راهبردهایى براى بهبود پیوندها و ارتباطات

دانلود پایان نامه

ایجاد یک بدنه رهبرى براى شهر خلاق: گروه یا سازمانى که ماموریتش رهبرى و حمایت از خلاقیت است، مى­تواند باعث پیشبرد گستره­اى از زندگى خلّاقانه در شهر شود و تمامى عناصر آن را به هم پیوند دهد. تقویت واسط هاى ارتباطى براى پیوند فعالیت­هاى خلاقانه فعلى شهر: ساده­ترین شیوه براى بهبود پیوندها، کاهش فاصله بین محیط­هاى خلاقانه است و این وظیفه باید به افراد یا تیم­ها واگذار گردد. چنین واسطه­هایى مى­وانند در دولت، سازمان­هاى هنرى، سازمان­هاى تکنولوژیک، دانشگاه­ها یا هر فضاى خلاقانه دیگرى مستقر شوند. هدف اصلى این افراد یا گروه­ها دست­یابى به سایر محیط­هاى خلاقانه است. این محیط­ها مى­توانند در بخش دیگر، حوزه دیگر یا از لحاظ جغرافیایى در جاى دیگرى باشند. دست­یابى به محیط­هاى دیگر باعث یادگیرى گروه­ها یا دسته­هاى اجتماعى مختلف و خلّاق از یکدیگر و همکارى آنها می­شود. شبکه­سازى: شبکه­سازى روشى موثر و ارزان براى انتشار آگاهى از فعالیت­ها و منابع گوناگون خلّاقیت بین بخش­ها و گروه­هاى مختلف مى­باشد. شبکه­سازى سازماندهى شده مى­تواند افراد خلّاق و هنرمند را که مجزا هستند، گرد هم آورد، بین خریداران و تولیدکنندگان خلّاق پیوند برقرار کند و بین اعضا خلّاق بخش­هاى مختلف ارتباط برقرار نماید. به عنوان مثال این شبکه­ها مى­توانند باعث همکارى­هاى هنرى، نوآورانه یا تکنولوژیک شوند، مى­توانند به فروش محصولات خلاقانه بیانجامند و یا این که به دست­یابى به بازارهاى جدید، اکتساب مهارت­هاى مشتریان و ارتباطات جدید منجر شوند. افزایش توجه به خلاقیت در ساختارهاى موجود: کلیه بخش­ها، سازمان­ها و ساختارهاى موجود در شهر باید به نحوى قانع گردند که مشارکت در زندگى خلّاقانه و فرهنگى شهر را در تصمیم­گیرى­هاى خود مدنظر داشته باشند. سیستم برنامه­ریزى، ایجاد بخش­هاى آموزشى، برنامه­هاى ایجاد زیرساخت­هاى عمومى مثال­هایى از عملکرد سازمان­ها براى مشارکت مزبور مى­باشند. باید توجه داشت که ایجاد ارتباط بین افراد و سازمان­هایى که در زمینه خلّاقیت کار می­ کنند مهم است ولى این امر مهم باید همراه با ایجاد ارتباط منابع حیاتى با این پروژه­هاى ارتباطى باشد. ایجاد مکانیسم­هاى تامین منابع مالى براى پروژه­هاى خلّاقانه: ابزارهایى مانند مشوق­­­هاى مالیاتى و سرمایه­هاى خطرپذیر که براى حمایت از افراد، بنگا­هها و فضاهاى خلّاق اختصاص مى­یابند، پروژه­هاى مهم خلّاقانه را با منابع ضرورى مرتبط می­سازند.

۲-۷-۵- راهبردهایى براى چشم انداز و آوازه شهر

تجلیل از پیشرفت­هاى خلاقانه: به رسمیت شناختن دستاوردهاى موفقیت­آمیز افراد، رهبران و بنگاه­هاى مستعد و خلّاق باعث ایجاد آوازه غرورآمیز یک شهر خلّاق در جهان خواهد شد. توسعه فرهنگ خطرپذیرى: خطرپذیرى در ذات خلّاقیت است. اگر قرار باشد آوازه یک شهر انعکاسى از خلّاقیت آن باشد، آن شهر باید خطرپذیرى را گرامى بدارد و این مفهوم را توسعه دهد که حمایت از ریسک­ها می ­تواند به موفقیت­هاى خلّاقانه بی­نظیرى منجر شود. توسعه حمایت چند سطحى سیاسى براى فعالیت­هاى خلّاقانه: آوازه خلّاقانه جمعى یک شهر باید شامل بر تعهد سطوح مختلف دولتى (سطوح برنامه­ریزى، خدمات اجتماعى، زیرساخت و غیره) به نقش حیاتى خلّاقیت در زندگى اجتماعى، اقتصادى و سیاسى باشد. پیشبرد وفاق اجتماعى: براى اطمینان از این که آوازه خلّاقیت جمعى یک شهر به تمام جهان اظهار گردد، مردم آن شهر باید به نحو گستردهاى در مورد باورها و نیازهاى مرتبط با فعالیت­هاى خلّاقانه خود در مواردى مانند آموزش، اشتغال، فضاهاى عمومى و اوقات فراغتشان با یکدیگر همفکرى نمایند. قوی­ترین و اثربخش­ترین آوازه خلّاقیت یک شهر زمانى است که شهروندان بتوانند خودشان و فعالیت­هایشان را در آن ببینند. بازاریابى، ترفیعات و پیام رسانى: آوازه خلّاقیت یک شهر به نحو موثرى مى­تواند براى ایجاد تصویر ذهنى خلّاقیت شهر به کارگرفته شود، باعث تسریع در سربلندى شهر شود و براى موجودی­هاى آن شهر به صورت منطقه­اى یا گسترده بازاریابى نماید.

۲-۸- چشم­انداز شهر خلّاق

چشم­انداز شهر خلّاق بر منفعتی فراتر از هزینه­ها تاکید می­ کند: زیرا خلّاقیت گزاره اصلی ارزشی است که از ارزش به عنوان اهرم نفوذ استفاده روشن بینانه خطرات نوآوری را مدیریت می­ کند تا در سرمایه­گذای، بازگشتی(Returns) دست­نیافتنی تولید کند. نتایج خاصل از سیاست­ها، تعاملات یا پروژه­های خلاق می ­تواند در ارزش­های مالکیتی و دارایی­های کلان­تر و درآمدهای بالاتر، کیفیت مکانی غنی­تر و فرایندها و فناوری­های هوشمندتر و پایدارتر و از نتایج و شیوه ­های اجتماعی فراگیرتر مورد ارزیابی قرار گیرد. در حالی گه چشم­انداز منفعت­طلبانه بر پایه کنترل هزینه، پتانسیل بازگشت سرمایه و خطرات و منافع خارج سیستمی را کاهش دهد( ۱۸,۲۰۰۸ , et al,Baeker). در جدول شمار ۳ به مقایسه ویژگی­های چشم­انداز شهر خلّاق و چشم­انداز منفعت­طلبانه پرداخته شده است که به شرح ذیل می­باشد.

 

جدول۲-۳ : مقایسه ویژگی­های چشم­انداز شهر خلّاق و چشم­انداز منفعت­طلبانه

منبع: ( ۱۸,۲۰۰۸ , et al & Others).

 

 

نمودار۲-۲: چشم­انداز  شهر خلّاق

منبع: (۲۱ ,۲۰۰۸ ,AuthentiCity).

۲-۹- اﻗﺘﺼﺎد و ﺷﻬﺮ خلّاق

در ورای ﻣﻔﻬﻮم ﺷﻬﺮ ﺧلّاق، ﺑﻪ ﺟﺰ ﭼﺎرﭼﻮب ﻋﻤﺪه­ی اﻗﺘﺼﺎدی ﻛﻪ ﻣﺄﻣﻦ  ﺧﻼﻗﻴﺖ و ﻓﺮﻫﻨﮓ اﺳﺖ، ارﺗﻘﺎی رﺷﺪ ﻃﺒﻘﻪی ﺧلّاق و ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎد و ﺷﻬﺮ ﺧلّاق و رﻗﺎﺑﺖ ﻣﻴﺎن ﺷﻬﺮﻫﺎ می­ﺑﺎﺷﺪ. ﺗﻀﻤﻴﻦ رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎد و ﺷﻬﺮ ﺧلّاق ﺑﻪ وﺳﻴﻠﻪی ﺳﺎﺧﺘﺎرﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ ﻃﺒﻘﻪی ﺧلّاق را ﺟﺬب میﻛﻨﻨﺪ، ﻳﻜﻲ از دﺳﺘﻮراﻟﻌﻤﻞﻫﺎی اﺻﻠﻲ ﻣﻔﻬﻮم اﻗﺘﺼﺎد و ﺷﻬﺮ ﺧلّاق اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ رﺷﺪ در ﻣﻔﻬﻮم اﻗﺘﺼﺎد و ﺷﻬﺮ ﺧلّاق در ﺑﻄﻦ ﻳﻚ ﺑﺎﻓﺖ اﻗﺘﺼﺎدی ﺟﺎی دارد ﺑﺎﻓﺘﻲ ﻛﻪ رﻓﺎه ﻳﻚ ﺷﻬﺮ و ﺟﺎﻣﻌﻪ را ﺻﺮﻓﺎً ﻣﺪﻳﻮن واژﮔﺎن اﻗﺘﺼﺎدی می­داﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻧﻈﺮﻳﻪ­ی ﺳﺮﻣﺎﻳﻪی ﺧلّاق رﻳﭽﺎرد ﻓﻠﻮرﻳﺪا اﻳﻦ ﻋﻠﻴﺖ را ﺷﺮح می­دﻫﺪ ﻛﻪ اﻓﺮاد ﺧلّاق، رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎد و ﺷﻬﺮ ﺧلّاق در ﻣﻨﻄﻘﻪای را ﻗﺪرت میﺑﺨﺸﻨﺪ و ﻣﻜﺎنﻫﺎﻳﻲ را ﺗﺮﺟﻴﺢ می­دﻫﻨﺪ ﻛﻪ ﻧﻮآور، ﭘﺮ ﻃﻤﻄﺮاق و ﺗﺤﻤﻞﭘﺬﻳﺮ می­باشد. ﺑﺎ وﺟﻮد اﻳﻦ، وی ﺗﻮﺿﻴﺢ می­دﻫﺪ ﻛﻪ ﻧﻮﻋﻲ اﻃﻤﻴﻨﺎن از ﺳﺮﻣﺎﻳﻪ­ی اﻧﺴﺎﻧﻲ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﻬﺎرت ﻻزﻣﻪ ﺟﻬﺖ رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎدی ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺑﺮای وی، ﻣﻬﺎرت­ﻫﺎ و اﻳﺪهﻫﺎ ﻛﺎﻻﻫﺎی اﺻﻠﻲ اﻗﺘﺼﺎدی ﻫﺴﺘﻨﺪ و به اﻳﺪه­ﻫﺎی اﻗﺘﺼﺎدداﻧﻲ ﺑﻪ ﻧﺎم روﻣﺮ ﻣﺮﺑﻮط می­ﺷﻮﻧﺪ ﻛﻪ آن را «ﻧﻈﺮﻳﻪ­ی ﺟﺪﻳﺪ رﺷﺪ» می­ﻧﺎﻣﺪ. ﺑﻪ ﻋﻼوه، اﻋﻀﺎی ﻃﺒﻘﻪ­ی ﺧلّاق ﮔﺮاﻳﺶ دارﻧﺪ ﺗﺎ در ﺟﻮاﻣﻊ ﺧلّاق ﺗﺠﻤﻊ ﻳﺎﺑﻨﺪ و ﺳﭙﺲ ﺷﺒﻜﻪای ﺑﺮای ﺧﻮد ﺑﻪ وﺟﻮد آورﻧﺪ .اﻳﻨﻜﻪ ﻧﻴﺮوی ﻣﺮدم و ﺑﻬﺮه­وری، ﻣﻬﺎرت­ﻫﺎی ﺧﻼﻗﺎﻧﻪ و اﺳﺘﻌﺪادﻫﺎ را ﺧﻮﺷﻪ­ﺑﻨﺪی میﻛﻨﺪ، دارای ﻳﻚ ﻗﺪرت ﻣﺎﻟﻲ ﺑﺰرگ اﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻜﺎن را ﺑﻪ ﻳﻚ ﻋﻨﺼﺮ ﻛﻠﻴﺪی اﻗﺘﺼﺎد ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺗﺒﺪﻳﻞ میﻛﻨﺪ. ﻣﻜﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻣﺎ ﺑﺮای زﻧﺪﮔﻲ اﻧﺘﺨﺎب  میﻛﻨﻴﻢ، ﻫﺮ ﺣﺎﻟﺘﻲ از ﻫﺴﺘﻲ ﻳﺎ زﻧﺪﮔﻲ ﻣﺎ را ﺗﺤﺖ ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻗﺮار می­دﻫﺪ و اﻧﺘﺨﺎب ﻣﺤﻞ زﻧﺪﮔﻲ را ﺑﻪ ﻳﻚ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﺣﻴﺎﺗﻲ ﺗﺒﺪﻳﻞ میﻛﻨﺪ.. ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ­ی ﻳﺎدآوری اﺳﺖ اﻳﻦﻛﻪ ﻳﻚ اﻧﺘﺨﺎب اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﻛﺴﻲ داده ﻧﺸﺪه اﺳﺖ و ﺑﻪ «آزادی و اﺑﺰارﻫﺎی اﻗﺘﺼﺎدی اﻧﺘﺨﺎب  ﺑﺴﺘﮕﻲ دارد ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ اﻳﻦ در ﭼﻴﺰی اﻧﻌﻜﺎس می­ﻳﺎﺑﺪ ﻛﻪ رﻳﭽﺎرد ﻓﻠﻮرﻳﺪا آن را « ﺟﻬﺎن ﻧﻮکﺗﻴﺰ» می­ﻧﺎﻣﺪ ﻛﻪ در ﺗﻘﺴﻴﻢ او از ﭼﻬﺎر ﻧﻮع ﻣﻜﺎن ﺗﺠﻠﻲ دارد ﺑﺮای وی، رأس اﻳﻦ ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺐ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺟﺎﻳﮕﺎه ﺗﻌﺪاد اﻧﺪﻛﻲ «­ﺷﻬﺮﻫﺎی ﻓﻮق ﺳﺘﺎره» ﺳﺖ ﻛﻪ از ﻗﺪرت ﺟﺬب ﻣﻬﺎرتﻫﺎ و ﻧﻮآوریﻫﺎ ﺑﺮﺧﻮردارﻧﺪ. ﮔﺮوه دوم ﻣﻜﺎنﻫﺎﻳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﺤﻞ ﺗﻮﻟﻴﺪ ﻛﺎﻻﻫﺎ و ﺧﺪﻣﺎت ﻫﺴﺘﻨﺪ و ﻏﺎﻟﺒﺎً از ﻛﺎﻧﻮنﻫﺎی ﻧﻮآوری ﺣﻤﺎﻳﺖ می ﻛﻨﻨﺪ. ﻛﻼن ﺷﻬﺮﻫﺎی ﺟﻬﺎن در ﺣﺎل ﺗﻮﺳﻌﻪ، ﺑﺎ دارا ﺑﻮدن ﺟﻤﻌﻴﺖ اﻧﺒﻮه و ﻧﺪاﺷﺘﻦ ارﺗﺒﺎط ﻋﻤﻮﻣﻲ ﺑﺎ اﻗﺘﺼﺎد ﺟﻬﺎﻧﻲ، ﮔﺮوه ﺳﻮم ﻓﻠﻮرﻳﺪا را ﺗﺸﻜﻴﻞ می­دﻫﻨﺪ. ﮔﺮوه آﺧﺮ ﻧﻴﺰ ﻧﻮاﺣﻲ ﺑﺰرگ روﺳﺘﺎﻳﻲ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ در ﺣﻮزه­ی ﻓﻌﺎﻟﻴﺖ اﻗﺘﺼﺎدی، ﺟﻤﻌﻴﺖ و ارﺗﺒﺎﻃﺎت ﭘﻮﻳﺶ اﻧﺪﻛﻲ دارﻧﺪ. در اﻳﻦ ﺟﻬﺎن ﻧﻮک­ﺗﻴﺰ، آنﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ در داﺧﻞ درهﻫﺎ ﻣﺤﺼﻮرﻧﺪ، ﻣﺴﺘﻘﻴﻤﺎً ﺑﻪ ﻗﻠﻪ­ﻫﺎ ﻧﮕﺎه می ﻛﻨﻨﺪ و ﻧﺎﻣﻼﻳﻤﺎت رﺷﺪ در ﺛﺮوت، ﻓﺮﺻﺖ و ﺷﻴﻮه­ی زﻧﺪﮔﻲ ﭘﻴﺶ رویﺷﺎن ﻗﺮار دارد. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﻟﻨﺪری ﺑﻪ ﺗﻐﻴﻴﺮات در ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺗﺐ ﺟﻬﺎﻧﻲ ﺷﻬﺮﻫﺎ اﺷﺎره  می­ﻛﻨﺪ ﻛﻪ در آن ﺑﺮﺧﻲ ﻣﻜﺎن­ﻫﺎ ﺻﻌﻮد و ﺑﻌﻀﻲ ﻧﻴﺰ ﻧﺰول می­ﻛﻨﻨﺪ.

اﻳﻦ ﻳﻚ راﻫﺒﺮد اﺻﻠﻲ در ورای عقیده­ی اﻗﺘﺼﺎد و ﺷﻬﺮ ﺧلّاق اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﻪ رﺷﺪ اﻗﺘﺼﺎدی و رﻓﺎه ﻳﻚ ﺷﻬﺮ در راﺳﺘﺎی ﺗﻮاﻧﺎﻳﻲاش ﺑﺮای ﺟﺬب ﻓﻌﺎلعیتﻫﺎی ﭘﺮارزش (ﻣﺎﻧﻨﺪ ﻣﻬﺎرت ﻓﺮﻫﻨﮕﻲ و ﻫﻨﺮی) و ﺻﺪور ﻓﻌﺎﻟﻴﺖﻫﺎی  ﻛﻢ ﻫﺰﻳﻨﻪ ﻣﺮﺑﻮط  می­ﺷﻮد ﻫﻢ ﻓﻠﻮرﻳﺪا و ﻫﻢ ﻟﻨﺪری ﺑﺮ اﻫﻤﻴﺖ ارزﻳﺎﺑﻲ و ﺗﻔﻜﺮ دوﺑﺎره­ی ﺷﻬﺮﻫﺎ، ﻧﻘﺶ آنﻫﺎ و ﻣﻮﻗﻌﻴﺖ­ﻳﺎﺑﻲ آنﻫﺎ (در ﺳﻄﺢ ﻣﻨﻄﻘﻪای، ﻣﻠﻲ و ﺟﻬﺎﻧﻲ) ﺗﺄﻛﻴﺪ می­ﻛﻨﻨﺪ. اﻳﻦ ﻧﺸﺎن دﻫﻨﺪه­ی ﻳﻚ ﺿﺮورت ﺧﺎص اﺳﺖ ﻛﻪ در ﺑﻄﻦ ﻣﻔﻬﻮم اﻗﺘﺼﺎد و ﺷﻬﺮ ﺧﻼق ﺗﻮﺳﻌﻪ ﻳﺎﻓﺘﻪ اﺳﺖ؛ ﻳﻚ ﺷﻬﺮ ﺑﻪ  آن دﻟﻴﻞ ﻧﻴﺎز ﺑﻪ ﺧﻼق ﺷﺪن دارد ﺗﺎ ﺑﺮای ﺳﺎﻳﺮ ﺷﻬﺮﻫﺎ ﻣﺰاﻳﺎﻳﻲ از ﻃﺮﻳﻖ رﺷﺪی اﻗﺘﺼﺎدی ﻛﻪ ﺑﻪ ﺑﺎر می­آورد، در ﺑﺮ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ. رﺷﺪ ﻳﺎ ﺟﺬب و ﺑﺴﻂ ﻃﺒﻘﻪ ی ﺧﻼق می­ﺗﻮاﻧﺪ ﻛﻠﻴﺪ ﺑﻘﺎی ﭼﻨﻴﻦ ﺷﻬﺮی ﺑﺎﺷﺪ. در اﻳﻦ راﺑﻄﻪ ﭘِﻚ ﺑﻪ ﻧﻘﻞ از درِﻫﺮ میﻧﻮﻳﺴﺪ:

«ﺷﻌﺎر ﻳﺎ ﺧلّاق ﺑﺎش ﻳﺎ ﺑﻤﻴﺮ، ﺿﺮورت ﺟﺪﻳﺪ ﺷﻬﺮی اﺳﺖ». در اﻳﻦ راﺳﺘﺎ، ﺷﻬﺮﻫﺎ ﺑﺎﻳﺪ « ﻃﺒﻘﻪی ﺧلّاق ﺟﺪﻳﺪ» ﺑﺎ واﺣﺪﻫﺎی ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﻲ ﺷﻴﻚ، ﺣﺲ ﻫﻨﺮی و ﻳﻚ ﺟﻮ ﺻﻤﻴﻤﻲ اﻧﺴﺎﻧﻲ را ﺟﺬب ﻛﻨﻨﺪ در ﻏﻴﺮ اﻳﻦ ﺻﻮرت، راه دﻳﺘﺮوﻳﺖ را در ﭘﻴﺶ ﺧﻮاﻫﻨﺪ ﮔﺮﻓﺖ. با توجه به روند توسعه شهرنشینی، اکنون بخش اعظم جمعیت جهان جمعیت شهری هستند و این امر، اهمیت شهر و شکل و فرم آن را افزایش می‏دهد. یکی از مفاهیم غالب در ادبیات توسعه شهری، مفهوم “شهر خلّاق” یا “طبقه خلّاق” است که بر اهمیت فرهنگ، هنر و افراد خلّاق در بافت شهری تأکید دارد.

رویکرد شهر خلّاق که ابتدا توسط ریچارد فلوریدا و چارلز لندری ابداع شد. توجه جهانیان را به خود جلب کرده و به نوعی “تب شهر خلاق” ایجاد کرده است. این مفهوم، به عنوان یک “راهکار ساده” و یک مدل “عمومی” برای شهرهایی که درگیر تغییرات پساصنعتی در تولید و مصرف بوده و در یک رقابت جهانی برای “جذب استعدادها” هستند، مطرح می‏شود. فعالیت‏های فرهنگی و هنری که در گذشته فرض می‏شد اثرات جانبی بر شکوفایی اقتصادی دارند، امروزه جایگاه بسیار مهمی نزد سیاست‏گذاران و سرمایه‏گذاران کسب کرده‏اند.

۲-۱۰- اقتصاد خلّاق در شهر خلّاق

شهرهای خلّاق اقتصادهای خلّاقی دارند. اقتصاد خلّاق را می­توان اقتصاد جدیدی دانست که پایه­ های آن بر افراد خلّاق، صنایع خلّاق و شهرهای خلّاق استوار است(www.creativeeconomy.com)­. اقتصادهای جدید از تولید محصولات فیزیکی به سمت این رفته­اند­، که اکثر نیروی کار در فراهم­آوری خدمات یا تولید کالاهای انتزاعی مثل داده­ ها، اخبار، تفریح، نرم­افزار تبلیغات و مانند آن­ها پیش رفته­اند. در این اقتصاد جدید، قدرت، وجهه و پول به سمت شرکت­هایی روانه می­گردد که حقوق فکّری مستقلی دارند.(Coy, 2001) انتشار کتاب «هاوکینز» در سال ۲۰۰۱ م. تحت عنوان «اقتصاد خلّاق« مردم چگونه از ایده­ها پول در می­آورند» نقش بسزایی در گسترش مفهوم اقتصاد خلّاق داشت. در مفهوم اقتصاد خلّاق جان هاوکینز، ایده­های جدید بیشتر از عوامل سنّتی مثل پول یا زیرساخت­های فیزیکی اهمیّت دارند و در واقع گرداننده اقتصاد جدید، همین عنصر است. کارکنان خلّاق و صنایع خلّاق در موفّقیت اقتصادی نقش مهمی دارند. مهارت و استعداد مهم­ترین مؤلّفه­های آن محسوب می­شوند. صنایع خلّاق به طور کلّی از مشاغل(کسب و کارهای)خیلی کوچک تا خیلی بزرگ تشکیل شده است. بسیاری از شهرها در جست وجوی صنایع خلّاق و ساکنان خلّاق هستند، به طوری که اقتصادهایشان احیا و ساخته شود(۵ ,۲۰۰۸ ,­Coletta).

صنایع خلّاق به مجموعه ­ای از فعالیّت­های اقتصادی اشاره دارد که به تولید یا بهره ­برداری از دانش وانتقال آن وابسته است. آن­ها به نحوی به صنایع فرهنگی یا اقتصاد خلّاق اشاره دارند. هاوکینز اقتصاد خلّاق را شامل تبلیغات، معماری، هنر، مهارت­ها، طراحی، مد، فیلم، موسیقی، هنرهای نمایشی، انتشارات، تحقیق و توسعه(R&D)، نرم­افزار، اسباب­بازی، بازی و بازی­های ویدئویی می­داند. صنایع خلّاق اهمیّت روزافزونی در رفاه اقتصادی یافته است به طوری که، خلّاقیت انسانی مهم­ترین منبع اقتصادی محسوب می­شود و صنایع قرن ۲۱ در تولید دانش به طور فزاینده­ای به خلّاقیت و نوآوری وابسته خواهد بود. مؤسسه دولتی فرهنگ، رسانه و ورزش انگلستان(DCMS) صنایع خلّاق را این گونه تعریف می­ کند:« آن دسته از صنایعی که ریشه مالکیت فکری دارد» این مؤسسه فعالیت­هایی مثل تبلیغات، معماری، هنر و یازارهای قدیمی، مهارت­ها طراحی، مد، فیلم، ویدئو، عکاسی، نرم­افزار، بازی های رایانه­ای، انتشارات الکترونیکی، موسیقی و هنرهای نمایشی، انتشارات، رادیو و تلویزیون را به عنوان فهرست صنایع خلّاق معرفی می­ کند(www.vikipedia.com-Creative industries).

به این ترتیب می­توان گفت که در شهر خلّاق وجود زمینه­هایی برای پرورش ایده­ها و بکارگیری این ایده­ها در راستای تولید کالا و خدمات منجر به ظهور شکل خاصی از اقتصاد شده است که تحت عنوان اقتصاد خلّاق تعبیر می­شود. اقتصاد خلّاق را می­توان در صنایعی مثل نرم­افزار، انتشارات، طراحی و… جست و جو کرد. با کمی اغماض می­توان اقتصاد خلّاق را اقتصاد دانش­بنیان نیز دانست. چرا که، در اقتصاد دانش بنیان نیز زیربنای تولید و عامل اصلی تولید دانش و ایده است.

۲-۱۱- منابع فرهنگی و شهر خلّاق

با توجّه به اهمیّت بالای فرهنگ در شهر خلّاق برنامه­ریزان شهری باید رویکردی فرهنگی در برنامه ­ریزی­هایشان داشته باشند و از منابع فرهنگی شهر برای توسعه استفاده نمایند. بیانچینی برنامه ­ریزی فرهنگی را شامل تمامی رشته های هنر(هنر طراحی، هنر حمایت از اجتماع ، هنر برنامه ­ریزی حمل و نقل، هنر تسلّط بر پویایی­های توسعه اجتماع محلّی می­داند). وی با همکاری لندری مفهوم منابع فرهنگی را نیز اصلاح می­ کند. از نظر آن­ها منابع فرهنگی، در افراد شامل خلّاقیت، مهارت و استعداد می­باشد. آن­ها مانند ساختمان­ها، شی نیستند. بلکه، مانند نمادها، فعالیّت­ها و مجموعه ­ای از تولیدات محلّی در هنر، خدمات و صنایع می­باشند. منابع فرهنگی شهری شامل میراث تاریخی، صنعتی و هنری، دارایی­هایی را شامل معماری، چشم­انداز شهری یا بازار زمین شهری را نشان می­ دهند. سنت­های بومی و محلّی زندگی جمعی، جشنواره­ها، آیین و تشریفات مذهبی یا قصّه­ها می ­تواند منابع فرهنگی باشند. حتّی فعالیّت­های فرهنگی آماتورگونه، هر چند بیشتر جنبه سرگرمی دارند؛ اما، می­توانند تولیدات وخدمات جدید را ایجاد کنند. منابعی مثل هنر آشپزی، غذا، فعالیّت­های مربوط به اوقات فراغت، لباس، سنت­های فکری و خرده فرهنگی که در بسیاری از جاها ممکن است مورد بی توجّهی قرار گیرند، می­توانند ویژگی­های منحصر به فردی به یک مکان بدهند؛ که آن را از سایرین متمایز سازد. منابع فرهنگی، مواد خام یک شهرند و پایه ارزش آن محسوب می­شوند و به عنوان دارایی جایگزین عناصری مثل زغال سنگ، فولاد و طلا می­شوند. خلّاقیت شیوه بهره ­برداری از این منابع و کمک به رشد آن­هاست. وظیفه برنامه­ریز شهری نیزشناسایی، مدیریّت و بهره ­برداری از این منابع است(۱۹ ,۲۰۰۶ ,Landry).

بنا به اهمیّت این مقوله است که اواسط دهه ۱۹۹۰ م. به بعد که شهر خلّاق به عنوان یک استراتژی جدید رواج یافت برنامه­ریزان توسعه شهری و اقتصادی در اجتماعات به طور فزاینده­ای به هنر و فرهنگ به عنوان ابزارهای توسعه گرایش یافتند. مراکز هنرهای بصری و نمایشی، فستیوال­ها­، هنر مردمی، مراکز هنری و مراکز فرهنگی طراحی شدند. هم چنین در احیای بافت­های قدیمی، جذب گردشگر، حفظ آثار تاریخی و سنّت­های فرهنگی، ایجاد و تقویت اجتماعات محلّی و حل مسائل آن­ها تلاش­هایی صورت گرفت(۲ ,۲۰۰۶ , Markusen). در واقع در این دهه، هنر و فعالیّت­های فرهنگی به عنوان سازمان­دهندگان به تغییر شهری و به عنوان عوامل رشد صنایع فرهنگی جدید مثل رسانه­های دیجیتالی قلمداد می­شوند. به طوری که ارتباطی معنادار بین حمایت از این فعالیّت­های جدید یعنی خوشه­های خلّاق و محیط فرهنگی وجود دارد(۳۳۱ ,۲۰۰۶ ,Roberts).

۲-۱۲- بررسی تجربیات جهانی مرتبط با موضوع

۲-۱۲-۱- سابقه مطالعات شهرهای خلّاق در جهان

با بررسی سابقه شهرهای خلّاق در جهان، «ادینبرگ» انگلستان نخستین شهری است که در مجموع شهرهای ادبیات خلّاق یونسکو ثبت شده است. برنامه شهرهای خلّاق را یونسکو با هدف ایجاد شبکه­ای به هم پیوسته از شهرهایی که در هفت موضوع ادبیات، سینما، موسیقی، هنرهای مردمی، طراحی شهری، اغذیه و هنرهای رسانه­ای فعال و تاثیرگذار هستند، اجرا می­ کند. به گفته این سازمان، این شبکه به توسعه­ توانایی­های اقتصادی و تنوع فرهنگی شهرهای مختلف جهان کمک می­ کند. تاکنون «برلین » شهر آلمان و «بوینس آیرس» آرژانتین به عنوان شهرهای خلّاق در زمینه طراحی، «سانتافو» مکزیک و «آسوان» مصر شهرهای هنرهای مردمی(فولکلور) و «پویان» کلمبیا به عنوان شهر اغذیه در فهرست شهرهای خلّاق یونسکو ثبت شده ­اند­(رفیعیان، ۱۳۸۹، ۱۶).

جدول۲-۴: فهرست شهرهای خلّاق یونسکو

شهر نوع فعالیت شهر خلّاق
برلین، بوینس آیرس طراحی
سانتافو، آسوان هنرهای مردمی(فولکور)
پویان اغذیه

منبع: رفیعیان، ۱۳۸۹، ۱۶.

علاوه بر این در شهرهاى بزرگ جهان نیز مانند لندن، نیویورک، برلین و شهرهاى کوچک­ترى مانند آستین تگزاس و نیوکسل توسعه اقتصاد خلّاق به یک اولویت راهبردى تبدیل شده است. اما این اولویت فقط براى ایجاد فرصت­هاى تولید ثروت و اشتغال نیست. بلکه فعالیت­هاى خلاق و فرهنگى باعث افزایش کیفیت زندگى شهرى مى­شوند ، به کیفیت زندگى در محلات کمک می­ کنند، باعث توانمندى تفکر نوآورانه و حل مساله در سراسر بخش­هاى اقتصاد می­شوند و به هویت شهر در مواجهه با رقابت فزاینده براى استعدادها، سرمایه­گذارى و بازشناسى هویتى شکل می­ دهند. همچنین فعالیت­هاى خلاقانه و فرهنگى وسیله­اى قدرتمند براى توسعه اجتماعى هستند و فرصت­هایى را براى محلات و گروه­­هاى اجتماعى که دچار وضعیت نامساعدى مى­باشند، فراهم مى­سازند.

[۱] . John Howkins

[۲] . Department for Culture, Media and Sport (DCMS)

[۳] . Crafts