بررسی تحلیلی رویکرد آموزشی رجیو امیلیا و سنجش میزان آگاهی مدیران و مربیان مراکز پیش از دبستان نسبت به عناصر اساسی برنامه درسی آن- قسمت ۱۷

بررسی تحلیلی رویکرد آموزشی رجیو امیلیا و سنجش میزان آگاهی مدیران و مربیان مراکز پیش از دبستان نسبت به عناصر اساسی برنامه درسی آن- قسمت ۱۷

شامل پنج حوزه زبان، ریاضیات، علوم و فناوری، رشد فردی و اجتماعی و هنری. برنامه های آموزشی برای درک بهتر و آسان تر به صورت تلفیق شده می باشند.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی

 

برای دانلود متن کامل پایان نامه به سایت fotka.ir مراجعه نمایید.

 

 

 

روش

 

 

یادگیری بر اساس عمل کردن، دست کاری، اکتشاف و پژوهش و کاوش گری انجام می گیرد و فرصت هایی برای خود اظهاری و خود اکتشافی از طریق موسیقی، نمایش و فعالیت هایی نظیر گفتگو و همکاری وجود دارد. گاهی مربی کودکان را در انتخاب فعالیت ها راهنمایی می کند و گاهی خود کودک، آغاز گر است.
بازی نیز فرصت هایی را در زمینه حل مسئله، سواد آموزی و مهارتهای اجتماعی به وجود می آورد. به طور کلی می توان گفت یادگیری در این الگو به سمت یک رویکرد شناختی جهت گیری شده است و در آن به فرایند توجه می شود و از طریق طیف گسترده ای از فعالیت ها، کودک به تفکر مستقل ترغیب و تلاش می شود کسب تعدادی از مهارت های شناختی(تجزیه و تحلیل، ترکیب و ارزشیابی)را تسهیل نماید.

 

 

 

محیط یادگیری

 

 

۰شامل استفاده از کلاس درس و محوطه باز، منابع قابل دسترس متنوع(نیروی انسانی و مواد )که باید جذاب، راحت و ایمن باشند و کودک را برای اکتشاف و تجربه برانگیزند. استفاده از وسایل جدا کننده و قفسه ها برای ایجاد فضاهای کوچک و بازی های نمایشی، ایجاد کانون های رغبت و فراهم بودن فضایی برای بازی های پر تحرک، مواد و وسایل سازماندهی شده که بر چسب گذاری گردیده اند.

 

 

 

کارکنان

 

 

۰اگر چه ستادی برای طراحی برنامه درسی پیش بینی شده است ولی در این الگو به مراکزی برای تربیت مربیان اشاره نشده است. با این حال مسئولیت مربی در طراحی و ارائه برنامه عبارت است از: تولید تجارب یادگیری مناسب، سازماندهی محیط یادگیری بر انگیزاننده، ارزشیابی و گزارش پیشرفت کودکان و هدایت انفرادی کودکان بی انگیزه.

 

 

 

ارزشیابی

 

 

مربیان به طور مداوم مشاهده، نظارت و یادداشت برداری می کنند و هم از نظر فرایند و هم از نظر نتایج، به جمع آوری مدارک می پردازند و یافته های خود را به مسئولین، والدین و خود کودکان بر می گردانند. روش های دیگری نیز مورد استفاده است. مانند پرونده های تحصیلی و باز بینه ها(چک لیست ها)، نوارهای ویدئویی و نقطه نظر کودکان و. . . .

 

 

الگوی های اسکوپ[۱۳۷]
الگوی های اسکوپ در دنیا به عنوان الگویی منطبق بر دیدگاه پیاژه معرفی شده است. تعریف لغوی « های- اسکوپ » شاید به خودی خود معنای خاصی برای خوانندگان فارسی زبان نداشته باشد. شاید بتوان این کلمه را به «گستره باز » و یا «بینش وسیع» ترجمه کرد، اما با آشنایی بیشتر با این الگو، عنوان «کودک فعال» مناسب تر باشد. تعبیرهای مختلفی از نظریه پیاژه شکل گرفته است که الگوی های- اسکوپ هم یکی از این تعبیرهاست. اما تقریباً الگوی های- اسکوپ یکی از خاص ترین، حرفه ای ترین و سازمان یافته ترین نظام های آموزشی است که به نوعی بیانگر دیدگاه های ژان پیاژه است. برنامه ریزی منظم، سیستم ارزشیابی و نظام پیگیری برنامه ها، این الگو را نسبت به الگوهای دیگر مبتنی بر دیدگاه پیاژه متمایز کرده است. ( یوسفی،­۱۳۹۱،­ص۱۷۳­).
های اسکوپ یک سیستم آموزشی که نظریه را با عمل توأم می کند و از سوی گروه تحقیق و ارزیابی آموزش های رشد و تکامل کودک در ایالات متحده آمریکا مورد حمایت قرار گرفته است. این الگو یکی از بهترین شیوه ها به منظور انتقال سرمشق هایی است که از سال ها تحقیق و تجربه کسب شده است و به معلمین جدید امکان تکیه بر تجارب استادان خود را می دهد. ( احمدی و حبیبی، ۱۳۹۰، ص۱۲۹ )
اساس الگوی های اسکوپ بر مبنای فلسفه رشدی جامعی است که بیان می دارد یک برنامه آموزشی باید مطابق با وضعیت رشد فردی و سازگار با علایق و تمایل ذاتی کودک در یادگیری باشد. این نظریه رشدی در یادگیری کودکان، طرفداران زیادی در قرن بیستم داشته است که از جمله آنها می توان فردریک فروبل، جان دیوئی، ماریا مونته سوری، ویگوتسکی و بالاخره روان شناس و فیلسوف سوئیسی ژان پیاژه و همکارانش نام برد. در حقیقت روش الگویی های اسکوپ براساس روش گام به گام یا رشدی – شناختی در آموزش است. در این روش، کودکان در آموزش به طور فعال شرکت می کنند و نظرات خود را به سلسله مراتب فکر، عمل و منطق تبدیل می نمایدو مهارت ها و آگاهی های خود را بنا می نهد. الگوی های اسکوپ بر این باور استوار است که یادگیری فعال، اساس رشد و تکامل توانایی های نهفته انسان است و چنین یادگیری، در شرایطی محقق می شود که فرصت های یادگیری به شکل گسترده و مناسب فراهم گردد. ( احمدی و­حبیبی،­۱۳۹۰، ص۱۳۰ ).
در سال ۱۹۶۰ میلادی دکتر دیوید ویکارت از دپارتمان روان شناسی و تعلیم و تربیت دانشگاه میشیگان شاید برای اولین بار مرز روان شناسی و تعلیم و تربیت را مشخص کرد. او پس از مطالعات وسیع روان شناسی مانند اریکسون[۱۳۸]، گزل[۱۳۹]، اینهاور[۱۴۰]، سولیوان[۱۴۱] و. . . که در حوزه روانشناسی رشد و کودک کار کرده بودند، نظریه ای تحولی پیاژه مورد توجه او قرار گرفت. الگوی رشد تحولی پیاژه بیش از الگوی دیگری این سه بخش ( یعنی توانایی ها، انتظارات و مهارت ها ) را مشخص کرد. بدین ترتیب روش ویکارت که بعدها های-اسکوپ نام گرفت، براساس چنین نظریه ای شکل گرفت. ( یوسفی، ۱۳۹۱، ص ۱۷۴ )
در سال ۱۹۶۲ پروژه پیش دبستان پری که به وسیله دیوید ویکارت اداره می شد در ایپسیلانتی ایالت میشیگان افتتاح شد و مطالعات دراز مدتی را برای سنجش آثار آموزش و پرورش پیش دبستانی بر پیشرفت تحصیلی و زندگی بعدی کودکان صورت داد. ( مفیدی، ۱۳۹۰، ص ۲۱۷ ).
این موسسه با حمایت دولت آمریکا از سال ۱۹۷۰ یک طرح پژوهشی بزرگ را در دستور کار داشت و بعد از ۲۷ سال در سال ۱۹۹۷ نتیجه تحقیق خود را اعلام کرد. این تحقیق بر این اساس بود که از سال ۱۹۷۰ گروه بزرگی از کودکانی که تحت پوشش برنامه های آموزشی آنها بودند دنبال و پس از ۲۷ سال نتیجه کار خود را اعلام کردند. این گروه تحقیقاتی نشان داد، کودکانی که در دوره خردسالی در مراکز پیش دبستانی برنامه های آموزشی های- اسکوپ بودند، پس از ۲۷ سال شغل های خوبی داشتند، از درآمدهای بالایی برخوردار بودند، خانواده تشکیل دادند، کمتر به طلاق روی آوردند، خطاهای قانونی و قضایی نداشتند و در کل در سطح و هنجار جامعه افراد موفقی بودند. این تحقیق ۲۷ ساله در نوع خود یکی از با ارزش ترین تحقیقاتی بود که اعتبار کار با کودکان خردسال را نشان می داد. به طوری که یونیسف، یونسکو و بسیاری از سازمان های بین المللی آموزش کودکان خردسال، با ارائه این پژوهش به ضرورت و ترویج آموزش کودکان خردسال پرداختند. ( یوسفی، ۱۳۹۱، ص ۱۷۵ ).
عناصر اساسی برنامه درسی های اسکوپ
اهداف
– حمایت از رشد کودکان.
– پرورش اعتماد به نفس و شایستگی اجتماعی در کودکان.
– ایجاد استقلال فکری.
– ایجاد یادگیری فعال و نگرش توانستن و انجام دادن. ( احمدی و حبیبی، ۱۳۹۰، ص ۱۳۲ )
برنامه آموزشی های اسکوپ رویکردی آموزشی – مفهومی است که تلاش دارد کودکان در همه ابعاد رشد مثل علمی، اخلاقی، اجتماعی، روانی، فرهنگی، جسمی و. . . رشد کنند.
می توان اهداف این شیوه آموزشی را به صورت زیر خلاصه کرد:
۱- یادگیری از طریق تعامل و درگیری فعال با اطرافیان، مواد، حوادث و عقاید.
۲- ایجاد استقلال، مسئولیت پذیری و اعتماد به نفس در کودکان و آماده سازی برای ورود به مدرسه و جامعه.
۳- آموزش طراحی برنامه های مختلف توسط کودکان و اجرای مستقل آن ها.
۴- کسب دانش و مهارت به صورت آکادمیک، اجتماعی و کاربردی به وسیله آموزش های غیر آکادمیک.
محتوا و سازماندهی آن
در برنامه آموزشی های اسکوپ، تعاملات کودکان با دنیا در مجموعه ای از کسب مهارت های اصلی برای رشد و تکامل کودکان جمع آوری شده است و آنان را در رویارویی با محیط خود و درک آن یاری می نماید. مربیان از این مهارت های اصلی به عنوان یک چهارچوب ادراکی در مورد کار روزانه و برنامه ریزی فعالیت ها، مشاهده کودکان و اطمینان از فراهم نمودن مهارت های گوناگونی که برای رشد جسمانی، ذهنی، اجتماعی و عاطفی کودکان خردسال ضروری است، استفاده می نمایند. ( همان، ص ۱۳۳ )
مراکز آموزشی های اسکوپ روی ۱۰ حوزه آموزشی با کودکان کار می کنند این حوزه های آموزشی عبارتند از:
۱- نمایش خلاق[۱۴۲] ۲-حرکت[۱۴۳] ۳- زبان آموزی و سواد آموزی[۱۴۴] ۴- ابتکار عمل و روابط اجتماعی[۱۴۵] ۵- موسیقی[۱۴۶]
۶- مجموعه سازی[۱۴۷] ۷- فضا[۱۴۸] ۸- طبقه بندی[۱۴۹] ۹- عدد[۱۵۰] ۱۰- زمان[۱۵۱]
برای آشنایی کودکان با مهارت هایی چون طبقه بندی کردن، مجموعه سازی، اعداد و شمارش این گونه عمل می شود:
طبقه بندی کردن
-بیان و تشخیص شباهت ها و تفاوت های بین چیزها.
– تعریف و تمایز شکل ها.
– بازی کردن براساس این تفاوت ها و سازگار شدن با آن ها.
– استفاده از وسایل به شیوه های گوناگون .
– قرار دادن اشیاء در کنار هم و تشکیل یک واحد.
– تعیین شکل و دسته بندی کردن موضوعات.
– مشاهده کردن مردم، مکان ها و اشیای مختلف از جهات گوناگون.
– ساختن فضاهای بازی و مجزا ساختن آن ها.
– بررسی عکس ها و تصاویر و کشیدن نقاشی و بررسی روابط فضایی آنها.
مجموعه سازی
– مشخص کردن چیزها براساس بلندی، کوتاهی، بزرگی و کوچکی.
– ردیف کردن چیزهای مختلف براساس الگوی مشخص و تعریف شده. (بزرگ، بزرگ تر، بزرگ ترین )
– توجه و تشخیص درستی یا نادرستی مطالب. (فنجان کوتاه تر از پارچ است)
عدد
-بیان عدد برای اشیاء و تعیین این که کدام عدد بیشتر یا کمتر است.
– مرتب کردن اشیاء به صورت تناظر یک به یک. (احمدی و حبیبی، ۱۳۹۰، ص ۱۳۶)
علوم
بسیاری از مفاهیم پایه علوم و ریاضی با هم مشترک است، بدین ترتیب آموزش علوم نیز جایگاه مهمی در این سیستم دارد. علوم و آموزش علوم فرایندی است که کودک را یاری می دهد تا از طریق کشف محیط پیرامون و قوانین موجود در آن به نتیجه گیری و استدلال دست یابد. کار درباره چرایی، چگونگی، تغییر، تبدیل، علیت، و. . . بخشی از آموزش علوم است. (یوسفی، ۱۳۹۱، ص ۱۹۵).
حرکت
در فعالیت های پیش دبستانی های اسکوپ توجه به حرکت روز به روز از اعتبار بیشتری برخوردار می شود. حرکت در این الگو فقط به معنای رشد حرکتی و یا جسمی نیست. بلکه روش سازنده ای برای شکل دهی هماهنگ بین جسم، شناخت، فکرو زبان است. حرکت سر آغاز پرورش ذهن است و کمک می کند تا از طریق حرکت اندام های مختلف بدن و هماهنگی و تعادل، بخش های مختلف مغز فعال شود. نکته مهم الگوی آموزشی، تلفیق حرکت با کلاس هایی چون ریاضی، علوم، سواد آموزی است. یعنی می توان در تمام فعالیت ها از این برنامه بهره برد و استفاده کرد. (همان، ص ۱۹۶)
حرکت دادن بخش های مختلف بدن با انجام حرکاتی خاص ( مانند حرکات موزون )، داشتن جنبش و حرکت ( دویدن، پریدن، بالا رفتن )، حرکت براساس روش های متداول، حرکات خلاق، احساس بیان در هنگام حرکت، فعالیت هایی هستند که تحت عنوان حرکت انجام می شوند.
سواد آموزی
در سواد آموزی خواندن و نوشتن دو رکن بسیار مهم محسوب می شود و از آن جا که این دو رکن در زندگی از جایگاه مهمی برخوردار است، به شکل مشخص تری با کودکان کار می شود. ماجرای سوادآموزی فرایندی است که از نوزادی شروع می شود و تمرین های بسیار ساده ای با کودکان انجام می شود تا آنان بتوانند از طریق نشانه شناسی و کد بندی به تصویر خوانی برسند. (همان، ص ۱۹۷)

دیدگاهتان را بنویسید