د.

[تعداد: ۱۴    میانگین: ۴.۱/۵]

بدترین کارآفرینان سال ۲۰۱۶

بدترین کارآفرینان سال ۲۰۱۶
بدترین کارآفرینان
شناسایی بدترین کارآفرینان ایده خوبیه. از شکستا و تجربیات اونا میشه درسای بسیاری یاد نمی گیرین.

شکست، خیلی هم چیزِ بدی نیس. خلاف و سوء هستن که به سهامداران خسارت وارد می کنن.

بله همونطور که میدونید شکست، واسه همه آدما اتفاق می افته و حتماً چیزِ بدی نیس. اما وقتی که خلافا و سوء عمل شون، کارکنان، سرمایه گذاران و مشتریان رو به نزولی بکشونه بسیار بده. یک لیست از بدترین کارآفرینان شرکتای خصوصی به وسیله تیم Entrepreneur تهیه شده که خدمت شما عزیزان ارائه می شه.

Matt Harrigan موسس و مدیرعامل سابق PachetSled
در روز انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، این شخص گفت که با تفنگ تک تیراندازی قصد کشتن دونالد ترامپ رو داره. این کارآفرین میگه که در حالت طبیعی نبوده و فقط شوخی کرده. اما سرویس پنهونی آمریکا و هیئت اون اینطور فکر نمی کنه. اینجوری از جایگاه مدیرعاملی برکنار شد. البته اون تنها کسی نبود که از این اتفاق، خسارت دید. بلکه بقیه همکارانِ اون، مدیریت موفق اونو از دست دادن.

Shani Higgins مدیرعامل Technorati
این شرکت واسه ردیابی و دسته بندی بلاگا مشهور بود. که بعدا با روی کار اومدن Higgins به یک پلت فرم تبلیغاتی تبدیل شد. وقتی اون در سال ۲۰۱۱ مدیرعامل شد شرکت Technorati رشد کرده و به گفته ComScore ، چهاردهمین شرکت رسانه ای بزرگ کشور بود. اما همین شرکت در فوریه سال ۲۰۱۶ تنها به ۳ میلیون دلار فروخته شد. هیچکی نمی دونه چیجوری این اتفاق افتاده! اما هرچه هست بخاطر کارای Higgins اتفاق افتاده. پایانی غم انگیز واسه این برند شناخته شده …

Dave McClure  موسس ۵۰۰ Startups
این شخص در صحنه کنفرانس Web Summit در لیزبون -پایتخت پرتغال- ذوب شد. به چه دلیل؟

چون کاندیدای اون واسه ریاست جمهوری – هیلاری کلینتون- برنده انتخابات نبود. موضوع اینجاست که هیچ کسی در این کنفرانس واسه شنیدن این بیهوده گوییای سیاسی شرکت نکرده بود. این اتفاقی نبود که در رفتار با یک لیدر کار و کاسبی انتظار می رفت! خصوصاً نه واسه کسی که یک چهره شناخته شده در بین مردم داشت و خیلی از کارآفرینان از ایشون حرف شنوی داشتن!

Jessica Alba و Chris Gavigan موسسان The Honest Company
چی شرم آورتر از اینه که از ماده سمی در اجناس خود استفاده کنین – کالاهایی که ضمانت دادین اجناس تون اینجور محتوایی ندارن-  بعد منکر این موضوع شید و گزارش تحقیقی وال استریت ژورنال رو “علم بیهوده و آشغال” بنامید. همه اینا در حالی رخ بده که نام شرکت تون، Honset به معنی صادق و درستکار باشه!

[تعداد: ۱۰    میانگین: ۴.۶/۵]

واسه اختتام فروش محصول خود، دست کم ۵ بار درخواست بدین!

اختتام فروش محصول
اختتام فروش محصول هم مثل بقیه مراحل فروش از حساسیتای خاصی برخورداره که فروشندگان در این مرحله باید با رعایت اونا اختتام فروش محصول خود رو خوب پیش ببرن.

چندبار در روز شما تبلیغات تکراری (تبلیغ تلویزیون، بیلبرد، پیام کوتاه، و …) از شرکتا بزرگ مثل سامسونگ و چیزای دیگه ای به جز اینا می بینین؟ شاید بهتر باشه بپرسیم، روزی شده تبلیغ شرکتای بزرگ رو فقط یه بار ببینین؟

شاید شما تصور کنین که این شرکتا شناخته شده هستن و دیگر احتیاجی به تبلیغ ندارن، ولی جالبه بدونین که این شرکتا هرساله اندازه خیلی از سرمایه خود رو در بخش تبلیغات سرمایه گذاری می کنن!

واسه همینه که آگاهی رسانی اونا بارها تکرار می شه. بعد از اینکه شما ۵۰ بار آگاهی رسانی رو دیدید، واسه تصمیم گیری حتما اونو هم در نظر می گیرین. بعد از ۵۰ بار بعدی شما با خودتون فکر می کنین که شاید مورد استفاده شما باشه. و در ۵۰ بار دیگر ممکنه شما تصمیم به خرید بگیرین. باحال بدونین که پیامای تبلیغاتی شرکتای بزرگ بیشتر از ۱۰۰۰ بار تکرار می شن تا شما خیلی راحت موقع تصمیم نام اونا رو انتخاب کنین.

یک فروشنده موفق باید بدونه واسه انجام فروش، باید دست کم ۵ بار درخواست خرید به مشتری بدین و یا یعنی دست کم ممکنه ۵ بار از مشتری “نه” بشنوه، ولی بعد از آن به طرف “بستن یا اختتام فروش” پیش میره.

شما چند بار واسه فروش، درخواست می کنین؟ اگه شما با جواب منفی مواجه شدید، سست و بی انگیزه میشین؟ یا اینکه منظم واسه فروش درخواست می کنین؟

از طرف دیگه، چقدر شما موفق تر هستین اگه بیشتر از ۵ بار درخواست فروش بدین، و همیشه آماده پاسخگویی اعتراضات باشین؟ همینطور واسه فروش دوباره درخواست بدین؟

بین همیشگی بودن و نفرت انگیز بودن یک خط مرزی هست، همیشه که شما تلاش می کنین موندگاری داشته باشین و قانع کننده باشین، اندازه فروشتان افزایش پیدا می کنه.

این دقیقا روش ایه که شرکتای بزرگ در پیش می گیرن، اونا خوب می دونن در صورتیکه کمتر از رقبا دیده شن، جای خود رو به رقبا میدن.

پس، شما چیجوری و چیجوری بارها واسه فروش درخواست می دین؟ گزینه های زیادی در مقابل شما قرار داره. مثل: آزمایش بستن و پایانی شدن فروشتان (یعنی بدونین تو یه زمان محدود، چقدر بر خرید کردن/نکردن مشتری اثر گذارید!)، کسب اطمینان از پایانی شدن فروش (یعنی تلاش و تمرین فرضی شما واسه فروش در مقابل کسی که قصد خرید داره!)، انجام خرید پایانی. اینجا چند دست نوشته رو با هم مورد بررسی قرار می دیم:

اختتام فروش یک:
“ واسه خرید اطلاعات کافی به شما دادم و یا نیاز دارین بیشتر در این مورد توضیح دهم؟” (آزمایش اختتام نرم)

اختتام فروش دو:
“ شما سئوال بیشتری در این مورد دارین، و اینکه ما رو واسه انجام خدمات جز گزینه ها قرار می دین؟” (آزمایش اختتام نرم)

اختتام فروش سه:
“بیشتر ادما از بسته های ساده رو انتخاب می کنن و اون خوب کار می کنه، شمام بسته ساده رو انتخاب می کنین و یا ترجیح می دین از بسته فروش پیشرفته استفاده کنین؟” (اختتام جانشین)

اختتام فروش چار:
“سیستم ما واسه هر هفته یک موضوع رو روش زوم می کنه، و به محض اینکه شما خرید رو پایانی کنین واسه شمام فرستاده میشه، دوست دارین شما رو هم در لیست بذارم؟” (اختتام)

اختتام فروش پنج:
“… بقیه مشتریان هم با استفاده از این روش تونسته ان مشکل رو برطرف کنن. بنظرم این روش واسه شمام خوب کار کنه. حالا اگه اجازه بدین قرارداد رو پایانی کنیم. به چه حسابی واسه پرداخت راحت هستین؟” (اختتام پس از شکست دادن اعتراض)

اختتام فروش شش:
“چون همسر، شریک (و یا…) شما، با اون چیزی که شما تصور می کنین خوبه همراه می شن، شاید با این موضوع هم خوب همراه می شه. اجازه بدین سفارشتان رو کامل کنم، زمان تحویل واسه آخر هفته مناسبه؟ این وسط اگه اونا ذهن شما رو تغییر دادن، خیلی راحت می تونین با ما تماس بگیرین، اما الان شما می تونین اونو تکمیل کنین. چیجوری می خواین پرداخت کنین؟” (اختتام پس از شکست دادن اعتراض شریک)

اختتام فروش هفت:
“ما میتونیم کمی هم این دست و اون دست کنیم ولی شما به اون نیاز دارین و من می دونم که شما اونو می خواین. پس بهتر رو به جلو حرکت کنیم، شما چیجوری قصد پرداخت دارین؟”.  (اختتام نهائی)

اختتام فروش هشت:
“بنظر می رسه شما در این مورد اطلاعات کافی دارین، پس اجازه بدین که شروع کنیم. به چه آدرسی باید ارسال کنیم؟”. (اطمینان از اختتام فروش)

اختتام فروش نه:
“تونستم اونو خوب جواب بدم؟ سئوال دیگری هم دارین؟ بسیار عالی، مبارک باشه. میدونم که شمام مثل بقیه مشتریانم از آن لذت میبرین. از چه روشی واسه پرداخت استفاده می کنین؟”. (اختتام)

اختتام فروش ده:
“پدر من همیشه میگه:”کار امروز رو به فردا موکول نکنین.” به چه آدرسی امروز بفرستم؟”.

بسیار ، اگه شما کارتون رو خوب انجام بدین، به احتمال خیلی زیاد مشتری از شما خرید می کنه. پس با درخواستای همیشگی (دست کم ۵ بار) واسه افزایش فروشتان دست به کار شین. که بیشتر فروشا با ۷ بار درخواست بسته می شن.

امیدوارم این مقاله به شما در افزایش اندازه فروشتان کمک کنه، اگه این مطلب رو به درد بخور می بینین، حتما واسه بقیه دوستای خود به اشتراک بذارین.

تیم فروش شما خوب عمل می کنه؟ شما فروشنده خوبی موفقی هستین؟ حتما نظرات مهم خود رو با ما مورد بحث و رد و بدل کردن نظر قرار بدین.

بیشتر بخونین:
تکنیک فروش: فقط به فکر فروش نباشین! مساوی بفروشین

[تعداد: ۲    میانگین: ۳/۵]

واسه اختتام فروش محصول خود، دست کم ۵ بار درخواست بدین!

اختتام فروش محصول
اختتام فروش محصول هم مثل بقیه مراحل فروش از حساسیتای خاصی برخورداره که فروشندگان در این مرحله باید با رعایت اونا اختتام فروش محصول خود رو خوب پیش ببرن.

چندبار در روز شما تبلیغات تکراری (تبلیغ تلویزیون، بیلبرد، پیام کوتاه، و …) از شرکتا بزرگ مثل سامسونگ و چیزای دیگه ای به جز اینا می بینین؟ شاید بهتر باشه بپرسیم، روزی شده تبلیغ شرکتای بزرگ رو فقط یه بار ببینین؟

شاید شما تصور کنین که این شرکتا شناخته شده هستن و دیگر احتیاجی به تبلیغ ندارن، ولی جالبه بدونین که این شرکتا هرساله اندازه خیلی از سرمایه خود رو در بخش تبلیغات سرمایه گذاری می کنن!

واسه همینه که آگاهی رسانی اونا بارها تکرار می شه. بعد از اینکه شما ۵۰ بار آگاهی رسانی رو دیدید، واسه تصمیم گیری حتما اونو هم در نظر می گیرین. بعد از ۵۰ بار بعدی شما با خودتون فکر می کنین که شاید مورد استفاده شما باشه. و در ۵۰ بار دیگر ممکنه شما تصمیم به خرید بگیرین. باحال بدونین که پیامای تبلیغاتی شرکتای بزرگ بیشتر از ۱۰۰۰ بار تکرار می شن تا شما خیلی راحت موقع تصمیم نام اونا رو انتخاب کنین.

یک فروشنده موفق باید بدونه واسه انجام فروش، باید دست کم ۵ بار درخواست خرید به مشتری بدین و یا یعنی دست کم ممکنه ۵ بار از مشتری “نه” بشنوه، ولی بعد از آن به طرف “بستن یا اختتام فروش” پیش میره.

شما چند بار واسه فروش، درخواست می کنین؟ اگه شما با جواب منفی مواجه شدید، سست و بی انگیزه میشین؟ یا اینکه منظم واسه فروش درخواست می کنین؟

از طرف دیگه، چقدر شما موفق تر هستین اگه بیشتر از ۵ بار درخواست فروش بدین، و همیشه آماده پاسخگویی اعتراضات باشین؟ همینطور واسه فروش دوباره درخواست بدین؟

بین همیشگی بودن و نفرت انگیز بودن یک خط مرزی هست، همیشه که شما تلاش می کنین موندگاری داشته باشین و قانع کننده باشین، اندازه فروشتان افزایش پیدا می کنه.

این دقیقا روش ایه که شرکتای بزرگ در پیش می گیرن، اونا خوب می دونن در صورتیکه کمتر از رقبا دیده شن، جای خود رو به رقبا میدن.

پس، شما چیجوری و چیجوری بارها واسه فروش درخواست می دین؟ گزینه های زیادی در مقابل شما قرار داره. مثل: آزمایش بستن و پایانی شدن فروشتان (یعنی بدونین تو یه زمان محدود، چقدر بر خرید کردن/نکردن مشتری اثر گذارید!)، کسب اطمینان از پایانی شدن فروش (یعنی تلاش و تمرین فرضی شما واسه فروش در مقابل کسی که قصد خرید داره!)، انجام خرید پایانی. اینجا چند دست نوشته رو با هم مورد بررسی قرار می دیم:

اختتام فروش یک:
“ واسه خرید اطلاعات کافی به شما دادم و یا نیاز دارین بیشتر در این مورد توضیح دهم؟” (آزمایش اختتام نرم)

اختتام فروش دو:
“ شما سئوال بیشتری در این مورد دارین، و اینکه ما رو واسه انجام خدمات جز گزینه ها قرار می دین؟” (آزمایش اختتام نرم)

اختتام فروش سه:
“بیشتر ادما از بسته های ساده رو انتخاب می کنن و اون خوب کار می کنه، شمام بسته ساده رو انتخاب می کنین و یا ترجیح می دین از بسته فروش پیشرفته استفاده کنین؟” (اختتام جانشین)

اختتام فروش چار:
“سیستم ما واسه هر هفته یک موضوع رو روش زوم می کنه، و به محض اینکه شما خرید رو پایانی کنین واسه شمام فرستاده میشه، دوست دارین شما رو هم در لیست بذارم؟” (اختتام)

اختتام فروش پنج:
“… بقیه مشتریان هم با استفاده از این روش تونسته ان مشکل رو برطرف کنن. بنظرم این روش واسه شمام خوب کار کنه. حالا اگه اجازه بدین قرارداد رو پایانی کنیم. به چه حسابی واسه پرداخت راحت هستین؟” (اختتام پس از شکست دادن اعتراض)

اختتام فروش شش:
“چون همسر، شریک (و یا…) شما، با اون چیزی که شما تصور می کنین خوبه همراه می شن، شاید با این موضوع هم خوب همراه می شه. اجازه بدین سفارشتان رو کامل کنم، زمان تحویل واسه آخر هفته مناسبه؟ این وسط اگه اونا ذهن شما رو تغییر دادن، خیلی راحت می تونین با ما تماس بگیرین، اما الان شما می تونین اونو تکمیل کنین. چیجوری می خواین پرداخت کنین؟” (اختتام پس از شکست دادن اعتراض شریک)

اختتام فروش هفت:
“ما میتونیم کمی هم این دست و اون دست کنیم ولی شما به اون نیاز دارین و من می دونم که شما اونو می خواین. پس بهتر رو به جلو حرکت کنیم، شما چیجوری قصد پرداخت دارین؟”.  (اختتام نهائی)

اختتام فروش هشت:
“بنظر می رسه شما در این مورد اطلاعات کافی دارین، پس اجازه بدین که شروع کنیم. به چه آدرسی باید ارسال کنیم؟”. (اطمینان از اختتام فروش)

اختتام فروش نه:
“تونستم اونو خوب جواب بدم؟ سئوال دیگری هم دارین؟ بسیار عالی، مبارک باشه. میدونم که شمام مثل بقیه مشتریانم از آن لذت میبرین. از چه روشی واسه پرداخت استفاده می کنین؟”. (اختتام)

اختتام فروش ده:
“پدر من همیشه میگه:”کار امروز رو به فردا موکول نکنین.” به چه آدرسی امروز بفرستم؟”.

بسیار ، اگه شما کارتون رو خوب انجام بدین، به احتمال خیلی زیاد مشتری از شما خرید می کنه. پس با درخواستای همیشگی (دست کم ۵ بار) واسه افزایش فروشتان دست به کار شین. که بیشتر فروشا با ۷ بار درخواست بسته می شن.

امیدوارم این مقاله به شما در افزایش اندازه فروشتان کمک کنه، اگه این مطلب رو به درد بخور می بینین، حتما واسه بقیه دوستای خود به اشتراک بذارین.

تیم فروش شما خوب عمل می کنه؟ شما فروشنده خوبی موفقی هستین؟ حتما نظرات مهم خود رو با ما مورد بحث و رد و بدل کردن نظر قرار بدین.

بیشتر بخونین:
تکنیک فروش: فقط به فکر فروش نباشین! مساوی بفروشین

[تعداد: ۲    میانگین: ۳/۵]

واسه استخدام در شرکت خوب باید به چه نکاتی توجه کنیم ؟

استخدام در شرکت خوب
بازار کار و کاسبی بسیار با قبل متفاوت شده؛ ساعتای کار کمتر شده و بیشتر مردم کسب و کارشون رو خود مدیریت می کنن مثل کارآفرینان، به خاطر همین ، باید کار مناسب رو از بین شرکتای برتر انتخاب کنین. بعضی از شرایط استخدام در شرکت خوب رو واسه شما توضیح می دیم با ما همراه باشین.

شرکت خوب قبل از این که شما رو امتحان کنه، شما رو قانع می کنه
شرکت خوب از شما می پرسد قصد شما از کار کردن تحقق چه هدفیه، و با جدیّت به جواب شما گوش میده. هم اینکه به تعداد کارمندانی که استخدام کرده نمی بالد و تلاش می کنه با خدمات خوب خود شما رو قانع کنه و با صحبت شما رو قطع نمیکنه. شرکت حق داره قبل از استخدام شما درباره سابقه کار و کاسبی تون اطلاعاتی رو به دست بیاره، به طور مثال می تونه وارد نام کاربری شما در لینکدین شده تا فهمیده باشه در ارتباط با شرکتا چیجوری عمل میکنین.

شرکت خوب سوالات بچه گانه از شما نمی پرسد
ارتباط خوب بین شرکت و فردی که قراره استخدام شه اعتماد بین دو طرف رو به وجود میاره. شرکتا باید به این نکات توجه کنن اگه شخص ناشناس ای با شما تماس گرفت و سوالات شخصی از شما پرسید، این فرد از کسانیه که از اعتماد چیزی نمی دونه، پس به خدماتی که به شما ارائه میده توجه نکنین.

شرکت خوب به کارکنان کاری کمتر از توقعشان واگذار نمی کنه
ممکنه با شرکتی تماس بگیرین و در اون جا به عنوان مدیر منابع انسانی استخدام شید. این کار دقیقا همون کاریست که شما قبلا در اون مشغول بودین این نکته به معنی ندیده گرفتن تجربیات شماس. میدونید در این موارد باید چه کاری انجام بدین؟ کاری رو انجام بدین که فکر نکنن به این کار نیازمندید.

شرکت خوب نمی گه چون مشتری این رو دوست نداره پس ما انجام نمی دیم
ممکنه شرکت به درخواستای مشتری توجه کنه، اما این کار به شما مربوط نمی شه. اگه شرکت به شما گفت باید به این قانون پایبند باشین بدونین روزومه شما در شرکت اشتباهی قرار گرفته، پس به سراغ شرکت دیگری برید.

شرکت خوب روی ارتباط دراز مدت تمرکز می کنه.
شرکت بد به محض این که فهمیده باشه یکی از مشتریان شما رو پس زده، شما رو از لیست کارمندان خود حذف می کنه. اما شرکت خوب اصلا به این صورت با شما برخورد نمی کنه .اگه کار جدیدی نیافتید بازم نام شما در اون شرکت سربلند خواهد موند هم اینکه همیشه ارتباط خود رو با شما حفظ می کنه.

شرکت خوب روی اعتماد تمرکز می کنه نه ترس
شرکت بد از همون اول صحبت خود رو با ترسوندن مخاطب شروع می کنه. تلاش می کنه به این روش فرد استخدامی رو سوپرایز کنه و از آن سوالات شخصی رو می پرسد که در شون اون نیس مثل حقوق فعلی اون یا حقوق کار گذشته، اما شرکتا به این اطلاعات نیازمند نیستن این سوالان نشونه فقر در روشای استخدامه.

[تعداد: ۶    میانگین: ۴.۵/۵]

واسه افزایش کارآیی چیجوری میشه تمرکز رو بهتر کرد؟

واسه افزایش کارآیی چیجوری میشه تمرکز رو بهتر کرد؟
مهم نیس چقدر تمرکز خوبی دارین، اما اگه این دقیق شدن روی چیزای اشتباه باشه، شکست می خورین.

خیلی از شرکتا و کارآفرینان، کارآیی و بهره وری کمی دارن و دلیل اون نبود تمرکز کافی و یا تمرکز کردن روی مسائل اشتباهه.

وقتی روی موضوعات اشتباه تمرکز می کنین مهم نیس چقدر خوب این کار رو انجام می دین، اما به طرف موفقیت پیش نخواهید رفت!

من با یکی از مشتریانی کار می کردم که روی دو برابر شدن درآمدش تمرکز می کرد در حالیکه، هنوز اصلاً پول کافی بدست نمیhره! شاید این به نظر راه حل خوبی بیاد؛ اما مشکل اصلی، تعداد فروشی که این فرد درست کرد نبود، بلکه سطحِ سودآوری هر کدوم از این فروشا مسئله اصلی بود. واقعا اون با هر کدوم از این فروشا، کمی هم از دست می داد و اون با دو برابر کردن حجم فروشش فقط شرایط رو بدتر می کرد.

واسه موفق شدن، شما باید مطمئن شید که تمرکز درست داشته و اهداف تون به طور کاملً روشن، مشخص و قابل درکه. وقتی اینجور اتفاقی میفته می تونین به بقیه هم کمک کنین تا در راه درست قرار بگیرن و همین موضوع هم باعث می شه تا در پیشرفت و کارآیی شما موثر باشن.

یکی از دلایل اصلی که مردم شکست می خورن یا دچار تمرکز اشتباه می شن اینه که خیلی به سرعت جمله می برن. فکر می کنن خیلی سریعً فهمیدن که هدف و راه حل چیه. اما من همیشه نقل قول انیشتین رو به یاد مشتریانم میارم. وقتی میگه: اگه من یک ساعت زمان واسه حل کردن مشکل داشتم. ۵۵ دقیقه رو صرف فکر کردن به خود مشکل و تنها ۵ دقیقه آخر رو به راه حل فکر می کردم.

این معنیش این نیس که حتماً باید بخش بزرگی از زمان خود رو صرف فکر کردن راجبه چیزها کنین، اما موضوع اینه که باید قبل از اقدام به هر کاری،  ۱۰۰ درصد مطمئن باشین که واقعاً قصد رسیدن به چی رو دارین.

اگه شما در رسیدن به اهداف تون موفق هستین -اما هدف رو اشتباه تعیین کردین- احساس رضایتی که از رسیدن به اون در خود تجربه می کنین مهم نیس؛ چون واقعاً به شما کمک نمی کنه. واسه همینه که من روش هدف گذاری رو پیشنهاد می کنم. تنظیم اهداف هوشمندانه رو منجر می شه. اینطور اهداف، ویژه، قابل امتحان، قابل رسیدن، مناسب و دارای دوره های زمانی هستن.

هرچه بتونین درباره هدف خود خاص تر باشین؛ بهتره. آگاهی دقیق از اینکه هدف چیه؛ کافی نیس. بلکه باید بدونین موفقیت در اون چیجوریه.

شاید فکر کنین که میلیونر شدن در سن چهل سالگی یک هدف ویژه خوبه. اما من به شما می گم این هدف، نه فقط مبهمه بلکه می تونه در چگونگی رسیدن به اون، فرد رو دچار گیجی کنه.

این هدف به معنی رسیدن به یک میلیون دلار پول نقده یا سهامی به ارزش یک میلیون دلار رو می خواد؟ شاید هم اموال نمونه کارا باید ارزش یک میلیون دلاری داشته باشن. هر سه این تعاریف معتبرند و می تونن جواب ما باشن. اما در عین حال، راه ها و اقدامات لازم واسه رسیدن به هر کدوم از اونا فرق داره. پس هرچه درک بیش تر و خصوصی تر داشته باشین؛ سوءتفاهم کم تر و تلاشِ هدر رفته کم تری دارین.

همونطور که در مقالات قبلی هم ذکر شد، قابل امتحان بودن هدف خیلی با اهمیته. دلیل اونم بسیار ساده س!:
شما باید بتونین کارکرد خود رو واسه رسیدن به هدف، دنبال کنین. اینکار به شما انگیزه هم میده تا پیشرفت خود رو ببینین. همینطور به شما نشون میده که چه زمانی موفقیت رو از آنِ خود می کنین.

تنظیم کردن اهدافی که قابل رسیدن نباشن، یعنی حرکت مستقیم به طرف شکست! معنیش این نیس که نباید بی پروا و جسور باشین اما به یک شفافیت و وضوحی نیاز دارین که بگه هدف قابل رسیدنه و باید بدونین که چیجوری میشه به اون رسید. مردم از سخت کوشی هول و هراسی ندارن، مردم از شکست می ترسن! پس باید به اونا نشون بدین که چقدر خوب می تونن موفق شن. وقتی شما بتونین این کار رو انجام بدین، اونا هم انگیزه می گیرن.

با تعیین اهداف هوشمند می تونین تمرکز اعضای تیم تون رو زیاد کرده و مطمئن شید که روی چیزای درست متمرکز شدن و همین موضوع در آخر باعث می شه کارآیی و اثر یافته های تون زیاد شه.

نویسنده: Gordon Tredgold

سخنران Keynote

مشاور کار و کاسبی

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۸/۵]

واسه بهبود بازاریابی محتوا چه نکاتی رو باید رعایت کرد ؟

بهبود بازاریابی محتوا
بله. شاید شما میدونید که به بازاریابی محتوا نیاز دارین. ما هم میدونیم که بودجه شما کم، زمان تون محدود و شاید از محدودیت منابع هم برخوردارید. دوست عزیز اگه حدس ما تا به اینجا درسته مطالعه این مقاله بر شما واجبه.

ما در این مقاله، بعضی از روشای سریع و موثر رو معرفی می کنیم که باعث می شه به یافته های واقعی در کار و کاسبی تون برسین.

۱- عناوین رو جذاب کنین
تیترها و عناوین می تونن فرق بزرگی رو واسه موفقیت بازاریابی محتوای شما بسازن. بله؛ حتما در گذشته هم مهم بودن این به گوش تون رسیده (حتی در بقیه مقالات مربوط به بازاریابی دیجیتالی در سایت پدیده فکر مهتر گذاشته شده) حالا ما باید از شما بپرسیم که به چه دلیل بازم به تولید اینجور عناوین معمولی ادامه می دین؟ اگه هدف شما، جذب نکردن و حتی دفع کردن مخاطبانه حق با شماس. به کار حود ادامه بدین. اما اگه قصد رونق دادن به وضعیت کار و کاسبی خود رو دارین باید بدونین که عنوان و تیتر انتخابی شما باید بتونه با مردمی که مشکل و مسئله دارن صحبت کنه.
استفاده از اعداد و صفتای باحال هم در این موضوع نقش موثری دارن. همینطور، استفاده از کلماتی مثل “چیجوری، چیجوری، به چه دلیل و چه زمانی” می تونه بسیار به درد بخور باشه. مثال:

– ۱۰ راه عجیبی که می تونین ارزش منزل خود رو زیاد کنین.
– چیجوری میشه در طول ۲۴ ساعت خیلی راحت خودروی خود رو فروخت؟

واسه اینکه از خوب بودن عناوین خود اطمینان یابید حدود ۲۵ نوع جور واجور از کلمات رو واسه هر قطعه از محتوای خود بنویسین تا بتونین بهترین رو از بین اونا انتخاب کنین. بعد می تونین از وسیله بررسی و بررسی تیترها هم استفاده کنین.
به یاد داشته باشین که اگه عنوان اشتباهی رو انتخاب کنین فرصت تاثیرگذاری با محتوایی که ایجاد کردین رو از کفتون میره. واسه جلوگیری از این اتفاق هم می تونین رونق کار و کاسبی تون رو به دستان معتمد کارشناسان پدیده فکر مهتر بسپارین.

۲- محتوای خود رو واسه به اشتراک گذاری ساده کنین
تا حد امکان باید امکان اشتراک گذاری مطالب سایت خود رو واسه بازدیدکنندگان ساده کنین. طبیعتا اونا نباید سخت کوشی بی بدیلی رو واسه به اشتراک گذاری چیزی که شما تولید کردین صرف کنن.

از اینکه دکمه های اشتراک گذاری رو در کنار پستای سایت خود در جای مناسب شون قرار دادین مطمئن شین تا با این کار به کاربران این امکان رو داده باشین که پیام شما رو به آدمای سراسر دنیا برسانند.

۳- صفحه ویژه مهمون
بلاگای مهمون و صفحات ویژه اونا، می تونن باعث اعتماد سازی شده و اندازه باخبر شدن از برندتون رو زیاد کنن.

حتی اگه نویسنده مطالب، خودتون هستین می تونین در پستای مربوط به نویسنده مهمون به شکل پیشنهادی مقالات خود رو ارائه بدین.
انجام این کار، توانایی رشد محتوا و اندازه مطالعه شدن رو زیاد می کنه. همینطور باعث می شه طرفداران نویسنده مهمون شما، از روش پستایی که در وب سایتای خودش و یا شبکه های اجتماعی منتشر کرده با کار و کاسبی تون آشنا شن.

۴- محتوایی با قطعهای طولانی بنویسین
گوگل هم مطالب طولانی رو دوست داره. پس، واسه اینکه شانس دیده شدن تون در صفحات موتورهای جستجو زیاد شه و از طرف دیگر واسه اینکه بتونین کاربران رو بیش تر تحت تاثیر بذارین تلاش کنین بیشترین حد زمان خود رو روی تحقیق و نوشتن مطالب طولانی صرف کنین که بهترین اونا بیشتر از ۱۰۰۰ واژه س.

۵- بهبود محتوای فعلی
موفقیتای قبلی خود رو ندیده نگیرید. اونا رو گسترده تر کرده و هر مطلبی رو که در گذشته رنک گرفته بهتر کنین.

با ویرایش محتوای فعلی خود می تونین در بین اینکه فروش تون در حال افزایشه در هزینه، زمان و منابع تون صرفه جویی کنین.

این بهبودی و ویرایشی که گفته شد می تونه شامل تغییرات ساده ای مثل عوض کردن تصاویر، لینکا، فرمت و تیترها باشه.

۶- با احساسات مردم صحبت کنین
درگیری احساسی می تونه فرق زیادی رو در موفقیت محتوای شما بسازه.

با گذاشتن آیکونای احساسی و شکلکا واسه بازدیدکنندگان می تونین احتمال به اشتراک گذاری مطلب تون رو زیاد کنین.

مثلا؛ سورپرایز کردن می تونه کاری کنه که مردم درباره اون صحبت کنن و محتوا رو با دوستان و همکاران شون به اشتراک بذارن.

Dermablend (برند آرایشی)، در تبلیغات خود از این عامل (سورپرایز کردن) استفاده کرد تا تجربه عالی رو واسه خود خلق کنه. تبلیغ اونا حدود ۶ میلیون بازدید رو در طول ۱۰ روز از آن خود کرد و ترافیک تجارت الکترونیکی اونا ۴۷۳ درصد زیاد شد.

شما واسه بهبود بازاریابی محتوای خود از چه راهکارهایی استفاده می کنین؟ در صورتی که نیاز به مشاوره و یا تولیدمحتوا در این مورد دارین می تونین از روش کلیک بر اینجا با کارشناسان و کارشناسان ما در پدیده فکر مهتر ارتباط برقرار کنین.

[تعداد: ۴    میانگین: ۵/۵]

واسه بهبود بازاریابی محتوا چه نکاتی رو باید رعایت کرد ؟ (۲)

بهبود بازاریابی محتوا
قبل از مطالعه این مطلب، خوندن قسمت اول اونو شدیداً به شما عزیزان پیشنهاد می کنیم.

در لینک زیر می تونین به قسمت اول این مطلب دسترسی داشته باشین:

واسه بهبود بازاریابی محتوا چه نکاتی رو باید رعایت کرد ؟ (۱)

در پست قبلی، به ارائه نکاتی پرداختیم که به شما در تولید محتوای به درد بخور کمک می کنن. تکنیکایی که با انجام اونا می تونین در جذب بازدیدکنندگان بیش تر به طرف سایت خود قدرت بیش تری داشته باشین. امروز هم به گفتن سه مورد باقی از اونا می پردازیم. امیدواریم که به درد بخور واقع شن.

۱- فراخوانی واسه اقدام
این یکی از آسونترین راهکارهاست. با قرار دادن دکمه های CTA می تونین تا سقف ۱۳ درصد در افزایش تبدیل نقش داشته باشین که نکته مثبت اون زمان کمیه که نیاز داره. با بکار بستن تست A/B هم می تونین بهترین رنگا، موقعیتا، اندازه و نوع نوشته رو انتخاب کنین. در آخر می بینین که با این کار چیجوری میشه نگاه بازدیدکنندگان سایت رو به خود جلب کرد.

۲- استفاده از رسانه های جور واجور
همه ادما از خوندن متون ساده در وبلاگ و وب سایتا لذت نمی برن حتی کسائی که اهل مطالعه اونا هم هستن دوست دارن صفحه ای که به اون توجه می کنن از تنوع فرمتا برخوردار باشه. پس بهتره که محتوای متنوعی رو بسازین. محتوایی با فرمتای جور واجور مثل پادکست، اینفوگرافی، ویدیو و اسلایدا به طور کامل مناسب هستن.

واسه اینکه بقیه این نکات هم اینکه خلاقیتی تازه در سایت تون اجرا شه، می تونین طراحی سایت خود رو به دست تیم پدیده فکر مهتر بسپارین. همینطور، اگه واسه رعایت تنوع فرمتا و نوع محتوای خود در وبلاگ و سایت مطمئن نیستین مشاوران مجموعه رو در کنار خود بدونین.

۳- منابع باارزشی رو به رایگان بدین
مردم چیزای رایگان رو دوست دارن. با تولید کتابای الکترونیکی به درد بخور، وبینارها یا کلاسای آنلاین همینطور امکان دانلود کردن از سایت و … می تونین افزایش ترافیک سایت و بیش تر شناخته شدن برندتون رو منجر شید.
همینطور منابع فعلی سایت تون هم می تونه در این بخش به کمک شما بشتابد. با تغییر هدف مقالاتی که به شکل مجموعه هایی طولانی در حال اجرا هستین به این کار کمک کنین.

[تعداد: ۲    میانگین: ۴.۵/۵]

واسه تبدیل شدن به فرد موفق از چه عادتایی باید دوری کنیم ؟

تبدیل شدن به فرد موفق
هممون عادت داریم همه کارایی که باعث موفقیت و شادی ماست رو برگزینیم.
وظیفه ما شناسایی این عادتا در سریع ترین زمان ممکنه. چون نباید وقت خود رو هم هدر دهیم!
انجام کارای بد می تونه بین زندگی و رویای ما فرق بسازه و باعث سقوط ما شه. پس لازم شد که با بعضی عادتای ساده و کلیدی که قبل از هر چیزی باید در داخل مون حل و فصل شن آشنا شیم. عادتای اساسی در این پست گذاشته ایم که شاید به شکل کلمات، ساده به نظر بیابند اما با انجام ندادن اونا تماشاگر اتفاقات سازنده ای در زندگی شخصی و کاری خود هستین. با ما همراه باشین.

۱- به تنهایی پیش رفتن
این فرض غلطه که موفقیت خود به خود در زندگی افراد هست. چون همونطور که میدونید هممون به بقیه وابسته ایم. ذات آدم اجتماعیه. پس تعجبی نداره که پشت هر فرد موفق حامی هست. این حامیان می تونن خونواده، دوستان و با بستگان باشن. افراد موفق می دونن که اگه ساپورت نداشته باشن انگیزه خود رو واسه پیش رفت به جلو از دست میدن.

۲- ترس از شکست
تنها راه کامیابی و رسیدن به موفقیت بلند شدن دوباره بعد از شکسته. وقتی که واسه تلاش دوباره دوری می کنین با ناامیدی مواجه میشین با این حال نباید به شکست بذارین در وجود شما راه پیدا کنه. ترس از شکست باعث “فلج شدن عمل” می شه، یعنی تمایل نداشتن به انجام کاری بخاطر ترس از اینکه شک نداشته باشینً باعث شکست می شه! Wayne Gretzky (ورزشکار) میگه: “شما با کاری نکردن، ۱۰۰ درصد اتفاقات رو از کفتون میره.” پس باید که ترس رو کنار گذاشته و شروع کنین.

آدمایی که موفق نیستن بیشتر ترس از شکست رو در وجود خود دارن و نمی خوان از طرف بقیه مورد قضاوت واقع شن. به جای دوری کردن از موفقیت، از شکست خود دوری کنین.

۳- دودلی به خودتون
شک به خودتون، باعث کشته شدن رویاهای شما می شه و حتی می تونه قبل اینکه موفقیت خود رو شروع کنین شما رو متوقف کنه. شک، باعث می شه تواناییای خود رو در فرصتا از دست بدین و یک راه و روش بی علاقگی به همه چیز داشته باشین. هر کسی تجربه شک به تواناییای خود رو در وجود خود داشته این طبیعت آدماس، با این حال افراد موفق شک به خود رو متفاوت تر از بقیه درمان می کنن.
افراد موفق اجازه نمی دن شک به خودشون باعث جلوگیری از محقق ساختن رویاهای اونا شه. افراد موفق بیشتر از بی حرکت بودن ترس دارن این افراد واسه رسیدن به موفقیت ساخته شدن و شک خود رو با قدم مثبت بعدی از بین می برن.

۴- بی توجهی به انتقادها
منتقدان همه جا هستن. اما بیش تر در دور و بر صاحبان کسب و کارای بزرگ وجود دارن. همیشه وقتی انسانی در تلاشه که کار بزرگی رو بکنه یک منتقد هست که از آن انتقاد کنه. بدیش اینه حتی اگه ما عاشق بیشتر تمایلات داخلی خود هم باشیم بازم مورد انتقاد قرار می گیریم کسائی که از ما انتقاد می کنن  مثل ابر تیره بالای سرتون قرار دارن.

این به اون معنی نیس که ما باید از هر انتقادی بیخیال شین. برعکس نقد می تونه باعث رشد و آزمایش ارزش کار ما باشه. عوضش ما باید یاد بگیریم که واسه مقابله با انتقاد از یه روش سیستماتیک استفاده کنیم و این به اون معناست که باید بدون استفاده از احساسات اونو درک کنیم و اگه فکر می کنین نقد لازمه پس باید رفتار خود رو تنظیم کنیم تا در آخر هیچ دلیلی واسه افسوس باقی نمونه.

۵- بی توجهی به برنامه ریزی
وقتی که شما واسه یک هدف برنامه ریزی می کنین باید مشکلاتی رو که سد راه موفقیت شماس رو هم پیش بینی کنین. با این حال ساخت یک طرح و یک راه خوب واسه رسیدن شما به اهداف تون کمک می کنه زودتر به اهداف خود برسین.

۶- صرف زمان بسیار زیاد واسه رسانه های اجتماعی
رسانه اجتماعی یک وسیله باشکوهه. شما دقیقاً می تونین از رسانه های اجتماعی واسه رشد کار و کاسبی خود و یا واسه تماس و ارتباط با خونواده و دوستان استفاده کنین که این فوق العاده س. اما از جنبه دیگر، رسانه های اجتماعی اعتیادآور بوده و می تونه ما رو به طرف نابودی و هدر دادن ساعتها زمان هدایت کنه.
شبکه هایی مثل فیس بوک، توییتر، Pinterest با صفحات بی انتها و جذاب شون می خوان ما رو ساعتا پای صفحات و اپلیکیشنای شون عاشق نگه دارن.

اگه در زندگی هدف دار هستین، اگه به دنبال خواسته های شخصی خود می رید پس باید با برنامه ریزی دقیق مثل افراد موفق به استفاده از این برنامه ها بدین.

۷- بهونه جویی
افراد موفق تعریفی به نام “بهونه” در راه رسیدن به موفقیت ندارن! کسی که قصد رسیدن به موفقیت داره باید مسئولیت اشتباهات خود رو هم به عهده بگیره.
وقتی که واسه رسیدن به موفقیت برنامه ریزی نمی کنین؛ نباید شکست خود رو به گردن بقیه بندازین و اونا رو مقصر بدونین.
به جای ایجاد شرایطی که به شکست منجر می شه واسه حل این مشکل و رسیدن به موفقیت تلاش کنین.
موفقیت می تونه یک هدف و یا به رقابت کشیده شدن حرکت ما باشه، وسیله لازم واسه رسیدن به هدف می تونه رویای همه آدما باشه، در حالی که وسیله و عادات موفقیت به طور طبیعی در همه افراد, ذاتی نیس!
پس واسه رسیدن به این علم و تقویت اون در خود می تونه یکی از مهم ترین راه ها واسه رسیدن به موفقیت باشه. حتی می تونین شکست خود رو در کار و کاسبی به موفقیت تبدیل کنین؛ وقتی که از کمبود خود خبردار میشین می تونین با قدرت اونو در جهت مثبت تغییر بدین.

[تعداد: ۴    میانگین: ۵/۵]

واسه جذب مشتری چیجوری اجناس رو ارائه کنیم؟

ارائه اجناس واسه جذب مشتری
هدف هر شرکت واسه محصولاتش افزایش کیفیت و به دنبال اون جذب مشتریه. روشای هدف دار کاربردی هر کار و کاسبی باعث سرعت بخشیدن به تولیدات شرکت می شه. اما چیزی که مشتریان بیشتر از هر چیزی به اون اهمیت میدن ارائه اجناس در مکانای فرق داره. واسه جذابیت به جای ارائه اجناس از تصاویر با کیفیت محصول کمک بگیرین. این عنصر سطح جنسای شما رو بهتر از بقیه نشون میده. قانع کردن مشتری واسه خرید اجناس شمام یکی دیگر از مهارتای بزرگه. با چند راهنمایی واسه ارائه بهتر اجناس و جذب مشتریان همراه ما باشین.

تصاویر روی هر محصول مهمترین راه جذب مشتریه
با ورود به نمایشگاها چی شما رو به طرف اجناس جذب می کنه؟ بله درسته تصاویر! مردم در تشکیل هر نوع نمایشگاه پوشاک، یا خوراکی و … جذب عکسای قشنگ می شن. دقیق شدن روی طراحی تصاویر دقت زیادی میخواد. عکسا می تونن احساسات مخاطب رو تحریک کرده و اونو جذب کنن. دومین چیزی که مخاطب شما رو به طرف هر غرفه هدایت می کنه کیفیته! مهمترین عنصر هر کالا کیفیت اینه. از به کار بردن شکلای جور واجور متنای طولانی در ارائه اجناس دوری کنین. هیچکی تا آخر متنای درج شده رو نمی خونه. اگه مترجم، نویسنده و یا متخصص کار و کاسبی معینی هستین از تصاویر در کار خودتون استفاده نمی کنین. اما واسه ارائه محتوا بهترین و جذاب ترین راه تحریک بقیه تصاویر هستن.

تموم تجربیات خود رو ارائه ندین
ممکنه متخصص خبره ای باشین. و سالای زیادی در کسب و کارای بسیاری تجربه بدست آوردین، تنها شخصی که ارزش این تجربه رو می دونه خودتون هستین. بعضی وقتا مشتری زمان لازم رو ندارن واسه هر بخش از کار به شما مراجعه کنه. پس باید به اون اطمینان بدین محصولاتش رو با بهترین شکل ارائه می دین. تموم تجربیات خود رو در اختیار بقیه قرار ندین. تعدادی از مشتریان رو جذب کنین. اگه ۱۰ نفر که هر کدوم کار و کاسبی متفاوتی رو دارن جذب شن کار مناسب رو انجام دادین. هدف شما اینجا کم کردن تعداد مشتریان نیس. بلکه ارائه کار با کیفیت به تعداد معینی از اوناس. هر ۳ هفته یه بار تکنیکای کارتون رو تغییر بدین، با این کار توانایی کار و کاسبی تون همه رو متعجب می کنه.

از همه وسایل موجود استفاده کنین
هر چی وسایل پیشرفت کار زیاد شه مشتری کارای بیشتری به شما ارائه میده، و این باعث اعتماد بین دو طرف می شه. تاریخ تموم کارای مشتری رو همراه جزئیات واسه اون توضیح بدین. تا کارتون در نظر همه بی عیب و ایراد جلوه بده. مهمترین عملکردهای کار و کاسبی توضیح روابط پروژه به وسیله تصاویره. عکسایی که شامل تموم جدا سازی و تحلیلای پروژه مورد نظر باشه رابطه مستقیم بین شما و مشتری رو به وجود میاره. به یاد داشته باشین شما با توضیحات خود اطلاعاتی مختصری رو در اختیار مخاطب خود قرار می دین. پس واسه جزئیات کامل استرس نداشته باشین.

کار خود رو منظم و روشن توضیح بدین
بدون شک منظم کردن مراحل کار واسه توضیحات، پایه یک گفتگو بین مشتری و مدیره. منظم بودن مراحل گفتگو این امکان رو به شما میده که با خیالی راحت و با تمرکز سخنان خود رو بگید. با اولین کاری که کردین شروع کنین. اولین کار شما یک مقاله بوده؟ یا یک فایل صوتی؟ این دو وسیله (مقاله، فایل صوتی) راحت ترین و روشن ترین سخنان شما رو میگن. جزئیات بعد از توضیحات ساده شما خود رو نمایان میسازن. به طور مثال؛ مقاله چه فایده ای واسه کار و کاسبی ما داره؟ اگه قراره سایتی رو طراحی کنیم زبون مورد نظر اون چیه؟ پیش بردن کار و کاسبی ما سخته؟ به تموم جزئیات جواب بدین.

امیدوارم شمام با رعایت این نکات در جذب مشتری موفق عمل کرده و هر روز تماشاگر پیشرفت کسب و کارتا باشین. لطفا نظرات و پیشنهادات خود رو در این مورد با ما درمیون بذارین.

مطب در ارتباط جهت مطالعه بیشتر:

۱۰ روش هدف دار تبلیغات کار و کاسبی واسه جذب مشتری

روش هدف دار تبلیغاتی جذب مشتری رقبا

[تعداد: ۸    میانگین: ۴.۹/۵]

واسه حفظ قیمت رقابتی چه نکاتی رو باید در نظر گرفت؟

حفظ قیمت رقابتی
فروش منظم واسه کار و کاسبی شما حیاتیه، پس تشویق مشتریان تون واسه ادامه خرید از شما باید در بالا اولویتای تون باشه. امابرای رسیدن به این هدف حفظ قیمت رقابتی اجناس و سرویسا به شکل زیرکانه و در ارتباط کردن اون به بازار  چیجوری باید انجام شه؟

یکی از مهم ترین عوامل موثر در اندازه موفقیت هر کار و کاسبی ای انجام پروسه قیمت گذاری روی اجناس و خدماته. به بیان ساده تر تصمیمات درست در قیمت گذاری و تغییر قیمت و بعد حفظ قیمت رقابتی در بازار رقابت ، تاثیر زیادی در اندازه سود بنگاهای اقتصادی داره.

نکاتی واسه حفظ قیمت رقابتی
هزینه های خود رو محاسبه کنین.
قبل اینکه به افزایش و یا کاهش قیمت توجه کنین، هزینه های مربوط به تولید جنسا و خدمات خود رو بررسی کنین. به همه چیز از تولید و بازاریابی گرفته تا بیمه و حقوق دقت کنین. آزمایش کنین که قیمتایی که تعیین می کنین سود ناویژه شما رو کم می کنه یا نه- سود بین بین ۲۰ تا ۴۰ درصد و بالاتر  برگشت سرمایه خوبی
تفاده از این امکانات رو دارنخواهد بود.

رقابت رو در نظر بگیرین.
رقبای خود رو به طور منظم برری کنین. آدمایی که اجناس و خدمات و قیمتای مشابهی رو ارائه میدن پیدا کنین. وب سایتا رو بررسی کنین، با جفت و جور کنندگان صحبت کنین – حتی زمانی رو هم واسه نظرسنجیای مشتری اختصاص بدین. این کار به شما این امکان رو میده تا آزمایش کنین که قیمتاتون واسه بازار مناسبه یا نه،  یا اینکه اجناس شما به طور موثر واسه به بیشترین حد رسوندن فروش ، خرید و فروش می شن یا نه.

کمتر از قیمت بازار بفروشین.
فروش کمتر از قیمت بازار(loss leader)-  محصولی که به تنهایی سودآور نیس، بلکه مشتری رو جذب می کنه – یک تاکتیک قیمت گذاری رقابتی مناسبه. افزایش فروش بخاطر پیشنهادات ارزون قیمت به طور موثری خسارت فروش کمتر از قیمت بازار رو جبران می کنه.

منحصر به فرد باشین.
نگاهتون رو از روی چیزی که پیشنهادات شما رو خاص و ویژه نشون میدن، ورندارید. ممکنه برندای مختلفی وجود داشته باشه، اما اگه مشتریان فهرست اجناس ویژه  شما رو  دوست داشته باشن، احتمال داره  که کمی بیشتر هزینه پرداخت کنن تا از محصول بهره کافی ببرن.

واسه مطالعه بیشتر:

روشایی واسه قیمت گذاری خدات و اجناس

موفقیت در رقابت با رقبا بر سر تعیین قیمت

تخفیف دادن رو دست کم نگیرید.
این روش هدف دار خطرناکه، اما اگه می خواین با تشویق به سفارشات بزرگ یک جریان بزرگ بسازین، ارزشش رو داره – به ویژه واسه اجناس و یا خدمات جدیدی که به بازار عرضه می شن.

به اهمیت محل و موقعیت توجه کنین.
قیمتا رو در مکانای مختلفی که اجناس شما در دسترس هستن مقایسه کنین. مثلا، ممکنه شما همون محصول رو از روش سایت خود ارزونتر از چیزی که در مغازهه، ارائه بدین، چون مخارج و هزینه های کلی کمتر می شه.

بازار خود رو هدف گذاری کنین.
موافقت اجناس رو با نیازای گروههای خاص مشتری در نظر بگیرین. این کار ممکنه شامل ارائه تفاسیر اقتصادی، استاندارد و حق بیمه باشه. اینجور هدفی (تقسیم بندی بازار) می تونه وفاداری بسازه و مشتریان رو برابر با تغییر شرایط و نیازهاشون به طرف نقاط قیمتی بالاتر هدایت کنه.

چیجوری می خواین پرداخت کنین؟
بعضی وقتا روش پرداخت واسه حفظ قیمت رقابتی حیاتیه. ارائه دوره های زمانی مورد توافق که در اون تعیین ترازنامه یکی از راه های ایجاد انگیزه خرید، به ویژه در مواردی با هزینه بالاس؛ و جفت و جور کردن امکان پرداختای آنلاین و یا بدون تماس، گزینه هایی هستن که کار و کاسبی شما باید ارائه بده.

واسه اینکه بتونین در بازار رقابت ، موفق باشین و از راه رقابت کنار نرید باید واسه حفظ قیمت رقابتی تلاش کنین و پا به پای رقبا پیش برید. امیدواریم با استفاده از روشای فوق در قیمت گذاری اجناس و حفظ قیمت رقابتی سودآوری موفق شید.

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۴/۵]

واسه داشتن مشتری وفادار ، همیشه اونو غافلگیر کنین

ایجاد مشتری وفادار
تحقیقات نشون میده که رشد ۵ درصدی در وفاداری می تونه دوره سودرسانی مشتریان رو در چندین صنعت مثل بانکداری، بیمه، اتومبیل و نشر کارتای اعتباری، حدوداً دو برابر زیاد کنه. کلید موفقیت در ایجاد مشتری وفادار و جفت و جور همیشگی انتظارات مشتری وفادار، حفظ ارتباط با ایشون و غافلگیر کردن اون در عرضه های مازاد و خوشحال کننده پنهونه.

همیشه یادتون باشه که مشتری وقتی خرید می کنه ۵ نیاز داره:

نیاز بگو شونده: من نیاز به خرید خودروی ارزون قیمت دارم.
نیاز واقعی: مصرف سوخت مناسب، نگهداری ارزون، بیمه ارزون.
نیاز بگو نشده: رفتار مناسب فروشنده، سرویس سریع، در دسترس بودن.
نیاز اشتیاق: احتیاجی که مشتری انتظارش رو نداشته باشه، داشتن ایربگ، گارانتی طلایی، کارت سوخت بیشتر، تحویل زودتر از موعد.
نیاز مخفی: نیاز به تأیید بقیه، داشتن جایگاه خاص اجتماعی.
درصورتی که ما ۳ نیاز اول رو برطرف کنیم مشتری از ما راضی هستش حال اینکه با برطرف کردن ۴ نیاز اول مشتری به محافظ برند ما تبدیل می شه. درنهایت با برطرف کردن هر ۵ نیاز میتونیم سفیران برند خود رو جذب کنیم.

دقیق شدن روی کاربرد
احتمال رسیدن به اجناس و برنامه های موفق بازاریابی از روش دقیق شدن بر کارکرد بیشتر از دیگر روشای بخش بندیه.

توضیح داستان میلک شیک به درک بهتر این موضوع کمک می کنه، خیلی از مصرف کنندگان با این دلیل صبحا محصول اونو خریداری می گردن که با مصرف اون، زمان رانندگی شون رو تا محل کار کاهش داده و به اونا انرژی لازم تا رسیدن به وقت نهار رو بده. ازاین رو مناسب بودن کالا واسه خرید و توانایی استفاده از آن با یک دست بسیار لازم بود. اینجور نگرشی باعث طرح ایدهایی واسه تهیه مخلوطی غلیظ تر (تا زمان مصرف اون طولانی تر بشه)، سهولت خرید با کارتای خرید و با اون میوه اضافه کنن تا از این روش مریضی مسافرت رو هرچه بیشتر کم کنن، می شه.

ایده اصلی اینه که طرحای تولید و بازاریابی اکثراً از فهم عمیق چگونگی استفاده از محصول ناشی می شن، نه از روش درک مشتری!

در مثالی دیگر موفقیت آرم اندهمر در گسترش کسب وکارش رو میشه به دقیق شدن بر کارکرد بو زدایی قالی، لباسا، زیر بغل و یخچالا نسبت داد.

بخشای چندگانه در مقابل روش هدف دار تمرکز

دو روش هدف دار بخش بندی جدا هست. اولی بر یک بخش واحد تمرکز داره که می تونه بسیار کوچیک تر از کل بازار باشه.

وال-مارت، بزرگ ترین فروشنده حال حاضر آمریکا، کار خود رو با دقیق شدن بر شهرهایی با جمعیت کمتر از ۲۵ هزار نفر و در یازده ایالت مرکزی آمریکا شروع کرد- فروش زنجیره ای ارزون، بخشی که رقبا اونو ندیده گرفته بودن. روش هدف دار دقیق شدن بر جغرافیای خاص عامل ایجاد امتیازات رقابتی پایدار شد که شامل سیستم کارا و پاسخگوی جفت و جور انبار، هزینه پایین، نیروی کار باانگیزه، فضای خرده فروشی تقریباً ارزون و روش مدیریت چابک و کم هزینه بود.                                         یونین بانک، هشتمین بانک بزرگ کالیفرنیا، هیچ تلاشی واسه سرویس دهی به مشتریان حقیقی انجام نداده و عملیات خدماتی خود رو معطوف حسابای حقوقی کرده و تعهد و جامعیت بیشتری نسبت به خدمات رقبایش بوجود میاره.
در مقابل روش هدف دار تمرکز، کار در بخشای چندگانهه. یک شرکت سیب زمینی خردشده، روش هدف دارای متفاوتی رو واسه رسیدن به مغازه های فست-فود، بیمارستانا و خونهای سالمندان و مدارس و دانشگاها استفاده کرده.
در خیلی از صنایع، شرکتای پیشرو به طرف روش هدف دار چندبخشی قدم برمی دارن. پیشرفت روش هدف دارای چندگانه بسیار پرهزینهه و بیشتر باید از اثرات در حال افزایش و جامعی برخوردار باشه. ممکنه هم افزایی مهمی بین بخشای جور واجور به وجود بیاد. مثلا در اسکی آلپاین، تصویر پیشرفت یافته با اسکی حرفه ای واسه فروش در کسب وکار اسکی تفریحی مهمه.

انگیزهای مشتری
پس از تشخیص بخشای مشتری، قدم بعدی، بررسی انگیزهای اوناس. یعنی شما شما بدونین:

پشت تصمیم اونا چه چیزیه؟ چه فرقایی در هر بخش هست؟ همونجوریکه در زیر واسه مسافرتای هوایی نشون داده شده، فهرست کردن بخشا و اولویتای انگیزشی هر کدوم از اونا به درد بخور هستش.

بخش انگیزه
کسب وکار خدمات قابل اعتماد، زمان بندی مناسب، فرودگاهای راحت، برنامه های پرواز منظم و خدمات راحت
تفریح قیمت، زمان بندی ممکن
فروشندگان اینترنتی یاد گرفتن که بخشای خرید جدا وجود دارن و هر یک با مجموعه محرکای بسیار متفاوتی بکار می افتن.

خریداران تازه کار – نیاز به یک رابط ساده، کمک کننده و اطمینان دهنده نیاز دارن.
خریداران بی میل – به اطلاعات، تضمین و خدمات مشتریان واقعی نیاز دارن.
خریداران مقتصد – باید قانع شن که قیمت مناسبه و احتیاجی نیس در جای دیگری به دنبال اون کالا بگردند.
خریداران مشتاق – به وسایل اجتماعی واسه تسهیم تجاربشان نیاز دارن تا پیشنهادای شخصی و تبلیغی رو بررسی کنن.
خریداران هدف دار – به نظرات همتایان خود و یا اهل فن واسه تصمیم گیری به خریدار نیاز دارن.
خریداران راحت طلب – (بزرگ ترین گروه) قدمایی کارا میخوان، به اطلاعات زیاد از مشتریان و اهالی فن نیاز دارن، و خدمات مشتریان برتر رو میخوان.
تعیین انگیزها
بررسی انگیزه مصرف کننده از روش تشخیص انگیزها و محرکا واسه یک بخش خاص شروع می شه. با اینکه گروهی از مدیران می تونن این انگیزها رو تشخیص دهند اما انگیزهای معتبرتر به وسیله بحث و گفتگوی مشتریان در مورد اجناس و خدمات که از روش روشای سیستماتیک قابل دستیابیه.

امکان مصاحبه با مشتریان به شکل گروهی یا فردی هست.

گریفین و هوسر از برنامه پیشرفت کارکرد کیفیت دانشگاه MIT طی تحقیقی در مورد وسایل حمل غذا هر دو راه و روش رو با یکدیگر مقایسه کردن. اونا به این نتیجه رسیدن که مصاحبه های فردی بسیار به صرفه تر بودن و فرآیندهای گروهی در اون حد که هزینه های اضافی رو جبران کنه، اطلاعات کافی در اختیارشون قرار نمی داد.

اونا فهمیدن ۲۰ تا ۳۰ جلسه مصاحبه می تونه ۹۰-۹۵ درصد انگیزها رو پوشش بده.

ممکنه تعداد انگیزها به صدها مورد برسه، ازاین رو دسته بندی اونا اهمیت پیدا می کنه. واسه این کار میتونیم به اتفاق آراء مدیران شرکت برامون کافیه و یا از خود مشتریان بخوایم تا از هر گروه پیش فرض بهترین انگیزه رو انتخاب کنه. در این رابطه پس از آزمایش انجام شده روی ۲۰ شرکت، مدیران به فکر بودن استفاده از مشتریان نتیجه بهتری داره.

در تعیین اهمیت نسبی انگیزها هم دو راه و روش هست، یکی استفاده از نظرات مدیران و یا مشتریان با طرح سؤالاتی جهت انتخاب جانشینا و یا انتخاب بهترین هاس و راه و روش دیگر اینکه کدوم قضاوتا با تصمیمات خرید واقعی تناسب داره؟!

چهارمین تکلیف، تعیین انگیزه هاییه که نقش اونا تعریف گزاره ارزش کسب وکاره.

تحقیقات کیفی
هدف اصلی ، تحقیق در مورد انگیزهای واقعی ایه که از فهرستای ساخت یافته بیرون .

مثلا خریداران اتومبیلای اسپرت ممکنه با جوونی و یا رفتارای جوون پسندشون توضیح شن. بیان اینکه محصولی بسیار گران قیمته می تونه بازتابی از شکاف جفت و جور سرمایه باشه. ورود به ذهن مشتری می تونه آگاهیای استراتژیکی به وجود بیاره که به هیچ روش دیگری ممکن نباشه.

این تحقیق ممکنه مصاحبه های عمیق، جلسات گروه مدیران، مطالعه موضوعی مشتریان یا تحقیقات قوم نگاری رو بکنه.

مشتریان وفادار بیشتر می تونن به بهترین وجه تواناییای ارتباطی شرکتا رو توضیح کنن.
مشتریان ازدست رفته خوب می تونن مشکلات اجناس و یا خدمات رو بگن.
مشتریان جدید یا کسائی که اخیراً اندازه خرید خود رو زیاد کردن ممکنه کاربرد جدیدی از محصول رو معرفی کنن.
اونایی که از فروشندگان جور واجور خرید می کنن ممکنه دیدگاه خوبی از شرکت درزمینهٔ رقابت داشته باشن.
دکمه خطر مشتری
انگیزها رو میشه به دو گروه مهم و غیر مهم تقسیم بندی کرد. بااین حال ممکنه بهتر باشه تا تغییرات بازار رو با شناسایی دکمه خطر مشتری فعلی زیر نظر بگیریم. دکمه های خطر محرکایی هستن که برتری و اثر اونا بر بازارها به طور کاملً روشن و رو به رشده.

خریداران درباره چی چیزایی صحبت می کنن؟ محرکای تغییر در تصمیمات خرید و الگوهای مصرف چه هستن؟

مثلا دکمه های خطر در فروش اجناس غذایی خرده فروشی عبارتند از:

تازگی و طبیعی بودن، مغازه های خواربار با میزهای سالاد، سبزیا بسته بندی تمیز و تلاش واسه ارتقای کیفیت و عرضه اجناس تازه عکس العمل نشون دادن.
خوراک سالم. چربی پایین، نگرانیای مربوط به سدیم، باخبر شدن از مضرات نیترات
غذاهای محلی.
خوراکیای گرون قیمت.
غذاهای آماده طبخ. هم در خواربارفروشیا و هم در رستورانا عرضه می شه.
غذاهای دارای کربوهیدرات پایین.
تغییر اولویتای مشتری
باخبر شدن از این تغییرات اهمیت زیادی داره. مثلا در کسب وکار قهوه، سلیقه و عادات مشتری از خرید قهوه از خواربارفروشیا تا نوشیدن قهوه در قهوه خونهای لوکس و یا خرید دانه های قهوه واسه مصرف حرفه ای تغییریافتهه.

با در نظر گرفتن این موضوع تصور اینکه اولویتای مشتری تغییر نمی کنه، بسیار خطرناکه.

مشتری در جایگاه شریکی فعال

مشتریان، به جای این که اهداف منفعلی در تبلیغ و پیشرفت اجناس باشن به شکل روزافزونی به شرکای فعال در مراحل خرید تبدیل می شن.

جهت کنترل این تغییر مدیران باید:

گفتگوی فعالانه رو تقویت کنن. (هم آنلاین هم غیر آنلاین)
اجتماعات مشتریان رو راه اندازی کنه. استفاده از بستر اینترنت تلاش اصلی در ایجاد و منظم، زمینه ای واسه این اجتماعه.
تنوع مشتریان رو مدیریت کنه. خصوصاً در اجناس تکنولوژیکی.
تجارب شخصی رو هم افزایی کنن. هم افزایی تجارب چیزی بالاتر از جفت و جور نیازای فردیست. یک گل فروشی آنلاین ممکنه بجای ارائه یک منوی انتخاب، امکان انتخاب نوع و تزئین گلا و گلدانا رو در اختیار واسه رسیدن به فروش بیشتر، تبلیغات خلاق و موثر کدامه ؟

فروش بیشتر موجب پیشرفت و موندگاری کسب و کاره و این پروسه با تبلیغات خلاق و موثر ممکن می شه.

با در نظر گرفتن نوع کار و کاسبی و مخاطبان باید بتونیم ◂ برنامه تبلیغاتی مناسب رسم کرده و با ◂ آگهی تبلیغاتی مناسب تصویری یا نوشتاری خلاق و با ◂تیز هوشی تبلیغاتی از روش رسانه مناسب به این هدف دست پیدا کنیم. پدیده فکر مهتر با ★ برنامه ریزی هوشمند و هدف دار تبلیغاتی، ★ تولید آگهیای خلاق تصویری و نوشتاری و ★ استفاده از رسانه مناسب واسه رسیدن به فروش بیشتر در کنار شماس .

ارتباط سریع با ما

[تعداد: ۵    میانگین: ۳.۸/۵]

واسه رسیدن به محتوای قوی چیجوری تولید محتوا کنیم؟

رسیدن به محتوای قوی
کلید مخفی بازاریابی محتوایی، گردش کار خوبه. با یک گردش کار خوب می تونین به محتوای قوی دست پیدا کنین. اما چیجوری میشه با یک گردش کار خوب به محتوای قوی رسید؟ با ما همراه باشین تا در این مورد بیشتر بخونیم.

کلید مخفی مدیریت محتوای خود رو پیدا کرده این؟ و یا با یک سیستم به هم پیوسته، که کار رو به پایان میرسونه، کار می کنین؟
اگه شما فقط کار رو به اتمام می رسونین، تنها نیستین. در بررسیای گذشته مشتریان خود، فهمیدیم که تقریبا ۸۶٪ افراد، بازاریابی محتوایی خود رو با ترکیبی از مایکروسافت ورد، اکسل و ایمیل مدیریت می کنن.
اما این پروسه چیجوری واسه شما کار می کنه؟ بیشتر افراد در ایجاد، ویرایش، بررسی و تایید یک قطعه محتوای واحد، استفاده از اونو سنگین و غیر قابل کنترل، به درد نخور، و خسته کننده می دونن. حال زمان اون رسیده تا یه قدم به عقب برگردیم و آزمایش کنیم که به چه دلیل اینجور کاری می کنیم و چه کاری رو انجام می دیم و همینطور راهی رو واسه بهبود این مراحل پیدا کنیم.

کارایی که انجام می دین
گردش کار خود رو مستند کنین. یک قطعه محتوا رو از مرحله ایده تا مرحله منتشر کردن و یا مرحله پیشرفت دنبال کنین. اطمینان پیدا کنین که این جدا سازی و بررسی مشخص می کنه کی درگیر و مسئول هر مرحله فرآینده. نام افراد رو استفاده نکنین اما عنوان و نقش اونا رو فهرست کنین. ارتباطاتی رو که در این پروسه درگیر هستن و وسایل تکمیل اون ارتباطات رو شناسایی کنین.

این کار در یک پست وبلاگ روشن و قانع کننده، می تونه اینجور باشه:

ویرایشگر، موضوع پست رو واسه نویسنده تعیین می کنه (از روش ایمیل)
نویسنده پیش نویس رو جفت و جور می کنه (Word سرور گروهی)
نویسنده به ویرایشگر آگاهی میده که کار آمادهه (ایمیل)
ویرایشگر، ویرایشا رو در سند انجام میده (در Word سرور گروهی)
ویرایشگر از نویسنده سئوال می پرسد (ایمیل)
نویسنده در سند به سئوال جواب میده (Word سرور گروهی)
نویسنده به ویرایش آگاهی میده که جواب گذاشته شد (ایمیل)
ویرایشگر پست رو بررسی می کنه و تغییرات رو قبول می کنه (ورد)
ویرایشگر سند رو واسه بررسی مجوز می فرسته (ایمیل با پیوست فایل ورد)
بخش مجوز تغییری رو در یک پاراگراف بوجود میاره (نسخه ورد جدید)
بخش مجوز، فایل تایید شده رو به ویرایشگر می فرستد (ایمیل با پیوست نسخه جدید فایل)
ویرایشگر تموم تغییرات رو می خونه، و در سرور گروهی ذخیره می کنه (Word سرور گروهی)
ویرایشگر به مصحح پست آگاهی میده که مطلب واسه واسه بررسی آمادهه (ایمیل)
مصحح فایل رو به روز رسانی می کنه (Word سرور گروهی)
مصحح به مدیر تولید وبلاگ آگاهی میده که پست آمادهه (ایمیل)
مدیر وبلاگ میفهمه که نویسنده توضیحات اضافی رو نیفزودهه (Word)
مدیر وبلاگ با ویرایشگر و نویسنده تماس میگیره و در مورد نبود توضیحات اضافی به اونا میگه (ایمیل)
نویسنده با توضیحات کامل به همه جواب میده (ایمیل)
مدیر وبلاگ پست رو به روز رسانی کرده  و منتشر کردن رو برنامه ریزی می کنه (وردپرس)

یک پست ساده تنها با چند نفر، ۱۹ مرحله زمان میبره و حتی شامل پیشرفت بعدی و منتشر کردن نمی شه. با اضافه کردن مراحل رفت و برگشتی و یا سرگروها این پروسه می تونه دو یا سه برابر شه.
وقتی که ما مشتریان خود رو در مورد تعداد همکاری افراد بیشتر در پیشرفت محتوای شون بررسی کردیم، ۲۰٪ گفتن که ۱۰ نفر یا بیشتر در هر قطعه از محتوا درگیر هستن. و بسیار علاقه مند شدم که بدونم این جریان کار چیجوریه.
ممکنه حرکت قدم به قدم دلهره آور به نظر برسه، اما واسه درک چیجوری، چیجوری، و کی بودن، لازمه. همینطور، زمان مختص هر مرحله رو هم محاسبه می کنه.

نکته: بررسی رو به یک تاکتیک محدود نکنین. مثلا روند گردش کار واسه یک پست وبلاگ با روند گردش کار واسه یک فیلم فرق داره.

کارایی که انجام می دادیم
وقتی که سیستم خود رو حسابرسی کردیم، فهمیدیم که معمولا ۱۵ تا ۲۰ ایمیل بین مشتری و نویسنده رد و تبدیل میشه تا یک قطعه از محتوای معنی به طرف تصویب پایانی حرکت کنه. (این آمار شامل ایمیلای طرف مشتری واسه مسیریابی داخلی نیس.)
ما فهمیدیم که یکی از بزرگترین مشکلات این روند مدیریت “منبع حقیقی” است. وقتی که شما از روش ایمیل اسناد ورد رو به طور پیوسته به چند نفر ارسال می کنین، شناسایی نسخه فعلی تقریباً نشدنی می شه. این به درد نخوری به سرعت هزینه ها رو بالا می بره. این یکی از دلایلیه که ما تصمیم به استفاده از یک پلت فرم بازاریابی محتوا و حتی پیشرفت یک CMP سفارشی واسه مشتریان خود، گرفتیم. ما پس از انتقال روند به پلت فرم بازاریابی محتوایی، به طور متوسط ۷۴ دقیقه از زمان کارکنان رو در هر پست وبلاگ تولیدی، صرفه جویی کردیم.

اون چیزی که می تونین انجام بدین
پس از شناسایی روند گردش کار خود، نقاط مشکل زا رو شناسایی کنین. شما واسه ایمیل از پیوستای وُردی استفاده می کنین که بیشتر نمی تونین خیلی راحت آخرین نسخه رو پیدا کنین؟ شاید بخواهید از یک سرویس Cloud مثل Dropbox یا Google Drive استفاده کنین که در اون اسنادتان همیشه وجود دارن و شما می تونین ببینین که کی روی اون تغییراتی ایجاد کرده. پلت فرم مدیریت محتوا راهی قوی تر واسه رسیدگی به این چالشه.
سیستم ردیابی گردش کار، نیازمند دسترسی به همه ذینفعانه. که تنها، دیدگاه مشترک، نیاز به ایمیل رو واسه بررسی وضعیت محتوا، ایجاد شفافیت و بهبود پاسخگویی، نابود می کنه.

در روند کار توقف نکنین
در مطالعاتی که انجام شده، مشتریان محتوای سرمقاله اشتراکی رو به عنوان یکی از ویژگیای مورد علاقه در یک پلت فرم بازاریابی محتوایی دونسته ان. با راه اندازی تقویم سرمقاله ای در یک سیستم واحد، شما به ذینفعان زیاد نمایش عملیاتیِ روزانه از روش هدف دار، پیشرفت و یافته های کمپین، ارائه می دین.
در بعضی شرکتا معمولاً به مدیران فروش اجازه دسترسی به تقویم سرمقاله ای رو میدن. مشارکت به اونا اجازه میده تا با اهداف مشتریان در ارتباط باقی بمونن و داده ها رو با در نظر گرفتن شکلای هدف دار، موضوعات، و زمان بندی محتوای در تقویم، ارائه دهند. اونا هم اینکه می تونن محتوا رو واسه استفاده در کمپینای اتوماسیون بازاریابی انتخاب کنن و ببینن که چه مطالبی بهترین درخشش رو واسه مشتریان داره.
یادتون نره که باید واسه بقیه ذینفعان کلیدی که ممکنه در پروسه درگیر نباشن هم امکان دسترسی رو جفت و جور کنین. خرید بیشتر اجرایی واسه هر برنامه بازاریابی محتوا خیلی با اهمیته. اگه این ذینفعان کلیدی، خودشون بتونن ارزش بازاریابی محتوایی شما رو ببینن و سبک سنگین کنن، واسه ساپورت از محتوای طرحای بازاریابی شما تمایل بیشتری دارن.

امتیازات اضافه شده رو درک کنین
یک سیستم در دسترس واحد هم می تونه در حل بعضی از چالشای مدیریت نظام بخش، قانونی و داخلی کارساز باشه. (بیشتر از ۷۰٪ از مشتریان گفتن که اونا به طور منظم باید به سطحی از قوانین مدیریت قانونی/ داخلی پای بند باشن.)
اجرای یک پروسه موثر و قابل لمس شامل مواردیه که شما باید هنگام اجرا از اونا مطمئن شید:
قرارداد برابری بهتر شده باشه تا بهتر بتونه به افزایش حجم محتوا در این عصر دیجیتال اشاره کنه.
ردیابی جهانی بهتری از مصوبات که تو یه محل واحد ذخیره می شه، می تونه به شکلی ویژه واسه تیم حقوقی شما با ارزش باشه.
هارد دیسکای منطقه ای واسه همه در دسترس نیس. توقف کار و ساپورت گیری سرورها فوراً انجام نمی شه. کارمندان دست از کار میکشن. راه حل مدیریت محتوای طبق Cloud به خاطر این لازمه که مطمئن شید فایلا در هر زمان در دسترس هستن، و شما خیلی راحت می تونین حقوق دسترسی رو با خروج یک کارمند، تغییر بدین.

نتیجه
در تمایل به انجام چیزی که قبلاً انجام می دادین، آزاد باشین. نگاهی دقیق تر به اون چیزی که انجام می دین داشته باشین و تموم وسایل موجود رو واسه انتخاب بهترین مورد (ها) که اجرا اون شدنیه و بازاریابی محتوایی شما رو تا سطح جدیدی از موفقیت پیشرفت می بخشه، بررسی کنین.

نویسنده: Scott Severson

شما همیشه می تونین جهت تولید محتوای قوی واسه سایت خود، از روش کلیک بر اینجا با همکاران ما در پدیده فکر مهتر ارتباط برقرار کرده و از خدمات ما در این مورد برخوردار شید.

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

واسه رسیدن به زندگی خوشحال همین حالا دست به کار شین!

زندگی خوشحال و سلامت
اگه عنوان این مقاله توجه شما رو جلب کرده نشون میده شما به قدرت تغییر واقفید  باور دارین که واسه شما جا واسه پیشرفت و بهبود زندگی تون هست .باورا و فرصتا شما رو در مسیرتون پیش می بره اما واسه زندگی خوشحال از کجا باید شروع کرد.

هیچ نقشه گنجی واسه رسیدن به موفقیت در زندگی وجود نداره و واسه رسیدن به موفقیت تنها یک راه وجود نداره و این چیزیه که زندگی رو هیجان انگیز میکنه من صدها مقاله و کتاب خوندم اما برنامه کاملی واسه موفقیت بدست نیاورده ام و هنوز هرروز در حال جست و جو و تلاش هستم.چیزی که یاد گرفتیم این  است که تجربه ها و ایجاد عادتای خوب به شما کمک میکنه پایه ای واسه موفقیت بسازین.

چیزای جدید رو امتحان کنین ، از بدنتون مراقبت کنین، سئوال کنین ، با خواب مقابله نکید زمانایی رو به فکر کردن اختصاص بدین .

موارد بیشتر این آموزشا رو در اینفو گرافی زیر گذاشته شده.

[تعداد: ۶    میانگین: ۴.۷/۵]

واسه رشد ۸ درصدی در اقتصاد ، هرساله به ۵۰ میلیارد دلار جذب سرمایه خارجی نیاز داریم!

به گفته اقتصاددانان اگه به دنبال رشد ۸ درصدی در اقتصاد هستیم هرساله به ۵۰ میلیارد دلار جذب سرمایه خارجی نیاز داریم.

در این راه و واسه جذب سرمایه گذاری خارجی دولت باید زمینه مطلوب واسه مشارکت بخش خصوصی رو جفت و جور سازه. این در حالیست که سهم ۲۰ درصدی بخش خصوصی در اقتصاد جذابیتی واسه مشارکت سرمایه گذاران نداره در حالی که دولت می تونه از ظرفیت بخش خصوصی واسه تکمیل پروژه های نیمه تموم خود بهره گیرد. از طرف دیگر رقابت دولت با بخش خصوصی مانع جلب علاقه مندی سرمایه گذاران و هیاتای تجاری خارجیه و دولت باید به جای رقابت به توانمندسازی بخش خصوصی کمک کنه. این در شرایطیه که کارشناسان تاکید دارن در وضعیت درآمدی فعلی، دولت نمی تونه بدون در نظر گرفتن ظرفیت بخش خصوصی موفق بکنه و بدیش اینه باوجود تاکید بر مشارکت بخش خصوصی در عمل خروجی چندانی مشاهده نمی شه. از طرف دیگر پروسه ١٠ سال خصوصی سازی در ایران که ١٠٠ میلیارد دلار واسه اون صرف شد هیچ تحولی در اقتصاد کشور ایجاد نکرد و هیچ کمکی هم به بخش خصوصی نشد.
محسن بهرامی ارض اقدس، رئیس کمیسیون تجارت اتاق بازرگانی:
مشورت با بخش خصوصی در امور فرامرزی
اولین مانع و مشکل بخش خصوصی، دولتی بودن اقتصاده. بیشتر از ۸۰ درصد اقتصاد دولتیه و این میدون رو بر بخش خصوصی تنگ می سازه. حجم قوانین و مقررات و مخالف بودن اونا مشکل دیگر سر راه بخش خصوصیه که در ماده ۷۶ قانون بهبود فضای دائمی کار و کاسبی حذف این قوانین مزاحم رو دوش اتاق بازرگانی گذاشته شده. تا وقتی که این قوانین نابرابر و مخالف ورداشته نشن مشکلات بخش خصوصی به قوت خود باقی هستن. رتبه ضعیف ما در کار و کاسبی که در بین ۱۸۰ کشور دنیا در رتبه ۱۴۰ قرار گرفته، نشون از این مشکلات داره. این رتبه اخیرا با تدبیر دولت تدبیر و امید کمی بهتر شده و به ۱۱۸ رسیده و قراره تک رقمی بشه. قوانین و مقررات مزاحم، بروکراسی اداری، فساد اداری که در اقتصاد ما گسترده شده و به بهونه بعضی تبصره ها مانع بخش خصوصی در اجرای اهداف خود و رسیدن آسون به اون شده، مثل این مشکلات ان. نکته دیگر نبود شفافیت و آگاهی رسانی درست به بخش خصوصیه که باعث شده بعضی فعالان این بخش مجبور شن واسه رسیدن به خواسته های خود از وسیله پارتی یا پول و رشوه استفاده کنن. فعالیتای دولت در قیمت گذاری و کنترل دستوری اونا مانع دیگر سرمایه گذاری در بخش خصوصیه. قوانین و دستورالعملای با عجله، بی ثباتی سیاستای دولت، بی ثباتی اندازه ارز و اجرای غیراصولی قوانین مثل برنامه پیشرفت چهارم و پنجم که پس اون هیچ یک از شاخصای اقتصادی محقق نشده، بخش دیگری از مشکلات بخش خصوصیه. دولتای گذشته به خواستها و انتظارات این بخش هیچ پاسخی نداده ان و بین اون با بخشای دولتی تبعیضی رو قائل شدن. واسه انسجام دادن به این بخش میشه به سیاستای اصل ۴۴ قانون اساسی و بیانات مقام معظم رهبری اشاره کرد که طبق اصل ۴۴ قرار شد بنگاهای دولتی به بخش خصوصی واگذار شن تا درآمد حاصل از این واگذاریا صرف تقویت بخش خصوصی شه. بدیش اینه واحدهای فرامرزی بخش خصوصی به وسیله دولتا معرفی و شناخته نشدن در حالی که لازمه دولت واسه انسجام این بخش به اونا توجه کنه و در امور اقتصاد کشور و روابط فرامرزی از آن مشورت بگیره. نمونه تشکلا و نمایندگان بخش خصوصی اتاقای بازرگانی هستن که نباید از نظرات و ایده های سرمایه گذاری اونا غافل شد.
احمد پور فلاح، رئیس کمیسیون فضای کسب وکار اتاق بازرگانی تهران:
چندصدایی بخش خصوصی
یکی از دلیلایی که موجب شده بخش خصوصی رشد کافی نداشته باشه اینه که در ده های گذشته این بخش رو عقب نگه داشتن. اخیرا هم واسه اینکه جایی واسه بخش خصوصی در اقتصاد ایجاد شه اقدامات خوش بینانه ای ایجاد شده. ضعف بخش خصوصی با نگاهی به اتاق بازرگانی روشن می شه. مثلا اتاق بازرگانی که نماینده بخش خصوصیه
یک سوم از فعالان اقتصادی در سطح کشور رو شامل می شه که این نشون میده حضور بخش خصوصی در کشور پررنگ نبوده و قدرت کافی نداره. شاخه های جور واجور بخش خصوصی با هم همصدا نبوده و برابری کافی رو ندارن. همین موجب شده این بخش در گفتگو با دولت یا مجلس به نتیجه ای دست پیدا نکنه. ۱۲۰ تشکل مربوط به بخش خصوصی در کشور وجود دارن که در بیان اندیشه ها و صحبت هاشون با هم هماهنگی ندارن، واسه همینه که نتونسته ان واسه رسیدن به منافع خود تلاش منسجی داشته باشن.

بیژن عبدی، پژوهشگر اقتصادی:
تمایل بخش خصوصی به تجارت به جای تولید
یکی از مشکلات بخش خصوصی که موجب شده انسجام لازم رو نداشته باشه اینه که این بخش تمایل چندانی به تولید نداره و بیشتر به طرف کارایی چون واردات یا بیزینس رفته. مثلا در گذشته ما این افتخار رو داشتیم که از روش جاده ابریشم روابط تجاری آسون با بقیه کشورها داشته باشیم. بخشی از تمایل بخش خصوصی، به این سابقه تاریخی مربوط میشه. بزرگ ترین مصیبت بخش خصوصی هم همین تمایل به واردات به جای تولیده.  نکته دوم اینکه بخش خصوصی در سرمایه گذاری تمایل به انحصار داره و فردگراست و به دلیل اینکه به دنبال سودآوری بالا در بازه زمانی کوتاه مدته، کمتر به سراغ کارای گروهی و مشارکتی میره و اگه هم بره خیلی سریع این شراکتا نابود می شه یا باعث رانت می شه.  مشکل دیگر اینکه به دنبال بازار صادراتی نبوده و تلاشی واسه شناسایی بازارهای صادراتی نمی کنه. مانع دیگر در انسجام بخش خصوصی عادت داشتن به شکلای سنتی مثل استاد شاگردیه و تمایلی به تکنیکای روز و جدید نداره. از طرفی از علم و تکنولوژیای روز استفاده نمی کنه. این بخش قوای کافی واسه سرمایه گذاریای خارجی رو نداره. هرچند دولت در این موضوع هم سهیمه اما خود اتاق بازرگانی و تشکلای خصوصی اقدام مناسبی در این بخش انجام نداده ان. از طرفی هم بخش خصوصی شدیدا وابسته به دلار نفته و تلاش نکرده در بازارهای صادراتی و موضوع صادرات واسه خود میدونی باز کنه. در خیلی از کشورها امور اقتصاد به بخش تعاونیا و شرکتای سهام عام و خاص واگذار می شه مثلا در آمریکا بخش بزرگ کشاورزی در اختیار تعاونی هاست و تعاونیا اجازه تشکیل بانکای مخصوص تعاونیا رو دارن در صورتی که در کشور ما دولتا خود رو حریف تعاونیا می دونن.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

واسه روابط عمومی کسب وکار چیجوری با روزنامه نگارا ارتباط برقرار کنیم؟

اگه یاد بگیرین که چیجوری با روزنامه نگارا ارتباط برقرار کنین، می تونین از آن روابط واسه تبلیغ کسب وکار، اجناس و خدمات خود استفاده کنین.

روزنامه نگارا همیشه به دنبال شکار یک داستان خوب هستن. اگه شما این کار رو واسه اونا راحت کنین، ممکنه به این نتیجه برسن که داستان شما ارزش پوشش خبری داره.

با این حال، قبل اینکه بتونین با یک روزنامه نگار ارتباط برقرار کنین، باید بدونین که چیجوری خودتون رو نشون بدین تا اون شما رو جدی بگیره و بخواد موارد مثبتی رو در مورد سازمان شما گزارش کنه.

خبرنگاران رو در توییتر دنبال کنین
روزنامه نگارا در میدونایی کار می کنن که در اون باید اطلاعات رو از مردم دریافت کنن. پس از سالها تجربه مصاحبه، اونا بیشتر یاد می گیرن تا فاصله خود رو با بقیه حفظ کنن. چون می دونن چیجوری می تونن سوالات برجسته و اصلی رو بپرسند، اونا می دونن که چه زمانی فردی میخواد اونا رو دست بندازه.

می تونین فاصله حفاظتی روزنامه نگار رو با نزدیک شدن تدریجی به اون کم کنین. کارتون رو با دنبال کردن اون در توییتر شروع کنین. پس از اینکه توییتش رو واسه چند هفته دنبال کردین، آزادانه به توییتش جواب بدین. این کار توجه اونو به نام شما جلب می کنه.

در این زمان اون نمی دونه شما که هستین، اما دست کم نامتون رو دیده. این می تونه وقتی که بهش دسترسی پیدا می کنین تا یک داستان در مورد شما ، شرکت تون یا یک اتفاق بنویسه، فرق بزرگی بسازه.

در مورد نوشته روزنامه نگار نظر بدین
خیلی از روزنامه ها و مجلات دیجیتالی شده  ان یا از میدون کسب وکار کنار رفته ان. بدون دودلی، این زمان واسه فعالیت در صنعت اخبار چاپی زمان سختیه.

شما می تونین از تغییر رسانه های دیجیتال واسه ایجاد ارتباط با روزنامه نگارا در منطقه خود استفاده کنین. با نظر دادن در مقالات روزنامه نگاری محلی، شروع کنین. سؤالات عمیق بپرسید و به بقیه منابعی که می تونن به خوانندگان آگاهی رسانی کنن، اشاره کنین. این  کار می تونه توجه نویسنده رو خیلی سریع جلب کنه. فقط حتما  وارد سایت شید و از نام واقعی خود استفاده کنین.

هر کاری که می کنین فقط به یک غول تبدیل نشید. چون روزنامه نگار ممکنه شروع به شناسایی شما کنه، اما نه اون طور که باید. پس از ایجاد احساسات مثبت در مقالات اون، می تونین خود رو معرفی کنین تا یک رابطه تجاری بسازین که به نفع هر دوی شماس.

یاد بگیرین که چیجوری اطلاعیهای مطبوعاتی بنوسید
تا به حال فهمیدین که  به نظر می رسه روزنامه نگارا قبل از هرکی دیگری از چیزی خاص باخبر هستن؟ این معنیش این نیس که اونا قدرت روحی دارن. بلکه به این دلیله که مردم به اونا اطلاعیهای مطبوعاتی ارسال می کنن.

اگه می خواین یک مغازه جدید باز کنین، یا یه محصول جدید رو عرضه کنین، یا یک رویدادی رو جشن بگیرین که می خواین مردم از آن آگاهی داشته باشن، پس باید یاد بگیرین که چیجوری اطلاعیهای مطبوعاتی بنویسین.

ایجاد اطلاعیهای مطبوعاتی بی اشکال کمی تمرین نیاز داره ، اما چند قانون هست که می تونین از اونا استفاده کنین تا اولین اطلاعیه خود رو به بهترین شکل بنویسین:

الف) یک عنوان عجیب واسه اون در نظر بگیرین.

ب) به موضوع اصلی اشاره کنین.

د) به اطلاعات دقیق مثل تاریخا، زمانا و اعداد اشاره کنین

ج) توضیح بدین که هستین

و) اطلاعات تماس خود رو بنویسین  ه) متن تون کوتاه باشه

روزنامه نگارا وقت زیادی واسه مطالعه اطلاعیهای مطبوعاتی طولانی صرف نمی کنن. حتی یک سازمان خبری کوچیک هم می تونه روزانه صدها مورد از اونا رو دریافت کنه. اگه اطلاعیه مطبوعاتی شما برجسته و باحال توجه نباشه، هیچکی به اون توجه نمیکنه.

بدونین که کدوم روزنامه نگار رو هدف بذارین
شما می تونین با دنبال کردن روزنامه نگارا محلی، زمان زیادی رو واسه خود صرفه جویی کنین. پس از گذشت چند هفته، باید بدونین که چه کسائی میخوان در مورد شما یه گزارش بنویسن.

می تونین با هدف قرار دادن بخشای خاصی از مقاله شروع کنین. اگه مرکز خریدی رو اداره می کنین، نویسنده هنر و فرهنگ شاید به اتفاق شما اهمیتی نمی ده (اونا بیش تر به گالریا، موسیقیا و نمایشنامها علاقه مند هستن). عوضش، با یک نویسنده کار و کاسبی تماس بگیرین که رویدادهای مشابهی رو در گذشته پوشش داده.

مقاله ها و مجلات محلی خود رو بخونین تا ببینین که کدوم روزنامه نگارا در مورد موضوع مورد نظر شما می نویسند. اینطوری، شما می تونین پیام خود رو به نویسندگانی که ممکنه جواب بدن برسونین.

یک ایمیل بفرستین
روزنامه نگارا موفق امروزی، بخشی از پر ارتباط ترین افراد دنیا هستن. اونا از هر نوع راه ارتباطی موجود واسه حضور در بالا آخرین اخبار استفاده می کنن.

پس، بهترین راه ارتباط با یک روزنامه نگار چیه؟ تلاش کنین یک ایمیل به اون بفرستین.  بیشتر مقالات شامل نشانی ایمیل نویسنده در پایین گزارش هاست. این کار باعث می شه که شما بتونین بهش دسترسی داشته و  با اون ارتباط برقرار کنین.

در همه  ایمیلا از ترفندای جلب توجه استفاده نمی شه،  پس از تکنیکای مشابه اطلاعیهای مطبوعاتی استفاده کنین:

الف) یک موضوع خوب انتخاب کنین

ب) به موضوع اصلی اشاره کنین

ج) مواردی رو که باعث می شه روزنامه نگار به بهترین شکل به شما دسترسی داشته باشه رعایت کنین

واسه جلب توجه به یک راه مخفی یا رمز عبور نیاز ندارین. بیشتر روزنامه نگارا از دریافت ایمیلای آموزنده از خوانندگان خود استقبال و تشکر می کنن. این موضوع باعث می شه که شغل شون کمی راحت تر شه. علاوه بر این، روزنامه نگارا همیشه به دنبال چیزی جدید واسه نوشتن هستن. ایمیل شما می تونه ایده ای عالی واسه یک داستان ارائه بده.

پست قدیمی رو امتحان کنین
ایمیل سریع ترین راه دسترسی به یک روزنامه تصویر، اما ممکنه در جلب توجه به شما کمکی نکنه. اگه فکر می کنین سازمانای خبری اطلاعیهای مطبوعاتی خیلی زیادی رو دریافت می کنن، باید تعداد ایمیلایی رو که به دستشون می رسه ببینین. یک روزنامه نگار محبوب می تونه روزانه صدها ایمیل رو خیلی راحت دریافت کنه. فکر می کنین ایمیل شما  به کجا میره؟

اگه موضوعی برجسته ای داشته باشین، ممکنه خونده شه. اما اگه توجه روزنامه نگار رو جلب نکنه، به بخش ایمیلای حذف شده میره. در این صورت می تونین از پست سنتی استفاده کنین. این روزها، مردم انتظار ندارن که نامهای شخصی دریافت کنن. اگه این قدم اضافی رو وردارین، می تونین خود رو به یک روزنامه نگار به درد بخور وصل کنین.

مثل همه شکلای ارتباطی، باید بعضی نکات رو واسه انجام دقیق کارتون در نظر بگیرین. مطمئن شید که:

از دست خط خوانایی استفاده کردین
اطلاعاتی رو که در اطلاعیه مطبوعاتی می نویسید در نامه هم گذاشته اید
نشانی ایمیل یا شماره تلفن خود رو وارد کردین تا بتونه خیلی راحت با شما تماس بگیره
هدایای کوچیکی مثل مداد سفارشی چاپ شده با لوگوی خودتون رو در پاکت قرار دادین
در این حالت افراد بیشتر مجبور به مقابله به مثل می شن، به ویژه وقتی که هدایای کوچیک دریافت می کنن. قرار دادن چند مداد در بسته، دقیقا همون چیزیه که روزنامه نگار رو قانع می کنه تا با شما تماس بگیره.

شما از چه استراتژیایی واسه ارتباط با روزنامه نگارا استفاده می کنین تا  به کمپین PR خود کمک کنین؟ موفق بودین، یا لازمه واسه دفعه بعد در مورد روش خود تجدید نظر کنین؟  نظراتتون رو با ما مورد بحث و رد و بدل کردن نظر قرار بدین.

[تعداد: ۶    میانگین: ۴.۷/۵]

واسه فروش بیش تر چه کارایی باید انجام بدیم؟

فروش بیش تر
هنوزم در کار فروش از کار خود رضایت ندارین؟ فروش بیش تر واسه شما رخ نمی ده؟

ما در سایت حاضر “پدیده فکر مهتر” تکنیکای فروش بسیاری رو قرار دادیم که می تونین با مطالعه اونا با روشای جدیدی آشنا شده و در کار و کاسبی خود مورد استفاده بذارین. حالا در این پست تلاش کردیم به یه سری عوامل که در فروش تاثیر زیادی دارن از دریچهای متفاوت و جدیدی نگاه کنیم. با ما همراه باشین.

۱- تلاش کنین مشتاق تر باشین
به عنوان اولین مورد، راهی رو می گم که Frank Bettger در کتاب “چیجوری تونستم خودمو از روش ‘فروش’ از شکست به موفقیت برسانم” عنوان کرده. اون میگه: مشتاق تر شید. دقت کنین که مشتاق بودن، حتما به معنی مسرور و خوشحال و خونگرم بودن نیس! خیلی از مسئولان فروش خودشون رو مجبور به این کار می کنن و غافلند از اینکه تا چه حد دورو به نظر می رسن. مشتاق بودن یعنی به خودتون اعتماد داشته و دقیق باشین. این نه فقط شما رو صادق تر نشون میده بلکه باعث می شه تا جلسات فروش دلپذیرتری رو هم تجربه کنین.
خیلی از کارآفرینان بسیار خجالت زده و یا بسیار جدی و رسمی هستن بعضی هم بسیار بیشتر از حد تلاش می کنن. اگه خود شما یا هر کدوم از آدمایی که می شناسین از اینجور ویژگیای حادی برخوردارید باید یاد بگیرین که با مشتریان تون به شکلی حرف بزنین که انگار دوستان تون هستن. -این همیشه طبیعی نیس –  واقعا، فقط با تمرین میشه به اینجور مهارتی رسید.

۲- با پرسیدن سئوال با اعتراضات شون مواجه شید
یک بخش لازم واسه اینکه بیش تر دقیق تر باشین اینه که بدونین چه زمانی باید سئوال بپرسید. بهترین زمان واسه سئوال پرسیدن در طول فروش، موقعیه که ارتباط شما با مخاطب در حال سرد شدن باشه.
سئوال پرسیدن به شما کمک می کنه تا از بحث و جنگ دوری کنین، مسائل اصلی و کلیدی رو پیدا کنین. به مخاطب خود احساس مهم بودن بدین و کشف کنین که اون دقیقا به دنبال چیه.
بطور مثال سوالی که همیشه از اونا می پرسم اینه: الان با محتوای خود مشغول انجام چه کارایی هستین؟
اگه گفت که برنامه خاصی رو پیاده نمی کنه کار شما ساده س! و همین حرف کافیه تا شما بتونین به مکالمات خودتون جهت دلخواه رو بدین تا باعث فروش شه. اما اگه بگه که برنامه خاصی رو پیش رو داره و طوری درخواست کمک ما رو رد کرد؛ با پرسیدن یک سئوال دیگر، صحبت ام رو ادامه میدم و اون سئوال اینه: کارایی که الان انجام می دین واسه رسیدن به اهداف تون کافیه؟

۳- درک کنین که مخاطب شما دقیقا چی میخواد، بعد به اون کمک کنین تا به خواسته اش برسه
مرحله بعدی اینه که بعد از اینکه فهمیدین اون واقعا به دنبال چی می شه اونو قانع کنین که ایده و راه حل شما همیشه همراهشون هستش.  -این بطور طبیعی رخ نمی ده –  شما باید بتونین فرصتی رو بوجود بیارین تا با انعطافی که در روش تون هست باعث رخ دادنش شید.

۴- همیشه به دنبال شون باشین.. حتی اگه امیدی نباشه!
اگه شما فکر می کنین که در کار فروش ناموفقید اینجا آماری رو به آگاهی شما عزیزان می رسانیم که باعث شه درباره فرضیات تون کمی تغییر نگاه داشته باشین.

– ۴۴ درصد از مسئولان فروش تنها بعد از یک تماس با مشتری بالقوه خودشون رو می بازن.
– نصف مسئولان فروش تنها با دو بار تلاش کردن میخوان که به نتیجه مطلوب برسن.
– ۸۰ درصد از مخاطبان، نیاز دارن که تا قبل از فروش، ۵ بار با اونا ارتباط برقرار شه.
این حقیقت رو هم به این آمار اضافه کنیم که بیش تر کسب و کارا دیگر به ایمیلا جواب هم نمی دن! و این به روشنی نشون میده که مسئولان فروش خیلی زود خودشون رو می بازن.
اگه هیچ بازخوردی از مشتری که فکر می کردین واسه خرید آمادهه دریافت نکردید به طور کامل طبیعیه!

– ۶۳ درصد از کسائی که امروز از شما اطلاعاتی رو درخواست می کنن دست کم تا ۳ ماه آینده قصد خرید اونو ندارن!

– ۲۰ درصد از اونا هم در بیشتر از ۱۲ ماه آینده اقدام به خرید می کنن.

۵- راستی رو یادتون نره!
هنوزم بسیاری افراد فکر می کنن قسمت بزرگی از فروشندگی رو ریا و اتفاقات غیرواقعی تشکیل میده! در حالیکه اینجور نیس. اگه موفق ترین مسئولان فروش رو درنظر بگیرین می بینین که در کارشون بسیار صادق هستن. خیلی از ما فروش رو راهی می بینیم که خودمون رو پولدار و غنی کنیم تا اینکه فروش رو ایجاد یک رابطه برد- برد با بقیه صاحبان کار و کاسبی ای که مثل خودمون هستن بدونیم.

با شناسایی مشکلات و هدایت مردم به راهکارهای درست، نه فقط تبدیل به یک فروشنده بهتری میشین بلکه به شکل علنی، شبکه کار و کاسبی ای خود رو هم گسترش داده و در صنعت خود به یک منبع معتبر و معتمد بدل میشین.

خودتون چیزی رو که می فروشید، می خرید؟
به همون دلیلی که گفتیم باید مشتاق تر باشین، باید راستی رو هم واسه خود جزو اصول تون به حساب بیارین و کلید اینا اعتمادسازیه.
اعتماد، باارزش ترین دارایی واسه هر فروشنده ایه. درک ارزش اون، همون چیزیه که باعث می شه بین یک فروشنده معمولی و نالان با موفق ترین فروشندگان فرق به وجود بیاد.  یک تست خوب واسه اینکه بدونین خودتون و تیم فروش تون از راستی کافی در کار برخوردارید یا نه؛ اینه که به این سئوال ساده جواب بدین: حاضرم چیزی که رو که می فروشم؛ خودم بخرم؟

[تعداد: ۳    میانگین: ۴.۷/۵]

واسه موفقیت چه چیزایی رو باید درنظر بگیریم؟

موفقیت کار و کاسبی
رسیدن به موفقیتی که مدنظرتونه، یک فرآینده ساده س!. فقط موضوع اینه که بتونین کارای درست رو به درستی انجام بدین.

مثل پختن کیکه!
اگه کسی به شما دستور پخت یک کیک خوشمزه رو بده و شمام دقیقاً طبق همون دستور اقدام به پختن کیک کنین، شمام به یک کیک خوشمزه دست پیدا میکنین.

هیچ کسی نمیتونه ادعا کنه که خوش شانس بودین تا تونستید این کیک رو خوشمزه بار بیارین. چون این یک نتیجه طبیعیه واسه کسی که طبق دستور اون جلو رفته و دستورالعملا رو پیروی کرده.

رشد و پرورش یک کار و کاسبی هم خیلی با این روند شباهت داره. واسه موفق شدن، به یک دستور درست نیاز دارین. این دستور در ادبیات کار و کاسبی ای، همون “روش هدف دار” ست. به خاطر همین خیلی از کسب و کارا، در انجام اونا موفق نمی شن. بجای اینکه روش هدف دار صحیحی رو دنبال کنن، با اقدامات سَرسَری پیش می رن و …

این اتفاق ممکنه واسه شمام بیفته؟
اگه کار و کاسبی شما، به همون صورتی که شما می خواین رشد نمی کنه نکات مفیدی در این پست قید شده که به شما کمک می کنه تا بدونین که به شکل هدف دار بهتری نیاز هست یا نه.

از چه دستوری واسه موفقیت کسب وکارم استفاده می کنم تا مطمئن شوم که کارای درست رو به درستی انجام میدم؟
کدوم منابع معتبر و تجربه هایی، دستور موفقیت رو به کار و کاسبی من میدن که الان، کلِ آینده خود رو بخاطر اون خطر می کنم؟
این دستوری که در اختیار دارم، ویژه خودم، نیازها، تجربیات، منابع و اهداف خودم ایجاد شده؟ یا خودمو اطلاعات عمومی از وبینارها، کتابا و مقالات اینترنتی سرگرم می کنم؟
اگه چیزها به درد بخور نیستن، -من چه مقدار زمان و هزینه زیادی رو در حال هدر دادنم؟- قبل اینکه روی کمکی که نیاز دارم، سرمایه گذاری کنم.
دستورالعمل مختص ویژه خود و کار و کاسبی تون رو که دقیقاً نیاز دارین تهیه کنین. بعد از آن پیروی کنین. یه سال دیگر رو به امید واهی، نگرانی و یا سرگرمیِ بیهوده سپری نکنین.

خوب بخاطر بسپارین:

سرعت، زمانی خوبه که در جهت درستی قرار گرفته باشین!

[تعداد: ۴    میانگین: ۵/۵]

واسه موفقیت کسب وکار خود از ۴ اشتباه دوری کنین

موفقیت کسب وکار یعنی دوری از بعضی اشتباهات و پیش گرفتن بعضی روندهای جدید!

موفقیت کسب وکار
شروع کردن یک کار و موندگاری اون واسه جوانان تازه کار مثل یک رویاست. علم مشخصی وجود نداره که کسب وکار شما رو بدون تجربه و خطرکردن  به موفقیت برسونه. خیلی از مشکلات هست که تا اونا رو نچشید درک نمی کنین. اما خیلی از اشتباهات هست که با مطالعه خیلی زود می تونین از اونا جلوگیری کنین.

از تصمیمات بقیه استفاده نکنین
اگه از ۵ نفر درخواست کردین واسه یک کار ساده مثل انتخاب رنگ کتاب به شما کمک کنن، با نظرات متفاوت اونا مواجه میشین. به هیج عنوان از نظرات بقیه برخوردار نشید. از پاسخای درست و موضوعات خوب استفاده کرده و روی اونا تمرکز داشته باشین. بقیه شرایط شما رو درک نمی کنن پس نظر اونا به درد شما نخواد خورد.
نظرات آدمایی که از کمپینای متفاوت دریافت می کنین ممکنه وقت شما رو بگیره. از نصیحتای به درد بخور بهره ببرین به فکر مشورت با افراد با تجربه باشین تا درخواست نظر از آدمایی که نمی دونین تو ذهن شون چه میگذره!

هر روز خودتون رو وقف ایده و فکر جدید نکنین
افکار و ایده های جدید تو ذهن تون دارین؟

خوب خیلی عالیه. اما بعضی فکر می کنن هر ایده ای تو ذهن شون اومد کار تموم شده و موفقیت حاصل شده. ایده شما هر چقد هم که خوب باشه در آخر فقط یک ایده هستش و این ایده جزئی از کارای بزرگه که پیش رو دارین. شرکتا موفق نمی شن چون ایده ها به طور الهام شده ای به اونا می رسه. اما این فرد فکر نکرده که چیجوری این ایده رو به موفقیت برسونه. کار بر این ایده قابل اجراست؟ صاحبان کسب و کارای موفق سراغ ایده های زیاد نخوان رفت. تموم ایده ها جزئی از کارای بزرگ هستن.

قانون رو زیر پا نذارین
مهم ترین نکته هر کسب وکار پایبند بودن به قوانینه. مدیران اجرایی زیادی هستن که سالای سال زندگی خود رو در زندانا به دلیل زیر پا گذاشتن قانون کذرونده ان. این فقط مختص شرکتای بزرگ یا مشهور نیس بلکه هر فردی که قوانین رو زیر پا بزاره دچار اینجور مشکلاتی می شه. همیشه قانون رو پایه کار و کاسبی خود بذارین تا موفقیت سهم شما از زندگی باشه.

دوری از نوسانات
ممکنه با مدیران زیادی برخورد داشته باشین که مشکل رفتاری اونا بقیه کارکنان رو عذاب میده. رفتار این مدیران باعث ایجاد استرس در وجود تک تک کارمندان می شه. طبق تحقیقات مرکز سلامت روانی در آمریکا حدود ۴۵ درصد از کارمندان اعتراف کردن کنترل رفتاری خود رو از دست میدن. اما کار فقط به رفتار فردی مدیران مربوط نمی شه بلکه باید از کار خودشون محافظت کنن. وقتی که کار روی یک پروژه شروع می شه مدیر باید کنترل تموم مسائل رو به دست بگیره تا موفقیت پروژه حاصل شه. تحکم روی احساسات یکی از رازهای موفقیته.

[تعداد: ۶    میانگین: ۴/۵]

واسه اجرا ایده تا واقعیت چه نکاتی رو باید درنظر گرفت؟

اجرا ایده
اجرا ایده، کاری نه خیلی سخته بلکه مهارتایی رو از شما می خواد.
هرکسی باید روح کارآفرینی رو به عنوان روش هدف دار اساسی واسه رشد فرصتا در نظر داشته باشه. بعد روی شش کاری که باید واسه تبدیل ایده ها به واقعیت انجام داده و به عنوان قدم اساسی در جهت پیشرفت یک طرز فکر نوآورانه و یا چیزی که من اونو تصور نوآورانه می نامم بربیاد.

با اینحال بعد از نوشتن این مطلب به صحبتای دوستانم درباره کتابی گوش می دادم. این کتاب راجبه شکست یک کار و کاسبی بود که بالاترین آمار شکست رو در بین کسب و کارا از آنِ خود ساخته بود و آنچیزی نبود جز “رستوران”! در این کتاب به نام “کارآفرینی یک رستوران جدید”، نویسنده Kep Sweeney عنوان می کنه که یکی از دلایلی که رستورانها با شکست مواجه می شن اینه که غذایی که سرو می کنن طبق نیاز بازار نیس و تنها طبق اشتیاق مالک غذا سرو می شه ( مثلا نیاز بازار در قسمتی غذای چینیه ولی صاحب رستوران به غذای چینی علاقه نداره)
ممکنه اون رستوران به موفقیتی متوسط برسه اما این چه معنایی داره؟ تا چه زمانی می تونین این واقعیت رو ثابت نگه دارین اگه نتونین واقعیات رو ببینین؟ در آخر نبود ابتکار و از دست دادن شور و شوق واسه پیگیری، شما رو مجبور به شکست می کنه.
۶ چیزی که در اجرا ایده به واقعیت نباید اصلا انجام بدین در ادامه قید می شن. امیدوارم که به درد بخور واقع شن.

۱- استفاده از قدرت اشتیاق
واسه رسیدن به بهترینا شما نیاز دارین تا اشتیاق و احساسات خود رو آزاد کنین. وقتی شور و شوق خود رو آزاد می کنین قدرتی به شما میده تا پیشرو و پیشگام باشین. احساسات شما واسه اجرا ایده به واقعیت دربای جدیدی به طرف امکانات ناتموم روی شما می گشاید. توانایی شما واسه مشتاق موندن درباره چیزی که واسه اون ایستادگی کردین شما رو واسه موفقیت ایده هاتون توانا می سازه.

۲- نداشتن هدف
سیمون سینک این رو “به چه دلیل”ی شما می نامد: قصد شما واسه ایده هاتون باید هدف و معنا داشته باشه. در غیر اینصورت احتمال ترک اونا در دراز مدت زیاد می شه یعنی اجرا ایده با موفقیت انجام نشده و شما از ادامه راه، سر باز می زنید. هم اینکه احتمال اینکه شما واسه خودتون عذر و بهانهای غیر لازم بیارین هم زیاده. احتمال خاموش شدن اشتیاق شما و اینکه مجبور شید راه تون رو تنها طی کنین هم هست. شاید این توضیح مناسبی واسه شرکتایی باشه که بصورت خانوادگی اداره شده و ۶ % بیش تر از شرکای شون در بازار ارزش گذاری می شن.

۳- حرکت نداشتن
ایجاد حرکت واسه تغییر ایده ها به واقعیت خیلی با اهمیته و نباید هیچوقت دچار اشتباه شید. یک فرد توانا بدون اینکه همیشهً خود رو تطبیق بده به سرعت سقوط می کنه. به دقت تموم منابع خود رو شناسایی کنین و با در نظر گرفتن روابط، شبکه ها و اشتراک منابع، فرصتا رو گسترش بدین. با تمرکز به برنامه هاتون بچسبید و تا حد امکان حواس پرتی رو کم کنین و عوامل مزاحم رو خنثی کنین. یه قدم عقب برید تا فهمیده باشین چیجوری نقاط به هم اتصال دارن. به خاطر بسپارین که زمان رو عاقلانه مدیریت کنین و هیچوقت واسه فرصتای جدید بیشتر از حد درباره فرصتای جدیدی که از ایده هاتون مشت