شناسایی و تبیین کدهای بومی اخلاقی برای مدیران بیمارستانی- قسمت ۶

شناسایی و تبیین کدهای بومی اخلاقی برای مدیران بیمارستانی- قسمت ۶

  • من در خیابان از کنار روزنامه فروشی عبور می‌کنم. آیا فلان روزنامه یا مجله را بخرم یا نه؟

 

  • من، برای شرکت در یک جلسه مهم عجله دارم. حال آیا باید محدودیت سرعت را زیر پا گذاشته و به موقع برسیم یا اینکه حد سرعت را رعایت کرده و دیرتر به جلسه برسم؟
برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

 

  • معلم من، یک قطعه نثر انگلیسی به من داده است تا آن را در خانه به زبان فارسی ترجمه کنم. آیا آن را بدون کمک انجام دهم یا اینکه متن انگلیسی را در کامپیوتر تایپ کرده و یک برنامه اینترنتی پیدا کنم که آن را برای من به زبان فارسی ترجمه کند؟

 

  • من اجازه دارم که مبلغ معینی پول را برای هزینه‌هایم مطالبه کنم. آیا هزینه‌ها را بالاتر کنم یا اینکه آنچه را واقعاً خرج کرده‌ام مطالبه کنم؟

 

حتی مکالمات روزمره ما هم دارای بعدی اخلاقی است. هنگامی که چیزی را نقل می‌کنیم که برایمان اتفاق افتاده است، آن را به طور صحیح بگوییم یا اینکه برای تحت تأثیر قرار دادن دیگران فقط کمی به آن شاخ و برگ می‌دهم؟
بنابراین، ما هنگام برخورد با مسائل بزرگی که دیگران هم متأثر از آن هستند، چگونه تصمیم‌گیری کنیم؟ رویکردی که در سال‌های اخیر رواج یافته است، اخلاق فضیلتی است. این رویکرد می‌پرسد «اخلاقی‌ترین و بهترین تصمیم‌ درست چیست؟» این، ابداً مفهومی مدرن نیست و به زمان ارسطو وافلاطون باز می‌گردد. در واقع برگرفته از اخلاق یهودی – مسیحی و اندیشه فیلسوفان قرن هیجدهم و نوزدهم است. نکته مهم آن است که با تمرین فضیلت، با فضیلت شویم. در نتیجه فقط در صورتی می‌توانیم شخص درستکاری باشیم که کار درست انجام دهیم و به این ترتیب مورد اعتماد دیگران شویم. فضیلت، بیشتر درباره بیان ویژگی‌ها است تا درباره رعایت قواعد. دیگران اخلاق فضیلتی را به عنوان چارچوبی در نظر می‌گیرند که قضاوت‌های اخلاقی، درون آن صورت می‌گیرد با این وجود، خود فضیلت مفهومی نسبی است. آنچه را اخلاقی می‌دانیم، به نظام اعتقادی ما بستگی دارد . یک مثال بسیار خوب در این مورد توجه به جایگاه اخلاق مسیحی در ایالات متحده است که سقط جنین و زندگی مشترک مدنی هم جنسان را بی‌تقوایی یا غیر اخلاقی می‌داند، اما ظاهراً اقدام به جنگ علیه عراق، نگهداری تروریست‌های مظنون خارج از تشریفات صحیح قانونی و خروج از موافقت‌نامه‌های بین‌المللی راجع به محیط زیست، درست یا اخلاقی محسوب می‌شود(قراملکی،۱۳۸۸: ۱۲۸).
عکس مرتبط با محیط زیست
بنابراین ما هنوز با این پرسش روبرو هستیم که چگونه تصمیمی اخلاقی بگیریم؟ چندین نظام در این مورد به ما کمک می‌کنند. آن‌ ها از ما می‌خواهند که درباره گزینه‌های پیش رو به خوبی فکر کنیم، پیامدها و عواقب آن‌ ها را در نظر بگیریم و فواید یا ضررهای احتمالی را پیش‌بینی کنیم حال باید از چه فرضیاتی شروع کنیم؟ تام بیشامپ[۲۱] و جیمز چیلدرس[۲۲]، دو عالم اخلاق آمریکایی، رویکرد بسیار مفیدی را تحت عنوان «اصل اخلاق زیست پزشکی» که نخستین بار رد سال ۱۹۷۹ منتشر شده است، ارائه نموده‌اند. همان‌گونه که عنوان کتاب نشان می‌دهد، اصول اخلاقی، به پیشرفت‌های سریع در علم زیست پزشکی مربوط می‌شوند، اما رعایت چارچوب‌های اخلاقی در بسیاری زمینه‌های دیگر نیز مفید است. آن‌ ها، تاکید نمودند که چندین اصل اخلاقی وجود دارد که باید در نظر گرفته شود و به آنها اولویت داده شود، این اصول همیشه اعتبار برابری نداشته و گاهی با هم در تعارض هستند.
اولین اصل، اصل استقلال[۲۳] یا خودمختاری است، یعنی گفتن اینکه ما نمی‌توانیم چیزی را برخلاف خواسته‌های یک شخص انجام دهیم. بنابراین، یک پزشک نمی‌تواند به درمان پزشکی برخلاف خواسته‌های یک بیمار اقدام کند، هر چند که پزشک چنین درمانی را ضروری بداند. هر چقدر که دادن پول برای صندوق خیریه، اخلاقی باشد، کارفرما نمی‌تواند درصدی از حقوق شخص را برداشته و به صندوق خیریه بدهد. البته، استقلال، محدودیت‌های خود را دارد. ممکن است بخواهیم در یک مکان عمومی سیگار بکشیم، اما آیا صدمه ناشی از قرار گرفتن دیگران در معرض دود سیگار مهم‌تر از استقلال و خودمختاری شخص است؟
عکس مرتبط با سیگار
مسئولیت ما در برابر دیگر اشخاص، فایده رساندن به آن‌ هاست. ما نباید به دیگران آسیب برسانیم. بنابراین، وظیفه یک پزشک ارائه درمان مفید است. البته، در عمل، این امر اغلب کاری توازن بخش است. برای مثال، ممکن است یک دارو مفید باشد. اما ناگزیر دارای عوارض جانبی است. بنابراین، تصمیم‌گیری برای تجویز آن، مستلزم مقایسه اهمیت این دو است. آیا فایده، مهم‌تر از آسیب است؟ آیا می‌توان آسیب را محدود کرد؟ اگر ما قوانین قمار را آزاد کنیم، اشخاصی که بخوانند قمار کنند، می‌توانند با راحتی بیشتری این کار را انجام دهند و درآمد دولت افزایش می‌یابد، اما این خطر وجود دارد که اشخاص بیشتری به این عمل غیر اخلاقی با تمام نتایجی که برای آن ها و خانواده‌هایشان دارد، اعتیاد پیدا کنند.
یکی دیگر از اصول اخلاقی، اصل عدالت است. یعنی اینکه ما مسئولیت داریم به پیامدهای گسترده‌تر تصمیمات خود نگاه کنیم. این موضوع نیز به راحتی در پزشکی درک می‌شود. ممکن است یک داروی جدید برای عده کمی از بیماران مفید بوده، ولی خیلی گران باشد. درانگلستان، بودجه مراقبت‌های بهداشتی محدود است و بنابراین، هزینه برای دارو ممکن است به این معنا باشد که پول کمتری برای چیزهایی در دسترس است که به نفع عده بسیار بیشتری است. بنابراین، یک بیمارستان چه باید بکند؟ آیا بودجه را برای دارو هزینه کند یا آن را صرف تهیه تجهیزات بیمارستان نماید؟
این اصول از آن‌جا که چیزی جز قرائت کمرنگی از اخلاق سنتی نیستند، مورد اعتراض قرار گرفته‌اند. مسلماً آن‌ ها مبتنی بر ارزش‌های کلیدی، به ویژه سنت یهودی – مسیحی و اصول یونانی برای جستجوی خوبی و عدم استفاده از دیگران به عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به هدف هستند.ارزش این اصول در این است که چارچوبی را برای اندیشیدن و بررسی همه گزینه‌ها و پیامد‌های یک اقدام پیشنهادی فراهم می‌سازند. به ویژه در زمینه علم نوین زیست پزشکی، پاسخ دادن به یک تحول با «اَه اَه» یا «بَه بَه» بسیار ساده است. ممکن است واکنش غریزی ما این باشد که این تحول خاص وحشتناک است و هرگز نباید اجازه داد ک اتفاق بیفتد. یا ممکن است این باشد که شگفت‌انگیز است و امکانات بسیاری را فراهم می کند. اینها، دقیقاً شاخصی‌هایی بود به پرسش‌هایی که با تولد «لوئیس براون»[۲۴]، اولین نوزاد لوله آزمایشگاهی جهان در سال ۱۹۷۸ مطرح شد. از اسپرم انسان باری بارور ساختن تخمکم در لوله آزمایشگاهی استفاده شد و شرایط برای رشد و تکامل جنین حاصل فراهم شد. سپس، جنین در رحم مادر کار گذاشته شد . سپس با طی دوران بارداری لوئیس به دنیا آمد. این امر متضمن تولید چندین جنین در آزمایشگاه بود، اما فقط یکی از آن‌ ها تبدیل به نوزاد شد. برخی مردم انتقاد کردند، زیرا معتقد بودند این کار دخالت در خلقت خداوند است. به علاوه جنین‌های زیادی ک هدر واقع که انسان هستند، در این فرایند نابود می‌شوند. ما نباید تولید مثل را از عشق جنسی جدا کنیم.اکنون، زوج‌هایی که نمی‌توانند از راه طبیعی بچه‌دار شوند، با این روش می‌توانند به آروزی خود که داشتن فرزند است، برسند. در حالی که هر دو پاسخ قابل درک است، هیچ‌یک، کلیه مسائل مربوط را مورد بررسی عمیق قرار نمی‌دهد. اگر قرار باشد که ما بهترین تصمیم اخلاقی را که می‌توانیم بگیریم، این تصمیم مستلزم تأمل دقیق و اندیشمندانه است.
در جای دیگر ما فرایندی تدریجی را برای انجام این کار آغاز کرده‌ایم. اخیراً رویکردی مشابه به وسیله عادل شامو[۲۵] و دیوید رسنیک[۲۶]، علمای اخلاق آمریکایی پیشنهاد شده است که نقل آن، گرچه به شکلی اصلاح شده، اما مفید است: (قراملکی،۱۳۸۸: ۱۳۰).
آلیس[۲۷] با دو موضوع، یکی از اهدای خون و دیگری تکلیف برای حضور در یک جلسه مهم مواجه شده است. اگر برای اهدای خون برود، ممکن است زندگی بیمار نیازمندی را نجات دهد، اما دیگر نمی‌تواند در جلسه حاضر باشد. حال باید چگونه تصمیم‌گیری نماید؟
آلیس می‌تواند این اقدامات را اتخاذ کند:

 

 

    1. مسأله را برای خودش تعریف کند. آیا باید برای اهدای خون برود یا در جلسه حاضر شود؟

 

    1. اطلاعات مربوطه را جمع‌ آوری کند. نیاز به خون چیست؟ آیا نیاز به اهدا کنندگان از گروه خونی خاص وی هست؟ ماهیت جلسه چیست؟ حضور در جلسه تا چه اندازه حائز اهمیت است؟

 

    1. گزینه‌ها را تنظیم کند. آیا اینها مشترکاً انحصاری است؟ آیا او می‌تواند به جلسه رفته و در فرصت دیگری برای اهدای خون برود؟ آیا تاریخ جلسه قابل تغییر است؟

 

    1. گزینه‌ها را به اصول مورد بحث مرتبط سازد. اهدای خون، از کمک به دیگران حمایت می‌کند. رفتن به جلسه از اهمیت وفای به عهد حمایت می‌کند. امکان رعایت هر دو اصل به وسیله تغییر تاریخ یکی یا دیگری وجود دارد. اما ممکن است اصول دیگری نیز وجود داشته باشند که باید مورد بررسی قرار گیرند: اصول حقوقی، اقتصادی، حرفه‌ای یا شخصی.
    2. عکس مرتبط با اقتصاد

 

    1. هر موردی را باید در نظر گرفت: واقعیت‌ها، همچنین اصولی مهم هستند. ممکن است آلیس، گروه خون نادری داشته باشد و خون او شدیداً مورد نیاز باشد؛ این واقعیت‌ها اهمیت قابل توجهی در تصمیم‌گیری دارند. ممکن است شخصی گروه خون معمولی داشته باشد و ممکن است جلسه، تنها جلسه‌ای باشد که وی می‌تواند تحول جدید و بسیار با ارزشی را ایجاد نماید. در این مورد، آلیس احتمالاً تصمیمی خواهد گرفت که به جلسه برود.

 

  1. تصمیم ‌گیری کند و آن را به اجرا بگذارد.

 

در این روند، مشورت کردن با اشخاصی که به قضاوت آن‌ ها اطمینان داریم، غالباً مفید است. افکار بلند می‌تواند موضوعات را روشن کند. گاهی عقب ایستادن و بازنگری نظام ارزشی خود مهم است. معمولاً در زندگی روزانه، زمان اجازه این کار را نمی‌دهد، اما گاهی، وقت گذاشتن برای بررسی اینکه چگونه می‌توان تصمیم گرفت، می‌تواند بسیار ارزشمند باشد.
در مورد مسائل سریع‌التحول، مرحله دیگری لازم است. تصمیمات، باید در پرتو اطلاعات جدید، مورد بازنگری قرار گیرند. یک مثال خوب پزشکی از این مورد آن است که در اولین رروزهای بیماری فراگیر ایدز، یک بیمار مبتلا به ذات‌الریه مرتبط با ایدز، در بخش مراقبت‌های ویژه، تحت درمان قرار نمی‌گرفت، چون پیشرفت ایدز، بیشتر از یک سال طول نمی‌کشید. امروزه، در زمانی که درمان دارویی، تا حد زیادی دوره بیماری را بهبود داده است، درمان مراقبتی شدید، تحت چنین شرایطی کاملاً مناسب است.
گاهی، تصمیم‌گیری اخلاقی می‌تواند بسیار دشوار باشد. اتخاذ بهترین یا اخلاقی‌ترین تصمیم، مستلزم اندیشیدن دقیق می‌باشد. اغلب، ما باید، نه به راه حل مطلوب، بلکه به بهترین راه حلی که تحت شرایط موجود می‌توانیم به آن برسیم، راضی باشیم. از مباحث فوق می‌توان چنین نتیجه‌ گرفت:

 

 

    • اخلاق تصمیم‌گیری درباره‌ی بایدها و نبایدها است.

 

    • از قدیم الایام، مردم برای یافتن بهترین راه حل در پرتو تصمیم‌گیری‌های اخلاقی تلاش کرده‌اند.

 

    • پیشینیان، فیلسوفان، مذاهب و دانشمندان همه به راهی کمک کرده‌اند که ما بر اساس آن در قرن بیست و یکم می‌توانیم به بررسی اخلاقی برسیم.

 

    • سه رویکرد اصلی در اخلاق وجود دارد: اخلاق تکلیف گرا، اخلاق نتیجه‌گرا و اخلاق‌ فضیلت‌گرا. اخلاق مبتنی بر حق، گاهی به عنوان رویکرد چهارم تلقی می‌شود.

 

    • اخلاق زیستی، به مسائل پیچیده ناشی از تحولات سریع در علم زیست پزشکی در پنجاه سال گذشته می‌پردازد و قلمرو آن به مسائل جهانی و محیط زیست نیز گسترش می‌یابد.

 

  • داشتن چارچوب منظمی برای گرفتن تصمیمات اخلاقی ضروری است.

 

۲-۹) اهمیت درک مفاهیم اخلاقی

 

اصطلاحات اخلاق، رفتار اخلاقی، حقوق، تکالیف، تعهدات، اصول اخلاقی، قواعد اخلاقی، اخلاقاً صحیح، اخلاقاً غلط، نظریه اخلاقی، اصطلاحاتی هستند که استعمال آن ها در بحث‌های اخلاقی متداول است. شاغلین حرفه پزشکی همانند دیگران ممکن است هنگام بحث درباره حوادث زندگی و وضعیت‌های حرفه‌ای که دارای بعدی اخلاقی هستند، برخی از این اصطلاحات را مورد استفاده قرار دهند. اما این اصطلاحات همیشه به طور صحیح به کار برده نمی‌شوند و نتیجه ناخوشایند بحث و مذاکره را درباره مسائل اخلاقی در بردارند و در نتیجه مشکلات و سردرگمی‌هایی را به وجود می‌آورند که قبلاً وجود نداشته یا در صورت برخورد شایسته‌تر قابل اجتناب بودند.
یک نمونه قابل توجه استفاده نادرست از اصطلاحات اخلاقی را می‌توان در گرایش برخی پرستاران به مترادف دانستن اصطلاحات حقوق و مسئولیت‌ها یا تکالیف و در نتیجه قابل استفاده بودن آنها به جای یکدیگر یافت. نمونه‌ای از این مورد را می‌توان در اعلامیه مواضع شورای بین‌المللی پرستاران[۲۸] راجع به حقوق و تکالیف پرستاران، اتخاذ شده در اجلاس شورای نمایندگان ICN برزیل در ژوئن سال ۱۹۸۳ یافت که به موجب آن پرستاران حق دارند در محدوده مجموعه قوانین اخلاق و قانون پرستاری عمل نمایند[۲۹]. هنگامی که ماهیت حقوق و تکالیف مورد بررسی قرار گیرد، روشن خواهد شد که اصطلاح حق در این مثال، در واقع همان تکلیف است.
یک اشتباه معمول دیگر گرایش پرستاران به تفکیک قائل شدن بین اصطلاحات اخلاق و رفتار اخلاقی است. آن ها به این دلایل تفکیک قائل می‌شوند که از دیدگاه آنها رفتار اخلاقی متضمن مجموعه ارزش‌های شخصی یا خصوصی است، در حالی که اخلاق به یک مجموعه ارزش‌های کلی و عمومی رسمی بیشتر مربوط است. در واقع هیچ اختلاف مهم فلسفی بین اصطلاحات اخلاق و رفتار اخلاقی وجود ندارد و تمایز قائل شدن بین آنها غیر ضروری و گیج کنند است. نیاز به تحقیقی انتقادی در عمل حرفه‌ای اخلاقی مورد تصدیق اندیشمندان حوزه اخلاق زیستی است و اشخاصی که در یک زمینه فرهنگی مشترک بزرگ می‌شوند، در چیزی سهیم هستند که بیشامپ و چیلدرس آن را یک رفتار اخلاقی مشترک می‌نامند؛ یعنی یک رشته هنجارهای اصلی و ابعاد رفتار اخلاقی که اکثر مردم آن‌ ها را به عنوان چیزهایی مهم و مرتبط می‌پذیرند (برای مثال، به حقوق دیگران احترام بگذارید، به اشخاص بی‌گناه صدمه نزنید، دزدیدن نادرست است، خلف وعده نادرست است و غیره) و بحث اخلاقی درباره آنها اتلاف وقت خواهد بود[۳۰]. اما فرض یا پذیرفتن این امر اشتباه خواهد بود که یک رفتار اخلاقی مشترک به خودی خود برای قادر ساختن پرستاران به مقابله با بسیاری از مسائل پیچیده اخلاقی کافی است. در حالی که ممکن است دستگاه اخلاقی عادی محرک و راهنمایی برای رفتار اخلاقی باشد، اما غالباً برای راهنمایی به هنگام برخورد مؤثر و سالم با بسیاری از مسائل اخلاقی پیچیده که در زمینه‌های مراقبت‌های بهداشتی و پرستاری مطرح می‌شوند، ناکافی است. یک صلاحیت و قابلیت اخلاقی بسیار پیچیده‌تر از آنچه به عنوان رفتار اخلاقی پیش‌بینی می‌شود، لازم است.
اگر همه افراد در حرفه خود درباره اخلاق جدی باشند، باید در یک تحقیق انتقادی درباره اخلاقیات و به کارگیری اصول اخلاقی در حرفه خود شرکت نمایند. نمی‌توان پذیرفت که درست به همین دلیل ما اصلاحات اخلاقی را می‌دانیم و آن‌ ها را به کار می‌بریم، همان‌گونه که وارناک[۳۱] در اثر کلاسیک خود تحت عنوان فلسفه اخلاقی معاصر هشدار می‌دهد:
هنگامی که ما درباره اصول اخلاقی سخن می‌گوییم ممکن است. منظور خود را ندانیم؛ اینکه مشکلات اخلاقی، اصول اخلاقی، قضاوت‌های اخلاقی چیست، موضوعی چندان روشن نیست که به عنوان یک موضوع ساده بتوان آن را نادیده گرفت. ما باید کشف کنیم که چه زمانی می‌گوئیم یک مسئله اخلاقی است تا اگر با موارد اخلاقی زیادی برخورد داشتیم بتوانیم آن‌ ها را از یکدیگر تفکیک کرده و بررسی نماییم که کدامیک عاقلانه و قابل دفاع هستند.
هنگام مذاکره و بحث درخصوص مسائل اخلاقی در پرستاری و مراقبت‌های بهداشتی، ضروری است که همه طرف‌های درگیر، دانش و درک مؤثر مشترکی از معانی اصطلاحات و مفاهیم اساسی داشته باشند. این ضرورت پیش از اینکه اختلافی وجود داشته باشد باید درک شود. استدلال واقعی در ورای این ضرورت این است که مادامی که درک مشترکی از واژه‌ها و مفاهیم اصلی وجود نداشته باشد، درک مسائل مورد بحث و پرداختن به آن‌ ها، اگر غیر ممکن نباشد، بسیار مشکل خواهد بود. برای مثال، اگر دو گروه مخالف، فاقد درک مشترکی درباره ماهیت و مضمون حقوق بشر باشند نمی‌توانند بحث درباره شرایطی را آغاز نمایند که تحت آن‌ ها باید به حقوق بشر احترام گذاشته شود و یا حقوق بشر نقض گردد. به نحو مشابهی، اگر دو گروه مخالف، فاقد درک مشترکی از اصول اخلاق حرفه‌ای باشند، نمی‌توانند به روشنی بحث نمایند که آیا اخلاق حرفه‌ای باید به عنوان حوزه متمایزی از تحقیق و کار شناخته شود یا خیر، یا اینکه آیا همه شاغلین این حرفه ملزم تبعیت و حمایت از موازین اخلاقی ایجاد شده هستند یا خیر.
در ایجاد درک مشترکی از مفاهیم و اصطلاحات اصلی مورد استفاده در مذاکرات و مباحثات راجع به مسائل اخلاقی، مهم است بدانیم که بر خلاف انتظارات، بسیاری از اصطلاحات متداول در بحث‌های اخلاقی، خود دارای بار اخلاقی بوده و در نتیجه به نحو تناقض آمیزی در خطر تحریف مباحثات و ضایع کردن آن‌ ها هستند. ایده کیفیت زندگی مثال خوبی از این مورد است. بسیاری از نویسندگان اخلاق زیستی می‌پذیرند که هنگامی که یک زندگی از مستقل بودن باز می‌ایستد. ارزش آن کاهش یافته است. در مواردی که کیفیت زندگی، معیاری برای تصمیم‌گیری در مرحله پایانی حیات بوده است، می‌توان قتل ترحم‌آمیز را راهکار صحیح و مناسبی دانست. در اینجا مفهوم استقلال که دارای بار اخلاقی است، یک معنای جدا از انتخاب قتل ترحم‌آمیز را می‌رساند. همچنین این تصور را که ممکن است استقلال رأی برخی از اشخاص با ایده یک زندگی با ارزش کاملاً بی‌ربط باشد، باطل می‌سازد. برای مثال در برخی گروه‌های فرهنگی سنتی، روابط دوستانه و خانوادگی، نوعاً جمعی و به هم وابسته است ولو اینکه هر گونه ایده استقلال فردی با ارزیابی یک زندگی با ارزش برای زیستن کاملاً بی‌ارتباط است.
مفاهیم و اصطلاحات اخلاقی که نادرست یا ضعیف تعریف شده باشند، می‌توانند تصور اخلاقی اشخاص و گزینه‌ها و انتخاب‌هایی را که ممکن است به نحو دیگری بررسی و در برابر اختلاف، تعارض و خصومت انتخاب شوند، متأثر ساخته و آن‌ ها را محدود نمایند(عباسی و دیگران،۱۳۸۹: ۱۳۰).

 

۲-۱۰) اصول چهارگانه اخلاقی

 

اصل یعنی قاعده یا معیاری که در یک وضعیت مفروض به کار برده می‌شود. وقتی اصلی اخلاقی باشد، بدین معناست که باید برای به‌کارگیری آن تلاش کرد، زیرا حتماً درست است. چهار اصل اخلاقی که مشترکاً در اخلاق زیستی به کار برده می‌شوند عبارتند از استقلال، زیان نرساندن، خیرخواهی و عدالت. درست همانند نظریه‌های اخلاقی این اصول، عاری از جنجال نبوده و همانگونه که خواهیم دید، می‌توانند در هر وضعیت مفروض نیز با یکدیگر رقابت نمایند. اما سودمندی آن‌ ها به عنوان وسیله‌ای برای بررسی معضلات اخلاقی از شهرت آن‌ ها در الگوهای تصمیم‌گیری اخلاق زیستی پدیدار است(عباسی و دیگران،۱۳۸۹: ۱۴۹).

 

۲-۱۰-۱) اصل استقلال

 

استقلال عموماً اینگونه توصیف می‌گردد: حق تعیین سرنوشت، توانایی کنترل آنچه برای ما رخ می‌دهد و چگونگی رفتارها ما این اعمال اراده از ما تنها در صورتی قابل پذیرش است که تأثیر نامطلوبی بر حقوق دیگران نگذارد. استقلال یک اصل اخلاقی مهم است، زیرا متضمن احترام به افراد و حریم شخصی آنها است. همچنین اصلی است که در حوزه‌هایی از حقوق بهداشتی، به ویژه در رابطه با حق شخص به رضایت باری درمان و دریافت اطلاعات درباره درمان منعکس می‌گردد. اما این اصل اخلاقی در هر وضعیتی در قانون مورد حمایت قرار نمی‌گیرد. برای مثال، افراد حق ندارند در رابطه با قتل ترحم‌آمیز اعمال استقلال نمایند یا در هر زمانی که بخواهند از کمک برای مردن برخوردار شوند.
لازم است شاغلین حرفه پزشکی حرفه پزشکی به خاطر داشته باشند که منظور از اعمال استقلال، رفتار مرویانه داشتن است. برای بیماری که در اختیار کادر پزشکی و پرستاری است، ادعای استقلال همیشه درست نیست، به ویژه اگر این عمل بیمار را به مقابله با کادر پزشکی بکشاند. برای پرستاران نیز مدعی بودن با وجود تربیت‌های اخلاقی که در گذشته داشته‌اند. همیشه آسان نبوده است. این موضوع به لحاظ فرهنگی یک مفهوم غربی است . برخی فرهنگ‌های دیگر از جنبه استقلال و فردگرایی فکر نمی‌کنند بلکه از جنبه وابستگی‌ متقابل فرد و جامعه می‌اندیشند. با این وجود قوانین در استرالیا معمولاً از اصل استقلال حمایت می‌کنند.

 

۲-۱۰-۲) اصل زیان نرساندن

 

این اصل، اصلی‌ بسیار قوی در مراقبت‌های بهداشتی است و مبنای تکلیف پر ستاران را برای مراقبت از بیماران تشکیل می‌دهد. همچنین می‌توان آن را در تکلیف مراقبت که یکی از عناصر خطای مدنی است، تشخیص داد. چنین به نظر می رسد که این اصل برتر از اصل خیرخواهی است. بیشامپ و چیلدرس استدلال می‌کنند که تکلیف ما برای صدمه نزدن بزرگ‌تر از تکلیف ما برای انجام کار خوب، به ویژه در جایی است که ممکن است خود ما یا دیگران در معرض خطر قرار گیریم.

 

۲-۱۰-۳) اصل خیرخواهی

 

خیرخواهی غالباً به عنوان این اصل که «مهم‌تر از همه، کار خوب انجام بده» توصیف می‌‌گردد. تمایل به کار خوب بی‌تردید به اکثر شاغلان مراقبت‌های بهداشتی انگیزه می‌دهد. اما، شاید توجه است که مواردی هم وجود دارد که ممکن است تصور مردم از کار خوب مخالف خواسته‌های یک فرد باشد. برای مثال، هنگامی که یک بیمار علاج ناپذیر بوده و احتمال مرگ او زیاد است. پرستاران و پزشکان نمی‌توانند درمان را متوقف نمایند. از پرسش‌های مهمی که در وضعیت‌های مربوط به خیرخواهی پرسیده می‌شود این است که ما برای خیرخواهی نسبت به چه کسی تلاش می‌کنیم؟ جانستون با مثال مفیدی نشان می‌دهد که چگونه خیرخواهی می‌تواند بر خلاف تمایلات معمولی گروه مراقبت‌ خیرخواهی نادیده گرفته شود، پدر سالاری تلقی می‌شود. اصل خیرخواهی و زیان نرساندن اغلب دوروی یک سکه هستند. اما غالباً در عمل این مشکل وجود دارد که بدانیم یکی در کجا پایان یافته و دیگری از کجا آغاز می‌شود. برای مثال، وقتی پرستاری محل زخم‌ها را تمیز کرده یا پانسمان دردناکی برای بیمار انجام می‌دهد. ممکن است قدری ناراحتی برای بیمار ایجاد کند. و لذا عنوان صدمه زننده را به او بدهند. با این وجود، انگیزه‌های پرستار برای پانسمان یا عفونت زدایی از زخم کار خوب و در واقع خبررسانی به بیمار است. در چنین وضعیتی روشن است که پرستار از زخمم عفونت زدایی می‌کند، اما اصول می‌توانند این‌گونه تفسیر شوند که مغایر با یکدیگر هستند.

 

۲-۱۰-۴) اصل عدالت

 

عدالت در اخلاق دو معنا دارد: انصاف و یا توزیع برابر مسئولیت‌ها و منافع عدالت به عنوان انصاف نیز دو تفسیر دارد: رفتار یکسان با مردم یا برخورداری عادلانه شخص از امکانات اصل عدالت به عنوان انصاف، سطحی از بی‌طرفی بودن در برخورد با دیگران را انتظار داشته و به آن اشاره دارد. اما رفتار برابر با مردم، لزوماً مساوی با رفتار به یک شیوه با مردم نیست. بیماران از نظر سوابق اجتماعی، آموزشی و فرهنگی خود یکی نیستند و پرستاران ممکن است به پذیرش گسترده استراتژی های مهارتی جهت نیل به رفتار برابر برای دو بیمار نیاز پیدا کنند. برای مثال تهیه اطلاعات کافی درباره برداشتن کیسه صفرا به طریق لاپاراسکوپی برای یک زن مسن می‌تواند به استراتژی‌های بسیار متفاوتی نسبت به تهیه همان اطلاعات همان اطلاعات برای یک مرد ۴۵ ساله تحصیل کرده دانشگاهی نیاز داشته باشد. با این ملاحظات، عدالت به عنوان انصاف، یک اصل مهم است. چون مبنای نیاز به اجتناب از تبعیض علیه مردمی است که به هر دلیلی متفاوت هستند.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
از دومین معنای عدالت به عنوان توزیع برابر مسئولیت‌ها و منافع، گاهی اوقات به عنوان عدالت توزیعی یاد می‌شود و غالباً برای پاسخ دادن به پرسش‌های مربوط به تخصیص باید بین تمام افراد جامعه یکسان تقسیم شود. اما در عمل، شاهدیم هنگامی که از شاغلان مراقبت‌های بهداشتی خواسته می‌شود، اصل عدالت و تخصیص عادلانه منابع را در عمل اعمال کنند، مشکلات اخلاقی فراوانی برای آنها ایجاد می‌شود و این پرسش مطرح می‌شود که به کدام بیماران باید ارائه درمان نمود. چنین پرسش‌هایی شاغلان مراقبت بهداشتی را که به کار خود و ارتباط با بیماران عادت کرده‌اند، یا معضلات واقعی روبرو می‌سازد.

 

۲-۱۱) تعارض قواعد اخلاقی

 

کانت عقیده دارد که حساس‌ترین تعارضات اخلاقی بین تکلیف و میل روی می‌دهد، و به این جهت، خاطر او عمدتاً به این تعارضات مشغول است. ولی تعارضات جدی دیگری نیز ممکن است در دو چارچوب اخلاق واقع شود هنگامی که به نظر برسد دو تکلیف منافی یکدیگر بر عهده داریم. مثلاً رد جریان جنگ ویتنام، بعضی از دانشجویان دوره‌های کارشناسی ارشد و بالاتر، از دیگران انتقاد می‌کردند که چرا به جای درس خواندن، به راه‌پیمایی در اعتراض به جنگ نمی‌روند.سؤال این است که بر طبق نظریه کانت، از تکلیف‌های به ظاهر متعارض کدام را باید برگزینیم؟ یک راه حل فوراً به ذهن می‌رسد. تکالیف موسّع را می‌توان به بسیاری راه‌ها ادا کرد. بنابراین، در صورت وقوع تعارض میان دو تکلیف مثبت، ممکن است هر یک را به راه ها و در اوقات مختلف ادا کرد. اگر تعارض بین وظیفه‌ای مضیّق و وظیفه‌ای موضع باشد، شاید ممکن باشد اول به ادای وظیفه مضیّق بپردازیم، و انجام وظیفه موسّع را به وقت دیگر و به را‌ه دیگری موکول کنیم. (بزودی خواهیم دید که این پیشنهاد همیشه درست نیست).
اما بعضی اوقات، بظاهر باید از میان دو وظیفه مضیق، یکی را برگزینم. مثلاً ممکن است فقط به این وسیله از آزار تا حق ناحق کسی بپرهیزیم که به او دروغ بگوییم. هر کس مدعی شود که اینگونه تعارضات وجود ندارد، منکر تجربه‌های اخلاقی عادی شده است. چنین تاکتیکی نیز مانند سقراط که واقعیت ضعف اخلاقی را انکار می‌کرد، از تبیین واقعیات حیات اخلاقی ما قاصر می‌ماند.
کانت تنها یک بار آن هم به اجمال، با این مشکل دست و پنجه نرم کرده است. می‌گوید پایه اخلاق عقل است، و عقل ممکن نیست تناقض‌ها عملی (یعنی در آن واحد، تکالیف متناقض) ب ما تحمیل کند. بنابراین، حتی در صورت وقوع تعارض میان قواعد اخلاقی، در هر زمانی تنها یک تکلیف بر عهده ماست. ممکن نیست واقعاً بین تکالیف تعارض روی دهد، به نحوی که عهده ماست. ممکن نیست واقعا بین تکالیف تعارض روی دهد به نحوی که مکلف باشیم در آن واحد مطابق قواعد منافی یکدیگر عمل کنیم. به نوشته او: «دو قاعد متعارض ممکن نیست هر دو در آن واحد ضرورت داشته باشند؛ اگر مکلف باشیم مطابق یکی از ان دو عمل کنیم، عمل کردن بر طبق قاعده مقابل نه تنها تکلیف ما نیست، بلکه حتی در تضاد با تکلیف ماست، «بنابراین، ب عقیده او، درست نیست که بگوییم تکالیف ما استثناپذیرند، یا یک تکلیف ممکن است فوری‌تر یا الزام‌آورتر از تکلیف دیگر باشد؛ همه وظایف اخلاقی مطلقند. (چنانکه اندکی پیش دیدیم، حتی وظایف موسّع استثنا نمی‌پذیرند و فقط پذیرای راه های بسیار متعدد برای ادای تکلیفند) (راجر سالیوان،۱۳۸۰: ۱۴۷).
وقتی قواعد اخلاقی با یکدیگر تعارض پیدا می‌کنند، تنها ممکن است (به اصطلاح ) یک «اساس تکلیفی»[۳۲] وجود داشته باشد که ما را بواقع ملتزم کند، و باید آن را یاد در عامل یا در خود قاعده اخلاقی یافت. اساس تکلیفی قویتر غلبه می‌کند و آنگاه «عمل کردن بر طبق قاعده دیگر نه تنها تکلیف نیست، بلکه با تکلیف تضاد دارد.

 

۲-۱۲) تجزیه و تحلیل ضوابط اخلاقی

 

در تحلیل استاندارد ضوابط اخلاقی سه حوزه دیده می‌شود، گروه مورد مطالعه عبارتند از: افراد، شرکت‌ها و جامعه.

 

۲-۱۲-۱) تجزیه و تحلیل ضوابط اخلاقی افراد

 

تحلیل افراد از نظر ضوابط اخلاقی آنها ، با ارزش اخلاقیات بازرگانی از دیدگاه افراد ارتباط دارد. بخشی از مدیریتی که برای یک شرکت کار می‌کند و یا به نحوی درگیر فعالیت‌های شرکت است، باید بر رفتار اخلاق شرکت تأثیرگذار و بر آن تسلط داشته باشد. تصور همگان، به طور ذاتی بر این است که احساس می‌کنند که رفتار بد در بلند مدت، رفتاری بی‌حاصل است، ممکن است سودی سرشار و باده آورده ناشی از رفتار ناشایست و غیر اخلاقی هیات مدیره برای یک بار، عاید شرکت شود و پاره‌ای از مدیران اجرایی به همین دلیل موفقیت‌هایی به دست آورند، ولی به تدریج افراد ناشایست و مدیرانی که پای ‌بند اصول اخلاقی نیستند، بلافاصله پس از برملا شدن اعمال و اخلاقشان، اعتبار خود را از دست می‌دهند(خلیلی،۱۳۸۱: ۶۶).
پاره‌ای از مدیران اجرایی که در واقع نماینده و معرف شرکت هستند احتمالاً می‌پندارند هر عمل و رفتار آن‌ ها در موقعیت شغلی که دارند نمودار رفتار و خط‌مشی شرکت است و ارتباطی به اخلاقیات شخصی آن‌ ها ندارد و آن‌ ها تنها مسئول انعکاس خط‌مشی شرکت هستند و از دستورات وجدان خود تبعیت نمی‌کنند.
آیا تصمیمات اخلاقی متناسب با وضعی است که شخص در آن قرار گرفته است؟
آیا تصمیم گیرهای اخلاقی گاهی از اوقات با ابهام همراه است؟
آیا افراد یا اشخاص (چه در مقام اجرایی و یا عادی) در روند کار به یک منجلاب غیر اخلاقی سوق داده می‌شوند؟
کنت گود پاستر[۳۳] استاد مدیریت در دانشکده بازرگانی دانشگاه هاروارد در مطلبی تحت عنوان «یادداشتی درباره شرکت به عنوان محیط اخلاقی «درباره اخلاق در بازرگانی به اظهار نظر می‌پردازد و می‌گوید:
که شرکت به خاطر خود و سهامداران باید محیطی باشد برای پذیرش و نگاه داری اشخاصی که شایستگی اخلاقی دارند و شرکت موظف است برای استقلال و شان هر یک از کارکنان خود حرمت قائل شود. یک فرد ممکن است در محیط کار خود رفتاری متفاوت و ناهمگون از خود بروز دهد، در چنین حالتی باید توجه داشت که تغییر باورها و درک او درباره اینکه کدام رفتار او صحیح و یا کدام یک نادرست است کاری آسان نیست. ممکن است افرادی در شغلی از مشاغل شرکت، هنگام تصمیم‌گیری درباره موضوعی که به نظر آن‌ ها اشکال اخلاقی دارد، متحمل‌ فشارهای شدید شوند، شکرت موظف است در جهت رشد کارکنان و توسعه رفتارهای مثبت آنان تلاش کند و از طریق دادن آزادی، مسئولیت و ضمن حفظ حرمت کارکنان، روحیه ابتکار و خلاقیت را در آن‌ ها بیدار و تقویت کند، در مقابل کارکنان نیز باید در قبال اعمال خود حقیقناً مسئول باشند. یک شرکت باید اهداف و نقطه نظرهای مطلوب خود را فراتر از سودآوری قرار دهد. یکی از مهمترین مقیاس‌های اندازه‌گیری فضای اخلاقی یک شرکت، اخلاق کارکنان آن شرکت است. یکی از نخستین عواملی که بر بروز یک رسوایی در یک شرکت اثر می‌گذارد، اخلاق فرد فرد کارکنان آن شرکت است(گودپاستر،۱۹۸۲: ۸۹).
ویلیام هال[۳۴] یکی از شرکای بازنشسته شرکت اندرسون، مولف «تصمیم‌گیرید درست، اخلاق برای مدیران» بر این باور است که تصمیم‌گیری و سوداگری و کسب و کار هر کس، تابع فشارهای اخلاقی، مفاهیم اخلاقی و عقلانی است که بر فضاهای شرکت حاکم است، با این حال ممکن است میان استانداردهای اخلاقی یک فرد و سیاست‌های شرکت تعارض‌هایی موجود باشد، در این شرایط یک فرد در مقابل تقاضای شرکت برای زیر پاگذاشتن باورهای اخلاقی باید چه عکس‌العملی داشته باشد؟ چنانچه این تعارض تبدیل به درگیری شود، شیوه درست برخورد فرد با آن چگونه باید باشد؟ بعضی معتقدند ارزیابی اخلاقیات یک فرد به عنوان شاخص هویت فردی و رفتارهای شغلی او امری است بیهوده و افراد و همه کارکنان باید در فضای پرفشار و محدودیت‌های شغلی که در مقابلشان قرار دارد عمل کنند، با این حال افراد باید مسئولیت‌ همه اعمال خود را بپذیرند. امروزه تمرکز و توجهی شدید و روابط و مناسبات بین افراد و رفتار آن‌ ها در فضای شرکت می‌شود.
لوراناش[۳۵] نویسنده «راهنمایی یک مدیر در مسائل اخلاقی صرف نظر از حسن نیت» اشاره می‌کند:
مدیران اجرایی که می‌گذارند ملاحظات و استراتژی حاصل کار، مکرراً بر تصمیمات آن‌ ها اثر بگذارد، به قابلیت خود برای پاسخگویی بازار از نظر اخلاقی لطمه می‌زنند. اندیشیدن مطلق به حاصل و نتیجه کار همواره موجبات شکست را فراهم می‌آورد. در چنین شرایطی معیارهای اخلاقی با جنبه تزئینی به خود خواهد گرفت و یا سرکوب خواهد شد و طرز تفکری که بر مناسبات و تفاهم‌ متقابل استوار است کنار گذاشته می‌شود. بعضی از مدیران اجرایی از بیم تضیعف قدرتشان به گفتگو درباره حاصل کار می‌چسبد تا تلاش‌ها و کفایت‌ها را فعال سازند؛ این گروه از مدیران مایلند تا مسائل خود را بر حسب مبادله اخلاقیات و حاصل کار ارزشیابی کنند، مردم به این موارد به صورت سیاه و سفید می‌نگرند. کشتی بار خود را ضایع می‌کند درآمدها از دست می‌رود، «یا رشوه بده و سود ببر و یا رشوه نده و کسب و کار از دست بده!» (ناش لوراناش،۱۹۹۰).
منجلاب‌های اخلاقی انعکاس و مشکلات یک سیستم هستند که نیاز به راه ‌حل ‌های مستمر دارند. همبستگی، انسجام یا اخلاقیات و سودآوری نمی‌تواند تحقق پیدا کند مگر آنکه دیدگاه سیستم درباره مشکلات در نظر گرفته شود. مجموعه‌ای از هدف‌ها باید به حاصل کار ترجیح داده شود. انگیزه‌های حاصل کار، جانشینی مناسب برای یک سلسله کامل ملاحظات و نیازهای اجرایی برای مشکلات و معماهای اخلاقی در محیط کار نیست. لورا ناش میثاق اخلاقی را با تأکید بر خدمات، خلاقیت، ارزش و مناسبات توصیه می‌کند، دیدگاه او از سود به عنوان جنبه دست دوم این ویژگی‌ها مطرح می‌شود تا به مدیران اجرایی کمک کند از قبل هدف‌هایی را مشخص کنند.
هدف‌گذاری حاصل از کار، امروزه به خاطر کسب آگاهی‌های جدید در نیاز به گوش فرا دادن هر چه بیشتر به افراد خارج از شرکت، از مشتریان گرفته تا گرو‌های همگانی از یک سو و بازگشت به ارزش‌هایی که مردم را به کار ترغیب می‌کند از سوی دیگر، در حال فرسایش است. بسیاری از مفاهیمی که محرک کسب و کارند به توابع متنوع گسترده‌تری وابسته‌اند تا به دلار قدرتمند.
ویلیام هال در نوشته‌ای تحت عنوان «اتخاذ تصمیم درست، اخلاقیات برای مدیران» درباره دیدگاه افراد از اخلاقیات بازرگانی می‌گوید:

 

دیدگاهتان را بنویسید