رابطه‌ی بین سبک‌های هویّت و تاب‌آوری با شادمانی در دانش‌آموزان استان گلستان- قسمت ۳

رابطه‌ی بین سبک‌های هویّت و تاب‌آوری با شادمانی در دانش‌آموزان استان گلستان- قسمت ۳

(۹ ـ ۴): ضریب همبستگی سبک‌های هویّت و تاب‌آوری مرتبط با شادمانی…………………………….۸۷
(۱۰ ـ ۴):آنالیز واریانس ضریب همبستگی سبک‌های هویّت و تاب‌آوری با شادمانی………………..۸۷
(۱۱ ـ ۴): ضریب ثابت و متغیّر سبک‌های هویّتی و تاب‌آوری………………………………………………۸۸
(۱۲ ـ ۴): مقادیر میانگین متغیّر تاب‌آوری در دانش‌آموزان دختر و پسر………………………………….۸۹
(۱۳ ـ ۴): آزمون لیونز برای نشان دادن برابری واریانس‌ها……………………………………………………۸۹ (۱۴ ـ ۴): نتایج آزمون مقایسه‌ی میانگین تاب‌آوری در دختران و پسران…………………………………۹۰
(۱۵ ـ ۴): مقادیر میانگین متغیّر سبک هویّت اطّلاعاتی در دانش آموزان دختر و پسر………………..۹۰
(۱۶ ـ ۴): نتایج آزمون لیونز برای نشان دادن برابری یا نابرابری واریانس‌ها و نتایج آزمون مقایسه‌ی میانگین سبک هویّت اطّلاعاتی در دختران و پسران…………………………………………………………..۹۱
(۱۷ ـ ۴): مقادیر میانگین متغیّر سبک هویّت هنجاری در دانش‌آموزان دختر و پسر……………………۹۱ (۱۸ ـ ۴): نتایج آزمون لیونز برای نشان دادن برابری یا نابرابری واریانس‌ها و نتایج آزمون مقایسه‌ی میانگین سبک هویّت هنجاری در دانش‌آموزان دختر و پسر………………………………………………..۹۲
(۱۹ ـ ۴): مقادیر میانگین متغیّر سبک هویّت سردرگم در دانش‌آموزان دختر و پسر…………………۹۲
(۲۰ ـ ۴): نتایج آزمون لیونز برای نشان دادن برابری یا نابرابری واریانس‌ها و نتایج آزمون مقایسه‌ی میانگین متغیّر سبک هویّت سردرگم در دانش‌آموزان دختر و پسر………………………………………..۹۳
(۲۱ ـ ۴): مقادیر میانگین متغیّر سبک هویّت تعهّد در دانش‌آموزان دختر و پسر………………………..۹۳ (۲۲ ـ ۴): نتایج آزمون لیونز برای نشان دادن برابری یا نابرابری واریانس‌ها و نتایج آزمون مقایسه‌ی میانگین متغیّر سبک هویّت سردرگم در دانش‌آموزان دختر و پسر………………………………………..۹۴
فهرست اشکال
شکل صفحه
(۱ ـ ۲) : مدل چالشی تاب‌آوری……………………………………………………………………………………۴۱ (۲ ـ ۲) : مدل جبرانی تاب‌آوری…………………………………………………………………………………..۴۲ (۳ ـ ۲) : مدل حفاظتی تاب‌‌آوری…………………………………………………………………………………..۴۳

چکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی ارتباط بین سبک‌های هویّت برزونسکی (اطّلاعاتی، هنجاری، سردرگم/اجتنابی و تعهّد) و تاب‌آوری با شادمانی انجام شد. روش تحقیق مورد استفاده توصیفی از نوع تحقیقات همبستگی بود. جامعه‌ی مورد مطالعه کلیّه‌ی دانش‌آموزان اوّل تا سوم دبیرستان رشته‌های تحصیلی مختلف استان گلستان در سال تحصیلی ۹۳ ـ ۹۲ بودند که حجم نمونه ۳۸۱ نفر (۱۷۸ دختر و ۲۰۳ پسر) بود و به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای مرحله‌ای انتخاب شدند و به وسیله‌ی مقیاس سبک‌های هویّت برزونسکی (ISI-6G)، مقیاس تاب‌آوری کانر و دیویدسون (CD-RISC) و مقیاس شادمانی آکسفورد (OHI) مورد ارزیابی قرار گرفتند. پایایی و روایی پرسشنامه‌ها بررسی شد. برای تحلیل داده‌ها از روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیّره استفاده شد. نتایج نشان داد که بین سبک‌های هویّت اطّلاعاتی، هنجاری، تعهّد و هم‌چنین تاب‌آوری با شادمانی رابطه وجود دارد، امّا بین سبک هویّت سردرگم/اجتنابی با شادمانی رابطه‌ی معناداری مشاهده نشد. نتایج رگرسیون چندمتغیّره نشان داد ضرایب ثابت، تاب‌آوری و تعهّد پیش‌بینی‌کننده‌ی شادمانی هستند. در نهایت نتایج مؤیّد فرضیّه‌ی پژوهش مبنی بر وجود رابطه بین سبک‌های هویّت و تاب‌آوری با شادمانی بود البته به جز متغیّر سبک هویّت سردرگم/اجتنابی که رابطه‌ی معناداری با شادمانی نداشت. می‌توان با افزایش هریک میزان شادمانی را افزایش داد. هم‌چنین ضرایب ثابت، تاب‌آوری و تعهّد پیش‌بینی‌کننده‌ی شادمانی هستند.
کلمات کلیدی: سبک‌های هویّت، تاب‌آوری، شادمانی، دانش‌آموزان.

فصل اوّل
کلّیات و طرح پژوهش

مقدّمه
دوران نوجوانی، بحرانی‌ترین دوره برای سازگاری و شکل‌گیری شخصیّت است. برخی از ‌‌روان‌شناسان معتقدند که انسان در نوجوانی از نظر روانی دوباره متولّد‌‌ می‌شود، زیرا فرد دنیای ساده و آشنای کودکی را پشت سر گذاشته با یک‌سری تغییرات سریع روبه‌رو‌‌ می‌شود (برزونسکی[۱]، ۱۹۹۲). در این دوره باورها و انتظارهای نوجوان تغییر یافته و خود را با دنیای پیچیده و جدید روبه‌رو‌‌ می‌بیند. وی نیاز دارد که در این دنیای جدید خود را به عنوان یک انسان منحصربه‌فرد مطرح ساخته و جایگاه خود را در نظام گسترده‌ی اجتماعی پیدا کند. کسب هویّت پاسخی است به نیاز نوجوانان برای درک خود به عنوان کسی که با وجود داشتن چیزهای مشترک با دیگران، از آن‌ ها متمایز و جداست. تشکیل هویّت، احساس ذهنی از تمامیّت درونی فرد فراهم‌‌ می‌کند و براساس آن زندگی برای وی هدف و معنا پیدا‌‌ می کند (برزونسکی).
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
اریکسون[۲] (۱۹۶۸) نخستین کسی بود که برای فهم فرایند شکل‌گیری هویّت در دوره‌ی نوجوانی چارچوبی ارائه کرد. وی شکل‌گیری هویّت فردی در دوره‌ی نوجوانی را نشانه‌ای از سازگاری و تعادل در این دوره‌‌ می‌داند. براساس نظریه‌ی اریکسون، اگر هویّت نوجوان در طیّ زمان و بر اساس تجربیّات حاصل از برخورد درست اجتماعی شکل گیرد و نوجوان بتواند خود را بشناسد و از دیگران جدا سازد، تعادل روانی او تضمین‌‌ می‌شود.
مارسیا[۳] (۱۹۶۶)، نظریه‌ی اریکسون در مورد هویّت را گسترش داد و چهار نوع حالات هویّت را مطرح کرد که باعث رشد تحقیقات تجربی در مورد هویّت شد. برزونسکی (۱۹۹۰) با الهام از نظریه‌ی اریکسون و مدل وضعیت‌‌های هویّت مارسیا (۱۹۶۶) مدل سبک‌‌های هویّت را در قالب سه سبک هویّت اطّلاعاتی[۴]، هنجاری[۵]، سردرگم/اجتنابی[۶] و تعهّد[۷] ارائه نمود.
از طرفی در سال‌‌های اخیر رویکرد ‌روان‌شناسی مثبت[۸] با شعار توجّه به استعدادها و توانمندی‌‌های انسان مورد توجّه پژوهشگران حوزه‌‌های مختلف ‌روان‌شناسی قرار گرفته است. این رویکرد بر شناسایی سازه‌‌ها و پرورش توانمندی‌هایی تأکید‌‌ می‌کند که ارتقاء سلامت و شادکامی انسان را فراهم‌‌ می‌کنند. ‌‌تاب‌آوری[۹] مهمترین راه‌بردی است که در این رویکرد مورد توجّه پژوهشگران است (کیانی دهکردی، ۱۳۸۳). از نظر تاریخی در علوم رفتاری و اجتماعی از یک رویکرد مشکل‌مدار برای مطالعه‌ی رشد انسان و جامعه پیروی‌‌ می‌کردند. این رویکرد آسیب‌شناختی، بر مشکلات، بیماری‌ها و اختلالات، ناسازگاری‌‌ها، کج‌روی و عدم شایستگی تمرکز داشت. تأکید این رویکرد بر شناسایی عوامل خطر[۱۰] مربوط به اختلالات گوناگون مثل بیماری‌های روانی، بزهکاری، الکلیسم و سوء مصرف مواد بوده است. در مطالعات طولی که در چارچوب این رویکرد در جمعیّت‌‌های پرخطر انجام گرفته، درصدی از افراد در معرض خطر، به مشکلات و آسیب‌هایی مبتلا‌‌ می‌شدند، اما درصد بیشتری نیز سالم‌‌ می‌ماندند. محقّقان برای این افراد که در شرایط ناگوار[۱۱] و پرخطر، پیامدهای نامطلوب را نشان نمی‌دادند، اصطلاحات گوناگونی مثل آسیب‌ناپذیر[۱۲]، مقاوم در برابر استرس[۱۳] و سرسخت [۱۴]، به کار بردند. اخیراّ نیز اکثر محقّقان واژه‌ی ‌‌تاب‌آور[۱۵] را در برابر شرایط خطر و ناگوار به کار ‌‌می‌برند (بنارد[۱۶]، ۱۹۹۱).
‌‌تاب‌آوری صرف مقاومت منفعل در برابر آسیب‌ها یا شرایط تهدیدکننده نیست. بلکه فرد ‌‌تاب‌آور، مشارکت‌‌کننده‌ی فعّال و سازنده‌ی محیط پیرامونی خود است. تاب‌آوری قابلیّت فرد در برقراری تعادل زیستی ـ روانی ـ معنوی در مقابل شرایط مخاطره‌آمیز‌‌ می‌باشد (کانر و دیویدسون[۱۷]، ۲۰۰۳) از این‌رو نمی‌توان آن را معادل بهبودی دانست چون در بهبودی، فرد پیامدهای منفی و مشکلات هیجانی ـ عاطفی را تجربه‌‌ می‌کند (بونانو[۱۸]، ۲۰۰۴).
تحقیقات انجام شده در حوزه‌ی ‌‌تاب‌آوری را‌‌ می‌توان در دو گروه کلّی طبقه‌بندی نمود؛ گروه اوّل به عوامل تعیین‌کننده‌ی ‌‌تاب‌آوری و ویژگی‌‌های افراد ‌‌تاب‌آور‌‌ می‌پردازد. دسته‌ی دوّم پژوهش‌‌هایی است که فهم فرایند ‌‌تاب‌آوری (این‌که چگونه ‌‌تاب‌آوری موجبات سازگاری مؤثّر با موفّقیّت‌‌های مخاطره‌آمیز را فراهم‌‌ می‌آورد) را در دستور کار خود قرار داده‌اند (جوکار، ۱۳۸۶).
یکی دیگر از مباحثی که در سال‌های اخیر در رویکرد ‌روان‌شناسی مثبت مورد توجّه قرار گرفته است، مبحث شادی[۱۹] است. واژه‌ی شادی مفهومی ‌روان‌شناختی است که دارای تعاریف و ابعاد مختلفی‌‌ می‌باشد. در واژه‌نامه‌‌ها، شادی با واژه‌‌هایی هم‌چون خوشحالی، شادکامی، خوشی و نشاط هم‌معنا دانسته شده است (معین، ۱۳۷۱). در سطح عموم مردم، شادی، بودن در حالت خوشحالی و سرور یا دیگر هیجانات مثبت، رضایت از زندگی و فقدان افسردگی و دیگر عواطف منفی است. در مباحث ‌روان‌شناختی شادی به عنوان یکی از هیجانات مثبت طبقه‌بندی شده است که انسان در فعّالیّت‌‌های روزمرّه‌ی خود آن را تجربه می‌کند. ‌روان‌شناسانی هم‌چون آرگایل[۲۰] (۲۰۰۱) نیز شادی را ترکیبی از وجود عاطفه‌ی مثبت، عدم وجود عاطفه‌ی منفی و رضایت از زندگی می‌دانند.
نتیجه تصویری برای موضوع افسردگی
شادی جنبه‌ای از عواطف انسانی است که دارای جنبه‌‌ها و تجلّیّات مختلف فردی ـ اجتماعی، روانی ـ جسمانی و شناختی ـ عاطفی‌‌ می‌باشد. از سوی دیگر، داشتن شادی و خلق خوب پیامدهای کاربردی و عملی در زندگی و عملکرد شغلی فرد دارد. شادی فعّالیّت فرد را بر‌‌می‌انگیزد، بر آگاهی او‌‌ می‌افزاید، خلّاقیّت وی را تقویت می‌کند و روابط اجتماعی وی را تسهیل‌‌ می کند، شادی هم‌چنین مشارکت سیاسی را رونق می‌بخشد و موجب حفظ سلامتی و طول عمر افراد می‌شود (وینهوون[۲۱]، ۱۹۹۳).
از آن‌جا که شادی تأثیر کمّی و کیفی زیادی بر زندگی دارد، در فرایند تحوّل و توسعه مورد تأکید و توجّه قرار گرفته است. هدف از پژوهش‌‌های مربوط به شادی، بررسی علل شادی و فرایندهای مولّد آن است، برخی از علل آن نظیر اوقات فراغت، خلق مثبت و حتّی عواملی نظیر شخصیّت نیز تا حدودی قابل تغییراند. پژوهشگران نشان‌‌ می‌دهند که شادی صرف‌نظر از چگونگی کسب آن‌‌ می‌تواند سلامت جسمانی را بهبود بخشد. نظریه‌پردازان و پژوهشگران زیادی در کارهای عملی خود سعی کرده‌اند منابع و عوامل مؤ‌‌ثّر بر شادی یا شادکامی را معرّفی نمایند (آرگایل، ۲۰۰۱). این منابع و عوامل‌‌ می‌تواند تحت مجموعه عوامل روانی، جسمانی، اجتماعی، اقتصادی، مذهبی، معنوی و فرهنگی مورد بحث قرار گیرد.
عکس مرتبط با اقتصاد

 

جهت دانلود متن کامل این پایان نامه به سایت abisho.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

  •  
    1. بیان مسأله

 

هویّت[۲۲] یکی از مفاهیم ‌روان‌شناسی تحوّلی است که طی دوره‌ی رشد شکل می‌گیرد و در دوره‌ی نوجوانی نمود واقعی و عینی پیدا‌‌ می‌کند (خنیفر، بردبار و قمی، ۱۳۹۱). ورود به دوره‌ی نوجوانی با تغییرات مهمّی از جمله: بلوغ جنسی، روابط صمیمانه با هم‌سالان، خطرکردن و توانایی‌‌های جدید شناختی همراه است. این تغییرات انبوه، نوجوانان را وادار‌‌ می‌سازد که به یگانگی و ثبات در تعریف خود بیندیشند و به دنبال آن باشند تا هویّت خود را شکل دهند. هویّت عبارت است از احساس نیاز به جدا بودن از دیگران. این نیاز تنها نیاز اساسی انسان است که همه‌ی مردم و در همه‌ی فرهنگ‌‌ها از بدو تولّد تا مرگ آن را دارند (عبدی زرّین، ادیب راد، یونسی و عسگری، ۱۳۸۷).
برای اوّلین بار موضوع هویّت به صورت دقیق توسّط اریکسون در سال ۱۹۵۰ مطرح شد. اریکسون وحدت هویّت و بحران هویّت را تعارض عمده‌ی دوران نوجوانی‌‌ می‌داند. به عقیده‌ی اریکسون نوجوانی دوره‌ی هویّت‌یابی است و هویّت عبارت است از یک احساس نسبتاّ پایدار از یگانگی خود (عبدی زرّین و همکاران، ۱۳۸۷). برزونسکی و کوک[۲۳] (۲۰۰۰؛ به نقل از عبدی زرّین و همکاران، ۱۳۸۷) با بررسی زیربناهای شناختی ـ اجتماعی برای تعیین وضعیّت سبک‌‌های هویّت سه سبک اطّلاعاتی، هنجاری و سردرگم/اجتنابی را فرض نمودند. این سبک‌‌ها در واقع شیوه‌‌های شناختی ـ اجتماعی برای پردازش اطّلاعات مرتبط با خود هستند.
از طرفی یکی از سازه‌‌های مهم در حوزه‌ی ‌روان‌شناسی سلامت، ‌‌تاب‌آوری است. کانر و دیویدسون (۲۰۰۳) ‌‌تاب‌آوری را توانمندی فرد در برقراری تعادل زیستی ـ روانی در شرایط خطرناک بیان می‌کنند. آن‌ ها ‌‌تاب‌آوری را تنها پایداری در برابر شرایط تهدیدکننده قلمداد نمی‌کنند، بلکه شرکت فعّال فرد در محیط را مهم می‌دانند.
‌‌تاب‌آوری، قابلیّت فرد در برقراری تعادل زیستی ـ روانی و معنوی، در مقابل شرایط مخاطره‌آمیز و نوعی ترمیم خود است که با پیامدهای مثبت هیجانی، عاطفی و شناختی همراه است. تحقیقات نشان‌‌ می‌دهد که افراد ‌‌تاب‌آور دارای رفتارهای خودشکنانه نیستند، از نظر عاطفی آرام‌اند و توانایی مقابله با شرایط ناگوار و ناخوشایند را دارند (بهادری خسروشاهی و‌‌هاشمی نصرت آباد، ۱۳۹۰).
هم‌چنین یکی از حوزه‌‌های نوظهور و تقریباّ متفاوت در قلمرو ‌روان‌شناسی، ‌روان‌شناسی مثبت است که ظهور آن به مارتین سلیگمن[۲۴]، رئیس انجمن ‌روان‌شناسی آمریکا بر‌‌ می‌گردد. سلیگمن معتقد است این ‌روان‌شناسی قرن بیست ‌و یکمی است که به جای تأکید صرف بر آسیب‌شناسی و بیماری به دنبال شناسایی و افزایش توانمندی‌‌ها، سامانه‌‌های اجتماعی بهینه و ایجاد شادمانی و رضایت از زندگی در افراد و جوامع است. ‌روان‌شناسی مثبت دارای سه حیطه است: ۱ـ هیجانات مثبت ۲ـ خصیصه‌‌های مثبت افراد ۳ ـ شناختن و پرورش دادن استعدادهای عالی (قاسمی و قریشیان، ۱۳۸۸).
در مباحث ‌روان‌شناختی شادمانی به عنوان یکی از هیجانات مثبت طبقه‌بندی شده است که انسان‌‌ها در فعّالیّت‌‌های روزمرّه‌ی خود آن را تجربه‌‌ می‌کنند. شادمانی جنبه‌ای از عواطف انسانی است که دارای وجوه مختلف فردی، اجتماعی، روانی ـ جسمانی و شناختی عاطفی‌‌ می‌باشد (نشاط‌دوست و همکاران، ۱۳۸۸). به نظر آرگایل، مارتین و لو[۲۵] (۱۹۹۵؛ به نقل از تمنّایی‌فر، محمّدآبادی و دشتبان‌زاده، ۱۳۹۰) سه جزء اصلی شادمانی عبارتند از: هیجان مثبت، رضایت از زندگی و نبود هیجانات منفی از جمله افسردگی و اضطراب. جزء نخست عاطفی و هیجانی است که باعث‌‌ می‌شود فرد شادمان همواره از نظر خلقی شاد و خوشحال باشد. جزء دوّم اجتماعی است که گسترش روابط اجتماعی را به دنبال دارد و جزء سوّم شناختی است که موجب‌‌ می‌گردد فرد شادمان، نوعی تفکّر و پردازش اطّلاعات ویژه‌ی خود داشته باشد و وقایع روزمرّه را طوری تعبیر و تفسیر کند که خوش‌بینی وی را به دنبال داشته باشد.
در تحلیل مطالعات انجام‌ شده در زمینه‌ی شادی، دینر[۲۶] (۱۹۸۴؛ به نقل از کهولت و جوکار، ۱۳۹۰) بین دو رویکرد تمایز قائل شد: “رویکرد پایین به بالا” و “رویکرد بالا به پایین”. در رویکرد پایین به بالا پژوهشگران بیشتر بر رویدادهای بیرونی، فاکتورهای موقعیّتی و ویژگی‌های جمعیّت‌شناختی مؤثّر بر شادی‌‌ می‌پردازند؛ درحالی‌که در رویکرد بالا به پایین فرایندهای درونی زیربنای شادی مورد نظر محقّقان است. مطابق این رویکرد، انسان‌‌ها به شرایط یکسان واکنش‌‌های متفاوتی نشان‌‌ می‌دهند و بر اساس باورها، ارزش‌‌ها، انتظارات و تجربیّات منحصربه‌فرد خود شرایط را ارزیابی‌‌ می‌کنند. تحقیقات مختلف در بررسی رویکرد پایین به بالا نشان داده‌اند که فاکتورهای بیرونی، میزان کمی از واریانس شادی را تبیین‌‌ می‌کنند. بر همین اساس مسیر تحقیق در حوزه‌ی شادی به تدریج تغییر یافت و رویکرد بالا به پایین بیشتر مورد توجّه محقّقان قرار گرفت. از جمله‌ی این موارد‌‌ می‌توان به نحوه‌ی پردازش اطّلاعات فرد پیرامون خود یا سبک‌‌های هویّت[۲۷] اشاره نمود (کهولت و جوکار، ۱۳۹۰).
در زمینه‌ی رابطه بین متغیّرهای سبک هویّت و شادمانی تحقیقات نشان داده‌اند که سبک‌‌های هویّت با هیجانات و عواطفی نظیر عزّت نفس، ناامیدی، افسردگی، اضطراب، سلامت روان و رضایتمندی رابطه دارند. برزونسکی و کینی[۲۸] (۱۹۹۴) در تحقیقی نشان دادند که سبک هویّت اطّلاعاتی و هنجاری با افسردگی رابطه‌ی منفی دارد؛ ولی سبک هویّت سردرگم/اجتنابی رابطه‌ای مثبت با آن نشان‌‌ می‌دهد. در همین راستا نارمی[۲۹]، برزونسکی، تامی[۳۰] و کینی (۱۹۹۷) نیز دریافتند که افسردگی، اعتمادبه‌نفس پایین و اضطراب با سبک هویّت سردرگم/اجتنابی و سبک هویّت اطّلاعاتی با نشانه‌‌های رضایتمندی، اعتمادبه‌نفس بالا و اضطراب پایین در ارتباط است.
هم‌چنین ارک، سیمونز، استین، ویکل من و هیچکاک[۳۱] (۲۰۰۸) در پژوهشی نشان دادند که افراد دارای ‌‌تاب‌آوری بالا، در مواجهه با رویدادهای هیجانی با ماهیّت خنثی و نامعلوم، بیشتر تمایل به نشان‌دادن هیجانات مثبت داشتند. به اعتقاد آن‌ ها این امر ممکن است به علّت توانایی این افراد برای کنارآمدن موفّقیّت‌آمیز به هنگام روبرو شدن با موقعیّت‌‌های دشوار، به‌ خصوص موقعیّت‌‌هایی با ماهیّت بین‌ فردی باشد. ریو[۳۲] ( ۲۰۰۵) نشان داد که ‌‌تاب‌آوری، با هیجانات مثبت، همبستگی مثبت و با هیجانات منفی همانند خشم و غمگینی، همبستگی منفی دارد. همچنین پژوهش کار[۳۳] (۲۰۰۴) نشان داد که سطوح بالای ‌‌تاب‌آوری به فرد کمک‌‌ می‌کند تا از عواطف و هیجان‌‌های مثبت به منظور پشت‌‌ سرنهادن تجربه‌‌های نامطلوب و بازگشت به وضعیّت مطلوب استفاده کند.
جنسیّت نیز موضوع تحقیقات زیادی در ارتباط با شادمانی بوده است. داینر و همکاران (۱۹۹۹؛ به نقل از میرشاه جعفری، عابدی و دریکوندی، ۱۳۸۱) معتقدند که میزان شادمانی زنان و مردان برابر است، امّا هنگامی که افسردگی را در نظر می‌گیریم، موضوع تا حدودی پیچیده می‌شود. به این صورت که با وجود شادی یکسان زنان و مردان، افسردگی در زنان بیشتر از مردان است. توضیح این امر توسّط داینر و همکاران این است که زنان نسبت به مردان هم عاطفه‌ی منفی بیشتری و هم عاطفه‌ی مثبت بیشتری را تجربه می‌کنند و برآیند این دو عاطفه، شادی زنان و مردان را یکسان می‌سازد. فوجیتا، دایز و ساندویچ[۳۴] (۱۹۹۱) نیز بر همین اعتقاد هستند.
مروری بر پژوهش‌‌های انجام‌ شده تا زمان انجام این پژوهش نشان‌‌ می‌دهد که تاکنون تحقیق زیادی در خصوص رابطه‌ی بین سبک‌‌های هویّت و ‌‌تاب‌آوری با شادمانی صورت نگرفته است. لذا در این تحقیق محقّق به دنبال تعیین این مسأله است که آیا بین سبک‌‌های هویّت و ‌‌تاب‌آوری با شادمانی در میان دانش‌آموزان رابطه‌ای وجود دارد؟

 

 

  •  
    1. اهمّیّت و ضرورت تحقیق

 

دوران نوجوانی یکی از حسّاس‌ترین مراحل زندگی هر فرد است و این دورانی هست که حتّی دشوارتر از سال‌‌های کودکی تلقّی شده است. بر اساس شواهد و تجربه مسیر هویّت‌یابی جوانان ایرانی با دشواری‌‌های متعدّدی روبرو است. انتخاب شغل، رسیدن به زندگی کم‌دردسرتر و خلاصه یافتن راه زندگی آینده‌‌ و به علاوه یافتن شغل، مشغول‌شدن به آن و شروع زندگی بزرگسالی فشار زیادی بر نوجوان وارد‌‌ می‌سازد. جوان ایرانی دیگر کمتر‌‌ می‌تواند انتظار خانواده و خودش را از «خود» برآورده سازد. افرادی که دچار گم‌گشتگی هویّت‌‌ می‌شوند درک درستی از نقش‌‌های جنسیّتی و ارزش‌‌ها ندارند. آن‌ ها نمی‌توانند راه خود را بیابند و به نظر آشفته و تکانشی هستند و روابط بین فردی مناسبی برقرار نمی‌سازند. از آن‌جا که هدف بلند مدتّی را برنمی‌گزینند، نمی‌دانند در شرایطی که قرار دارند چه کار کنند. در عوض افرادی که دارای هویّت موفّق هستند نسبت به خود و جامعه دارای تعهّدند. آن‌ ها وظایف محوّله را به خوبی انجام‌‌ می‌دهند، خودپنداره و عزّت نفس بالایی دارند و دارای اهداف بلندمدّت مشخّص در زندگی هستند. آن‌ ها خود را در انتخاب‌‌هایشان سهیم‌‌ می‌دانند و دقیقاّ به همین سبب خود را مسئول‌‌ می‌دانند. چنین افرادی به ارزش‌‌ها پای‌بند هستند. به طور خلاصه‌‌ می‌توان گفت اگرچه فرایند هویّت‌یابی در دوران نوجوانی بروز‌‌ می‌کند ولی اثرات آن طولانی مدّت و دیرپاست (هاشمی و رضوی، ۱۳۸۷). اگر دوره‌ی نوجوانی بدون مشکل سپری شود، نوجوان به بزرگسال سالمی تبدیل خواهد شد و نقش بزرگسالی خود را خوب ایفا خواهد کرد، اما اگر در این گذر دشواری‌‌هایی به وجود آید، بهداشت روان نوجوان، از جادّه‌ی اصلی منحرف و به بیراهه کشیده خواهد شد (حاجلو، رضایی شریف و واحدی، ۱۳۹۱).
هم‌چنین ‌‌تاب‌آوری تلاش‌‌های شناختی و رفتاری است که افراد در موارد استرس‌زا برای کنارآمدن با مسائل و مشکلات خود به کار‌‌ می‌برند و نقش اساسی و تعیین‌کننده در سلامت جسمانی و روانی آن‌ ها ایفا‌‌ می‌کند. ‌‌تاب‌آوری مؤثّر باعث‌‌ می‌شود که واکنش فرد به سطوح بالای استرس کاهش یابد و آثار زیان‌بار آن تعدیل گردد. ‌‌تاب‌آوری، بازگشت به تعادل اوّلیه یا رسیدن به تعادل سطح بالاتر در شرایط تهدیدکننده است و از این‌رو سازگاری موفّق در زندگی را فراهم‌‌ می‌کند. سازگاری موفّق با زندگی، هم‌‌ می‌تواند پیامد ‌‌تاب‌آوری به‌شمار رود و هم به عنوان پیش‌آیند، سطح بالاتری از ‌‌تاب‌آوری را سبب شود (سامانی، جوکار و صحراگرد، ۱۳۸۶).
افراد ‌‌تاب‌آور، شخصیّتی مقاوم در برابر استرس دارند و درس‌‌های ارزشمندی از تجارب سخت زندگی خود‌‌ می‌گیرند. آن‌ ها در موقعیّت‌‌های پراسترس و آسیب‌زا احساس‌‌ می‌کنند‌‌ می‌توانند راه مناسبی را برای حلّ مشکلات خود پیدا کنند. به خود متّکی هستند و واکنشی یادگیرانه ـ مقابله‌ای در موقعیّت‌‌های دشوار از خود نشان‌‌ می‌دهند در حالی‌که افرادی که ‌‌تاب‌آوری ضعیفی دارند واکنشی سرزنش‌کننده ـ قربانی‌شونده در چنین موقعیّتی از خود نشان‌‌ می‌دهند (فولادچنگ و موسوی، ۱۳۸۷).
و درآخر، شادبودن مسأله‌ای است که ضرورت و نیاز دنیای امروز‌‌ می‌باشد، چون انسان‌‌های غمگین، افسرده و مأیوس نمی‌توانند خود را کنترل کنند و به خودباوری برسند و ویژگی‌‌های مثبت و توانمندی‌‌های خود را بروز دهند، راه منفعل بودن و منزوی شدن را در پیش‌‌ می‌گیرند و در واقع آن‌‌ها دوران طلایی جوانی خود را بیهوده و بدون این‌‌که قدر آن را بدانند هدر‌‌ می‌دهند (علی‌پور، هاشمی، باباپور و طوسی، ۱۳۸۹).
شادمانی یک عامل مؤثّر در سلامت روان و بهبود و ارتقای عملکرد فردی و اجتماعی است (گلستانی بخت، ۱۳۸۶). افراد اگر در جامعه‌ی خود نتوانند این نیاز را برآورده کنند، روبه جوامع دیگر می‌برند، در نتیجه به تدریج از فرهنگ ملّی و دینی خود دور می‌شوند، به تدریج فرهنگ و ارزش‌های غربی در جامعه رواج یافته و جامعه مسخ می‌شود. با وجود اینکه دین مبین اسلام به شاد بودن و شاد کردن دیگران تأکید زیادی نموده است، متأسّفانه شمار زیادی از جامعه‌شناسان بر این عقیده‌اند که جامعه‌ی ایرانی شاد نیست و از نبود بسترها و زمینه‌های لازم برای ابراز شادمانی به شکل جمعی و عمومی رنج می‌برد و فرهنگ غالب، فرهنگ غم است و شادی حالت عرضی و فرعی دارد. بنابراین ما بیشتر برای سوگ اجتماعی آمادگی داریم و هیچ برنامه‌ای برای شادمانی نداریم.
راستی چگونه یک نوجوان می‌تواند شاد باشد؟ آیا فقط با کسب موفّقیّت‌ها و کامیابی‌هایی که مورد تأیید جامعه است می‌توان به شادی و نشاط رسید؟ یا عوامل دیگر نیز می‌توانند موجب شادی در نوجوانان شوند؟ پاسخ‌گویی به این سؤال و سؤالات مشابه اهمّیّت این‌گونه تحقیقات را می‌رساند چرا که برنامه‌ریزی و مدیریّت شادی در کشور برای جوانان و نوجوانان از جمله نیازهایی است که تاکنون کمتر به آن توجّه شده است، لذا برای سازماندهی و فراهم‌آوردن شرایط شادی‌آور و تحقّق شادی در جوانان به بررسی رابطه‌ی آن با عوامل مختلف پرداخته می‌شود که در این پژوهش نیاز به بررسی رابطه‌ی سبک‌های هویّت و تاب‌آوری با شادمانی مورد توجّه قرار گرفته است.

 

 

  •  
    1. اهداف تحقیق 
      1. اهداف اصلی

 

۱ـ تعیین رابطه‌ی بین سبک‌‌های هویّت و ‌‌تاب‌آوری با شادمانی در دانش‌آموزان استان گلستان است.
۲ـ ارائه‌ رهنمودها و پیشنهاداتی مبتنی بر نتایج تحقیق به دست‌اندرکاران.

دیدگاهتان را بنویسید