پایان نامه درباره طلاق


دانلود پایان نامه

تعالى آمرزش گناهان خود را می‌طلبیدند. به محروم کمک می‌کردند.۵۹۸
۴ـ ۷ـ‌۲ـ ۳ امنیت در قیامت
﴿بَلى‏ مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلَّهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ﴾۵۹۹
خداوند گفتار آنان- یهود و نصارى- را رد نموده و می‌فرماید: آرى کسى که خالص گرداند خویش را براى خدا،۶۰۰ در حالى که او نیکوکار باشد یعنى در کردار خود و برخى گفته‏اند: معناى «احسان» در این‌ جا ایمان است. و بعضى گفته‏اند: معناى آن «اخلاص» است. مراد به ایمان تسلیم شدن در برابر خداست و مراد به احسان عمل صالح است. ۶۰۱ براى او پاداش کردارش نزد خدا ثابت است. بیم و غصه‏اى براى آن‌ها نیست.۶۰۲
آیه ای دیگر در مورد امنیت در قیامت:
﴿مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ یَوْمَئِذٍ آمِنُونَ﴾۶۰۳
کسى که عمل نیک کند جزایى دارد بهتر از آن عمل نیک، چون عمل هر چه باشد مقدمه است براى مزد و جزاء، کسى با خود عمل کارى ندارد، هر عملى را انجام مى‏دهد براى نتیجه و اثر آن است، غرض و غایت هر عملى از مقدمه بهتر است.۶۰۴ پس ایشان که خصلت حسنه از آن‌ها صادر شده از هول و ترس روز عظیم قیامت ایمنند.۶۰۵
حضرت علی علیه السلام در مورد این حسنه می‌فرمایند:
«الحسنه حبّنا اهل البیت و السّیّئه بغضنا» حسنه دوستى ماست که اهل بیتیم، و سیّئه دشمنى ماست.۶۰۶ بالغ بر ۱۵ حدیث از پیغمبر و امیر المؤمنین و حضرت صادق علیهم السلام تفسیر فرمودند به ولایت و حب اهل بیت و سیئه را به انکار ولایت و بغض اهل بیت و اخبار وارده در تفاسیر به نوعی بیان مصداق اتم می‌کند و منافى با عموم و اطلاق آیه نیست بنابراین مى‏گوییم الف و لام حسنه، الف و لام جنس است و شامل جمیع حسنات می‌شود.۶۰۷
۴ـ‌۷ـ‌۲ـ‌۴ دچار ذلت نشدن
﴿لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى‏ وَ زِیادَهٌ وَ لا یَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّهٌ أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَنَّهِ هُمْ فِیها خالِدُونَ﴾۶۰۸
کلمه “حسنى” مؤنث کلمه “احسن” است، و منظور از آن مثوبت و پاداش حسنى است، و منظور از زیادت، زیادت استحقاقى است، به این معنا: کسانى که عمل نیک مى‏کنند مستحق دو نوع پاداش مى‏شوند، یکى پاداشى برابر عملشان و یکى پاداشى زائد بر آن. این جزاء را حق بنده نیکوکار قرار مى‏دهد، و آن گاه خود او این جزاء را مضاعف و چند برابر نموده، آن چند برابر را نیز حق بنده نیکوکار مى‏سازد و در امثال آیه ﴿مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها﴾ ۶۰۹ مى‏فرماید این پاداش چند برابر حق او است، این جا است که ما از جمله ﴿لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا الْحُسْنى﴾‏ استحقاق را مى‏فهمیم، و مى‏پنداریم جزاى حسناى حسنه و هم‌چنین زیادت بر مقدار حسنه و یا به عبارتى، ده برابر آن، حق بنده است. در حالی که از آیه زیر مى‏فهمیم هم جزاء، هم زیادت آن از فضل الهى است: ﴿فَأَمَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ فَیُوَفِّیهِمْ أُجُورَهُمْ وَ یَزِیدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ﴾۶۱۰
کلمه” الرهق”- با دو فتحه- به معناى پیوستن و فرا گرفتن است. کلمه” قتر” به معناى دود و یا غبار سیاه رنگ است. اگر اهل بهشت را توصیف کرده به این که: «چهره‏هایشان را قتر و ذلت فرا نمى‏گیرد» ، بدین جهت است که قتر و ذلت وصف اهل دوزخ است، که گرفتار قتر یعنى سیاهى صورت و ذلت یعنى سیاهى معنوى مى‏شوند، و در آیه بعد در باره اهل دوزخ مى‏فرماید: ﴿تَرْهَقُهُمْ ذِلَّهٌ﴾ .
و معناى آیه این است: «کسانى که در دنیا کار نیک و احسان مى‏کنند، در آخرت مثوبت حسنى دارند، به اضافه زیادتى از فضل خدا، و یا معناى آن این است: کسانى که در دنیا کار نیک و احسان مى‏کنند عاقبتى حسنى دارند، به اضافه زیادتى که به عقلشان تصور نمى‏شود و صورت‌ هاى آنان را غبار سیاهى فرا نمى‏گیرد، و دل هایشان دچار ذلت نمی شود، و اینان اصحاب بهشت و در آن جاودانند.»۶۱۱
۴ـ ۷ـ ۲ـ‌۵ جاودانگی در بهشت
﴿فَأَثابَهُمُ اللَّهُ بِما قالُوا جَنَّاتٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدِینَ فِیها وَ ذلِکَ جَزاءُ الْمُحْسِنِینَ﴾۶۱۲
کلبى گوید: یعنى خداوند پاداش توحید آن‌ها را مى‏دهد. بنا براین، پاداش به صرف گفتار، تعلق گرفته است، زیرا از آیات پیش معلوم شد که آن‌ها در گفتار خویش، اخلاص داشتند، یعنى آن چه بر زبان مى‏آوردند، از روى معرفت بود. گریه آن‌ ها نیز نشان مى‏داد که: در برابر اسلام و قرآن، حالت شیفتگى و دلباختگى پیدا کرده‏اند. ایمان حقیقى همین است. بنا براین مقصود این است که: آن‌ها سؤال بهشت کردند و خداوند مسألت آن ‌ها را اجابت فرمود. کلبى گوید: یعنى این است جزاى مؤمنان. ابن عباس گوید: یعنى یکتا پرستان.۶۱۳ مراد از این محسن مؤمن است چنان که گفت ﴿هل جزاء الاحسان الاحسان﴾، یعنی:«هل جزاء التوحید الا الجنّه»۶۱۴
درآیه ۲۶ سوره مبارکه یونس نیز به جاودانگی نیکوکاران در بهشت، اشاره شده است.
۴ـ‌۷ـ‌۲ـ‌۶ یافتن در نزد پروردگار
در عبارت ﴿عند ربهم﴾ دو نکته گنجانده شده، یکی این که محسنین نزد پروردگارشان هستند و در جوار او زیست می‌کنند، و هم هر آن‌ چه بخواهند در نزد پروردگارشان بیابند.
﴿لَهُمْ ما یَشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ ذلِکَ جَزاءُ الْمُحْسِنینَ﴾۶۱۵
این آیه پاداشى را که متقین نزد پروردگارشان دارند، بیان مى‏کند، و آن عبارت است از این‌ که ایشان هر چه که خواستشان بدان تعلق گیرد در اختیار دارند، پس سرمایه در بهشت تنها خواستن است که سبب تامى است براى بدست آمدن آن‌ چه مورد خواست واقع شود، حال هر چه مى‏خواهد باشد، به خلاف دنیا که بدست آوردن چیزى از مقاصد دنیا، علاوه بر خواستن، احتیاج به عوامل و اسباب بسیار دارد که یکى از آن‌ها سعى و عمل با استمداد از تعاون اجتماعى است.
پس آیه شریفه اولا دلالت دارد بر این‌ که متقین در دار قرب و جوار رب العالمین هستند، و ثانیا هر چه بخواهند در اختیار دارند، پس این دو پاداش متقین است که عبارتند از؛ نیکوکاران. پس علت تامه این اجرشان همان احسانشان است، و همین نکته سبب شد که به جاى ضمیر ﴿ذلک جزاؤهم﴾ اسم ظاهر بیاورد و بر خلاف مقتضاى ظاهر بفرماید ﴿ذلِکَ جَزاءُ الْمُحْسِنِینَ﴾۶۱۶
۴ـ‌۷ـ۲ـ ۷ سلام خدا بر آنان
﴿سَلامٌ عَلى‏ نُوحٍ فِی الْعالَمینَ إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنینَ﴾۶۱۷
این سلامى که خداى تعالى به نوح علیه السلام داده تا روز قیامت، خود تهنیتى است مبارک و طیب که خداى تعالى از ناحیه تمامى امت‏هاى بشرى که در اثر مجاهدت‌ها و دعوت نوح، از اعتقادات صحیح و اعمال صالح برخوردار شده‏اند، به نوح داده است. آرى آن جناب اولین کسى است که در بین بشر به دعوت توحید و مبارزه علیه شرک و آثار شرک که همان اعمال زشت است قیام نمود، و در این راه شدیدترین رنج‏ها و محنت‏ها را تحمل کرد، آن‌ هم نه یک سال و دو سال بلکه نزدیک به هزار سال، آن ‌هم نه با کمک کسى، بلکه خودش به تنهایى.
پس آن جناب به تنهایى در هر خیر و صلاحى که در بشریت تا روز قیامت رخ بدهد سهیم و شریک است. و در کلام خداى تعالى چنین سلامى به احدى داده نشده که این قدر وسیع باشد.
﴿إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ﴾ این جمله منتى را که خدا بر نوح علیه السلام نهاده و کرامتى که به وى کرده- از آن جمله این‌که ندایش را اجابت نمود و او و اهلش را از کرب عظیم نجات داد و ذریه‏اش را در قرون بعد باقى نگه‌داشت و آثارش را در قرون بعد از خودش حفظ کرد و درودى که تا روز قیامت از ناحیه فرد فرد بشر صالح به وى فرستاده تعلیل مى‏کند. و اگر پاداش او را به پاداش محسنین و نیکوکاران تشبیه کرده این تشبیه تنها در اصل پاداش است نه در خصوصیات مى‏خواهد بفرماید: همانطور که به همه نیکوکاران پاداش مى‏دهیم به نوح نیز پاداش دادیم و نمى‏خواهد بفرماید: به همه نیکوکاران همین پاداش را که به نوح دادیم مى‏دهیم.۶۱۸
و آیاتی دیگر هم‌چون:
﴿سَلامٌ عَلى‏ إِبْراهیمَ﴾ ﴿ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنینَ﴾۶۱۹
﴿سَلامٌ عَلى‏ مُوسى‏ وَ هارُونَ﴾ ﴿إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنینَ﴾۶۲۰
﴿سلامٌ عَلى‏ إِلْ‏یاسینَ﴾ ﴿إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنینَ﴾۶۲۱
۴ـ ۷ـ ۲ـ‌۸ دارای أجر عظیم
﴿وَ إِنْ کُنْتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الدَّارَ الْآخِرَهَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِناتِ مِنْکُنَّ أَجْراً عَظیماً﴾۶۲۲
اگر بقا نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و همسرى او را اختیار کردید، و بر تنگى زندگى صبر نمودید، خداوند برایتان اجرى عظیم آماده کرده، اما به شرطى که نیکو کار باشید، و خلاصه علاوه بر این گزینش، یعنى گزینش خدا و رسول و خانه آخرت، در عمل هم نیکو کار باشید، چه اگر به صرف این گزینش اکتفا نموده و در عمل نیکوکار نباشید، هم در دنیا زیانکار شده‏اید و از لذائذ آن محروم مانده‏اید، و هم در آخرت، و هر دو را از دست داده‏اید.۶۲۳
آیه بعدی:
﴿الَّذینَ اسْتَجابُوا لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذینَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظیمٌ﴾۶۲۴
در این جمله وعده را منحصر کرده به بعضى از کسانى که خدا و رسول را اجابت کردند و این به خاطر آن است که اجابت دعوت یک عمل ظاهرى است، ممکن است مطابق با واقع هم باشد و ممکن است نباشد، علامت مطابقتش با واقع احسان و تقوا است، که اجر عظیم هم دایر مدار همین دو است و این خود مراقبت عجیب قرآن در بیانات خود را مى‏رساند و به ما مى‏فهماند که خداى تعالى چقدر مراقب کلمات و بیانات خویش است، در عین این‌که مطلب این‌ جا را بیان مى‏کند، مراقب است که مبادا بیانش با سایر معارفش ناسازگار باشد، آرى و از این ‌جا روشن مى‏شود که همه اجابت کنندگان در این داستان واقعیت نداشته‏اند، بلکه در بینشان کسانى بوده‏اند که اجابتشان به مصلحت روزگار بوده، چون نشانی‌‌هاى اجابت باطنى را که احسان و تقوا است نداشته‏اند، تا مستحق اجر عظیم خداى سبحان بشوند و چه بسا گفته باشند که کلمه:” من” در جمله مورد بحث تبعیضى نیست، و نمى‏خواهد بفرماید بعضى از آنان احسان و تقوا داشته‏اند و در نتیجه اجرى عظیم دارند، بلکه بیانیه است، و مى‏خواهد بفرماید اجابت کنندگان که همان ﴿لِلَّذِینَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا﴾ بوده باشند اجرى عظیم دارند.۶۲۵
۴ـ۷ـ۲ـ۹ نتیجه گیری
هر کس به مقام محسنین رسد، ناگزیر، از جزایی که در این مجرا جاری است بهره مند می‌گردد. با توجه به آن چه در مورد ویژگی های محسنین گفته شد، ایشان هم از جزا و پاداشی در خور این مقام بر خوردار خواهند شد. البته قسمتی از این پاداش در این دنیا به محسنین داده می‌شود، هم چون

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *