۸ – در پیگیری امور تلاش کنین سرمایه گذاران و سرمایه داران بالقوه رو پیدا کنین و قبول کنین که با تموم بازاریابی و تبلیغات شما، اونا به دلایل جور واجور ممکنه شما رو سربدوانند. پس همیشه با اونا در تماس باشین، جواب پایانی رو هر چی زودتر از اونا بگیرین و همیشه آلترناتیوها و جانشینایی واسه خود دست و پا کنین.

۹ – با پول بقیه، طوری رفتار کنین که گویی مال شماس! سرمایه گذاریای غلط نکنین و تا می تونین سرمایه گذاری که همراه و کنار شما نیس به مجموعه تون اضافه نکنین..

۱۰ – هر زمان که حس کردین، راه اشتباهه و در حال ضرر کردن هستین، به بهترین راه ممکن جلوی ضرر رو بگیرین و بر اشتباهات و راه اشتباه تون اصرار نکنین.

۱۱ – هنگام اداره کردن یه کار و کاسبی از این اصل ساده پیروی کنین: مطمئن شید که بیشتر از آن چه خرج می کنین، پول در میارید. و بدونین از اونجا که در خیلی از کار و کاسبیای جدید، درآمد و منابع اون، قابل قبل بینی نیس، مهم مدل کسب و کاره که به شما امکان میده تا هزینه ها رو کنترل کنین.

۱۲ – وقتی که یه مدل موفق کار و کاسبی ساخته شد و جا افتاد، حالا وقت اینه که نام تجاری خود رو در جامعه بسازین. از اول به فکر برندینگ نباشین، وقتی که حس کردین می تونین در این مدل و با این بیزینس، کار کنین و پول در بیارین، به طرف برندسازی و تبلیغات زیاد حرکت کنین.

۱۳ – یکی از چالشای کار و کاسبیای جدید، رقابت با شرکتای بزرگ و قدیمی در جذب نیروهای انسانی و استعدادهاه. اما این رقابت هم راه حل داره. شما باید درک کنین که به چه دلیل باید آدما به طرف شما واسه کار کردن بیان؟ روشای جذب و استخدام رو تغییر بدین. جذابیت خود رو بیشتر از بقیه کنین و بدونین که که خیلی از افراد، بیشتر از پول، خواهان چیزای دیگری مثل توجه و تشکر هستن!

۱۴ – همراه با ایجاد جذابیت واسه استخدام بهترینها، تلاش کنین به غرایز خود اعتماد کنین و اونایی رو که دوست ندارین، جذب نکنین! و از این مشکل که گریبانگیر شرکتای بزرگه و خیلی از کارمندان بدون این که دوست داشته باشن، کنار هم کار می کنن، بر حذر باشین. تلاش کنین محیطی صمیمی واسه خودتون و همکارانتون جفت و جور کنین تا بهره وری بالا بره.

۱۵ – روی نام و برند شخصی خودتون هم کار کنین. خیلی از افراد و مشتریان شما، بیشتر از آن که دوست داشته باشن با یه برند و یه اسم شرکت، کار کنن؛ تمایل دارن با مالک یه کار و کاسبی جدید که خودش برنده و شخصیتی خاص داره، کار کنن! یا خودتون یا چهره ای رو در کار و کاسبی خودتون، برجسته کنین و اونو مطرح کنین.

۱۶ – هیچ وقت، جواب ((نه)) رو جدی نگیرید. کارآفرین باید سرسخت باشه و جواب نه رو قبول نکنه و بازم به مسائل و مشکلاتی که قراره از سر راه ورداشته شه فکر کنه. سرسخت بودن و نبود توجه به نهای مشتریان و شرایط و محیط، موضوع مهمیه که نباید از آن غافل شید. به قول ((هوبرمن)) اونقدر سرسخت باشین که حس کنین مشغول کوبیدن سر خود به یه دیوار آجری هستین! اما بدونین که بعد از چند بار کوبیدن سر خود به دیوار، میفهمید که الان سرسختی شما برابر کوبیدن سرتون به دیوار آجریه! و اون موقعه که باید ادامه نداد!

۱۷ – از دیگر چالشای کارآفرینی، بحرانها و مشکلات بوده و موضوع مهمِ هدایت کشتی کار و کاسبی در آبای طوفانیه. در این مورد هم نباید هول کنین. درباره وضعیت قبل اومده با خودتون و سرمایه گذاران و شرکایتان رو راست باشین. نذارین پول شرکت به ته بکشه و واسه سربرآوردن از خاکستر بعد از بحران، خونسرد و خودمون دار باشین و طبق یه روش هدف دار و برنامه ریزی دقیق و حساب شده و واحد، دست به اقدام بزنین.

۱۸ – واسه گسترش کار و کاسبی تون، عجله نکنین حتی اگه فشار زیادی واسه این کار باشه. کار خود رو تا وقتی که شرکت از عهده اون بر نمیاد، پیشرفت ندین. اول مدلهای درآمدی و کار و کاسبی و بازاریابی و هزینه ها رو بررسی کنین بعد دست به گسترشای آزمایشی بزنین و کم کم خود و کار و کاسبی تون رو پیشرفت بدین.

۱۹ – واسه انجام کارا باید تجربه به دست بیارین و به دنبال کارای نو بگردین، باید امتحان کنین و تدبیر به خرج بدین و به شکل هدف دار به هر وضعیتی حمله کنین. تدبیر چه در راه اندازی کار، چه پیشرفت کار، چه افول اون مهمه. از تدبیر در هیچ لحظه ای غافل نشید.

۲۰ – دوست داشتن کاری که انجام می دین خیلی مهمه. یه کارآفرین و یه ایجاد کننده کار و کاسبی جدید، حتما باید کارش رو دوست داشته باشه باید هنگام برخاستن از خواب، هیجان زده باشه، همیشه ایده های جدید واسه پیشرفت و تغییر کار و کاسبی خود بده و از کارش لذت ببره، اگه این حس رو ندارین، شما نمی تونین کارآفرین خوبی باشین!

نوشته فوق با به کار گیری کتاب ((راه انداختن یه کار و کاسبی جدید))، به قلم جمعی از کارآفرینان بزرگ جهان، ترجمه: مجید نوریان، انتشارت مبلغان، به رشته تحریر در اومده. این کتاب حرفهایی نگفته از (۱۴ نفر از) رهبران و مدیران موفق شرکتای بزرگ دنیاس که در ۸۰ صفحه به شکل خلاصه، مجموعه درسایی تجربه شده واسه کارآفرینی و راه اندازی یه کار و کاسبی جدید رو فراروی ما قرار میده.

سال ۱۳۹۵ با تموم بیما و امیدهایش و همه خوبی و بدی هاش پایان پیدا کرده. سالی که در آمارها، از دید رشد اقتصادی، شرایط خوبی وجود داشته، اما کسب و کارا و صنایع، شرایط خوبی تجربه نکردن. رکود، بیکاری، نبود گردش مالی مناسب، برگشت خوردن میلیونا فقره چک و نبود رابطه جدی میان اقتصاد ایران و کشورهای پیشرفته و در آخر نبود رضایت اقتصادی بیشتر آدما، از شاخصهای اقتصادی سال ۱۳۹۵ه.

من در این مقال به دنبال بررسی و چیستی و چرایی این وقایع نیستم؛ بلکه نگاه من اینجاس که در همین سال ۱۳۹۵، بسیاری کسب و کارا و استارت آپای جدید راه اندازی شدن، خیلی از کسب و کارا و اصناف تونسته ان موفق باشن و خیلی از مراکز تولیدی و خدماتی به گردش مالی و سود اقتصادی خوبی دست پیدا کردن و بی فکر در همه میدونا، افراد و شرکتایی تونسته ان به رتبه اول دست پیدا کنن. موضوع اینجاس که هر کدوم از ما هم در سال ۱۳۹۶ در هر بخش ای که هستیم، میتونیم اول شیم، و البته سئوال اینجاس که اول شدن در شرایط جدید و در سال نو چیجوری محقق می شه؟

از کودکی در بازیای بچه گانه مون تا بزرگسالی در کار و کاسبی اقتصادی و اعتبار اجتماعی، همیشه دوست داشته ایم و داریم که اول باشیم و اول بمونیم. بی فکر در هر میدون ای چه در بین ۲-۳ نفر، چه در کلاس و دانشگاه و میان ۲۰-۳۰ نفر و چه در بین هزاران و میلیونا نفر، اول شدن، کاری خیلی زیاد سخت و سخته؛ فقط به یه دلیل ساده: بقیه هم میخوان اول باشن! پس همه در راه رسیدن به رتبه اول که هم واسه ما غرور و افتخار می سازه و هم موجبات شادی مون رو بوجود میاره و هم این که از دید روحی و روانی ما رو ارضا می کنه، با مشکلات و سختیایی مواجه هستیم که لازمه با هدفگذاری و برنامه ریزی و تلاش از پس اونا برآییم. در متن قبل رو به شکل خلاصه بعضی راهکارها واسه اول شدن خصوصا در راه حل و کاسبی رو با هم تقدیم حضوتون می کنیم:

۱ – هدف گذاری

هرچند در مقدمه به این موضوع اشاره نمودم که اول شدن، آرزو و چشم انداز همه س. اما هدف گذاری واسه اول شدن هم مهمه. بعضی از ما پس از چند شکست و کسب رتبه دوم و سوم و یا آخر، دلسرد و نا امید میشیم و از هدف گذاری واسه اول شدن، دست می شوییم. اما در دنیای واقع، اون کسی پیروزه که با هدف گذاری دراز مدت، با چشم انداز درست، با مسابقه دادن در میدون درست و صبر و حوصله به طرف هدف قدم برداره. انگیزه این وسط خیلی مهمه، وقتی شما اشتها و انگیزه اول شدن داشته باشین، هدف گذاری و برنامه ریزی تون هم درست باشه، مطمئنا اول میشین.

اما درباره ویژگیای هدف، موضوعات مهمی هست مثل این که هدف باید SMART باشه یعنی از قبل تعیین شده باشه، قابل اندازه گیری باشه، دست یافتنی باشه، واقعی باشه، زمان بندی در اون رعایت شده باشه و بسیاری هم تاکید کردن که هدف ها باید نوشته شده شده و نوشته شده باشه.

بی فکر هدف گذاری واسه اول شدن، یکی از مهم ترین عناصر در رسیدن به موفقیت و پیروزیه و به قول یه بزرگ، یه فرد همیشه رشد می کنه تا وقتی که اهدافش رشد کنن.

۲ – خود آزمایش

یه فرد، اون هنگام می تونه اول شه که همیشه SWOT شخصی خود رو بررسی کنه. بدونه و بررسی کنه که نقاط قوتش چیه و نسبت به بقیه چه نقاط تمایزی داره؟ نقاط ضعف شخصی و ذاتی و عرضی خود رو بشناسه. فرصتهای دور و دور و بر خود رو بررسی کنه و مسائلی که در دور، اونو تهدید می کنن هم شناسایی کنه. در این صورته که می تونه با تکیه بر نقاط قوت و به کار گیری فرصتها و تبدیل تهدیدها به فرصتها و هم توجه خاص به نقاط ضعفش در میدونی جنگ کنه که پیروزی در اون دست یافتنیه.

وقتی کسی مشکل گفتگو و گفتگو داره، بی فکر رتبه اول شدن در بین فروشنده ها واسه اون سخته! وقتی کسی در ریاضیات، توانایی نداره واسه اون مهندس اول شدن مشکله و…. و در عین حالا که همه موارد با وجود نقاط ضعف، شدنیه اما فردی پیروزه و با سهولت بیشتر تو یه بستر خاص می تونه، نفر اول شه که نقاط ضعف و قوت خود رو خوب شناخته باشه و طبق اونا برنامه ریزی و هدفگذاری کنه. فردی می تونه اول شه که بتونه نقاط مهم و موثر خود رو بهتر بشناسه و روی اونا سرمایه گذاری کنه و پیشرفت بده.

این سئوال مهمیه که هر ساله میتونیم از خودمون سئوال کنیم و طبق اون حرکت کنیم تا موفقیت بیشتری به دست بیاریم: ((من به چی میتونم افتخار کنم؟)) اگه هر سال این سئوال رو به خودمون جواب بدیم یا طبق جواب دادن به اون حرکت کنیم، اول شدن، چیزی شدنیه.

۳ – ارتباطات قوی

همیشه کسائی که رتبه اول می شن، همراهانی داشتن که اونا رو در این راه کمک کردن. منظور من از همراهان، فقط افراد نیستن بلکه موارد بسیاری رو در برمیگیرد؛ مثلا خونواده، دوستان، همکاران، استادان، شرکا، راهنماها و یا آگاهی و علم مون که همه اینا در اول شدن ما مهمه. ما باید تصمیم بگیریم و برنامه ریزی کنیم اگه شرکای کلیدی داریم، اگه دوستی می خوایم انتخاب کنیم، اگه کتابی می خوایم بخونیم، اگه دوره آموزشی می خوایم شرکت کنیم و اگه رابطه کاری می خوایم برقرار کنیم، همه اینا حساب شده و با برنامه ریزی و طبق اهداف مون واسه اول شدن باشه. امروز، دنیا دنیای ارتباطاته اگه بتونیم از فرصتها واسه رابطه با بقیه به کار گیری کنیم، اگه از فضای مجازی و صفحاتی که شبکه های اجتماعی داریم، به کار گیری بهینه ببریم و اگه بتونیم خودمون رو خوب معرفی کنیم و بقیه رو هم بهتر بشناسیم و با اونا رابطه بگیریم، بی فکر در راه اول شدن در مسابقهای زیاد زندگی، راحت تر از بقیه به رتبه اول میتونیم فکر کنیم.

۴ – کسب مهارت

اگه به تجربه خودمون مراجعه کنیم یا به دور و بریا نگاه کنیم، می بینیم که خیلی از موفقیتا و اول شدنا به دلیل کسب مهارت ایجاد شده. در هر بخش ای اگه، ما بتونیم، مهارت بیشتری به دست بیاریم، شانس موفقیت مون بیشتره. اگه بخوایم در کار و کاسبی مثال بسازیم، فردی می تونه تو یه صنف یا صنعت به رتبه اول دست پیدا کنه که نسبت به همون صنف و صنعت علم و اطلاعات و مهارت بیشتری داشته باشه، مهارتای گفتگو رو بدونه، تکنولوژی روز دنیا و زبانای خارجه بدونه، مهارتای نوشتاری رو بهتر بدونه، برون سپاری و تفویض اختیار رو بدونه و انعطاف پذیر و نوآور باشه.

۵ – نبود ترس از شکست

همه میدونیم که نفرات اول هم در خیلی از موارد و حتی در مواردی که الان اول هستن، شکست رو تجربه کردن و پس از تجربیات جور واجور و از سرگذراندن شکستا بوده که موفق شدن. اشتباه و شکست چیزی طبیعیه و نباید از آن ترس داشت! هممون اشتباه می کنیم و هممون شکستایی خورده ایم و می خوریم؛ مهم اینه که در شکستا باقی نمانیم، نکته آنجاست که اشتباهات رو بررسی و بررسی کنیم، شکستا رو پلی واسه پیروزی کنیم و تجربه ای واسه نبود شکست دوباره، یاد بگیریم که چه کارایی باید بکنیم و چه کارایی نباید انجام بدیم تا همین شکستا مقدمه و راه حلی واسه پیروزی و اول شدن ما باشه.

۶ – کار و تلاش

شاید مهم ترین پایه پیروزی و اثرگذارترین عنصر واسه رتبه اول شدن، کار و تلاشه. وقتی اهداف مون مشخصه، وقتی برنامه ریزیا دقیق و حساب شده باشه، وقتی خودمون رو خوب آزمایش کنیم و بدونیم که در چه میدونی قراره بجنگیم، وقتی مهارت و عناصر دیگه همه جفت و جور بود، اون هنگام، تلاش و کاره که نقطه پایانی واسه پیروزیه. حالا که میدونیم چیکار باید بکنیم، حالا که میدونیم چه جاده ای رو باید انتخاب کنیم، حالا که میدونیم کدوم کوه رو باید از قبل رو ورداریم، فقط با کار و تلاشه که میتونیم موفق شیم. در این صورته که کار کردن هم خودش لذت می شه، کار کردن هم فرحبخشه و خودش می شه لذتی در راه موفقیت، در این میدون س که شانس هم خود به خود سراغ ما میاد، انرژیای مثبت، دور و برمون رو فرا میگیره، همراهان خوب و دوستان و شرکای خوب، در کنارمون جای می گیرن و یه روز می بینیم بدون اینکه حتی بدونیم اول شده ایم..

سال نو و بهار جدید، تنها بهونه ایه واسه اینکه با دیدگاهی نو و انرژی نو قدم ورداریم و فرصتی بسازیم که برنامه ریزی و هدفگذاری واسه اول شدن رو محقق کنیم. ما باید از همین امروز شروع کنیم و به دنبال فردا و فرداها و دنبال شانس و اتفاق نباشیم و با تلاش و برنامه ریزی درست، همیشه هدفای اول رو در زندگی مون نشونه گیری کنیم.

(این نوشته با به کار گیری سخنرانی آقای ایگورمان در مجمع جهانی سیرنژی تهران به رشته تحریر دراومده).