پایان نامه درباره روابط معنایی، قرآن کریم، معناشناسی، تفسیر موضوعی


دانلود پایان نامه

همین پاداش را که به نوح دادیم مى‏دهیم.
﴿إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِینَ﴾۶۴۶ این جمله نیکوکارى نوح علیه السلام را که از جمله قبلى استفاده مى‏شد تعلیل مى‏کند که چگونه نوح از نیکوکاران بود، مى‏فرماید: براى این که از بندگان مؤمن ما بود. آرى نوح علیه السلام خداى عز و جل را به حقیقت بندگى، بندگى کرد. او غیر از آن چه خدا مى‏خواست نمى‏خواست، و غیر از آن چه خدا دستور داده بود نمى‏کرد. و نیز براى این که آن جناب از مؤمنین حقیقى بود. از اعتقادات، غیر از آن چه که حق بود معتقد نبود، و این اعتقاد به حق در تمامى ارکان وجودش جریان داشت، و کسى که چنین باشد غیر از حسن و نیکویى از او عملى سرنمى‏زند. پس او از نیکوکاران است.۶۴۷
۴ـ ۸ـ ۳ـ ۲ حضرت ابراهیم علیه السلام
﴿سَلامٌ عَلى‏ إِبْراهیمَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنینَ﴾۶۴۸
سلام در این آیه، تحیت خداوند بر ابراهیم علیه السلام است و برای بزرگداشت او لفظ سلام نکره آورده شده است. به قولی ، این سلام، امانی برای ابراهیم است که در همه زمین جز به نیکی یاد نشود. احسان، آوردن عمل صالح از سر یقین به آخرت است. خداوند، ابراهیم را پس از اقدام به ذبح اسماعیل دوبار به وصف محسن ستوده است.۶۴۹
۴ـ ۸ـ ۳ـ ۳ حضرت موسی و هارون علیهم السلام
﴿سَلامٌ عَلى‏ مُوسى‏ وَ هارُونَ إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنینَ﴾۶۵۰
سلام از خدا بر موسى و هارون که در هموار کردن راه توحید تلاش کردند، چه افتخارى بالاتر از این که بنده خاکى مورد این همه مکرمت ربّ العالمین گردد. لفظ «کذلک» اشاره به نجات، دادن کتاب، بقاء شریعت، سلام و مانند آن‌ها است، منظور مطلق تشبیه در پاداش دادن است نه این که به هر نیکوکار چنان پاداش داده مى‏شود.
﴿إِنَّهُ ما مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِینَ﴾ تعلیل پاداش فوق است یعنى بنده مؤمن بودن مستلزم پاداش خوب است۶۵۱.
۴ـ ۸ـ ۳ـ ۴ حضرت الیاس علیه السلام
﴿سَلامٌ عَلى‏ إِلْ‏یاسینَ إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنینَ﴾۶۵۲
تعبیر به” الیاسین” به جاى ” الیاس” یا به خاطر این است که الیاسین لغتى در واژه ” الیاس” بود، و هر دو به یک معنى است، و یا اشاره به الیاس و پیروان او است که به صورت جمعى آمده است. در مرحله بعدی مى‏فرماید: «ما این گونه نیکوکاران را پاداش مى‏دهیم» ﴿إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ﴾. منظور نیکوکارى و احسان به معنى وسیع کلمه است که عمل به تمام آئین و دستورات او را شامل مى‏شود، سپس مبارزه با هر گونه شرک و انحراف و گناه و فساد. در مرحله آخر ریشه اصلى همه این‌ها که ” ایمان” است طرح مى‏کند و مى‏گوید: ” مسلما او (الیاس) از بندگان مؤمن ماست ” ﴿إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُؤْمِنِینَ﴾”ایمان” و ” عبودیت” سرچشمه احسان، و احسان عامل قرار گرفتن در صف مخلصین است و مشمول سلام خدا شدن.۶۵۳
۴ـ ۸ـ۳ـ۵ نتیجه گیری
خداوند در هر دوره ای عده ای از انسان هایبرجسته را برگزید و با عنایات ویژه خود به کمال رسانید و آنان را در مقام اسوه و سرمشق به مردم معرفی کرد. اسوه به عنوان الگویی است که می‌توان از او پیروی کرد. واژه «اسوه حسنه» در قرآن کریم سه مرتبه، در مورد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و حضرت ابراهیم علیه السلام ذکر شده است. بنابراین خداوند الگوهای نیکویی را معرفی کرده است و تاسی به چنین الگوهایی توسط کسانی که امیدشان به خداست صورت می‌گیرد.
در واقع آن چیزی که تربیت را عینی و حقیقی می‌کند، قبل از بیان نظری، نمونه عملی آن است. بنابراین محسنین دارای مصادیقی هستند که با بررسی آیات این نتیجه بدست می‌آید که انبیای الهی لایق چنین مقامی هستند. پیامبرانی هم چون نوح علیه السلام، را محسن نامید. علت آن را مومن بودن وی ذکر کرده است. چون نوح به غیر از آن چه حق بود را معتقد نبود. بنابراین مستحق سلام الهی شد (صافات/ ۷۹ـ ۸۰). ابراهیم علیه السلام را محسن خواند چون اوامر بزرگ الهی هم چون ذبح اسماعیل و… را انجام داد و تسلیم محض پروردگار بود. پس مستحق سلام الهی شد (صافات/ ۱۰۹ـ ۱۱۰). موسی و هارون علیهم السلام را به عنوان محسنین نام ‌برد. کسانی که در هموار کردن راه توحید تلاش کردند پس مستحق سلام الهی شدند (صافات/ ۱۲۰ـ ۱۲۱). الیاس علیه السلام هم جزو محسنین شمرده شد، به خاطر مبارزه اش با هر گونه شرک و انحراف و… و علت این محسن شدن را مومن بودن او ذکر می‌کند (صافات/ ۱۳۰ـ۱۳۱). پس ایمان و عبودیت سر چشمه احسان است و با محسن شدن مستحق مخلص شدن می‌شود.
با بررسی چهار انبیای بزرگ الهی دیده شد که اینان به خاطر اعتقاد راسخ خود به پروردگار، در مسیر الهی قرار گرفتند و با شرک و گمراهی مبارزه کردند، پس ایمانشان، تایید و مستحق سلام الهی شده و محسن نامیده شدند.
نتیجه گیری
ترسیم شبکه معنایی حسنه در قرآن کریم
معنا‌شناسی به پیدایش معنا و سیر پیشرفت و دگرگونی های آن می‌پردازد و روابط معنایی مختلف را شناسایی و شبکه ای از معانی مرتبط به هم را استخراج می‌کند. معناشناسی به ویژه در تفسیر موضوعی قرآن نقش فراوانی دارد، زیرا این امکان را فراهم می‌کند که روابط معنایی مفاهیم مختلف قرآنی به شیوه ای روشمند استخراج گردد و از این روابط به نظریه ای در مورد بحث رسید.
نکته جالب توجه در این پایان نامه، آن است که مفهوم« حسنه» در قرآن، در ضمن یک شبکه معنایی گسترده دیده شده، که نتیجه آن، رسیدن به «نظام معنایی حسنه در قرآن» است. ویژگی مهم دیگر رهیافت معناشناسانه این پژوهش، آن است که روابط معنایی بین مفاهیم قرآنی بر اساس معیارهای علمی قابل قبولی بر مبنای شناسایی روابطی چون، جانشینی، هم‌نشینی، تضاد و … صورت گرفته است.
حسنه در لغت به معنای نیکی و زیبایی، ضد زشتی و قبح است. حسنه به هرامری اطلاق می‌شود که نیکو شمرده شده باشد.حسنه در اصطلاح به معنای هر نعمت خوشایند و‌‌‌‌‌‌‌ شاد کننده است که به انسان می‌رسد، شامل نعمت دنیا وآخرت هر دو‌ است.
با بررسی مفهوم حسنه با متضاد خود، یعنی سیئه، این مفهوم بدست آمد که؛مفهوم کانونی حسنه «عملی است که مورد رضای خدای سبحان، و در جهت خواست و اراده او باشد»و در مفهوم کانونی سیئه، «هر کار و رفتار بدی که انسان بر خلاف خواست و اراده خداوند انجام ‌دهد» نهفته است. آیات مختلفی که در مورد حسنه و مترادف ها و متضادهای حسنه آمده، این مفهوم را تایید می‌کند. در آیات متعددی دیده شد که مفهوم عمل صالح در کنار حسنه آمده، و عمل صالح، همان کار شایسته برای تقدیم به پیشگاه ربوبی است، و چنین عملی در واقع حسنه ای است که خداوند از بنده اش می‌خواهد.طبق احادیث، در مفهوم بر و نیکی، چیزی است که قلب و دل بدان اطمینان یابد و آرامش گیرد و در واقع حسنه مورد نظر الهی است. معروف، تمامی آن چه به عنوان طاعت و وسیله تقرب به خداوند عالم به شمار می‌آید و یا هر نوع نیکی و احسانی که به مردم می‌شود را فرا می‌گیرد و طبق حدیث حضرت علی علیه السلام هر معروفی احسان است. بنابراین معروف و احسان هم از حسنات الهی می‌شوند. در مقابل این مفاهیم، خطیئه، منکر ، فحشا و… قرار گرفته اند که هر نوع رفتار و گفتاری هستند که مورد رضا و پسند خداوند نیست. سیئه به عنوان کلمه کانونی متضادهای حسنه، در دو معنای بدبختی و معصیت به کار رفته است. کاربرد این مفاهیم به عنوان متضادها یا غیر هم‌معناهای حسنه، طبق آیات و احادیث است. مثلا آن جا که در حدیث رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، خطیئه مقابل حسنه آمده است، یکی از متضادهای حسنه را می‌توان خطیئه به شمار آورد. یا در بطن واژه فسق، معنای خروج شی از حق و اطاعت نکردن اوامر الهی نهفته است که با همین نگاه، می‌توان این واژه را از متضاهای حسنه برشمرد. یا وجود زشتی در کارهایی که به آن منکر و فحشا می‌گویند و طبق همین، از متضادهای حسنه می‌شوند.
با توجه به این که سیاق به گفته مفسران و اهل معنا،برترین قرینه ای است که بر حقیقت معنای لفظ وجود دارد و موافقت آن با قسمت های متقدم بر آنو سازگاری آن با مجموعه معنا است، برخی از آیات در این منظر بررسی شد. مثلا در آیه ﴿وَإِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَهٌ یَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَهٌ یَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِکَ ﴾ ۶۵۴ منظور از حسنه و سیئه اعمال خوب و بد نیست، بلکه حوادث و پیشامدهاى خوب و بدى است که مسلمانان در اثر بعثت رسول خدا صلی الله علیه و آله، به وسیله جهاد، با آن روبروشدند، به عبارتى روشن‏تر منظور از حسنه، فتح و فیروزى و غنیمت است. حتی در آیه ۵۲ سوره مبارکه توبه مصیبت و کشته شدن، حسنه خوانده شده است چون هررنج و محنتی که به انسان برسد و مورد رضاى خدا باشد، باعث اجرى ابدى و سرمدى است.
از آن جا که حسنه در آیات متعددی ذکر شده و می‌توان هم‌نشین های مختلفی برای آن در نظر گرفت، در این پژوهش آن نمونه هایی که در شناخت بیشتر مفهوم حسنه و ترسیم میدان های معناشناسی کمک کننده بود استفاده شد. یکی از راه های گشایش معنا، دقت در کارکرد افعالی است که در آیات کریمه به کار رفته اند. با بررسی افعال هم‌نشین حوزه (حسنه، محسنین، حسنا) مثل (یقترف، جاءبـ، أتی، وهب) یک ترتب معنا دار برای آن در نظر گرفته شد:۱ـ قرف (بدست آوردن) ۲ـ جاءبـ (حفظ کردن، آوردن) ۳ـ أتی (جزا دادن)، که عام است. ۴ـ وهب (هدیه دادن)، که خاص است. پس حسنه بدست می‌آید، بعد باید تا قیامت آورده شودتا خداوند با آن یا به صورت دادن جزا برخورد کند یا طبق لطف خاص خود.
در ادامه بررسی روابط هم‌نشینی نشان داد مفهوم حسنه با بسیاری از مفاهیم والا هم چون؛ ایمان، توبه، عمل صالح، صبر، تقوا، احسان، نماز، انفاق، قرض، شفاعت، مودت و… که از موضوعات اصیل دین مبین اسلام است هم‌نشین شده است و در مقابل، مفهوم سیئه مفهوم کانونی متقابل آن است. مثلامحسن با الذین کفروا و کذبوا در این آیات هم‌نشین شده، ﴿فَأَثابَهُمُ اللَّهُ بِما قالُوا جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ خالِدینَ فیها وَ ذلِکَ جَزاءُ الْمُحْسِنینَ . وَ الَّذینَ کَفَرُوا وَ کَذَّبُوا بِآیاتِنا أُولئِکَ أَصْحابُ الْجَحیمِ﴾۶۵۵در این دو آیه تقابل دو گروه مشخص می‌شود. تقابلی که در دو نوع گفتار پدید آمده است. محسنین به خاطر گفتار نیکوی خود وارد بهشت هایی که زیر درختان آن نهر‌ها جاری است وارد گردیده (همان طور که در آیه ۱۲۵ سوره مبارکه نحل نتیجه موعظه حسنه را هدایت بر شمرده است.) و نتیجه کسانی که آیات الهی را دروغ شمرده و تکذیب کرده و استعدادهای الهی خود را پوشاندند، نرسیدن به احسان و نتیجه سوزاندن استعداد، هم نشینی با آتش است.
در حوزه روابط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *