منابع پایان نامه درمورد عصر مشروطه، ملک الشعرای بهار، انقلاب مشروطه، ملک الشعرا


دانلود پایان نامه

در مورد کشورهایی بهکار می رود که دگر تصویر را وارد و درونی میکنند (نانکت ۱۳۹۰: ۱۱۱ ).
میتوان رابطهی کلیشه، الگوی قالبی و تصویر را چنین بیان کرد: «مجموعهای از کلیشهها یک الگوی قالبی تشکیل میدهد.مجموعهای از الگوی قالبی یک پیشداوری را تشکیل میدهد و مجموعهای از پیشداوریها یک تصویر را (از دوستان یا دشمنان ) تشکیل میدهد»(بلر و لرسن، به نقل از نانکت،۱۳۹۰: ۱۱۲).
۲-۷-۵- بازنمایی
بازنمایی رابطهی میان متن ( به منزلهی گفتمان) و تجربه است که متن، مدعی ارائهی تصویری از آن است. از اینرو بازنمایی با مفاهیم ارسطوییِ محاکات و روایت ارتباط دارد. بازنمایی بازتولید بیطرفانهی واقعیت نیست؛ در این فرایند همواره چیزی به واقعیت افزوده یا از آن حذف میشود(همان).
۲-۷-۶- سمبل
سمبلها میتوانند در شکلدهی عقاید مشترک، تأثیرگذار باشند. سمبل از آنچه که واقعی است، متفاوت است. سمبلها تصاویر بسیار غنیای هستند و رمزهایی برای بیان امید، خیالات، نیازها و نگرانیها میباشند. سمبلها شامل ارزشها، الگوهای فردی و رفتارجمعی نیز هستند.
سمبلهای جمعی(گروهی )که حسّ توافق را میان اعضای جامعه ممکن میسازند، روزمرگی واقعی و زبان آشنا را شکل میدهند. سمبلها میتوانند استدلالی یا نمایشی باشند. سمبل استدلالی از کلمات و ساختارهای زبانشناسی استفاده میکند درحالی که سمبل نمایشی غیر زبانی، آیکونی یا حرکات همراه با دست میباشد(گرون، ۲۰۰۷: ۲۵).
۲-۷-۷- افسانه
افسانه، تصویری است که نقش مهمّی در شکلدهی عقیدهی مشترک دارد. افسانهها به حقیقت استدلالی، تعلق ندارند، بلکه اصطلاحاً سمبلیک هستند. افسانهها، زبان و تجربه و پیام جمعی است که به صورت روایی از سنّت، برگرفته شده است. افسانهها دربارهی اصل مؤسّسات، ظهور قدرت، ظهور قانون ومراجع اخلاقی از زندگی اجتماعی صحبت میکنند. (همان).
۲-۸- تفاوت رویکردهای تصویری درمیان شعرای مشروطه
در آغاز عصر بیداری، شعر و نثر ابزار اصلی روشنگری به شمار میآمد. دغدغهی شاعر مشروطه، از خود و تمایلات شخصی فراتر رفته و جنبهی اجتماعی یافته است. شعر این شاعران، بیتأثیر از شاعران غربی نیست. آنان با انتقاد از وضع سیاسی و اجتماعی موجود، تصویرگر دنیایی تازه مبتنی بر قانوناند و با مظاهر عقبماندگی، بیعدالتی، جهل و فساد به مبارزه برخاستند و با تمام امکانات موجود فکری و زبانی درصد بودند تا همزمان با پیشرفتهای سریع فناوری و تغییرات گستردهی جهانی، همپای دیگر کشورها، مسیر پیشرفت و ترقّی را طی کنند و از قافلهی جهانی عقب نمانند. لذا با الگوبرداری از شیوههای حکومتی دیگر کشورها سعی داشتند ضمن توجه ویژه به سابقهی تمدن عظیم گذشتهی خود، جنبههای مثبت انقلابهای دیگر ملتها را در آثارشان منعکس و شوق تغییر را در درون ایرانیان زنده کنند.
تأثیرپذیری شاعران و نویسندگان عصر مشروطه از ادبیات کشورهای غربی که در نتیجهی ترجمهی آثار ادبی، رفتوآمد با این کشورها و عوامل دیگر، شکل گرفت راه ورود تصاویر هنری و ادبی «دیگری» را در ادبیات این دوره، بیش از پیش فراهم کرد.
«دیگرشناسی» یا دریافت تصویر «دیگری» در ادبیات و هنر با مطالعهی نگرشها و جهتگیریهای فکری و فرهنگی یک ملت حاصل میشود. در طی این بررسیها، میتوان نحوهی عملکرد یا واکنش یک جامعه را نسبت به »دیگری» سنجید. مطالعهی سفرنامهها، کتابهای دینی، اخلاقی، تاریخی و ادبی و… میتواند تا حدّ زیادی شناختی از نگرش یک ملت را نسبت به «دیگری» انعکاس دهد.
ازآنجا که بخشی از آثار شاعران معاصر در خصوص تأثیرات کشورهای بیگانه بر آنان است، این شاعران در آثارشان به ارائهی تصاویری از نقش بیگانگان بر سرنوشت سیاسی، اجتماعی و ادبی ایران پرداختند. شاعرانی که در نتیجهی ارتباطات گسترده با کشورهای دیگر از جهات مختلف فکری و فرهنگی بسیار متأثر شدند. بنابراین در دگرگونیهای ایجاد شده در ساخت و بافت شعر معاصر نسبت به گذشته، نمیتوان تأثیرات ادبیات دیگر ملل را نادیده گرفت.
در دورههای قبل نیز چه در ادبیات پیش از اسلام و پس از آن هم این تأثیرپذیریها وجود داشته است؛ برای نمونه تأثیر ایلیاد و اودیسه، مهابهاراتا و رامایانا، منشأ قصههایی چون هزار و یکشب و داستانهای کلیله و دمنه و مرزباننامه شده است که نشاندهنده تأثیرپذیری برخی آثار ادبی ایران از آثار دیگر ملل جهان است. هم چنین تأثیراتی که زبان و فرهنگ عربی بر زبان و ادبیات فارسی به جای گذاشته است فراتر از حد تصوّر است. در دورهی معاصر نیز در نتیجهی تحولات مختلف و ارتباط با کشور هایغربی، همین تأثیرپذیریها باعث شد تا گونههای جدیدی از انواع ادبی چون نمایشنامه، رمان، داستان کوتاه شکل گیرد و مهمتر از همه، تغییر در ساختار و محتوای شعر ایجاد شود و دنیای جدیدی را به روی شاعران و نویسندگان کشورمان باز نماید.
در تصاویر ارائه شده از سوی سه شاعر مردمی عصرمشروطه (سید اشرف الدین گیلانی، بهار و عشقی) در برخورد با عوامل بیرونی و به ویژه با بیگانگان، با وجود به کار بردن مضامین مشترکی چون وطن، آزادی و مشروطه خواهی که مستقیماً تحت تأثیر جنبشهای آزادیخواهانهی کشورهای غربی شکل گرفت تفاوتهای فرهنگی و دینی باعث بروز رویکردهای متفاوت در ارائهی تصاویرشان شده است. از این حیث، سید اشرف الدین گیلانی را شاعری میدانند که حکومتی صددرصد دینی را برای ایران می پسندید(آژند،۱۳۶۳: ۳۳۷). میرزاده عشقی به نوعی افراط دچار بود و در پی ایران بزرگ (پان ایرانیسم) روزگار میگذرا
ند و دین را از وطنخواهی جدا میدانست(آرین پور،۱۳۷۲: ۳۸۱). اما بزرگترین شاعر این دوره یعنی محمد تقی بهار وضعیتی متفاوت دارد. از مجموع آنچه دربارهی او نوشتهاند برمیآید که او را شاعری میهندوست قلمداد کردهاندکه متعادل است، نه چپ تندرو و نه مذهبی افراطی است. مختصر تمایلی به دمکراتها دارد و از بعضی آرمانهای ایشان حمایت و با خرافهپرستی در دین مبارزه میکرد. البته در مقالهای دربارهی او چنین آمده است: «در اندیشهی بهار، دین نقش محوری دارد و به نظر او ضرورت دین برای زندگی فردی و اجتماعی بشر امری بدیهی و غیرقابل انکار است. به همین دلیل نگرشهای لاییکی را از خطاهای بزرگ بشر قلمداد میکند و با جدایی دین از سیاست هم مخالف بود»(زرقانی،۱۳۸۳: ۴۷).
این نوع نگاه دینی در کنار جریانهای روشنفکری و آشنایی با مظاهر تمدن غرب و دموکراسیخواهی زمینهساز تحول اجتماعی و سیاسی بزرگی در ایران بود که نهضت مشروطه را شکل داد و در کنار آن باعث شد جریانهای ادبی همپای جریانات آزادیخواهانه و ضداستبدادی در مسیر تازهای هدایت شوند.
روشنفکران ایرانی که از اواخر دورهی صفوی تا حدّی با افکار و زندگی و آثار اروپاییان آشنا شده بودند به تدریج مضامین اشعار آنها در شعر شاعران این عصر نمایان شد و سبب شد تا شاعران به سمت مضامین اجتماعی روی آورند.

فصل سوم- شعر سیاسی و معرفی شاعران مشروطه
سید اشرف الدین گیلانی،
ملک الشعرای بهار و میرزاده عشقی

۳-۱- شعر سیاسی و کیفیت شعر شاعران مشروطه
اساساً ادبیات هر ملت، آینهی تمام نمای وضعیت اجتماعی آن ملت است و شعرا و نویسندگان بازگوکنندهی مسائل مختلف جامعهاند. با مراجعه به آثار ادبی شاعران و نویسندگان دوره های مختلف میتوان دغدغه های اصلی مردم هر عصر را مشاهده کرد. در عصر مشروطه نیز، بیان شاعرانه اوضاع سیاسی و اجتماعی جامعهی ایرانی موضوع اصلی آثار ادیبان بوده است. شعرایی که خود از میان مردم برخاسته بودند و صدای بلند دادخواهی این ملت از حکومت استبدادی و اقتدارگرا از زبان آنان شنیده میشد. این شعرا با تکیه بر احساس شاعرانه خود و تیزبینی هنرمندانهشان تصویری شفاف از جامعهشان ارائه کردندکه آیندگان با تکیه بر آن تصاویر میتوانند به بهترین شکل وضعیت جامعهی آن دوره را مجسم نمایند. جان مایهی اصلی اشعار این شعرا، با توجه به ویژگی زمانهشان عمدتاً بیان سیاستهای نابخرادانه حاکمان، اوضاع اجتماعی نابهسامان، بیدارکردن تودهی مردم و آشکارکردن توطئههای بیگانگان بوده است. شاعرانی که تحت تأثیر فضای انقلاب مشروطه، آرمانها و خواستههای سیاسی و انقلابی داشتهاند. مجموعهی همین مسائل سبب شد تا اکثر شاعران و نویسندگان عصر مشروطه به بیان مضامین سیاسی و اجتماعی روی آورند و شعر سیاسی به شکل گستردهای رواج یابد.
اشعار وزین و پرصلابت ملک الشعرای بهار، صرف نظر از محتوای غنی سیاسی و اجتماعی، یادآور دوره های گذشتهی اعتلای ادبی جامعهی ایرانی است. در کلام عارف، عشقی و فرخی یزدی کمابیش با امیدها و آرزوهای بیسرانجام و حرمانها و نارضایتیها و شکوههای اقشار متوسط شهری جامعهی ایرانی آغاز قرن بیستم آشنا میشویم و در اشعار پارهای دیگر از شعرا مانند نسیم شمال بیشتر بیان معضلات و آرزوهای ظاهراً کوچک ولی تحقق ناپذیر و دردهای بی درمان تودههای بی نام و نشان فرودست شهری و روستاییان رعیت را مشاهده میکنیم(خارابی، ۱۳۷۶: ۱۲۰).
شعر و شاعری از دوران قرون وسطی نقش با اهمیتی را در حیات معنوی مردم کشور ما ایفا کرده است. گنجینهی غنی اشعار سخن پردازان دورهی کلاسیک ادبیات ایران همواره برای تمامی نسل های بعدی پر جاذبه و الهام بخش بود. شاید بتوان عرصهی شعر را مهمترین حیطهی هنری قابل دسترس، جهت ابراز وجود نخبگان فرهنگی شهری ایران محسوب داشت. با توجه به بیسوادی رایج در جامعهی ما که در دورهی انقلاب مشروطیت دامنگیر اکثریت چشمگیر مردم بود، اهمیت کلام منظوم، که به خاطر سپردن و نقل قول آن برای دیگران تا حدی میسُر بود، بیش از پیش آشکار میشود. پیداست که در اوضاع و احوال جدید، عرصهی شعر نمیتوانست از روند تغییرات اشاره شده برکنار بماند. این شاعران که به افکار و آرمانخواهیهای جدید گرویده بودند از سلاح شعر جهت تبلیغ نظریاتشان استفاده میکردند و شعر به پروانهی عبور دیدگاههای جدید سیاسی و اجتماعی تبدیل شد. آنان خود به اهمیت نقش شعر در جامعهی ما و تأثیر آن در دلهای مردم عصر و زمان خود واقف بودند (همان، ۱۲۰- ۱۲۱).
از نقطه نظر علمی، مفاهیمی چون «وطن» و «ملت» به معنای کنونی آن محصول عصر انقلاب صنعتی و رواج صنعت و سرمایهداری است. برای مثال در جریان انقلاب فرانسه است که فرانسه به «وطن» تمامی فرانسویان تبدیل میشود. در ایران تا اواخر دوران سلطنت ناصرالدین شاه، متون و نیز در آثار منظوم، واژهی «وطن» و «ملت» به معنای و مفهوم کنونی آن به کار نمیرفت. در آستانه نهضت مشروطه است که این واژهها جایگاه خود را در اذهان باز میکنند. از گویندگان این دوره ، اشعار زیادی در مورد «وطن» در دست است که به «اشعار وطنی» و یا «وطنیه ها» معروف هستند( کسروی،۱۳۷۸: صص۴۶- ۴۷).
اشعار شاعران عصر مشروطه همواره متأثر از انقلابها و جریانات سیاسی و اجتماعی سایر کشورها به ویژه کشورهای اروپایی بوده است. صنعتی شدن و رشد شهرنشینی و عوامل دیگر سبب شد تا مضمون اشعار شعرای مشروطه را بتوان به طور کلی در دو بخش سیاسی و اجتماعی خلاصه کرد:
الف: موضوعات
سیاسی
۱- نابهسامانی امور و نحوهی غلط ادارهی کشور، نبودن قانون، فقدان عدل و انصاف
۲- عقب ماندگی کشور و زبونی در مقابل بیگانگان و شکوه از مداخلات آنان
۳- تشویق مردم به وطن دوستی
۴- تلاش برای بیداری ملت و مدح آزادی
۵- توهّم در مورد نظام مشروطه که ظاهراً گرهگشای تمام مشکلات تصوّر میشد
۶- سرخوردگی از نظام جدید به سبب عدم تحقق آرزوها و آرمان ها، مقایسه مشروطه جدید با استبداد قدیم و …
ب: موضوعات اجتماعی
۱- نظام مالکیت اراضی و وضع روستاییان
۲- فقر و غنا و بیان نابرابرهای اجتماعی
۳- دستگاه اداری- کارمندان – رواج رشوه
۴- اشرافیت
۵- وضعیت زنان و … (همان، ۱۲۲-۱۳۱).
در واقع میتوان شعر عصر مشروطه را بیان ادیبانهی عناصر سیاسی و اجتماعی دانست که با وجود نقاط ضعف و قوت فراوان، تلاشی موثّر برای نهادینه کردن قانون، دموکراسی مبتنی بر غرب و رواج آزادی، در جامعهی سنتی ایران بوده است و از این حیث در شکل گیری انقلاب مشروطه،

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *