پایان نامه رایگان روانشناسی: خلاقیت دانش آموزان با نگرشهای فرزند پروری والدین


دانلود پایان نامه

خلاقیت و مقاومت سازمانهای آموزشی[1]

روانشناس مشهور انسانگرا کارل راجرز می گوید ” گرایش ما در آموزش و پرورش ، تبدیل انسانها  به اشخاص همرنگ دیگران و متعبدی است که صرفا تحصیلاتشان تکمیل شده است و نه افرادی که دارای آفرینندگی و آزادی بوده و یا اندیشمندانی اصیل باشند ( موید نیا ، 1384، ص 61). فرض است كه سازمانهای آموزشی می بایست رسالت اصلی برنامه رشد خلاقیت كودكان را به عهده داشته باشند اما عملا چنین نیست حتی برخی از صاحبنظران دیدگاه بدبینانه ای كه موید نقش منفی مدارس در این خصوص است ارائه می دهند . نهاد آموزش وپرورش وظیفه حفظ و تداوم فرهنگ ، اصول ، ارزشها و سنن اجتماعی را به عهده دارد فلذا در تقسیم بندی جزو محافظه كارترین سازمانها محسوب می شود و معمولا تغییرات در برنامه ها نیز به كندی پیش می رود . دلیل این مقاومت روشن است در هر جامعه ای هدفهای آموزش وپرورش ، محتوی و روشهای آن ، از نظام ارزشی حاكم بر جامعه نشات می گیرد ، جامعه نمی تواند به آسانی و مكرر در ارزشهای خود تجدید نظر كند و نسلها را پیوسته در معرض تغییرات ارزشها و رفتارهائی قرار دهد كه درستی یا نادرستی آنها مسجل نبوده و معلوم هم نیست نتایج مثبتی به بار آورد ( یوسفی ، 1375، ص 59). از سوی دیگر آموزش و پرورش نهادی است كه ضرورتا نمی تواند تغییرات و تحولات عصر را نادیده گرفته و راه جدائی بپیماید. بنابراین مدارس و نظامهای آموزشی نیز به منظور پویایی ، هماهنگی و همنوائی با دیگر نهادهای اجتماعی در بخشهای مختلف ناگزیر از تحول ، دگرگونی و نوسازی و نوآوری می باشند ( رخشان ، 1370، ص 23). هیچ كس بطور دقیق نمی داند كه آینده آبستن چیست و یا اینكه در جامعه موج سوم ( عصر انقلاب انفورماتیك[2] ) چه چیزی كارساز است. باید فكر نوسازی ضربتی بنیادی یا ایجاد تحولی انقلابی و سریع در جامعه را ، كه از بالا طرح آن ریخته شده باشد كنار گذاشت . در مقابل ، باید به هزاران تجربه آگاهانه و پراكنده ای اندیشید كه به ما امكان می دهد قبل از آنكه طرحی را در سطح ملی و جهانی پیاده كنیم ، آن را در سطح محدود محلی و ناحیه ای بیازمائیم ( تافلر ، 1980، ص 610). از دیدگاه روانشناسی معلمان تمایل دارند كه نوآوریهایی را كه امنیت شغلی آنان را به مخاطره می افكند رد كنند و از دیدگاه عملی طالب دلایلی هستند كه تئوریهای آموزشی قادر به ارائه آنها نیست و از نطر حرفه ای نیز معلمان تغییرات را به مثابه تجاوز به آنچه در صلاحیت آنهاست می دانند و از اینكه افراد غیر حرفه ای بدون مشاوره و جلب نظر آنان و بدون در نظر داشتن مشكلات احتمالی تغییرات ، تصمیم می گیرند خشمگین می شوند ( توما ، 1369، ص 122).                     مورفی و لین[3] ( 1995) بر این باور هستند برنامه ها و تصمیماتی كه در زمینه تعلیم وتربیت به صورت ابلاغی از سطوح و رده های بالای سازمان و مدیریت به مدرسه ها ابلاغ می شوند( پدرسالاری تکنوکراتیک[4] ) توانائیهای معلمان مدرسه را زایل نموده و مانع از بروز خلاقیت در آنان می شود بنابر این دخالت دادن در تصمیم سازی ، تصمیم گیری و اجراء از مهم ترین عوامل بروز خلاقیت خود معلمان و كمك به شكوفائی استعدادهای دانش آموزان می باشد بقول شواب ( 1984) معلمان بایستی در اتخاذ تصمیماتی كه مربوط به محتوی و روش تدریس است مشاركت نمایند. چراكه فرصت بیان اندیشه و مشاركت در تصمیمات ، موجب خلاقیت و مسئولیت پذیری می گردد (كرت لوین ) . بر اساس اعلام سازمانهای یونسكو و یونیسف ، تجربیات جهانی حاكی از آن است كه اصلاحات از بالا به پائین در آموزش و پرورش با كندی و تاخیر به سطوح پائین انتقال می یابد و نهایتا نیز منجر به ایجاد تغییرات مطلوب نمی شود . به زعم لانتبرگ و اورنستین مداخله در برآوردن نیاز ، ترس از ناشناخته ها ، تهدیدات نفوذ وقدرت ، كهنگی اطلاعات و مهارت ، ساختار سازمانی ، محدودیت منابع ، تعهدات و الزامات از جمله عوامل مقاومت سازمانهای آموزشی در برابر تغییرات هستند. در ایران عواملی مانند معیوب بودن نظام مدیریت عمومی ،  برجسته بودن ملاحظات سیاسی ، محافظه كاری و ارزشی بودن جامعه و از همه مهم تر روشهای آموزشی سنتی مزید برعلت است . ( غنی زاده ، 1387 ، ص 74- 71).

 

عوامل بازدارنده خلاقیت[5] (کشنده های خلاقیت)[6]

عادات ، دلسردی ،کم رویی و عدم تشویق بموقع ،گل لطیف خلاقیت را می خشکاند(ازبورن،1963).آبراهام مازلو روانشناس بزرگ انسانگرا معتقد است خلاقیت و نوآوری توانائی بالقوه ای است كه بدو تولد در همه انسانها به ودیعه گذاشته شده است اما اكثر آنان در جریان فرهنگ پذیری خود آنرا از دست می دهند( توران نژاد ، 1378 ص 22). بنابراین شرائط بیرونی در شکوفائی یا خاموشی قوه تخیل و خلاقیت بسیار مهم خواهد بود. سوال اساسی ما این است تا چه اندازه  محیط( مدرسه، خانواده، اداره ، کارخانه و… ) ظرفیت تحمل و بروز ایده ها ، افکار و شیوه های  نو را دارند؟ بنظر میرسد محیط  به ویژه در جوامع  سنتی و عقب مانده بیشتر به ادامه  شیوه های موجود و تعریف شده تمایل دارند.اغلب مربیان در آموزش کودکان بیشتر به انتقال مفاهیم و ایجاد مهارتهای معین شده  در قالب کتابها و برنامه درسی توجه دارند. ارائه پاسخ کامل دانش آموزان مطابق چیزی که در کتاب آمده است کمال مطلوب است هرگونه پاسخ  و ارائه راه حل جدید مسئله هرچند صحیح و موثر که مغایر باالگو باشد ممکن است  باواکنش نامناسب ، طعن و اعتراض معلم مواجه شود . در سیستم ارزیابی مدارس بیشتر یک پاسخ درست  ، آنهم درهمان قالب  تعیین شده قابل قبول تلقی می شود. در نظام رایج آموزش و پرورش سنتی اگر انجام تکلیف درس نقاشی بیشترین شباهت را به مدل ارائه شده داشته باشد مطلوب است  نتیجه این شیوه ، چیزی نخواهد بود مگر تقلید. دراین حالت ما با هیچگونه گرایش و رفتار خلاقانه ای روبرو نیستیم  .

رضایت معلم به آوردن تخم مرغ ، كره ، ماست و پنیر درزمان نه چندان قدیم( برخی مناطق روستائی )به جای کاردستی  واقعا  تاسف آور بوده است . پرداختن به دروس دیگر یا ورزش در ساعت انشاء حقیقتا زیانبار است غافل از اینکه دروس کاردستی ، انشاء و نقاشی بیشترین فرصت بروز خلاقیت کودکان را فراهم می آورد اهمیت این دروس به هیچ وجه کمتر از ریاضی و فیزیک نباید باشد. ما و مربیان هرگز اثر ، سرور و هیجان سازنده  نقاشی آزاد را درک نمی کنیم . در بهترین حالت هرگز نقاشی از روی مدل ، ارزش خط خطی کردن و خلق اثر کم مایه توسط  خود کودک  را ندارد . هیچ چیز به انداز پیش داوری منفی و قضاوت نادرست در مورد ارزش کار و آینده  فرد اثر مخرب  ندارد .  وقتی که  ایده و نتیجه کار کودک را بصورت تحقیرآمیز به باد انتقاد میگیریم و بدتر از آن  آینده وی را تاریک و مبهم  جلوه میدهیم ، بی شک  تیشه به ریشه نهال خلاقیت او می زنیم . با این وضع معلوم نیست آینده  تو چه خواهد شد ؟  از تو چیزی ساخته نیست . این افکار و کارها ی مسخره را رها کن و… نمونه هائی از پیش داوریهای منفی در مورد افراد خلاق است . جالب این است بدانیم افراد خلاق اصولا میل ندارند کارها و ایده های آنان مورد قضاوت و ارزیابی قرار گیرد حالا چه برسد به اینکه  درمعرض انتقاد بی رحمانه و قضاوت ناصیح هم قرار گیرند.

یاردلی و بولن[7] براین باورند افرادخلاق دارای انگیزه درونی ، قدرت تمركز ، ظرفیت تحمل دشواری ، احساس امنیت ، اعتماد به نفس ، سلامتی روانی ، پذیرش محیطی و … هستند( سیدعامری ، 1381، ص 107).انسان به موازات رشد سنی و شكل گیری عادات دچار محافظه كاری شده و چه بسا دچار جمود فكری نیز می گردد و این حالتها مانع بروز خلاقیت هستند . از آنجائیکه  ملاك موفقیت در سیستم آموزش و پرورش موجود مبتنی بر ارزیابی  است لاجرم چنین وضعی تا حدودی درجهت محدودیت رشد توانائیهای خلاقانه عمل میکند . عامه مردم  و حتی متخصصین ، پاداش را عامل آشکار تقویت رفتار تلقی می نمایند.اما در مورد افراد خلاق  پاداش  فاقد چنین  خاصیت آشکاری است . علت اساسی خلاقیت این قبیل افراد ،  تقویت کننده های درونی است وجود یک گرایش و انگیزه بسیار قوی  درونی ویژگی مشترک خلاقان است.آنان به خاطر دریافت و یا رسیدن به پاداش بیرونی خاصی برانگیخته نمی شوند بنابراین نباید ارزش و خاستگاه کار افراد خلاق را به ترازوی اجر و پاداش بسنجیم .

الیوت یکی از برنده گان جایزه ادبی نوبل پس از دریافت جایزه ، دچار افسردگی شده و در پاسخ  دوستی که به وی  تبریک  گفته بود اظهار داشت “این جایزه  برای من در واقع زود بود  این در واقع به معنی مرگ و تشییع جنازه است هیچ کس پس از دریافت این جایزه نتوانسته است کاری انجام دهد”. می گویند داستایوسکی  نویسنده مشهور روسی پس از دریافت یک جایزه بزرگ دچار فلج شد و از تعلق جایزه به خود اظهار نارضایتی کرد. داستان سرنوشت  فردوسی شاعر حماسه سرای ایران که خالق یک اثر بی نظیر ادبی در جهان است نیز چنین بوده است  او سالیان دراز عمر خود را صرف خلق اثر شگرف ادبی شاهنامه کرده و آنرا به حاکم وقت سلطان محمود غزنوی اهداء  نمود سلطان درعوض هدایای مختصری به فردوسی فرستاد شاعراز این پاسخ رنجور و متاسف شد تصوراو تکریم و تعظیم  و شاید کاروانی از هدایا  وتحف بود. البته که این نتیجه نمی توانست روحیه خلاق و انگیزه شگرف درونی شاعر بزرگ را راضی نماید.

رقابت نیز چون پیش داوری و پاداش  کارکرد مثبتی در جهت رشد خلاقیت ندارند افراد مستعد بیشتر توفیقات خود را در مسیر رقابتهای فشرده بدست می آورند اما در مورد افراد خلاق چنین اتفاقی نمی افتد.از آنجائیکه رقابت الزامات در معرض ارزیابی قرار گرفتن و پاداش را در پی داشته و این عوامل ارزش تقویت کننده در رفتار آنان ندارد بنابراین برخلاف افراد معمولی و مستعد، نتیجه کار خلاقان ارتباط  مثبت و سازنده ای بارقابت ندارد . از طریق بوجود آوردن محیطی كه پذیرای اندیشه های نو باشد، ترغیب افراد به لمس ،كنكاش در محیط برای تفكر جدید ، صرف وقت برای تشویق و آموزش افراد برای كسب دانش و علم مورد نیاز رشته خاص فرد می توان به خلاقیت دست یافت . استفاده از محركهای غنی محیطی به روش غیر شفاهی ، استفاده از طرح آموزش گروههای كوچك می تواند به بروز خلاقیت كمك نماید … متخصصین آموزش منحصر به فرد و برنامه های انعطاف پذیر را پیشنهاد می نمایند . بوجود آوردن محیطی متغییر و متحول به عنوان عامل بیرونی در پیشبرد خلاقیت الزامی       می باشد(چانك ، 2000، ص 27 ).

محدود کردن فعالیتها واعمال انضباط  شدید بصورت جلوگیری از فعالیتهای آزادانه  یکی از کشنده های خلاقیت شمرده می شود تاحد امکان بر والدین ، مربیان  و مدیران فرض است  شرائط  فعالیت آزادانه افراد وارائه ایده های نو را بوجود آورند  ایجاد سیستم ارائه پیشنهادات سازنده و موثر کارکنان در ادارات که طی سالهای اخیر در ایران رایج شده است سیاست خوبی در این راستا به شمار می آید . محتوی آموزشی  دروسی چون نقاشی ، کاردستی ، انشاء و… هرچه بیشتر و سایر دروس  حدالامکان باید دارای فضای آزادانه و مبتنی بر پذیرش پاسخهای درست  گوناگون باشد نه صرفا پاسخ واحد و قالبی . در جایی كه از همه انتظار می رود كاری را دقیقا به یك روش یكسان و همزمان انجام دهند ، خلاقیت و خودگردانی نمی تواند پیشرفت كند ( هارتلی ، 1988 ،ص 209). کشیدن نقاشی و نوشتن انشاء از روی مدل  یا راهنما با عناوین تکراری مثل ترسیم لاله و خرگوش خوابیده و موضوعاتی چون فصل بهار را تعریف کنید، یا علم بهتر است یا ثروت ؟ آنهم با  پاسخهای قالبی از قبل تعیین شده  چگونه     می تواند  توانائی خلاقیت کودکان را رشد دهد ؟ در پاسخ سوال علم بهتر است یا ثروت اساسا ما را به لیست کردن مزایای علم و نفی  نتایج مثبت احتمالی ثروت سوق میدهند در حالیکه درحد وسط  همین مطلوبیت صرف و مطرود بون صرف  هزاران فرض و پاسخ  قابل قبول وجود دارد .

فشار هم کلاسی ها از عوامل مهم  دیگر در تضعیف  توانائی خلاقیت کودکان شمرده می شود. مدیران و مربیان و شاید بتوان گفت نظامهای آموزش و پرورش، وجود دوجینی از کودکان تقریبا  مشابه از نظر توانائی و علائق را بیشتر ترجیح  میدهند برنامه ریزی، ارزیابی و قضاوت  عمومی در موسسات آموزشی  در کل مشتمل برفرض توانائی متوسط افراد است. هر دانش آموز متفاوت با دیگران بویژه از نظر داشتن توانائی خلاقیت  عامل تنش  شمرده  می شود. اولیاء مدرسه و هم کلاسی ها  دوست دارند دانش آموزان یک دستی وجود داشته باشد با این حساب کودکان خلاق برای تطابق[8] از یک طرف و برای بروز خلاقیت خود از طرف دیگر در معرض فشار قرار میگیرند نصیحت  قدیمی که ” دیگران چطور توهم یکی ” و ” خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو ” و… نمونه ای از گرایشات عمومی در جهت  تحدید  خلاقیت شمرده می شود.  در حالیکه بقول اشتاینر هدف تربیت رها كردن فرد از همنوایی و همرنگی است . بطور خلاصه عوامل زیربعنوان عوامل کشنده فردی واجتماعی خلاقیت در محیطهای آموزش و کار شمرده می شود:

1- پیش داوری  و مورد ارزیابی قرار گرفتن 2- ایجاد تصور منفی از توانائیهای فرد 3-  فقدان پاداش و تشویق دیگران 4-رقابت 5- محدود کردن 6- فشار هم کلاسی ها7- عادات قبلی 8 – یاس و عدم اعتماد به نفس 9 – خجالتی بودن10- عدم انعطاف پذیری11- محافظه كاری12- تمایل به همرنگی13- بی تحملی در برابر ابهام و تضاد 14- نداشتن پیچیدگی ذهنی برای حل مسائل15- ترس از شكست  16- ناتوانی در سازگاری با محیط  17–وابستگی و نداشتن استقلال 18- نداشتن قدرت ریسك كردن    19- نداشتن سلامت روانی و ثبات عاطفی 20- فقدان روحیه كنجكاوی 21- فقدان قدرت تاثیرگذاری بر دیگران  22 – كلی نگری 23- نداشتن روحیه انتقاد 24- ترسو بودن   25- سردی عاطفی و شوخ طبع نبودن 26- تكلف در رفتار     27- محتاط بودن28- فرار ازمسئولیت و… (پیر خایفی ، 1377، ص 14و 13)و( كولدری رو ، 2001، ص 8).

 

 

 

 

تاثیرات فرهنگ[9] و محیط[10] برخلاقیت

وراثت فرآیندی است كه به وسیله آن مشخصات جسمانی معینی مثل رنگ پوست به شیوه بیولوژیكی از والدین به كودك منتقل می شود بر این اساس خیلی از ما شبیه پدر و مادر خود هستیم . تحقیقات انجام شده در مورد دوقلوهای یكسان كه دارای ژنهای مشابه هستند نشان داده كه آنها از نظر شخصیتی نیز مشابهت دارند. تشابه خصوصیات فكری ، احساسی و روانی دو قلوهای یكسانی كه از بدو تولد در محیطهای متفاوت رشد می یابند دلیل محكمی بر تاثیر توارث در شخصیت افراد است هرچند در این گونه موارد ، محیط دارای نقش اساسی است (بنی جمالی و احدی ،‌1370ص 14 ). اینكه خلاقیت ریشه های ارثی و ذاتی نیز دارد فرض مسلم است اثر وراتت در پیدایش نیروی ابتكار قابل انكار نیست . افراد بی شماری وجود دارند كه در محیطهای مساعد پرورش یافته اند ولی همه آنها موجد اندیشه و فكر نو نشده اند. با آنکه عامل توارث پیدایش استعداد خلاقیت را در افراد ممکن        می سازد معذالک بروز و رشد این استعداد  تحت تاثیر عوامل محیطی است ( جان ، 1997). محیط مساعد چه در زمینه جغرافیایی و چه از لحاظ اجتماعی و فرهنگی در رشد و پرورش قوه ابتکار تاثیر فراوان دارد . عوامل محیطی نه تنها سبب پرورش استعدادها ی مختلف افراد می شود بلکه موجباتی برای تحریک و تشویق افراد به خلق   اندیشه ها را فراهم می سازد . در اجتماعاتی که رشد فردی و رفاه اجتماعی از طریق روش علمی در یک وضع رضایت آمیزی به وجود می آید . معمولا مجال پرورش افکار و خلق اندیشه های تازه بیشتری فراهم می شود       ( گراو ، 1998). برخوردها و نیازهای فرهنگی در شكل گیری رفتار هر فرد ، تاثیر بسزائی دارد . انسانها با تقلیداز رفتار اطرافیان و متاثر از فرآیندهایی كه تشویق و تقویت می شوند، ارزشهای اجتماعی جامعه و طبقه اقتصادی را با زندگی خود درمی آمیزند . والدین به محض تولد نوزاد ، فرآیند اجتماعی كردن وی را آغاز می كنند . مطالعات نشان داده است تفاوتهای رفتاری بین دو جنس كه قبلا ارثی شمرده می شد ، بیشتر محصول اجتماع است . والدین تكیه كلام ها ، روشها ، پیش بینی های اجتماعی و نحوه نگرش خود را به كودكانشان منتقل می كنند و كودك نیز آنها را پس از جذب به صورت بخشی از خصوصیات خود درمی آورند (بنی جمالی و احدی ، 1370 ، ص 16). كودكان پرورش یافته در محیطهای هوشمند و حساس كه پیچیده و مملو از انگیزشهای مختلف است ، احتمالا مجموعه متفاوتی از مهارتها را كسب خواهند كرد . یك محیط زیرك تر و باهوش تر احتمالا انسانهای باهوش تر و زیرك تری پرورش خواهد داد ( تافلر، 1980، ص 241). ٍ

ادوارد دوبونو (1992) معتقد است در پاسخ به این پرسش كه چرا ما به اندازه كافی توجه جدی به موضوع خلاقیت نكرده ایم دلایل بسیاری وجود دارد . اولین و در عین حال قوی ترین دلیل این است كه هر تفكر خلاق و ارزشمندی ، همواره باید در مرحله ی بازنگری ، منطقی و قابل حصول جلوه كند . دفاع و تحقق چنین ایده ای ساده خواهد بود.  در غیر این صورت ارزش آن شناخته نشده و چه بسا  سركوب نیز بشود متاسفانه چنین واقعیت تلخ و درعین حال غلط ، ماهیت فرهنگی دارد كه باعث بی اعتنائی همگان ، حتی پژوهشگران به خلاقیت می گردد بیش از 95درصد پژوهشگران دنیا اینگونه می اندیشند ( قاسمی ، 1386، ص 12).

ابراهام مازلو[11] اشاره زیبائی به نقش فرهنک و اجتماع در پرورش خلاقیت دارد ” همه انسانها از بدو تولد دارای توانائی بالقوه خلاقیت هستند اما اکثر انسانها این خصیصه را در جریان فرهنگ پذیری از دست می دهند( مویدنیا ، 1384، ص 39) مصادیق بارز عوامل محیطی و فرهنگی ، خانواده ، والدین ، مدرسه و مربیان هستند . میل طبیعی خانواده ها و سازمانها به رفتار پذیرفته شده و محافظه کاری است یعنی شرایطی که مقاومت جدی در برابر تغییرات وجود دارد . بدون شك تخیل و خلاقیت ابتداء در خانواده پایه ریزی می شود اگر خانواده فرصت های لازم را برای سوال كردن ، كنجكاوی و كشف محیط به كودكان بدهد و هرگز آنها را تنبیه نكند ، زمینه را برای رشد خلاقیت فراهم می كنند . تنبیه و تهدیدهای مكرر ، آفت خلاقیت های ذهن است . فرزندان خلاق در خانه به آرامش روانی ، اطمینان خاطر و اعتماد به نفس قوی احتیاج دارند هرچند شواهد پژوهشی كافی نیست . اما برخی تحقیقات نشان می دهد كه والدین كودكان خلاق در رفتار خود هماهنگی بیشتری نشان می دهند ، كودكان خود را آنگونه كه هستند قبول دارند و آنها را به كنجكاوی در باره اشیاء و امور تشویق می كنند و كودكان خود را در انتخاب موضوعات مورد علاقه آزاد می گذارند كارها و برنامه های آنان را تحت نظر دارند و پیگیری می كنند.      ( سایت اینترنتی فكرنو ، ص 4) .

تكالیف درسی ، ‌تاكید بر محفوظات ، توجه به تفاوتهای فردی و ویژگیهای كودكان ، رفتار معلم ، جو مدرسه و… از جمله عوامل تاثیر گذار بر پرورش و یا سركوبی خلاقیت كودكان هستند . تعارض نقش ها نیز یکی از عوامل مهم محافظه کاری و ناکارآمدی مدارس در ایجاد تغییرات خلاقانه است. از طرفی نظام آموزش و پرورش وظیفه حفظ و تداوم فرهنگ ، اصول ، ارزشها و سنن اجتماعی را به عهده دارند. براین اساس که مدارس از جمله سازمانهای محافظه کار محسوب می شوند و از طرفی همه انتظار دارند مبانی رویکردهای خلاقانه  و تغییرات از آموزش و پرورش شروع شود طبیعی است این وضع ، شرائط تعارض ایجاد کرده و کار برنامه ریزان و مجریان را سخت تر می کند. اگر مدیران و مربیان از این میان راههای متعادل را بیابند در واقع دست به کار هنرمندانه ای      زده اند.

حمایت و یا نفی اساس خلاقیت و یا ترویج شکل فردی و اجتماعی آن و همچنین رویکرد خلاقیت های کوچک و بزرگ ، همه ریشه در فرهنگ ملل دارد.  مثلا فرهنگ غربی خلاقیتهای بزرگ و جهشی را حمایت می کند طرفداری از ارزشهای اجتماعی مثل آزادی ، فردیت ، پیشرفت گرایی بعنوان حمایت از خلاقیت تلقی و عواملی چون ابتکار ، سیالی ، انعطاف و بسط که شالوده نظریه تورنس را شامل است مبانی آنرا تشکیل می دهد( حسن زاده ، 1383، ص 22) . در حالیکه فرهنگ ژاپنی از برداشته شدن قدمهای کوچک در این خصوص بیشتر راضی         می شود . فرهنگ عمومی ایالات متحده آمریکا و ایتالیا ، بیشتر به کار گروهی اهمیت میدهند. اما در کشوری مثل انگلستان ، سنت کار بیشتر متکی بر ابتکار فردی است . شرکت M.I.T.I ژاپن طی مطالعه ی در باره ارتباط فرهنگ با خلاقیت متوجه شد که 51 % از مهم ترین پیشرفتهای علمی قرن 20 ، در انگلستان پا گرفته اند در حالیکه با وجود برنامه ریزی و سرمایه گذاریهای کلان ، تنها 21 در صد چنین پیشرفتهایی مربوط به آمریکاست     ( قاسمی ، 1386، ص 82). همسالان و بزرگترها بعنوان بخشی از محیط رشد کودکان تاثیر شگرفی در بروز خلاقیت ، بویژه شکل گیری اولیه آن دارند روزالیند[12]( 2002) معتقد است بذرهای عقاید و ایده های ابتکاری و نو ، اغلب از تعاملات با همسالان و بزرگترها بوجود می آید ( حسن زاده ، 1383، ص 1).

[1] – Resistance of educational organizations

[2] – Informatic Revolution

[3] – Morphy & Lyen

[4] – Technocratic patriarchy

[5] – Creativity inhibitor factors

[6] – Creative lethals

[7] – Yardly & Bolen

[8] -Adobtation

[9] – Culture effects

[10] – Environment

[11] – Abrahm Maslaw

[12] – Rosalind

این تکه ای از پایان نامه رایگان کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان بررسی خلاقیت دانش آموزان با نگرشهای فرزند پروری والدین در مدارس مقطع راهنمائی 140صفحه می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های جدید کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک زیر را هم ببینید :

قسمت اول لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  176 پایان نامه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *