دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی :همه گیر شناسی اختلال‌های اضطرابی کودکان و نوجوانی


دانلود پایان نامه

همه گیر شناسی اختلال‌های اضطرابی کودکان و نوجوانی[1]

همانطور که اشاره شد اختلال‌های اضطرابی در میان کودکان و نوجوانان کاملا شایع هستند جدول 1-2 تصویری از نرخ شیوع این اختلال‌های را در بخش‌هایی از جهان نشان داده است. همانطور که در جدول آمده است میزان شیوع با سن افزایش می‌یابد (کاسلو[2] و آنگو،[3] 1995، ایساو،[4] 2000) و این اختلال‌ها در دختران بیش از پسران شایع است. (ایساو، 2000) نکته‌ی مهم در درک اختلال‌های اضطرابی کودکی این است که این اختلال‌ها به ندرت به تنهایی بروز می‌کنند در واقع بسیاری از کودکان که ملاک‌های تشخیصی یک اختلال اضطرابی را نشان می‌دهند اغلب نشانه‌هایی از سایر اختلال‌های اضطرابی را نیز دارند. افزون بر این، بسیاری از کودکان که نشانه‌هایی از یک یا چند اختلال اضطرابی ثانوی را دارند ممکن است مشکلات عاطفی و رفتاری دیگری (به‌جز اضطراب) را‌نیز داشته‌باشند. جدول 2-2 میزان همبودی سایر اختلال‌ها با اختلال‌های اضطرابی کودکی را نشان می‌دهند اختلال‌های اضطرابی اغلب با سایر اضطرابها از‌جمله افسردگی و اختلال‌های برون نمود[5] «همبودی» دارد. میزان همبودی اضطراب و افسردگی در مطالعات مختلف بین 9/61٪ تا 9/15٪ متغیر است. (برادی[6] و کندال، 1993).

میزان همبودی اضطراب و اختلال‌های رفتاری مانند نارسایی توجه پیش فعالی و وسواس، اجبار کمتر از‌میزان همبودی اضطراب‌و اختلال درون نمود (مانند افسردگی) است و میزان آن بین 4/36٪ تا 7/16٪ متغیر است. (لست و همکاران، 1977). این نکته نیز قابل توجه است که اختلال‌های همبود تابع سن است. در واقع مطالعات نشان می‌دهد که همبودی اغلب در کودکان سنین بالاتر مشاهده می‌شود. (استاور اکیلی[7] و همکاران، 1987؛ استرواس[8] و همکاران، 1988).

همچنین‌میزان همبودی در میان انواع اختلال‌های اضطرابی متفاوت است مطالعه نشان داد کودکانی که تشخیص اولیه اختلال اضطراب جدایی را داشتند بیش از کودکان با تشخیص اولیه هراس اجتماعی یا اضطراب فراگیر، اختلال‌های همبود را نشان دادند. (ورداین[9] و کندال، 2003). هراس خاص همبودی بیشتری را با اضطراب جدایی و اضطراب فراگیر داشته است تا با اضطراب جدایی، و به طور کلی در پسران بیش از دختران‌اختلال نقص‌توجه به‌اختلال لج‌بازی، نافرمانی با اختلال‌های همبودی داشته‌اند. با این وجود هنوز مشخص نیست که حضور اختلال‌های همبود چه تاثیری بر نتایج درمان دارد راپی[10](2000) نشان دارد که نشانه‌های بدون همبود بر نتایج درمانی کودکان و نوجوانان با اختلال‌های اضطرابی تاثیری ندارد.


جدول 2-1 میزان شیوع اختلال‌های اضطرابی در کودکان و نوجوانان (بیدل و ترنر، 2005)

 

مطالعه و مکان آن دامنه سن تعداد آزمودنی شیوع
آلمان
ایساو (2000) نیوزلند 12-7 1035 6/8٪
اندرسن و همکاران 1977 11 782 4/7٪
فرگوسن و همکاران 1993 15 961 8/12٪
مک گی و همکاران 1990 15 943 1/10٪
مک گی و همکاران 1992 18 930 4/12٪
نیومن و همکاران 1996 ایالات متحده 21 961 2/20٪
کاستلو و همکاران 1988 11-7 789 4/15٪
کاستلو و همکاران 1988 18-12 7/17٪
کاستلو و همکاران پس از 1994 13 و 11 و 9 4500 7/5٪
کاشانی و همکاران 1987 16-14 150 7/8٪

 


جدول 2-2 میزان همبودی نمونه‌هایی از کودکان که تشخیص اولیه اختلال اضطرابی داشته‌اند. (بیدل و ترنر 2005)

مطالعه سن نمونه به سال درصد کلی اختلال همبود نوع و درصد اختلال همبود
ایسا و همکاران 2000 7-12 51 بدون همبود 49

اضطراب 48

افسردگی 2/30

بدنی شکل 6/39

سوء مواد 5/11

کینزبرگ و سیلورس 1996

نمونه اسپانیایی

نمونه سفید پوست

17-6  

91

83

کندال و همکاران 2001 13-9 79 بدون همبود 21

اضطراب 7/49

بدون نمود 4/25

بدون همبود 33

سیلورمن و همکاران 2001 16-7 67 اضطراب 2/53

افسردگی 6/4

بدون نمود 4/25

بدون همبود 41

استرواس و همکاران 1988 17-5 60 اضطراب 31

افسردگی 28

دیدگاههای مختلف در مورد اضطراب

  1. دیدگاه روان پویایی

در‌این دیدگاه شرایطی که موجب تشکیل خود و پس از آن فراخود می‌شود یک تجربه عاطفی دردناک به نام اضطراب ایجاد می‌کند. تشدید پاسخ‌های قلب و ریه و دیگر اندام‌های درونی تحت عنوان اضطراب ادراک و تجربه می‌شوند به طور کلی سه گروه اضطراب وجود دارد. اضطراب واقعی، عبارت است از احساس اضطراب از سوی‌دنیای بیرون‌اضطراب روان‌رنجورانه که محصول‌ترس از‌ابراز تکانه‌های وارسی نشده نهاد است که مشکلاتی را از سوی محیط ایجاد می‌کنند اضطراب اخلاقی، ترس از عدم رعایت معیارهای وجدان است. مشخصه این اضطراب‌ها منبع آنها است نه کیفیت آنها کار اصلی اضطراب این است که به خود هشدار می‌دهد برای رفع خطر و حفظ ارگانیسم باید اقداماتی انجام دهد (فیرس و ترال، ترجمه فیروز بخت و بهاری، 1383، به نقل از مهری نژاد ، 1379). فرویدی‌ها فرض اضطراب آغازین[11] را نیز مطرح می‌کنند که علت آن ضربه تولد است. به طوری که طی آن کودک غرق در تحریکات محیطی می‌شود. اضطراب آغازین مبنای جسمانی وحشت است. که منظور از آن تهدید به غرق شدن در تحریکات غریزی هنگام بزرگسالی است. (پروچسکا و نورکراس، ترجمه سید محمدی، 1383) سند سترام[12] و کرامر[13] (2003) نشان دادند که بین اضطراب و نوع مکانیسم دفاعی کودکان نیز رابطه وجود دارد. به گونه‌ای که کودکانی که از مکانیسم دفاعی، ناپخته مانند افکار استفاده می‌کنند سطح بالاتر از اضطراب اجتماعی و نیز افسردگی را نشان می‌دهند.

  1. دیدگاه زیست شناختی

طرفداران دیدگاه زیست شناختی معتقدند که اختلال در هیجان‌ها، رفتار و فرایندهای شناختی به علت نابهنجاری‌هایی در عملکرد بدن مانند مغز و سیستم عصبی یا سیستم درون ریز می‌دانند ساخت ژنتیکی فرد می‌تواند در تعیین برخی از اختلال‌ها نقش مهمی داشته باشند (هالجین و ویتسبورن،ترجمه سید محمدی، 1383).

بررسی‌نقش ژنتیک در‌اختلال اضطرابی‌نقش عوامل‌ارثی و معنی‌دار اما در حد متوسط نشان داده‌است براساس اطلاعات موجود نوعی اختلال اضطراب در دوران بزرگسالی یعنی‌اختلال هراس، تقریبا‌در یک چهارم‌وابستگان نزدیک بیمار به هراس دیده می‌شود، حال آن که این میزان در گروه گواه 2٪ است (کراو[14] و همکاران، 1993) پژوهش روی دوقلوها نشان داد که 31٪ دوقلوهای یک تخمکی هر دو به اختلال هراس مبتلا بوده‌اند در حالی که هیچ یک از دوقلوهای دو تخمکی به این اختلال دچار نبوده‌اند به نظر می‌رسد که هراس‌های ساده نیز در بین افراد خانواده شخص مبتلا وجود دارد. (فیر[15] و همکاران، 1990) در مقابل نتایج پژوهشی نشان می‌دهد که در اختلال اضطراب فراگیر عوامل ارثی نقش اندکی دارند. (کندلر[16] و ال[17]، 1992) الگوهای زیستی عامل پژوهش‌هایی هستند که در‌آنها سعی می‌شود آسیب‌های زیستی را که علت اختلال‌های اضطرابی در نظر گرفته می‌شود بیابند به نظر می‌رسد که اضطراب نابهنجار ناشی از آسیب با بدکاری زیستی باشد تا حوادث و آسیب‌های روانی (بلک برن و دیوید سن، ترجمه توزنده جانی، 1374).

دیدگاه سالیوان[18]

سالیوان به عنوان یکی از نظریه پردازان برجسته نوفروید گرایی شکل گیری و رشد اضطراب را به میزان قابل توجهی به دوران کودکی می‌داند.

به تصور سالیوان، اضطراب در طفل و از آشفتگی روابط بین مادر و طفل سرچشمه می‌گیرد‌او اضطراب‌را عامل‌عمده‌ای در‌رشد شخصیت‌و نیز‌در پیدایش‌تمام بیماری‌های هیجانی ویسیکو پاتولوژی تلقی می‌کند (راو، ترجمه وهاب زاده، 1366 ،به نقل از متین ، 1383).


دیدگاه هورنای[19]

هورنای ریشه‌ی اضطراب‌ها را در برخوردهای والدین با کودک ترسیم نموده و شکل گیری اضطراب در شخصیت را متاثر از این برخورد می‌داند، بدین معنا که عادات کودک در اتکاء به والدین می‌تواند زمینه سازی برای تکوین شخصیتی وی در آتی گردد. وی می‌نویسد:

مهمترین‌عاملی که بیش از هر‌چیز موجب‌اضطراب و تشویش کودک می‌گردد. احساس سوء ظن و بد گمانی است که نسبت به اطرافیان خود پیدا می‌کند بچه احساس می‌کند که در محبت و دوستی توجه و مراقبت والدین نسبت به خود صداقت وجود ندارد و جز تظاهر و ریا چیز دیگری نیست. البته مقداری از این احساس بی اساس است و ناشی از‌ضعف طبیعی کودک می‌باشد اما‌در حقیقت علت عمده آن تلون مزاج در رفتار متضاد و تفسیر پدر و مادر نسبت به کودک است (هورنای، ترجمه مصفا، 1368، به نقل از مهری نژاد ، 1379).

هورنای بر اصل اضطراب بنیادی[20] تأكید و بیم و احساس ناامنی در کودک را ناشی از روابط او‌با والدین می‌داند که به‌صورت اغماض بیش از اندازه، سلطه جویی، بی ثباتی و بی تفاوتی نسبت به او عمل می‌کند. در نتیجه طفل بدون احساس تعلق به کسی به حال خود رها می‌شود و تخاصم و تعارض از این اضطراب بنیادی مشتق می‌شود (راو، ترجمه وهاب زاده، 1366،به نقل از متین ، 1383). شرایط نامناسب و ناهنجار موجب می‌شود که کودک از رشد طبیعی خود منحرف گردد و نتواند استعدادها و امکاناتی که بالقوه در او هست پروش دهد.

شرایط ناهنجار مانع رشد‌عبارتند از‌ تحقیر اجحاف و تعدی و زور و فشار، عدم رعایت احتیاجات خاص کودک، بی علاقگی و بی توجهی به او، تبعیض بین بچه‌ها، ایجاد محیط ناامن، سختگیری بیش از حد، ایراد و انتقاد و بهانه جویی بی مورد، زیادی از بچه‌ها مواظبت و حمایت کردن، فقدان محبت صادقانه که اینها از مهمترین عوامل و شرایطی است که مانع رشد طبیعی و سالم کودک می‌گردد. و یک احساس ناایمنی، اضطراب، تشویش و دلهره دائمی در او ایجاد می‌نماید. اضطراب و تشویشی را که بدین طریق بوجود می‌آید. من «اضطراب اساسی» می‌نامم (هورنای، ترجمه مصفا، 1368، به نقل از مهری نژاد ، 1379). به زعم هورنای اضطراب اساسی شکل یافته در ایام کودکی در فعالیتهای اجتماعی انسان تاثیر گذاشته و این امر به نوبه خود می‌تواند منجر به تولید هراس و اضطراب گردد.

 

دیدگاه اتو رنك

اتو رنگ شروع و شکل گیری اضطراب را در اوان نوزادی در زمان تولد می‌داند به اعتقاد وی اضطراب با جدایی از مادر مربوط است بخصوص جدایی از رحم که تامین کننده رضایت بدون تلاش است. این تجربه دردناک منجر به اضطراب اولیه می‌گردد. (پورافکاری، 1368، به نقل از یوسفی لویه ، 1386)

فرا یند تولد در پاسخ به احساس بی گناهی، موجب اضطراب اولیه است و جدایی از مادر اساسی‌ترین ضربه و یک تغییر ناگهانی و خشن از محیط امن داخل رحمی به دنیای بی ثبات خارج است زمانی که طفل آگاه می‌شود که موجودی از مادر جداست دچار تعارض می‌شود و آرزو به جدایی، منجر به احساس گناه می‌شود. (وهاب زاده، 1366، به نقل از متین ، 1383)

 

دیدگاه آدلر[21]

آدلر به‌عنوان پیشگام روان‌شناسی فردی، اضطراب‌را نشات‌گرفته از احساس حقارت[22] دانسته و‌تعارض فرد را در جهت فائق شدن بر این احساس، ریشه اضطراب و نوروز می‌پندارد (ریکمان[23]، 1989) در این خصوص می‌نویسد:

آدلر اعتقاد دارد که افراد نوروز کسانی هستند که احساس شدیدی در احساس کهتری و حقارت داشته و برای جبران این امر، سعی می‌کنند که به اهداف والایی که آنها اعتقاد دارند از این طریق خودشان را در احساس برتری شخصی‌شان بر دیگران ثابت کنند و دست یابند.

«از دیدگاه مکتب روان شناسی فردی منش فرد روان نژند اغلب با اضطراب همراه است اضطراب یک خصوصیت فوق العاده گسترده و همه گیر است و از همان روزهای اول کودکی تا سنین پیری با کودک همراه است اضطراب زندگی فرد را تا حد زیادی تلخ می‌کند و او را از تمام تماس‌های انسانی باز می‌دارد. و امید او را به انجام یک زندگی آرام نابود می‌کند.» (شفیع آبادی و ناصری ،1365)

دیدگاه رفتاری

روان شناسان رفتارگرا، بر نقش رویدادهای خوشایند و سوابق یادگیری فرد و نیز نقش محیط اجتماعی و بین فردی فعلی به مثابه نیروهای دخیل در رفتار انطباقی و نیز غیر‌انطباقی تاکید دارند، الگوی‌رفتاری بر‌رفتار قابل‌مشاهده کودک و‌عوامل محیطی نگهدارنده آن تاکید می‌کند. به اعتقاد رفتارگرایان وقتی سایر عوامل موثر ثابت است، تفاوت‌های موجود میان کودکان ناشی از یادگیری است. الگوهای رفتاری بهنجار یا نابهنجار، تا حد زیادی تحت تاثیر محیط فعلی است و تغییر در عوامل محیطی، الگوی رفتاری را تغییر می‌دهد. (کندال، ترجمه نجاریان، داوودی، 1384). برای نمونه شمیر[24] و همکاران (2005) در پژوهشی نشان دادند که کودکان مضطرب، مادران مضطرب دارند و بر‌نقش عوامل‌محیطی تاکید داشتند و‌همچنین ویلیاسون[25] (2005) در پژوهشی که روی 20 کودک مضطرب 12-6 ساله‌انجام داد به اثر رویدادهای پر تنش خصوصا رویدادهایی که خارج از کنترل کودک بودند در بروز اضطراب پی بردند.

 

دیدگاه شناختی

دیدگاه شناختی تاکید می‌کند که عملکرد شناختی در ناراحتی هیجانی یا رفتاری موثر است. سوء تعبیر موقعیت‌های اجتماعی، تمایل به تفکر منفی بدون وجود داده‌های کافی، عادت به سرزنش نابجای خود به دلیل بدبیاری‌ها، مثال‌هایی از پردازش‌های شناختی غیر کارکردی[26] هستند (کندال، ترجمه نجاریان و داوودی، 1384).

در واقع‌آنچه مسئول ایجاد هیجان‌های منفی از قبیل اضطراب، خشم و یا غمگینی است خود‌رویدادها نیستند بلکه انتظار و تفسیر افراد از آن رویداد است دراضطراب تفسیر یا دریافت‌های شناختی مهم به خطر فیزیکی و یا روانی- اجتماعی، ارتباط می‌یابد در این موقعیت‌ها ادراک افراد اغلب ارزیابی‌هایی غیر واقع نگرانه‌ای از تهدید را تشکیل می‌دهند امالك (1976) استدلال می‌کند که در حالت‌های اضطرابی افراد مرتبا خطر متعلق به موقعیتی خاص را بیش از آنچه واقعا وجود دارد برآورد می‌کنند این گونه پیش برآوردها به طور خودکار و به طور غیر ارادی «برنامه اضطرابی» را فعال می‌سازند. منظور از «برنامه اضطراب» مجموعه‌ای از پاسخ‌ها هستند که از راه تکامل زیست شناختی به ما رسیده‌اند. این پاسخ‌ها در اصل برای محافظت ما از آسیب‌های مربوط به محیط ابتدایی طراحی شده‌اند (کرک و کلارک، ترجمه قاسم زاده، 1385).

بنابراین اضطراب پیامد نامناسب شناخت‌های غیر منطقی است، زمانی که رویدادهای بی شماری را بررسی می‌کنیم که افراد خود را به خاطر آنها مضطرب می‌کنند، متوجه می‌شویم که شناخت‌های غیر منطقی چه قدر گسترده هستند. والدین در مورد مسائل جنسی فرزندان‌شان بی اندازه نگران می‌شوند این نوع اضطراب‌ها را با مقابله کردن با افکار نامعقول که فرد درباره‌رویدادهای محرک دارد، می‌توان‌خاموش کرد (بروچسکا و نورکراس، ترجمه سید محمدی، 1383).

سیلورمن (2008) با‌مطالعه بر‌روی کودکان‌12-7 ساله‌نشان داد‌که بیشترین نگرانی‌های مشترک کودکان به موضوع مدرسه، سلامتی و آسیب شخصی مربوط است. هر چند که تفاوت‌های وابسته به سن در اینها کمتر مشاهده شد ولی در مجموع دختران نسبت به پسران نگرانی‌های بیشتری را اظهار می‌کردند همچنین نتایج نشان داد که اضطراب کودکان با نگرانی آنها رابطه معنی دار دارد و نیز در پژوهشی نشان داد که خودگویی کودکان بسیار مضطرب در رویارویی با موقعیت‌ها، با باورهای منفی آنها همبستگی مثبت دارد.

فرایند‌ارزیابی شناختی به کودک کمک می‌کند که به محرک محیطی و درونی معنا بدهد. هنگامی که فرایند شناختی بوسیله احساس فراگیر تهدید در رویارویی با چنین محرک‌هایی تفسیر شد نتیجه می‌تواند ترس یا اضطراب باشد. اضطراب غیر انطباقی متضمن فرایند‌شناختی تحریف‌شده مقابل‌فرایند شناختی ناقص می‌باشد. (کندال، 1985، به نقل از یونسی و شیری، 1384).

کودکان مضطرب افکار مشوش‌ و نگرانی‌های شدیدتری درباره جدایی و موقعیت‌های اجتماعی دارند و همچنین موقعیت‌های مبهم را بیشتر از کودکان عادی تهدید آمیز تفسیر می‌کنند( شارت و همكاران ،2001، بهنقل از یوسفی لویه ، 1386). مارین[27] (2004) نیز در پژوهشی روی 193 کودک کلاس 5 و 6 نشان دادند که افکار مضطرب کننده مانند تهدید و تردید نشانه‌های اضطرابی‌بیشتری را پیش‌بینی می‌کنند. همچنین کودکان مضطرب و مادرانشان شرایط مختلف را بیشتر‌از افراد‌عادی تهدید‌آمیز تفسیر می‌کنند. به‌عبارت دیگر‌بر طبق‌نظریه‌های شناختی اضطراب، نقش برجسته‌ای در تجربه اضطراب، در کودکان و بزرگسالان دارد.(به نقل از سازگار،1384)

باورهای غیر منطقی با تفکر خود آزارنده کودک واکنش خشم و افسردگی و اضطراب کودک را تشدید می‌کند.

بر طبق نظریه‌های شناختی اضطراب، افراد مضطرب موقعیت‌های مبهم را بیشتر منفی تعبیر می‌کنند و بیشتر احساس خطر و تهدید دارند و توانایی خود را برای رویارویی با خطرات کمتر تلقی می‌کنند این امر نه تنها در مورد بزرگسالان بلکه تقریبا در مورد کودکان نیز صدق می‌کند و در واقع کودکان مضطرب بیش از کودکان بدون اضطراب درباره‌موقعیت‌های مبهم‌شناخت‌های منفی دارند و قابلیت خودشان را برای رویارویی با خطر کم در نظر می‌گیرند. (بوگلز و زیکترمن،[28] 2000).

[1] – مطالب این قسمت برگرفته از اختلالهای اضطرابی کودکان (نوشته بیدل و ترنر، 2005) است.

[2] . Castello

[3] . Angold

[4] . Essav

[5] . externalizing

[6] . Brady

[7] . Stavrakiki

[8] . strauss

[9] . Verdain

[10] .Rapee

[11] . Primal anxiety

[12] . san dstrom

[13] . cramer

[14] . crow

[15] . Fyer

[16] . kindler

[17] . EL

[18] . Sullivan

[19] . Karen Harney

[20] . Prin ciple of Basic anxity

[21] . Adler

[22] . Inferiority

[23] . Ryckman

[24] . shamir

[25] . Williamson

[26] . dysFunctional

[27] . Marien

[28] . zigterman

این تکه ای از پایان نامه رایگان کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان بررسی تاثیرات مشاوره گروهی والدین به شیوه شناختی رفتاری دركاهش نشانه‌های اضطراب كودكان 187 ص می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های کارشناسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک زیر را هم ببینید :

قسمت اول لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  176 پایان نامه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *