منابع تحقیق درباره امنیت ملی، سیاست خارجی، شورای امنیت، بازدارندگی


دانلود پایان نامه

برقراری امنیت در آسیا و اروپا تصوری نبوده که مورد تأیید غرب بخصوص آمریکا واقع گردد. بخصوص آنکه آمریکا خود به دنبال ایجاد سازوکار امنیتی مخصوص خود بود و تحلیل و تصویر دیگری از امنیت بین المللی داشت. از دیدگاه آمریکا گسترش ناتو به شرق مهمترین سازوکار برای تضمین اروپا و آتلانتیک محسوب می شود. (موسوی، ۱۳۸۲: ۶۸۱)
گسترش ناتو به شرق و لغو پیمان ضد موشک بالستیک۷۴ توسط آمریکا دو مقوله ی مهمی بودند که روسیه را ناگزیر کرد به جای آنکه توسعه امنیت ملی روسیه را از طریق مشارکت در امنیت بین المللی دنبال کند، به صورت فردی در پی تامین منافع و امنیت ملی خود برآید. از این رو دومین دکترین نظامی جدید روسیه در ۲۱ آوریل ۲۰۰۰ منتشر شد. در این دکترین که صرفاً جنبه تدافعی داشت، روسیه پذیرفته بود که با تهدیدات جدی مواجه شده و باید در مقابل این تهدیدات ایستادگی کند. بر این اساس اتکاء به ایده همکاری با غرب دیگر نمی توانست مشکل امنیت ملی روسیه را حل نماید.
در این سند، تهدیدات امنیت ملی روسیه در سه شکل تهدیدات اصلی امنیت نظامی، تهدیدات خارجی اساسی و تهدیدات اساسی داخلی به تفصیل شمارش شده اند. بر این اساس علی رغم آنکه روسیه با تهدید صریحی در امنیت ملی خود مواجه نمی باشد، اما مجموعه ای از تهدیدات خارجی و داخلی وجود دارند که امنیت ملی روسیه را به مخاطره می اندازند. از جمله ی این تهدیدات می توان به ادعاهای ارضی علیه فدراسیون روسیه، ادعاهایی درباره مسائل داخلی روسیه، نادیده گرفتن (یا نقض) منافع روسیه در حل مسائل امنیتی بین المللی، مخالفت با تقویت روسیه به عنوان یکی از مراکز با نفوذ جهان چندقطبی، منازعات مسلحانه و درگیری های موجود در نزدیکی مرزهای روسیه و متحدان آن، ایجاد گروه ها و تشکیلات جدید در نیروهای نظامی برای برهم زدن توازن موجود بین نیروهای نظامی روسیه و متحدان آن در مقابل نیروهای نظامی خارجی، ایجاد بلوک ها و اتحادیه های نظامی علیه امنیت نظامی روسیه و متحدان آن، لشکرکشی نیروهای خارجی (بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل) به خاک کشورهای مجاور و دوست روسیه، تجهیزات پشتیبانی و آموزش گروه ها و واحدهای مسلح به وسیله برخی از کشورها برای استقرار آنها در خاک روسیه یا متحدان آن جهت انجام عملیات نظامی، حمله مسلحانه به تأسیسات نظامی روسیه مستقر در خاک دولت های خارجی و نیز به تأسیسات مستقر در مرزهای روسیه و متحدان آن، هدف گیری و تضعیف فعالیت سیستم های کنترل و فرماندگی نظامی روسیه، عملیات خصمانه (اطلاعاتی، فنی حرفه ای، روانی و غیره) علیه روسیه و متحدان آن، تبعیض علیه حقوق، آزادی ها و منافع قانونی شهروندان روسیه در خارج از کشور و سرکوب آنها و همچنین تروریسم اشاره نمود.(ویژه نامه روسیه، ۱۳۸۰)
در روز ۲ اکتبر ۲۰۰۳، وزارت دفاع روسیه طرحی را برای توسعه نیروهای نظامی آن کشور منتشر کرد. این سند ۷۳ صفحه ای که توسط سرگئی ایوانف، وزیر دفاع روسیه ارائه شده بود، به رغم آنکه تفاوت شدیدی با دکترین نظامی سال ۲۰۰۰ روسیه نداشت، اما از بسیاری جهات آن را به روز کرده بود. بر این اساس در حالی که دکترین نظامی روسیه در سال ۲۰۰۰، نتیجه توجه روسیه به گسترش ناتو بود، طرح جدید نشان دهنده ی تمرکز روسیه بر تروریسم و سایر تهدیدات «امنیتی نرم» بود و آرزوی این کشور بر کنترل عصر پس از شوروی را از نو احیاء می کرد. این طرح همچنین بر التزام روسیه به تبدیل ارتش خود به یک نیروی حرفه ای که بتواند در جنگ های نامتقارن بجنگد، تاکید می نمود. در طرح توسعه نیروهای نظامی روسیه، تاکید جدیدی بر کاربرد نیروی نظامی به منظور دفاع از منافع اقتصادی روسیه در خارج و نیز حمایت از اقلیت های روسی زبان در کشورهای عضو جامعه کشورهای مستقل همسود، صورت گرفته بود.(صباغیان، ۱۳۸۲)
سومین دکترین نظامی روسیه
در ۱۳مه سال ۲۰۰۹، دمیتری مدودف رئیس جمهور فدراسیون روسیه، حکم مربوط به «استراتژی امنیت ملی روسیه تا سال ۲۰۲۰» را با هدف هماهنگ نمودن تلاش های ارگان های فدرال قوه مجریه، ارگان های حکومتی زیر مجموعه های فدراسیون روسیه، سازمان ها و شهروندان فدراسیون روسیه در تأمین امنیت ملی تأیید نمود(خبرگزاری ریانوستی، ۲۰۰۹) و به دنبال آن، استراتژی امنیت ملی موضوع دکترین جدید نظامی روسیه مطرح گردید. بر این اساس در تاریخ ۵ فوریه ۲۰۱۰، دمیتری مدودف رئیس جمهوری روسیه، دکترین جدید نظامی این کشور و قوانین مربوط به تلاش های دولت روسیه در زمینه حفظ بازدارندگی هسته ای تا سال ۲۰۲۰ را مورد تایید قرار داد.
دکترین جدید نظامی روسیه با توجه به تهدیدات نظامی جدید در جهان، احتمال بروز مناقشات نظامی با تکیه بر قدرت هسته ای روسیه و امکان استفاده از آن برای مقابله با متجاوزان تکمیل شده است. «نیکلا پاتروشیف»دبیر شورای امنیت روسیه با اشاره به اینکه دکترین جدید نظامی روسیه تهدیدی برای سایر کشورها محسوب نمی شود، در عین حال یادآور شده که روسیه خواستار جهان بدون سلاح هسته ای است، ولی برای این منظور لازم است نه تنها روسیه و آمریکا از سلاح های هسته ای چشم پوشی کنند، بلکه سایر کشورهای عضو «باشگاه هسته ای» هم از این الگو پیروی کنند. وی در توضیح علت تغییر مداوم در دکترین نظامی روسیه چنین اظهار داشته که «در جهان تهدیدات نظامی تازه ای پیدا شده که روسیه در برابر آنها به طور کامل بیمه نشده است، بنابراین نیاز به تجدید نظر در این سند، امری ضروری بود.» (روزنامه اعتماد، ۱۳۸۸)
در دکترین جدید نظامی روسیه، امکان استفاده از سلاح هسته ای برای دفاع از تجاوز نظامی به روسیه و یا یکی از متحدانش و نیز در صورت تلاش برای ضربه زدن به تمامیت ارضی این کشور پیش بینی شده است. بر این اساس در دکترین نظامی جدید روسیه، ضمن تاکید بر حق روسیه در استفاده از تسلیحات هسته ای در زمانی که مورد تهدید قرار گرفته است، گسترش سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) نیز تهدیدی برای امنیت ملی روسیه تلقی شده است. در این دکترین، گسترش سازمان نظامی ناتو به اروپای شرقی و همچنین طرح های آمریکا برای ایجاد سپر موشکی در اروپا به مثابه خطری برای امنیت ملی روسیه تلقی شده اند.(خبرگزاری فارس، ۱۳۸۸)
علاوه بر این در سند جدید دکترین نظامی روسیه، تهدیدات نظامی جدید جهانی همچون مبارزه بر سر سوخت، انرژی و سایر منابع طبیعی با استفاده از نیروهای مسلح، گسترش ناتو، گسترش سلاح کشتار جمعی، از جمله سلاح های هسته ای و تروریسم بین المللی مورد توجه قرار گرفته اند. در دکترین جدید نظامی بر این مساله تاکید شده است که مهم ترین وظیفه روسیه جلوگیری و قدرت بازدارندگی در مقابل بروز هر نوع مناقشه نظامی است. همچنین در این سند آمده است که روسیه استفاده از نیروهای نظامی به منظور پاسخگویی به اقدامات تجاوزکارانه در قبال خود یا متحدان خویش و همچنین با هدف حفظ یا احیای صلح بر اساس تصمیمات شورای امنیت سازمان ملل متحد و سایر ساختارهای امنیت بین المللی را قانونی می داند.(روزنامه اعتماد، ۱۳۸۸)
بر اساس دکترین جدید نظامی، روسیه به عنوان یک قدرت هسته ای در جهان این امکان را دارد که برای مقابله با دشمنان بالقوه خویش و ممانعت از اقدامات متجاوزانه آنها، از قدرت بازدارندگی هسته ای خویش استفاده کند. در واقع در این سند، امکان استفاده از سلاح های هسته ای با توجه به اوضاع و مقاصد دشمنان احتمالی مورد توجه قرار گرفته ودر شرایطی که امنیت ملی روسیه در معرض خطر قرار داشته باشد، وارد کردن حملات هسته ای به طرف متجاوز، از جمله حملات پیشگیرانه غیرممکن دانسته نشده است.
رئالیسم روسی و دکترین های نظامی
پس از روی کار آمدن ولادیمیر پوتین در روسیه به عنوان رئیس جمهور، سیاست خارجی کرملین دستخوش تغیر و تحول اساسی شد. مهمترین وجه این سیاست خارجی را عملگرایی و واقع گرایی تشکیل می داد. به نحوی که طی سال های گذشته، همواره رئالیسم حاکم بر کرملین، عامل عمده ی تحولات سیاست خارجی روسیه بوده است و این امر را به خوبی می توان در دکترین جدید نظامی این کشور نیز مشاهده نمود. در خصوص محورهای مهم رئالیسم روسی باید به اهداف، اولویت ها و برنامه های موجود در سیاست خارجی روسیه رجوع شود. از جمله کلیدی ترین موضوعات در سیاست خارجی روسیه که از دوران ریاست جمهوری پوتین تا کنون با قوت و توجه زیادی دنبال شده است، می توان به مباحث زیر اشاره کرد:
• حفظ نفوذ اقتصادی و دیپلماتیک در «خارج نزدیک»؛
• حفظ بقایا و نشانه های باقی مانده ی دوران ابرقدرتی؛ با اهمیت دادن به تداوم برتری هسته ای و ایفای نقش به عنوان یکی از پنج قدرت عضو شورای امنیت؛
• علاقه مندی جهت تقویت روابط با کشورهای کلیدی اروپا و بهره بردای از شکاف های موجود در روابط اروپا و آمریکا؛
• توسعه ی روابط تجاری و دیپلماتیک با چین که شدیدا یادآور سیاست های آمریکا در قبال چین در دوران جنگ سرد است؛ تغیر شکل دادن محیط فعلی بین المللی، در راستای تضعیف نفوذ ژئوپلتیکی آمریکا و تبدیل آن به سیستم جهانی با چند قطب. (Dobriansky, 2000: 2)
علاوه بر این به نظر می رسد سیاست خارجی روسیه تحت رهبری دیمیتری مدودف نیز مبتنی بر اصولی نظیر «پساایدئولوژیک گرایی»، «تجاری کردن و امنیتی کردن روابط بین المللی و منطقه ای» در چارچوب «نمایش قدرت» باشد. این سیاست معلول چند عامل مهم است. نخست آنکه مقامات کرملین به درکی درست و جدی از رقابت سیاسی و اقتصادی میان آمریکا، اتحادیه اروپا، چین و روسیه رسیده اند. آنها به خوبی می دانند که مخالفت با کوشش های روسیه به منظور افزایش نفوذ در حوزه های پساکمونیستی از طریق دولت های کشورهای مجاور و بازیگران و نهادهای خارجی طی سال های اخیر گسترش یافته است. بر این اساس کاهش نقش روسیه به عنوان شریک مسلط بر سرمایه گذاری و تجارت خارجی همسایگان خود تا حد زیادی از همین تلاش قدرت های دیگر ناشی می شود. در نتیجه روس ها دریافته اند که برای همگرایی با همسایگان خود باید به ارائه ی یک طرح نوین و جامع بپردازند. در غیر این صورت روسیه توان رقابت با ایده ی همگرایی اروپایی را از دست خواهد داد.
با توجه به این نکات، رئالیسم روسی نمی تواند در قبال برخی از مسائل نظاره گر باشد و یا با آنها به نوعی کنار بیاید. یکی از این مسائل، گسترش ناتو به شرق است. طی سال های گذشته، روس ها همواره نگرانی خود را از گسترش ناتو به شرق و به خصوص عضویت اوکراین و گرجستان در این اتحادیه ی نظامی ـ امنیتی ابراز داشته اند. از این رو می توان گسترش ناتو به شرق را یکی از مهم ترین چالش های سیاست خارجی روسیه به حساب آورد. مسئله ی دیگری که به خصوص طی چند سال اخیر ذهن روس ها را به خود مشغول کرده بود، استقرار سامانه دفاع موشکی در اروپای شرقی است. به خصوص که دولت آمریکا هم اینک از طرح

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *