دانلود پایان نامه رایگان درباره رقابت‌های سیاسی و شاخص‌های آن


دانلود پایان نامه

 

فصل ششم

رقابت‌های سیاسی و شاخص‌های آن

رقابت‌ سیاسی و شاخص‌های آن

اول ـ در نگاه اولیه ، رقابت سیاسی را در چارچوب یك مسابقه تصویر كردیم كه در جوامع مختلف با هدف دستیابی به مناصب سیاسی و حفظ آنها برگزار می‌گردد. در این مسابقه رقابت دو سطح مشخص یافت:

الف ـ سطح پنهان كه عمده‌ترین و حساس‌ترین بخش مسابقه را تشكیل می‌داد، زیرا دور از چشم عامه مردم صورت می‌گیرد، شامل كسب اطلاع دقیق از مواضع و امكانات رقیب و برنامه‌ریزی‌های كوتاه مدت، میان مدت و درازمدت برای حذف احتمالی طرف مقابل است، دقیقاً تحركاتی را در بر می‌گیرد كه در طول یك دورة زمانی معین شروع شده، نتیجه خود را در حاصل نهایی مسابقه نشان خواهد داد. مثالی كه در این جا برای توضیح بیشتر مطلب می‌توان ذكر كرد اینست كه در بسیاری از كشورها و از جمله كشور ایران بسیاری از گروه‌ها و جناح‌های سیاسی تلاش می‌كنند عوامل و هواداران خود را در نهادهای مجری یا ناظر انتخابات نفوذ دهند تا به نفع آنان عمل نمایند یا حداقل، اطلاعات دست اول جریانات انتخاباتی یا گزینش‌های دیگر را به موقع بدست مقامات ذی‌ربط برسانند، نیز این كه هر گروه سیاسی سعی می‌كند با در اختیارگیری وزارت كشور، استانداران و فرمانداران را از افرادی انتخاب و نصب نماید كه به مساعدت آتی آنها در انتخابات امید می‌رود یا با دوراندیشی تمام به تشكیل انجمن‌ها و مؤسسات صنفی و سیاسی و ثبت آنها در مراجع ذی‌ربط اهتمام می‌ورزد تا به هنگام انتخابات از آن‌ها بهره جوید یا این كه پیشاپیش به اخذ امتیازات نشریات سیاسی و غیرسیاسی رنگارنگ اقدام می‌نماید یا اینكه نشست‌های مختلف را به مناسبت‌های موسمی، پنهانی برگزار می‌كند و یا سعی می‌كند با نخبگان در قدرت مراوده و مرابطه داشته باشد، همه و همه نمونه‌هایی از انواع اقداماتی‌اند كه جنبة پنهان رقابت سیاسی را تجسم عینی می‌بخشند، اما آیا كار رقابت به همین جا ختم می‌شود؟ پاسخ منفی به این پرسش‌ ما را به سطح دوم مسابقه می‌كشاند كه با عنوان سطح آشكار رقابت سیاسی از آن یاد می‌كنیم.

ب ـ سطح آشكار كه معمولاً ساختارهای تعریف شده متناسب با ساخت حكومتی را داراست، متولیان آن بطور رسمی خود را معرفی می‌كند، در چارچوب مقررات خاصی جریان می‌یابد، عرصة آن حداقل در عالم نظر تعریف شده است و تجسم آن را در فرایند انتخابات از نام‌نویسی، تبلیغات، حضور مردم پای صندوق‌های رای، برنده شدن نامزدهای یك تشكل سیاسی، یا تكیه بر صندلی ریاست جمهوری یا نمایندگی پارلمان، سیاست سازی، سیاست‌گذاری و اجرای برنامه‌های وعده داده شده می‌توان دید. این مورد برخلاف سطح پنهان رقابت سیاسی كه قدری نیازمند ذكر نمونه‌های عملی است، تا حد زیادی بی نیاز از مثال است، زیرا تقریباً امروزه در تمامی كشورهای جهان بجز معدود كشورهایی كه هنوز ساختار قبیله‌ای دارند، انتخابات برگزار می‌شود[1].

سازمان‌های متنوعی در برگزاری و به سامان رسانیدن انتخابات دخیل‌اند، در برخی كشورها احزاب سیاسی در سطح اجتماعی مردم را وارد میدان رقابت سیاسی نموده، خود بدست مردم به قدرت می‌رسند. برای مثال: در كشور آمریكا، رقابت بین دو حزب جمهوریخواه و دموكرات، در انگلستان، بین دو حزب محافظه‌كار و كارگر، در فرانسه، بین احزاب سیاسی راست و چپ و میانه، در هند، بین حزب كنگره و احزاب رقیب آن، در لبنان، بین احزاب فرقه‌ای و در پاكستان، بین احزاب سیاسی مختلف، رقابت سیاسی در قالب مبارزات حزبی جریان می‌یابد. بهمین صورت در بسیاری از كشورهای جهان سومی؛ مانند ایران، سطح آشكار مسابقه سیاسی بین جناح‌های سیاسی رقیب صورت می‌‌گیرد، مفهوم جبهة سیاسی نیز كه به تازگی و اخیراً رواج یافته و تعریف جامع و مانعی نیز ندارد نوعی ترتیب سیاسی است كه از طریق آن رقابت سیاسی آشكارا در جامعة ایران صورت می‌پذیرد.

به این ترتیب به طور اجمال می‌توان گفت كه علی‌رغم بخش پنهان رقابت سیاسی كه فرمول بندی كنش‌های آن قدری مشكل است در بخش آشكار مسابقه، عوامل دست‌اندركار در كشورهای جهان اول و احزاب در كشورهای جنوب، عمدتاً احزاب صوری یا جناح‌های سیاسی یا جبهه‌های سیاسی هستند. گرچه تلاش شده كه در عالم نظریه‌پردازی درباره فرایند تحول حزب این گونه بیان گردد كه جناح‌گرایی نقطه آغاز تشكیل احزاب سیاسی در كلیه جوامع مخصوصاً جهان سوم است كه از رهگذر دو قطبی شدن و گسترش به نهادمندی می‌رسد و شیوه گسترش نهادمندی سیاسی، شكل نظام حزبی ناشی از آن را مشخص می‌سازد[2].

ظاهراً این قاعده یا در بسیاری از كشورها اصلاً عملی نشده یا به كندی جامة عمل بخود پوشیده یا سیر قهقرایی و واپس‌گرایانه یافته است، برای نمونه در بسیاری از كشورها چون جناحهای سیاسی نتوانسته‌اند در درون جناح خود اشتراك سیاسی را گسترش دهند، هنوز به مرحله قطبی شدن نرسیده دچار فروپاشی شده‌اند. بهمین صورت، برخی دیگر در مرحله قطبی شدن متوقف شده، نتوانسته‌اند گسترش یابند، بعلاوه آسیب‌شناسی‌ها و فروپاشی‌های كه در جهان سوم صورت گرفته و ناشی از بحران مشاركت سیاسی بوده، روشن ساخته است كه در مرحله گسترش، برخی كشورها دچار بی‌رویگی شده و نتوانسته‌اند به نهادمندی سیاسی برسند، نیز آنان هم كه تا حدی به نهادمندی سیاسی- مشاركتی رسیده‌اند (مانند پاكستان)، تداومشان گاه و بیگاه دستخوش كودتای نظامیان یا عوامل سیاسی – خارجی دیگر شده، وضعیت مغشوشی را ایجاد كرده‌اند.

گزارشی كه هم اكنون از وضعیت دمكراتیزاسیون در جهان سوم داده میشود، حاكی از عدم سامان‌مندی منظم و تعمیم‌یافته فرایند تحول حزبی است و در عالم واقعیت عینی، قضیه، بیشتر با فرهنگهای حاكم بر جوامع، تناسب بیشتری دارد تا قاعده و فرمولی تخطی‌ناپذیر و آهنین[3].  پس شاخص وجود رقابت سیاسی، تشخیص وجود مسابقه قدرت سیاسی است كه این مسابقه دو آرایش پنهان و آشكار دارد كه در حوزة تكثرگرائی سیاسی قرار می‌گیرد.

 

شاخصهای وفاق در جمهوری اسلامی:

اگر اعضای یك واحد جغرافیایی معین در زمانی مفروض در مجموعه‌ای از عقاید، آرا ارزش‌ها و هنجارها شریك باشند، می‌توان گفت كه در این واحد جغرافیایی وفاق اجتماعی وجود دارد. بدون وجود این ارزش‌ها و هنجارهای مشترك كه عامة مردم آنها را پذیرفته باشند، وجود جامعه و واحد سیاسی ممكن نخواهد بود.

مفهوم وفاق به عنوان شرط لازم ادارة منظم و صلح آمیز امور سیاسی- اجتماعی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. وفاق در این معنی معادل فرهنگ است. فرهنگ نیز به معنای مجموعه ارزش‌ها، هنجارها، آرا و عقاید یك ملت است. اگر افراد یك جامعه بر سر آنچه این مفاهیم و ارزش‌ها، آرا و عقاید قابل احترام می‌دانند با یكدیگر توافق داشتند، آنگاه چنین جامعه‌ای از وفاق اجتماعی برخوردار است؛ بنابراین از این نظر مفهوم وفاق و فرهنگ مفاهیمی در هم آمیخته و در ارتباط نزدیك با هم هستند.

مفهوم فرهنگ تمام ابعاد حیات اجتماعی و فردی انسان را در بر می‌گیرد[4]. حال اگر فرهنگ به معنای مجموعه‌ای از دست‌آوردهای هنری، فكری و اخلاقی باشد، میراث یك ملت است و مبنای وحدت به حساب می‌آید و موجب وفاق اجتماعی خواهد شد. البته این بعد، بعدی است معنوی و نباید آنرا با پیشرفت‌ها و تحولات مادی یكسان انگاشت. چنانكه اندیشمندان رمانتیك چنین می‌پنداشتند و فرهنگ را به عنوان تجلی روح ملت در برابر مفهوم تمدن كه معرف پیشرفت مادی و مرتبط با توسعة اقتصادی و فنی بود قرار می‌دادند.

فرهنگ از زوایای مختلف مورد بحث واقع شده است، در این میان نگاه مردم شناسانه به فرهنگ حایز اهمیت بیشتری است، فرهنگ به‌عنوان یك كل یا نظام دارای اجزا و نظامهایی فرعی است، فرهنگ سیاسی یكی از خرده فرهنگ‌های شكل دهنده به فرهنگ عمومی و از جهتی مهمترین آنهاست. پس چون وفاق معادل فرهنگ قرار گرفت و وفاق اجتماعی عبارت است از توافق جمعی بر سر مجموعه‌ای از اصول و قواعد اجتماعی، عقاید، آرا، ارزش‌ها و هنجارها، و از آنجائیكه دانسته میشود فرهنگ به معنای مجموعة ارزش‌ها، هنجارها و آراء و عقاید یك ملت است پس مفهوم وفاق اجتماعی را با مفهوم فرهنگ معادل دانستیم.

یك راه ترسیم فرهنگ سیاسی و وفاق اجتماعی در یك ملت آنست كه گرایش‌های شهروندان را در سه سطح 1ـ نظام 2ـ فرایند 3ـ سیاستگذاری توصیف نمائیم.

شاید مهمترین جنبة گرایش‌های شهروندان در سطح نظام، سطح و پایة مشروعیت حكومت است. همانطور كه مفاهیم وفاق، فرهنگ و مشروعیت، مفاهیمی به هم مربوط و در هم آمیخته هستند (منظور از مشروعیت، مشروعیت سیاسی است). با توجه به مربوط بودن مفاهیم فرهنگ و مشروعیت، سئوالی كه مطرح می‌شود آنست كه ارزش‌های فرهنگی چگونه بر مشروعیت نظام سیاسی تأثیر می‌گذارد[5]؟ منظور آنست كه اعضای یك نظام سیاسی چگونه براساس معیارها، هنجارها و ارزش‌های خود به مشروعیت آن نظام می‌نگرند؟

در پاسخ به این سؤال می‌توان گفت؛ اگر مردم از یك نظام براساس سنت‌های موجود تبعیت نمایند، آن نظام از مشروعیت سنتی برخوردار است و اگر براساس فره بی‌مانند یك رهبر از نظام تبعیت نمایند، نظام از مشروعیت فرهمند برخوردار خواهد بود و اگر در یك نظام سیاستگذاری و به كارگماری‌های افراد با شیوه‌های قانونی و عقلانی انجام پذیرد، آن نظام از سلطه مشروع قانونی ـ عقلانی برخوردار میشود. به این ترتیب پایه‌های فرهنگی مشروعیت عبارتند از سنت، فره و عقلانیت. این پایه‌های فرهنگی موجب مشروعیت یك نظام سیاسی و وفاق اجتماعی؛ می‌شوند به عبارت دیگر وفاق اجتماعی حول پایه‌های سنت ـ فره و عقلانیت شكل می‌گیرد.

برای آنكه بدانیم وفاق اجتماعی در ایران حول كدام یك از این پایه‌ها شكل گرفته است، می‌توان این بحث را در هر یك از دوره‌های تاریخی قبل از اسلام، دورة اسلامی، دورة صفویه تا انقلاب اسلامی و دورة پس از انقلاب اسلامی پی گرفت.

می‌توان گفت كه در دورة اول، پایه وفاق اجتماعی، فره ایزدی بوده است. بدین ترتیب كه مردم به این علت از صاحبان قدرت فرمان می‌بردند و می‌پنداشتند خداوند آنان را لایق دانسته، به آنان فره عطا كرده است.

در دورة اسلامی، پایه وفاق اجتماعی، سنت دینی و آداب و رسوم مذهبی بوده است.

در دورة صفویه تا انقلاب اسلامی، عامل وفاق، سنت دینی و آداب و رسوم و شعائر مذهب شیعه، به همراه اعتقاد و باور به فره شاهان صفوی بوده است.

انقلاب مشروطیت نقطة عطفی در این دوران محسوب می‌شود، زیرا با آغاز این دوره است كه افكار و آرا و اندیشه‌های مغرب زمین راه خود را به سوی ایران باز كرد و بدین ترتیب بود كه پایه‌های فرهنگی وفاق اجتماعی متحول شد. تنها، سنن و آداب و رسوم عامل وفاق نبود، بلكه وفاق اجتماعی پایه‌های عقلانی ـ قانونی نیز پیدا كرد، ایران در این زمان برای نخستین بار دارای قانون اساسی و قوانین موضوعه دست ساخت بشر شد كه این هر دو مبتنی بر ایدة قرار داد اجتماعی بودند، از این به بعد مردم بر پایة قوانین اساسی و موضوعه به وفاق دست یافتند و انسجام اجتماعی بر پایة قرار داد تقویت شد.

پس از انقلاب اسلامی، بار دیگر پایه‌های وفاق مبتنی بر سنت تقویت شد و این پایه‌ها به همراه پایه‌های مبتنی بر قانونمندی و عقلانیت – با به تصویب رسیدن فنون اسلامی جدید در ایران پس از انقلاب- و پایه‌های كاریزماتیك، مجموعاً منجر به وفاق و انسجام اجتماعی شدند. پایه‌های كاریزماتیك در دورة پس از انقلاب كه در اثر ظهور رهبری كاریزماتیك به وجود آمده بود تضمین كنندة یكپارچگی و وفاق اجتماعی نظام در مقابل تمامی توطئه‌های ضد نظام بود.

همان‌گونه كه مطرح شد می‌توان فرهنگ سیاسی و وفاق اجتماعی در هر ملت را در سه سطح؛ نظام، فرآیند و سیاستگذاری بررسی كرد. در سطح فرایند؛ گرایش‌های افراد در دخالت در فرایندها، سطح وفاق اجتماعی را در جامعه مشخص می‌كند، این فرایندها شامل ارائه تقاضا، اطاعت از قانون، حمایت از برخی گروه‌ها و مخالفت با برخی گروههای دیگر و مشاركت از طرق گوناگون است.

هر چه میزان مشاركت در یك نظام بیشتر باشد، معلوم میشود كه میزان وفاق اجتماعی در آن نظام پیشتر است، مشاركت پیشتر مشخص می‌سازد كه افراد جامعه به اصول و قواعد اجتماعی، اعتقاد بیشتری دارند و هنجارها و ارزش‌ها تعمیم بیشتری پیدا كرده و عمومیت یافته است.

هر چه میزان مشاركت بیشتر باشد، معلوم می‌شود وفاق اجتماعی زیادتر است.

مشاركت نیز به معنای مشاركت در تدوین، تصویب و اجرای سیاست‌های عمومی است. در ایران، عنصر غالب در فرهنگ ایران لااقل تا دورة مشروطیت عنصر استبداد بوده است، در چنین فرهنگی فقط یك نفر حق مشاركت در سیاست را داشته است و آن شخص پادشاه، اعوان و انصار او بوده‌اند و بقیه مردم، رعیت محسوب شده‌، به هیچ وجه، حق شركت در تصمیم‌گیری‌های سیاسی را نداشته‌اند.

در دوران انقلاب مشروطیت، برای اولین بار كوشش مردم را برای مشاركت در سیاست در قالب ایجاد احزاب مشاهده می‌كنیم.

اوجگیری و رشد احزاب سیاسی در ایران را از لحاظ سیر تاریخی می‌توان به چهار دوره تقسیم كرد:

اول ـ عصر مشروطه تا استقرار كامل سلطنت رضاشاه، غیر از دوره‌های استبداد صغیر و نیابت ناصر‌الملك و دورة جنگ جهانی اول.

دوم ـ سقوط رضاشاه در آغاز دهة بیست (دورة 1332ـ1320).

سوم ـ روی كار آمدن دموكرات‌ها در آمریكا و امینی در ایران (دوره 1344ـ1339).

چهارم ـ از زمان انقلاب اسلامی تا كنون.

در هر یك از این چهار دوره، مردم با ایجاد احزاب سیاسی تلاش كردند تا در امور سیاسی مشاركت كنند، مشاركت بیشتر مردم در هر یك از این دوره‌ها به معنای تقویت وفاق اجتماعی بوده است. تا اینجا دو سطح نظام و فرایند را بررسی كردیم. در سطح سیاستگذاری این مساله مطرح می‌شود كه مردم برای چه چیزهایی اهمیت قایل‌اند و تصور آنها از یك جامعه خوب چگونه است؟ به این ترتیب، می‌توان تشخیص داد كه اصول و قواعد اجتماعی كه مردم برای آن اهمیت قائل هستند و موجب وفاق اجتماعی می‌شوند چه اصول و قواعدی هستند، به این ترتیب سیاست‌گذاری‌هایی كه موجب وفاق اجتماعی می‌شوند معلوم و مشخص می‌گردند[6].

اهمیتی كه شهروندان مختلف به پیامدهای سیاستگذاری‌های گوناگون می‌دهند، متفاوت است، مثلاً برخی جوامع بر امنیت تاكید می‌ورزند و برخی به آزادی بهای بیشتر می‌دهند و جوامع دیگر برای برابری اهمیت زیادتر قائل هستند و بر وجود حداقل استانداردها برای همة‌ افراد تاكید دارند، بنظر می‌رسد مردم مشرق زمین از جمله مردم ایران برای امنیت اهمیت بیشتری قائل هستند تا برای آزادی و برابری. یعنی ارزش امنیت، ارزشی است كه منجر به وفاق اجتماعی می‌شود. البته این امر دلایل مختلفی دارد: یكی از این دلایل حملات بیگانگان به خاك ایران بوده است. ایران همواره شاهد تاخت و تاز بیگانگان و مهاجمان و لشكر‌كشی‌های بسیاری بوده است كه اسباب نشست و نابسامانی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در نهایت ناامنی اقتصادی را فراهم آورده است. خودكامگی حكومت‌ها نیز از عواملی بوده است كه امنیت مالی ایرانیان را همواره بخطر انداخته است. بدین ترتیب لویاتان‌های ایرانی كه طبعاً باید برای حفظ جان مردم بوجود آمده باشند، به دشمن مال و جان آنها تبدیل شده بودند.

در ایران هیچگاه طبقه اشراف به مانند غرب پیدا نشد كه صاحب اموال و املاك خود باشند و بتوانند در مقابل دولت از اموالشان دفاع نمایند.

در فقدان نیروهای اجتماعی، دولت یكه‌تاز میدان باقی می‌ماند و خود به عنوان عاملی در جهت از بین بردن امنیت جانی و مالی مردم مطرح بود.

سلاطین ایران با قدرت مطلق حكومت می‌كردند و هیچ قانونی اختیارات آنها را محدود نمی‌ساخت. در وصول مالیات، اموال مردم را غارت می‌كردند و هیچگونه قوانین و مقرراتی برای حفظ حقوق ملت ایران و تعیین حدود قدرت هیئت حاكمه وجود نداشت، و مقررات و سرنوشت مردم در هر محل ارتباط و بستگی تام با خلق و خویی شخص حكمران داشت.

بنابراین مهمترین مشكل مردم ایران رسیدن به امنیت جانی و مالی بود، البته این بدان معنی نیست كه مردم ایران برای آزادی و برابری و عدالت اهمیتی قایل نبودند، بلكه منظور آنست كه امنیت برای آنان دارای اولویت بیشتری بوده است، چناكه اولین درخواست مردم در انقلاب مشروطه از حكومت، ایجاد عدالت خانه بود كه این خود در رابطه با احساس نیاز مردم ایران به مقوله عدالت و امنیت قابل تفسیر است[7].

فصل هفتم

[1]. غلامرضا خواجه سروی؛ همان، ص 112.

[2]. ساموئل هانتینگتون؛ همان، ص 596-608.

[3]. غلامرضا خواجه سروی؛ همان، ص 112.

[4]. رویاروئی اندیشه‌ها، مجموعه مقالات منتشر شده، (تهران: انتشارات فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1379)، جلد اول ص 83.

[5]. رویاروئی اندیشه‌ها، همان، ص 96.

[6]. رویاروئی اندیشه‌‌ها؛ همان، ص 99.

[7]. عباس كشاورز شكری؛ (مقاله)، وفاق اجتماعی، فرهنگ سیاسی و مشروعیت سیاسی، (انتشارات فرهنگ گفتمان، مجموعة مقالات همایش رقابت‌های سیاسی و امنیت ملی) جلد اول ص 83ـ102.

این تکه ای از پایان نامه رایگان با عنوان بررسی علل رقابت‌های مثبت و منفی و تأثیر آن بر امنیت ملی كشور ایران 170صفحه می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید البته ممکن است بعضی از متون موقع انتقال از فایل ورد به هم بریزد یا عکس ها درج نشود برای دانلود پایان نامه ها با فرمت ورد به همراه تمام پیوست ها به لینک زیر مراجعه کنید:

در سایت مرجع دانلود پایان نامه می توانید صدها پایان نامه رافقط با داشتن یک پسورد  دانلود کنید و به متن کامل آنها دسترسی بدون محدودیت داشته باشید. برای جزییات بیشتر اینجا کلیک کنید 

سایت فوق (payanname.net) قوی ترین سایت در زمینه دانلود پایان نامه است 

کافیست عبارت

دانلود پایان نامه

را در گوگل سرچ کنید

خواهید دید که گوگل این سایت را به عنوان اولین گزینه معرفی می کند 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *