منابع تحقیق درباره قفقاز جنوبی، قرقیزستان، جهانی سازی، تاجیکستان


دانلود پایان نامه

که پیامدهای افزایش نظامی‌گری در منطقه می‌تواند در آینده برای آنها پیامدهای خطرناکی به همراه داشته باشد. به همین دلیل، روس‌ها پس از فروکش کردن بحران به دنبال تلطیف شرایط امنیتی منطقه از طریق گسترش همکاری ‌های منطقه‌ای برآمدند. روسیه در سال های گذشته انرژی مضاعفی را معطوف حل مناقشه قره باغ کرده است. می توان گفت جدایی طلبی آبخازیا و اوستیای جنوبی که در نهایت در اوت ۲۰۰۸ با مداخله نظامی روسیه به پایان رسید برای مسکو هزینه هایی داشت. هر چند این جنگ نشان داد روسیه قدرت بلامنازع منطقه قفقاز جنوبی است اما با توجه به تبعات منفی آن برای وجهه بین المللی روسیه، مسکو برآن شد تا مناقشه قره باغ را تحت مدیریت خود بگیرد.
روس ها به چالش های سیاسی موجود در منطقه، با نگاهی بدبینانه می نگرند. این نگاه ضرورتا حذفی نیست؛ یعنی روسیه در شرایط جدید نمی کوشد تا همه رقبا را از عرصه قفقاز حذف کند. به طور متقابل، قدرت و یا نیرویی که به نحوی از انحا بکوشد روسیه را در عرصه سیاسی و نهایتاً ژئوپولتیک حذف کند، با مقاومت و واکنش روسیه روبه رو خواهد شد.
قفقاز جنوبی هر چند در ظاهر ممکن است کم اهمیت جلوه کند ولی توجه بسیاری از کشورها و پژوهشگران را به خود جلب کرده است. از زمانی که سه جمهوری این منطقه شامل آذربایجان، ارمنستان و گرجستان در سال ۱۹۹۱ استقلال خود را به دست آوردند، مشکلات در این منطقه هویدا و توجه ها به آن جلب شد. (Green & Waters, 2010: 11)
اهمیت قفقاز جنوبی برای روسیه به عنوان بخشی از حوزه ی شوروی مورد نظر همه ی کارشناسان روسی و غیر روسی است. قفقاز را می توان در یک تحلیل اندام وار، به قلب راهبردی روسیه تشبیه کرد که راهبرد روسیه در برابر قفقاز جنوبی را باید به عنوان بخشی از راهبرد کلان این کشور را در برابر حوزه ی شوروی تحلیل و ارزیابی کرد (کولایی، ۱۳۸۹: ۷۹). دستگاه سیاست خارجی روسیه منطقه قفقاز جنوبی را بخشی از حوزه نفوذ خود می داند و بوسیله ی پایگاه های نظامی در گرجستان و ارمنستان و در قالب نیروهای پاسدار صلح در اوستیای جنوبی ، آبخازیا و قره باغ در منطقه حضور یافت.(کرمی، ۱۳۹: ۱۰) سیاستمسکو درکشورهای مستقل مشترک المنافعبه عنوان«نئو امپریالیستی»، «غیر مسئولانه»، و یا«آوردن هیچنفع کاربردیبرای جمعیت آن منطقه» شناخته شده بود. ( ۲: (Deriglazova and Makarychev, 2012
دولت روسیه اسناد مهمی را در این زمینه در دهه ۱۹۹۰ منتشر کرده است که از جمله می توان به آیین نظامی روسیه (۱۹۹۳)، راهبرد برای روسیه، (۱۹۹۴) ، سند امنیت ملی روسیه در سال های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۰، راهبرد روسیه برای قرن بیست و یکم (۱۹۹۸) اشاره کرد. (مرادی، ۱۳۸۵: ۱۸۰)
کشورهای مستقل مشترک المنافع
تقویت جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع CIS یکی از اولویت های مهم سیاست خارجی روسیه پس از به قدرت رسیدن پوتین در راستای نگرش اوراسیاگرایی است. این جامعه در راستای همگرایی و وحدت در منطقه ی اوراسیاست. در مقابل CIS اتحادیه ی گوام قرار دارد که بر خلاف همگرایی در CIS، داعیه ی واگرایی در منطقه اوراسیا و بخصوص سلطه ی روسیه را در سر دارد و تمایل به ورود قدرت های فرامنطقه مانند آمریکا و عضویت در ناتو را دارد .
رهبران روسیه پس از فروپاشی شوروی، برای تامین منافع خود و جلوگیری بیشتر از فروپاشی ساختارهای پیشین در این جمهوری ها که تسهیل کننده ی نفوذ مسکو خواهد بود، در دسامبر ۱۹۹۱ به همراهی دو جمهوری اوکراین و روسیه سفید اقدام به تشکیل جامعه ی کشورهای مستقل مشترک المنافع کردند. بلافاصله هشت کشور ارمنستان، قزاقستان، قرقیزستان، مولداوی، تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان و آذربایجان به آن ملحق شدند. جمهوری گرجستان نیز در اکتبر ۱۹۹۳ تحت فشار ناشی از نیروهای جدایی طلب آبخازی و مشکلات اقتصادی به این جامعه پیوست.(کولایی، ۱۳۷۶)
اهداف روسیه از تشکیل CIS
توجه به CIS پس از روی کار آمدن یوروآسیانیست ها پررنگتر شد (حیدری، ۱۳۸۰) پیش از آن نگاه آتلانتیگ گراها در کشور حکومت می کرد که معطوف به غرب بود و هویت و موجودیت روسیه در آن برهه در همگرایی با غرب معنا می یافت. اما به قدرت رسیدن نگرش یوروآسیانیست ها توجه به منطقه ی قفقاز جنوبی رنگ یافت و نمود ٱن در را می توان در تقویت جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع یا CIS مشاهده کرد. اهداف روسیه از تشکیل و تقویت جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع را می توان در ابعاد مختلفی تقسیم بندی کرد. روسیه از تقویت جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع ابعاد زیادی را ازجمله سیاسی ، اقتصادی ، امنیتی و حتی فرهنگی در سر دارد .
اهداف اقتصادی روسیه در CIS
۱. دسترسی و تسلط بر مواد خام این کشورها،
۲. بازاری برای فروش کالاهای روسی،
۳. ترانزیت منابع انرژی این جمهوری ها به بازارهای مصرف جهانی از طریق خطوط انتقال لوله های نفت و گاز این کشور (حیدری، ۱۳۸۰: ۹۳)
اهداف امنیتی و سیاسی روسیه در CIS
مسکو تلاش دارد تا با ایجاد نگرانی در کشورهای CIS مبنی بر نفوذپذیری مرزهای این جمهوری ها در برابر حملات تروریستی و قاچاق مواد مخدر و القاء لزوم فراهم نمودن ترتیبات و امضاء موافقت نامه های همکاری مرزی، فعالیت های مرزبانی خود را تا قلمرو زمان شوروی گسترش داده و از ورود تهدیدات به خاک خود جلوگیری کند. این کشور تاکنون به طور دوجانبه با جمهوری های ارمنستان، گرجستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ترکمنستان موافقت نامه مرزی امضا کرده است.(حیدری،۱۳۸۰: ۹۵)
بنابراین هدف روسیه از تشکیل و تقویت CIS را بیشتر از بعد فرامنطقه ای می توان جستجو کرد. دو تهدید جهانی سازی اسلامی و جهانی سازی آمریکایی همواره سبب انگیزه ی روسیه در جهت تقویت ابعاد سیاسی و امنیتی است. به صورت جزیی
می توان مواردی را بر شمرد :
۱. حفظ و گسترش تسلط خود بر حوزه ی CIS با آرمان دستیابی به شوروی سابق
۲. جلوگیری از حضور و نفوذ مسلمانان علیه روسیه (اسلام هراسی)

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *