منابع تحقیق درباره رسول خدا (ص)، امام صادق

سودمندتر باشد و هیچ کلمه‏اى به حق نزدیک‏تر و نیز سودمندتر از کلمه توحید نیست، براى اینکه این کلمه آدمى را به سوى حاق سعادتش رهنمون مى‏شود.۱۲۳
۴- دعوت به آخرت‏
بسیاری از آیات قرآن مردم را به توجه و گرایش به آخرت فرامی خواند، از جمله می فرماید:
«…وَ الدَّارُ الْآخِرَهُ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَفَلا تَعْقِلُونَ‏» (اعراف / ۱۶۹)
ترجمه: … سراى آخرت براى کسانى که پرهیزکارى مى‏کنند بهتر است چرا خردورزى نمى‏کنید.
جهان آخرت بهتر است براى کسانى که تقوى پیشه کنند، زیرا نعمت هاى آن پایدار و زوال ‏ناپذیر است و این باور براى اهل تقوا، باورى خردمندانه و اندیشه‏اى صحیح است. بنابراین وابستگى به مال و منال دنیاى گذرا به قیمت از دست دادن سراى جاودانه آخرت به دور از خرد و اندیشه صحیح است.۱۲۴
۵- دعوت به کتاب خدا و کتاب آسمانی
دعوت به کتاب خدا برای داوری بین مردم:
«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتابِ یُدْعَوْنَ إِلى‏ کِتابِ اللَّهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ…» (آل عمران /۲۳)
ترجمه: مگر ندیدى کسانى را (علماى اهل کتاب را) که مختصر اطلاعى از کتاب آسمانى خود دارند، چگونه مردم را به کتاب خدا مى‏خواندند تا در بین آنان حکومت کند.
این آیه با استناد کتاب به خداوند، دعوت شدگان را به پذیرش حکم کتاب آسمانى ترغیب کرده و در آنان انگیزه ایجاد مى‏کند. پس آنها را به داوریِ کتاب خدا دعوت می کنند.۱۲۵
برخوردارى از حکمت خدادادى سبب دعوت مردم به تعلیم و فراگیرى معارف کتاب آسمانى است:

«ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُؤْتِیَهُ اللَّهُ الْکِتابَ وَ الْحُکْمَ وَ النُّبُوَّهَ ثُمَّ یَقُولَ لِلنَّاسِ کُونُوا عِباداً لِی مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لکِنْ کُونُوا رَبَّانِیِّینَ بِما کُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْکِتابَ وَ بِما کُنْتُمْ تَدْرُسُونَ» (آل‏عمران/ ۷۹)
ترجمه: هیچ بشرى را نسزد که خداى تعالى کتاب و حکم و نبوتش داده باشد آن گاه به مردم بگوید به جاى خدا مرا بپرستید ولیکن چنین کسى این را مى‏گوید که اى مردم بخاطر اینکه کتاب آسمانى را تعلیم مى‏دهید و درس مى‏گیرید ربانى باشید که جز خدا به یاد هیچکس دیگر نباشید.
یادگیرى کتاب‏هاى آسمانى و آموختن آن به دیگران زمینه ربّانى شدن و ثمربخش در تنظیم زندگانى براساس فرمان‏هاى خداوند است، از این رو پیروان ادیان الهى ملزم به یاد گرفتن و یاد دادن کتاب آسمانى خویش‏ هستند.۱۲۶
۶- دعوت به استغفار
دعوت شدن پیامبر (ص) به استغفار براى خود، از سوى خداوند:۱۲۷
«وَ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ…» (نساء/ ۱۰۶)
ترجمه: و از خدا طلب مغفرت کن.
استغفار به درگاه خداوند توصیه الهى به پیامبر (ص) است و منظور از استغفار در اینجا این است که رسول خدا (ص) از خداى تعالى بخواهد آنچه که در طبع آدمى است که ممکن است احیاناً حقوق دیگران را غصب کند و به سوى هواى نفس متمایل شود را بیامرزد و بپوشاند، چراکه استغفار زمینه‏اى براى جلب غفران و رحمت الهى‏ است.۱۲۸
۷- دعوت به بهشت‏
دعوت خداوند از بندگان براى (ورود) بهشت:۱۲۹
«…أُولئِکَ یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ، وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلَى الْجَنَّهِ وَ الْمَغْفِرَهِ بِإِذْنِهِ‏» (بقره/۲۲۱)
ترجمه: …آرى مشرکین شما را به سوى آتش دعوت مى‏کنند و خدا به سوى جنّت و مغفرتى به اذن خود مى‏خواند.
در این آیه می فرماید مشرکان، دعوت‏کنندگان به آتش جهنّم هستند و ازدواج با مرد یا زن مشرک، زمینه ‏ساز انحراف و دخول در جهنّم است و خداوند دعوت ‏کننده انسان ها به بهشت و آمرزش خویش است که دعوت الهى به بهشت و آمرزش همراه با توفیق او براى رسیدن به آن است.۱۳۰
۸- دعوت به تزکیه‏
در رعایت اصل مدارا و نرم‏خویى در دعوت دیگران به تزکیه و اصلاح نفس می فرماید:
«فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلى‏ أَنْ تَزَکَّى‏.» (نازعات/ ۱۸)
ترجمه: بگو آیا مى‏خواهى پاک شوى؟
همچنین مأموریّت موسى (ع) براى دعوت از فرعون به تزکیه و پاکى است:
«اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏، فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلى‏ أَنْ تَزَکَّى‏.» (نازعات /۱۷ و ۱۸)
ترجمه: به سوى فرعون برو که طغیان کرده است، بگو آیا مى‏خواهى پاک شوى؟
فرعون مردى طغیان‏گر و فرو رفته در پلیدى‏ها و گستاخ در برابر خداوند است و مبارزه با طغیان‏گران و دعوت به پاکى و درست کارى، از شاخص‏ترین برنامه‏هاى رسالت پیامبران‏ است. از این رو، حضرت موسى (ع) از جانب خداوند مأمور راهنمایى فرعون به راه تکامل و درست‏کارى و ترغیب او به پاک سازى خویش از آلودگى‏ها شد.۱۳۱
۹- دعوت به تسلیم‏
الوهیّت یگانه خداوند از فلسفه دعوت، تسلیم همگان در برابر اوست، همان طور که می فرماید:
«وَ لِکُلِّ أُمَّهٍ جَعَلْنا مَنْسَکاً لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلى‏ ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَهِ الْأَنْعامِ فَإِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ.» (حج/ ۳۴)
ترجمه: براى هر امتى عبادتى دادیم تا نام خدا را بر حیوانات بسته زبان که روزیشان کرده است یاد کنند، پس معبود شما خداى یگانه است، مطیع او شوید و فروتنان را بشارت ده.
دعوت خداوند از مؤمنان، به تسلیم در برابر حقّ است:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّهً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ
.» (بقره/ ۲۰۸)
ترجمه: اى کسانى که ایمان آورده‏اید بدون هیچ اختلافى همگى تسلیم خدا شوید و زنهار گامهاى شیطان را پیروى مکنید که او براى شما دشمنى آشکار است.
ایمان راسخ به یگانگى خدا آرامش ‏بخش دل و جان آدمى است و تسلیم همه‏ جانبه در برابر خداوند و پرهیز از پیروى شیطان، مرحله والایى از ایمان است. کلمات سلم و اسلام و تسلیم هر سه به یک معنا است و سلمى هم که به سویش دعوت کرده به معناى تسلیم در برابر خدا و رسول شدن است و اینکه فرد با ایمان عمل خود را خالص و تنها براى او به جا بیاورد.۱۳۲
۱۰- دعوت به تقرّب‏
در آیات قرآن تلاش جهت تقرّب به خداوند، مورد دعوت خداوند است که می فرماید:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ وَ جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ.» (مائده/ ۳۵)
ترجمه: هان اى کسانى که در زمره مؤمنین در آمده‏اید، از خدا پروا داشته باشید، و در جستجوى وسیله‏اى براى نزدیک شدن به ساحتش- که همان عبودیت و به دنبالش علم و عمل است برآئید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار گردید.
مؤمنان موظف به پرهیزگارى و رعایت تقوا هستند، از این رو خداوند از آنها می خواهد که براى رسیدن به مقام قرب الهى‏ سعى و تلاش کنند.۱۳۳
۱۱- دعوت به توکّل‏

دعوت مردم به توکّل با گفتار و عمل از جمله برنامه‏هاى پیامبران است:۱۳۴
«… وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ‏» (آل‏عمران /۱۲۲)
ترجمه: و همیشه باید اهل ایمان به خدا توکل کنند تا دلدار و نیرومند باشند.
از جمله توکّل و اعتماد به خداوند سفارش یعقوب (ع) به فرزندان خویش است که می فرماید:
«وَ قالَ یا بَنِیَّ… إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ عَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ» (یوسف/ ۶۷)
ترجمه: (هنگامى که خواستند حرکت کنند یعقوب) گفت: فرزندان من! … حکم و فرمان تنها از آن خدا است، من بر او توکل مى‏کنم و همه متوکلان باید بر او توکل کنند.

همچنین توکّل به خداوند در کارهاى نیک امرى مهم و از دعوت هاى مؤکّد الهى است:۱۳۵
«… وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ» (آل‏عمران/ ۱۵۹)
ترجمه: … و براى دلجویى آنان در کار جنگ مشورت نما لیکن آنچه را که خود تصمیم گرفتى با توکل به خدا انجام ده که خدا آنان را که بر او اعتماد کنند دوست دارد و یارى مى‏کند.
توکّل و اتکاى مؤمنان به خداوند، عامل تقویت ‏کننده روحى آنان در شرایط دشوار است و لزوم توکّل و اتکاى رهبران بر خداوند، پس از تصمیم‏گیرى و عزم بر اعمال مدیریت‏ می باشد. چنان که توکل کردن یعقوب (ع) بر خداوند او را از چاره اندیشى و جست و جوى اسباب باز نداشت. و این درسى براى همگان است که نه تنها تدارک اسباب با توکل تنافى ندارد؛ بلکه باید اسباب و علّت ها را فراهم آورد و بر خداوند نیز توکل داشت. همان طور که توحید یعقوب (ع) در توکل کردن بر خداوند است.۱۳۶
۱۲- دعوت به حسن خلق‏
سخن نیک و معاشرت نیکو با مردم، از عهدها و پیمان هاى خداوند با بنى‏اسرائیل است:
«وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ… وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً…» (بقره/ ۸۳)
ترجمه: و یاد آورید هنگامى را که از بنى اسرائیل عهد گرفتیم… و به زبان خوش با مردم تکلم کنید.
«در ذیل جمله «وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً»، از امام ابى جعفر (ع) روایت آورده است که فرمود: به مردم بهترین سخنى که دوست می دارید به شما بگویند، بگوئید.
و نیز از امام صادق (ع) روایت کرده که در تفسیر جمله نامبرده فرموده: با مردم سخن بگویید، اما بعد از آنکه صلاح و فساد آن را تشخیص داده باشید، و آنچه صلاح است بگوئید.»۱۳۷
۱۳- دعوت به عدل‏
خداوند دعوت کننده به عدل است، از جمله می فرماید:
«وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلَیْنِ أَحَدُهُما أَبْکَمُ لا یَقْدِرُ عَلى‏ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ کَلٌّ عَلى‏ مَوْلاهُ أَیْنَما یُوَجِّهْهُ لا یَأْتِ بِخَیْرٍ هَلْ یَسْتَوِی هُوَ وَ مَنْ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ…» (نحل/ ۷۶)
ترجمه: خدا مثالى مى‏زند، دو مرد یکیشان لال است که به هیچ چیز توانایى ندارد و سربار مولاى خویش است که هر جا فرستدش سودى نیارد. او با کسى که به عدالت فرمان دهد.
خداوند دعوت کننده انسان ها به عدل‏ است و تنها انسان درست‏ کردار و ایستاده بر صراط مستقیم، شایستگى دعوت دیگران به عدل را دارد، چراکه لزوم اصلاح جامعه بشرى بر مبناى عدالت و اکتفا نکردن به خود سازى است.۱۳۸‏
۱۴- دعوت به مباهله‏
محاجّه و لجاجت خصم در برابر حقّ، شرط دعوت آنان به مباهله است:
«الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ … فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ» (آل‏عمران/۶۰ و ۶۱)
ترجمه: تمام حق از ناحیه پروردگار تو است… پس هر کس با تو درباره بندگى و رسالت عیسى (ع) مجادله کرد بعد از علمى که از مطلب یافتى، به ایشان بگو بیایید ما فرزندان خود، و شما فرزندان خود را، ما زنان خود و شما زنان خود را، ما نفس خود، و شما نفس خود را بخوانیم و سپس مباهله کنیم و دورى از رحمت خدا را براى دروغگویان که ی
ا ماییم، یا شما، درخواست کنیم.
پیشنهاد مباهله، فرمان خداوند به پیامبر (ص) در مقابله نهایى با مجادله گران مسیحى‏ است، به همین منظور پیشنهاد پیامبر (ص) به مسیحیان نجران، فراخوانىِ پسران، زنان و مردان خودى از طرف هر یک از مباهله کنندگان و همراه ساختن آنان با خویش در مباهله است که از طرف پیامبر (ص) ‏حضور در مباهله به افراد شایسته منحصر شد.۱۳۹
۱۵- دعوت به حقّ‏

از جمله گروهى از امّت موسى (ع)، دعوت‏کنندگان به حقّ هستند:
«وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ أُمَّهٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ …» (اعراف/ ۱۵۹)
ترجمه: و از قوم موسى گروهى هستند که به حق هدایت مى‏یابند و بدان باز مى‏گردند.
گروهى از انسان ها دعوت‏کنندگان به حقّ هستند:
«وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّهٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ…» (اعراف/ ۱۸۱)
ترجمه: از کسانى که آفریده‏ایم جماعتى هستند که به حقّ هدایت مى‏کنند و بدان باز مى‏گردند.
دعوت به توحید، دعوتى

منابع تحقیق درباره امر به معروف، قرآن کریم، ارتباطات سیاسی، رسول خدا (ص)

تحلیل مخاطب
با چه تاثیری
تحلیل اثر

شکل۶- ۲: فرمول لسول با حوزه های معادل در پژوهش ارتباطات

هر چند مدل لسول تقریباً بسیار ساده است، اما برخی پژوهشگران آن را مفید یافته و توسعه داده اند. بردداک۵۸ (۱۹۵۸) دریافت که در این فرمول ملاحظات دیگری، علاوه بر آن پنج موردی که لسول ارائه کرده است، وجود دارد.
بردداک در رونوشت خود از این مدل، دو جنبه دیگر از عمل ارتباطی را اضافه می کند، یعنی شرایطی که تحت آن پیام فرستاده می شود و به چه منظور، ارتباط گر چیزی می گوید. ما این را به شکل زیر نشان می دهیم.۵۹

چه کسی
چه می گوید
به چه کسی

تحت چه شرایطی؟
به چه منظوری؟
با چه تأثیری؟

از چه رسانه ای

شکل ۷- ۲: گسترش فرمول لسول توسط بردداک
مدل لاسول ویژگی معمول مدل های ارتباطی ابتدایی را نشان می دهد. او کم و بیش می پذیرد که ارتباط گر قصد تأثیرگذاری بر گیرنده را دارد. بنابراین، باید ارتباطات را عمدتاً یک فرایند اقناعی تلقی کرد. فرض دیگر آن است که پیام ها همیشه دارای تأثیراتی هستند. مدل هایی نظیر این، یقیناً در تمایل به غلو درباره آثار ارتباطات جمعی، مؤثر بوده اند؛ از سوی دیگر هنگامی که ما می دانیم لسول در آن زمان به ارتباطات سیاسی و تبلیغات علاقه مند بوده است، چندان عجیب به نظر نمی آید، زیرا این فرمول برای تحلیل تبلیغات سیاسی بسیار مناسب است.
بردداک تأکید می کند، این فرمول به دلیل آن که پژوهشگر را به حوزه های مجزای پژوهش رهنمون می شود، ممکن است گمراه کننده باشد. در واقع حوزه های پژوهش تا حدود بسیار زیادی به هم مرتبط هستند. لسول همچنین به خاطر حذف عنصر بازخورد، مورد انتقاد قرار گرفته است. در این خصوص نیز مدل او، دیدگاه عمومی زمانی را بازتاب می دهد که فرمول او نگاشته شده است. اما این انتقاد نباید این واقعیت را پنهان کند که فرمول لسول حتی امروز هم یک روش مناسب و فراگیر برای آشنا کردن افراد با مطالعه فرایند ارتباطات است.۶۰
«این مدل یک تعبیر لفظی از الگوی اصلی شانن و ویور است که همانند آن یک الگوی خطی است، چراکه ارتباطات را انتقال پیام می داند و موضوع «تأثیر» را بیش از معنا می پروراند. از آنجا که «تأثیر مستلزم تغییر قابل مشاهده و سنجش در گیرنده است که عناصر قابل شناساییِ فرایند سبب آن شده باشند.» تغییرِ یکی از این عناصر تأثیر را تغییر خواهد داد که می توان رمزگذار یا پیام و یا مجرا را تغییر داد و هر یک از این تغییرات سبب تغییر متناسب تأثیر می شوند.»۶۱

۲) تبیین نظریه سیستم دعوت در قرآن کریم

۲.۳. تعاریف و مفاهیم

۲.۳.۱. مفهوم دعوت
دعوت از ریشۀ (د ع و) بر وزن (فَعَلَ) به معنای خواندن است. در المفردات راغب آمده است: «دعا مثل نداء است مگر آنکه نداء گاهى فقط خواندن است بدون ذکر اسم ولى دعا بیشتر با ذکر اسم می شود مثل: اى زید و در باب نون گفته: نداء بلند کردن صدا و اظهار آن است و گاهى به مجرد صدا اطلاق می شود.»۶۲
همچنین: «دعاء به معنى خواندن و حاجت خواستن و استمداد است و گاهى مطلق خواندن از آن منظور است و گاهى مراد همان درخواست و استمداد است.»۶۳
«کلمه دعوت به معناى معطوف کردن توجه و نظر شخص دعوت شده است به سوى چیزى که آن شخص دعوت شده است که هم شامل دعوت کردن به وسیله لفظ مى‏شود و هم شامل آنجایى که کسى را با اشاره و یا نامه دعوت کنند.»۶۴
پس دعوت به معنای فراخواندن شخص به سوى امری است.
در فرهنگ قرآن واژه‏هایی مانند: «دعوت، اعلام، ارشاد، انذار، تبشیر، تبلیغ، امر به‏ معروف و نهى از منکر، نصح، حکمت، موعظه، مجادله و…»، هر یک بار معنایی ویژه‏اى در بردارد.
الف) دعوت: «کلمه دعوت به معناى معطوف کردن توجه و نظر شخص دعوت شده است به سوى چیزى که آن شخص دعوت شده است که هم شامل دعوت کردن به وسیله لفظ مى‏شود و هم شامل آنجایى که کسى را با اشاره و یا نامه دعوت کنند.»۶۵
ب) اعلام: «کلمه «أعلام» جمع «علم» است که به معناى علامت است.»۶۶
ت) ارشاد: «کلمه «رشد» که هم با ضمه «راء» و هم با ضمه «راء و شین» خوانده مى‏شود به معناى رسیدن به واقع مطلب و حقیقت امر و وسط طریق است و معلوم است که رسیدن به واقع امر، منوط بر این است که راه راست و وسط طریق را پیدا کرده باشد، پس رسیدن به راه، یکى از مصادیق وجه الامر است.»۶۷
پ) انذار: «هدایت، قضایى است حتمى، و به همین جهت منذر حقیقى خداى تعالى است، هر چند که با زبان رسول خدا (ص) انجام شود.»۶۸
ر) تبشیر: «نداى بشرى (مژده) مانند نداى به «اسف» و «ویل» و نظایر آن در جایى به کار مى‏رود که بخواهند بفهمانند که حادثه خیر و یا شر حاضر و هویدا است.»۶۹ همچنین «کلمه «بشارت» و «بشرى» به معناى هر خیرى است که تو را خوشحال کند.»۷۰
ز) تبلیغ: کلمه «بلاغ»- به طورى که راغب گفته ماده (بلغ)- به معناى تبلیغ است.»۷۱ همچنین «کلمه «بلاغ» به معناى تبلیغ است و مراد از آن تبلیغ رسالت است.»۷۲
د) امر به معروف و نهی از منکر: «راغب در مفردات گفته است: معناى منکر، آن کارى است که مردم در جامعه خود آن را نشناسند، یعنى در جامعه متروک باشد، حال یا به خاطر زشتیش و یا به خاطر اینکه جرم و گناه است، مانند عمل مواقعه و یا کشف عورت در انظار مردم، آن هم در جوامع ا
سلامى.»۷۳
ذ) نصح: «راغب در مفردات گفته: کلمه «نصح» به معناى به کار بردن نهایت درجه قدرت خود در عمل و یا سخنى است که در آن عمل و یا سخن مصلحتى براى صاحبش باشد.»۷۴
ط) حکمت: «معنى حکمت به طورى که در مفردات (مفردات راغب، ماده «حکم») آمده به معناى اصابت حقّ و رسیدن به آن به وسیلۀ علم و عقل است.»۷۵
ظ) موعظه: «موعظه بنا بر گفته خلیل (مفردات راغب ماده «وعظ»)، یادآوری کارهای نیک است به شکلی که قلب شنونده از شنیدن آن رقّت پیدا کند و در نتیجه تسلیم شود.»۷۶
ه) مجادله: جدال بنابر گفته راغب (مفردات راغب، ماده «جدل»)، سخن گفتن از طریق نزاع و غلبه جویی است.»۷۷
واژه دعوت و مشتقات آن در قرآن کریم ۱۸۲ مورد می باشد.۷۸
از جمله مشتقات: تدعون؛ ۲۱ مورد، «ادعوا» ۱۹ مورد، «تدع» ۱۶ مورد، «دعا» ۲۳ مورد، «ادع» ۸ مورد، «یدعوا» ۸ مورد، «یدعون» ۲۷ مورد، «دعوا» ۱۰ مورد، «تدعون» ۲۴ مورد، «ادعوه» ۲ مورد، «ادعونی» ۱ مورد، «تدعوهم» ۴ مورد و … .
دعوت در قرآن دارای چندین معنی است که عبارتند از: ۱- پرستش؛ ۲- صدا کردن و فراخواندن کسی؛۳- فراخواندن دیگران به راه راست؛۴- نیایش و دعا؛ ۵- سخن.
در بررسی که روی معانی انجام شد، این نتایج حاصل شد:
۱. ۴۸ مورد از آیات قرآن درباره تبلیغ و دعوت به خیر یا شر است از جمله: سوره محمد/ آیه ۳۸، سوره احقاف/ آیات ۳۱ و ۳۲، سوره حدید/ آیه ۸: سوره نوح/ آیه ۸-۵، سوره صف/ آیه ۷ و… .
۲. ۵۰ مورد از آیات قرآن به معنی نیایش است از جمله: سوره انعام/ آیه ۵۲، سوره اعراف/ آیه ۲۹، سوره یونس/ آیه ۱۲، سوره انعام/ آیه ۱۰۸، سوره اعراف/ آیات ۱۹۴ و ۱۹۵، سوره یونس/ آیه ۸۹، سوره اسراء/ آیات ۵۶ و ۵۷.
۳. ۴۷ مورد از آیات قرآن به معنی پرستش است از جمله: سوره نساء/ آیۀ ۱۱۷، سوره انعام/ آیه ۵۶، سوره اسراء/ آیه ۶۷، سوره یونس/ آیه ۱۰۶، سوره جن/ آیه ۱۸، سوره طور/ آیه ۲۸.

معنی مورد نظر که در این تحقیق مورد بررسی قرار می گیرد فراخواندن دیگران به راه راست است، این معنا در آیات زیر آمده است: سوره بقره/ آیه ۲۲۱. سوره آل عمران/ آیه ۲۳. سوره آل عمران/ آیه ۱۰۴. سوره انعام/ آیه ۷۱. سوره انفال/ آیه ۲۴. سوره هود/ آیه ۶۲. سوره یوسف/ آیه ۱۰۸. سورۀ رعد/ آیه ۳۶. سوره ابراهیم/ آیه ۹ و ۱۰. سوره ابراهیم/ آیه ۲۲. سوره ابراهیم/ آیه ۴۴. سوره نحل/ آیه ۱۲۵. سوره کهف/ آیه ۵۷. سوره مومنون/ آیه ۷۳. سوره نور/ آیه ۴۸. سوره نور/ آیه۵۱. سوره نمل/ آیه ۸۰. سوره قصص/ آیه ۴۱. سوره لقمان/ آیه ۲۱. سوره فصلت/ آیه ۳۳.
بررسی این آیات در ادامه پیگیری خواهد شد، اما در اینجا به پاره ای از این آیات اشاره می شود، از جمله:

۱- «…أُولئِکَ یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ، وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلَى الْجَنَّهِ وَ الْمَغْفِرَهِ‏» (بقره/۲۲۱)
ترجمه: … مشرکین شما را به سوى آتش دعوت مى‏کنند و خدا به سوى جنّت و مغفرت مى‏خواند.
می فرماید مشرکان، دعوت کنندگان به آتش جهنّم هستند و ازدواج با مرد یا زن مشرک زمینه ‏ساز انحراف و دخول در جهنّم است. و خداوند دعوت ‏کننده انسان ها به بهشت و آمرزش خویش است که دعوت الهى به بهشت و آمرزش همراه با توفیق او براى رسیدن به آن است.۷۹
۲- «یُدْعَوْنَ إِلى‏ کِتابِ اللَّهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ…» (آل عمران /۲۳)
ترجمه: مردم را به کتاب خدا مى‏خواندند تا در بین آنان حکومت کند.
این آیه با استناد کتاب به خداوند، دعوت شدگان را به پذیرش حکم کتاب آسمانى ترغیب کرده و در آنان انگیزه ایجاد مى‏کند. پس آنها را به داوریِ کتاب خدا دعوت می کنند.۸۰
۳- «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ» (آل‏عمران/ ۱۰۴)
ترجمه: باید از میان شما طایفه‏اى باشند که مردم را به سوى خیر دعوت نموده ، امر به معروف و نهى از منکر کنند.
امر به معروف و نهى از منکر، برجسته‏ترین مصداق دعوت به نیکى‏ها است که دعوت مردم به انجام نیکى‏ها از وظایف امت اسلامى‏ است و تمام افراد أمّت در تکلیف دعوت‏ شریک‏اند که باید یکدیگر را به نیکى‏ها دعوت کنند یعنی لزوم تشکل یافتن گروهى از جامعه اسلامى و انسجام آنان براى فراخوانى مردم به نیکى‏ها و امر به معروف و نهى از منکر واجب است. در این آیه شریفه سه مرتبه براى دعوت به خیر ذکر شده است: اول دعوت به خیر مطلق: و خیر عبارت است از آنچه انتخاب و اختیار و برگزیده شده و برترى داشته باشد، و آن در مقابل شرّ است یعنى چیزی که مرجوح است. دوم امر به معروف که: با تحقّق شرایط از علم پیدا کردن به موضوع و ظنّ بر تأثیر، و امن از ضرر مطلق صورت مى‏گیرد. سوم نهى از منکر: با شرایطى که در امر به معروف هست.۸۱

۴- «… لَهُ أَصْحابٌ یَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنا…» (انعام/ ۷۱)
ترجمه: اصحابى که براى او است او را به طرف راه دعوت کنند که بیا راه نجات اینجا است.
در این آیه مشرکان، مرتدان متحیر را به شرک دعوت مى‏کنند و خود را هدایت‏یافته مى‏پندارند.۸۲

۵- «وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً…‏» (فصلت/ ۳۳)
ترجمه: راستى خوش گفتارتر از کسى که بشر را به سوى خدا دعوت مى‏کند و عمل صالح انجام مى‏دهدکیست؟
می فرماید سخنى که در راستاى دعوت مردم به سوى خداوند ایراد شود، بهترین و زیباترین گفتار است. «وَ عَمِلَ صالِحاً»؛ یعنی ارزش دعوت به سوى خدا و تبلیغ آیین الهى در گرو نیک‏ کردارى دعوت کنندگان و مبلغان آن است. هدایت‏گرى، عمل صالح و روحیه تسلیم در برابر خ
داوند از برجسته ‏ترین ویژگى‏هاى پیامبر (ص) می باشد. هر چند لفظ آیه عمومیت دارد و شامل همه کسانى مى‏شود که به سوى خدا دعوت مى‏کنند.۸۳

۶- «ادْعُ إِلى‏ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» (نحل/ ۱۲۵)
ترجمه: با فرزانگى و پند دادن نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با مخالفان به طریقى که نیکوتر است مجادله کن.
در این آیه پیامبر (ص) مأمور به دعوت مردم به راه خدا در پرتو «حکمت»، «موعظه» و «جدال به احسن» می باشد که به عنوان سه ابزار دعوت به راه خدا است.۸۴
۷- «فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ…» (شوری/۱۵)
ترجمه: تو دعوت

منابع تحقیق درباره برجسته سازی، پیام های ارتباطی، استفاده و رضامندی، رسانه های مدرن

ارتباطات در نظر می گیرد و در بررسی تطبیقی با تعریف مبنایی قرآن بر محور دعوت، میزان تطابق مفهوم ارتباط را از دیدگاه این علم و قرآن مورد تحقیق قرار می دهد.

۲.۱.۱.۳. بررسی مؤلفه ها و اجزای اساسی دخیل در تعریف ارتباط

۲.۱.۱.۳.۱. شناخت فراگرد
یکی از مؤلفه های مهم برای شناخت ارتباط مفهوم فراگرد است. دیوید برلو۲۲ به نقل از یک فرهنگ لغت، فراگرد را چنین تعریف می کند: «هر رویدادی که یک تغییر ممتد در زمان را نشان دهد یا هر عمل یا نحوه عملی که ممتد باشد.»۲۳
وقتی ما مفهوم فراگرد را برای چیزی بپذیریم در واقع به این نکته توجّه کرده ایم که روابط بین عناصر آن چیز، به صورتی پویا و به طور مداوم در حال تغییر است و آغاز و پایان ندارد. اصولاً فراگرد یک تسلسل ایستا از رویدادها نیست، بلکه پویاست. اجزای داخل یک فراگرد کنش های متقابل با یکدیگر دارند و هر یک بر دیگری تأثیر می گذارند و از دیگری تأثیر می پذیرند.
معمولاً روند ارتباطات انسانی، جریانی پویا و در حرکت است و پیام ها بین فرستنده و گیرنده به صورت توازی و بالانس رد و بدل می شوند. این همان مفهوم بازخورد است که اگر فرستنده از گیرنده دریافت کند، امکان بیشتری ایجاد می شود تا معانی مورد نظر فرستنده نظیر پیامی باشد که توسط گیرنده دریافت شده است و در نتیجه ارتباط کامل و مؤثر شکل خواهد گرفت.

۲.۱.۱.۳.۲. معنی در ارتباطات انسان با انسان
به اعتقاد برلو،۲۴ وقتی ما «زبان را برای بیان و بیرون آوردن معنی ها به کار می بریم. در واقع این کارکرد اصلی زبان است. معنی چیزی ذاتی و جدا نشدنی از بسیاری تعاریف زبان است. در تدریس موضوع ارتباط به دیگران، در ارتباط با خودمان، در انتقاد از نحوه ارتباط دیگران و در مواردی مشابه، همیشه باید معنی نقطه اصلی توجّه ما قرار گیرد. به روشنی مشخص است که معنی وابسته به کدهایی است که ما در ارتباط انتخاب می کنیم. ما در به کارگیری زبان، مقاصد و نیّت های خود را درون پیام ها و پاسخ هایی که به رمز در آورده ایم می گذاریم.» (محسنیان راد، ۱۳۸۶)
به نظر برلو، هدف اصلی در آن لحظه آن است «که ثابت کند معنی ها در پیام ها نیست. معنی ها چیزهایی قابل کشف نیستند.» (محسنیان راد، ۱۳۸۶)
در واقع کلمات هیچ معنایی ندارند، معانیِ کلمات در آدم ها می باشند و چیزهای شخصی درون ارگانیسم انسان هستند. معنی ها آموخته می شوند و دارایی های انسان محسوب می شوند، ما معانی را یاد می گیریم، بر آنها می افزاییم آنها را نابود می کنیم، اما قادر به یافتنشان نیستیم. آنها در ما هستند نه در پیام. به همین دلیل ما معمولاً با افرادی که معنی هایی مشابه معنی های ما دارند می توانیم ارتباط برقرار کنیم و با افرادی که فاقد این تشابه هستند قادر به ارتباط با یکدیگر نیستیم.
اگر معنی ها در کلمات و پیام ها بودند به این مفهوم بود که همه می توانستند با هر زبانی و با هر کدی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و ما قادر بودیم معانی را از میان کلمات در آوریم، ولی به طور آشکار چنین نیست، همان طور که برخی از مردم برای برخی کدها معنی هایی دارند که دیگران ندارند.
عناصر و ساخت زبان فقط نماد هستند، زبان نشانه و راهنمایی است که باعث می شود معنی ما به تجلی برسد و به آن فکر کنیم و خود فاقد معنی است. بنابراین ارتباط در برگیرنده انتقال معنی نیست و معنی چیزی قابل انتقال نیست، فقط پیام قابل انتقال است و معنی درون پیام نیست بلکه معانی در به کار گیرنده پیام هستند.
توجه و تمرکز پژوهش حاضر از مفهوم ارتباط بر «فراگرد انتقال پیام» و «مشابهت معنی» است، لذا با نظر بر تعریف آخر از ارتباط و مفهوم معنی در اندیشه برلو، مدل های ارتباط متمرکز در چارچوب مکتب انتقال می باشد.۲۵
۲.۲. مدل ها

۲.۲.۱. مکاتب مطرح در ارتباطات
در مطالعه ارتباطی دو مکتب عمده وجود دارد که نظریات مختلفی در آنها ارائه شده است، در اینجا با بیان این دو مکتب به مهم ترین نظریات مطرح شده در هر یک نیز اشاره می شود:
۲.۲.۱.۱. مکتب انتقال
این مکتب ارتباط را انتقال پیام می داند؛ اینکه چگونه فرستندگان و گیرندگان رمزگذاری و رمزگشایی می کنند و چگونه انتقال دهندگان، مجراها و رسانه های ارتباطی را به کار می گیرند.
«این مکتب به کارایی و صحت ارتباط می پردازد و ارتباط را روندی می داند که شخص از طریق آن بر رفتار یا ذهنیت دیگری اثر می گذارد. اگر اثر در گیرنده متفاوت یا کمتر از آنچه مورد نظر فرستنده است باشد، ارتباط ناموفق است و باید با توجه به اصل بازخورد دلایل عدم موفقیت ارتباط را دریابد که از کجا ناشی می شود، به همین دلیل فیسک۲۶ نام این مکتب را مکتب «فرایند» گذاشته است.»۲۷
مکتب انتقال (یا مکتب فرایند) به علوم اجتماعی و به خصوص روان شناسی و جامعه شناسی تکیه می کند، در حالی که به عمل ارتباط نظر دارد. همان طور که هر مکتب به شیوه خود ارتباط را به عنوان کنش متقابل اجتماعی از راه پیام ها تفسیر می کند و کنش متقابل اجتماعی را فرایندی می داند که فرد از طریق آن با دیگران مرتبط می شود یا بر رفتار، ذهنیت یا واکنش عاطفی آنها تأثیر می گذارد.
در این مکتب از میان عناصر سازنده یک پیام، قصد و منظور پیام را عامل بسیار مهمی می داند و می گوید پیام چیزی است که فرستنده همه قصد خود را در آن قرار می دهد، اینکه قصد فرستنده بیان شده یا نشده، آگاهانه یا ناآگاهانه باشد باید با تحلیل بازیافتنی باشد.
نظریه ریاضی ارتباطات شانن و ویور
به عنوان یکی از هسته های اصلی که مطالعه ارتباطات از آن پدید آمده مقبول همگان است. این نظریه مثال روشنی از مکتب فرایند است که ارتباطات را انتقال پیام ها می داند.۲۸

۲.۲.۱.۱.۱. نظریات مطرح در مکتب انتقال
۲.۲.۱.۱.۱.۱. نظریه تزریقی
اساس این نظریه بر قدرت نامحدود «پیام» استوار است و بر این عقیده است که اگر پیام خوب و قوی ارائه شود بیشترین تأثیر را بر مخاطب دارد. در این نظریه مخاطب بسیار منفعل در نظر گرفته می شود و جامعه به صورت مجموعه ای مجزا و پراکنده. در این نظریه به ارتباطات میان فردی توجهی نمی شود و چون فرد ساکن است می توان پیام را به او تزریق کرد.
هدف این نظریه ایجاد نظم و پیوستگی اجتماعی در کوتاه مدت است و در این راستا به عواملی چون تحریک و تهییج احساسات و عواطف متوسل می شود. توجّه اصلی این نظریه به «پیام» است، به گیرنده پیام اهمیت و ارزشی نمی دهد، لذا منبعی که پیام را تهیه می کند باید قدرتمند باشد و پیام ها باید احساسی و آتشین باشد. در این نوع ارتباط، خطاب پیام به همه توده های مردم بدون توجّه به ویژگی های فردی آنها است.۲۹
۲.۲.۱.۱.۱.۲. نظریه استحکام یا تأثیر محدود
این نظریه توسط «لازارسفلد» و دیگران در اواخر دهه ۱۹۴۰ در ارتباطات شکل گرفت. طبق این نظریه: ۱- پیام های ارتباطی قادر نیستند تغییرات بنیادی در عقاید و رفتار افراد به وجود آورند، بلکه می توانند به صورت محدود آنها را استحکام بخشند و برای تأثیر گذاری باید زمینه قبلی وجود داشته باشد. ۲-بر عکس نظریه تزریقی، در این نظریه مخاطب پویا در نظر گرفته می شود. ۳- این نظریه به پارامترهای غیر ارتباطی نظیر سن، شغل، خانواده، تحصیلات و… اهمیت زیادی در تأثیر یا عدم تأثیر پیام های ارتباطی می دهد.
از نظر تئوری تزریقی نقش پیام ایجاد تغییر نه تنها در اطلاعات و نگرش بلکه در رفتار افراد است، اما با گذشت زمان و رسیدن به نظریه تأثیرات محدود پیام، این نظریه ناظر بر ایجاد تغییرات رفتاری نیست بلکه تنها مدعی تأثیر گذاری بر اطلاعات و معرفت افراد است که از قبل در آنها زمینه داشته است. در حقیقت نقش رسانه ها بازسازی زمینه های معرفتی و نگرشی افراد است نه ساختن نگرش های جدید. همچنین رسانه ها۳۰ نقش تثبیت افکار را دارند. این نظریه مخاطب را پویا و فعال فرض می کند زیرا مخاطب از نظر نوع رسانه، نوع پیام و حوزه پیام مورد نظر دارای حقّ انتخاب است.۳۱
۲.۲.۱.۱.۱.۳. نظریه استفاده و رضامندی
این نظریه نخستین بار توسط کاتز مطرح شد. او متذکر شد که بیشتر پژوهش های ارتباطی تا آن زمان معطوف به تحقیق در مورد آثار پیکارهای اقناعی بر روی مخاطبان بوده است و اینکه «رسانه ها با افراد چه می کنند» بیشتر این پژوهش ها نشان داده اند که ارتباط جمعی اثر کمی بر متقاعد سازی افراد دارد بنابراین پژوهشگران به متغیرهایی مثل نفوذ گروه روی آوردند که دارای اثر بیشتری بودند. نظر کاتز این بود که حوزه ارتباطات جمعی می تواند با روی آوردن به «مردم با رسانه ها چه می کنند» خود را نجات دهد.
نظریه استفاده و رضامندی بر دو عامل متکی است: ۱- پویا دانستن مخاطب؛ ۲- چند متغیره بودن فرایند ارتباط. این نظریه می گوید مخاطب به نیاز خود آگاه است و بنابراین فرایند انتقال پیام پنج ویژگی دارد: ۱- مخاطب آغازگر است (با انتخاب رسانه ها)؛ ۲- مخاطب پویاست؛ ۳- رقابت رسانه ها برای تأمین نیاز مخاطبان الزامی است؛ ۴- مخاطب جستجوگر است یعنی برای تأمین نیازها و رضایت خود، روش های مختلف را تجربه می کند؛ ۵- مخاطبان برای تأمین نیازهای معرفتی خود، آگاهانه رسانه مورد نظر را انتخاب می کنند.۳۲
۲.۲.۱.۱.۱.۴. نظریه برجسته سازی
مبتنی بر این نظریه رسانه ها در انتقال پیام ها، نوعی اولویت یا برجسته سازی به وجود می آورند. این نظریه همچنان تأثیرات رسانه ها را در حوزه رفتار محدود می کند، ولی با برجسته ساختن برخی از موضوعات می توانند بر اطلاعات مردم تأثیر بگذارند. به عبارت دیگر رسانه ها گر چه نمی توانند تعیین کنند که مخاطبان چطور بیندیشند اما می توانند تعیین کنند که «درباره چه» بیندیشند.۳۳
۲.۲.۱.۱.۱.۵. نظریه وابستگی مخاطبان
تعریفی که این نظریه از مخاطب ارائه می دهد مجدداً او را منفعل فرض می کند چون معتقد به یک رابطه سه گانه بین رسانه، جامعه و مخاطب است. این رابطه تحرک و پویایی مخاطب را در مقابل رسانه از او می گیرد چون مخاطب عصر حاضر به خاطر وجود دو نیاز به رسانه وابسته می شود: ۱- نیاز به داشتن اطلاعات (اطلاع از تحولات و رویدادهای جامعه مدرن)؛ ۲- نیاز به ندانستن و گریز از واقعیات (برنامه های طنز در اوقات فراغت و…).۳۴

۲.۲.۱.۱.۱.۶. نظریه شکاف آگاهی
در این نظریه توصیف می شود که به همراه افزایش انتشار اطلاعات توسط رسانه های جمعی در یک نظام اجتماعی، بخش هایی از جمعیت که پایگاه اجتماعی بالاتری دارند سریع تر و بیشتر از بخش هایی که پایگاه پایین دارند اطلاعات کسب می کنند و در نتیجه شکاف آگاهی میان این دو بخش، به جای کاهش افزایش می یابد.۳۵
۲.۲.۱.۱.۱.۷. نظریه کاشت
نظریه کاشت به عنوان ورژن جدید مکتب انتقال دانسته شده است؛ «گربنر» در دهه ۱۹۶۰ با انجام تحقیقاتی تحت عنوان «شاخص های فرهنگی»، برای مطالعه این که چگونه تماشای تلویزیون بر باروها و دیدگاه های بینندگان در مورد جهان واقعی «تأثیر» می گذارد، نظریه کاشت را مطرح کرد. او معتقد است کاشت یک فراگرد بی سمت و سو نیست، بلکه شبیه فراگرد جاذبه ای است که هر گروه از گیرندگان ممکن است در جهت متفاو
تی تلاش کنند اما همه گروه ها تحت تأثیر جریان مرکزی واحدی هستند. از این روی کاشت بخشی از یک فراگرد دائمی، پویا و پیش رونده تعامل میان پیام ها و زمینه های قبلی است.
کاشت اشاره ای است به فرایند متراکم و انباشتی باورهایی که تلویزیون درباره واقعیت اجتماعی در اذهان عمومی پرورش می دهد. «تلویزیون در میان رسانه های مدرن چنان جایگاه محوری در زندگی روزمره پیدا کرده است که منجر به غلبه آن بر «محیط نمادین» شده و پیام هایش در مورد واقعیت جای تجربه شخصی و سایر وسایل شناخت جهان را گرفته است. به عبارت دیگر، پیام تلویزیون از چندین جنبه اساسی از واقعیات فاصله دارد اما به خاطر تکرار دائمی اش نهایتاً به عنوان دیدگاه مورد وفاق جامعه پذیرفته می شود.۳۶
۲.۲.۱.۱.۱.۸. نظریه مارپیچ سکوت
الیزابت نوئل نئومان (۱۹۸۰،۱۹۷۳) این

منابع تحقیق درباره قرآن کریم، مبانی فکری، علم ارتباطات، جنگ جهانی دوم

وزارت علوم تحقیقات و فناور
۲.۱.۱.۳.۲. معنی در ارتباطات انسان با انسان ۱۶
۲.۲. مدل ها ۱۷
۲.۲.۱. مکاتب مطرح در ارتباطات ۱۷
۲.۲.۱.۱. مکتب انتقال ۱۷
۲.۲.۱.۱.۱. نظریات مطرح در مکتب انتقال ۱۸
۲.۲.۱.۱.۱.۱. نظریه تزریقی ۱۸
۲.۲.۱.۱.۱.۲. نظریه تأثیر محدود ۱۸
۲.۲.۱.۱.۱.۳. نظریه استفاده و رضامندی ۱۹
۲.۲.۱.۱.۱.۴. نظریه برجسته سازی ۱۹
۲.۲.۱.۱.۱.۵. نظریه وابستگی مخاطبان ۱۹
۲.۲.۱.۱.۱.۶. نظریه شکاف آگاهی ۲۰
۲.۲.۱.۱.۱.۷. نظریه کاشت ۲۰
۲.۲.۱.۱.۱.۸. نظریه مارپیچ سکوت ۲۰
۲.۲.۱.۱.۱.۹. نظریه دریافت ۲۱
۲.۲.۱.۲. مکتب تبادل معنا ۲۲
۲.۲.۲. مدل های ارتباط در مکتب انتقال ۲۲
۲.۲.۲.۱. شیوه ارتباط دستوری ۲۲
۲.۲.۲.۲. شیوه ارتباط خدماتی ۲۲
۲.۲.۲.۳. شیوه ارتباط انجمنی ۲۳
۲.۲.۳. الگوهای ارتباطی در مکتب انتقال ۲۷
۲.۲.۳.۱. الگوی کلود شنون و وارن ویور ۲۷
۲.۲.۳.۱.۱. گسترش مدل شنون و ویوور ۳۰
۲.۲.۳.۲. الگوی هارولد لاسول ۳۱

۲) تبیین نظریه سیستم دعوت در قرآن کریم ۳۵
۲.۳. تعاریف و مفاهیم ۳۵
۲.۳.۱. مفهوم دعوت ۳۵
۲.۳.۲. ضرورت و اهمیت دعوت از دیدگاه قرآن ۴۰
۲.۳.۳. شرایط دعوت از دیدگاه قرآن کریم ۴۴
۲.۳.۴. اهداف و آثار دعوت از دیدگاه قرآن کریم ۴۸
۲.۳.۵. گستره دعوت از دیدگاه قرآن کریم ۵۴
۲.۳.۶. روش های دعوت در قرآن کریم ۶۸
۲.۳.۷. شرایط و ویژگى‏هاى دعوت گران ۷۵
۲.۳.۸. دعوت گران در قرآن کریم ۸۲
نمونه ها و مصادیق دعوت انبیاء (علیهم السلام) ۹۰
۲.۳.۹. دعوت شوندگان از دیدگاه قرآن کریم ۱۰۱
۲.۳.۱۰. مقابله با دعوت در قرآن کریم ۱۰۹
فصل سوم: روش تحقیق ۱۱۶
فصل چهارم: یافته های تحقیق ۱۱۹
بررسی تطبیقی نظریه کلود شنون، وارن ویوور و هارولد لاسول با نظریه ارتباطی دعوت در قرآن کریم
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادها ۱۳۱
منابع و مآخذ ۱۴۰

فهرست شکل ها
شکل ۱- ۲: شیوه های ارتباط و موضوع های نظریۀ ارتباط جمعی ۲۴
شکل ۲- ۲: سه برداشت از فرایند ارتباط ۲۶
شکل ۳- ۲: «مدل ریاضی» شنون و ویوور، ارتباطات را به عنوان فرایندی خطی و یک طرفه توصیف می کند (۱۹۴۹) ۲۸
شکل ۴- ۲ : گسترش مدل شنون و ویوور توسط دفلور که بازخورد را هم گنجانده است (۱۹۷۰) ۳۰
شکل ۵- ۲: فرمول لسول با عناصر معادل در فرایند ارتباط (۱۹۴۸) ۳۲
شکل۶- ۲: فرمول لسول با حوزه های معادل در پژوهش ارتباطات ۳۲
شکل ۷- ۲: گسترش فرمول لسول توسط بردداک ۳۳
شکل ۱- ۴: «مدل ریاضی» شنون و ویوور، ارتباطات را به عنوان فرایندی خطی و یک طرفه توصیف می کند (۱۹۴۹) ۱۲۰
شکل ۲- ۴ : گسترش مدل شنون و ویوور توسط دفلور که بازخورد را هم گنجانده است (۱۹۷۰) ۱۲۲
شکل ۳- ۴ : بازخوانی مدل شنون و ویوور (و گسترده شده آن توسط دفلور)، مبتنی بر مدل ارتباطیِ دعوت در قرآن کریم ۱۲۷
شکل ۴- ۴: فرمول لسول با عناصر معادل در فرایند ارتباط (۱۹۴۸) ۱۲۷
شکل ۵- ۲: گسترش فرمول لسول توسط بردداک ۱۲۸

فصل اول: کلیات تحقیق

مقدمه:
«مطالعات ارتباطی، یکی از شاخه های جوان علوم اجتماعی معاصر به شمار می رود که در ایران نیز بسیار جوان است. این مطالعات پس از پایان جنگ جهانی دوم رو به رشد گذاشته، و هنوز شالوده های نظری و ابزارهای روش شناسی خاص خود را نیافته است. در طی حدود نیم قرن اخیر، مطالعات ارتباطی، در زمینه های گوناگون از مبانی نظری و شیوه های روش شناسی رشته های علمی دیگر کمک گرفته است.»۱
«ارتباط» در یکی از اولین مدل های ارتباطی بر محور «انتقال پیام» ترسیم شد که در مطالعات گوناگون پیش از دوران رنسانس عنصر اصلی مورد نظر در ارتباطات «اندیشه های انسانی» و یا «محتوا»ی پیام بوده است، امّا در طول جنگ جهانی دوم به تناسب نیازهای ایجاد شده، تمام شکل های ارتباط مورد توجه خاص قرار گرفت و ارتباطات به عنوان «انتقال اطلاعات» و «اقناع» مورد استفاده و کاربرد قرار گرفته است.
دانشمندان علم ارتباطات در یک سیر تحول مفهومی، نظریه های رو به تکاملی از ارتباطات ارائه کرده اند، از جمله هارولد لاسول که به تعریف و طبقه بندی دقیق نقش های اجتماعی ارتباطات در نظریه های مربوط به نقش های اجتماعی و کارکردهای ارتباطات پرداخته است، ولی با وجود برداشت های جدید در مطالعات ارتباطی، ارتباط همچنان به عنوان وسیله انتقال اطلاعات در جهت اقناع افراد مورد توجّه قرار می گیرد.
در یک مطالعۀ مبنایی- چنان که عنوان پژوهش نشان می دهد- از یک سو، مدل های اولیۀ ارتباط پیرامون مفهوم «انتقال پیام» به عنوان نخستین پایه های علم ارتباط در اندیشۀ هارولد لاسول۲، کلود شنون و وارون ویوور۳ مورد توجه قرار می گیرد و از سوی دیگر، به بررسی و تدقیق مفهوم ارتباط در دیدگاه قرآن کریم پرداخته می شود تا میزان تطابقِ مفهوم «انتقال پیام» در اندیشۀ دانشمندان علم ارتباطات با مفهوم ارتباط در دیدگاه قرآن کریم (با محوریت مفهوم دعوت) مورد بررسی قرار گیرد.
از آنجا که نظریه های مطرح شده در هر علم نشأت گرفته از مبانی فکری و اصول اعتقادی نظریه پردازان آن علم می باشد و نظریه های علمیِ نظریه پردازان متناسب و هم جهت با مبانی فکری و پایه های اعتقادی هر علم ارائه می گردد، از این رو، باید از طریق مطالعۀ مبانیِ فکری و پایه های اعتقادی هر علم، نظریه های علمی آن علم را پذیرفت و به آنها جامه عمل پوشانید. چنان چه جوامع رو به رشد و موفق پایه های علمی و فکری شان را براساس مبانی اعتقادی شان قرار داده و می دهند.
به طور مثال؛ پایه های علم تجربی براساس مشاهدات تجربی و انجام آزمون و خطا بنیان گذاشته شده است،۴ و یا پایه های علم فلسفه براساس استدلال و منطق عقلانی و برهان های عقلی بنیان نهاده شده است. به همین دلیل مبانی علمی و فکریِ تجربه گرایان تأکید بر مشاهدات و تجربیات شخصی می باشد که بسترهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و… جامعه تجربه گرایان براساس آن ترسیم شده است و مبانی علمی و فکریِ فلاسفه مبتنی بر نظریات فلسفی و منطقِ عقلانی است.
در جامعه اسلامی نیز باید مبتنی بر مبانی و پایه های فکری ارائه شده اسلام به علوم مختلف و نظریه های مطرح شده در علوم نگریست و آنها را در راستای مبانی فکری مورد پذیرش اسلام مورد بررسی و مطالعه قرار داد.
مبانی فکری و اعتقادی ما براساس قرآن کریم استوار شده است، به همین دلیل متناسب با این مبانی پیرامونِ چیستی و چگونگی ارتباط در نظریه ها و اندیشه های مطرح شده در قالبِ مکتب انتقال به بررسی و مقایسه پرداخته می شود. بدین ترتیب که ابتدا مفهوم ارتباط در اندیشۀ دانشمندان علم ارتباطات آورده سپس دیدگاه قرآن کریم را مطرح می شود تا میزان تطابق و تناسبِ آن اندیشه ها و مدل ها با دیدگاه قرآن کریم روشن گردد.
در جستجو با کلید واژه «دعوت» و «مفاهیم ارتباطی در قرآن کریم» در پایان نامه ها و پژوهش های انجام شده در این زمینه تحقیقی صورت نگرفته است. لذا انجام این پژوهش در سطح پایان نامه ها و پژوهش های علمی بدون پیشینۀ موضوعی می باشد. لازم به ذکر است که ترجمۀ آیات قرآن کریم از تفسیر شریف «المیزان» آورده شده است.
۱.۱. بیان مسئله:
با نظر بر سیر تحول مفهومی تبلیغات، از قرون وسطی و عصر رنسانس (در قرن هفدهم) تا رشد احزاب و گروه های

تحقیق رایگان درمورد قرآن کریم، رسول خدا (ص)، امر به معروف

براساس حقّ و شایسته است:
«لَهُ دَعْوَهُ الْحَقِّ …» (رعد/ ۱۴)
ترجمه: دعوت حقّ خاص اوست.
عدالت ‏پیشگان قوم موسى (ع) و عدالت ‏پیشگان الهى، همواره حقّ را میزان قضاوت هاى خویش قرار داده و براساس آن داورى مى‏کردند. و تنها خواندن خدا و دعوت به توحید کردن امرى حق و به جاست.۱۴۰
۱۶- دعوت به بندگى خدا
بندگى خداوند و پرهیز از بندگى دیگران، محور اصلى دعوت انبیاء (ع):
«ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُؤْتِیَهُ اللَّهُ الْکِتابَ وَ الْحُکْمَ وَ النُّبُوَّهَ ثُمَّ یَقُولَ لِلنَّاسِ کُونُوا عِباداً لِی مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لکِنْ کُونُوا رَبَّانِیِّینَ…» (آل‏عمران/ ۷۹)
ترجمه: هیچ بشرى را نسزد که خداى تعالى کتاب و حکم و نبوتش داده باشد آن گاه به مردم بگوید به جاى خدا مرا بپرستید ولیکن چنین کسى این را مى‏گوید که اى مردم به خاطر اینکه کتاب آسمانى را تعلیم مى‏دهید و درس مى‏گیرید ربّانى باشید.
هیچ انسانى، شایسته پرستش نیست و دریافت کتاب آسمانى و معارف حکیمانه و مقام پیامبرى از خداوند، براى کسى که دیگران را به بندگى خود بخواند، امکان‏پذیر نیست. بنابراین، حکم رانان و داوران الهى باید مبرّا از دعوت مردم به بندگى خویش باشند.۱۴۱
۱۷- دعوت به خیر
از جمله موارد دعوت به خیر و نیکى از وظایف امّت اسلامى است:
«وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ…» (آل‏عمران/۱۰۴)
ترجمه: باید از میان شما طایفه‏اى باشند که مردم را به سوى خیر دعوت نموده.
همچنین دستور به دعوت به خیر، از آیات الهى است:
«وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ… تِلْکَ آیاتُ اللَّهِ نَتْلُوها عَلَیْکَ بِالْحَقِّ…» (آل‏عمران/ ۱۰۴ و ۱۰۸)
ترجمه: باید از میان شما طایفه‏اى باشند که مردم را به سوى خیر دعوت نموده،…اینها آیات خداست که ما آن را به حق بر تو مى‏خوانیم.
دین الهى خیر محض است و دعوت مردم به دین خدا و تمسّک به حبل اللّه‏ واجب است، بنابراین باید عده‏اى از مسلمانان به دعوت مردم بپردازند. منظور این است که باید از شما امّتى ساخته شود که دعوت کننده به خیر باشد.۱۴۲
۱۸- دعوت به دعا

خداوند در آیات متعدد مردم را به دعا و نیایش دعوت می کند، از جمله می فرماید:
«… وَ قُولُوا حِطَّهٌ نَغْفِرْ لَکُمْ خَطایاکُمْ وَ سَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ» (بقره/ ۵۸)
ترجمه: و بگوئید: گناهان ما را فرو ریز تا گناهان شما را بیامرزیم و نیکوکاران را فزونى دهیم.
استغفار به درگاه خدا موجب آمرزش گناهان است و اجراى فرمان هاى الهى زمینه ساز آمرزش گناهان است. بنابراین براى استغفار از گناهان و توبه به درگاه خدا باید به دستورها و آداب تعیین شده از جانب خدا عمل کرد.۱۴۳
۱۹- دعوت به راستگویى
خداوند از مؤمنان به راستگویى و درستى در عمل دعوت می کند:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ کُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ» (توبه/ ۱۱۹)
ترجمه: اى کسانى که ایمان آورده‏اید از خدا بترسید و قرین راستگویان باشید.
خداوند، فراخوان مؤمنان به راستى و درستى در گفتار و عمل‏ است، بنابراین ایمان به خداوند و پیامبر (ص) مستلزم رعایت تقواى الهى است.۱۴۴
۲۰- دعوت به سبیل‏اللَّه‏

پیامبر اکرم (ص) از راه حکمت، موعظه و جدال احسن مأمور دعوت مردم به راه خداوند است:

«ادْعُ إِلى‏ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّکَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِیلِهِ وَ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِینَ» (نحل/ ۱۲۵)
ترجمه: با فرزانگى و پند دادن نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با مخالفان به طریقى که نیکوتر است مجادله کن که پروردگارت کسى را که از راه او گمراه شده بهتر شناسد و هم او هدایت یافتگان را بهتر شناسد.
در این آیه پیامبر (ص) مأمور به دعوت مردم به راه خدا در پرتو «حکمت»، «موعظه» و «جدال به احسن» می باشد که به عنوان سه ابزار دعوت به راه خدا است.۱۴۵
۲۱- دعوت به صبر
دعوت به صبر در آیات متعدد آمده است،۱۴۶ از جمله موارد دعوت به صبر این است که خداوند همگان را به صبر پیشگى دعوت می کند:
«وَ اسْتَعِینُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاهِ وَ إِنَّها لَکَبِیرَهٌ إِلَّا عَلَى الْخاشِعِینَ» (بقره/ ۴۵)
ترجمه: از صبر و نماز کمک بجوئید و آن بسى سنگین است مگر براى خشوع پیشگان.
همچنین خداوند مؤمنان را به تشویق و ترغیب یکدیگر به صبر موظّف کرده است:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَ صابِرُوا…» (آل‏عمران/ ۲۰۰)
ترجمه: اى اهل ایمان در کار دین صبور باشید و یکدیگر را به صبر و مقاومت سفارش کنید.
صبر و نماز وسایلى کار ساز براى موفقیت در انجام دستورهاى خداوند و پرهیز از محرمات الهى است. همچنین مؤمنان موظّف هستند یکدیگر را به صبر و شکیبایى در برابر مشکلات ترغیب کنند.۱۴۷
۲۲- دعوت به صراط مستقیم‏
خداوند از انسان ها براى پیروى از صراط مستقیم دعوت می کند:
«وَ أَنَّ هذا صِراطِی مُسْتَقِیماً فَاتَّبِعُوهُ… ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ…» (انعام/ ۱۵۳)
ترجمه: و این راه من است یک راست، پس پیروى کنید…اینها است که خدا شما را بدان سفارش کرده.
همچنین پیامبر اکرم (ص) دعوت‏کنندۀ راستین مردم به راه مستقیم است:
«وَ إِنَّکَ لَتَدْعُوهُمْ إِلى‏
صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ» (مؤمنون/ ۷۳)
ترجمه: و تو همانا خلق را به راه راست مى‏خوانى، و کسانى که به آخرت ایمان ندارند از راه برمى‏گردند.
در این آیه پیامبر (ص) دعوت کنندۀ راستین مردم به راه مستقیم‏ است. «صراط مستقیم» به معناى راه واضح و روشنى است که در آن اختلاف و تخلف نیست و این صفت حقّ است، چون اجزاى حقّ با یکدیگر اختلاف و تناقض ندارد و در رساندن به آن مطلوبى که به سوى آن هدایت مى‏کند تخلّف نمى‏ کند. از اینجا می توان نتیجه گرفت که حقّ صراط مستقیم است و چون فرموده که رسول خدا (ص) به سوى حقّ هدایت مى‏کند لازمه‏اش این مى‏شود که به سوى صراط مستقیم هدایت کند.۱۴۸
۲۳- دعوت به ارزش هاى عرفى‏

دعوت به امور و ارزش هاى عقلایى و عرفى از وظایف پیامبر اکرم (ص) است که در آیات متعددی آمده است،۱۴۹ از جمله می فرماید:
«الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ… یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ …» (اعراف/ ۱۵۷)
ترجمه: همان کسان که آن رسول پیغمبر ناخوانده درس را … پیروى کنند، پیغمبرى که به معروفشان وا مى‏دارد.
فرمان به کارهاى شایسته و برحذر داشتن از کارهاى ناروا (امر به معروف و نهى از منکر) از وظایف اساسى پیامبر (ص) و از اهداف رسالت اوست. و این بیانگر ضرورت انجام کارهاى شایسته و پرهیز از کارهاى ناروا می باشد.۱۵۰
۲۴- دعوت به جهاد
دعوت به جهاد در آیات متعدد آمده است، دعوت خدا به جهاد و ایستادگى در برابر دشمن برخاسته از علم اوست که می فرماید:
«وَ لاتَهِنُوا فِی ابْتِغاءِ الْقَوْمِ إِنْ تَکُونُوا تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ یَأْلَمُونَ کَما تَأْلَمُونَ وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ ما لا یَرْجُونَ وَ کانَ اللَّهُ عَلِیماً حَکِیماً» (نساء/ ۱۰۴)
ترجمه: در تعقیب کفار سستى نکنید، چون اگر شما رنج مى‏برید، آنان نیز مانند شما رنج مى‏برند. با این تفاوت که شما از خدا امید پاداش دارید و آنان ندارند و علم و حکمت کار خدا و صفت اوست.
سختی ها و رنج هاى ناشى از رویارویى با دشمنان دین نباید موجب سستى در پیکار با آنان شود. بنابراین پرهیز از ضعف و سستى در رویارویى و تعقیب دشمنان ضرورت دارد و امید مجاهدان به پاداش و نصرت الهى زمینه تقویت روحیه و سستى نکردن آنان در رویارویى با دشمنان دین‏ می باشد.۱۵۱
۲۵- دعوت به تفکّر

فراخوانى مردم عرب براى مطالعه و تفکّر در پدیده‏هاى آسمان ها و زمین مأموریّت پیامبر اکرم (ص) است:
«قُلِ انْظُرُوا ماذا فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما تُغْنِی الْآیاتُ وَ النُّذُرُ عَنْ قَوْمٍ لایُؤْمِنُونَ» (یونس/ ۱۰۱)
ترجمه: بگو نظر کنید به موجودات گوناگونى که در آسمانها و زمین است، ولى چه فایده از این آیات و این انذارها، براى مردمى که ایمان نمى‏آورند.
همچنین پیامبر اکرم (ص) وظیفه‏دار فراخوانى مردمان براى اندیشه و مقایسه میان فرجام کافران و تقواپیشگان می باشد:
«قُلْ أَذلِکَ خَیْرٌ أَمْ جَنَّهُ الْخُلْدِ الَّتِی وُعِدَ الْمُتَّقُونَ…» (فرقان/ ۱۵)
ترجمه: بگو: آیا این بهتر است یا بهشت جاوید که پرهیزکاران را به عنوان پاداش و سرانجام وعده داده‏اند.
پدیده‏هاى جهان هستى قابل شناخت و تفسیر براى بشر است و از آیات و نشانه‏هاى الهى در آسمان ها و زمین و از هشدارهاى پیامبران، تنها کسانى که زمینه ایمان دارند، بهره‏مند خواهند شد. همچنین بهشت جاودان پاداش و سرانجام تقواپیشگان‏ است که سنجش و مقایسه بین فرجام دو اندیشه و رفتار، بهترین روش براى گزینش اندیشه و رفتارى درست و برتر است.۱۵۲

۲.۳.۶. روش های دعوت در قرآن کریم
داعی الی الله چه روش ها و ابزارهایی را می تواند در راه دعوت استفاده نماید و چه مسائلی را باید در نظر داشته باشد؟
قرآن کریم می فرماید: «ادْعُ إِلى‏ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» (نحل/ ۱۲۵)
ترجمه: با فرزانگى و پند دادن نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با مخالفان به طریقى که نیکوتر است مجادله کن.
حکمت، موعظه و جدال‏ راه هاى متعارفى است که پیش روى دعوت کننده قرار دارد، قرآن مجید در این آیه بر سه راه نخست تصریح دارد. در اینجا به تبیین این روش ها ‏پرداخته می شود.
۱) حکمت
دانشمندان در تفسیر و تبیین واژۀ حکمت سخنان بسیارى گفته اند، این پژوهش از میان تفاسیر سخن علّامه طباطبایى (ره) را مى‏آورد که‏ مى‏تواند جامع تعابیر و تفاسیر دیگر باشد.

تحقیق رایگان درمورد رسول خدا (ص)، امام صادق

سودمندتر باشد و هیچ کلمه‏اى به حق نزدیک‏تر و نیز سودمندتر از کلمه توحید نیست، براى اینکه این کلمه آدمى را به سوى حاق سعادتش رهنمون مى‏شود.۱۲۳
۴- دعوت به آخرت‏
بسیاری از آیات قرآن مردم را به توجه و گرایش به آخرت فرامی خواند، از جمله می فرماید:
«…وَ الدَّارُ الْآخِرَهُ خَیْرٌ لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ أَفَلا تَعْقِلُونَ‏» (اعراف / ۱۶۹)
ترجمه: … سراى آخرت براى کسانى که پرهیزکارى مى‏کنند بهتر است چرا خردورزى نمى‏کنید.
جهان آخرت بهتر است براى کسانى که تقوى پیشه کنند، زیرا نعمت هاى آن پایدار و زوال ‏ناپذیر است و این باور براى اهل تقوا، باورى خردمندانه و اندیشه‏اى صحیح است. بنابراین وابستگى به مال و منال دنیاى گذرا به قیمت از دست دادن سراى جاودانه آخرت به دور از خرد و اندیشه صحیح است.۱۲۴
۵- دعوت به کتاب خدا و کتاب آسمانی
دعوت به کتاب خدا برای داوری بین مردم:
«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیباً مِنَ الْکِتابِ یُدْعَوْنَ إِلى‏ کِتابِ اللَّهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ…» (آل عمران /۲۳)
ترجمه: مگر ندیدى کسانى را (علماى اهل کتاب را) که مختصر اطلاعى از کتاب آسمانى خود دارند، چگونه مردم را به کتاب خدا مى‏خواندند تا در بین آنان حکومت کند.
این آیه با استناد کتاب به خداوند، دعوت شدگان را به پذیرش حکم کتاب آسمانى ترغیب کرده و در آنان انگیزه ایجاد مى‏کند. پس آنها را به داوریِ کتاب خدا دعوت می کنند.۱۲۵
برخوردارى از حکمت خدادادى سبب دعوت مردم به تعلیم و فراگیرى معارف کتاب آسمانى است:

«ما کانَ لِبَشَرٍ أَنْ یُؤْتِیَهُ اللَّهُ الْکِتابَ وَ الْحُکْمَ وَ النُّبُوَّهَ ثُمَّ یَقُولَ لِلنَّاسِ کُونُوا عِباداً لِی مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ لکِنْ کُونُوا رَبَّانِیِّینَ بِما کُنْتُمْ تُعَلِّمُونَ الْکِتابَ وَ بِما کُنْتُمْ تَدْرُسُونَ» (آل‏عمران/ ۷۹)
ترجمه: هیچ بشرى را نسزد که خداى تعالى کتاب و حکم و نبوتش داده باشد آن گاه به مردم بگوید به جاى خدا مرا بپرستید ولیکن چنین کسى این را مى‏گوید که اى مردم بخاطر اینکه کتاب آسمانى را تعلیم مى‏دهید و درس مى‏گیرید ربانى باشید که جز خدا به یاد هیچکس دیگر نباشید.
یادگیرى کتاب‏هاى آسمانى و آموختن آن به دیگران زمینه ربّانى شدن و ثمربخش در تنظیم زندگانى براساس فرمان‏هاى خداوند است، از این رو پیروان ادیان الهى ملزم به یاد گرفتن و یاد دادن کتاب آسمانى خویش‏ هستند.۱۲۶
۶- دعوت به استغفار
دعوت شدن پیامبر (ص) به استغفار براى خود، از سوى خداوند:۱۲۷
«وَ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ…» (نساء/ ۱۰۶)
ترجمه: و از خدا طلب مغفرت کن.
استغفار به درگاه خداوند توصیه الهى به پیامبر (ص) است و منظور از استغفار در اینجا این است که رسول خدا (ص) از خداى تعالى بخواهد آنچه که در طبع آدمى است که ممکن است احیاناً حقوق دیگران را غصب کند و به سوى هواى نفس متمایل شود را بیامرزد و بپوشاند، چراکه استغفار زمینه‏اى براى جلب غفران و رحمت الهى‏ است.۱۲۸
۷- دعوت به بهشت‏
دعوت خداوند از بندگان براى (ورود) بهشت:۱۲۹
«…أُولئِکَ یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ، وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلَى الْجَنَّهِ وَ الْمَغْفِرَهِ بِإِذْنِهِ‏» (بقره/۲۲۱)
ترجمه: …آرى مشرکین شما را به سوى آتش دعوت مى‏کنند و خدا به سوى جنّت و مغفرتى به اذن خود مى‏خواند.
در این آیه می فرماید مشرکان، دعوت‏کنندگان به آتش جهنّم هستند و ازدواج با مرد یا زن مشرک، زمینه ‏ساز انحراف و دخول در جهنّم است و خداوند دعوت ‏کننده انسان ها به بهشت و آمرزش خویش است که دعوت الهى به بهشت و آمرزش همراه با توفیق او براى رسیدن به آن است.۱۳۰
۸- دعوت به تزکیه‏
در رعایت اصل مدارا و نرم‏خویى در دعوت دیگران به تزکیه و اصلاح نفس می فرماید:
«فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلى‏ أَنْ تَزَکَّى‏.» (نازعات/ ۱۸)
ترجمه: بگو آیا مى‏خواهى پاک شوى؟
همچنین مأموریّت موسى (ع) براى دعوت از فرعون به تزکیه و پاکى است:
«اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى‏، فَقُلْ هَلْ لَکَ إِلى‏ أَنْ تَزَکَّى‏.» (نازعات /۱۷ و ۱۸)
ترجمه: به سوى فرعون برو که طغیان کرده است، بگو آیا مى‏خواهى پاک شوى؟
فرعون مردى طغیان‏گر و فرو رفته در پلیدى‏ها و گستاخ در برابر خداوند است و مبارزه با طغیان‏گران و دعوت به پاکى و درست کارى، از شاخص‏ترین برنامه‏هاى رسالت پیامبران‏ است. از این رو، حضرت موسى (ع) از جانب خداوند مأمور راهنمایى فرعون به راه تکامل و درست‏کارى و ترغیب او به پاک سازى خویش از آلودگى‏ها شد.۱۳۱
۹- دعوت به تسلیم‏
الوهیّت یگانه خداوند از فلسفه دعوت، تسلیم همگان در برابر اوست، همان طور که می فرماید:
«وَ لِکُلِّ أُمَّهٍ جَعَلْنا مَنْسَکاً لِیَذْکُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلى‏ ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَهِ الْأَنْعامِ فَإِلهُکُمْ إِلهٌ واحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَ بَشِّرِ الْمُخْبِتِینَ.» (حج/ ۳۴)
ترجمه: براى هر امتى عبادتى دادیم تا نام خدا را بر حیوانات بسته زبان که روزیشان کرده است یاد کنند، پس معبود شما خداى یگانه است، مطیع او شوید و فروتنان را بشارت ده.
دعوت خداوند از مؤمنان، به تسلیم در برابر حقّ است:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِی السِّلْمِ کَافَّهً وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِینٌ
.» (بقره/ ۲۰۸)
ترجمه: اى کسانى که ایمان آورده‏اید بدون هیچ اختلافى همگى تسلیم خدا شوید و زنهار گامهاى شیطان را پیروى مکنید که او براى شما دشمنى آشکار است.
ایمان راسخ به یگانگى خدا آرامش ‏بخش دل و جان آدمى است و تسلیم همه‏ جانبه در برابر خداوند و پرهیز از پیروى شیطان، مرحله والایى از ایمان است. کلمات سلم و اسلام و تسلیم هر سه به یک معنا است و سلمى هم که به سویش دعوت کرده به معناى تسلیم در برابر خدا و رسول شدن است و اینکه فرد با ایمان عمل خود را خالص و تنها براى او به جا بیاورد.۱۳۲
۱۰- دعوت به تقرّب‏
در آیات قرآن تلاش جهت تقرّب به خداوند، مورد دعوت خداوند است که می فرماید:
«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَهَ وَ جاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ.» (مائده/ ۳۵)
ترجمه: هان اى کسانى که در زمره مؤمنین در آمده‏اید، از خدا پروا داشته باشید، و در جستجوى وسیله‏اى براى نزدیک شدن به ساحتش- که همان عبودیت و به دنبالش علم و عمل است برآئید و در راه او جهاد کنید، باشد که رستگار گردید.
مؤمنان موظف به پرهیزگارى و رعایت تقوا هستند، از این رو خداوند از آنها می خواهد که براى رسیدن به مقام قرب الهى‏ سعى و تلاش کنند.۱۳۳
۱۱- دعوت به توکّل‏

دعوت مردم به توکّل با گفتار و عمل از جمله برنامه‏هاى پیامبران است:۱۳۴
«… وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ‏» (آل‏عمران /۱۲۲)
ترجمه: و همیشه باید اهل ایمان به خدا توکل کنند تا دلدار و نیرومند باشند.
از جمله توکّل و اعتماد به خداوند سفارش یعقوب (ع) به فرزندان خویش است که می فرماید:
«وَ قالَ یا بَنِیَّ… إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ عَلَیْهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ» (یوسف/ ۶۷)
ترجمه: (هنگامى که خواستند حرکت کنند یعقوب) گفت: فرزندان من! … حکم و فرمان تنها از آن خدا است، من بر او توکل مى‏کنم و همه متوکلان باید بر او توکل کنند.

همچنین توکّل به خداوند در کارهاى نیک امرى مهم و از دعوت هاى مؤکّد الهى است:۱۳۵
«… وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ» (آل‏عمران/ ۱۵۹)
ترجمه: … و براى دلجویى آنان در کار جنگ مشورت نما لیکن آنچه را که خود تصمیم گرفتى با توکل به خدا انجام ده که خدا آنان را که بر او اعتماد کنند دوست دارد و یارى مى‏کند.
توکّل و اتکاى مؤمنان به خداوند، عامل تقویت ‏کننده روحى آنان در شرایط دشوار است و لزوم توکّل و اتکاى رهبران بر خداوند، پس از تصمیم‏گیرى و عزم بر اعمال مدیریت‏ می باشد. چنان که توکل کردن یعقوب (ع) بر خداوند او را از چاره اندیشى و جست و جوى اسباب باز نداشت. و این درسى براى همگان است که نه تنها تدارک اسباب با توکل تنافى ندارد؛ بلکه باید اسباب و علّت ها را فراهم آورد و بر خداوند نیز توکل داشت. همان طور که توحید یعقوب (ع) در توکل کردن بر خداوند است.۱۳۶
۱۲- دعوت به حسن خلق‏
سخن نیک و معاشرت نیکو با مردم، از عهدها و پیمان هاى خداوند با بنى‏اسرائیل است:
«وَ إِذْ أَخَذْنا مِیثاقَ بَنِی إِسْرائِیلَ… وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً…» (بقره/ ۸۳)
ترجمه: و یاد آورید هنگامى را که از بنى اسرائیل عهد گرفتیم… و به زبان خوش با مردم تکلم کنید.
«در ذیل جمله «وَ قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً»، از امام ابى جعفر (ع) روایت آورده است که فرمود: به مردم بهترین سخنى که دوست می دارید به شما بگویند، بگوئید.
و نیز از امام صادق (ع) روایت کرده که در تفسیر جمله نامبرده فرموده: با مردم سخن بگویید، اما بعد از آنکه صلاح و فساد آن را تشخیص داده باشید، و آنچه صلاح است بگوئید.»۱۳۷
۱۳- دعوت به عدل‏
خداوند دعوت کننده به عدل است، از جمله می فرماید:
«وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلَیْنِ أَحَدُهُما أَبْکَمُ لا یَقْدِرُ عَلى‏ شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ کَلٌّ عَلى‏ مَوْلاهُ أَیْنَما یُوَجِّهْهُ لا یَأْتِ بِخَیْرٍ هَلْ یَسْتَوِی هُوَ وَ مَنْ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ…» (نحل/ ۷۶)
ترجمه: خدا مثالى مى‏زند، دو مرد یکیشان لال است که به هیچ چیز توانایى ندارد و سربار مولاى خویش است که هر جا فرستدش سودى نیارد. او با کسى که به عدالت فرمان دهد.
خداوند دعوت کننده انسان ها به عدل‏ است و تنها انسان درست‏ کردار و ایستاده بر صراط مستقیم، شایستگى دعوت دیگران به عدل را دارد، چراکه لزوم اصلاح جامعه بشرى بر مبناى عدالت و اکتفا نکردن به خود سازى است.۱۳۸‏
۱۴- دعوت به مباهله‏
محاجّه و لجاجت خصم در برابر حقّ، شرط دعوت آنان به مباهله است:
«الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ … فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْکاذِبِینَ» (آل‏عمران/۶۰ و ۶۱)
ترجمه: تمام حق از ناحیه پروردگار تو است… پس هر کس با تو درباره بندگى و رسالت عیسى (ع) مجادله کرد بعد از علمى که از مطلب یافتى، به ایشان بگو بیایید ما فرزندان خود، و شما فرزندان خود را، ما زنان خود و شما زنان خود را، ما نفس خود، و شما نفس خود را بخوانیم و سپس مباهله کنیم و دورى از رحمت خدا را براى دروغگویان که ی
ا ماییم، یا شما، درخواست کنیم.
پیشنهاد مباهله، فرمان خداوند به پیامبر (ص) در مقابله نهایى با مجادله گران مسیحى‏ است، به همین منظور پیشنهاد پیامبر (ص) به مسیحیان نجران، فراخوانىِ پسران، زنان و مردان خودى از طرف هر یک از مباهله کنندگان و همراه ساختن آنان با خویش در مباهله است که از طرف پیامبر (ص) ‏حضور در مباهله به افراد شایسته منحصر شد.۱۳۹
۱۵- دعوت به حقّ‏

از جمله گروهى از امّت موسى (ع)، دعوت‏کنندگان به حقّ هستند:
«وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ أُمَّهٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ …» (اعراف/ ۱۵۹)
ترجمه: و از قوم موسى گروهى هستند که به حق هدایت مى‏یابند و بدان باز مى‏گردند.
گروهى از انسان ها دعوت‏کنندگان به حقّ هستند:
«وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّهٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ…» (اعراف/ ۱۸۱)
ترجمه: از کسانى که آفریده‏ایم جماعتى هستند که به حقّ هدایت مى‏کنند و بدان باز مى‏گردند.
دعوت به توحید، دعوتى

تحقیق رایگان درمورد امر به معروف، قرآن کریم، ارتباطات سیاسی، رسول خدا (ص)

تحلیل مخاطب
با چه تاثیری
تحلیل اثر

شکل۶- ۲: فرمول لسول با حوزه های معادل در پژوهش ارتباطات

هر چند مدل لسول تقریباً بسیار ساده است، اما برخی پژوهشگران آن را مفید یافته و توسعه داده اند. بردداک۵۸ (۱۹۵۸) دریافت که در این فرمول ملاحظات دیگری، علاوه بر آن پنج موردی که لسول ارائه کرده است، وجود دارد.
بردداک در رونوشت خود از این مدل، دو جنبه دیگر از عمل ارتباطی را اضافه می کند، یعنی شرایطی که تحت آن پیام فرستاده می شود و به چه منظور، ارتباط گر چیزی می گوید. ما این را به شکل زیر نشان می دهیم.۵۹

چه کسی
چه می گوید
به چه کسی

تحت چه شرایطی؟
به چه منظوری؟
با چه تأثیری؟

از چه رسانه ای

شکل ۷- ۲: گسترش فرمول لسول توسط بردداک
مدل لاسول ویژگی معمول مدل های ارتباطی ابتدایی را نشان می دهد. او کم و بیش می پذیرد که ارتباط گر قصد تأثیرگذاری بر گیرنده را دارد. بنابراین، باید ارتباطات را عمدتاً یک فرایند اقناعی تلقی کرد. فرض دیگر آن است که پیام ها همیشه دارای تأثیراتی هستند. مدل هایی نظیر این، یقیناً در تمایل به غلو درباره آثار ارتباطات جمعی، مؤثر بوده اند؛ از سوی دیگر هنگامی که ما می دانیم لسول در آن زمان به ارتباطات سیاسی و تبلیغات علاقه مند بوده است، چندان عجیب به نظر نمی آید، زیرا این فرمول برای تحلیل تبلیغات سیاسی بسیار مناسب است.
بردداک تأکید می کند، این فرمول به دلیل آن که پژوهشگر را به حوزه های مجزای پژوهش رهنمون می شود، ممکن است گمراه کننده باشد. در واقع حوزه های پژوهش تا حدود بسیار زیادی به هم مرتبط هستند. لسول همچنین به خاطر حذف عنصر بازخورد، مورد انتقاد قرار گرفته است. در این خصوص نیز مدل او، دیدگاه عمومی زمانی را بازتاب می دهد که فرمول او نگاشته شده است. اما این انتقاد نباید این واقعیت را پنهان کند که فرمول لسول حتی امروز هم یک روش مناسب و فراگیر برای آشنا کردن افراد با مطالعه فرایند ارتباطات است.۶۰
«این مدل یک تعبیر لفظی از الگوی اصلی شانن و ویور است که همانند آن یک الگوی خطی است، چراکه ارتباطات را انتقال پیام می داند و موضوع «تأثیر» را بیش از معنا می پروراند. از آنجا که «تأثیر مستلزم تغییر قابل مشاهده و سنجش در گیرنده است که عناصر قابل شناساییِ فرایند سبب آن شده باشند.» تغییرِ یکی از این عناصر تأثیر را تغییر خواهد داد که می توان رمزگذار یا پیام و یا مجرا را تغییر داد و هر یک از این تغییرات سبب تغییر متناسب تأثیر می شوند.»۶۱

۲) تبیین نظریه سیستم دعوت در قرآن کریم

۲.۳. تعاریف و مفاهیم

۲.۳.۱. مفهوم دعوت
دعوت از ریشۀ (د ع و) بر وزن (فَعَلَ) به معنای خواندن است. در المفردات راغب آمده است: «دعا مثل نداء است مگر آنکه نداء گاهى فقط خواندن است بدون ذکر اسم ولى دعا بیشتر با ذکر اسم می شود مثل: اى زید و در باب نون گفته: نداء بلند کردن صدا و اظهار آن است و گاهى به مجرد صدا اطلاق می شود.»۶۲
همچنین: «دعاء به معنى خواندن و حاجت خواستن و استمداد است و گاهى مطلق خواندن از آن منظور است و گاهى مراد همان درخواست و استمداد است.»۶۳
«کلمه دعوت به معناى معطوف کردن توجه و نظر شخص دعوت شده است به سوى چیزى که آن شخص دعوت شده است که هم شامل دعوت کردن به وسیله لفظ مى‏شود و هم شامل آنجایى که کسى را با اشاره و یا نامه دعوت کنند.»۶۴
پس دعوت به معنای فراخواندن شخص به سوى امری است.
در فرهنگ قرآن واژه‏هایی مانند: «دعوت، اعلام، ارشاد، انذار، تبشیر، تبلیغ، امر به‏ معروف و نهى از منکر، نصح، حکمت، موعظه، مجادله و…»، هر یک بار معنایی ویژه‏اى در بردارد.
الف) دعوت: «کلمه دعوت به معناى معطوف کردن توجه و نظر شخص دعوت شده است به سوى چیزى که آن شخص دعوت شده است که هم شامل دعوت کردن به وسیله لفظ مى‏شود و هم شامل آنجایى که کسى را با اشاره و یا نامه دعوت کنند.»۶۵
ب) اعلام: «کلمه «أعلام» جمع «علم» است که به معناى علامت است.»۶۶
ت) ارشاد: «کلمه «رشد» که هم با ضمه «راء» و هم با ضمه «راء و شین» خوانده مى‏شود به معناى رسیدن به واقع مطلب و حقیقت امر و وسط طریق است و معلوم است که رسیدن به واقع امر، منوط بر این است که راه راست و وسط طریق را پیدا کرده باشد، پس رسیدن به راه، یکى از مصادیق وجه الامر است.»۶۷
پ) انذار: «هدایت، قضایى است حتمى، و به همین جهت منذر حقیقى خداى تعالى است، هر چند که با زبان رسول خدا (ص) انجام شود.»۶۸
ر) تبشیر: «نداى بشرى (مژده) مانند نداى به «اسف» و «ویل» و نظایر آن در جایى به کار مى‏رود که بخواهند بفهمانند که حادثه خیر و یا شر حاضر و هویدا است.»۶۹ همچنین «کلمه «بشارت» و «بشرى» به معناى هر خیرى است که تو را خوشحال کند.»۷۰
ز) تبلیغ: کلمه «بلاغ»- به طورى که راغب گفته ماده (بلغ)- به معناى تبلیغ است.»۷۱ همچنین «کلمه «بلاغ» به معناى تبلیغ است و مراد از آن تبلیغ رسالت است.»۷۲
د) امر به معروف و نهی از منکر: «راغب در مفردات گفته است: معناى منکر، آن کارى است که مردم در جامعه خود آن را نشناسند، یعنى در جامعه متروک باشد، حال یا به خاطر زشتیش و یا به خاطر اینکه جرم و گناه است، مانند عمل مواقعه و یا کشف عورت در انظار مردم، آن هم در جوامع ا
سلامى.»۷۳
ذ) نصح: «راغب در مفردات گفته: کلمه «نصح» به معناى به کار بردن نهایت درجه قدرت خود در عمل و یا سخنى است که در آن عمل و یا سخن مصلحتى براى صاحبش باشد.»۷۴
ط) حکمت: «معنى حکمت به طورى که در مفردات (مفردات راغب، ماده «حکم») آمده به معناى اصابت حقّ و رسیدن به آن به وسیلۀ علم و عقل است.»۷۵
ظ) موعظه: «موعظه بنا بر گفته خلیل (مفردات راغب ماده «وعظ»)، یادآوری کارهای نیک است به شکلی که قلب شنونده از شنیدن آن رقّت پیدا کند و در نتیجه تسلیم شود.»۷۶
ه) مجادله: جدال بنابر گفته راغب (مفردات راغب، ماده «جدل»)، سخن گفتن از طریق نزاع و غلبه جویی است.»۷۷
واژه دعوت و مشتقات آن در قرآن کریم ۱۸۲ مورد می باشد.۷۸
از جمله مشتقات: تدعون؛ ۲۱ مورد، «ادعوا» ۱۹ مورد، «تدع» ۱۶ مورد، «دعا» ۲۳ مورد، «ادع» ۸ مورد، «یدعوا» ۸ مورد، «یدعون» ۲۷ مورد، «دعوا» ۱۰ مورد، «تدعون» ۲۴ مورد، «ادعوه» ۲ مورد، «ادعونی» ۱ مورد، «تدعوهم» ۴ مورد و … .
دعوت در قرآن دارای چندین معنی است که عبارتند از: ۱- پرستش؛ ۲- صدا کردن و فراخواندن کسی؛۳- فراخواندن دیگران به راه راست؛۴- نیایش و دعا؛ ۵- سخن.
در بررسی که روی معانی انجام شد، این نتایج حاصل شد:
۱. ۴۸ مورد از آیات قرآن درباره تبلیغ و دعوت به خیر یا شر است از جمله: سوره محمد/ آیه ۳۸، سوره احقاف/ آیات ۳۱ و ۳۲، سوره حدید/ آیه ۸: سوره نوح/ آیه ۸-۵، سوره صف/ آیه ۷ و… .
۲. ۵۰ مورد از آیات قرآن به معنی نیایش است از جمله: سوره انعام/ آیه ۵۲، سوره اعراف/ آیه ۲۹، سوره یونس/ آیه ۱۲، سوره انعام/ آیه ۱۰۸، سوره اعراف/ آیات ۱۹۴ و ۱۹۵، سوره یونس/ آیه ۸۹، سوره اسراء/ آیات ۵۶ و ۵۷.
۳. ۴۷ مورد از آیات قرآن به معنی پرستش است از جمله: سوره نساء/ آیۀ ۱۱۷، سوره انعام/ آیه ۵۶، سوره اسراء/ آیه ۶۷، سوره یونس/ آیه ۱۰۶، سوره جن/ آیه ۱۸، سوره طور/ آیه ۲۸.

معنی مورد نظر که در این تحقیق مورد بررسی قرار می گیرد فراخواندن دیگران به راه راست است، این معنا در آیات زیر آمده است: سوره بقره/ آیه ۲۲۱. سوره آل عمران/ آیه ۲۳. سوره آل عمران/ آیه ۱۰۴. سوره انعام/ آیه ۷۱. سوره انفال/ آیه ۲۴. سوره هود/ آیه ۶۲. سوره یوسف/ آیه ۱۰۸. سورۀ رعد/ آیه ۳۶. سوره ابراهیم/ آیه ۹ و ۱۰. سوره ابراهیم/ آیه ۲۲. سوره ابراهیم/ آیه ۴۴. سوره نحل/ آیه ۱۲۵. سوره کهف/ آیه ۵۷. سوره مومنون/ آیه ۷۳. سوره نور/ آیه ۴۸. سوره نور/ آیه۵۱. سوره نمل/ آیه ۸۰. سوره قصص/ آیه ۴۱. سوره لقمان/ آیه ۲۱. سوره فصلت/ آیه ۳۳.
بررسی این آیات در ادامه پیگیری خواهد شد، اما در اینجا به پاره ای از این آیات اشاره می شود، از جمله:

۱- «…أُولئِکَ یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ، وَ اللَّهُ یَدْعُوا إِلَى الْجَنَّهِ وَ الْمَغْفِرَهِ‏» (بقره/۲۲۱)
ترجمه: … مشرکین شما را به سوى آتش دعوت مى‏کنند و خدا به سوى جنّت و مغفرت مى‏خواند.
می فرماید مشرکان، دعوت کنندگان به آتش جهنّم هستند و ازدواج با مرد یا زن مشرک زمینه ‏ساز انحراف و دخول در جهنّم است. و خداوند دعوت ‏کننده انسان ها به بهشت و آمرزش خویش است که دعوت الهى به بهشت و آمرزش همراه با توفیق او براى رسیدن به آن است.۷۹
۲- «یُدْعَوْنَ إِلى‏ کِتابِ اللَّهِ لِیَحْکُمَ بَیْنَهُمْ…» (آل عمران /۲۳)
ترجمه: مردم را به کتاب خدا مى‏خواندند تا در بین آنان حکومت کند.
این آیه با استناد کتاب به خداوند، دعوت شدگان را به پذیرش حکم کتاب آسمانى ترغیب کرده و در آنان انگیزه ایجاد مى‏کند. پس آنها را به داوریِ کتاب خدا دعوت می کنند.۸۰
۳- «وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ» (آل‏عمران/ ۱۰۴)
ترجمه: باید از میان شما طایفه‏اى باشند که مردم را به سوى خیر دعوت نموده ، امر به معروف و نهى از منکر کنند.
امر به معروف و نهى از منکر، برجسته‏ترین مصداق دعوت به نیکى‏ها است که دعوت مردم به انجام نیکى‏ها از وظایف امت اسلامى‏ است و تمام افراد أمّت در تکلیف دعوت‏ شریک‏اند که باید یکدیگر را به نیکى‏ها دعوت کنند یعنی لزوم تشکل یافتن گروهى از جامعه اسلامى و انسجام آنان براى فراخوانى مردم به نیکى‏ها و امر به معروف و نهى از منکر واجب است. در این آیه شریفه سه مرتبه براى دعوت به خیر ذکر شده است: اول دعوت به خیر مطلق: و خیر عبارت است از آنچه انتخاب و اختیار و برگزیده شده و برترى داشته باشد، و آن در مقابل شرّ است یعنى چیزی که مرجوح است. دوم امر به معروف که: با تحقّق شرایط از علم پیدا کردن به موضوع و ظنّ بر تأثیر، و امن از ضرر مطلق صورت مى‏گیرد. سوم نهى از منکر: با شرایطى که در امر به معروف هست.۸۱

۴- «… لَهُ أَصْحابٌ یَدْعُونَهُ إِلَى الْهُدَى ائْتِنا…» (انعام/ ۷۱)
ترجمه: اصحابى که براى او است او را به طرف راه دعوت کنند که بیا راه نجات اینجا است.
در این آیه مشرکان، مرتدان متحیر را به شرک دعوت مى‏کنند و خود را هدایت‏یافته مى‏پندارند.۸۲

۵- «وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَى اللَّهِ وَ عَمِلَ صالِحاً…‏» (فصلت/ ۳۳)
ترجمه: راستى خوش گفتارتر از کسى که بشر را به سوى خدا دعوت مى‏کند و عمل صالح انجام مى‏دهدکیست؟
می فرماید سخنى که در راستاى دعوت مردم به سوى خداوند ایراد شود، بهترین و زیباترین گفتار است. «وَ عَمِلَ صالِحاً»؛ یعنی ارزش دعوت به سوى خدا و تبلیغ آیین الهى در گرو نیک‏ کردارى دعوت کنندگان و مبلغان آن است. هدایت‏گرى، عمل صالح و روحیه تسلیم در برابر خ
داوند از برجسته ‏ترین ویژگى‏هاى پیامبر (ص) می باشد. هر چند لفظ آیه عمومیت دارد و شامل همه کسانى مى‏شود که به سوى خدا دعوت مى‏کنند.۸۳

۶- «ادْعُ إِلى‏ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَهِ وَ الْمَوْعِظَهِ الْحَسَنَهِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» (نحل/ ۱۲۵)
ترجمه: با فرزانگى و پند دادن نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با مخالفان به طریقى که نیکوتر است مجادله کن.
در این آیه پیامبر (ص) مأمور به دعوت مردم به راه خدا در پرتو «حکمت»، «موعظه» و «جدال به احسن» می باشد که به عنوان سه ابزار دعوت به راه خدا است.۸۴
۷- «فَادْعُ وَ اسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ…» (شوری/۱۵)
ترجمه: تو دعوت

تحقیق رایگان درمورد برجسته سازی، پیام های ارتباطی، استفاده و رضامندی، رسانه های مدرن

ارتباطات در نظر می گیرد و در بررسی تطبیقی با تعریف مبنایی قرآن بر محور دعوت، میزان تطابق مفهوم ارتباط را از دیدگاه این علم و قرآن مورد تحقیق قرار می دهد.

۲.۱.۱.۳. بررسی مؤلفه ها و اجزای اساسی دخیل در تعریف ارتباط

۲.۱.۱.۳.۱. شناخت فراگرد
یکی از مؤلفه های مهم برای شناخت ارتباط مفهوم فراگرد است. دیوید برلو۲۲ به نقل از یک فرهنگ لغت، فراگرد را چنین تعریف می کند: «هر رویدادی که یک تغییر ممتد در زمان را نشان دهد یا هر عمل یا نحوه عملی که ممتد باشد.»۲۳
وقتی ما مفهوم فراگرد را برای چیزی بپذیریم در واقع به این نکته توجّه کرده ایم که روابط بین عناصر آن چیز، به صورتی پویا و به طور مداوم در حال تغییر است و آغاز و پایان ندارد. اصولاً فراگرد یک تسلسل ایستا از رویدادها نیست، بلکه پویاست. اجزای داخل یک فراگرد کنش های متقابل با یکدیگر دارند و هر یک بر دیگری تأثیر می گذارند و از دیگری تأثیر می پذیرند.
معمولاً روند ارتباطات انسانی، جریانی پویا و در حرکت است و پیام ها بین فرستنده و گیرنده به صورت توازی و بالانس رد و بدل می شوند. این همان مفهوم بازخورد است که اگر فرستنده از گیرنده دریافت کند، امکان بیشتری ایجاد می شود تا معانی مورد نظر فرستنده نظیر پیامی باشد که توسط گیرنده دریافت شده است و در نتیجه ارتباط کامل و مؤثر شکل خواهد گرفت.

۲.۱.۱.۳.۲. معنی در ارتباطات انسان با انسان
به اعتقاد برلو،۲۴ وقتی ما «زبان را برای بیان و بیرون آوردن معنی ها به کار می بریم. در واقع این کارکرد اصلی زبان است. معنی چیزی ذاتی و جدا نشدنی از بسیاری تعاریف زبان است. در تدریس موضوع ارتباط به دیگران، در ارتباط با خودمان، در انتقاد از نحوه ارتباط دیگران و در مواردی مشابه، همیشه باید معنی نقطه اصلی توجّه ما قرار گیرد. به روشنی مشخص است که معنی وابسته به کدهایی است که ما در ارتباط انتخاب می کنیم. ما در به کارگیری زبان، مقاصد و نیّت های خود را درون پیام ها و پاسخ هایی که به رمز در آورده ایم می گذاریم.» (محسنیان راد، ۱۳۸۶)
به نظر برلو، هدف اصلی در آن لحظه آن است «که ثابت کند معنی ها در پیام ها نیست. معنی ها چیزهایی قابل کشف نیستند.» (محسنیان راد، ۱۳۸۶)
در واقع کلمات هیچ معنایی ندارند، معانیِ کلمات در آدم ها می باشند و چیزهای شخصی درون ارگانیسم انسان هستند. معنی ها آموخته می شوند و دارایی های انسان محسوب می شوند، ما معانی را یاد می گیریم، بر آنها می افزاییم آنها را نابود می کنیم، اما قادر به یافتنشان نیستیم. آنها در ما هستند نه در پیام. به همین دلیل ما معمولاً با افرادی که معنی هایی مشابه معنی های ما دارند می توانیم ارتباط برقرار کنیم و با افرادی که فاقد این تشابه هستند قادر به ارتباط با یکدیگر نیستیم.
اگر معنی ها در کلمات و پیام ها بودند به این مفهوم بود که همه می توانستند با هر زبانی و با هر کدی با یکدیگر ارتباط برقرار کنند و ما قادر بودیم معانی را از میان کلمات در آوریم، ولی به طور آشکار چنین نیست، همان طور که برخی از مردم برای برخی کدها معنی هایی دارند که دیگران ندارند.
عناصر و ساخت زبان فقط نماد هستند، زبان نشانه و راهنمایی است که باعث می شود معنی ما به تجلی برسد و به آن فکر کنیم و خود فاقد معنی است. بنابراین ارتباط در برگیرنده انتقال معنی نیست و معنی چیزی قابل انتقال نیست، فقط پیام قابل انتقال است و معنی درون پیام نیست بلکه معانی در به کار گیرنده پیام هستند.
توجه و تمرکز پژوهش حاضر از مفهوم ارتباط بر «فراگرد انتقال پیام» و «مشابهت معنی» است، لذا با نظر بر تعریف آخر از ارتباط و مفهوم معنی در اندیشه برلو، مدل های ارتباط متمرکز در چارچوب مکتب انتقال می باشد.۲۵
۲.۲. مدل ها

۲.۲.۱. مکاتب مطرح در ارتباطات
در مطالعه ارتباطی دو مکتب عمده وجود دارد که نظریات مختلفی در آنها ارائه شده است، در اینجا با بیان این دو مکتب به مهم ترین نظریات مطرح شده در هر یک نیز اشاره می شود:
۲.۲.۱.۱. مکتب انتقال
این مکتب ارتباط را انتقال پیام می داند؛ اینکه چگونه فرستندگان و گیرندگان رمزگذاری و رمزگشایی می کنند و چگونه انتقال دهندگان، مجراها و رسانه های ارتباطی را به کار می گیرند.
«این مکتب به کارایی و صحت ارتباط می پردازد و ارتباط را روندی می داند که شخص از طریق آن بر رفتار یا ذهنیت دیگری اثر می گذارد. اگر اثر در گیرنده متفاوت یا کمتر از آنچه مورد نظر فرستنده است باشد، ارتباط ناموفق است و باید با توجه به اصل بازخورد دلایل عدم موفقیت ارتباط را دریابد که از کجا ناشی می شود، به همین دلیل فیسک۲۶ نام این مکتب را مکتب «فرایند» گذاشته است.»۲۷
مکتب انتقال (یا مکتب فرایند) به علوم اجتماعی و به خصوص روان شناسی و جامعه شناسی تکیه می کند، در حالی که به عمل ارتباط نظر دارد. همان طور که هر مکتب به شیوه خود ارتباط را به عنوان کنش متقابل اجتماعی از راه پیام ها تفسیر می کند و کنش متقابل اجتماعی را فرایندی می داند که فرد از طریق آن با دیگران مرتبط می شود یا بر رفتار، ذهنیت یا واکنش عاطفی آنها تأثیر می گذارد.
در این مکتب از میان عناصر سازنده یک پیام، قصد و منظور پیام را عامل بسیار مهمی می داند و می گوید پیام چیزی است که فرستنده همه قصد خود را در آن قرار می دهد، اینکه قصد فرستنده بیان شده یا نشده، آگاهانه یا ناآگاهانه باشد باید با تحلیل بازیافتنی باشد.
نظریه ریاضی ارتباطات شانن و ویور
به عنوان یکی از هسته های اصلی که مطالعه ارتباطات از آن پدید آمده مقبول همگان است. این نظریه مثال روشنی از مکتب فرایند است که ارتباطات را انتقال پیام ها می داند.۲۸

۲.۲.۱.۱.۱. نظریات مطرح در مکتب انتقال
۲.۲.۱.۱.۱.۱. نظریه تزریقی
اساس این نظریه بر قدرت نامحدود «پیام» استوار است و بر این عقیده است که اگر پیام خوب و قوی ارائه شود بیشترین تأثیر را بر مخاطب دارد. در این نظریه مخاطب بسیار منفعل در نظر گرفته می شود و جامعه به صورت مجموعه ای مجزا و پراکنده. در این نظریه به ارتباطات میان فردی توجهی نمی شود و چون فرد ساکن است می توان پیام را به او تزریق کرد.
هدف این نظریه ایجاد نظم و پیوستگی اجتماعی در کوتاه مدت است و در این راستا به عواملی چون تحریک و تهییج احساسات و عواطف متوسل می شود. توجّه اصلی این نظریه به «پیام» است، به گیرنده پیام اهمیت و ارزشی نمی دهد، لذا منبعی که پیام را تهیه می کند باید قدرتمند باشد و پیام ها باید احساسی و آتشین باشد. در این نوع ارتباط، خطاب پیام به همه توده های مردم بدون توجّه به ویژگی های فردی آنها است.۲۹
۲.۲.۱.۱.۱.۲. نظریه استحکام یا تأثیر محدود
این نظریه توسط «لازارسفلد» و دیگران در اواخر دهه ۱۹۴۰ در ارتباطات شکل گرفت. طبق این نظریه: ۱- پیام های ارتباطی قادر نیستند تغییرات بنیادی در عقاید و رفتار افراد به وجود آورند، بلکه می توانند به صورت محدود آنها را استحکام بخشند و برای تأثیر گذاری باید زمینه قبلی وجود داشته باشد. ۲-بر عکس نظریه تزریقی، در این نظریه مخاطب پویا در نظر گرفته می شود. ۳- این نظریه به پارامترهای غیر ارتباطی نظیر سن، شغل، خانواده، تحصیلات و… اهمیت زیادی در تأثیر یا عدم تأثیر پیام های ارتباطی می دهد.
از نظر تئوری تزریقی نقش پیام ایجاد تغییر نه تنها در اطلاعات و نگرش بلکه در رفتار افراد است، اما با گذشت زمان و رسیدن به نظریه تأثیرات محدود پیام، این نظریه ناظر بر ایجاد تغییرات رفتاری نیست بلکه تنها مدعی تأثیر گذاری بر اطلاعات و معرفت افراد است که از قبل در آنها زمینه داشته است. در حقیقت نقش رسانه ها بازسازی زمینه های معرفتی و نگرشی افراد است نه ساختن نگرش های جدید. همچنین رسانه ها۳۰ نقش تثبیت افکار را دارند. این نظریه مخاطب را پویا و فعال فرض می کند زیرا مخاطب از نظر نوع رسانه، نوع پیام و حوزه پیام مورد نظر دارای حقّ انتخاب است.۳۱
۲.۲.۱.۱.۱.۳. نظریه استفاده و رضامندی
این نظریه نخستین بار توسط کاتز مطرح شد. او متذکر شد که بیشتر پژوهش های ارتباطی تا آن زمان معطوف به تحقیق در مورد آثار پیکارهای اقناعی بر روی مخاطبان بوده است و اینکه «رسانه ها با افراد چه می کنند» بیشتر این پژوهش ها نشان داده اند که ارتباط جمعی اثر کمی بر متقاعد سازی افراد دارد بنابراین پژوهشگران به متغیرهایی مثل نفوذ گروه روی آوردند که دارای اثر بیشتری بودند. نظر کاتز این بود که حوزه ارتباطات جمعی می تواند با روی آوردن به «مردم با رسانه ها چه می کنند» خود را نجات دهد.
نظریه استفاده و رضامندی بر دو عامل متکی است: ۱- پویا دانستن مخاطب؛ ۲- چند متغیره بودن فرایند ارتباط. این نظریه می گوید مخاطب به نیاز خود آگاه است و بنابراین فرایند انتقال پیام پنج ویژگی دارد: ۱- مخاطب آغازگر است (با انتخاب رسانه ها)؛ ۲- مخاطب پویاست؛ ۳- رقابت رسانه ها برای تأمین نیاز مخاطبان الزامی است؛ ۴- مخاطب جستجوگر است یعنی برای تأمین نیازها و رضایت خود، روش های مختلف را تجربه می کند؛ ۵- مخاطبان برای تأمین نیازهای معرفتی خود، آگاهانه رسانه مورد نظر را انتخاب می کنند.۳۲
۲.۲.۱.۱.۱.۴. نظریه برجسته سازی
مبتنی بر این نظریه رسانه ها در انتقال پیام ها، نوعی اولویت یا برجسته سازی به وجود می آورند. این نظریه همچنان تأثیرات رسانه ها را در حوزه رفتار محدود می کند، ولی با برجسته ساختن برخی از موضوعات می توانند بر اطلاعات مردم تأثیر بگذارند. به عبارت دیگر رسانه ها گر چه نمی توانند تعیین کنند که مخاطبان چطور بیندیشند اما می توانند تعیین کنند که «درباره چه» بیندیشند.۳۳
۲.۲.۱.۱.۱.۵. نظریه وابستگی مخاطبان
تعریفی که این نظریه از مخاطب ارائه می دهد مجدداً او را منفعل فرض می کند چون معتقد به یک رابطه سه گانه بین رسانه، جامعه و مخاطب است. این رابطه تحرک و پویایی مخاطب را در مقابل رسانه از او می گیرد چون مخاطب عصر حاضر به خاطر وجود دو نیاز به رسانه وابسته می شود: ۱- نیاز به داشتن اطلاعات (اطلاع از تحولات و رویدادهای جامعه مدرن)؛ ۲- نیاز به ندانستن و گریز از واقعیات (برنامه های طنز در اوقات فراغت و…).۳۴

۲.۲.۱.۱.۱.۶. نظریه شکاف آگاهی
در این نظریه توصیف می شود که به همراه افزایش انتشار اطلاعات توسط رسانه های جمعی در یک نظام اجتماعی، بخش هایی از جمعیت که پایگاه اجتماعی بالاتری دارند سریع تر و بیشتر از بخش هایی که پایگاه پایین دارند اطلاعات کسب می کنند و در نتیجه شکاف آگاهی میان این دو بخش، به جای کاهش افزایش می یابد.۳۵
۲.۲.۱.۱.۱.۷. نظریه کاشت
نظریه کاشت به عنوان ورژن جدید مکتب انتقال دانسته شده است؛ «گربنر» در دهه ۱۹۶۰ با انجام تحقیقاتی تحت عنوان «شاخص های فرهنگی»، برای مطالعه این که چگونه تماشای تلویزیون بر باروها و دیدگاه های بینندگان در مورد جهان واقعی «تأثیر» می گذارد، نظریه کاشت را مطرح کرد. او معتقد است کاشت یک فراگرد بی سمت و سو نیست، بلکه شبیه فراگرد جاذبه ای است که هر گروه از گیرندگان ممکن است در جهت متفاو
تی تلاش کنند اما همه گروه ها تحت تأثیر جریان مرکزی واحدی هستند. از این روی کاشت بخشی از یک فراگرد دائمی، پویا و پیش رونده تعامل میان پیام ها و زمینه های قبلی است.
کاشت اشاره ای است به فرایند متراکم و انباشتی باورهایی که تلویزیون درباره واقعیت اجتماعی در اذهان عمومی پرورش می دهد. «تلویزیون در میان رسانه های مدرن چنان جایگاه محوری در زندگی روزمره پیدا کرده است که منجر به غلبه آن بر «محیط نمادین» شده و پیام هایش در مورد واقعیت جای تجربه شخصی و سایر وسایل شناخت جهان را گرفته است. به عبارت دیگر، پیام تلویزیون از چندین جنبه اساسی از واقعیات فاصله دارد اما به خاطر تکرار دائمی اش نهایتاً به عنوان دیدگاه مورد وفاق جامعه پذیرفته می شود.۳۶
۲.۲.۱.۱.۱.۸. نظریه مارپیچ سکوت
الیزابت نوئل نئومان (۱۹۸۰،۱۹۷۳) این

تحقیق رایگان درمورد قرآن کریم، مبانی فکری، علم ارتباطات، جنگ جهانی دوم

وزارت علوم تحقیقات و فناور
۲.۱.۱.۳.۲. معنی در ارتباطات انسان با انسان ۱۶
۲.۲. مدل ها ۱۷
۲.۲.۱. مکاتب مطرح در ارتباطات ۱۷
۲.۲.۱.۱. مکتب انتقال ۱۷
۲.۲.۱.۱.۱. نظریات مطرح در مکتب انتقال ۱۸
۲.۲.۱.۱.۱.۱. نظریه تزریقی ۱۸
۲.۲.۱.۱.۱.۲. نظریه تأثیر محدود ۱۸
۲.۲.۱.۱.۱.۳. نظریه استفاده و رضامندی ۱۹
۲.۲.۱.۱.۱.۴. نظریه برجسته سازی ۱۹
۲.۲.۱.۱.۱.۵. نظریه وابستگی مخاطبان ۱۹
۲.۲.۱.۱.۱.۶. نظریه شکاف آگاهی ۲۰
۲.۲.۱.۱.۱.۷. نظریه کاشت ۲۰
۲.۲.۱.۱.۱.۸. نظریه مارپیچ سکوت ۲۰
۲.۲.۱.۱.۱.۹. نظریه دریافت ۲۱
۲.۲.۱.۲. مکتب تبادل معنا ۲۲
۲.۲.۲. مدل های ارتباط در مکتب انتقال ۲۲
۲.۲.۲.۱. شیوه ارتباط دستوری ۲۲
۲.۲.۲.۲. شیوه ارتباط خدماتی ۲۲
۲.۲.۲.۳. شیوه ارتباط انجمنی ۲۳
۲.۲.۳. الگوهای ارتباطی در مکتب انتقال ۲۷
۲.۲.۳.۱. الگوی کلود شنون و وارن ویور ۲۷
۲.۲.۳.۱.۱. گسترش مدل شنون و ویوور ۳۰
۲.۲.۳.۲. الگوی هارولد لاسول ۳۱

۲) تبیین نظریه سیستم دعوت در قرآن کریم ۳۵
۲.۳. تعاریف و مفاهیم ۳۵
۲.۳.۱. مفهوم دعوت ۳۵
۲.۳.۲. ضرورت و اهمیت دعوت از دیدگاه قرآن ۴۰
۲.۳.۳. شرایط دعوت از دیدگاه قرآن کریم ۴۴
۲.۳.۴. اهداف و آثار دعوت از دیدگاه قرآن کریم ۴۸
۲.۳.۵. گستره دعوت از دیدگاه قرآن کریم ۵۴
۲.۳.۶. روش های دعوت در قرآن کریم ۶۸
۲.۳.۷. شرایط و ویژگى‏هاى دعوت گران ۷۵
۲.۳.۸. دعوت گران در قرآن کریم ۸۲
نمونه ها و مصادیق دعوت انبیاء (علیهم السلام) ۹۰
۲.۳.۹. دعوت شوندگان از دیدگاه قرآن کریم ۱۰۱
۲.۳.۱۰. مقابله با دعوت در قرآن کریم ۱۰۹
فصل سوم: روش تحقیق ۱۱۶
فصل چهارم: یافته های تحقیق ۱۱۹
بررسی تطبیقی نظریه کلود شنون، وارن ویوور و هارولد لاسول با نظریه ارتباطی دعوت در قرآن کریم
فصل پنجم: نتیجه گیری و پیشنهادها ۱۳۱
منابع و مآخذ ۱۴۰

فهرست شکل ها
شکل ۱- ۲: شیوه های ارتباط و موضوع های نظریۀ ارتباط جمعی ۲۴
شکل ۲- ۲: سه برداشت از فرایند ارتباط ۲۶
شکل ۳- ۲: «مدل ریاضی» شنون و ویوور، ارتباطات را به عنوان فرایندی خطی و یک طرفه توصیف می کند (۱۹۴۹) ۲۸
شکل ۴- ۲ : گسترش مدل شنون و ویوور توسط دفلور که بازخورد را هم گنجانده است (۱۹۷۰) ۳۰
شکل ۵- ۲: فرمول لسول با عناصر معادل در فرایند ارتباط (۱۹۴۸) ۳۲
شکل۶- ۲: فرمول لسول با حوزه های معادل در پژوهش ارتباطات ۳۲
شکل ۷- ۲: گسترش فرمول لسول توسط بردداک ۳۳
شکل ۱- ۴: «مدل ریاضی» شنون و ویوور، ارتباطات را به عنوان فرایندی خطی و یک طرفه توصیف می کند (۱۹۴۹) ۱۲۰
شکل ۲- ۴ : گسترش مدل شنون و ویوور توسط دفلور که بازخورد را هم گنجانده است (۱۹۷۰) ۱۲۲
شکل ۳- ۴ : بازخوانی مدل شنون و ویوور (و گسترده شده آن توسط دفلور)، مبتنی بر مدل ارتباطیِ دعوت در قرآن کریم ۱۲۷
شکل ۴- ۴: فرمول لسول با عناصر معادل در فرایند ارتباط (۱۹۴۸) ۱۲۷
شکل ۵- ۲: گسترش فرمول لسول توسط بردداک ۱۲۸

فصل اول: کلیات تحقیق

مقدمه:
«مطالعات ارتباطی، یکی از شاخه های جوان علوم اجتماعی معاصر به شمار می رود که در ایران نیز بسیار جوان است. این مطالعات پس از پایان جنگ جهانی دوم رو به رشد گذاشته، و هنوز شالوده های نظری و ابزارهای روش شناسی خاص خود را نیافته است. در طی حدود نیم قرن اخیر، مطالعات ارتباطی، در زمینه های گوناگون از مبانی نظری و شیوه های روش شناسی رشته های علمی دیگر کمک گرفته است.»۱
«ارتباط» در یکی از اولین مدل های ارتباطی بر محور «انتقال پیام» ترسیم شد که در مطالعات گوناگون پیش از دوران رنسانس عنصر اصلی مورد نظر در ارتباطات «اندیشه های انسانی» و یا «محتوا»ی پیام بوده است، امّا در طول جنگ جهانی دوم به تناسب نیازهای ایجاد شده، تمام شکل های ارتباط مورد توجه خاص قرار گرفت و ارتباطات به عنوان «انتقال اطلاعات» و «اقناع» مورد استفاده و کاربرد قرار گرفته است.
دانشمندان علم ارتباطات در یک سیر تحول مفهومی، نظریه های رو به تکاملی از ارتباطات ارائه کرده اند، از جمله هارولد لاسول که به تعریف و طبقه بندی دقیق نقش های اجتماعی ارتباطات در نظریه های مربوط به نقش های اجتماعی و کارکردهای ارتباطات پرداخته است، ولی با وجود برداشت های جدید در مطالعات ارتباطی، ارتباط همچنان به عنوان وسیله انتقال اطلاعات در جهت اقناع افراد مورد توجّه قرار می گیرد.
در یک مطالعۀ مبنایی- چنان که عنوان پژوهش نشان می دهد- از یک سو، مدل های اولیۀ ارتباط پیرامون مفهوم «انتقال پیام» به عنوان نخستین پایه های علم ارتباط در اندیشۀ هارولد لاسول۲، کلود شنون و وارون ویوور۳ مورد توجه قرار می گیرد و از سوی دیگر، به بررسی و تدقیق مفهوم ارتباط در دیدگاه قرآن کریم پرداخته می شود تا میزان تطابقِ مفهوم «انتقال پیام» در اندیشۀ دانشمندان علم ارتباطات با مفهوم ارتباط در دیدگاه قرآن کریم (با محوریت مفهوم دعوت) مورد بررسی قرار گیرد.
از آنجا که نظریه های مطرح شده در هر علم نشأت گرفته از مبانی فکری و اصول اعتقادی نظریه پردازان آن علم می باشد و نظریه های علمیِ نظریه پردازان متناسب و هم جهت با مبانی فکری و پایه های اعتقادی هر علم ارائه می گردد، از این رو، باید از طریق مطالعۀ مبانیِ فکری و پایه های اعتقادی هر علم، نظریه های علمی آن علم را پذیرفت و به آنها جامه عمل پوشانید. چنان چه جوامع رو به رشد و موفق پایه های علمی و فکری شان را براساس مبانی اعتقادی شان قرار داده و می دهند.
به طور مثال؛ پایه های علم تجربی براساس مشاهدات تجربی و انجام آزمون و خطا بنیان گذاشته شده است،۴ و یا پایه های علم فلسفه براساس استدلال و منطق عقلانی و برهان های عقلی بنیان نهاده شده است. به همین دلیل مبانی علمی و فکریِ تجربه گرایان تأکید بر مشاهدات و تجربیات شخصی می باشد که بسترهای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و… جامعه تجربه گرایان براساس آن ترسیم شده است و مبانی علمی و فکریِ فلاسفه مبتنی بر نظریات فلسفی و منطقِ عقلانی است.
در جامعه اسلامی نیز باید مبتنی بر مبانی و پایه های فکری ارائه شده اسلام به علوم مختلف و نظریه های مطرح شده در علوم نگریست و آنها را در راستای مبانی فکری مورد پذیرش اسلام مورد بررسی و مطالعه قرار داد.
مبانی فکری و اعتقادی ما براساس قرآن کریم استوار شده است، به همین دلیل متناسب با این مبانی پیرامونِ چیستی و چگونگی ارتباط در نظریه ها و اندیشه های مطرح شده در قالبِ مکتب انتقال به بررسی و مقایسه پرداخته می شود. بدین ترتیب که ابتدا مفهوم ارتباط در اندیشۀ دانشمندان علم ارتباطات آورده سپس دیدگاه قرآن کریم را مطرح می شود تا میزان تطابق و تناسبِ آن اندیشه ها و مدل ها با دیدگاه قرآن کریم روشن گردد.
در جستجو با کلید واژه «دعوت» و «مفاهیم ارتباطی در قرآن کریم» در پایان نامه ها و پژوهش های انجام شده در این زمینه تحقیقی صورت نگرفته است. لذا انجام این پژوهش در سطح پایان نامه ها و پژوهش های علمی بدون پیشینۀ موضوعی می باشد. لازم به ذکر است که ترجمۀ آیات قرآن کریم از تفسیر شریف «المیزان» آورده شده است.
۱.۱. بیان مسئله:
با نظر بر سیر تحول مفهومی تبلیغات، از قرون وسطی و عصر رنسانس (در قرن هفدهم) تا رشد احزاب و گروه های

منابع پایان نامه ارشد درباره توسعه محصول جدید، نقشه راه، اعتبارسنجی، مدیریت هزینه

واحد خاصی از شرکت انجام گرفته و پس از تکمیل هر مرحله، به واحدی دیگر برای انجام مرحله بعدی ارسال می شود. چنین رویکردی موجب می گردد که در مراحل مختلف فرآیند توسعه، پارامترهای ضروری که معمولاً مربوط به تغییر پیوسته محیط بود نادیده گرفته شود.
همانطور که گفته شد در مدلهای امروزی توسعه محصول جدید بجای انجام متوالی مراحل، بطور موازی و تقریباً همزمان مراحل توسعه را انجام می دهند. شکل ۶.۲ به مقایسه رویکردهای قدیمی و رویکرد جدید می پردازد.

شکل۳.۲: مقایسه رویکردهای قدیمی و جدید
با توجه به مشکلی که ذکر شد دانشمندان نگاه خود به فرآیند توسعه محصول جدید را تغییر داده و رویکردی جدید در این حوزه حاکم گردید که مبتنی بر توسعه همزمان و موازی مراحل توسعه محصول است. در این رویکرد مراحل بصورت تقریباً متوالی انجام می شوند با این تفاوت که هر مرحله بطور همزمان توسط چند بخش انجام می شود. یکی از مزایای این مدلها افزایش ارتباطات و استفاده بیشتر از تجارب بخشهای مختلف در فرآیند توسعه می باشد. همچنین زمان فرآیند توسعه کاهش یافته و کیفیت و عملکرد نهایی محصول بالاتر خواهد بود.
یکی از این مدلها در شکل ۷.۲ نشان داده شده است. ارهورن و استارک در این مدل با رویکردی یکپارچه به طراحی فرآیند توسعه پرداختند. همانطور که در شکل ۷.۲ واضح است، فرآیند توسعه بطور همزمان در چندین واحد انجام می گیرد. استفاده از این مدل موجب تسهیل نوآوری محصول، مدیریت هزینهها، دستیابی کامل به ویژگیهای مورد نظر و کوتاه شدن فرآیند توسعه میشود(دادگسون،۲۰۰۱).

شکل ۴.۲: مدل یکپارچه توسعه محصول جدید

۲ـ۶ـ۵) مدل آزمون پس از هر مرحله
یکی از معروفترین الگوها که با رویکرد جدید طراحی شده است، الگوی “آزمون پس از هر مرحله”۲۱ می باشد. این الگوکه به رویکرد مرحله ای یا قدم به قدم نیز در فرایند توسعه محصول شناخته شده است، توسط Cooper ارائه شد و یک روش کار مطمئن و اثربخش برای پروژه های توسعه محصول به حساب می آید. آنچه که بیش از پیش در مورد این الگو جلب توجه می کند، این است که در این الگو عدم قطعیت که از به کارگیری نوآوری و خلاقیت ناشی می شود کاهش خواهد یافت. در بین مراحل مختلف توسعه نقاط تصمیم گیری یا دروازه‌هایی وجود دارد که در این نقاط مشخص خواهد شد که آیا فرایند ادامه خواهد یافت یا خیر؟ تعداد این مراحل در ادبیات توسعه محصول، متفاوت ذکر شده است؛ به‌طوری که برخی آن را در دو مرحله (به عنوان مثالMoenaert et al., 1994)، برخی در شش مرحله (به عنوان مثال Cooper, 1998) و برخی دیگر در هفت تا نه مرحله (به عنوان مثال Hardingham, 1970) خلاصه کرده اند. تفاوت در تعداد مراحل بستگی به نوع خدمت یا کالایی است که توسعه جدید آن مد نظر است.
برنامه ریزی، پیش بینی و کنترل دقیق و شدید بر انواع وظایف و فرایندهای کاری در این الگو مشاهده می شود. اکثر سازمانها علاقه زیادی به استفاده از این روش در فرایندهای توسعه محصول خود دارند و اصرار آنها بر استفاده از این الگو از آنجا سرچشمه می گیرد که شیوه مدیریت، کنترل و هدایت این روش را نسبت به سایر الگوها آسانتر می دانند. همچنین به دلیل وجود رویه های مشخص و عادی در این الگو، یادگیری و خلاقیت چندانی در آنها محسوس نیست.

شکل۵.۲: مدل “آزمون پس از هر مرحله”، (کوپر،۲۰۰۳)
فرایند مرحله-دروازه یک نقشه راه عملیاتی شده برای هدایت پروژه های محصولات جدید از مرحله ایده تا مرحله قراردادن آن در بازار می باشد. براساس مطالعه ای که اخیرا بر روی فرآیند توسعه محصولات جدید در منابع مختلف صوت گرفته نزدیک به ۶۰% از شرکت ها از فرایند مرحله-دروازه برای هدایت فعالیت های توسعه ای خود در زمینه محصولات بهره می برند.
مدل مرحله-دروازه فرایند ایده تا بازار را به یک مجموعه متوالی از مراحل و نقاط تصمیم تفکیک می نماید. درواقع فرایند مرحله-دروازه براساس مراحل مجزایی از فعالیت ها که به وسیله نقاط تصمیم گیری از یکدیگر تفکیک شده بنا گردیده است. در این مدل مرحله جایی است که در آن اقدام به وقوع می پیوندد و دروازه جایی است که در آن اتخاذ تصمیم در خصوص ادامه یا عدم ادامه مسیر توسعه صورت می گیرد. این شکل مراحل اصلی در فرایند توسعه محصول جدید را که با یک ایده آغاز می شود و با استقرار موفق یک محصول جدید در بازار به اتمام می رسد، تشریح می کند.
در مدل مرحله-دروازه هریک از مراحل نیز درون خود دارای فعالیت های متعددی می باشند که به منظور کوتاه کردن زمان رسیدن به بازار برخی از آن مراحل به صورت موازی انجام می پذیرد.
مراحل اصلی و نقاط تصمیم گیری موجود در مدل مرحله-دروازه عبارتند از:
مرحله صفر: ایده پردازی
تصمیم اول: غربال ایده
مرحله یک: بررسی اولیه
تصمیم دوم: غربال ثانویه
مرحله دوم: بررسی تفصیلی
تصمیم سوم: اقدام برای توسعه
مرحله سوم: توسعه
تصمیم چهارم: اقدام برای تست
مرحله چهارم: انجام تست و معتبر سازی
تصمیم پنجم: اقدام برای تجاری سازی
مرحله پنجم: تولید صنعتی و ورود به بازار
فرآیند “آزمون پس از هر مرحله” یک نقشه راه مفهومی و عملیاتی برای هدایت یک پروژه توسعه محصول جدید از مرحله ایده تا معرفی به بازار می باشد و در حقیقت یک طرح اولیه برای مدیریت موثر و کارای این فرآیند است. همانطورکه در شکل …. نشان داده شده است، رویکردهای “آزمون پس از هر مرحله” فرآیند توسعه محصول جدید را به مراحلی از پیش تعین شده تقسیم کرده که هرکدام از
این مراحل نیز از مجموعهای از فعالیتهای موازی، چند وظیفهای و مشخص تشکیل شده اند. در ابتدای ورود به هر مرحله یک مرحله آزمون انجام می گیرد که ماهیتی شبیه به کنترل کیفیت دارد و در مورد ادامه و یا توقف فرآیند تصمیم گیری می شود.(موسایی،۱۳۸۷)
در شکل فوق، مراحل قسمتی از فرآیند می باشند که فعالیتها در آن انجام می شوند. افرادی که در تیم پروژه فعالیت می کنند وظیفه جمعآوری اطلاعات مورد نیاز برای تصمیم گیری در مورد ادامه یا خاتمه دادن فرآیند را برعهده دارند. نکته قابل توجه در این مدل ماهیت چندوظیفهای بودن مراحل است و هیچ مرحلهای بطور مجزا به R&D و یا بازاریابی اختصاص ندارد. هر مرحله شامل مجموعهای از فعالیتهای موازی می باشد که توسط افرادی با تخصصهای مختلف و از واحدهای مختلف شرکت، انجام می گیرد. این افراد تحت عنوان یک تیم با یکدیگر فعالیت می کنند و توسط یک مدیر پروژه هدایت می شوند.
به منظور مدیریت کردن ریسک در این روش، فعالیتهای موازی در هر مرحله باید بگونهای طراحی شوند که اطلاعات ضروری فنی، عملیاتی، مالی و بازاریابی در آن مرحله جمعآوری شوند تا ریسکهای فنی کسبوکار کاهش یابد. هزینه هر مرحله بیشتر از مرحله قبل است بگونهای که استراتژی این روش برمبنای تعهدات افزایشی در هر مرحله است. در صورتیکه عدماطمینانهای کاری کاهش یابد می توان هزینههای بیشتری به پروژه تخصیص داد و بدین صورت ریسک را کنترل کرد.
جریان عمومی فرآیند کلی روش “آزمون پس از هر مرحله” نشان داده شده است. در این شکل پس از شکل گیری ایده پنج مرحله کلیدی وجود دارد:
مرحله اول ـ تعیین محدوده: بررسی کلی و تعیین پیکرهبندی کلی پروژه.
مرحله دوم ـ ایجاد ساختار کسبوکار: تعیین ریز وظایف و بررسی واقعبینانه کار که منجربه شکلگیری ساخار کسبوکار، تعریف محصول، تطبیق کسبوکار و یک برنامه عملیاتی دقیق برای مرحله بعد می شود.
مرحله سوم ـ توسعه: طراحی و توسعه دقیق محصول جدید انجام می شود، فرآیند ساخت (یا بهرهبرداری) برنامهریزی می شود، برنامههای عملیاتی و بازاریابی توسعه داده می شوند و برنامههای آزمون در مرحله بعد طراحی می شوند.
مرحله چهارم ـ آزمون و اعتبارسنجی: بازبینی، اعتبارسنجی، بازاریابی و تولید اولیه محصول جدید انجام می گیرد.
مرحله پنجم ـ معرفی به بازار: تجاریسازی کامل محصول؛ آغاز تولید صنعتی و فروش محصول.
در نگاه نخست، این شکل مراحل ساده به هم مرتبطی را در قالبی منطقی به تصویر می کشد. اما چیزی که در این شکل پیداست تنها یک دید کلی از این مدل می باشد. اما با تمرکز کردن بر روی جزئیات فرآیندهای واقعی یک شرکت در می‌یابیم که فعالیتهای پیچیدهتری در هر مرحله صورت می گیرد. بطور خلاصه، بررسی عمیق فرآیندهای شرکت می تواند یک “نقشه راه”- هرآنچه که دانستن آن برای تکمیل موفقیتآمیز مراحل فرآیند و پروژه لازم است- عملیاتی و دقیق در اختیار تیم پروژه قرار دهد.(کوپر،۲۰۰۳)
قبل از ورود به هر مرحله یک آزمون انجام می شود که در مورد ادامه یا خاتمه فرآیند باید تصمیمگیری شود. آزمونهای موثر یکی از عوامل اساسی موفقیت در توسعه سریع محصول جدید است:
آزمونها به عنوان نقاط بررسی و کنترل کیفیت مورد استفاده قرار می گیرند: “آیا پروژه با روشی مناسب اجرا می گردد؟”
آزمونها همچنین به عنوان نقاط ادامه خاتمه و تصمیمات الویتبندی فعالیتها مورد استفاده قرار می گیرند. آزمونها این امکان را فراهم می کنند که پروژهها در مراحل میانی مانند حرکت در مسیر یک قیف گلچین شوند.
نهایتاً آزمونها جایی هستند که در مورد تعهد به تخصیص منابع و مسیر پیشرو در مرحله بعد تصمیمگیری می شود. جلساتی که برای این آزمونها برگزار می گردد، معمولاً متشکل از مدیران ارشد بخشهای مختلف می باشد که باید منابع مورد نیاز پروژه را در مرحله بعد تامین کنند. به این افراد در اصطلاح “دروازه بان”۲۲ گفته می شود.
این دروازه ها ویژگیهای مشترکی دارند:
قابلیت تحویل: منظور ورودیهایی است که مدیر پروژه و اعضای تیم به جلسات بازنگری در مرحله آزمون ارائه می کنند. این ورودیها نتایج فعالیتهای مرحله قبلی هستند و برمبنای چکلیست استانداردی که برای هر جلسه تعیین گردیده مهیا می شوند.
معیارها: معیارها، پرسشها و متریکهایی هستند که برمبنای آنها در مورد ادامه و یا خاتمه پروژه تصمیمگیری می شود.
خروجیها: خروجیها نتایج بازنگری و بررسیهای آزمونها می باشند و از جنس تصمیم هستند (ادامه/خاتمه/توقف مقطعی/ تکرار).
نمونه ای از جزئیات یک مدل “آزمون پس از هر مرحله” در مورد محصولی خاص در جدول ۴.۲ ارائه گردیده است.

جدول ۲.۲: یک مدل “آزمون پس از هر مرحله” در صنعتی خاص(صنایع دفاع،۱۳۸۹)
مرحله
جزئیات
ایده
کشف ایده
دروازه(آزمون) ۱
غربال کردن ایده

آیا این ایده ارزش کار کردن را دارد؟
مرحله ۱
بررسی اولیه

ارزیابی بازار اولیه

ارزیابی فنی اولیه

ارزیابی مالی و کسب و کار اولیه

برنامه ریزی عملیاتی برای مرحله ۲
دروازه(آزمون) ۲
غربال ثانویه

آیا بررسی گستردهتر ایده توجیه پذیر است؟
مرحله ۲
بررسی دقیق

مطالعه خواسته ها و نیازهای مشتری

تحلیل رقابتی

ارزیابی امکانپذیری فنی

ارزیابی عملیات

تعریف محصول

تحلیل مالی
دروازه(آزمون) ۳
تصمیمگیری برای
توسعه

آیا این کسبوکار مناسب به نظر می رسد؟
مرحله ۳
توسعه

کار بر روی توسعه فنی

تولید سریع نمونه اولیه

بازخورد اولیه مشتری

توسعه نمونه اولیه

آزمایش داخلی نمونه اولیه

توسعه فرآیند عملیات

برنامهریزی برای معرفی کامل
دروازه(آزمون) ۴
تصمیمگیری برای آزمایش

آیا پروژه باید مورد آزمایش بیرونی قرار گیرد؟
مرحله ۴
آزمایش و اعتبارسنجی

توسعه آزمایش داخلی

آزمایشات مربوط به مشتری

اکتساب تجهیزات تولید

آزمایشات تولید/عملیات

آزمایش بازار

نهایی کردن برنامه های عملیاتی و معرفی به بازار

برنامهریزی بعد از معرفی و ادامه چرخه عمر محصول
دروازه(آزمون) ۵
تصمیمگیری برای معرفی به بازار

آیا محصول برای معرفی