راهبرد فرهنگی ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر گفتمان مهدویت- قسمت ۱۷

راهبرد فرهنگی ـ سیاسی جمهوری اسلامی ایران با تاکید بر گفتمان مهدویت- قسمت ۱۷

از نظر امامی ه، امامت عبارت است از: ریاست عامّه مسلمی ن در امور دین و دنیا بالاصاله. (الطبرسی، ۱۲۸۰: ۱۸ و ۱۲۰)
شیخ مفید می گوید: امام کسی است که دارای ریاست عامّه در امور دین و دنیا به نیابت از نبیّ بوده باشد.(گلپایگانی ، ۱۴۱۸: ۱۱۸)
۶ـ۱) برهان لطف امامت
براهنی بر لطف بودن امام، اقامه شده است که در ذیل به آن می پردازیم:
بر هان ذیل با دو قیاس ما را به نتیجه می رساند:
قیاس اول:
صغری: وجود امام ـ با عنایت به ثمرات وظایفی که دارد موجب نزدیک تر شدن انسان ها به طاعت و دور گشتن آنان از معصیت و در نتیجه، نیل به سعادت ابدی انسان ها می شود.
کبری: هر آنچه موجب نزدیک تر شدن انسان ها به طاعت و فرمانبرداری و دور شدن آن ها از گناه و معصیت و رسیدن آن ها به سعادت ابدی شود، مصداق لطف است.
نتیجه: وجود امام مصداق لطف است.
قیاس دوم:
صغری: نصب امام لطف است.
کبری: لطف بر خداوند واجب است.
نتیجه: نصب امام بر خداوند واجب است.
سید مرتضی در تبیین لطف بودن امام می فرماید:
ما بالوجدان در می یابیم که مردم، چنانچه رییس و کسی که در تدبیر و سیاست امور به آن رجوع کنند نداشته باشند، اموراتشان مضطرب و زندگی آن ها سخت می شود و فعل قبیح در می ان آنان زیاد، و ظلم و تجاوز در می انشان ظاهر می گردد، ولی اگر آن ها رییسی داشته باشند که در امورشان به آن رجوع کنند، به صلاح نزدیک تر و از فساد دور تر می شوند. (شریف مرتضی، ۱۴۱۰ ق: ۴۷)
علامه مجلسی هم در بیان لطف بودن وجود امام می فرماید:
وجود امام لطف است؛ زیرا علم ضروری همه کس را حاصل است که هر گاه مردم را سرکرده بوده باشد که ایشان را منع کند از فتنه و فساد و ظلم و ستم بر یکدیگر و ارتکاب معاصی، و بدارد آن ها را به طاعت و عبادات و انصاف و مروت، البته امور مردم منتسق و منظم گردیده و به صلاح اقرب و از فساد ابعد خواهند شد. . ( مجلسی، ۱۳۶۲ : ۶ و ۷)
همچنین در تبیین لطف بودن امام آمده است:
دلیل بر وجوب امامت و رهبری این است که امامت در حق واجبات عقلی، لطف است؛ زیرا این حقیقت بر همگان معلوم است که انسان هایی که معصوم نیستند، هر گاه رهبری با کفایت نداشته باشند که معاندان و ستمگران را تنبیه و تأدیب کند و از ضعیفان و مظلومان دفاع نماید، شر و فساد در می ان آن ها گس ترش می یابد، ولی هر گاه رهبری با این ویژگی ها داشته باشند وضعیت آن ها برعکس خواهد بود و خیر و صلاح در آن جامعه گس ترش خواهد یافت. (ربانی گلپایگانی،۱۳۸۱: ۱۱۹)
و ابی اسحاق ابراهم بن نوبخت می گوید:
امامت، عقلا واجب است؛ زیرا امامت، لطف است و بنده را به طاعت نزدیک و از معصیت دور می گرداند و در صورت نبودن امام حال خلق مختل می شود. (ابن اسحاق ، بی تا: ۷۳)
ممکن است این شبهه مطرح شود که، اگر لطف بودن وجود امام به خاطر وظایف ذکر شده است، از آن جا که هچ یک از امامان معصوم نتوانستند به وظایف خود (رهبری بلا منازع اجتماعی) عمل کنند، پس باید اذعان داشت که وجود امام لطف نیست.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
در پاسخ می توان گفت در مورد امامت، لطف واجب سه قسم است:
۱٫ لطف فعل خداست: و آن این است که خداوند امام را نصب کرده و او در می ان مردم است.
۲٫ لطف فعل امام است: امام وظایف خود را به نحو احسن انجام دهد و مبلّغ دین و پاسدار شریعت باشد و مردم را به طاعت، امر و از معصیت نه نماید و به طور کلّی آنان را هدایت کند.
۳٫ لطف فعل مردم است: و آن به این است که مردم از امام خود تبعیت کنند و در اوامر و نواه مطیع و حامی امام باشند.
روشن است که خداوند، لطف خود را شامل حال مردم می کند؛ زیرا در صورت عدم آن، نقض غرض حاصل می شود که قبیح است و قبایح هم از خداوند تبارک و تعالی سر نمی زند.
امام هم معصوم و مصون از گناه و اشتباه است و قطعاً به لطف واجب خود عمل می کند؛ پس این مردم هستند که به لطف واجب خود عمل نمی کنند، از اوامر و نواه امام تبعیت نمی کنند و در نتیجه، محرومی ت از لطف نصیبشان می شود. ( حلی،۱۳۱۲: ۱۸۳)
از جانب دیگر، چنین نیست که اگر نگذاشتند امام به تمامی وظایف امامت عمل کند، از لطف بودن ساقط باشد؛ زیرا درست است که امام، حکومت و زعامت و رهبری جامعه را نداشته و مردم از این حیث از وجود امام بهره نبرده اند، اما وجود امام نیز موضوعیت دارد و خود، لطف است؛ چرا که امام، حجت زمان است.
امام صادق(علیه السلام) می فرماید: اگر در زمی ن، فقط دو نفر باقی بمانند، یکی از آن دو حجت است. ( کلینی، ۱۳۶۵، ج ۱:۱۷۹، ح ۱)
ملاصدرا در شرح این روایت می گوید:
غایت و غرض از وجود امام، تن ها پیشوایی و امامت نیست، تا اگر امامی فرض شود که هچ انسانی به او رجوع نکند، غرض از وجود امام فوت شود و یا اگر ظاهر نباشد، غرض از وجود او فوت شود، بلکه خود وجود امام موضوعیت دارد. (صدرالمتألهین، ۱۳۶۷: ص ۱۱۳)
خواجه طوسی می گوید:
وجود امام لطف است و تصرف امام لطف دیگری است و اگر ما از آن لطف محروم مانده ایم، کوتاه از جانب ماست. (حلی،۱۳۱۲: ۳۶۲)
۲) قاعده وجوب اصلح
گفتنی است گاه در کنار قاعده لطف از قاعده دیگری با عنوان «وجوب اصلح» نام برده می شود و خلاصه آن چنین است که «نصب امام، اصلح به حال بندگان است و هر اصلحی بر خداوند واجب است، پس نصب امام بر خداوند واجب است».( یزدی، ۱۳۸۱: ۱۴۱)
۳) برهان امکان اشرف
قاعده امکان اشرف یکی از قواعد بسیار مهم فلسفی و از فروع مهم قاعده «الواحد لا یصدر عنه الا الوحد» (آشتیانی، ۱۳۶۰: ۱۴۰)
به شمار می آید و حکما بهره های مختلفی از آن برده اند.
چنین به نظر می رسد که این قاعده برای اولین بار در کتاب اثولوجیا، مطرح شده است. (مطهری،۱۳۶۲، ج ۱: ۷۶)
پس از ذکر این قاعده در کتاب اثولوجیا، فلاسفه اشراق(سهروردی ، ۱۳۷۲: ۷۸ و ۴۳۴) ، مشاء (ملاصدرا، ۱۳۶۷: ۱۱۳) و حکمت متعالیه (ملاصدرا، ۱۳۶۷:۲۴۴) این قاعده را پروراندند و رنگ و بوی اسلامی به آن دادند و آن را برای اثبات بسیاری از مسائل مهم فلسفی به کار بردند.
۱ـ۳) مفهوم امکان اشرف
مراد از امکان اشرف، امکان ملازم با ماهت است و متصف به وجود و عدم نمی شود؛ پس مراد از امکان اشرف، موجودی است که ممکن و شریف تر باشد. «محقق سبزواری هم در برخی از تألیفات (سبزواری ، بیتا: ۲۰۳)
خود تعبیر ممکن اشرف را برای آن مناسب تر دانسته است؛ زیرا امکان به اشرف و اخس متصف نمی شود و اشرف و اخس ازصفات ممکن است، نه صفات امکان ( آشتیانی، ۱۳۶۰: ۱۳۲) و، در مقابلِ موجود ممکن شریف تر، موجود ممکن أخس (پست تر) است که فلاسفه برای آن هم قاعده مستقلی به نام قاعده امکان اخس بیان کرده اند. (ابراهیمی دینانی، ۱۳۷۰، ج۱: ۲۹)
۲ـ۳) تبیین قاعده امکان اشرف از دیدگاه حکما
ـ شیخ شهاب الدین سهروردی می گوید:
چنانچه ممکن دارای دو فرد اخس و اشرف باشد، هرگاه ممکن اخس موجود باشد، دلالت می کند بر اینکه پیش از آن ممکن اخس، ممکن شریف تر، موجود بوده است. (سهروردی، ۱۳۹۷ق: ۵۱)
ـ صدرالمتألهن می گوید:
قاعده امکان اشرف عبارت است از اینکه در تمام مراحل وجود، لازم است ممکن شریف تر بر ممکن پست تر مقدم باشد؛ به عبارت دیگر، هرگاه ممکن اخسْ موجود باشد، به ناچار باید پیش از آن ممکن اشرفی موجود شده باشد. (ملاصدرا،۱۴۱۹ق : ۲۴۴)
ـ ملا هادی سبزواری چنین گفته است:
الممکن الاخس اذا تحقّقا الممکن الاشرف فیه سبقا (سبزواری،۱۴۱۳ق : ۲۰۳)
ـ علامه طباطبایی می گوید:
هرگاه شیء ممکنی تحقق یابد که کمالات وجودی اش کم تر از شیء ممکن دیگر است، آن ممکن شریف تر باید پیش از او موجود باشد. (طباطبایی، ۱۴۱۶ ق: ۳۱۸)
۳ـ۳) شرایط قاعده امکان اشرف
الف) مجرای این قاعده، عالم ماوراء الطبیعه و ممکنات ثابته و به طور کلی، موجودات مافوق عالم است و در موجودات واقع در عالم کون و فساد و در ج هان عنصری و عالم حرکات جاری نمی شود.
ب) موجود اشرف و اخس باید با یکدیگر در ماهیت متحد باشند تا از امکان وقوع اخسْ امکان وقو ع اشرف قبل از اخسْ، لازم آید.» (آشتیانی، ۱۳۶۰: ۱۳۳)
۴ـ۳) بر هان قاعده امکان اشرف
بر هان صدرالمتألهن:
چنانچه ممکن اخس موجود شده، اما پیش از آن ممکن اشرف موجود نشده باشد، یکی از چ هار اشکال زیر پدید می آید:
الف) خلاف فرض؛
ب) صدور کثیر از واحد؛
ج) صدور اشرف از اخس؛
د) وجود داشتن جهتی، اشرف از آنچه در حق تعالی موجود است.
زیرا اگر موجود اخس به واسطه موجود اشرف صادر شده باشد، اشکال اول لازم می آید و اگر بدون واسطه صادر شده باشد و در عین حال، صدور موجود اشرف از حق تعالی نیز جایز باشد، اشکال دوم لازم می آید و اگر صدور موجود اشرف از معلول خویش جایز باشد، اشکال سوم پیش می آید و اگر صدور موجود اشرف، نه از واجب تعالی جایز باشد و نه از معلول خویش، اشکال چهارم لازم می آید و چون اشکال های چهارگانه، در چ هار فرض مزبور، خلاف عقل و ممتنع است، پس صدور ممکن اخس از حق تعالی بدون آن که پیش از آن، ممکن اشرف صادر شده باشد، ممتنع و خلاف عقل است. (ملاصدرا، ۱۴۱۹ق: ۲۴۷)
گفتنی است براهین متعددی بر این قاعده آمده است که در این مختصر مجال پرداختن به آن ها نیست. (سهروردی، ۱۳۹۷، ج ۱: ۵۲ و ۴۳۴)
۵ـ۳) موارد استفاده از قاعده امکان اشرف
فلاسفه مسائل مختلفی را بر اساس این قاعده ثابت کرده اند که از جمله: اثبات عقول طولیه(سهروردی، ۱۳۹۷، ج ۱: ۵۲ و ۴۳۴) ، ابطال حصر کردن عقول در ده عدد(سهروردی، ۱۳۹۷: ۳۷۱)
، اولویت وجودی موجودات اشرف(سهروردی، ۱۳۹۷: ۳۷۱)، اثبات عقول عرضیه (ارباب انواع) (طباطبایی، ۱۴۱۶ق: ۳۱۹ )، آفرینش نظام بر اساس الاحسن فالاحسن و الاشرف فالاشرف(ملاصدرا، ۱۴۱۹ق: ۱۰۸ و ۱۰۹)
و امکان اخس. (ملاصدرا، ۱۴۱۹ق: ۵۸ و ۲۵۷)

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

دیدگاهتان را بنویسید