اختلالهاي يادگيري-دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی12

دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی – اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارسا خواني تحولي

این تکه ای از پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارسا خواني تحولي می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

د-اختلالهاي يادگيري:

اصطلاح اختلالهاي يادگيري در مقياس كوچك هم پيش از اصطلاح بدعملکردی جزئي مغز و همزمان با آن ظاهر گرديد. مربيان آموزش و پرورش به دنبال اصطلاحي مي‌گشتند كه با امر تعليم و تربيت مناسبت بيشتري داشته باشد. ساموئل كرك در سال 1963 اصطلاح اختلالهاي يادگيري را در نشست والدين و مربيان در شيكاگو پيشنهاد كرد . اين اصطلاح فوراً مورد پذيرش والدين قرار گرفت. اين اصطلاح مفهوم جامعي است كه انواع اختلالهاي يادگيري را دربر دارد بدون آنكه حيطة خاصي از نارسايي يادگيري دانش‌آموزان را شناسايي كند. از مزاياي اين اصطلاح آن است كه از جنبه‌هاي پزشكي اجتناب مي‌كند و بر جنبه‌هاي آموزشي تمركز دارد. به نظر مي‌رسد اين اصطلاح مورد پذيرش والدين، مربيان و دانش‌آموزان واقع شود. اصطلاح اختلالهاي يادگيري اكنون در قانون ايالات متحده امريكا و سراسر دنيا به رسميت شناخته شده است (لرنر، 1993).

3)دوره يكپارچگي: رشد سريع برنامه‌هاي مدارس

در طي دوره يكپارچگي[1] (1960-1980) اختلالهاي يادگيري در مدارس سراسر امريكا به صورت يك رشته كارآمد درآمد. برنامه‌هاي حوزه اختلالهاي يادگيري به سرعت به صورت نظامدار درآمد، معلمان تحت آموزش برنامه‌هاي مزبور قرار گرفتند و كلاس‌هاي مربوط به اين حوزه آغاز گرديد (لرنر، 1993).

به طور كلي اين دوره با رشد سريع برنامه‌هاي مدارس جهت آموزش كودكان مبتلا به اختلالهاي يادگيري، به كارگيري نظريه‌هاي مختلف، تكنيك‌هاي ارزيابي، راهبردهاي آموزشي؛ و تصويب قوانين براي حمايت از حقوق اين دسته از كودكان مشخص مي‌شود.

از دهة 1960 تا دهة 1970، برنامه‌هاي مدارس عمومي به طور سريع در سراسر كشور تدوين گرديد. در چندين حوزه لازم بود كه اين تحول ايجاد گردد: فشارهاي والديني، افزايش در اطلاعات حرفه‌اي ـ تخصصي، تهيه برنامه‌هاي آموزشي براي معلمان، ارائه خدمات براي دانش‌آموزان مبتلا به اختلالهاي يادگيري. بيشتر برنامه‌هاي آموزشي نخستين بار براي دانش‌آموزان مقطع ابتدايي تدوين گرديد آنها نظام آموزشي سنتي را در آموزش ويژه آن زمان بكار بردند. همچنين برنامه‌هاي آموزشي خاصي براي دانش‌آموزان نوجوان مبتلا به اختلالهاي يادگيري در مقطع دبيرستان به كار رفت. بسياري از آزمونهاي جديد و مواد آموزشي در طي اين دوره توسعه يافتند. و تعداد بيشماري از دانش‌آموزان تحت عنوان اختلالهاي يادگيري در مدارس شناسايي شدند (لرنر، 1993).

4)دوره معاصر[2] (از سال 1980 تاكنون):

اين مرحله زمان ظهور جهت‌گيريهايي است كه ميدان عمل اين حوزه مطالعاتي را گسترش داده است. در ميان دستاوردهاي دوره معاصر موارد زير به چشم مي‌خورد: انواع كودكان مبتلا به اختلالهاي يادگيري كه هر كدام از آنها زبان و فرهنگ متفاوتي دارند، كودكان مبتلا به نارسايي توجه و تفاوتهاي مربوط به اختلالهاي يادگيري خفيف و شديد در مدارس شناسايي شده، و آموزش و پرورش، اهداف ملي و آموزش براي سالهاي آتي طوري تغيير داده شده است كه براساس آن به اين نوع كودكان بيش از پيش توجه شود. همچنين كاربرد تكنولوژي رايانه در جهت كمك به اين كودكان افزايش يافته است (لرنر، 1993).

[1] – Integration phase

[2] – contemporary phase

برای دانلود متن کامل پایان نامه های کارشتاسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت اول لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  176 پایان نامه

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

قسمت چهارم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  214 پایان نامه

قسمت پنجم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  222 پایان نامه

دانلود پایان نامه رشته روانشناسی مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد همه گرایش ها : علوم تربیتی مشاوره

بدعملکردی جزئي مغز :دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی – اثرات درمان نوروسايكولوژي11

بدعملکردی جزئي مغز :دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی – اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارسا خواني تحولي قسمت 11

این تکه ای از پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارسا خواني تحولي می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

ج ـ بدعملکردی جزئي مغز

در طول دهه‌هاي 1960، كلمنتس[1] با ارائه اصطلاح بدعملکردی جزئي مغز تغييري در اصطلاح‌شناسي به عمل آورد. اين اصطلاح مفهوم آسيب جزئي مغز را با خود به همراه آورد و آن را با مسائل يادگيري پيوند زد. آسيب مغزي مي‌تواند روي يك پيوستار از حالت شديد تا خفيف درجه‌بندي شود. كودكان داراي آسيب‌هاي شديد مغزي از قبيل فلج مغزي و صرع فوراً مشخص مي‌شوند، اما كودكان داراي آسيبهاي خفيف به شيوه‌هاي ظريف‌تري تحت تأثير واقع مي‌شوند. بد عملکردی جزئي مغز بسيار شبيه به آسيب‌مغزي است از آن جهت كه هر دو اصطلاح بر صدمه مغز متمركزند، اما بدعملکردی جزئي مغز، انديشة آسيب جزئي يا بدعملکردی را رواج داد. به اعتقاد كلمنتس، بدعملکردی جزئي مغز براي توصيف كودكان داراي هوشبهر نزديك به متوسط همراه با اختلالهاي ويژه يادگيري و اختلالهاي رفتاري بكار مي‌رود كه اين اختلال ناشي از اختلال كاركرد سيستم اعصاب مركزي مي‌باشد. بنابراين، كودك مبتلا به بدعملکردی جزئي مغز از كودك مبتلا به اختلال شديد مغز متمايز مي‌گردد (لرنر، 1993).

كلمنتس همچنين اظهار نمود كه 38 اصطلاح متفاوت براي شناسايي اين كودكان مطرح شده‌اند. كلمنتس آنها را به دو گروه طبقه‌بندي كرد(1) افرادي كه علل اختلال آنها بيولوژيكي است (به عنوان مثال بدعملكردي عصب‌شناختي) و (2) افرادي كه علل اختلال آنها رفتاري است.

[1] – Celements

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های کارشتاسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت اول لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  176 پایان نامه

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

قسمت چهارم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  214 پایان نامه

قسمت پنجم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  222 پایان نامه

دانلود پایان نامه رشته روانشناسی مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد همه گرایش ها : علوم تربیتی مشاوره

سندرم اشتراوس -دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی – اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن

ب- سندرم اشتراوس

سندرم اشتراوس  -دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی – اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارسا خواني تحولي قسمت 10

استيونس و بيرچ (1957) توصيه كرده‌اند كه اصطلاح سندرم اشتراوس جايگزين آسيب ديده مغزي شود. در حال حاضر، سندرم اشتراوس در توصيف كساني به كار مي‌رود كه بسياري يا همة ويژگيهاي زير را به نمايش بگذارند:

1ـ رفتارهاي نامعقول و نامناسب در برابر تحريك ملايم

2ـ فعاليت حركتي بيش از اندازه و بي‌تناسب با محرك

3ـ سازمان‌دهي ضعيف رفتار

4ـ حواس پرتي بيش از حد عادي تحت شرايط عادي

5ـ تصورات غلط با ثبات و مداوم

6ـ بيش فعالي مداوم

7ـ عملكردهاي حركتي ناشيانه و ضعيف دايمي (كريمي، 1380)

 

این تکه ای از پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارسا خواني تحولي می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های کارشتاسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت اول لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  176 پایان نامه

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

قسمت چهارم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  214 پایان نامه

قسمت پنجم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  222 پایان نامه

دانلود پایان نامه رشته روانشناسی مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد همه گرایش ها : علوم تربیتی مشاوره

تعريف ادارة خدمات توانبخشي از اختلالهاي يادگيري دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی – اثرات درمان نوروسايكولوژي

4) تعريف ادارة خدمات توانبخشي از اختلالهاي يادگيري

اداره خدمات توانبخشي[1] (RSA)، اختلالهاي يادگيري را در چهارچوب ديدگاه عصب ـ روان‌شناختي[2] تبيين و تعريف ذيل را ارائه نمود:

«افراد مبتلا به اختلالهاي يادگيري در زمينه‌هايي از جمله ادراك و فهم يا كاربرد زبان گفتاري يا نوشتاري دچار مشکل هستند. این اختلال ناشی از بدعملکردی سیستم اعصاب مرکزی است. اين اختلال به صورت مشكلاتي در يك يا چند زمينه از جمله توجه، استدلال، حافظه، ارتباط، خواندن، نوشتن، هجي كردن، حساب، هماهنگي، شايستگي اجتماعي و رشد يافتگي هيجاني آشكار مي‌گرد» (شايپرو و ريچ،[3] 1999).

شايان ذكر است كه برخي از تعاريف اختلالهای یادگیری از جمله کمیته مشترک ملی واداره خدمات توانبخشی ، اختلالهاي يادگيري را ناشي از بدعملكردي سيستم اعصاب مركزي مي‌دانند كه مدنظر هدف پژوهش حاضر است. پژوهش حاضر به تشخيص، طبقه‌بندي و درمان نارساخواني از ديدگاه نوروسايكولوژي پرداخته است. اين ديدگاه، برمبناي مدل تعادل خواندن بيكر نارساخواني را ناشي از بدعملكردي سيستم اعصاب مركزي مي‌داند. به اعتقاد بيكر (2002) نارساخواني ناشي از وجود نارسايي در كنش نيمكره مغزي چپ يا راست مي‌باشد.

 

2ـ سير تحول تاريخي اختلالهاي يادگيري

به اعتقد لرنر (1993) فرآيند تحول وشكل‌گيري اختلالهاي يادگيري چهار دوره متمايز را پشت سر گذاشته است. اين چهار دوره به شرح زير است:

تاكنون – 1980 1980-1960 1960-1930 1930-1800
دوره معاصر، ظهور جهت‌گيري‌ها دوره يكپارچگي، به‌كارگيري ابزارها در مدارس دوره انتقالي، مطالعة باليني كودكان دوره بينانگذاري، تحقيقات مربوط به مغز

 

 1)دوره بنيانگذاري: تحقيقات نخستين درباره مغز:

دوره بنيانگذاري[4] (1800 تا 1930) با تحقيقات علمي پايه در مورد مغز و اختلالات آن مشخص مي‌شود. نظريه آسيب مغزي درباره كودكان مبتلا به اختلالهاي يادگيري در اين دوره شكل گرفته است. بسياري از تحقيقات نخستين درباره مغز توسط پزشكان صورت گرفته است كه آنها به مطالعة بيماراني پرداخته‌اند كه در اثر ضربه، تصادف يا بيماري دچار آسيب شده بودند. اين دانشمندان،‌ داده‌هاي خود را از طريق مطالعه رفتار بيماراني كه توانايي سخن گفتن يا خواندن را از دست داده بودند، بدست آوردند. همچنين، دانشمندان از طريق كالبدشكافي به مطالعه مغز بيماران آسيب‌ديده پرداختند و آنها به اين نتايج دست يافتند كه فقدان توانايي سخن گفتن يا خواندن در بيماران مزبور به نواحي خاصي از مغز مربوط مي‌شود كه آسيب ديده است (لرنر، 1993). پاره‌اي از مفاهيم مهم در اين دوره به شرح ذيل است:

يك انديشة شايع در قرن نوزدهم اعتقاد به جمجمه شناسی[5] بود كه رفتار غيرطبيعي و كنش مغز از طريق مطالعه شكل جمجمه فرد مشخص مي‌گرديد. اعتقاد بر اين بود كه آسيب ديدگي سر[6]، مسائلي را در مورد مغز روشن مي‌سازد. در دهه 1860، پاول بروكا[7] از طريق كالبد شكافي به مطالعة مغز بيماراني كه توانايي سخن گفتن را از دست داده بودند، پرداخت. او دريافت كه نواحي خاصي از مغز (سمت چپ لب پيشاني[8]) آسيب ديده است (لرنر، 1993). كشف مهم وي به طور وسيع مورد توجه قرار گرفت، از آن زمان به بعد، فقدان توانايي سخن گفتن، آفازياي بروكا[9] ناميده شد. در اين زمان، فردي به نام جان هاگلينگ جكسون[10] (1874) نظريه موضع‌يابي[11] را مورد انتقاد قرار داد و اعتقاد داشت كه تمام نواحي مغز با يكديگر در ارتباط هستند و آسيب وارده به يك ناحيه مغز، كنش كلي مغز را تغيير مي‌دهد. او مخالف اين امر بود كه مغز انسان از مجموعه‌اي از مراكز مستقل تشكيل شده است. كارل ورنيكه[12] (1908) نواحي ديگري از مغز (لب‌گيجگاهي[13]) را توصيف كرد و وي اين ناحيه را مسئول درك گفتار يا درك شنيداري دانست. ورنيكه مانند بروكا براين باور بود كه نواحي خاصي از مغز، فعاليت‌هاي خاصي را كنترل مي‌كند .

جيمز هنشل وود[14] (1917) پزشكي بود كه اختلال كوري كلمه[15] را مورد مطالعه قرار داد كه اين اختلال را به عنوان ناتواني در تفسير زبان نوشتاري عليرغم داشتن بينايي طبيعي تعريف كرد. وي علل ناتواني خواندن پسري باهوش را مربوط به وجود نارسايي در شكنج زاويه‌دار[16] (ناحيه خاصي در مغز)مغز دانست (به نقل از لرنر، 1993).

در سال 1919، كرت گلد ستين پزشكي بود كه در طي جنگ جهاني اول به درمان سربازان آسيب ديده مغزي مي‌پرداخت، او بر اين باور بود كه آسيب مغزي، رفتار افراد را متأثر مي‌سازد، و پي برد كه بسياري از سربازان مبتلا به آسيب مغزي، دچار آشفتگي ادراكي، حواس‌پرتي[17] و بيش فعالي شده بودند. آنها همچنين قادر نبودند بخوبي بخوانند و بنويسند. سالها بعد، آلفرد اشتراوس[18] و هينزورنر[19] (1940) كارگلدستين را ادامه دادند.

اما آنها مطالعه خود را از سربازان آسيب ديده مغزي به دانش‌آموزان آسيب ديده مغزي گسترش دادند. نتايج اين مؤلفان در مورد دانش‌آموزان مبتلا به آسيب مغزي نشان داد كه شباهت‌هاي بسياري بين گروه مورد مطالعه آنان و گروه مورد مطالعه گلدستين وجود دارد. يعني هر دو گروه رفتارهاي مشابهي نشان دادند. بنابراين، اين پيشگامان در شكل‌گيري اختلالهاي يادگيري نقش مهمي دارند و تمركز آنها روي آسيب مغزي موجب گرديد كه امروزه اين حوزه اختلالهاي يادگيري از آن متأثر گردد (اسميت، 1998).

2) دوره انتقالي: مطالعه باليني كودكان

در دوره انتقالي[20]، (1960-1930) مطالعات علمي در مورد مغز به سوي مطالعه باليني كودكان مبتلا به اختلالهاي يادگيري سوق داده شد و در جهت روشهاي آموزشي سوگيري گرديد. روان‌شناسان و مربيان، ابزاري براي تشخيص و درمان فراهم كردند، و آنها به مطالعه انواع اختلالهاي يادگيري خاص كه در كودكان مشاهده شده بود، پرداختند.

تعدادي از متخصصان، نقش مهمي در شكل‌گيري حوزه اختلالهاي يادگيري ايفاء نمودند. يكي از پيشگامان اين حوزه، ساموئل ارتون[21] (1937) يك نورولوژيست بود كه علت اختلالهاي زبان را فقدان برتري مغز دانست واین امر منجر به تحول روشهاي آموزشي گرديد كه به عنوان روش گلينگهام[22] شناخته شد. وي انجمن نارساخواني ارتون را تأسيس كرد و كار وي را ادامه داد و امروزه اين انجمن نقش فعالي در قلمرو اختلالهاي يادگيري دارد. گريس فرنالد[23] (1943) به عنوان يك مربي نقش مهمي در رشد حوزه اختلالهاي يادگيري داشت. فرنالد با تأسيس يك كلينيك درماني در دانشگاه كاليفرنيا در لوس‌آنجلس، يك رويكرد ترميمي[24] براي آموزش خواندن و هجي كردن تدوين كرد. ساير پيشگاماني كه در تحول قلمرو اختلالهاي يادگيري نقش‌مهمي داشته‌اند عبارتند از: نيويل كپارت[25]، مارين فراستيگ[26]، هلمرمايكل باست[27]، ساموئل كرك[28]، بارش[29]، ويليام گريك شانك[30].

در طول دوره انتقال، تغييرات بسياري در اصطلاح‌شناسي ايجاد گرديد. در اين دوره اصطلاحاتي از جمله كودكان آسيب ديده مغزي[31]، سندرم اشتراوس[32]،  بدعملکردی جزئي مغز[33] و اختلالهاي يادگيري بكار رفت. تحول و تغييرات اصطلاحات بيانگر پيشرفت تاريخي اين حوزه است. پاره‌اي از اين اصطلاحات علل مشكلات را به عوامل زيست‌شناختي نسبت مي‌دادند و پاره‌اي ديگر آن را به عوامل محيطي و رفتاري نسبت مي‌دادند.

اكنون به تشريح اصطلاحات مزبور در دوره انتقال مي‌پردازيم:

الف ـ كودكان آسيب ديده مغزي:

مي‌توان گفت كه بخشي از مطالعات اصلي و رسمي مربوط به اختلالهاي يادگيري با كارهاي اشتراوس و همكاران وي آغاز شد. در اواخر دهه‌هاي 1930 و 1940، اشتراوس و ورنر، به هم پيوستند تا به مطالعه كودكان عقب‌مانده كه عقب‌ماندگي آنها ناشي از آسيب ديدگي مغزي بود بپردازند. حاصل كار آنها نخستين كتاب «آسيب‌شناسي رواني و آموزش كودك آسيب ديده مغزي» به وسيلة اشتراوس ولتینن[34] (1947) بود. در اين اثر كلاسيك، آنان كودكان آسيب ديده مغزي را چنين توصيف كرده‌اند:

«كودكان آسيب ديده مغزي كودكي است كه قبل، يا در حين، يا پس از تولد آسيبي به مغز او وارد شده يا دچار عفونت در مغز شده باشد. در نتيجه چنين آسيبي، ممكن است نارسايي در دستگاه عصبي حركتي ايجاد شود يا نشود؛ به هر حال چنين كودكي ممكن است اختلالاتي در ادراك، تفكر، و رفتارهاي هيجاني به ظهور برساند، چه به تنهايي و چه به صورت تركيبي. اين اختلالها را مي‌توان با آزمونهاي خاصي نشان داد. اين اختلالها مانع فرآيند عادي يادگيري شده يا آنرا كند مي‌كنند. روشهاي آموزشي ويژه‌اي طراحي شده‌اند تا اين نقصهاي ويژه را رفع كنند (کریمی، ،1380، ص 4).

اشتراوس ولتينن (1947) معتقدند كه اين آسيبهاي مغزي بيشتر حاصل عوامل برون‌زاد[35] هستند تا عوامل درون‌زاد[36]. آسيب برون‌زاد به آسيبي اطلاق مي‌شد كه خارج از ساختار ژنتيكي باشد (مثلاً نرسيدن اكسيژن در جريان تولد، تب فوق‌العاده شديد در دورة نوزادي، يا آسيب وارد شدن به سر به وسيلة چيزهايي چون فورسپس). عوامل درون زاد به ساختارهاي مغزي يا الگوهاي ارثي اطلاق مي شود كه باعث ايجاد اختلال در يادگيري مي‌شوند. اشتراوس و همكاران وي بين ويژگي‌هاي اين دو عقب‌ماندگي (يعني عقب‌مانده برون‌زاد[37] و عقب‌مانده درون‌زاد) تفكيك قائل شده‌اند. آنها هفت معيار براي طبقه‌بندي كودك عقب‌مانده برون‌زاد وضع كرده‌اند كه چهار معيار آن معيارهاي رفتاري است كه در زير توضيح داده مي‌شوند:

1) اختلال هاي ادراكي[38]: هنگام نگاه كردن به يك تصوير، كودك داراي اختلال ادراكي ممكن است به جاي ديدن كل آن، تنها جزئيات آن را ببينيد يا زمينه و تصوير را از هم تميز ندهد. مثلاً خطوطي كه تشكيل يك مثلث داده‌اند ممكن است به صورت سه خط جدا از هم و بي‌ارتباط به هم ديده شوند. همين طور كودكي كه داراي مشكل زمينه و تصوير است، ممكن است در دنبال كردن حروفي كه روي يك زمينه شامل منظره يك دورنما نوشته شده باشند، اشكال داشته باشد.

2) درجاماندگی[39]: درجاماندگی به معني ادامه دادن يك فعاليت پس از آنكه آن را شروع كرده‌انداین اختلال معمولاً با دشواري در تغيير دادن از يك فعاليت به فعاليت ديگر همراه است. مثلاً كودك ممكن است به طور مكرر يك تصوير را رنگ كند و نتواند از آن دست كشيده به رنگ كردن تصوير ديگري بپردازند.

3) اختلالات مفهومي يا تفكر[40]: اين اختلالات به مسائلي اطلاق مي‌شود كه در ارتباط با سازماندهي اطلاعات يا افكارند.

4) اختلالهاي رفتاري[41]: كودك داراي اختلال رفتاري ممكن است داراي رفتارهاي بازداري نشده و بدون كنترل باشد، كه مي‌توانند به صورت الگوهاي رفتار بيش فعالي، نامعقول، يا انفجاري جلوه كنند.

سه معيار ديگر كه به عنوان معيارهاي زيست شناختي طبقه‌بندي شده‌اند، به شرح زيرند:

1) علائم خفيف عصب شناختی[42]: اين نابهنجاريهای ظريف و متعدد عصب‌شناختي مي‌توانند شكل نابهنجاريهاي كلي، آشفتگي در مورد غلبه طرفي، گام برداشتن‌هاي ناشيانه، يا مشكلاتي در انجام تكاليف حركتي ظريف را به خود بگيرند.

2) تاريخچة آسيب‌ديدگي عصب‌شناختي[43]: اين وضعيت شامل شواهدي در پيشينه‌هاي پزشكي است كه گوياي صدمه خوردن به دستگاه عصبي است.

3) فقدان تاريخچة عقب‌ماندگي ذهني[44]: اين معيار نابهنجاريهاي مغزي ناشي از عوامل درون‌زاد يا ژنتيكي را نفي مي‌كنند.

بعدها اشتراوس مشخص كرد كه تشخيص آسيب مغزي مي‌تواند تنها با استفاده از معيارهاي رفتاري صورت پذيرد. حذف ضروري بودن معيارهاي زيست شناختي، فشار تشخيص دهندگان براي تعيين آسيب مغزي را كاهش داد و آسيب‌مغزي را تبديل به يك اصطلاح شبه ـ پزشكي[45] كرد.

اشتراوس و همكاران وي مبناي تحقيقات و توصيفهاي خود را كار با كودكان عقب‌مانده ذهني قراردادند. كارهاي آنها سرخطي شد براي كروك شانك تا مطالعاتي را در زمينة اثرات آسيب مغزي بر كودكان داراي بهره هوشی بهنجار آغاز كند. او و همكارانش اعلام كردند كه مسائل ادراكي توضيح داده شده به وسيلة اشتراوس منحصر به كودكان عقب‌مانده نيست. صاحبنظران حرفه‌اي و ديگران آگاهي يافتن نسبت به كودكان در همة سطوح بهره هوشي را كه مشكلات يادگيري آنها اساساً به آسيب مغزي منحصر بود، آغاز كردند. كروك شانك و همكاران وي شيوه‌هاي مداخله براي كودكان آسيب ديده مغزي را توضيح دادند. آنها اساساً بر نياز به سازمان يافتگي مطالب، كاهش محركها (عوامل حواس پرتي)، و فعاليتهاي ادراكي ـ حركتي[46] براي اين كودكان تأكيد ورزيدند (كريمي، 1380).

اما افراد بسياري به اصطلاح آسيب مغزي اعتراض كردند. والدين آن را منفي مي‌دانستند زيرا تصور مي‌كردند كه اين اصطلاح بر وضعيتي دايمي دلالت مي‌كند. ورتيس[47] (1956) اظهار داشت كه اين اصطلاح، به عنوان ابزاري براي طبقه‌بندي، توصيف، يا آموزش به كودكان، ارزش ناچيزي دارد. استيونس[48] و بيرچ[49] (1957) چهار مورداعتراض مهم را مطرح كردند. آنها به ويژه به اين نكات اشاره كردند كه اصطلاح آسيب ديده مغزي (الف) علت ـ محور[50] است و به جنبه‌هاي رفتاري وضعيت مربوط نمي‌شود، (ب) با وضعيت‌هايي كه دامنه گسترده‌اي دارند (مثل فلج مغزي و صرع) تداعي مي‌شود كه فاقد معناي مشخص است، (ج) براي برنامه‌ريزي‌هاي آموزشي مناسب مفيد نيست، و (د) بيش از حد گسترده است و منجر به بيش ساده انگاري مي‌شود.

[1] – Rehabilitation Services Administration

[2] – Psycho-neurolgical

[3] – Shapiro & Rich

[4] – Foundation phase

[5] – phrenology

[6] – Bumps on the head

[7] – Broca

[8] – Left Frontal Lobe

[9] – Broca’s aphasia

[10] – Hughlings Jackson

[11] – Localization

[12] – Wernicke

[13] – Temporal Lobe

[14] – Hinshelwood

[15] – word blindness

[16] – angular gyrus

[17] – Distractibility

[18] – strauss

[19] – werner

[20] – Transition phase

[21] – Orton

[22] – Gillingham

[23] – Fernald

[24] – Remedial

[25] – Kephart

[26] – Frostig

[27] – Mykel bust

[28] – Kirk

[29] – Barsch

[30] – Gruickshank

[31] – Brain – injured children

[32] – strauss syndrome

[33] – Minimal brain Dysfunction

[34] – Lehtinen

[35] – exogeneous

[36] – endogeneous

[37] – exogeneous Retarded

[38] – perceptual disorder

[39] – perseveration

[40] – conceptual or thinking disorders

[41] – Behaviornal disorders

[42] – slight neurological signs

[43] – A history of neurological impairment

[44] – No history of mental Retardation

[45] – pseudo – medical

[46] – perceptual-motor

[47] – wortis

[48] – stevens

[49] – Birch

[50] – cause – oriented

 

این تکه ای از پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارسا خواني تحولي می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های کارشتاسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت اول لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  176 پایان نامه

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

قسمت چهارم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  214 پایان نامه

قسمت پنجم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  222 پایان نامه

دانلود پایان نامه رشته روانشناسی مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد همه گرایش ها : علوم تربیتی مشاوره

دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی -فصل دوم: مروری بر پیشینه تحقیقات اثرات درمان نوروسايكولوژي

 

مطالب فصل دوم در دو بخش كلي، تحت عنوان مباني نظري و يافته‌هاي پژوهشي مطرح مي‌گردد:

بخش اول: مباني نظري

1ـ تعريف اختلالهاي يادگيري

اصطلاح اختلالهاي يادگيري از نياز به تشخيص و خدمت به دانش‌آموزاني برخاسته است كه به طور مداوم در كارهاي درسي خود با شكست مواجه مي‌شوند، و در عين حال در چهارچوب سنتي كودكان استثنايي نمي‌گنجند. شاخه‌هاي علمي متعددي به اين حيطه كمك كرده‌اند (مثلاً پزشكي، زبان‌شناسي، روان‌شناسي، و آموزش و پرورش)، و حاصل اين چندرشته‌اي بودن مبنايي، سبب بوجود آمدن اصطلاحات و تعريفهاي متعددي گرديده است.

اصطلاح اختلالهاي يادگيري[1] نخستين بار توسط ساموئل كرك[2] در سال 1963 مطرح گرديد. كرك در جلسة نشست والدين و مربيان در شيكاگو اين اصطلاح را پيشنهاد نمود و اين به خاطر برچسبهاي گوناگوني بود كه براي توصيف كودكاني با هوش طبيعي كه دچار مشكلات يادگيري بودند، به كار مي‌رفت. اين چنين كودكان اغلب به عنوان آسيب ديده خفيف مغزي،[3] كندآموز[4]، نارساخوان يا معلولیت ادراكي[5]، نامگذاري شده‌اند كه هر يك از اين اصطلاحات با محدوديتهايي همراه بودند (لرنر، 1993).

بنابراين از زمان پيدايش حوزه اختلالهاي يادگيري، متخصصان به دنبال تعريف مناسبي مي‌گشتند كه به طور جامع، ماهيت ويژه اختلالهاي يادگيري را تبيين كند. به دليل ماهيت پيچيده اين حوزه، متخصصان تاكنون قادر نبوده‌اند، تعريف جامعي از اختلالهاي يادگيري ارائه دهند. تعاريف بسياري توسط متخصصان عصب‌شناختي و روان‌شناختي صورت گرفته است كه در ذیل به ارائه شاخص ترین آنها مي‌پردازيم:

1) تعريف كميتة مشورتي ملي در مورد كودكان معلول (NACHC)

كميته مشورتي ملي در مورد كودكان معلول[6] (NACHC) در سال 1968 شكل گرفت تا يك تعريف قابل قبول در زمينه اختلالهاي يادگيري ارائه كند. اين كميته تحت سرپرستي كرك، تعريفي ارائه كرد كه در قانون عمومي 230-91 آئين‌نامه اختلالهاي يادگيري خاص در سال 1969 گنجانده شد. اين تعريف به شرح ذيل است:

«كودكان مبتلا به اختلالهاي يادگيري خاص در يك يا چند فرآيند اساسي روان‌شناختي از قبيل فهم يا كاربرد زبان گفتاري يا نوشتاری مشكل دارند، اين مشكلات ممكن است به صورت اختلال در گوش دادن، فكر كردن، صحبت كردن، خواندن، نوشتن، هجي كردن يا حساب بروز كند. اين تعريف شامل شرايطي از جمله نارساييهاي ادراكي، آسيب مغزي، بدعملکردی جزئي مغز[7]، نارساخواني، زبان پريشي تحولي[8] و غيره مي‌شود، اما آن دسته از مشكلات يادگيري را كه نتيجه نقصهاي بينايي، شنوايي، يا حركتي، عقب‌ماندگي ذهني، اختلالهاي هيجاني يا محروميتهاي محيطي است، شامل نمي‌شود» (لرنر، 1993).

اين تعريف به طور گسترده پذيرفته شد و در بسياري از ايالت ‌هاي امريكا مورد استفاده قرار گرفت. نتايج دو بررسي كه به وسيلة وزرات آموزش و پرورش امريكا در سالهاي 1974 و 1975 انجام شد، نشان داد كه 62 درصد از 50 ايالت امريكا تعريف مزبور را بكار بردند (مرسر[9]، فورگان[10]، و ولکلينگ[11]، 1976، مارفي[12]، 1976). پس از چندي انتقادهاي فزاينده نسبت به تعريف NACHC و ارائه قانون عمومي 142-94 موجب شد تا تلاشهاي زیادی برای اصلاح و بهبود تعريف مذكور صورت گیرد. مسئوليت اصلاح اين تعريف را وزارت آموزش و پرورش امريكا برعهده گرفت. در سال 1977 تعريف دقيق‌تري از اختلالهاي يادگيري در آئين‌نامه فدرال[13] بيان گرديد.

2) تعريف آئين‌نامه فدرال (1977):

وزارت آموزش و پرورش امريكا پس از تلاشهاي گسترده براي اصلاح تعريف كميته مشورت ملي (NACHC) آئين‌نامة فدرال 1977 را انتشار داد كه شامل مقررات وضع شده براي تعريف و مشخص كردن دانش‌آموزان داراي اختلالهاي يادگيري تحت قانون 142-94 بود. اين تعريف تقريباً مشابه با تعريف كميتة مشورتي ملي در مورد كودكان معلول می باشد (NACHC). وبه شرح زیراست:

«اختلال يادگيري ويژه به معني اختلال در يك يا چند فرآيند اساسي روان‌شناختي مانند درك يا كاربرد زبان گفتاري يا نوشتاري است كه ممكن است خود را به صورت توانايي ناقص در گوش دادن، فكر كردن، صحبت كردن، خواندن، نوشتن، هجي كردن يا انجام محاسبات رياضي نشان دهد. اين اصطلاح شامل اختلالهاي ادراكي، آسيب‌مغزي، بدعملکردی جزئي مغز، نارساخواني و زبان پريشی تحولي مي‌شود. اما كودكاني را كه مشكلات يادگيري آنان ناشي از نقصهاي بينايي، شنوايي، يا حركتي بوده يا براثر عقب‌ماندگي ذهني، اختلال هيجاني، يا محروميت‌هاي محيطي، فرهنگي يا اقتصادي ايجاد شده باشد، دربرنمي ‌گیرد (به نقل از هانت و مارشال[14]، 2002).»

اين تعريف به طور گسترده مورد پذيرش قرار گرفته و بسياري از ايالت‌ها (بيش از 50 ايالت) در امريكا، تعريف فدرال را در زمينه اختلالهاي يادگيري ويژه به عنوان تعريف ايالت خود بكار بردند. براساس این تعريف ، در صورتي يك دانش‌آموز مبتلا به اختلال يادگيري است كه اولاً تجارب و امكانات يادگيري متناسب با سن و توانايي‌اش ارائه شود، اما وي نتواند در يك يا چند زمينه از قبيل زبان گفتاري، درك مطلب شنيداري، زبان نوشتاري، مهارتهاي اساسي خواندن، درك مطلب، محاسبات يا استدلال‌هاي رياضي متناسب با سن و توانايي خود پيشرفت كند. ثانياً يك ناهمخواني شديد بين پيشرفت تحصيلي و هوشبهر كودك وجود داشته باشد (هانت و مارشال، 2002).

3) تعريف كميتة مشترك ملي از اختلالهاي يادگيري

نارضايتي نسبت به تعريف آئين‌نامة فدرال (1977) منجر به شكل‌گيري كميتة مشترك ملي درباره اختلالهاي يادگيري[15] (NJCLD) و ارائه يك تعريف گرديد. اين كميته مركب از نمايندگاني است از انجمن شنوايي، زبان، گفتار امريكا[16] (ASHA)، انجمن كودكان و بزرگسالان داراي اختلالهاي يادگيري[17] (ACLD) (در حال حاضر انجمن اختلالهاي يادگيري امريكا[18] (LADD)، شوراي اختلالهاي يادگيري[19] (CID)، بخش كودكان داراي اختلالهاي ارتباطي[20] (DCED)، انجمن بين‌المللي خواندن[21] (IRA) و انجمن نارساخواني ارتون (ODS) كه تعريف زير را به طور مشترك ارائه نموده‌اند:

«اختلالهاي يادگيري يك اصطلاح كلي است و به گروهي ناهمگن از اختلالها اطلاق مي‌شود كه به صورت مشكلات جدي در اكتساب و كاربرد گوش دادن، صحبت كردن، خواندن، نوشتن، استدلال كردن، يا توانايي‌هاي رياضي تظاهر مي‌كند. اين اختلالها نسبت به فرد دروني هستند و فرض بر اين است كه ناشي از اختلال كاركرد سيستم اعصاب مركزي است و ممكن است در تمام طول عمر رخ دهد.امکان دارد اختلالهاي يادگيري با مشكلات در رفتارهاي خود ـ گردانی[22]، ادراك اجتماعي و تعامل اجتماعي همراه باشد. اما هیچیک به تنهايي سبب اختلالهاي يادگيري نمي‌شوند. اگرچه اختلالهاي يادگيري ممكن است با ساير شرايط معلوليت (مثل آسيب‌ديدگي حسي[23]، عقب‌ماندگي ذهني، اختلالهاي هيجاني شديد) يا عوامل محيطي (مثل تفاوتهاي فرهنگي، آموزش نامناسب يا ناكافي)، همراه باشد، ولي نتيجه مستقيم آن وضعيت‌ها يا عوامل محيطي نيست (كميتة مشترك ملي، 1988، ص1؛   به نقل ازاسميت[24]، 1998).

ارائه دهندگان تعريف كميتة مشترك ملي معتقدند: تعريفي كه آنها ارائه داده‌اند نسبت به تعريف فدرال چند امتياز دارد: 1ـ اين تعريف منحصراً به كودكان محدود نمي‌شود؛ 2ـ اين تعريف از ذكر عبارت «فرآيندهاي روان‌شناختي اساسي» كه بسيار بحث‌انگيز بوده ، اجتناب كرده است؛ 3ـ هجي كردن را به اين دليل كه از نظر منطقي جزيي از نوشتن است دربر نگرفته است؛ 4ـ از ذكر شرايطي كه تعريف آن مشكل است (نظير نارسايي ادراكي، نارساخواني، بدعملکردی جزئي مغز) و سردرگمي زيادي به وجود آورده‌اند، خودداري كرده است و 5ـ اين تعريف به روشني بيان مي‌كند كه اختلالهاي يادگيري ممكن است با ساير شرايط معلوليت همراه باشد. وجه امتياز ديگري كه بين تعريف فدرال و تعريف كميته مشترك ملي وجود دارد اين است كه تعريف اخير، اختلالهاي يادگيري را معلول اختلال عملكرد سيستم اعصاب مركزي مي‌داند (هالاهان، 1985).

[1] – Learning disorder

[2] – Kirk

[3] – Minimal brain injoury

[4] – slow learner

[5] – perceptually handicapped

[6] – National Advisory Committee on Handicapped (NACHC)

[7] – Minimal brain dysfunction

[8] – Developmental Aphasia

[9] – Mercer

[10] – Forgone

[11] – Wolking

[12] – Murphy

[13] – Federal Register

[14] – Hunt & Marshall

[15] – National Joint Committee on Lerning Disabilities.

[16] – American speech, Language, Hearing Association (ASHA)

[17] – Association For Children and Adults with learning disability (ACLD)

[18] – Learning Disabilities Association of American (LDAA)

[19] – Council For Learning Disabilities (CLD)

[20] – Division of Children with Communication Disordres.

[21] – International Reading Association (IRA)

[22] – Self – Regulatory

[23] – Sensory impairment

[24] – Smith

دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی -فصل دوم: مروری بر پیشینه تحقیقات اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارسا خواني تحولي قسمت 8

این تکه ای از پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارسا خواني تحولي می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های کارشتاسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت اول لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  176 پایان نامه

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

قسمت چهارم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  214 پایان نامه

قسمت پنجم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  222 پایان نامه

دانلود پایان نامه رشته روانشناسی مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد همه گرایش ها : علوم تربیتی مشاوره

دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی – متغيرها و تعريف نظري و عملياتي آنها

4ـ متغيرها و تعريف نظري و عملياتي آنها

دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی – اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارسا خواني تحولي قسمت 8

الف ـ متغير مستقل: شيوه‌هاي درماني نوروسايكولوژي

در اين پژوهش، شيوه‌هاي درماني نوروسايكولوژي بر مبناي مدل تعادل خواندن بيكر براي درمان دانش‌آموزان نارساخوان نوع P/L بكار بسته شده است. شيوه درماني بكار بسته شده در اين پژوهش، تحريك خاص نيمكره‌ها[1] (HSS) از طريق كانال ديداري[2] (Hss-Vis) و كانال لامسه‌اي[3] (Hss-tac) مي‌باشد. تحريك خاص نيمكره‌ها به معناي تحريك نيمكره مغزي چپ كودكان نارساخوان نوع P و تحريك نيمكره مغزي راست كودكان نارساخوان نوع L از طريق كانال ديداري و لامسه‌اي مي‌باشد. (بيكر و رابرتسون، 2002).

ب ـ متغير وابسته: ميزان كارآمدي در خواندن (دقت، سرعت و درك خواندن)

به لحاظ عملياتي نمراتي كه دانش‌آموزان نارساخوان در آزمون تشخيصی اختلال خواندن كسب مي‌كنند، مبين ميزان كارآمدي آنها در خواندن است. به وسیله اين آزمون، سه خصوصيت عمدة باليني يعني اشتباهات خواندن (از قبيل حذف، افزودن، جابجايي، جايگزيني و وارونه‌خواني)، سرعت خواندن و درك مطلب دانش‌آموزان نارساخوان مورد سنجش قرارمی گیرد. در اين آزمون،‌ به ازاي هر نوع خطا يك نمره به آزمودني تعلق گرفته و مجموع نمرات وي در خطاها به عنوان خطاي كلي آزمودني منظورمی گردد.همچنین به ازاي پاسخ صحيح به هریک ازسؤالهاي درك مطلب نيز يك نمره به آزمودني داده می شود. بنابراين دامنة نمرات در درك مطلب 0 تا 6 مي‌باشد. در نهايت، ميزان مدتي كه آزمودني از شروع تا پايان متن خواندن (برحسب ثانيه) صرف مي‌كند، شاخص سرعت خواندن محسوب مي‌گردد. (نصفت و همکاران،  1380 ).

ج ـ متغيرهاي كنترل:

1) بهره‌هوشي در سطح طبيعي (105-95)

2) سن: 9 تا 11 سال

3) زبان مادري: فارسي

4) فقدان دو زبانگي

5) فقدان آسيب‌هاي شنوایی وبینایی ،  نداشتن اختلال بیش فعالی واختلال سلوک


خلاصه

در این فصل، گستره علمی مساله مورد بررسی قرار گرفته اند. مساله اصلی این پژوهش، بررسی اثرات درمان نوروسایکولوژی در کارآمدی خواندن دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی تحولی نوع p/lمی باشد. هدف از انجام این پژوهش در ایران، اثربخشی شیوه های نوروسایکولوژی بیکر در درمان دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی تحولی با توجه به اهمیت نقش زبان مادری آنها ( فارسی ) است. درصورت تحقق اهداف فوق، می توان نتایج آن را به صورت کاربردی در درمان دانش آموزان نارساخوان ( نوع p/l ) به کار بست.

سپس سوالها و فرضیه های پژوهش، متغیرها و تعریف نظری و عملیاتی آنها مورد بررسی قرار گرفت.

در فصل بعد، پیشینه تحقیقات در دو بخش کلی تحت عنوان مبانی نظری و یافته های پژوهشی مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

 

 

 

[1] – Hemisphere Specific Stimulation (HSS)

[2] – visual channel

[3] – tactile channel

 

این تکه ای از پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارسا خواني تحولي می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های کارشتاسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت اول لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  176 پایان نامه

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

قسمت چهارم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  214 پایان نامه

قسمت پنجم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  222 پایان نامه

دانلود پایان نامه رشته روانشناسی مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد همه گرایش ها : علوم تربیتی مشاوره

دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی – اهداف، سؤالها و فرضيه‌هاي پژوهش : اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارسا خواني تحولي قسمت 6

3ـ اهداف، سؤالها و فرضيه‌هاي پژوهش

الف ـ اهداف پژوهش

اهداف این پژوهش در ايران به شرح ذيل است:

1ـنخستین هدف بررسی اثربخشي شيوه‌هاي نوروسايكولوژي بيكر در درمان دانش‌آموزان ايراني مبتلا به نارساخواني با توجه به اهميت نقش زبان مادري آنها (فارسي)است.

2ـ هدف دوم اين است كه نتايج حاصله در ايران با نتايج تحقيقات كشورهاي ديگر در زمينة درمان نوروسايكولوژي نارساخواني برمبناي مدل تعادل بيكر مقايسه گردد.

3ـ سومين هدف اين است كه در صورتي كه يافته‌هاي پژوهش حاضر، تغييراتي را در مدل تعادل بيكر برحسب فرهنگ خاص كودكان نارساخوان ايراني با توجه به نقش زبان فارسي نشان دهد، مي‌توان تغييرات حاصله را به عنوان مدل درمان جديدي كه با ويژگي‌هاي دانش‌آموزان نارساخوان ايراني منطبق است، ارائه داد.

در صورت تحقق اهداف فوق ، مي‌توان از نتايج اين پژوهش در درمان دانش‌آموزان مذكور سود جست. و اين شيوه‌هاي درماني را مي‌توان به متخصصان پزشكي، روان‌پزشكي، روان‌شناسي و مربيان مراكز اختلالهاي يادگيري معرفي نمود.

ب ـ سؤالهاي پژوهش

هدف پژوهش حاضر پاسخ به سؤالهاي زير است:

1ـ آيا شيوه‌هاي درماني نوروسايكولوژي، ميزان كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارساخواني( نوعl/p) را افزايش مي‌دهد؟

الف ـ آيا شيوه‌هاي درماني نوروسايكولوژي، ميزان دقت خواندن دانش‌آموزان نارساخوان نوع L را افزايش مي‌دهد؟

ب ـ آيا شيوه‌هاي درماني نوروسايكولوژي، ميزان درك خواندن دانش‌آموزان نارساخوان نوعL/ P را افزايش مي‌دهد؟

ج ـ آيا شيوه‌هاي درماني نوروسايكولوژي، ميزان سرعت خواندن دانش‌آموزان نارساخوان نوع P را افزايش مي‌دهد؟

د ـ آيا اثرات شيوه‌هاي درماني نوروسايكولوژي در دانش‌آموزان نارساخوان (نوعP/L) پس از گذشت 4 ماه از درمان پايدار مي‌ماند.

ج ـ فرضيه‌هاي پژوهش

فرضيه‌هاي مورد بررسي در اين پژوهش عبارتند از:

1ـ شيوه‌هاي درماني نوروسايكولوژي، ميزان كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارساخواني(نوعl/p) را افزايش مي‌دهد.

الف ـ شيوه‌هاي درماني نوروسايكولوژي، ميزان دقت خواندن دانش‌آموزان نارساخوان نوع L را افزايش مي‌دهد.

ب ـ شيوه‌هاي درماني نوروسايكولوژي، ميزان درك خواندن دانش‌آموزان نارساخوان نوعL /P را افزايش مي‌دهد.

ج ـ شيوه‌هاي درماني نوروسايكولوژي، ميزان سرعت خواندن دانش‌آموزان نارساخوان نوع P را افزايش مي‌دهد.

د ـ اثرات شيوه‌هاي درماني نوروسايكولوژي در دانش‌آموزان نارساخوان (نوع P/L) پس از گذشت 4 ماه از درمان پايدار مي‌ماند.

 

این تکه ای از پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارسا خواني تحولي می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های کارشتاسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت اول لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  176 پایان نامه

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

قسمت چهارم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  214 پایان نامه

قسمت پنجم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  222 پایان نامه

دانلود پایان نامه رشته روانشناسی مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد همه گرایش ها : علوم تربیتی مشاوره

دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی – اهميت و ضرورت مسأله :اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارسا خواني تحولي قسمت 5

2ـ اهميت و ضرورت مسأله

نارساخواني از شايع‌ترين اختلالهاي يادگيري در بين دانش‌آموزان سنين دبستان به شمار مي‌رود كه 80 درصد كودكان مبتلا به اختلال يادگيري داراي نارساخواني مي‌باشند (لي‌يون[1]، 1995؛ كرك[2] و همكاران، 1975). همچنين به اعتقاد پاره‌اي از مؤلفان از جمله كارنين، سيلبرت[3] و همكاران (1990) نارساخواني علت اصلي شكست دانش‌آموزان در مدارس مي‌باشد. تجربيات خواندن به طور قوي، احساس كفايت و شايستگي، خودپنداره وعزت‌نفس دانش‌آموزان را تحت تأثير قرار مي‌دهد. علاوه بر آن، شكست خواندن مي‌تواند منجر به اختلال رفتاري، اضطراب و فقدان انگيزش گردد. در مطالعة وانگر[4] و همكاران (1996) به اين موضوع اشاره شده كه تقريباًنیمی از اين كودكان به خاطر عملكردهاي تحصیلی ضعيف از مدرسه اخراج مي‌شوند. دنياي امروز، يك دنياي ماشيني با فن‌آوري بالاست و نياز به افرادي دارد كه در سطوح بالاي آموزش قرار داشته باشند. توانايي خواندن يك ابزار كليدي براي بازآموزي در حوزه شغلي و همين طور براي حفظ شغل است. به هر حال، خواندن، مشكل تحصيلي عمده‌اي براي دانش‌آموزان ناتوان در يادگيري است. ناتواني خواندن پيامدهاي بسيار جدي در مورد پيشرفت تحصيلي، استخدام و موفقيت در زندگي دارد (لرنر، 1997).

بنابراين، فرآيند خواندن در آغاز مدرسه از اهميت و حساسيت فوق‌العاده‌اي برخوردار است. از آنجايي كه توانايي و مهارت كودكان در خواندن، تأثير قابل توجهي در سازگاري فردي ـ اجتماعي و سلامت رواني آنها دارد، لازم است توجه خاصي در امر تشخيص و درمان كودكان نارساخوان گردد.

علاوه بر آن، نارساخواني، فرآيند يادگيري كودكان را در يك يا چند زمينة مانند خواندن، نوشتن و هجي كردن تحت تأثير قرار مي‌دهد. لذا، با توجه به مشكلات دانش‌آموزان نارساخوان در سطح خواندن، نوشتن و هجي كردن، ضرورت بكار بستن روشهاي بازپروري در درمان  آنان مطرح مي‌گردد. از ميان روشهاي بازپروري نارساخواني، اثربخشي شيوه‌هاي نوروسايكولوژي در درمان نارساخواني در تحقيقات متعددي نشان داده شده است. لذا، ضرورت انجام اين پژوهش بيش از پيش آشكار مي‌گردد.

بنابراين، پژوهش حاضر مي‌تواند از لحاظ كاربردي در دو زمينه حائز اهميت باشد. اولاً چنانكه يافته‌هاي حاصل از اين پژوهش، اثربخشي شيوه‌هاي نوروسايكولوژي را در درمان كودكان نارساخوان نشان دهد، مي‌توان نتايج آن را به صورت كاربردي در درمان كودكان نارساخوان به كار بست. افزون بر آن، مربيان، پزشكان، روان‌پزشكان و روان‌شناسان مي‌توانند با استفاده از اين روشها در جهت بهبود عملكرد خواندن دانش‌آموزان نارساخوان بكوشند.

ثانياً، از آنجائيكه مطالعات انجام شده در ايران نشان مي‌دهد كه تاكنون هيچ‌گونه پژوهشي در زمينة بررسي اثربخشي شيوه‌هاي نوروسايكولوژي در درمان دانش‌آموزان نارساخوان بر مبناي مدل تعادل بيكر انجام نشده است. لذا پژوهش حاضر ممكن است هم از لحاظ نظری وهم كاربردي بتواند راهگشاي تحقيقات آتي در اين زمينه باشد و شمه‌اي از ادبيات تحقيق موردنياز در اين خصوص را فراهم سازد.

[1] – Lyon

[2] – Kirk

[3] – Carnin & cilbert

4- Vanger

 

این تکه ای از پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارسا خواني تحولي می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های کارشتاسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت اول لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  176 پایان نامه

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

قسمت چهارم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  214 پایان نامه

قسمت پنجم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  222 پایان نامه

دانلود پایان نامه رشته روانشناسی مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد همه گرایش ها : علوم تربیتی مشاوره

دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی -بیان مساله پایان نامه اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارسا خواني تحولي قسمت 4

این تکه ای از پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارسا خواني تحولي می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

1ـ بيان مسأله

نارساخوانی[1]براساس تعریف انجمن نارساخوانی انگلستان، تركيبي از تواناييها و مشكلات است كه فرآيند يادگيري را در يك يا چند زمينه از جمله خواندن، نوشتن و هجي كردن تحت تأثير قرار مي‌دهد. اين اختلال ممكن است با مشكلاتي در زمينه‌هاي سرعت پردازش، حافظه كوتاه مدت، توالي، ادراك ديداري/ شنيداري، زبان گفتاري و مهارتهاي حركتي نيز همراه باشد (به نقل از ريد[2]، 2003).

به اعتقادفارمروکلین[3](1995) نارساخواني تحولي[4] نوعي اختلال خاص خواندن است كه كودكان مبتلا عليرغم داشتن هوشبهر طبيعي و آموزش مناسب و فقدان نارسايي حسي آشكار در زمينه خواندن دچار مشكل هستند (به نقل از لارسو[5] و همكاران، 2004).

بنابراين، مي‌توان نارساخواني را به عنوان مشكل پايدار يادگيري خواندن و خودكار شدن آن در كودكاني دانست كه دچار عقب‌ماندگي شديد يا نارسايي حسي نيستند ولي توانايي خواندن در آنها به طور معناداري پايين‌تر از حد توانايي آنها در زمينه‌هاي ديگر است (دُبره ـ ريتزن[6] و همكاران، 1979)

شايع‌ترين اشتباههاي كودكان نارساخوان شامل اشتباههاي ديداري بين حروفي كه از لحاظ شكلي نزديك به يكديگرند (مانند ج،چ)، اشتباههاي شنيداري بخصوص بين صوتهاي مجاور (مانند ب،پ) و ناتواني در برقراري رابطه بين حروف و صداها، حذف حروف صامت (مانند مرسه به جاي مدرسه)، حذف برخي از هجاها، معكوس كردن و جابجا كردن حروف و هجاها در يك كلمه و افزودن حروف صامت مي‌باشد (دادستان، 1379).

علاوه بر آن، مؤلفانی همچون اولسن[7] و همكاران؛ 1994؛ استانوويچ[8]، 1986، مشكلات كودكان نارساخوان در فهم معناي متن را به طور عمده ناشي از ناتواني در خواندن كلمه‌هاي مجزا و مشكلات از رمز درآوري اين كلمه‌ها دانسته‌اند (به نقل از ماش[9] و باركلي[10]، 1996).

نارساخواني از ديدگاه نوروسايكولوژي ناشي از اختلال در ساختار و كنش نيمكره‌هاي مغزي مي‌باشد. نوروسايكولوژي علمي است كه به بررسي رابطه علوم روان‌شناسي و عصب‌شناختي مي‌پردازد. اين حوزه، رشد و يكپارچگي سيستم اعصاب مركزي و ارتباط بين كنش مغز و رفتار انسان را مورد مطالعه قرار مي‌دهد (فنيل[11]، 1995). اين رويكرد، نارساخواني را ناشي از وجود نارسايي در يكي از نيمكره‌هاي مغزي چپ و راست و يا هر دو نيمكره مغزي مي‌داند.

برمبناي مدل تعادل خواندن[12] بيكر[13] (2002، 1990) نارساخواني ناشي از وجود نارسايي در نيمكره مغزي چپ يا نيمكره مغزي راست مي‌باشد. اين مدل برمبناي ديدگاه نوروسايكولوژي ايجاد شده است كه به تبيين انواع نارساخواني و تحول خواندن مي‌پردازد. طبق اين مدل، خواندن عمدتاً در مراحل مقدماتي توسط نيمكره راست و در مراحل پيشرفته توسط نيمكره چپ صورت مي‌گيرد. نيمكره راست با توجه به کارکردش در تفكر فضايي در ابتدا وظيفه استخراج جنبه‌هاي ديداري ـ فضايي كلمة نوشته شده را به عهده دارد. در شروع خواندن، مغز بايد كلمة نوشته شده را از نظر شكل فضايي آن تجزيه و تحليل كند و سپس اين شكل فضايي با صدا و معناي آن بايستي درك شود.

به مرور زمان با كسب مهارت در خواندن و خودكار شدن خواندن، از اهميت مرحلة اول كاسته مي‌شود و مرحله معنايي اهميت بيشتري پيدا مي‌كند و در مراحل پيشرفته، خواننده بيشتر از نيمكره چپ خود استفاده مي‌كند. اهميت اين انتقال از نيمكره راست به نيمكره چپ مغز در تحقيقات متعدد كه توسط بيكر و همكارانش صورت گرفته، نشان داده شده و مورد تأييد قرار گرفته است (درير[14] و همكاران، 1999). بنابراين، تحول خواندن متضمن انتقال كار از نيمكره راست به نيمكره چپ مغز مي‌باشد. در حاليكه در برخي از كودكان اين انتقال صورت نمي‌گيرد و به نظر مي‌رسد كه عدم انجام اين انتقال بيشتر مربوط به خودكار نشدن خواندن باشد. احتمالاً در اينجا اختلال ساختاري يا كنشی در يكي از دو نيمكره مغزي چپ يا راست وجود دارد. در اين شرايط كودك نارساخوان هر بار سعي مي‌كند رابطة بين شكل حروف نوشته شده و صدا و مفهوم آن را پيدا كند و از آنجايي كه اين ارتباط خودكار نشده است، خواندن كند و به صورت منقطع انجام مي‌شود. كودك دچار خطاهاي چندپارگی[15] (از قبيل كند خواندن، ايجاد وقفه و درنگ روي كلمات و تكرار آن و.‌..) مي‌شود كه سرعت و سيالي خواندن را تحت تأثير قرار مي‌دهد. بيكر اين نوع اختلال خواندن را نوع p (ادراكي[16]) ناميده است (بيكر و رابرتسون[17]، 2002).

نوع ديگر اختلال وقتي است كه انتقال به نيمكره چپ زودتر از موعد انجام شده است و يا اصولاً از ابتدا در خواندن كلمات، نيمكرة چپ نقش اساسي بازي كرده است. در نتيجه اين نوع اختلال، روال طبيعي بازشناسي شكل كلمه و سپس تبديل آن به صوت و معني طي نمي‌شود. در نتيجه كودكان نارساخوان دچار خطاهاي اساسي[18] (از قبيل خطاهاي مربوط به حذف‌ها[19]، وارونه سازی ها[20] و جابجايي[21] حروف و هجاها در يك كلمه) مي‌شوند. بيكر اين نوع اختلال خواندن را نوع L (زبانشناختي[22]) مي‌نامد (بيكرورابرتسون، 2002).

بيكر برمبناي ديدگاه نوروسايكولوژي به  طبقه‌بندي و درمان كودكان نارساخوان نوع P/L پرداخته است. به اعتقاد بيكر، مغز اين قابليت را داردکه از راه تحريكهای عصب شناختی تغيير يابد. يعني برطبق مدل تعادل بيكر با تحريك نيمكره مغزي چپ مي‌توان به درمان كودكان نارساخوان نوع P پرداخت و با تحريك نيمكره مغزي راست به درمان كودكان نارساخوان نوع L پرداخت. زيرا كودكان نارساخوان نوع P داراي نارسايي در نيمكره چپ وكودكان نارساخوان نوع L داراي نارسايي در نيمكره راست مي‌باشند. بنابراين، براي درمان كودكان نارساخوان نوع P/L، تحريك يكي از دو نيمكره مغزي راست یا چپ مناسب است (بيكر و رابرتسون، 2002).

در تحقيقات فزاينده‌اي اثربخشي شيوه‌هاي نوروسايكولوژي در درمان انواع كودكان نارساخوان برطبق مدل تعادل بيكر نشان داده شده است. پاره‌اي از محققان از جمله بيكر، بوما و گاردين[23]، 1990؛ بيكر و ليچ[24]، 1986؛ بيكر و مورلند[25]، 1981؛ بيكر و وينك[26]، 1985؛ اسپاير[27]، دجانگ[28]، و بيكر، 1987؛ گريس[29]، 1990؛ كپر[30]، 1987، 1988، 1993، 1994؛ كپروباس[31]، 1991، كپروهمبرگر[32]، 1994 راسو[33]، 1993؛ وان استرين[34] و همكاران، 1995؛ رابرتسون، 2000؛ بيكرورابرتسون، 2002؛ بيكر، 2004؛ گلدستين و آبرزات، 2001؛ درير و همكاران، 1999 در تحقيقات خود، اثربخشي شيوه‌هاي درماني نوروسايكولوژي را در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان نارساخوان نوع P/L نشان داده‌اند. يعني اين محققان با تحريك يكي از دو نيمكره مغزي چپ و راست با توجه به نوع اختلال خواندن موفق به درمان كودكان نارساخوان شده‌اند.

همچنين تحقيقات آزمايشي و باليني بسیاری برروی كودكان نارساخوان سایر کشورها بازبانهاي مختلف از جمله انگليسی (رابرتسون، 2000، بادين[35]، 1996؛ كپرودكر[36]، 1995؛ گلدستين و آبرزات[37]، 2001)، ايتاليايي (لارسوو همكاران، 2004)، فنلاندي (نيوونن[38] و همكاران، 1992) و هلندي (كپر، 1997؛ بيكر و همكاران، 1996) صورت گرفته است. اين محققان از تحريك يكي از دو نيمكره مغزي چپ و راست به درمان كودكان نارساخوان نوع P/L با درنظر گرفتن زبان مادري آنها پرداخته‌اند (به نقل از بيكر و رابرتسون، 2002).

به طور كلي، نتايج پژوهشهای گوناگون در بسياري از كشورهاي غربي (از جمله انگليس، امريكا، ايتاليا و هلند و.‌..) اثربخشي شيوه‌هاي نوروسايكولوژي را در درمان دانش‌آموزان نارساخوان نوع P/L (با درنظر گرفتن زبان مادري آنها) برطبق مدل تعادل خواندن بيكر نشان داده‌اند. اما بررسي‌هاي انجام شده در كشورهاي آسيايي حاكي از آن است كه تاكنون هيچ‌گونه پژوهشي در زمينة بررسي اثربخشي شيوه‌هاي نوروسايكولوژي در درمان انواع كودكان نارساخوان براساس مدل تعادل خواندن بيكر صورت نگرفته است.

بنابراين در راستاي اهداف فوق، پژوهش حاضر درصدد است اثر شيوه‌هاي درماني نوروسايكولوژي بيكر را در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان نارساخوان (نوع P/L) ايراني داراي زبان مادري فارسي مورد بررسي قرار دهد. لذا، مسأله اصلي اين پژوهش پاسخ به اين سؤال كلي است كه آيا كاربرد شيوه‌هاي درماني نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان نارساخوان ايراني مؤثر است؟

[1]– Dyslexia

[2] – Reid

[3] – farmer & kiein

4 – Developmental Dyslexia

5 – Lorusso.

6 -Debray-Ritzen

[7] – olson,.

[8] – Stanovich

[9] – Mash

[10] – Barkley

[11] – Fennell

[12] – Balance Model of Reading

[13] – Bakker

[14] – Dryer

[15] – Fragmentation error

[16] – Perceptual

3 – Robertson

4- substantive error

[19] – omissions

[20] – Reversals

[21] – substitutions

[22] – linguistic

[23] – Boma and Gardien

[24] – Licht

[25] – Moerland

[26] – Vink

[27] – Spyer

[28] – De Jong

[29] – Grace

[30] – Kapper

[31] – Bos

[32] – Hamburger

[33] – Russo

[34] – Van strien

[35] – Bodien

[36] – Dekker

[37] – Goldstein & Obrzut

[38] – Neuvonen

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های کارشتاسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت اول لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  176 پایان نامه

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

قسمت چهارم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  214 پایان نامه

قسمت پنجم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  222 پایان نامه

دانلود پایان نامه رشته روانشناسی مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد همه گرایش ها : علوم تربیتی مشاوره

دانلود رایگان پایان نامه روانشناسی -مقدمه پایان نامه اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارسا خواني تحولي قسمت 3

 

مقدمه

در قرن حاضر، نارساخوانی یکی از مباحث چالش برانگیز آموزش و پرورش ویژه به شمار می رود. به اعتقاد پاره ای از متخصصان اختلالهای یادگیری حدود 80 درصد دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری، در خواندن مشکل دارند ( به نقل از لرنر، 1997 ). ضعف در خواندن معمولاً منجر به مشکلات دیگری می شود. این گونه کودکان فرصت های استخدامی را از دست می دهند. بسیاری از کودکان به خاطر عملکرد تحصیلی ضعیف و شکست های مکرر از مدرسه اخراج می شوند.

فن آوری پیشرفته و اتوماتیک شدن کارها در جهان امروز ایجاب می کند که افراد تحصیلات بالایی داشته باشند. مشاغل قدیمی به سرعت منسوخ می شود و فرایند بازآموزی به صورت ضرورتی اجتناب ناپذیر درمی آید. و پیش بینی می شود کارمندان در هر شغلی به دفعات مجبور شوند به بازآموزی در حرفه خود بپردازند تا آمادگی های لازم را برای مشاغل جدید کسب کنند. توانایی خواندن به صورتی کارآمد، ابزاری مهم در بازآموزی و حفظ شغل است. به هر حال، خواندن مشکل تحصیلی عمده ای برای دانش آموزان ناتوان در یادگیری است. ناتوانی خواندن پیامدهای بسیار جدی در مورد پیشرفت تحصیلی، استخدام و موفقیت در زندگی دارد ( لرنر، 1997 ).[1] کودکان مبتلا به نارساخوانی در هنگام خواندن مرتکب اشتباهات متعددی می شوند. این اشتباهات با حذف، افزودن یا وارونه نمودن کلمات مشخص می شود. این کودکان در تفکیک بین حروف از نظر شکل و اندازه دچار مشکل هستند، به خصوص حروفی که فقط از نظر جهت یابی و طول خطوط با هم تفاوت دارند. سرعت خواندن آنها پایین و غالباً با حداقل درک همراه است. اکثر کودکان نارساخوان توانایی رونویسی از متن چاپی را دارند، اما تقریباً آنها درهجی کردن ضعیف هستند. این کودکان ممکن است از وسط یا آخر کلمه شروع به خواندن نمایند. نارسایی در به خاطر آوردن و عدم استمرار فراخوانی موجب
می شود که فرد اسم و صدای حروف را بخوبی به خاطر نیاورد و از آن پرهیز می کنند. اضطراب آنها در مقابل تقاضاهایی که زبان نوشتاری را ایجاب می کند، افزایش می یابد، اکثر کودکان مبتلا به نارساخوانی که آموزشهای کمکی دریافت نمی کنند ممکن از شکست مستمر و یاس ناشی از آن دچار احساس شرم و تحقیر شوند. با گذشت زمان این احساسها عمیق تر می گردند. کودکان بزرگتر ممکن است احساس خشم یا افسردگی پیدا کنند و احترام به نفس پایین نشان دهند. ( کاپلان ـ سادوک، 2003 ، ترجمه رفیعی ورضاعی ).

لذا، متخصصان با توجه به مشکلات عمده دانش آموزان نارساخوان در سطح خواندن، نوشتن و هجی کردن، از دیدگاههای مختلف به تبیین نارساخوانی پرداخته اند. در پژوهش حاضر، نارساخوانی از دیدگاه نوروسایکولوژی تبیین شده است. نوروسایکولوژی به عنوان شاخه ای از تحقیقات مغز در بیست سال اخیر به مثابه یک گرایش تخصصی در روان شناسی به شمار می آید. نوروسایکولوژی به تبیین رابطه بین مغز و رفتار می پردازد. و می خواهد به چگونگی کنش مغز پی ببرد، به طور مثال چه مکانیزمهایی در تفکر، یادگیری و احساس اهمیت دارند و چگونه راه اندازی می شود و چه تاثیری بر رفتار انسان دارند. نوروسایکولوژی از روشهای همچون تخریب، تحریک و ثبت استفاده می کند. روشهای نوروسایکولوژی تجربی بر ارائه محرک مبتنی هستند. در این زمینه از روشهای ارائه محرک به نیمی از میدان دید، یکی از دو گوش و تحریک لمس جانبی استفاده می کنند. در تمام این موارد هنگامی که تحریک ارائه می شود، پاسخ پس از تحلیل شناختی به صورت جانبی ظاهر می شود. در این پژوهش نیز برای درمان نارساخوانی از روش تحریک استفاده شده است.

به اعتقاد پاره ای از مولفان نوروسایکولوژی، نارساخوانی ناشی از نارسایی در یکی از نیمکره های مغزی چپ و راست و یا هر دو نیمکره مغزی است. بر مبنای مدل تعادل خواندن بیکر ( 2002 ) نارساخوانی ناشی از وجود نارسایی در نیمکره مغزی چپ یا نیمکره مغزی راست می باشد. این مدل بر مبنای دیدگاه نوروسایکولوژی ایجاد شده است که به طبقه بندی دانش آموزان نارساخوان ( نوعp/l ) و درمان آنان می پردازد.

به اعتقاد بیکر ( 2002 ) مغز این آمادگی را دارد که از راه تحریکهای عصب شناختی تغییر یابد. یعنی می توان با تحریک نیمکره چپ، عملکرد خواندن کودکان نارسا خوان نوعp را بهبود بخشید و با تحریک نیمکره راست می توان عملکرد خواندن کودکان نارساخوان نوعl را بهبود بخشید. بر مبنای مدل تعادل خواندن بیکر، کودکان نارساخوان نوعp هنگام یادگیری خواندن از مزایای نیمکره چپ و کودکان نارساخوان نوعl از کنش نیمکره راست بهره کمی برده اند. بنابراین، تحریک یکی از نیمکره های مغزی با توجه به نوع نارساخوانی مناسب به نظر می رسد.

درراستای اهداف فوق، دراین پژوهش نیز نیز برای درمان دانش آموزان نارساخوان نوعp/l از شیوه های درمانی تحریک خاص نیمکره ها (Hss ) از طریق کانال دیداری و لامسه ای استفاده شده است. لذا در این پژوهش، اثربخشی شیوه های درمانی نوروسایکولوژی در کارآمدی خواندن دانش آموزان مبتلا به نارساخوانی تحولی مورد بررسی قرار می گیرد.

[1] – Lerner

این تکه ای از پایان نامه کارشناسی ارشد رشته روانشناسی و علوم تربیتی با عنوان اثرات درمان نوروسايكولوژي در كارآمدي خواندن دانش‌آموزان مبتلا به نارسا خواني تحولي می باشد برای دیدن بقیه قسمت ها می توانید از قسمت بالای سایت کلمه کلیدی مورد نظر را سرچ کنید

سایت ما حاوی تعداد زیادی پایان نامه رایگان در رشته روانشناسی و علوم تربیتی و مشاوره می باشد می توانید از قسمت دسته بندی که در بالای سایت قرار دارد بقیه پایان نامه ها را هم ببینید و از متن کامل آنها استفاده نمایید

برای دانلود متن کامل پایان نامه های کارشتاسی ارشد روانشناسی و علوم تربیتی  می توانید لینک های زیر را هم ببینید :

قسمت اول لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  176 پایان نامه

قسمت دوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  163 پایان نامه

قسمت سوم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  208 پایان نامه

قسمت چهارم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  214 پایان نامه

قسمت پنجم لیست پایان نامه های دانلودی رشته روانشناسی و علوم تربیتی  222 پایان نامه

دانلود پایان نامه رشته روانشناسی مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد همه گرایش ها : علوم تربیتی مشاوره