اونا بپرسید: اگه اندازه فروش هرساله شما رو یک میلیون دلار افزایش دهم، حاضرید ۱۰۰.۰۰۰ دلار به من بدین؟

۵. تحقق بخشیدن رویاها
رویای مشتریان شما چیه؟ اگه بتونین اجناس خود رو به عنوان ابزاری واسه کمک به رسیدن به این رویاها معرفی کنین، یک انگیزاننده احساسی قوی رو شعله ور کردین. درباره رویای مشترک مشتریان تحقیق کنین. تهیه یک پرسشنامه ساده، نقطه شروع بسیار خوبیه. به یاد داشته باشین که بعضی رویاها جهانی هستن. همه آرزو دارن در یک خونه قشنگ زندگی کنن، از سلامتی کافی و ثبات مالی برخوردار بوده و زندگی بدون استرسی داشته باشن. واسه داشتن بازاریابی موثرتر، بین پیشنهادات خود و رویاهای مشتری هاتون ارتباط بسازین.

در همه فعالیتای بازاریابی خود از این پنج انگیزاننده احساسی استفاده کنین و نتیجه رو آزمایش کنین.

[تعداد: ۶    میانگین: ۴.۵/۵]

بازاریابی ایمیل : شکلای جور واجور ایمیلایی که در کسب وکار باید بفرستین

بازاریابی ایمیل
مهم نیس چه نوع ایمیلی رو ارسال می کنین، اما باید بدونین که هر کدوم از گامای اون ارزشمنده.

می دونستین واسه هر یک دلاری که جهت بازاریابی ایمیل پرداخت می کنین، یک برند متوسط ۳۸ دلار دشت می کنه؟ این یعنی ۳۸۰۰ درصد برگشت سرمایه خیره کننده و واسه همینه که یک بازاریاب هوشمند، باید روش هدف دار همیشگی و ثابت ایمیل بسازه.

، حالا اگه کسب وکار شمام مثل خیلی از کسب و کارای دیگر باشه شایدً از قبل، از روش هدف دار بازاریابی ایمیل در بعضی استفاده کردین (۸۲ درصد از کسب وکارها استفاده می کنن) اما اگه می خواین واقعاً از این نوع تلاشای تون به یافته های واقعی برسین و یه روش هدف دار قوی بنا کنین باید مطمئن شید که نوع درستی از پیام رو واسه مخاطبان خود ارسال می کنین.

در این پست، ۷ نوع از ایمیلایی که باید بفرستین رو به همراه دلیلِ اون، میگیم که امیدوارم مورداستفاده قرار گیرد.

مطلب پیشنهادی: ۴ روش بازاریابی کسب وکار

۱- خبرنامها
طبق تحقیقات Clutch خبرنامها، محبوب ترین نوع ایمیلا هستن که ۸۳ درصد از کسب وکارها، ارسال کننده اون هستن. این نوع از ایمیلا معمولاً طبق یه برنامه زمانی همیشگی ارسال می شن (صبحا در طول روزای هفته واسه برندها محبوب تره) و بیشتر محتوایی رو از سایت یا وبلاگ شرکت و لینکایی از منابع دیگر رو شامل میشه. همینطور خبرنامها رویدادهای در حال برگزاری یا وبینارها، اخبارِ شرکتا رو شامل می شه.

مطلب پیشنهادی: چیجوری خبرنامه الکترونیکی موفق بسازیم؟

۲- افزایش قرارداد
این نوع از ایمیلا یه سری از ایمیلای بهم ربط داره که در دوره های زمانی هفتگی یا چندروزه ارسال می شن. ایده اصلی این نوع از ایمیلا، تبدیل مخاطبان به مشتریه که همه اونا به وسیله مجموعه محتوای به درد بخور انجام می شه.

این ایمیلا نه فقط تواناییِ این تبدیل رو داره بلکه رفت و امد و درگیری رو هم زیاد می کنه. به گفته HubSpot این نوع از ایمیلا تا سقف ۸ درصد کلیک رو (نسبت به ایمیلای معمولی که ۳ درصد کلیک رو افزایش میدن) پیشرفت میدن.

۳- دوطرفه
اگه هر یک جور از اجزای تجارت الکترونیکی رو در کسب وکار خود دارین شاید بعضی ایمیلای دوطرفه رو مثل ایمیلای تأییدیه ارسال می کنین. این نوع از پیاما نسبت به بقیه شکلای جور واجور ایمیل، ۸ برابر بیش تر باز شده و کلیک می شه. اما شاید نتونین تا حدممکن از امتیازات اون واسه خود بکار برید. چون شما قبلاً توجه خواننده رو جذب کردین حالا بهترین زمان واسه به اشتراک گذاری محتوای شخصی سازی شده و پیشنهادای محصوله. چون می تونه علاقه هر مخاطبی رو جذب کنه.

مطلب پیشنهادی: همه چیز درباره ایمیلای خوشامدگویی

۴- ایمیلای برجسته
به گفته Campaign Monitor، ایمیلای تولد موثرترین ایمیلاییه که می تونین بفرستین.

از دیگر مدلای اینطور ایمیلا، می تونه سالگرد کاربریِ مخاطبان تون باشه. یا از روزی که به مجموعه شما ملحق شدن. وقتی اینجور ایمیلایی با یک پیشنهاد یا ارتقای ویژه همراه شه می تونه توجه و کلیکای خیلی بیش تری رو جذب کنه.

۵- متون ساده
اگه همیشه ایمیلایی با فرمت تفننی ارسال می کنین شاید پیامایی با متون ساده بتونه به شما کمک کنه. به گفته HubSpot شاید مردم بگن که ایمیلایی با طراحیای سنگین و تصاویر بالا رو ترجیح دهند اما در واقعیت، ایمیلای ساده تر که در اون HTML کم تری به کار رفته در تست A/B نتیجه بهتری داشته.

واقعا، ایمیلای html اندازه باز شدن و کلیک کم تری رو از آن خود میسازن. ایمیلای ساده می تونه یافته های خوبی رو واسه دعوت به یک اتفاق بسازن.

۶- بهینه سازی شده موبایل
به گفته Clutch  حتی ۹۰ درصد از بازاریابان می گن که خیلی با اهمیته ایمیلا رو واسه دستگاه موبایل بهینه سازی کنن. تنها ۵۹ درصد از شرکتا گفتن که بهینه سازی، باید بخشی از تلاشای بازاریابی ایمیل باشه.

تا سال ۲۰۱۶ بیشتر از ۵۰ درصد از ایمیلا در دستگاه موبایل گشوده می شن و هرچه زمان پیش میره، بر این رقم اضافه می شه.

[تعداد: ۵    میانگین: ۵/۵]

بازاریابی ایمیل : همه چیز درباره ایمیلای خوشامدگویی

بازاریابی ایمیل
شما چیجوری به دنبال کننده جدیدتون خوشامد می گین؟ بله شک نداشته باشینً یکی از موارد اون ایمیله.

ایمیلای خوشامدگویی شما در چه سطحیه؟ در ارسال ایمیلای خوشامدگویی چقدر موفق هستین؟

همونطور که میدونید ایمیل خوشامدگویی از طرف کار و کاسبی شما اولین رد و بدل کردن صمیمی شماس و ارتباطات آینده شما رو با افراد تعیین می کنه.

ایمیلای خوشامدگویی بطور میانگین، اندازه غیرمعمول ۵۰ درصد رو به خود اختصاص میده و اگه این اندازه به ۸۶ درصد برسه موثرتر از خبرنامها می شه.

این ایمیلا مسئول ایجاد انتظارات و تنظیم کردن تنا با کاربران و فالوورهای جدید هستن. اینجا همون جاییه که خوب که ایمیلای تکراری ارسال می کنین

مشتریان آینده نگر خود رو هم درباره محصول یا خدماتی که اراه می دین آموزش می دین.

فرستادن ایمیل خوشامدگویی کار ساده ای نیس و کارِ سختی می خواد تا اولین تاثیرات مثبت رو بسازین. اگه کمی توقف کنین و واسه چند لحظه راجبه کمپین بازاریابی ایمیل خود فکر کنین ممکنه مقدار خیلی از موفقیت تون رو وابسته به فالوورهایی بدونین که چیزی که در همون ایمیلا دیده ان لایک می کنن.

واسه اینکه بدونیم چی باعث می شه بعضی ایمیلای خوشامدگویی برجسته تر و موفق تر باشن، به بعضی مثالا و نکات در این مورد نگاهی میندازیم. همراه مون باشین.

تدبیر یه روش هدف دار
ایمیلای خوشامدگویی واسه همه کمپینای بازاریابی ایمیل لازمه. همینطور فایدهایی داره که استفاده از اونو واسه همه شرکتا واجب می کنه.

اگه تا الان از ایمیل خوشامدگویی استفاده نکردین جای نگرانی نیس! کسائی که قصد شروع دارن کافیه با نگاه کردن به شرکتای دور و بر شون و کارایی که انجام میدن و با در نظر گرفتن تمرینای موفقیت شون واسه نیازای خود بکار ببرن.

در MailCharts پیشنهاد شده که به ایمیلای خوشامدگویی رقبا یا برندهایی که مخاطبان هدف شون مثل مخاطبان هدف شماس نگاه کنین. وقتی به درکی از معیارها و مراحل ساده اون برسین (مثل اندازه باز شدن ایمیلای این چنینی، کلیکا و …) می تونین یافته ها رو بهتر کرده و روش هدف دار خود رو بهینه سازی کنین.

عمل به وعده
به یاد داشته باشین: اولین ایمیلی که ارسال می کنین باید کتاب الکترونیکی، دوره آزمایشی، تخفیف و … رو قول بده.

تعیین تایم لاین و تکرار
به گفته یکی از شرکتای بازاریابی ایمیل، خرده فروشانی که بیشتر از یک ایمیل خوشامدگویی رو فرستادن، با ۱۳ درصد افزایش فروش مواجه شدن. متعجب زدید درسته؟ بله ایمیل خوشامدگویی بسیار اثر میذاره.

همینطور MailCharts با داده های ایمیلی نشون میده که خیلی از خرده فروشان آنلاین تا دو هفته پس از عضو شدن افراد، ایمیل خوشامدگویی ارسال می کنن. بعضی برندها هم تا دو ماه پس از تاریخ ساده عضویت مشغول به فرستادن اون هستن.

دوره های زمانی در زیر گذاشته شده تا به شما کمک کنه و ببینین که فرستادن ایمیل چیجوری در چه دوره هایی اتفاق میفته.

ایمیل ۱: فوراً پس از دریافت لحظه ایِ ایمیلِ کاربر

ایمیل ۲: سه روز پس از دریافت نشانی ایمیل

ایمیل ۳: ۸ روز پس از دریافت نشانی ایمیل

ایمیل ۴: ۱۵ روز پس از دریافت نشانی ایمیل

ایمیل ۵: ۳۰ روز پس از دریافت نشانی ایمیل

ایمیل ۶: ۴۵ روز پس از دریافت نشانی ایمیل

ایمیل ۷: ۶۰ روز پس از دریافت نشانی ایمیل

نکته: اگه سری خوشامدگویی شما، تبلیغاتیه و اگه دیدید کاربری که عضو سایت شما شده در طول این ۶۰ روز از دنبال کننده به مشتری تبدیل شده معیارهای تقسیم بندی این ایمیلا رو متوقف کنین.

انتخاب عاقلانه کلمات
در این بخش به نکاتی ویژه تر در مورد ارسال ایمیلا می پردازیم و شما باید به هنگام برنامه ریزی واسه محتوای ایمیلای تون این دو مورد رو تو ذهن خود بسپارین:

خصوصی سازی
خوشامدگویی و به همون نسبت ایجاد خطوط خصوصی سازی شده لازمه. اندازه خونده شدن ایمیلای خوشامد، وقتی با این خطوط همراه باشه بسیار قابل پیش بینی ان و میشه که چقدر زمان صرف اون شده.

تنها با چند خط کدنویسی بیش تر که صرف این جملات خصوصی سازی شده می شه می تونین کاری کنین که کاربر تمایل بیش تر به باز کردن ایمیل و رفت و امد با شرکت شما رو داشته باشه. زمان اضافی رو واسه خصوصی سازی کردن ایمیلای تون درنظر بگیرین. حتی اگه توانایی بیش تری دارین، پا رو بالاتر از “نام” کاربر ببرین.

انتظارات
در کنار ایمیلای خصوصی سازی شده، پیشنهاد می شه که در همون اول، انتظارات خیلی روشن بسازین. اگه برنامه شما واسه فالوورها به شکل هفتگیه، بذارین از این موضوع باخبر شن. همینطور اگه بطور روزانه، ماهانه و … هست بازم باید اونا رو باخبر کنین.

نکته دیگر اینه که باید دکمه Unsubscribe یا همون “دنبال نمی کنم” رو خیلی راحت در دسترس کاربران بذارین. شک نداشته باشینً آخرین چیزی که به دنبال اون هستین اینه که کاربر شما رو به عنوان اسپم علامت گذاری کنه! چون از ارتباطاتی که شما ایجاد می کنین رضایت نداره. پس واسه جلوگیری از این اتفاق، در دسترس قرار دادن دکمه “دنبال نمی کنم!” خیلی با اهمیته و همینطور به کاربر این حس رو منتقل می کنه که به طور کاملً واسه داشتن این ارتباط مختاره.

دوستان اگه به نکات و راهنماییای بیش تر در مورد بازاریابی ایمیل نیاز دارین می تونین از روش این لینک با کارشناسان پدیده فکر مهتر در این مورد تماس بگیرین. با آرزوی موفقیت روزافزون

[تعداد: ۳    میانگین: ۴.۷/۵]

بازاریابی ایمیلی رو با ۶ روش مطمئن به نتیجه برسونیم!

بازاریابی ایمیلی یک وسیله کار و کاسبی قوی و یک تولید کننده درآمد بالاس که نباید ارزش اونو دست کم گرفت.  طبق گزارشی از انجمن بازاریابی مستقیم انگلستان، بازاریابی ایمیلی به طور متوسط ​​۳۸ پوند ROI واسه مصرف هر ۱ پوند به ارمغان میاره.

اگه می خواین بهترین یافته ها رو از بازاریابی ایمیلی خود دریافت کنین، باید روشی رو واسه خود تعریف کنین. اینجا چند ترفند رو معرفی می کنیم که می تونین اونا رو به شکل هدف دار ایمیل خود تبدیل کنین، تا افزایش درآمد سریع و زیادی داشته باشین.

ترفندهای زیاد شدهای بازاریابی ایمیلی
پایگاه داده ایمیل خود رو بخش بندی کنین
دو راه و روش مشترک در بازاریابی ایمیلی هست. اول، راه و روش دسته ای و انفجاریه که در اون شما همه مشترکین خود رو در یک لیست قرار می دین و در یک حرکت به همه اونا ایمیل ارسال می کنین. از این راه و روش باید دوری شه، چون این پتانسیل رو داره که مشتریان رو ناامید کرده و به عنوان یک ایمیل اسپم دیگر در صندوق ورودی اونا دیده شه.

با یک راه و روش بخش بندی، مشترکین خود رو طبق منافع اونا طبقه بندی می کنین. این روش  بهترین راه واسه نزدیک شدن به مشتریاس چون مشتری رو با ارسال پیامای در ارتباط در مرکز بازاریابی ایمیلی قرار میده.

راه و روش ایمیلای بخش بندی شده در مقایسه با ایمیلای انفجاری، اندازه تبدیل رو به اندازه ۲۰۸ % درصد زیاد می کنه. شما می تونین ایمیلا رو طبق منافع، جنسیت، سن، رفتار خرید و رفت و امد با سایت ،  جداسازی کنین. هر چی بیشتر ایمیل هاتون رو بخش بندی کنین، یافته های بهتری دریافت می کنین.

واسه مطالعه بیشتر:

بازاریابی ایمیل : شکلای جور واجور ایمیلایی که در کسب وکار باید بفرستین

زمانبندی پیام هاتون رو بهینه سازی کنین
در مورد منطقه وقتی که مشتریان تون هستن فکر کنین، اونا چیجوری روز خود رو می گذرونن و چه زمانی بیشترین پیاما رو دریافت می کنن. اگه در وسطای شب پیامای خود رو به مشتریان بفرستین، به احتمال زیاد یافته های بسیار کمتری دارین.

نتیجه یک تحقیق نشون داده که روز دوم هفته بهترین روز واسه فرستادن ایمیل با اندازه آزاد ۱۸٪ (بالاترین اندازه در مقایسه با دیگر روزای هفته) است. هم اینکه، فرستادن ایمیل در بعد از ظهر اندازه باز بالاتری رو به دنبال داره چون خیلی از آدمایی که صبح ایمیل خود رو چک می کنن میخوان روز خود رو با یک یادداشت تولید کننده شروع کنن و بیشتر ایمیلا رو از دست میدن و یا اونا رو ندیده می گیرن.

واسه افزایش تبدیل، از فروش صعودی و دوطرفه استفاده کنین
فروش دوطرفه و صعودی، روشایی هوشمندانه ای واسه افزایش درآمد و به بیشترین حد رسوندن ارزشیه که هر کدوم از مشتریان واسه کار و کاسبی شما به ارمغان میاره. آمازون اعلام کرده که ۳۵ درصد فروش هرساله اش  از روش فروش دوطرفه صورت میگیره، که با استفاده از پیشنهادای بازاریابی ایمیلی واسه افزایش تعداد فروشا به دست اومده.

به مشتریان خود کالاهایی رو از دسته های مربوطه ارائه بدین که از قبل بخاطر پیوند ایمیلا به اطلاعات و علم مشتری، تهیه شده. می بینین که اندازه تبدیل مشتریان موجود معمولا بسیار بیشتر از مشتریان جدیده.

واسه مطالعه بیشتر:

بازاریابی با ایمیل و چگونگی افزایش فروش اجناس و خدمات از روش اون

پاداش مشتری رو یادتون باشه
مشتریان شما روزانه صدها ایمیل دریافت می کنن. این باعث می شه که رقابت و ایجاد پیامای ایمیلی رقابت برانگیز باشه تا بتونه از بین ان همه ایمیل انتخاب شه.  از فرستان محتوای عمومی به خوانندگان دوری کنین؛ عوضش پیامای سفارشی با پیشنهادات شخصی سازی شده بفرستین. اگه شما کمپینا رو طبق نیازای خاص مخاطبان خود هدایت می کنین، نرخای باز می تونه دو برابر شه.

پیام ایمیل رو شخصی سازی کنین
ایمیلای شخصی شده اندازه معامله  شش برابری تولید می کنن. بهترین راه واسه شخصی کردن ایمیلای شا اینه که مشتری خود رو درک کنین و بدونین که کی رو هدف قرار می دین. می تونین این کار رو با ایجاد یک شخصیت خریدار انجام بدین، یعنی داشتن یک دیدگاه از مشتریان ایده آل خود.

راه و روش دیگر اینه که پیشنهاد خود رو به طور خاص به یک بخش اختصاص بدین و اونو با نیازها و منافع خود هماهنگ کنین. احتمال  بیشتری داره که این روش با مخاطبان شما رفت و امد پیدا کرده و باعث تبدیل بهتر شه.

واسه مطالعه بیشتر:

بازاریابی ایمیل : همه چیز درباره ایمیلای خوشامدگویی

روش هدف دار پیگیری سبد ول شده رو اجرا کنین
تعداد خیلی از بازدید کنندگان سایت وارد قیف فروش شما نخوان شد. در مراحل جور واجور بین ورود به سایت شما و انجام یک خرید، تعداد خیلی از اونا جریان فروش رو ترک می کنن.

طبق یک تحقیق ، یک سبد متوسط ​​به وسیله ۶۹ درصد از بازدیدکنندگان سایت آزاد می شه. پیگیریای ایمیلی یه روش هدف دار عالی واسه بازیابی این فروش از دست رفته. نگران برگشتن به عقب نباشین و تلاش کنین به این مشتریان انگیزه خری بدین – اونا یه روز تبدیل به وفادارترین مشتریان شما می شن.

[تعداد: ۳    میانگین: ۴.۷/۵]

بازاریابی با ایمیل و چگونگی افزایش فروش اجناس و خدمات از روش اون

یک قانون معروف در بازاریابی عنوان می کنه که ” پول در لیست پستی پنهونه. “Mony is in the List” هر کسی که بازازیابی با ایمیل رو تجربه کرده با این قانون آشنایی داره. ابزاری مثل ایمیل نمیتونه باعث فروش اجناس به مشتریان گذشته شما شه.

بازاریابی با ایمیل چیه؟
بعضی با شنیدن عبارت بازاریابی با ایمیل “Email Marketing” با خود فکر می کنن این نوع بازاریابی فقط جمع آوری عنوانایی با منابع مختلفه که فرستادن اون واسه مشتری فرقی ایجاد نمیکنه و مشتری با دیدن ایمیل شما اونو “Spam” می کنه. اما بازاریابی با ایمیل به طور کامل با چیزی که فکر می کنین فرق داره. بازاریابی با ایمیل دنبال کردن مشتری مورد هدف هستش و مشترک مورد نظرتون با ایمیل خود در لیست فرستادن اطلاعات شما قرار می گیره. هدف از فرستادن ایمیل تاثیر گذاری روی مشتری و قانع کردن اونه.

معنی اشتباه مردم درباره بازاریابی با ایمیل
بعضی فکر می کنن اون چه که در بازاریابی با ایمیل مهمه, عدد ارسالی ایمیل و فرستادن ایمیل به حسابای شخصیه، اما باید گفت  در بازاریابی با ایمیل فقط باید مشتری مورد هدف رو مورد دقیق شدن وبازبینی بذارین. بازاریابی ۱۰۰ مشتری بهتر از فرستادن ایمیل به ۱۰،۰۰۰ ایمیل تصادفی واسه همه حساب هاست. الابختکی بازاریابی ایمیل روی همه حسابای کاربران به شکل خصوصی تمرکز می کنه در این بازاریابی بعضی بدون اجازه ایمیل شرکتا رو بر می دارن و به شرکتا میفروشن.

Autoresponder چیه ؟
یه سری از پیامای ایمیل که از پیش آماده شدن تا به شکل منظم واسه مشتریان ارسال شه. در اول اینجور پیامایی با پیام خوش اومد گویی و احوال پرسی شروع و تا معرفی محصول، باخبر شدن از همایشای چند روزه و فرصتای خرید چند روزه تموم میشه ایمیلایی با محتوای مهم تهیه کنین و واسه مشتری مورد هدف خود بفرستین. پس از تهیه ایمیلا اونا رو وارد “Autoresponder” کنین تا واسه مشتری ارسال شه و منتظر اعلام یافته ها از طرف مشتری باشین.

چیجوری فعالیت چشم گیری از بازاریابی با ایمیل به دست بیاریم
اگه مغازه یا شرکت شما مجموعه ای جور واجور از اجناس رو واسه فروش داره. پس نیازه لیست ایمیلای خود رو تخصصی انتخاب کنین هر یه قدم که واسه جداسازی ایمیل اجناس بر می دارین توجه مشتری رو بیشتر به خود جلب می کنین. اگه لباس تولید می کنین در لیست ایمیل خود اجناس خانوما، آقایون و کودکان رو جدا بفرستین. معمولا مادرا هستن که تصمیم می گیرن چه نوع لباسی واسه کودکان خود خرید کنن. اگه کتابای مختلفی رو به فروش می رسونین با لیست کردن موضوع کتابا فروش خود رو هدف دار تر کنین، مثلا کتابای داستانی، منابع انسانی، فروش و … رو از هم جدا لیست کنین.در هر لیستی از اجناس دسته ای جداگونه به مشتریان مورد هدف خود ارسال می کنین و مردم به شکل تمرکز پیدا کردی از شما خرید نشون میده.

زبون احساسات همیشه تاثیر گزاره
در کتاب “Buy Ology” با نویسندگی ” Martin Lindstrom” گفته شده که آدما نه چیزی رو با عقل خود خریداری می کنن، و نه از پایه به شکل منطقی خریدی انجام میدن بلکه فروشندگان با تحریک احساسات و احساسات مشتری رو مجبور به خرید می کنن. سال پر از مناسبتای گوناگونه فروشنده با استفاده از این مناسبتا اجناس متفاوتی رو به فروش میرسونه. مناسبتایی مثل اعیاد، مرخصیا، فصلای جورواجور، فصلای درسی و … در خرید کردن مردم تاثیر داره. اگه اجناس کودکان رو به فروش می رسونین با جلب توجه والدین، اونا زا قانع به خرید اجناس کرده تا شما سود خوبی به دست بیارین. اگه گوشیای هوشمند رو به فروش می رسونین احساس خوشبختی و استفاده از تکنولوژی رو به مشتری منتقل کنین. اگه کتابی رو می فروشید از نظر مردم درباره اون کتاب سخن بگید، اگه اجناس منزل رو می فروشید از احساس راحتی و تلاش واسه رضایت مصرف کننده سخن بگید.

تحریک مشتریان از روش آشنایان
آقای “Dominic Gettins” در کتاب “How To Write Great Copy” میگه؛ یکی از وسیله مورد استفاده در خطاب با مشتری تحریک پذیری اون به اون چه که بقیه دارن و شما نداریده. پیامای ایمیل رو واسه مشتریان بفرستین و در پیاما ذکر کنین که دوست شما از “X” گوشی استفاده می کنه یا “Y” دوست شما از این نوع جاروبرقی خرید کرده یا “Z” دوست شما ماشینی از مغازه ما تهیه کرده با تحریک احساسات بقیه اجناس خود رو بفروشین.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

بازاریابی واسه نوجوانان برابر با ارزشاشون چیجوری صورت میگیره؟!

تحقیقات MTV در بازاریابی واسه نوجوانان
در آخرای دهه ۱۹۹۰ MTV یک “مطالعه قوم نگاری” از مخاطبان نوجوون جهت بازاریابی واسه نوجوانان خود انجام داد. این پروسه شامل گذراندن وقتایی با طرفداران MTV و یادگیری در مورد نیازای شخصی و نگرانیاشون  و با هدف زنده کردن جریان این شبکه تلویزیونی در مقایسه با اندازه بیننده بود.

تقریبا بیست سال پس از آزمایش جسورانه  MTV، درآمد هرساله از روش نوجوانان آمریکایی به بیشتر از ۹۰ میلیارد دلار رسید و کل هزینه هرساله بازاریابی واسه نوجوانان ۲۵۸.۷ میلیارد دلار بود. ۹۵٪ از بیشتر از ۲۶ میلیون نوجوون آمریکایی در اینترنت آنلاین هستن و سه نفر از هر چار از روش تلفنای همراه، تبلتا و بقیه دستگاه ها به اینترنت دسترسی پیدا می کنن. این وسیله ها ایجاد ارتباط با فرهنگ نوجوانان رو آسون کردن می کنن ولی نفوذ به اون از دنیای بیرون سخته.

پس بازاریابی واسه نوجوانان می تونه سخت باشه. یه محصول ممکنه مفیدترین وسیله یا خدمات عملی و علمی باشه … با این حال، اگه نوجوانان نتونن اونو نمادی واسه ارزشهایشان بدونن، جذب اون نخوان شد.

اگه کسی میخواد در کارای بازاریابی واسه نوجوانان موفق شه، باید به سه بخش مهم در فرهنگ نوجوون برسه.

واسه مطالعه بیشتر:

نسل جدید ، قابلیتا و خواستهاشون واسه جذب و حفظ اونا در شرکت

بازاریابی واسه نوجوانان با شناخت ۳ بخش ارزشی
همتایان
نوجوانان همبستگیای همتایان خود رو ارج می بذارن. طبق گزارش ۲۰۱۵ مرکز تحقیقات Pew، ۷۱ درصد از نوجوانان ۱۳-۱۷ ساله از فیس بوک، ۵۲ درصد از اینستاگرام و ۴۱ درصد از اسنپ چت استفاده می کنن. حدود ۸۱ درصد از دختران نوجوون، دوستان و همکاران خود رو منبع تصمیم گیری خرید خود می دونن.

نوجوانان اعتماد زیادی به دوستای خود دارن. اگه می خواین در بازاریابی نوجوانان موفق عمل کرده و  برند متخب اونا باشین، باید بخشی از سیستم وابستگی همتایی اونا باشین. اما اگه انتظارات اونا رو برآورده نکنین، خیلی راحت بی اعتبار میشین. مثلا، طبق گزارشی از مینتل، نوجوانان ۱۰-۱۵ ساله نگران این هستن که اگه در محبوب ترین شبکه های رسانه ای فعال نباشن، ممکنه به وسیله همتایان خود ندیده گرفته شن.

پس شما باید با جریان نوجوانان هماهنگ باشین و اونا رو در فعالیتای بازاریابی خود بذارین. حتی می تونین یک نظریه پرداز نوجوون رو استخدام کنین.

واسه مطالعه بیشتر:

بازاریابی ماشینی و گذر از بازاریابی محتوا

خود انگاره (خودمون شناسی)
نوجوانان هم اینکه روی خودانگاره خودشون بسیار سرمایه گذاری می کنن. نظرات منفی واقعا اونا رو ناراحت می کنه؛ اما اگه بازخورد مثبتی در مورد خودانگاره اونا به اونا بدین، شما رو به عنوان یک دوست انتخاب می کنن.

هم اینکه روی خودانگاره خودشون بسیار سرمایه گذاری می کنن. نظرات منفی واقعا اونا رو ناراحت می کنه؛ اما اگه بازخورد مثبتی در مورد خودانگاره اونا به اونا بدین، شما رو به عنوان یک دوست انتخاب می کنن.

Ranah Edelin، مدیر عامل شرکت  We Heart It، که یک شبکه اجتماعی طبق تصویره، اعلام می کنه که ۸۰ درصد از کاربران شبکه می گن که بعضی وقتا در فیسبوک با نظرات توهین آمیز و تمسخر آمیز مورد سوء استفاده قرار گرفتن. کاربران We Heart It نمی تونن در پستا نظر بدن ، به خاطر این  نوجوانان کاربر از این ویژگی راضی هستن.

وقتی یک شخصیت با ویژگیای جسمی سالم و متناسب می بینیم، این ایده به ذهنمون میاد تا به باشگاه بدنسازی و تناسب اندام بریم.  ما شاید یک نوجوون نباشیم، اما هنوزم به خودانگاره خودمون توجه می کنیم. اما این مسئله در نوجوانان زیاد تره چون که بیشتر از حد آگاه و حساس هستن.