منبع مقاله با موضوع تحلیل گفتمان، گفتمان انتقادی، ایدئولوژی، تحلیل گفتمان انتقادی


دانلود پایان نامه

۲-۲-۵-۲-ماهیت سینما ۵۸
۲-۲-۵-۳-نظریه فیلم ۶۰
۲-۳-پیشینه پژوهش ۶۱
۲-۳-۱-پیشینه تحلیل گفتمان ۶۱
۲-۳-۲-تحلیل گفتمان انتقادی ۶۶
۲-۳-۳-برخی از پژوهشهای انجام شده توسط پژوهشگران ایرانی ۶۹
۲-۳-۴-برخی از پژوهشهای انجام شده توسط پژوهشگران غیر ایرانی ۷۴
۲-۳-۵-تحلیل مطالعات نشانهشناختی سینما ۷۷
۲-۳-۶-مطالعات پیشین پیرامون تحلیل گفتمان/ تحلیل گفتمان انتقادی در سینما ۸۴

فصل سوم-روششناسی پژوهش
۳-۱-مقدمه ۸۸
۳-۲-روش گردآوری دادهها ۸۸
۳-۲-۱-معرفی دادهها ۸۸
۳-۲-۲-پیکرهی زبانی ۸۸
۳-۲-۳-شیوه گردآوری دادهها ۸۸
۳-۳-روش پژوهش ۸۹
۳-۴-چارچوب پژوهش ۹۰
۳-۵-شیوه تحلیل دادهها و مراحل انجام کار ۹۰

فصل چهارم-تحلیل دادهها
۴-۱-مقدمه ۹۲
۴-۲-نگاهی کلی به داستان فیلم ۹۲
۴-۳-معرفی شخصیتها ۹۴
۴-۴-تحلیل گفتمانهای موجود در فیلم یهحبهقند در چارچوب تحلیل گفتمان انتقادی لاکلاوموف ۱۰۰
۴-۴-۱-تعارض و تقابل گفتمانها ۱۰۰
۴-۵-بررسی تحلیلی فیلمنامه یهحبهقند در نمایی کلی ۱۵۵

فصل پنجم-نتیجهگیری و پیشنهادات
۵-۱-مقدمه ۱۶۱
۵-۱-۱-خلاصه و نتیجهگیری فصل اول ۱۶۱
۵-۱-۲-خلاصه و نتیجهگیری فصل دوم ۱۶۱
۵-۱-۳-خلاصه و نتیجهگیری فصل سوم ۱۶۲
۵-۱-۴-خلاصه و نتیجهگیری فصل چهارم ۱۶۲
۵-۲-بررسی فرضیههای پژوهش ۱۶۲
۵-۳-نتایج پژوهش ۱۶۳
۵-۴-پیشنهاداتی برای پژوهشهای آتی ۱۶۴
منابع

فصل اول
کلیات پژوهش

۱-۱-مقدمه
اصطلاح تحلیلگفتمان ابتدا در زبانشناسیساختگرای آمریکا توسط زلیگهریس۱ مطرح شد و منظور او از تحلیلگفتمان، تحلیلساختاری بالاتر از سطح جمله بود. اما نادیده انگاشتن بافت کاربرد زبان و توجه صرف به ساختارها بدون توجه به مسائل محیطی موثر بر کاربرد زبان هنگام تحلیلساختاری، منجر به پنهان ماندن بخشهای قابل توجهی از جنبههای ارتباطی و معنایی کاربرد زبان گردید. از این رو عدهای از زبانشناسان که در چارچوب زبانشناسی نقشگرا کار میکنند، سعی کردند با توجه نمودن به بافت، تحلیل جامعتری ارائه دهند و در نهایت عدهای دیگر از زبانشناسان که در دانشگاه ایستانگلیایانگلستان کار میکردند تحت تاثیر اندیشههای متفکرانی فرانسوی چون فوکو ۲ و پشو۳ در دهه هفتاد به این نتیجه رسیدند که مفهوم بافت در تحلیل گفتمان نقشگرا همچنان نارساست و بسیاری از مسائل سیاسیاجتماعی که بر زبان تاثیرات متقابل دارند ناگفته میماند. از این رو این عده با پایهگذاری زبانشناسیانتقادی که خود زمینه پیدایش تحلیلگفتمانانتقادی را فراهم آوردند، مفاهیم دیگری چون قدرت و ایدئولوژی را نیز وارد تحلیل انتقادی کردند. بنیاد تحلیل گفتمان انتقادی را میتوان در زبانشناسی انتقادی، که در اثر پیشرو زبان و کنترل نوشته فاولر۴، هاج۵، کرس۶ و ترو۷ شکل یافت، جستجو کرد (سلطانی، ۱۳۸۴: ۵۱).
۱-۲- بیان مسئله
تحلیلگفتمانانتقادی، گرایشی بین رشتهای است که از دهه ۱۹۶۰ تا اواسط دهه ۱۹۷۰ طی تغییراتی گسترده در رشتههایی مانند انسانشناسی، جامعهشناسی، روانشناسی، زبانشناسی، نشانهشناسی و غیره که به مطالعات نظاممند ساختار، کارکرد و فرآیندهای تولید گفتار میپردازند ظهور کردهاست. به گفته فرکلاف۸ هر چند تحلیل گفتمان در زبانشناسی رشد یافتهاست، اما در زبانشناسی متوقف نماند و وارد مطالعات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شد و شکل انتقادی بهخود گرفت. تحلیل گفتمان سعی دارد با مطالعه اثرات ظاهری گفتار، ساختار تولید و زمینه وقوع متن یا گفتار یعنی عوامل بیرون از متن (بافت موقعیتی، فرهنگی، اجتماعی و غیره) به موضوعاتی دست یابد که رابطه بین تشکیل ایدئولوژی و گفتار را آشکار میسازد.
گفتمانکاوان انتقادی توجه را صرفاً به رشته خود و نظریهها و الگوهای آن معطوف نمیدارند، بلکه بیشتر به مسائل مهم اجتماعی میپردازند. نابرابریهایی که مبنای جنسیتی، قومی، طبقاتی، مذهبی، زبانی و غیره دارند.
فیلم مورد بررسی در این پژوهش، خانوادهای از طبقهی رعیت را به تصویر میکشد که به مناسبت جشن عروسی فرزند آخر خانواده دور هم جمع شدهاند، مرگ دایی ( بزرگ خانواده ) عروسی را به عزا تبدیل میکند و در این دو موقعیت متناقض ردیابی تاثیر و نشانههای فرهنگ، مذهب، موقعیت اجتماعی و به خصوص نسبت خویشاوندی، در گفتار و کارکرد اعضای این خانواده مسئله مورد بحث در این پژوهش میباشد. در این تحقیق این مسئله مهم است که چگونه این تفاوتها و نابرابریهای پنهان به ویژه نابرابریهای طبقاتی و مذهبی (اعتقادی) در بستر فیلم یک حبه قند آشکار میشود؟

۱-۳-اهمیت پژوهش
تحلیل گفتمان انتقادی واکنشی به خلاء موجود در تحقیقات توصیفی زبان است. این نوع تحلیل، دستاوردهای توصیفی تحلیلی گفتمان را هر چند مفی
د اما کافی نمیداند و بر این مدعاست که سطوح توصیفی تحلیل گفتمان باید سطوح اولیهی چارچوب تحلیل جامعه باشند که اهدافش از بیان خصلتهای صوری یک متن (گفتمان) بسیار فراتر میرود و به نتیجهگیری و دریافتهایی انتزاعیتر و عمیقتر میرسد.
در پژوهش حاضر، برخی تفاوتها و نابرابریهای مهم اجتماعی مانند نابرابریهای جنسیتی، قومی، مذهبی و غیره در بستر فیلم یه حبه قند آشکار میشود و مورد بررسی قرار میگیرد که نباید از نقش سینما در بازتاب این نکات غافل شد. این پژوهش حتی میتواند در آگاهی بخشی به دست اندرکاران سینما و تلویزیون هم مفید باشد.

۱-۴-هدفهای پژوهش
اختلاف طبقاتی، سطح ثروت، احساس حقارت و تاثیر آن برروی گفتمان موضوعی غیر قابل اجتناب میباشد. هدف از این پژوهش ابتدا پرداختن به تحلیل گفتمان انتقادی در سطح کلان و سپس بررسی این مفاهیم و بررسی چگونگی نمود آنها در فیلم یه حبه قند است.
هدف دیگر بررسی شیوه تغییر گفتمان با تغییر شرایط محیطی، شرایط اجتماعی و تاثیر آن ها بر روی گفتمان میباشد.

۱-۵-پرسشهای پژوهش
این پژوهش در صدد پاسخ گویی به پرسشهای زیر است:
۱-اختلاف سطح طبقاتی چه تاثیری بر روی گفتمان افراد دارد؟
۲-آیا تغییر شرایط موقعیتی افراد باعث تغییر گفتمان میشود؟
۳-آیا شرایط زندگی و رفتار متقابل همسران تاثیری برروی گفتمان آنها دارد ؟

۱-۶-فرضیههای پژوهش
۱-اختلاف سطح طبقاتی گفتمان افراد را متفاوت میسازد.
۲-تغییر شرایط موقعیتی در افراد باعث تغییر در گفتمان میشود.
۳-شرایط زندگی و رفتار متقابل همسران بر روی گفتمان آنها تاثیر دارد.

۱-۷-محدودیتهای پژوهش
این پژوهش به بررسی فیلمنامه فیلم یهحبهقند میپردازد و با توجه به این که سینما دارای ابعاد گستردهای است بررسی همه جوانب آن در یک تحقیق نمیگنجد و در حوزه زبانشناسی و تحلیل گفتمان قرار نمیگیرد. لذا تحقیق حاضر به بررسی فیلمنامه میپردازد و برای بیان آن از ابزار تحلیل گفتمان استفاده میکند. در سالهای اخیر تحقیقات در زمینه علومانسانی افزایش یافته و مباحث نظری و عملی فراوانی در این خصوص ارائه گردیده و همچنین تحلیلهای نظری در مورد مفاهیمی چون گفتمان نیز ارائه شدهاست، اما در مورد استفاده عملی و به اجرا در آوردن این روشها کمتر سخن به میان آمدهاست. یک تحلیل جامع نیازمند بررسی همه جانبه کل نشانه میباشد اما این بررسی تنها محدود به بررسی فیلم نامه فیلم است و کمبود منابع و تحقیقات انجام شده در این زمینه یکی از موانع تحقیق حاضر بوده است.

۱-۸-معرفی اصطلاحات بنیادی
گفتمان: لاکلا۹ و موف۱۰ به نقل از یورگنسن۱۱ و فیلیپس۱۲ (۲۰۰۲: ۱۸) بیان می کند که گفتمان نظام معنایی است که همه پدیدههای اجتماعی را تولید کرده و به آنها معنا میبخشد. به عبارت دیگر، خارج از چارچوب گفتمان هیچ چیز قابل فهم نیست.

تحلیل گفتمان: تحلیل گفتمان که در زبان فارسی به سخن کاوی، تحلیل کلام و تحلیل گفتار نیز ترجمه شده است، یک گرایش مطالعاتی بین رشتهای است. تحلیل گفتمان میکوشد تا نظام و آرایش فرا جملهای عناصر زبانی را مورد مطالعه قرار بدهد و بنابراین واحدهای زبانی نظیر تبادلات مکالمهای یا متون نوشتاری را مورد بررسی قرار میدهد (لطفی پور ساعدی، ۱۳۷۱: ۱۰).

تحلیل گفتمان انتقادی: گفتمان انتقادی، بحث تحلیل گفتمان را یک سطح ارتقا میدهد. تحلیل گفتمان از نظر شمول معنایی، در گسترهای فراتر از زبانشناسی اجتماعی و زبان شناسی انتقادی، به همت متفکرانی چون ژاک دریدا۱۳، میشل فوکو، ون دایک۱۴ و نورمن فرکلاف که به این رشته اهتمام ورزیدند وارد مطالعات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی شد و شکل انتقادی به خود گرفت.
اگر تحلیل گفتمان را سطح توصیف بدانیم، تحلیل گفتمان انتقادی، آن را به سطح تفسیر و تبیین میرساند و ضمن توصیف و تفسیر متن، به این سوال پاسخ میدهد که چرا از میان گزینههای ممکن زبانی، باید این متن را انتخاب کرد؟ و طی یک واقعه مشخص، چرا اشخاص از عبارات خاصی استفاده میکنند؟

ایدئولوژی: فرکلاف، ایدئولوژی را ساختهای معناییای میداند که در تولید، بازتولید، و تغییر روابط نابرابر قدرت نقش دارند. در نتیجه، معنا در فهم ایدئولوژی اهمیت بسیار دارد، گفتمانها بار ایدئولوژیک پیدا میکنند و گفتمانهای ایدئولوژیک در حفظ تغییر روابط نابرابر قدرت سهیم میشوند (فرکلاف، ۱۹۹۵: ۱۴).

قدرت: مفهوم قدرت در نظریه لاکلاوموف بسیار شبیه قدرت نزد فوکو است. قدرت چیزی نیست که در دست بعضیها هست و در دست بعضیها نیست. قدرت چیزی است که اجتماع را تولید میکند. دانش، هویت و موقعیت فردی و اجتماعی ما ساخته و پرداخته قدرت است (سلطانی، ۱۳۸۴: ۸۷).
سوژه: آلتوسر۱۵ معتقد است که بازنمودهای ایدئولوژیک، از طریق ساختارهای تحمیلی، درون ما را شکل میدهند و از این طریق انسانهای عینی به سوژهها بدل میشوند؛ یعنی به موجوداتی که خیال میکنند گویی موسس جهان اجتماعیاند (خالقی، ۱۳۸۲: ۲۳۰).

دال مرکزی: معنای نشانههای درون یک گفتمان حول یک نقطه مرکزی به طور جزئی تثبیت میشود. نقطه مرکزی نشانههای برجسته و ممتازی است که نشانههای دیگر در سایه آن نظم پیدا میکنند و به هم مفصلبندی میشوند. نقطه مرکزی به دالهای دیگر معنا میدهد و انسجام معنایی کل گفتمان را حفظ میکند (لاکلا و موف، ۱۹۸۵: ۱۱۲).

طبیعیشدگی: طبیعی شدگی و یا عینیت، به اصول رفتاری و ذهنی اشاره دارد که بر اساس اجماع صورت گرفته و ضرورتاً پس از گذشت زمانی طولانی به صورت عقل سلیم درآمده و به عنوان دا
نش همگانی مورد تایید عموم قرار میگیرد. طبیعیشدگی در گفتمانها به صورت شبکههای معنایی است که بر آن دال مرکزی آن اجماع شده و مفصلبندی معنایی ثابتی را تشکیل داده و تصور ساختارشکنی آن امری بعید و ناممکن به نظر میرسد.

هژمونی: آنتونیوگرامشی۱۶، مارکسیست ایتالیایی هژمونی را به منزله سازماندهی اجماع میدانست. فرآیندهاییکه به واسطهی آنها صورتهای پستتر آگاهی بدون توسل به زور یا خشونت خلق میشوند (برت۱۷، ۱۹۹۱: ۵۴به نقل از فیلیپس و یورگنسن،۲۰۰۲:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *