تحقیق دانشگاهی – 
رابطه بین سنخهای شخصیتی با خودکارآمدی در معلمان شهرستان عنبرآباد- قسمت ۷

تحقیق دانشگاهی – رابطه بین سنخهای شخصیتی با خودکارآمدی در معلمان شهرستان عنبرآباد- قسمت ۷

۱-۴-۳ بزرگسالی
بندورا بزرگسالی را به دو دوره جوانی و میانسالی تقسیم کرد. دوره جوانی سازگاریهیی مانند ازدواج، پدر و مادری و ارتقای شغلی را در بر دارد. برای پیامدهای موفقیتآمیز این تجربیات، احساس کارآیی بالا ضرورت دارد.افرادی که از لحاظ احساس کارآیی پایین هستند نمیتوانند به نحو شایستهای به این موقعیتها بپردازند و احتمالاً در سازگار شدن شکست میخورند. تحقیقات نشان میدهند زنانی که در مورد مهارتهای فرزندپروری خود احساس کارآیی بالایی دارند، این احساس را در فرزندان خود تقویت میکنند. زنانی که معتقدند مادران خوبی هستند در مقایسه با زنانی که احساس کارآیی پایینی دارند، در نقش خود به عنوان مادر کمتر در معرض نومیدی و فشار هیجانی قار دارند. پژوهش دیگری نشان داد مادرانی که احساس کارآیی بالایی دارند و خارج از خانه کار میکنند در مقایسه با مادرانی که احساس کارآیی پایینی دارند، فشار جسمانی و هیجانی به مراتب کمتری را از تعارضهای کار – خانواده تجربه میکنند(بندورا، ۱۹۹۵).
دوره میانسالی نیز هنگامی که افراد مشاغل و زندگی خانوادگی و اجتماعی خود را ارزیابی مجدد میکنند، استرسزاست. هنگامی که با نقطه ضعفها و تجدید نظر در هدفهای خود روبرو میشویم، باید مهارتهای خویش را ارزیابی مجدد کرده و امکانات تازهای را برای تقویت کردن احساس کارآیی خود پیدا کنیم. (همان منبع).
۱-۴-۴ پیری
ارزیابی مجدد احساس کارآیی در دوران پیری دشوار است. پایین بودن احساس کارآیی میتواند بر عملکرد جسمی و ذهنی به صورت نوعی پیشگویی معطوف به مقصود تأثیر بیشتری بگذارد. احساس کارآیی جسمی پایین میتواند به خستگی و محدود شدن فعالیتهای جسمانی منجر شود. اگر دیگر معتقد نباشیم که میتوانیم کارهایی را انجام دهیم که قبلا از انجام دادن آنها لذت میبردیم، در این صورت امکان دارد حتی سعی هم نکنیم. از نظر بندورا، احساس کارآیی عامل مهمی در تعیین کردن موفقیت یا شکست در طول عمر است. (شولتز، ۱۹۹۰؛ ترجمه سیدمحمدی، ۱۳۸۸).
درنظریه شناختی- اجتماعی، خودکارآمدی، ارزیابی فرد از توانایی خود در انجام یک تکلیف است. بندورا به تدریج اهمیت ادراک فرد از خود کارآمدی به عنوان میانجی شناختی عمل انسان تأکید کرد. وقتی انسان در حال بررسی عمل است و یا اینکه به آن مشغول است، قضاوتهایی نیز از توانایی خود در انجام دادن وظایف گوناگون و شرایط آنها به عمل میآورد. این قضاوتها ممکن است در سطوح مختلفی انجام گیرد:
تفکر: «این همان چیزیست که من باید انجام دهم و توانایی آن را هم دارم» یا برعکس «هرگز نمیتوانم این کار را انجام دهم و نگرانم که مردم دربارهی من چه فکر خواهند کرد؟»
هیجان: برانگیختگی وشادی در مقابل افسردگی و اضطراب(خود تهییجی).
عمل: التزام بیشتر در مقابل بازداری و بیحرکتی(خودباوری و خودتنظیمی)، (کدیور، ۱۳۸۶).
هر فرد، معیارها وهدفهایی برای خود تعیین میکند که طولانی مدت یا کوتاه مدت و سهل الوصول است. همچنین در مورد توانایی انجام دادن تکالیف لازم برای دستیابی به این هدفها نیز قضاوت میکند. اگر چه انسان تحت تأثیر موقعیتها قرار دارد، به دلیل تعیین هدف برای خود وقضاوت دربارهی خودکارآمدی وخودسنجی، موجودی فعال است. ادراک خودکارآمدی با مفاهیم منبع کنترل یا انتظار نتیجه فرق دارد. ممکن است فردی بر این باور باشد که عملکرد خوب، منجر به نتیجه دلخواه میشود؛ مگر اینکه اگر به خود بگوید، اگر خوب امتحان بدهم حتما نمره خوبی میگیرم( عامل کنترل) ولی ممکن است بر این باور نباشد که اطلاعات یا مهارت مورد نیاز برای خوب امتحان دادن را دارد (خودکارآمدی). بنابراین، خودکارآمدی، قضاوت در مورد اطمینان از تواناییهای خود برای انجام دادن موفقیت آمیز یک تکلیف است. خودکارآمدی ادراک شدهی دانشآموزان در برانگیختکی آنها تأثیر دارد. دانشآموزان احساس خودکارآمدی بالا در مقایسهی با دانشآموزانی با کارآمدی پایین، تکالیف مشکل را با احتمال بیشتری انتخاب میکنند، تلاش بیشتری دارند، مدت زمان بیشتری صرف تکالیف میکنند، راهبردهای فراشناختی مناسبی برای آن تکلیف به کار میگیرند و در انجام دادن تکالیف فعالانه درگیر میشوند. (کدیور، ۱۳۸۶).
تحقیقات نشان میدهد که عقاید خودکارآمدی، پیشرفت را تحت تأثیر قرار میدهد.مشاهدهی یک الگوی همسان که تکلیفی را به خوبی و با موفقیت انجام دهد، میتواند احساس کارآمدی را در مشاهدهگر افزایش دهد. مثلا اگر دانشآموزی با پیشرفت پایین، دانشآموز همسطح خودش را مشاهده کند که مسأله ریاضی را با موفقیت پای تخته حل میکند، او نیز به این اعتقاد میرسد که میتواند آن مسأله را یاد بگیرد. اگر این فرد چگونگی فرایند یادگیری خود را برای دوستانش توصیف کند، به دلیل شناخت فرایند یادگیری، تأثیرگذاری او به عنوان الگو افزایش مییابد.استفاده از دانشآموزان دارای فرهنگهای متفاوت به عنوان الگو، روشی مؤثر برای افزایش و ارتقای سطح کلاس و درک شایستگیهای دیگران است. در این مورد، میتوان از فیلمهای مناسب نیز استفاده کرد.(کدیور، ۱۳۸۶).
۱-۵ منابع ارزیابیهای خودکارآمدی:
بندورا معتقد است ارزیابیهای خودکارآمدی بر چها منبع اطلاعات استوار هستند.
۱-اساسیترین منبع آگاهی، عملکرد واقعی[۳۸] است. اگر ما به طور مکرر در انجام وظایف خود موفق شویم، حس کار آمدی ما افزایش میابد . اگر به طور متوالی شکست بخوریم، حس کارآمدی ما کاهش میابد. به محض آنکه در یک زمینه، احساس خودکارآمدی زیادی بکنیم، با شکستهای موقت، مشکل چندانی برایمان پیش نمیآید. در این صورت احتمال زیادی دارد که شکستهای خود را به فقدان تلاش یا تدبیر ضعیف نسبت دهیم و دوباره تلاش کنیم، واگر موفق شویم،احساس کارآمدی ما حتی از گذشته هم بیشتر میشود. (خویینژاد، ۱۳۹۰).
۲-ارزیابیهای خود کارآمدی، همچنین تحت تأثیر تجربههای جانشینی[۳۹] است. اگر ما ببینیم که دیگران در انجام کاری موفق هستند، پیش خود استنباط خواهیم کرد که ما نیز میتوانیم آن کار را انجام دهیم. این مسئله نیز هنگامی حقیقت دارد که ما معتقد باشیم میزان توانایی دیگران، تقریباً مشابه توانایی خود ماست. (خویینژاد، ۱۳۹۰).
۳- متغیر دیگر ترغیب کلامی [۴۰] یا صحبتهای انرژی زاست. هنگامی که کسی ما را متقاعد میسازد که ما میتوانیم کاری را انجام دهیم، معمولاّّّّّّّّّ آن را بهتر انجام خواهیم داد . البته صحبتهای انرژی زا به هنگام انجام تکالیفی که برای مابسیار دشوار است، نمیتواند در ما توانایی ایجاد کند.امم به دلیل اینکه اغلب موفقیتها، عمدتاّ به سعی و تلاش ما بستگی دارد تا توانایی ذاتیمان، تشویق بیرونی تا حد زیادی میتواند به ما کمک کند. (همان منبع).
۴- و سرانجام اینکه ما در مورد تواناییهای خود، تا حدودی بر اساس نشانههای فیزیولوژیکی[۴۱] قضاوت میکنیم. برای مثال، ممکن است احساس خستگی یا تنش را به عنوان علامتی برای دشواری کار تفسیر کنیم. همچنین افراد ممکن است به نشانه های بدنی مشابه، به گونه ای متفاوت واکنش نشان دهند. دختری که برای مسابقهی دو ۴۰۰ متر خود را گرم میکند، ممکن است اضطراب خود را به عنوان نشانهای از هیجانزدگی ودر نتیجه نداشتن عملکرد خوب تفسیر کند. دختر دیگر ممکن است همین نشانههای بدنی را به عنوان شاخصی در نظر بگیرد که نشان میدهد« بدنش بیدار شده»، «هورمون آدرنالین در خون او جاری شده است» وکاملا آماده است تا به بهترین شکل، در مسابقه عمل کند. (خویینژاد، ۱۳۹۰).
به طور خلاصه بندورا معتقد است که باورهای افراد در رابطه با خودکاآمدیشان تحت تأثیر چهار منبع عمده، رشد و تحول مییابد. این چهار منبع عبارتند از: تجارب مسلط، تجارب جانشینی، قانعسازی کلامی (اجتماعی) و حالتهای فیزیولوژیکی و هیجانی، مادوکس منبع دیگری را به آن چهار منبع اضافه کرده است که این منبع تجارب تصویرسازی میباشد(بروشم،۱۳۹۱).
بندورا به روشی بسیار مقدماتی، رشد خودکارآمدی را در طول گسترهی زندگی شرح داده است. کودکان در ضمن بررسی محیط، به این احساس دست مییابند که میتوانند روی محیط کنترل داشته باشند، بدین طریق احساس میکنند که کمابیش از خودکارآمدی بر خوردارند.همانطور که کودکان بزرگ میشوند، دنیای اجتماعی آنها نیز وسعت مییابد. آنها به همسالان خود به عتوان الگوهایی از خودکارآمدی وهمچنین منبعی برای مقایسه نگاه میکنند. نوجوانان، کارآمدی خود را در زمینههای جدیدی مانند دوستی با جنس مخالف، ارزیابی میکنند، جوانان باید ظرفیتهای نوینی از قبیل شاغل شدن یا پدر، (مادر) شدن را در خود ارزیابی کنند وافراد پیر، در خود به ارزیابیهایی مانند سازگار شدن با بازنشستگی وایجاد روشی نوین برای زندگی میپردازند. در طول زندگی هر فرد نوعی حس رو به گسترش از خودکارآمدی، باعث حفظ حرکت رو به جلو، انرژی وطراوت در فرد ایجاد میشود. هنگامی که خودکارآمدی پایین باشد، افراد مستعد زندگی، دچار کناره گیری و تردیدهای درد آلود[۴۲] نسبت به خود میشوند. (خوی نژاد و رضایی، ۱۳۹۰).
به قضاوتهای افراد در رابطه با تواناییهایشان برای به ثمر رساندن سطوح طراحی شده عملکرد اطلاق میشود، خودکارآمدی یا شخصی دربرگیرنده احساسهای شایستگی ،کفایت و قابلیت در کنار آمدن با زندگی است همچنین این سازه را میتوان به عنوان توانایی فرد در رابطه با رویدادهای فشارزای زندگی ملاحظه نمود (شولتز،۱۹۹۰؛ ترجمه سیدمحمدی، ۱۳۸۸).
در نظریهی شناختی_اجتماعی، خودکارآمدی، ارزیابی فرد از توانایی خود در انجام یک تکلیف است(بندورا ،۱۹۸۲; ترجمه کدیور، ۱۳۸۶).
باورهای خودکارآمدی توسط بندورا یک جنبه از نظریه اجتماعی-شناختی معرفی شده است. خودکارآمدی به باورهای افراد در باره قابلیتهایشان برای انجام تأثیرات دلخواه به واسطه اعمالشان گفته میشود. (بندورا،۱۹۹۷؛ به نقل از مادوکس[۴۳]،۲۰۰۲). (شولتز،۱۹۹۰؛ ترجمه سیدمحمدی، ۱۳۸۸).
۱-۶ احساس خویشتن
الگوی احساسهای هر فردی به وسیلهی احساس عمدهای به نام احساس خویشتن[۴۴] سازمان یافته است. این خود پنداری ماست که تقریباًدر تمام نگرشها ورفتاهای ما انعکاس یافته است. احساس خویشتن به صفات عمقی ثبات، انسجام و سازمان میدهد و با ابراز احساسها مرتبط است. این در بین احساسها آخرین موردی است که به سطح کامل رشد میرسد. احساس خویشتن به برآورده شدن صفات پویشی کمک کرده و از این رو تمام ساختارها در شخصیت را کنترل میکند. (شولتز،۱۹۹۰؛ ترجمه سیدمحمدی، ۱۳۸۸).
۱-۷ چگونه به تفکر و تخیل خلاق دست یابیم.
مرحلهی اول: ایمان داشته باشید به اینکه میتوانید موفق شوید. وقتی به کاری ایمان داشته باشید فکرتان راههای انجام آن را پیدا میکند. اگر اراده کنید، ذهننتان راهی پیش پایتان میگذارد. خواستن توانستن است. ایمان داشته باشید به اینکه از عهدهی کارها بر خواهید آمد. الف) به نظرات افراد توجه کنید، فکرهای جدید را پذیرا باشید. ب) پیوسته در حال جستوجو باشید، سنت شکن باشید. پ) پیشرو باشید نه دنبالهرو.تجربهی آموزندهای است: توانایی، یک برداشت ذهنی است. میزان کاری که میتوانیم انجام دهیم، به میزان تصوری که از توانایی انجام آن کار داریم بستگی دارد. توانایی به راستی یک برداشت ذهنی است. چکیدهوار از این امکانات بهره بگیرید و خلاقانه بیندیشید! ۱- ایمان داشته باشید که میتوانید موفق شوید.۲- اجازه ندهید سنتهای دست و پا گیر ذهن شما را فلج کنند، جستوجوگر باشید و راههای دیگر را امتحان کنید. ۳- هر روز از خودتان بپرسید: «چهطور میتوانم کارم را بهتر انجام دهم» خودسازی نهایتی ندارد. ۴- از خودتان بپرسید: «چگونه میتوانم بیشتر کار کنم؟» توانایی یک برداشت ذهنی است. ۵- سوال کردن و شنیدن را تمرین کنید. به یاد داشته باشید: انسانهای بزرگ فقط میشنوند و انسانهای کوچک فقط حرف میزنند. ۶- دید خود را گسترش دهید. خود را در معرض محرکهای ذهنی قرار دهید. (شوارتز[۴۵]، بیتا; ژنا بختآور، ۱۳۸۸).
۱-۸ افراد دارای خودکارآمدی بالا
People with a strong sense of self-efficacy:افراتئاتاتعنت ظدزر سسطیهتتدتد ننتخنتخخنخننخنخنتخنتخ
View challenging problems as tasks to be mastered به چالش کشیدن مشکلات به عنوان وظایف به تسلط
Develop deeper interest in the activities in which they participate توسعه علاقه عمیقتری به فعالیتهایی که در آنها شرکت میکنند
Form a stronger sense of commitment to their interests and activities فرم حس تعهد بیشتری نسبت به علائق و فعالیتهایشان خود
Recover quickly from setbacks and disappointments بازیابی به سرعت از یأس و نومیدی چیره (بندورا، ۱۹۹۵).
People with a weak sense of self-efficacy: 1-9 مردم با خودکارآمدی پایین
Avoid challenging tasks اجتناب از کارهای چالش برانگیز
Believe that difficult tasks and situations are beyond their capabilities بر این باورند که شرایط و وظایف مشکل، خارج از توانائی و قابلیت آنهاست
Focus on personal failings and negative outcomes تمرکز بر روی ناکامیهای شخصی و نتایج منفی
Quickly lose confidence in personal abilities به سرعت از دست دادن اعتماد به نفس در تواناییهای شخصی (بندورا، ۱۹۹۵).
۱-۱۰ راهکارهایی برای رسیدن به خودکارآمدی بالا

دانلود کامل پایان نامه در سایت pifo.ir موجود است.

  1. قرار دادن/ گرفتن در معرض تجربههای موفق از طریق ترتیب دادن هدفهای قابل دسترس و بدینوسیله، افزایش دادن امکان حصول عملکرد(بندورا، ۱۹۹۵).