پایان نامه با واژگان کلیدی محیط زیست، زیست محیطی، روانشناسی، رفتار شهروندی


دانلود پایان نامه

مقررات و دستور العملهای سازمان است که باعث پیروی صادقانه فرد حتی زمانی است که هیچ کس مشاهده و نظارت نمی‌کند. بنابراین کارمندی که در تمامی زمانها، همه قوانین و مقرارت سازمانی را حتی هنگامی که هیچ کس او را مشاهده نمیکند رعایت می‌کند به عنوان یک شهروند خوب تعریف شده است (پودساکف، ۲۰۰۰).
توسعه خود۳۵۸ : شامل فعالیتهای داوطلبانه کارمندان برای افزایش معلومات، مهارت ها، تواناییهای شغلی و همگام بودن با آخرین اطلاعات در زمینه رشته تخصصی خود می‌باشد. این بعد از رفتار شهروندی سازمانی از لحاظ مفهومی از دیگر ابعاد رفتار شهروندی سازمانی متفاوت می‌باشد و شامل سه بعد مشارکت اجتماعی، حمایتی و شغلی است (پودساکف، مکنزی و بوچرچ، ۲۰۰۰).

۲-۱۷- عوامل تأثیرگذار بر رفتار شهروندی سازمانی
بررسی‌های فراتحلیلی درخصوص ارتباط بین رفتار شهروندی سازمانی و عوامل تأثیرگذار بر آن بیانگر این واقعیت است که چهار دسته از این عوامل مورد تأکید تحقیقات بوده اند که عبارتند از:
۱- ویژگی‌های فردی کارکنان
۲- ویژگی‌های شغلی
۳- ویژگی‌های سازمانی
۴- ویژگی‌های رهبری (نیلسون و همکاران، ۲۰۰۹).
تحقیقات اولیه صورت گرفته توسط ارگان و همکاران عمدتاً بر نگرشهای کارکنان و گرایشها و رفتار حمایتی رهبر متمرکز بوده است. اخیرا، پودساکف و همکاران (۲۰۰۹) نشان دادند که OCB رابطه مثبت با درجه عملکرد و تخصیص پاداش دارد.
پژوهش‌های اولیه که ویژگی‌های فردی را مورد توجه قرار می‌دهند، بر دو محور اصلی متمرکز هستند: نخست آن که این عامل کلی مؤثر بر روحیه را اورگان و ریان۳۵۹ (۱۹۹۵) به عنوان زیربنای رضایت کارکنان، تعهد سازمانی، ادراکات از عدالت و ادراکات از حمایت‌گری رهبری تلقی می‌کنند و دوم این که تحقیقات محققان نشانگر ارتباط معنادار آنها با رفتار شهروندی سازمانی است که بیانگر اهمیت این متغییرها در تعیین نحوه رفتار شهروندی سازمانی می‌باشد (مستبصری و نجابی، ۱۳۸۷). توگبا و ابرو۳۶۰(۲۰۰۹) به بررسی رابطه رفتار شهروندی سازمانی با هوش هیجانی نتیجه گرفتند که هوش هیجانی به طور قابل توجهی به وجدان، فضیلت مدنی، و رفتار نوع دوستانه در ارتباط بود.
تحقیقات درمورد نقش جنسیت درOCB نشان می دهد که نوع دوستی و نزاکت در رفتار زنان بیشتردیده شود. در حالی که فضیلت مدنی و جوانمردی بیشتر در مردان در نظر گرفته می شود (کیدر و پارک۳۶۱، ۲۰۰۱).
وانکسیان و وایویو۳۶۲ ( ۲۰۰۶) به بررسی ارتباط بین ویژگیهای جمعیت شناختی و در نظر گرفتن رفتارهای شهروندی سازمانی به عنوان رفتارهای نقشی پرداختند. طی یک نظر سنجی از ۳۴۹ کارمند شرکت چینی نشان داد کارمندان مسن و زنان به احتمال خیلی بیشتری رفتارهای شهروندی را به عنوان رفتارهای نقشی و یا شغلی در نظر میگیرند.
علاوه بر این جورج بیان نمود که بین ویژگیهای شخصیتی مثبت در کار و تمایل کارکنان برای کمک کردن به دیگران ( بعد نوع دوستی رفتار شهروندی سازمانی) رابطه معنی دار وجود دارد بنابراین عاطفه (احساسات ) نقش مهمی در رفتار شهروندی سازمانی هم صدق میکند با این وجود، هیچ یک از این مطالعات به بررسی میزان تأثیر حالت روحی مثبت بر تفسیر کلی این سازه نپرداخته است (همان).
تقویت رفتار شهروندی، مانند هر رفتار دیگری که از افراد سر می‌‌زند، نیاز به ترغیب و تشویق دارد. یکی از مواردی که می‌‌تواند در این زمینه تأثیرگذار باشد سیاستها و اقدامات سازمانی است. مدیران سازمانی باید با وضع سیاستها و راهبردهای مناسب، در جهت شکوفاتر شدن رفتارهای شهروندی در سازمان تلاش کنند. میتوان شرایطی ایجاد کرد که افراد نقش خود را با کیفیت و کمیتی فراتر از آنچه که تعریف شده و انتظار میرفته ایفا نموده و به عنوان شهروند سازمانی متخصص و متعهد به تمامی ارزش ها و آرمان سازمان پایبند و در راستای تامین انتظاراتمان گام بردارند.

۲-۱۸- نگرش‌های زیست محیطی

در اصطلاح “محیط زیست۳۶۳” ، زیستن توسط محیط زیست احاطه شده و محیط در برگیرنده آن است. بومشناسی۳۶۴ یا اکولوژی عمدتا به تحقیق درباره روابط بین موجودات زنده با یکدیگر و با محیط زندگی آنها میپردازد. هرموجود زنده پیوسته با موجودات زنده دیگر ونیز با موجودات غیر زنده اطراف خود ارتباط دارد و هرکدام یکدیگر را تحت تاثیر خود قرارمیدهند. هرآنچه فرایند زیستن را احاطه کرده، آن را در خود فرو گرفته و با آن در کنش متقابل قرار دارد را می توان محیط زیست نامید (محمد نیا، ۱۳۹۱).
گوردون آلپورت۳۶۵ (۱۹۳۵) نگرش۳۶۶ را چنین تعریف کرده است: “نگرش یک حالت آمادگی ذهنی و عصبی است که از طریق تجربه سازمان مییابد و بر واکنش فرد نسبت به تمامی موضوعها و موقعیتهای وابسته به نگرش تأثیر مستقیم و پویا بر جای میگذارد”. اما تعریفی که اکثر روان‌شناسان اجتماعی از واژه نگرش دارند عبارت است از: نگرش، نظامی بادوام است که شامل یک عنصر شناختی، یک عنصر احساسی و تمایل به عمل است. عنصر شناختی، شامل اعتقادات و باورهای شخص درباره یک اندیشه یا شیء است. عنصر احساسی یا عاطفی، آن است که معمولا نوع احساس عاطفی با باورهای ما پیوند دارد و تمایل به عمل به جهت آمادگی برای پاسخگویی به شیوه‌ای خاص اطلاق می‌شود (کریمی،۱۳۷۳).
شولتز۳۶۷ و همکارن (۲۰۰۴) اصطلاح “نگرانی محیطی۳۶۸” را به عنوان عاطفه (نگرانی) همراه با باورهایی در مورد مشکلات زیست محیطی تعریف کردند. نگرش‌های زیست محیطی۳۶۹ به عنوان مجموعهای از باورها، عواطف، ونیتهای رفتاری فرد درمورد فعالیت
ها یا موضوعات زیست محیطی تعریف شده است. به نظر می رسد دامنه نگرانیهای زیست محیطی و نگرش‌های زیست محیطی از نگرش عمومی گسترده نسبت به محیط تا نگرش خاص نسبت به موضوعات واعمال مربوط به محیط زیست فرق داشته باشد (شولتز و همکاران، ۲۰۰۴).
با این وجود، به نظر می رسد که نگرش‌های زیست محیطی(EA) به عنوان یک اصطلاح در روانشناسی ترجیح داده میشود. به دلیل اینکه نگرانی محیط زیست در حال حاضر به عنوان یک نگرش کلی محسوب می شود(بامبرگ، ۲۰۰۳). اصطلاح نگرش‌های زیست محیطی به عنوان، شاخص روانشناختی۳۷۰ مورد استفاده است (انجمن روانشناسی آمریکا، ۲۰۰۱).
شاید یکی از رویدادهای جدید در روانشناسی هزاره سوم، حوزه مطالعات مربوط به حفاظت از محیط زیست باشد. این حوزه از روانشناسی در سال ۲۰۰۰ آغاز به کار کرد و بخشی از محور روانشناسی محیط۳۷۱ (شاخه۳۴) انجمن روانشناسی آمریکا را به خود اختصاص داد. رسالت این دانش جدید این است که انسانها را به حفاظت از محیط زیست خود ترغیب نماید و به آنها انگیزه لازم جهت انجام این کار را بدهد این دانش بین انسان و محیط زیست طبیعی او ارتباط هماهنگ ایجاد میکند (صفاری نیا و همکاران،۱۳۹۰). روانشناسی محیط به مثابه شاخهای از روانشناسی اجتماعی با برنامه کار مشخص، رشد وتوسعه یافته است. در این حوزه ابتدا پژوهشگران به مسائلی نظیر محیط فیزیکی، آلودگی هوا وغیره بر سلامت انسان میپرداختند. اما امروزه با افزایش مسائل زیست محیطی مانند بحران انرژی، اتلاف و تخریب منابع طبیعی و افزایش مواد زاید ناشی از توسعه شهر نشینی و صنعتی اثر انسان بر محیط نیز مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است، زیرا آنها بسیاری از این معضلات را ناشی از پیامدهای مستقیم وغیر مستقیم رفتارهای انسان می دانند (ویلیامز۳۷۲، ۲۰۰۲).

۲-۱۹- تاریخچه نگرش‌های زیست محیطی
چالشهای پیش روی روانشناسی حفاظت از محیط زیست قابل توجه هستند. یکی از کمکهای اساسی روانشناسی به نگهداری۳۷۳ از محیط زیست را میتوان کمک به تأکید بر قابلیتهای انسان و به کارگیری آن دانست. ما به لحاظ روانشناختی از طرق بسیاری با دنیای زندۀ بزرگتر پیوند داریم. شاید این به شیوههایی که حتی ما از آن آگاه نیستیم (از قبیل مزایای مرتبط با بهداشت روان که از صرف وقت در طبیعت حاصل میشود یا یک حس غیرقابل نامگذاری اما نیرومند نسبت به یک مکان)، یا به طرقی که ما کاملاً از آن آگاهیم (مانند زمانی که از یک نوع هویت محیطی۳۷۴ برخورداریم که برای تعاملات اجتماعی ما از اهمیت قابل توجه برخوردار است) اتفاق بیافتد (کلایتون به نقل از؛ صفاری نیا و همکاران، ۱۳۹۰).
بررسی نگرش‌ و رفتارهای زیست ‌محیطی از این رو اهمیت دارد که با انجام آن می‌توان به این پرسش پاسخ داد که تا چه میزان باورهای زیست‌ محیطی موجب بروز رفتارهای متناسب با آن می‌شود. محیط زیست را نمی‌توان از سایر علوم و حوزه‌های علمی جدا دانست. مسائل محیطی بیش‌تر پیامد کنش یا رفتار اجتماعی انسان هستند. تعاملات اجتماعی در محیطی اتفاق می‌افتد که بخشی از آن طبیعی و بخشی مصنوعی و ساخته دست بشر است، مثل پارک‌ها، جنگل‌ها، زمین چمن، اداره‌ها،خانه‌ها و… . وجود مسائلی مانند ازدحام جمعیت۳۷۵، بروز جنایت در اجتماع، رفتار‌های فجیع ناشی از فقر، آلودگی هوا۳۷۶، کمبود انرژی و … مسائلی است که بر رفتار اجتماعی انسان تاثیر می‌گذارد. مسائل محیط زیستی، چندان تفاوتی با دیگرمسائل اجتماعی مانند: بز‌هکاری، بی‌خانمانی، جرایم جوانان و یا ایدز ندارد. آنچه مهّم است چگونگی پیدایش مسائل بر اثر کنش و واکنش عاملان اجتماعی و روابط قدرتی میان عاملان است (بری، ۱۳۸۰).
    در کشورهای در حال رشد و به عبارت دیگر جهان سوم بیشتر معضلات زیست محیطی ناشی از محیط اجتماعی است، در ارزیابی کلی از وضعیت زیست محیطی این بخش از جهان، تاثیر پذیری محیط زیست (در مفهوم عام) از محیط اجتماعی به مراتب بیشتر از تاثیر گذاری عوامل فنی – مهندسی بر محیط زیست است، زیرا بیشتر مسایل فنی مانند آلودگی آب و هوا، فرسایش خاک۳۷۷، تخریب پوشش گیاهی ناشی از پاره ای از ناهنجاری های اجتماعی است (وهاب زاده، ۱۳۸۸).
جنبههای روانشناختی حفاظت از محیط زیست در مقاله گرت هاردین۳۷۸ (۱۹۶۸) با عنوان ” ترادژی مشترک” و مقاله لین وایت۳۷۹ (۱۹۶۷) تحت عنوان “ریشههای تاریخی بحران بومشناختی ما” مطرح شد و از اثرگذارترین مقالات مطالعات محیطی محسوب میشوند. این دو مقاله برانگیزاننده نه تنها به پیامدهای غیر منتظره پیشرفتهای تکنولوژیکی توجه می کنند بلکه به شیوههایی میپردازند که از طریق آنها افراد درباره محیط زیست میاندیشند. تقریبا در همان زمان انجام پژوهشهای جدی درباره رابطه انسان ومحیط زیست منجر به گسترش ” روانشناسی محیط ” به عنوان زیر شاخه علم روانشناسی شد. (کلایتون به نقل از؛ صفاری نیا و همکاران، ۱۳۹۰).

۲-۲۰- محیط گرایی: انواع ودیدگاهها

۲-۲۰-۱- دیدگاه آرن نیس
آرن نیس۳۸۰ (۱۹۷۳) نخستین کسی بود که بین بومشناسی “ژرفانگر۳۸۱” و”سطحی۳۸۲” تمایز قائل شد. بومشناسی ژرفانگر دیدگاه دوگانه بودن انسان وطبیعت را به عنوان دو پدیده کاملا جدا از هم رد میکند. این دیدگاه براین عقیده است که انسانها از محیط طبیعی جدا نشدنیاند و هماهنگ با طبعیعتاند. اما در بومشناسی سطحی عقیده براین است که انسان از طبیعت جداست وانسانها می توانند برجهان اطراف خود برتری یابند. بومشناسان ژرفانگر تلاش میکنند تا با طبیعت همسو وهمگام شوند نه اینکه برخلاف آن زندگی نمایند. این اندیشمند
ان مخالف اندیشه “انسان محوری۳۸۳” هستند. این عقیده در وهله اول به معنی تلقی ارزشهای انسانی به عنوان منبع کلیه ارزشها و در وهله دوم به معنی تمایل به تغییر و تخریب طبیعت و بهره برداری از آن به منظور برآوردن نیازهای مادی انسان تعریف میشود. بومشناسان ژرفانگر بر تغییر سطح آگاهیهای افراد تا جایی که به جامعه مربوط میشود، تمرکز مینمایند. برخلاف بومشناسی سطحی که فقط برای انسان ارزش قائل است. بومشناسی ژرفانگر براین عقیده است که بقیه طبیعت نیز دارای ارزش ذاتی است لیکن انسان از ارزش بیشتری برخوردار است ( خورشید دوست، ۱۳۸۲).
۲-۲۰-۲ -دیدگاه اریردن : محیط محوری و فن محوری
اُریردن۳۸۴ (۱۹۸۸) چند گرایش دیگر در محیطگرایی و تعاریفی دقیق تر را ارائه کرد. وجه تمایز اصلی ارائه شده توسط این پژوهشگر عبارت اند از: «محیط محوری۳۸۵» و «فن محوری۳۸۶». دیدگاه «محیط محوری» انسان را بخشی از بوم سازگان جهانی میداند که مقید

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *