اگر از طوفان ذهنی (Brainstorming) خسته شده اید، روش ها و تکنیک های جدید ایده های خلاقانه را امتحان کنید


دانلود پایان نامه

طوفان ذهنی یک تکنیک خلاقیت فردی یا گروهی است که در آن، با جمع‌آوری فهرستی از ایده‌ها که توسط اعضا تولید می‌شود، برای جمع‌بندی و رسیدن به نتیجه در مورد یک مسئله تلاش می‌شود. این روزها طوفان فکری وجهه بدی پیدا کرده است. حداقل رایج ترین شکل آن، بدین صورت است که گروهی از افراد در یک جلسه ایده های خود را در مورد موضوعی معین روی وایت بورد می نویسند و این کار تا زمانی ادامه می یابد که کسی که ایده ها را روی تابلو می نویسد خسته شود و یا چشم حاضران در جلسه از شدت خستگی بسته شود.

طوفان ذهنی تنها راه برای بدست آوردن ایده های افراد تیم نیست. بسیاری از افراد با استفاده از رویکردهای ساختاریافته تر عملکرد بهتری دارند. استفاده از رویکردهای جدید باعث می شود مسئله را از تمام جنبه ها مورد بررسی قرار دهیم؛ بدون اینکه احساس خستگی کنیم. در این مقاله چند مورد از تمرین های موثر برای به دست آوردن ایده های جدید شرح داده می شود. این تمرین ها را می توان برا ی هر نوع ارتباط و هر نوع مسئله کسب و کار مورد استفاده قرار داد.

  • تمرین اول :  کنار گذاشتن (Take away)

کنار گذاشتن Take away فرآیندی بازدارنده است. برای مقابله با عوامل کاهش دهنده انگیزه، برای اینکه هر چیزی را فقط یکبار اعلام کنیم، یا برای دور کردن عوامل حواس پرتی به طرح ها و برنامه ها، از آن استفاده می کنیم.

برای درک بهتر مطلب فرض کنید در حال آماده کردن پیام ها برای یک محصول جدید هستید و لیستی از 12 مزیت اصلی در اختیار دارید. واقعیت این است که همه مزایا ضروری نیستند و شما باید بر پیام های خاطره انگیز تمرکز بیشتری داشته باشید. بنابراین یک مزیت را از بین مزایا انتخاب کنید و نتایج آن را در نظر بگیرید. آیا در مجموع منافع تمرکز بر این مزیت، از ضررهای آن بیشتر است؟

و همینطور این روند را ادامه دهید. جزئیات را کنار بگذارید تا زمانی که به مزایایی برسید که برای مخاطبان معنادار و ساده باشد. استیو جابز در توسعه محصولات اپل چنین فرایندی را به کار گرفت و به نظر می آید موفق بوده است.

طوفان ذهنی - کنار گذاشتن

  • تمرین دوم: استفاده از درخت کلمات ( Word Trees )

درخت کلمات برعکس تکنیک کنار گذاشتن (Take away) است. این روش زمانی مفیدتر از طوفان ذهنی است که شما نیاز دارید راه هایی بیابید تا ویژگی های برند را نشان دهید یا چیزهایی که منحصر به فرد هستند و تحولات احساسی دارند، توصیف نمایید.

اغلب از درخت کلمات برای نامگذاری استفاده می شود تا از عبارت های غیر منتظره و ترکیب نامأنوس کلمات دوری شود.

برای استفاده از تکنیک درخت کلمات باید به این صورت اقدام کنید : ابتدا لیستی از کلمات یا عبارت هایی که به یک مفهوم کلی تر مرتبط هستند تهیه کنید. سپس برای هر کلمه مجددا لیست جدیدی از کلمات مرتبط تهیه کنید و همین طور این خوشه بندی را ادامه دهید. این فرایند مسیرهای جدیدی را برای کاوش ایجاد می کند و به شما نشان می دهد کدام مسیرها به خلاقیت منتهی می شوند و کدام مسیرها به خلاقیت منتهی نمی شوند.

برای مثال کلمه انرژی را در نظر بگیرید. برخی از کلماتی که می تواند به انرژی مرتبط باشد عبارت اند از : جرقه، قدرت، نوشیدنی. اکنون شما می توانید برای هر کدام از این واژه ها یک لیست دیگر از کلمات مرتبط تهیه کنید. ادامه دادن این کار شما را به ایده های جدیدی میرساند.

  • تمرین سوم : استراتژی های ناخواسته (Oblique Strategies)

استراتژی های ناخواسته مجموعه ای از دستورالعمل های مکتوب هستند که توسط Brian Eno ( موزیکدان ) و Peter Schmidt ( هنرمند ) به عنوان راهی برای شکستن موانع خلاقیت ایجاد شده اند. شما می توانید از اَپ، وب سایت و…استفاده کنید و دستورالعمل های تصادفی را به اعضای تیمتان بدهید؛ دستورالعمل هایی که در طیفی از دستورالعمل های نسبتا ساده (مثل کار کردن در یک سرعت متفاوت) تا ایده های غیر منتظره و پیچیده تر و پیشنهادات تک کلمه ای کاملا مبهم و پر رمز و راز (مثلا آب) قرار می گیرند.

دستورالعمل ها را با توجه به فرایند یا مسئله خود در نظر بگیرید و از آنها به عنوان راهنمایی برای رویکرد جدید استفاده کنید. به عنوان مثال، اگر ما در حال آماده سازی پیام رسانی برای یک شرکت فناوری پاک ( cleantech company) هستیم ممکن است از طریق اینکه چگونه تکنولوژی شرکت جریان می یابد، نسبت به آب واکنش نشان دهیم یا ممکن است از طریق لیست کردن راه هایی که شرکت بر استفاده از آب تاثیر می گذارد، به آن پاسخ دهیم.

اگر استراتژی های ناخواسته به شکل مناسب مورد استفاده قرار گیرند می توانند شیوه ای سرگرم کننده و چالش برانگیز باشند که اعضای تیم را وادار می کنند از شیوه تفکر عادی و همیشگی خود دست بردارند.

  • تمرین چهارم : 5 چرا!

تمرین 5 چرا راهی برای فهمیدن ریشه مسئله و یافتن یک راه حل هوشمندانه است. برای استفاده از این تکنیک نخست مسئله خود را به صورت سوالی که با چرا آغازمی شود بنویسید. مثلا چرا داستان برند ما با این بازار ارتباط برقرار نمی­ کند؟ سپس پاسخ های ممکن را لیست کرده و یکی از آن ها را انتخاب کنید و مقابل آن چرا قرار دهید. مثلا ما درخصوص موارد صحیح صحبت نکرده ایم؛ چرا؟

شاید جواب دهید : زیرا آنها به آنچه ما فکر می کنیم باید مراقبش باشند،اهمیت نمی دهند.

سپس بپرسید چرا؟

و این روند را ادامه دهید تا به پنجمین سوال چرا برسید. مطرح کردن این سوالات ذهن شما را به سمت راه حل های جدید سوق می دهد و به بهبود خلاقیت کمک می کند.

  • تمرین پنجم : آسمان آبی

تکنیک آسمان آبی که حدود 70 سال پیش مطرح شده است بدین معنی است که در مواجهه با مسائل با ذهن باز با آنها برخورد کنید یعنی نگرشی کل نگر و جامع داشته باشید درست همانند آسمان آبی که بسیار وسیع است. در هنگام یافتن راه حل سعی کنید ایده ها و استراتژی های جدید را پیدا کنید.

تمرین های قبل دارای محدودیت هایی بودند.اما تمرین آسمان آبی با آنها متفاوت است؛ زیرا در این روش پیش بینی می شود اگر هیچ محدودیتی اعم از زمان، پول، هوش و استعداد، قوانین و…. وجود نداشت، شما چکار می کردید یا چه چیزی خلق می کردید؟ و چه چیزی برای دستیابی شما به آن ها درست بود؟

طوفان ذهنی

به خاطر داشته باشید هر تمرینی که استفاده کنید، نتیجه فقط یک چیز است : یک ایده. اما توانایی شما برای اجرای ایده است که تعیین می کند آیا ایده عمومی و کلی است یا همراه با نبوغ و ذکاوت. به عبارت دیگر اینکه شما از چه راهی ایده را بدست می آورید مهم است؛ اما از آن مهمتر این است که شما چگونه ایده را اجرا می کنید. زیرا با اجرای صحیح راه حل ها و ایده ها است که می توانیم به نتایج مد نظر دست یابیم. همچنین توجه داشته باشید هر ایده ای قابل اجرا نیست، باید ایده هایی را به کار ببرید که متناسب با استراتژی بازاریابی شرکت باشد. بنابراین بهتر است برای حل هر مسئله ای به سراغ تکنیک طوفان ذهنی نرویم.

دسته‌بندی نشده

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *