منبع مقاله با موضوع ایدئولوژی، زندگی روزمره، کارشناسی ارشد، دال و مدلول


دانلود پایان نامه

از صراحت و شفافیت برخوردار است، تاثیرات ایدئولوژیک بر جای میگذارد (همان: ۲۲).
در سومین مقاله «زبان و ایدئولوژی» این بحث مطرح میکند که درک مفهوم رابطهای زبان- ایدئولوژی باید در چارچوب پژوهشی دربارهی دگرگونی گفتمانی و اجتماعی-فرهنگی صورت پذیرد. او، در این مقاله، به پیروی گرامشی، در بحث از مفهوم ایدئولوژی به جای پرداختن به مسائل مربوط به حقیقت ایدئولوژیها، بر تاثیرات آنها تکیه کرده و مشخصههای متون را، تا جایی که بر روابط قدرت اثر دارند (و یا باعث تایید یا تضعیف این روابط میشوند)، مشخصههایی ایدئولوژیک به حساب آورده. ایدئولوژی را چیزی تلقی کرده است که هم در ساختارها (قراردادهای مربوط به گفتمان) جای دارد و هم در رخدادها. او معتقد است، از یک سو، قراردادهایی که در رخدادهای واقعی به کار میروند و درون «نظم گفتمانی» نهادها ساختاری مشترک یافتهاند، از نظر ایدئولوژیک و به طرق خاصی مورد استفاده قرار میگیرند، و از سوی دیگر، ایدئولوژیها در جریان رخدادهای گفتمانی واقعی به وجود میآیند و تغییر شکل مییابند. یک نظم گفتمانی ممکن است به قول گرامشی «مجموعهای ایدئولوژیک»، یا ترکیبی از ایدئولوژیهایی را در برگیرد، و هر دو اینها، یعنی هم مجموعه ایدئولوژیکی و هم نظم گفتمانی ممکن است در جریان رخداد گفتمانی بازسازی شوند. این بازسازیهای گفتمانی، به دلیل وجود تضادهایی در عمل اجتماعی که مردم را بر سر دو راهی قرار میدهند، امکان ظهور پیدا میکنند، و مردم نیز برای خارج شدن از تنگنا قراردادهای موجود در گفتمان را با شیوههای نویی با یکدیگر میآمیزند و درنتیجه آمیزههای ناهمگونی از صورت و معنی در متون در متون تظاهر مییابند. او نظمهای گفتمانی را، چه در نهادهایی مانند آموزش و پرورش و چه در صورتبندی اجتماعی کلانتر، مانند حوزههایی از هژمونی و مبارزه برای هژمونی (مبارزهی ایدئولوژیک) نگریسته است. در این فرآیند ممکن است که شکل عمل ایدئولوژیک اعمال گفتمانی خاص تغییر کند – مثلاً ممکن است که به شکل راهنمایی و توصیه درآید، خواه به صورت هژمونی ستیزانه در قالب مقاومت علیه نهادهای غیرشخصی، و خواه به صورت هژمونی خواهانه در قالب ترفندی شخصیتساز در چارچوب چنین نهادهایی. این مقاله با مشخص کردن نقشی برای تحلیل ایدئولوژیک و نقدگفتمان در چارچوب مبارزه ی اجتماعی به پایان میرسد (همان:۲۴).
ون دایک، در سال ۱۹۹۷ مقالهای تحت عنوان « گفتمان به مثابه تعامل اجتماعی» به چاپ رسانده است که در آن به تحلیل گفتمان سخنرانی ارائه شده توسط یکی از محافظه کاران در سال ۱۹۹۱ در مجلس ایالت متحدهی امریکا، پرداخته است و این بحث را مطرح میکند که: اگر گفتمان به یک کنش بدل شود، باید به دقت نشان داده شود که این امر تحت چه شرایطی رخ میدهد، و چه انواع، سطوح یا گسترههایی از کنش در بحث گفتمان مطرح میکردند. در بحث انتقادی درباره گفتمان در باز تولید نابرابریهای اجتماعی هیچ مفهومی آشکارتر و بدیهیتر از مفهوم قدرت نیست. با این حال، این مسئله محتاج تحلیلی عمیق از چیستی قدرت است؛ چه انواعی از قدرت در گفتمان دخیلاند، قدرت چگونه در گفتار و نوشتار اعمال ، بیان و بازتولید می شود. همین مسئله در مورد قرینهی اجتماعی- شناختی قدرت، یعنی ایدئولوژی نیز صدق میکند، ایدئولوژی که شالودهی بازنمودهای مشترک گروهی است. در تحلیل این مفاهیم، باید هم جهت سطوح تحلیل گروهی و اجتماعی پیش رفته و هم جهت تحلیل برخی ویژگیهای فرعی گفتمان (ون دایک، گروه مترجمان، ۲۰۱۰: ۱۴۴-۱۴۵).
سطوح اجتماعی و فردی به یکدیگر مربوط میشوند، صرفاً به دلیل آنکه که کاربران زبان هم در مقام عضو گروه، و هم در مقام فرد سخن میگویند و سخن دیگران را درک میکنند. هر سخنران همچون گفتمان فرعیاش منحصر به فرد است و باید در کنار تشابهات اجتماعی که سخنرانان را در مقام عضو گروه مشخص میکنند، انتظار تفاوتهای فردی، ناهمگونیها و ناهمراییها را داشته باشند (همان).

۲-۳-۵-تحلیل و مطالعات نشانه شناختی سینما
زبانشناسی و نشانهشناسی به عنوان دو شاخه نو ظهور با مطرح شدن مباحث فیلم، ظهوری موفق و چشمگیر داشتند. بی شک نام اندیشمندان بزرگی چون فردیناندوسوسور و به طور کلی ساختگرایان اروپایی، رومن یاکوبسن۸۶، وصورتگرایان روس و پیروان آنها در این میان جاودانه میدرخشد. همزمانی، تصادف و مقارنت این دو رویداد باعث شد مطالعات زبانشناختی و نشانهشناختی ، به ویژه رویکرد ساختارگرایی، تاثیر بسزایی بر مطالعات نظری فیلم و سینما بگذارد (السیسوروا۸۷،۵:۱۳۸۳).
نشانهشناسی سینما که خود میراثدار دانش زبانشناسی است نسبت به دیگر شیوهها در مطالعات سینمایی، پیشینه بسیار کمتری دارد به گونهای که آغاز جدی این امر را با نوشتاری درباره فیلم «لینکن جوان» که در سال ۱۹۷۰ در شماره ۲۲۳ مجله «کایه دو سینما» به چاپ رسیده میدانند. درپی آن مقوله نشانهشناسی سینما در اروپا مورد توجه قرار گرفت و پس از گذشت نزدیک به دو دهه به محافل دانشگاهی آمریکا نیز راه یافت (همایون پور،۱۳۸۲،پایان نامه کارشناسی ارشد).
به عنوان یکی از پرآوازه ترین پژوهشگران نشانهشناسی سینما میتوان از کریستینمتز۸۸ نام برد که در کتاب او با عنوان «نشانه شناسی سینما»، مقالههایی درباره دلالت انتشار یافته است. متز در این کتاب به مواردی چون رویکرد پدیدارشناختی سینما، تحلیل مناسبات همنشینی نو در تصویر، مسائل نشانهشناسی سینما و نیز نمونههای بررسی نشانه شناختی چند فیلم، پرداخته است.
گذشته از آثار پیش گفته که به
کلیت و مبانی نشانهشناختی سینما پرداختهاند میتوان از دو کتاب از پژوهشگر پر آوازه ارتباطات، آرتور آسا برگر۸۹، نام برد که یکی با عنوان «روش های تحلیل رسانه ها»(۱۳۷۹)، فصلی را به تحلیل نشانه شناختی رسانههای تصویری اختصاص داده و دیگری را با عنوان «روایت در فرهنگ عامیانه، رسانه و زندگی روزمره» (۱۳۸۰)، افزون بر پرداختن به نگرههای گوناگون درباره روایت در سینما چند مطالعه موردی با شیوه نشانهشناسی را در برنامههای تلویزیون و آگهی تجاری ذکر کرده است.
تنها نمونه تالیفی در این زمینه کتاب «از نشانه های تصویری تا متن، به سوی نشانه شناسی ارتباط دیداری» (۱۳۹۱)، تالیف بابک احمدی است. احمدی چکیده مقالهها و آثار نویسندگانی چون بوردول۹۰، برانیگان۹۱، متز، استم و فیلترمن را در این کتاب گردآوری نموده است. آنگونه که آشکار است، همگی آثار پیش گفته بیشتر به اصول و مبانی نشانهشناسی پرداختهاند و بررسی کل آثار یک فیلم ساز بدین شیوه را، در میان آنان نمی توان یافت.
«در این امر دو شیوه نقد را پی خواهم گرفت، نخست نقد درون گراست که روش نشانه شناختی را برای آن در نظر گرفتهام. بدین ترتیب که هر نشانه آشکار سینمایی (دیداری، شنیداری) به سان یک دال مطرح است که مدلول آن مفهوم ویژهای را دریک سطح یا بیش از آن میرساند. دوم، نقد برون گرا. ناگفته نماند دراین میان، نمادهای به تصویر درآمده در فیلم حائز اهمیتی هم ارزش نشانه میباشند. نهایتاً چنین شیوهای به گشایش سامانه رمزگانی اثر خواهد انجامید و معانی نهفته در آن آشکار خواهد شد. عناصر و مواردی که درباره بیان تصویری اثر به آنها پرداخته و تحت نام رمزگان فرم و رمزگان فنی شناخته میشوند بدین قرارند» (سلبی۹۲ و کاودری، ۱۳۸۰: ۲۳-۸۵) (همایون پور،۱۳۸۲،پایان نامه کارشناسی ارشد).

۱-رمزگان فرم
صحنه پردازی: محل فیلم برداری، پس زمینه و نظایر آن
صحنه آرایی : وسایل آرایش صحنه، رنگ و تاثیر عاطفی آن
ارتباطات غیرکلامی: حالات چهره بازیگران، نوع حرکات آنان…
پوشش: رنگ پوشش روستایی و شهری بودن آن، جایگاه اجتماعی پوشنده.

۲-رمزگان فنی
اندازهنما ترکیب بندی تصویر
زاویهدوربین تدوین
حرکت دوربین نورپردازی
نوع عدسی رنگی یا سیاه و سفید بودن فیلم

شایان گفتن است که در برخی مواقع تقسیمبندی گفته شده میتواند هم پوشانی داشته باشند. برای نمونه نشانهشناختی بر پایه دال و مدلول رمزگانی فنی بدین شرح است:

دال مدلول
اندازه نما نمای بسیار درش عاطفه/احساس/لحظه حیاتی/کنکاش
نمای درشت نزدیکی/صمیمیت/فضای خودمانی/تاکید/جلب توجه
نمای میانه رابطه شخصی با سوژه
نمای کامل رابطه اجتماعی
نمای دور اهمیت زمینه/فاصله عمومی

زاویه دوربین رو به پایین چیرگی/قدرت/حاکمیت
رو به بالا ناتوانی/ضعف/کودکی
هم سطح چشم برابری/همکنشی/هم ذات پنداری

نوع عدسی زاویه ی باز دراماتیک
عادی روزمرگی/زندگی عادی
تله فتو سرک کشیدن/کنجکاوی

ترکیب بندی متقارن دارای آرامش/حالات مذهبی
نامتقارن زندگی روزمره
ایستا آشتی/نبود تضاد
پویا آشفتگی/سردرگمی

نورپردازی مایه روشن خوش بختی/نیک انجامی
مایه تیره غم/ اندوه/ناامیدی
پر تضاد تئاتری/دراماتیک
کم تضاد واقع گرایانه/مستند

رنگ گرم خوش بینی/شورانگیز/عشق
سرد بدبینی/آرامش/صلح/خرد
سیاه وسفید واقع گرایی/خبر/گذشته

حرکت دوربین زوم به جلو توجه/بررسی/اهمیت/کنش
زوم به عقب دوری/سفر/وداع
چرخش مرور/پیگیری

کوتاه آنکه در تحلیل محتوای نشانهشناختی اثر چهار مقوله شایان توجه است (آسابرگر۳۰:۱۳۷۹-۳۱).
۱-موضوع مورد توجه آن است که چگونه معنا در متن اثر و به ویژه متن روایی آفریده میشود و منتقل میگردد.
۲-دست یافتن به نشانههایی که به صورت ترکیبی از دال و مدلول رخ مینمایند.
۳-آشکار ساختن روابط میان نشانهها، چگونگی ترکیب یافتن آنها و درپی آن واجد معنا شدن این ترکیبها، به سخن دیگر پدیدار ساختن، شبکههای دلالت درون اثر.
۴-خوانش سامانه رمزگانی اثر و آشکار نمودن سویهها و سطوح معانی.
در نشانهشناسی انگلیسی و آمریکایی، اصطلاح رسانه برای اشاره به وسایل گوناگون ارتباطی نظیر کتاب، رادیو، سینما و مد به کار میرود. همگان در این نکته با مک لوهان۹۳ هم عقیدهاند که نخست خط و سپس چاپ و مطبوعات و امروزه تلویزیون، فرهنگ ما را دگرگون کردهاند. ولی پذیرش تحلیل او که به نظر بسیاری تا اندازهای مختصر و حتی قابل بحث است، شاید چندان ساده نباشد. اما تحلیل مک لوهان دست کم این امتیاز را دارد که مسائلی را که تاکنون در انحصار فیلسوفان و سیاست مداران بوده است از چنگ آنان به در میآورد. مک لوهان رسانهها را به رسانههای گرم و رسانههای سرد تقسیم میکند. این کلمات هنگام اشاره به چیزی به کار میروند که در زبان فنی با عنوان «دمای» اطلاعات یا در عکاسی با عنوان«توصیف» تصویر از آن یاد میشود. هر چه میزان اطلاع در یک پیام مفروض بیشتر باشد جوهر اطلاعاتی آن فشردهتر و پیام گرمتر
است و بالعکس. دمای پیام را نباید با محتوای ارجاعی آن اشتباه گرفت. گرما یا سرمای یک پیام تابعی است از میزان عناصری که پیام برای رمزگشایی یک مدلول مفروض- صرف نظر از فقر یا غنای این مدلول- به دست میدهد، یک عکس یا فیلم سینمایی گرم است اما یک تصویر تلویزیونی سرد- زیرا تعداد نقاطی که این تصویر را میسازند کمتر است. گفتار سردتر از خط و خط اندیشهنگار سردتر از الفبایی است. هنرهای تودهای و کلیشهای مانند فیلم وسترن، کارتون، رمان پلیسی، آواز و غیره که «ساده»، «کهنگرا» و «عوامانه» اند، در واقع هنر نیستند بله سرگرمیاند. این هنرها «کارکرد نمادینی دارند که هدف آن بازنمایی موقعیتهای احساسی و تمایلاتی است که به گونهای فشرده رمزپردازی شدهاند و با معنایی بزک شدهاند که در

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *