واسه مطالعه بیشتر:
ارزشمندتر از پول واسه سازمانا چیه؟

ارزشمندتر از پول که دنیا رو تغییر میده چیه؟

بعضی وقتا، یک راه بهتر از این که واسه کسی چک بنویسین هست! در این پست، درباره این راه نوین و هیجان انگیز صحبت می کنیم.

ارزشمندتر از پول
این روزا، بیشتر شرکتا اهمیت نوع دوستی داخل سازمان رو درک کردن. بدین منظور بیشتر برنامه های داوطلبانه در مقایس بزرگ، تطبیق کمکای مالی کارکنان و … رو تدارک می بینن. به گفته مدیر ارشد اجرایی یکی از بزرگ ترین سازمانای غیرانتفاعی خدمات اجتماعی نیویورک راه های بیش تری واسه ساپورت سازمانای غیردولتی -بدون نیاز به نوشتن مبلغ چکای بالا- هست.

یک زندگی جدید در فضای خالی بسازین
شمام فکر می کنید که ارزشمندتر از پول وجود نداره ؟

بهتره ببینین که میزهای سرباز یا فضای بلااستفاده در دفترتان هست؟

با دعوت کردن یک سازمان غیردولتی کوچیک و محلی به مدت یه سال، به این فضا زندگی جدیدی بدین. با سهیم شدن دفترتان شما خط زندگی رو به اونا بخشیده اید که قادر به تهیه اون نبوده ان. -اونم چیزی به اهمیت محل کار! سخته که بشه کمک مالی رو واسه برنامه نویسی پیدا کرد. پیدا کردن سرمایه گذارانی که مایل باشن هزینه های سرسام آور رو تقبل کنن از اونم سخت تره! این در گذشته، شرایط بحرانی زیادی رو واسه سازمانای غیردولتی با بودجه ناچیز ایجاد کرده اما فرصت خوب واسه شرکتا، ارائه نیازای لازم بود.

از مهارتای تون واسه کاربرد خوب استفاده کنین
هر شرکتی، فضای خالی در دفترش نداره. اما هر کسی یک مهارت مهم داره که می تونه واسه بقیه به درد بخور باشه. یه قدم به عقب برگردین و مهارتایی که کارکنان تون دارن رو آزمایش کنین و ببینین چیجوری می تونن به داوطلب شدن طبق مهارت ها، تبدیل شن. مثلا، اگه شما یک آژانس بازاریابی رو مدیریت می کنین کار کردن با یک سازمان غیردولتی رو درنظر بگیرین تا یه برنامه بازاریابی رو روی هم گذاشته و یا یک شناسایی برند خیلی قوی بسازین. شاید هم شرکت شما یک تیم ویژه منابع انسانی حرفه ای داشته باشه که واسه سازمانای غیردولتی کوچیک در ایجاد روش های هدف دار استخدام و موندگاری بهتر و یا ایجاد سیستم جبران منظم کمک می کنه.

یه روز داوطلبانه تدارک ببینین
مهم نیس در چه بخش کسب وکاری فعالیت دارین دست کم یک چیز دارین که سازمانای غیردولتی شدیدا به اون نیاز دارن. افراد رو به دادنِ دست کمک قادر کنین. با سازمانای خیریه منطقه خود تماس بگیرین و ببینین به چه نوع کمکی نیاز دارن. بعد چگونگی مدیریت زمان کارکنان تون به روشی که واقعاً واسه اون سازمان به درد بخور باشه تنظیم کنین. خواه نگهداری از حیوانات باشه، خواه پست کردن پاکت و یا ارائه غذا به بی خانمان یا خوندن کتاب واسه بیماران و کودکان در بیمارستان! صدها راه واسه شرکت شما هست که می تونین دست روی دست بذارین و هیچ هزینه خاصی هم نیاز نداره! انجام اینکارها نه فقط تاثیر مثبت روی سازمان غیردولتی داره بلکه داوطلبی بودن اون در روحیه کارکنان شما هم بازخورد خوب بوجود میاره.

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

آزمایش املاک و مستغلات چیه ؟ و چه ارتباطی با املاک و مستغلات داره؟

آزمایش املاک و مستغلات
آزمایش املاک و مستغلات توانایی تعیین ارزش املاک در بازاره!
واسه حرفه ای شدن در این مورد باید به طور کاملً به بعضی نکات اصلی اون آشنایی. قبل از حرفه ای شدن در این کار ملکی رو نخرید!!

املاک و مستغلات
عوامل موثر در ارزش و قیمت ملک
۱- جای
نزدیکی ملک به مکانایی خاص قیمت ملک رو بالا و نزدیکی به بعضی مکانای دیگر قیمت اون رو پایین میاره. بطور مثال؛ نزدیکی به مدارس، مکانای تجاری، مساجد و بقیه این جور جاها قیمت ملک شما رو بالا می بره. اما نزدیکی به کارخانه های شیمیایی و یا مکانای پر سرو صدا قیمت ملک رو پایین میاره.

۲- وسعت
در بیشتر مواقع، “وسعت” نقش چشم گیری در بالا و پایین شدن قیمت داره. مثلاً اگه ملک شما رو به دریا یا باغ باشه قیمت اون بالا میره.

۳- ارائه خدمات
ارائه خدماتی مثل برق، آب، گاز، تلفن، در بالا رفتن ارزش ملک اثر میذاره.

۴- نوع ملک
ملکا در شکل های جور واجور جورواجور هست و روی ملک اثر مستقیمی داره مثلاً اگه شما ملک ۱۰۰ متری مسکونی دارین و ملک تجاری ۱۰۰ متری دیگری رو در همون منطقه داشته باشین قیمت ملک تجاری بیشتر از مسکونی هستش.

۵- عمر ملک
هر چی ساخت ملک جدیدتر باشه قیمت و ارزش اون هم بیشتر می شه و هر چی عمر اون بیشتر، از ارزش اون کم کرده می شه. درست مثل خرید ماشین جدید و دست دوم. ماشین جدید تا ۵ سال دست کم احتیاجی به خرج خاصی نداره اما ماشین دست دوم هزینه هایی براتون به همراه داره.

۶- هزینه کل
هزینه زمین و ساخت طبق متر مربع حساب می شه و اینکه اون ملک مسکونی باشه یا تجاری؛ هزینه کارگران و ساخت هم حساب می شه.

۷- بازگرداندن اموال
صاحب ملک از ملک تجاری یا مسکونی خود درآمدای متفاوتی می تونه داشته باشه هم اینکه هزینه منطقه ها هم با هم فرق داره.

۸- نسبت بین عرضه و درخواست
به طور مثال؛ اگه در همون منطقه ای که ملک شما هست املاک دیگری با همون خصوصیات وجود داشته باشه این باعث یه جور رقابت می شه که باعث پایین اومدن قیمت ملک می شه اما اگه ملکای اون منطقه کم باشه قیمت هم بالا میره.

۹- شرایط اقتصادی
شرایط اقتصادی در قیمت ملک اثر میذاره رکود اقتصادی باعث می شه که درخواست ملک در بین مردم کم شه. پس قیمت پایین میاد. بعضی افراد باهوش از این فرصتا استفاده می کنن و در زمان رکود ملک رو با قیمت پایین می خرن و در شرایط بهتر میفروشن.

۱۰- شرایط سیاسی
شرایط سیاسی مثل شرایط اقتصادیه و شکل های جور واجور خبره های سیاسی در بالا و پایین شدن قیمتا اثر داره.
این چند تا نکته مهم ترین نکات درباره بازاریابی املاک و مستغلات بود که خدمت شما ارائه شد. دوستان عزیز می تونین نظرات و تجربه های خود رو با ما مورد بحث و رد و بدل کردن نظر قرار بدین.

[تعداد: ۱۸    میانگین: ۳.۱/۵]

آزمایش خریداران بالقوه واسه کار و کاسبی شما

 آزمایش خریداران بالقوه 
وقتی که قصد واگذاری یا شراکت کار و کاسبی تون رو دارین، به عنوان یک صاحب کار و کاسبی  تماس از طرف یک خریدار بالقوه می تونه بسیار هیجان انگیز باشه. بعضی وقتا ممکنه این اتفاق زمانی بیفتی که کار و کاسبی شما حتی در بازار نیس.

به دلیلای زیادی بسیار لازمه که در برخورد با یک خریدار بالقوه بسیار دقت کنین شما نمی خواین اطلاعات با ارزشی که ممکنه به شکل بالقوه ارزش شرکت شما رو نابود کنه ارائه بدید. مثلا اسرار تجارت. و از همه مهم تر نمی خواین زمانتان رو تلف کنین.

تعداد زیادی مشتاق واسه داشتن کار و کاسبی در جامعه هست، ولی خیلی از اونجا صاحب کار و کاسبی نیستن. اونا حتی  ممکنه مهارت، تخصص و جربزه داشتن یک کار و کاسبی رو ندارن. اینا همون آدمایی هستن که زمان شما رو هدر میده.

خیلی از صاحبان بالقوه کار و کاسبی در مورد آدمایی که می تونن بدون پول و یا با پول کم یک کار و کاسبی رو بخرن، و خود فروشنده تموم سرمایه رو جفت و جور می کنه، شنیده یا خونده ان. بذارین روراست باشیم، تا وقتی که شما یک فروشنده مصمم باشین و اعتماد کامل به فردی که میخواد کار و کاسبی شما رو بخره داشته باشین این اتفاق نمیفته. و حتی در این صورت این احتمال زیاده که خریدار به شکل دیگری بتونه مشارکت کنه. اکثرا درزمینه مالی. به خاطر همین مهمه که قادر باشین که یک خریدار بالقوه رو تعیین صلاحیت کنین.

به یاد داشته باشین که شما قراره زمانی رو صرف به اشتراک گذاری اطلاعات در مورد کار و کاسبی تون کنین و خیلی از این اطلاعات در حالت عادی واسه آدمایی که نمی شناسید و به اونا اطمینان ندارین در دسترس نیس.

در زیر به ۷ سوالی می پردازیم که می تونین واسه اطمینان از اینکه فردی که با اون صحبت می کنین واقعا یک خریدار بالقوه هست یا نه، از آن بپرسید.

چه نوع ؟ در چقدر؟
یک خریدار واقعی قبلا در مورد اینکه چه نوع کار و کاسبی ای میخواد و چرایی اون فکر کرده. همینطور در مورد اندازه کار و کاسبی. اندازه کار و کاسبی می تونه از نظر حجم معاملات، سود، تعداد کارمندان یا قیمت فروش باشه. اگه اون بگه که نوع کار و کاسبی فرقی نمی کنه و یا اینکه نوع کار و کاسبی شما بیرون از محدوده خواسته های اونه، پس این یک هشداره که این یک خریدار جدی نیس.

چقدر زود؟
اگه خریدار یک محدوده زمانی مشخصات نداره، پس هیچ گونه فوریتی براش وجود نخواد داشت. واسه گرفتن اطلاعات شما رو تحت فشار قرار داده و بعد شما رو منتظر میذاره. در این صورت، بهتره انتظارات به شکل به طور کامل روشن بیان شه. مثلا می تونین بگید ” اگه من این اطلاعات رو در این تاریخ به شما بدهم، شما پایبند میشین که تا یک تاریخ مشخص نتیجه رو به من اعلام کنین؟

چه مدت جستجو می کردین؟
یه سری آدما که همیشه خواستار کار آفرینی هستن وجود دارن. به بیان دیگر، اونا میخوان کارآفرین باشن ولی هیچ وقت تلاشی واسه اون نمی کنن و به دنبال معامله نمی رن. این افراد می تونن به طور جدی هدر دهندگان وقت باشن. در اول با سوالات صحیحی که می پرسن انگار گزینه خوبی باشن ولی در واقعیت ممکنه تنها کاری که در اون حرفه ای هستن همین باشه… سئوال پرسیدن!

قبلا چه کاری انجام دادین؟
بسته به کار و کاسبی شما، این سئوال در سطوح مختلفی هستش. به عنوان یک فروشنده، ایده آله که در مورد سطح تجربه لازم واسه موفقیت در اجرای کار شما دقیق باشین. اگه این کار رو نکنین، وقتی که خریدار یهو میفهمه که مهارتای لازم رو نداره، شما در مراحل آخر به پایان این قرارداد سقوط می کنین. دانستن اینکه نیازه یک فرد چه مهارتایی داشته باشه، در مورد مذاکرات لازم واسه قرارداد بهتربه شما کمک می کنه. مثلا ممکنه در زمان گفتگو واسه قرارداد تمرین یا تست انجام بدین یا حتی سیستمی طراحی کنین که باعث شه کار و کاسبی شما کمتر به اون مهارت مشخص وابسته باشه.

چیجوری تجربه قبلی شما به اجرای این کار کمک می کنه؟
شما باید شرایط و ارزیابیای صحیحی واسه واگذاری انجام داده باشین و یا اینکه خریدار بدونه که چه الزاماتی هست. اگه یک خریدار بالقوه نداند که چه الزاماتی لازمه، شما می تونین با اطمینان از اینکه کارمندانی دارین که تخصص در ارتباط و انگیزه لازم واسه ادامه کار دارن، این مورد رو حل کنین.

عمق جیب شما چقدره؟
بله این یک سئوال آزار دهندهه ولی در آخر خیلی با اهمیته. اگه اونا دارایی لازم واسه خرید کار و کاسبی شما ندارن، شما نباید وارد معامله شید. مگه اینکه بخواهید جفت و جور سرمایه کنین که باید تموم ریسکای به دلیل اون رو هم قبول کنین.

می تونین به من نشون بدید؟
این سئوال پایانی واسه تعیین صلاحیته. جالبه که خیلی از خریداران بالقوه ایده ای در مورد اینکه چقدر پول می تونن تهیه کنن یا قرض بگیرن و یا اینکه دسترسی دارن، ندارن. یک خریدار جدی قادر هستش به شما نشون بده که دسترسی به منبع مالی مورد نظر رو داره. یک راه آسون واسه انجام این کار اینه که خریدار نامه ای از موسسه مالی یا حسابداری  بیاره که وجود منبع مالی واسه خرید کار و کاسبی شما رو تضمین کنه. اگه اونا از آوردن این نامه سر باز زدن و یا اینکه توان تهیه منبع مالی لازم رو نداشتن، باید خیلی سریع اون رو از لیست خریداران بالقوه خود بیرون کرده و ادامه بدید.

اگه افراد نمی خوان که به این سوالات جواب بدن، شما باید بسیار با احتیاط عمل کنین. آدمایی که واسه خرید یک کار و کاسبی مصمم هستن و توقع دارن که شما اطلاعات پنهونی و حساس در مورد کار و کاسبی تون رو با اونا با اشتراک بذارین، باید پایبند تر باشن. با گذشت زمان  جواب این سوالات رو می شه. اما در این راه زمان زیادی واسه افراد خیالباف، سو استفاده چی و حتی رقبای آب زیرکاه به هدر میره.

داشتن یک پروسه تعیین صلاحیت محکم به شکل بالقوه زمان زیادی واسه شما ذخیره می کنه و از خیلی از آسیبا جلوگیری می کنه. به یاد داشته باشین که شما فقط یک مشتری واسه کار و کاسبی تون لازم دارین.

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

آزمایش کارکرد دولت روحانی در سالای ریاست جمهوری

آزمایش کارکرد دولت روحانی از اصلی ترین کارای هر ایرونی طی این روزها باید باشه.

آزمایش کارکرد دولت روحانی
انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری ایران در پیشه. همه جا در تلاش و هیجان انتخابات هستن. در هر محفلی که حضور پیدا می کنین -خصوصاً در مجلس آقایون- حرف از انتخابات و کاندیداهای ریاست جمهوریه. کی برنده دوازدهمین دوره ریاست جمهوری ایران، این کشور بزرگ و قوی می شه؟ کاندیداها چه کسائی هستن و رزومهای نورانی اونا چیه؟ رئیس جمهور فعلی، آقای حسن روحانی که مجاز به شرکت در انتخابات واسه دومین بار پیاپیه، از طرف مردم انتخاب می شه؟ فکر می کنین مردم از کارکرد دولت آقای روحانی رضایت داشتن و حاضرن دوباره به اون رأی دهند؟

از نظر شما دولت یازدهم در رونق کار و کاسبی چه تاثیری داشته؟

موجب رونق کار و کاسبی شده

موجب افت و رکود کار و کاسبی شده
رای دادن
قبل از هر گونه رأی گیری و انتخابات و نظردهی دور و بر کاندیداها منطقیه که به کارکرد دولت فعلی (گذشته) نگاهی بندازیم و با بررسی درست اون، تصمیم به رأی کاندیدا بگیریم.  با در نظر گرفتن این موضوع، در این پست، به آزمایش کارکرد دولت رئیس جمهور فعلی، جناب آقای روحانی می پردازیم که به وسیله یکی از اقتصاددان کشور ارائه شده.

آزمایش کارکرد دولت از دو جنبه جور واجور
به گفته سایت ireconomy که در تیرماه ۹۵ به آزمایش اقتصادی سه ساله دولت روحانی پرداخته و مقاله ای رو تحت این عنوان منتشر کرده، عقیده داره که باید از دو زاویه ( ۱- کارایی که انجام شد ۲- کارایی که انجام نشد.) به این موضوع نگریست و در آخر واسه رسیدن به بررسی واقعی، باید که شرایط محیطی رو هم در اون دید کرد. چون شرایط محیطی قیدهایی بر اعمال و تصمیمات هممون مثل دولت اعمال می کنه. مهم تر از اینا، باید گفت که دولت روحانی، در چه شرایطی اقتصاد رو تحویل گرفت. شما باید پیشرفت رو از نقطه ساده حرکت دولت ببینین، نه فقط جایی که امروز قرار گرفته!

دولت روحانی در چه شرایطی شرایط رو بدست گرفت؟
همونطور که همه میدونیم دولت روحانی در شرایط وخیمی شرایط رو به دست گرفت. این شرایط خیلی بد یعنی رشد منفی ۷ درصد، تورم نزدیک به ۴۰ درصد، بی ثباتی شدید در اقتصاد و وجود انتظارات تورمی، خروج سرمایه و نبود سرمایه گذاری و نبود چشم انداز مثبت نسبت به آینده!

در سطح بخشی هم وضعیت بسیار خیلی بد بود. صنایع افول خود رو از سال ۱۳۸۶ شروع کرده و رو به تعطیلی پیش می رفتند. رکورد رشد ۳۰- رو داشتن. در بازار مالی شرایط شدیدا بی نظم بود. سرکوب مالی (دهه هشتاد) با اثرات تحریم موجب شد شبکه بانکی با حجم بالای مطالبات معوق مواجه شده و به خاطر این نتونه کوتاه منابع خود رو به بنگاهای موجود قرض بده. از طرف دیگه خطر نقدینگی بانکا رو به دشت تهدید می کرد. اقتصاد در پرتگاه تجربه یک بحران بانکی تموم عیار بود. تحریم بانکی، دریایی، بیمه و تجاری موجب شده بود که میدون تجارت خارجی هم با سختی زیادی مواجه باشه.

در سطح مالی دولتی هم دولت با چند بحران اساسی مواجه بود. از طرفی درآمد نفت شدیدا کاهش پیدا کرده بود و دولت به منابع درآمدی خود در بیرون مرز کشور هم دسترسی نداشت. هم اینکه بدنه دولت در دوره آقای احمدی نژاد اونقدر گسترش پیدا کرده بود که هزینه جاری دولت فرصت چندانی واسه مانور دولت در هزینه های عمرانی باقی نمی گذاشت. از طرف دیگه حجم پروژه های عمرانی نیمه تموم سر به فلک کشیده بود. در یک تخمین چیزی حدود ۴۰۰ هزار میلیارد تومن پروژه نیمه تموم در کشور وجود داشت اما بودجه دولت در سال ۱۳۹۴ حدود ۲۱۰ هزار میلیارد تومن بوده که نزدیک به ۱۸۰ هزار میلیارد تومن اون صرف هزینه جاری دولت شده و دولت تنها ۳۰ هزار میلیارد تومن واسه هزینه کردن روی ۴۰۰ هزار میلیارد تومن پروژه نیمه تموم در اختیار داشته. هم زمان یک پریشونی تاریخی در مالیه دولت اتفاق افتاده بود و دولت اطلاعی از حجم داراییا و بدهیای خود در اختیار نداشت. یکی از اولین اقدامات وزارت اقتصاد در دولت آقای روحانی احصاء بدهیای دولت و داراییای دولت بوده. در یک تخمین گفته می شد که دولت ۳۵۰ هزار میلیارد تومن بدهی به پیمانکاران، شبکه بانکی و صندوقای بازنشستگی داره. به همه این امور اضافه کنیم که اقدامات دولتای قبل در مورد صندوقای بازنشستگی موجب شده بود تا جنبه های ترسناک اون کم کم در اقتصاد ظاهر شه.

روش هدف دار محافظه کارانه دولت
در اینجور شرایطی دولت این روش هدف دار رو در پیش گرفتن کرد که در اقتصاد محافظه کارانه بکنه تا مشکل اول کشور که تحریمه حل شه چون این بررسی وجود داشت که تا مسئله تحریم حل نشه، راه واسه حل امور دیگر باز نمیشه. به خاطر همین مدیرانی واسه وزارتخانها انتخاب شدن که سابقه وزارت داشتن و به امور وزارتخانه آشنا بودن و اونا هم مدیران با سابقه رو به اداره امور دولت برگرداندند.

روشن بود که نتیجه این برگشت افراد تقریباً سالخورده باشه و وزارتخانها روند تغییر در پیش نگیرند. دولت هم تلاش کرد تا ثبات رو به اقتصاد برگرداند و از هر اقدامی که هیجان بسازه دوری کرد. دولت ترجیح می داد تا سرمایه سیاسی خود رو تنها در حل مسئله تحریم صرف کنه و نگذارد تا اعتراضات و یا مخالفتای عمومی به دلیل سیاستای اقتصادی جدید موجب شه تا مخالفان دولت از آن واسه ضعیف کردن سیاست دولت در گفتگو خارجی استفاده کنه. اینطوری با اینکه دولت در میدون سیاست خارجی روش تحولگرایانه ای رو دنبال کرد اما در میدون اقتصاد روش محافظه کارانه ای رو در پیش گرفت.

در عین حال باید توجه داشت که اندازه تورم در اون مقطع به شکلی بی سابقه مرز ۴۰ درصد رو در نوردیده بود و این خطر خطرناک وجود داشت که اقتصاد به پرتگاه ابرتورم فروغلتد و روشن بود که ورود به این پرتگاه موجب می شد تا تورم به سرعت به اعداد نجومی ۳۰۰ درصد، ۷۰۰ درصد و امثال اون برسه.

این دقیقا چیزیه که در ونزوئلا اتفاق افتاد بدون اون که تحریم باشه. هنر بزرگ دولت این بود که در شرایط تنگنای مالی دچار این وسوسه نشد که با چاپ پول، بخواد رونقی موقتی بسازه. اقدام نامبرده می تونست ابرتورم رو در اقتصاد ایران کلید زند که اینطور می شد همه چیز رو با هم نابود می کرد. بنابر این دولت خودمون داری پیشه کرد و با انضباط مالی بی سابقه در زمان بعد از انقلاب تونست تورم رو کنترل کنه و روند اون رو نزولی گردونه.

جواب کسائی که می گن “دولت هُنَر نکرد!”
بدیش اینه بعضی این دیدگاه رو عنوان می کنن که دولت هنری نکرد چون با کم شدن تورم، رکود رو زیاد شدن کرد. این حرف از دو جهت اشتباهه. از طرفی انضباط مالی هنریه که هیچکدام از دولتای قبل موفق به انجام اون نشده ان. از طرف دیگه اون چه اتفاق افتاد این بود که رکود زیاد شدن نشد بلکه کم شد. رکود از ۷- درصد به ۲- کم شد و در سال ۱۳۹۳ به ۳+ تبدیل شد. بنابر این اقدامات دولت در جهت خروج از رکود بود اما اینکه سرعت این خروج برابر میل و انتظارات بعضی نبود؛ نکته دیگه ایه.

باید توجه داشت که هر چیزی زمان خود رو می خواد. همینطور باید کمی تحقیق کرد و سوالایی رو از خود پرسید. یک سرماخوردگی واسه برطرف کردن شدن ۱۰ روز زمان می بره. به چه دلیل واسه بعضیا عجیبه که خروج یک اقتصاد به این عظمت از رکود سه سال به طول انجامد؟ مگه در آمریکا که بهترین اقتصاد جهانه با گذشت ۸ سال اقتصادشان تونسته از رکود بیرون شه؟ اروپا چیجوری؟ مگه خروج از رکود دیگر کشورها کم تر از سه یا چار سال زمان می بره؟

بهر صورت گشایش به دلیل توافق موقت در سال ۱۳۹۳، توافق کامل در سال ۱۳۹۴، ایجاد ثبات در میدون پولی موجب ورود بخشی از درآمد دولت در بیرون، رونق صادرات غیر نفتی و ورود مواد ابتدایی لازم صنایع شد و این به اقتصاد کمک کرد تا کم کم از شرایط بحرانی بیرون شن. دولت به درستی تونست فرمون اقتصاد رو در بزنگاهای زیادی که وجود داشت طوری هدایت کنه که ماشین اقتصاد به سلامت از این گردنها عبور کنه با اینکه فشار به دلیل این مشکلات اقتصادی متوجه کل جامعه، خصوصاً بخش ضعیف و ضعیف گردید.

جایی که این فشار بیشتر از همه خود رو نشون داد، اندازه بیکاریه. با اینکه با تعریف رسمی و جهانی از بیکاری، اندازه بیکاری ایران پایینه اما اگه جمعیتی که به دلیل یأس از پیدا کردن شغل رو هم به جرگه بیکاران اضافه کنه، جنبه های ترس انگیز این مسئله خود رو نشون میده. با اینکه نگارنده آماری در اختیار نداره اما فکر می کنه که در این چند سال گذشته به جمعیت فقرای کشور شدیدا اضافه شده باشه. اینا هزینه های تاسف باریه که اقتصاد واسه مواجه شدن با این تکانهای خارجی متحمل شده.

محافظه کاری دولت تا کجا؟
حال به کارایی که دولت به اون نپرداختهه بپردازیم. انگار محافظه کاری دولت در میدون اقتصاد با اینکه واسه دو سال اول به طور کاملً توجیه پذیر بود اما واسه دو سال آخر دولت توجیه کم تری پیدا میکنه و به نقطه ضعف دولت تبدیل شده. اگه محافظه کاری دولت در میدون اقتصاد در دو سال اول یک انتخاب تاکتیکی بود، اگه به شکل هدف دار موندگار دولت بدل شه، مانع از آن می شه تا دولت بتونه اقدامات موثری واسه حل مشکلات اقتصادی به عمل آورد. روش گذشته کمک کرد که اقتصاد کم کم از رکود بیرون شده و اقتصاد در سال ۱۳۹۵ شایدً رشدی بین ۴ تا ۵ درصد رو تجربه کنه (در اول دی ۹۵، سایت Dolat.ir خبری اینطور منتشر کرد: گزارش جدید هیات مشاور صندوق بین المللی پول درباره اقتصاد ایران در سال ۲۰۱۶ از چشم انداز رشد تولید ناخالص داخلی ۶.۶ درصدی و تورم ۹ درصدی حکایت داره) اما اگه هدف گذاری اون باشه که اقتصاد رشد ۸ درصدی رو تجربه کنه، به شرط اون هستش که دولت تغییر گرایی رو جانشین محافظه کاری کنه. یعنی دولت در میدون سیاست خارجی تحولی درست کرد و وزیر خارجه ایران مستقیماً به وزیر خارجه آمریکا دیدار کرد تا حل مشکلات تحریم سرعت یابد و دولت واسه این کار هزینه سیاسی تقریباً شدیدی پرداخت. به همون شکل انتظار میره تا دولت با جسارت و جربزه کارایی رو در پیش گیرد و آماده باشه تا هزینه اون رو هم پرداخت کنه.

راهکارهایی واسه رشد اتقصادی کشور
اصلاح بدنه اداری دولت، تصمیم گیری قطعی در مورد پروژه های نیمه تموم عمرانی، تجدیدنظر اساسی در قوانین بازنشستگی و کاهش امتیازات مربوط به حقوق بازنشستگی، تجدیدنظر اساسی در قیمت گذاری خدمات دولتی خصوصاً قیمت آب، برق و حاملای انرژی، اصلاح قانون کار به نفع استخدام جوانان جویای کار، شفافیت و ساماندهی نظام حقوق و دستمزد مدیران و روش انتصاب و ارتقای اونا مثل اموریه که هر کدوم هزینه سیاسی زیادی داره و انتظار میره دولت شجاعانه به این میدون ها وارد شه و هزینه هاش رو بپردازد تا راه واسه رشد اقتصاد صاف شه.

اصلاح قوانین میدون دیگه ایه که تا اندازه زیادی مغفول مونده. با اینکه وزارت اقتصاد اقدامات شایان تقدیری در مورد بهبود فضای کسب وکار و کاهش مقررات زاید به عمل آورده اما اصلاح قوانین بنیادی مثل قانون تجارت و قانون کار مورد غفلت قرار گرفته. این اصلاحات حالا خوبیش اینه نیازمند پول نیس ولی می تونه قانون فعالیت اقتصادی رو در کشور آسون کردن کنه. هم اینکه انگار برخلاف کارایی که دولت واسه بهتر شدن وضعیت طبقات فقیر جامعه اعمال کرده اما هنوز اقدامات بیش تری میشه صورت داد. اصلاح قانون پرداخت یارانه به نفع افزایش پرداخت به فقرا نمونه ای از کارائیه که بدیش اینه هر بار دولت از انجام اون دوری می کنه و ترس از عکس العمل جامعه موجب می شه تا به موندگاری وضع موجود رضایت بده. دولت باید در میدون جذب سرمایه گذاری خارجی فعال تر و با جربزه بیش تر اقدام کنه و با روشنی از کارایی چون خرید هواپیما از محل اجاره به شرط تملیک دفاع کنه و اقدامات بیش تری در جهت رونق زیرساخت مثل راه اندازی خطوط قطار پرسرعت از روش سرمایه گذاری خارجی صورت بده. اصلاح وضعیت سفارتخانها و کاهش هزینه های زیادی که به اقتصاد مجبور می کنن اما کارکرد چندانی در جهت افزایش صادرات ایران و جلب سرمایه گذاری خارجی به ایران ندارن هم اولویت مهمیه که تحت تاثیر کارکرد نورانی آقای ظریف و تیم همراه در مذاکرات قرار گرفته. سیاست قیمت گذاری و کنترل دستوری قیمتا هنوز در صنایع زیادی موندگاری داره و دولت هنوز جسارت دست کشیدن از این کارها رو دارا نیس. انگار تغییر راه و روش دولت در میدون اقتصاد از محافظه کاری به تغییر گرایی به شرط یک تغییر در تیم دولته و این چیزیه که بدیش اینه دولت تا کنون از انجام اون سر باز زده و اینک هزینه های بالای این دوری داره خود رو به اقتصاد مجبور می کنه.

منابع: dolat.ir

Ireconomy

از نظر شما دولت یازدهم در رونق کار و کاسبی چه تاثیری داشته؟

موجب رونق کار و کاسبی شده

موجب افت و رکود کار و کاسبی شده
رای دادن

[تعداد: ۱۰    میانگین: ۳.۹/۵]

آزمایش کارکرد کارکنان چیجوری صورت میگیره؟

آزمایش کارکرد کارکنان
کارکرد کارکنان رو چیجوری آزمایش می کنین؟ شک نداشته باشینً قبول دارین که باید طوری اونا رو سبک و سنگین کرد. اما روش شما کدامه؟ چگونگی آزمایش کارکرد کارکنان شرکت تون رو از روش بخش نظردهی در انتهای صفحه با ما مورد بحث و رد و بدل کردن نظر قرار بدین.

“سخت کار نکنین، هوشمندانه کار کنین!” حتما این جمله مشهور بارها به گوش تون خورده و شایدً خودتون هم تلاش کردین از آن پیروی کنین. اما واقعاً به چه دلیل این موضوع اهمیت داره؟ هوشمندانه کار کردن چیه؟ به چه دلیل سخت کار کردن بی فایدهه؟

در این پست، پای صحبتا و خاطرهای Steve Blank می شینیم تا ببینیم چه حرفایی در این مورد واسه ما داره. اون در تفکر کارآفرینی نقش پررنگی رو اجرا کرده. با پدیده فکر مهتر همراه باشین.

سبک سنگین کردن اندازه سخت کار کردن تیم تون با شمارش ساعات کاری و زمانای ورود و خروج شون نشون میده که چه افراد آماتوری در حال مدیریت این شرکت هستن. تعداد ساعاتی که فرد کار می کنه به معنی موثر بودن اونا یا شما نیس!
من از طرف Rahul ، یکی از دانشجویان قدیمی ام دعوت شدم تا ببینم کار و کاسبی اون مشغول انجام چه کاریه. شک نداشته باشین کار و کاسبی می تونست نام بی مسمی باشه چون Rahul یک شرکت فوق العاده ساخته بود که امروز بیشتر از ۵۰ میلیون دلار درآمد هرساله و صدها کارمند داره.
ما واسه شام قرار گذاشته بودیم اما Rahul از بعد از ظهر منو دعوت کرد تا در جلسات کارکنانش هم حضور بهم برسانم تا از دموی بعضی اجناس اگاه شده و مبلمون و دکور اونجا رو تشویق کنم. ، کل شرکت رو باید با چشمون خودم احساس می کردم.

قبل اینکه به خوردن شام اونجا رو ترک کنیم درباره فرهنگ سازمانی و تبدیل اون از “کار و کاسبی به شرکت” سوالاتی پرسیدم. درباره کارکنان جدید، نوشتن عملیات هرساله واسه هر کدوم از عملکردهای شغلی و عمومی کردن شرکت و ماموریت ساختمون هم صحبت کردیم. تا وقتی که بحث به اندازه سخت کار کردن کارکنان برسه، همه صحبتا مؤثر بود.

جواب اون در مقابل این سوالم، منو به یاد حماقت خودم انداخت که در مدت خیلی از حرفه خودم انجام می دادم. اون گفت: “تیم ما، می دونه که اینجا یک شرکت با ساعات کاری ۹ تا ۵ نیس (ساعات کاری این کشورها از ۹ صبح تا ۵ بعدازظهره) ما تا وقتی که کار تموم شه در اونجا می مانیم.”
من نگاه تردیدآمیزی به اون انداختم و اون فکر کرد بازم ناراحت گشته ام. چون سخنانش رو اینطور ادامه داد: ” خیلی از روزها من ساعت ۷ غروب محل کار رو ترک می کنم اما کارکنانم بازم سخت کار می کنن. اونا همه ساعات شب رو در اونجا می مونن. ما بیشتر جلسه کارکنان رو در روز شنبه (روز تعطیلی) هم برپا می کنیم.”

من احساس بدی رو تجربه کردم. نه بخاطر حماقت اون بلکه به این خاطر که، در خیلی از حرفه خودم من هم درباره اینکه واقعا چه اتفاقی می افتاد هیچ آگاهی نداشتم. فقط من هم از تیم خودم دقیقاً همین تلاشای بی معنی رو درخواست می کردم.
برنامه شام ما واسه ساعت ۷:۱۵ غروب تنظیم شده بود و ما حدود ۷ از محل شرکت بیرون شدیم و اون به کارکنانش اعلام کرد که میره. در همین بین خروج، من از Rahul خواستم که در صورت امکان با رستوران تماس بگیره و اعلام کنه که ما کمی دیر به اونجا می رسیم. بعد به اون گفتم: بیا کمی در طول خیابون شرکت بایستیم و نگاه کنیم. می خوام چیزی رو به تو نشون دهم. این همون چیزیه که من به سختی و خیلی دیر در حرفه خودم یاد گرفتم.

با صبوری در اونجا ایستادیم. ساعت ۷:۰۵ شد و هیچ خبری نبود. اون می گفت: من قراره چی رو ببینم؟ و من هربار می گفتم که فقط منتظر بمون. خودمم امیدوارم بودم که پیش بینی ام درست از آب دربیاد.
ساعت ۷:۱۰ شد و هیچ جنبنده ای مقابل درب شرکت حرکت نمی کرد. Rahul کم کم کاسه صبرش پر شد و گفت بریم واسه شام. که در همین لحظه درب جلویی شرکت باز شد.
اولین گروه کارکنان بیرون شدن. من پرسیدم: اونا مدیران ارشد شرکتت نیستن؟ اون بازم با تعجب خیره شده بود. پس از ۱۰ دقیقه توقف، سیل بزرگی از کارکنان مثل مگسایی که آشیانه شون رو ترک کنن از شرکت بیرون شدن و به طرف منزل راهی گشتن. در طول یک و نیم ساعت، پارکینگ شرکت پر از خالی شده بود! ما بازم که به طرف رستوران واسه خوردن شام قدم می زدیم هیچ حرفی واسه گفتن نداشتیم. به هنگام غذا خوردن هم تنها چیزی که Rahul گفت این بود: “دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟!”

در قرن ۲۱ با قوانین قرن ۲۰ کار کردن
در قرن ۲۰، کارایی که انجام می شد رو با تعداد ساعات هر کارمند محاسبه می کردن. در خط تولید همه کارمندها، کار مشابهی رو انجام می دادن پس، بالاترین درجه خلاقیت و کارآیی اونا در ساعات کاری جور واجور شون خلاصه می شد. کمی بعد، کارکنان، حضورشون رو در محل کار با استفاده از کارتای وقتی که بدین منظور هم ایجاد شده بود کم کردن. (دولت آمریکا هنوزم خیلی از افراد خلاق خود رو با سیستم مدیریت زمانی سبک و سنگین میکنه)

حتی وقتی که مشاغل غیرساعتی زیادی پیدا کردن هم، مردان (خیلی از نیروهای مدیریت مرد بودن) ساعتا رو با اندازه خروجی و بازدهی شون برابر می ساختن. این اتفاق، به وسیله مدیرانی که هیچ قانون دیگری نداشتن (و هیچوقت درنظر نمی گرفتن که مدیریت بدین روش، کم اثر تر از گزینه های دیگه س) جاودانه شد.

من به Rahul گفتم اون چیزی که دیدی کل شرکت تو بود که “فرهنگِ تا ساعات دیر کار کردن” رو خریده بودن. نه بخاطر اینکه کارایی واسه انجام داشتن یا اینکه بدونن تا دیر وقت کار کردن شون درآمد اونا رو بیش تر می کنه یا … اونا شرکت رو ترک کردن چون فقط مدیرشون گفته بود این کار رو بکننن! مشکل اصلی اینه. هرشب معاونان منتظر خروج مدیرعامل شرکت می موندن. پس از رفتن اون، اونا محل رو ترک می کردن و پس از آن، همه کارکنان راهی منزل می شدن. ساعات طولانی کار کردن از روی اجبارً به معنی موفقیت نیس!

بله؛ زمانایی هست که شبا بیدار موندن و کار کردن لازمه اما یک مدیریت خوب؛ مدیریتیه که بدونه چه زمانی این کار (ساعات کاری طولانی) نیاز هست و چه زمانی فقط اسباب سوژه رو جفت و جور می کنه. عکس العمل Rahul دقیقاً همونطور بود که انتظارش رو داشتم. “اونا دقیقاً کاری رو انجام میدن که خودِ من در دهه ۲۰ سالگی در اولین شغلم که در بانکای سرمایه گذاری بود انجام می دادم. حتی رئیسم بخاطر *سخت کار کردن* به من پاداش داد. خوابیدن روی میز، باعث افتخارم شده بود…!!!”

بهره وری
ادامه مکالمه ما سر میز شام، دور این موضوع بود که اگه به شمارش ساعات نپردازیم پس چیجوری باید سبک سنگین کنیم؟ چه زمانی باید از افراد بخوایم تا دیر وقت کار کنن؟ درست ترین روش اندازه گیری بهره وری کارکنان چیه؟

درسای یاد گرفته شده
مطمئن شین از اینکه خروجی و بازدهی که از شرکت می خواین رو درست تعریف کردین. ورودیا رو از هر بخش دریافت کنین. از مأموریت و قصدتون، واسه ایجاد تعاریف اونا و معیارهای مناسب واسه اندازه گیری شون استفاده کنین. بعد اون رو منتشر کرده و در حالت گسترده مطرح کنین. در صورت ضرورت، فیدبک فوری رو واسه اصلاح راه جفت و جور کنین.

خروجی دلخواه رو واسه هر بخش بطور جدا از هم تعریف کنین. پس از آن، مأموریت و هدف اصلی رو واسه اون بخش تعریف کنین. معیارهای مناسبی رو واسه هر کدوم از کارکنان بسازین تا با مأموریت موافق شه. واسه اندازه گیری و سندسازی خروجی در فواصل زمانی متناسب (روزانه، هفتگی، ماهانه و …) تنظیم کنین.

همونطور که شرکت در حال گسترده شدنه، مأموریت و قصد رو هم در برابر عموم قرار داده و ارتباط بسازین.

تا وقتی که مشغول انجام این مراحل هستین، مطمئن باشین که سیستم هیچ یافته های ناخواسته ای رو ایجاد نکرده. موفق باشین.

[تعداد: ۹    میانگین: ۴.۴/۵]

آزمایش مهارتای خدمات مشتری واسه اطمینان از کارکرد کارکنان

آزمایش مهارتای خدمات مشتری
آزمایش مهارتای خدمات مشتری  و مراقبت از مشتری واسه هر کار و کاسبی ای حیاتیه. اما چیجوری میشه اونا رو آزمایش کرد؟ مهارتایی که باید واسه اطمینان از کارکرد خود داشته باشیم، چیه؟ اینجا تعدادی راه حل واسه کمک به آزمایش کارکرد ارائه می دیم.

واسه شروع آزمایش مهارتای خدمات مشتری از فهرست زیر استفاده کنین

  مراقبت از مشتری شخصی: عملکردتون چقدر خوبه؟
همیشه به دفترکار به موقع می رسم و کارای مشتریان رو به موقع انجام میدم.
اجناس خود رو می شناسم و فرصتای فروش رو تشخیص میدم.
افراد و شخصیتای تیم رو می شناسم و به اونا کمک می کنم.
میتونم مشکلات شخصی رو از مشکلات کاری جدا کنم.
نام مشتریان همیشگی رو می دونم.
به خودم ، سلامتی ام و ظاهرم اهمیت میدم.
تمایل رو راست واسه کمک به مشتریان نشون میدم.
با خوشرویی و شادی کار می کنم
در لحن و صدای خود (مواجه یا تلفنی) استقبال گرم / آخر خوشحالی رو انتقال میدم.
همیشه سریع و با اطمینان خاطر با مشتریان احوالپرسی می کنم.
معیارهای توجه ابتدایی شرکت رو می دونم.
محل کارم رو منظم نگه دارم.
چگونگی استفاده از لوازم در مقابل مشتریان رو می دونم.
همیشه نظم و پاکیزگی محیط رو بررسی می کنم.
بهترین و بیشترین توانم رو در کل نوبت کاری به کار می گیرم.
مطمئن میشم که هیچوقت کار بیرون وارد شرکت نمی شه و کار شرکت به بیرون نمی ره.
همیشه به مشتریان کمک می کنم.
می دونم که چه کاری باید انجام دهم.
خودمو در جایگاه مشتری تصور می کنم تا چگونگی رفتارم با اونا رو بررسی و کنترل کنم.
اگه جای مشتری باشم، از کارکرد طرف مقابل (یعنی کارمند) راضی هستم.
بررسی موارد فوق
حالا این فهرست رو بررسی کنین و ببنید که این مهارتای لازم خدمات مشتری رو دارین یا نه.

با در نظر گرفتن وسعت فعالیتا، ما باید در مورد چگونگی و اندازه انجام این کارا فکر کنیم. از لحاظ مشتری، اونا اهمیتی نمی دن که شما به آخرین مشتری چیجوری خدمت کردین یا به مشتری بعدی چیجوری خدمت می کنین.  مسئله در مورد ” زمان حال ” است. پس، هر زمان که با مشتری ارتباط برقرار می کنین، مهمه که در مورد اون لحظه فکر کنین . یعنی ” لحظه حقیقتِ” چگونگی برخورد با اونا.

واسه مطالعه بیشتر:

خدمات مشتری چیه ؟ چیجوری میشه اون رو بهتر کرد ؟

اشتباهات عادی در ارائه خدمات مشتری

با در نظر گرفتن فهرست مشابهی از آزمایش مهارتای خدمات مشتری که در بالا ذکر شد، خودتون رو در مقابل لیست فعالیتا آزمایش و مشخص کنین که هر روز و هر لحظه چقدر این کارا رو انجام می دین:

معیارهای شخصی در مراقبت از مشتری
نگاهی به هر بخش داشته باشین و کارکرد خود رو آزمایش کنین. با کار کردن طبق لیست، میتونین نگاهی تازه به بعضی از بخش ها که بر خدمات مشتری تاثیر می ذارن ، داشته باشین. علاوه بر این، اگه با خودتون رو راست باشین، بخش های جور واجور کاری دارای مشکل خود بخود مشخص می شن. تا راحت بتونین اونا رو انتخاب کرده و واسه بهبود بخشیدن شون تلاش کنین.  در فهرست آزمایش مهارتای خدمات مشتری که در ادامه اومده ، به خودتون از ۱ تا ۵ نمره بدین (۱: هیچوقت ؛ ۵: همیشه).

منظم هستم.
مشتری مدار و موقر هستم.
با روشای مثبت و خوب از مشتریان جدید استقبال می کنم.
از صحبت کردن با مشتریان همیشگی حال می کنم.
عضو خوبی واسه تیم هستم.
در انجام کارام سریع و موثر هستم.
درباره همه کالاهایی که شرکت می فروشه، اطلاعات دارم.
به نیازای مشتری جواب میدم.
معیارهای خدمات رسانی رو می دونم.
از کارم حال می کنم.
با مشتریان سخت گیر برخورد موثر و کارامدی دارم.
با اعتراضات به شکل مناسبی برخورد می کنم.
مبادی آداب، صبور و صادق هستم.
به همکارانم در تیم کمک می کنم.
از رویکردها و روشای شرکت آگاهم.
هنگام خداحافظی با مشتریان نسبت به زمانیکه همدیگه ملاقات کردیم، رفتار و برخورد مثبت تری دارم.
تشریفات اداری(بروکراسی) لازم رو انجام میدم.
مطمئن و مراقب هستم.
با اهمیت دادن به نیازای مشتری ، اجناس رو به فروش می رسانم.
کارم رو خوب انجام میدم و موفق هستم.
بررسی نتیجه امتیازات
حالا امتیازات خود رو جمع کنین ، حال نمره ای از ۱۰۰ دارید. هر جا که کمتر از پنج امتیاز داشته باشین ، می تونین روی اونا تمرکز کنین و تلاشای مضاعفی رو واسه بهبود اونا انجام بدین. طرح خود رو واسه بهبود و پیشرفت بسازین، و بعد از فهرست فوق واسه کنترل اندازه بهبود و پیشرفت خودتون استفاده کنین.

می خواین چه معیارهایی رو بهتر کنین؟ چیجوری معیارها رو با همکارانتون مقایسه می کنین؟ چه کارای جامعی رو می تونین واسه بهبود “لحظات حقیقت” واسه مشتریان انجام بدین؟ آزمایش مهارتای خدمات مشتری می تونه این موارد رو مشخص کنه.

حالا شما در مورد طیف بزرگی از چیزایی که بیشتر یا کمتر از بقیه انجام می دین فکر کردین. حالا به دو بخش کلیدی موقع فکر کردن به رویکردهای کلی مراقبت و خدمات مشتری نگاهی داریم.

اول، مهارتای لازم خدمات مشتریه که خود باید داشته باشین. چون که این مهارت ها واسه مشتریان مهم هستن. این مهارت ها همون چیزایی هستن که باید چگونگی انجام اونا رو بدونین. هم اینکه مهارتهایی هم هستن که می تونین یاد بگیرین.

دوم ، گروه باید به این موارد بکنه. این مسئله یکی از چیزهاییه که باید چگونگی انجام اون رو بدونین. باید به مشتری نشون بدید که می تونین اون رو انجام بدین. این  دسته از مهارتها همون رفتارهاییه که باید به مشتریان نشون بدید.

واسه مطالعه بیشتر:

راه هایی واسه ارائه خدمات مشتری مطلوب

درسای خدمات مشتری از اشتباهات شرکتا

مهارتای شخصی در مراقبت از مشتری
۹ مهارت زیر واسه انجام خدمات استثنایی مشتری مهم هستن. شما می تونین با در نظر گرفتن این مهارتای لازم خدمات مشتری ، خودتون یا بقیه رو در سازمان تون آزمایش کنین – یا می تونین اونا رو بعنوان ملاک انتخاب عینی هنگام استفاده نیروهای کار جدید بالقوه در نظر داشته باشین. در این فهرست و در مقابل هر مورد،  به خود یا بقیه از ۵  نمره بدین. و به آزمایش مهارتای خدمات مشتری خود یا نیروی کار جدید بدین.

آزمایش مهارتای خدمات مشتری نیروی کار جدید
من:

من به احساس مشتری اهمیت میدم: با احوالپرسی گرم، نشون دادن اهمیت به نیازای مشتری، پرسیدن سوالات درست و مناسب، و داشتن خوشامدگویی خوب.
من گوش می کنم و جواب میدم: به ویژه به احساسات و احساسات، و تلاش واسه ایجاد همدلی با مشتری واسه رسیدن به رضایتمندی.
من در مورد ایده ها و پیشنهادات سوالی می کنم: با علاقه مند کردن، ایجاد گفتگو، آزمایش دوباره وقتی که یک مشتری دودل و نامطمئنه.
من از مشتری تشکر می کنم: استفاده از نام مشتری در صورت امکان، توجه کامل به ایشون، همراه شدن با خلق و خو یا رفتار مشتری وقتی که پاسخش رو گرفت.
من جزئیات رو شفاف سازی می کنم: پرسیدن سؤالای موثر، توجه به تموم جزئیات و ارائه تموم اطلاعات لازم با دقت و جزئیات.
من فقط به جای توجه به نیازها، پا رو از حد خود بالاتر می ذارم: تلاش واسه حل مشکلات، ارائه خدمات اضافی و بیرون شدن از راه درست واسه نشون دادن به درد بخور و موثر بودن.
من از رضایتمندی مشتری اطمینان پیدا می کنم: قبل از «خداحافظی»، بارها می پرسم که مشتری از خدمات راضی هست یا نه.
من واسه کار آماده هستم، کار رو می دونم، اجناس و خدمات رو می شناسم: همه چیزایی رو که واسه شغلم نیازه، در اختیار دارم، بسیار مراقب و دقیق هستم و منظم در مورد زمینه های جور واجور آموزش می بینم.
من با اطلاعات کامل و با آگاهی به پیگیری کارا می پردازم: همه رو آگاه و باخبر می کنم، واسه حفظ ارتباطات و تضمین رضایت مشتری با بقیه همکاری می کنم.
بررسی نتیجه امتیازات
با خودتون رو راست باشین! ممکنه احساس کنین که در بعضی از مناطق باید مهارتای خود رو افزایش بدید. تا چگونگی برخورد با مشتریان رو بهتر کرد– مشتریان داخلی رو هم یادتون نره!

دوباره، هر کجا که نمره ای  کمتر از پنج بدست آورده اید، باید روی اونا تمرکز کنین. و تلاشای مضاعفی رو رو واسه بهبود اون بخشا انجام بدین. طرح خود رو واسه بهبود مهارت ها بسازین. و بعد استفاده از فهرست مهارتای لازم خدمات مشتری که در بالا اومده  واسه کنترل اندازه بهبود خود استفاده کنین.

هر چند اینا فقط یک فهرست معمولیه. اما هنگام برنامه ریزی واسه جلسات آموزش مهارتای لازم خدمات مشتری به درد بخور و موثر هستن. چون که همه در سازمان خود این موارد رو در نظر می گیرن! می بینید که هر کسی موقع ملاقات با مشتری، به اطلاعات و ساپورت جهت ارائه خدمات استثنایی مشتری نیازمنده . اگه شما این کار رو نمی کنین، به این فکر کنین که رقبایتان از این ارزیابیا استفاده می کنن!!!

با در نظر گرفتن این مهارت ها – و اون چیزی که باید در این بخش ها بدونیم – حالا میتونیم به صلاحیتا (دسته های رفتاری) و یا اون چیزایی که جزئیات کارکرد ما رو مشخص می کنه، نگاهی داشته باشیم.

واسه مطالعه بیشتر:

نقش هوش مصنوعی در بهبود خدمات مشتری چیه؟

۱۰ کلید ارائه خدات خوب به مشتری

شایستگیا و صلاحیتای شخصی
حال به فهرستی از شایستگیایی (رفتارهایی) که بر تجربه مشتری تاثیر میذاره، می پردازیم. طیف بزرگی از مهارت ها و توضیح صلاحیتا رو واسه مراقبت و خدمات استثنایی مشتری رو واسه ارائه بهترین تجربه مشتری بررسی کنین. بعد رو راست خود رو در برابر دفعاتی که این کارا رو انجام می دین، آزمایش کنین. آزمایش مهارتای خدمات مشتری واسه بهبود تجربه مشتری:

ارتباط (الف): توانایی شفاف بودن در بیان خود موقع ارتباط با مشتریان (به شکل کلامی یا نوشته شده)، بدون استفاده از اصطلاحات خاص.
ارتباط (ب): توانایی گوش دادن و پرسیدن سوالات مناسب واسه درک چیزی که نیازا، خواسته و تمایلات مشتری.
حساسیت مشتری: تشخیص نیازای مشتری و نشون دادن نگرانی در مورد اونا یا دیدگاه های مشتری.
همدردی: نشون دادن درک نیازای مشتری، خواستها و تمایلات مشتریان.
همدلی: در صورت ضرورت نشون دادن یک احساس مشترک در مورد مجموعه خاصی از شرایط (مثلا ناامیدی ، عودت جنسای خراب).
تصمیم گیری: اقد آزمایش کارکنان : ۹ سئوال بحرانی که باید از کارکنان رستوران بپرسید

آزمایش کارکنان به شما در مدیریت بهتر و دریافت کارکرد بهتر سازمان کمک می کنه.

خدمتگزاران شما بیش ترین زمان رو با مشتریان تون می گذرونه. پس باید مطمئن شین که بهترین اونا رو استخدام کردین.

آزمایش کارکنان
کارکنان شما، پایهِ کسب وکار شماس. هر کدوم از کارکنان به تنهایی تاثیر بزرگی در کیفیت خدمات و تجربه کلیِ مشتریان (مهمانان) شما در رستوران دارن.

استخدام کارکنان اولین قدم در پروسه داشتنِ کارکنان قابل اعتماد و استواره. واسه راضی نگاه داشتن کارکنان و ارائه خدمات باکیفیت بطور همیشگی لازمه که همیشه در حال بررسی باشین. این مکالمها به شما اجازه گرفتن و دادنِ فیدبک میده که می تونین از این ویژگی واسه بهبود کسب وکارتون استفاده کنین. در این پست، ۹ سئوال رو مطرح می کنیم که باید از کارکنان رستوران خود بپرسید.

خوشامدگویان و خدمتگزاران
کارکنان شما بیش ترین زمان رو با مشتریان تون می گذرونن و در طول وقتی که مشتریان در رستوران حضور دارن با اونا ارتباط برقرار می کنن. خیلی با اهمیته که از دیدگاهِ اونا خبردار شن. بدونن به چی نیاز دارن و به بهره وری اونا کمک کنن.

۱- همه چیزایی رو که واسه به انجام رسوندن کاراتون بطور موثر نیاز هست در اختیار دارین؟

۲- چیجوری به مشتریان کمک می کنین تا احساس خوشامدگویی بهتری به هنگام ورود به رستوران داشته باشن؟ کسب وکار ما چیجوری می تونه به ایجاد این حس کمک کنه؟

۳- بدترین تجربه منفی که با مشتری داشتین چی بوده و چیجوری اون رو مدیریت کردین؟

آشپزها و کارکنان پشت صحنه
آشپز شما و کمک دهندگان، خیلی بالاتر از کسائی هستن که فقط غذا رو آماده می کنن. اونا مسئول ایجاد منوهای غذایی و هماهنگی با فروشندگان هستن تا مطمئن باشن که آشپزخانه و انبار از مواد کافی برخورداره.

۴- آشپزخانه به وسیله و تکنولوژی بروز مجهزه؟

۵- کارکنان هوشمند شما درباره کار گروهی تون چه نظری دارن؟

۶- مسئله اخیری که با مشتری یا همکار خود داشتین چی بوده و چیجوری اون رو مدیریت کردین؟

مدیریت
۷- نیروی انسانی چیجوریه؟ کمبود یا مسئله ای هست؟

۸- نقاط قوت و نقاط ضعف سازمان شما چه چیزاییه؟

۹- من چه کاری میتونم واسه آسون تر شدن کاراتون انجام دهم؟

درباره پاداش
خیلی با اهمیته نظرات کارکنان خود رو درباره کسب وکارتون و چگونگی سازماندهیِ اون بدونین. همونطور بسیار اهمیت داره که اونا رو به عنوان یک آدم بشناسین. مکالمه رو با پرسیدن چند سئوال ساده شروع کنین که به شما در فهمیدنِ زندگیِ کارکنان کمک می کنه. به اونا نشون بدید که واسه شما اهمیت دارن. حال و احوال خودشون و خونواده اونا رو جویا شید. بپرسید به چیزی نیاز دارین که بتونین به اونا ارائه بدید.

[تعداد: ۴    میانگین: ۴/۵]

ارسال ایمیلای انگلیسی چیجوری شدنیه؟

ارسال ایمیلای انگلیسی و روش ارسال اونا واسه بعضی سخته. با پیشرفت روز افزون تکنولوژی و پیشرفت شرکتای تجاری در رفت و امد با کشورهای دیگر، ارسال ایمیلای انگلیسی یکی از لازمهای کسب و کارا شده. با پدیده فکر مهتر همراه باشین.

ارسال ایمیلای انگلیسی
ارسال ایمیلای انگلیسی یا هر زبون دیگری واسه ارتباط با مردم کشورهای دیگر یک هنر هستش، بسیار جذابه با استفاده از زبانای جورواجور به رفت و امد با مردم بپردازیم. الان بیشتر زبانای جهان زبون انگلیسی رو به عنوان یکی از کلیدی ترین زبانا انتخاب ان، و اون رو به عنوان زبانی رسمی قبول کرده ان. زبانی که در کشورهای متفاوت و در بخشایی چون، پزشکی، تولیدات جهانی، ورزش، تحصیلات، و تجارت کاربرد داره. زبون انگلیسی واسه رد و بدل کردن اطلاعات و رفت و امد با مردم از زبون آنای پر کاربرده باید زبون انگلیسی رو بیاموزید تا بتونین ایمیلایی به ابن زبون بفرستین. در این پست به چگونگی فرستادن ایمیلای انگلیسی واسه شرکتای کار و کاسبی می پردازیم.

عنوان، سلام کردن
بدون شک ارسال یک ایمیل بدون درج عنوان پیام در بخش “Subject” معنایی نداره و خواننده متوجه موضوع ایمیل شما نمیشه، عنوان ایمیل به خواننده تذکر میده درباره چی سخن میگه و به چه موردی توجه کنه. در سطر ساده جمله خود از کلمه “FYI” که مخفف جمله “For your information” ( واسه اطلاعات شما) استفاده کنین چون شما می خواین یک بخش از اطلاعات رو واسه مخاطب توضیح بدید. سلام کردن به فردی که ایمیل رو واسه اون ارسال می کنین بخش دیگری از ماجراست، مخاطب شما چه خانوم باشه چه آقا باید با رعایت ادب به اون سلام کنین. معمولا واسه سلام کردن از عبارتای زیر استفاده می شه.

– Dear Mr./ Ms. Lastname جناب آقای / خانوم و نام خانوادگی

– Dear Mr./Ms. Firstname Lastname جناب آقای/ خانوم. نام و اول نام جنسیت

– Dear Dr. Lastname جناب آقای دکتر، و نام خانوادگی

اگه نام آدمایی که می خواین براشون ایمیل بفرستید رو نمی دونین این عبارت ها استفاده کنین. “سلام و صبح بخیر
“Good mornong” “Hi”

تشکر کردن، روشن و محدود بودن
اگه چند روز قبل ایمیلی رو واسه مشتری خود ارسال کرده بودین و مخاطب جواب شما رو داده باید با یک ایمیل از آن تشکر کنین جواب تشکر شما یه جور راه و روش مثبت هستش. با گفتن عبارت “Thank you for your reply” ( بخاطر جواب شما متشکرم) از آن تشکرد به عمل بیارید. واسه کسب احترام از طرف مخاطب پیام شما باید روشن و محدود باشه، پس از عبارتایی چون ” مطالبی رو درباره موضوع … یا، واسه شما توضیح میدم یا من به خاطر مشکلات از شما درخواست می کنم…” استفاده نکنین. در ادامه همراه پدیده فکر مهتر باشین تا به بقیه موارد بپردازیم.

دقیق شدن روی زمان، روی دو موضوع کار نکنین
طبق تحقیقات انجام شده درباره استفاده مردم از ایمیل، رو می کنه که مردم حدود ۱۳ ساعت در هفته، یا ۲۸ درصد از هفته رو به بررسی ایمیلا اختصاص میدن. اگه کار با ایمیل طولانی مردت باشه اون رو به بخشای جور واجور تقسیم کنین تا دچار مشکلات نشید و زمان خود رو کنترل کنین. قبل از فرستادن ایمیل باید ببینین پیام شما رسمیه یا نه! با عبارتای زیر فرق رو براتون روشن میکنیم.

-Informal :Can you

-Formal: Iwas Wo dering if you could

-Informal: Sorry, I can’t meet you. I’m busy that day.

-Formal: I am afraid lwill not be available to make it that day.

– غیر رسمی: میتونی…؟

_ رسمی: می خواستم بپرسم اگه می تونین…

– غیر رسمی: معذرت میخوام، من نمی تونم با شما ملاقات کنم. من در اون روز مشغولم.

– رسمی: میترسم من در اون روز مشغول باشم.

مطالب در ارتباط

نکاتی ساده و موثر واسه ایمیل مارکتینگ کسب و کارای کوچیک

فرستادن ایمیل و الگوهای رفتاری هنگام جواب به اونا

به چه دلیل باید از نشانی ایمیلای برند استفاده کرد؟

اخبار منفی، اهمیت دادن
اخبار منفی کار و کاسبی یا هر خبر دیگری که هدفی منفی داره رو در پیام ایمیل رو بعد از اخبار خوب و مثبت بگید. این کار به مخاطب شما اجازه میده به روش درستی فکر کنه. در آخر ایمیل خود از نوشتن این عبارت ها دوری کنین.

-“Should you have any questiond, Please do not hesitate”

-” contact me”

-” l look forward to hearing from you”

تموم این عبارات نشون میده که شما به مخاطب اهمیت زیادی می دین و واسه هر کار غیر واضحی در هر زمانی آماده همکاری هستین.

هنر پایان رو بیاموزید
باید بدونین پایان یک ایمیل رو چیجوری بنویسین تا مخاطب شما رو فردی غیر حرفه ای در کار و کاسبی و نوشتن ایمیل نداند. از عبارتای زیر در آخر نامه خود استفاده کنین.

-Yours sincerely, (when you know the name of the recipient, (Formal)

-(Best regards, or kind regards, (Formal, Most common

– (Take care, Thank you, or Have a nice day (Less Formal

– وقتی که نام گیرنده رو میدونید، رسمی

-با تشکر زیاد، رسمی، و پرکاربرد

– مراقب خود باشین، روز خوبی داشته باشین، با رسمیت کم

بعد از پایان دادن به نامه خود اون رو مستقیم ارسال نکرده و مورد بازبینی بذارین تا اشتباه املائی نداشته باشه. چگونگی استفاده از کلمات رو کنترل کنین به یاد داشته باشین بعد از فرستادن ایمیل دیگر نمی تونید اون رو اصلاح کنه. ارسال ایمیلای انگلیسی رو بیاموزید تا در تجارت جهانی موفق باشین.

[تعداد: ۴    میانگین: ۵/۵]

فرستادن ایمیل و الگوهای رفتاری هنگام جواب به اونا

فرستادن ایمیل و الگوهای رفتاری که آمار و بررسیا نشون میده تابلوی جالبی رو روبروی ما قرار میده که در این پست یافته های بعضی از این تحقیقات رو باهم مورد مطالعه قرار می دیم.

فرستادن ایمیل
از فرستادن ایمیل و یا همون ایمیل مارکتینگ (بازاریابی ایمیل) در کار و کاسبی خود استفاده می کنین؟

فکر می کنین واسه ارسال یک پیام الکترونیکی، چند دقیقه زمان لازمه؟ واسه جواب دادن به یک پیام چیجوری؟

دست دست در جواب دادن شما رو اذیت می کنه؟ اگه طی یه هفته جواب پیام خود رو دریافت نکردید، با خود فکر می کنین که دیگر هیچ وقت پاسخی به من داده نمیشه؟!

در عصری که تنها در طول چند ثانیه میلیونا اطلاعات بین مردم رد و تبدیل میشه، بازاریابی از روش ایمیل واسه رقابت یک تفاوت هستش.

واکنشای رفتاری بقیه بعد از خوندن ایمیلا براتون مهمه؟

دوست دارین بدونین چیجوری ایمیلی بفرستین که در دنیای بازاریابی دیجیتال موفق باشین؟

مطلب پیشنهادی: چیجوری یک ایمیل بدون مشکل ارسال کنیم؟

شاید می خواید واسه فروش اجناس با کسی ارتباط داشته باشین، یا مشتری جدیدی رو جذب کنین، شاید هم می خواین کسی رو استخدام کنین؛ در هر صورت ارسال یک پیام الکترونیکی در زمان مناسب می تونه تغییرات بزرگی در روند کارتون بسازه. اگه بدونین چه زمانی باید جواب ایمیل رو بدین می تونین در ارتباط داشتن با بقیه فعال تر باشین. طبق یافته ها به دست اومده از تحقیقات، مردم توقع دارن یک ساعت بعد از فرستادن پیام، جواب خود رو دریافت کنن. به لطف وسایل الکترونیکی ۵۰ درصد از پیاما در کم تر از ۶۰ دقیقه جواب داده می شه.

– مردم کم تری توقع دارن که جواب اونا بعد از ۴۸ ساعت داده شه. ۹۰ درصد احتمال میدن که یک یا دو روز بعد مخاطب مورد نظر جواب ایمیل اونا رو میده.
– نوجوانان سریع تر و کامل تر به پیامای خود جواب میدن. عجیب زده میشین اگه بدونین این رده سنی در کم تر از ۱۳ دقیقه به پیامای الکترونیکی خود جواب میدن!

– جوانان هم تقریباً مثل نوجوانان با سرعت بیش تری جواب ایمیلای دریافتی شون رو ارسال می کنن، حدوداً رده سنی ۲۰ تا ۳۵ سال زمان گذشته واسه جواب به ایمیلا رو ۱۶ دقیقه عنوان کردن. در حالیکه رده سنی ۳۵ تا ۵۰ سال حدود ۲۴ دقیقه از زمان شون رو صرف جواب به ایمیلای خود می کنن.
– بزرگسالان زمان بیش تری رو صرف ارسال پیامای الکترونیکی می کنن، آدمایی که سن و سالشون ۵۰ به بالا هستن بیشترین حد ۴۷ دقیقه رو صرف جواب به ایمیلا می کنن.

جالبه بدونین که جنسیت فرد هم در این تاثیر گذاشته. یعنی خانوما تقریباً  ۴ دقیقه دیرتر از آقایون به ایمیلای خود جواب میدن. حتی گوشیای افراد هم دلیلی واسه دیر جواب دادن به پیامای الکترونیکی حساب می شه. می پرسین چیجوری؟

طبیعیه آدمایی که گوشیای معمولی دارن دیرتر به ایمیلا جواب میدن. از طرفی اگه به مشتری خود دفعات تکراری پیامی ارسال کردین و نتیجه ای دریافت ننمودید بدونین در این کار شکست خوردین!

مطلب پیشنهادی: اشتباهات رایج در فرستادن ایمیل

زمان مناسب واسه فرستادن پیام الکترونیکی
با اینحال که بیش تر مردم پیامای الکترونیکی خود رو از دست میدن، اما احتمال دریافت جواب به ایمیلا در ساعات کاری بیش تره. درصد پاسخایی که شرکتا در آخر هفته دریافت می کنن بیش تر از ابتدا هفته س. هم اینکه طبق تحقیقات درصد جواب به پیاما در بعد از ظهرها هم بیش تر از صبحه.

[تعداد: ۳    میانگین: ۴.۷/۵]

از A تا Z اصطلاحات تخصصی بازاریابی دیجیتال

اصطلاحات تخصصی بازاریابی دیجیتال
SEO, PPC, content marketing, retargeting و … اگه شما تازگیا وارد این بخش شدین و یا قصد ورود به این بخش رو دارین، ممکنه از اصطلاحات و عبارات مطلق واسه شما دلهره آور باشه. جای نگرانی نیس! در مقاله تلاش کردیم تا این اصطلاحات تخصصی بازاریابی دیجیتال رو بصورت ساده واسه شما بگیم.

Agile Marketing
آدیداس واسه آموزش دوندگی در سال ۲۰۱۴ از ماشینای زیر زمینی استفاده کرد. Oreo با شعار “شما هنوزم می تونین در تاریکی غوطه ور شید” جایزه Super Bowl رو در سال ۲۰۱۳ از آنِ خود کرد.

برندها واسه جلو بردن اهداف بازاریابی خود، به سرعت به رویدادهای در ارتباط جواب میدن و همراه می شن. هیچ محدودیتی واسه استفاده از فرصتای بازاریابی دیجیتال در شبکه های مجازی وجود نداره، و شرکتا از این فرصت به نفع خود استفاده میکردن.

Big Data
‘Big Data’ یکی از واژه های بازاریابیه، که در سالای گذشته در همه جا گسترده شده، ‘Big Data’ به حجم خیلی از اطلاعات شرکت از مشتریان می گن، که نیازمند سیستمای پیچیده و دقیقی هستن که از صحت بررسی درست اونا مطمئن گردند.

Content Marketing
محتوا می تونه از هر محصولی که کار و کاسبی شما تولید می کنه، ایجاد و به اشتراک گذاشته شه و با استفاده از تکنیکای بازاریابی در صدد تبدیل مشتریان بالقوه به مشتریان بالفعله.

Disruption
یکی از مفاهیم عادی که معمولا در فضای بازاریابی دیجیتال استفاده میشن Disruptionه. این معنی به تکنولوژی ای اشاره میکنه که می در این فضا تغییر موج بسازه، با استفاده از آن برندا بازارای جدید بدست میارن.

Experiential Marketing
بازاریابی تجربی با هدف ایجاد یک تصویر شخصی و به یاد ماندنی در یک مصرف کننده با استفاده از ایجاد یک اتفاق در یه زمان مشخصه.

مقاله در ارتباط : به چه دلیل باید بازاریابی حسی یا تجربی رو انتخاب کنیم

Findability
آنلاین و قابل دسترس بودن شما و همینطور وضعیت جستجوی سایت شما در موتورای جستجو رو findability گویند.

Growth Hacking
این مورد دیگریه که نکات زیادی رو به دست شما میده. این، به شرکتهای کوچیکتری اشاره داره که توانایی رسیدن به رشد و پیشرفت رو حتی بدون وسیله و بودجه لازم و کافی دارن.

Hosting
سایت شما نیاز به یک سرور میزبان داره تا از آن روش در دسترس قرار گیرد. اصلاح “Hosting” به ذخیره سازی اطلاعات سایت شما در یک سرور میزبان می گن.

Inbound Marketing
به هر گونه فعالیت که از روش تولید مطالب باحال و با ارزش جهت جذب مشتری جدید صورت میگیره، می گن.

JavaScript
JavaScript یکی از ربانای عادی برنامه نویسی در دنیاست که به دلیل تاثیرات دوطرفه بر مرورگرا مورد توجه قرار میگیره.

Keywords
یکی از پایه های مهم SEO مدرن، کلمات کلیدی هستن، که به موتورهای جستجو مثل گوگل این امکان رو میدن تا تصمیم بگیرن که محتوای سایت شما متناسب با خواست مخاطبانه یا نه. تصمیم گیری در مورد کلمات کلیدی و ارتباط دادن اونا با محتوای سایت خود یکی از راه های کلیدی واسه بیشتر دیده شدن سایت شماس.

Multi-channel
چه از روش رسانه های اجتماعی، و بقیه تبلیغاتای آنلاین، شما می تونین نقاط تماس بیشتری رو با مشتریان بالقوه برقرار کنین. ایجاد روش هدف دار که شما رو از روش چندین کانال در دسترس مخاطبان بذاره رو multi-channel marketing گویند.

Native Advertising
پلتفرمای معرفی مثل LinkedIn و چیزای دیگه ای به جز اینا واسه تولید و نشر محتوا بصورت روزانه هست. که بعضی با ساپورت برندهای مطرح، در جهت گسترش اجناس خود به اون می پرازن، ولی بعد از یه مدت میفهمن که مورد استقبال نیستش. سازندگان اینجور محتوایی باید در نظر داشته باشن که محتوای مطلب و یا آگهی اونا متناسب با مردم اون منطقه جغرافیایی مورد نظر ایجاد شه و شروع به رفت و امد با اونا داشته باشن.

Organic search
Organic search اشاره به ترافیک بدست اومده سایت از روش جستجوی کلمات کلیدی در موتور جستجو داره.

PPC
PPC (pay per click) یکی دیگر از روشای کسب درآمد از روش SEOه. در این روش با در نظر گرفتن اندازه کلیک کاربران روی آگهیا، به سایت نشر دهنده درآمد تعلق میگیره.

Responsive web design
پیش نیاز هر سایت مدرن، responsive بودن اینه. امروز وب سایتا واسه جلب رضایت مشتریان باید محیط سایت خود رو واسه نمایش در دستگاه های جور واجور بصورت خودکار جوابگو کنن.

SEO
SEO (search engine optimisation) به معنی سایت یک سایت با در نظر گرفتن تفکر گوگل و بقیه موتورای جستجوه. هدف اصلی اون دقیق شدن روی آزمایش سایت شما جهت ارائه مطالبی برابر و مربوط به خواسته کاربرانه. اندازه ترافیک و موقعیت شما طبق استانداردهای سئو تاثیر خیلی زیادی روی اندازه درآمد شما داره.

Traffic
برخلاف دنیای واقعی، ترافیک زیادی در دنیای مجازی یه اتفاق خوبه. ترافیک بصورت مستقیم اشاره بر اندازه بازدید و اندازه قابل جستجو بودن سایت شما در اینترنت اشاره داره.

User Experience
یک تجربه کاربری مثبت تاثیر زیادی در اندازه برگشت پذیری کاربران به سایت شما داره. موارد مثل پرداخت سریع، اطلاعات کامل محصول، منوی ناوبری مناسب و …  می تونن به بهتر شدن این تجربه کاربری کمک کنن.

Webmaster Tools
Webmaster Tools یکی اجناس شرکت گوگله، به شما این امکان رو میده تا سایت خود رو واسه بهتر شدن وضعیت سئو بررسی و بررسی کنین.

XML Sitemap
نقشه سایت شماس. نمایش میده که در سایت شما چه صفحاتی هست و چیجوری با هم ارتباط دارن.

اگه از نظر شما موردی رو از قلم انداختیم؟ اونو با ما درمیون بذارین.

[تعداد: ۱۹    میانگین: ۳.۷/۵]

از M بخواه برات هدیه بفرسته

یک دستیار شخصی دیجیتال رو واسه استفاده در اپلیکیشن پیام رسان موبایل اش تست می کنه؛ یه قدم ابتدایی واسه ارایه ی سرویسی مشابه Siri، Google Now و Cortana که از هوش مصنوعی بهره می گیرند.

این سرویس که M نام داره می تونه کارایی مثل خرید، ارسال هدیه، تنظیم قرار ملاقات یا تاریخ سفر رو، از طرف کاربر بکنه.

مارکوس، نایب رئیس اجناس Messaging این شرکت، می نویسد:” این اقدام یک سفر واسه تبدیل M به یک سرویس قابل استفاده س و البته یه قدم هیجان انگیز واسه این که پیام رسان فیس بوک بتونه کارای مردم رو بکنه.”

اپلیکشین پیام رسان Facebook یک اپلیکشین موبایلیه که جدا از اپلیکشین Facebook کار می کنه.

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

از اسنپ چت چیجوری واسه بهبود کار و کاسبی خود استفاده کنیم ؟

همونطور که میدونید برنامه ها، نرم افزارها و شبکه های اجتماعی بسیاری ایجاد شدن تا به همراه پیشرفت تکنولوژی فاصله ها و محدودیتا رو از بین ببرن. طبیعتاً به درد بخور بودن یا نبودن این وسیله بر چگونگی استفاده کاربر از اونا بستگی داره. نکته مهم در این موضوع اینه که واسه رشد و رونق دادن به کار و کاسبی خود می تونین از بقیه این وسیله ها استفاده کنین.

امروز برنامه اسنپ چت رو مورد توجه قرار دادیم تا کسائی که با این برنامه آشنایی ندارن با چگونگی استفاده از آن در جهت بهبود کسب و کارشون استفاده کنن.

اگه واسه ورود به برنامه اسنپ چت تازه کار هستین و می خواید از جنبه های اون آگاهی یابید شایدً سؤالات زیادی تو ذهن شما ایجاد شده که به دنبال جواب اونا می گردین. اما کلا، استفاده از آن بسیار ساده س! و واسه بار اول هم خیلی سریعً متوجه اونا میشین.

۱ – از اسنپ چت میشه واسه نشر مطالب استفاده کرد؟

از شبکه های اجتماعی میشه واسه نشر محتوا استفاده کرد. این امکان واسه محتوا با هر نوع فرمتی (متن، صوتی، چشمی و …) صورت میگیره تا همه مخاطبان از آن استفاده کنن.

بطور مثال؛ از شبکه اجتماعی واتساپ نمیشه واسه انتشار مطالب استفاده کرد! این برنامه، تنها واسه ارتباطات شخصی خوبه. اما تلگرام رو میشه واسه انتشار از روش کانالا استفاده کرد. همینطور شبکه اسنپ چت هم واسه انتشار خیلی خوبه. نشر محتوا از روش (تصاویر ،ویدیو ) صورت میگیره.

۲ –  سنپ چت از چندین حساب ساپورت می کنه؟

میشه در شبکه اسنپ چت بیشتر از یک حساب کاربری رو مدیریت کنیم؟ امکان باز کردن کانال یا صفحه داخلی در اسنپ چت هست؟ این سؤال واسه آدماییه که میخوان اسنپ چت رو واسه بازاریابی، ایده های جدید و کسائی که می خوان برند موفقی رو واسه خودشون بسازن خوبه.

شما می تونین یک نام کاربری ساده واسه ارتباط با دوستان و یک حساب دیگر واسه کار و کاسبی خود بسازین تا با هر کدوم از اونا بتونین ارتباطات مؤثری رو بسازین. هر کدوم از این حسابا باید یک ایمیل جدا از هم داشته باشه و به هیچ شماره تلفنی نیاز نداره! و ایجاد نام کاربری از روش شماره هم چیزی اختیاریه.

۳ – امکان ایجاد چند نام کاربری همزمان شدنیه؟

به شکل رسمی (نه) امکان ایجاد چند نام کاربری همزمان وجود نداره! (اما راه های غیر رسمی هست) اگه دو حساب کاربری داشته باشین یکی واسه شرکت، و دیگری شخصی می تونین از این حساب بیرون شده و وارد حساب دوم شید. راه های زیادی واسه استفاده همزمان حسابای کاربری هست. مثل نصب نسخه دیگری از اسنپ چت روی گوشی و در (Clone) که در تنظیمات اندورید هست. هم اینکه می تونین از Paraller Space واسه ایجاد حسابای کاربری همزمان استفاده کنین.

۴ – نرم افزار به شماره تلفن و دفتر تلفن ربط داره؟
نه، می تونین از ایمیل واسه باز کردن حساب کاربری استفاده کنین و استفاده از شماره تلفن چیزی اختیاریه. این اختیاریه که شما بخواهید از روش دفتر تلفن دوستای خود رو پیدا کنین. ( یا کسائی که اسنپ چت دارن و شما شماره تلفن اونا رو دارین.)
۵ – چیجوری امکان انتشار محتوای عمومی در اسنپ چت هست؟

این کار از روش داستان (Story) در اسنپ چت شدنیه. امکان انتشار تصاویر و ویدئوها رو واسه مخاطبان ممکنه. کلیه تصاویر و ویدئوا تنها تا ۲۴ ساعت باقی می مونن و بعد از آن حذف می گردن.

چیجوری این کار رو انجام بدیم؟ ویدئوی کوتاهی رو ضبط کنین و از روش آیکونا اون رو بفرستین. تنظیمات شخصی رو باید به شکلی آماده کنین که بقیه چیزایی که ارسال می کنین رو ببینن. بدین منظور اول وارد تنظیمات (Setting) شده بعد به (Who can) رفته و (View My Story) رو به (Everyone) تغییر بدید.

۶ – چیجوری میشه حساب رو انتشار داد یا مخاطب جدید به دست بیاره؟

یک نام واسه خود انتخاب می کنین (Username) از روش این نام بقیه شما رو به لیست دوستای خود اضافه می کنن و می تونن تصاویری که به اشتراک گذاشتین رو ببینن. می تونین این نام کاربری رو در شبکه های اجتماعی دیگر هم بذارین. راه دوم واسه انتشار حساب از روش Snapcodeه. می تونین از کد مخصوص حساب استفاده کنین. هر نام کاربری کد مخصوص به خود رو داره. از روش این کد بقیه می تونن شما رو بیابند. این کار از روش کدی که در EnglishPTه صورت میگیره. می تونین این گزینه رو باز کنین و با دوربین گوشی از این گزینه عکسی تهیه کنین تا حساب کاربری رو شناسایی کنه و بعد Add Friend رو بزنین.

۷ – عددی که کنار نام کاربریه نشونه چیه
همونطور که می بینین در بالای عکس عدد ۱۰۲ در کنام نام کاربری نوشته شده. هر چی رفت و امد شما با بقیه بیشتر شه بر این عدد هم اضافه می شه که Score هم نام داره.
۸ – چیجوری می تونین نمره خود یا بقیه رو ببینین؟

بقیه می تونن Score منو ببینن؟ این کار در یک حالت شدنیه. هم شما و هر فرد مقابل باید شما رو به لیست دوستان یکدیگر اضافه کنین. وگرنه نمی تونید این کار رو انجام بدین. واسه نگاه کردن به Score دوستان تون می تونین به صفحه فرستادن پیام وارد شده بعد رمز خطوط افقی رو که کنار اسمه لمس کنین. اینجا می تونین نمره دوست خود رو ببینین.

۹ – میتونیم فهمیده چند نفر از دوستان ما رو دنبال می کنن؟
بدیش اینه این امکان در این نرم افزار موجود نیس. فقط می تونین تعداد دوستانی که تازگیا شما رو اضافه کردن در Added me ببینین. در این صفحه تموم آدمایی که شما رو تازگیا اضافه کردن نمیشه دیدشون. اما در قسمت “دیوار”  تقریباً می تونین تعداد دوستای خود رو که تازگیا شما رو اضافه کردن ببینین.

۱۰ – کسائی که حساب منو دنبال می کنن می تونن با من ارتباط برقرار کنن؟
این اختیاریه و به شما بستگی داره. اما My Friends اشخاصی هستن که شما اونا رو دنبال می کنین. اما از روش Everyone می تونین آدمایی رو که قصد ارتباط با شما رو دارن در ارتباط باشین.

۱۱ – میتونم با کسائی که منو دنبال می کنن ارتباط برقرار کنم؟
بله امکان داره.

لیستی از کسائی که شما رو دنبال می کنن براتون به نمایش گذاشته می شه و از روش این لیست می تونین با بقیه ارتباط داشته باشین.
۱۲ – امکان ذخیره ویدئوهایی که ضبط و منتشر کردن میدم هست؟
بله شدنیه. بعد از گرفتن تصویر، با انتخاب ذخیره در گالری اون تصویر در گالری گوشی شما ذخیره می شه.
۱۳ – چیجوری میشه اسنپ چت رو در یوتیوب انتشار داد؟
می تونین اسنپا رو در گوشی ذخیره کنین و بعد ویدئوای کوتاه رو با هم یکی کنین و واسه یوتیوب استفاده کنین. واسه اندروید از VidTrim و واسه آیفون از Video Mixer استفاده کنین تا بتونین ویدئوای کوتاه رو تبدیل به ویدیو طولانی کنین.
۱۴ – امکان حذف اسنپ بعد از فرستان هست؟
اگه اسنپ رو به اشتباه ارسال کردین می تونین اون رو خط بزنین تا به بقیه نرسه. تنها کاری که باید انجام بدین اینه که تصویر یا ویدئوی مورد نظر رو از قسمت دیوار داستان باز کنین. بعد اون رو خط بزنین.
۱۵ – امکان فرستادن تصاویر و ویدیو از گالری گوشی هست؟
این کار به شکل رسمی ممکن نیس. فقط میشه تصاویر رو واسه افراد محدودی از طریقStory فرستاد.
۱۶ – مخاطبان می تونن تصاویر و ویدئوهایی که من ارسال می کنم رو ذخیره کنن؟
نه این کار ممکن نیس و اگه می خواین از راه های دیگر این کار رو انجام بدین ممکنه حساب شما هک شه.
۱۷ – نام کاربری به حروف کوچیک و بزرگ حساسه؟
این به این معناست که اگه شخصی با یوزر نام شما رو جستجو کنه. باید دقیقاً حروف کوچیک و بزرگ رو مثل شما بنویسه! جواب شما خیره. به این موضوع حساسیتی نداره.
۱۸ – چیجوری میشه هنگام ضبط ویدیو دوربین گوشی رو تغییر داد؟
این کار شدنیه. اما فقط از روش IOS امکان داره و فقط واسه گوشیای آیفون استفاده میشن.

[تعداد: ۳    میانگین: ۳.۷/۵]

از بازی محبوب کودکی تا کاربردش در مک دونالد!

یکی دیگر از بازیای فانتزی زمان کودکی هم به واقعیت تبدیل شده! حالا ماشینی به نام DIY Chicken McNuggets واسه رستورانای زنجیره ای مک دونالد طراحی شده که دستگاه کوچیکیه. این دستگاهٰ شامل McNuggetsه و کنار اون جعبه کوچیک سس قرار داره که میشه ناگتا رو در اون فرو برد و میل کرد.

این دستگاه به طور کامل از لگو ساخته شده. دستگاه به شکل دستی پر می شه، پس شما از پایهً باید مرغ سوخاری خود رو دوباره بخرین! یه بار آماده کردن دستگاه و بار دوم پخش کردن اونا. (استفاده از پول خرد دقیق، دستگاه سکهایی رو که می خواین از آن خلاص شید رو قبول نمی کنه).

هر چند، هدف اصلی اش نشون دادن توانایی لگوه. یوتیوب ویدئویی رو منتشر کرده که شامل توضیح و توضیح چگونگی کارکرد این دستگاه با جزئیات کامله.

[تعداد: ۳    میانگین: ۴.۳/۵]

از دست دادن مشتریان با سریع ترین روشای ممکن!!!

میدونید مشتریان تون بهتر می دونن با شما تماس بگیرن؟ اگه نه، پس اونا مجبور می شن با رقبای شما تماس بگیرن. شک نداشته باشین بروز مشکل و سختی در ایجاد ارتباط سریع ترین راه ممکن واسه از دست دادن مشتریاس.

گروه های جور واجور افراد روشای مختلفی رو واسه ارتباط بهتر می دونن؛ و در عین حال، خیلی از شرکتا به هزینه های مربوط به ارتباط توجه می کنن و قانع کردن مشتری در کانالای ارتباطی رو فراموش میکنن. اونا فراموش میکنن که اگه یک مشتری واسه تماس با اونا با مشکل مواجه بشه، احتمال بیشتری داره که با رقبای تماس بگیرن.

منظور از مشکل در بند فوق اینه که مشتریان مجبور شن از روشی که براشون نامناسبه در ایجاد ارتباط استفاده کنن. بعضی از افراد ایمیل ، بعضیا فرستادن پیام در پیامرسانا و یه سری های دیگه رسانه های اجتماعی رو بهتر می دونن و بعضی هم هنوز دوست دارن تلفن رو بردارن شماره ها رو بگیرن و با یک فرد واقعی صحبت کنن.

واسه مطالعه بیشتر:

اهمیت حفظ مشتری و چگونگی استفاده از آن واسه شکست رقیبان در کار و کاسبی

میدونید که چی باعث از دست دادن مشتریان می شه؟
واسه اون دسته از شرکتایی که توقع دارن مشتریان با اونا تماس بگیرن، بعضی از اشتباهات رایجی رو معرفی می کنیم که باعث از دست دادن مشتریان می شه و حتی می تونن مانع خرید و فروش مشتریان با شما شن:

یکی از گزینه های زیر رو انتخاب کنین
شرکتایی که از گزینه های “یکی رو واسه … انتخاب کنین” تا به بخشای جور واجور وصل شید استفاده می کنن، ممکنه آگاه نباشن که این مسئله بیشتر باعث می شه که مشتریان به طور کامل از تماس خود پشیمون شن. حتی اگه اونا در پشت خط باقی بمونن، باید به توضیحات گزینه ها گوش بدن، به ویژه وقتی که یک پیام خودکار در آخر به اونا میگه که به سایت مراجعه کنین. چقدر ساده تر هستش اگه مشتری بلافصله پس از تماس صحبت کنه و بگه: “میتونم با کسی درباره …. صحبت کنم؟”

واسه مطالعه بیشتر:

حفظ ارتباط با مشتری مهم تر از جذب اون!

اطلاعات بیشتر از حد
هیچکی سیستمایی رو دوست نداره که از کاربران میخواد قبل اینکه با کسی صحبت کنن حساب کاربری رو یا شماره مشتری وارد کنه ، و در آخر با کسی ارتباط برقرار کنه که اولین چیزی که از اونا میخواد اینه: « می تونم شماره حساب کاربری شما رو داشته باشم؟ “پرسیدن اطلاعات بیشتر از حد و قبل از بررسی خواسته های مشتری یقینا یکی از راه های از دست دادن مشتریاس. و شاید حریم خصوصی اونا رو تقض کنه.

واسه مطالعه بیشتر:

روش های هدف دار جذب مشتری واسه فروش موفق در کار و کاسبی

حرف زدن کار آسانیه
در بین این مواد آزاردهنده ترین مورد همه کسب و کارا اینه که پول زیادی رو صرف پخش پیامای آروم می کنن و تاکید می کنن که تماس شما چقدر مهمه. اگه این مسئله مهم بود به چه دلیل افراد بیشتری رو واسه پاسخگویی به تماسا استخدام نمی کنین؟

با اینکه شرکتای کوچکتر ممکنه قادر به ارائه گزینه های ارتباطی پیچیده ای با مشتریان نباشن، اما هنوزم باید در مورد چگونگی ارتباط خود با یک مشتری موقع دریافت تماس آشنایی داشته باشن و به اون توجه کنن.

اونا باید از یک سرویس پاسخگویی استفاده کنن یا بذارن که تماسا به پست صوتی منتقل شن؟ ایا یک نفر باید کلیه ایمیلای دریافتی رو بررسی کنه و یک پیام آماده رو بفرسته که “به خاطر ایمیل شما متشکرم، درباره X در عرض ۴۸ ساعت با شما تماس گرفته می شه”. شخص مسئول رسانه اجتماعی شما باید به مخاطبین جواب بده؟ یا این کار نیاز به ورود و اجازه شخص مافوق داره؟

واسه مطالعه بیشتر:

در ارتباط با مشتریان، چیجوری اعتمادسازی کنیم؟

یه روش عالی واسه تست سیستم تون اینه که وانمود کنین مشتری هستین و با کانالای جور واجور با شرکت خود تماس بگیرین. تجربه خوبی واسه شما بود؟ اگه نه، فکر کنین که چیجوری می تونین تجربه مشتری رو بهتر کنین. اگه این کار رو نکنین پس منتظر از دست دادن مشتریان خود و تماس گرفتن انها با رقبا باشین.

[تعداد: ۲    میانگین: ۴/۵]

از زمان جنینى تا همین لحظه، ذهن ما پر از اطلاعاته.

امروز بحث ما راجبه عملکرد ضمیرناخودآگاهه. مى خواهیم از عملکرد دقیق اون باخبر شیم.

یادتون هست که گفته بودم ضمیرناخودآگاه محل دائمى ثبت تموم رویدادهاى زندگى ما هست؟ این واقعاً شگفت انگیزه!

وقتى محققان با این واقعیت مواجه شدن، بسیار تعجب می کنن و واکنشهاى مختلفى نشون دادن. یکى موهاش از فرط حیرت ریخت. یکى دیگر موهاش فِر خورد و هرجا مى رفت فکر مى کردن فر ۶ ماهه کرده!
اون یکى موهاش سیخ شد و مردم فکر کردن فشنه
از روش بازاریابی محتوا چیجوری اعتمادسازی کنیم؟

مشتریان بالقوه شما فکر می کنن که تا چه حد قابل اعتماد هستین؟

اگه واسه کار و کاسبی تون از شبکه های اجتماعی استفاده می کنین، اونا می تونن به شما اعتماد کنن که بطور منظم ایده هاتون رو در برابر دید قرار می دین؟
اگه خبرنامهایی رو منتشر می کنین، اونا می تونن به شما اعتماد کنن که هر کدوم از چاپا به موقع به دست شون برسه؟
اگه پادکست تولید می کنین یا کانالی رو در یوتوب دارین، اونا می تونن به شما اعتماد کنن و مطمئن شن که بطور منظم برنامه دارین؟
اگه واسه وبلاگ خود مقاله می نویسید، اونا می تونن به شما اعتماد کنن که پستای مفیدی رو طبق یک نظم واسه اونا عرضه می دارین؟
نکته اصلی اینجاست:

تا وقتی که کسی کار کردن با شما رو شروع نکنه نمیتونه درباره اینکه شما قابل اعتماد هستین یا نه؛ صاحب نظر باشه.

حتی با مشاهده فعالیتاتون -مثل نمونه هایی که در بالا ذکر شد- اونا تصویری از شما رو ایجاد می کنن. تصویری که نشون میده شما چقدر در ارائه و تحویل به موقع، اون تایم و پایبند هستین.

وسیله اعتمادسازی
با ایجاد یه برنامه منظم، اعتماد و اطمینانِ بازار هدف خود رو جلب می کنین که خیلیِ کار بزرگیه. این از روش تولید بازاریابی محتوا قدرت میگیره.

بیشتر به شکل ناخودآگاه، اعتبار مهم و بزرگی رو واسه توانایی اعتماد خود ایجاد می کنین و بازاریابی محتوا به یک داراییِ قوی و معتمد تبدیل می شه.

اون روی سکه هم به طور کاملً روشنه. اگه بلاگ شما به مدت چند ماه بروزرسانی نشه، اگه خبرنامه یا پادکست شما روی نظم خاصی عرضه نگردد، تصویر بسیار سختی رو تو ذهن مخاطبان ایجاد می کنین.

وقتی به برنامه بازاریابی آینده خود نگاه می کنین روی داراییایی که شما رو معتمد جلوه میدن تمرکز کنین.

تعداد کمی از کانالای محتوا رو انتخاب کنین بعد پایبند شید تا بطور منظم در اونجا حضور یابید.

پس از یه مدت، مخاطبان واسه اعتماد کردن به طرف شما میان. تلاش کنین ارزش و مهم بودن این اعتماد رو واسه کار و کاسبی تون درک کنین. بازار هدف شما پر از کسائیه که یا می دونن شما معتمد هستین و یا از قبل به شما اعتماد کردن!

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۸/۵]

از محتوا چیجوری واسه ایجاد اعتماد با کاربران استفاده کنیم؟

از محتوا چیجوری واسه ایجاد اعتماد با کاربران استفاده کنیم؟
انتشار آنلاین محتوا چیجوری می تونه بین کاربران اعتماد برقرار کنه؟

این روزها، هممون محتوای بیش تری رو نسبت به هر زمان دیگری تولید می کنیم. با روند افزایش شرکتا و هوشمند سازی در بازاریابی محتوا، حجم رقابت هم شدیدا در حال افزایشه. محتوای بیشماری هست که از طرف بلاگرها، شرکتا و نشریهای آنلاین ساخته میشه، با این حساب شما چیجوری می خواین از بین همه این شلوغیا خودتون رو برجسته کنین؟ چیجوری می خواین مخاطبانی رو واسه خود بسازین؟ بر فرض هم که مخاطب رو پیدا کردین، اعتمادشون رو چیجوری جلب می کنین؟

اینا سوالات متداولی هستن که هر فردی به هنگام رویارویی با مبحث بزرگ “محتوا” از خود می پرسد. و باحال اینکه جواب همه اونا هم مساویه : بی همتا، سرگرم کننده و به یاد ماندنی باشین. بذارین تا در این پست، این موضوع رو بشکافیم. همراه باشین.

بی همتا باشین
شما می تونین دقیقاً درباره یک موضوع برابر هم بی همتا ظاهر شید. سایت The Hustle می تونه بهترین مثال به عنوان کسی باشه که به ماهانه یک میلیون بازدید در طول یکسال رسیده. اونا داستانای مشابهی رو درباره کارآفرینی و کار و کاسبی میگن که به طور کاملً ۱۰۰ درصد منحصربفرده.

بقیه مثالای خوب واسه این بخش، Uncrate ، The Verge، Mint و Buzzfeedه.

Buzzfeed : طنز

Mint : امور مالی شخصی واسه مردم عادی

The Verge : طراحی و چشمی محتوا

به یاد ماندنی باشین
همه چیز درباره اطلاعات و داده های شماس! این اطلاعات می تونه شامل، نقل قولای نویسندها و افراد مشهور در بخش در ارتباط، تحقیقات، مثالای الان و همینطور تحقیقات اصلی یا یافته هایِ بررسیای اصلی باشه که ظاهری معتبر و کاردان از شما بوجود میاره. انجامِ کار این به اندازه ای هم که فکر می کنین آسونه. تنها با جستجو در گوگل می تونین به تحقیقات زیادی درباره بخش ای که به دنبالش هستین برسین. وقتی محتوایی تولید می کنین که حقایق و مطالعاتی اون رو ساپورت می کنن (حتی اگه اون حقایق دست یافته های خودتون نباشن!) افراد، سایت شما رو به عنوان یک منبع علم می بینن و پس واسه مطالعه مقالات بعدی شما هم مراجعه می کنن. وقتی این شرایط پیش بیاد، اعتماد هم فوراً بین سایت و بازدیدکنندگان بوجود میاد.

سرگرم کننده باشین
این بهترین راه واسه اسیر کردن دلای بازدیدکنندگان سایت تونه. Buzzfeed، Elite Daily و Upworthy بهترین مثالای این مورد به شما می رن.

محتوای این وب سایتا، سرگرم کننده و جذابه. جذاب یعنی واقعاً دوست ندارین مطالبش رو از دست بدید. نتیجه اینه که یهو میفهمید ساعتای زیادی رو در سایت شون سپری کردین. و البته این اتفاقی نیس! بلکه به خاطر همین کار طراحی شدن.

اگه محتوای شما بتونه بازدیدکننده سایت رو سرگرم کنه باعث گذرِ زمان اون شده و بیش تر از اینکه منبع اطلاعات باشه، منبع سرگرم کننده ای هم می شه. دقیقاً مثل تماشای تلویزیون در مقابل خوندن روزنامه س.

[تعداد: ۴    میانگین: ۴.۸/۵]

از هر ۶ آدم، یک نفر به توالت دسترسی نداره!

اخیراً فروشندگان سرویس بهداشتی در لندن دست به ابتکار جالبی زدن. این ابتکار در عین باحال بودنش حس آدم دوستی رو هم نشر می داد.

شایدً می پرسین که فروش سرویس بهداشتی چه ارتباطی با آدم دوستی می تونه داشته باشه؟!

واقعیت اینه که در دنیای امروز همه چیز، نه! شاید خیلی از مسائل بهم مربوط و وابسته باشن. البته این نظر ماست، شمام می تونین نظرات خود رو در قسمت نظرات (انتهای صفحه) با ما و دیگر دوستان به اشتراک بذارین.

برمی گردیم به نشر حس آدم دوستی و خرید سرویس بهداشتی!
طبق آمار بدست اومده حدود یک بیلیون نفر یعنی یک نفر از هر ۶ فرد به توالت دسترسی نداره یا از آن استفاده نمی کنه! شاید باورش سخت باشه اما این یعنی باید بیرون رفته و تا شب منتظر باشه تا صاحب کمی حریم خصوصی شه! طبیعتاً همین امر کافیه تا کرامت انسانی رو زیرسؤال برده و باعث گسترش بیماریا شه.

شرکت Andrex با مشارکت Unicef، این واقعیت سخت و غم انگیز رو با خریداران سرویس بهداشتی در انگلیس به اشتراک گذاشت تا با مشکلات بهداشتی که کودکان و خونواده ها در آنگولای آفریقای غربی با اون درگیرن کمی آشنا شن. البته شاید کلمه آشنا شدن اینجا واژه مناسبی نباشه. چون که دوجانبه نیس! و علاوه بر اون، دردی از دردهای مردم ضعیف آنگولا دوا نمی کنه.

یکی از مغازه های سرویس بهداشتی در محله Kings Cross لندن، دوربینای مخفی در مغازه قرار داد تا از عکس العمل خریداران به هنگام دیدن این صحنه فیلمبرداری کنه. این لحظه واقعاً دیدنی هستش!

این مغازه از گرون ترین سرویسای بهداشتی گرفته تا سرویس بهداشتیای معمولی رو شامل می شه.. دکوری که در این قسمت از مغازه بکار برده بودن معرف روستای آنگولاه.

[تعداد: ۰    میانگین: ۰/۵]

از پنج دروغ عادی در رزومه خود داری کنین

پنج دروغ عادی در رزومه
این ۵ دروغ عادی در رزومه رو حتی تست هم نکنین! با انجام اینا فقط موفقیت رو از خودتون می رانید.

هر دروغی (بزرگ و شاخدار یا کوچیک و بی اهمیت) اگه یافت شه و مخاطب شما دریابد؛ دردسر بزرگی براتون به همراه میاره. شاید شمام مثل خیلی از افراد دوست دارین در زمان رزومه نوشتن؛ کمی بیش تر از کارایی که انجام دادین رو بگید یا عنوان اونا رو مهم تر جلوه بدید. هرچه هست بازم دروغای کوچیکی به حساب میان که خیلی زود و راحت هم به وسیله کارشناس مجموعه تشخیص داده می شن.

رزومه شما؛ یک نمادی از شماس که چگونگی ارائه خودتون رو نشون میده. همینطور قابلیتا؛ گواهینامها و تجربهاتون رو به نمایش میذاره. پس اگه رزومه شما دارای اطلاعات اشتباه از خودتون باشه اعتبار و آبروی شما رو لکه دار می کنه.

خیلی از این اطلاعات نوشته شده در رزومه حتی بصورت آنلاین هم خیلی راحت قابل جستجو هستن. حقایقی که گفتید بررسی شده و دروغایی که نوشتید به زودی افشاء می شن.

کارشناسان فکر می کنند که بیکاری دراز مدت مثل عواملیه که فرد رو به نوشتن مهارتای غیرواقعی وسوسه می کنه. در این حالت؛ انگیزه اونا از روی حسادت و ناامیدی بوده و تلاش می کنن که خود رو بامهارت تر و حرفه ای تر از آن چیزی که واقعا هستن نشون بدن. باید بدونین که با انجام اینجور کارایی تنها شانس داشتن یک شغل خوب رو از کفتون میره. همین حالا هم شما با هر نوع توانایی و مهارتی که دارین واسه کارفرمایی که قصد مصاحبه با شما رو داره بسیار محترم هستین. پس احتیاجی به بیان مطالب غیرواقعی نیس!

به همین خاطر سایت پدیده فکر مهتر هم در آینده؛ می خواد بخشی رو راه اندازی کنه که جوانان با استعداد و جویای کار با قرار دادن رزومه خود در سایت مجموعه بتونن در جایگاه مناسبی که متناسب با توانایی هاشونه قرار بگیرن.

رزومهای جعلی و ۵ مورد از دروغای عادی در اونا
دروغ اول: بزرگ نمایی در عناوین شغلی
این روزا عناوین شغلی که مورداستفاده قرار می گیرن استاندارد نیستن. به خاطر این؛ تصور آدما به این صورته که با بالابردن موقعیت عنوان شغل قبلی می تونن بر اهمیت اون هم اضافه و اون رو مهم تر نشون بدن. غافل از اینکه؛ تنها با یک تماس تلفنی کارفرما با محل کار سابق شما کافیه تا این دروغ شما افشاء شه. لطفا اعتبار خود رو به این سادگی در خطر قرار ندین.

دروغ دوم: دستکاری تاریخای شغل (ورود و خروج و …)
شاید شما واسه یه مدت کار خود رو ترک کرده باشین؛ این باعث می شه که تاریخ استخدامی خود رو دستکاری کنین تا نکنه کارفرمای جدیدتون به روزای بیکاری شما پی ببره! اینم یکی از دروغاییه که خیلی راحت رو شده و مشکلات جدی رو براتون به همراه میاره.

دروغ سوم: جعل مدارک دانشگاهی
مدارک دانشگاهی که از طرف شما در رزومه گفته شده جزو اولین مواردیه که موردتوجه و بررسی کارفرما قرار میگیره. لیست کردن مدارک دانشگاهی، گواهینامها و مهارتای پیش نیاز در رزومه، می تونه شما رو به طرف واقعیات هدایت کنه. و اگه کارفرما واسه مطمئن شدن از مدارک شما بخواد اقدام کنه می تونه طی چند دقیقه واقعیت رو رو کنه.

دروغ چهارم: ذکر ناقص منابع و یا جعل اون
منابع و اسناد ساختگی، دقیقاً در بین آسونترین دروغا هم پیدا میشه. مثلا؛ نام فردی که شما مستقیماً با اون ارتباط دارین تنها با نام بیان می شه در حالیکه باید راه های ارتباطی با اون شخص هم ذکر شه تا در صورت نیاز، کارفرمای شما با ایشون ارتباط برقرار کنه.

دروغ پنجم: بزرگ نمایی در مبلغ حق الزحمه دریافتی
جستجو به دنبال یک شغل با درآمد خوب، می تونه باعث شه که شما به دروغگویی پناه آورده و مقدار حق الزحمه دریافتی تون رو بالاتر از چیزی که بوده نشون بدید. و اگه این موضوع مورد بررسی قرار بگیره می تونه شما رو از احتمال دریافت حقوق بیش تر (نسبت به قبل) دورتر کنه.

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۶/۵]

از چه رنگایی واسه فروش اجناس مغازه استفاده کنیم؟

فروش اجناس و به نمایش گذاشتن اونا در مغازه ها معیارهای متفاوتی داره. انتخاب شما هر فروشگاهی که باشه مدیران مغازه معیارهای خاصی رو واسه به نمایش گذاشتن اجناس وضع می کنن. معیارهای اینجور مغازه هایی زیاد هستن اما در این پست فقط به چند ملاک مهم که می تونه در فروش اجناس شما نقش داشته باشه می پردازیم.

فروش اجناس
اهمیت رنگا در فروش اجناس
آقای Lan Daniel در کتاب خود به نام “E Commerce Get It Right” میگه بازدید کننده سایت شما ۵ تا ۷ ثانیه در سایت مکث می کنه و محتوای سایت می تونه مخاطب رو دراز مدت در سایت نگه داره یا باعث شه سایت رو ترک کنه. در این کتاب گفته شده که با استفاده از رنگا می تونین اجناس جالبی رو در برابر نمایش مخاطبان خود بذارین. بعضی از رنگا که واسه به نمایش گذاشتن اجناس به کار میره رو عنوان می کنیم. اگه اجناس شما درباره سلامت باشه می تونین از رنگای روشن مثل آبی و سبز در اون استفاده کنین، رنگایی چون مشکی و قهوه ای واسه وسایل گرون به کار میره.
زرد

رنگ زرد به عنوان یکی از رنگایی که جلب توجه می کنه مورد استقبال خیلی از مردم قرار میگیره، به طور مثال رنگ زرد در ماشینای تاکسیرانی به کار رفته. هم اینکه زرد رو واسه لوگوهای تجاری استفاده می کنن این رنگ هم از دسته رنگای نشاط آور هستش.
بنفش

بنفش از دسته رنگاییه که واسه وسایل ظریف به کار برده می شه. به طور مثال از رنگ بنفش واسه کالاهایی چون شکل های جور واجور شکلات استفاده می کنن. و یا تحریک خرید دختر خانمای جوون استفاده می شه.
سبز

نشون دهنده تازگی، امنیت، پیشرفت، نشاط، قدر و منزلته. از رنگ سبز واسه بسته بندی اجناس دارویی و سلامت استفاده می شه سبز پر رنگ هم واسه امور مالی استفاده می شه.
مشکی

مشکی رنگ قدرت هستش. مغازه ها معمولا واسه جلب توجه مردم از رنگ مشکی در اسباب و اساسیه منزل استفاده می کنن. ابزارهایی چون ماشینا هم از مشکی استفاده میکردن.
سفید

سفید نشونه صلحه و شرکتا اون رو به عنوان رنگ زمینه اجناس خود استفاده می کنن اجناس الکتریکی در مغازه ها همیشه سفید انتخاب می شه تا باعث جلب توجه بقیه شه.
پرتقالی

رنگ خوراکی و اشتها آور، این رنگ یکی از رنگای نشاط آور و جادویی هستش و باعث موفقیت در فروش اجناس خوراکیه. از این رنگ واسه کپسولای گاز و اسباب بازیا هم استفاده می شه.
قرمز

قرمز رنگ آتیش و عاطفهه این رنگ نشون دهنده خطر، قدرت، عشق و هم در خوراکیا، خودروها، و بعضی ابزارآلات ورزشی به کار میره.
آبی

این رنگ از دسته رنگای سرده، رنگ آسمون و آب، از این رنگ واسه آب معدنی ابزارآلات ذخیره آب استفاده میکردن آبی هم در مکانای گردشگری استفاده می شه هم اینکه از آبی واسه اجناس دارویی هم استفاده میکردن.

لیست اجناس
سایتای بزرگ به بخش بندی اجناس خود نیاز دارن، این کار خرید کردن رو واسه مشتریان شما راحت می سازه. برندهای جور واجور مخصول شکل های جور واجور جنسیت مثل خانوما، آقایون، و کودکان رو از هم جدا کنین اندازه اجناس، قیمت اجناس، لباسایی که مربوط به هر فصل هستن رو با تهیه فهرستی از هم جدا کنین این کار می تونه راحتی جستجو رو واسه مشتریان جفت و جور کنه.

راه های پرداخت رو ساده تر کنین
معمولاً مغازه ها از دو راه واسه پرداخت استفاده می کنن. اول این که تموم عملیات پرداخت در یک صفحه صورت بگیره و دوم این که، پرداخت در چند صفحه انجام قبول کنه، معمولا روش اول چون همه موارد پرداخت در یک صفحه صورت میگیره محتوای صفحه طولانی هستش. در روش دوم از چند صفحه واسه پرداخت استفاده می شه معمولا روش دوم کاربردی تره و مردم اون رو بهتر می دونن.سهولت استفاده از مغازه هم یکی از نکته های مهم در فروش محصولاته. هدف از جلب مشتری فروش محصولاته، به خاطر همین باید خیلی راحت استفاده از مغازه خوب فکر کنین.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

از کجا بدونیم که باید محل کار خود رو ترک کنیم؟

از کجا بدونیم که باید محل کار خود رو ترک کنیم؟
اگه به نشونه هایی که در این اینفوگرافی قید شده ارتباط زیادی پیدا کردین، بدین معنیه که باید به فکر شغل دیگری باشین.

خیلی از ما، دست کم ۴۰ ساعت در هفته رو در محل کار خود پشت سر می گذاریم و این زمان زیادیه. اگه احساس علاقه به کاری که انجام می دین ندارین یا فکر می کنین که بطور حرفه ای هیچ رشد و پیشرفت رو تجربه نمی کنین شاید زمان اون شده که دوباره درباره شغل خود تصمیم بگیرین.

حرفه شما باید جاده ای باشه به طرف موفقیت، پس به اشتراک گذاری اهداف و ارزشای کارفرما لازمه. کسل شدن، تجربه استرس زیاد نشونه های واضحیه تا با شغل فعلی خود خداحافظی کنین.

همونطور که میدونید و در مقاله های گذشته بیان شد محل کار باید ایجاد انگیزه کرده و حتی اصلاح کننده باشه. به همین منظور، واسه اینکه تصمیم درستی در پیش بگیرین ۲۰ نشونه رو در اینفوگرافی زیر گفتیم. امیدوارم به درد بخور باشه.

[تعداد: ۴    میانگین: ۵/۵]

از کجا بدونیم که در زندگی مون به چه سمتی میریم؟

پنج سئوال هست که به این سئوال شما جواب میده و درخواهید یافت که در زندگی تون به کجا راهی شدین.

هدف گذاری اولین و مهم ترین مرحله واسه هر فرده. اگه می خواین به اصول هدف گذاری و چگونگی اجرایی شدن اون خبردار شین شما رو به مطالعه مقالات NLP (برنامه ریزی عصبی-کلامی) دعوت می کنیم که در سایت حاضر هست. کافیه روی این لینک کلیک کنین.

بدون تنظیم هدف، ما مثلِ انسانایی سرگردان هستیم. فرقی که بین افراد هدف محور با افرادِ بدون هدف هست مثل مقایسه کردن مسابقات جهانی قهرمانی با مسابقه پنجه در محله منزل تونه.

با وجود تموم چیزای زیادی که درباره اهمیت هدف گذاری هست؛ بازم افراد کمی هستن که به واقع به اون عمل میکنن.

رهبران، به همون اندازه ای که واسه سازمان شون هدف دارن، اهداف شخصی هم واسه خود درنظر گرفتن. واقعا، یکی از مسئولیتای اصلیِ رهبری، تعریف هدف واسه مردمیه که قادر نیستن واسه خود هدف تعیین کنن.

معمولاً خیلی از ما وقتی خردسالیم، دوست داریم سوار قطار و هواپیما شده و راهیِ جایی شیم. اصلاً واسه ما مهم نیس که این قطار به کجا میره. هرچه بزرگ تر و بالغ تر میشیم می فهمیم که به همین سادگی نمیشه فقط به جایی رفت! بلیط قطار می گیریم و باید بدونیم که به کدوم طرف راهی هستیم.

شاید لازم باشه پروازها رو تغییر بدید، چون می خواین به شهر دیگری سفر کنین. شاید پرواز شما کنسل شه اما شهر مقصد شما تغییر کرده؟

همونطور که میدونید اهداف کوتاه مدت و بلندمدت هست. بعضی وقتا با خوشحالیِ تموم روی آسمون کشور خود در حال پروازید و بعضی وقتا هم به آرومی به طرف سوپرمارکت محله خود قدم برمی دارین. دراز مدت مثل یک سفر درازه. وقتی به نقطه رسیدن به اهداف دراز مدت خود رسیدید زندگی شما بطور واقعی، تغییر رو به خود می بینه. در اینجور شرایطی، این پروسه از شما فردی عاقل تر، قوی تر با کارکرد بالا ساخته.

چیجوری میشه اهداف دراز مدت رو شناسایی کرد؟ روی یک برگه یا دفتر، پنج سئوال زیر رو یادداشت کنین:

۱- می خوام چه کاری انجام دهم؟

۲- می خوام کی شوم؟

۳- می خوام چی ببینم؟

۴- می خوام چی داشته باشم؟

۵- به کجا می خوام بروم؟

واسه هر کدوم از این شاخه ها، چندین هدف احتمالی دراز مدت رو یادداشت کنین. خیلی راحت درباره جواب اونا تصمیم بگیرین. یعنی فقط به ذهن تون بذارین تا جاری شه و دست کم شش ایده رو واسه هر کدوم از بخشا بنویسه. نگرانِ جزئیات ریز هم نباشین. احتیاجی هم نیس که زمان زیادی صرف توضیح و تفسیر طولانی کنین.

مثلا، در جواب به سئوال اول، “می خوام چه کاری انجام دهم؟” فرض کنین که می خواین یک کتاب تاریخی از اجدادتان و ریشه فامیلی خود بنویسین. تنها کلمات “تاریخچه خانوادگی” بسه. با انجام این کار ساده، می بینید که چه ایده های نابی تو ذهن تون به خواب رفته بودن و شما بی خبر بودین.

با نوشتن این ایده ها، به ذهن خود فرصت رشد و شکوفایی می دین و باعث میشین که از پشت ذهن با جلوی مغزتون راهی شن. این فقط یکی از امتیازات نوشتن افکارتون حساب می شه.

پس از پایان نوشتن این لیست و لبخند رضایتی که روی لبان تون نقش بست، یه بار دیگر لیست رو مورد بررسی قرار بدین. بعد در کنار هر مورد، تعداد سالایی رو که باور دارین اتفاق می افته یادداشت کنین. پیشنهاد ما اینه که این چند سال رو به یک ساله، سه ساله، پنج ساله و ده ساله تقسیم کنین.

پس از اینکه ارقام رو نوشتید، باید به یک تعادل عادلانه بین همه اهداف تون برسین. اگه دیدید که اهداف یک و سه ساله زیادی هست و تنها چند هدف ۱۰ ساله نوشتید، شاید بهتر باشه دوباره درباره چیزی که واقعاً در زندگی می خواین فکر کنین. واقعاً چه نوع زندگی رو می خواین پس از سالیان سال از آنِ خود کنین؟

تا اینجا فقط موارد رو به لیست خود اضافه کردین. اما حالا به بخش باحال و رقابت برانگیز ماجرا می رسیم. اینجا شما قراره از خودتون بپرسید که در مقایسه با چیزای اصلاح کننده و فان، چی واقعاً واسه شما مهمه؟

چار هدف رو از هر کدوم از ۴ دوره زمانی خود انتخاب کنین -یک ساله، سه ساله، پنج ساله و ده ساله

حالا ۱۶ هدف جدا از هم دارین. تا الان فقط بطور کوتاه به این اهداف نگاه کردین اما در مرحله باید نگاهی دقیق به جزئیات بندازید و به یک دیدگاهی رسا برسین.

می خواین در طول سه سال آینده مغازه لوازم خونگی دست ساز راه اندازی کنین؟ این مغازه از خیابون، مثلِ چیه؟ می خواین روی شیشه مغازه از رنگ طلایی استفاده کنین؟ کارگاه شما در پشت مغازه قرار داره یا در محلی دیگر هستش؟ اصلاً کارکنانی واسه شما کار می کنن؟ یا می خواین خودتون به شخصه همه کار رو انجام بدین؟

فکر کردن به همه این سوالات و جواب دادن به اونا در این مرحله لازمه. بعد این اطلاعات رو در زیر وارد کنین. این نوشته های ثبت شده ممکنه روزی به یکی از مهم ترین داراییاتون بدل شه.

اما همه چیز به اینجا ختم نمی شه. هر هدفی زمانی می تونه انگیزه دهنده قدرتمندی باشه که دلیل قدرتمندی در پشت خود همراه کنه.  به چه دلیل می خواین به این اهداف تون برسین؟ به چه دلیل می خواین صاحب یک مغازه لوازم خونگی دست ساز باشین؟ به چه دلیل می خواین اولین زنی باشین که در فامیل Ph.D میگیره؟

دلایل خود رو واسه خواستن این اهداف مثل همون جزئیاتی که واسه توضیح دقیق اهداف نوشته اید بنویسین. اگه نتونستید دلایلی قانع کننده ای واسه هر کدوم از ۱۶ هدف ذکر کنین باید ارزیابیای جدی رو انجام بدین.

کار کردن روی این لیست رو ادامه بدید تا وقتی که به ۱۶ هدفی که بطور روشن پیش بینی شده و اهداف انگیزشی قوی و دراز مدت هستن برسین. در فواصل زمانی مشخص به مرور چیزایی که نوشته اید بدین. رشد و اندازه روند و پیشرفت خود رو دنبال کنین تا در آخر خودتون رو موفق ببینین.

[تعداد: ۴    میانگین: ۳.۵/۵]

از کجا بدونیم که شرکت، تنها قصد فروش داره؟

از کجا بدونیم که شرکت، تنها قصد فروش داره؟
هرچه بیش تر با شرکتا همکاری کنین، بیش تر درمی یابید که روش های هدف دار ارتباطی سازمانا دور و بر فروش یه محصول و یا خدمات ویژه می چرخه. فکر می کنین این اتفاق خیلی وحشتناکه؟ نه زیاد!

درسته که ما می خوایم مشتریان درباره اجناس و خدمات، فروش ویژه و تواناییامون آشنایی داشته باشن. اما اینکه همه ارتباطات مون دور و بر فروش بچرخد می تونه واسه ساخت ارتباطات بلندمدتی که تلاش می کنیم با مشتری بسازیم مضر باشه. چیجوری؟

۱- پست الکترونیکی، ایمیل مستقیم، جلسه حضوری و … (بقیه موارد در ارتباط) اگه این نقاط تماس فقط روی فروشِ مشتریان تون تمرکز کنن، دقیقاً مفهومی ویژه خودتون ایجاد کردین. حتی اگه شما فقط محصول و خدمات برجسته ای داشته باشین مردم نمی خوان فروخته شن. شاید واسه بار اول بتونین اونا رو جذب کنین چون محصول تون واقعاً عالیه؛ اما واسه فروشِ بیش تر به اونا تحت فشار قرار خواهید گرفت چون شما همیشه واسه اونا می فروشید.

۲- ارتباطات سازمان شما منحصراً تاکتیکی می شه. همه دلایل شما واسه تماس و ارتباط با مشتری، دور و بر محصول و خدمات خاصی متمرکز می شه. همه روش های هدف دار دراز مدت به بغل دستی نهاده می شن چون شما باید الان “این” محصول رو بفروشین. این کار، وزن خیلی سنگینی رو به دوش تیم فروش خارجی می نهد. روش های هدف دار دراز مدت فشار زیادی رو از فروش می گیرن؛ چون اگه موثر باشن جایگاه شرکت شما رو به عنوان یک منبع بسیار مهم واسه کمک به مشتریان می دونن تا شغل شون رو بهتر بکنن.

، حالا کمی تخصصی تر به موضوع نگاه می کنیم. به نظر شما به عنوان یک سازمان چیجوری می تونین واسه ایجاد یک رابطه سالم، دراز مدت با مشتریان دست به کار شین؟

۱- بطور طبیعی بیشتر از ۵۰ درصد همه پیامای تون باید آموزشی باشن. (نه با هدفِ فروش!)
همه ارتباطاتی رو که بیشتر از یه ماهِ گذشته با مشتریان داشتین رو روی میز بذارین. همه پیامای فروش رو به همراه بقیه محتوایی که فقطً واسه کمک به مشتریان ایجاد کردین (مثل: نکات آموزشی، چالشای صنعت، منابع تیم سازی و …) رو بشمارید. اگه بیشتر از نصف اونا پیامایی واسه فروش بودن، بهتره بدونین که مشکل مهمی دارین. شما با مشتریان تون ارتباطی برقرار نکردین، بلکه به روش خیلی ساده و قدیمی قصد فروش داشتین.

۲- دوبارهً بیانیه چشم انداز خود رو مورد بازبینی بذارین.
به مشتریان تون کمک می کنین تا برنده شن؟ مثلا، ما در پدیده فکر مهتر تلاش داریم به سازمانا کمک کنیم تا محتوای بهتری بسازن. پس باید همه کارایی که انجام می دیم طبق همین راه قرار بگیره. اگه این کار رو نکنیم، به هدف نمی رسیم. اگه شمام همچین چیزی رو به سازمان خود اضافه کنین روش هدف دار ارتباطات شما، شرکت تون رو به عنوان یک منبع درست واسه مشتری هدایت می کنه.

تنها با انجام دادن همین دو کار، تاثیر زیادی رو در ایجاد ارتباط دراز مدت و موفقیت مشتریان تون داشته باشین. فرمول موفقیت شما خیلی ساده س!:

موفقیت مشتریان = موفقیت شما

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۸/۵]

از کجا بدونیم که شرکت، تنها قصد فروش داره؟

از کجا بدونیم که شرکت، تنها قصد فروش داره؟
هرچه بیش تر با شرکتا همکاری کنین، بیش تر درمی یابید که روش های هدف دار ارتباطی سازمانا دور و بر فروش یه محصول و یا خدمات ویژه می چرخه. فکر می کنین این اتفاق خیلی وحشتناکه؟ نه زیاد!

درسته که ما می خوایم مشتریان درباره اجناس و خدمات، فروش ویژه و تواناییامون آشنایی داشته باشن. اما اینکه همه ارتباطات مون دور و بر فروش بچرخد می تونه واسه ساخت ارتباطات بلندمدتی که تلاش می کنیم با مشتری بسازیم مضر باشه. چیجوری؟

۱- پست الکترونیکی، ایمیل مستقیم، جلسه حضوری و … (بقیه موارد در ارتباط) اگه این نقاط تماس فقط روی فروشِ مشتریان تون تمرکز کنن، دقیقاً مفهومی ویژه خودتون ایجاد کردین. حتی اگه شما فقط محصول و خدمات برجسته ای داشته باشین مردم نمی خوان فروخته شن. شاید واسه بار اول بتونین اونا رو جذب کنین چون محصول تون واقعاً عالیه؛ اما واسه فروشِ بیش تر به اونا تحت فشار قرار خواهید گرفت چون شما همیشه واسه اونا می فروشید.

۲- ارتباطات سازمان شما منحصراً تاکتیکی می شه. همه دلایل شما واسه تماس و ارتباط با مشتری، دور و بر محصول و خدمات خاصی متمرکز می شه. همه روش های هدف دار دراز مدت به بغل دستی نهاده می شن چون شما باید الان “این” محصول رو بفروشین. این کار، وزن خیلی سنگینی رو به دوش تیم فروش خارجی می نهد. روش های هدف دار دراز مدت فشار زیادی رو از فروش می گیرن؛ چون اگه موثر باشن جایگاه شرکت شما رو به عنوان یک منبع بسیار مهم واسه کمک به مشتریان می دونن تا شغل شون رو بهتر بکنن.

، حالا کمی تخصصی تر به موضوع نگاه می کنیم. به نظر شما به عنوان یک سازمان چیجوری می تونین واسه ایجاد یک رابطه سالم، دراز مدت با مشتریان دست به کار شین؟

۱- بطور طبیعی بیشتر از ۵۰ درصد همه پیامای تون باید آموزشی باشن. (نه با هدفِ فروش!)
همه ارتباطاتی رو که بیشتر از یه ماهِ گذشته با مشتریان داشتین رو روی میز بذارین. همه پیامای فروش رو به همراه بقیه محتوایی که فقطً واسه کمک به مشتریان ایجاد کردین (مثل: نکات آموزشی، چالشای صنعت، منابع تیم سازی و …) رو بشمارید. اگه بیشتر از نصف اونا پیامایی واسه فروش بودن، بهتره بدونین که مشکل مهمی دارین. شما با مشتریان تون ارتباطی برقرار نکردین، بلکه به روش خیلی ساده و قدیمی قصد فروش داشتین.

۲- دوبارهً بیانیه چشم انداز خود رو مورد بازبینی بذارین.
به مشتریان تون کمک می کنین تا برنده شن؟ مثلا، ما در پدیده فکر مهتر تلاش داریم به سازمانا کمک کنیم تا محتوای بهتری بسازن. پس باید همه کارایی که انجام می دیم طبق همین راه قرار بگیره. اگه این کار رو نکنیم، به هدف نمی رسیم. اگه شمام همچین چیزی رو به سازمان خود اضافه کنین روش هدف دار ارتباطات شما، شرکت تون رو به عنوان یک منبع درست واسه مشتری هدایت می کنه.

تنها با انجام دادن همین دو کار، تاثیر زیادی رو در ایجاد ارتباط دراز مدت و موفقیت مشتریان تون داشته باشین. فرمول موفقیت شما خیلی ساده س!:

موفقیت مشتریان = موفقیت شما

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۸/۵]

از کجا بدونیم که شغل مون مضر سلامتیه یا نه

شغل شما مضر سلامتی تونه؟
اگه شمام مثل خیلی از کارشناسان هستین شک نداشته باشینً بیش تر ساعات بیداری خود رو در محل کار می گذرونین. اما تا الان با خود فکر کردین که این حرفه شما چیجوری روی سلامتی تون اثر میذاره؟ بعضی عادات و رفتارای کاری می تونن بر سلامتی ذهنی، جسمی و احساسی شما تاثیراتی داشته باشن. راه هایی که کار شما می تونه به سلامت شما ضرر برسونه در این مقاله گذاشته شده. با ما همراه باشین.

کار کردن بیشتر از اندازه
آمریکاییا به کار کردنای بسیار زیاد معروفند. اونا به کار کردنای زیاد اعتیاد دارن. تحقیقات و آمار زیادی نشون میده که کارکنان آمریکایی زمان کمی رو واسه تعطیلات صرف می کنن، دیرتر بازنشست می شن و زمان بیش تری رو نسبت به بقیه مردم کشورهای پیشرفته در محل کار طی می کنن. اینکه همیشه در حال کردن باشین شاید شما رو در ظاهر، مثل یک کارمند نمونه جلوه بده اما در دراز مدت می بینید که به شما آسیب می زنه.

محققان دانشگاه Kansas فهمیدن: کارکنانی که بیشتر از ۵۰ ساعت در هفته کار می کنن تمایل بیش تری به داشتن سلامت جسمی و ذهنی کم تر داشتن. این کارکنان وعدهای غذایی رو هم بخاطرِ داشتن کار زیاد لغو می کنن و همینطور از افسردگی بیش تری در بین شون رنج می برن. مطالعه دیگری هست که میگه: آدمایی که دست کم ۱۰ ساعت در روز کار می کنن ۶۰ درصد بیش تر از بقیه آدمایی که کار زیاد انجام نمی دن در برابر حملات قلبی و مریضی هاش قرار گرفتن.

نبود حرکت
کار روزانه شما، چه در حال نشسته انجام شه یا وایس تاده؛ و یا هر دو؛ فرقی نداره؛ کلا، هر کاری که هیچ حرکتی رو از فرد طلب نکنه (و یا کم) می تونه باعث بروز بعضی مشکلات سلامتی شه. یه روش زندگی “غیرمتحرک بودن” عادی ترین مسئله ای که خطر بیماریای قلبی و دیابت رو زیاد می کنه همین موضوع نبود تحرکه.

انجمن استخون شناسی آمریکا فهمیده که دو سوم کارمندان یک شرکت در دوره کاری ۶ ماهه، از درد فیزیکی رنج می برن. فعالیتای روی میزی، خیره موندن به نمایشگر و استفاده از ماوس و کیبورد به مدت طولانی باعث کشیدگی عضلات ماهیچه و چشما می شن.  مطالعه دیگری که در Journal Human Factors منتشر شد فهمیده بود که سرپا ایستادن هم بهتر از نشستن نیس. کارکنانی که بیش تر از ساعات کاری روز رو عمودی وای میستن با افزایش خستگی، از گرفتگی عضلات پا و پشت هم رنج می برن.

استراحت داشتن/ نداشتن بین کار
زمان استراحت رسمی واسه بعضی کارکنان به خاطرات بدل شده. مطالعه ای که به وسیله Staples انجام شده فهمیده که بیشتر از یک چهارم کارکنان در طول روز هیچ زمانی رو به جز همون ساعت ناهار خوردن، واسه استراحت شون در نظر نمی گیرن. چون، احساس گناه و عذاب وجدان سراسر وجودشون رو فرا میگیره (۲۰ درصد) و ۵۵ درصد هم فکر می کنن که نمی تونن میزشون رو ترک کنن.

ناموفق بودن در داشتن زمان استراحت، باعث ایجاد استرسای جور واجور در بین کارکنان می شه و خودشون هم این رو می دونن: نزدیک به ۶۰ درصد از شرکت کنندگان در بررسیا گفتن که هرچه بیش تر استراحت کنن نشاط کاری هم زیاد می شه. ۴۳ درصد هم گفتن که این استراحت حتی می تونه شادی و نشاظ شخصی رو هم براشون جفت و جور کنه. ۳۷ درصد هم فکر می کنند که داشتن زمانای استراحت منظم سلامتی شون رو بهتر کنه.

بازنشستگی زودهنگام
مطالعه ای که به وسیله محققان اتریشی انجام شد نشون میده که (خصوصاً واسه مردان) بازنشستگی زودهنگام و زودتر از موعد خطر مرگ رو قبل زا سن ۶۷ سالگی زیاد می کنه. این مطالعه قید می کنه: این آدمایی که خودشون رو زودتر از موعد بازنشسته می کنن معمولاً به عادتایی که مضر سلامتی هستن مثل سیگار کشیدن، نوشیدن مشروبات الکلی و غذا خوردنای ناسالم و ورزش نکردن روی میارن. هرچه زودتر بازنشسته شید احتمال گرفتار شدن تون به این موارد زیاد شده و مرگ زودرس به سراغ تون میاد.

موندن در شغلی که نفرت دارین
شغلی که از آن نفرت دارین شاید شما رو دیوونه کنه اما تاثیرات جانبی اون می تونه بالاتر از احساسات و احساسات شما نقش داشته باشه. تحقیقی که در Journal Human Relations منتشر شد دریافت: آدمایی که در سازمانایی که بیرون از تعهدشون عمل میکنن و یا محدودیتای شغلی دارن نسبت به بقیه کارکنان تمایل بیش تری دارن تا “مشکلات سلامت جسمی بیش تری رو تجربه کنن!” مثل: استرس و خستگی بیش از اندازه.

محقق میگه: هرچه احساس فرد به سازمانی که واسه اون کار می کنه کم تر باشه، اندازه همکاری اون طبق تعهدی که داره هستش.

رفت و اومد به سر کار
هر روز ساعات زیادی رو صرف رفت و اومد کردن به محل کار هستین؟

اگه جواب شما مثبته، پس شاید دلیل استرسایی که دارین هم همین رفت و آمدها باشه. محققان دانشگاه مونترال به این نتیجه رسیدن که رفت و اومد روزانه بیشتر از ۲۰ دقیقه یکی از دلایلی اساسی واسه خستگی و رفت و اومد ۳۵ دقیقه ای و یا بیش تر افزایش بدبینی نسبت به کار شما رو شامل می شه. البته اندازه و تنوع استرس شما بستگی به راه و نوع رفت و آمدتان هم داره.

ارتباطات همکاری
هیچکی شما رو مجبور نمی کنه تا با همکارتون مثل یک دوست برخورد کنین. اما دوست بودن با همکاران، واسه سلامتی شما مفیدتره. طبق مطالعه لینکداین، خیلی از کارکنان احساس می کنن که دوستیای محیط کاری باعث خوشحالی اونا شده، بهره وری اونا رو زیاد کرده و انگیزه اونا رو زیاد می کنه.

از طرف دیگر، حولوحوش منفی در محیط اجتماعی کاری می تونه به مسائل و مشکلات جسمی و ذهنی تبدیل شن. مثلا، اثرات احساسی زورگفتن در محیط کار به طور کاملً روشنه اما تحقیقی که در Management Communication Quarterly منتشر شد نشون میده که قربانیان این زورگوییا در سکوت رنج می برن چون می ترسن که برچسبایی مثل کسی که زود گریه می کنه، شاکی و … بگیرن. ندیده گرفته شدن به وسیله همکاران هم بسیار مضره. طبق مطالعه Sauder School of Business دانشگاه بریتیش کلمبیا، کارکنانی که در محل کار احساس دوری شدن رو تجربه می کنن به مراتب تمایل بیش تری به گزارش دادن درباره مشکلات سلامتی دارن.

امیدوارم که شناسایی این موارد به بهتر شدن وضعیت کاری شما عزیزان کمک کنه. جهت مشاوره کار و کاسبی با کارشناسان مجموعه پدیده فکر مهتر می تونین از روش اینجا دست به کار شین.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

از کجا بدونیم که فشار کاری بر سلامت ما اثر میذاره؟

از کجا بدونیم که فشار کاری بر سلامت ما اثر میذاره؟
وقتی که می پرسیم: کار شما کشندهه یا نه؟ زیاده روی نکرده ایم، طبق تحقیقاتی که در دانشگاهای هاروارد و استنفورد انجام شده هرساله حدود ۱۲۰ نفر از فشار کاری جون می بازن! بله درست شنیدید. این اندازه فوت در سال، از تعداد آدمایی که دچار بیماریایی چون دیابت و آلزایمرند هم بیش تره.

شما رو اینجور خطری تهدید می کنه؟

این آزمایش رو دنبال کنین و به تموم سوالات جواب بدید. بعد امتیازها رو جمع آوری کرده و در آخر به نتیجه ای که در انتهای مطلب قرار گرفته مراجعه کنین.

 
۱- چیجوری سر کار می رید؟

الف: با موتور / پیاده روی می کنم (۰)

ب: از اتوبوس استفاده می کنم/ با ماشین فاصله کوتاهی رو طی می کنم (۱)

ج: با ماشین و وسایل نقلیه عمومی فاصله طولانی رو طی می کنم (۲)

طبق تحقیقات انجام شده در دانشگاه واشنگتن آمریکا، رانندگی در صبح باعث بالا رفتن فشار خون و افزایش چربیای شکم می شه.
اما کسائی که صبح پیاده روی می کنن یا از موتور واسه رفتن به سر کار خود استفاده می کنن خطرهایی مثل دچار شدن به بیماریای دیابت و چاقی رو در خود کاهش میدن. هم اینکه آدمایی که وسایل نقلیه عمومی رو به محل کار می برن خطر اینجور بیماریایی رو در وجود خود کم می کنن.

۲- اگه مدیرتون واسه شما یک پیام فرستاد اولین فکری که درباره اون می کنین چیه؟

الف. مدیر میخواد روز جمعه با هم به رستوران بروبم و قهوه میل کنیم (۰)

ب. “واووو” مدیر به من فکر میکنه! (۱)

ج. وای خدای من بازم به من پیام داد (۲)

اگه کارکنان همیشه احساس کنن کسی قدردان اونا نیس؛ همیشه احساس می کنن کاری خسته کننده و کُشنده دارن. این حس می تونه ۷۹ درصد بیماریای قلبی عروقی رو در وجود شما زیاد کنه.
طبق تحقیقات انجام شده در مرکز تحقیقاتی بریتانیا بیش تر مدیران اصرار دارن تموم کارکنان به همه دستورات اونا عمل کنن.

۳- جلسهای کاری باعث می شه نتونین صبحونه و کیک مورد علاقه خود رو بخورین؟

الف. نه! تموم کارکنان صبحونه میل می کنن (۰)

ب. بله، اما برخلاف میل خودم ففط یه تکه کیک می خورم (۱)

ج. بله، میل می کنم طعم کیک رو خیلی دوست دارم (۲)

خوردن دو تکه کیک در هفته همراه با خامه باعت اضافه شدن وزن شما تا ۱۰ کیلوگرم در سال می شه. طبق تحقیقات انجام شده در دانشگاه “مینه سوتا” در آمریکا علاقه داشتن به خوردن چیزی باعث می شه در آینده به خوردن چیز دیگری رقبت کنین.
پس باید به تیم خود پیشنهاد کنین صبحونه ای سالم بخورن مثل خوردن میوه.

۴- زمان خوردن ناهار شما چند دقیقهه؟

الف. ۲۰ دقیقه (۰)

ب. ۱ ساعت (۱)

ج. زمان ناهار؟ من همزمان هم ناهار می خورم و هم ایمیل خود رو می نویسم (۲)

خوردن غذا به مدت ۲۰ دقیقه استرس به دلیل کار رو به شکل عجیبی کم می کنه. اگه یک ساعت از زمان ناهار بگذره بهره وری کارکنان هم کم می شه.
پس وقت لازم رو واسه خوردن غذای مناسب اختصاص بدید و بعد از گذشتن کمتر از یک ساعت به کار خود ادامه بدید. سریع غذا نخورین این کار باعث اضافه وزن شما می شه.

۵- وقتی که همکاران شما بعد از تموم شدن کار نوشیدنی میل می کنن شمام به اونا ملحق میشین؟

الف. بله، خودم این جلسه رو تنظیم می کنم (۰)

ب. شاید، اگه مشغول کاری نباشم (۱)

ج. نه! من این کارا رو دوست ندارم (۲)

کارکنانی که با همکاران خود ارتباطی صمیمی ندارن، احتمال مرگ اونا در ۲۰ سال آینده حدود ۲٫۴ درصد بیش تر از دیگر کارمندانه.
اگه جای کار و کاسبی شما واسه این جلسات تفریحی مناسب نیس، تلاش کنین در آخر هفته با دوستای خود به تفریح برید و با هم چیزی بخورین. بیرون از امور کاری با هم صحبت کنین تا بیش تر با هم آشنا شید.

۶- در هفته چند ساعت کار می کنین؟

الف. ۴۰ ساعت در هفته از صبح تا ظهر (۰)

ب. بیش تر از ۴۰ ساعت در هفته از صبح تا بعد از ظهر (۱)

ج. بیش تر از ۴۰ ساعت از صبح تا شب (۲)
کار کردن غیر منظم تا ۲۳ درصد باعث افزایش خطراتی چون سکتهای قلبی می شه. چک آپ منظمی واسه خود داشته باشین. کار کردن بیشتر از ۱۱ ساعت باعث افسردگی کارکنان می شه.

نتیجه پایانی

۱- اگه میانگین امتیازات شما (۴-۰) باشه؛ شما فوق العاده هستین، و به شکل به طور کاملً درستی کار می کنین. پس به کسائی که این موارد رو رعایت نمی کنن هم کمک کنین.

۲- اگه میانگین امتیاز شما (۸-۵) باشه واسه بهتر شدن شرایط خود تلاش کنین. از این آزمایش واسه موفقیت خود استفاده کنین.

۳- اگه میانگین امتیاز شما (۱۲-۹) باید به شکل زیادی کار خود رو بررسی کنین. اگه نتونستید شرایط رو بهتر کنین کار خود رو عوض کردن کنین.

[تعداد: ۱۰    میانگین: ۴.۲/۵]

از کجا بدونیم که اندازه حقوق ما نسبت به بقیه چیجوریه؟

از کجا بدونیم که اندازه حقوق ما نسبت به بقیه چیجوریه؟
سخته در محل کار خود بخوایم حقوق همکاران مون رو چک کرده و اون رو با حقوق خود مقایسه کنیم!

نبود کنترل حقوق بقیه صفتی عمومیه که در همه کارکنان هست. همه از خود این سئوال رو می پرسن، که درخواست حقوقی که دارم کمه یا نه! اما جواب این سئوال بسیار سخته خصوصاً که نمی تونید حقوق خود رو با بقیه مقایسه کنین.
همه فکر می کنن کمتر از آن چه که فکر می کنن درخواست حقوق کردن، امروز می خوایم با ارائه نکتهایی، این قضیه رو واسه شما روشن کنیم. با پدیده فکر مهتر همراه باشین.

میانگین به دست اومده حقوق
ممکنه که واسه استخدام به شرکتی رفته باشین و حقوق کمی که نسبت به کار خود رو قبول کنین. این قضیه ممکنه واسه بیش تر کارکنان پیش بیاد. کارمندان از ترس از دست دادن کار، حقوقی کم رو نسبت به بهره وری خود قبول می کنن. اگه در طول سالیان زیاد پیش شرکت کار کردین و حقوق شما اضافه نشد؛ شایدً به این دلیله که کم تر از آن چه که فکر می کنین حقوق درخواست کردین! اگه دستمزدی کم تر از یک حقوق متوسط درخواست کردین؛ افراد زیادی می تونن کار شما رو تصرف کنن.

کاری که شما باید انجام بدین اینه که اگه پروژه های اضافه ای به شما محول کردن یا کار اضافه ای انجام دادین از مدیر خود بخواهید حقوق شما رو زیاد کنه تا باعث افزایش دستمزد شما باشه.

کمتر از میانگین عمومی
همونجوریکه گفتیم بسیار سخته حقوق خود رو با همکاران مقایسه کنین. شما نمی تونید از همکاران خود که کار شما رو در شرکت انجام میدن بپرسید “چقدر حقوق می گیرین؟” اما می تونین از کسائی که در شرکتای دیگر کار می کنن درباره دستمزد خود سوالاتی بپرسید تا بدونین نسبت به حقوق شما حقوق بالایی دارن یا نه!!!
به سراغ گوگل برید و در اینترنت جستجو کنین این کار هم می تونه به شما کمک کنه.

سایت شرکت رو کنترل کنین
مثل جاسوس رفتار نکنین، اما تموم کارایی که در سایت شرکت انجام می شه رو چک کنین. بعضی شرکتا پروژه هایی در اینترنت ارائه میدن و نسبت حقوق هر کارمند رو اعلام می کنن، اگه شرکت شما این اطلاعات رو در سایت خود قرار میده می تونین خیلی راحت اون رو با حقوق خود مقایسه کنین.
اگه این اطلاعات درباره کار شما ارائه نشده باشه حقوق خود رو با کسائی که در کار رتبه پایین تری نسبت به شما دارن مقایسه کنین. امکان داره سایت شرکت اصلاً درباره این موضوع صحبتی نکرده باشه در این حالت شما می تونین کارمندانی که شرکت استخدام می کنه رو کنترل کنین و از حقوق اونا اطلاعاتی به دست بیارید.

درآمد شرکت زیاد شده، حقوق شما چیجوری؟
سخته که میانگین پیشرفت شرکتای خصوصی رو نسبت به شرکتای دولتی بدونیم! اما اینجور اطلاعاتی در همه موسسها منتشر می شه. اگه رشد شرکت بالا رفته باشه اینجور خبری سخت در بین مدیران می مونه و زود منتشر می شه. اگه فهمیدین شرکت در سال حدود ۲۰ درصد رشد داشته و به حقوق شما چیزی اضافه نکرده ان می تونین از مدیر درخواست کنین حقوق شما رو زیاد کنه.

کارکنانی که یکی پس از دیگری انصراف میدن
دلیل اول استعفای کارکنان، حقوقه. اگه شرکت شما از سیاست خاصی واسه کارکنان استفاده می کنه اما اخیراً مشاهده کردین که اندازه انصراف بالا رفته؛ مطمئن باشین که موضوع به حقوق کمِ اونا مربوط می شه نه منفی کار کردن کارکنان! این جای مسئله به شما مربوط می شه که انصراف بدید یا در کار خود باقی بمونین.

مدیر به شما توجهی نداره
اگه مدیر به کار کردن شما توجهی نداره در آخر ضرر اصلی رو شرکت می بینه.

با ندادن حقوق به کارکنان یا دادن دستمزد کم، باعث میشین تیم شما تلاش و انگیزه لازم رو واسه کار نداشته باشه که بعد از این کار بهره وری شرکت کاهش پیدا میکنه. اگه فهمیدین مدیرتون اصلاً علاقه ای نداره با شما وارد بحث شه و سخنان یا انتقادات شما رو گوش بده؛ مطمئن شید اصلاً نمی خواد حقوق شما رو زیاد کنه. این انصراف، بزرگ ترین دلیل واسه نبود دادن دستمزد نیاز به شماس.

[تعداد: ۹    میانگین: ۴.۳/۵]

از کجا بدونیم که پروژه نیاز به نرم افزار هوشمند داره؟

از کجا بدونیم که پروژه نیاز به نرم افزار هوشمند داره؟
کار روی پروژه جدیدی رو شروع کردین؟ کار و کاسبی ای تجاری شما به نرم افزار نیازمنده؟

بیش تر شرکتایی که پروژه های جدیدی رو طراحی می کنن به دنبال نرم افزار هوشمند واسه کار خود هستن. اما لازمه بدونیم که واقعاً پروژه شما به نرم افزار نیاز داره؟ این سئوال رو باید قبل از شروع پروژه خود از خودتون بپرسید.
نرم افزارهای هوشمند واسه بیشتر شرکتا و پروژه ها مناسبه اما واسه همه نه!
اگه جواب شما به سوالات زیر مثبت باشه یعنی می تونین نرم افزار هوشمند واسه کار و کاسبی خود طراحی کنین.

– توانایی استفاده از قدرت “ارتباط با ۲۴/۷ درصد از مشتریان خود” رو دارین؟

این سئوال بسیار ساده س! کی دوست نداره با مشتریان خود ارتباط نداشته باشه و کی می تونه از اینجور قدرتی استفاده نکنه.

– می تونین نرم افزاری با قابلیتای زیاد و استفاده آسون تولید کنین تا هویت بازاریابی شما رو منتشر کنه؟

جواب به این سئوال رو خیلی از شرکتای کوچیک نمی دونن؛ اما حجم کار و کاسبی شما هر اندازه که باشه طراحی نرم افزاری هوشمند با قابلیتای زیاد، کم تر از طراحی یک شبکه اجتماعی به حساب نمی ره.

– پروژه جدید شما می تونه از این نرم افزار استفاده کنه؟

جواب به این سئوال هم بسیار ساده س!؛ اما در بین این سه سئوال، مهم ترین هستش. ممکنه رسیدن به مشتریان در طول روز چیزی تحریک کننده واسه سرمایه گذاری باشه اما شرکت چیجوری از این نرم افزار استفاده کنه؟

نیازای شما از این نرم افزار طبق کار و کاسبی و مراحل رشد و پیشرفت پروژه فرق داره، اما اگه این انتخاب از مراحلی باشه که اینک واسه شما توضیح می دیم پس ساختن یک نرم افزار هوشمند واسه کار شما لازمه.

۱- پیشرفت در بازار نسبت به رقبا
اگه در بازاریابی با نرم افزارهای هوشمند گوشی، حریف ندارین، پس این بزرگ ترین فرصت واسه شما جهت رسیدن به مشتریان جدیده. وجود برنامه هوشمند در گوشی واسه کار و کاسبی شما در بازار به معنی یک امتیاز واسه شما حساب می شه البته اگه حریف شما این نرم افزار رو واسه بازاریابی پروژه خود طراحی نکرده باشه.

۲- برآورده ساختن نیازای مشتریان
بعضی وقتا رسیدن به شما و یا محصول تون واسه مشتری کار راحتی نیس؛ به طور مثال: اگه شما وب سایتی دارین که راهنماییای پزشکی رو به مردم ارائه میده پس وجود نرم افزاری هوشمند واسه این کار به طور کاملً لازمه.

۳- دشت کردن مشتریان جدید
تصور کنین مشتری بین شکل های جور واجور نرم افزارها به دنبال نرم افزار مربوط به کار خودش باشه مثل برنامه ای که بتونه با اون حسابای شخصی خود رو کنترل کنه یا ممکنه دنبال برنامه ای واسه تنظیم زمان خود باشه اگه برنامه شما از این دسته نرم افزارها باشه و از کیفیتی مناسب هم برخوردار باشه بدون شک از نرم افزار شما استفاده می کنه.

۴- افزایش رفت و امد با مشتریان
بدون هیچ راه ارتباطی رفت و امد با مشتری پایدار نخواد موند استفاده کردن از ایمیل راه مناسبیه اما واسه این کار باید از کامپیوتر خود استفاده کنین با داشتن نرم افزاری هوشمند می تونین با مشتریان خود رفت و امد داشته باشین.

۵- بهره وری از نرم افزار
اگه پروژه جدید شما مشتریان زیادی داره می تونین از روش این برنامه مدلی سودآور از این راه به دست بیارید. مشهورترین این مدلا تبلیغاته، تصور کنین به جای تبلیغات در وب سایتا می تونین هر تبلیغ جدیدی رو از روش این نرم افزار مشاهده یا ارسال کرده و فروش خود رو بالا ببرین.

۶- کارکرد اجناس و خدمات خود رو آزمایش کنین
با استفاده از این برنامه هوشمند تموم نظرسنجیای مشتریان درباره اجناس خود رو بخونین و به اونا جواب بدید. هم اینکه به شکل زنده می تونین به سوالات اونا جواب بدید بیش ترین کالاهایی که مشتریان از اونا استقبال می کنن چیه؟ چه خدماتی رو بیش تر دوست دارن؟ چه زمانی اجناس شما بیش تر فروش داره؟ همیشه مشتری واسه محصول شما هست؟

۷- چیزی که رو که تولید می کنین به مشتری ارائه بدید
این دلیل مهم ترین بخش طراحی یک نرم افزاره. با وجود اینکه این برنامه فواید مختلفی داره اما فرصت مناسبی رو هم واسه ارائه اجناس به مخاطب جفت و جور می سازه. با این کار میفهمید مشتری چه اندازه به محصول شما علاقه منده.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

از کجا بدونیم که کسب وکار به مدیر شبکه های اجتماعی نیاز داره؟

یک مدیر شبکه های اجتماعی چه کارایی رو می تونه واسه شما کسب وکارتون بکنه؟ باید به جواب این سئوال تسلط داشته باشین.

مدیر شبکه های اجتماعی
همه کسب وکارها، امروز می دونن که شبکه های اجتماعی نقش بزرگی دارن و دست کم باید به ایجاد حساب کاربری فیسبوک یا توییتر دست به کار شن. موضوع اصلی اینه که این قضیه هم اهمیت زیادی داره و در عین حال، باید هزینه هم براش صرف کنین. اما فکر می کنین یک کسب وکار کوچیک واقعاً به یک مدیر شبکه های اجتماعی مخصوص و متخصص نیاز داشته باشه؟

شک نداشته باشینً صاحب کسب وکار، خود به شخصه، میتونه در آخر هفته ها مراقب این فعالیتای مجازی باشه و شاید هم بگید یک دانشجوی کالج که اطلاعات کلی از این نوع فعالیتای شبکه های اجتماعی داره بتونه کمک کننده خوبی به نظر برسه.

شاید بهتره بدونین که فعالیتای شبکه های اجتماعی خیلی بالاتر از توییت کردن چند پسته. واسه دریافت بیشترین حد امتیازات از رسانه های اجتماعی نیازمند دوراندیشی، درک مناسبی از روش هدف دار کسب وکار و همینطور توانایی ارتباط با بقیه می باشین.

در این پست چند نکته لازم رو میگیم تا بدونین که کسب وکارتون به مدیر رسانه های اجتماعی مخصوص نیاز داره یا نه! امیدوارم به درد بخور واقع شه.

داشتنِ برنامه
هر کسب وکاری، حسابای کاربری شبکه های اجتماعی واسه ارتقای فعالیتای خودش ایجاد کرده. اما سئوال اصلی اینه که چیجوری باید اون رو انجام داد؟

کسب و کارای زیادی، بعضی وقتا و بیگاه، فقط واسه انتشار فروش ویژه و یا چیزی باحال، وارد حساب کاربری خود شده و پس از منتشر کردن، دوباره اون رو ترک می کنن. این خصوصاً زمانی اتفاق می افته که فعالیتای شبکه های اجتماعی به وسیله مالک کسب وکار انجام شه چون مشغله های زیادی داره. اما بهتره بدونین که فعالیت خیلی کم و بعضی وقتا و بیگاه، خیلی بدتر از هیچوقت استفاده نکردن و اصلاً فعالیت نداشتن در شبکه های اجتماعیه. یک کسب وکار هیچوقت نمیتونه از یاد ببره که حساب کاربری اش در رقابت با میلیونا حساب دیگر در سطح اینترنت قرار گرفته و بروزرسانی بعضی وقتا و بیگاه باعث فراموش شدن می شه.

این اولین دلیل واسه این امره که به چه دلیل کسب وکار به شخصی واسه مدیریت فول تایم حسابای کاربری شبکه های اجتماعی داره -نه بروزرسانی کم در ساعات آزاد صاحب کسب وکار!

به گفته فوربس، پست گذاری ایده آل در توییتر، ۱ تا ۵ پست در روزه در حالیکه تعدادی کم تر از اونم واسه فیسبوک قبول کردنیه. کسب وکار نه فقط باید پست بزاره، بلکه باید اون رو با برنامه پیش ببره. باید روش هدف دار خاصی رو واسه جلو بردن این فعالیتا داشته باشه.

مطلب پیشنهادی: نکته های طلایی واسه مدیریت کسب وکارتون در تلگرام

تکست، ویدیو، تصاویر
پیچیدگی پست گذاشتن در شبکه های اجتماعی اینه که اگه بخواهید رفت و امد بیش تری رو در هر پست به دست بیارین -بازاریابی چشمی- تصاویر و ویدیوها اهمیت زیادی داشته و لازم می شن. چون همه افراد توییت متنی پست می کنن، ایجاد تصاویر در ارتباط و یا حتی ویدیو، به طور کامل متفاوت به نظر میاد.

البته این حتماً بدین معنی نیس که مدیر شبکه های اجتماعی شما حتماً گرافیست و طراح باشه. اما ایجاد ویدیوهایی -از روش اینستاگرام و یا اسنپ چت- کسب وکار شما رو با اعتبار و ارزش خاصی ارج می نهد. پس تصویر زمینه ای با طراحی گرافیکی هنوزم یک مهارت پسندیده واسه یک مدیر شبکه های اجتماعی هستش.

برندینگ در بازاریابی شبکه های اجتماعی بسیار لازمه و تنها با وب سایتای اجتماعی چشمی مثل اسنپ چت، رشد می کنه. یک مدیر شبکه های اجتماعی ، می تونه این مفهومی از استایل و سبک رو که هیشکی دیگه دارا نیس، دربر بگیره.

حسابای کاربری متفاوت، روش های هدف دار متفاوت
خیلی از کسب وکارها، معمولاً حسابای کاربری فیسبوک و توییتر دارن اما راجبه حساب اسنپ چت، پینترست، لینکداین یا بسیاری دیگر از شبکه های اجتماعی دیگر چیجوری؟

یک مدیر شبکه های اجتماعی می تونه زمانی رو صرف تحقیق این موضوع کنه تا ببینه کدوم یک از وب سایتا فرصتای بهتری رو واسه کسب وکار جفت و جور می کنن. چون هر کدوم از این وب سایتا از جمعیتای مختلفی پر هستن کسب و کارای مشخص، می تونن ارزش بیش تری رو با متمرکز شدن روی وب سایتای مشخص به دست بیارن.

[تعداد: ۸    میانگین: ۴.۶/۵]

اسامی کاندیداهای تایید صلاحیت شده ریاست جمهوری ۹۶

اسامی کاندیداهای تایید صلاحیت شده ریاست جمهوری که چند روزه همه رو منتظر خود گذاشته امشب منتشر شد.

اسامی کاندیدای تایید صلاحیت شده ریاست جمهوری
وزارت کشور اسامی کاندیدای تایید صلاحیت شده ریاست جمهوری به وسیله شورای نگهبان رو اعلام کرد.

از مدتا پیش بحث و گفتگو بر سر تایید و نبود تایید صلاحیت کاندیدای ریاست جمهوری بر سر زبون هاست.

همونطور که میدونید انتخابات پیش رو یکی از مهم ترین مسائل کشور عزیزمونه. که بر روند زندگی و معیشت ما تاثیر گذاره. انتخاب هر کدوم از کاندیدا می تونه روند اقتصادی جدیدی رو جلو ما بذاره. از همین رو پدیده فکر مهتر اخبار این بخش رو در اختیار صاحبان، فعالان، استادان، دانشجویان و علاقه مندان بخش کار و کاسبی قرار میده.

به گفته وزارت کشور، محمود احمدی نژاد، حمید بقایی، محمد هاشمی از سرشناسترین افراد رد صلاحیت شده هستن.

طبق این اعلام ۶ نفر از ثبت نام کنندگان تایید صلاحیت شدن که به ترتیب حروف الفبا عبارتند از: اسحاق جهانگیری، حسن روحانی، ابراهیم رئیسی، محمد باقر قالیباف، مصطفی میر سلیم و مصطفی هاشمی طبا.

با در نظر گرفتن اعلام اسامی کاندیدای تایید صلاحیت شده ریاست جمهوری باید دید هر کدوم از این کاندیدها در ادامه راه چیجوری به اعلام برنامه های خود می پرازن.

شورای نگهبان قانون اساسی صلاحیت محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور قبلی این کشور رو واسه نامزدی در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رد کرده.
بنا به اعلام ستاد انتخابات ایران نامزدهایی که صلاحیت اونا تایید شده (به ترتیب الفبا) اسحاق جهانگیری، حسن روحانی، ابراهیم رئیسی، محمد باقر قالیباف، مصطفی میرسلیم و مصطفی هاشمی طبا هستن.

[تعداد: ۷    میانگین: ۴.۷/۵]

اسامی ۱۰۰ برند برتر ایران

به گفته، روش انتخاب برندهای برتر در مرحله اول بر مبنای سهم از ذهن مصرف کنندگان صورت گرفته که در این مرحله ۲۵۰ شرکت در ۱۳۱ بخش صنایع و خدمات، ۱۰۰ برند برتر هم در مرحله دوم و طبق مدل تحقیق انتخاب شدن..
با برگزاری مراسم اختتامیه دومین جشنواره فرامرزی انتخاب بهترین نام و نشانای تجاری ایران، یکصد برند برتر ایران معرفی شدن.

در این جشنواره ۱۰۰ نام و نشون  تجاری در ۲۴ صنعت  و از بین ۳۵۰ برند، در بخش هایی مثل مواد غذایی، فرش، خدمات مالی و پولی، آموزشی، صنعت و معدن، داروسازی و هم اینکه استادان انتخاب در مورد علم بازاریابی و نشریات منتخب، معرفی شدن.

طبق این گزارش ۲۰ برند انتخاب شامل بانک صادارت، همراه اول، ایران خودرو، زرماکارون، پارس خودرو، استیل البرز،  یک و یک،  گلبافت، تکدانه، داروپخش، بهروز، دلپذیر، سپهر الکتریک، ارژن، خوشخواب، نوین زعفران، هاویلوکس، بوف، تلاونگ و گلرنگ دارای دریافت تندیس و لوح سپاس از دومین جشنواره یکصد برند برتر ایران شدن.

۱۰۰ برند برتر ایران شامل ارژن، استیل البرز، اشی مشی، الوان، اسنوا، اونه، ایران ایر، ایران خودرو، ایران رادیاتور، ایرانسل، ایساکو، آبسال، آیدین، بانک اقتصاد نوین، بانک پاسارگاد، بانک تجارت، بانک صادرات، بانک ملت، بانک ملی، بوتان، بهروز، بوف، بیمه ایران، بیمه آسیا، بیمه پارسیان، بیمه کارآفرین، پارس خزر، پارس خودرو، پاکسان، پالاز موکت، پگاه، پلان، پومر، پونل، تاژ، تک ماکارون، تکدانه، تلاونگ، تولی پرس، جلیس، چی توز، چینی زرین، چینی مقصود، حلوای عقاب، خوشخواب،  داروپخش، داروسازی فارابی، داروسازی اکسیر، داروگر، دامداران، دایتی، دلپذیر، رازی، زرماکارون، زمزم، سحرخیز، سایپا، سپهر الکتریک،  ستاره کویر یزد، سن ایچ،  شیرین عسل، شیلتون، صحت، صنام، ظریف مصور، فرش بزرگ زاده، فرش مشهد، فومن شیمی، قالی سلیمان، قلم چی، کاچیران، کاله، کبریت توکلی، گاج، گلبافت، گلرنگ، گلستان، لاستیک روشن، لادن، لایکو، مادیران، مانا، ماهان، مزمز، مهرام، میهن، مانی، بهران نفت، نفت پارس، نوشین، نوین چرم، نوین زعفران، نیلپر، هاکوپیان، هاویلوکس، همراه اول، همکاران سیستم، هواپیمایی ماهان، یک و یک و خلیج فارسه.

اختتامیه دومین جشنواره بین المللی بهترین نام و نشانای تجاری ایران (یکصد برند برتر ایران) با شعار “خلیج همیشگی فارس ماندگارترین برند ایران”، در مرکز همایشای فرامرزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برگزار شد.

[تعداد: ۱۳    میانگین: ۳/۵]

کار و کاسبی چه چیزایی نیس؟

کار و کاسبی
واسه اینکه بفهمیم کار و کاسبی چیه، بهتره اول بفهمیم کار و کاسبی چه چیزایی نیس:
کار و کاسبی یک اتفاق و همایش کارآفرینی نیس.
یک سایت یا یک اپ موبایل، حتما یک کار و کاسبی نیس.
کار و کاسبی یک شرکت کوچیک که در حال درآمدزایی و رشده، نیس.

طبق تعاریف جور واجور از نویسندگان و محققان این بخش، مثل آقای استیو بلنک، اریک ریس، و کتابا و منابع جور واجور، بهترین و جامعترین تعریفی رو که واسه یک کار و کاسبی میشه نشون داد، به نظر من، اینه:
کار و کاسبی یک سازمان موقته که با هدف پیدا کردن یه مدل کار و کاسبی تکرارپذیر و اندازه پذیر بوجود آمده.

سازمان: منظور از سازمان هر نوع مجموعه ایی از افراد (یا حتی یک نفره)، وسیله ها، و روابط بین اوناس، چه به شکل شرکت ثبت شده باشه چه نشده باشه. چه دفتر کار داشته باشه چه در زیر زمین خونه قرار داشته باشه.

موقت: یعنی کار و کاسبی ۱۰ ساله معنی نداره. کار یک کار و کاسبی پیدا کردن سریع مدل کار و کاسبی مناسب طبق تعریف بالا، در کمترین زمان ممکنه. سرعت و زمان عوامل مهمی در موفقیت یک کار و کاسبی هستن. هر چی دیرتر مدل کار و کاسبی مورد نظر رو کشف کنه شانس اینکه رقیبانش زودتر به نتیجه برسن و هم اینکه صبر، حوصله، انرژی و توان مالی گرداننده یا گردانندگان اون به سر رسد، بیشتره.

پیدا کردن: این کلمه مهمی در این تعریفه. یک کار و کاسبی، واسه پیدا کردن هدفش در حال جستجوه. همیشه در حال تحقیق و توسعه س. و باید بتونه مدل کار و کاسبی مورد نظر رو کشف کنه، و تکرارپذیر و اندازه پذیر بودن اون رو واسه خود ثابت کنه.

نبود قطعیت: یک عبارت مهم دیگر پنهاندر تعریف استارتاپا، نبود قطعیته. شما به عنوان یک کار و کاسبی، دقیقا نمی دونین که کدوم روش جواب میده و کدوم جواب نمی ده. شما به عنوان یک کار و کاسبی مطمئن نیستین که جواب درست کدامه. در گفتار عامیانه، استارتاپا، نمی دونن چیکار دارن می کنن پس شما و هم تیمیاتون باید آدمایی باشن که با قدم گذاشتن در وادیای نامعلوم و آزمایش و خطا، شکست خوردن و رد شدن، مشکل و ترسی نداشته باشن.

مدل کار و کاسبی (Business Model) : مجموعه ایی از روش ها و راهکارهاییه که یک شرکت، بنگاه یا سازمان واسه ایجاد، ارائه و گرفتن ارزش (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، و …) بکار می بره. که با طرح کار و کاسبی (Business Plan) نباید اشتباه گرفته شه.
بیشتر بدونین: واقعا واسه شروع یک کار و کاسبی به طرح کار و کاسبی (Business Plan) نیازه؟!

تکرارپذیر: یعنی اینکه اون مدل کار و کاسبی که با هدف درآمد زایی ایجاد شده رو بشه بارها تکرار کرد و به ازای هر تکرار، درآمد زیاد شه. یعنی در کلام ساده تر، بشه محصول یا خدمت ارائه شده رو تولید انبوه کرد.

اندازه پذیر: یعنی اینکه بشه اون مدل کار و کاسبی رو در آینده با افزایش پول و پله و سرمایه ، نیروی انسانی و … پیشرفت داد و روشای ایجاد، ارائه و کسب ارزش رو بهتر، سریعتر و بیشتر کرد.
تکرارپذیری و اندازه پذیری یه مدل کار و کاسبی، با خود، امکان رشد رو به همراه میارن. پس، هدف یک کار و کاسبی، رشد سریعه. این دو معنی مهم هستن که سودآوری و پولدار شدن رو واسه شما به ارمغان میارن.

واسه درک بهتر این دو به این مثال در دنیای غیر استارتاپی توجه کنین:
آبمیوه فروشی دوره گرد رو در نظر بگیرین که روی چرخ دستی اش آبمیوه می فروشه. اون باید هر روز صبح میوه ها بخره، اونا رو بشید، در چرخش بذاره و کوچه به کوچه مسافتای طولانی رو طی کنه، داد بزنه، بلکه مشتریان به سراغش بیان. بعد به درخواست هر یک مشتری، با آبمیوه گیر دستی، آب میوه دلخواه اون رو بکنه. و دستمزدش رو طلب کنه. این آبمیوه فروش دوره گرد واسه اینکه کسب و کارش رو از دست نده، هر روز باید همه این کارا خسته کننده رو تکرار کنه. اگه چند روزی هم مثلا به دلیل مریضی نتونه از خونه بیرون بیاد، اون روزها درآمدی نخواد داشت.
حال اگه این آبمیوه فروش بتونه میوه های زیادی رو یکجا خریداری و نگه داری کنه، به جای آبمیوه گیر دستی، از آبمیوه گیر برقی استفاده کنه، و به جای یک چرخ، چندین چرخ داشته باشه و آدمایی رو استخدام کنه که چرخا در مناطق جور واجور شهر بگردانند و آبمیوه بفروشن، می تونه خود، بر کارا مدیریت کنه و پولا رو جمع آوری کنه. دستمزد کارگرانش رو بده و سود خودشو برداره. حال اگه هرچند روز هم از خونه بیرون نیاد، کسب و کارش از بین نخواد رفت و همه اون روزها درآمدش سرجایش باقیه.
حالا این رو با یک کارخانه آبمیوه گیری صنعتی مقایسه کنین که همه چیز اتوماتیکه و اندازه تولید و اندازه بازار اون خیلی خیلی بزرگتره.

یک مثال در ارتباط واسه دنیای استارتاپی:
یکی از آشناترین مثالایی که میشه واسه مفاهیم تکرارپذیری و اندازه پذیری در دنیای استارتاپا زد، فیسبوک در ماه ها و سالای اولشه. مارک زاگربرک بنیانگذار فیسبوک، فیسبوک رو از خوابگاه دانشگاهش (هاروارد) شروع کرد. این سایت، در اول به وسیله دانشجویان همکلاسی اش مورد توجه قرار گرفت و بعد دانشجویان دانشگاهای دیگر به اون پیوستند. در حالی که تنها یک سایت بود، روز به روز به کاربرانش اضافه می شد. مارک زاکربرگ به همراه همکارانش در ماه ها و سالهای ساده فیسبوک، واقعا نمی دونستن که میخوان چیکار کنن و سرنوشت این کارشون به کجا می کشه. اونا در اول مدل درآمدزایی نداشتن و نمی دونستن چیجوری باید از وب سایتی با این همه کاربر پول در بیارن. تا اینکه در سال ۲۰۰۴ زاکربرگ دانشگاه رو آزاد کرد و به همراه دوستانش به سیلیکان ولی نقل جای کرد تا تموم وقت و انرژی اش رو روی پیشرفت فیسبوک بزاره. اونا شدیدا به دنبال مدل درآمدزایی بودن که اولین چیزی که به ذهنشون رسید تبلیغات آنلاین بود.
البته درباره داستان رشد و شکستا و موفقیتای فیسبوک، در دوره آموزشی ویدیویی «تبدیل ایده به کار و کاسبی: ۱۰ چیزی که موسس فیسبوک آرزو داشت زودتر می دونست! » به شکل کامل و با جزئیات توضیح داده ام.

جایگاه نوآوری در کار و کاسبی ها:
استارتاپا، معمولا دور ایده های نوآورانه و خلاقانه بنا می شن. فرد یا آدمایی خوشفکر، با ایده های نو، در جستجوی روشایی واسه کسب درآمد از آن ایده و تولید انبوه اجناس یا خدمات بر اساس اون ایده هستن. نوآوری در استارتاپا، به شکل نوآوری در بازار یا نوآوری در اجناس و خدمات خود رو نشون میده.

طبق تعریف بالا، میشه به توضیح زیر تعدادی از باورهای نادرست رو اصلاح کرد:
یک) هر استارتاپی لازم نیس حتما در بخش کامپیوتر و اینترنت باشه. دلیل اینکه بیشتر سر و صداها در باره استارتاپا از این بخش بلند می شه ۲ دلیل مهمه:
روز به روز هزینه سخت افزار، نرم افزار و زیرساختای لازم واسه راه اندازی کار و کاسبی در این بخش کاهش پیدا میکنه و پس با کمترین سرمایه ها، میشه شروع به کار کرد.
در خیلی از کسب و کارای این بخش بیشتر با آماده کردن بسترهایی که بشه در اونا تعداد کاربران، تعداد پردازندها، اندازه حافظه دائمی و موقت، پهنای باند، و… رو بالا برد، میشه به تکرارپذیری و اندازه پذیری رسید.

دو) هر سایت یا اپ موبایل، حتما نمیتونه با تعریف کار و کاسبی جور دربیاد. این طور باید گفت که، بیزنس پشت اون سایت مهمه که اگه به دنبال پیدا کردن یک بیزنس-مدل تکرارپذیر و اندازه پذیر با هدف رشد سریعه، جزو تعریف کار و کاسبی قرار می گیره.

سه) کسب و کارای کوچیک، حتما کار و کاسبی نیستن. مثلا یک پیتزا(کش لقمه) فروشی محلی که سالهاست ساندویچ و پیتزا(کش لقمه) رو به یه روش ثابت شده قبلی می فروشه و مشتریان و درآمدش در حال افزایشه، کار و کاسبی نیس. چون که صاحبان اون از اول مدل کار و کاسبی خود رو طبق تجربیات و مدلهای موجود قبلی انتخاب کردن (پیتزا(کش لقمه) فروشی) و تقریبا با دید باز و خیال مطمئن تری، نسبت به آینده، اون پیتزافروشی رو راه اندازی کردن.

طرز فکر استارتاپی:
چون همیشه شرکتای بزرگ و جا افتاده، به وسیله شرکتای نوپا مورد تهدید قرار میگیره و بیشتر از بین می رن، این شرکتای بزرگ به محض اینکه خود رو در خطر ببینن، تلاش می کنن تا جلوی این خطر رو با راه اندازی یک واحد جدید در داخل یا بیرون مجموعه خود بگیرن. چون معمولا، واحدهای کوچکتر، چابکتر از سازمانا و شرکتای بزرگ هستن، این راه، راه مناسبی هستش تا این غولای بزرگ بتونن اینترسی بالا و تنبلی خود رو به کمک واحدهای کوچیک و چابک، کمتر کنن.
به خاطر همین، بیشتر شرکتای بزرگ، به این نوع طرز فکر استارتاپی پر و بال میدن و کارکنانشون رو تشویق می کنن مثل اعضای یک تیم استارتاپی کار و فکر کنن.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

استارتاپیا! واسه جذب استعدادهای نورانی ، پول همه چیز نیس!

جذب استعدادهای نورانی واسه کسب وکار، از آرزوهای اصلی صاحبان کسب وکاره.

جذب استعدادهای نورانی واسه استارتاپیا
با در نظر گرفتن سیر تحولی بازار و واسه مرتفع کردن انتظارات، استارتاپا امروز بیشتر از بقیه کسب و کارا در صدد جذب استعدادهای نورانی هستن.

طی تحقیقات انجام شده بیشتر از نصف کارکنان قبل از سر رسید سال انتظار افزایش حقوق واسه جبران هزینه های زندگی دارن.

جبران هزینه یک قسمت مهمی از چگونگی راه اندازی ارائه ارزش کارکنانه، ولی کامل نیس. گزینه هایی مثل سهام هم وجود دارن، اما امنیت شغلی یکی از مهمترین عوامل تاثیر گذاره. بعد، گزینه سهام می تونه اثر داشته باشه.

در زیر به معرفی راه هایی می پردازیم که شرکتا و استارتاپا بتونن این استعدادای نورانی رو خوشحال کنن:

۱- آموزش کارکنان درباره ارزش سهام
ارائه گزینه سهام به کارمندان موجب تعهد و تشویق کننده ایجاد کارکرد بهتر هستش. اونا سهامدار شرکت هستن ولی نمی دونن این سهام چیجوری عمل می کنه و چه گزینه هایی در دسترس دارن. اونا ارزش سهام رو نمی بینن.

به کارکنان آموزش بدین که اون چیجوری عمل می کنه و چه ارتباطی با تحولات بازار داره. مثلا، فرق بین سهام عادی و سهام ممتاز رو واسه ایشون توضیح بدید.

۲- ارائه منافع مهم
ارائه منافع مهم یکی از راه های مهم ارج گذاشتن به کارکنان هست. منافع یکی از جنبه های پر اهمیت رضایت شغلی کارکنان هست.

برنامه های مقرون به صرفه و خصوصی سازی شده واسه ارائه امتیازات طراحی کنین. تلاش کنین تا طرحای تحت پوشش و چگونگی دسترسی به امتیازات رو به آسونی واسه اونا تشریح و تفهیم کنین، سهولت دسترسی به امتیازات رو توضیح بدید. بالاتر از بهداشت و درمان، به ارائه امتیازات بهداشت و سلامت کارکنان مثل عضویت در باشگاهای ورزشی و تفریحی، عضویت رستورانای با غذای سالم و فعالیتای فرهنگی بدین.

۳- ماموریت شرکت رو واسه اونا توضیح بدید
پول به تنهایی کارکنان رو خوشحال نمی کنه. کارکنان از کار کردن در یک شرکت معتبر احساس خوبی پیدا می کنن. کارکنان میخوان احساس کنن که بخشی از یک چیزی بزرگ تر از خود هستن، که کارکرد اونا بر رویاهایی که شرکت ساخته، تاثیر گذاره.

به طور همیشه واسه اونا از رسیدن شرکت به تصویر بزرگ اهداف سازمانی، تعریف و یادآوری کنین. این نیاز داره طنین انداز ارزشای شخصی کارکنان باشه. خیلی راحت میشه دید که اونا با بیانیه ماموریت سازمانی ارتباط برقرار کرده و نسبت به افزایش بهره وری خود عمل میکنن. اونا میخوان به حرکتای موثر و مهم در زندگی مردم ملحق شن و به عنوان بخشی از آن عمل کنن. با جفت و جور کردن این شرایط می تونین ارزشی به مراتب بیشتر از جفت و جور هزینه ها بسازین.

۴- ارائه حقوق و دستمزد رقابتی
موسس یک کار و کاسبی ممکنه به این عنوان که تازه کار و کاسبی خود رو راه اندازی کرده، پرداختی حقوق و دستمزد رو کمتر از حد عادی در نظر بگیره. گزینه سهام می تونه جانشین خوبی باشه ولی اونا واسه جبران هزینه های روزانه خود نیازمند دریافت حقوق هستن.

هیچ راهی واسه نبود پرداخت حقوقی که اونا سزاوارش هستن وجود ندارن، چراکه اونا نیروای نورانی و مستعدی هستن که مثل سوخت واسه شرکت عمل میکنن.

ایجاد تعادل در پرداخت حقوق، واگذاری سهام و تعریف و آزمایش رسیدن به ماموریت سازمانی می تونه این اطمینان رو حاصل کنه که نیروی با استعداد بتونه پایبند و موثر بکنه.

در آخر، فرهنگ و ارزشای یک کار و کاسبی باید تبدیل به یک بانک مهم شه.

[تعداد: ۴    میانگین: ۵/۵]

تیزر تبلیغاتی کوکاکولا به مناسبت سال نو در چین با شخصیت Giggling

شرکت کوکالا واسه تبلیغات سال جدید در چین، به دنبال استفاده از شخصیتای محبوب واسه به تصویر کشیدن تبلیغات خود بود. واسه این منظور با نگاهی به مجموعه گذشته به شخصیتای Giggling رسید.

این شخصیتا در گذشته به وسیله شرکت McCann در سال ۲۰۰۱ با موفقیت تونسته بودن توجه مخاطبان رو در چین به خود جلب کنن. پس شرکت کوکاکولا هم با استفاده از این تجربه موفق اقدام به تولید تیز تبلیغاتی خود کرد.

در این تبلیغات تلویزیونی می بینیم که واسه سال نو چینی، این شخصیتا با نوشابه کوکاکولا ادمای یک خونواده چینی رو واسه خوردن شام مشتاق می کنن.

امیدوارم از دیدن این تیزر تبلیغاتی لذت ببرین.

[تعداد: ۳    میانگین: ۴/۵]

تیم بازاریابی آنلاین به چه کسائی نیاز داره؟

تیم بازاریابی آنلاین
تیم بازاریابی آنلاین دارین؟ چه کسائی بر اون نظارت داشته و فعالیتای آنلاین شما رو مدیریت می کنن؟

وقتی شما استارت آپ یا کار و کاسبی تون رو راه اندازی می کنین، در اول شاید بتونین همه کارها رو خودتون به تنهایی بچرخونین. در اینجور حالتی شما نه فقط مدیر شرکت هستین، بلکه حسابدار، مدیر فناوری اطلاعات، بازاریاب و مدیر بخش خدمات مشتری شرکت هم هستین. با گذشت زمان، کار و کاسبی شما رشد می کنه و پا میگیره. اون وقته که شما به مجبور باید مدیران و کارشناسانی پیدا کنین تا با استخدام اونا بتونین کارا رو خوب پیش ببرین. تیم بازاریابی دیجیتال، یکی از اولین هسته هاییه که باید در شرکت خود راه اندازی کنین. هر چند بازاریابی دیجیتال یا همون دیجیتال مارکتینگ (Digital Marketing)، محدوده بسیار بزرگی رو در بر می گیرد و پرداختن به تموم جنبه های اون، کار سخت و زمان بریه اما در این مقاله ما می خوایم پنج عنصر کلیدی این نوع بازاریابی رو به شما معرفی کنیم؛ آدمایی که می تونن تیم بازاریابی آنلاین شما رو به خوبی رونق دهند و کمپین های موفقی طراحی و اجرا کنه.

۱- استراتژیست بازاریابی
استراتژیست بازاریابی (Marketing Strategist) کسیه که مسئولیت شکل دهی فعالیت های دیجیتالی شما رو برعهده داره، بنابر این ایشون باید خوب از حال و هوای شرکت و مشتریان شما آگاهی داشته باشه.

اینجور فردی وقتی استخدام شد، با دیگر اعضای تیم بازاریابی دیجیتال مشغول به کار می شه تا یک تقویم تولید محتوا در اختیار گروه بزاره؛ خود هم فعالیت های اونا رو پیگیری می کنه. شما به عنوان مدیر شرکت و صاحب کار و کاسبی – باید کسی رو واسه این پُست استخدام کنین که نسبت به فضای آنلاین و رویدادهای میدون مجازی، از شمّ قوی برخوردار باشه. ایشون هم اینکه باید سابقه کاری قابل قبولی در کارنامه خود داشته باشه. استراتژیست بازاریابی باید ترکیبی از مهارت های تحلیلی و نوآورانه رو با هم و باهمً تو ذهن داشته باشه، بنابر این پیدا کردن کسی که بتونه خوب این پست سازمانی رو برعهده بگیره، خیلی سخته! اگه کسی واسه گرفتن این شغل، به عنوان تقاضا کننده به شما مراجعه کرد و یا اگه خود شما گزینه ای رو واسه این کار در نظر گرفتید، دقیق و صبورانه عمل کنین: اگه خودتون با این فرد مصاحبه می کنین، بکوشید با سئوال های حرفه ای و سنجیده، سطح دانایی و مهارت مخاطب رو دریابید و آزمایش بزنین.

۲- مدیر رسانه های اجتماعی
مدیر رسانه های اجتماعی (Social Media Manager) کسیه که وظیفه داره طرح های مربوط به بازاریابی در شبکه های اجتماعی رو عملیاتی کرده و از روی کاغذ به مرحله اجرا در آورد. این مدیر، با مخاطبان و کاربران سایت های شبکه های اجتماعی سر و کار داره و با اونا رفت و امد می کنه. اینجور فردی باید در مورد رویدادهای مهم روز و روندهای جاری در فضای مجازی اطلاعات کافی داشته باشه. مدیر رسانه های اجتماعی باید بدونه چیجوری صدای شرکت شما رو به گوش بقیه – و به ویژه مشتریان بالقوه برسونه – اونم به همون روش ای که محبوب مخاطبان شماس. اگه می خواید کسی رو واسه تصدی این پست استخدام کنین، چگونگی حضور ایشون در شبکه های اجتماعی و هم چگونگی فعالیت های مجازی اش رو به طور کامل زیر ذره بین ببرین. این روزا هر کسی می تونه ادعا کنه که در بخش رسانه های اجتماعی متخصصه، ولی شما حتی با نگاهی سریع به پروفایل خواهندگان در شبکه های مجازی می تونید مهارت اونا در این میدون رو تا حدودی محاسبه کنین.

۳- تولیدکننده محتوا
نفر بعدی، محتواساز یا ایجادکننده محتوا (Content Creator) است.این روزا تولید محتوا یکی از اولویت های اصلی خیلی از کسب و کارا به حساب می رود. تیم بازاریابی دیجیتال شرکت شما اگه یک محتواساز حرفه ای در اختیار داشته باشه شک نداشته باشینً می تونه محتواهای بیش تری تولید کنه؛ محتواهایی جذاب تر، هدفمندتر و مفیدتر. البته بعضی کارفرماها دوست دارن کار تولید محتوا رو به کارشناسان بیرون از سازمان بسپارند و به اصطلاح برون سپاری کنن. این روش خیلی مناسب نیس، چون اگه محتواساز در کنار شما و در جمع شما باشه، می تونه رابطه بهتری با مدیران دیگر بخش ها – مثل استراتژیست بازاریابی و مدیر رسانه های اجتماعی که در بالا توضیح اون رفت – بسازه و از آن سو درک عمیق تری از کمپین های بازاریابی شما در فضای وب به دست بیاره. شما اگه به دنبال استخدام یک محتواساز حرفه ای هستین بدونین که ایشون باید در بخش ارتباطات نگارشی و شفاهی، زبده باشه و از پس تولید هر نوع محتوایی بر بیاد؛ از پست های وبلاگی گرفته تا ویدئوهای یوتیوبی. این روزا تولید محتوا به بحث روز فناوری اطلاعات تبدیل شده و کارشناسان هزار نکته باریک تر از مو در این بخش قید می کنن. کسی که قراره در شرکت شما طرف ایجادکننده محتوا رو عهده دار شه، باید با این نکات کم و بیش آشنا باشه و بتونه محتواهای مهم و زیبایی واسه صفحات سایت خلق کنه. اون باید بدونه که این روزا کاربران تحت بمباران اطلاعاتی قرار می گیرن و واسه جلب نگاه کاربر و تشویق اون به دنبال کردن مطلب، یکی دو سه ثانیه بیش تر وقت ندارن! بنابر این پیدا کردن محتواساز حرفه ای کار آسونی نیس و چه بسا به تحقیق و جستجو زیادی نیاز داره. شما از خواهندگان می تونید نمونه کار مطالبه کنین، یا از اونا بخواهید فی المجلس یک ویدیو واسه شما تهیه کرده و در اون مهارت های خود رو به نمایش بذارن.

۴- تحلیلگر داده
فرض می کنیم که شما چند مدیری که در بالا ذکر شد رو واسه تیم بازاریابی آنلاین خود استخدام کرده ید. بسیار ، بعد چه؟ اگه شما انبوه اطلاعات، ایده ها و طرح ها رو در دست داشته باشین و چند هفته ای هم از عملی شدن بعضی کمپین های تون گذشته باشه ولی نتونین خروجی کار رو به روشنی اندازه بگیرین یا اندازه موفقیت و شکست مدیران فوق رو به دست بیارید، باید گفت سود چندانی عاید شما نشده! این نقطه همون جاییه که یک تحلیلگر داده (Data Analyst) می تونه خوب بدرخشه و خودنمایی کنه. یک تحلیلگر داده کسیه که اول اینکهً باید اهداف شما از فعالیت ها و کمپین های بازاریابی تون رو خوب درک کنه، دوم اینکهً بدونه که چیجوری و طبق چه معیاری موفقیت فعالیت های شما در شبکه های اجتماعی رو سبک سنگین کنه، سوم اینکهً مشخص کنه که محتواهای نوشته شده، تصویری و ویدئویی شما تونسته به نقطه ایده آل برسه یا نه. کمک ها و ایده های این فرد، می تونه از نگرانی های تیم بازاریابی دیجیتال شما کم کنه تا اعضای تیم بر تولید محتواهای خاص متمرکز شن؛ و این یعنی صرفه جویی در پول، زمان و سرمایه مادی و الهی شرکت. وقتی می خواهید یک تحلیلگر داده حرفه ای رو استخدام کنین، باید به دنبال فردی باشین که نسبت به بیشتر رسانه های اجتماعی سرشناس آشنایی داشته باشه، و هم کار با وسیله تحلیلی گروه سوم رو کم و بیش بدونه. اون هم اینکه باید بتونه اطلاعاتی دقیق و مفصل رو به شکل چارت ها، جداول و نمودارهای انگار، به گونه ای قابل استفاده و قابل فهم به شما عرضه کنه.

۵- کارشناس فنی
آخرین فرد این لیست کارشناس فنی (Technical Specialist) است، البته اهمیت کار ایشون کم تر از مدیران فوق نیس. این عضو تیم بازاریابی دیجیتال شرکت، تهیه کننده و مُجریِ فنی روش هدف دار های بازاریابی شماس. از اونجا که این روزا بیشتر وسایل مورد استفاده در بازاریابی آنلاین، به مقداری علم برنامه نویسی نیاز داره بنابر این این فرد باید جزئیات کار با HTML و CSS رو خوب بلد باشه. یک متخصص فنیِ قابل، باید الگوهایی واسه کمپین های شما طراحی کرده و شما رو در راه اندازی این کمپین ها کمک کنه. اینجور فردی باید همیشه علم حرفه ای خود رو به روز کرده و از نرم افزارها، روش ها و فناوری های جدیدی که در این مورد به میدون می آید باخبر باشه. وقتی شما – به عنوان مدیر شرکت – می خواید با فردی که تقاضا کننده این پست شده مصاحبه کنین، بد نیس در کنار خود یک کارشناس فناوری اطلاعات بنشانید تا ایشون با پرسیدن چند سئوال تخصصی، دریابد که تقاضا کننده می تونه از پس کار بربیاد یا نه. حتی اگه شما الان در شرکت خود اینجور کارشناسی ندارین، خوبه از یک دوست یا همکار برون سازمانی کمک بگیرین.

[تعداد: ۴    میانگین: ۵/۵]

تیم سازی در شرکتا چیجوری صورت میگیره؟

تیم سازی
تیم سازی در شرکت شما چیجوریه؟

کارآفرینان باید نقش فعالی در تیم سازی شرکت خود اجرا کنن. بدون یک تیم خوب کار و کاسبی تجاری شما رونق پیدا نمیکنه! تجارت راه های متفاوتی رو واسه رسیدن به موفقیت نیاز داره. مراحل جور واجور کارای تجاری عبارتند از مرحله شروع ایده، عملی کردن ایده، و آزمایش اون ایده. بعضی از کارآفرینان در بخشای تکنولوژی مهارت بسیار خوبی دارن اما در رهبری تیم خود تخصص لازم رو ندارن، نداشتن مهارت رهبری یک تیم باعث شکست اونا می شه. تیم سازی مهارت فوق العاده ایه که هر کسی نمیتونه اون رو بیاموزد. همراه ما باشین با راهنماییایی واسه تیم سازی شرکتای تجاری.

زمان صرف شده در فعالیت بازار رو کم کنین.
به عنوان رهبر گروه، نباید بیش تر زمان خود رو بیرون شرکت و در بازار بگذرونین این کار باعث می شه تموم تلاشایی که واسه بخشای دیگر انجام می دین هدر بره. تموم این اشتباهات از شما کارآفرینی موفق نخواد ساخت. نذارین تیم وقتی که با مشکلی مواجه می شه واسه پیدا کردن شما با سختی مواجه بشه. واسه سازماندهی تیمْ کوشا باشین. کارآفرینان به جدولی نیاز دارن که برنامه های خود و تیم رو در اون تنظیم کنن. یک ساعت از صبح رو واسه تنظیم این جدول اختصاص بدید چون صبح انرژی بیش تری دارین.
هفته ای یه بار جلسه ای رو واسه تیم خود تشکیل بدید.
اگه بعضی از اعضای تیم از شما دور هستن و به اونا دسترسی ندارین از روش برنامه اسکایپ با اونا ارتباط برقرار کنین، هر کدوم از کارمندان شما نیاز دارن که به صحبتای اونا گوش بدید. تموم فعالیتای تیم خود رو چک کنین و واسه روزای آینده برنامه ریزی داشته باشین. با این روش های هدف دار تیم خود رو با قدرت پیش میبرین. با اهمیت دادن به کارکنان انرژی اونا واسه ادامه کار رو افزایش بدید. بازدیدای ماهانه واسه تیم رو یادتون نره. کارمندان به یه جور تغذیه (اهمیت دادن) نیاز دارن تا کار خود رو با موفقیت پیش ببرن.

پیگیری میدونی
پیگیری میدونی یکی از روشای فعال واسه شناخت از همه فعالیتای گروهه. این روش هدف دار یه جور توجه واسه کارکنان هستش هر روز با ورود به اتاق هر کدوم از اعضا در شرکت از اونا بپرسید کارا چیجوری پیش می رن بعد به پاسخایی که میدن گوش بدید. از هر کدوم از کارکنان واسه فعالیتا جداگونه تشکر کنین. برنامه های خاصی واسه تشویق کارکنان تنظیم کنین و جوایز نقدی رو به اونا اهدا کنین. با کارکنان خود رو راست باشین با رفتار خود می تونین راستی خود رو در کار به کار کنان بیاموزید تا در بروز هر نوع مشکل به شما مراجعه کنن. ارزش یک رهبر واسه تیم خود مهم تر و با ارزش تر از کسیه که تنها کار خود رو پیش می بره. با رهبری یک تیم موفق می تونین انرژی هر کدوم از کارکنان رو افزایش بدید تا کار و کاسبی موفقی داشته باشین.

[تعداد: ۶    میانگین: ۳.۷/۵]

تیم موفق حاصل شخصیت هاست! نه فقط مهارت ها

تیم موفق علاوه بر مهارت ها و تواناییای لازم در بخش کاری باید از شخصیتای جور واجور انسانی بهره برد. می پرسین یعنی چه؟

تیم موفق
در شروع سال ۲۰۱۶ میلادی بود که گوگل اعلام کرد چیزی که باعث تشکیل یک تیم موفق و عالی می شه رو کشف کرده. پس از چند سال بررسی کردن و بررسی مصاحبها و داده هایی که از بیشتر از ۱۰۰ تیم دریافت کرده بود فهمید که محرکای کارکرد موثر تیمی، میانگین سطح هوش هیجانیِ گروه و درجه بالایی از ارتباط بین اعضاست. دستورالعمل گوگل، مهربون و خوب بودن و همینطور ملحق شدن واسه ساختن هاست که معنی بسیار خوبی رو میرسونه.

شاید یک نتیجه شگفت انگیزتر این باشه که بدونین تحقیقات گوگل نشون میده که این موفقیت تیم به نوع مردمی که در تیم حضور دارن خیلی هم در ارتباط نیس! شاید این در گوگل حقیقت داشته باشه –چون جاییه که در اون افراد طبق شخصیتای شون انتخاب می شن (Googliness) این یافته ها، با دلایل گسترده تری که نشون می داد شخصیت اعضای گروه، نقش زیادی رو در کارکرد تیمی تعیین می کنه اختلاف داشت. به ویژه که، شخصیت روی موارد زیر تاثیر میذاره:

نقشی که داخل تیم به عهده دارین
چگونگی رفت و امد شما با بقیه اعضای تیم
هم تراز بودنِ ارزشا و باورهای اصلی شما با بقیه تیم
از همه مهم تر، فرآیندهایی که در بالا ذکر شد، نسبت به مهارتای فنی، با عوامل روانی سروکار داره که با تأکید بر عملکردهای فردی و تیمی صورت میگیره. این فاکتورهای روانی اصلی ترین عواملی هستن که نشون میدن اعضا خوب در کنارهم کار می کنن یا نه! بی توجه به شباهتایی که در مهارت ها، تخصص و پیش زمینه فنی هست، تفاوتای موافقت شده زیادی بین شما و همکاران تون هست.

مثلا، مطالعه ای که از تیمای ۱۳۳ کارخانه انجام شد دریافت که سطوح بالاتری از حساسیتا در روابط دوطرفه، کنجکاوی و ثبات عاطفی در تیمای منظم تر و رفتار اجتماعی زیاد شده در بین اعضای تیم هست. تیم موفق و تیمای موثرتر با تعداد بیش تری از آدمایی خونسرد، کنجکاو و کسائی که روابط صمیمی تر دارن تشکیل می شه.

در طول همین راه، بررسیای بزرگ Meta-Analysis نشون داد که شخصیتای اعضای تیم روی همکاری و تعاون، شناخت مشترک، به اشتراک گذاری اطلاعات و کارکرد کلی تیم تاثیر میذاره. یعنی، کسی که شما هستین روی رفتار شما و چگونگی رفت و امد شما با بقیه تاثیر داره. پس، شخصیتای اعضای تیم مثل عملکردهای متفاوت در یک سیستمه.

یک راه به درد بخور واسه اینکه به یه ترکیب درست از شخصیتا و مهارت ها در تیم برسین اینه که دو نقش رو واسه هر فردی که داخل تیم حضور داره درنظر بگیرین. نقش عملکردی و نقش روانی!

نقش عملکردی طبق جایگاه رسمی و مهارتای فنی اونا و نقش روانی، طبق نوعِ انسانی که هستن!

بیشتر وقتا، سازمانا فقط روی نقش عملکردی کارکنان تمرکز می کنن و امیدوارن که کارکرد تیمی هم با اون همراه شه! اصلا واسه همینه که بیشتر گرون ترین تیمای ورزشی حرفه ای با وجود استعدادهای ویژه هر کدوم از بازیکنان، با شکست مواجه می شه. یعنی بدیش اینه هیچ همکاری و رفت و امد روانی وجود نداره!

یک راه و روش موثرتر اینه که سازمانا به همون اندازه ای که به مهارتای افراد اهمیت میدن روی شخصیت اونا هم حساس بوده و تمرکز کنن.

به گفته Hogan Team Report – استراتژیایی رو واسه تیما ارائه میده تا از بیشترین حد پتانسیل خود واسه موفقیت استفاده کنن- نقشای تیمای روانی تا حد زیادی، محصولیه از شخصیتای مردم! مثلا، اعضای تیمی که در ادامه نام می بریم رو درنظر بگیرین:

نتیجه گرا. اعضای تیمی که بطور طبیعی کارا رو سازماندهی می کنن. بطور اجتماعی دارای اعتماد به نفس خوبی بوده و رقابتی ان. فعال بوده و پرانرژی ان.

متمرکز بر رابطه. این افراد بطور طبیعی روی روابط تمرکز دارن و پیگیرِ احساسات بقیه هستن. دیپلمات بوده و در ایجاد روابط و ترتیب مهارت دارن.

پیرو قوانین و فرآیندها. اعضایی که به جزئیات، فرآیندها و قوانین توجه دارن و آدمایی وظیفه شناس و قابل اعتمادند.

متفکر خلاق و تخریب کننده. اینا آدمایی هستن که بطور طبیعی روی نوآوری و پیش بینی مشکلات تمرکز می کنن. وقتی تیم نیاز به تغییر داره سازماندهی می کنن. کنجکاو بوده و قدرت تصور بالایی دارن و نسبت به تجربه های جدید گشاده هستن.

عمل گرا. این افراد در تیم، اهل عمل، سخت سر و واقع بین ان. کارایی معقولانه و ثبات عاطفی دارن.

مشاهده تعادلِ نقشا در تیم یک بینش فوق العاده ای رو ارائه میده. همینطور اندازه احتمال موفقیت یا شکست رو واسه وظیفه مشخص شده نشون میده. با مطالعه بیش تر و دقیق تر در مورد شکل های جور واجور شخصیتا می تونین ترکیبی بسیار عالی از افراد رو در کنار هم بذارین.

[تعداد: ۷    میانگین: ۴/۵]

ثبت جهانی عسل سبلان

سرپرست دفتر ساپورت از مالکیت صنعتی وزارت صنعت، معدن و تجارت از تلاشا واسه ثبت جهانی مالکیت صنعتی عنوان تجاری عسل سبلان خبر داد.

سید مهدی میرصالحی روز دوشنبه در جلسه ای با زنبورداران و تولیدکنندگان عسل در اردبیل گفت: پس از طی مراحل تعریف شده در سازمان جهانی مالکیت فکری، عسل سبلان به شکل مالکیت صنعتی به نام یک محدوده جغرافیایی مشخص به ثبت جهانی می رسه.

ایشون با بیان اینکه مطالعه های ابتدایی در این مورد انجام شده، اضافه کرد: ثبت این محصول به دلیل ویژگیا و کیفیتیه که به اون منتسب می شه، به خاطر این ثبت جدا سازی و بررسی مواد تشکیل دهنده محصول مورد توجه نیس.

سرپرست دفتر ساپورت از مالکیت صنعتی وزارت صنعت، معدن و تجارت گفت: در این مراحل به ویژگیای ظاهری، رنگ، مزه و کیفیت توجه شده و در آخر با یک شماره مشخص ثبت می شه که طبق اون عسل سبلان از بقیه تولیدها و نشانا جدا می شه.

: فعالان تولید و عرضه عسل در اردبیل می تونن بعد از تموم شدن کار محصولا رو با نام تجاری خودشون که باید به ثبت ملی برسه، در زیر این عنوان جهانی عرضه کنن و این ثبت جهانی هیچ صدمه ای به فعالیت و جایگاه اونا وارد نمی کنه.

میرصالحی مثل امتیازات این رو اینجور عنوان کرد: جایگاه تولیدگنندکان واقعی تقویت می شه، در داخل و بیرون مرز کشور با یک نشون تجاری و یک شماره ثبتی مشخص شناخته می شن، خریداران هم اطمینان پیدا می کنن که یه محصول مرغوب رو خریداری کردن.

ایشون در ادامه عنوان کرد: تلاشا واسه ثبت جهانی محصولای شاخص تولید کشور از سال ۱۳۸۹ در مورد فرش شروع و پس مثل ثبت تولیدهای استان اصفهان، کاشان، خوی و اردبیل در سازمان جهانی مالکیت فکری انجام شد.

سرپرست دفتر ساپورت از مالکیت صنعتی وزارت صنعت، معدن و تجارت هم اینکه گفت: الان بیشتر از ۹۵ درصد از زعفران جهان در ایران تولید می شه ولی به دلیل ثبت نشدن این محصول، هیچ اسمی از کشور وجود نداره و هیچ ادعایی هم نمیتونیم در این مورد داشته باشیم.

: الان بعضی کشورها محصول تولید ایران رو با نام خود در بازارهای جهانی به فروش می رسونن و به خاطر این واسه ثبت محصول زعفران هم تلاش کردیم که مراحل اون به پایان رسیده و به زودی سندهای تنظیم شده در این مورد به سازمان جهانی مالکیت فکری ارایه می شه.

میرصالحی توضیح داد: واسه اینکه در مورد تجارت به شکل فعال حاضر شیم و محصولای تولیدی کشور بتونن در بازارهای جهانی جایگاهی به دست آورده و اون رو حفظ کنن، باید به طرف برندسازی بریم.

ایشون اضافه کرد: برندسازی موجب جلب اطمینان مشتری شده و در کنارعواملی چون کیفیت مناسب، قیمت و تنوع محصول می تونه افزایش اعتبار تجاری و در آخر افزایش درآمد سرانه در چرخه تولید کشور رو رقم بزنه.

بیشتر از سه هزار و ۵۰۰ نفر زنبوردار با ۳۱۵هزار کلنی زنبور عسل در استان اردبیل فعالیت می کنن و این منطقه در جایگاه سوم تولید عسل در کشور قرار داره.

به گفته معاون بهبود تولیدات دامی سازمان جهاد کشاورزی استان اردبیل هرساله بیشتر از شش هزار تن عسل در این خطه تولید می شه که از این اندازه ۷۵۰ تن سرانه صرف استان بوده و مابقی به استانای همجوار و دیگر کشورها صادر می شه.

[تعداد: ۰    میانگین: ۰/۵]

جایگزینی علائم گرسنگی به جای نام اسنکیرز

جریان پیشرفت به طرف ارائه یک بسته بندی شخصی تر، با یک تغییر، اسنیکرز ۲۱ نشونه گرسنگی رو جانشین نام خود روی بسته بندی شکلاتای این برند می کنه.

تغییر از این قراره که به جای تایید هویت یک فرد زنده یا نشاط بخشیدن به افراد، مثل کمپین ثبت نام افراد روی بطریای کوکاکولا، یک کمدی سیاه پشت بسته بندی شکلاتای اسنیکرز هست که در ادامه کمپین “You’re not you when you’re hungry” خود رو نشون میده.
بله، اسنیکرز از شما میخواد تا شکلاتای جدید “Hunger Bars” رو با دوستانتون تقسیم کنین اما بهتره در شرایطی این کار انجام شه که اونا گرسنه و ناراحت هستن.

در بین ۲۱ شکلات با بسته بندی شخصی، بعضی آشکارا افراد رو تحقیر می کنن. مثلا، شما می تونین شکلاتایی با بسته بندی مزین به کلمات بد اخلاق، کج خلق، پریشون، تحریک پذیر، بی تاب، شاکی، معترض، بخیل و مغرور رو بین دوستای خود تقسیم کنین. دیگر صفات در مقایسه با اینا متعادل تر هستن : سرکش، خواب آلود، احمق، دیوونه، فراموشکار، نمایشی، شاهزاده خانوم، غیر واقعی.

به شکل این کمپین، برند اسنیکرز یک آگهی تبلیغاتی آنلاین رو منتشر کرد که یک اپراتور تلفن دیوونه و احمق رو در حال اعزام پیک دوچرخه سوار و تحویل دیرهنگام آب نبات به افراد نیازمند نشون میده. آژانس تبلیغاتی BBDO نیویورک اون رو ساخته.

درصدی از شکلاتا در بسته بندی اصلی خود به فروش میرن. تبلیغات چاپی واسه این کمپین آخرای ماه جاری صورت میگیره. به گفته مدیر برند اسنیکرز، آلیسون میازگا-بدریک، بسته های جدید شکلات کنار تشویق آدما به تشخیص سریع نشونه های گرسنگی در خود، راهی باحال و جدید واسه توضیح علائم گرسنگی بین دوستان و اعضای خونواده رو پیش پاشون قرار میدن.

این اولین بار نیس که اسنیکرز لوگوی متوازی الاضلاع معورف خود رو بهینه سازی می کنه. یک کمپین چاپی و تبلیغات در فضای محیطی در سال ۲۰۰۶ کلماتی مربوط به گرسنگی مثل “Hungerectomy”، “Satisfectellent” و “Nougatocity” رو جای کلمه “Snickers” در لوگوی خود گذاشت.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

جدیدترین چالشای بازاریابی شرکتا طبق داده های جدید

جدیدترین چالشای بازاریابی اگه گریبان شما رو هم گرفته، در این پست راه حل اون ارائه می شه.

جدیدترین چالشای بازاریابی
هر بازاریابی، با چالشای متفاوتی مواجه می شه. با اینکه هممون اکثراً اهداف مشابهی رو طی می کنیم اما بعضی تیما، درگیرِ استخدام کردن استعدادهای برتر  هستن درحالیکه بقیه واسه پیدا کردن تکنولوژیای درست واسه نیازای شون تلاش می کنن.

بدون درنظر گفتن این موارد، آخر سر همیشه دست کم یک چیزی هست که شما تلاش می کنین در اون، خودتون رو بهبود یابید. یعنی، همیشه فضایی واسه بهینه سازی عناصر جور واجور روش هدف دار و تبدیل بازاریابی تون به یک تولیدکننده موثر درآمد هست.

اگه مشتاق هستین بدونین که بازاریابان سراسر دنیا، با چه نوع مشکلاتی مواجه می شن این مقاله رو از دست ندین.

این مقاله طبق داده های جدید از سایت hubspotه که بعضی از رایج ترین چالشای بازاریابی رو جمع آوری کرده:

طبق داده های این شرکت، تولید ترافیک و همینطور اثبات ROI (برگشت سرمایه) چالشای برترِ بازاریابان هستن.در زیر، به داده های امسال توجه کنین:

حالا ببینیم که به چه دلیل این موارد، تبدیل به رقابت واسه بازاریابان شدن و بیاموزیم که چیجوری باید بر اونا غلبه کرد:

۱- تولید ترافیک
طبق داده های ۲۰۱۷ State of Inbound report. تولید ترافیک بهترین رقابت بازاریابان شناخته شده. روشنه که بازاریابان درگیر تولیدِ درخواست کافی واسه محتوای شون هستن و هرچه زمان میگذره این رقابت شدیدتر می شه. با گزینه های پلت فرم بسیار زیاد واسه بازاریابان (تا در اون فضاها محتوا رو به اشتراک بذارن) و حتی راه های بسیار بیش تر واسه گسترش اون، سخته که بشه فهمید باید روی کدوم یکی تمرکز کرد؟!

چه کاری باید انجام داد؟
در مبحث تولید محتوا واسه جذب ترافیک بالا بازاریابان باید از خودشون دو سئوال رو بپرسند:

شما واقعاً محتوایی باکیفیت (نوع محتوایی که مردم حاضرن واسه اون پول پرداخت کنن) ایجاد می کنین؟
نوع محتوایی رو که مخاطبان تون واقعاً میخوان رو می شناسین؟
طبق این داده های جدید، ۴۳ درصد از مصرف کنندگان دوست دارن بیش تر “ویدیو” رو از طرف بازاریابان آینده ببینن. در حالیکه ۲۹ درصد به خوندن مطالب بلاگ بیش تر متمایلند.

وقتی شما مطمئن شید که نوع محتوایی رو که مخاطبان میخوان رو ایجاد می کنین تمرکز شما باید به طرف گسترش اون محتوا به روشی که مخاطبان تون فهمیده باشن عوض شه. این روزا، مردم بیش تر از گذشته غرق در محتوا می شن. اینجوری، مصرف کنندگان نباید از موتورهای جستجو واسه پیدا کردن پاسخا استفاده کنن. بجای اون، مقالات شما جای صفحات اخطار و اخبار رو در جیب و موبایل شون می گیره.

[تعداد: ۱۰    میانگین: ۳.۲/۵]

جدیدترین چالشای بازاریابی شرکتا طبق داده های جدید (۲)

جدیدترین چالشای بازاریابی رو که طبق داده های جدید سایت hubspot ارائه شده در این پست می خونین. پیشنهاد می شه که قبل از مطالعه این بخش، اول اولین مقاله این مبحث رو در این لینک بخونین
جدیدترین چالشای بازاریابی شرکتا طبق داده های جدید (۳)

جدیدترین چالشای بازاریابی بازاریابان طبق داده های جدید رو از اول در لینکای زیر بخونین:

جدیدترین چالشای بازاریابان و راهکارهای اونا  (۱)

جدیدترین چالشای بازاریابان و راهکارهای اونا (۲)

جدیدترین چالشای بازاریابی
۵- شناسایی تکنولوژیای درست برابر نیازها
پنجمین نگرانی و رقابت بازاریابان طبق داده های جدید، پیدا کردن تکنولوژیای درست واسه سازمانه. ممکنه بازاریابان واسه اینکه دریابند کدوم تکنولوژی برابر نیازای شونه به طرف همکاران، دوستان در داخل همین بخش و یا بررسی گزارشا بدن.

چه کاری باید انجام داد؟
واسه کسائی که بدنبال وسیله و نرم افزار می گردن نگاه به Growthverse پیشنهاد می شه. یک تکنولوژی بازاریابی بصریه که بطور رایگان، ارائه می شه.

۶- هدفبندی محتوا واسه مخاطبان فرامرزی
هدفبندی کردن جزء کلیدی همه جنبه های بازاریابیه واسه موثرتر بودن در هدفبندی یکی از اولین چیزایی که بازاریاب نیاز داره شناسایی شخصیت خریدار واسه تعیین کردن اینه که بدونه باید در برابر دید کی بذاره.

چه کاری باید انجام داد؟
روانشناختی خرید مشتری رو اول در این لینک بخونین تا راهنماییای نیاز به شما منتقل شه. بعد باید بخاطر داشته باشین که مخاطبان شما، از سراسر جهان در ساخات جور واجور شبانه روزی به سایت شما مراجعه می کنن پس می تونین از تکنیک UGC استفاده کنین. با این نوع محتوا اینجا آشنا شید.

[تعداد: ۵    میانگین: ۳/۵]

جذب افراد بااستعداد از روش بهترین داده ها

جذب افراد بااستعداد
همه سازمانا شک نداشته باشینً از افراد بااستعداد و با استعداد استقبال می کنن و تمایل زیادی دارن تا اونا رو در سازمان شون ساپورت کنن. اما باید دید که جذب افراد بااستعداد چیجوری شدنیه. محققان و موسسهای کار و کاسبی واسه پیشرفت تواناییای منابع انسانی در تلاش ان، اما الان مدیران می تونن داده های جمع آوری شده واسه کشف استعدادا رو در زمانی مناسب تری تست کنن.این داده ها واسه مشخص کردن موفقیت یا شکست شرکتا کاربرد داره. اطلاعاتی که به توانایی و پیشرفت شرکتا کمک می کنن به عنوان یک برگ برنده واسه مدیران هستن، هم اینکه می تونه واسه ارائه دستمزدها به کارکنان یا پرداخت غرامت که در جهت هدف جذب بهترین کارمندانه به درد بخور باشه.

الان همه در تلاش ان منابع انسانی کار و کاسبی خود رو رشد دهند. اطلاعاتی چون جذب استعدادهای برتر قدرت تصمیم گیری رو راحت کرده و طراحی هر گونه پیشرفت رو خوب نشون میده.

فن آوری جدید اطلاعات خاصی رو بوجود میاره
وبلاگایی که اطلاعات خوبی ارائه میدن مثل یک محرک توانا واسه مدیریت سرمایه های شرکت هستن. از اطلاعات وبلاگا به عنوان یک ملاک واسه دشت کردن بهترین استعدادهای بشری استفاده کنین. داده های منابع انسانی به جدا سازی و بررسی اطلاعات دائم کمک می کنه. شرکتا می تونن با استفاده از یافته های حاصل از تجزیها، قدرت و توانایی فردی که میخوان استخدام کنن رو کشف کرده یا موقعیت قبلی یا فعلی اون رو سبک سنگین کنن.

داشتن اطلاعات بیشتر از حد
ممکنه جدا سازی و بررسی اطلاعات ارائه شده واسه جذب استعدادها مهم به نظر برسه، و شاید به جدا سازی و بررسی مختلفی واسه استفاده از ویژگیای اطلاعات در زمینه های متفاوت نیازمند باشین. تمایزات داده ها می تونه واسه کشف استعدادها در مکانای متفاوت و انتقال اونا به شرکت هم به درد بخور باشه. اگه از کارکنان خود توقع دارین با جدیت بیش تری کار کنن و نظم موسسه رو طبق قوانین مورد نظر رعایت کنن، از داده های جذب استعداد واسه شناخت بیش تر کارکنان خود استفاده کنین. واسه مقایسه کارمندان خود با رقبا از دید گرفتن حقوق، و یا انتظارات دیگر می تونین اطلاعات منابع انسانی رو به کار ببرین. این راه حل مناسبی واسه موفقیت و پیشی گرفتن بر حریف هستش.

آزمایش جدا سازی و بررسی
طبق تحقیقات انجام شده حدود ۳۷ درصد از شرکتای کوچیک و ۲۷ درصد از شرکتای متوسط از شکل های جور واجور داده های منابع انسانی واسه رشد کار خود استفاده می کنن. روشنه که این شرکتا به طور کامل درک کردن که آزمایش شکل های جور واجور جدا سازی و بررسی اطلاعات منابع انسانی می تونه به مقایسه کار و کاسبی بین شرکتا کمک کنه. کارکنان وقتی که واسه رشد کار از این داده ها استفاده می کنن احساس توانایی بیش تری نسبت به دیگر کارمندان دارن استفاده از اطلاعات به دلیل ترس از تکنولوژی جدید جهان نیس، بلکه واسه کیفیت بهتر کار و کاسبی و موفقیت شماس.

[تعداد: ۹    میانگین: ۴.۱/۵]

جذب افراد با استعداد در شرکت گوگل چیجوری انجام می شه ؟

جذب افراد با استعداد در شرکت گوگل
رازهای داخلی در استخدام از بهترین کارفرمای جهان

اگه از مدیران شرکتای بزرگ بپرسید: تنها کار بسیار مهمی که در محل کار انجام می دین چیه؟ شاید خیلی از اونا جواب میدن = رفتن به جلسه!

حالا تصور کنین که همون سئوال رو از بهترین مربیان ورزشی پرسیده اید، اونا هم روزانه در خیلی از جلسات حضور پیدا میکنن. اما جواب اونا به این سئوال شاید چیز دیگریه.
اونا خواهند گفت که مهم ترین کاری که انجام میدن ذخیره و آموزش ورزشکاران واسه تبدیل شدن به بهترین بازیکنه. مربیان حرفه ای و باهوش می دونن که هیچ روش هدف دار مشخص و خاصی واسه این کار وجود نداره. این موضوع در بیزینس و تجارت هم دقیقا مشابهه. مثل اصلاح کردنه. اگه به طور روزانه این کار رو انجام ندین خودشو نشون میده.

جواب درست و درست یک مدیر واسه سوالی که در اول مقاله پرسیدیم “استخدام کردن” است.

تست the LAX
در یک استخدام درست ، علاقه داشتن فرد هم به اندازه هوش و قدرت یادگیری اون نقش لازم داره. علاوه برا اون، یکی دیگر از ویژگیای لازم شخصیت (کاراکتر) شخص داوطلبه. منظور ما از شخصیت این نیس که تنها مورداعتماد بوده و با همه خوب رفتار کنه؛ بلکه باید شخصیتی همه گیر بوده و با کل دنیا در ارتباط باشه. شاید بشه گفت که باید به همه اتفاقات در سراسر دنیا اهمیت بده!

قضاوت کردن درباره شخصیت فرد در طول پروسه مصاحبه بسیار آسون و راحت بود، تا وقتی که مصاحبات شغلی بعضی وقتا وعده شام یا ناهار در یک رستوران حتی صرف یک نوشیدنی رو دربر گرفت. در اینجور شرایطی، مسئول استخدام اجازه داره تا رفتار داوطلب رو مورد بررسی بذاره. رفتار اون با گارسون و مسئول چیجوریه؟ خیلی از افراد بی توجه به مکانی که حضور دارن و کسائی که در کنارشون هستن رفتارای به طور کاملً مناسبی رو از خود میدن.

به اندازه ای که شخصیت فرد مهمه باحال بودن اون هم مورد توجه قرار میگیره.

تصور کنین که به همراه یکی از همکاران خود به مدت ۶ ساعت در فرودگاه گیر افتادین. در اینجور شرایطی میتونین مکالمه خوبی رو در این مدت با اون سپری کنین؟ یا خیلی سریعً با تبلت یا گوشی موبایل خود مشغول بررسی ایمیل و اخبار میشین؟ در این زمان، واسه بعضی افراد هر کاری که تا به این سن از انجام دادن اون دوری کردن جذاب به نظر میاد.

ما با Googlyness کردن تست  the LAX اون رو به عنوان یکی از چار بخش استاندارد مجموعه نهادینه کردیم و به همراه توانایی شناخت عمومی، علم مربوط به نقش، تجربیات رهبری و … در فرم انتقادات و پیشنهادات مصاحبه قرار دادیم که شامل اهداف و امیال، خدمات اساسی، تیم اساسی، مهارتای شنیداری و ارتباطی، مهارتای فردی، تعصب به کار، تاثیرگذاری، خلاقیت و درستیه.

بینشی که قابل آموزش نیس !
کسی که در تست LAX قبول کرده می شه بدون شک، شخصیتیه که شما می تونین مکالمات جالبی با احترام دوطرفه رو با اون تجربه کنین. اما این جمله حتماً به این معنی نیس که حتماً از آن خوشتون بیاد!

اگه کسی که در تست LAX هبچ اشتراکی با شما نداشته (حتی طوری به نظر رسیده که به طور کاملً خلاف جاییه که شما وایس تادید) در مواردی مثل خلاقیت، قوه درک و … با شما برابر باشه بدین معنیه که هر دوی شما بازم می تونین مکالمه ای محرک داشته و حضور شما دو نفر در یک تیم باعث شه که شرکت به موفقیت بهتری برسه.

معمولاً از مردم می شنوین که تمایل دارن با کسی کار کنن که همزمان بشه اون رو به صرف یک نوشیدنی دعوت کرد (یعنی ساعات خوشی رو سپری کنین) اما حقیقتی که باید بیان شه اینه که بعضی از کارکنان حتی بسیار موثر ما کسائی هستن که ما اصلاً قصد نداریم با اونا واسه خوردن نوشیدنی دور یک میز گرد هم آئیم! شما باید با کسائی کار کنین که دوست شون ندارین!

آدمایی که از پیش زمینه های جور واجور هستن می تونن دنیا رو متفاوت تر ببینن! زن و مرد، سیاه و سفید، مسلمون یا نامسلمون، آسیایی و آفریقایی، معلول جسمی یا … این فرق دیدگاه ها بینشی رو خلق می کنه که نمیشه اون رو به کسی آموزش داد!

وقتی شما اینطور افراد رو در محل کار گردهم میارید اونا قادر به تشکیل چشم اندازی جوری وسیع می شن که نمیشه روی اون قیمت گذاشت!

مستعدترین افراد معمولاً چگونگی نگاه و اعمال شون مثل شما (مسئول استخدام) نیس! شما به هنگام ورود به اتاق مصاحبه تنها بعضی نکات رو چک می کنین. و بر علاقه داشتن/ نداشتن فرد، قوه درک، شخصیت اون و اینکه مهارت استفاده از اکسل رو دارا هست یا نه تمرکز می کنین! که این روش صحیحی نیس! با ما همراه باشین تا به ادامه این مقاله جذاب بپردازیم.

[تعداد: ۶    میانگین: ۴.۸/۵]

جذب مشتری : چیجوری مشتریان رو مثل آهنربا جذب کنیم؟

در این پست، واسه جذب مشتری ایدهایی رو مطرح می کنیم که امیدوارم به درد بخور واقع شه. البته این موضوع یکی از مهم ترین پستای وبلاگ یک مشاور بازاریابی بود که به گفته اون، هر کسی که به دنبال جذب مشتری باشه می تونه خیلی از این نکته بهره ببره.

جذب مشتری
این مشاور کسب وکار میگه من همیشه که با مشتریانم مشغول صحبت میشم، ۴ کلمه همیشه توجه اونا رو عالی جلب می کنه. (Bring Me Your Problem)

این چار کلمه به فارسیِ ما اینطوریه: مشکلاتت رو برام بیار!

لحظه ای که صاحب کسب وکار این جمله رو از شما می شنوه احساس می کنین که استرس از اونا دور می شه. خیلی از مردم سالیان ساله که با مشکلات پیشرفت کسب وکارشون درگیرن. و در همین لحظه که شما این سئوال رو می پرسین احساس می کنن چیزی رو که نیاز داشتن پیدا کردن. این جمله شما یعنی اونا دیگر تنها نیستن. یعنی دیگر لازم نیس با حدسیات و فرضیات پیش برن. جمله شما یعنی دیگر آزاد شدن تا از کسب وکارشون لذت ببرن و با اعتماد به نفس بالا به آینده پیش رو نگاه کنن.

نکته: همین کلمات اگه داخل یک پیام بازاریابی هم استفاده شن شدیدا فوق العاده عمل میکنن.

این واسه شما و کسب وکارتون چه معنی میده؟
اگه شما یک خدمات یا کالاهایی رو ارائه می دین، یک حلال مشکلات هستین که بطور حرفه ای عمل می کنه. بدون توجه به نوع خدماتی که ارائه می دین این واقعیت صدق می کنه. با بخاطر سپردن این نکات تو ذهن، سوالی مطرح می شه:

مستقیماً و بطور رو از مشتری می خواین که مشکلات شون رو واسه شما باز کنن؟ اگه این کلمات در بازاریابی شما ظاهر نشه، یک فرصت باحال رو از کفتون میره!

سخن گفتن درباره اهمیت و بزرگ نمایی کردن راجبه این کلمات بسیار سخته و نمیشه گفت که چقدر جذابند. می پرسین به چه دلیل؟

چون چیزیه که هر کسی دوست داره بشنوه.

هیچکی دوست نداره با مشکل سر و کله بزنه. اما با اینحال، کی آخرین بار به شما گفته که مشکلات تون رو به پیششون ببرین تا حل کنه؟ فکر کنین و ببینین آخرین بار چه زمانی بوده که یک پیام بازاریابی بدون اینکه بخواد فقطً بفروشه؛ نظر شما رو با گفتنِ این کلمات جادویی جلب کنه؟ خیلی جالبه با اینکه همه دوست دارن این جمله رو بشنون اما هیچکی در دنیای تجارت از آن استفاده نمی کنه.

واسه همینه که این سه کلمه اثری بزرگ، مثبت و سریع ایجاد کرده و در جذب مشتری نقش اجرا می کنن.

[تعداد: ۱۵    میانگین: ۳.۲/۵]

جذب مشتری واسه رستوران چیجوریه ؟

جذب مشتری واسه رستوران
“خوردن غذا در بیرون” عادتیه که خیلیا واسه سرگرمی اون رو دوست دارن. و بدون اون احساس می کنن یک چیز در زندگی اونا کمه! روزها واسه مردم تموم میشه اما رستورانا بازم دنبال ایدهایی هستن تا مشتریان بیشتری رو جذب کنن.

در این مقاله چند نکته واسه جذب مشتری به رستورانا رو واسه شما توضیح می دیم.

۱- از نوشتن قیمت غذا در منو دوری کنین
بعضی رستورانا از نوشتن قیمتا در منوی غذا دوری می کنن، چون این کار باعث می شه مشتری به یاد آورد که باید پولای خود رو خرج کنه. طبق تحقیقاتی که دانشگاه کرنل در آمریکا انجام داده، مشتریانی که منوی بدون قیمت به اونا داده شده بیش تر از از مشتریانی که منوی اونا قیمت گذاری شده بود پول واسه غذا خوردن خرج کردن!

۲- نوع نوشتن قیمت
طراحان قیمتا همیشه واسه قیمتای غذا به جای نوشتن یک عدد تنها از یک عدد و رقم دیگر به اون اضافه می کنن، تحقیقات زیادی ثابت کرده که پایان قیمت به شکل “۹٫۵۵” بهتر از “۹٫۹۹” است و مشتری احساس راحت تری داره.

۳- اشعار در وصف مواد غذایی
طراحان مواد غذایی فقط به نوشتن اسم غذا و مواد تشکیل دهنده اون اکتفا نمی کنن، بلکه اون رو با زیباترین اشعار وصف می کنن، طبق تحقیقات انجام شده از دانشگاه ایلینوی در آمریکا نسبت سود رستورانایی که در وصف غذای خود از شعر استفاده کردن تا ۲۷ درصد نسبت به دیگر رستورانا که این کار رو انجام نداده ان زیاد شده.

۴- نام غذاا رو طبق نام غذای هر کشور بذارین
بعضی از مردم هنگام رفتن به رستوران میفهمن که از نامای غذاهای اون کشور واسه غذاها استفاده شده، این کار به فرهنگ هر کشور هم در ارتباط می شه، مثل سوشی چینی و ماکارونی ایتالیایی. مشتریان الان حاضرن این غذاها رو به جای ماکارونی ساده سفارش دهند و از ماکارونی ساده بیخیال شن.

۵- قیمت بعضی از غذاا رو زیاد می کنن تا شما رو متوجه غذاهای کم هزینه تر کنن
خیلی از رستورانا قیمتای بعضی غذاها رو بالا می برن تا مشتری غذاهای ارزون تر رو سفارش بده این نوع غذاها روش درست کردن و چیدمان اون از قبل به وسیله مسئولین برنامه ریزی می شه، در بریتانیا یک رستوران با این روش تونسته مشتریان زیادی جذب کنه، با قرار دادن غذاهای ارزون در منوی غذا می تونین از خروج مشتریانی که شرایط مالی اونا خوب نیس از رستوران خود جلوگیری کنین.

۶- ارائه غذا در دو حجم جور واجور
به این روش هدف دار “براکت” می گن، مشتری با دیدن حجم غذا فکر میکنه چون حجم اون بزرگه حتما قیمت اونم زیاده و فکر میکنه اگه غذاهایی با حجم کوچکتر انتخاب کنه حتما قیمت اونا هم کمتره، و مشتری در دام این حقه میفته،  منو پر از غذاهاییه که حجم کمتر و قیمت کمتری دارن پس از اونا سفارش میده.

۷- ارائه محدود مواد غذایی
بعضی از رستورانا فقط ۶ نوع غذا سرو می کنن. به ویژهً فست فودها! دبگر رستورانا ۷ الی ۱۰ غذا رو ارائه میدن  تا مشتری در انتخاب خود دچار مشکل نشه، و راحت تر سفارشات خود رو انتخاب کنه.

۸- پخش کردن موسیقی واسه جذب مشتری
بیشتر رستورانا واسه جذب مشتری و نگه داشتن بیشتر اون با گرفتن مبلغ اضافه از مشتری واسه اون موسیقی پخش می کنن، با در نظر گرفتن تحقیقات انجام شده در دانشگاهای لیستر در بریتانیا پخش کردن موسیقی سنتی در رستورانا باعث می شه که احساس پولدار بودن به مشتریان دست بده و اونا رو تشویق می کنه که پول بیشتری بدن.

چیجوری مشتریان رستوران خود رو حفظ کنیم ؟
واسه داشتن یک کار و کاسبی رستوران موفق، خیلی با اهمیته که ارتباط با ارزشی رو با مشتریان ثابت و وفادارتان داشته باشین. اگه روزی رسید که دریافتید کار و کاسبی تون قادر نیس به وضعیت فعلی خودش ادامه بده یعنی زمان اون رسیده که نگاهی بندازید به اون چیزی که ممکنه به اشتباه در حال انجامش باشین! و مراحلی رو مشخص کنین تا مطمئن شید که مشتری دوست داره دوبارهً به طرف شما برگردد. در مدیریت رستوران خود، به دنبال موارد ساده ای که در این پست میگیم بگردین تا بتونیم در بهتر شدن وضعیت اون قدم ورداریم.

ارائه پاداش
استفاده از سیستم پاداش، یک تاکتیک بسیار قدیمیه و به همون اندازه هم می تونه اثر داشته باشه. آپشنای زیادی هست که صاحبان رستوران می تونن از بین اونا انتخاب کنن. اما قبل از انتخاب و سرمایه گذاری، مطمئن باشین که به وسیله بعضی سیستما موردحمایت قرار میگیره.

سیستم پاداش شما ممکنه تخفیفا و یا هدایای رایگانی رو به مشتری پیشنهاد بده. پس لازمه مشخص کنین که مخاطب اصلی شما چیجوری آخر لذت رو برده و هرچه زودتر تحت سیستم شما قرار میگیره.

خدمات مشتری بهتر پیشنهاد بدید
در صنعت رستوران، بعضی چیزها هستن که به اندازه خدمات مشتری مهم هستن. یک مرحله بر عقب برگردین و خدمات مشتری که الان ارائه می دین رو درنظر بگیرین. راه هایی واسه بهبود بخشیدن به اون هست؟

تا الان بازخورد منفی از مشتری بدست آوردین؟ بدون اینکه خوشمزگی و ناب بودن غذاهایی که سرو می کنین رو درنظر بگیرین، فکر کنین که : اگه گارسونای رستوران شما، رضایت کمتری رو واسه مشتریان تون جفت و جور کنن شما می تونین کاری کنین که مشتری بازم به طرف برگرده؟

واسه بهبود بخشیدن به خدمات مشتری تون، قدمایی رو وردارین تا مطمئن شید هر کدوم از این مهمونا، احساس باارزش بودن دارن و قدردان لحظاتی باشن که در راهروی رستوران قدم می ذارن.

میزبان و گارسوناتون باید مرتباً تحت آموزش باشن تا اطمینان یابید که خدمات مشتری شما از استاندارد لازم برخورداره. و اگه هم شکایات زیادی رو درباره کارکنان گرفتین، کارکنان جدیدی رو مورد .

همیشه مطمئن باشین که تعداد کارکنان لازم واسه اداره رستوران خود دارین. داشتن تعداد کارکنان کمتر یک راهیه واسه اینکه مهمانان خود رو بیشتر از حد ضرورت منتظر دریافت غذاهای شون بذارین که این مورد هم به تنهایی باعث می شه تا دیگر به شما مراجعه نکنن.

روی ویژها تمرکز کنین
هر رستورانی نمیتونه با ارائه یک منو در اندازه کتابای رمان موفقیت رو از آنِ خود کنه! اگه منوی شما خیلی بزرگ باشه، مشتری گیج می شه. هرچه اونا زمان بیش تری رو در لابه لای منوی شما سپری کنن، کارمند گارسون شما فشار بیش تری رو تحمل کرده و شمام پول بیش تری رو از دست میدید.

روی چیزایی تمرکز کنین که معمولاً بیش ترِ مشتریان اون رو سفارش میدن. این کار به شما کمک می کنه تا مخاطبان خود رو بهتر بشناسین و مصرف کنندگان هم راحت تر می تونن تجربه خوبی که در رستوران شما داشتن رو به دوستان و آشنایان خود پیشنهاد دهند.

وسیله مناسب واسه تبلیغات رستوران
این روزها راه های زیادی واسه تبلیغات هست؛ اما چیجوری فهمیده کدوم یک از این راه ها واسه تبلیغات رستوران ما خوبه؟ راه و روش برتر و روشنی واسه این کار پیشنهاد نمی شه و کارشناسان فکر می کنند تبلیغات جور واجور مکمل یکدیگراند.
هممون زندگی خود رو طبق بودجه ای که داریم پیش می بریم فرض کنین بودجه نامحدودی دارین اگه بخواهید از این بودجه استفاده کنین باید برنامه ریزی دقیقی هم داشته باشین اگه دوست دارین بودجه کم بازاریابی زیادی داشته باشه در اول روش های هدف دار این کار رو آماده کنین.

صرف کل بودجه واسه یک رسانه! چیزی خطرناکه
تلاش کنین در طول سال بودجه خود رو نگه دارین. هر چی بیشتر بدونین؛ بهتر می تونین عمل کنین. یافته ها به دست اومده رو با دقت کنترل کنین، یکی از دلایلی که ما از بازاریابی دیجیتال استفاده می کنیم سرعت این نوع از تبلیغاته. ما از بودجه بازاریابی سنتی واسه این نوع تبلیغات استفاده می کنیم درسته که تبلیغات در وب سایتا ارزش کمی داره اما موندگاری اونا طولانیه.

تلویزیون
اگه سرمایه زیادی دارین به چه دلیل در رسانه های عمومی استفاده نمی کنین؟ این روش هدف دار تنها راه واسه این کار نیس؛ اما هنوز افراد زیادی اون رو دنبال می کنن و در پیشرفت برندها و منتشر کردن و پیشرفت کالای شما بین مردم نقش مهمی داره. تلویزیون رسانه اجتماعی برتر واسه تبلیغاته؛ البته اگه تبلیغات به شکل درست انجام شه! اگه تبلیغات صحیحی ندارین اونا رو در تلویزیون منتشر نکنین. خیلی از برندها به خاطر این نابود شدن.

مطبوعات
میتونیم مطبوعات رو به عنوان مشهورترین بخش واسه تبلیغات رستورانا معرفی کنیم البته نمی گیم که بیشترین تاثیر رو داره! این نوع تبلیغات هنوز طرفداران بسیاری در بین عموم داره. این وسیله از طرف همه مردم دنبال نمی شه و تبلیغات بعضی شرکتا غیر فعال باقی می مونه. از کپی کردن و نشر تبلیغات خود دوری کنین حتی اگه مجانی باشه! عوضش چیز کمی استفاده کنین که تاثیر اون زیاد باشه.

رادیو
چه زمانی تبلیغات رستوران رو از رادیو شنیدین و به اون رستوران رفتید؟ برنامه های تبلیغاتی رادیوهای محلی به عنوان بدترین تبلیغات شناخته شدن. یکی بازاریابان نظری در این باره داره. اون میگه: بدترین تبلیغات رو به جای بهترین گوش می کنم. به نظر شما کسی به تبلیغات رادیو گوش میده؟ اگه رادیو رو به عنوان ابزاری واسه تبلیغات انتخاب کردین در حد ساده از آن استفاده کنین تا بتونین توجه بقیه رو جلب کنین.

بیلبوردها
بیلبوردها به عنوان تبلیغات مورد علاقه رستورانا شناخته شدن. تلاش کنین در این تبلیغات اختصار و کلمات محدود به کار ببرین. هم اینکه این بیلبوردها رو در راه های پر تردد بذارین. بیلبوردها عمومیت زیادی بین مردم داشته و یافته های خوبی به همراه دارن. البته هزینه های بالایی هم از آنِ خود می سازه.

تبلیغات در بیرون
یکی از راه های نوآور و خلاق تبلیغات در بیرون از محیط کار شماس. به ویژه اگه ذهنی خلاق داشته باشین طبق محیط و عبور و مرور مردم تبلیغات خود رو پیش ببرین این راه ها عبارتند از:

– صندلیای اتوبوس

– ماشینا و ساختمانا

– نوشتن روی دیوارها اما به شکل گرافیکی

– تبلیغات در فضای باز خیابونا

– دیوارها

با خلاقیت از این وسیله واسه تبلیغات خود استفاده کنین و به یاد داشته باشین این وسیله تاثیرات زیادی دارن.

آگهیا
آگهی، راهی ساده و آسون واسه تبلیغات شما حساب می شه. می تونین از تلفن، و وب سایتا واسه کمک و کسب نتیجه بیش تر هم استفاده کنین. آگهیا رو در دانشگاها، شرکتای منطقه ای و دفترهای دولتی پخش کنین وقتی که این آگهیا رو پخش می کنین یک آگهی رو همیشه پیش خود نگه دارین. با پخ
جذب مشتری مسلمون به وسیله شرکتای نوظهور

جذب مشتری مسلمون
با وجود موج اختلافات در فرانسه شرکتای بزرگ در انگلستان به اجناس مسلمونا به ویژه پوشاک خانمای مسلمون از روش کارتای هدیه، و اینترنت و باشگاهای ورزشی توجه خاصی داشتن و مارکای مشهوری مثل “Ankulo” و مارکس اسپنسر لباسایی طبق پوشش بانوان مسلمون طراحی کردن، که در آخرین دوره این باعث جنجال در کشور فرانسه شد.

در انگلستان خانمای مسلمون در اداره های مختلفی کار می کنن، و بازار این اجناس در تموم مناطق وجود دارن.

برآورده کردن نیاز بازار
یک جوون در شمال انگلستان یک شرکت واسه ساخت کارتای هدیه ساخت و موسسه ای تموم این کارتا رو خریداری و روی اونا عکس عروس با حجاب رو چاپ کرد و اون رو در باشگاهای ورزشی و اماکن عمومی پخش کردن.

عملگرا
به غیر از شرکتای بزرگ که شروع به تولید یه سری از این لباسا کردن، گروه های بزرگ دیگری هم توجه خود رو مستقیم به لباس خانمای مسلمون جلب کردن.
یک سئوال از شما دارم : اگه یک برند جهانی داشتین می تونستید ۱٫۶ میلیارد نفر رو ندیده بگیرین؟

در بریتانیا که تعداد زیادی مسلمون از کشور هند و دیگر کشورها در اون جا زندگی می کنن، مرکز تجاری تسکو به ارائه اطلاعیها و تبلیغات لباسای خانوم مسلمون مخصوص ماه مبارک رمضان پرداخته. و در این ماه تونسته سود خوبی به دست بیاره.

اما کارآفرینان فرانسوی که به بهتر شدن موقعیت خود در این بازارها فکر می کنن، به لندن میان تا ایده های جدیدی بگیرن و با هم به رد و بدل کردن ایده بدن.

صاحب شبکه “Zanara” تجارت الکتریکی مخصوص مد میگه: در بریتانیا  با تلسکوپ به این موضوع نگاه میکنه و اون رو فرصتی اقتصادی می دونه، اما در فرانسه درباره این استعداد با هم بحث می کنیم و هر بازاری نیاز به رشد و پیشرفت  داره پس به چه دلیل ما باید اون رو ندیده بگیریم.

فروش لباسای مسلمونا در سایتای اینترنتی در غرب
سایتای اینترنتی فروش لباس بانوان مسلمون در همه جهان غرب مثل توپ صدا داری توجه همه رو جلب کرده. این باعث شد که مسلمانانی که در آلمان سکونت دارن مغازه هایی تاسیس کنن که لباسای خانمای مسلمون رو ارائه بده و با استقبال خوبی هم مواجه شدن. این مغازه ها باعث شد که مدلای غربی که به لباسای شرقی علاقه زیادی دارن به این لباسا روی بیارن، بازاریابان هم این فرصتو از دست نداد و به دنبال فروش بیشتر هستن.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

جذب مشتری هوشمندانه شرکت قهوه برزیل

جذب مشتری هوشمندانه
شرکت قهوه “Cafe Pele” در برزیل راه مناسبی واسه فروش اجناس خود به کار برده، این شرکت با یک ایده باحال دانشجویان و کسائی که صبح به کار و کاسبی و یا دانشگاه می رن رو با تبلیغی در مترور مورد هدف قرار داد، این شرکت تبلیغاتی در ایستگاه متروی کوتینیو در سائو پائولو قرار داره.

این شرکت با قرار دادن ویدئویی در مترو به جذب آدمایی که صبحا از خواب بیدار شده و راهی کار یا دانشگاه می شدن پرداخت. در این کلیپ، شخصی که دائم و با صدای بلند خمیازه می کشید، نشون داده می شد و با دوربینای مخفی، عکس العمل مردم در حال ضبط و قابل مشاهده بود.

چیزی که واقعا هیجان انگیز بود اینه که مردم با دیدن این کلیپ به طرف اون حرکت می کنن و با دیدن خمیازه اون اونا هم غیر ارادی خمیازه می کشیدن.

این تجربه از تحقیقات انجام شده در دانشگاهی از ایالت نیویورک گرفته بدست اومده و ۷۰ درصد از مردم وقتی می بینن شخصی خمیازه میکشه بدون اراده شروع به خمیازه کشیدن می کنن، این شرکت با استفاده از این تجربه تونست مشتریان زیادی رو واسه قهوه خود جذب کنه.

تاثیر گسترش خمیازه کشیدن در ایستگاه به سرعت افشا شد. مردم با دیدن همدیگه در حال خمیازه کشیدن متوجه این تبلیغات شدن، و این بیانیه با اسم ” وباء خمیازه” مشهور شد، در انتهای این کلیپ عکس یک فنجون قهوه رو پخش می کردن و می نوشتند شمام قهوه می خورید؟ وقت قهوه خوردنه، و خانمایی که فنجانای قهوه رو به مردم تقدیم می کردن پایان این کلیپ بود.

[تعداد: ۵    میانگین: ۳/۵]

جذب مشتریان بالقوه در لینکداین چیجوریه؟

جذب مشتریان بالقوه در لینکداین
بدون شک شبکه های اجتماعی از مهم ترین وسایل بازاریابی محتوا هستن. با وجود اینکه انتشار مقاله ای در وب سایتی که هزاران بازدید کننده داره کاری شگفت انگیزه اما اگه مقاله شما ربطی به کار و کاسبی مخاطبان مورد نظر نداشته باشه این کار بی فایده هستش.
لینکداین به عنوان بهترین راه واسه نشر مقاله هایی با اینجور محتواهایی معرفی شده و همینطور مقام اول رو در دنیای کار و کاسبی واسه شکل های جور واجور برندها به خود اختصاص داده. الان، امکان انتشار مقاله واسه هر فردی که در این شبکه عضوه مقدوره.

شرکتا به دنبال دوستداران برندها و مشتریان بالقوه هستن لینکداین باعث شده همه آدمایی که کار و کاسبی تجاری دارن در یک جا گرد هم آیند.

بعضی از افراد واسه انتشار مقاله های خود در شکل های جور واجور شبکه ها دچار شک و دودلی می شن اما لینکداین به شما کمک می کنه که مخاطبانی رو جذب کنین که مربوط به کار و کاسبی خودتون باشه. این شبکه مقالهاتون رو به هزاران مخاطب در شکل های جور واجور منطقه های جهان منتشر می کنه.

چیجوری از لینکداین به شکل صحیحی استفاده کنیم؟
بعضی از مردم به این شبکه به عنوان مکانی واسه پیدا کردن کار و کاسبی نگاه می کنن. اما شرکتی مثل مایکروسافت از فرصتا واسه ارائه محتوای خود استفاده کرده مثلا؛ بیل گیتس از این شبکه واسه نشر محتوای خود به عنوان یکی از موثرترین افراد جهان استفاده می کنه و شرکت مایکروسافت پستای وبلاگ رو به شکل منظم انتشار میده. این پستا مربوط به صنعت کارگرانه. هم اینکه مایکروسافت گفت وگوهایی رو با مخاطبان خود از این راه شروع کرده تا ایده های خود رو با مخاطبان در بین بزاره و از ایده های جدید استفاده کنه.

واسه انتشار روش هدف دار موفق در این شبکه و جذب مشتریان بالقوه واسه برند خود راهنماییای رو واسه شما در نظر گرفتیم. در ادامه بخونین:

۱- یک تقویم آزمایش تهیه کنین: از این شبکه به عنوان انتخاب اول واسه انتشار استفاده کنین این کار رو با کیفیت و همیشگی انجام بدین. به وسیله این تقویم، زمان خود رو تقسیم بندی کنین تا زمان مناسب انتشار رو به شما یادآوری کنه به این صورت جدولی با مدیریت زمان واسه نشر محتوا به دست میارید.

۲- پستایی با کیفیت واسه جذب مشتریان بذارین: با این کار می تونین از بعضی ویژگیای تبلیغاتی ویژه در لینکداین به دست بیارید. با نوشتن محتوای خوب می تونین با افراد رسمی ارتباط خوبی برقرار کرده و میانگین بازدید سایت خود رو بهتر کنین. در سخنرانیای تبلیغی غرق نشید. تلاش کنین مصدرهای شرکت خود رو اضافه کنین.

۳- شخصیتای با نفوذ رو ذکر کنین: به شکل بزرگ نمایی آمیز درباره همه آدمایی که در صنعت کار و کاسبی هستن سخن نگید. نام شخصیتای با نفوذ رو ذکر کنین مثلا؛ از همکاران خود صحبت کنین و واسه مردم توضیح بدید چیکار مهمی انجام دادن. به این صورت نقطه معینی در مقاله شما بیان می شه. مردم با منتشر کردن این مقاله به بهتر شدن محتوای منتشر شده کمک می کنن.

۴- واسه مخاطبان خود ارزش قائل شید: خوندن کامنتا و جواب به اونا فرصت خوبی واسه ارتباط بین شما و مخاطب مورد نظره، بعضی وقتا واسه جواب به مخاطبان فقط به یک تشکر قانع میشیم. اما بعضی وقتا مخاطب به جواب گرم تری نیازمنده؛ با این کار باعث میشین تا مخاطبان بیش تر لوگوی شما رو دوست بدارند و همیشه محتوای شما رو دنبال کنن. این کار باعث جذب مشتریان بالقوه می شه.

[تعداد: ۶    میانگین: ۴.۵/۵]

جذب پول و پله و سرمایه واسه کار و کاسبی !!!

جذب پول و پله و سرمایه واسه کارآفرینی از زبون خانوم دکتر سیده فاطمه مقیمی
دکتر سیده فاطمه مقیمی
خانوم دکتر سیده فاطمه مقیمی در مصاحبه گذشته در مورد کارآفرینی به شکل کلی صحبت کردیم امروز از شما خواهش دارم در مورد جفت و جور سرمایه واسه استارتاپا بفرمایید که کار آفرینان چیجوری سرمایه مورد نیازشون رو جفت و جور کنن؟

در یه مجموعه واسه شروع یک کار و کاسبی و کار آفرینی ، دو عامل همیشه هست ، یکی ایده س و دیگری موضوع مربوط به سرمایه ابتدایی. در شرایط امروز همیشه صحبت به این شده که ما سرمایه رو چیجوری جفت و جور کنیم !!؟ اما این روزا در دنیا به این نتیجه رسیدن که بزرگترین سرمایه ، سرمایه نیروی انسانیه، بنا براین ، اگه بتونیم تفکر خوب و درستی رو در کار و کاسبی ای که میخوایم راه اندازی کنیم  جاری کنیم ،که با یک ایده خوب همراه باشه، میتونیم اون ایده رو به عنوان سرمایه رقم گذاری کنیم یعنی از آن ایده میتونیم به عنوان آورده و سرمایه اسم ببریم.

ممنون خانوم دکتر ، ولی یک مشکلی که خیلی از کار آفرینان جلوی روشون قرار گرفته اینه که سرمایه گذارا روی استارتاپا سرمایه گذاری نمی کنن و یا خیلی به سختی حاضر به اینجور کاری می شن . کارآفرینان باید چه مواردی رو بکننن تا سرمایه دارا حاضر به سرمایه گذاری در کسب و کارشون بشن!!!؟
اولین مسئله اینه که باید ثابت شه اون ایده ، ایده بارآوریه ، یعنی برگشت داره و توجیه داره که بتونه اجرایی شه. ما در اتاق فکرمون این رو داریم که روی ایده ها ارزش گذاری می کنیم و اون ایده ها در یک بانک اطلاعاتی محفوظ می شن و کسائی که سرمایه دار هستن و میخوان کاری رو شروع کنن بهترین گزینه ها که با نوع کار و کاسبی ای مورد نظرشون همخوانی داره  انتخاب کرده و هزینه اش رو پرداخت می کنن و از بازده برگشتش هم استفاده می کنن. اما همه جا اینجور خدماتی در دسترس نیس پس چیجوری باید این کار رو انجام بدیم!!!؟ یکی از مهمترین ارکانی که به نظر من ، به عنوان ایجاد اشتغال در جامعه امروز نیازه به هر حال با احتمام دولت ، بخش خصوصی یا تشکلای مربوطه  است که باید شکل بگیره، دقیقا راه اندازی مراکز فکره که در اون با طوفانای فکری که اتفاق میفته فکرای جدید و بکر رو به راه بندازه و و بتونه آموزش بده و واسه فکرا ارزش گذاری شه . ممکنه اشخاصی هم باشن که هم سرمایه دارن هم ایده، پس مراکز مشاوره ای نیازه. یعنی کسائی در نوشتن طرح توجیهی به کارآفرینان کمک کنن و طرحا هم باید توجیه اقتصادی داشته باشن.

همه عاشق کارشون هستن اما عاشق کار بودن تنها گزینه قبول شدن یا جلو رفتن کار نیس یک کار باید از نظر اقتصادی برگشت داشته باشه. وقتی که کسی کارکرد داره باید در ازای اون و بنگاهی که راه میندازه واسه خود درآمد زایی داشته باشه که بتونه با این درآمد زایی بنگاه رو سرپا نگه داره و شکل بده و زمان استارت آپ رو بگذراند ، در کنار این ممکنه بنگاهای دیگری هم شکل بگیره. باید نیروی محرکه ابتدایی ، که این کار رو شروع کرده امکان اجرایی شدن دیگر موارد رو هم داشته باشه. به خاطر همین در بنگاهایی که میخوان پیشرفت و رشد پیدا کنن بخشی به نام تحقیق ساخته میشه، یعنی همون R&D که در بنگاهای بزرگ تماشاگر اون هستیم و بوسیله اون، بنگاهای کوچیک و اغماری و یا به شکل مجموعه ای می تونه شکل بگیره و کارای زنجیره ای انجام شه و به همین صورت به پیشرفت خود ادامه بده.

خانوم دکتر به نظرشما نقش مشاوره در ایجاد کسب و کارا چیه و کارآفرینان باید به چه صورت از آن استفاده کنن؟
از نظر فرهنگی همیشه ما یاد گرفتیم که همه کارا رو خودمون بلدیم و باید خودمون اون رو انجام بدیم ، مراکز آموزش ، تحقیق و مراکز مشاوره در کشور ما بسیار کمه و اینا باید بهم وصل بشن. ما قرار نیس که بخش آموزش راه اندازی کنیم بدون اینکه ادامه داشته باشه، آزاد کنیم  یا اگه یک بنگاهی راه اندازی می شه در همون حد برامون کافیه و با ثبت یک شرکت و استخدام  پرسنل بگیم که ما داریم کار می کنیم ، چیزی که به زندگی بنگاه کمک می کنه ادامه تحقیقِ خود اون بنگاهه یعنی باید ببینین کاری که داره انجام میشه ، در اون مقطع زمانی روش درست و یا انتخاب درستیه؟ اما همیشه باید به این نکته دقت شه که جامعه و علم حالت ایستایی نداره . ما در علم فیزیک داریم که اگه یک جسمی از حرکت بیاستد سقوط می کنه ما اگه حرکت داره مثل حرکت پاندولی ساعت هیچوقت سقوط نمی کنه .  یه مجموعه سازمانی هم دقیقا همینطوریه . در جامعه ای که جست و خیز داره سازمان هم باید جست و خیز و رشد خود رو داشته باشه .این رشد با آموزش ممتد و با گرفتن سرمشق و هدف از کسائی که یا این راه ها رو رفته ان و یا به شکل علمی پیشرو تر پیش می رن اتفاق میفته. پس مشاوره گرفتن هم  یکی لازمه. ما معمولا به مشاوره عادت نداریم. معمولا وقتی مریض میشیم به دنبال یک دکتر متخصص می گردیم اما در صورتی که یک دکتر خونواده داشته باشیم که همیشه با اون مشاوره کنیم جلوی خیلی از بیماریا گرفته می شه، این بحث مشاوره باید در تموم سطوح زندگی و ارکان ما وجود داشته باشه و هممون باید بخش یا مجموعه ای رو به عنوان آموزش و مشاور خود داشته باشیم. شاید بگیم که این رسالت دولته ولی از طرف دیگر می گیم که دولتا باید کوچیک شن پس باید دنبال این باشیم که تشکلا رو تقویت کنیم ، تشکلایی که به شکل تخصصی باشن و به کسب و کارا در راه پیشرفت کمک کنن.

خانوم دکتر این تقویت تشکلا از طرف اتاق بازرگانی چقدر انجام شده و کارآفرینان چیجوری می تونن جهت مشاوره به یه مجموعه اعتماد کنن؟
دولت طبق تقویت بخش خصوصی ، اصل ۴۴ قانون اساسی رو حاکم می کنه. اما به هر حال نمیتونیم همیشه از دولت توقع داشته باشیم. ما باید خودمون رو هم تقویت کنیم. اگه توقع داریم که بخش خصوصی جانشین بخش دولتی شه خود باید این توانمندی رو بسازیم تا تشکلای خودجوش و تخصصی به وجود بیاد . اتاق هم به عنوان مادر تشکلا جاییه که به مجموعه بخش خصوصی و تشکلا احترام میذاره و به اونا کمک می کنه. در زمان بیشتر از یک سالی که از دوره هیئت نمایندگان اتاق میگذره  احتمام هیئت رئیسه جدید ، دست کم در اتاق بازرگانی تهران ، میتونم این رو خیلی جدی خدمتتان عرض کنم  که شعار این دوره اعضای هیئت نمایندگان اتاق تهران و هیئت رئیسه کمک به ایجاد و تقویت تشکل هاس که تا کنون در حد امکان ممکن گردیده و تعداد اعضا رو زیاد کرده ، تشکلای موجود رو تقویت کرده و جلسات تخصصی برگزار کرده و به کسب و کارا مشاوره داده. هم اینکه اتاق فکر که بنده ۵ ساله راه اندازی کردم در اون هر ۱۵روز یه بار جلسات عمومی برگزار می شه که نه فقط اعضا، بلکه افراد غیر عضو که تمایل به شرکت دارن هم می تونن در اون شرکت کنن. حضور افراد و استفاده از این جلسات مجانیه در این جلسات تعداد ۷۰ تا ۸۰ نفر حضور دارن و فضایی به طور کامل صمیمی داره که در اون دو کارگاه اجرا می شه و مسائل به شکل تحقیقات موضوعی مطرح می شه و بعد سئوال و جواب و جلسات B2B رو داریم.

هم اینکه کسب و کارا جهت مشاوره با یه مجموعه باید این مورد رو درنظر بگیرن که مشاور علاوه بر علمی بودن ، تخصص اجرای این کار رو هم داشته و مجرب باشه. کار اقتصادی انجام داده باشه و قوانین و مسائل مربوط به اون رو بدونه و پس بتونه نزدیکتر به واقعیت مشاوره بده.

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

جذب نیرو : چیجوری یک مدیر رستوران خوب استخدام کنیم؟

استخدام مدیر واسه رستوران کار سخت و حساسیه چون در همه بخشای رستوران هم تاثیر داره پس خیلی مهمه که بتونین بهترین فرد رو واسه این بخش استخدام کنین. این پست درباره جذب نیرو و استخدام بهترین مدیر رستورانه و امیدوارم واسه شما به درد بخور واقع شه.

استخدام مدیر
استخدام  مدیر درست واسه رستوران جهت موفقیت تأسیسات شما لازمه. مدیرتون باید جزء نگر و بابرنامه باشه. همینطور انعطاف پذیری نیاز به مدیر کمک می کنه تا بهتر مسائل پیش رو رو مدیریت کنه.

مدیر رستوران شما باید بتونه خوب با مردم ارتباط برقرار کنه چون پابه پای کارکنان کار می کنه و کسیه که با فروشندگان مواجه می شه. این آدما که واسه مدیریت رستوران خود استخدام می کنین باید قادر باشن ساعات طولانی کار کنن این یک درخواست مشترک در صنعت رستورانه. نکات آغازی که در این پست ارائه می شه واسه تحقیق درباره مدیر رستوران به درد بخور هستن. اگه از دید شما، نکته خاصی از قلم افتاده می تونین با ما به اشتراک بذارین:

تعریف نقش
وقتی شروع می کنین به دنبال استخدام یک مدیر خوب واسه رستوران تون، باید اول انتظارات خود رو خوب تعریف کنین. از هر چیزی که داخل مدیر رستوران خود می گردین لیست تهیه کنین و بگید که این ویژگیا چه تأثیری روی کسب وکارتون دارن.

مطمئن شین از اینکه ویژگیای نامفهوم رو بطور کامل و روشن بنویسین. مثلاً “خوب بودن با مردم” ً یکی از مهم ترین ویژگیای مدیر رستورانه. با اینحال، بسیار لازمه که ویژگیای دیگری مثل “توانایی در پیش گرفتن کردن تصمیمای سخت” و “انعطاف پذیری تحت فشار” رو عنوان کنین.

خیلی با اهمیته که این لیست رو قبل از توضیح شغل یا جستجوی کاندیدا تهیه کنین. چون می تونین بهترین کاندیدا رو شناسایی کنین.

تبلیغ شغل
لیستی که از ویژگیای مدیر ایده آل تهیه کردین رو با خود وردارین و به طرف ایجاد توضیحات شغل حرکت کنین. مطمئن شید که همه چیزای موردانتظار واسه مدیر رستوران رو ذکر کرده باشین. اگه بطور کامل روشن و مشخص نکنین که دقیقاً بدنبال چه مدیری هستین، هیچوقت نمی تونی کامل ترین کاندیدا رو پیدا کنین.

انجام مصاحبه
قبل از برگزاری هر مصاحبه ای، یه سری از سوالات رو تنظیم کنین که زندگی واقعی و شرایط فرضی رو دربربگیرد. همینطور می تونین سرفصلایی رو هم بسازین تا جواب هر کدوم از کاندیداها رو نوت ورداری کرده و امتیاز درنظر بگیرین.

از اونا درباره شرایط سختی که در محل کار قبلی خود (رستوران) بپرسید و بدونین چیجوری اون رو مدیریت کردن. بعد سناریوی احتمالی درنظر بگیرین و بپرسید که تحت اون شرایط چه کارایی انجام می دادن. این سوالات به شما کمک می کنن تا پتانسیل مدیر بالقوه رو سبک سنگین کنین و ببینین که در تاسیسات شما چیجوری عمل می کنه. ایده خوب دیگر هم اینه که کاندیدا رو به تور ساختمون خود دعوت کنین و بعد فیدبک بگیرین. اینم یک رفلکس خوب از چگونگی بیان آنانه.

حالا، مدیر خود رو استخدام کنین!
پس از تکمیل شدن مصاحبه، زمان تصمیم گیری پایانی فرا می رسه. اگه در طول زمان، با تهیه یک لیست روشن از ویژگیا و استفاده از سرفصلا آماده شده باشین پیدا کردن بهترین مدیر واسه اجرا کردن این نقش خیلی راحت تر می شه.

[تعداد: ۵    میانگین: ۳.۶/۵]

جذب نیرو واسه موفقیت بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوای موفق با جذب نیرو و استخدام استعدادهای موثر شروع می شه.

استخدام کردن یک تیم با استعداد و خلاق از کارکنان اولین قدم واسه تولید یک محتوای عالیه.

جذب نیرو
خلق یک محتوای قوی، امروز جزو قطعی ترین چیزاییه که در دنیای بازاریابی همه آگاهند. به گفته White Hot Marketing بازاریابان سه هدف اصلی دارن که شامل “ارتباط/ وفاداری با مشتری، تعهد و باخبر شدن از برند” هستش.

تولید و منتشر کردن محتوای باکیفیت بطور همیشگی، به برندها اجازه میده که ارتباط قدرتمندی رو با مخاطبان هدف بسازن که در آخر واسه رسیدن به بقیه هدفا کمک می کنه.

با اینکه مهارتای تحقیقی و ارتباطی هنوزم در لیست مهارتای موردنیاز واسه خیلی از مشاغل جای نگرفته اما برندها امروز، به دنبال کارکنانی هستن که ویژگیای سازنده داشته باشن تا بتونن محتوای مهم تولید کنن.

ویژگیای لازم واسه موفقیت بازاریابی محتوا
۱- خلاقیت
مصرف کنندگان امروز، به دنبال برندهایی بی همتا و خاص می گردن تا نیازای روزانه شون رو برطرف کنن. واسه تولید پیامای جدید و قانع کننده جهت مواجه شدن با مخاطبان هدف، شرکتا با ذهنایی با خلاق نیاز دارن. دیگر زمانِ دفاتر کاری پر از کارکنان با لباس فرم که پیروی می کردن گذشت! فرهنگ کاریِ سخت تموم شد. برخلاف گذشته، امروز کارکنانی که بطور متفاوت فکر می کنن و دیدگاه های خاص تری که بیش تر موردنیاز هست ارائه میدن، حرفای بیش تری واسه گفتن دارن.

۲- مهارت در نوشتن
داشتن یک بیان شیوا و درست (همینطور درست بودن از دید قوانین) واسه ارتباط با مخاطبان بالقوه، مشتریان فعلی و آینده بسیار لازمه و این اهمیت در همه بخش ها و صنایع قرار گرفته. دانشجویان رشته زبون فارسی و ادبیات می تونن از این مهارت خود بطور ویژه استفاده کنن.

۳- مهارت در تحقیق
مهارتای تحقیق واسه جذب نیرو و ایجاد تیم موفق بازاریابی محتوا بسیار لازمه. وقتی مخاطب رو در جریان محتوای غلط و بزرگ نمایی آمیز رو در فضای دیجیتالی قرار می دین مصرف کنندگان درباره هر چیزی که بطور آنلاین مطالعه می کنن دودلی دارن. خیلی با اهمیته که اعتماد طرفداران خود رو جلب کرده و منابع معتبر معرفی کنین.

استعدادهای موندگار رو چیجوری به تیم خود جذب کنیم؟
بازاریابی محتوا یه روش هدف دار خوب واسه جلب توجه و نظر کارکنان آینده س. خیلی از برندها با ایجاد محتوای ویدیویی و بقیه فرمتا، به جذب استعدادهای خلاق می پرازن.

تولید محتوایی که جنبه های خلاق سازمان تون رو نشون میده می تونه یک راه بسیار خوب واسه جذب اعضای تیمی باشه که به دنبال شون هستین. فکر کنین و ببینین چه نوع شخصیتی ارزش بیش تری رو می تونه واسه شرکت تون بسازه.

[تعداد: ۶    میانگین: ۴.۵/۵]

جذب و حفظ استعداد با هزینه های کم، چیجوری ممکنه؟

جذب و حفظ استعداد چیجوری ممکنه؟
جذب و حفظ استعداد واسه هر کار و کاسبی ای می تونه موجب جلو بردن اهداف کار و کاسبی باشه. اما همیشه جذب و حفظ استعدادا با چالشایی رو به رو بوده که در این مطلب به اونا می پردازیم.

روزگاری، بیشتر شماها هزینه کل کار خود رو با یک شرکت تسویه می کردین. عوضش، این شرکت امتیازات پزشکی و دندونپزشکی، مرخصی و تعطیلات با حقوق رو در اختیار شما قرار می داد و وقتی که بعد از ۳۰ سال خدمت بازنشسته می شدید ، یک خونه آروم و بی نگرانی رو با بسته حقوق بازنشستگی سخاوتمندانه داشتین.
دیگر اون روزها گذشت..

راه اندازیا در هیچ موقعیتی ارائه بسته های سود پر هزینه رو واسه استخدامای جدید ندارن. (با در نظر گرفتن آخرین آمار اداره کار، هزینه امتیازات به طور متوسط ۱۰دلار و ۴۸ سنت در ساعته و نشون میده که ۳۱٫۴ درصد از کل هزینه ها واسه جبران خسارته)
با این حال، چیجوری یک کار و کاسبی با صرفه نظر از حقوق رقابتی پیشنهادی، خود رو واسه استخدام بالقوه جدید، جذاب نشون میده؟
اینجا بعضی از قدرتای شگفت کارمندی ذکر می شه که هیچ هزینه ای نداره و یا هزینه اش اونقدر زیاد نیس که بین اینکه یک شرکت می تونه استعدادای برتر رو جذب کنه و یا اونا رو به رقبا واگذار کنه، فرقی بسازه.

فرصتای بیشتر
در این بخش می فهمیم که به چه دلیل بهتره مثل یک ماهی در حوضچه ای کوچیک باشیم: فرصت واسه کمک بیشتر، دیدن تاثیر مستقیمی که کار فرد بر نتیجه پایانی داره، و بازی کردن شکل های جور واجور متفاوتی از نقشا. کسب و کارای کوچیک نسبت به شرکتای بزرگ از یک مزیت و برتری دارن، چون اونا به آدمایی نیاز دارن که طیف خیلی از مسئولیتا و سلایق رو به عهده بگیرن.
همونطور که کایل وانگ از ixleeP- پلت فرم بازاریابی آنلاین- میگه، “بهترین کاندیدها فقط با حقوق و دستمزد، انگیزه به دستنمیارن. اونا بیشتر با فرصتی واسه یادگیری، رشد و به رقابت کشیده شدن، انگیزه پیدا می کنن.” پس بهترین کارکنان خود رو در موقعیتی بذارین که می تونن در اون موفق شن، مهارتای جدید رو پیشرفت دهند و کارایی رو بکنن که فرصت انجام اون رو در جاهای دیگر نداشتن. مثلا، در یک راه اندازی شما می تونین به توانایی تاثیر بر بخشای جور واجور کار و کاسبی کمک کنین و همزمان با شرکت پیشرفت کنین.

برنامه ریزی انعطاف پذیر
به گزارش وال استریت ژورنال، برنامه های انعطاف پذیریِ کار که به تعادل کار کارکنان و تعهدات زندگی خانوادگی کمک می کنه، مورد علاقه و محبوب کارکنان هستن. اما یک راز کوچیک کثیف به نفع کارفرمایانی هست که واسه افراد خود برنامه منظم ۹ تا ۵ رو بهتر می دونن؛ که در اون مشارکت واقعی کمه، بیشتر از ۱۲ درصد، امتیازات پاره وقت رو انتخاب نمی کنن، سیاستای برنامه ریزی و یا مرخصی زایمون کم شده.
با این حال، شرکتایی با فکر مترقی، مدت هاست که از برنامه ریزی محل کار سخت، آگاه هستن؛ و این موضوع بیشتر واسه زمانهاییه که شرکتا می تونن از عهده ارائه امتیازات و بسته های حقوق بازنشستگی سخاوتمندانه بر آیند. این کار هیچ هزینه ای نداره که کارمندان در برنامه هاشون اون رو جا بدن.
مطمئنا، بعضی وقتا نیازه که کارمندان از دید فیزیکی در اون واحد در محلایی مشابه حضور داشته باشن . اما در خیلی از اوقات ، اگه نگوییم در بیشتر موارد، همچین چیزی اتفاق نمی افته و بازده شما بدون سرمایه گذاری فوق العاده س.
طبق گفته لیزا هورن از انجمن مدیریت منابع انسانی (SHRM) : “رهبران سازمانی علاقه مند به شناخت کار انعطاف پذیری هستن که می تونه سلامت و رفاه کارکنان رو بهبود بخشه، هزینه های مستغلات و گردش مالی رو کم کنه، یادگیری رو بهبود بخشه و اشتغال و بهره وری کارمندان رو زیاد کنه. ”
یک نکته: ارائه برنامه انعطاف پذیری محل کار به تنهایی کافی نیس؛ این برنامه باید به طور موثر اداره شه. طبق گفته کالی ویلیام یاست، مدیر عامل و موسس فلکس + روش هدف دار گروپ “موفقیت کار انعطاف پذیر نیاز به لایه اضافی از همکاری ، هماهنگی و ارتباطات داره که ما باید اون رو مدیریت و شروع کنیم. اما باید واسه داشتن انعطافی که کار رو به شکل منظم پیش می بره، هزینه کمی هم پرداخت شه. ”

ایجاد ارتباط از راه دور
یکی از عامل های برنامه ریزی انعطاف پذیر ، اینه که به کارکنان اجازه میده تا در خونه هم کار کنن. این کار می تونه به شکل برنامه ریزی چند روز در هفته و یا در مواقع ضرورت و یا حتی ۱۰۰ درصد از راه دور باشه. و منافع کارفرمایان بیشتر از توانایی جذب استعدادیه که واسه گزینه های ارتباط از راه دور مناسبه.
پائول بوید، نویسنده کتاب “شش مزیت سازمانی ارتباط از راه دور،” میگه: “برنامه های از راه دور پیشرفته و خوبی …. فضای لازم واسه کار و پس اجاره رو کم می کنه”
کلیدی ترین نکته اینجا ” برنامه ریزی پیشرفته” است، در حالی که به تنهایی هزینه ای واسه کارمندان راه دور نداره و حتی می تونه هزینه های عملیاتی پایانی رو کم کنه، باید خوب مدیریت شه.
کارول کوکران، کمک نویسنده FlexJobs، این نکات رو واسه مدیریت موثر تیمای کاری مجازی ارائه میده:
هر روز ارتباط برقرار کنین: از روش ایمیل، چت، پیام فوری، و یا از روش قدیمی ترین راه یعنی تلفن، ارتباط برقرار کنین. ارتباطات منظم با کارکنان ارتباط از راه دور، در تعیین انتظارات و تضمین راه تحقق انتظارات مهم و لازمه.
اعتماد کنین اما به کارا رسیدگی کنین. وسیله ها و منابع لازم رو واسه کارکنان به خاطر انجام کارشون جفت و جور کنین و بعد به اونا بذارین تا کارشون رو بکنن. هم اینکه، مدیران باید پیشرفت رو آزمایش و بررسی ، مشکلات رو شناسایی و حل و فصل کنن. به همین خاطر، اگه نتونین به کارکنان خود اعتماد کنین، به ویژه کارکنانی که روزانه اونا رو نمی ببینن، پس شاید اونا رو درست در مرحله اول استخدام نکردین.
تیم خود رو بشناسین: واسه آدمایی که از راه دور ارتباط برقرا می کنن، احشاش منزوی و تنها شدن خیلی راحت ساخته میشه. مدیران نه فقط در مورد مسائل کاری، بلکه در مورد مسائل شخصی هم باید با اونا ارتباط برقرار کنن. این کار کمک می کنه تا چیزی که رو که به افراد انگیزه میده بشناسین، چگونگی کارکرد اونا رو بدونین ، از چگونگی پرورش احساس کار گروهی در بین آدمایی که هیچوقت همدیگه رو به طور مستقیم ندیده ان و تنها راه ارتباطیشان ویدیو کنفرانسه، خبردار شین.

تخفیف فروشنده
جاشوا ریوز، مدیر عامل و یکی از بنیانگذاران ZenPayroll، تنظیم تخفیف کارمندی رو در شرکتای جور واجور محلی پیشنهاد می کنه. اون نویسنده “باشگاهای فکر سالم، خدمات خشک شویی، و یا رستورانا” است. “AnyPerk خدمات کم هزینه بزرگیه که دسترسی به تخفیف در منطقه کارکنان رو آسون کردن می کنه. این تخفیفا واسه کار و کاسبی شما هزینه زیادی نخواد داشت ( و یا اصلا هیچ هزینه ای نداره)، اما فایده هایی سرگرم کننده هستن که مردم اونا رو دوست دارن. ”

بردن حیوان خونگی به محل کار
آمازون و گوگل تنها دو مورد از شرکتایی هستد که اجازه میدن تا کارمندان حیوانات خونگی شون رو به محل کار بیارن. در وبلاگ بازاریابی لایمید (Limeade) آمده: “سگا در دفتر کار استرس صاحبان خود رو کاهش میدن و کار رو واسه بقیه کارکنان خوب تر می کنن.”
که، بعضی آدما به سگ حساسیت دارن و یا از آن میترشند، و برخلاف اون چیزی که صاحبان حیوانات فکر می کنن، همه حیوانات خونگی خوب تربیت نمی شن. قبل از اجرای سیاست دوستی با حیوانات، باید بدونین که حیوانات هم مثل مردم به محل کار میان و می رن. اگه هر کسی در تیم در رفت و امد با حیوانات به عنوان بخشی از محل کار راحت نیس، اجازه دادن ورود حیوانات به محل کار بسیار مشکل زا هستش.
هم اینکه، مواظب کارکنانی باشین که زمان بیشتری رو صرف بازی با حیوانات خونگی شون می کنن تا اینکه یک فرد به درد بخور و تولید کننده درکارشان باشن. هنوزم، اداراتی که ورود سگ رو به محل کار مجاز کردن، به طور زیادی به عنوان یک مزیت جذاب در نظر گرفته می شه که می تونه فرد مورد نظر رو به پذیرش کار تشویق کنه

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

جلب اعتماد مدیر چیجوری شدنیه؟

جلب اعتماد مدیر بعضی وقتا ساده و بعضی وقتا سخته. بستگی داره شما از چه روشایی واسه جلب اعتماد بهره ببرین.

جلب اعتماد مدیر
جلب اعتماد مدیر، کارکنان یا همکاران کار ساده ای نیس. اما بعضی پیشنهاد ها می تونه در بهبود این روابط کارساز باشه. ساخت اعتماد بین مدیر و کارمند مسئله ای مهم واسه رسیدن به موفقیت هستش. واسه جلب اعتماد مدیر به زمان و دنبال کردن بعضی قوانین اساسی نیاز دارین.

دور موندن از شایعه ها، ارائه گزارش کار
از شایعاتی که درباره مدیر بین همکاران می گن دوری بجویید. واسه جلب اعتماد مدیر شکایاتی ضد همکاران به مدیر ارائه ندین. شایعه سازی درباره هر کسی و رسوندن اون شایعه ها به گوش مدیر شما رو فردی فضول نشون میده. و در تصور مدیر شما کارمندی دارای بهره وری مثبت نباشین. مدیرتون نمیتونه روی همه بخشای کار نظارت داشته باشه. پس از هر کاری در هر ساعت روز گزارش کار کلی تهیه کرده و ارائه بدید. این کار باعث جلب اعتماد مدیر می شه. و شما رو فردی بامسئولیت نشون میده.

نبود ارائه قولای غیر قابل اجرا، نبود حفظ اطلاعات مهم
همیشه به مدیرتون قول انجام چند کار همزمان رو ندین. چون انجام چند کار مهم به شکل همزمان غیر قابل تحقق بوده و یا به شکل خوبی اجرا نمی شه. و قول دادن باعث سلب اعتماد مدیر شده و اجرای کارکرد مثبت کار و کاسبی تون کم میشه. پس فقط واسه کارایی که قابل اجرا و تحقق هستن وعده بدید تا شرمنده کسی نباشین. اطلاعات مهم کار و کاسبی تون رو فقط واسه خود نگه ندارین. در صورتی که مدیر فهمیده باشه در ارائه اطلاعات مهم کوتاهی کردین شما رو فردی دروغگو می دونه. و این تصور باعث سلب اعتماد می شه. از همه اطلاعات و تجربیات واسه بهره وری بهتر استفاده کنین.

وظایف خود رو کامل انجام بدین، مدیر رو خوب بشناسین
این کار ساده به نظر می رسه. اما بیشتر کارکنان در تحقق این وظایف با شکست مواجه می شن. مدیر شک نداشته باشین تلاشاتون رو مورد تقدیر میده. کارکنانی که همیشه تلاش در کسب رضایت و اعتماد مدیر خود هستن نه فقط مورد تقدیر مدیر بلکه تموم شرکت واقع می شن. هنگام شروع کار با مدیر خود تموم شرطای مربوط به کار رو ببندین. درباره ارتباط هم از آن سئوال کنین. که ترجیح میده با اون از روش ایمیل یا تلفن در ارتباط باشین. ارتباط خوب با مدیر باعث ایجاد روابط محکم جهت جلب اعتماد می شه.

به مدیر واسه تحقق اهداف کمک کنین، اولویتای مدیر رو اولویت خود بدونین
غرص اساسی هر کارمند راحت ساختن راه کار و کاسبی واسه مدیره. مدیر شما درست مثل خودتون هدفی داره که میخواد با کمک تون به اون برسه. تلاش داشته باشین اهداف مدیر خود رو بدونی تا در رسیدن به اونا کمکی به اون کنین. کار شما در شرکت تحقق اولویتای مدیرتون به روشیه که اون میخواد. اولویتای خود رو مثل مدیرتون ویژه و خاص هستن. واسه دانستن اولویتای کاری و اهداف منظم با اون در ارتباط باشین.

دنبال حل مشکلات باشین، در یکی از فعالیتای مورد علاقه مدیر شرکت کنین
همیشه در صورت بروز مشکلات منتظر نباشین مدیر اقدام به حل اونا کنه. و شما دست به سینه تماشاگر باشین. تلاش در حل و اصلاح مشکلات و شکایتای مربوط به کار و کاسبی کنین. هیچکی افراد منفی رو که تاثیری روی کار خود ندارن رو دوست نداره. پس توقع نداسته باشین مدیر یا تیم به شما اعتمادی پیدا کنن. به شخصیت مدیر اهمیت بدید. تلاش در پیدا کردن فعالیتای مورد علاقه مدیر خود کنین. مثلا به خوندن چه نوع کتابایی علاقه منده؟ چه ورزشایی رو دوست داره. بعد با اون در فعالیتای مکرد علاقه اش مشارکت داشته باشین. هنگام بازی یا ورزش وقت رو غنیمت شمارید. و به ارائه مهارتای خود بدین. تا مدیر مهارت شما رو کشف کنه. و جلب اعتماد مدیر رو به دست بیارید.

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۴/۵]

جلب توجه مشتری چیجوری ممکنه؟

جلب توجه مشتری
راهکارهایی که بازاریابان واسه بهتر درگیر کردن مخاطبان و جلب توجه مشتری، به شما پیشنهاد میدن در زیر آمده. با پدیده فکر مهتر همراه باشین.

هیچکی دوست نداره مورد بی توجهی قرار بگیره. شما و مشتریِ شمام همینطور! طبق گزارش B2B، که مشارکت افراد رو در سال ۲۰۱۵ درنظر داشت، گفت که ۶۳% از ۲۰۰ نفر مخاطب بدون مطالعه ایمیل اقدام به حذف اون می کنن!

خانوم جنیفر استول، مدیر روش هدف دار  iris chicago میگه: “شما باید مشتریِ خود رو به شکل مکالمها درگیر کنین! این موضوع مثل خیابون دوطرفهه! شما باید بدونین که با اینکار، در زندگی اونا نقش مهمی داره.”

در این پست، نظر شما رو به پیشنهاد هایی  که جهت کسب توجه بیشتر مشتری نیازه جلب می کنیم. با پدیده فکر مهتر همراه باشین.

پیام شرکت شما باید روشن و رسا باشه:
یادتون نره که مشتری هیچ علاقه ای به بازی کردن نداره. شما باید دلیلی واسه توجه مشتری به خودتون داشته باشین. وقتی شما ایمیلی دریافت می کنین که مبهم بوده و چیز خاصی واسه ارائه نداره، طبیعتاً حذف کردن اون واسه شما خیلی آسون هستش!

افراد و گروه خاصی رو هدف بذارین:
شما نمی تونید واسه “همه”، “همه چیز” باشین! اگه واسه این هدف تلاش کنین، شایدً راه و راه خودتون رو گم می کنین! پس، گروه و افراد خاص خود رو پیدا کنین و مخاطبان اصلی خود رو شناسائی کنین. بخاطر بسپارین که اگه قراره با چیزی شروع کنین، از کم و کوچیک شروع کنین!

مشتری خود رو بشناسین، با لحن مناسب اون، سخن بگید.
مشتریان شما افراد مختلفی هستن که تنها شاید خرید برابر داشته باشن! پس چه دلیلی هست که شما با اونا برخورد برابر داشته باشین؟ وقتی که از مشتریان خود پرسیدیم که دوست دارن درباره محصول با فرد متخصص صحبت کنن یا فردی با روابط صمیمی! ۶۶% اونا فرد متخصص رو انتخاب کردن. این در حالیه که بیشترین حد ۱۵% افراد، شخصی با لحن صمیمی رو مورد توجه قرار دادن! در مقابل، از اونا پرسیدیم که دوست دارن پیامای شامل مثال (درباره کالا) به دستشون برسه یا پیامای شامل پیشنهاد درباره محصول؟  نتیجه باحال بود. ۷۰% افراد پیام شامل مثال و ۱۰% هم پیامای شامل پیشنهاد رو انتخاب کرده بودن.

مطمئن شین که محتوای مناسب و به موقع دارین:
ایجاد محتوای در ارتباط، در بازاریابی بسیار لازمه. طبق یافته های این گزارش، ۵۵% از مخاطبان بیان داشتن که از روش ایمیلای ارسالی،  اشتراک خود رو لغو نمی کنن! چون که بعضی از ایمیلای ارسالی از طرف شرکت، خیلی موثر بوده و نقش زیادی داشته.

ارزش مکالمه مواجه با مشتری رو دست کم نگیرید.
در دنیای دیجیتالی امروز، شما می تونین خیلی راحت در برابر ِ ندیدن مشتری قرار بگیرین! زمان زیادی بود که می تونستید روبروی هم، بشینیم و صحبتای طولانی از سر بگیریم. اما این روزا، شما می تونین همونطور که در جلسه هستین حضور  افراد زیادی رو در پشت مانیتورها حس کنین.

اما مزیتای گفتگوی مواجه با مشتری بازم نشون دهنده اهمیت رفت و امد انسانیه. ۶۲% از افراد بیان داشتن که مایل به رفت و امد مواجه و زنده هستن. مکالمه مواجه با مشتری، اطلاعات زیادی به شما میده. مثل وضعیت ظاهری افراد، نگاه و لحن گفتار و …

شاید بعضی وقتا مورد بی توجهی قرار بگیرین! اما مصمم، قاطع و بابرنامه باشین.
همونطور که بازاریابان دوست دارن همیشه موردعلاقه و محبوب مشتریان خود باشن، بعضی وقتا مورد کم توجهی اونا هم قرار می گیرن. این، نباید اسباب ناراحتی شما رو جفت و جور کنه. بلکه می تونین خود رو واسه اینجور شرایطی آماده کرده و برنامه داشته باشین.

شما می تونین لیستی از ۱۰ مورد اصلی که مردم در صفحات وب، سمینارای آنلاین و … از دست میدن رو تهیه کرده و براشون جفت و جور کنین.

[تعداد: ۶    میانگین: ۴.۵/۵]

جلب نظر سرمایه گذاران طی سخنرانی

جلب نظر سرمایه گذاران طی سخنرانی
بعضی وقتا یک سخنرانی زندگی و کار و کاسبی ما رو واسه همیشه تغییر میده. و وقتی که سخنرانی نتونه کار و کاسبی رو موفق کنه، تنها سخت کار کردن  این کار رو انجام میده. خیلی از کسب و کارای بزرگ که موفق به سخنرانی درست در مورد خودشون نشدن، به دلیل ناتوانی در جلب نظر سرمایه گذاران ، فرصتای بزرگی رو از دست دادن.

شاید شما هیچوقت این فرصت رو نداشته باشین که درباره کار و کاسبی خود در برنامه های تلویزیونی سخنرانی کنین، اما به عنوان یک کارآفرین، می تونین سخنرانیای  مهمی در جاهای دیگر داشته باشین که می تونه به همون اندازه تاثیر داشته باشه. موقع آماده شدن واسه اون سخنرانی مهم، که می خواید موجب جلب نظر سرمایه گذاران شه، چه وقتی که با یک نفر ملاقات دارین و چه هنگام جلسه در اتاقی پر از سرمایه گذاران پولدار، باید مواردی رو رعایت کنین. این موارد در ادامه ارائه می شن، با پدیده فکر مهتر همراه باشین.

۶ راه واسه جلب نظر سرمایه گذاران درزمان سخنرانی:

به شکلی تمرین کنین که گویی همه زندگی شما به اون سخنرانی بستگی داره
سخنرانی زمانی موجب جلب نظر سرمایه گذاران می شه که بسیار سخت و به طور تکراری تمرین شده باشه. واسه آماده شدن باید هر سئوال احتمالی رو بررسی و واسه اون جواب پیدا کنین. در اینصورت هنگام سخنرانی با اعتماد به نفس و آروم هستین. چون که تقریبا میدونید چی پرسیده می شه و جوابا از قبل آماده هستن و شما غافلگیر نمی شید.

واسه مطالعه بیشتر:

سرمایه گذاران چه سوالاتی رو از کارآفرینان می پرسن؟

مخاطبان خود رو بشناسین
هر مخاطب دارای شخصیت منحصر به فرد، منافع متفاوت، تخصص خاص در صنایع جور واجور و تمایلات متفاوت در چگونگی انجام یک پیشنهاده. حتی با دانستن سوالاتی که از شما پرسیده می شه، اگه ندونین مخاطب تون چی رو دنبال می کنه، جواب هاتون ضعیف هستش.

هنگام سخنرانی خودِ واقعی تون باشین
شما باید بدونین واسه کی سخنرانی می کنین تا شخصیت خود رو به تمایل اون نزدیک کنین، اما نباید شخصیت واقعی خود رو در سخنرانی کنار بذارین. سخنرانی شما باید نشون دهنده این باشه که کی هستین، و کار و کاسبی واقعی شما رو نشون بده.

سخنرانی باید کوتاه باشه
به اشتراک گذاشتن تموم کارایی که در کار و کاسبی شما انجام شده و برنامه هاتون واسه آینده در سخنرانی آسونه. اما این کار رو انجام ندین. چون که هدف شما در سخنرانی جلب نظر سرمایه گذارانه. سخنرانی خود رو کوتاه کنین و بخشایی از اطلاعات غیر لازم رو از سخنرانی خود خط بزنین. تا سرمایه گذار با حوصله تا آخر سخنرانی به حرفاتون گوش بده.

واسه مطالعه بیشتر:

چیجوری سخنرانیای بهتری ارائه دهیم؟

واقعیت رو بگید، دروغ هیچوقت
با دروغ گفتن نمیشه موفق به جلب نظر سرمایه گذاران شد. بلکه موجب ناراحتی و نبود اعتماد اونا میشین. شما نمی تونید مشکلات رو مدل کار و کاسبی خود رو مخفی کنین. و نباید اینکار رو انجام بدین. شما باید در عین حالا که نقاط مثبت کار و کاسبی تون رو برجسته می کنین، موقعیت دقیق کار و کاسبی تون رو ارائه بدید. اگه کار و کاسبی شما دارای توان بالقوه واسه شکست دادن خطرات باشه، سرمایه گذاران حاضر هستن با اونا کنار بیان. اما اگه در سخنرانی به اونا دروغ بگید یا تلاش می کنین بیشتر از حد خوش بین باشین، اونا سخنرانی شما رو نخوان قبول کرد و به اون اهمیت نمی ده.

قابل اعتماد باشین
سرمایه گذار واسه اعتماد به سرمایه گذاری در کار و کاسبی شما، باید به شما و تیم شما اعتماد داشته باشه. اگه نتونین این اعتماد رو بین سخنرانی، سئوال شدن و یا نقد شدن به دست بیارید، سرمایه گذار به توانایی شما در رسیدگی به مشکلاتی که در آینده در مسیرتون هستش، اطمینان نمیکنه.

بخاطر داشته باشین که جلب نظر سرمایه گذاران می تونه سکو پرش کار و کاسبی شما باشه. پس در سخنرانی خود با اعتماد به نفس و رو راست به موارد فوق عمل کنین.

[تعداد: ۹    میانگین: ۴.۲/۵]

جلسات خارجی کارکنان چه نتایجی به همراه داره؟

جلسات خارجی کارکنان
جلسات خارجی کارکنان همون جلساتی هستن که در جهت بهتر شدن وضعیت سازمان شما اما معمولاً در بیرون از ساختمون شما تشکیل می شن. حتی خیلی از شرکتا بصورت هدف دار روزای خاصی رو واسه جلسهای خارجی جهت همکاری تیم و ارائه ایده ها اختصاص میدن. کارآفرینان معمولاً این جلسات رو دوست دارن، چون از محیط تکراری کار بیرون شده و به مکانای دیگری می رن. کارمندان دوست دارن بدونن چه وقایعی در جلسات خارجی در انتظار اوناس. اونا اینطور جلسات رو تجربه می کنن و طبیعتاً نتایجی رو به همراه داره. در این پست باهم می بینیم که چیجوری میشه این وضعیت رو مدیریت کرد. با پدیده فکر مهتر همراه باشین.

قبول کردن مسئولیتا در جدول کارای روزانه
کارکنان باید فرهنگ و روش های هدف دار جور واجور هر کار و کاسبی رو بیاموزند. چون مسئولیت هر فرد در حال پیشرفت و تغییره. در طول زمان کار و کاسبی هر کسی تغییر پیدا میکنه تلاش کنین شمام با کار خود رشد پیدا کنین. جلسات خارجی واسه روند رشد و تغییر کارکنان روشی مناسب هستش، کارمندان واسه شرکت در این جلسات به آموزشایی که سطح اونا با کیفیت باشه نیاز دارن. مدیر شرکت با ارسال کارکنان خود واسه گفتگو در جلسهای خارجی می تونه روش های هدف دار متفاوتی رو به اونا بیاموزد که نتیجه اون رو در کار و کاسبی می بینه.

امتحان تاثیرپذیریا
جلسات خارجی کارکنان معمولاً با یک مشکل تموم میشه. وقتی که کارکنان به کار خود در شرکت برمی گردن فعالیت شون کنه تر می شه، اما چیجوری بدونیم که جلسها و مذاکرهایی که در اون شرکت کردیم نتیجه مثبت داشته یا نه؟

شرکتا بعد از برگزاری اینجور جلساتی باید آزمونی رو واسه کارکنان خود در نظر بگیرن، این آزمون می تونه سوالاتی باشه که مدیر از کارمندان می پرسد. از هر نفر ۲۰ سئوال بپرسید و اهداف این گفتگو یا مشکلات اون رو بررسی کنین. یافته های این سوالات نظرات کارکنانه که می تونه مدیر رو واسه رسیدن به راه های بعدی کمک بده.

به هر اون چه انجام می دین فکر کنین
طبق تحقیقات انجام شده وجود رابطه بین یادگیری و تفکر بهترین نتیجه رو میده. شمام می تونین این ارتباط رو روی خودتون با در نظر گرفتن اهدافی که دارین امتحان کنین و نتیجه رو ببینین.

هر انسانی فقط از روش تجربه مهارت ها رو نمی آموزد. واسه زمان برنامه ریزی داشته باشین، شرکت گوگل واسه زمان خود قانون ای داره به نام “قانون ۲۰” این شرکت به کارکنان خود اجازه میده حدود ۱/۵ از زمان خود رو آزاد باشن. میدونید که گوگل بهترین شرکتیه که از دید محیط کار مقام اول رو در آمریکا داره. جفت و جور کردن وقت آزاد باعث نوآوری می شه. تحقیقات ثابت کرده ۵۱ درصد از کارکنانی که وقت آزاد در اختیارشون گذاشته شده کیفیت کار بهتری نسبت به بقیه دارن، پس واسه فرستادن کارکنان خود به هر جلسه خارجی تلاش کنین زمان آزادی رو در اختیار کارمندان خود بذارین تا بهره وری بهتری رو در اختیار شما بذارن.

مطلب پیشنهادی: گوگل چیجوری استخدام می کنه؟

[تعداد: ۸    میانگین: ۵/۵]

جلوگیری از مزاحمتای محل کار

جلوگیری از مزاحمتای محل کار
شک نداشته باشینً شمام بارها فهمیدین که وقتی در حال انجام کاری هستین یهو خودتون رو در حال چت کردن با دوستان تون در شبکه های اجتماعی و یا مشغول بررسی ایمیل پیدا کنین. این کار درستیه که به هنگام کار کردن و انجام وظیفه به توییتر و فیسبوک خود سر بزنین؟ اگه تا اینجا لبخندی روی لبانتان نقش بسته و با خود گفتید “دقیقا منو میگها” باید بدونین که تنها نیستین! مطالعه جدیدی که انجام شده نشون میده که ایمیل و شبکه های اجتماعی مهم ترین مزاحمتایی هستن که کارکنان این دوره با اونا مواجه ان. پس این مقاله رو از دست ندین تا باهم واقعی ببینیم که به چه دلیل درگیر مزاحمتا میشیم و چه کاری لازمه انجام بدیم تا کاری رو که شروع کردیم بدون داشتن هیچگونه مزاحمتی خوب تمومش کنیم.

بررسی به وسیله OfficeTime.net انجام شده که از بیشتر از ۱۷۰۰ صاحبان کار و کاسبی؛ مشاغل آزاد و کارشناسان درباره فعالیتایی که در کارای شون دخالت بوجود میاره سئوال پرسیدهه. در این بررسی، بررسی ایمیل و جواب دادن به اونا در محل کار اصلی ترین مزاحمی بود که زمان کارکنان رو به هدر می داد. ۴۵ درصد از شرکت کنندگان در این بررسی گفتن که هر روز زمان خیلی زیادی رو مشغول رفرش کردن صفحه ایمیل شون می کنن.

دومین مزاحم بزرگ، شبکه های اجتماعیه که ۴۳ درصد از افراد این بررسی رو شامل می شه.

Stephen Odd موسس OfficeTime و مدیرعامل Productive Monkey میگه: ایمیل مزاحمیه که هر کسی بدون اینکه فهمیده باشه می تونه خیلی راحت خودشو با اون درگیر کنه. خیلی از کارکنان نمی فهمن که اونا رو از انجام وظیفه شون باز داشته. اگه احساس می کنین که ایمیل به یک مشکل اساسی در زندگی شما تبدیل شده باید با اون به مقابله بدین. بدین منظور می تونین بعضی فرآیندها رو کم کنین. بطور مثال؛ وب سایتایی رو که واسه دریافت مقاله هاشو Subscribe و فالو کردین رو لغو کنین. بجای نوشتن پاسخای طولانی با جزئیات زیاد، نوشتن پاسخای کوتاه و در عین حال با ادب رو بیاموزید و انجام بدین. در صورت ضرورت از بخشای CC واسه جواب دادن به ایمیلا استفاده کنین. باید بتونین از حالت “همیشه در دسترس واسه پاسخگویی به ایمیلا” بیرون شید و زمان محدودی رو در طول روز مشخص کنین تا به بررسی اون بدین.

به دنبال مزاحما می رید
اینکه کارکنان همیشه به هنگام کار، یهو درگیر شبکه های اجتماعی و یا ایمیل می شن همیشه هم بخاطر اتفاقی نیس! خیلی از کارکنان با تمایل بیشتر از حد به “دوری از کاری که باید بکننن” به بهره وری خودشون آسیب می رسونن. بررسی OfficeTime نشون میده که ۴۲ درصد از شرکت کنندگان کار خودشون رو با جستجو به دنبال فعالیتای جور واجور دیگه مثل وب گردی (۳۳ درصد) سرو کار داشتن با کامپیوتر و مشکلات تکنولوژی (۲۴ درصد) و شبکه های اجتماعی شخصی (۲۲ درصد) آزاد می کنن.

پس سوالی که اینجا ساخته میشه اینطوریه: به چه دلیل صاحبان کار و کاسبی و کارشناسان کارها به خودشون اجازه میدن تا فعالیتای نامرتبط جورواجور تمرکز اونا رو (بجای اینکه به اتمام کار دلخواه بدن) بهم بزنن؟ مثل بهانهای عادی واسه جواب به این سئوال اینه که اونا (مزاحما) خیلی راحت آدم رو درگیر خودشون می کنن و اصلاح کننده تر از فعالیتایی هستن که باید انجام داده شن!

حل کردن مشکل
کنار گذاشته شدن وظایف کاری تنها به خاطر این که بعضی مزاحمای قوی جلوی اون رو می گیرن جزو تمریناییه که هر فردی تلاش می کنه اون رو کنترل کنه. بعضی اپلیکیشنایی مثل SelfControl و Cold Turkey بدین منظور ایجاد شدن که می تونین دانلود کرده و روی سیستم کامپیوتر خود نصب کنین تا با مشخص کردن یه بازه زمانی جلوی وب سایتایی رو که باعث نبود تمرکز شما می شن حذف کنه.

Dodd در آخر اضافه می کنه: قدرت اراده شما می تونه بر احساس نبود تمرکز که به وسیله مزاحما ساخته میشه غلبه کنه. درباره چیزی که اون رو بدون تکمیل کردن کنار گذاشته اید فکر کنین و به خودتون بگید که باید اون رو دوباره شروع کنین. موفق باشین.

[تعداد: ۳    میانگین: ۴/۵]

جمع سپاری چیه ؟ چه نقشی در کار و کاسبی داره ؟

امروز با مبحثی آشنا میشیم که عنوان CrowdSource به خود میگیره. در این مقاله می بینیم که CrowdSource چیه و چه نقشی در کار و کاسبی ما داره؟! واژه CrowdSource انگار از ترکیب دو واژه Crowd و Source تشکیل شده. Crowd به معنی جمعیت بوده و Source هم “منبع” رو نشون میده. در ویکی پدیا فارسی، از واژه “جمع سپاری” واسه انتقال معنی اون استفاده شده. پس در این مقاله هم تلاش می کنیم همین واژه رو بکار ببریم.

جمع سپاری چیه ؟ چه نقشی در کار و کاسبی داره ؟
چگونگی کار کردن خود رو با “استعداد خود” به شکل خدمات ترکیب کنین. جمع سپاری یه جور برون سپاری به گروه خیلی از افراد ناشناختهه. افراد نامعلوم طوری که یک شرکت نتونه جمعیت خود رو بسازه! این جمعیت رو هم افراد موثر و حتی افراد بی تجربه تشکیل میدن. تجمع این افراد، معمولاً از روش فراخوان عمومی در اینترنت صورت میگیره. تمرکز جمع سپاری بر مشارکت دادن جمعیت در فعالیتایی مثل حل مسئله، تولید و پیشرفت مفاهیمی چون مشارکت در ایده سازی، نوآوری، تولید و فرایندهای ارائه خدماته که بر کیفیت محصول، وفاداری و خوشحالی مشتری اثر مستقیم داره.

غیر متمرکز بودن، غیررسمی بودن، عمودی و افقی بودن ارتباطات، در انحصار نبودن اطلاعات، مثل ویژگیای جمع سپاری می باشه. مدل کسب وکار جمع سپاری بر مشارکت داوطلبانه جمعیت تمرکز داره که به جهت تولید فراورده های نوآورانه شکل میگیره.

۱ – آموزش و تست کارکنان
کارکنان باید قبل از قرار گرفتن در وظایف شون، آموزش دیده بعد، یاد گرفته هاشون آزمایش شه.

۲ – کارکنان دارای شرایط، وظایف رو از کاتالوگ کاری موجود باید انتخاب کنن
کارکنان وظایفی رو که بخاطر اون آموزش داده شدن میبینن.

۳ – هر کدوم از وظایف، تحت پوشش فردی مؤثر و رابطی پرقدرت قرار گیرد
دستورالعملای روشن و موثر کیفیت کار رو افزایش میدن.

۴ – بخش “کیفیت هوشمند” از درست بودن نتیجه پروژه اطمینان دشت می کنه
کارکنان باید بصورت به طور کاملً هوشمندانه بقیه فرآیندها رو موردبررسی دقیق قرار داده و از روند درست و کیفیت خوب مطمئن شن.

۵ – پاداش و ارتقای کارکنان
ارتقاهایی که طبق کارکرد کارکنان صورت پذیرد کیفیت کاری رو زیاد می کنه.

۶ – ارزش گذاری طبق خروجی
شما طبق مواردی که توانایی نیروی کارتون رو در گسترش و ارتباط گیری، حذف فرآیندهای غیرضروری و … نشون میده ارزش گذاری می کنین.

امیدواریم این مطلب، به درد بخور هستش باشه.

مطالب در ارتباط :

تولید محتوا – واسه رسیدن به محتوای قوی روش کار رو تغییر بدید
چیجوری از محتوایی که واسه ما نیس استفاده کنیم؟

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۴/۵]

جمعه سیاه (Black Friday) و رابطه اون با بازاریابی!!

جمعه سیاه؛ بهترین روز واسه بازاریابیه
جمعه سیاه؛ بهترین روز واسه بازاریابیه! مهم ترین قراردادای تجاری در این تاریخ بسته می شه.
روز جمعه آخر نوامبر که روز عید شُکر هم هست روز شلوغ و پر هیاهوییه.
داستان جمعه سیاه به قرن ۱۹ باز می شه که در اون تاریخ؛ آمریکا با یک بحران اقتصادی سخت مواجه شد!

این بحران؛ با پایان بازار طلا همزمان شد. در بازار طلا؛ در تاریخ ۱۴ سپتامبر سال ۱۸۶۹ دو نفر از میلیونرهای خیابون وول ستریت به نامای جای جولر و جیم فیسک واسه خرید و انحصار بزرگترین سهم موجود طلا به امید اینکه قیمت بالا بره و سود خوبی به دست بیارن اقدام کردن. ولی در این جمعه در ماه سپتامبر با رونمایی از این مسئله و پایان دادن این بازار؛ همه مردم وول ستریت بی پول شدن!!
سببی که باعث تکرار این اسم شد اینه که صاحبان شرکتا و تجار در این روز هر چی فروش داشته باشن اون رو با دوات مشکی ثبت می کنن و اگه در اون روز فروشی نداشته باشن اون رو با دوات قرمز ثبت نشون میده.
در سال ۱۹۶۰ پلیس فیلادلفیا روز جمعه سیاه رو به عنوان شلوغ ترین روز سال معرفی کرد. شرکتا تلاش زیادی واسه تغییر این نام کردن اما دیر شده بود! این نام دیگر بر سر زبانا افتاده بود.
در سالای پایانی هم داستان دیگری پشت این نام گذاری ظاهر شد. «حمله سیاه پوستان آمریکایی که واسه زمینای خود قیام کردن»

درگیری و خشونت در روز جمعه سیاه
روز جمعه سیاه؛  روزی پر از درگیری و خشونته. با وجود شلوغی و خشونت این روز فوق العاده فروش بالایی داره.
در سال ۲۰۱۲ دو نفر با شلیک گلوله بیرون ساختمون تجاری ولمارت در فلوریدا کشته شدن و در سال ۲۰۰۸ کارمند موقتی در این ساختمون تجاری بر اثر خفگی هم جان خودشو از دست داد.

چیجوری از جمعه سیاه استفاده کنیم
وب سایتای تجاری شرکتا معاملات خاص خود رو روی وبسایتا به نمایش می ذارن. مثل گوشیای هوشمند، تلویزیونا و چیزای دیگه ای به جز اینا..
سایت آمازون در حدود ۵ میلیون دلار در سال پیش در این روز فروش داشت!
و سایت Argos که در این تاریخ بهترین معاملات بزرگ رو داشتن. هم اینکه سایت Ao.com و target و مغازه های تجاری carphon warehouse انگلیسی که گوشیای همراه رو دارن.

جمعه سیاه در مصر
مصر مثل هر کشور دیگری فروشای بزرگ و کاهش قیمت که به ۹۰ درصد می رسه رو در این روز داره. خصوصاً از روش فروش اینترنتی در این روز مغازه های تجاری و محلها آماده می شن تا اجناس خود رو به نمایش بذارن.

[تعداد: ۵    میانگین: ۳.۶/۵]

جملات موثر در خدمات مشتری واسه فروش ایده آل

با استفاده جملات موثر در خدمات مشتری ، به فروش ایده آل برسین. نمایندگان فروش و خدمات مشتریان با چالشای مشابهی مواجه هستن. با این همه خریدار مدرن، مشتری مدرن هم هست. متکی به خود، خبره، و مشتاق واسه انجام تحقیقات خود. با پدیده فکر مهتر همراه شید.

یافته های تحقیقات جملات موثر در خدمات مشتری
با در نظر گرفتن گزارش تحقیقاتی HubSpot. در سال ۲۰۱۶، بیشتر از نصف فروشندگان، می گن که خریداران در چند سال گذشته جداگونه تر شدن.

هم اینکه، CEB هم به این نتیجه رسیده. که تقریبا ۵۸٪ از مشتریانی که با ساپورت تماس می گیرن. اول تلاش می کنن خودشون مشکل رو حل کنن.

یکی از یافته های غیر منتظره شباهتای بین فروش و ساپورت، اینه که نماینده فروش می تونه از روشای موثر نماینده ساپورت الگوبرداری کنه. اگه شما یک فروشنده هستین، جملات موثر در خدمات مشتری زیر رو یادتون باشه.

جملات موثر در خدمات مشتری
۱. “رقابت برانگیز به نظر می رسه”
مشتری معمولا زمانی با تیم ساپورت تماس میگیره که در پیدا کردن جواب یک موضوع و یا سئوال با مشکل مواجه شده. در همون زمان نماینده گوشی رو بر میداره. یا به پیام اون جواب میده. و شاید مشتری نا امید می شه.

اگه نماینده با مشکل مشتری طوری برخورد کنه که گویی مشکل کوچکیه. یأس ایشون افزایش پیدا می کنه. اما اگه نماینده با وضعیت مشتری همدلی کنه. ایشون احساس تایید شدگی داره. – که تجربه کلی اون رو بهبود خواهد بخشید. و موجب رضایت مشتری می شه.

به همین خاطر، مشتریا معمولا اطلاعات حساس و یا خصوصی در مورد کار و کاسبی، اولویتا، و اهداف شخصی خود رو با فروشندگان می گن. نمایش همدلی رفت و امد رو انسانی می کنه. اعتماد مشتری رو زیاد کرده، و شما رو در موقعیت خوبی واسه ارائه مشاوره قرار میده.

فرض کنیم خریدار میگه: “مدیر عامل شرکت از تیم من خواسته تا خروجی رو دو برابر کنیم. و در عین حال درصد فعلی نقصا رو ثابت نگه داریم و کاهش دهیم.”

شما می تونین اینطور جواب بدید: “به نظر رقابت بر انگیزه. برنامه شما واسه انجام این کار چیه؟ ”

تنها در سه کلمه، به مشتری نشون می دین که طرف اون هستین. در این حالت ایشون به اندازه کافی احساس راحتی کرده و مسائل رو شفاف تر میگه. این یکی از جملات موثر در خدمات مشتریه.

۲. [سئوال رو تکرار کنین] سئوال بسیار خوبیه، اون رو یادداشت کردم و تا [ زمان X] اون رو پیگیری می کنم.
نمایندهای ساپورت آموزش دیده ان و هر گز نمی گن که: “من نمی دونم.” به خاطر این اگه مشتری در مورد نبود علم نماینده چیزی بشنوه. اصلا وجهه خوبی نداره. این جواب غیر سازنده و بیشتر آزار دهندهه.

نمایندهای کار بلد به جای اینکه بگن جواب سئوال رو نمی دونن. سئوال رو تکرار می کنن و پایبند می شن. که در اسرع وقت راه حلی واسه اون بیابند. فروشندگان هم وقتی با سوالات سخت مواجه می شن. باید جواب مشابه بدن.

مثلا، می تونین بگید، “ پورتال ما تایید دو مرحله ای رو ارائه میده؟ سئوال بسیار خوبیه. من این سئوال رو با تیم تولید خود در بین می ذارم و فردا صبح جواب رو واسه شما می فرستم. ”

از اونجا که شما یه برنامه عمل مشخص و یک مهلت پیشنهاد کردین. مشتری بجای دل آزرده شدن، از شما ممنون هستش. هم اینکه موقعیت شما هم به عنوان مشاور مورد اعتماد حفظ می شه.

۳. ” ما [محصول، خدمات، ویژگی، کارکرد، و چیزای دیگه ای به جز اینا] رو در [آینده، X دوره از زمان، وقتی که Y اتفاق بیفته] ارائه می کنیم. من در پرونده شما یادداشت می کنم که علاقه مند به اون هستین. “
وقتی که مشتری یک آیتم و یا ویژگی غیر موجود رو درخواست میده. نماینده ساپورت از زبون منفی استفاده نمی کنه. عباراتی مثل «الان در انبار موجود نیس” و یا “من میتونم اون رو واسه شما جفت و جور کنم” بن بستای گفتگو ای هستن.

به خاطر همین، نمایندها معمولا در جملات خود درنگ می کنن. تا مثبت به نظر برسن. می تونن بگن، “ما این محصول رو درزمان دو ماه دوباره آماده می کنیم” یا “خوشحال می شم که ویژگیای مورد نظر شما رو به محض آماده شدن در اختیارتون بذارم.”

همین معنی در فروش هم کاربرد داره. وقتی که مشتری تون چیزی از شما میخواد که نمی تونید الان جفت و جور کنین. اونا رو از درخواستشون نا امید نکنین.

عوضش، یک جدول زمانی واسه وقتی که میتونین درخواست رو انجام بدین به اونا بدین. یه روش دیگر واسه رسیدن به همون هدف پیشنهاد کنین. یا توضیح بدید که به چه دلیل درخواست اونا ممکنه غیر لازم باشه.

به این گفت و گوی نمونه توجه کنین:

خریدار: “ می تونین محموله رو در عرض دو هفته تحویل بدید؟”

نماینده: “ما از یک تولید کننده واحد استفاده می کنیم. که یعنی تحویل محمولهامون بعضی وقتا ۱۲ روز زمان میبره. فرق در کیفیت موجب این مسئله می شه، با این حال – هیچ یک از مشتریان ما حتی یک دستگاه رو در ۲۰ سال گذشته عودت نداده ان “.

۴. “سئوال بسیار خوبیه. من میتونم دقیق ترین جواب رو به شما بدهم. می تونین اول به چند سئوال کوچیک جواب بدید؟ “
نماینده ساپورت تلاش می کنه تا “دلیل” مخفی پشت هر سئوال مشتری رو بدونه. اونا میخوان بجای ارائه صرف یک راه حلی کلی، به هدف و یا شکایت پایانی مشتری رسیدگی کنن. این کار ممکنه موجب طولانی شدن مدت تماس شه، اما احتیاجی نخواد بود تا مشتری در آینده دوباره تماس بگیره.

واسه رسیدن به عمق مسئله، نمایندها باید همه چیز رو به دقت بررسی کنن. به همین راه، فروشندگان نباید قبل از درک موقعیت، تمایلات و نیازای مشتری، راه حل ارائه دهند.

دفعه بعدی که خریدار بدون این دست اون دست کردن میخواد به راه حل برسه، چیزی در اون جهت بگید: “حتما باید در مورد [قیمت گذاری، فلان کارکرد، و چیزای دیگه ای به جز اینا] صحبت کنیم. من میتونم بهترین پیشنهاد رو به شما داشته باشم. اما ممکنه اول کمی بیشتر در مورد موضوع صحبت کنین؟ ”

۵. “شما اولین کسی نیستین که این سئوال رو دارین.”
معمولا پذیرش اینکه مشتری نمیتونه مشکل رو تشخیص بده. و یا اطلاعات لازم رو پیدا کنه، واسه ایشون خوب نیس. نماینده ساپورت با گفتن این جمله ساده، غرور مشتری رو حفظ می کنه. و حس درموندگی ایشون رو نابود می کنه.

فروشندگان هم می تونن از این روش استفاده کنن تا احساس بهتری در مورد مشکلات و چالشای مشتری به ایشون بدن. مثلا، تصور کنین خریدار میگه: “اندازه رضایت مشتری ما در این سه ماهه خیلی بد بوده.” شما جواب میدید: “من با شرکتای زیادی کار کردم که همین موضوع رو مطرح می کنن. فلان شرکت که در بازار مشابهی فعالیت می کنه می گفت: … ”

مزیت دیگر جملات موثر در خدمات مشتری اینه که ، اعتبار بیشتری به شما میده. وقتی که مشتری بدونه شما به دیگر شرکتا در این بخش کمک کردین، با اطمینان بیشتری به شما اعتماد می کنه.

اگه از این جملات موثر در خدمات مشتری در طول تماسای فروش خود استفاده کنین، مشتری هم عکس العمل مطلوبی داره.

[تعداد: ۱۵    میانگین: ۴/۵]

جنس رو بردار و برو؛ الگوی جدید خرید آمازون

الگوی جدید خرید آمازون
 آمازون رسما از چشم انداز سوپرمارکتای خود در آینده پرده ورداری کرد.

سوپر مارکتای جدید آمازون ، اولین نوع از سوپرمارکتای مدرن شرکت آمازونه و در نزدیکی دفتر مرکزیشان، سیاتل راه اندازی شده. این مغازه ها که آمازون گو (Amazon Go) نام دارن، فرق های اساسی رو نسبت به دیگر سوپرمارکتای فعال الان جهان دارن.

اولین سوپرمارکت آمازون گو در یک فضای ۵۵۰ متری در سیاتل احداث شده. خریداران با ورود به این سوپر مارکت می تونن مواد غذایی مورد نظر رو ورداشته و بعد از مغازه بیرون شن. گفتنیست که سفارش های اون ها به شکل خودکار از حساب کاربری آمازون اون ها کم می شه.

مغازه آمازون گو متکی بر سنسورها و بینایی کامپیوتریه تا بتونه تشخیص بده خریداران چه اجناسی رو خریداری کرده و بعد از مغازه بیرون شده ان. این تجربه خرید در اول با استفاده از یک اپلیکیشن اسکن و پیش از ورود مشتریان به داخل مغازه آمازون گو شروع می شه. سنسورهای تعبیه شده روی درب های خروجی هم میتونن مواد غذایی خریداری شده رو موقع خروج مشتریان از مغازه در حساب آمازون اون ها جا بده و وقتی که اون ها قصد ترک مغازه رو دارن به اون ها اجازه خروج داده می شه.

اولین شعبه مغازه مدرن و پیشرفته آمازون الان به شکل آزمایشی تنها روی کارمندان این شرکت بازه.

آمازون می خواد تا سال ۲۰۱۷ میلادی، اولین شعبه عمومی این سوپر مارکت رو واسه استفاده عموم راه اندازی کنه.

[تعداد: ۱۰    میانگین: ۳.۷/۵]

استایلای شخصی کارآفرینان برتر [اینفوگرافی]

استایلای شخصی کارآفرینان برتر
استایل شخصی هر فرد، در نوع شناخت اون بسیار اهمیت داره. به افراد مشهور فکر کنین و ببینین که کدوم یکی از اونا از نظر شما، دارای سبک و استایل خاصی هستن! این استایل همون چیزیه که در “کی بودنِ اونا” نقش زیادی بازی می کنه. کارآفرینان برتر و موفق هم شامل همین بررسی هستن.

مارک زورکربرگ با تی شرتای خاکستری رنگ اش مشهوره. وقتی از آن می پرسن که به چه دلیل معمولاً همون تی شرت خاکستری همیشگی رو می پوشی اون جواب میده: من واقعاً می خوام روش زندگیم رو خودم بسازم به خاطر همین باید تلاش کنم تصمیمات کمتری درباره هر چیزی (به جز خدمت به جامعه) بگیرم.

مارک زوکربرگ تنها کسی نیس که در دنیای کارآفرینی این استایل رو داره. به اینفوگرافی زیر که از Orthotic Shop هست نگاه کنین و از استایل کارآفرینان و افراد برجسته و موفق خبردار شین.

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

استخدام افراد با استعداد چیجوری انجام قبول می کنه؟

استخدام افراد با استعداد در شرکتای بزرگ و یا کسب و کارای کوچیک چه میزانه؟

استخدام در شرکتا کار سختی شده، تکنیکای خاصی واسه استخدام مورد توجه دارین؟

مدت هاست بیکار هستین؟  با در نظر گرفتن شرایط اقتصادی در بیشتر کشورها پیدا کردن کار واسه همه مردم سخت شده و واسه پیدا کردن راه حل جهت استخدام باید نکاتی رو مورد توجه بذارین.

استخدام افراد با استعداد
استخدام افراد با استعداد
واسه پیدا کردن کار جدید صبر زیاد لازمه در کنار صبر از شبکه های اجتماعی و اینترنت برخوردار شید. واسه حل مشکل جوانان جهت استخدام و نبود مواجه شدن با شکست راه کارایی رو میگیم.

معرفی مهارت ها در اینترنت و فضای مجازی
با در نظر گرفتن پیشرفت تکنولوژی معرفی مهارتای مردم در اینترنت کاری لازم و لازم هستش. شرکتا واسه استخدام کارکنان آگهیای متنوعی رو در سایتای خود و سایتای کاریابی به جستجوی آدمایی متناسب با شرایط شرکت هستن، اطلاعات خود رو به شکل کاملی در اینترنت درج کنین تا در صورت کنترل مهارت شما احتمال استخدام و تماس شرکت با شما بیش تر شه. طبق تحقیقات انجام شده موسسهای تجاری در خاورمیانه و آفریقا، حدود ۹۲ درصد به برندهای شخصی افراد واسه استخدام اهمیت میدن. برند شخصی شما می تونه یکی از دلایل مثبت و مهم استخدام شما باشه.

مطلب پیشنهادی: بهترین راه های کاریابی کدوما هستن؟

کنترل پستای خالی از کارمند واسه استخدام
روزانه سایتای کاریابی آگهیای زیادی جهت استخدام کارکنان منتشر کرده و از جوانان آماده به کار درخواست می کنن اطلاعات خود رو جهت استخدام در پستای خالی بفرسته. آگهیای استخدام در اینترنت و فضای مجازی به اشتراک همه مردم درخواهد اومد. پس همیشه پستایی رو که خالی از کارمنده چک کنین تا شانس استخدام تون زیاد شه. از گرفتن کارایی که متناسب با مهارت شما نیستن خوداری به عمل بیارید. با استخدام شدن در شرکتایی که مناسب مهارت شما نیستن رزومه کاری شما پیش دیگر شرکتا خراب شده و فرصتای جدید رو از دست میدید.

یک نامه واسه معرفی مهارت خود بنویسین.
ارائه یک نامه از مهارتای شخصی شما کم تر از یک رزومه نبوده و تاثیرات زیادی در خواننده بوجود میاره. با نوشتن یک نامه از مهارتای خودتون کارتون رو پیش بقیه بازاریابی می کنین. حدود ۴۴ درصد شرکتا در خاورمیانه و آفریقا واسه نامهای معرفی مهارت ارزش قائل می شن. نوع نوشتن نامه معرفی مهارت باید با زبانی رسمی بوده و با معرفی مهارت شخصی و تجربیات کاری باشه نوع نوشتن شما می تونه تاثیر مثبت یا منفی تو ذهن مخاطب بسازه، واسه نوشتن اینجور نامه ای اول خوب مطالعه داشته باشین.

مطلب پیشنهادی: مهم ترین و بهترین وسیله واسه استخدام چیه؟

کنترل درخواستای استخدام
درخواستای استخدام متفاوت بوده و هر شرکت به شکل خود شرطایی جهت استخدام کارکنان به کار میگیره. نگاه شما به یک درخواست می تونه یافته های متفاوتی همراه داشته باشه. ممکنه شرکتا با ارائه یک درخواست منظور خاصی داشته باشن و میخوان کارکنان رو آزمایش کنن شرکتا میخوان اندازه ارزشی که واسه درخواست قائل میشین رو سبک سنگین کنن. به درخواستا فقط به چشم یک کاغذ نگاه نکنین بلکه اون رو فرصتی جهت پیدا کردن کار جدید ببینین. واسه پیدا کردن کار باید صبر داشته باشین ممکنه پیدا کردن کار بیش تر ار یک دوره معمولی طول بکشه، صبر کردن به معنی منتظر موندن کنار تلفن نیس بلکه باید در جستجوی فرصتای جدید باشین و مهارتای خود رو جهت پیدا کردن کار مناسب افزایش بدید.

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

استخدام بازاریاب با مهارتای جدید در دنیای بازاریابی امروز

انگار به عنوان بازاریاب ما همیشه از مدیر بازاریابی، مدیر مالی یا مدیر عامل ، بودجه اضافی واسه استخدام بازاریاب و منابع بیشتر واسه تیم بازاریابی درخواست می کنیم.

بازاریابا کارای زیادی انجام میدن. از تولید لید گرفته تا افزایش در اومد، ایجاد محتوای رهبری فکری ، بهینه سازی پروسه، و موارد دیگر. اما بازاریاب کافی در تیم وجود نداره که همه کارا رو بکنه.

هم اینکه، به دلیل اینکه صنعت مارتِک بازم در حال رونق گرفتنه، مهارتای لازم واسه پیشرفت در یک سازمان بازاریابی مدرن B2B دائم در حال تغییره.

استخدام سخته و استخدام بازاریاب واسه تیم بازاریابی سخت تر. دیدگاه ها و چشم اندازه ها  اونقدر سریع تغییر می کنن که حتی موسسات آموزشی هم نمی تونن همزمان با اون همراه شن؛ شک نداشته باشین اگه بخواهید فردی رو از مدرسه ای واسه استخدام  انتخاب کنین که نرم افزار اتوماسیون بازاریابی و عملیات بازاریابی رو می دونه، سخت تحت فشار هستین و همچین چیزی تقریبا محال می شه. چون که سرعت تغییر با سرعت همراهی آموزش با اون خیلی فرق داره.

به خاطر کمک به شما در  کارای استخدام بازاریاب مناسب واسه تیم خود ، اینجا خلاصه ای از ۵ ویژگی برتر رو میاریم. که یک رهبر بازاریابی مدرن باید در یک تیم بازاریابی با کارکرد بالا اونا رو جستجو کنه.

در استخدام بازاریاب به این ۵ مهارت
کارشناسان بازاریابی استخدام کنین که می تونن جنرالیست(عمومی دان) باشن
چند سال پیش، استخدام بازاریاب فقط به معنی استخدام “متخصص” بود. کسیه که روی یک نقش متمرکز بود و می تونست اون نقش رو خوب بکنه. نمونه های این تخصص  می تونه  بازاریابی محتوا، رسانه های اجتماعی، مدیریت سئو سایت و چیزای دیگه ای به جز اینا باشه. با اینکه هنوز باید واسه این زمینه های کاربردی استخدام حرفه ای انجام شه ، اما به دنبال بازاریابایی باشین که هم متخصص هستن و هم جنرالیست.

منظور از این کار چیه؟ از اونجا که چرخه فروش B2B بسیار پیچیدهه، شما نیاز به بازاریابانی دارین که می تونن در صورت ضرورت به شکل روان و سیّال از یک بخش عملیاتی به دیگری وارد شن. این توانایی در زمان نیاز به اجرای کلی و هماهنگی در همه پروژه ها به شکل ساده، کمک می کنه. مثلا، شما ممکنه یک بازاریاب محتوای تموم وقت داشته باشین، اما اعضای دیگر تیم شما هم در صورت ضرورت خیلی راحت میتونن به ایجاد محتوا بدن چون جنرالیست هستن.

هر فردی در تیم ، کارکرد دیگر اعضای تیم رو تقریبا خوب می دونه، و این مسئله اونا رو قادر می سازه تا کامل و بدون برخورد کار خود رو بکنن.

واسه مطالعه بیتشر:

راهنماییایی واسه تبدیل شدن به یک متخصص بازاریابی ممتاز

بازاریابان بر اساس داده استخدام کنین که با اعداد رابطه خوبی دارن
همونطور که بازاریابی بازم در حال تکامله، افراد بیشتر و بیشتر با  داده ها و اعداد در کارشون مواجه می شن. شاید وقتی در دوره های بازاریابی شرکت می کردین، هیچوقت تصور نمی کردین که خودتون مدلای پیش بینی درآمد بسازین و یا تصمیم گیریای بر اساس داده  و جدا سازی و بررسی بگیرین.

تموم افراد تیم شما باید از دید فکری بسیار کنجکاو باشن تا بتونن دائم از داده ها واسه تصمیم گیری استفاده کنن. مدیران برنامه شما همیشه باید مجموعه داده ها رو روی برنامه کارکرد جدا سازی و بررسی کنن تا حرکت بعدی خود رو تشخیص دهند. هر فردی در تیم شما باید به لیدها، MQL(بازاریابی لیدهای با کیفیت)، حریف، خط لوله مشتری، و اعداد درآمد دقت و توجه کنه.

هر بازاریاب مجبور به کاهش اعداد نیس، اما شما باید آدمایی رو پیدا کنین که به اندازه کافی یادگیرنده و از نظر ذهنی کنجکاو هستن. تا بتونن با آموزش و تمرکز به افراد تحلیلی تبدیل شن.

واسه مطالعه بیشتر:

۳ تاکتیک مهم واسه مصاحبه استخدامی

بازاریابانی رو استخدام کنین که توانایی فروش دارن
شک نداشته باشین استخدام بازاریابایی که می دونن چیجوری فروش بکنن لذت بخشه، به ویژه فروش به نسل تقاضا کننده، رویدادها، و یا نقشای بازاریابی محصول.

تیم بازاریابی شما باید محصول خود رو بهتر از هرکی دیگری در سازمان بشناسه. تیم بازاریابی باید درک کنه که شخصیت شما چیه، و چیجوری باید خریدار رو در قیف فروش با رهبری تفکر مربوطه، هدایت کرد. و بازاریابان در نقشای خاص هم باید بتونن تماس فروش و تماس با مشتری رو مدیریت کنن، یا یک نسخه نمایشی از استفاده از محصول رو در غرفه نمایشگاه بکنن.

باید تیم بازاریابی خود رو واسه فروش بفرستید تا روش های فروش رو به طور تخصصی یاد بگیرن. شاید همه بخشهای این آموزشا واسه اونا ۱۰۰٪ قابل قبول نباشه، اما مهمه که در صورت ضرورت و ایجاب موقعیت،  مراحل رو درک کرده و بتونن با مشتری بالقوه صحبت می کنن.

دلیل دیگر اهمیت دادن به درک فروش از طرف تیم بازاریابی اینه که بتونن روند فروش رو در سطح عمیقتری درک کنه. اگه اونا با اون چیزی که در چرخه فروش قرار داره، هماهنگی بیشتری داشته باشن، بهتر می تونن با پیامای مناسب و موقعیت پیدا کنی مشتریا رو به طرف مرحله پایانی هدایت کنن.  و هم اینکه به همکاری فروش و بازاریابی کمک کنه.

واسه مطالعه بیشتر:

چه چیزایی رو باید به هنگام استخدام درنظر بگیریم؟

تکنسین بازاریابی استخدام کنین
هر کسی در تیم بازاریابی شما باید یا سیستم عاملای کلیدی که شما استفاده می کنین رو بشناسه یا در مورد اونا آموزش داده شه. این روزها خیلی کم یک قطعه تکنولوژی بازاریابی فقط یه بار کار می کنه و ما باور نداریم که عملیات بازاریابی باید تنها به عهده افراد تیمی باشه که می دونن چیجوری یک پلتفرم فناوری خاص رو مدیریت کنن. بازاریابانی رو استخدام کنین که تکنولوژی رو دوست داشته و کنجکاوی ذهنی و فکری واسه یادگیری و شناخت وسیله ها دارن.

بازاریابانی رو استخدام کنین که نسبت به کارشون تعصب دارن
به عنوان یک بازاریاب، به ویژه در یک شرکت در حال رشد، باید تصمیمات سریع بگیرین. چون وقایع زیادی  روی میدن که حساس به زمان هستن، تیم بازاریابی شما باید عملگرایانه باشه. از ایمیلا گرفته تا رسانه های اجتماعی، محتوای مربوطه و موارد دیگر، تیم بازاریابی تون باید بتونه به جریانای مهم صنعت ، تغییرات در محصول شما یا بقیه آگهیای شرکت جواب بده.

توانایی ایجاد تعادل مناسب بین کیفیت بی اشکال و زمان بندی خیلی با اهمیته. جریان صنعتی جدیدی هست که همه در مورد اون صحبت می کنن؟ بهتره تیمی داشته باشین که بتونه به سرعت ایمیل، پست وبلاگ یا پست اجتماعی ارسال کرده و مطالب مربوطه رو از بیرون دریافت کنه!

واسه مطالعه بیشتر:

روشای استخدام در سالای آینده و ۲۰۱۷

* * *

استخدام سخته اما و استخدام بازاریاب واسه نقش بازاریابی می تونه سخت تر باشه. هر چند این مسائل اصلا در فهرست کامل ویژگیای کلیدی واسه نقش بازاریابی نیس، اما یه قدم در جهت درسته!

[تعداد: ۳    میانگین: ۲.۷/۵]

استخدام بانوان در پمپ بنزین!

یک مجتمع خدمات رفاهی در تقاطع اتوبان قم و جاده واوان از خانوم ها واسه کار در جایگاه بنزین دعوت به همکاری کرده.

مدیر این مجموعه میگه: این جایگاه سوخت بنزینی، از امنیت کامل برخورداره و ساعت کاری واسه خانوم ها از ساعت هشت صبح تا سه بعد از ظهره، حقوق این افراد طبق قانون وزارت کار پرداخت می شه و کارمندان این جایگاه سوخت از امتیازات بیمه هم برخوردار هستن.

اون تأکید می کنه: می خواهیم اولین جایگاه سوختی باشیم که با خانوم ها همکاری می کنه و اگه خانوم ها بتونن توانایی خود رو در این کار به اثبات برسانند، شاید در سال های آینده فقط خانوم ها رو استخدام کنیم.

[تعداد: ۲    میانگین: ۳.۵/۵]

استخدام مشاور حقوقی مناسب واسه کار و کاسبی تون و ۷ نشونه واسه اون

میلیونا مشاور آنلاین با تجربه، با محدوده اندازه و زمینه های تخصصی در دسترس که خود این موارد به طور زیادی در بین هر کدوم از اونا فرق داره, وجود دارن. بسته به اندازه کار و کاسبی ، صنعت و نیازای خاص تون، باید ده ها هزار دلار رو واسه استخدام مشاور حقوقی به شکل کوتاه مدت یا حتی ماهانه مصرف می کنین. این یک سرمایه گذاری نیس که خیلی راحت انجام شه، پس چیجوری میشه مطمئن شد که یک مشاور مناسب و درست انتخاب می کنیم؟

بدیش اینه، هیچ جواب صریحی وجود نداره، چون هر کار و کاسبی ای به دنبال چیزی فرق داره. با این حال، می تونین قدرت تصمیم خود رو با بررسی موارد زیر سبک سنگین کنین و به یک حس خوب و درست برسین.

اول: نشونه های استخدام مشاور حقوقی مناسب
۱. منبع برگشت شما
در استخدام مشاور حقوقی خود چیجوری به این فرد رسیدین؟ منبع ارجاعی شما باید بدون این دست اون دست کردن در مورد اعتبار شخص ، نظرش رو بگه. اگه این فرد رو از روش یک آگهی پرداخت با کلیک (PPC) پیدا کردین، به نظر خیلی مناسب نخواد بود، اما اگه این فرد رو از روش پیشنهاد یک دوست نزدیک یا یک شریک تجاری که براتون محترمه پیدا کردین، کمی اطلاعات ابتدایی از چگونگی کارکرد این شخص هست.

هم اینکه، اگه از یک سرویس آنلاین با معروفیت خوب استفاده کرده باشین، مثل Consultants 500، که به شما اجازه میده تا در کل وب درباره مشاوران تحقیق و بررسی انجام بدین، می تونین مطمئن باشین که عملکردشون در استخدام مشاور حقوقی , دست کم از حد میانگین بهتره.

۲. رتبه بندیا و بررسیای قبلی
اگه این فرد رو از روش یک شبکه مثل Upwork یا یک سرویس آنلاین مشابه پیدا کردین، می تونین به رتبه بندی و بررسیای قبلی ایشون مراجعه کنین تا ببینین که چه کارایی رو واسه بقیه انجام دادن. بیشتر مشاورانی که موفقیت چندانی نداشتن از فهرست بیرون می شن، اما ممکنه مکاتبات یا شکایات خاصی رو پیدا کنین که باعث افزایش یا کاهش اعتماد شما در این استخدام بالقوه می شه.

اگه در استخدام مشاور حقوقی خود از هیج سرویسی استفاده نمی کنین، به سایت شخصی فرد مراجعه کنین. اونا به احتمال زیاد صفحه ای دارن که توضیح بعضی از مشتریان سابق ، همراه با نظرات و رضایتا و شاید حتی تحقیقات موردی از کارشون در اون هست. این اطلاعات رو به طور کامل بررسی کنین و به نتیجه مطلوب خود برسین.

۳. تخصص
مشاوران معمولا خود رو به شکل عمومی و متخصص معرفی می کنن. مشاوران عمومی در خیلی از زمینه های جور واجور آگاهی داشته و از قابلیتای کافی در شکل های جور واجور جور واجور روش های هدف دار و مشتریان دارن. از طرف دیگه، مشاوران متخصص، بر مشکلات و مشتری بخش تخصص خود تمرکز کرده و خدمات بسیار هدفمندی رو ارائه میدن. بحثایی هست که کدوم یک بهتره، اما نیازای خاص تون می تونه شما رو به طرف یکی از اونا هدایت کنه.

به دنبال ایجاد بخش ای در کار و کاسبی خود و یا شروع یک کار و کاسبی جدید هستین؟ در استخدام مشاور حقوقی خود یک مشاور عمومی بهتر هستش. شما به دنبال حل یک مشکل خاص هستین؟ به دنبال یک مشاور متخصص باشین. مطمئن شین که مشاور شما با این دستورالعملا تناسب دارن.

۴. تحقیق خودتون
حقیقتا در مورد فرد چقدر تحقیق کردین ؟ به دنبال مشاورین مختلفی که از نظر هزینه و تخصص با فرد مورد نظر شما مشابهند، بودین؟ میدونید تقریبا چقدر شما باید واسه این سرویس پرداخت کنین (در مقایسه با مبلغی که واقعا پرداخت می کنین) ؟ اگه واقعا تحقیقات زیادی در مورد فرد داشتین و در مورد فرد مورد نظرتون احساس خوبی دارین، شما باید به باور خود اعتماد داشته باشین. اگه هیچ تحقیقی انجام نداده اید، باید یه قدم به عقب برگردین و به گزینه های دیگر نگاهی داشته باشین.

۵. تاریخچه ارتباط
تا بحال تلاش کردین با این شخص ارتباط برقرار کنین؟ سبک و اثر ارتباطات شما وجود رابطه آینده شما رو از پیش نشون میده. مثلا، این فرد بدون این دست اون دست کردن تلفن رو ورداشته و گفتگوی روشن، کوتاه و گرمی با شما داشته؟ یا اینکه چند روز زمان برده تا به تماس شما جواب بده اونم با عجله و با رفتاری سرد. ارتباطات در مدیریت ارتباط موثر با یک مشاور خیلی با اهمیته، پس از این اطلاعات عاقلانه استفاده کنین.

۶. مسئولیت
در استخدام مشاور حقوقی خود که این مشاور تا چه حد در رسوندن شما به نتیجه، مسئولیت پذیز بوده؟ در قرارداد یه جور تضمین هست یا معروفیت اونا موثقه؟ شرکتی هست که از کار این شخص ساپورت و ساپورت کنه؟ شما باید واسه محافظت از خودتون از آن یه جور تضمین و امنیت بخواهید، حتی اگه تقریبا از توانایی این فرد در انجام کار مطمئن باشین. به این موضوع به عنوان یک سیاست بیمه در برابر سناریوی بدترین حالت فکر کنین.

۷. فراست و بصیرت خودتون
در استخدام مشاور حقوقی خود آخر سر، قدرت غریزه خود رو دست کم نگیرید – به ویژه اگه تایم زیادی در میدون کار و کاسبی بودین. شما باید بتونین “احساس کنین” که یک شخصیت معتبر در یک موضوع مشخص چیجوریه و اگه به اندازه کافی در مورد مشکلات فروش آشنایی، باید بتونین تشخیص بدید که چه وقت فردی تلاش می کنه چیزی رو به شما بفروشه که ارزشش کمتر از چیزیه که میگه. اگه این مشاور قبلا با همکاران کار و کاسبی شما ملاقات کرده، اونا هم غریزه ای مشابه شما داشتن؟

دوم: حدس خودتون
اگه شما تقریبا مطمئن هستین که این مشاور واسه کار و کاسبی شما مناسبه، اما به طور کامل یقین ندارین، چند کار رو می تونین انجام بدین تا نگرانیای تون کم شه و یا شرط هاتون حفظ شه:

• گفتگو در مورد معامله
اگه مطمئن نیستین که خدماتی که مشاور در اختیارتون قرار میده, ارزش پولی که صرف می کنین رو داره یا نه، سندی رو بنویسین که در صورت نبود رسیدن به یافته های دلخواه امکان پس گرفتن بخشی از پول یا تخفیف رو به شما میده. هم اینکه می تونین در مورد قیمت پایین قرارداد واسه محافظت از خودتون گفتگو کنین.

• مصاحبه با مشتریان قبلی
اگه در مورد رتبه بندی و بررسیا به اطمینان نرسیدین، با بعضی از مشتریان سابق (یا فعلی) مشاور خود صحبت کنین. مکالمات شخصی غیر رسمی تر و طبیعی تر از تاییدات نوشته شده هستن، پس شاید احساس بهتری در مورد نوع مشورت دهی و یا کار و کاسبی این مشاور دارید.

• استخدام مشاوران پاره وقت و زیاد
در استخدام مشاور حقوقی خود به جای سرمایه گذاری تموم منابع خود روی یک مشاور قوی، پول و زمان خود رو بین دو یا چند مشاور متفاوت تقسیم کنین. این کار به شما این امکان رو میده تا شرطای خود رو حفظ کنین و هرکدوم از مشاورانی رو که به بهترین وجه کار می کنن، واسه ادامه همکاری نگه دارین.

شک نداشته باشین میدونید که اصلا یک مشاور “کامل” وجود نداره و زمان ممکنه واسه شما عوض شه. واسه استخدام مشاور حقوقی مناسب و کامل که واسه همیشه بمونه نگران نباشین؛ عوضش با فرد یا شرکتی همکاری کنین که به نظر می رسه نیازای حال حاضر شما رو به بهترین راه برآورده می کنه. توجه دقیقی به چگونگی انجام کار اونا داشته باشین و موقع ضرورت تغییرات لازم رو انجام بدین

[تعداد: ۴    میانگین: ۵/۵]

استخدام نویسنده محتوا چیجوریه ؟

استخدام نویسنده محتوا
وقتی که اعلام کردین به یک نویسنده محتوای حرفه ای نیازمندید از تموم رزومهای نویسندگانی که واسه استخدام پیش شما اومده ان صرف نظر کنین. اگه برند شما به جلب توجه و توضیح پیش بقیه نیازمنده پس شما به چیزی بالاتر از رزومه کاری نیاز دارین.
در جهان هزاران کتاب و شکل های جور واجور نویسندگان محتوای Copywriter  هست و از بین هزاران نفر صدها شخص توانایی نویسندگی و تولید یک محتوای خوب رو واسه برند شما دارن. اما به چه دلیل نویسنده ای با کیفیت نویسندگی متوسط رو قبول می کنین در صورتی که می تونین انتخابی بهتر داشته باشین؟

در این مقاله راهنماییایی واسه شما در نظر گرفتیم تا نویسنده ای حرفه ای رو پیدا کنین. با ما همراه باشین.

۱- اول درباره اون چیزی که می خواین تصمیم بگیرین خوب فکر کنین
تولید محتوا مثل علم پزشکیه. باید هنگام مریض بودن از خود بپرسید به چه نوع پزشکی نیازمندید! واسه تولید محتوا هم باید مشخص کنین که به چه نوع نویسنده ای نیاز دارین. اولین اشتباهی که صاحبان کار و کاسبی مرتکب می شن استخدام نویسنده ایه که در همه کار تخصص داره در صورتی که نمی دونین واقعا از یک نویسنده چه درخواستی دارین.
پس، قبل از پیدا کردن نویسنده باید بدونین دقیقا چه انتظاراتی از آن دارین. بیش تر آدمایی که واسه استخدام پیش شما میان مهارتای سنتی مثل جواب دادن به ایمیلا رو یاد دارن اما باید فهمیده باشین که وبلاگ شما به یک نویسنده خوب واسه تولید محتوا نیازمنده و شما باید تلاش کنین تلاش بیش تری واسه پیدا کردن این شخص انجام بدین. اگه علاقه مند بودین کسی رو استخدام کنین که در همه کار مهارت داشته باشه؛ پس باید آمادگی پرداخت مبلغ بیش تری رو هم به اون داشته باشین.

۲- شناسایی سطح مهارتایی که به اونا احتیاج دارین
شما واسه تولید محتوا به همه ویژگیای یک متخصص واسه تولید محتوا نیازمند نیستین؛ پس خیلی راحت با مشخص کردن اون چیزی که از یک نویسنده توقع دارین می تونین از شکل های جور واجور مهارتش در کار برخوردار شید. پروژه شما فقط یه بار برگزار می شه پس در این اندیشه باشین که از نویسنده ای استفاده کنین که جداگونه باشه.
می تونین به شکل های جور واجور سایتا مراجعه کنین و دنبال یک نویسنده حرفه ای باشین. شما می تونین از نویسنده درخواست کنین مقاله های ساده  و یا مقاله هایی که مربوط به SEOه رو در اختیار شما بذاره این به خود شما بستگی داره اگه یک پروژه در دست دارین اما این پروژه ماه ها زمان میبره پس شما به یک نویسنده با استعداد نیازمند هستین.

یکی از ویژگیایی که کار و کاسبی آزاد رو بهتر از دیگر کسب و کارا نشون میده انتخاب کارمنده. اگه واسه کار و کاسبی آزاد فردی رو انتخاب کردین (به ویژه اگه نویسنده ای حرفه ای و مطمئن باشه) مطمئن باشین طی چند ماه شما رو به موفقیت می رسونه.

اگه به دنبال مقاله های معمولی هستین که دائم اونا رو در سایت خود بذارین می تونین از دو راه استفاده کنین.

راه اول: استخدام یک نویسنده که تموم وقت در اختیار شما باشه! این راه از نظر مادی بهترین راه نیس؛ اما می تونه به تجربه نویسنده کمک کنه.

راه دوم: استخدام فردیه که دائم در اونجا کار نمی کنه و فقط ساعات معینی در شرکت مشغول به کاره. از اعضای تیم شما حساب می شه که حقوق معینی رو به شکل ماهانه دریافت می کنه، حقوق ماهیانه واسه یک نویسنده یک امتیاز هستش.

۳- نویسنده ای که متخصص SEOه رو استخدام نکنین
استخدام یک تولیدکننده محتوا که کار سئو رو خوب آموخته بهتر از استخدام یک متخصص در SEOه. بدون شک شما به یک نویسنده نیازمندید که اطلاعاتی درباره SEO داشته باشه اما تمرکز اصلی باید روی محتوا و کلمات کلیدی باشه.

گسترش و تولید محتوا با استفاده از SEO کاریه که با مرور زمان عادی و گذرا شده. کلمات کلیدی نباید موضوع اصلی تمرکز شما باشن. اگه کلمات اصلی یک مقاله رو دارین که باید اونا رو مشخص کنین اونا رو در لیستی بنویسین و از نویسنده بخواهید اونا رو به عنوان ذخیره نگهداری کنه.

هیچ چیزی مثل جملات پیچیده و طولانی روح یک نوشته رو نمی کشه. اگه می خواین محتوایی نمونه از نویسنده خود تحویل بگیرین لیستی از کلمات پیچیده SEO رو در اختیار اون قرار ندین.

۴- چیزی درباره اندازه تبدیل از نویسنده نپرسید
درباره حاصل سرمایه گذاری و یا نسبت، یافته های حاصل از آزمون چیزی از نویسنده نپرسید. نویسندگان محتوا فقط محتوا رو میسازن، جدا سازی و بررسی اطلاعات وظیفه اونا نیس! نویسنده محتوای کار و کاسبی آزاد ممکنه واسه یه مدت محتوایی رو به شما ارائه بده که بالاتر از تصور شماس؛ به یاد داشته باشین که شما وقتی استخون درد دارین پیش پزشکی می رید که متخصص این کار باشه نه متخصص حلق و بینی؛ این دقیقا واسه نویسنده هم همینطوریه.

۵- از نویسنده بپرسید از تکنیکای سابق خود در این مقاله ها استفاده می کنه؟
می خواین نویسنده محتوای حرفه ای رو استخدام کنین؟
درباره سابقه اون و محتوایی که تولید کرده از آن سئوال بپرسید. خیلی از نویسندگان در جواب به این سوالات به مشکل بر می خورن به ویژه وقتی از کار و کاسبی سابق اون می پرسیم. از روشای خوبی که می تونه به شما کمک کنه اینه که از آن بخواهید توضیحاتی رو درباره برند سابق شرکتی که در اون کار می کرد اطلاعاتی در اختیار شما بذاره.
در صورت امکان از نویسندگان خود بپرسید؛ در کار و کاسبی سابق خود از چه روشایی استفاده می کردن تا بتونین از این تکنیک استفاده کنین و محتوایی خوب تولید کنین.

۶- انتشار آزمون در دو مرحله
بسیار لازمه که نویسنده یک آزمون رو بگذرونه تا بدونه شرکت چه توقعاتی از آن داره. اگه از تعداد شرکتایی که این آزمونا رو برگزار نمی کنن خبردار شین متعجب میشین.
این آزمون نباید مرحله هایی باشه که نویسنده از این مرحله به مرحله بعدی منتقل شه؛ آزمون باید خیلی راحت مربوط به کار و نویسندگی اون باشه.
اگه نویسنده ای رو می خواین که پاسخگوی ایمیلا و کمپین تبلیغاتی شما باشه دیگر احتیاجی به نوشتن سوالاتی درباره نام اجناس و یا نام برندا ندارین پس روی سوالات مورد نظر مربوط به نویسنده تمرکز کنین تا باعث شه اون فقط روی همین سوالات مربوط به کار خود تمرکز کنه.

داشتن نویسنده محتوای حرفه ای خیلی با اهمیته اما داشتن نویسنده حرفه ای که توانایی همکاری با بقیه رو داشته باشه و بتونه متنای خود رو خوب ویرایش کنه چیزی مهم تره. با برخورد با شکل های جور واجور نویسندگان و خوندن محتوای اونا احساس می کنین که کیفیت برتر رو کی تولید می کنه.

سوالات مصاحبه
نویسندگان محتوا با یکدیگر متفاوتند بعضی از اونا تکنیک داستانی رو دوست دارن و در این نوع نویسندگی تخصص طوری که یک کلیپ رو با با قلم خود واسه شما به تصویر میکشن و شما  احساس می کنین این کلیپ در مقابل چشم شما در حال حرکته.

سوالاتی که هر نویسنده تلاش می کنه در مصاحبه خود به اونا جواب بده مثلا: تا به حال مقاله ای رو نوشته اید که فکر می کردین مقاله شما بسیار جدا و از کیفیت خوبی برخورداره؛ اما وقتی که اخمای رئیس خود رو مشاهده کردین متعجب میشین که به چه دلیل مدیر این مقاله رو خیره کننده و جذاب و خوب نمی دونه؟
اگه از این نوع مقاله ها نوشته باشین و مدیرتون با منتشر کردن اونا موافقت نکرده حتما دلیل مخالفت مدیر خود رو و اشکالات مقاله رو بپرسید تا با جواب به این سوالات یک تجربه جدید رو بیاموزید.

چی توجه شما رو به دنیای صنعت محتوا جلب کرد؟
به نظر می رسه این سئوال ارزش فکر کردن نداره؛ اما تعداد کسائی که در زمان نوجوونی و در سن ۱۶ سالگی دوست داشتن نویسنده ای حرفه ای شن بسیار کم بودن. این تعداد افراد پاسخای باحال و شنیدنی رو واسه شما دارن حتما به این پاسخا گوش بدید.

بهترین برندی که دوست دارین چیه؟
هر نویسنده ای به برندی علاقه مند بوده و واسه اون مقاله های متفاوتی رو نوشته س. از نویسنده درباره برند دلخواه که قبلا واسه اون کار می کرده سوالاتی رو بپرسید.

شما واسه مجموعه معینی از اجناس نویسندگی می کنین؟

از پاسخای متفاوت این سئوال متعجب میشین ممکنه همتون فکر کنین من درباره لباسای که مد هستن و یا عطر و…  صحبت کنم اما این نوع نوشتن محتوا کار بسیار سختیه و جزء مقاله های تخصصی هستش.

[تعداد: ۷    میانگین: ۵/۵]

استخدام نیرو واسه بخش نوآوری در محصول

استخدام نیرو واسه بخش نوآوری در محصول از واجباته! دلیل این موضوع رو به طور در این مقاله توضیح می دیم.

واسه بهبود نوآوری، این ۸ پیشرفت دهنده رو روی کار بیارید.

استخدام نیرو
طبق ضرب المثلای مشهور، پول نمیتونه شادی رو بخره. طبق گفته Beatles ، پول نمیتونه عشق رو بخره. الان هم  خیلی از شرکتا فهمیدن که که پول نمیتونه نوآوری رو بخره.

البته این به اون معنا نیس که شرکتا هیچ تلاشی نکرده ان. بنیاد ملی علوم در گزارشی به این نتیجه رسیده که پژوهشای عمومی و خصوصی آمریکا و هزینه های پیشرفت در سال ۲۰۱۴ به ۴۷۷.۷ میلیارد دلار رسیده-  یک افزایش ۲۱.۱ میلیارد دلاری نسبت به سال قبل!

بعضی وقتا، شرکتایی که نمی تونن بیش تر از رقبای خود خرج کنن، به خاطر تسریع نوآوری به اونا ملحق می شن.

با وجود اینکه هر ساله میلیاردها دلار در سطح جهان واسه تیمای تحقیق و پیشرفت (و یا به اصطلاح R & D) سرمایه گذاری می شه، تحقیقات Nielsen نشون میده که بیشتر از ۸۵ درصد از اجناس مصرفی جدید با شکست مواجه می شن. پس راز با ارزشی اون همه سرمایه در R & D چیه؟

تنها جواب موثر “یک تیم پیشرفت برجسته” است.

در همون اول میفهمیم که هیچ محصول نوآورانه ای بدون پیشرفت دهندگان با هوش محصول ایجاد نمی شه. یک تیم ممتاز جور واجور از پیشرفت دهندگان متخصص گرد هم میاریم. تیم رو طوری می کنیم که اعضای اون بتونن در بین هدایت همدیگه به طرف اهداف مشترک، مخازن خیلی از علم رو ارائه کنن.

حالا خوبیش اینه، ایجاد تیم پیشرفت درست، با جادوگری رخ نمی ده؛ بلکه بر مبنای علمه. واسه بهبود نوآوری، این هشت پیشرفت دهنده رو روی کار بیارید:

۱- نوع بازتابنده
پیشرفت دهندگان پرانرژی می تونن به اندازه ای در کار خود متمرکز شن که جهان بیرون در نظرشون محو شه. هنگام تلاش واسه حل یک مشکل خاص، بعضی وقتا احتیاجات بزرگ تر مشتری رو در نظر نمی گیرن.

هر تیم، به کمترین حد ممکن یک پیشرفت دهنده نیاز داره که می تونه به تیم بگه “به عقب برگرد، نفس تازه کن، و به طرف هدف بزرگ تری از پروژه تغییر جهت بده.” این شخص دائم به “چراییِ” محصول می پردازه. در مرحله اول به چه دلیل کاربران به محصول نیاز دارن؟ به چه دلیل بعضی ویژگیای خاص نسبت به یه سری های دیگه در اولویت هستن؟ این آزمایش دوباره سالم کمک می کنه تا تیم علاوه بر حفظ دقیق شدن بر هدف اصلی محصول، به شکل انعطاف پذیر فکر کنن.

۲- خیلی باهوش متواضع
پیشرفت دهندگان، به ویژه افراد جدیدتر و یا جوون تر، تمایل دارن که فکر کنن متکی به خود هستن. اما هیچ پیشرفت دهنده ای مثل یک جزیره نیس و بعضی وقتا کل تیم نیاز به راهنمایی صاحب کار و کاسبی و یا خود مشتری دارن.

این فرد ترسی از سخن گفتن نداره، چه وقتی خودش به مشکل خورده و چه وقتی کل تیم با مشکل مواجه شده. به جای اتلاف وقت واسه درک بخش خاصی از کار، واسه حفظ حرکت پروژه، درخواستِ کمک می کنه. تواضع و فروتنی اون باعث می شه کل تیم موثر تر باشه.

۳- قهرمون دو سرعت
در پیشرفت سریع، سرعت، یک چارچوب لازم واسه حل مسئله س. هر تیم پیشرفت باید آدمایی داشته باشه که در اینجور محیط سریعی رشد و پیشرفت کنه.

در Yeti ، کوین اولری (Kevin O’Leary)، یکی از پیشرفت دهندگان، قهرمون دو سرعت تیمه. اون ضرب الاجلا رو با گامای بزرگ طی کرده و حتی واسه پروژه های بزرگ هم سرعت خود رو حفظ می کنه. کِوین تیم رو تحریک می کنه تا هر چی سریع تر محصول رو آماده کنن.

۴- اهرم همه معاملات، استاد همه کاره
Josh Guffey، جدیدترین عضو تیم پیشرفت Yeti ، نه یک کلّی دان (generalist) است و نه یک متخصص – اون هر دوی این موارده. علم اون در مورد پیشرفت سایت و گوشی موبایل وسیعه، اما در زمان برنامه ریزی  front-end  ، این کار بسیار سخت به نظر می رسه. جاش در پروژه گذشته کیوسک با یک front-end بسیار سنگین، تیم رو هدایت می کرد.

به دنبال پیشرفت دهندگانی مثل جاش واسه تیم خود باشین. علاوه بر وجود صلاحیت گسترده در UX، مدیریت پایگاه داده، طراحی سخت افزار، و …، به دنبال صلاحیت اصلی و مرکزی هم بگردین.

۵- غیب گو
هیچ یک از اعضای تیم همه چیز رو نمی دونه، و بهترینا نقاط کور رو تشخیص میدن. وقتی که یک پیشرفت دهنده متوجه نقاط ضعفش می شه، می تونه به خودش درباره این ضعفا آگاهی بده و در عین حال، از اعضای آگاه تر تیم درخواست کمک کنه.

الکس لین، یک پیشرفت دهنده با تجربه، در مورد پیشرفت وب گوشی موبایل و Front-end آگاهی بهتری داره. اما در بین کار روی پروژه های اخیری که از تکنولوژی بلوتوث استفاده می کردن، الکس به آسونی قبول کرد که این موضوع بیرون از بخش علم فعلی اونه. به لطف خود آگاهی اون، منابعی واسه ارائه به موقع پروژه تخصیص داده شد و امکان یادگیری یک تکنولوژی جدید واسه الکس جفت و جور گردید.

۶- شاگرد همیشگی
به قول “Glengarry Glen Ross”(نام یک فیلم) ؛ یک پیشرفت دهنده بزرگ باید همیشه در حال یادگیری باشه. فناوری و تحقیقات پیشرفت دهندگان رو وارد می کنن تا در بالای روندا و وسایل فعلی باقی بمونن. یک پیشرفت دهنده کنجکاو، یک پیشرفت دهنده موفقه.

Dean Mercado  این مسئله رو اشتیاق و حس گرسنگی واسه اطلاعات می نامد. اون ۲۰ درصد از زمان حضور در دفترش و قسمت بزرگی از زمان شخصی خودشو به آزمایشای فن آوری اختصاص میده. اتصال Dean  با سیستم مدیریت و سخت افزارای اینترنت وسایل (IoT) که تازگیا خریداری شده بودن، ، در دریافت و ارائه یه محصول فناوری با اتصال سخت، توانا می سازه.

۷- کهنه کار
هنگام استخدام این پیشرفت دهنده، به دیپلمای قاب شده و اعتبار ده ها ساله ایشون توجه کنین. پس از چند سال حضور در این بخش، آنچیزی که اهمیت داره یک نمونه کامل از کاره.

پروژه های گذشته مقدمه ای واسه موفقیتای آینده هستن، پس به دنبال تجربه هایی باشین که نشون میده که  اون نوع کار شما رو درک می کنه. پیشرفت دهنده ای با تجربه های در ارتباط به کار، چندین برابر بهتر از همتایان خوده.

۸- پیام رسان فوق العاده
Lee McDole، یکی از پیشرفت دهندگان با تجربه و یک سخنوره. اون می تونه زبانای جور واجور مورد استفاده پیشرفت همتایان خود رو درک کنه، هم اینکه می تونه با مشتریان در مورد چگونگی تطبیق نیازای اونا با واقعیتای یک وضعیت مشخص، صحبت می کنن. اون می تونه یک نفس، با اصطلاحات مخصوص بسیار حرفه ای صحبت کنه و بعد در مرحله بعد به زبون عامیانه موجود سخن میگه.

هر تیم پیشرفت محصول به این پل سازنده نیاز داره. انتقال موثر اطلاعات از مشتری به تیم تحقیق و پیشرفت و از اونجا به رهبران شرکت،  واسه پیشرفت یه محصول در راه درست خیلی با اهمیته.

واسه ایجاد تیم پیشرفت، احتیاجی به صرف میلیاردها دلار پول نیس!  یا ضرورتی نداره که تیمای دیگر شرکتا استفاده کنین.

بلکه وسعت شبکه خود رو، با استخدام هدف دار آدمایی که فکر می کنین می تونن اجناس بزرگی رو واسه شما و مشتریان بسازن، مشخص کنین. نوآوری رو مثل عشق و شادی، نمیشه خرید – اما میشه استخدامش کرد.

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۲/۵]

استخدام و انتخاب نیروی داوطلب کار!

استخدام و انتخاب نیروی داوطلب
استخدام و انتخاب، به عنوان ارزش افزوده فرآیندهای منابع انسانی حساب می شن. استخدام به معنی توانایی سازمان واسه داشتن منابع انسانی جدید، حفظ ساختار اصلی سازمان و بهبود منابع انسانیِ درگیره. کیفیت مراحل استخدام، از معیارهای اصلی رضایت مدیران با خدمات ارائه شده به وسیله منابع انسانی سازمانه.

اهداف اصلی از این استخدام و انتخابها، پیدا کردن بهترین منبع نیروی کار، استخدام استعدادهای برتر و حفظ جایگاهی واسه رقابت در بازارِ کاره.

قسمت بزرگی از پروسه استخدام، واسه مدیریت حجم خیلی از رزومهای کاری افراد و توانایی انتخاب بهترین گزینه به کار میره. اما در هر حال، سازمان باید با دقت بسیار راه حل مناسب رو انتخاب کنه.

روند استخدام، به توضیح کامل پروسه اون نیاز داره. این شدنی نیس که بتونین بصورت انفرادی به خواهندگان کار، رسیدگی کنین! نیروی تازه کار هم باید این روند رو دنبال کنه تا رضایت مدیران جلب شه و نتیجه پایانی اعلام شه. این مراحل توضیح شده، کمک می کنه تا شما به اون نیروی کاری که واقعا لایق شماس برسین. فعالیتهای پروسه استخدام واسه نیروی تقاضا کننده کار سنجیده شده و بررسی می شه.

استخدام، یک پروسه پرخرج و گران واسه منابع انسانیه و قسمت خیلی از بودجه رو به خود اختصاص میده. منابع انسانی سازمان موظفه که مدیریت درست رو بر پروسه استخدام نیروی تقاضا کننده کار داشته باشه تا رضایت مدیران جفت و جور شه.

رقابت مدیریت منابع انسانی، همیشه با رقابت در پروسه استخدام شروع می شه. و در مرحله بعد، یک سازمان موفق، باید بین کارمندانش رقابت سالم بسازه. پروسه نیروی کار باید توانایی تعیین بهترین منبع در بازار کار رو داشته باشه. منابع انسانی سازمان باید منابع استخدامی رو مورداستفاده قرار داده و مدیران هم، تصمیمات درست و سریع رو در این رابطه در پیش گرفتن کنه.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

استراتژى ماهى بزرگ تنگ کوچیک !

استراتژى ماهى بزرگ تنگ کوچیک
جدیدترین روش موفقیت در هر رقابتی
(گلدوِل):

روش هدف دار ماهی بزرگ تنگ کوچیک چیه؟ چیجوری و به وسیله کی ایجاد شده؟

تحصیل در بهترین دانشگاها، کار کردن در شرکتای بزرگی با نام و نشون مطرح؛ خیلی ساده می تونه رویاهای شما رو نابود کنه… شاید کمی باورنکردنی و ناجوانمردانه به نظر برسه اما واقعا این اینطوریه.

اگه تا به امروز تصور شما این بود که واسه موفقیت باید در بهترین دانشگاه درس خواند یا اگه می خواید به یک جای خوبی در زندگی برسین باید در یک شرکت مشهور و بزرگ کار کنین، بدیش اینه نه فقط این باور اشتباهه، بلکه خطر به قتل رسوندن رویاهاتون رو هم داره…
اخیرا Malcolm Gladwell نویسنده مشهور کتاب ۱۰۰۰ ساعت (شما واسه اینکه در هر مهارتی متخصص واقعی باشین باید ۱۰۰۰ ساعت تلاش و تمرین کنین…) کتابی فوق العاده جنجالی دیگر با نام “داوود و گولیات” منتشر کرده و در اون به موفق ترین روش هدف دار واسه موفقیت در هر رقابتی اشاره میکنه که مزیتای رقابتی و مشکلات اون رو در هر رقابتی با در نظر گرفتن محیط رقابت مشخص می کنه.
گلدوِل از اول کتاب مخالفتش رو نسبت به عادات عام مردم اعلام می کنه، مثلا تحصیل در بهترین دانشگاه کشورتون و یا انجام کارایی فقط واسه (به اصطلاح کلاس داشتن) یا پرستیژ! مردم این روزا خیلی سخت میتونن از فکر بهترینا بیرون بیان و چیزای ساده تری رو انتخاب کنن، حتی اگه بدونن که به نفع اوناس… حتی اگه بدونن تحصیل در دانشگاهای ضعیف تر موفقیت بیشتری براشون به ارمغان میاره، حتی اگه بدونن کار در شرکتای نوپا با بدون نام و نشون خاصی میتونه سریع تر اونا رو به اهدافشون برسونه و در کل ماهی بزرگ در تنگ کوچیک بودن به نفع اوناس. و این یعنی استراتژى ماهى بزرگ تنگ کوچیک !

موضوعی که در این کتاب گلدوِل به اون می پردازه در روانشناسی و جامعه شناسی “محرومیت نسبتی” نام داره و به وسیله جامعه شناسی به نام Samuel Stouffer در طول زمان جنگ جهانی دوم کشف شد.
محرومیت نسبتی به ما توضیح میده که چیجوری خودمون رو نسبت به افراد دور و برمون سبک و سنگین میکنیم… موفقیتامون همیشه مقایسه ای از موفقیتای اوناس، شکستامون هم نتیجه مقایسه با شکستای اوناس.
محرومیت نسبی، دلیل اصلی مخالف شدید گلدوِل به باور عادی تحصیل در بهترین دانشگاه واسه موفقیته.
مثلا، علم آموزی رو فرض کنین که به دلیل نمرات ضعیف، والدینش اون رو در مدرسه ای ممتاز و غیر انتفاعی با رقابت بالا ثبت نام میکنن تا در یک جو پر رقابت قرار بگیره و درس بخونه… اما بر خلاف باور والدینش، اون نه فقط موفق نمی شه، بلکه ناامید تر و نمرات ضعیف ترین نسبت به قبل میگیره ! دلیل اون، محرومیت نسبی یا مقایسه خودش با بهترین علم آموزان کلاسشه.
همین روند، واسه کار در شرکتای برتر هم رواج داره.

فروشنده ای که واسه کار کردن وارد بهترین شرکت واسه فروش می شه، به دلیل نظم بالا و رویدادهای از پیش مشخص شده، آزادی عمل کمتر و رقیبان داخلی (فروشندگان دیگر) قدرتمندی داره. بعد از یه مدت محرومیت نسبی این فروشنده تازه نفس و نوپا رو ناامید و سرخورده کرده و یه بار واسه همیشه اون رو از شغل فروش منصرف می کنه.
اما چاره چیه؟

با در نظر گرفتن دنیای پر رقابت امروز، بهترین روش هدف دار واسه موفقیت کدامه؟ مالکوم گلدوِل، در کتابش به یک راه حل فوق خلاقانه اشاره میکنه، که استراتژى ماهى بزرگ تنگ کوچیک نامیده می شه.

شما واسه موفقیت، طبق باور عمومی، وارد محیطی با رقابت و تخصص بالاتر شید ! تنها کاری که واسه موفقیت در زندگی و هر رقابتی باید انجام بدین، پیگیری روندیه که مالکوم گلدول پیشنهاد می کنه. یعنی :
واسه موفقیت در هر رقابتی و رسیدن به اهدافی که خودتون واسه خودتون تعیین کردین، فقط یه روش هدف دار، جوابگوی نیاز شماس و اونم : روش هدف دار ماهی بزرگ، تنگ کوچکه.

گلدوِل اینجور تفسیر می کنه :

بدترین دانشجوی دانشگاه هاروارد، شاید به اندازه ممتازترین دانشجوی یک دانشگاه ضعیف تر رده سوم باهوش باشه. اما، بدیش اینه این دانشجوی هاروارد خودشو با هم دانشگاهیای دیگش سبک و سنگین میکنه و همین باعث می شه خودش و دانشجویان دانشگاهای دیگر رو خنگ تصور کنه.
به نظر مالکوم گلدوِل، به مراتب بهتره به دانشگاهی رده سوم برید و دانشجویی ممتاز باشین، تا به دانشگاهی ممتاز برید و دانشجویی ضعیف، یعنی یک ماهی بزرگ، در تنگ کوچیک بودن به مراتب به درد بخور تره از  یک ماهی کوچیک بودن در تنگ بزرگ!!
مثلا، اگه شما برنامه نویس هستین، به مراتب بهتره تا اول از کسب و کارای کوچیک شروع کنین، بعد وارد شرکتای نوپا شید و کم کم پیشرفت کرده و تکمیل تر شید، تا اینکه از اول وارد شرکت گوگل شید و بخواهید به کمک محیطی که در اون قرار دارین پیشرفت کنین.

دوستان اگه استراتژى ماهى بزرگ تنگ کوچیک رو در زندگی خود پیاده کردین و نتایجی رو بدست آورده اید و یا ایده ای در این مورد دارین می تونین با ما مورد بحث و رد و بدل کردن نظر قرار بدین.

[تعداد: ۶    میانگین: ۵/۵]

روش هدف دار بازاریابی محتوای موفق چیجوریه؟

واسه روش هدف دار بازاریابی محتوای موفق –همونطور که مقالات زیادی در این مورد خوندیم– رعایت نکاتی لازمه که در این مقاله به اونا می پردازیم.
روش هدف دار بازاریابی محتوای موفق
به این ۵ روش نگاهی داشته باشین تا بازاریابی محتوای موفقی بسازین و جدا از بقیه باشین.

به هرجا و هر چیز که نگاه کنین ، بازاریابی محتوا رو مشاهده می کنین. یک کار و کاسبی می تونه زمان و تلاش زیادی رو واسه ایجاد یه روش هدف دار بازاریابی محتوا صرف کنه، اما باز مقدار کمی از انتظاراتش برآورده شه. به خاطر همین به روشایی نیاز دارین تا کمپین بازاریابی محتوای خود رو به موفقیت برسونین.

موندن در بالا یک صنعت تهاجمی همیشه سخته، چون حجم محتوای در حال خلق بسیار زیاده. کسب و کارا بازم به ایجاد محتوای بیش تر و بیش تر ادامه میدن چون این کار موثر بوده و تقریبا در مقایسه با بازاریابی معطلی ای ارزانه. نگاهی به این پنج روش بندازید تا بازاریابی محتوای موفقی ساخته و نسبت به بقیه جدا عمل کنین.

بازاریابی محتوا رو به یک اولویت تبدیل کنین.
کسب وکارها هیچوقت نباید روش هدف دار بازاریابی محتوای خود رو در انتهای فهرست اولویت بندیشون بذارن. موثر ترین راه واسه اطمینان از در اولویت بودن بازاریابی محتوا اینه که اون رو مهم ترین بخش از کار و کاسبی خود در نظر بگیرین. ، بازاریابی محتوا اصلی ترین چیزیه که کار و کاسبی شما رو به جهان نشون میده، پس چیزی نیس که اهمیتی به اون داده نشه. بازاریابی محتوا هم به اندازه همه جنبه های دیگر کار و کاسبی –  از ارائه خدمات عالی به مشتریان گرفته تا مدیریت جنبه های مالی –  اهمیت داره.

محتوایی که این روزا تولید می شه الهام بخش، موثر، هوشمند و بیشتر واقعا دیدنی و جذابه. از سویی دیگر خیلی از محتواها هم به طور کامل برعکس هستن. در بین اینکه خودتون و تیم تون محتوایی رو واسه اشتراک گذاری ایجاد می کنین، روی پیدا کردن بهترین روش هدف دار واسه ایجاد باخبر شدن از برند، و ارائه ارزش هم تمرکز کنین. مخاطب امروزی اشتیاقی قوی واسه کسب اطلاعات عالی داره و در برابر روشای فروش مسحور کننده مقاومت خیلی از خود نشون میده. چیزی رو که خوانندگان میخوان به اونا بدین- اطلاعات با ارزش، مربوط، موافق- و تلاش نکنین که فقط چیزی رو به اونا بفروشین. این راه تبدیل مصرف کنندگان به مشتریاس.

پیشرفت ساختار پیام رسانی واسه تیم بازاریابی محتوا
ساختار پیام رسانی یه سری از کلمات کوتاهه که اهداف ارتباطات محتوای تولید شده به وسیله یک سازمان رو انتقال میده. قدرت ساختار پیام رسانی ربط داشتن اون به ماموریت یک کسب و کاره. این ساختار روی روشایی واسه رفت و امد با مخاطبان متمرکزه و واسه پیشرفت داستان بزرگ تری که یک سازمان میگه، تلاش می کنه. وقتی که محتوا درباره پیامای اصلی ساخته شد، می تونه تصویر کار و کاسبی شما رو به عنوان یک نوآور و کارشناس در یک بخش خاص، شکل بده. شما می تونین با اضافه کردن ارزش بیش تر به کسب وکارتون ، رقابت رو با موفقیت بگذرونین.

مردم بهتر می دونن خرید و فروش رو با شرکتایی بکنن که احساسات و خواستها و نیازای اونا رو درک می کنن. موقع ایجاد پیامایی که نشون میده چیجوری محصول یا خدمات شما می تونه تاثیر مثبتی بر زندگی بقیه داشته باشه،  بازاریابی محتوا بهترین فرصت رو واسه کسب اعتبار و تقویت قدرت ارائه میده. مطمئن شید که کار و کاسبی تون ، اطلاعات به درد بخور و  قابل اشتراک گذاری رو جفت و جور می کنه،  تا اگه اگر یک مشتری آینده نگر نیاز به پیدا کردن فردی در بخش شما داره، شما رو انتخاب کنه.

بفهمین که مشتریان چه ارزشی به کسب وکار شما میدن.
دریافت بینش کسائی که با کار و کاسبی شما دائم درگیرند- یعنی مشتریان – خیلی با اهمیته. شما می تونین از نظر سنجیا استفاده کنین، با اونا در رسانه های اجتماعی رفت و امد داشته باشین، یا از هر راه دیگری واسه صحبت با مشتریان خود و فهمیدن اون چیزی که باید در مورد کار و کاسبی شما می گن، استفاده کنین. تلاش کنین مشکلات اونا رو بفهمین و راه حلای ممکن رو ارائه کنین. مشتریان می تونن اطلاعات زیادی رو در مورد اون چیزی که مردم واقعا در مورد کار و کاسبی فکر می کنن، در اختیارتون بذارن. این بازخورد می تونه به شما کمک کنه تا بیش تر و بهتر به مشتریان و اهدافی که باید واسه کار و کاسبی خود تنظیم کنین، توجه کنین، و با قدرت مشتریان ناراضی رو از به اشتراک گذاری نظرات منفی در مورد کار و کاسبی تون منع کنین. از همراهان راضی خود بخواهید تا تجربه های مثبت خود رو به اشتراک بذارن. با منتشر کردن دلایل و تاییدیها در سایت، فروش خوبی دارید – تکنیکای فروش کمتری موثرتر هستن.

تیم خود رو در بازاریابی محتوا درگیر کنین.
مهم نیس که اندازه تیم شما چقدره، فقط به یاد داشته باشین که کسائی که روی بازاریابی محتوا تمرکز می کنن تنها کسائی نیستن که انحصارا ایده های بزرگ دارن. همه بخشا رو درگیر کنین و همه رو تقویت کنین تا همه با هم کار کنن و استراتژیایی ارائه کنن که از ماموریت کلی کار و کاسبی ساپورت می کنه. شما باید محتوایی داشته باشین که سفارشیه و هر بخش از تجربه  مشتری رو در بر میگیره.

مطلب پیشنهادی: بهبود روش هدف دار بازاریابی محتوا به وسیله کارکنان کل شرکت!

از کمپینای محتوای خود خلاصه ای خلاقانه آماده کنین.
یک خلاصه خلاقانه، سندیه که درباره چشم انداز روشنِ تعریف شده واسه اهداف پایانی که محصول به اونا می رسه، بحث می کنه. این سند مخاطبان هدف ، تمرکز کار، گزاره ارزش و برنامه تولید رو تعیین می کنه. این کار بخشی جدانشدنی از آماده سازی بخشا و کمپینای بازاریابی محتواس که با ارزشا و اهداف دراز مدت تجاری برابری پیدا می کنه. مزیت دیگش اینه که از روش تهیه یک خلاصه خلاقانه، شما همه طرفای درگیر رو مجبور می کنین تا بفهمن که چیجوری یک قطعه از محتوا رو با هدف و ماموریت یک کار و کاسبی تطبیق دهند.

کسب و کارا بازم مصرانه خواستار دشت کردن توجه مشتریان بالقوه هستن و بیشتر زمان و تلاش خیلی زیادی رو صرف می کنن تا  اطمینان پیدا کنن که هر بخش به طور کامل طبق ارزشا و اهداف شرکت حرکت می کنه. با این حال، وقتی که محتوا ساخته شد، کسب و کارا یا در عرضه اون ضعیف هستن و یا فراموشش می کنن. کسب و کارا بیشتر  این باور غلط رو دارن که محتوای اونا به اندازه ای خوبه که خودش می تونه گسترش یابد، چیزی که خیلی کم اتفاق میفته.

در حالی که بیشتر پروژه های بازاریابی محتوا شکست می خورن، اما شما شکست نمی خورین. ترفندهای یک کمپین موفق عبارتند از: ۱.  واسه محتوای بازاریابی جایگاهی برجسته در نظر بگیرین

۲. ساختار پیام رسانی بسازین که با ارزشا و اهداف شما متناسبه

۳. بفهمین که مشتریان درباره کار و کاسبی شما چه فکر می کنن و از آن واسه ایجاد تغییرات بهتر استفاده کنین

۴. محتوا رو به  یک کار مشارکتی گسترده تبدیل کنین، و ۵. خلاصه های خلاقانه ای رو واسه همه پروژه های بازاریابی محتوای خود آماده کنین.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

روش هدف دار بازاریابی موفق و عوامل موردنیاز واسه رسیدن به اون

روش هدف دار بازاریابی موفق نیازمند دقت روی نکاتیه که در این پست تلاش شده به گفته Jim Connolly خدمت تون ارائه شه.

روش هدف دار بازاریابی موفق
شما به مشتریان بالقوه خود می فروشید یا اونا شما رو استخدام می کنن؟

این سئوال بازی با کلمات نیس. واقعاً فرق بزرگی باهم دارن. واقعا، فرق اینه که چی موفق ترین ارائه دهندگان رو از مابقی جدا می سازه. مثلاً Jim Connolly مشاور کسب وکار میگه من سالای زیادی رو هیچوقت خدماتم رو به کسی نفروختم! اما مشتریان جدید همیشه منو استخدام می کنن. بازاریابیِ من نظر اونا رو جلب می کنه و اونا رو تشویق می کنه تا با من تماس بگیرن. هیچ فروشی در کار نیس! جیم پیشنهاد میده و میگه که شمام می تونین اینکار رو انجام بدین.

بازاریابی موفق چیجوری کار می کنه؟
سوالات رو از مشتریان بالقوه ای که به خدمات شما نیازمندند جذب می کنه. و چون بخاطر مهارت ها و تخصصاتون به طرف شما نزدیک می شن چیزی بسیار باارزش اتفاق می افته.

اونا تو ذهن خودشون شما رو به عنوان یک متخصصی که بسیار به اون نیاز دارن ثبت می کنن. دیگر شما رو به چشم یک فروشنده نمی بینن! اصلاً فکر نمی کنن که شما فروشنده ای هستین که بخاطر دریافت پول به اونا خدمات می دین. پس بجای اینکه احساس نیازمندیِ شما رو تجربه کنن فقط مکالمه ای رو با شما در مورد چیزی که نیاز دارن ایجاد می کنن. این بسیار فوق العاده س.

و در آخر، این فرق بسیار عظیمه.

اگه بازاریابی فعلی شما، سوالات کافی رو از مشتریان بالقوه جذب نمی کنه ، علیه شما کار کرده. منبع یک استرس غیرضروریه و حالا خوبیش اینه قابل دوری همه.

اینجا به ۵ مورد از عناصر موفقیت روش هدف دار بازاریابی می پردازیم. با پدیده فکر مهتر همراه باشین.

بخش بندی
مشتریان موجود و بالقوه خود رو طبق نیازشون به گروه ها یا بخشای خاص تقسیم کنین. شناسایی نیازای هر گروه از روش تحقیقات بازار و بعد برطرف کردن بهتر اون نیازها از طرف شما نسبت به رقبا باید یکی از اصلی ترین عناصر روش هدف دار بازاریابی موفق شما باشه.

هدفگذاری و اثبات موقعیت
هدف فروش کار و کاسبی شما باید به بخش سودآور بازار باشه. و محصول شما باید نیازای بخش مورد هدف رو جفت و جور کنه.

روش هدف دار بازاریابی موفق شما باید بیشترین بهره مندی از نقاط قوت شما رو داشته باشه. و بتونه بخوبی از اونا در جهت برطرف کردن نیاز مشتریانی که می خواین هدف بذارین، استفاده کنه. مثلا: اگه مشتریان هدف شما در مرحله اول به کیفیت محصول توجه می کنن تا بسته بندی اون، پس تموم اقدامات شما باید در جهت ارتقای کیفیت و نشون دادن اون به مشتریان هدف بکار گرفته شه.

تکتیکای تبلیغاتی
در حالیکه شما روش هدف دار بازاریابی موفق خود رو طراحی می کنین، باید تصمیم بگیرین که از روش چه فعالیت و یا فعالیتایی می تونین مشتریان رو از وجود اجناس، کیفیت اونا و یکی بودن با نیاز اونا خبر دار کنین.

راه های زیادی واسه رسیدن به این هدف هست. مثل شکل های جور واجور فعالیتای تبلیغاتی، شرکت در نمایشگاه، روابط عمومی، بازاریابی دیجیتال، و راهکارهای موثر فروش. شما باید متناسب با بازارهدف خود، فعالیتای مناسب رو انتخاب کنین تا در زمان و هزینه خود صرفه جویی کنین.

نظارت و آزمایش
نظارت و آزمایش واسه تاثیرگذاری بازاریابی موفق بسیار مهم و لازمه. ولی بیشتر ندیده گرفته می شه. این عنصر تنها واسه کنترل و بازدید چگونگی انجام فعالیت در حال نیس. بلکه به شما واسه ترسیم روش های هدف دار آینده هم کمک می کنه.

یک راه و روش ساده واسه رسیدن به این هدف اینه که از مشتریان بپرسید در مورد کار و کاسبی شما چه شنیده ان؟ واسه جدا سازی بررسی عمیق تر می تونین از پرسشنامها و مصاحبه های جورواجور استفاده کنین. بررسی رفتار آنلاین مشتریان هم یکی دیگر از گزینه هاست.

برنامه بازاریابی
وقتی که شما در مورد روش هدف دار بازاریابی خود تصمیم گرفتید. برنامه بازاریابی در چگونگی اجرا و آزمایش موفق اون به شما کمک می کنه.این برنامه باید دائم بررسی شه و در صورت ضرورت به روز شه تا بتونین به سرعت تغییرات در نیازای مشتری و نگرشای خود رو در صنعت و در شرایط اقتصادی گسترده تر جواب بدید. واسه داشتن برنامه بازاریابی خود اینجا کلیک کنین.

روش هدف دار بازاریابی موفق نیازمند داشتن راه و روش مناسب بازاریابی و استفاده از اقدامات و برنامه های اجرایی متناسب با نیاز مشتریان هدف شماس. امیدوارم از مطالعه این مطلب لذت برده باشین. نظرات خود رو در آخر مطلب با ما مورد بحث و رد و بدل کردن نظر قرار بدین.

[تعداد: ۱۳    میانگین: ۳.۸/۵]

روش هدف دار برند شخصی در چند مرحله [اینفوگرافی]

روش هدف دار برند شخصی
برند شخصی شما ارزشاتون رو به جهانیان نشون میده. جهانیان هم شامل کارفرمایان احتمالی و بالقوهه و هم، هرکسی که در سطح زمین زندگی می کنه. همونطور که بارها در همین سایت حاضر تاکید کردیم اهمیت برند شخصی واسه تک تک ما روشن و اجباریه. و طبیعیه که وقتی از اهمیت چیزی بدونیم تلاش کنیم اون رو در خودمون پرورش داده و به طرف تخصصی شدن در اون حرکت کنیم.

بیان کردن اینکه، شما کی هستین، چه کارایی انجام می دین، اصلاً به چه دلیل این کارا رو انجام می دین! به شما کمک می کنه تا جایگاه خودتون رو واسه رسیدن به موفقیت ثابت کنین.

این روزا خیلی از برندهای شخصی از روش حضور در دنیای آنلاین افراد ایجاد شده که وسیله موردنیاز واسه اون، تنها حسابای کاربری در شبکه های اجتماعیه که شک نداشته باشینً با اونا آشنا هستین. قبل اینکه مستقیماً به پست کردن عکس در اینستاگرام بدین و فکر کنین که اونا نشون دهنده شما هستن، به چند مرحله قبل تر برگردین و به یاد بیارید که گفتیم “موفقیت، در طول یک شب رخ نمی ده!” رونق پیدا کردن صفحات اجتماعی و برند شخصی شما هم همینطور. واسه تبدیل شدن به یک برند شخصی قوی تلاشای بیش تری نیازه.

داشتن یک هدف تخصصی و حرفه ای، تمرین کردن نویسندگی و نوشتن، درک رقبای تون، استفاده از شبکه های اجتماعی (نه فقط تلگرام!) اینا مواردی هستن که واسه ساخت برند شخصی قوی نیازه.

به اینفوگرافی زیر نگاهی بندازید تا به شکل هدف دار شما در ساخت برند شخصی کمک کنه.

[تعداد: ۶    میانگین: ۴.۷/۵]

روش هدف دار تبلیغات و گسترش یکی از اساسی ترین آمیختهای بازاریابی

روش هدف دار تبلیغات
گسترش یکی از اساسی ترین عناصر آمیخته بازاریابیه، و با هر کدوم از مصرف کنندگان ارتباط یک یا دو طرفه برقرار می کنه. این مقاله چیکده از معرفی سطح بالا پیشرفت روش هدف دار تبلیغات کار و کاسبی شماس که بروی تاکتیک “Pull” تمرکز داره.

پیشرفت یه روش هدف دار تبلیغات
تصمیم گیری در روش هدف دار ارتباطات یکی از نقشای اصلی مدیر بازاریابیه، که این پروسه شامل بعضی از تصمیم گیریای کلیدی در مورد تعیین مشتری، چگونگی تماس با اونا و تعیین پیام ارسالی، هستش. این تصمیم گیریا رو میشه با استفاده از یک پروسه ۴ مرحله ایی آسون کرد:

تقسیم بندی (Segmentation):
تقسیم بازار به گروه های جدا از هم واسه بازاریابی.

تعیین هدف (Targeting):
تصمیم گیری در مورد اینکه کدوم یک از گروه ها رو هدف بذاریم و چیجوری با اونا ارتباط برقرار کنیم.

اثبات موقعیت (Positioning):
محصول و نام تجاری شما چیجوری باید به وسیله گروه های  هدف درک شه.

فرستادن پیام (messaging):
ارائه یک پیام خاص واسه تحت تاثیر قرار دادن گروه های هدف.

۱- تقسیم بندی

تقسیم بندی مشتریان بالقوه به گروه های جدا از هم بسیار حیاتیه، چراکه شما واسه افزایش اندازه موفقیت، باید مشخص کنین چه پیامی رو واسه کدوم گروه هدف ارسال می کنین. طبیعتا اگه شما ندونین واسه چه گروهی صحبت میکنین، جواب مناسبی هم نخواهید گرفت. مشتریان بالقوه چه کسائی هستن؟ اونا رو به چند گروه جدا از هم باید تقسیم کنین؟ فرق این گروه ها در چیه؟ امیدوارم با تحقیقات بازار مناسب به این سوالات در مورد کار و کاسبی خود جواب بدید.

اگه شما اطلاعاتی در مورد مشتریان دارین، باید کمی بیشتر تلاش کنین و جزئیات بیشتری رو بدست بیارید.

اونا معمولا از چه رسانه هایی بازدید می کنن؟ رفتار رسانه ایی اونا رو بررسی کردین؟ انتظارات و خواستهاشون چیه؟ اولویتاشون چیه؟ چه اندازه توان مالی واسه خرید محصول شما دارن؟ عادت خرید اونا چیه؟ از نظر سنی در چه رده ایی قرار دارن؟ درزمان سال چند روز رو واسه تعطیلات اختصاص میدن؟ شما چیجوری می تونین به اونا کمک کنین؟

این اطلاعات رو می تونین از روش روشای مختلفی مثل همکاری با یک آژانس تحقیقات بازار، بررسی الگوهای فروش و همینطور بررسی فعل و انفعالات شبکه های مجازی بدست بیارین.

روشای رایجی که در تحقیقات بازار استفاده می شن، عبارتند از:

جدا سازی بررسی الگوهای خرید و فروش
پرسشنامه
میزهای سیار واسه تحقیقات
آمار وب سایتای شبکه اجتماعی
گروه هدف
مصاحبه مواجه
شرکت متخصص تحقیقات بازار
وقتی که شما موفق شدید تصویر دقیقی از مشتری خود بسازین می تونین واسه جلب توجه ایشون دست به کار شین …

۲- تعیین هدف

واسه اهداف تبلیغاتی، تعیین هدف یک پروسه ایجاد ارتباط موثره که به ما این اطمینان رو میده که ارتباط با بخش مورد نظر واسه دریافت جواب مناسب بر قرار شده. روشی که واسه هدف قرار دادن مخاطبان استفاده می کنین باید مربوط به اهداف برنامه بازاریابی شما باشه. شما واسه تولید یه محصول جدید تبلیغ می کنین و یا واسه حفظ سهم بازار تلاش میکنین؟

لینک در ارتباط: برنامه بازاریابی
روشای ایجاد ارتباطات بازاریابی
تبلیغات تنها یکی از عناصر ارتباطات بازاریابیه، که می تونه به زمینه های زیر تقسیم شه:

تبلیغات –  ارتقا راه و روش رسانه های جمعی

فضای عمومی
دسته بندی مشاغل
مجلات / روزنامه ها
تلویزیون / سینمایی
رادیو
کانالای خبری
ارتقا فروش – دادن جایزه و ارتباطات پولی

کوپنای خرید
تخفیفات
مسابقات
مشوقای وفاداری
روابط عمومی – از مطبوعات به نفع خود استفاده کنین

راه اندازی کردن مطبوعات
رویدادهای مطبوعاتی
انتشار در مطبوعات
فروش شخصی – فروشای یک به یک با خریداران بالقوه

فروشندگان
بازاریابی تجربی
فعالیتای فروش و یا نمایشگاه فروش
نمایشگاها
نشانای تجاری
بازاریابی مستقیم – فرستادن پیام مستقیم به مصرف کننده

دریافت سفارش از روش ایمیل
فرستادن ایمیل گروهی
ارسال نامهای مستقیم
بازاریابی تلفنی
فروش در محل فروش
طراحی بسته بندی
بازاریابی دیجیتال – کانالای جدید بطور همیشگی در حال ظهور هستن

سایت شرکت
رسانه های اجتماعی مثل فیس بوک و توئیتر
وبلاگ نویسی
تبلیغات از روش گوشی موبایل با استفاده از بلوتوث
یوتیوب
تجارت الکترونیک
تلگرام
تصمیم گیری واسه استفاده از کانال مناسب
رقابت شدید در طبیعت بر سر رسیدن به منابع موجب تکامل می شه. همین روند الان در رسانه های تبلیغاتی اتفاق میفته، همه رسانهایای سنتی الان اشباع شده و رقابت واسه جلب توجه شدت گرفته. همین زمونه که توجه به تاثیر گذاری رسانه کمرنگ می شه. تعداد زیادی کانال تلویزیونی و رادیویی و چیزای دیگه ای به جز اینا هست که مصرف کننده می تونه آگهیای تبلیغاتی رو خیلی راحت رد کنه و به اطلاعات رایگانی که بیشتر از قبل در دسترس هستن، دست پیدا کنه. پس، شرکتا بطور فزآینده ایی به رویکردای نوآورانه ایی در ارتباطات دست پیدا کردن و هم اینکه اونا در تلاشند تا میزبان خوبی واسه رسانه های نوظهور باشن.پس، انتخاب رسانه مناسب کار بسیار مشکلی شده، و به خاطر همین تقسیم بندی درست خیلی مهمه.

ارتباطات هدف دار بیشتر به یافته های بهتری منجر می شن. معمولا شما می تونین واسه فرستادن ایمیل گروهی، زیر ۱% بازخورد داشته باشین. با این حال، ارسال نامه شخصی واسه تعدادی از مشتریان وفادارتان بازخورد بیشتری به همراه داره. موقع انتخاب رسانه مناسب در نظر داشته باشین که اونا چه اندازه در دسترس هستن، چه اندازه تاثیر گذارن، بالانس بوجه به چه صورت انجام قبول می کنه، و از همه مهمتر اینکه چیجوری در برابر دید گروه هدف شما قرار می گیرن.

مطمئن شین که پیام شما مخاطب رو به طرف خرید هدایت می کنه
وقتی که آگهی تبلیغاتی تولید می کنین، در نظر داشته باشین که تنها شنیده / دیده شدن نام تجاری شما مهم نیس بلکه آگهی باید گروه هدف رو به طرف خرید هدایت کنه. این به معنی شناسایی مراحل کلیدی حرکت مشتریان و حصول اطمینان از فرستادن پیام مربوط به اوناس.

ارتباطات بازاریابی کامل
بعد از انتخاب رسانه مورد نظر واسه تمرکز تبلیغات، قدم بعدی در پیش گرفتن هدفی یکپارچهه. طرف نظر از این که شما در حال تبلیغ یه محصول جدید هستین یا افزایش آگاهی برند، این مهمه که پیام شما بصورت هماهنگ و کامل در همه رسانه ها توجه گروه هدف رو به طرف اهداف مشترک شما هدایت کنه. یک راه و روش کامل بطور زیادی می تونه اندازه اثر بخشی تبلیغات رو زیاد کنه و هم اینکه در ساخت تصویر برند شما تو ذهن مخاطب به درد بخور بکنه.

گرفتن بهترین بازخورد
واسه دریافت بهترین بازخورد، شما باید مطمئن شید که پیام خود رو مربوط به نیاز گروه هدف و به روشنی گفته اید. وقتی که شما موفق به گرفتن با ارزشترین چیز یعنی توجه مشتری شدین، تنهای چیزی که نمی خواید اینه که اونا از پیام تبلیغاتی شما گیج و گمراه شن. اهداف آگهی تبلیغاتی خود رو مشخص کنین و مطمئن شید که اونا به روشنی منتقل می شن. در مورد اقدام بعدی مشتری فکر کنین، که می خواین باعث بازدید از سایت شما شه، یا با شماره شما تماس بگیره و یا در خرید دوباره نام تجاری شما رو بخاطر بیاره.

۳- اثبات موقعیت

اثبات موقعیت، یک پروسه پیشرفت تصویر محصول و یا نام شرکت شما تو ذهن مخاطبه. این رو میشه تا حد خیلی از روش نام تجاری گرفت، اما مهم اینه که از همه عناصر آمیخته بازاریابی واسه ساخت تصویر استفاده کنیم. شما باید مطمئن شین که تموم مناطق کار و کاسبی شما، انتظارات شما رو از رسیدن به موفقیت برآورده کردن. اثبات موقعیت، رقابت هم در خود داره چراکه شما باید دلایلی به مشتری بدین که از بین تموم کالاای هم رده محصول شما رو انتخاب کنه.

برندینگ و فرستادن پیام
نام تجاری یک وسیله قوی واسه موقعیت پیدا کنی محصول شماس. نام تجاری تقریبا در برگیرنده تموم عناصری هست که مشتری از محصول شما میبینین، از طراحی و بسته بندی گرفته تا نوع فونت نوشتاری شما در پوستر تبلیغاتی. هر گونه ارتباط شما با مشتری، تصویر نام تجاری شما رو تو ذهن ایشون شکل میده و این تصویر می تونه بر تصمیم گیری خرید اون (اندازه مبلغ قابل پرداخت واسه محصول شما) تاثیر مستقیم بزاره. این توانایی واسه ارتقای نام تجاری به عنوان “ارزش ویژه برند ” (Brand Equity) شناخته می شه. البته نام تجاری شما نیاز به ویژگی بی همتا (USPS) داره و همینطور شما باید مطمئن شین که خیلی راحت منظور شما رو به گروه هدف میرسونه. محصول شما سریع ترینه؟ دووم زیادی داره؟ ویژگیای زیادی داره؟

هویت سازمانی Corporate identity (CI) 
هویت سازمانی یک وسیله بسیار به درد بخور و کاربردیه و به ما این اطمینان رو می هد که برندسازی در سراسر شرکت به شکل استاندار (برابر با ارزش و فرهنگ سازمان) داره انجام میشه. این یک سند مفصل از تموم جزئیات قابل مشاهده و هدایت مشتریاس، که می تونه شامل آرم، رنگا، برچسب زیر آرم، لباس فرم، و حتی نوع پذیرایی از مشتریان باشه. استاندارد هویت سازمانی یک شرکت خیلی خوبه، شما وقتی با افراد مختلفی در سراسر دنیا کار می کنین و یا دفاتر زیادی در سراسر دنیا دارین، سند هویت سازمان در شناخت شرکت شما با افراد کمک زیادی می کنه.

نامای تجاری قوی رو میشه از روی خیلی از عناصر ارتباطات اونا شناسایی کرد، و این فقط واسه آرم و شعار اونا نیس، بلکه اجرای هویت سازمانی اونا بصورت موفقیت آمیزی اونا رو قابل تشخیص کرده.

به رسمیت شناختن نام تجاری شما، یکی از کلیدی ترین عوامل موثر در تصمیم خرید مشتریاس، پس هویت سازی سازمان در روش هدف دار تبلیغاتی شما نقش بسیار مهم رو اجرا می کنه.

۴- پیشرفت پیام تبلیغاتی

وقتی که موقعیت نام تجاری خود رو اثبات کردین، زمان اون می رسه که پیام تبلیغاتی خود رو به خاطر تاثیرگذاری بر مخاطبان پیشرفت بدید. اهداف تبلیغاتی باید بطور مستقیم به برنامه بازاریابی شما در ارتباط باشه، و بیشتر از بحث های عادی زیر پیروی می کنه:

آگاهی – بالا بردن سطح باخبر شدن از نام تجاری، اجناس و مزیت رقابتی شما.
قانع کرد – تولید پاسخای فوری
یادآوری – واسه حفظ علاقه و شور و شوق به محصول و یا خدمات.
این یک واقعیته که خلاقیت، نام تجاری مناسب، تولید تبلیغات جدا واسه یک کار و کاسبی بهترین یافته ها رو به همراه میاره، پس باید از یک تیم خلاق بهره برد و اطلاعات کوتاه و به درد بخور لازم اونا رو در اختیارشون قرار داد. به یاد داشته باشین که یک پیام به تنهایی می تونه به درد بخور باشه اگه اونو واسه گروه هدف خود و برابر با اهداف تبلیغاتی طراحی کرده باشیم.

روش های هدف دار بازاریابی Pull و Push