پایان نامه با واژگان کلیدی سلامت روان، سلامت روانی، گروههای اجتماعی، پرخاشگری


دانلود پایان نامه

است به دلیل اینکه انرژی روانی که باید برای بازخورد تفکرتان می گذاشتید می توانید به جای آن به وظیفه اصلی اختصاص (تعمیق فعالیت ذهن آگاهی شما) داده شود. ازجهت دیگرفراشناخت می تواند بدون ذهن آگاهی باشد. من می توانم درباره افکارم فکر کنم بدون ایجاد طبقه جدید وغیره.. در حقیقت مبتدی فراشناخت احتمالا غیر ذهن آگاه۲۵۹ می باشد. اما اگر شما بهتر تمرین کنید ممکن است ذهن آگاهانه کار کنید. ودر واقع فراشناخت شما بهتر می شود اگر به طور ذهن آگاهانه انجام دهید. بنابراین ذهن آگاهی وفراشناخت در این رابطه تفاوت دارند؛ ذهن آگاه تازه کار فراشناختی است و متخصص فراشناخت ذهن اگاه است (بیشاب و همکاران،۲۰۰۴).

۲-۱۲- مبانی نظری بهزیستی اجتماعی

یکی از ارکان سلامت همگانی جامعه بهزیستی اجتماعی۲۶۰ است که در کنار ابعاد روانی و جسمی افراد به ارزیابی فعایتهای اجتماعی شهروندان جامعه میپردازد. بر این اساس بهزیستی اجتماعی یعنی: ۱- اعمال افراد همراه با تطبیق کامل که در این وضعیت افراد در شرایط هماهنگی و تعادل کامل با جامعه به سر می برند. ۲- این واژه بیشتر به دنبال سازگاری، موافقت و همراهی است. به این معنا که وجود بهزیستی اجتماعی در جامعه حالت توازن را برقرار می کند و شهروندان را برای حفظ نظم و امنیت اجتماعی پایدار ترغیب و تشویق می نماید. ۳- در این نوع توازن و جود یکسری از شبکههای اجتماعی فرد با آنان احساس راحتی میکند و میتواند از عهده مسئولیتهای اجتماعی خود در جامعه بر آید مورد نظر می باشد (هزارجریبی، ۱۳۹۱).
بلوک و برسلو۲۶۱ برای اولین بار در سال ۱۹۷۲ در پژوهشی به مفهوم بهزیستی اجتماعی پرداختند. آنها مفهوم بهزیستی اجتماعی را با “درجه عملکرد اعضاء جامعه” مترادف کرده و شاخص بهزیستی اجتماعی را ساختند. آنها تلاش کردند تا با طرح پرسش های گوناگون در ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی سلامت فردی، به میزان فعالیت و عملکرد فرد در جامعه برسند. این مفهوم را چند سال بعد ” دونالد۲۶۲” و همکارانش در سال ۱۹۷۸ مطرح کردند و استدلال آنها این بود که سلامت امری فراتر از گزارش علایم بیماری، میزان بیماریها و قابلیتهای کارکردی افراد است. بر اساس برداشت آنان بهزیستی اجتماعی در حقیقت هم بخشی از ارکان وضع سلامت محسوب میشود و هم میتواند تابعی از آن باشد. سنجش محتوای بهزیستی اجتماعی از ابتدا از طریق تمرکز بر “فرد” و در رابطه با تعاملات فردی۲۶۳ (مثلاً ملاقات با دوستان) و مشارکت اجتماعی۲۶۴ (مانند عضویت در گروه ها) مورد سنجش قرار گرفت و در اندازه گیری آنان ارکان عینی (مثلاً تعداد دوستان) و ذهنی ( مانند کیفیت روابط دوستانه) هر دو تعریف منظور شده بود (کالاگان، ۲۰۰۸). بهزیستی اجتماعی از سالهای ۱۹۹۵ به بعد علاوه بر نگرش کلی و عامی که بر کیفیت سلامت در میان تمام افراد دارد، در کشورهای صنعتی گرایش خاصی در دو بعد سلامت روانی و بهزیستی اجتماعی آغاز کرده است» (جین، ۱۳۸۴). مفهوم بهزیستی اجتماعی و عاطفی در زمینههای گسترده تری مانند؛ اهمیت تعلق به زمین، فرهنگ، معنویت، اصل و نسب، خانواده و جامعه، و چگونگی تاثیر متقابل آنها بر افراد را شامل میشود (کلیلند، ۲۰۰۷).
بهزیستی اجتماعی نوعی بهداشت روانی، فردی و اجتماعی است که در صورت تحقق آن در جامعه شهروندان دارای انگیزه و روحیه شاد میباشند و در نهایت جامعه شاداب و سلامت خواهد بود. در واقع زندگی سالم محصول تعامل اجتماعی بین انتخابهای فردی از یک سو و محیط اجتماعی و اقتصادی احاطه کننده افراد از سوی دیگر است. بهزیستی اجتماعی در زندگی در واقع همان ارزیابیها و نگرشهای مثبت و منفی افراد از دیگرانی میباشد که در طی زندگی روزمره خود با آنان در تعامل اجتماعی هستند. بهزیستی اجتماعی بخشی از سلامت فرد است که در عرصه اجتماع به ظهور می رسد. زمانی شخص را واجد بهزیستی اجتماعی میشمریم که بتواند فعالیتها و نقشهای اجتماعی خود را در حد متعارف بروز و ظهور دهد و با جامعه و هنجارهای اجتماعی احساس پیوند و اتصال کند. (کییز و شاپیرو، ۲۰۰۴؛ به نقل ازسام آرام، ۱۳۸۸).
تحقیقات در زمینه تعریف بهزیستی توسط کییز (۲۰۰۲،۲۰۰۵) پیگیری شده است. او معتقد است که که دیدگاه سلامت روان به عنوان یک مجموعه زمانی که یک فرد در سطح بالا عملکرد مثبت در زندگی دارد ایجاد می شود (کییز، ۲۰۰۹).
تعریف سنتی بهزیستی اجتماعی به جنبههای بیرونی چرخه اجتماعی شامل موقعیت اقتصادی اجتماعی، چرخه زندگی و به طور گسترده به تاثیر محل زندگی یا حتی کشور محل اقامت اشاره دارد. مثلا انگلند۲۶۵ (۱۹۹۸) در مقالهای درباره اندازهگیری بهزیستی اجتماعی به وضعیت اقتصادی توجه میکند و به عنوان شاخص بهزیستی اجتماعی اشاره میکند. هرچند استفاده از چنین محورهایی برای بهزیستی اجتماعی خطر نادیده گرفتن جنبههای شخصی و روانشناختی را در بر دارد. لذا برای اندازهگیری بهزیستی اجتماعی مهم است که جنبههای حمایت اجتماعی۲۶۶، شبکه اجتماعی۲۶۷ و دوستان را درنظر بگیریم.
«بهزیستی اجتماعی» به عنوان ارزیابی فرد از کیفیت روابط خود با خانواده، دیگران و گروههای اجتماعی تعریف شده است. به واقع مقیاس بهزیستی اجتماعی بخشی از سلامت فرد را میسنجد که نشانگر رضایت و خشنودی یا عدم رضایت فرد از زندگی و محیط اجتماعی است و در واقع شامل پاسخهای درونی فرد (احساس، تفکر و رفتار) نسبت به محیط پیرامونی خود است (لارسون۲۶۸، ۱۹۹۳).
لارسون (۱۹۹۳) طرحی را برای بهزیستی اجتماعی مطرح کرده که شامل دو مولفه است:
سازگاری اجتماعی۲۶۹: شامل رضایت از رابطه غل
به بر نقشهای اجتماعی (مانند مشارکت اجتماعی و رفتار اجتماعی) و سازگاری با محیط خود.
حمایت اجتماعی۲۷۰: شامل تعداد تماسها در شبکه اجتماعی شخص و رضایت از این تماسها.
این تعریف به نظرمفید است زیرا هم جنبه ذهنی۲۷۱ (رضایت از رابطه) و هم جنبه عینی۲۷۲ (تعداد تماسها) بهزیستی اجتماعی را در بر میگیرد. اخیرا نیز اوستون و جکوب۲۷۳ (۲۰۰۵) بهزیستی اجتماعی را شامل مهارت‌های اجتماعی، عملکرد اجتماعی و توانایی شناخت هر شخص از خود به عنوان عضوی از جامعه بزرگ‌تر دانسته‌اند و به شرایط اقتصادی و اجتماعی، رفاه و تمامیت شخص در شبکه ‌اجتماعی توجه کرده‌اند. مک نالتی و فرانک (۲۰۱۱) استدلال میکنندکه، بهزیستی صرفا با ویژگیهای روانشناختی مردم مشخص نمیشود بلکه توسط ارتباط میان خصوصیات و ویژگیهای مردم با محیط اجتماعی آنها تعیین میشود.
به منظور تعریف جدید از بهزیستی باید به نوسانات و تعادل بین چالشهایی که فرد در سطح جسمانی، روانشناختی واجتماعی با آن روبروست و هم به منابع جسمانی، روانشناختی و اجتماعی که دراختیار دارد (نمودار شماره ۲-۲) اشاره شود (دودگه۲۷۴ و همکاران،۲۰۱۲).

نمودار شماره ۲-۲: تعادل بهزیستی شخصی، دودگه وهمکاران (۲۰۱۲)

۲-۱۳- نظریه بهزیستی اجتماعی کییز
    کییز۲۷۵ بهزیستی اجتماعی را در سال ۱۹۹۸ با ارائه مقیاسی به صورت جامع تر و با شمول ابعاد اجتماعی و محیطی زندگی فرد مفهوم سازی نمود. کییز در آن مقیاس و تحقیقاتی که پس از آن صورت داد، فرض را بر این میگذارد که افراد کیفیت زندگی و عملکرد شخصیشان را با معیارهای اجتماعی شان ارزشیابی نمایند به این ترتیب بهزیستی اجتماعی دربرگیرنده اجزاء و مؤلفههایی است که روی هم رفته روشن میسازد که آیا فرد از کیفیت زندگی مناسبی برخوردار هست یا خیر؟ و به چه میزانی؟
   کییز بعد سلامت روانی و اجتماعی را نشانه کارکرد مثبت میخواند و میگوید اگر فرد شرایط دو بعد سلامت احساسی (احساس خوب و رضایت از زندگی) وبعد کارکرد مثبت را داشته باشد، از سلامت روانی برخوردار است (کییز، ۲۰۰۹). وی این وضعیت را بالندگی مینامد. افراد بالنده احساس خوبی به زندگی دارند و در رابطه با دیگران و در جامعه، فعال و سازندهاند. کییز نبود سلامت روانی را پژمردگی میخواند. افراد پژمرده، احساس خوبی به زندگی ندارند و کارکرد روانی و اجتماعی شان مشکل دارد. این افراد دچار یاس و نومیدی بوده و زندگی خود را پوچ و خالی میبینند. این وضعیت با افسردگی تفاوت دارد. کییز و شاپیرو۲۷۶(۲۰۰۴) در یک تحلیل عامل گسترده نشان داد که بهداشت روانی دارای ابعاد هیجانی، روانی و اجتماعی است و با توجه به مفهوم پردازیهای نظری از بهزیستی اجتماعی یک مدل پنج بعدی قابل سنجش ارائه داد. طبق این ابعاد فرد سالم از نظر اجتماعی زمانی عملکرد خوبی دارد که اجتماعی را بصورت یک مجموعه معنادار، قابل فهم و دارای بالقوههایی برای رشد و شکوفایی بداند. احساس کند که متعلق به گروههای اجتماعی۲۷۷ متعلق به خود است و خود را در اجتماع و پیشرفت آن شریک بداند. محتوای مقیاس بهزیستی اجتماعی وی طیف مثبتی از ارزیابی فرد از تجاربش در جامعه است. این مقیاس جدید با مقیاسهای بهزیستی اجتماعی در سطح بین فردی (مثل پرخاشگری۲۷۸) و سطح اجتماعی۲۷۹ (مثل فقر۲۸۰ و جایگاه اجتماعی۲۸۱) تفاوت دارد (کییز و شاپیرو، ۲۰۰۴؛ به نقل ازسام آرام،۱۳۸۸). بر اساس این دیدگاه کییز بهزیستی اجتماعی را به عنوان « ارزیابی شناخت فرد از چگونگی عملکردش در اجتماع و کیفیت روابطش با دیگران، نزدیکان و گروههای اجتماعی میداند که او عضو آنهاست.
کیفیت روابط با دیگران که شامل (دوستان، نزدیکان، آشنایان، همکاران و گروههای اجتماعی که فرد در آنها عضویت دارد) مورد مطالعه قرار میدهد. وی بهزیستی اجتماعی را شامل عناصری متعدد دانسته که در کنار یکدیگر بیانگر این است که چگونه و در چه درجه ای از رفاه در زندگی اجتماعی خود، خوب عمل میکنند. (مثلاً به عنوان همسایه، همکار و همشهری) در واقع زندگی و عملکرد شخصی فرد را نمی توان بدون توجه به معیارهای اجتماعی۲۸۲ ارزیابی کرد. عملکرد خوب زندگی چیزی بیش از سلامت روانی است و تکالیف و چالشهای اجتماعی را نیز در بر میگیرد. فرد سالم از نظر اجتماعی، زمانی عملکرد خوب دارد که اجتماع را به صورت یک مجموعه معنادار و قابل فهم و بالقوه برای رشد و شکوفایی بداند و احساس کند که متعلق به گروههای اجتماعی خود است و خود را در اجتماع و پیشرفت آن سهیم بداند (کییز، ۱۹۹۸).
معیارهای بهزیستی اجتماعی در مطالعات کییز که منعکس کننده ارزیابی شخص از تجربههای اجتماعی است، بیانگر تجزیه و تحلیل سطوح میان فردی (پرخاشگری۲۸۳، حمایت) و سطوح اجتماعی ( قدرت، سرمایه اجتماعی) میباشد. بر این اساس جدول ذیل سطح تحلیل در سلامت جامعه را بیان میکند.
پیوستار
سطوح تحلیل

فردی
میان فردی
اجتماعی
منفی
بیگانگی و ناهنجاری اجتماعی
پرخاشگری و ناآشنایی با قوانین مدنی
فقر ، خودکشی و جرم
مثبت
ابعاد بهزیستی اجتماعی
مبادله انواع اعتماد و حمایت اجتماعی
سرمایه اجتماعی و کارآمدی اجتماعی
جدول شماره ۲-۱: شاخص های بهزیستی اجتماعی با توجه به سطوح تحلیل منبع: کییز و شاپیرو،۲۰۰۴
به نظر کییز مطالعه مربوط به سلامت با استفاده از مدلهای زیستی بیشتر بر وجه خصوصی از سلامت تاکید دارند، ولی افراد در درون ساختارهای اجتماعی۲۸۴ و ارتب
اطات قرار دارند و کیفیت زندگی و عملکرد خوب در زندگی بیش از سلامت روانی است و تکالیف و چالشهای اجتماعی۲۸۵ نیز تعیین کننده هستند (کییز و شاپیرو، ۲۰۰۴)
به اعتقاد کییز و شاپیرو (۲۰۰۴) آنچه بیشتر به زندگی غنا و معنا می‌بخشد، ارتباط با خویشاوندان، روابط و تجارب مشترک است. بنابراین آنان به توانایی فرد در تعامل موثر با دیگران و اجتماع به منظور ایجاد روابط ارضاکننده شخصی و به انجام رساندن نقش‌های اجتماعی، عنوان بهزیستی اجتماعی را می‌دهند.
وی در سطح تحلیل فردی مدل پنج عاملی۲۸۶ خویش را مطرح می کند که در آن پنج عامل انسجام۲۸۷، پذیرش۲۸۸، شکوفایی۲۸۹، مشارکت۲۹۰ و انطباق۲۹۱ اجتماعی شاخصهای سلامت را تشکیل میدهند (کییز و شاپیرو، ۲۰۰۴؛ به نقل ازسام آرام، ۱۳۸۸).
۲-۳-۱- شکوفایی اجتماعی۲۹۲: منظور این است که جامعه به شکل مثبت در حال رشد است. فکر کردن به اینکه جامعه پتانسیل رشد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *