سامانه پژوهشی –
بررسی نقش آزمایش «دی ان ای» در اثبات نسب و نفی ولد- قسمت ۵

سامانه پژوهشی – بررسی نقش آزمایش «دی ان ای» در اثبات نسب و نفی ولد- قسمت ۵

یعنی مردی که بر طبق اماره قانونی فراش،پدر کودکی به شمار آید، بخواهد انتساب ان کودک را به خود نفی کند در این صورت باید خلاف ان اماره را اثبات کند.دعوی نفی ولد به مفهوم خاص یعنی نبودن شرایط اماره فراش و نادرست بودن ان.هرچند مفهوم عام ان شامل مفاهیم دیگری است که ناظر به اصل نکاح با مادر طفل و تاریخ ولادت و هویت طفل است و اثبات ان موارد پدر را از دعوی نفی ولد بی نیاز می نماید لیکن در قانون مدنی به ان اشاره نشده است.
این دعوی بر طبق مواد ۱۱۶۱ و  ۱۱۶۲ ناظر به ادعای نفی ولد از سوی شوهر است، هرچند بدین مفهوم نیست که انکار یا قبول فرزند از حقوق شوهر باشد. برخی از حقوق دانان به این امر اصرار دارند که دعوی نفی نسب از طرف تمام کسانی که نفعی در این زمینه دارند پذیرفته شود.و لیکن این امر به دلایلی دشوار به نظر میرسد زیرا در صورت وجود اماره فراش، فقط با لعان میتوان نفی ولد کرد و همچنین از اصطلاح نفی ولد چنین استنباط میگردد که این ادعا از سوی شخصی که فرزند منسوب به اوست پذیرفته شود که همانا پدر طفل میابشد نه سایرین. لذا دعوی سایرین را ،اختلاف نسب باید به شمار آورد نه نفی ولد؛ مضافاً به اینکه این دعوی از خصوصی ترین روابط زن و شوهر است که نباید دیگران بتوانند به سهولت نسبت به عفاف زن خانواده و مشروع بودن فرزندی که به دنیا امده  تردید کنند.به هرحال راجع به نفی کودکی که به حکم قانون بر زن و شوهر منسوب شده است، تنها شوهر میتواند اقامه دعوی نماید و درستی این انتساب را منکر شود هرچندکه عده ای دعوی ناظر به محقق نشدن اماره فراش را از سوی هر فردی که نفع مشروع دارد قابل پذیرش دانسته اند.
نکته قابل توجه دیگراینکه، این دعوی باید به طرفیت فرزندی که ادعای طرد ازآن خانواده میشود، طرح و اقامه شود و در صورت محجور بودن فرزند و با وجود پدر مدعی که ولی قهری است به لحاظ تعرض منفعت باید برای دفاع حقوق فرزند در این دعوی قیم اتفاقی تعیین نمود و همچنین به نظر میرسد مادر کودک نیز باید در دادرسی شرکت داده شود زیرا علاوه براینکه او را از میراث فرزند و حق حضانت محروم مینماید نسبت بی عفتی نیز به او داده شده است. فلذا ضرورت حضور و شرکت وی در دادرسی برای دفاع ضروری است.
 
موارد ذیل مصادیق این دعوی میباشند:
۱-    دعوی که برای اثبات خلاف اماره فراش اقامه میشود و در این دعوی تمام شرایط رابطه زوجیت و تولد طفل در موعد اماره قانونی وجود دارد،ولی نسب طفل مورد بحث و اختلاف است.
۲-    دعاوی که ناظر به تحقق نیافتن شرایط اماره فراش باشد،مثل اینکه ادعا کند پدر و مادر طفل زن و شوهر نبوده یا طفل در دوران زوجیت به دنیا نیامده و یا تاریخ نزدیکی با تاریخ تولد طفل از از مواعد اماره قانونی (ماده۱۱۶۲ق. م) تبعیت نمی کند.
۳-    دعوی که ناظر به هویت طفل و نسب مادری اوست ، مثل اینکه ادعا شود که طفل وی در بیمارستان با طفل دیگری عوض شده است.
 
۲)ارکان دعوی
الف)اثبات یکی از مصادیق دعوی نفی ولد
ب)رعایت مهلت قانونی اقامه دعوی ؛که دو ماه از تاریخ اطلاع شوهر از تولد طفل یا تاریخ کشف خدعه مشتبه نمودن تاریخ تولد برای شوهر خواهد بود،رعایت موعد به منظور حفظ ثبات خانواده و حمایت از کودکان است که مرتبط با قواعد نظم عمومی است.
 
۳)مراحل دادرسی
دادگاه مکلف است به این رکن توجه نماید هرچند مورد ایراد خوانده قرار نگیرد زیرا عدم طرح دعوی در موعد قانونی به مفهوم اقرار به نسب است.رعایت این موعد از ظاهر ماده۱۱۶۲با عبارت(در مورد مواد قبل) تنها ناظر به اماره فراش و اثبات ادعای خلاف ان میباشد و نسبت به سایر مصادیق نفی ولد به مفهوم عام تسری ندارد . چنانچه دعوی خارج از مهلت قانونی طرح شود ،داگاه مطابق بند ۱۱ ماده ۸۴ ناظر به ماده ۸۹ قانون آ. د .م ،قرار رد دعوی صادر می نماید.
نکات:
در دعوی نفی ولد طبق ماده ۱۱۶۰ ق. م ،از کلیه دلایل و قراین و امارات میتوان استفاده نمود و محدودیتی ندارد مشروط به اینکه بر اساس ظن و گمان نباشد. یکی از دلایل و امارات تطبیق DNAخون پدر و فرزند و یا مادر و فرزند از طریق تجزیه خون ان ها میباشد .هرچند در صورت امتناع مادر یا فرزند از دادن خون هیچ اجبار قانونی بر این عمل وجود ندارد‌ زیرا اجبار منافی با حقوق مربوط به شخصیت افراد است و به همین دلیل دادگاه میتواند  برای کشف واقعیت هرگونه اقدام یا تحقیق دیگری را که لازم بداند انجام و دستور دهد.
نوع دیگر انکار ولد از طریق لعان است .لعان عبارت است ازاینکه ؛مرد با رعایت تشریفات خاص در برابر حاکم به زن خود نسبت زنا دهد یا فرزند خود را انکار کند بدون اینکه دلیلی بر ادعای خود داشته باشد.به این موضوع در آیات ۶و۷ سوره نور اشاره شده است.این امر زمانی مصداق دارد که زن زنده باشد و ادعا کند که طفل از ان شوهر است ولیکن شوهری که از این راه نفی ولد کند نیازی به اقامه دعوی و اوردن دلیل ندارد.لعان موجب حرمت ابدی بین زن و مرد خواهد بود و چنانچه به مفهوم انکار فرزند باشد، توارث بین فرزند و پدر و خویشان پدری را از بین میبرد.ولیکن آثار نسبت فرزندی با مادر و خویشان مادری برقرار و از یکدیگر ارث میبرند.
بنابراین پس از آنکه لعان برای نفی ولد به عمل آمد آثارزیربر آن مترتب می گردد :
۱) رابطه فرزند مورد لعان با پدرو خویشاوندان پدری قطع می گردد.
۲) عقد نکاح بین زوجین منفسخ می شود.
۳) زن و  شوهری که ملاعنه کرده اند بریک دیگر حرام ابدی می شود.
پس از تحقق لعان درصورتیکه  پدررجوع کند یعنی کودک را فرزند خود بداند ،طبق ماده ۸۸۳ ق . مدنی پدرو خویشاوندان پدری ازفرزند موردلعان ارث نمی برند. وفقط از پدر ارث می برد.
گفتار سوم: آزمایش های ژنتیکی
عامل ژنتیکی ماده وراثتی موجود است که در سلولهای تمام موجودات زنده وجود دارد و از آن برای شناختن اشخاص استفاده میشود و به اختصار DNA گفته میشود. برای اولین بار دانشمند انگلیسی به نام الیک جفری عالم وراثت در سال ١٩٨۵ به این توفیق دست یافت. از ویژگیهای بارز استفاده از عوامل ارثی موارد زیر است: ۱)استفاده از این عامل نشان میدهد که هیچ تشابهی میان دو شخص وجود ندارد. ۲)علما معتقدند که این آزمایش دقیق ترین وسیله ایست که اکنون میتواند هویت افراد را تشخیص و در اثبات و نفی نسب به کار رود. ۳) چون هر انسانی نصفی از DNA خود را از پدر و نصف دیگر آنرا از مادر به ارث میبرد، DNA هر شخصی مختص به خود اوست. ۴) اثر وراثتی در تمام اعضای هر شخص صرف نظر از شیوه بافت آن یکسان است، پس اثر وراثتی که در چشم است همان اثر وراثتی است که در قلب و مو و سایر اعضای او وجود دارد. ۵) پژوهش های علمی نشان میدهد که قدرت این عامل در تمامی شرایط یعنی در سرما، گرما، رطوبت و خشکی آشکار است، حتی بعد از فوت نیز امکان شناخت آن از روی استخوانها وجود دارد. ۶) مطالعه و مقایسه این عوامل آسان است و نیاز به دقت و تامل زیادی نیست.  بنابراین نتیجه بعضی از این پژوهشها نشان میدهد که قدرت عوامل ارثی و ژنتیک در اثبات و نفی نسب صددرصد است و امکان خطا را به صفر میرساند. بدون شک اثر وراثتی کشف علمی جدید است که فقهای قدیم حکم آنرا بیان نکرده اند بلکه فقهای معاصر حکم آنرا بر اساس عموم نصوص و قواعد کلی بیان کرده و گفته اند استفاده ازاین کشفیات علمی تعارضی با شریعت اسلامی ندارد و در زمینه هایی که امکان استفاده از آن وجود دارد فقهای معاصر آنرا پذیرفته اند. مجمع فقه اسلامی نیز استفاده از آنرا در اثبات نسب جایز دانسته و گفته اگر دو مرد در مورد طفلی نزاع داشتند و هرکدام طفل را به خود ملحق میکردند استفاده از عامل وراثتی برای تعیین نسب جایز است.
امروزه با استناد به آزمایشهای پزشکی که باید آنهارا در شمار دلایل پزشکی آورد، میتوان انتساب طفل به شوهر را منتفی اعلام کرد. لذا چنانچه در اثر نظرات کارشناسان فن و متخصصین محرز گردد که طفل فرزند شوهر نیست و این نظر مورد متابعت قاضی قرار گیرد ، اماره فراش اعتبار خود را از دست خواهد داد. آزمایش خون و آزمایش ژنتیکی DNA و عوامل ارثی نیز نوعی کارشناسی هستند که دادرس در نفی نسب به آنها استناد میکند، اما در وجود نسب نمیتوان به قطع به آنها استناد نمود. بنابراین در مواردی با آزمایش های مذکور نمیتوان رابطه پدر فرزندی را اثبات کرد و هیج دلیل قاطعی وجود ندارد که بجه ای از اسپرم فلان مرد است. آزمایشهای علمی و پزشکی موجود تنها قادر به نفی نسب میباشند یعنی میتوانند تنها اثبات کنند که کودک به دنیا آمده محصول اسپرم یا تخمک شخص مورد نظر نیست، ولی قادر به اثبات نسب نمیباشند به صورتی که به طور قطع ثابت کنند که طفل مزبور از اسپرم یا تخمک شخص مورد نظر است و همین امر سبب شده که بررسی این آزمایشات در این بخش بیان کنیم.
       
۱) آزمایش خون
امروزه تجزیه و گروه بندی خون از نظر منفی برای اثبات بی اعتباری اماره فراش نقش بسیار بزرگی دارد به این معنا که از نظر علمی و پزشکی در صورتی که خون شوهر با خون طفل مورد اختلاف از یک گروه نباشد عدم تعلق طفل به شوهر مسلم است. اما شکایاتی که درباره اثبات یا رد ابوت میشود بیشتر مربوط به مواردی است که نوزاد در تعقیب یک رابطه مشکوک یا نامشروع متولد میشود و پدر یا فردی که متهم به داشتن رابطه نامشروع منجر به تولد طفل است، منکر رابطع پدر فرزندی خود میگردد. دراین موارد باید مادر، نوزاد و پدر مورد ادعای مادر یا مردی که طبق ادعای شوهر قانونی مشکوک به داشتن رابطه نامشروع با مادر است مورد آزمایش خون از نظر گروه بندی قرار گیرند. اگر با آزمایش خون ابوت رد شود، دلیل قاطع برآن است که مرد آزمایش شده پدر طفل نیست، ولی اگر خون فرد مزبور با خون نوزاد تجانس داشته باشد تنها میتوان گفت که ابوت او رد نمیشود، به عبارت دیگر آن مرد و یا هر مرد دیگری که دارای تجانس خونی با نوزاد باشند میتوانند پدر او باشند. امروزه روشهای مختلفی برای شناسایی نسب طفل وجود دارد که بر اساس اصول مسلم ژنتیک است که میتوانند نزدیک به ۸/۹۹  درصد رابطه ابوت را تشخیص یا رد کنند. لذا آزمایش خون نه تنها میتواند در مورد نفی ولد از طرف شوهر به کار رود، بلکه در موردی که مادر میخواهد انتساب طفلی را که قانوناً به او منسوب است نفی نماید میتواند از آزمایش خون استفاده کند. همچنین میتوان از آزمایش خون در مورد دو طفلی که در زایشگاه باهم اشتباه شده اند هم استفاده نمود. آنچه درباره این آزمایش لازم است گفته شود این است که اگر به وسیله این آزمایش ثابت شود که بین طفل و مرد مورد ادعا تجانس خونی وجود دارد حکم به پدری او زمانی صادر میشود که دادگاه آن آزمایش را بوسیله قراین و شرایط لازم دیگر قبول کند چون گروههای خونی محدود است و افرادبیشماری هستند که خون آنها به یکدیگر شبیه است بدون اینکه نسبتی با هم داشته باشند.
در زمینه های مختلفی از آزمایش خون استفاده میشود که از جمله آن در هنگام تنازع بنوت ، اشتباه و اختلاط اطفالی که در بیمارستان و مراکز نگهداری اطفال صورت میگیرد، یا در حالاتی که به سبب عوارض ناگهانی مثل  جنگ ، سیل، زلزله و غیر آن اولادی بدون سرپرست میشوند و اختلال در نسب آنان بوجود میآید. بنابراین از طریق شناخت گروه خونی طفل و گروه خونی کسی که در مورد طفل نزاع دارد امکان شناخت نسب ولد به مدعی وجود دارد و شریعت این دلیل را مقبول و کافی در الحاق ولد به مدعی میداندپس با این احتمال که گروه خونی مدعی با گروه خونی طفل یکسان است نسب ثابت میشود چون در شرع مصلحت در اتصال انساب است نه در انقطاع آن و باید بر اساس مصلحت طفل حکم شود تا از هلاک شدن اطفال جلوگیری شود. اما اگر چند نفر ادعای طفلی نمودند در این صورت آزمایش خون فقط می تواند حکم به نفی نسب دهد نه اثبات آن، چون افراد زیادی هستند که یک گروه خونی دارند در حالی که نسبتی با هم ندارند. پس چون کاربرد این آزمایش در نفی نسب قطعی است، در بخش نفی نسب به بررسی گروه های خونی پرداخته می شود. برای مثال اگر دو مرد که یکی از آن ها دارای گروه خونی O و دیگری گروه خونی A دارد ادعای نسب طفلی را نماید که دارای گروه خونی AB است، محال است که طفل فرزند مردی باشد که گروه خونی O دارد ولی احتمال دارد فرزند آن مردی باشد که دارای گروه خونی A است. پس بدین احتمال نسب طفل را به او ملحق می کنیم و به آزمایش خون در الحاق نسب وقتی دلیل دیگری نباشد اکتفا می کنیم. اما اگر هر دو ودعی دارای یک گروه خونی باشند الحاق طفل به یکی از آن ها امکان ندارد و باید برای اثبات نسب به دلیل دیگری که ایجاد یقین می کند مراجعه نمود. بنابر این معلوم می شود که نتیجه آزمایش خون در اثبات نسب دلیلی ظنی است، ولی می توان گفت که اثبات نسب به این طریق، از دلیل قیافه شناسی که فقهای قدیم آن را پذیرفته اند قوی تر باشد، چون حکم به قیافه شناسی در دو حالت اثبات و نفی ظنی است بر خلاف نتیجه آزمایش خون که در اثبات نسب ظنی است ولی در نفی نسب قطعی است. قول راجح : مادام که دلیلی بر اثبات نسب وجود نداشته باشد فقها به دلیل قرعه یا تمایل فطری ولد به یکی از مدعیان برای اثبات نسب عمل می کنند و شکی نیست که اعتماد به این دلایل هر چند از ضعیف ترین دلایل است ولی به خاطر حفظ نسب و رعایت و مصلحت ولد اولی تر است و می بایست در راستای اتصال و الحاق نسب گام برداشت، چون اسلام نیز، حریص به اتصال انساب است و با کمترین دلیل نسب را ثابت می داند اما جز با قوی ترین ادله نفی نمی شود، آنچنان که حد با کمترین شبهه ساقط می شود و جز با قوی ترین دلیل ثابت نمی شود. اما امروزه آن دلایل به کار نمی آیند و علم جدید با پیشرفت خود توانسته به صورت دقیق تر نسب طفل را تشخیص دهد و از دلایلی چون امارات قضایی و مسائل مربوط به ژنتیک برای ثبوت نسب کمک بگیرد.مخصوصاً با استفاده از نظر کارشناس که با توجه به وضع طبیعی(وزن،قد،شباهت،موی بدن و غیره) صادر خواهد شد میتوان نسب طفل مورد اختلاف را ثابت کرد و شخص را از استناد به دلایل مذکور فقها بی نیاز ساخت.
این آزمایشات وسیله ای علمی است که امروزه جایگزین دلایلی مانند قیافه شناسی و قرعه شده که در اثبات نسب میتوان به آن اعتماد کرد و در شریعت مانعی در اخذ به این وسایل وجود ندارد. اکثر فقهای معاصر نیز استفاه و اعتماد به این آزمایشات را در اثبات نسب جایز میدانند و میگویند آنچنان که ابوت با فراش، بینه و اقرار ثابت میشود در اثبات نسب به این آزمایشات نیز نباید شک کرد جز آنکه استفاده از این آزمایشات برای زمانی است که در انتساب اطفال نزاع باشد و هیچیک از دلایل فراش و اقرار و غیره نباشند، که در اینصورت میتوان بر اساس این آزمایشات نسب را تعیین کرد.
۲)آزمایش دی ان ای
کشف ماده‌ای که بعدها [۱]DNA نام گرفت در سال ۱۸۶۹ بوسیله فردیک میشر انجام شد. این دانشمند هنگام مطالعه بر روی گویچه‌های سفید خون ، هسته سلولها را استخراج کرد و سپس بر روی آن محلول قلیایی ریخت. حاصل این آزمایش ، رسوب لزجی بود که بررسیهای شیمیایی آن نشان داد، ترکیبی از کربن ، هیدروژن ، اکسیژن ، نیتروژن و درصد بالایی از فسفر می‌باشد. میشر این ماده را نوکلئین نامید. زمانی که ماهیت اسیدی این ماده مشخص گردید، نام آن به اسید دزاکسی ریبونوکلئیک تغییر یافت[۲].

این مطلب را هم بخوانید :  بررسی نقش عناصر بازاریابی رابطه مند بر عملکرد شرکت های دانش بنیان- قسمت ...

دانلود متن کامل پایان نامه در سایت jemo.ir موجود است