"اعتیاد به خرید" هم داریم!- قسمت 2


دانلود پایان نامه

حساس قدرت و برتری می کند و با اینکه پول چندانی ندارد ممکن است مثلا یک ساعت رولکس بیست میلیون تومانی بخرد. بنابراین باید عوامل را بدانیم تا درمان کنیم. مثلا خانمی که در زندگی زناشویی ناکام است معمولا سعی می کند خودش را بهتر جلوه دهد و به سمت خریدهایی می رود که در نهایت زمینه ای برای ابراز وجود داشته باشد.
 
به نظر شما، راهکار کلی مقابله با بروز این نوع عوارض روانی در افراد چیست؟
دکتر نیکنام: متاسفانه کشورهای توسعه یافته هم هنوز برای این مسئله راهکاری ندارند و از آنجا که دنیای تجارت جنبه رقابتی زیادی پیداکرده است، شرکت ها در تبلیغاتشان از این اختلال روانی به عنوان ابزار فروش استفاده می کنند. همین الگوهای تبلیغاتی به کشورهای ما هم که در حال توسعه هستیم منتقل می شود. به نظر من، راهکار ما می تواند ترویج الگوی سازده زیستن باشد. کسی که نعمت ساده زیستی دارد هیچ وقت به سمت زندگی پردغدغه نمی رود. اما ساده زیستی هنر است و به نیرو و شخصیت قوی و سالم نیاز دارد. در سبک ساده زیستی، فرد به خاطر مردم چیزی را نمی خرد یا برای اینکه کالای لوکسی داشته باشد پول قرض نمی کند یا برای یک مهمانی آن قدر تلاش نمی کند که خودش را عرضه کند. فردی که تجربه ساده زیستن دارد هیچ وقت خودش را اسیر تجمل نمی کند، یعنی در جریان مُد و مصرف قرار نمی گیرد. الگوی ساده زیستی باید از کودکی آموزش داده شود.
 
وقتی نام ساده زیستی مطرح می شود همه به یاد قناعت و ریاضت می افتند. واقعا مرزهای این مفاهیم کجاست و چطور باید اعتماد به نفس را تقویت کرد؟ آیا راهکار فردی و اجتماعی وجود دارد تا «خود» ما وابسته به دنیای کالاها نباشد؟
دکتر نیکنام: متاسفانه ما الگوهایی کلیشه ای داریم، مثل اینکه تا درباره ساده زیستی حرف می زنیم همه می گویند حتما باید لباس ساده بپوشیم یا بر تمایلاتمان سرپوش بگذاریم. اما این طور نیست. ساده زیستی یک الگو دارد که باید حتما آموزش داده شود، مانند همه الگوهای زندگی تجملی یا مهارت های زناشویی. الگو یعنی چیزی که سبک دارد؛ معیارهایی درون خود دارد که محتوای آن را شکل می دهد. اجازه بدهید کمی به عقب برگردیم؛ الگویی که ما تصویه می کنیم باید به طور عمومی فرهنگ سازی شود نه اینکه از یک فرد شروع شود. برای منِ نوعی که 25 سال با یک تربیت خاص بزرگ شده ام و آن را در مهمانی ها دیده ام خیلی سخت است که به ناگاه الگوی ساده زیستی را سرلوحه زندگی ام قراردهم.
 
خانم کاشی زاده، نظر شما در این مورد چیست؟
کاشی زاده: هر لغتی یک بار ارزشی دارد. وقتی موضوع ساده زیستی مطرح می شود به نظر من در کنارش موضوع هدفمندی هم مهم است. الان هدفمندی جوانان خیلی مطرح است، چون یک نوع بی معنایی در زندگی آنان شکل گرفته است. در مقطعی از زندگی جوانان موضوع تحصیل مطرح است اما بعد از آن دچار سردرگمی در تعیین خط سیر زندگی هستند. پس هدفمندکردن موضوع مهمی است. اینجا موضوع باور هم مطرح است؛ تا باور درونی نباشد پذیرش انجام نمی شود. یعنی باید الگوهای ارزشی را طوری جا بیندازند که افراد بدانند فقط خرید مهم نیست و باید از آنچه می خرند استفاده بهینه کنند. در کل باید برنامه سازی شود در تبلیغاتی که صورت می گیرد بحث سن، استفاده و جایگاه استفاده از کالا ارزشی شود. یعنی تبلیغات فقط هیجان خرید را در فرد ایجاد نکند و در کنار آن بارِ ارزشی کالا نیز تبیین شود یعنی اینکه چطور و در چه سن و شرایطی می شود از آن کالا استفاده بهینه کرد.
 
و نکته آخر؟
دکتر نیکنام: ببینید، اغلب خریدها خرید اضطرابی نیست بلکه خرید اصولا پدیده زیبا و جالبی است. ما یک فرایند پنجره گردی (shopping window) داریم. یعنی فرد از پاساژگردی و دیدن بوتیک ها لذت می برد و این طبیعی است. او لزوما خرید نمی کند و فقط برای پرکردن وقت و دیدن کالاهای جدید این گشت و گذار را انجام می دهد. بنابراین پاساژ رفتن حتما اختلال نیست چون گاهی خرید احساس نشاط می دهد و فرد به دنبال چیز جدید می گردد که ممکن است این کالا یا آن لباس باشد. در همه جای دنیا هم معمول است که افرادی بدون قصد خرید فقط پنجره ها و ویترین ها را می بینند و لذت می برند. اما مشکل وقتی بروز پیدا می کند که بنا به عوامل فرهنگی و اجتماعی، که براساس الگوی مصرف گرایی و مُد و اختلالات وسواس خرید است، خریدها افراطی شود که آنجا باید با کمک عوامل اجتماعی مداخله درمانی کرد.
 
جمع بندی شما چیست؟
کاشی زاده: ببینید، هفت سین برای ما یک سمبل است و همه مان هفت سین می چینیم. اما چند درصد از ما کنار هفت سین و قرآن اهدافمان را نوشتیم و برای این اهداف برنامه ریزی داریم که حداقل به یکی از آنها برسیم؟ توصیه من این است که همه بیاییم این کار را انجام بدهیم. نگاه جنسیتی هم ندارم، چون فکر می کنم گاهی آن قدر ناز زن ها کشیده می شود و به آنها توجه می شود که مردها خشن می شوند. اما فکر می کنم چون زن ها موثرترند باید آنها مخاطب این موضوع باشند. باید مثلا سه هدف و برنامه برای سال جدید داشته باشیم که همین باعث می شود خیلی کارها را انجام ندهیم و عادات خوب جایگزین عادات غلط زندگی شود. مثلا وقتی قصد خرید خانه داریم، خرج زیادی نمی کنیم یا وقتی خود را ملزم به بازپرداخت بدهی هایمان می کنیم، سعی می کنیم پول دربیاوریم. باید هدف داشته باشیم و این هدف البته فقط پول نیست. باید نقاط ضعف زندگی مان را بشناسیم و حداقل هرسال یکی از آنها را رفع کنیم.
منبع : مجله زنان امروز/سیمرغ
 

  • 2