بررسی محیطی مبنای اهداف هدف دار

بررسی محیطی مبنای اهداف هدف دار
توجه به محیط بخش کار و کاسبی می تونه شما رو در تعیین اهداف هدف دار کمک کنه. به خاطر این بررسی محیطی مبنای اهداف هدف دار قرار میگیره.

ما می بینیم که دایناسورها می میرن، اما نمی دونیم چی جای اونا رو میگیره. – لستر تورو، اقتصاددان MIT
چیزی در باد هست. –ویلیام شکسپیر، کمدی اشتباهات
حقیقتی که به درستی درک نشه، خطرناک تر از قطاریه که از استدلالای نادرست لبریزه. –پل والری فلسیوف فرانسوی

 

هدف
گوش به زنگ محیط دور و بر کسب وکار بودن، یکی از راه های تولید ایده های خلاقه که می تونه به اجناس و روش هدف دارا راهنمایی شه. هم اینکه راه حلیه واسه پیش بینی تهدیدها و روش هدف دار مناسب، واسه خنثی سازی اونا.
هدف، تشخیص و ارزش گذاری روندها و حوادثیه که مستقیم یا غیرمستقیم بر روش هدف دار اثر می گذارن. این تاثیرات باعث میشه که بررسی محیطی مبنای اهداف هدف دار قرار گیرند.
اثر مستقیم یک روند مشخص، باحال هستش، اما توجه به اثر غیرمستقیم هم مهمه. مثلا، زیاد شدن قیمت نفت بر هزینه های یک شرکت و جفت و جور کنندگانش اثر میذاره. ولی افزایش مصرف چین و هند چیجوری؟ اونا نیازهاشون رو از روش اتحادهای سیاسی یا عملکردشون جفت و جور می کنن؟ این نکات بر قیمت اجناس و تواناییا و در دسترس بودن اجناس اثر میذاره؟ سود به دلیل فروش نفت کجا سرمایه گذاری می شه؟

ریچارد هرینگتون، مدیر عامل بنگاه تامسون در سال ۱۹۹۷ که در ترنتو دارای ۵۵ روزنامه صبح بود متوجه روند تغییرات محیط شد و شرکت رو از این بخش بیرون کرد. اون می تونست ببینه که اینترنت به دنبال ضعیف کردن ریشه ای تبلیغات طبقه بندی شده بود و اینکه تلویزیون کابلی و اینترنت به اتفاق خوانندگانش رو می دزدیدند. با وجود اینکه شرکت سودآور بود، تصمیم به ترک بخش و ارائه اطلاعات و خدمات آنلاین در بخشای قانون، تحصیلات، سلامتی و خدمات مالی گرفت.
بررسی محیطی بسیار گسترده س، که باید هر روندی که به طور بالقوه بر روش هدف دار اثر داشته باشه هدفی مناسب حساب شه. این بررسی باید با نظمی ایجاد شه تا باعث تلف کردن وقت و تولید گزارشات بیهوده نشه.
تهیه ساختاری به شکل ۳ بخش اصلی کار رو راحت تر می کنه:

۱- روندهای تکنولوژیکی، ۲- روندهای مصرفی، ۳- نیروهای دولتی/ اقتصادی. – البته بررسی نباید به این سه بخش محدود شه.

روندهای فنّاوری
• فنّاوریای موجود تا چه حد بالغ هستن؟
• چه روندها یا پیشرفتای تکنولوژیکی بر صنعت تأثیرگذارند یا می تونن اثر داشته باشن؟

روندهای مصرف
• روندهای فعلی و در حال ظهور در سبک زندگی، مدها و دیگر مؤلفه های فرهنگی چه هستن؟ به چه دلیل؟ معنی اونا چیه؟
• چه روندهای جمعیتی بر اندازه بازار صنعت یا زیربازارهای اون اثر میذاره؟ کدوم روندهای جمعیتی نشون از فرصتا و تهدیدها دارن؟

روندهای دولت اقتصاد
• چه تغییراتی در قوانین ممکن هستن؟ اثر اونا چه هستش؟
• چه نوع مالیات یا محرکایی استفاده کرده می شه که ممکنه بر روش هدف دار اثر بذارن؟
• مخاطرات سیاسی فعالیت در بخش قدرت دولتی کدم ان؟
• دورنمای اقتصادی و خروجیای تورمی واسه کشورهایی که در شرکت اونا فعالیت می کنه کدم ان؟ اثر اونا بر روش هدف دار چیه؟

سئوالای عمومی بررسی خارجی
• روندهای کلی و حوادث آینده چه هستن؟
• چه تهدیدها و فرصتایی رو میفهمید؟
• بخشای اصلی ابهام در مورد روندها و حوادثی که ظرفیت اثر بر روش هدف دار رادارند چه هستن؟

سناریوها
• کدوم ابهام استراتژیکی از مناسبت لازم واسه پایه قرار گرفتن در بررسی سناریو برخوردار هستن؟

روندهای فنّاوری
این روندا در بیرون از بازار رخ میدن و از پتانسیل تاثیرگذاری بر روش هدف دارا برخوردار هستن. اونا می تونن نماینده فرصتا و تهدیدها واسه کسائی باشن که موقعیت سرمایه گذاری دارن. مثلا پست سریع تحت اثر اشکال جدید ارتباطی قرارگرفتهه.

پیش بینی فنّاوریا
معمولاً خیلی راحت می تونه فهرستی از فنّاوریای دم دست رو تهیه کرد ولی موضوع اصلی انتخاب روش هدف دارای برنده یا بازندهه. مثلا، در خرده فروشی کارت خرید و اسکنر بارکد از بزرگ ترین برندها بودن ولی سوپرمارکتای اینترنتی واسه تحویل در منزل از بازندگان حساب می شن.
ری برک متخصص خرده فروشی از دانشگاه ایندیانابا استفاده از تحقیقات زیاد رهنمودهایی رو واسه جداسازی برندگان از بازندگان ارائه داد.
۱- از فنّاوری واسه ایجاد مزیتی قابل لمس و فوری واسه مصرف کننده استفاده کنین.
۲- استفاده از فنّاوری رو آسون کنین. اتلاف وقت مصرف کنندگان رو به مقاومت وادار می کنه و اونا رو مأیوس می کنه.
۳- چگونگی اجرا مهمه. مدل ساده رو بسازین، آزمایش و بعد اصلاح کنین.
۴- آشنایی که عکس العمل مشتری به فنّاوری فرق داره. بعضی از خرده فروشان از کارتای وفاداری استفاده می کنن تا هر مشتری رو به شکل جداگونه مورد تشویق بذارن.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

بررسی و بررسی ابهامات هدف دار ، فوریت و مدیریت اون

مواجه شدن با ابهامات هدف دار
ابهامات هدف دار ساختار کلیدی در بررسی خارجیه در بررسی خارجی، ً با تعدادی از ابهامات روش هدف دار همراهه. واسه مدیریت این ابهامات باید اونا رو در دسته ها یا موضوعات منطقی گروه بندی کرد. آزمایش اهمیت و اولویت دهی به هر کدوم از این گروه ها بسیار به درد بخور هستش. بررسی اثر جهت تکمیل این آزمایش طراحی می شه.

ابهام هدف دار بعضی وقتااً با یک روند و یا اتفاق آینده که غیرقابل پیش بینیه معرفی می شه. جمع آوری اطلاعات و بررسیای اضافی به کاهش ابهام کمک نمیکنه که در اون صورت می تونه از بررسی سناریو استفاده کرد.

بررسی سناریو ابهام رو همون گونه که هست قبول می کنه و از آن واسه توضیح دو یا چند سناریو دیگر در آینده استفاده می کنه. پس ازآن واسه هرکدوم، روش هدف دارایی پیشرفت پیدا می کنن.

یکی از یافته های حاصله می تونه تصمیم به ایجاد انعطاف پذیری سازمانی و هدف دار باشه طوری که با تغییر محیط کسب وکار روش هدف دار تطبیق یابد.

بررسی اثر “بررسی اثر ابهامات هدف دار”
کدوم یک از گروه های ابهامات استحقاق تمرکز در جمع آوری اطلاعات و بررسی جزئیات رادارند و کدوم یک فقطً به مراقبت کوتاه نیاز دارن؟

در این مورد باید از جمع آوری اطلاعات و همین طور بررسیای اضافی دوری کرد، بررسی خارجی می تونه توصیفی، نامتمرکز و به درد نخور باشه مگه اینکه اولویتای به طور کاملً مشخصی ایجاد شه.

میزانی که یک ابهام هدف دار باید مورد مراقبت قرار بگیره و بررسی شه به اثر فوریت اون بستگی داره:

بخش اثر ابهام هدف دار به عوامل زیر ربط داره:
وسعت ای که به روندها یا وقایع مؤثر بر کسب و کارای فعلی یا بالقوه مربوط می شه.
اهمیت کسب و کارای درگیر با اون ابهام
تعداد کسب و کارای درگیر با اون ابهام
فوریت یک ابهام هدف دار ربط داره با:
اندازه احتمالی اتفاق روندها یا وقایع در ارتباط
چارچوب زمانی روندها یا واقع در ارتباط
تایم موردنیاز واسه عکس العمل، در مقایسه بازمان موردنیاز جهت پیشرفت در اجرا روش هدف دار مناسب.
اثر یک ابهام هدف دار
اثر ابهام هدف دار به اهمیت کسب وکار متأثر از آن بستگی داره. بعضی از کسب وکارها از دیگر کسب وکارها مهم ترن. اهمیت یک کسب وکار بوجود اومده ممکنه با اندازه فروش، سود یا هزینه هاش سنجیده شه. بااین حال ممکنه لازم باشه این معیارها واسه کسب و کارای پیشنهادی یا در حال رشد محاسبه شن، حال اینکه اندازه فروش، سود و هزینه های فعلی نشون دهنده ارزش واقعی این شرکتا نیس.

آخر اینکه چون ممکنه بخش نیاز-اطلاعاتی بر چندین کسب وکار اثر بزاره، تعداد کسب و کارای درگیر هم می تونه در اثر ابهام هدف دار نقش داشته باشه.

فوریت ابهامات هدف دار
ممکنه احتمال اتفاق یک ابهام هدف دار به حدی کم باشه که ارزش صرف منابع واسه جمع آوری یا بررسی اطلاعات رو نداشته باشن. اگه اتفاق اون در افق زمانی تصمیم هدف دار بعید به نظر برسه، از اهمیت کمی برخوردار هستش.

درنهایت، زمان موردنیاز واسه اقدام واکنشی در مقایسه با توان شرکتی و تایم که این شرکت واسه عکس العمل دادن نیاز داره، مهمه. اگه زمان بروز عکس العمل کافی نباشه، پیش بینی بهتر روندها و وقایع مهم میشه تا در آینده روش هدف دارای عکس العمل زودتر شروع شن.

مدیریت ابهامات هدف دار
شکل زیر دسته بندی ابهامات هدف دار رو واسه یک واحد کسب وکار نشون میده.

اگه هر دو عامل فوریت و اثر پایین باشن، ممکنه سطح پائینی از نظارت کافی باشه. اگه تصور می شه که اثر کم اما فوریت زیاده، ممکنه به نظارت و بررسی نیاز باشه. وقتی که فوریت کم و اثر زیاده، اون وقت ممکنه نظارت و بررسی عمیق نیاز باشه و روش هدف دار اقتصادی مورد توجه قرار بگیرن، اما ً اجرا نشن و یا پیشرفت نیابند و وقتی که هر دو عامل فوریت و اثر بالقوه روندها و وقایع ضمنی بالا باشن، بررسی عمیق و هم پیشرفت طرحا و روش هدف دارای واکنشی مناسب هستن و یه گروه کاری فعال ممکنه ابتکارات موردنیاز رو ارائه کنه.

در ادامه مباحث، به بررسی سناریو می پردازیم. با ما همراه باشین

[تعداد: ۳    میانگین: ۳.۷/۵]

تحولات مک دونالد در تحویل سفارشات مشتریان

علاقه مندان به قوس طلایی باید به مدت طولانی تر جهت گرفتن غذا، در ماشینهایشان صبر کنن که این خبر بدیه. اما خبر خوب اینه که فرصت بهتریست تا سفارشاتشان دقیق و درست تحویل داده شه.

شرکت مک دونالد تغییراتی در مراحل سفارشات خارجی اش داده تا اونو دقیق تر و شخصی تر سازه. حتی اگه کمی تحویل سفارش طولانی باشه اما به طور حتم کیفیت اون بهتر هستش.

بلومبرگ در روز دوشنبه گزارش داد: نام روش جدید در اصطلاح شرکت «بخواهید،بپرسید،بگید» است. شرکت به کارگران سه فرصت میده که سفارشات مشتریان رو چک کنن تا درست باشن. این یک قسمت از قانون مک دونالد به خاطر بهبود سفارشات بیرونیه.

یک تغییر بزرگ قابل توجه،  مخصوص مشتریانیه که هیچوقت از ماشین خود پیاده نمی شن و فروش ۷۰ درصدی این رستوران زنجیره ای رو به خود اختصاص میدن.

طبق گزارش بلومبرگ: «بخواهید، بپرسید، بگید» واسه اولین بار در تابستون نشون داده شد، اما این واسه امتیاز مک دونالد اختیاریه که در حدود ۹۰ درصد از کل رستورانای شرکت رو تشکیل میدن. این روش به کارمند اجازه میده تا زمان تحویل سفارش از روش پنجره تحویل و پرداخت، از صحت سفارش مطمئن باشه.

تموم این تغییرات پس از یک رکورد دراز مدت به وجود اومد. به گفته Easterbrook در یک کنفرانس با بررسی گران و سرمایه گذاران: «پیشرفتی که در این مدت کردیم به ما اعتماد به نفس میده تا به تجارت خود بهتر رسیدگی کنیم و مک دونالد به عنوان یک شرکت پیشرفته و مدرن در بین شرکتای برگر شناخته شه».

با در نظر گرفتن مطالعه مجله QSP و تحقیقات Insula، داده های گذشته نشون میده که در سال ۲۰۱۳ سفارشات مک دونالد تا ۸۸ درصد به طور دقیق و عالی انجام شده.

[تعداد: ۴    میانگین: ۵/۵]

تخفیف زیاد HTC واسه دوربینای Action خود !

شرکت HTC قیمت دوربین Re خود رو از ۲۰۰ دلار به ۵۰ دلار کم کرد. که این موضوع، اونو کم قیمت ترین دوربین در بین دوربینای Action موجود در بازار می سازه .

این یک دوربین کوچیک توانا به همراه کیفیت مناسب تصویریه. هنوزم پیشنهاد دادن این دوربین حتی با وجود قیمت پایینش، از وقتی فهمیدن پایه دوربین و لوازم HTC خوب Go Pro و Sony نیس سخته.

از وقتی که HTC تغییرات یهویی رو در وضعیت مالی خود تحمل کرد، کاهش قیمت به وجود اومد. واضحا شرکت به مشکل خورده و در تلاشه حتی فروشای ناچیز هم داشته باشه.

در این زمان اگه HTC دلیل کاهش قیمت دوربین Re خود رو، بهتر رقابت کردن در بین بازار شلوغ دوربینای Action ذکر کنه، به عنوان یک دلیل مبهم واسه مردم باقی خواهد موند.

[تعداد: ۱    میانگین: ۵/۵]

آوازهای موردعلاقه الون ماسک

آوازهای موردعلاقه الون ماسک
الون ماسک بیلیونر، به گروهی از دانشجویان که به بازدید از SpaceX رفته بودن گفت : شروع یک شرکت، خیلی سخت و دردناکه!

کارآفرینی که هدف زندگی خود رو نجات زندگی بشر و انتقال اون به مریخ بذاره، به مراتب سخت تره. قرار هم نیس که این فرد زمان استراحت و تفریح خود رو زیاد کنه! خصوصاً وقتی که شرکت خود رو هم مدیریت می کنین، ً هیچ زمانی واسه تجدیدتان باقی نمی مونه.

الون ماسک روشای مختلفی رو به کار می بنده تا از کیفیت کارایی که انجام میده کم نکنه، متمرکز بمونه و مهارت شوخ طبعی و فانِ خود رو حفظ کنه. از همه مهم تر، الون ماسک باور داره که نباید بذاره تا کسل شدن سازمان رخ بده.

چند ترانه ای هست که به گفته الون ماسک، گوش دادن به اونا به اون انگیزه میده و سرِ غیرت میاره. با این ترانها آشنا میشیم:

– Fly me to the Moon

الون ماسک در جواب اینکه به چه دلیل این ترانه براش الهام بخشه میگه: من خیلی به معنی “ممکن بودن” اهمیت میدم و دوست دارم. واقعاً هم دوست دارم به مریخ سفر کنم. حتی میدونید که شرکت Space (به معنی فضا) رو هم دارم. و وقتی به این ترانه گوش میدم دقیقاً احساس می کنم که این سفر به مریخ واقعاً اتفاق می افته.

– Always look on the Bright side of Life

الون ماسک در جواب اینکه به چه دلیل این ترانه براش الهام بخشه میگه: این ترانه به وسیله گروه طنز و کمدین Monty Python ایجاد شده و واقعاً قابل پیش بینیه که خیلی خوشحال و خوب باشه. فکر می کنم این ترانه یک یادآورنده خوبیه واسه اینکه روی چیزای منفی در زندگی تمرکز نکنیم. فلسفه شخصی من اینه که ترجیح میدم خوش بین باشم و اشتباه باشه تا اینکه بدبین باشم و درست!

– Con Te Partiro

الون ماسک در جواب اینکه به چه دلیل این ترانه براش الهام بخشه میگه: من فکر می کنم که این ترانه، واقعاً به یادمون میندازه که دنیا، جای قشنگیه. این ترانه واقعاً زیباست و به زیبایی می سراید و من فکر می کنم دلیلِ اینکه باعث شه راجبه دنیا اینطور فکر کنیم هم همین باشه.

– Santa Claus is coming to Town

الون ماسک در جواب اینکه به چه دلیل این ترانه براش الهام بخشه میگه: من خودً زیاد متوجه این ترانه نمیشم، اما آهنگیه که بیش تر مواقع اونو با خود زمزمه و تکرار می کنم. حتی نمیفهمم که چیجوری اونو زمزمه می کنم. به طور خودکار این حرکت ازم سر می زنه و بیش تر از بقیه اتفاق می افته. پس در سطح ناخودآگاهم این اتفاق اتفاق می افته و این در حالیه که من دلیلی واسه اون ندارم. اما میتونم حدس بزنم که شاید بخاطر مثبت بودن ترانه باشه. کی هست که Santa Claus (بابانوئل) رو دوست نداشته باشه؟ فکر می کنم خیلی حس خوبیه که بدونیم اون به شهر میاد…

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

دودلی در لغو تحریما علیه ایران!

انگار آمریکا بعضی از تحریما علیه ایران رو، شایدً اول ژانویه، بر می داره. اعضای کنگره سریع میخوان که آمریکا در برابر تست موشک بالیستیک تهران عکس العمل نشون بده.

منشی وزیر امور خارجه، جون کری، طی یک نامه ای به کمیته روابط خارجی سنا گفت که ایران تعهدات خود رو تحت موافقت فرامرزی که کری اونو راه شفاف و تأیید می نامد، انجام میده.

دموکرات این مجلس، سناتور Ben Cardin در جلسه روز پنجشنبه گفت: به نظر می رسه فراغت از تحریما از اول ژانویه شروع می شه. این قرارداد که شامل آمریکا، ایران و پنج قدرت دیگر جهانه، میگه که این گروه به ازای محدود کردن فعالیتای هسته ای ایران، سرمایه میلیاردی اون و هم اینکه درامد نفتی اش رو در دسترسش قرار میده.

کاردین گفت که کنگره در طول بررسی معامله، شاهدان واسه دولت حدس زده ان تا بهار زمان میبره که ایران با شرایط کورد نیاز واسه شروع موافقت کنه. کاردین در جلسه ای که مقامات دولت اوباما درباره معامله مورد سئوال قرار گرفتن اعلام کرد: ما حدس می زنیم که این احتمال هست تحریم علیه ایران تا ژانویه ورداشته شه.

رئیس جمهور ایران، حسن روحانی، روز چهارشنبه گفت که ایران تعهدات باقی مونده خود رو طی دو هفته آینده انجام میده که راه رو واسه لغو تحریما در ماه ژانویه صاف کنه. اون گفت  ایران الان بعضی از سانتریفیوژهای هسته ای رو خالی از اسلحه کرده و بخش بیشتر انبارهای غنی شده از اورانیوم رو بیرون کردن.

آقای مول، هماهنگ کننده تیم وزارت خارجه، تأکید کرد ایران نیاز داره تا گامای سریع تری واسه نابود کردن درست برنامه هسته ای خود برداره. مول گفت ایران اقدام به نابود کردن سیستم غنی سازی اورانیوم خود و هزاران سانتریفیوژ خود و انتقال اونا به یک مرکز ذخیره سازی کرده که به وسیله بازرسان هسته ای فرامرزی تحت نظارت هستش. حالا بیشتر از پنج هزار از ماشین آلات خود رو حذف کرده و به احتمال زیاد به سرعات بقیه رو هم در روزای آینده حذف می کنه.

اون گفت ایران ذخایر جور واجور از اورانیوم غنی شده رو تا حدود ۳۰۰ کیلوگرم که ۳/۷ درصد غنی شده، کم می کنه. سناتور Chris Coons که قرارداد رو ساپورت می کرد، واسه اجرای قوی توافق نام برده شده. آقای Coons گفت: اگه ما واسه اجرای این معامله از نظر توانایی یکجانبه و چند جانبه به خاطر محدود کردن اقدامات ایران موفق نشیم، اونا اونو به عنوان یک علامت روشن میدونن.

اون یکی از ۲۱ سناتور دموکرات بود و روز پنجشنبه نامه ای به باراک اوباما نوشت و در مورد تست موشکای بالیستیک ایران که در ۲۱ نوامبر تست شدن، بیان نگرانی کرد.

پیش از این سناتور جمهوریخواه، Kelly Ayotte، نامه ای مشابه به اوباما نوشته و خواست به دنبال آزمایش موشکا، تحریما رو لغو نکنه و دز این نامه اعلام کرد: «این راه و روش به طرف تهران معامله رو ضعیف کردن می کنه و الان ایران ضعیف عمل می کنه و منافع امنیت ملی ما رو به خطر میندازه».

[تعداد: ۰    میانگین: ۰/۵]

ترفندهای جستجو در گوگل که نمی دونین! (بخش اول)

خیلی از مردم هنگام جستجو در گوگل فقط چیزی که به اون نیاز دارن رو تایپ می کنن. بیشتر مردم از ترفندای جالبی که در سایت گوگل قرار داده شده بی خبرند. در این مقاله جذاب این ترفندا رو به شما معرفی می کنیم.

۱- مستثنی کردن کلمات خاصی که دوست دارین در جستجوی شما دید نشن.
واسه اینکار کافیه در کنار لغتی که نمی خواین در جستجوی شما دید شه، علامت (-) رو بذارین. مثلا اگه می خواین تموم کیکای شکلاتی به جز کیکایی که در اونا از آجیل استفاده شده رو ببینین می تونین به شکل زیر دست به کار شین.

ترفند-شماره-۱-گوگل
۲- فیلتر کردن غذا
اگه شما در اینترنت به دنبال غذای مورد علاقه خود می گردین کافیه نام اونو جستجو کنین. بعد با کلیک روی “search tools” می تونین دستور پخت غذای خود رو طبق عناصر تشکیل دهنده اون، تایم پخت و یا مقدار کالری اون فیلتر کنین.

در مثالی که می خوام بزنم دستور پخت پاستای مرغ، فیلتر شده.

ترفند-شماره-۲-گوگل
۳- جستجو در یک سایت دلخواه
فرض کنین شما می خواین به دنبال مقاله ای در مورد بازاریابی دیجیتال در یک سایت خاص مثلا سایت cstland.com بگردین. واسه اینکار کافیه در گوگل از “:site” استفاده کرده و در ادامه نام سایت مورد نظر رو وارد کنین. واسه درک بهتر به مثال پایین توجه فرمایید.

۴- انجام محاسبات ریاضی
یکی از ویژگیای باحال گوگل انجام محاسبات در جستجوه. تنها شما کافیه واسه حل محاسبه ریاضی اونو در گوگل تایپ کنین. مثالی که می خوام بزنم در مورد محاسبه حاصل نصف عدد ۲۳۴۵ه.

ترفند-شماره-۴-گوگل
۵- جستجو در عنوان وب سایتا
همونطور که میدونید هر سایت در هر صفحه خود دارای یک عنوانه و واسه جستجو در بین عنوان سایتا فقط کافیه در اول جستجوی خود از “:intitle” استفاده کنین. به مثالی که می خوام بزنم توجه فرمایید.

جستجو در عنوان سایتا-پدیده فکر مهتر
۶- انجام ۲ جستجو تنها با قرار دادن “or”
شاید واسه شمام باحال باشه که تنها با یک جستجو به دنبال ۲ چیز بگردین. واسه اینکار تنها کافیه در جستجوی خود بین ۲ موضوع مورد نظر از “or” استفاده کنین. با اینکار گوگل یافته های جستجوی هر ۲ مطلب رو واسه شما نشون میده. به مثالی که می خوام بزنم توجه فرمایید.

ترفند-شماره-۶-گوگل
۷- نمایش عکسای متحرک
شاید واسه شمام پیش اومده باشه که به دنبال عکسای متحرک (Gif) باشین ولی بعد از جستجو عکسا به شکل ثابت نشون داده می شن. واسه اینکه در یافته های جستجوی خود عکسا رو متحرک مشاهد کنین کافیه در “search tools” روی “Animated” کلیک کنین. به مثال پایین توجه فرمایید.

ترفند-شماره-۷-گوگل
۸- ترجمه از یک زبون به زبون دیگر
واسه اینکار تنها کافیه فرمت زیر رو انجام بدین تا بتونین بین ۲ زبون، عمل ترجمه رو مستقیماً و بدون رفتن به “google translate” انجام بدین. به مثالی که می خوام بزنم توجه فرمایید.

ترفند-شماره-۸-گوگل
در بخش اول این مقاله به ۸ مورد از ۳۲ ترفند در گوگل پرداختیم. هر هفته ۸ مورد از ۳۲ ترفند رو معرفی می کنیم تا هفته های بعد با پدیده فکر مهتر همراه باشین.

[تعداد: ۱۴    میانگین: ۴.۴/۵]

ترفندهای جستجو در گوگل که نمی دونین! (بخش دوم)

ترفندهای جستجو در گوگل
در بخش اول این مقاله ۸ مورد از ترفندهای جستجو در گوگل رو بررسی کردیم که می تونین اینجا بخونین. امروز هم با بخش دوم این ترفندها همراه هستیم و امیدواریم واسه شما عزیزان به درد بخور باشن. با ما همراه باشین.

مطلب پیشنهادی: ترفندهای جستجو در گوگل (بخش اول)

۹- استفاده از گوگل نیوز واسه جستجو در بین همه روزنامهای دیجیتال در۱۰۰ سال گذشته

شاید واسه شمام تا به حال پیش اومده باشه که بخواهید به دنبال خبری در روزنامهای گذشته بگردین. واسه اینکار کافیه به گوگل نیوز رفته و عنوان خبر خود رو جستجو کنین. با اینکار گوگل این جستجو رو فقط در بین روزنامهای دیجیتال منتشر شده، جستجو می کنه. واسه رفتن به گوگل نیوز به عکس زیر توجه کنین.

google-news- cstland

google-news-1 cstland
۱۰- جستجوی سایتایی که سایتای دیگر رو لینک دادن

اگه صاحب یک سایت اینترنتی باشین مطمئناً براتون جالبه بدونین سایت شما در چه سایتای دیگری لینک داده شده. واسه اینکار کافیه در جستجوی خود از عبارت “link” استفاده کنین. واسه درک بهتر به مثالی که می خوام بزنم توجه فرمایید.

link-cstland-com
۱۱- جستجوی تاریخ تعطیلات

عموماً راه عادی پیدا کردن تاریخ یک تعطیلات خاص واسه کسائی که از امکانات گوگل باخبر نیستن، پیدا کردن تاریخ از روی تقویمه. ولی از امروز دیگر احتیاجی به این کار نیس.  شما کافیه نام تعطیلات مورد نظر خود رو در گوگل تایپ کنین تا گوگل تاریخ اونو واسه شما نمایش بده.

google-holiday-cstland
۱۲- تبدیل ارز و واحدای پولی

شما در گوگل خیلی راحت می تونین واحدای پولی کشورای جور واجور رو به هم تبدیل کنین. فرض کنین می خواین از یک سایت خارجی یک کالا به بهای ۶۰ دلار بخرین. فقط کافیه اونو با در نظر گرفتن فرمت نشون داده شده در عکس تایپ کنین تا خیلی راحت از قیمت پوند یا ریال اون باخبر شید.

convert-money-cstland

convert-money-1-cstland
۱۳- جستجوی آهنگی که نام اونو از یاد بردین

تا به حال واسه شما پیش اومده که از نام یک آهنگ، فقط یک یا چند کلمه از اونو به یاد داشته باشین؟ کافیه اونو در گوگل تایپ کرده و به جای کلماتی از نام آهنگ که از یاد بردین از علامت “*” استفاده کنین. در این صورت گوگل تلاش می کنه تا جاهای خالی کلمات رو واسه شما پر کنه.

google-star-cstland
۱۴- جستجوی یک pdf یا یک powerpoint و …

به دنبال یک pdf خاص می گردین؟ کافیه در جستجوی خود از عبارت “filetype: pdf” استفاده کنین. با این روش هر فرمت فایلی رو که می خواین می تونین خیلی راحت جستجو کنین. گوگل فقط در بین فایلایی با اون فرمت خاص جستجو می کنه.

google-filetype-cstland
۱۵- جستجو با ترتیب دقیق کلمات

اگه عبارت جستجوی خود رو در علامت (” “) بذارین گوگل دقیقاً با همون ترتیبی که کلمات در نقل قول اومده ان جستجو رو انجام میده. به مثالی که می خوام بزنم توجه فرمایید.

google-order-cstland
۱۶- جستجو در یک بازه عددی

اگه در جستجوی خود بین دو عدد از  “..”  استفاده کنین گوگل در بازه بین اون دو عدد، جستجو رو انجام میده. واسه درک بهتر مثالی که می خوام بزنم رو توجه فرمایید که در جستجوی خود به دنبال اخبار مربوط به ماشینا در بین سالای ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۰ه.

google-cars-cstland
تا به اینجا به ۱۶ ترفند در مورد گوگل در دو بخش پرداختیم. در بخش سوم به ترفند ۱۷ الی ۲۴ می پردازیم.

[تعداد: ۵    میانگین: ۵/۵]

ترفندهای جستجو در گوگل که نمی دونین! (بخش سوم)

در بخش اول و دوم این مقاله ۱۸ مورد از ترفندهای جستجو در گوگل رو بررسی کردیم. امروز هم با بخش سوم این ترفندها همراه هستیم و امیدواریم واسه شما عزیزان به درد بخور باشن. با ما همراه باشین.

قسمتای قبل رو از دست ندین :

قسمت اول ترفندهای جستجو در گوگل

قسمت دوم ترفندهای جستجو در گوگل

۱۷- برعکس کردن

اگه در جستجوی خود از کلمه “anagram” به معنی برعکس استفاده کنین گوگل اونو واسه شما برعکس می کنه. حتی اگه “anagram” رو تعریف کنین. واسه درک بهتر به مثالی که می خوام بزنم توجه فرمایید.

cstland-anagram
۱۸- تعریف یک کلمه

بعضی وقتا پیش میاد که در جستجوی خود به دنبال تعریف یک کلمه می باشین. آسونترین راه واسه این منظور اینه که قبل از آن کلمه از “define” استفاده کنین. در مثال تعریف کلمه ماشین رو نشون میده.

cstland-define
۱۹- تنظیم زمان سنج

شاید کمی براتون عجیب باشه که گوگل هم زمان سنج داشته باشه. این نشونه دهنده توجه و ارزش و اهمیتیه که گوگل واسه زمان قائل شده. واسه انجام این کار باید مثل “set timer for” استفاده کنین. پیشنهاد می کنم حتما امتحان کنین. نمونه استفاده اون در مثالی که می خوام بزنم نشون داده شده.

cstland-set-time-for
۲۰- ماشین حساب سرانگشتی

گوگل دارای یک ماشین حساب سرانگشتیه. واسه استفاده فقط کافیه از کلید واژه “tip calculator” استفاده کنین. روش استفاده در مثالی که می خوام بزنم اومده.

cstland-tip-calculator
۲۱- جستجوی آهنگ

این یکی از جذاب ترین و پر کاربردترین ترفندای گوگله. بارها پیش میاد که از یک آهنگ قشنگ خوشمون میاد و همیشه به دنبال دیگر آهنگای اون خواننده یا گروه هستیم. ولی هیچ وقت مطمئن نمی شیم که تونستیم همه آهنگای خواننده یا گروه مورد علاقه خود رو پیدا کنیم یا نه؟ راه حل شما در دستان گوگله. کافیه واسه اینکه همه آهنگای اون گروه یا خواننده رو پیدا کنین از “ُSongs by” قبل از نام خواننده یا گروه بذاریم. مثالی که می خوام بزنم نشون دهنده این موضوعه.

cstland-song-by
۲۲- جستجوی کتاب

این ترفند واقعا فوق العاده س. به دنبال همه کتابای یک نویسنده خاصه؟ به چه دلیل از گوگل استفاده نمی کنین؟ مطمئنا واسه شما سخت هستش تا بتونین همه آثار نوشته شده به وسیله یک نویسنده خاص رو پیدا کنین. گوگل کار شما رو راحت کرده. کافیه  قبل از نام نویسنده خود از “Books by” استفاده کنین. به مثالی که می خوام بزنم توجه فرمایید.

cstland-books-of
۲۳- جستجوی شماره پرواز

به دنبال اطلاعات مربوط به یک شماره پرواز خاص هستین؟ هر چی با شرکت هواپیمایی تماس می گیرین نمی تونین با مسئول اون قسمت صحبت کنین و اطلاعات مربوطه رو بدست بیارین؟ به چه دلیل از گوگل استفاده نمی کنین؟ گوگل کار شما رو راحت کرده. کافیه شماره پرواز خود رو جستجو کنین. واسه درک بهتر به مثالی که می خوام بزنم توجه فرمایید.

cstland-flight-number
۲۴- بالا اومدن و غروب خورشید

گوگل کاری هست که تو نکنی؟ چیزی هست که ندونی؟!

شگفت انگیزه. گوگل حتی به اطلاعات بالا اومدن و غروب آفتاب هم ورود کرده. فقط کافیه بعد از کلمه “sunrise” نام شهر خود رو وارد کنین. در مثالی که می خوام بزنم اطلاعات مربوط به بالا اومدن آفتاب در شهر نیویورک جستجو شده.

cstland-sunrise
تا به اینجا به ۲۴ ترفند در مورد گوگل در سه بخش پرداختیم. در بخش چهارم به ترفند ۲۵ الی ۳۲ می پردازیم. با ما همراه باشین.

[تعداد: ۶    میانگین: ۴.۵/۵]

ترفندهای جستجو در گوگل که نمی دونین! (بخش چهارم)

ترفندهای جستجو در گوگل
ترفندهای جستجو در گوگل در بخش اول،  دوم و سوم این مقاله ۲۴ مورد بررسی شد. امروز هم با بخش چهارم این ترفندها همراه هستیم و امیدواریم واسه شما عزیزان به درد بخور باشن. با پدیده فکر مهتر همراه باشین.

۲۵- جستجوی ریشه کلمات

اگه واسه دانستن ریشه و منشاء یک کلمه کنجکاو هستین، بهترین کار، مراجعه به گوگله. در گوگل کافیه بعد از کلمه مورد نظر از عبارت “etymology” استفاده کنین تا گوگل منشاء پشت اون کلمه رو به شما نشون بده. در مثالی که می خوام بزنم ریشه و منشاء کلمه “قرن” جستجو شده.

cstland-etymology
۲۶- مقایسه دو غذا

گوگل به شما اجازه میده دو غذا رو با هم مقایسه کنین. واسه انجام این مقایسه در جستجوی خود، فقط کافیه بین دو غذا از کلمه “vs” استفاده کنین. واسه درک بهتر به مثالی که می خوام بزنم توجه فرمایید.

cstland-google-vs
۲۷- گرانش گوگل

حتما از خودتون می پرسین گرانش گوگل به چه معنیه. توضیح این مطلب کمی سخته. به جای اینکه به دنبال توضیح خاصی باشین خیلی سریع در گوگل عبارت “google gravity” رو جستجو کنین و روی اولین نتیجه جستجوی آورده شده به وسیله گوگل کلیک کنین. بعد از  کلیک دوباره به صفحه گوگل با نشانی اینترنتی متفاوت هدایت میشین. بعد روی دکمه “Im feeling lucky” کلیک کنین تا با نمایی باحال از گوگل مواجه شید. حتی می تونین اجزا رو به دور و بر پرتاب کنین.

cstland-google-gravity
۲۸- برگشت

این فقط شما نیستین که با بقیه شوخی می کنین و اونا رو سرکار می ذارین گوگل هم کمی شوخ طبعه و بعضی وقتا کاربران خود رو سرکار میذاره. مثلا کافیه شما کلمه “recursion” به معنی برگشت رو جستجو کنین. گوگل واسه شما یک پیشنهاد میاره و شما فکر می کنین چون غلط املایی داشتین واسه شما اون کلمه رو پیشنهاد داده. در حالی که گوگل دقیقا کلمه “recurtion” رو پیشنهاد میده و هر چی شما روی اون کلیک کنین بازم اونو واسه شما پیشنهاد میده.

cstland-recurtion
۲۹- یک چرخش

اگه من بگم گوگل ورزش هم می کنه شما باور می کنین؟ بهتره باور کنین. هنوزم فکر می کنین با شما شوخی می کنم؟! پس بهتره خودتون امتحان کنین و به گوگل دستور یک چرخش جانانه رو بدین. فقط کافیه “do a barrel roll” رو جستجو کنین.

cstland-do-a-barrel-roll
۳۰- بازی با یافته های

تا به حال به این فکر کردین که می تونین با یافته های جستجوی خود بازی کنین؟ در گوگل به قیمت جستجوی عکسا رفته و “Atari Breakout” رو جستجو کنین تا یافته های جستجوی شما به شکل بازی آتاری شن و شما بتونین با اونا بازی کنین. به عکس زیر توجه فرمایید.

cstland-Atari-Breakout
۳۱- محافظت از یافته های جستجو

یک سرگرمی باحال دیگر از گوگل. کافیه در گوگل عبارت “zerg rush” رو جستجو کنین. اون وقت توجه می کنین که ۰ای گوگل به طرف یافته های جستجوی شما حمله می کنن و شما با کلیکای پشت سر هم روی oا باید از یافته های جستجوی خود دفاع کنین.

cstland-zerg-rush
۳۲- کاتالوگای گوگل

اگه در قسمت جستجو چیزی تایپ نکنین و فقط روی دکمه “Im feeling lucky” کلیک کنین گوگل همه کاتالوگای مربوط به خودشو از سال ۱۹۹۸ به بعد واسه شما نمایان می کنه. در مثالی که می خوام بزنم این موضوع نشون داده.

cstland-Im-felling-lucky
با در نظر گرفتن بخشای قبل این مقاله در ۴ بخش ترفندهای جستجو در گوگل رو واسه شما معرفی کردم. امیدوارم از این سری مقالات لذت برده باشین.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

گسترش اجناس تجاری در شبکه های اجتماعی چه نقشی داره

گسترش اجناس تجاری چیجوری به وسیله شبکه های اجتماعی گسترش پیدا می کنه؟ اگه علاقه مند بودین پروژه تجاری خود رو شروع کنین و یا به پیشرفت اون بدین، راهی بهتر از شبکه های اجتماعی واسه گسترش اجناس خود به دست نمی بیارین. اما حضور در شبکه های اجتماعی مثل سابق کار راحت ای نیس.

گسترش اجناس تجاری
واسه گسترش اجناس تجاری خود اطلاعات زیادی نیاز دارین تا تبلیغات موفقی رو به مشتریان خود ارائه بدین. در این پست به معرفی مواردی می پردازیم که به وسیله اونا اجناس خود رو بهتر در شبکه های اجتماعی گسترش ببخشیم.

انتخاب شبکه اجتماعی مناسب واسه شرکت و مخاطبان
همه شبکه های اجتماعی واسه هر کار و کاسبی ای مناسب نیستن، پس شبکه ای رو واسه تبلیغات اجناس خود انتخاب کنین که به درد بخور باشه. شبکه اجتماعی مثل فیس بوک که طرفداران زیادی داره و تعداد مخاطبان اون به ۱.۵ میلیارد کاربر می رسه حتما مخاطب مورد هدف شما رو در اون پیدا میکنین.شبکه هایی مثل توییتر “Twitter”، و اینستاگرام “Instagram”واسه گسترش اجناس برنامه ای منظم نیاز دارن، توییتر می تونه به عنوان شبکه ای سریع واسه رسیدن به مشتریان بالقوه به درد بخور باشه و اینستاگرام واسه انتشار تصاویر اجناس پرکاربرده. به وسیله اینستاگرام می تونین محتوای چشمی خود رو انتشار بدین. شبکه اجتماعی “Pinterest” هم مثل اینستاگرام واسه انتشار محتوای چشمی و تصاویر خوبه اما اگه می خواین توضیحاتی درباره پروژه های خود به اشتراک مشتریان بذارین از “Linkedin” استفاده کنین. هر شبکه اجتماعی روشی متفاوت با دیگر شبکه ها انتخاب کرده که اونا رو از یک دیگر جدا تر نشون میده.

تبلیغات رایگان و تبلیغات لازم
سال به سال، تبلیغات در شبکه های اجتماعی پبچیده تر می شه، و این سخن به این معناست که تبلیغات رایگان سود زیادی واسه تون به ارمغات نمیhره. در شبکه هایی چون فیس بوک و توییتر می تونین با پرداخت هزینه های کم تبلیغات، اجناس خود رو در صفحه “newsfeed” صفحه دنبال کنندگان شما بذارین. ۱۰ درصد از دنبال کنندگان شما فقط محتوای انتشار یافته شما رو دنبال می کنن. با اینحال که تبلیغات در شبکه های اجتماعی کم هزینه س اما باید بدونین هر ریال پولی که هزینه می کنین در چه راهی صرف می شه، واسه تبلیغات خود از کلمات مناسب و تصاویر جذاب بهره ببرین.

پیگیری روابط واسه باخبر شدن از کارکرد نشریات
باید تموم انتشاراتی که موجب جلب توجه مخاطبان می شه رو پیگیری کنین. پیگیری این روابط بهترین وسیله واسه کنترل روابطه. بعد از پیگیری مواردی که توجه مشتریان رو جلب می کنه می تونین تعداد کلیک رو بالا ببرین. ابزاری مثل Google Analytics” Octopost” “Clickmeter” می تونه روابط شما رو با مشتریان گسترش بده و باعث شه کلیک روی محتوا زیاد شه.

استفاده از افراد موثر
استفاده از افراد موثر که در شبکه های اجتماعی دنبال کنندگان زیادی دارن. تموم محبوبیت افراد موثر بخاطر محتوای خوبیه که تولید می کنن. با گفتگو درباره اجناس خود افراد موثر رو مجاب کنین تبلیغات اجناس شما رو در پیجای خود ارائه دهند حتی اگه این درخواست مقابل مبلغی از پول باشه. معیارهایی رو که شریک تون باید بکنه تعیین کرده تا رسیدن به اهداف راحت تر و سریع تر پیش رود. همونطور که می بینین اهداف شما به تبلیغات اجناس تون در شبکه های اجتماعی وابسته.

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۸/۵]

رفت و امد با مشتریان منفی چیجوری صورت میگیره ؟

 

رفت و امد با مشتریان منفی

خیلی از آدما، به دلیل آزار افراد منفی کمتر از اونا تقدیر می کنن. اونا آزار دهنده هستن. بعضی وقتا شما رو مجبور می کنن عصبی شید و داد بزنین. افراد غیرفعال چه کسائی هستن و ویژگیایی که اونا رو جدا نشون میده چیه؟ رفت و امد با این افراد واسه جذب مشتریان چیزی لازمه؟

مشتریان منفی چه کسائی هستن؟

مشتری که لیاقت لقب منفی رو داره (یا مشتری غیر فعال) فردیه که همیشه به خرید محصول اهمیت زیادی میده اما! همیشه دلیلی واسه نبود خرید محصول داره. به طور مثال من این نام رو به مشتریان بالقوه خود که در اینترنت ما رو دنبال می کنن میدم، میتونم چهره اونا رو تصور کنم که با چه اشتیاقی دوست دارن جواب اونا رو بدهم.
اما وقتی که جواب اونا رو میدم به طور عجیبی از خرید انصراف کرده و شروع به فکر کردن می کنن.
هر گفتگویی که با این مشتریان داشتین نتیجه مثبتی رو واسه شما نداره؛ مشتریان منفی فقط زمان، انرژی، و تجربه رو از شما می گیرن در حالی که شما می تونین این زمان رو واسه دیگر مشتریان خود به کار بگیرین.

در گذشته این واسه شما پیش اومده؟ احساس کردین که این مشتریان فقط می خواستن از شما سوءاستفاده کنن؟ دوست دارین بدونین چیجوری از این اشتباهات جلوگیری کنین؟

به چه دلیل بیشتر افراد منفی ما رو عذاب میدن؟

در بیشتر وقتا ( حدود ۹۹٫۹۹ درصد اونا) هدف مشتریان منفی ایجاد آسیب به محصول مورد نظر نیس!
این درسته که مشتریان غیرفعال یا منفی به فروشنده فکر نمی کنن، اونا برنامه های خاص خود رو دارن و از صفات زیادی دارن.

خرید طبق هزینه: افراد منفی به دنبال ارزون ترین اجناس هستن. ممکنه این افراد یا خسیس باشن یا وضع مالی محدودی داشته باشن.
مشتریان از ارزش خدمات تشکر نمی کنن: اونا از اینکه در مقابل دریافت خدمات پولی پرداخت می کنن ناراحت ان و بهتر می دونن خود راه حلی واسه مشکلات خود بیابند. افراد منفی می دونن که نمی تونن مشکلات خود رو حل کنن. (یا زمان لازم واسه این کار رو ندارن)

مشتریان جاهل: این افراد هنگام سئوال کردن درباره هزینه دقیقا نمی دونن چه مبلغی رو باید به فروشنده بدن و یا واسه تصمیم گیری و انتخاب محصول همیشه به مشکل بر می خورن. بدترین نوع همین افراد هستن؛ چون به دلیل نداشتن مهارت تصمیم گیری ما رو مقصر می دونن.

تاثیر این افراد روی کار و کاسبی ما چیه؟

تلاش زیادی به کار بستید تا با افراد غیرفعال قرارداد ببندین؟ آخرش، ما که پولای خود رو واسه گوش دادن به صحبتای بی معنی این افراد هدر نمی دیم درسته؟
اگه پولی واسه این افراد هزینه نکردین هیچ سودی نمی کنین؛ بلکه پول خود رو به روش دیگری از کفتون میره.
وقت گذاشتن واسه این افراد واسه مشورت کردن، باعث می شه ایدهاتون رو به سرقت ببرن، خیلی از فروشندگان مبلغی رو در برابر این مشاورها پرداخت می کنن همونطور که میدونید مشاوره دادن ساعتی؛ مبلغی از پول یک کار و کاسبی هستش.

واقعاً به صلح با این افراد نیازمندیم؟

بذارین درباره این موضوع در جهان کار و کاسبی و برندهای تجاری گفتگو کنیم. در کشورهایی مثل آمریکا که خدمات زیادی رو به مشتریان خود ارائه میدن این نظر رو دارن که مشتری شما هر نوع اخلاقی که داشته باشه باید به اونا با تموم وجود احترام بذارین حتی اگه شخصیت اونا واسه شما رو شه و فهمیدین چیجوری انسانی هستن.
این گفتگوا رو می تونین از زبون آدمایی گوش بدین که با بدرفتاری مشتریان خود رو از دست دادن و واسه جذب مشتریان خود از سیاست خاصی استفاده کردن.

یک راه حل دیپلماتیک پیدا کنین تا این افراد رو از کار و کاسبی خود خط بزنین. این کار رو هر چی سریع تر انجام بدین

بیشتر فروشندگان تلاش می کنن با افراد منفی کنار بیان و این بخاطر ترس از دست دادن مشتریاس اما فروشندگان باید نگران فرصتا و زمان از دست داده خود باشن. این اشتباه شما نیس که مشتری با شرایط شما موافقت نداره یا پولی واسه هزینه کردن در مقابل اجناس شما صرف کردن نداشته باشه پس از قبول مسئولیتایی که به شما مربوط نمی شن انصراف کنین چون این مشتریان در آخر به مشتری شما تبدیل نخوان شد.

 

چیجوری این آدما به کار و کاسبی ما وارد نشن؟

پری مارشال Perry Marshal  مقاله ای درباره قانون ۲۰/۸۰ درباره بازاریابی و فروش نوشته س که در مجله Entrepreneur منتشر شده این مقاله ۵ روش رو درباره آدمایی توضیح میده که باید قبل از اجرای عملیات فروش مشتری رو خوب بشناسین.

پس از یاد گرفتن این روش ها می تونین افراد منفی رو خوب شناخته و از معامله با اونا دوری کنین. اگه موفق به شناسایی این افراد نشدین یا با این افراد بحث کرده و زمان خود رو هدر دادین می تونین از مرد نمونه Dennis Kucinski کمک بخواهید. این مرد نمونه یک فروشنده آمریکاییه که تونست روشی پیدا کنه تا از شر یکی از این مشتریان منفی خود خلاص شه. اون به مدت ۵ سال زمان خود رو با این مشتری هدر می داد و تلاش می کرد رضایت اونو جلب کنه. دنیز به مشتری منفی خود گفت: ” واقعا می خواین محصول ما رو بخرین یا در حالی که من تلاش می کنم شما رو قانع کرده و رضایت شما رو جلب کنم فقط می خواین به من نگاه کنین؟
بعد از ۵ سال دنیز فهمید که مشتری یا قصد خرید محصول شما رو داره و یا هیچ وقت از شما خرید نمیکنه

 

[تعداد: ۴    میانگین: ۴.۸/۵]

  

رفت و امد بهتر با کارکنان شامل چه مواردیه؟

رفت و امد بهتر با کارکنان از موارد خیلی لازم واسه موفقیت یک سازمانه.

 

 

رفت و امد بهتر با کارکنان

مدیران در شرکتای کوچیک و متوسط، به وسیله جدیدی واسه درگیری کارکنان نیاز دارن. بطوری که باید دقیقاً روی جا و زمان درگیری که اتفاق می افته تمرکز کنن.

اگه چگونگی رفت و امد و فرهنگ درست رو واسه سازمان بوجود آورده اید باید کارکرد بهتری رو در کارکنان به همراه دلبستگی عاطفی در انجام کارای شون و موفقیت کسب وکار تماشاگر باشین. با تعریف رفت و امد بهتر با کارکنان ، یک رقابت جدید بوجود اومده. تلاشای زیادی واسه استانداردسازی تعریف و آزمایش اون بکار گرفته شده و در آخر، نتیجه عکس حاصل شده.

اما واقعیت اینه که بیشتر در امتحان رفت و امد کارکنان مهارت کافی داریم اما فرصتی واسه بهبودی و ارتقای اون نداریم. جالبه بدونین که ۶۰ تا ۷۰ درصد نیروی کار آمریکا شغل شون رو دوست ندارن و چیزی بین ۳۰ تا ۴۰ درصد از کارکنان در قید اون نیستن و ول شدن. این تغییرات آماری از سال ۲۰۰۰ به اینور تقریباً ثابت مونده.

تقریباً از سال ۲۰۱۲ هر کدوم از پروسه کارکنان که شامل بررسیای هرساله مثل مدیریت کارکرد و رفت و امد کارکنان بود با ظهور تکنولوژیایی مثل بررسیای pulse (سیستم بررسی سریع و تکراری که با پرسیدن سوالات پیچیده، می تونه سلامتیِ شرکت رو آزمایش کنه) و بقیه وسایل بررسی پریشون شد. البته این وسیله در بررسیای هرساله جای خود رو داشتن اما همه اینا، تنها نصف “معادله رفت و امد” رو حل می کنه. وسایل بررسی و بررسی به کارفرما جهت دریافت اطلاعات و بینش بهتر کمک می کنن اما کار زیادی رو واسه کارکنان انجام نمی دن!

 

مطلب پیشنهادی: آینده مدیریت اجرایی سازمان و بررسیا

 

ما واسه تیمای رهبری خودمون مرور و بازدیدهای واقعی رو درباره چالشای رفت و امد کارکنان جفت و جور میاریم. اما واسه پیدا کردن و قربال کردن این چالشای تجهیزاتی رو درنظر نگرفته ایم! رهبران و مدیران باید به درک جامعی از این موضوع که “چیجوری می تونن با کمک تیم هاشون بر این چالشای پیروز شدن” برسن. مدیران و رهبران باید مکالمات درست، ارائه مکالمات درست در زمان مناسب با کارکنان درست رو دارا باشن. اینکار به پرورش تعهد در جایی که اتفاق افتاده کمک می کنه: بین مدیران و کارکنان در اتاق کنفرانس، اتاق ساخت ویدیو و … . تعهد و رفت و امد بهتر با کارکنان ، در زمان و مکانی که “کار” باشه ساخته میشه.

Gallup هم در گزارش گذشته خود درباره American Workplace اشاره زیادی به رهبری و ارتباط بین مدیران و کارکنان به عنوان مشکلات ریشه ای که در رفت و امد تاثیر دارن داشته. تحقیقات گذشته از HRWins هم نشون میده که کارفرمایان آمریکایی، مدیران ساپورتی (ساپورت کننده) و سوپروایزرها رو به عنوان اولویت اصلی واسه منابع انسانی در بخش اجرا تکنولوژی سال ۲۰۱۷ بصورت لیست تنظیم کردن. با این تمرکز جدیدی که بر تقویت کردن مدیران و رهبران هست، زمانِ اون شده که نیمه دیگر “معادله رفت و امد” رو بدست آوریم. –یعنی همون بخشی که خیلی روی کارکنان و چگونگی کارشون تاثیر میذاره.

HRWins بیشتر از ۱۶۰۰ کارفرما رو در سال ۲۰۱۶، اول ۲۰۱۷ و مصاحبه های بسیاری بررسی کرد و یافته ها نشون دهنده اینه که یک وسیله ایده آل واسه رفت و امد بهتر با کارکنان ، ۵ توانایی مرکزی رو باید دارا باشه:

  • بررسی و آزمایش رفت و امد
  • بررسیای Pulse
  • راهنمای کاربردی واسه مدیران
  • بازشناسی
  • ارتباط Company-wide

این بررسی روی ۱۶۰۰ نفر کارفرمایی انجام شده که بزرگ ترین مشکلات خودشون رو در آزمایش منابع انسانی تکنولوژی، چگونگی استفاده از داده ها واسه تغییر و نوع دیدگاه شون به فرهنگ سازمانی و رفت و امد بهتر با کارکنان به اشتراک گذاشته ان. حالا وسیله به درد بخور واسه این کافرمایان، می تونه موارد زیر رو پوشش بده:

۱- مشکلات کدوم یک از کارکنان می تونه بزرگ ترین تاثیر رو روی کارکرد فردی، تیمی و کل سازمان داشته باشه

۲- به عنوان یک مدیر، چیجوری میشه تغییرات سریعی رو در جهت جواب به مشکلات شناسایی شده در بررسیای هرساله درست کرد؟

۳- چه وسیله ها و تکنولوژیایی واسه رهبران، مدیران و کارکنان در دسترس قرار داره.

 

دوستان و همکاران عزیز، می تونین با درنظر گرفتن نکات نامبرده و با در نظر گرفتن مواردی که در بقیه مقالات موجود روی سایت پدیده فکر مهتر بیان شده، به ارائه راهکارهایی مناسب واسه سازمان خودتون برآیید.

 

 

[تعداد: ۳    میانگین: ۴.۳/۵]

  

تعریف بازاریابی ! بازاریابی به عنوان فرایندی مدیریتی – اجتماعی تعریف می شه

تعریف بازاریابی

بازاریابی به عنوان فرایندی مدیریتی – اجتماعی تعریف می شه که بوسیله اون افراد و گروه ها از روش تولید و مبادله کالا با یکدیگر، به امرو خواستهای خود اقدام می کنن.

معناى جدید این واژه به درستی جفت و جور نیازهاى مشترى است . شرکت هاى امروزى با رقابت شدید و در حال افزایش اى روبه رو هستن و پاداش از آن شرکتى هستش که بتونه به بهترین راه ممکن،  خواست هاى مشترى رو درک و بالاترین سود رو براى مشتریان هدف خود جفت و جور کنه . در محدوده بازار، این مهارت هاى بازاریابىه که شرکت هاى حرفه اى رو از شرکت هاى غیرحرفه اى جدا مى کنه .

براى روشن شدن این تعریف باید بدواً اصطلاحات مهم نیاز، خواسته، درخواست، کالا، مبادله، معامله و بازار رو بررسى کرد.

شرکت هاى امروزى با رقابت شدید و در حال افزایش اى روبه رو هستن و پاداش از آن شرکتى هستش که بتونه به بهترین راه ممکن، خواست هاى مشترى رو درک و بالاترین سود رو براى مشتریان هدف خود جفت و جور کنه . در محدوده بازار، این مهارت هاى بازاریابىه که شرکت هاى حرفه اى رو از شرکت هاى غیرحرفه اى جدا مى کنه .

نیاز: نیازهاى آدم، یکى از مفاهیم اساسى بازاریابىه. این نیازها شامل نیازهاى فیزیکى یا نیاز به غذا، پوشاک، گرما و سرما، امنیت و … نیازهاى اجتماعی، مثل نیاز به احساس تعلّق و محبت و نیازهاى شخصی، مثل دانستن و اعلام وجود هستن.

خواسته: خواسته شکلىه که نیازهاى آدم تحت اثر فرهنگ و شخصیت انفرادى به خود مى گیرد. خواستها برحسب امکاناتى که جفت و جور کننده نیازها هستن، تعریف مى شن. وقتى جامعه اى از ان رو به اونو مى شه، خواسته هاى اعضاى اونم پیشرفت مى یابد. وقتى مردم در برابر امکانات بیشتر و مورد علاقه خود قرار مى گیرند، تولیدکنندگان هم اقدام به تولید جنسا و خدماتى مى کنن که خواسته هاى جدید رو جواب گویند.

درخواست: خواستها، وقتى با قدرت خرید همراه باشن، تبدیل به درخواست مى شن.

کالا: هر چیزى که بشه براى جلب توجه، گرفتن، استفاده و یا مصرف، در بازار عرضه کرد و توانایى جفت و جور یک خواسته یا نیاز رو داشته باشه، کالا تلقى مى شه.

مبادله: مبادله خود یعنی دریافت چیزى مطلوب از کسى دیگر، در مقابل ارائه ما به ازایى به اون. مبادله هسته مرکزى بازاریابىه و براى تحقق اون، شرایط زیر لازمه:

  • دست کم دو طرف باید با یکدیگر مشارکت داشته باشن.
  • هر طرف باید چیز باارزشى براى مبادله با دیگرى در اختیار داشته باشه.
  • هر طرف باید علاقه مند به مبادله با طرف دیگر باشه.
  • هر طرف باید علاقه مند به مبادله با طرف دیگر باشه.
  • هر طرف باید در رد و یا قبول پیشنهاد طرف دیگر آزادى کامل داشته باشه.
  • و آخرش، هر طرف باید داراى توانایى لازم براى دوستی و تحویل باشه.

 

معامله:  مبادله هسته مرکزى ارزیابىه، اما معامله، واحد اندازه گیرى بازاریابى به حساب مى رود. یک معامله، شامل خرید و فروش فایده بین دو طرف معامله س. براى تحقق یک معامله شرایط زیر لازمه:

  • وجود دست کم دو کالاى با ارزش.
  • شرایطى که روى اون توافق به عمل آید.
  • زمان توافق.
  • و جای توافق.

بازار: به مجموعه اى از خریداران بالقوه و بالفعل یک کالا، بازار گفته مى شه.

[تعداد: ۶    میانگین: ۴.۳/۵]

  

تعریف بیکاری چیه؟ شکلای جور واجور بیکاری و دلایل اون

“بیکاری” یکی از واژه های پرکاربردیه که در کشورمون هست. امروز تلاش می کنیم تعریف بهتری از بیکاری رو گفته و به شکلای جور واجور و دلایل اون بپردازیم. با ما همراه باشین.


 

تعریف بیکاری چیه؟ شکلای جور واجور بیکاری و دلایل اون


بیکاری

تعریفی بی حساب واسه بیکاری یعنی: نبود ادامه کار و کاسبی یا در دسترس نبودن کار واسه افراد! یعنی فرد تموم خصوصیات کار کردن رو داره؛ اما کاری واسه اون پیدا نمی شه!

  • شرطایی هست که با مشاهده اونا در فرد میشه گفت اون به دسته بیکاران پیوسته س.

_ اگه توانایی انجام کار رو داشته باشه.
_ اگه به دنبال پیدا کردن کار باشه اما هیچ کاری یافت نشه!

اخیراً بیکاری، واسه آدمایی که تحصیلات شون رو تموم کرده اما به دلیل نداشتن مهارت لازم و نبود تجربه کافی فرصتای کاری ندارن هم اتلاق می شه.

  • شکلای جور واجور بیکاری

۱- بیکاری ساختاری
۲- بیکاری اصطکاکی
۳- بیکاری طبیعی
۴- بیکاری منطقه ای
۵- بیکاری فصلی
۶- بیکاری فقر
۷- بیکاری رو
۸- بیکاری مخفی

۱- بیکاری ساختاری

این نوع بیکاری به دلیل رشد و پیشرفت در بعضی از فعالیتای فعلی در اقتصاد مربوط در کشوره و این در کیفیت انتخابِ مهارت ها اثر میذاره.
۲- بیکاری اصطکاکی

این نوع بیکاری به وسیله جنبش دائمی بین پرسنل در مناطق و حرفهای جور واجور و به دلیل تغییرات اقتصاد ملی ساخته میشه.
۳- بیکاری طبیعی

باید بین عرضه و درخواست واسه مهارت ها تعادل وجود داشته باشه.
۴- بیکاری منطقه ای

در این نوع بیکاری وضعیت اقتصادی در بعضی از صنایع و قلمروها رو به وخامته.
۵- بیکاری فصلی

بعضی از فعالیتای اقتصادی که در طبیعت فصلی هستن در این نوع بیکاری اثر می ذارن. مثل کشاورزی، ساخت و ساز، گردشگری
۶- بیکاری فقر

آدمایی که پول لازم واسه سرمایه گذاری رو ندارن درگیر این نوع از بیکاری هستن.
۷- بیکاری رو

این نوع بیکاری به این معنیه که افراد نمی تونن کار متناسب با شرایط و تخصص خود رو پیدا کنن.
۸- بیکاری مخفی

انتخاب ضعیف افراد واسه مشاغلی که فایده و سودی براشون نداره، بیکاری رفتاری هم نام میگیره.

تعریف بیکاری

فردی که در جامعه قادر به کار کردنه و قدرت لازم رو واسه کار کردن داره اما فرصتی واسه کار واسه فرد یافت نمی شه. بیکاری یک مشکل اجتماعی حساب شده و اثرات سوء رو واسه فرد و جامعه داره. نمیشه تعداد افراد بیکار رو مشخص کرد. این با در نظر گرفتن مراکز دهاتی و شهری، جنسیت، نوع آموزش، سطح درس، در شکلای جور واجور جاها فرق داره.
آدمایی مثل علم آموزان، معلولین، سالمندان، بازنشستگان، و دارندگان کار موقت بیکار به حساب .

 

  • علل بیکاری عبارتند از :

۱_ مهاجرت از داهات به شهر
۲_ مشکل در تولید و پیشرفت و نبود سرمایه مالی
۳_ سطح درسی و آموزشی
۴_ بیریخت و بد بودن بعضی از کارای دستی مثل فروشندگی
۵_ نبود ارتباط مراکز آموزشی با بعضی چیزای مهم بازار کار
۶_ انصراف دولت از بعضی خدمات کارگران از صندوق فرامرزی و خصوصی سازی
۷_ مشکل در ساختار اقتصاد ملی کشور
۸_ برتری جنسیت و قومیت در بعضی جاها بین افراد جورواجور
۹_ رشد جمعیت بیشتر از تولید داخلی
۱۰_ کار و تجارت بیرون مرز کشور
۱۱_ افزایش ترکیب ارگانیک سرمایه

[تعداد: ۱۸۲    میانگین: ۳.۲/۵]

  

تعریف زبون بدن و تاریخچه اون

 

زبون بدن

زبون بدن یک جنبه مهم از ارتباطات مدرن و روابطه.

به خاطر این، زبون بدن بسیار به مدیریت و رهبری در ارتباط بوده و در هر جنبه ای از کار و تجارت که ارتباط هست شنیده شده و یا به شکل حضوری در بین مردم احساس می شه.

زبون بدن، به ارتباطات بیرون از کار مثلاً در قرار ملاقاتا هم بسیار مورداستفاده قرار میگیره.

ارتباط شامل شنیدن، زبون بدن قابل مشاهده و سیگنالای غیرشفاهی (غیرگفتاری) ست که چه بیان شن، چه نشن، رد و تبدیل میشه.

زبون بدن به دو روش ظاهر می شه:

  • زبون بدن تون احساسات و احساسات شما رو به بقیه نمایان می سازه.
  • زبون بدن بقیه احساسات و احساسات شون رو به شما نمایان می سازه.

 

ارسال و دریافت سیگنالای زبون بدن، هم در سطح خودآگاه و هم ناخودآگاه اتفاق می افته. زبون بدن -بطور حرفه ای تر “مطالعه زبون بدن”- به نام kinesics (تلفظ: کینیسیکس) هم مشهوره که از ریشه یونانی استخراج شده و به معنیِ حرکت/ ژست/ اشاره س.

 

زبون بدن یک علم دقیق نیس!

هیچ علامت زبون بدنی وجود نداره که معنا و معنی قابل اطمینانی رو نمایان کنه. درک زبون بدن از روش تفسیر و توضیح چندین سیگنال بهم پیوسته س تا نتیجه خاصی رو ساپورت کرده و بروز بده.

 

زبون بدن- معنی ژستا، علامتا و بقیه عوامل

به هنگام تفسیر سیگنالای زبون بدن به معانی و احساسات همیشه به یاد داشته باشین که یک سیگنال بطور مشخص و قابل اعتماد به یک معنی خاص نیس! یه سری از سیگنالا بهتر این معنی رو منتقل می کنن.

این یک راهنمایی کلیه. زبون بدن نباید به تنهایی واسه در پیش گرفتن تصمیمای مهم و جدی درباره مردم استفاده شه. بلکه یکی از راه های نشون دادن انگیزه، حس و حال افراده. بعضی از این سیگنالای مفاهیم واضحی دارن و بعضی نه.

علاوه براین، همیشه به خاطر بسپارین که تفاوتای فرهنگی هم می تونه بر سیگنالای زبون بدن اثر گذاشته و توضیح اونا رو عوض کنه. یعنی اون چیزی که در یک فرهنگ روشنه می تونه در یک فرهنگ دیگر معنی به طور کاملً متفاوتی داشته باشه.

 

تاریخچه زبون بدن

فلاسفه و محققان در هزاران سال قبل رفتار فیزیکی آدم رو با معنی، حس و حال و شخصیت ارتباط دادن. تحقیقات زبون بدن و کارای نوشته شده روی این موضوع، تا وسطای دهه ۱۹۰۰ میلادی بسیار پراکنده بود.

اولین کارشناسان شناخته شده که حولوحوش زبون بدن رو درنظر گرفتن شایدً از یونان قدیم به ویژه بقراط و ارسطو بودن که به رفتار و شخصیت انسانی علاقه داشتن. همینطور رومیا به ویژه Cicero که حالات بدن رو به احساسات و روابط در ارتباط می کرد. خیلی از این علایق ساده بخاطر پالایش ایده ها درباره سخنرانی، صحبت و ارتباط قابل توجه اون با رهبری و حکومت بود.

تحقیقات درباره زبون بدن در زمانای گذشته بسیار گسترده تره. مثلا، فرانسیس بیکن در آموزش پیشرفته کشف کرد که حالتای بدن به عنوان رفلکس یا گسترده شده ارتباطات گفتاری هستن. John Bulwer تونست حالتای دست رو هم اضافه کنه. Gilbert Austin هم از حالتای بدن و اشارات واسه بهبود چگونگی سخنرانی استفاده کرد.

چارلز داروین در آخرای دهه ۱۸۰۰ میلادی می تونست به عنوان اولین کارشناسی که نگاه علمی به زبون بدن داشت موردتوجه قرار گیرد اما اینطور انگار پیشرفت قابل توجه ایده ها دست کم واسه ۱۵۰ سال آینده وجود داشته باشه.

سیگمون فروید و بقیه هم در شاخه روانکاوی هم -در آخرای دهه ۱۸۰۰ میلادی و وسطای دهه ۱۹۰۰ – آگاهیای خوبی در خیلی از جنبه های زبون بدن مثل فضای شخصی داشتن اما روی ارتباطات و مفاهیم غیرشفاهی و تئوریای پیشرفت زبون بدن تمرکز نکردند. فروید، روانکاوان مشابه و روانشناسان اون دوره، روی رفتار و جدا سازی و بررسی درمانی تمرکز کردن.

یک جنبه بسیار مهم زبون بدن، بیانات صورته که ً یک بخش از مباحثیه که محققان گذشته هم به اون فکر کردن. همینطور می تونین سیگنالای زبون بدن رو که طبق بخشای بدن گروه بندی شدن (مثل سر، دهن، چشما و …) در مقاله های آینده بخونین.. با پدیده فکر مهتر همراه بمونین.

 

[تعداد: ۱۵    میانگین: ۳.۷/۵]

  

تعریف علمی موفقیت و هدف چیه ؟ چه ارتباطی با ضمیر ناخودآگاه دارن ؟

گفتیم که هدف یعنى حرکت از مشکل به طرف کمال! سؤال اینکه: کمال چیه؟! البته درسته که کمال داداش جماله
تعریف لوگو ، نام تجاری و هویت نام تجاری چیه؟

یک لوگو ، نام تجاری یا هویت برند شما نیس. طراحی لوگو، هویت سازی و ساخت نام تجاری بحثایی جداگونه هستن که در کنار هم یک تصویر ادراکی از یک کار و کاسبی یا محصول رو تشکیل میدن.

نام تجاری چیه ؟  یه سری از گره های ذهنی و احساسیه که ذهن بازار هدف رو اشغال کرده.
هویت نام تجاری چیه ؟ جنبه های بصریه که بخشی از نام تجاری رو تشکیل میده.
تعریف لوگو چیه؟ لوگو، یک کار و کاسبی رو به وسیله علامت یا آیکون، به آسونترین مدل ممکن تعریف می کنه.

 

در ادامه به توضیح جزئیات می پردازیم. بیایید از اولین شروع کنیم. نام تجاری.

برند سازی چیه؟

 

برند سازی یا ساخت نام تجاری شک نداشته باشین موضوع ساده ای نیس. نشریات زیاد و هزاران کتاب در مورد این موضوع نوشتن. به هر رو به طور خلاصه، می تونین نام تجاری رو یک سازمان، خدمات یا محصول، با  یک شخصیت که به وسیله درک مخاطب شکل میگیره توضیح کنین. به این نکته باید توجه شه که یک طراح نمیتونه یک برند درست کنه. فقط مخاطب این کار رو می کنه. یک طراح پایه یک نام تجاری رو شکل میده.

مقاله در ارتباط : 

خیلی از مردم فکر می کنن یک برند تنها از چند عنصر تشکیل شده.چند رنگ، چند فونت، یک لوگو، یک شعار و ممکنه موسیقی هم همراه با اون باشه. در واقعیت چیزی بسیار سخت تر از اینه. می تونین بگید که ساختار یک برند درک از طرف مخاطبانه.

ایده اساسی و معنی پایه پشت یک درک از طرف مخاطبان، تموم کارهاییه که شرکت انجام میده، تموم چیزایی که داره و هر چیزی که تولید می کنه و نشون دهنده ارزشا و اهداف کل کسب و کاره.

این استواری و ثبات این ایده اصلیه که باعث  بالا رفتن شرکت شده، محرک اینه، نشون دهنده چیزیه که بر اون ایستادگی می کنه، باور داره و دلیل وجود اینه. این یعنی فقط چند رنگ، چند طرح حروف، یک لوگو و یک شعار نیس.

مثلا بیایید به شرکت شناخته شده اپل نگاهی بیاندازیم. اپل به عنوان یک شرکت، یک سازمان فرهنگ سازمانی انسانی و اخلاقی قوی رو سازماندهی کرده که با شاخصهایی چون فعالیتای داوطلبانه، ساپورت انگیزه و ایده های خوب و ایجاد مشارکت در جامعه سازمان فعالیت می کنه. این ارزشای کار و کاسبی از روش تموم کارایی که انجام میدن، اجناس نو آورانه شون و تبلیغاتشان واسه خدمات به مشتریانشان مشهوده. اپل  یک نام تجاری عاطفی انسانیه که با مردم ارتباط برقرار می کنه. وقتی که مردم محصولاتشون رو می خرن و یا از خدماتشون استفاده می کنن، خود رو جزئی از آن نام تجاری می دونن. این ارتباط احساسیه که نام تجاریشان رو ساخته. نه دقیقا اجناس یا لوگوی گاز زده شون.

مقاله در ارتباط : 

 

طراحی هویت برند چیه؟

 

یک نقش کلی در نام تجاری یا درک از طرف مخاطبان یک شرکت، هویت برنده.

در بیشتر موارد، طراحی هویت برند بر مبنای وسایل چشمی که به وسیله یک شرکت استفاده میشن پایه گذاری می شه که معمولا از کل تعدادی دستورالعمل شکل میگیره. این دستورالعملا که هویت برند رو تشکیل میدن معمولا چگونگی اجرا هویت رو از روش بعضی معیارهای متفاوت، استفاده از پالتای رنگی تایید شده، فونتا، طرح بندیا، اندازه گیریا و چیزای دیگه ای به جز اینا تعیین می کنه. این دستورالعملا این اطمینان رو دشت می کنه که هویت شرکت منسجمه که به نوبه خود به نام تجاری اجازه میده شناخته شه.

مقاله در ارتباط :

 

 

هویت یا ” تصویر” یک شرکت تشکیل شده از وسایل چشمی زیادیه:

  • یک لوگو ( نمادی از کل هویت و نام تجاری)
  • لوازم اداری ( سربرگ، کارت ویزیت، پاکت نامه و چیزای دیگه ای به جز اینا)
  • ملزومات بازاریابی (آگهیا، بروشورها، کتابا، سایت و چیزای دیگه ای به جز اینا)
  • اجناس و بسته بندی ( اجناس فروخته شده و بسته بندی که در اون قرار میگیره)
  • طراحی پوشاک ( شاخصهایی خاص واسه پوشاک که کارمندان به تن می کنن)
  • علائم ( طراحی داخلی و خارجی)
  • پیاما و اقدامات ( پیامایی که از روش ارتباطات مستقیم یا غیر مستقیم رسونده می شن)
  • ارتباطات دیگر ( صدا، بو، تماس و چیزای دیگه ای به جز اینا)
  • هر چیز چشمی که نشون دهنده کار و کاسبی باشه.

 

تموم این چیزها، هویت رو شکل دادن می کنه و باید برند رو تموم و کمال ساپورت و ساپورت کنه. لوگو ،به هر حال هویت سازمانی و نام تجاری رو به شکل یک نشونه قابل شناسایی، جمع بندی کرده. این نشونه یک نماد و مظهر کسب و کاره.

تعریف لوگو چیه؟

 

واسه اینکه بدونین تعریف لوگو چیه، اول باید بدونیم به چه منظوریه.

یک لوگو واسه شناساییه.

لوگو ، یک شرکت یا محصول رو از روش  استفاده از یک نشونه، علامت، نماد یا امضا معرفی می کنه. یک لوگو به طور مستقیم باعث فروش نمی شه و یا یک کار و کاسبی رو توضیح نمی کنه. لوگو معنی خود رو از کیفیت چیزی که نماد اینه میگیره. نه از چیز دیگری. لوگوها واسه شناسایی هستن نه تشریح. به بیان ساده تر، معنی لوگو مهم تر از شکل اینه.

مقاله در ارتباط : 

واسه نشون دادن این معنی، به لوگوها مثل افراد نگاه کنین. ترجیح می دیم که ما رو با اسممون صدا بزنن تا با تعریفی گیج کننده و قابل فراموشی از خودمون. مثل ” فردی که همیشه پیراهن صورتی می پوشد و موهای روشنی داره.” دقیقا به همین صورت، لوگو نباید عینا کاری که کار و کاسبی انجام میده رو تشریح کنه. بلکه اونو به گونه قابل شناسایی و به یاد ماندنی بشناساند.اینم مهمه که تنها وقتی که لوگو شناخته می شه، کارکرد خود رو اون طور که باید انجام میده. درست مثل وقتی که ما اسم افراد رو واسه شناسایی اونا یاد میگیریم.

لوگو یک کار و کاسبی یا محصول رو به آسونترین شکل شناسایی می کنه.

مقاله در ارتباط : 

[تعداد: ۳    میانگین: ۴/۵]

  

تعهد هدف دار ، سرسختی و فرصت طلبی اون

 

تعهد هدف دار

به معنی وفاداری منظم و پرانرژی نسبت به یه روش هدف دار کسب وکار به طور کاملً شفافه که می تونه به کسب وکاری قوی تر و سود آفرین تر در طول زمان منجر شه. پایه این روش هدف دار تمرکزه و از فرصتای اغواکننده و تهدیدهای رقبا که منابعی رو مصرف می کنه جلوگیری به عمل میاره. وال-مارت با تفکر واحد دقیق شدن بر هزینه و ارزش خوب فلسفه تعهد هدف دار با استفاده کرده.

تعهد هدف دار آینده رو مثل گذشته می بینه و مدل کسب وکار موفق امروز رو در آینده هم موفق و موثر می دونه. چشم انداز درازمدتی هست، که در اون دقیق شدن بر آینده و بر تصمیمات سرمایه گذاری و پیشرفت روش هدف دار معطوف می شه. افق برنامه ریزی هم ممکنه به آینده ۵ یا بیشتر از ۱۰ سال متناسب با کسب وکار دلخواه گسترش یابد.

وجود روش هدف دار و دلایل پیگیری اون، توانایی رسیدن و از دید زمانی مهم بودن اون، گزاره ارزش، بازار هدف، روش هدف دارای وظیفه ای و نقش داراییا و لیاقتا باید به طور کاملً واسه کارکنان قابل درک و تفهیم شده باشه. منطق کسب وکار باید بالاتر از رسیدن به اهداف مالی باشه.

 

خطر هدف دار

راه و روش هدف دار

 

سرسختی هدف دار

تعهد هدف دار

انحراف هدف دار

فرصت طلبی هدف دار

اشتباهات هدف دار؛

روندهای اشتباه

برابری پذیری هدف دار

چشم انداز در مقابل فرصت طلبی

اجرا و بهبود روش هدف دار کلیدهای موفقیت هستن. بهبود همیشگی به جای تغییر کارکرد فعلی روش هدف دار، کاهش هزینه ها، افزایش کار آیی، ارتقای گزاره ارزش، بهبود رضایت مشتری و تقویت داراییا و لیاقتا مورد تأکیده. کارکرد و بازده عملیات هرسال باید بهتاستراتر از سال گذشته باشه و شرکتای ژاپنی مثل تویوتا و کانن به اون کایزن میگن. چیزی که واسه بهبودی دائمی موردنیازه، نوآوری پله ایی، اساسی و تغییر آفرینه. بر این پایه، نیازای اطلاعاتی عبارت ان از پیشرفت تکنولوژی و نگاه مشتری در چارچوب بستر رقابتی موجود.

واسه تعهد هدف دار حضور یک رهبر قوی و کاریزما که هدف ساز داخل و بیرون سازمان باشه، یک سازمان متمرکز هم که در تخصیص منابع و پیروی از روش هدف دار نظم دهند باشه به درد بخور هستش. کارکنان هم باید با داشتن مهارتایی که روش هدف دار و داراییا و لیاقتای شامل اونو بهبود می بخشن، داشته باشن. باید بالاتر از رسیدن به اهداف مالی کار کرد و مقاصدی رو دنبال کرد که الهام بخش اجرای روش هدف دار باشن.

سرسختی هدف دار

همونجوریکه در شکل فوق مشاهده می کنین، در راه تعهد هدف دار ممکنه چشم انداز منسوخ یا خراب شه و پیروی از آن از بعد سرسختی هدف دار یک اتلاف کارکرد تلقی شه. از بین انبوه مشکلاتی که می تونن از محقق شدن چشم انداز جلوگیری کنن ۳ مورد برجسته ترن.

  • مشکلات اجرایی. ممکنه چشم انداز به طور کاملً درست باشه، اما به دلیل ضعف و یا نبود توان در کارکرد نتونه از عهده روش هدف دار بربیاید.
  • خطا در تصور از آینده. تصور غلط از آینده چشم انداز گمراه کننده ایی در بر داره.
  • تغییر پارادایم. تغییر پارادایم شامل یک نوآوری اساسی هستش. مثلا، کامپیوترها از مینفریم، به کامپیوترهای کوچیک، به ترمینالای کامپیوتری و سرورها تغییر پیدا کردن. پارادایم جدید به همراه خود تغییرات قابل توجه ای در نقش شخصیت به وجود آورد. بسیار به کم اتفاق می افتاد که رهبر یک پارادایم بتونه در پارادایم بعد هم جایگاه رهبری خود رو حفظ کنه و بیشتر دلیل اون سرسختی هدف دار بود. مدلای اجرایی جدید هم می تونن پارادایم رو تغییر.

فرصت طلبی هدف دار

فرصت طلبی هدف دار با دقیق شدن بر زمان حال به حرکت درمی آید. این روش هدف دار میگه که محیط اونقدر در حال تغییر و نامشخصه که پیش بینی آینده و سرمایه گذاری روی اون بیهوده و یا خطر آمیز هستش. روش با احتیاط تر و سودآورتر تشخیص و استفاده از فرصتا، باهدف رسیدن به سود آنی درزمانیه که این فرصتا خود رو روشن میکنن. موفقیتای کوتاه مدت به جریان می افتن، بعضی از این موفقیتا می تونن به موفقیتای بزرگ تبدیل گردند.

یکی از کلیدهای موفقیت در فرصت طلبی هدف دار، وجود فرهنگ کارآفرینی و تمایل به بروز عکس العمل سریع در مقابل فرصتای به دست اومده. سازمان باید به شکل غیرمتمرکز عمل کرده و از افراد ماجراجو، صاحب اختیار و تغییرپذیر ساپورت به عمل آورد.

روش هدف دار پویا هستش و نرم رو تغییر میده. منظم اجناس جدید معرفی می شن و اجناس دیگر کم اهمیت جلوه داده می شن و یا حذف می گردن. سازمان به دنبال هم افزاییای جدید و پیشرفت داراییا و لیاقتای جدید هستش.

کلید دیگر نزدیکی به بازاره. تیم مدیریت نیاز داره تا با مشتریان و بقیه در مورد تغییر سلایق، برخوردها و نیازای مشتریان گفتگو کنه. سیستمای اطلاعاتی باید مشتریان، رقبا و کسب وکار رو واسه آموختن روندها، فرصتا، مسائل و تهدیدهای به وجود اومده تحت بگیرن. جمع آوری اطلاعات و بررسی باید حساس و آنلاین باشه ممکنه ملاقات تکراری و منظم واسه بررسی آخرین اخبار و پیشرفتا به درد بخور باشه. سازمان باید به سرعت مسائل رو درک کنه و به همون سرعت نسبت به تغییرات بنیادی عکس العمل نشون بده.

فرصت طلبی هدف دار منافع زیادی مثل کاهش خطر ورود کسب و کارای نوظهور رو دارا هستش. فرصت طلبی هدف دار، به ایجاد سرزندگی و انرژی تمایل داره که می تونه سالم باشه، خصوصاً وقتی که یک کسب وکار دارای واحد تحقیق و پیشرفت غیرمتمرکز باشه و واحدهای بازاریابی اون یه سری از اجناس جدید تولید کنن.

فرصت طلبی هدف دار به صرفه جویی محدوده منجر می شه که در اون داراییا و لیاقتا با خطوط زیاد تولید، ساپورت می شن. نایک نمونه خوبی از این شرکت هاست که با شناخت حساسیتای مشتریان با استفاده از داراییا و لیاقتای خود فعالیت می کنه. نایک از انعطاف پذیری هدف دار برخورداره که مشخصه شرکتای موفق دارای روش هدف دار فرصت طلبیه.

[تعداد: ۷    میانگین: ۴.۳/۵]

  

تعیین تکلیف ۵ ماهواره دانشگاهی/ راه اندازی شبکه ملی تلسکوپ فضایی

 

 

رئیس سازمان فضایی ایران با اشاره به تعیین تکلیف ۵ ماهواره دانشگاهی گفت: ماهواره مخابراتی «ناهید یک» با ماهواره بر بومی «سفیر» و در ارتفاع ۳۰۰ کیلومتری از سطح زمین، به فضا پرتاب می شه.

 محسن بهرامی در برنامه زنده تلویزیونی «آسمون شب» درمورد آخرین وضعیت پروژه های ماهواره ای کشور گفت: ماهواره های ظفر، پیام امیر کبیر، ناهید یک و دو رونمایی شده و یا قراردادهایش بسته شده. ماهواره دوستی هم در حال اومده شدن واسه فاز پایانی پرتاپه.

ایشون گفت: ما ۲ ماهواره بر داریم که یکی «ماهواره بر سفیر» است که تا ارتفاع ۳۰۰ کیلومتری مدار زمین برد داره و دیگری «ماهواره بر سیمرغ » است که تا حدود ۵۵۰ کیلومتر می بره. مدار ۳۰۰ کیلومتری حدود یه ماه و مدار ۵۰۰ کیلومتری حدود سه سال عمر داره. پس آخرین پرتاب سفیر با «ناهید یک» هستش. بعد از آن همه پرتابا با «سیمرغ» صورت می گیره.

پرتاب ماهواره نباید جزء مطالبات باشه

بهرامی با تاکید بر اینکه هر ماهواره ای نباید پرتاب شه، اضافه کرد: هر ماهواره که ساخته می شه حتما نباید پرتاب شه، پرتاب زمان بر و هزینه بره پس ما یه گزینه ای واسه خودمون می ذاریم که پرتاب بشه یا نه، پس پرتاب ماهواره نباید جزو مطالبات سازنده ماهواره یا جامعه باشه این موضوع یک تصمیم فنیه.

رئیس سازمان فضایی ایران ادامه داد: ما باید یک نقشه راه واسه این کارا داشته باشیم. این نقشه راه شاید تو ذهن کسی بوده ولی روی کاغذ تهیه نشده بود، پس تعداد ماهواره ها زیاد شده بود ولی حالا ما یک خط «ناهید» واسه ماهواره های مخابراتی و یک خط «پارس» واسه ماهواره های سنجشی داریم.

معاون وزیر ارتباطات درباره کم شدن اخبار پر سر و صدای فضایی طی دولت یازدهم در ایران، گفت: نکته ای که باید تاکید کنم اینه که چیزی مثل فناوری فضایی خیلی به یک دولت مربوط نیس، هر دولتی نقش خودشو اجرا می کنه. یک نظام طولانیه که پس از انقلاب اسلامی شروع شده و بیشتر از ۲۵ سال سابقه داره. هر تیم سیاسی که اومده نقش خودشو بازی و سرمایه گذاری کرده و بخشی از این کار رو انجام داده. پس موفقیت و یا نبود موفقیت اونو نمیشه به یک دولت محدود کرد.

ایشون اضافه کرد: نکته دیگر اینه که این موضوع رو نباید خیلی سیاسی کرد، موضوع فناوری فضایی پیشرفت تکنولوژیه، حوصله میخواد، زمان بره و معمولا هم بازدهی اون واسه یک نسل بعده. اتفاقی که افتاد این بود که فعالیتای زیادی داشت انجام می شد پس در یک مقطع زمانی، خیلی از اینا جواب داده بود و این ربطی به فرد خاصی نداشت. روند تکنولوژی و برنامه هایی که بود این مقطع زمانی رو شکل داده بود.

همه پروژه های فضایی رو به روز کردیم

بهرامی گفت: بردن سازمان فضایی از وزارت ارتباطات به نهاد ریاست جمهوری، حرکتی بود که اون زمان یک عده فکر کردن کار خوبیه، اما نرسیدند همه کارای قانونی اش رو بکننن و پس این موضوع خودش شروع یک دست دست بود. چون باید جایگاه قانونی پیدا می کرد و در مجلس مطرح می شد اما همزمان شد با آخر دولت قبل و انجام نشد. وقتی که دولت یازدهم روی کار اومد درباره این موضوع تصمیم گیری دوباره ای انجام شد و باعث شد سازمان فضایی به جایگاه قانونی خودش یعنی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات برگرده.

ایشون با اشاره به برگشت پژوهشگاه فضایی به وزارت ارتباطات هم گفت: پژوهشگاه هوافضا که از وزارت علوم اومده بود به ریاست جمهوری هم به اون وزارتخانه برگشت و اینا باعث شد که یک بازسازی و نهادسازی جدیدی صورت پذیرد. ما هم در این فضای جدید وارد شدیم، خیلی از پروژه ها کنه شده بود ما موفق شدیم با همکاری ستاد وزارت ارتباطات، دانشگاها و مراکزی که ماهواره ها رو می ساختن، تقریبا همه پروژه ها رو به روز کنیم.

بهرامی گفت: کاربرد روی زمین فناوری فضایی مهمه. پس ماهواره های سنجشی واسه ما همیشه مهم تر بودن. ما یک اداره کل امتحان داریم که فعالیتای زیادی انجام میده. به هر حال رفتن به فضا جذابه ولی چون زمان بره باید دنبالش بود ولی باید توجه کرد که اونم باید یک کاربردی داشته باشه.

رئیس سازمان فضایی با بیان اینکه فکر می کنم یک بی احتیاطی درباره هدفگذاری در نقشه راه ها واسه برنامه های چشم انداز انجام شده که این حرف کارشناسی بوده و سیاسی نیس، اضافه کرد: در این هدفگذاری حجم تخصص لازم، تعداد فناوریای لازم و سرمایه گذاری لازم آنطور که باید در نظر گرفته نشده و اما ما همه تلاشمون رو انجام می دیم چون ما مسئولیم که اسناد بالادستی رو مورد توجه داشته باشیم و در برنامه هامون باشه. ولی نوع پولی که هر سال به عنوان بودجه میاد خیلی تعیین کننده س که ما چقدر و در چه جهتی میتونیم حرکت کنیم.

شبکه ملی تلسکوپ فضایی ساخته میشه

بهرامی با اشاره به وجود تعداد زیادی تلسکوپ در کشور و هم تلسکوپ مرکز فضایی ماهدشت گفت: با همکاران که مشورت کردیم به این نتیجه رسیدیم که یک شبکه ملی تلسکوپ درست کنیم و ما هزینه اش رو بدیم. اینا همه برخط و آنلاین باشن و همه بتونن به وسیله اینترنت وقت بگیرن و ببینن. ممکنه کمی زمان ببره اما حتما با تلسکوپ مرکز فضایی ماهدشت این پروژه رو شروع می کنیم.

ایشون اضافه کرد: هم اینکه قراره همه رصدگران و صاحبان تلسکوپ رو به زودی دعوت کنن و دور هم جمع کنن و بتونیم ضریب کاربری لوازم موجود رو بالا ببریم. این اولین باره که این خبر بیرون از سازمان فضایی اعلام می شه.

رئیس سازمان فضایی ایران گفت: اولویت اول ما اینه که فضا رو بیاریم در زندگی روزمره و مطمئن باشیم از فناوری فضایی به هر شکلی که میتونیم در زندگی روزمره استفاده شه. اولویت دیگر هم اینه که مطمئن باشیم میتونیم در یک سطحی ماهواره بسازیم و در یک سطح قابل قبولی هم در مدار قرار بدیم که این موضوع حتما باید انجام شه.

به گفته معاون وزیر ارتباطات، ما وقتی میتونیم به ارتفاع ۵۰۰ کیلومتری مدار زمین بریم و یک تن بار رو ببریم، یعنی میتونیم آدم هم ببریم. اما باید دلیلی واسه این کار باشه و استفاده ای از آن ببریم. نباید از این کارا استفاده تبلیغاتی شه. اما در این پیشرفت و نقشه راه نباید هیجانی و سیاست زده رفتار کنیم.

[تعداد: ۴    میانگین: ۵/۵]

  

تعیین نام تجاری مناسب واسه کار و کاسبی

تعیین نام تجاری مناسب واسه کار و کاسبی

 تعیین نام تجاری

تعیین نام تجاری همیشه از نگرانیای صاحبان کار و کاسبی بوده. در این مقاله تلاش داریم تا در چگونگی تعیین نام تجاری به شما کمک کنیم.

چیجوری کسب و کارمون رو نامگذاری کنیم؟

نام تجاری همیشه با شما هستش و مشتری هاتون شما رو با اون نام خواهند شناخت به خاطر همین انتخاب نام بسیار قابل تامله وساخت نام تجاری قوی واسه شرکت ، مزیتای زیادی داره. به طور مثال ((ویرجین)) ((Virgin)) میتونه وارد هر کار و کاسبی ای شه و موفق شه چون نام تجاری اون به معنی یک راه و روش تازه س.

اسمی که واسه برندتون انتخاب میکنین، بیان کننده خیلی مشخصهاتون تو ذهن مشتریان خواهد بودآنه مثل کیفیت، نوآوری، جو صمیمی و چیزای دیگه ای به جز اینا . شرکت کاترپیلار نشون دهنده سخت کوشی ، جربزه ، انعطاف پذیری و مصمم بودنه. واسه همینه که کاترپیلار قادر بوده تا شلوار جین ، کفش ، عینک، ساعت، سباب بازی رو با ویژگیای برابری که در اذهان نقش بسته س عرضه کنه.

نام شرکت تداعی کننده کارکرد

در ساخت نام تجاری به عواملی مثل آرم یا لوگو ، تصویر ذهنی مطلوب با فعالیتای گرافیکی،رنگ سازمانی و روشهای تبلیغاتی توجه کنین. اهداف سازمانی شما یکی از عوامل بسیار موثر در انتخاب نام تجاریتانه اینکه این نام چی رو تو ذهن مخاطبان تداعی میکنه بستگی کارکرد شما داره کارکرد مطلوب هم اینکه روابط عمومی، در کنار اون تبلیغات موثر میتونه برند شما رو در جایگاه مناسبی بذاره.. در ایران به این موضوع بسیار کم توجه میشه. بسیاری موارد افراد پس از راه اندازی کسب و کارشون در زمان کم نام نامناسب و بدون تامل انتخاب میکنن. توجه به این نکته که وجه تمایزتان در چیه می تونه به نامگذاری شرکت کمک کنه. نامتون میتونه نشون دهنده وجه تمایزتان نسبت به رقیباتون باشه. ولی به چه دلیل نام اپل (سیب) یک برند پرقدرته. وقتی که شما اسم اپل رو میشنوین چه تصویری به ذهنتون خطور میکنه؟ نام اپل تو ذهن شما تداعی کننده کارکرد و فعالیت این شرکته.

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

  

تغییر اسم بزرگ ترین شرکتا

گوگل، همیشه گوگل نبوده؛ یک زمانی “BackRub” بوده. Best Buy هم تغییریافته Sound of Music  هستش.

دلایل زیادی هست واسه اینکه نام یک شرکت نتیجه خوبی ایجاد نکنه. شاید بسیار طولانی باشه، شاید به اندازه کافی خوب نباشه و …

قبل اینکه بطور رسمی بخاطر برند خود دست به کار شین، مطمئن شید که اسم درست و درستی رو واسه برند خود انتخاب کردین. اگه احساس کردین که نیاز به تغییر داره اصلاً ترس به خود راه ندین. خیلی از شرکتای بزرگ اسم شون رو به گزینه بهتری تغییر دادن. اینفوگرافی AustralianHelp.com رو در ادامه باهم می بینیم. می بینین که چه شرکتایی، اسم شون رو تغییر دادن.

 

 

[تعداد: ۸    میانگین: ۴.۹/۵]

  

تغییر شغل یا حرفه به چه عواملی بستگی داره؟

تغییر شغل یا حرفه چه فرقی با هم داره؟ به شکل کلی تعداد کمی از مردم از کار و کاسبی خود احساس خوشبختی دارن.

تغییر شغل یا حرفه

کارکنان همیشه علاقه زیادی دارن که کار و کاسبی جدیدی بیابند. اما مانعی که باعث سرکوب این اشتیاق می شه شرایط اقتصاد و میانگین بیکاریه. بعضی از کارکنان فکر می کنن که کلا حرفه خود رو تغییر و به شغل دیگری روی بیارن. شما به چی نیاز دارین؟ تغییر شغل یا حرفه ؟

فرق بین تغییر شغل یا حرفه

شغل جزئی از حرفهه. اما شغل فعالیتیه که واسه دشت کردن اهداف کوتاه مدت مادی انجام می دیم. و به شکل زیادی روی زندگی کاری ما تاثیر نمی ذاره. و عادتیه که ما رو به حرفهای دیگر هدایت نمیکنه. چون محدودیت اون از همون اول تعیین شده هستش. واسه داشتن شغل به تخصص نیاز دارین. مثل تخصص در پزشکی، وکالت و … دقیقا شغلا بستگی به علاقه و اهمیت شما داره. که کدوم رشته رو انتخاب و در اون تحصیل کنین.

به کار علاقه دارین یا نه! به شرکت چیجوری؟

ممکنه شرکتی که در اون کار می کنین رو دوست ندارین. اما به کار خود علاقه مندید. بهتره کار خود رو تغییر بدین. اگه محیط کار باعث آزار شما می شه. و کار و کاسبی جدیدی سراغ دارین به جای دیگری منتقل شید. اما در صورتی که کار خود رو دوست ندارین، و دلیل اصلی مشکلات شرکت باشه. قبل از هر اقدامی یک اقدام مهم رو انجام بدین. و اونم جستجوی شغل جدیده. طوریکه با محیط کار هر شرکتی دچار مشکلات شدید حرفه خود رو ترک و به حرفه دیگری فکر کنین.

از چه چیز شغل و حرفه خود بدتون میاد؟

هدف از این سئوال دانستن اینه که از کار خود یا حرفه خود بدتون میاد. بیشتر مردم بخاطر رفتار مدیر خود از شغل خود متنفر می شن. چون آزادی لازم رو واسه گرفتن هیچ تصمیمی ندارن. هم اینکه این که خستگی کار هم باعث ناراحتی اونا می شه. تموم این مشکلات رو پیدا کردن شغل جدید حل می کنه. شغل باعث ناامیدی شما نمی شه. بلکه راه زندگی که انتخاب می کنین ناامیدتان کرده. و باعث استرس تون می شه.

احساس می کنین حقوق و شغل شما با هم همخوانی نداره؟ شغل فعلی شما زندگی شخصی تون رو به خطر میندازه؟ با وجود موفقیت تون از نتیجه کار رضایت ندارین؟ تصمیماتی که گرفتید شما رو به مقصدی اشتباه هدایت کرده؟ و یک سئوال مهمتر اینه که حقوقی که دریافت می کنین تموم نیازای شما رو برآورده می کنه؟ وقتی تعیین کردین چی باعث احساس رضایت داخلی تون از این فعالیتا می شه می تونین یه قدم نو واسه پیشرفت زندگی خود وردارین.

چه دلیلی باعث اشتیاق به شغل و حرفه فعلی می شه

همیشه احتیاجی نیس به همه کارا با دید منفی نگاه کنین. به کار خود با دیدی مثبت نگاه کنین. در اول به کار خود علاقه داشتین. اما بعد از آن متنفر شدید؟ در اول کار احساسات مثبتی به کارتون داشتین؟  کارتون در قبال عشقی که به اون داشتین وظایف خود رو اجرا کرده؟ اگه موارد منفی که کارتون به شما ارائه میده بیشتر از عوامل مثبت باشه در فکر تغییر شغل خود باشین.

انتخاب کار جدید کار راحتی نیس. و باید با مواردی آشنا شید، بعضی وقتا کار خود رو از صفر شروع می کنین. و به اون چه که می خواین دست پیدا میکنین. در صورتی که وقت و امکانات لازم رو دارین که کار جدیدی شروع کنین. عالیه اما این کافی نیس. و باید انتظارات واقعی خود رو سبک سنگین کنین. تا همه چیز رو درباره کار خود بدونین. از نظر شما تغییر شغل یا حرفه به چی بستگی داره؟

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۶/۵]

  

تغییر وبلاگ به رسانه دیجیتال موثر و ۵ روش واسه رسیدن به اون

این روزا، خیلی از وبلاگ نویسان فوق ستاره، حقوقهای شش رقمی دارن و شرکتای خود رو اداره می کنن. اونا تنها به یک دوربین، لپ تاپ و چندین پروژه هدف دار مجهز شدن و تونسته ان میلیونا نفر از طرفداران رو جذب کنن و قراردادهایی رو با بعضی از بزرگترین برندای دنیا امضا کنن. علاوه بر این، افزایش مخاطبان در رسانه های اجتماعی و تقویت مطالعه وبلاگ ، دیگر به وبلاگ نویسان محدود نمی شه. شرکتا هم اهمیت رسانه های اجتماعی و وبلاگا رو فهمیدن و خیلی از اونا از خوانندگان وبلاگ و دنبالگران رسانه های اجتماعی واسه ایجاد علاقه و هدایت فروش استفاده می کنن. اینجا به پنج نکته در مورد چگونگی تغییر وبلاگ به رسانه دیجیتال و افزایش دنبالگران رسانه های اجتماعی و تبدیل شدن به یک رسانه تأثیرگذار در فضای دیجیتال می پردازیم:

۱. روش هدف دار که ۲ میلیون دنبالگر واسه شما داره. (تغییر وبلاگ به رسانه دیجیتال)

بزرگترین تصور غلط اینه که فکر کنیم نوشتن مقالات عالی و جمع کردن تعداد زیادی عکس واسه تبدیل شدن به یک وبلاگ نویس مشهور کافیه. با اینکه محتوا خیلی با اهمیته، اما مهمترین بخش جذب مخاطب، استراتژیه. یکی از روشای هدف دار استفاده از تحلیلگرها در وبلاگ و رسانه های اجتماعیه؛ چون که نوع محتوایی که بیشترین اشتراک گذاری و پسند رو داشته مشخص کرده و تولید بیشتر اون محتوا رو شروع می کنه. یکی دیگر از روشای هدف دار واسه تغییر وبلاگ به رسانه دیجیتال , مطالعه چینش واژه ها در عناوین و تصاویریه که همراه مقاله ها هستن، تا چیزی که بیشترین جذابیت رو واسه مخاطبان داشته مشخص شه.

 

۲. محتوا در اولویته

اگه فکر می کنین که فقط ارائه یک تصویر بی کیفیت، یا نوشتن یک مقاله در پنج دقیقه، می تونه میلیونا خواننده و دنبالگر رو به خود جلب کرده و به اشتراک گذاشته شده و مورد تشویق قرار بگیره، لازمه دوباره فکر کنین. قبل از گرفتن یک عکس، می تونین : مکانایی که بیشتر عکس از آن گرفته شده رو در گوگل سرچ کنین ، به محیطای خوش منظره سفر کنین، مجموعه ها و طرح بندیا رو طراحی کنین، و عکسا رو با استفاده از برنامه های جور واجور گوشی موبایل ویرایش کنین. مطالعه آموزش مقدماتی عکاسی YouTube می تونه کمک کنه تا مطمئن شید که تصاویر با کیفیت عالی تهیه کردین. هر مقاله یا تصویر باید عامل “wow” داشته باشه(یعنی بسیار جذاب باشه)؛ وگرنه، اونو منتشر نکنین. تلاش متوسط باعث محتوای متوسط ​​می شه و مخاطبان شما از وبلاگ می رن. بهتره فقط چیزی رو منتشر کنین که از هر دید خوبه و از منتشر کردن هر نوع محتوایی دوری کنین. در تغییر وبلاگ به رسانه دیجیتال محتوا از اهمیت بالایی برخورداره.

 

۳. اصالت بَرندهه

چیزی که رو که در مدرسه به شما یاد دادن از یاد ببرین، و قوانین محدود کننده متفاوت بودن و خلاقیت در فضای دیجیتال رو کنار بذارین. هر چی محتوا منحصر به فرد تر باشه، بیشتر احتمال داره که مخاطبان جذب شن. محتوای مخالف هم خوبه. شما نمی نویسید که از دید سیاسی تایید شید و رضایت همه رو جلب کنین؛ مردم میخوان چیزی متفاوت رو ببینن و بشنون. اگه با آدمایی که شما رو می شناسن راحت نیستین ، نام مستعار انتخاب کنین. بازنویسی تصاویر و یا مقالات بقیه در رسانه های اجتماعی و وبلاگ خودتون، یه جواب منفی بزرگ به محتوای شماس. دلیل اینکه مخاطب شما رو در رسانه های اجتماعی دنبال می کنه و وبلاگ تون رو می خونه اینه که به گفته ها و دیدگاه شما اهمیت میده. ارسال محتوای شخصی، منحصر به فرد و اصیل ، ویژگیه که همه تاثیرگذاران دیجیتال فوق ستاره در اون مشترک هستن.

 

۴. همکاریا لازمن.

انتظار نداشته باشین که یک شبه به یک ستاره تبدیل شید. واسه بیشتر وبلاگ نویسان دست کم یه سال زمان میبره تا تفاوتای واقعی رو بفهمن. تاثیرگذاران بیشتر در خیلی از پروژه ها به شکل رایگان مشغول به همکاری هستن تا بتونن برند خود رو در اونجا عرضه کنن. واسه تغییر وبلاگ به رسانه دیجیتال محتوای منحصر به فرد خود رو به شکل رایگان واسه وب سایتای جور واجور، مجلات، رویدادها و بقیه رسانه هایی که ممکنه به اون نیاز داشته باشن، ارائه بدین. و فقط از اونا بخواهید که به تصاویر و یا مقالات شما اعتبار بدن. وبلاگ نویسان دیگری رو پیدا کنین و بپرسید که ممکنه رد و بدل کردن مخاطبین بکنن – در فضای اینستاگرم، این کار ” shout outs – تبلیغات” نامیده می شه. با این کار خیلی از وبلاگ نویسان و حسابای هم اندازه شما و حتی بزرگتر تصاویرتان به اشتراک می ذارن و عوضشِ ارائه محتوای رایگان به شما اعتبار خواهند بخشید. این معنی فوق العاده موثره و به ما اجازه میده تا به میلیونا خواننده و دنبالگر جدید دسترسی پیدا کنیم.

۵. آموزش به کارکنان

“توازن به معنی کمتر کار کردن خود فرد” یک تفکر عقلانیه که از مربیان خود گرفتیم. وقتی که مخاطبان تون صفحه شما رو ترک می کنن، یک کارمند واسه کمک به مدیریت محتوای خود و حفظ یا افزایش رفت و امد با مخاطبان خود استخدام کنین. ارائه تجربه و علمِ انتشار به کارآموزان ارزشمنده به خاطر این میتونین در طول رشد، کمکای لازم خیلی از ایشون دریافت کنین. همونطور که مخاطبان تون زیاد می شه، هدف شمام باید ویرایشگری بیشتر و وبلاگ نویسی کمتر باشه. اینطوری، می تونین بیشتر توجه خود رو روی خلاقیت و حولوحوش کار و کاسبی متمرکز کنین.

اگه تبدیل شدن به یک رسانه اجتماعی ، هدف شماس، این پنج نکته به شما کمک می کنن تا تماشاگر افزایش دنبالگران خود و تغییر وبلاگ به رسانه دیجیتال موثر باشین. اگه احساس می کنین که کار و کاسبی تون می تونه از رسانه های اجتماعی که ترافیک وب رو تولید می کنن سود ببره، از این نکات واسه داشتن فروش بیشتر استفاده کنین. استفاده از رسانه های اجتماعی می تونه امتیازات خیلی زیادی رو واسه ما جفت و جور کنه و دره های دنیایی از فرصتایی رو که هیچوقت ممکن نبوده، برامون باز کنه

[تعداد: ۳    میانگین: ۴.۳/۵]

  

تغییرات سریع فردی : شکستن عادتای بد

 

شکستن عادتای بد

شما یه سری از عادتای تون هستین.

وقتی اجازه می دین عادتای بد در شما فعالیت کنن، یعنی به همون سرعت هم واسه راه موفقیت خود مانع ایجاد کردین. موضوع اینجاست که عادتای بد، موذی ان، به آرومی در شما ریشه می دوانند و شما تا وقتی که خسارت غیرقابل جبران ببینین متوجه اون نمی شین.

ترک عادات بد، به توانایی کنترل شخصی شما وابسته. این موارد رو بخونین و با دوستان و عزیزان خود به اشتراک بذارین تا اونا هم تلاش در ترک اونا داشته باشن:

۱- استفاده از موبایل، تبلت و کامپیوتر در رختخواب

اولین و شاید مهم ترین مورد همین باشه و بیشتر افراد هم از اندازه خسارتی که بر خواب و توانایی خود برجای میذاره بی خبرند. این نورها با طول موج کوتاه نقش مهمی در حس و حال، کیفیت خواب و سطح انرژی شما اجرا می کنن. در صبح، نور خوشید غلظتای بالایی از این نور آبی رو داراس. وقتی چشمون شما بطور مستقیم در برابر اون قرار میگیره نور آبی، تولید هورمون ملاتونین (هورمون شب) رو متوقف می کنه و شما بیش تر بیدار و هشیارتر میشین.

در بعد از ظهر، اشعات خورشید نورهای آبی خود رو از دست میدن پس باعث می شه بدن شما ملاتونین رو تولید کرده و کم کم احساس خواب آلودگی کنین. در شب، مغز شما انتظارِ نور آبی رو نداره و این موضوع براش بسیار حساسه. خیلی از وسایل موردعلاقه ما در شب- لپتاپ، گوشی موبایل، تبلت، کامپیوتر- این امواج با طول موج کوتاه رو منتشر می کنن که دقیقاً هم روبروی صورت ما قرار میگیره.

طبق تجربیات بدست اومده، خواب ضعیف در شب، اثرات فاجعه باری داره. بهترین کار اینه که پس از شام، از این دستگاه ها دوری کنین.

 

۲- وب گردی بیشتر از اندازه

قبل اینکه به طور کاملً درگیرِ یک کار شید، ۱۵ دقیقه پشت سر هم تمرکز لازمه. وقتی این کار رو انجام بدین به یک حالت سرخوشی از بهره وری زیاد شده می رسین. تحقیقات نشون میده که این افراد ۵ برابر بقیه از بهره وری بیش تری دارن. یعنی هر زمان که به طرف فیسبوک و تلگرام جذب میشین از ۱۵ دقیقه لازم بیرون شدین و بهره وری از دست رفته.

 

۳- استفاده از نوتیفیکیشنای زیاد

نوتیفیکیشنای زیاد، کابوسِ خلاقیتا هستن. صدای نوتیفیکیشنای جور واجور اس ام اس روی گوشی، صدای ایمیل جدید، صدای پیامای تلگرام، همه و همتون رو از دقیق شدن وبهره وریِ لازم دور می کنن. این واسه همه افراد صادقه و اصلاً ارتباطی به اندازه سوابق کاری یا تمرکز قوی شما نداره! پس لجبازی رو کنار بذارین، صدای نوتیفیکیشنای اپلیکیشنای جور واجور رو خاموش کنین و با اینکار، به کاری که مشغول انجامش هستین احترام بذارین.

۴- “بله” گفتن وقتی که باید بگید “نه”

تحقیقاتی که در دانشگاه کالیفرنیا انجام شده نشون میده: “نه” گفتن هرچه بیش تر واسه افراد سخت باشه، بیش تر استرس رو تجربه کرده و دپرس می شن. “نه” کلمه قدرتمندیه که هیچوقت نباید از بیانِ اون بترسید یا شرمنده شید. اخیراً مقاله ای هم در سایت قرار دادیم که به شما دلایلی ارائه می داد تا راحت تر بتونین جواب منفی رو به زبون بیارین.

از جوابایی -مثل. فکر نمی کنم بتونم، مطمئن نیستم- که به ظاهر جواب منفی هستن دوری کنین. از هیچکی ترسی ندارین، پس اگه قادر نیستین انجام بدین یا دلیلی دارین، محکم و استوار بگید نه!

 

۵- فکر کردن درباره افراد سمی

همیشه آدمایی هستن که به روشی به زیر پوست شما راه یافته و در اونجا می مونن. زمانای زیادی هست که یهو می بینین در حال فکر کردن به همکار یا کسی هستین که خون شما رو به جوش میاره! جلوی این تفکر رو بگیرین و تلاش کنین عکسِ اونو انجام بدین. یعنی به کسی که قدردان حضورش هستین فکر کنین. میدونید چه آدمای زیادی هست که لایق توجه شمان؟

افراد سمی باید آخرین چیزی باشن که شما ناخواسته به اونا فکر کنین..

۶- غیبت کردن

بدیش اینه کسائی که غیبت می کنن از بیچارگی و فلاکت بقیه تغذیه می شن. شاید به نظر فان باشه که در نبودِ کسی، تجربیات شخصی یا حرفه ای اونو به دیگری منتقل کنین اما در دراز مدت می بینین که خسته کننده س. احساس شرم آوری رو در شما ایجاد کرده و باعث می شه دریابید که به بقیه آسیب زده این. خیلی چیزای مثبت زیادی هست که باحال ان و می تونین بجای صحبت کردن و هدر دادن زمان درباره فلاکتا از اونا بهره ببرین.

 

ذهنای بزرگ، درباره ایده ها، ذهنای متوسط درباره رویدادها و ذهنای کوچیک درباره مردم بحث می کنن. -Eleanor Roosevelt

 

۷- منتظر موندن تا وقتی که بدونین موفق میشین

خیلی از نویسندگان ساعتای زیادی رو صرف طوفان ذهنی کاراکترها و داخل مایه داستان می کنن و صفحات زیادی رو مشغول نوشتن می شن در حالیکه می دونن هیچوقت در کتاب شون جایی ندارن! اونا این کار رو انجام میدن چون می دونن که ایده نیاز به زمان داره تا پیشرفت یابد. به خاطر همین خیلی از ما، در زمان شروع، بسته میشیم! چون میدونیم ایده هامون کامل نیستن و اون چیزی که در این شرایط ایجاد می کنیم هم خوب نمیشه. اما موضوع اینجاست:

شما از کجا می خواین به یک چیز عالی برسین وقتی هیچوقت شروع نکردین؟ اگه به ایده های خود زمانی واسه پیشرفت و بهبودی ندین چیجوری می تونین اندازه و چگونگی پیشرفت رو سبک سنگین کنین؟ نویسنده مشهور Jodi Picoult جمله ای رو در این مورد یادآور می شه “شما می تونین یک صفحه بد رو ویرایش کنین، اما یک صفحه سفید و خالی رو نمی تونین!”

پس، “فقط” شروع کنین. بذارین در طول زمان پیشرفت کرده و رو به “عالی” بودن برید.

 

۸- مقایسه خودتون با بقیه

وقتی که احساس رضایت و خوشحالی شما از مقایسه خودتون با بقیه سرچشمه بگیره، دیگر باعثِ خوشبختی و خوشبختی خودتون نباشین! وقتی درباره کاری که به اتمام رسوندین خوشحال هستین، به بقیه اجازه ندین که با حرفا و نظرات شون این خوشی رو از شما بگیرن. با اینکه شدنی نیس عکس العمل خود رو درباره چیزی که بقیه فکر می کنن خاموش کنین، اما بخاطر بسپارین که هیچوقت نباید خودتون رو با اونا مقایسه کنین. رضایت و خوشحالی شما از داخل خودتون سرچشمه می گرد و وابسته به عوامل خارجی نیس. خودتون رو تقویت کنین تا با داخل خود آشتی باشین. اجازه ندین کسی با نظرات و عقایدش بین شما و داخل تون فاصله بندازه!

 

 

[تعداد: ۷    میانگین: ۴.۶/۵]

  

تغییرات سریع فردی با استفاده از ۶ کلمه موثر

تغییرات سریع فردی

شمام مثل بعضیا، بعضی وقتا وقتی صبح بیدار میشین احساس خنگی دارین؟ تا به حال در مورد تغییرات سریع فردی فکر کردین؟ اگه شمام نیاز به تغییرات سریع فردی دارین پیشنهاد میکنم مطالعه این مطلب رو از دست ندین.

حدود یه سال پیش کتابی به اسم “صبح عجیب” از Hal Elrod خوندم. این کتاب باعث شد یک تصمیم هوشمندانه درباره صبح بیدار شدن بگیرم. بله

تصمیم گرفتم که هر روز صبح زودتر از خواب بیدار شوم! می خواستم که مهم ترین وظایفم رو قبل از هر جلسه ای، قبل از هر تماس تلفنی و قبل از هر موضوع دیگری که موجب عقب افتادن کارای مهمترم باشه به انجام برسانم. دلم میخواس روش زندگیم با روش زندگی کارآفرینای مشهور که سحرخیز هستن و در کارشون موفق، رقابت کنه.

دلم میخواس روش زندگیم مثل اونا باشه. می دونم خیلی از شمام شاید این آرزو رو دارین..

یک شب قبل از “صبح عجیب خودم” (اشاره به نام کتاب) ساعت زنگ خور رو به کمی زودتر کوک کردم و با کوهی از امید و آرزو و شوق به رختخواب رفتم.

فردا صبح که شد، برخلاف تمایل داخلی ام، فرمانی که مغزم صادر می کرد چیزی نبود جز: برگرد به رختخواب!! الان همه خوابند توأم راحت بخواب! مغزم دستور می داد و من هم شکایت می کردم! حدود یک ساعت بعد، دوباره برخاستم. می دونم رفتارم خیلی غیرقابل کنترل بود و این نقطه ضعف هست.

فقط اینکه، فهمیدم سحرخیزشدن، صبح زودتر از خواب بیدار شدن واقعاً کار ساده ای نیس! شما نیاز دارین که با دستور مغزتون بجنگین. باید در مقابلش وایسید.

کمی گذشت تا من یک راه ساده واسه جنگ با این فرمون مغز پیدا کردم. درزمان ۱۰۰ روز، دو کتاب سرمایه گذاری املاک نوشته بودم که درآمدم رو رو دو برابر کرد و حتی رابطه ام با همسرم هم بهتر شد.

همه این اتفاقات رو مدیون یک جمله هستم و اون چیزی نیس جز: تصمیم گیری رو به عهده مغزتون نذارین !!

تنها همین جمله که شامل ۶ کلمه س همه چیز رو در زندگی برام تغییر داد و باعث شد که در مقابل فرمونای مغزم ایستادگی کنم!

هرچند، هنوزم دوست ندارم صبحا زود از خواب بلند شم، هنوزم طوریکه دوست داشتم صبحا رو کار نمی کنم. اما میتونم صبحا وقتی که ذهن هوشیارم میخواد از خواب بلند شم. من از مغزم توانایی تصمیم گیری رو گرفتم تا با فرمونای بی جا مقابله کرده باشم.

فهمیدین داستان از چه قراره؟

هرچه تصمیمات بیشتری رو به مغز خنگ تون بسپارین، به هنگام بیدارشدن اصرار بیشتری خواهد ورزید! پس، از مغز حواس جمع خود استفاده کنین. از آن بخواهید که همه گزینه های دیگر رو به هنگام بیدار شدن حذف کنه. گویی شما چاره ای ندارین جز اینکه ساعت ۶ صبح بلند شین! (گزینه های دیگر رو مثل: نیم ساعت دیگر بخواب! هنوز همه خوابند توئم بخواب! و … از ذهن خود بیرون کنین.)

بذارین ۴ راه ساده ای رو به شما بگم که به اتفاق افتادن این اتفاق کمک می کنه:

  • ساعت زنگ دار خود رو در وسط اتاق خواب بذارین

یکی از آسونترین راهها واسه اینکه ذهن تنبل خود رو بیدار کنین اینه که بدون این دست اون دست کردن بدن خود رو حرکت بدین! اگه آلارم گوشی هوشمندتون رو واسه صبح کوک می کنین اونو در وسط اتاق بذارین نه کنارتون! بیرون از بحث حفظ سلامتی (دوری از امواج گوشی و …) به هنگام شنیدن صدای آلارم مجبور هستین که بدن خود رو تکون داده و به طرف اون حرکت کنین. گوشی خود رو در وسط اتاق بذارین تا مجبور باشین واسه قطع صدای اون، بلند شین. باور کنین که همین امر ساده، می تونه اولین قدم تغییر شما باشه!

  • اولین وظیفه خود رو با انجام یک کار فوق العاده ساده شروع کنین

بعد از قطع کردن صدای گوشی، بازم زمزمهای پلید مغز تنبل رو خواهید شنید.. اما به اون توجه نکنین! شما قراره تغییر رو در زندگی خود شروع کنین، پس کنترل رو از دست مغز تنبل بگیرین. واسه اینکه به مغز حواس جمع خود کمکی کرده باشین بهتره با انجام یک فعالیت ساده به استقبال اون برید.

این فعالیت ساده می تونه نوشیدن یک لیوان آب باشه! شاید به نظر احمقانه برسه اما این کار باعث می شه که هم کم آبی بدن تون در طول شب گذشته جبران شه

و هم در داشتن مغز هوشیارتر بهتر عمل می کنه.

فعالیت بعدی می تونه مسواک زدن باشه. بله… مسواک زدن هم یک فعالیت ساده که هیچ سخت کوشی لازم نداره! پس خیلی زود و خیلی راحت می تونین در داشتن ذهن هوشیارتر خوب عمل کنین.

  • شب قبل، لباسی که فردا می پوشید رو انتخاب کرده و آماده کنین

“من چی بپوشم” جمله بسیار آشناییه که همه روزی چندین بار با اون سروکار داریم. لطفاً شب قبل، لباس خود رو انتخاب کرده و در بیرون از کمد لباس بذارین. چون شما کنترل رو از مغز تنبل خود بیرون کردین و اون دیگر قرار نیس واسه شما لباسای نامناسب انتخاب کنه!

  • شب قبل، هدف صبح روز آینده رو یادداشت کنین

بعد از همه این مراحل، من الان در برنامه روتین زندگی ام چند تصمیم خوب گرفتیم که ذهن هوشیارم رو آگاه تر کرده و روز رو دلنشین تر می کنه.

واسه انجام این کار، من باید مهمترین کاری رو که دقیقاً در طول روز شروع شده باید انجام دهم مشخص کنم.

پس، من هر شب قبل از خواب، برنامه های فردا رو آماده می کنم. حتی این برنامه می تونه شامل یک مورد باشه! مثلاً: نوشتن ۱۰۰۰ کلمه جدید واسه کتاب آینده ام. رفتن به باشگاه و ادامه دادن برنامه ورزشی که ول شده بود و …

همه اینا، به من چند نکته رو یادآور می شن:

  1. من روزام رو با هدف خاصی شروع می کنم. من دقیقاً می دونم که چه کاری انجام میدم. پس هیچ زمانی هدر نمی ره!
  2. وظایفی که من انتخاب می کنم همیشه مهمترین کارایی هستن که واسه نزدیک شدن به اهدافم به اونا نیاز دارم. پس، اگه اتفاقاً بقیه امور هم طبق پیش بینی ام پیش نره، با درست انجام دادن اونا، بازم یه قدم به اهدافم نزدیکتر شده ام.

 

سحرخیزتر شید. با این کار کنترل تون روی رفتارتون هم بهتر می شه. شما فقط باید در مقابل اون صدای ذهن تنبل خود ایستادگی کنین. این ۶ کلمه رو به خاطر بسپارین: تصمیم گیری رو به عهده مغزتون نذارین !!

 

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

  

تغییرات کلمات کلیدی در سالای گذشته به چه صورت بوده؟

 

تغییرات کلمات کلیدی

وقتی که از ” SEO ” صحبت می کنیم، “کلمات کلیدی” اولین چیزیه که ذهنمون می رسه. این یکی از سنگ بناهای بهینه سازی موتورای جستجوه. با استفاده از کلمات کلیدی محبوب در وبلاگ و یا سایت خود، این امکان رو جفت و جور می کنین که در صفحات اول جستجو گوگل قرار بگیرین. در این مقاله می خوایم به تغییرات کلمات کلیدی بپردازیم.

البته ممکنه ساده بنظر برسه، ولی ، روشایی که شما واسه تحقیق و شناسایی این کلمات کلیدی می شناختین، از اول تا کنون تغییرات بسیاری کرده. کاری که شما خیلی راحت در سال ۲۰۱۰ انجام میدادید، بسیار تغییر کرده و خیلی راحت گذشته نیس.

با در نظر گرفتن این ۵ راه حل طلایی، ارزش کلمات کلیدی خود رو با استانداردهای جدید بالا ببرین.

۱- Adwords داده ها رو مخفی می کنه – شما نیاز به نشر اطلاعات خود در جاهای جور واجور دارین.

وسیله کلید واژه Adwords داده ها رو مخفی می کنه، و داده های کمی رو نمایش میده (البته واسه اهداف تجاری موضوع فرق داره ولی بصورت رایگان داده های کمی نشون داده می شه). به همین منظور ما باید کمی در انتخاب کلمات کلیدی خلاقانه تر عمل کنیم.

پیشنهادات گوگل جای مناسبی واسه شروع هستن (جستجوای پرتکراری که در زیر جستجوی شما گوگل همزمان نمایش میده)، جستجوای در ارتباط (درست بالای جستجوی شما نمایش میده)، و یا تلاش کنین با مشتریان و کارکنان در این مورد همفکری کنین.

۲- نگران همخوانی دقیق نباشین

در سالای گذشته باید کلمات دقیقا با کلمات کلیدی همخوانی می داشتن تا از شانس رتبه بندی برخوردار شن. مثلا، عبارت کلیدی ” فروش قطعات خودرو تو تهران” باید دقیقا همینطوری در عنوان کپی درج می شد: “فروش قطعات خودرو تو تهران”. به سرعت به سال ۲۰۱۵ بیام، بافت کلمات و معنا شناسی اون اهمیت ویژه ای در رتبه بندی برخورداره.

گوگل متن شما رو هم در کنار کلمات کلیدی شما در نظر میگیره، پس شما می تونین موضوع مورد بحث خود رو انتخاب کنین، و چیزی که مورد بحث قرار می دین به شاخص تبدیل می شه پس احتیاجی ندارین که کلمات کلیدی دقیقا همخوانی داشته باشن. این یک ویژگی خوب واسه شما و تجربه مشتریه – تا وقتی که شما موضوع مناسبی واسه بحث و منتشر کردن دارین، مهم نیس که تمرکز کمتری روی کلمات کلیدی دقیق داشته باشین. بطور طبیعی در رتبه بندیا قرار می گیرین.

با اینکار گوگل به موضوعات جدید اجازه پرورش میده، پس خلاق باشین و موضوع جذابی واسه مخاطبان پیدا کنین.

۳- تحقیق کلید واژه طبق روش هدف دار محتوا

اگه ملاک شما واسه تحقیق در مورد کلید واژه ها طبق حجم و محبوبیت اوناس، شما باید روشای خود رو به روز رسانی کنین. مشاهده و بررسی روش هدف دار تولید محتوا جای مناسبی واسه شروعه (چه محتوایی تولید می کنین، به چه دلیل، واسه کی)، و کلمات کلیدی خود رو از داخل اون استخراج کنین.

جهت حرکت کاربران، تاریخچه مکالمات، و نوع مخاطبان اطلاعات با ارزشی رو بهتون میده تا بتونین کلمات کلیدی خود رو واسه هر نقطه از سفر مخاطب در سایت مشخص کنین.

۴- دقیق شدن روی عبارات کلیدی بلند (طبیعی)

در ادامه مورد دوم، کلمات کلیدی خیلی راحت و بطور طبیعی می تونن در کپی قرار داده شن. پس، وقتی که تشخیص دادین کدوم عبارات از اهمیت بیشتری برخوردار هستن، اونا رو هدف بذارین و به شناسایی عبارات طولانی بدین. روشای جستجوی مردم از روش گوگل تغییر کرده، پس ما هم باید روشای خود رو تغییر دهیم. البته احتمال کمی هست که ما هم عبارات بی معنا مثل (گل فروش عروس غرب) رو وارد کنیم، و به احتمال زیاد ممکنه اونو بصورت منطقی و سوالی وارد کنیم مثل (فروش گل عروس در غرب تهران). جواب به سوالات و گفتگو با کاربران نه فقط یک راه به درد بخور واسه بهبود SEOه، بلکه یک راه پایدار واسه سرمایه گذاری در روش هدف دار محتواست.

۵- خاص فکر کنین

خیلی در مورد کلمه کلیدی خاص فکر نکنین، بلکه “متفاوت” فکر کنین. در گذشته، ممکن بود خیلی راحت به دلیل جستجو کم در رتبه پائین قرار می گرفت، ولی الان نکته ایی که ما در مورد اون صحبت می کنیم، اینه که جستجو عبارات خاص ممکنه بهتر از شاخصای جستجو عمل کنن.

وقتی که شما در یک صنعت تازه شروع به فعالیت کردین و یا در حال رشد هستین، خیلی مهمه که همیشه نگاهی به رقبای بزرگتر خود داشته باشین و تحقیقات و جستجوی اونا رو مورد بررسی بذارین. چیزی که اونا انجام میدن رو فهمیده باشین و بهتر از اونو انجام بدین.


شما در مورد تغییرات روند کلمات کلیدی چه تجربیاتی دارین؟ نظرات خود رو در این مورد با ما درمیون بذارین.

 

[تعداد: ۰    میانگین: ۰/۵]

تفاهم مشترک پیشرفت کشاورزی ایران و فرانسه !

 

در نشست مشترک بین وزیر جهاد کشاورزی کشورمون و وزیر کشاورزی فرانسه دو طرف با تنظیم تفاهم نامه ای بر نقش اساسی کشاورزی در اقتصاد و امنیت غذایی و هم اینکه همکاری دو جانبه در گسترش روابط تجاری و کشاورزی تاکید کردن.

در نشست مشترکی که بین وزیر جهاد کشاورزی کشورمون و وزیر کشاورزی فرانسه در محل وزرات جهاد کشاورزی برگزار شد دو طرف با تنظیم تفاهم نامه ای بر نقش اساسی کشاورزی در اقتصاد و امنیت غذایی و هم اینکه اهمیت همکاری دوجانبه در گسترش روابط کشاورزی و تجاری تاکید کردن.

در این تفاهم نامه محمود حجتی وزیر جهاد کشاورزی کشورمون و استفان لوفل وزیر کشاورزی فرانسه با در نظر گرفتن اولین نشست کمیته مشترک کشاورزی دو کشور در ۶ خرداد ۹۴ برابر با ۲۷ می ۲۰۱۵ و توجه به علاقه و تمایل بخش خصوصی در پیشرفت همکاریای کشاورزی، از تقویت سطح روابط دو طرف استقبال کردن.

طبق این گزارش دو وزیر زمینه های مختلفی از بخش کشاورزی مثل تولیدات گیاهی، دام و بهداشت اون، تحقیقات، مسایل اقلیمی و اگرو، اکولوژی رو مورد توافق قرار دادن.

این گزارش اضافه می کنه رد و بدل کردن علم فنی در مورد معرفی واریتهای جدید و رد و بدل کردن فرآوردهای حفظ نباتات از تولیدات گیاهی، همکاری در مورد ارتقای سطح تولیدات بز و انتخاب نژادهای برتر گاو و گوسفند، گواهی بهداشتی و انتقال تجارب در مورد کاهش آنتی بیوتیکا در بخش دام و ایجاد تورهای مطالعاتی در بخش تحقیقات مثل موارد مورد توافق دو طرف در این تفاهم نامهه.

در متن تنظیمی، طرف فرانسوی علاوه بر تقدیر از مسئولان کشورمون در ساپورت از بازنگری موافقت نامه لیسبون (ساپورت از اسامی مبدا) پیشنهاد همکاری دو جانبه در این مورد رو اعلام کرد که موردقبول و استقبال مسئولان کشورمون قرار گرفت.

در آخر این نشست دو طرف توافق کردن تا سرمایه گذاری مشترک در بخش کشاورزی و غذا رو مورد ساپورت خود بذارن.

طبق این گزارش به دنبال این نشست و مفاد تنظیمی در تفاهم نامه یاد شده، معاون امور زراعت وزارت جهاد کشاورزی و نماینده کامل الاختیار شرکت ام اف دی با تنظیم تفاهم نامه ای جداگونه انجام همکاریای مشترک رو در بخش بهنژادی ویژگیایی مثل زودرسی، تحمل به خشکی، مقاومت به مریضیا و ایجاد گسترش مواد ژنتیکی مورد تاکید قرار دادن.

عباس کشاورز و اچ آ ربانی دو طرف ایرونی و فرانسوی در تفاهم نامه تنظیمی بین دولت جمهوری اسلامی ایران و جمهوری فرانسه، رئوس کاری مشترک، روش کار، برنامه مشترک آزمایش و حقوق الهی این همکاری مشترک رو تایید و امضا کردن.

 

 

[تعداد: ۱    میانگین: ۵/۵]

  

فرق کار و کاسبی و کار و کاسبی کوچیک در چه چیزیه؟!

فرق کار و کاسبی و کار و کاسبی کوچیک

شروع یک کار و کاسبی واسه بعضی کارآفرینان بسیار جذابه. اما واقعا فرق کار و کاسبی و کار و کاسبی کوچیک چیه؟ در ادامه پدیده فکر مهتر به سه فرق کار و کاسبی و کار و کاسبی کوچیک می پردازه: اندازه رشد، جفت و جور مالی و وجود ایده.

  1. انتظارات و اندازه رشد

    اول اینکه، استارتاپا روی رشد سریع تمرکز می کنن. و واسه این کار  توجه خود روی درجه بندی کار و کاسبی و رشد سریع اون معطوف نشون میده . استارتاپا بیشتر به سرعت درجه بندی و آزمایش می شن. چون فرآیندهای کار و کاسبی به وسیله تکنولوژی هدایت می شه ( تا مفیدتر یا خودکار باشن). رشد کار و کاسبی سنتی کوچیک تقریبا محدودتره. که بیشتر بخاطر خود محصول یا خدمات (مثلا، یک مغازه سخت افزاری فقط واسه رسیدن به یک بازار هدف خاص تلاش می کنه) و شاید بخاطر موقعیت جغرافیایی اینه. (کار و کاسبی کوچیک معمولا تکنولوژی رو اولویت قرار نمی ده به خاطر این رشد از روش اتوماسیون براش رقابت برانگیزه.)

پس اندازه رشد و استفاده از تکنولوژی اولین فرق کار و کاسبی و کار و کاسبی کوچکه.

واسه مطالعه بیشتر:

 

  1. چگونگی جفت و جور مالی

استارتاپا بیشتر به دنبال جذب سرمایه  خارجی واسه سرعت بخشیدن به رشد هستن. این به اون معنیه که سرمایه گذاران می تونن در استارتاپا سرمایه گذاری کنن. تا اونا درآمد تولید کرده و واسه سرمایه گذاران هم سودآوری داشته باشن. پس، در مراحل ساده بیشتر به دنبال سرمایه گذار می گردن. عادی ترین راه های جفت و جور مالی که استارتاپا دنبال می کنن، عبارتند از:  افزایش سرمایه از طرف “ثروتمندان“ (یک فرد پولدار که سرمایه ای رو در مقابل بدهیای مبادلاتی یا حق مالکیت به ما میده.)، سرمایه گذاران و سرمایه داران خطر پذیر.

هنگام جستجو واسه سرمایه گذاری مساوی  (از روش ارائه گزینه ها یا سهاما در کار و کاسبی)، بنیانگذاران کار و کاسبی باید در نظر بگیرن که چیجوری پول سرمایه گذار بر مالکیت اونا تاثیر میذاره. خطر موجود رو هیچوقت نباید از یاد برد. – این خطر ممکنه استارتاپا رو مجبور کنه تا سالیان متمادی واسه اونا سودآوری داشته باشه.

از طرف دیگه، کسب و کارای کوچیک بیشتر بدون جمع آوری سرمایه از سرمایه گذاران به وجود بین. جفت و جور مالی اونا می تونه از طرف خود فرد یا خونواده، دوستان و یا وام بانکی انجام شه. بر خلاف استارتاپا، اولویت یک کار و کاسبی کوچیک، تولید درآمد منظم با کمترین خطره.

  1. وجود ایده

آخرش اینکه مشخصه های یک کار و کاسبی با یک کار و کاسبی کوچیک فرق داره. اگه کلمه “مشکل ” رو شنیده باشین، احتمال بالایی هست که کلمه “کار و کاسبی” هم در اون جمله بوده باشه. استارتاپا بیشتر از هم گسیخته و پریشون هستن – و این تقریبا یک پیش شرطه. استارتاپا تمایل دارن تا اجناس یا خدماتی رو که هنوز وجود نداره تولید کنن و یا به طور زیادی تحویل کالا یا خدمات خاصی رو در صنعت تغییر. از طرف دیگه، کسب و کارای کوچیک، جنسای و خدمات سنتی تر رو ارائه می کنن. (البته همیشه اینطوری نیس)، مثلا، مغازه های مواد غذایی، آژانسای مسافرتی و آرایشگریا.

استارتاپا در مقابل کسب و کارای کوچیک

تفاوتای زیادی بین راه اندازی یک کار و کاسبی و  یک کار و کاسبی کوچیک هست. به خاطر همین لازمه بدونین که از اول قصد و هدف شما چیه. دانستن اینکه شرکت شما یک کار و کاسبی کوچکه یا یک کار و کاسبی، بیشتر واسه پیشرفت روش هدف دار کار و کاسبی لازمه.

مثلا، کار و کاسبی ممکنه نیاز به مشاوره حقوقی در زمینه هایی مثل کپی رایت، حریم خصوصی، قانون مصرف کننده ، مالکیت الهی یا بقیه بخشای حقوقی داشته باشه. یک کسب و وکار کوچیک علاوه بر  چیزای بسیار دیگر باید ساختار تجاری مناسبی رو انتخاب کرده (عادی ترین اونا عبارتند از: تاجر انحصاری، شرکت، مشارکت یا اتحاد) و محل کار و کاسبی رو بخره یا اجاره کنه.  بقیه چیزای مهم قانونی که مربوط به هر دو ساختاره عبارتند از: ثبت اسم شرکت، جفت و جور بیمه مناسب واسه کار و کاسبی، گرفتن شماره و پروانه کار و کاسبی و هرگونه گواهی یا مجوز لازم و در آخر ثب تنام واسه اهداف مالیاتی.

اون چیزی که میشه نتیجه گرفت

بخاطر همه دلایل فوق، استارتاپا در مقایسه با کسب و کارای کوچیک بسیار پر خطر تر هستن ، در حالیکه کسب و کارای کوچیک از خطر پذیری گریزان ان.  یه مدت رو واسه فکر کردن در مورد اون چیزی که از کار و کاسبی خود می خواین – چه در کوتاه مدت و چه در دراز مدت –  صرف کنین و در صورتی که دودلی دارین به سراغ مشاوره حقوقی برید. با برسی فرق کار و کاسبی و کار و کاسبی کوچیک شما می تونین تصمیمات درست واسه کار و کاسبی خود بگیرین.

 

[تعداد: ۵    میانگین: ۵/۵]

  

فرق بازاریابی و برندینگ در چیه؟! چیجوری اونا رو تشخیص دهیم؟!

در این مطلب می خوایم به فرق بازاریابی و برندینگ بپردازیم. حالا که مشغول خوندن این مقاله میشین شایدً کار و کاسبی خود رو راه اندازی کردین. و آماده اید تا تلاشای بازاریابی و برندینگ آنلاین خود رو شروع کنین. اولین سوالی که با اون مواجه میشین اینطوریه: چیجوری کار و کاسبی خود رو بازاریابی و برندینگ کنم؟! واسه رسیدن به جواب مناسب باید فرق بازاریابی و برندینگ رو درک کنیم!

 

واسه درک بهتر فرق بازاریابی و برندینگ اول به تعریف و تشریح این دو می پردازیم.

تجربه هایی که طی چند سال بازاریابی آنلاین بدست آوردم اینه که شایدً فکر می کنین برندینگ یعنی:

  • لوگوها، رنگای طرحا و طراحی سایت

لوگوی من باید چیجوری باشه؟ چه رنگایی کار و کاسبی منو به بهترین راه نشون میدن؟ درباره طراحی وب باید چیجوری جلو رفتن کنم؟

  • ذکر برند، لینکا و محبوبیت اجتماعی

من تا حد ممکن باید به شکل آنلاین دیده شوم. چون به حافظه سپرده شدن برند کمک می کنه.

  • دیده شدن در صفحات یافته های موتورهای جستجو (SERP)، کمپینای تبلیغاتی و بقیه تلاشا

اگه این جواب به ذهن تون خطور کرده، بهتره بدونین که برندینگ اینطور که فکر می کنین نیس! همه چیزایی که قید شد، وسیله بازاریابی و روشای هدف دار هستن و فقط سطح برندینگ رو تراش میدن.

فرق بازاریابی و برندینگ در چیه؟!

تصویر زیر به تشریح فرق بازاریابی و برندینگ می پردازه. بازاریابی تلاشی از طرف شما واسه گسترش محصولاته. و برندینگ اون چیزیه که در آخر مشتری در مورد شما میگه.

تعاریف بازاریابی و برندینگ

بازاریابی، یه سری از وسیله ها و فرآیندهاست که کار و کاسبی تون رو پیشرفت میده. و شامل سئو، شبکه های اجتماعی، جستجوی محلی، موبایل و بقیه روشای تبلیغی قدیمی و ابزارهاست. برندینگ، یعنی، خود یک فرهنگه. پیامیه که نفوذ کرده و همه فرآیندهای کار و کاسبی شما رو مدیریت می کنه.

سوءتفاهمای عادی درباره برندینگ

ترکیب بازاریابی و برندینگ تنها یکی از سوءتفاهمای عادی درباره برندینگ است که مواجه میشین. خیلی از کسب و کارا و بازاریابان وظایف برندینگ رو مدیریت کرده و در عین حال، سوءتفاهمای زیر رو مرتکب می شن:

برندینگ همون بازاریابی، تبلیغات، پیشرفت و هر چیز موثره

همونطور که قبلاً ذکر شد؛ این یک سوءتفاهمه چون برندینگ معنی بسیار عمیق تری نسبت به بازاریابی داره. فرق بازاریابی و برندینگ با این سو تفاهم رو می شه. بازاریابی، تبلیغات و بقیه فعالیتای تبلیغی فقط با شخصیت برند و پیام شما ارتباط برقرار می کنن. برند شما تشکیل شده از شخصیت شما، نظرات شما و پیامای شماس. برندینگ ایجاد و سازماندهی کردن این ویژگی هاست.

در بخش برند، شما قدرت پایانی هستین

این یک سوءتفاهم بسیار رایجه خصوصاً در بین صاحبان کار و کاسبی ای که اولین تجربه خود رو میگذرونن! واقعیت اینه که وقتی لحن خود رو تنظیم می کنین و واسه گفتن آماده میشین و راهنماییایی رو که سازمان شما دنبال می کنه رو تنظیم میکنین و زندگی می کنین همونطور که با برندتون کار می کنن، حتماً بطور اتوماتیکی بدین معنا نیس که شما قدرت پایانیِ برند هستین.

مشتریان شما در آخر کسائی هستن که برند شما رو تعریف می کنن. درک اونا از برندتون همون چیزیه که با مردمی که تاثیر گرفتن می مونه. به خاطر همین انتخاب دقیق ارزشای برندتون خیلی با اهمیته.

در بخش برندینگ، فرمولی واسه موفقیت هست

فقط به خاطر این که همه چیز در بازاریابی آنلاین قابل اندازه گیری و سنجشه این معنی رو منتقل نمی کنه که همه چیز فرمولی داشته باشه! هیچ دو شرکتی مشابه هم نیستن. در حالیکه فرآیندهای مشابه واسه پیشرفت برند می تونه واسه کسب و کارای یک بخش کاری نتیجه بخش باشه.

واقعیت اینه که- هیچ فرمولی وجود نداره! برندینگ همیشه یک تجربه سفارشی هست و هستش. خبر خوب اینه که شما میتونین موفقیت برند خود رو به آسونی سبک سنگین کنین.

برندینگ درست

واسه ایجاد و تاسیس یک برند قوی، باید اساسی ترین سوالاتی رو که پشت سر پیشرفت خود داره بپرسید. قبل اینکه شروع به برنامه ریزی بازاریابی آنلاین خود کنین باید لیستی که در ادامه میاد رو به انجام برسونین.

ایجاد هدف

اولین کاری که باید انجام بدین اینه که بگید “به چه دلیل می خواین این کار رو انجام بدین؟” دقت کنین که به زودی به جواب این سئوال دست پیدا نمیکنید. باید از خودتون بپرسید که به چه دلیل چندین بار قبلی به هدف ریشه ای که مرکز کسب و کارتونه دست پیدا کردین. با سوالاتی مثل گزینه های زیر شروع کنین:

  • به چه دلیل من این کار و کاسبی رو ساختم؟
  • به چه دلیل من می خوام به این گروه خاصی از مردم کمک کنم؟
  • به چه دلیل واسه من مهمه که این کارا به انجام برسه؟

همینطور که پیش می رید، جواب خود رو به هر کدوم از این چراها یادداشت کنین. -این پاسخا، هدف شما رو ایجاد می کنن.

والت دیزنی خوب به این سئوال جواب داد و نمونه ای خوب از شرکتیه که دقیقاً می دونه به چه دلیل هست. اونا میخوان شادی و لذت رو در همه جا به کودکان هدیه دهند. این در همه کارایی که اونا انجام میدن نفوذ می کنه.

انتخاب شخصیت و رأی خود

پس از اینکه از خود پرسیدید به چه دلیل کاری که انجام می دین رو عمل میکنین، از خود سئوال کنین: برندِ من چیه؟ این سئوال به شما کمک می کنه تا به برند خود حالت بدین. در مرحله برندسازی این سوالات رو از خود بپرسید:

  • چه لحنی رو قراره واسه برند خود استفاده کنم؟
  • می خوام که منو چیجوری بفهمن؟ – می خوام صمیمی و عادی باشم؟ یا سازمانی و رسمی؟ و …
  • میتونم در کل وجودیت این برند، به این هویت پایدار باقی بمونم؟

سئوال آخر، بطور ویژه خیلی مهمه. چون مخاطبان شما به دنبال هویتی پایدار و ثابت قدم هستن. توانایی شما واسه پایدار موندن به برندتون، یکی از مهم ترین معیارهاییه که وفاداری مشتریان رو به شما هدیه میده.

طرح کلی ارزشا

حالا زمان اون شده که از خود بپرسید: من کی هستم؟

ارزشایی که از مرحله قبل گرفتین کی بودن شما رو به شکل برند تعریف می کنه. اونا رو لیست کنین و این ارزشا رو ویژه کار و کاسبی تون تعریف کنین.

Zappos کارای خوبی رو در طرح کلی و تعریف ارزشای شون انجام داد. اونا ۱۰ ارزش اصلی دارن که با اونا زندگی می کنن. اگه در بین وبلاگ و سایت شون قدم بزنین این ارزشا رو در هر کدوم از فرآیندهایی که دارن می بینین. همینطور متوجه میشین که مردم این ارزشا رو از پستای وبلاگ گرفته و به قلبای شون، عملکردهای شون و خدمات مشتری شون هدایت کردن. تعریف کردن یه سری از ارزشای خوب و ثابت به شما کمک می کنه تا استوار بمونین و طبق اصول کاری سازمان تون خدمت کنین.

تعریف فرهنگ

درستی شما به عنوان یک کار و کاسبی شدیدا وابسته به فرهنگیه که داخل کار و کاسبی تون ایجاد کردین. کارکنان راضی، خلاق، مشتاق و منظم ان. کار و کاسبی شما رو قوی تر کرده و توانایی مدیریت شدن فرآیندها رو سهولت می بخشن. به خاطر همین، نوع فرهنگی که می خواین داخل سازمان خود راه بندازین خیلی با اهمیته.

فرهنگ گوگل بخاطر جفت و جور کردن زمان و منابع واسه کارکنان بسیار معروفه چون میخواد تا چیزای جدید کشف کنن و در عین حال تشویق کننده خلاقیت و نوآوریه.

مطلب پیشنهادی:

گوگل چیجوری استخدام می کنه؟

ایجاد ارتباط بین برندتون و مخاطبان

در آخر، به نقطه ای رسیدید که بازاریابی وارد می شه. حالا باید تصمیم بگیرین که چیجوری می خواین باخبر شدن از برندتون رو زیاد کنین. مراحل قبل به همراه تحقیقات بازار و بررسیا، نقش بزرگی در تعیینِ چگونگی و محل ارتباط برند شما واسه رسیدن موثر به مخاطبان هدف اجرا می کنه.

موارد زیر، مهم ترین نکاتیه که باید به هنگام برنامه ریزی واسه روشای هدف دار ارتباطی خود به رقابت بکشین:

  • بیانیه مأموریت شما که خیلی راحت می تونین از هدف خود استنتاج کنین.
  • فایدهایی که مشتریان شما می تونن از کار و کاسبی شما بدست بیارن که در اول مرحله جواب داده شده. (جواب به چراها)
  • پلت فرمای انتخابی شما و رسانه مناسب واسه هر یک.
  • Call to Actionا- چه اهدافی دارین، چیجوری برنامه ریزی می کنین واسه جلب مخاطبان تون.

نتیجه

برندینگ با بازاریابی برابر نیس! برندینگ، مرکز اصلی روش هدف دار بازاریابی شماس. فرق بازاریابی و برندینگ همینجاست. واسه ایجاد یک برند موثر باید قدرت و وضوح رو در هر کدوم از مراحلی که بحث شد داشته باشین. باید به بازار هدف خود بذارین تا شخصیت برند و ارزشا رو با موفقیت شناسایی کنن.

آخرین نکته ای که همیشه باید به خاطر بسپارین اینه که برندینگ، کاری نیس که فقط یه بار در شروعِ راه اندازی کار و کاسبی انجام بدین. بلکه یک تلاش مداومه. تفاورت بازاریابی و برندینگ در اینه که بازاریابی می تونه ادامه دار نباشه.

[تعداد: ۹    میانگین: ۴.۹/۵]

  

فرق برندینگ و بازاریابی در چیه؟

فرق برندینگ و بازاریابی

تعدادی از شرکتا، چه کوچیک و چه بزرگ، تفاوتای موجود بین برندینگ و بازاریابی رو درک نمی کنن. در این مقاله به دنبال توضیح دلیل مهم بودن این دو، اما به شکلی متفاوت از یکدیگر، هستیم.
برند و بازاریابی و تفاوتای موجود بین اونا، در بخش کار و کاسبی و تجارت نیس که به وسیله مخاطبین اون بخشا به شکلی نا درست درک شده. این موضوع در خیلی از شرکتای بزرگ و کوچیک و حتی در بخشای بازاریابی اونا هم به درستی درک و نهادینه نشده.
واقعا در این مطلب به دنبال ارائه راهنمایی ساده واسه کمک کردن به شما و هدایت شما در بین این دو بخش و پیدا کردن پتانسیلاشون جهت پیشرفت کار و کاسبی شما هستیم.

 

برندینگ: قولی که به اون عمل شده
تعریف رابرت بین (Robert Bean) یکی از کارشناسان بخش برند سازی از برندینگ “قولیه که برآورده شده”. این شاید بهترین تعریفی باشه که بشه از برند ارائه داد. شما به مشتریان و همکاران خود در کنار همه فعالیتایی که انجام می دین و پایبند اون میشین قولی می دین و به خاطر موفق شدن در کار و کاسبی خودتون باید در هر لحظه به این قول پایبند باشین و به اون عمل کنین. میشه گفت این ایده که برند تنها یک نشون، نام یا یک رنگ بخصوصه، تنها شکافی بسیار کوچیک و ریز از چیزیه که واقعا برند باید نامیده شه.
یعنی میشه گفت که برند به یه جور همه چیزیه که از شرکت شما هست. پس ارائه تعریفی دقیق از آن اهمیتی لازم و غیر قابل رد داره. شما باید مخاطب هدف و پایانی خود رو شناسایی کنین و از خواسته اونا باخبر شید، دقیقا واسه اونا روشن کنین که به چه دلیل شما از دیگر رقبای خود بهتر و برتر هستین و در آخر به بیان و شرحی برسین که به بهترین راه ممکن هدف برند شما رو مشخص می کنه.
بعضی از کسب و کارا از روز اول شروع شناخت کاملی از خود دارن و تا وقتی که اندازه کار و کاسبی خود و کمیت و کیفیت کارکنان خود رو نگهداشتن، دیگر احتیاجی به پشت سر گذاشتن این مرحله ندارن. با اینحال واسه بیشتر بنگاها، شرایط درزمان زمان تغییر می کنه، اندازه فروش کم میشه، بعضی شرکت رو ترک می کنن، مخاطبان، نیازها و رفتار اونا تغییر می کنه و یا حتی یک حریف اقدام به تهدید سهم بازار شما می کنه. در این حالت چه روشایی رو در پیش می گیرین؟ اگه در مرحله قبل بخوبی تعریف کرده باشین که معنا و هدف برند شما چیه، در این مرحله در پیش گرفتن تصمیمای جدید بسیار آسون تر از قبل می شه – چه کسائی رو باید استخدام بکنین، چه کالاهایی رو باید بفروشین، ارتباطات شما چیجوری باید به نظر برسه و حتی محیط دفتر شما چیجوری باید به نظر برسه.
کلید آزاد کردن قدرت پنهاندر برند شما همراه ساختن کارکنان با خودتونه. اونا رو در این مرحله با خود همراه کنین و همیشه تلاش کنین از خدمات و مشاورهای یک کارشناس برند در کنار خود برخوردار شید. این مراحل حتما نباید هزینه زیادی واسه شما داشته باشه یا اینکه زمان خیلی از شما بگیره. با اینحال، وقتی که این مرحله رو گذروندین، می تونین وارد مرحله تعیین روش هدف دار برند واسه کار و کاسبی خود شید، که می تونه واسه سالیان سال در کنار برند شما بمونه.

بازاریابی چی ارائه می کنه
غیر از این تعاریف مختلفی که به وسیله عالمان جور واجور در بخش مدیریت ارائه شده، دوست دارم اینجا به تعریفی از این علم (هنر) اشاره کنم که به وسیله موسسه بازاریابی چارترد Chartered Institute of Marketing ارائه شده که عبارته: “مراحل مدیریت مسئولیت واسه تشخیص، پیش بینی ارضاء نیازای مشتری بصورتی که طبق سودآوری واسه هر دو طرف باشه”.
پس بازاریابی بخشی اساسی و لازم واسه برند شماس. این مراحل به شما در انتقال پیام و قولی که قصد آگاهی رسانی در مورد اون به مشتری و یا مخاطب خود دارین، کمک می کنه. فعالیتای بازاریابی شمام اینکه باید طبق شخصیت، جایگاه پیدا کنی، ارزشا و لحن برند شما باشه که در مرحله ای قبل از این واسه کارکنان شما معرفی شده و بین اونا نهادینه شده.
در اصل، بازاریابی کار و فعالیتیه که واسه رسوندن پیام و یا تعهد و قول خود به مشتریان انجام می دین، در حالیکه برند چگونگی وفادار بودن به قولیه که پیش از این به مشتریان و کارکنان خود دادین.

[تعداد: ۵    میانگین: ۵/۵]

  

فرق بین بازاریابی و تبلیغات چیه؟

 

فرق بین بازاریابی و تبلیغات

بازاریابی، در شرایط ساده به معنی راه ارتباطی بین یک شرکت و مخاطب مورد هدفه. واسه ایجاد بین نهادها و شکلای جور واجور فعالیتا به بازاریاب نیازمند هستین. رد و بدل کردن اطلاعات مخاطب و جنسای سازمانای تجاری در جامعه به وسیله بازاریاب به هم پیوند می خوره. بازاریابی تکنیکای متفاوتی داره مثل تقسیم بندی بازار، شناسایی گروه های مورد هدف (مشتریان)، جدا سازی و بررسی بازار و در پیش گرفتن روش هدف دار مناسب واسه رفت و امد با مشتری و پیشرفت کیفیت محصول! هر آدم بدون آموزش نمیتونه بازاریاب باشه. چند عنصر اصلی واسه بازاریابی رو بخاطر بسپارین :

 

تولید محصول. تولید و ارائه محصول به عنوان یک آیتم به وسیله مصرف کننده درخواست می شه. بازاریاب وظیفه داره محصول و خدمات مورد نظر رو به شکل قابل لمس به مشتری ارائه بده.

 

قیمت. مقدار پولی که مشتری مقابل محصول پرداخت می کنه که از قبل تعیین می شه چون شرکت باید سود رو طبق هزینه های برآورده شده از قبل محاسبه کنه اگه سازمان شما قیمت رو از قبل مشخص نکنه مطمئن باشین شکست می خوره.

 

محل مورد نظر فروش. مصرف کنندگان باید به محل مورد نظر فروش دسترسی داشته باشن. استراتژیایی که در هر مرکز فروش در پیش گرفته میشه عبارتند از پخش انتخابی محصول و امتیاز دهی به پخش درست.

 

حالا می خوایم معنی درست تبلیغات رو بررسی کنیم:

 

تبلیغات به چه معناست؟

همه می دونن باید واسه معرفی بهتر اجناس به مردمْ اونا رو در شکلای جور واجور رسانه ها یا شبکه های اجتماعی معرفی کنن. تبلیغات به عنوان یکی از راه های ارتباطی واسه بازاریابی به وسیله شرکتا استفاده می شه. واسه گسترش اجناس، فروش اجناس و معرفی خدمات به تبلیغات نیازمندیم. معرفی جنسای هر سازمان تجاریْ زیر مجموعه بازاریابی هستش. کارآفرینان واسه معرفی کار و کاسبی خود تکیه بعضی وقتا قوی مثل تبلیغات دارن، و هدف اصلی واسه پیشرفت در کاره.

مطلب پیشنهادی: روش هدف دار تبلیغات و گسترش، یکی از اساسی ترین آمیختهای بازاریابی
داشتن ارتباط خوب با مصرف کنندگان قدرت شما رو زیاد می کنه تبلیغات و گسترش اجناس می تونه مخاطب شما رو به خرید کردن قانع کنه. البته بعضی وقتا مردم واسه استفاده از کالاهایی که شناخت لازم رو از اونا ندارن خرید کم و ساده ای انجام میدن تا از کیفیت محصول مطمئن شن.

یک سئوال اینجا مطرح می شه: چیجوری بازاریابی و تبلیغات با هم متفاوت هستن؟

همونجوریکه بالا گفتیم بازاریابی ارائه تصویر کلی از چگونگی گسترش، پخش و قیمت اجناس یا خدمات شرکته، اما تبلیغات جزئی از یک تصویر کلی رو نمایان می کنه. به غیر از تبلیغات وسیله دیگری شامل، روابط عمومی، فروش و روش هدف دار پخش در بازاریابی شرکتا نقش مهمی دارن.
جالبه بدونین گرون ترین برنامه و طرح بازاریابیْ تبلیغاته. چون که رقبا زیاد هستن و هر سازمان دوست داره اجناس خود رو به شکل بهتری به نمایش بزاره.

مطلب پیشنهادی: همه چیز درباره رقبای شما!
از آن جایی که بازاریابی شامل رشته های مختلفی مثل جدا سازی و بررسی بازار، تحقیقات بازاریابی و … است شرکتا واسه تبلیغات و افزایش تولید باید بازاریاب رو به روش درستی ساپورت کنن تا پاسخگوی نیازای اونا باشه. الان بازاریابی دیجیتال بیش ترین کاربرد رو بین کسب و کارای دیگر داشته و یافته ها به دست اومده از آن رضات بخشه. بسیاری می گن که رسانه های اجتماعی یک کانال قوی واسه بازاریابیه. گسترش اجناس شما در شبکه های اجتماعی به شکلای هدف دار مناسبی نیازمنده احتیاجی نیس آگهی خود رو به شکل رگباری در هر رسانه ارائه بدین. اگه گروه ها، در ارتباط به کار و کاسبی شما باشه موفقیت شما زیاد میشه.

 

مطلب پیشنهادی: بازاریابی دیجیتال، بازاریابی سنتی و مزیتاشون

[تعداد: ۶    میانگین: ۵/۵]

  

فرق بین لینکای داخلی و خارجی در چیه؟

 

درک فرق موجود بین لینکای خارجی و داخلی بطور هدف دار، بخشی از برنامه های بازاریابی دیجیتالی حساب می شه که نقش بزرگی در سئو داره. هر نوع از لینکا جایگاه ویژه ای در برنامه سئو داره که در آخر به بهتر شدن وضعیت شما در صفحات یافته های موتورهای جستجو کمک می کنه.

لینکای داخلی یا خارجی : فرق در چیه؟

لینکای خارجی از یک دامنه به طرف یک دامنه به طور کاملً جدا از هم پیش می رن. اونا می تونن از سایت شما به یک سایت دیگر واسه جفت و جور کردن اطلاعات اضافی واسه خوانندگان ایجاد شن. شاید هم از سایت شما به یه برنامه وابسته وصل گردند. لینکایی که از دیگر سایتا به طرف سایت شما بین هم می تونن “لینک خارجی” نام بگیرن اما ً کلمه شایسته واسه اون “Inbound” یعنی وارد شوندهه که واسه تمییز دادن اونا از لینکایی که خودِ شما واسه اتصال (با دیگر سایتا) به سایت خود اضافه کردین مناسب تره.

لینکای داخلی فقط به سایت یا دامنه شخص شما اشاره داره. منوبار واقع در قسمت بالای سایت تون شامل لینکای داخلیه. لینکایی که از صفحاتی که در سایت شماس تا صفحه تماس با شما، همه مثالای ساده ای از لینکای داخلی هستن.

بطور خلاصه:

خارجی: لینکایی که به یک دامنه جدا از هم اشاره دارن.

داخلی: لینکایی که به محتوای داخل خودِ همون دامنه اشاره دارن.

استفاده از لینکای داخلی و خارجی واسه سئو

هر دوی این لینکا (خارجی و داخلی) در برنامه سئو جایگاه خاص خود رو دارن. در ادامه باهم می بینیم که چیجوری میشه بطور هدف دار از اونا استفاده کرد:

لینکای خارجی باعث ایجاد میدون دید می شن:

لینکای خارجی که از بقیه سایت به طرف محتوای شما بین همونطور که جزء بسیار مهم در الگوریتم موتور جستجوی گوگل هستن منبع بسیار فوق العاده ای هم واسه ترافیک آزاد حساب می شن. کمیت و کیفیت این لینکا محاسبه می شه. مثلا، لینکایی از یک سایت با کیفیت ضعیف می تونه یافته های منفی رو هم با خود به همراه داشته باشه.

واسه اینکه بقیه لینکا رو به طرف سایت خود تشویق کنین محتوای مهم و جذابی رو به سایت خود اضافه کنین. یه برنامه پیشرفت به پست مهمون در وب سایتای دیگری که در بخش شمان واسه رد و بدل کردن پیشنهاد بدین. راه های دیگر واسه تشویق لینکای خارجی و Inbound ، استفاده از اینفوگرافیکاییه که لینک شما در اون تعبیه شده باشه (واترمارک) با کد HTML که قابل کپی شدن بوده و بشه در بقیه وب سایتا استفاده کرد.

لینکای خارجی می تونن بیش تر از شما، به خواننده کمک کنن:

لینکایی که به سایت فرد دیگر اشاره میکنه امتیازات خوبی واسه خوانندگان دارن و البته، به مقدار کم هم ارزش سئویی اجرا می کنن. این لینکا می تونه خواننده رو به منابعی از اجناس یا اطلاعات هدایت کنه که از نظر شما خیلی مهمن. در اینجور صورت، به یاد داشته باشین امتیازات سئوی اضافه شده واسه وب سایتیه که شما لینک کردین، نه خودتون!

لینکای داخلی می تونن سئوی شما رو بسازن:

لینکای داخلی هم چندین امتیازات واسه سئو دارن. وقتی موتور جستجو سایت شما رو پیدا می کنه لینکا رو دنبال می کنه تا صفحات اضافی در سایت تون رو کشف کنه. اون این لینک وبا رو دنبال می کنه پس می تونه اونا رو کشف کرده و صفحات در ارتباط رو تا حد ممکن تنها با یه بار بازدید از سایت مجموعه کنه.

درسته که شما می تونین صفحات بقیه رو در سایت خود “Unlink” کنین و امیدوار باشین که موتور جستجو هر صفحه رو پیدا کنه. اما ممکنه هفته ها، یا حتی ماه ها طول بکشه تا اونا بتونن صفحات شما رو پیدا کنن. با میلیونا صفحات وبی که در هر روز در حال اضافه شدن ان شاخکای موتورهای جستجو همه ساعات شون پر شده و بطور کامل مشغولند.

لینکای داخلی فرم ساختار سایت شما رو هم تشکیل میده. یک ساختار لینک کردن منطقی، هم جذابیت چشمی داره هم موثره. به سازماندهی محتوای سایت شما کمک کرده و همینطور باعث می شه تا خواننده با سرعت بیش تری بتونه اطلاعات رو پیدا کنه. عناصر عادی در صفحه، یک منوبار کوتاه، لینکای طبیعی صفحه که در سرتاسر سایت شما قرار دارن هم به خواننده و هم به موتورهای جستجو کمک می کنه تا به محتوای شما برسن.

لینکای شکسته رو یافته و درست کنین

یک چیزی که رتبه سئوی شما رو کم می کنه لینکای خراب و شکسته س. اینا لینکایی هستن که دیگر کار نمی کنن. کار نمی کنن چون سایت هدف واسه لینک خارجی، آفلاین و یا تغییر داده شده. وجود یک یا دو لینک خراب شایدً در رتبه بندی سایت تون تاثیری نمی ذاره، اما چندین لینک خراب می تونه به اونا آسیب برسونه.

بدون در نظر گرفتن تاثیر این لینکای خراب در ترافیک جستجو، لینکای خراب به یک تجربه ضعیف بدل شده و ترافیک رو کم می کنه. پس، خیلی بهتره که اونا رو شناسایی کرده و نسبت به تعمیر و اصلاح اونا اقدام کنیم.

واسه پیدا کردن و اصلاح اونا، از ابزاری مثل Broken Link Checker استفاده کنین. این یک وسیله مجانیه که خیلی راحت سایت شما رو اسکن می کنه تا این دسته از لینکای شکسته رو پیدا کنه. بعد شما می تونین وارد همون صفحات شده، لینک رو پیدا کرده و نسبت به حذف یا تعمیر اون دست به کار شین.

کارشناسان سئو تخمین میزنن که حدود ۱۰۰ الی ۲۰۰ عنصر هست که گوگل و بقیه موتورهای جستجو به عنوان بخشی از الگوریتم شون واسه محاسبه جایگاه سایت شما در بین صفحات یافته های جستجو درنظر می گیرن. موضوع لینکای داخلی و خارجی مبحث کوچیک اما مهمیه.

شاید زمان بیش تری به طول انجامد تا لینکای خود رو ساخته و لینکای خراب رو تعمیر کنین. اما همه این تلاشاتون در دراز مدت واسه ترافیک سایت و جایگاه اون در SERPS موثر بوده و ارزش اونو داره.

[تعداد: ۸    میانگین: ۴.۴/۵]

  

فرق تبلیغات و بازاریابی چیه؟!

 

تبلیغات و بازاریابی

فرق تبلیغات و بازاریابی واسه بعضی افراد و حتی بعضی مدیران خیلی مشخص نشده. شاید دلیل اون باشه که به هم در ارتباط بوده و لازم و ملزوم هم هستن. تبلیغات و بازاریابی دو معنی جدا هستن. اما  خیلی از مردم اونو چیز برابری می دونن. که با استفاده از آن یه محصول یا سرویس به بازار عرضه می شه. اما اونا مفاهیم متمایزی هستن. و درک فرق بین این دو مهمه. چون باید به هریک توجه خاصی داشته باشین. این مقاله به توضیح فرق تبلیغات و بازاریابی می پردازه تا بتونین به طور روشن راه و روش تبلیغات و بازاریابی واسه کار و کاسبی تون رو انتخاب کنین. با پدیده فکر مهتر همراه باشین.

واسه درک بهتر فرق تبلیغات و بازاریابی اول به تعریف این دو معنی می پردازیم. با تعریف هر کدوم از این دو معنی و هم اینکه مشخص شدن بخش کارکرد اونا، میشه به فرق اونا فهمید.

بازاریابی

بازاریابی به شکلای هدف دار و آمادگی شما واسه آماده سازی محصول یا خدمات جهت فروش و شناسایی مشتریان هدف واسه محصول اشاره داره. بازاریابی پروسه پیش رونده طولانی مدتیه که به وسیله اون تشخیص می دین که چیجوری باید محصول خود رو بسته بندی و برند دار و طراحی کرده تا بشه در بازار هدف مورد نظر سرمایه گذاری کرد.

بازاریابی موفق زمینه های زیادی رو از دید وضوح مطالعه بازار هدف شامل می شه. نیازای مشتریان شما چیه؟ چیجوری به اونا جواب میدید؟  چی بیشترین اهمیت رو واسه اونا داره و شما چقدر به جنبه های جور واجور محصول یا خدمات خود اهمیت می دین؟ نیازها و امکانات افراد در دهه ۲۰ زندگیشون شدیدا با نیازای افراد در دهه ۵۰ زندگیشون فرق داره. پس صرف زمان واسه آزمایش بازار هدف به طور کامل، خیلی با اهمیته. برندینگ و پیامرسانی لازم واسه رسیدن به گروه های سنی جور واجور متفاوت هستش. و واسه اطمینان از یک کمپین تبلیغاتی موفق لازمه تا به طور موثر با این گروه ها ارتباط برقرار کنین.

واسه مطالعه بیشتر:

ضرورت بازاریابی دیجیتال

تبلیغات

تبلیغات به مراحل تبلیغ محصول و یا خدمات شما در بازار کمک می کنه. اطمینان از اینکه که به طور موثر محصول خود رو به مشتریان هدف شناسانده اید و بر امتیازات اونا تاکید کردین. در زمان هدایت  فروش موفق خیلی با اهمیته. پس، بازاریابی شامل زمینه های برندینگ و تحقیق در مورد نیازای بازار هدفه. اما تبلیغات فرایندیه که  بوسیله اون با بازار هدف خود ارتباط برقرار می کنین.

کمپین تبلیغاتی

کمپینای تبلیغاتی می تونن در مکانای زیاد مثل تلویزیون، رادیو، و یا به شکل آنلاین  با مردم ارتباط برقرار کنن. و جالبه که بخشی از تحقیقات بازاریابی به شناسایی مکانای موثر واسه مخاطبان مورد نظر می پردازه. یه محصول می تونه کمپین آنلاین فوق العاده ای داشته باشه. اما اگه تحقیقات بازار شما افراد سالخورده رو به عنوان بازار هدف کلیدی شناسایی کرده باشه شاید خیلی از هزینه های تبلیغاتی خود سود نمیبرین. واسه رسیدن به خیلی از مشتریان هدف میشه از رسانه های اجتماعی استفاده کرد. که در حال تبدیل شدن به کانون اصلی تبلیغات واسه کمپینای تبلیغاتی هستن. چون می تونن راه بسیار ارزانی واسه دسترسی به خیلی از کاربران جور واجور باشن.

تکامل کمپین تبلیغاتی

کمپینای تبلیغاتی به دلایل جور واجور در طول زمان تکامل پیدا می کنن. وقتی که اجناس و خدمات شما در بازار قرار داره، اطلاعات بیشتری به دست میارین. و شاید میتونین که بازار هدف خود رو دقیق تر مشخص و اصلاح کنین. علاوه بر این اگه محصول شما محصول موفقی باشه، مکانای مختلفی مثل تلویزیون، که در اول ممکنه بیشتر از حد پر هزینه باشن، می تونن جایی واسه شما باز کنن. اینکه چیجوری اجناس یا خدمات خود رو به طور موثر تبلیغ کنین، چیزیه که باید دائم آزمایش شه. (همونطور که باید تحقیقات بازارباید همیشه آزمایش شه.)

واسه مطالعه بیشتر:

کمپین تبلیغاتی چیه و چه فرآیندی داره؟

بهترین روش هدف دار تبلیغاتی کسب و کارای کوچیک

چگونگی ایجاد کمپین تبلیغاتی کار و کاسبی

تبلیغات سنتی چیه؟ تبلیغات سنتی مرده یا در حال تکامله؟

فرق تبلیغات و بازاریابی

هنگام فکر کردن درباره فرق تبلیغات و بازاریابی، مهمه که بخشی از زمان خود رو  واسه بررسی کامل جنبه های فروش محصول خود اختصاص بدین. تحقیقات بازار می تونه به طور کامل انجام شه، اما اگه تبلیغات انجام نشه، بازار هدف هیچوقت محصول یا خدمات شما رو نخواد شناخت. برعکس، یک کمپین تبلیغاتی عالی رو می تونه راه اندازی کرد. اما اگه بازار هدف به شکل نامناسبی تعیین شه، ممکنه محصول یا سرویس شما به فروش نرسه. با نگاهی به تبلیغات و بازاریابی و پیوند دادن تحقیقات بازار به تبلیغات  خود، مطمئن میشین تلاش تون به طور موثری فروش رو هدایت می کنه و کار و کاسبی تون به موفقیت نزدیک تر می شه.

با درک فرق تبلیغات و بازاریابی می تونین بازار هدف رو خوب تشخیص داده، تبلیغ موثر داشته و  بعد به هدف مشترک این دو معنی یعنی افزایش مشتری و فروش اجناس برسین.

[تعداد: ۷    میانگین: ۳.۷/۵]

  

فرق جدا سازی و بررسی و تحقیقات بازار در چیه؟

در این مقاله کوتاه تلاش داریم به طور خلاصه اصلی ترین فرق جدا سازی و بررسی و تحقیقات بازار رو نشون دهیم.

هر کدوم از مفاهیم فوق به شکل زیر تعریف می شن:

جدا سازی و بررسی بازار:  بررسی یک صنعت، بازار و یا شاخه بازاره.

:  بررسی بازارهای هدف و مشتریاس.

فرق جدا سازی و بررسی و تحقیقات بازار

در سطح هدف دار اتفاق می افته. تا تصمیماتی مثل ورود به بازارها، خروج از بازار و سرمایه گذاری در پیش گرفتن شه. جدا سازی و بررسی بازار  روی ساختار یک صنعت، زیر صنعت، بخش، بازار یا شاخه بازار متمرکزه. جدا سازی و بررسی بازار معمولا در برگیرنده عواملی مثل اندازه بازار، اندازه رشد، سودآوری، ساختار هزینه، جریانات، کانالای پخش و محیط رقابتیه.

امتیازات جدا سازی و بررسی بازار

عبارتند از: شناخت فرصتا، طراحی راهبردها و ساز و کارای مناسب واسه ادامه فعالیت،برنامه ریزی سطح تولید ، قیمت مناسب و پخش موثر.

واسه مطالعه بیشتر:

تحقیقات بازار ساده و ثانویه چیجوری عمل میکنن؟

جدا سازی و بررسی SWOT چیجوری انجام می شه؟

جدا سازی بررسی بازار کار و کاسبی اینترنتی چیجوری صورت میگیره؟

اصطلاح شدیدا با روشای هدف دار بازاریابی در زمینه هایی مثل پیشرفت محصول، گسترش، قیمت گذاری و پخش در ارتباطه. تحقیقات بازار نه فقط می تونه شامل بررسی بازار شه، بلکه نگاهی عمیق تر به مشتری داره. مثلا، یک شرکت مد که می خواد خط تولید کفش راه اندازی کنه می تونه تحقیق بازار رو بکنه تا بدونه که به چه دلیل بعضی کفشا خوب فروش می رن. و یه سریای دیگه اُفت فروش دارن و با شکست مواجه می شن.  اونا می تونن فاکتورهایی مثل نیازای مشتری، جریان مد، رقابت و تأثیرگذاران در بازار رو در نظر بگیرن. تا تعیین کنن که چیجوری برند شون می تونه جای خود رو در بازار اثبات کنه.

امتیازات تحقیقات بازار

عبارتند از: استفاده از فرصتا، تشویق به برقرار ارتباطات بیشتر، به کمترین حد ممکن رسوندن خطرپذیری، ایجاد جریان و سهم بازار، کشف مشکلات احتمالی.

فرق جدا سازی و بررسی و تحقیقات بازار

 

با دانستن فرق جدا سازی و بررسی و تحقیقات بازار میشه در برنامه ریزی استراژیک واسه کسب وکار موفق تر انجام داد.

[تعداد: ۶    میانگین: ۳.۷/۵]

  

فرق رهبر و رئیس چیه؟

فرق رهبر و رئیس

فرق رهبر و رئیس

تا الان فکر کردین که به چه دلیل تجارت جهانی به رهبران ارزش قائل می شه تا رئیسان ؟

در حالی که در سراسر دنیا تمایل زیادی هست تا این دو کلمه رهبر و رئیس رو به جای هم بکار بگیرن؛ اما این دو (رئیس و رهبر) تواناییا و مهارتای به طور کاملً مجزایی دارن که هریک
از اونا می تونه به بهبودی روندشون کمک کرده و یا موجب شکست شون شه.

بیایید درباره اینکه چی فرق رو بین رئیس و رهبر بوجود میاره صحبت کنی تا بدونیم که چی باعث موفقیت رهبران می شه.

رئیس دستور میده در حالیکه رهبر دعوت می کنه تا به مکالمه بدن

به عنوان یک کارمند، کدوم یک از دو حالتی رو که در ادامه میگیم ترجیح می دین؟

اجرای درخواست رئیس بدون داشتن حق هرگونه سؤال! یا همراه بودن با کسی که به شما گزارش میده تا در یک مکالمه به طور کاملً قابل احترام شرکت کرده و در گیر موضوع شید ؟

بحث درباره اینکه به چه دلیل نیاز هست تا چیزی به اتمام برسه و بیان اهمیت اون واسه رسیدن به مأموریت شرکت مثل ویژگیای یک رهبر موفقه.

بیشتر کارمندان از بین دو گزینه نامبرده انتخاب واضحی دارن و می دونن که کدوم یکی بهتره؛ با اینحال، به چه دلیل خیلی از رئیسا توقع دارن که با دستوردادن به افراد نتیجه خوبی به دست بیارن؟

واسه تبدیل شدن به یک رهبر خوب، با احترام به کارکنان خود نزدیک شید. درک کنین که مردم خودمختار و موجوداتی غیروابسته هستن واسه همینه که شما باید از اونا درخواست کنین. از اونا بپرسید که تمایل دارن کدوم یکی از کارا رو بکنن. (دو حالت رو پیشنهاد بدین) اگه تمایل نداشتن بعد مراحل رو به اونا توضیح بدین.

چیزی که هیچوقت نباید از یاد ببرین اینه که کنترل کردن رفتار اون، بیرون از کنترل شماس !!!

اگه به دنبال ربات واسه انجام کاراتون هستین، از یک شخص بخواهید تا واسه شما اپلیکیشن اونو طراحی کنه. اما اگه به دنبال آدم هستین به کارکنان خود آزادی بدین تا انسانیت رو داخل شون زنده کنن. اینطور شرایطیه که شما در زمان کم، تماشاگر یافته های بهتر و بیش تری میشین.

رئیس سرزنش می کنه، رهبر اعتبار می بخشه

به عنوان یک کارمند، تا الان فهمیدین که وقتی تیم شما مرتکب اشتباهی شه، این شما هستین که سرزنش میشین اما وقتی که تیم شما کار درستی انجام داده و باعث رونق شه تنها رئیس شماس که همه اعتبار، ارزش و منزلت رو صاحب می شه؟!

هیچ چیزی عصبانی کننده تر از داشتن رئیسی نیس که مأموریت و حد و مرز خود رو نشناسه!

یکی از راه هایی که بدونین با رهبر خوبی کار می کنین اینه که اونا وقتی که چیزی بیرون از کنترل اتفاق می افته از تیم خود محافظت می کنن. و دقیقاً وقتی که تیم موفق به انجام کاری می شه تیم رو بر دوش خود گذاشته و قدردان اون می شه. کلا، رهبر بخشی از تیم بودن به این معنیه که مسئولیت کاری که تیم انجام میده (چه خوب، چه بد) رو به عهده بگیرین.

اگه در سِمتی از رهبری هستین نگاهی به خود بندازین و مطمئن شید که تبدیل به “رئیس” نشدین!

رئیس صحبت می کنه، رهبر گوش میده

تا الان چقدر پیش اومده که به عنوان کارمند وارد جلسات شید و یهو فهمیده باشین که ۲۰ دقیقه از زمان خود رو صرف گوش دادن به سخنان رئیس خود کردین؟ معمولاً کارکنان برآشفته و ناراضی می شن از برگزاری جلسات حضوری و تنها چیزی که تو ذهن اونا سئوال برمی انگیزاند اینه که به چه دلیل رئیس شون این سخنان رو به شکل تلفن یا کنفرانسای صوتی برگزار نکرده؟!

اما رهبران می دونن که حضور تک تک افراد تیم در یک اتاق بیش تر از اینکه به درد بخور باشه باعث هدردادن زمونه.

تنها دلیلی که واسه رهبران باعث تشکیل جلسات می شه دعوت کردن از افراد واسه داشتن یک مکالمه رودررو درباره یک موضوع واقعیه. رهبران می خوان گزارشات مستقیم کارکنان رو درباره سیاستا، فرصتا و شرکت بشنون.

شاید رئیس رفتار صمیمی ای داشته باشه، اما رهبر، مثل همکار شماس!

بیشتر بخونین:

[تعداد: ۱۴    میانگین: ۲.۶/۵]

  

فرق سرمایه گذار فرشته و خطرپذیر در چیه؟

فرق سرمایه گذار فرشته و خطرپذیر در تصمیم گیری درست واسه جفت و جور مالی مهمه. به خاطر تصمیم گیری درست واسه جفت و جور مالی شرکت خود، باید از فرق سرمایه گذار فرشته و خطرپذیر و اون چیزی که هر کدوم از دو طرف می تونه ارائه دهند، آشنایی.

شرکتای کوچیک و شرکتای تازه کار در یک چشم انداز اقتصادی هیجان انگیز قرار می گیرن که فرصتای زیادی واسه کارآفرینان جاه طلب ارائه میده. بسته به وجود یک کار و کاسبی و خواسته های اون، راه هایی واسه جذب سرمایه هست. بعضی از سرمایه گذاران شروع به جذب سرمایه از دوستان و خونواده می کنن تا وقتی که آمادگی کافی واسه دشت کردن بقیه منابع سرمایه ای داشته باشن. بعضی کسب و کارا هم جمع سپاری رو امتحان می کنن و یا  واسه خرید وام تجاری کوچیک ثبت نام نشون میده.

بیشتر کسب و کارا واسه اطمینان از جفت و جور مالی شرکت خود به سرمایه گذار فرشته و سرمایه گذار خطرپذیر نزدیک می شن. دانستن فرق بین سرمایه گذار فرشته و سرمایه گذار خطرپذیر واسه تصمیم گیری درست و پیش بردن کار و کاسبی خود به طرف جلو لازمه.

واسه مطالعه بیشتر:

انتخاب سرمایه گذار رو جدی بگیرین.

فرق سرمایه گذار فرشته و خطرپذیر

به عنوان یکی از عادی ترین منابع جانشین سرمایه گذاری، سرمایه گذار فرشته و سرمایه گذار خطرپذیر تعدادی شباهت دارن. سرمایه گذار فرشته و سرمایه گذار خطرپذیر از کسب و کارای شرکتای نوآورانه ساپورت می کنن. و هر دو تمایل دارن با شرکتایی همکاری کنن که مربوط به علم و فناوری هستن. می گن تعدادی فرق سرمایه گذار فرشته و خطرپذیر هست.

  1. سرمایه گذار فرشته به تنهایی کار می کنه، در حالی که سرمایه گذار خطرپذیر بخشی از یک شرکته.

سرمایه گذاران فرشته، که بعضی وقتا با عنوان فرشتگان کار و کاسبی شناخته می شن، آدمایی هستن که پول و پله و سرمایه شخصی خود رو در کار و کاسبی سرمایه گذاری می کنن. این سرمایه گذاران پولدار هستن و بیشتر آدمایی با نفوذ هستن که تصمیم می گیرن در شرکتای دارای پتانسل بالا سرمایه گذاری کنن. و عوضش سهام به دست بیارن. با در نظر گرفتن این که اونا پول خود رو سرمایه گذاری می کنن و همیشه یک خطر ذاتی هست، بسیار شدنی نیس که یک سرمایه گذار فرشته در کار و کاسبی ای سرمایه گذاری کنه که صاحب اون مایل نیس بخشی از سهام شرکت خود رو بهش بده.

از طرف دیگه، شرکتای سرمایه گذار خطر پذیر از یه گروه از سرمایه گذاران حرفه ای تشکیل می شه. سرمایه اونا از افراد، شرکتا، صندوقای بازنشستگی و بنیادها جفت و جور اومد. این سرمایه گذاران با عنوان شرکای محدود شناخته می شن. از طرف دیگه شرکای عمومی کسائی هستن که با بنیانگذاران یا کارآفرینان همکاری می کنن؛ اونا مسئول مدیریت صندوق و حصول اطمینان از این که شرکت در حال پیشرفت به روشی سالمه، هستن.

واسه مطالعه بیشتر:

چیجوری مسائل مالی استارتاپا رو حل کنیم؟

  1. اونا مقادیر مختلفی رو سرمایه گذاری می کنن

اگه به دنبال رسیدن به یک سرمایه گذار فرشته یا یک سرمایه گذار خطر پذیر هستین، باید تصور دقییق از آن چیزی که اونا می تونن به شکل مالی ارائه دهند، داشته باشین. معمولا، سرمایه گذاران فرشته بین ۲۵۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰۰ دلار از پول خود رو سرمایه گذاری می کنن، هر چند بعضی وقتا این مقادیر می تونه بیشتر یا کمتر باشه. وقتی این سرمایه گذاران تو یه گروه جمع شن، سرمایه می تونه به ۷۵۰ هزار دلار برسه.

در حالی که سرمایه گذاری فرشته عموما یک راه حل سریعه، باید که به دلیل قابلیتای مالی تقریبا محدود اونا ، سرمایه گذاران فرشته نمی تونن همیشه نیازای سرمایه ای کامل یک کار و کاسبی رو جفت و جور کنن. از طرف دیگه سرمایه گذاران خطر پذیر به طور متوسط ​​۷ میلیون دلار در یک شرکت سرمایه گذاری می کنن. فرق سرمایه گذار فرشته و خطرپذیر در مقادیر سرمایه گذاری اونا مشخصه.

واسه مطالعه بیشتر:

چیجوری کار و کاسبی خود رو با بودجه کم گسترش دهیم؟

  1. اونا دارای مسئولیتا و انگیزهای مختلفی هستن.

سرمایه گذاران فرشته بیشتر کارشون ارائه ساپورت مالیه. اما اگه درخواستی واسه مشاوره و پیشنهاد از اونا داشته باشین، می تونن با شما همکاری کنن. و یا شما رو به مخاطبین مهم معرفی کنه. اونا اجیاری واسه این انجام کارا ندارن. سطح مشارکت اونا بستگی به خواسته های شرکت و تمایلات سرمایه گذار فرشته داره.

یک سرمایه گذار خطر پذیر به دنبال محصول یا خدمات قویه که دارای مزیت رقابتی قوی، تیم مدیریت با استعداد و یک بازار بالقوه وسیعه. وقتی که سرمایه گذاران خطر پذیر قانع شده و سرمایه گذاری کردن، کمک به ایجاد شرکتای موفق ، که در اون ارزش واقعی اضافه می شه، وظیفه اونا هستش. علاوه بر این یک سرمایه گذار خطر پذیر وقتی که زمان ایجاد تمرکز هدف دار شرکت و استخدام مدیران ارشد فرا برسه، به این پروسه کمک می کنه. اونا واسه کمک و راهنمایی به مدیران ارشد اجرایی باید در دسترس باشن.  هدف از انجام این کارا  کمک به شرکت واسه داشتن در اومد بیشتر و کارکرد موفق تره.

واسه مطالعه بیشتر:

۱۰ روش واسه سرمایه گذاری در یک کار و کاسبی (۱)

۱۰ روش واسه سرمایه گذاری در یک کار و کاسبی (۲)

۱۰ روش واسه سرمایه گذاری در یک کار و کاسبی (۳)

  1. سرمایه گذاران فرشته تنها در شرکتای تازه کار سرمایه گذاری می کنن.

تخصص سرمایه گذاران فرشته در شرکتای تازه کار ، جفت و جور مالی پیشرفت فنی در مراحل آخر و ورود به بازار ابتدایی س. وقتی که سخن از راه اندازی و اجرای شرکت باشه، وجوهی که سرمایه گذار فرشته جفت و جور می کنه می تونه فرق زیادی در عملکردها بسازه.

از طرف دیگه سرمایه گذاران خطر پذیر، بسته به تمرکز شرکت سرمایه گذار بعضی وقتا در شرکتای تازه کار و اکثرا در شرکتای پیشرفته سرمایه گذاری می کنن. اگه یک کار و کاسبی یک تعهد قانع کننده و پتانسیل رشد بالقوه زیادی رو از خود نشون بده ، شک نداشته باشین سرمایه گذار خطر پذیر علاقه مند به سرمایه گذاری هستش.

یک سرمایه گذار خطر پذیر هم اینکه مشتاق سرمایه گذاری در یک کار و کاسبی با یک رکورد ثابته که می تونه چیزی که رو که لازمه موفقیته به سرمایه گذار نشون بده. سرمایه گذار خطر پذیر پس از موافقت، بودجه لازم رو واسه پیشرفت و رشد در اختیار شرکت قرار میده.

واسه مطالعه بیشتر:

چیجوری به جذب پول و پله و سرمایه واسه شرکت خود بپردازیم؟

  1. اونا در آزمایش بایسته متفاوت هستن.

آزمایش بایسته (Due diligence) بخش ایه که بحثای زیادی رو واسه سرمایه گذاران فرشته در طول چند سال ایجاد کرده. بعضی از سرمایه گذاران فرشته تقریبا هیچ آزمایش بایسته ای ندارن  و به دلیل اینکه تموم پول مال خودشونه، واقعا به اون وابسته نیستن. با این حال، ثابت شده که سرمایه گذاران فرشته ای که دست کم ۲۰ ساعت آزمایش بایسته انجام میدن، احتمال برگشت سرمایه اونا پنج برابر بیشتره.

سرمایه گذاران خطر پذیر با در نظر گرفتن این که مسئولیت امانت داری شرکای محدود خود رو دارن، باید آزمایش بایسته بیشتری بکنن. سرمایه گذاران خطر پذیر می تونن بیشتر از ۵۰۰۰۰ دلار رو صرف تحقیق در مورد دورنمای سرمایه گذاری خود کنن.

اینا اصلی ترین فرق سرمایه گذار فرشته و خطرپذیر هستن و تصمیم نزدیک شدن به هر کدوم از اینا فقط با شخص کارآفرینه. واسه بهبود شانس جفت و جور سرمایه گذاری و جذب سرمایه گذار، باید واسه ایجاد یک مزیت دقیق و قانع کننده وقت و توجه صرف کنین. با هر شانس، به ساپورت مالی و کارآفرینی و بعد به رشد کار و کاسبی تون می رسه.

[تعداد: ۲    میانگین: ۳/۵]

  

فرق عوامل کلیدی موفقیت معرفی شده، با مزیت رقابتی پایدار چیه؟

مزیت رقابتی پایدار در مقابل عوامل کلیدی موفقیت

یک عامل کلیدی موفقیت، یک دارایی یا لیاقت لازم واسه رقابت است. یک مزیت رقابتی پایدار با داراییا و لیاقتا مبنای یک برتری همیشگی رو بوجود میاره. مثلا، یک شرکت اتومبیل سازی، با در نظر گرفتن مدل کسب وکار و اهدافش به پخش مناسبی نیاز داره، ازاین رو پخش یک عامل کلیدی موفقیته.

واسه بردن بازی پوکر به مهارت، اعصاب قوی و پول نیازه. هم اینکه لازمه هر دور بازیکن شرط بندی کنه. عامل کلیدی موفقیت، می تونه در اصطلاح بازار یه جور شرط بندی باشه. تا وقتی که همه رقبا سطح کیفیت خودرو رو بالا می برن، جنبه های کیفیتی واسه همه ماشینای لوکس جز زور تلقی می شه نه مزیت رقابتی. عمل کلیدی موفقیت دست حریف رو نمی بره بلکه فقطً موندگاری سازمان رو بر سر میز قمار جفت و جور می کنه.

تفاوت ها قوی، مطلوب و منحصربه فرد برند بوده و طبق تعدادی ویژگی یا منافع هستن. مثلاً آیکیا مبلمون خونگی رو باقیمتای قابل قبول، یا طرحای منحصربه فرد و قابل حمل و نصب به وسیله خریدار ارائه می کنه. در مقابل یک نقطه توازن ً منحصر به برند نیس. ممکنه نقاط توازن واسه معرفی یه محصول معتبر تو یه گروه خاص لازم باشن مثل دستگاه های خودپرداز و راحتی امور بانکی. هم اینکه یک نقطه توازن ممکنه واسه خنثی کردن یک نقطه فرق حریف طراحی شه. مثلا، برند غذایی با کربوهیدرات پایین به دنبال ایجاد توازن با در نظر گرفتن طعم هستش، و اینطوری نقطه فرق حریف و مشتریان اصلی خود رو با جلب توجه اونا به طرف انتخاب نقطه توازن خود یعنی موارد با کربوهیدرات پایین خنثی می کنه.

یک مزیت رقابتی پایدار رقابتی پایدار با نقطه فرق قابل قیاسه، درحالی که عامل کلیدی موفقیت رو می تونه با هر کدوم از نقاط توازن یا فرق مورد مقایسه قرارداد.

چیزی که مدیران کسب وکار از آن به عنوان مزیت رقابتی پایدار خود نام می برن

از مدیران ۲۴۸ صنعت با تکنولوژی بالا و خدمات باهدف تعیین امتیازات رقابتی پایدار کسب وکارشون و تحقیق اینکه به اون باخبر هستن یا نه سؤال شد. تشخیص اینکه مدیران جور واجور یک کسب وکار قادر به مشاهده امتیازات رقابتی پایدار برابری هستن یا نه؟ و دریافتن اینکه چه تعداد از امتیازات رقابتی پایدار واسه هر کسب وکار قابل شناساییه؟

دراین بین لیست متفاوتی از شکلای جور واجور مزیت رقابتی پایدار موردبررسی قرار گرفت که شامل ۳۲ مورد زیر بود :

  • اعتبار کیفی ۲-ساپورت کالا/خدمات از مشتری ۳- بازشناسی نام/ چارچوب بزرگ ۴- در اختیار داشت مدیریت و نیروی مهندسی خوب ۵- تولید کم هزینه ۶- پول و پله و سرمایه ۷-تمایل مشتری/بازخورد/تحقیق بازار ۸- وسعت خط تولید ۹- برتری تکنیکی ۱۰- پایگاه مستقر مشتریان راضی ۱۱- تقسیم بندی/تمرکز ۱۲- ویژگیای محصول/فرق ۱۳- موندگاری در نوآوری محصول ۱۴- سهم بازار ۱۵- اندازه/موقعیت پخش ۱۶- قیمت پایین/ارزش بالا ۱۷- علم تجاری ۱۸-پیشرو بودن/اولینای صنعت بودن ۱۹- تولید موثر و انعطاف پذیر/کاربری قابل انعطاف واسه مشتری ۲۰-نیروی فروش موثر ۲۱- مهارت کلی بازاریابی ۲۲- بینش/فرهنگ مشتری ۲۳- اهداف هدف دار ۲۴-منشأ قوی ۲۵- جایگاه ۲۶-تبلیغات/تصویر مؤثر ۲۷- کاردانی/کارآفرینی ۲۸- هماهنگی مناسب ۲۹-تحقیق و پیشرفت مهندسی ۳۰- برنامه ریزی کوتاه مدت ۳۱- ارتباط خوب با پخش کننده ۳۲- دیگر موارد

این فهرست واسه صنایع جور واجور فرق داره. مثلاً واسه شرکتای با تکنولوژی بالا، بازشناسی نام اهمیت کمتری نسبت به برتری فنی، نوآوری محصول و رضایت مشتری داره. مثلا، اعتبار کیفیتی، مدیریت خوب و نیروی مهندسی، داراییای کسب وکار هستن درحالی که خدمات مشتریان وبرتری فنی معمولاً به مجموعه لیاقتا مربوط می شن.

در ۹۵ مورد از کسب وکارها مدیران تونستن با درصد بالایی از اطمینان مزیت رقابتی پایدار رو تشخیص دهند، که دراین بین ۷۶ نفر از مدیران جواب برابر و بیشتر باقی اونا تنها در یک مورد در مورد امتیازات رقابتی پایدار اختلاف داشتن.

متوسط تعداد مزیت رقابتی پایدار واسه کسب وکار ۴٫۵۸ بود، یعنی معمولاً پایه گذاری یه روش هدف دار بر مبنای یک مزیت رقابتی تک کافی نمیشه.

 

[تعداد: ۳    میانگین: ۴.۳/۵]

  

فرق لوگو و برند ! بررسی تعاریف جور واجور از لوگو و برند

 

فرق لوگو و برند چیه؟

تعریف انجمن بازاریابی آمریکا (American Marketing Association) واسه برند اینطوریه: یک نام تجاری(اصطلاح حقوقی استفاده شده واسه Brand) یک نام ، اصطلاح ، علامت ، نشون یا طرح یا ترکیبی از این هاست که واسه شناسایی جنسا یا خدمات فروشنده یا گروهی از فروشندگان و جدا کردن این جنسا یا خدمات رقبا به کار میره . برند می تونه نماد و نشون موارد پیچیده تری هم باشه مثل: فرهنگ استفاده از محصول، وجود و هویت محصول، شخصیت افراد استفاده کننده از محصول و …در کشورمون و در زبون فارسی واژه برند معمولا واسه کالا و محصولی با ارزش اجتماعی بالا به کار میره. فرق لوگو و برند میشه برند رو همون لوگو در نظر گرفت. لوگو تنها نشانی از سازمان ماست در حالیکه برند موندگاری نام ما تو ذهن و روح مشتریست و برابر با نظر کاتلر تنها زمانی میتونیم بگیم برند موفقی هستیم که در روح و قلب مشتری نفوذ کرده و مشتری موقع مواجه با چندین نام احتیاجی به تلاش تو ذهن خود نداشته باشه و بی نیاز از تفکر محصول ما رو انتخاب کنه. تهران ثبت,ثبت شرکت, ثبت برند,ثبت لوگو,برند سازی طبق پژوهشی که انجام شده و از ذهن موقع مواجه شدن با برندای جور واجور عکسبرداری شده، مشخص شد که ذهن در مواجه شدن با نامها و برندای نا آشنا به تلاش افتاده و این حالت در وقتی که مغز ما از فعالیتهای فکری روزانه خستهه اجازه نمی ده تا نامهای جدید تو ذهن شکل گیرند ولی در حالتی که نام برند آشنا بوده ذهن آروم بوده و خیلی راحت انتخاب خود رو انجام میده.

امتیاز مصرف کننده امتیاز مصرف کننده یعنی مشتریان نسبت به اسامی وفادار باشن. خیلی از مشتریان حتی در صورتیکه کالای مشابه دیگری اما با قیمت کمتر در بازار عرضه شه، با این حال منقاضی همین برندا هستن و جنسای جانشین رو قبول نمی کنن. یعنی دیگر شرکتای و سازمانایی که از امتیاز مصرف کننده مطلوب تری برخوردار هستن در عمل در مقابل راهبردا و ساز و کارای پیش گرفته شده به وسیله رقبایشان بیمه هستن و آسیب جدی از اونا نخوان دید.(کاتلر) تاریخچه برند واژه برند و برند سازی درسته که واژه ای تقریبا جدید واسه ما ایرانیانه اما معنی برند از زمانای گذشته در زندگی همه آدما وجود داشته. هزاران سال پیش وایکینگا روی کشتیایی که می ساختن نام خود رو درج می کردن. البته در زمانای بسیار دورتر هم این نامگذاری بارای علامت گذاری احشام و چار پایانی که آدما نگهداری می کردن کاربرد داشته. آدما طرحایی رو بروی پوست حیوانات داغ می کردن و اونا رو علامت گذاری می کردن. این روزا این تمایزات در زندگی ما نقش اساسی اجرا می کنه مثلا کسائی که یک بطری ادکلن به ویژه رو خریداری نشون میده که یک علامت تجاری خاص داره. اگه همون بطری رو بدون اون نام خاص در اختیارشون بذارین به احتمال زیاد اونو کالایی با کیفیت پایین تری حساب نشون میده.

معنی برند برند یک تلقینه؟ برند تلقین به مشتری نیس بلکه باعث فرایندی می شه تا پردازش ذهن به سمتی رود تا نیاز به تلاش واسه انتخاب نداشته باشه. از دیدگاه کاتلر معنی بازاریابی در اقتصاد این روزا تنها فروش بیشتر و تشویق آدما به وسیله بسته بندی قشنگ تر و جملات قشنگ تر نیس بلکه نیازمند این هستیم تا ذهن و روح مشتری رو بدست آورده و اونو به محصول خود وفادار کنیم. برند سازی هنگام ورود یک نام جدید به بازار، برندای جاافتاده در بازار نیاز دارن تا رویکردای به طور کامل متفاوتی از خود نشون بدن. ویژگیا و خص.صیتای یک برند یا نام تجاری باعث اون می شه که مصرف کنندگان نامهای قدیمی و معتبر رو به یه محصول جدید و حتی با کیفیت بالاتر ترجیح دهند. همه نامهای جدید که میخواههند تبدیل به برند شن در یک ویژگی مشترک هستن و اون قرار گرفتن در برابر شکسته. بیشتر تحقیقات انجام شده در این مورد نشون دهنده اینه اندازه شکست نامهای تازه وارد به بازار بیشتر از ۵۰ درصده. پس توجه به این نکته ضروریست که واسه ورود به یک بازار و رقابت کردن با بقیه برندای موجود، نیازمند یک راه حل مناسب واسه نبود مواجه شدن با شکسته. خیلی از کارشناسان در مورد برند سازی فکر می کنن که یکی از اولین گامها در اول منظم یک شرکت اینه که یه برنامه کامل و منظم جهت برند سازی خود تعریف کنیم. تموم حولوحوش و شرایط احتمالی که ممکنه به وجود آیند رو در نظر گرفته و راهکارهای مواجه شدن با هر کدوم رو بررسی کنیم.

کلا میشه گفت که واسه تبدیل شدن به یک برند نمیشه منتظر اقدامات دیگر رقبا موند و به شکل واکنشی انجام داد، بلکه باید ابتکار عمل رو بدست بگیریم. این ابتکار عمل باید به شکلی باشه که بدونیم در شرایط اتفاق افتاده چیجوری خود رو در راه اهداف از پیش تعیین شده بذاریم. موقع ورود به یک بازار اولین قدم، دادن قولی جدا از بقیه به مشتریاس. ذهن مشتریان روزمره با عوامل مختلفی درگیره و در خیلی از مواقع هنگام خرید دارای ذهنی پریشون هستن و نمی تونن واسه پیدا کردن نام و برندی جدید خود رو در بین یه عالمه از نامها بذارن. به خاطر همین مشتریان در خیلی از مواقع به نامهایی که اونا رو می شناسن و قبالا از اونا خرید کردن روی میارن و به دنبال کالایی با کیفیت بهتر نخوان گشت. توجه به این نکته از این جهت بسیار ضروریست که با دادن قولی جدا از بقیه میتونیم اونا رو به طرف کالا و محصول تولیدی خود کشانده و خود رو در برابر آزمایش خوردن به وسیله این مشتریان بذاریم. واقعا ما با قول خود به مشتریان، خود رو در برابر آزمودن و آزمایش خوردن به وسیله مشتریان قرار می دیم و اگه بتونیم از این مرحله عبور کنیم میتونیم بگیم که نام خود رو تو ذهن مشتری خوب کاشته ایم و اون وقت که روی کیفیت خود تمرکز کنیم میتونیم ادعا کنیم که کاشته هامون تو ذهن مشتری می تونه ثمر بده. یعنی مشتریان به دنبال کیفیتی پایدار هستن و هر بعضی وقتا که کیفیت مورد انتظارشون برآورده نشه به دنبال دیگر برندا میرن مگه اینکه قولی جدید در جنسای مشابه پیدا کنن.

دیدگاه های قدیمی بازاریابی بر این نکته تمرکز داشت که سود وابسته به اینه که شما بیشتر بتونین بفروشین و راهکارایی رو مورد بررسی قرار می داد که چیجوری جامعه هدف بزرگتری پیدا کنیم و یا اینکه چیجوری با تبلیغات و بسته بندی قشنگ تر مشتریان رو به طرف خود جلب کنیم اما باور ها مدرن بازاریابی بر این نکته تمرکز داره که چیجوری مشتریانمان رو به خودمون و محصولمان وفادار کنیم. این وفاداری بدست نمیاد مگه با ارائه کیفیتی پایدار به مشتریان. پروسه برند سازی روند برندسازی روندی کوتاه مدت نیس و روندی طولانی و سخته که توانایی گذروندن این روند رو ندارن. شرکتای بزرگی که الان به عنوان شرکتای برتر دنیا شناخته می شن واسه معرفی خود راه سخت و سختی رو گذروندن . طبق آمارهای موجود حدود ۳۰ درصد از ۱۰۰ شرکت برتر دنیا بیشتر از ۱۰۰ سال قدمت دارن. در دنیای رقابتی امروز که جنسا از نظر فیزیکی خیلی فرقی با یکدیگر ندارن یک نام تجاری معتبر می تونه مزیت رقابتی زیادی بسازه. تهران ثبت,ثبت شرکت, ثبت

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

  

فرق مشاوره و مربیگری رهبری در چیه ؟

فرق مشاوره و مربیگری رهبری
وقتی شرکتا درباره پیشرفت رهبری صحبت می کنن ممکنه کلماتی مثل “مربیگری” و “مشاوره” به میان بیان که خیلی معنی به نظر نرسند. نه فقط این، بلکه بعضی وقتا ممکنه این دو کلمه رو بجای هم بکار ببرن. پس، شنونده فکر می کنه که هر دوی اونا یک معنی واحد دارن. اما اینطور نیس! در این پست، به بیان این فرق می پردازیم. امیدوارم به درد بخور باشه.

شک نداشته باشینً در یک نگاه خلاصه طوری انگار هر دوی اونا یک چیز باشن، چون هر دوی اونا ژست فرد مقتدریه که به رهبر واسه رسیدن به موفقیت کمک می کنه. این دو باهم فرق دارن و اما هر دو هم، از وظایف سنگینی دارن. اما بیش تر از آن، وقتی برنامه های پیشرفت ترکیب شده یا برچسبا اشتباه شن رهبران می بازن. پس باید بدونیم فرق چیه و به چه دلیل باید تا به این حد، به این موضوع اهمیت دهیم.

مشاور، از تجربیات شخصی خودش استفاده می کنه
مشاوره بیش تر طبق ارتباط می چرخه تا اجرا! مشاوره، تجربیات شخصی، درک و شناختا و علم خود رو با مشاوره شونده به اشتراک میذاره. مشاوره روی مهارتای خاص و اقدامات، واسه بهبود اونا تمرکز نداره. – چیزی بالاتر از پیشرفت کلیه.

از طرف دیگر، مشاوره شونده هم ممکنه تجربیات خودشو با مشاور در بین بزاره. مشاوره شونده می تونه از مشاور نصیحتا، اندرز، راه چاره و ایده های جدید رو درخواست کنه.

در پیشرفت، روابط مهم هستن
در حالیکه مشاوران، موجب تغییرات و اقدامات سریع رهبران نمی شن اما بازم بخش مهمی از پیشرفت رهبری رو به عهده دارن. رهبران جدید به راهنمایان رازدار و حامی نیاز دارن تا اونا رو به طرف رشد و بهتر شدن در تخصصا کمک دهند.

۶۱ درصد از (بیشتر از) ۷۰۰۰ جوون نسل هزاره ، در بررسی امسال که به وسیله Deloitte انجام شد گفتن که به نوبه خود مشاوره داده و واسه پیشرفت مهارتای رهبری کمک کنه بسیار به درد بخوره. همینطور اونا گفتن که برنامه دارن تا با کارفرمای خود به مدت بیشتر از ۵ سال بمونن تا بگن که مشاور دارن.

وقتی رهبران با مشاور در ارتباط باشن بیش تر با کارشون هم درگیر هستن. مطالعه ای که به وسیله Gallup انجام شد دریافت که ۴۴ درصد از کارکنان این بررسی، که گفتن مدیرشون با اونا جلسات منظم برگزار می کرده خودشون رو یک فرد “پایبند” توضیح کردن. این آمار در مقایسه با ۲۰ درصدی از افراد گذاشته شده که گفتن مدیران شون رو اصلاً بطور منظم ملاقات نمی کردن!

پس مشاوره، واسه پایبند و درگیر موندن رهبران به شغل شون و همینطور تلاش واسه بهتر شدن بسیار لازمه.

مربی روی اقدامات تمرکز می کنه
همونطور که گفتیم مشاور، از تجربیات خودش به هنگام مشاوره استفاده می کنه، مربی دقیقاً عکسِ اون عمل می کنه. یعنی دقیقاً از تجربیات کسی که مربی براش درنظر گرفته شده سرچشمه میگیره. مشاور، تجربیات رو به اشتراک میذاره اما مربی، رهبران رو پیشرفت میده تا بازخورد تجربیات شون رو ببینن و یافته های شخصی خودشون رو بدست بیارن.

مثلا، مشاوره میگه که فکر میکنه فرد (مشاوره شونده) چه کاری رو بکنه/ نده بهتره. در حالیکه مربی از خود فرد می پرسد که چی رو می تونه بهتر کنه و چه کاری باید بکنه تا اون رخ بده. مربیگری رهبری، فعال تره و از رهبران میخواد که نه فقط درباره بهبودی فکر کنن، بلکه باید بدونن که چیجوری باید برنامه اقدام رو ایجاد کنه.

بازخورد، رهبران بهتری می سازه
وقتی به رهبران می گن که به چی واسه تغییر نیاز دارن یا چیجوری باید شرایط رو مدیریت کنن معمولاً قبول می کنن که دفعه بعدی رو بهتر بکنن. اما مربی، باید اطمینان حاصل کنه از اینکه اینا، قول ناپایدار و پوچ نیستن! بلکه برنامه های عملی هستن.

مربیگری رهبری، افراد رو جهت تنظیم یه برنامه مخصوص واسه بهبودی هدایت می کنن. پس، می تونن اونا رو دنبال کرده، رفتارشون رو تغییر داده و مهارتای شون رو بهتر کنن. مربی از رهبران میخواد که یافته های ویژه خودشون رو بکشن و راهکارها رو پیشرفت دهند. این روش هدف دار ً کار هم می کنه: طبق مطالعه ای که در سال ۲۰۱۵ به وسیله Harvard Business School انجام شد شرکت کنندهایی که از اونا خواسته شده بود تا توقف کرده و بازخورد وظیفه ای رو که انجام دادن نشون بدن امتیاز بیش تری رو نسبت به شرکت کنندهایی که فقطً یک وظیفه رو انجام داده بودن گرفتن.

رهبران به کسائی نیاز دارن تا اونا رو بخاطر خودشون به تفکر واداشته و از اونا بخوان تا مسئول اقدامات و پیشرفت مهارتای شون باشن.

هر دو موردنیازند
اینکه هر دو از هم متفاوتند دلیل بر این نیس که یکی از اهمیت بیش تری برخوردار باشه. اما هر دوی مربیگری رهبری و مشاوره از بخشای بسیار مهم پیشرفت هستن.

[تعداد: ۱۱    میانگین: ۴.۶/۵]

فرق موفقیت خانوما و آقایون در کسب و کارا

موفقیت خانوما و آقایون در زمینه های جور واجور فرق داره. در این پست می خوایم بعضی از تخصصای هر یک رو، که باعث موفقیت در بخشای خاص شده رو بشناسیم.

موفقیت خانوما و آقایون
کسب و کارای زیادی هست که آقایون در اونا بهتر از خانوما عمل میکنن، اما بعضی کسب وکارها هم هست که خانوما بهتر از آقایون اونا رو اجرا نشون میده، شاید واسه آقایون یا خانوما سخت باشه که با یکدیگر به رقابت بدن. در گذشته آقایون بیرون منزل مشغول به کار بودن و خانوما در منزل به کارایی چون آشپزی و تربیت کودکان مشغول بودن.

کسب و کارایی که خانوما نسبت به آقایون در اونا موفق ترن عبارتند از:
پرستاری، مدلینگ
صبر خانوما و احساسات داخلی اونا باعث می شه در کار پرستاری موفق تر و بهتر از آقایون عمل کنن، شغل پرستاری صبر زیادی واسه تحمل سختیا نیاز داره که خانوما در این کار مهارت بیش تری به خرج میدن. با اینحال که آقایون هم در میدون مدل هم مثل خانوما طرفداران زیادی دارن اما خانوما در این شغل موفق تر هستن و نسبت به جنس مذکر توانایی بیش تری میدن.

معلم، آرایشگر
بیش تر علم آموزان دختر و پسر بهتر می دونن معلم خانوم داشته باشن، چون می تونه به نوبه خود مثل یک مادر دلسوز بکنه و در درس موفق تر باشه. خانمایی که معلم هستن توانایی مواجه شدن با سختی رو داشته و نسبت به آقایون صبور ترن، علم آموزان هم با خانوما بیش تر از آقایون احساس راحتی و صمیمیت کرده و این مورد باعث رشد تحصیلی اونا می شه. در کار و کاسبی آرایشگری هم به طور طبیعی خانوما موفق تر از آقایون هستن، چون خانوما با ظرافت و زیبایی که در وجود خود دارن می تونن حریف سرسختی واسه آقایون باشن.

مجری گری، مدیر فروش
خانوما در مجری گری با ظرافت صدایی که دارن به مخاطبان خود نزدیک تر بوده و مردم رو جذب و به مشاهده برنامه فرا می خونه. بخاطر این بیش تر خانوما در شغل مجری گری محبوبیت خاصی داشته و بقیه رو جذب می کنن. کارکنان خانوما رو در محیط کار نسبت به آقایون بهتر می دونن چون حساسیت خانوما و رفت و امد اونا با کارکنان در محیط کسب وکار ملایم تر از مدیران آقاه. با اینحال که در گذشته آقایون در خرید و فروش مثل یک هکر عمل میکردن اما الان خانوما به عنوان مدیران فروش در شرکتای تجاری موفق تر بوده و طرفداران بیش تری دارن. خانوما در قانع کردن آقایون هم ماهرترند.

کسب وکارهایی که آقایون در اونا موفق تر از خانوما هستن عبارتند از:
روندن ماشینای سنگین، بازیگر کمدین
الان خانوما هم مثل آقایون در رانندگی مهارت خاصی دارن، اما آقایون در رانندگی ماشینای سنگین موفق تر هستن چون آقایون واسه داشتن سرعت بیش تر با اعتماد به نفس بیش تری رانندگی رو رو دوش می گیرن. اگه لیستی از بازیگران کمدین رو تهیه کنین می بینین که آقایون درصد بیش تری رو نسبت به خانوما تشکیل میدن، در هر بخش از سینما، تئاتر و تلویزیون آقایون به عنوان کمدین موفق تر از خانوما عمل میکنن.

مربی ورزش، مهندس برق با مهندس مکانیک
اگه میانگین مربیان ورزشی آقایون و خانوما رو با هم مقایسه کنین، مشاهده می کنین که آقایون درصد بیش تری رو نسبت به خانوما شکل میدن و درصد خانوما در این شغل بسیار پایین تره. ورزشایی مثل فوتبال طرفداران اونو بیش تر آقایون تشکیل میدن تا خانوما، طبق تحقیقات انجام گرفته آقایون در این شغل مهارت بیش تری دارن. وقتی که مهندس برق رو به منزل خود فرا می خونین، توقع دارین یک خانوم یا آقا با تموم لوازم خود دربِ خونه شما رو به صدا در آورد؟ یا وقتی خودروی شما دچار مشکل می شه و شما با نمایندگی خودرو تماس می گیرین توقع دارین کی اونو تعمیر کنه؟ در کسب و کارایی چون مهندس برق و مهندس مکانیک هم آقایون موفق تر از آقایون هستن.

آشپزی، جراح زیبایی
با اینحال که آشپزی مخصوص خانوم هاست اما بهترین آشپزی تاریخ مختص آقایانه. در مسابقهای آشپزی از بین هر ۱۰ نفر شرکت کننده فقط ۲ خانوم به مسابقات پایانی رسیدن و بقیه شرکت کنندگان رو آقایون تشکیل میدن. اگه قرار باشه یک عمل زیبایی انجام بدین بین یک دکتر خانوم و آقا کدوم یک رو بر می گزینید؟ بدون شک دکتر آقا رو انتخاب می کنین چون پزشکان آقا استرس کم تری نسبت به خانوما دارن و در اجرای این جراحیا موفق ترن.

پلیس، آتیش نشون
وقتی که موضوع به jطبیق قانون مربوط باشه، می بینین که آقایون مهارت بیش تری نسبت به خانوما دارن. آقایون پلیس قوی تر، خطر پذیر تر و سریع تر از خانوما عمل میکنن. هم اینکه مردان بیش ترین اندازه درگیری رو نسبت به خانوما دارن چون قدرت و آموزشایی که آقایون می بینن بیش تر و سخت تر از خانوم هاست. آتیش نشون هم از دسته شغلایی ست که جنس مذکر در اون مهارت داره و درصد خانمایی که با این کار سرو کار دارن بسیار کمه. این شغل به دلیل سختی کار واسه آقایون مناسب تره.

[تعداد: ۴    میانگین: ۵/۵]

فرق نگاه بین کارکنان و مدیران

نگاه بین کارکنان و مدیران
تجربه های کارکنان، واسه موندن و رشد نیروی کار شما لازمه. کارکنان راضی میخوان همانجایی که هستن بمونن و به ارائه بهترین عملکردشون ادامه. اما اون دسته از کارکنان ناراضی، تمایل دارن به دنبال کار دیگری بگردند.

یک مسئله اصلی که خیلی از شرکتا رو آزار میده قطع شدن ارتباط بین یک درک بالا از فرهنگ سازمانی نسبت به واقعیتیه که کارکنان تجربه می کنن. در ماه ژولای ۲۰۱۶ میلادی، بررسی Corporate Culture Chasm که از طرف VitalSmarts، از ۱۲۰۰ شرکت کننده درخواست کرده بود دریافت که نگاه مدیران نسبت به فرهنگ سازمانی مجموعه بسیار مثبت تر از دیدِ کارکنانه.

واسه حفظِ فرهنگی که میزبانِ یک نیروی کار خوشحال و راضی باشه واسه همه خیلی با اهمیته که همه در یک صفحه باشن. در این پست، راه هایی هست تا نیروی انسانی و رهبران بتونن شکاف بین مدیر و کارکنان رو از روش ساخت پل بسازن.

نوآوری در مقابل وضعیت فعلی
– مدیران خواهند گفت که واسه نوآوری، به کارکنان خود نگاه می کنن. اما طبق بررسی VitalSmarts، کارکنان احساس می کنن که رهبران شون، واقعاً به اطاعت کردن ارزش می بذارن. وقتی این بررسی واسه شناساییِ هنجاری که فرهنگ سازمانیِ اونا رو مشخص می کنه از شرکت کنندها سئوال پرسید، کارکنان ۵۴ درصد بیش تر از رهبران گزینه “دوری از دعوا و ایجاد روابط خوب” رو انتخاب کرده بودن.

کارکنانی که گفته بودن خودشون هم این هنجارها رو دنبال می کنن، این رو هم عنوان کردن که “باور دارن موافق بودن با بقیه و کسب تایید اونا واسه موردپسند بودن مهمه.”

هم اینکه، کارکنان ۵۳ درصد بیش تر از رهبران تمایل داشتن تا بگن که “مطابقت و پیروی” در فرهنگ سازمانی شون مهمه. یعنی، اونا محل کاری شون رو بهترین محل واسه دنبال کردن قوانین و ایجاد تاثیرات خوب می دونن. البته این تصور، به ایجاد فضایی واسه نوآوری کمک خاصی نمی کنه.

کار گروهی در مقابل رقابت
– همینطور یافته های این بررسی دریافت که درک کارکنان و مدیران از “رقابت” نسبت به یکدیگر فرق داره. در حالیکه رهبران می گن به دنبال کار گروهی در محیط کاری هستن، اما کارکنان احساس می کنن که کارفرماهایشان واقعاً به دنبال این هستن که اعضا رو با یکدیگر به رقابت دعوت کنن.

واسه ایجاد فرهنگِ همکاری در سازمان، رهبران باید، هم نگاهی به کار گروهی بندازن و هم به کارای انفرادی! دوای مدیران، بهبود مشارکت تیمی به هنگام افزایش کارکرد فردیه. کارکرد تیم به عنوان یک جامعه چیجوریه؟ در ارتباطات بین افراد، ضعفایی هست؟ همه اعضا در یک صفحه قرار دارن؟

کارکرد فردی هنوزم اهمیت زیادی داره اما رهبران باید بتونن محیطی رو که کارکنان باهم بطور موثر کار می کنن رو آسون تر بکنن. جلسات تیمی برگزار کرده و کارکنان رو واسه بلند و رسا صحبت کردن تشویق کنین. اونا رو ساپورت کنین تا اگه سوالی دارن بپرسند و هر مشکل احتمالی رو خیلی راحت در بین بذارن. ارتباطات رو بطور باز حفظ کنین و همه کارا رو شفاف سازی کنین. با انجام این کارا، همکاری و مشارکت رو واسه کارکنان ساده تر کردین.

نقشای تیمی و مسئولیتا رو با کارکنان مورد بررسی قرار بدین. با این کار، اعضا میفهمن که چه نقشی رو باید بسازن و اصلاً اهمیت نقش شون چیه!

– وقتی حرف از ارتباطات در محیط کار مطرح می شه، اعضای ارشد در سازمان هم نگاه متفاوتی نسبت به کارکنان دارن.

کارکنان باید احساس کنن که واسه بلند صحبت کردن تشویق شدن. اما بررسی VitalSmarts خلاف این رو نشون میده. در این بررسی، رهبران ۶۷ درصد بیش تر از کارکنان گفتن که هنجارها در شرکت شون میخواد تا به هنگام نگرانی یا ایجاد درخواست، صحبت کنن. چون بطور بالقوه می تونه روی کارکرد تاثیر داشته باشه. واسه تشویق فرهنگ ارتباط، با بازخوردهای همیشگی و روند بررسیای اتومات همراه باشین. با جشن گرفتن کارای خوب، کارفرمایان به کارکنان انگیزه میدن تا بهترین ارائه رو از خودشون نشون بدن و ببینن که رهبران تا چه حد قدردانِ هر کدوم از این افراده.

[تعداد: ۱۰    میانگین: ۴.۴/۵]

تفاوتای NEXUS 6P و BlackBerry Priv

گوشی BlackBerry Priv، یک گوشی نامجوی کاناداییه که الان میشه اونو در آمریکا، با اندروید ۵٫۱٫۱ و یک کیبورد QWERTY و کشویی، سفارش داد. این گوشی با قیمت خوبی به بازار میاد. در همین حال، NEXUS 6P که واسه Googleه و به وسیله شرکت Huawei ساخته شده، با اندروید ۶٫۰ به بازار میاد. پس میشه تفاوتای بین این دو گوشی هوشمند تازه منتشر شده رو بررسی کرد.

گوشی NEXUS 6P دارای صفحه نمایش ۵/۷ اینچی و BlackBerry Priv برابر ۵/۴ اینچه. رزولوشن هر دو گوشی مشابه و ۲۵۶۰*۱۴۴۰ پیکسله.

صفحه نمایش Priv با شیشه Gorilla محافظت شده و لبه اون مشابه  سامسونگ، مدل Galaxy S6 Edge plus ، خمیدهه. با این حال، صفحه کلید کشویی اش مثل سامسونگ نیس. هم اینکه سایت اشاره کرد لبه منحنی گوشی، بیشتر از اینکه به درد بخور باشه، به خاطر زیبایی گوشی طراحی شده. صفحه کلید کشویی باریکه تا دستان بزرگ خیلی راحت از آن استفاده کنن. صفحه شیشه ای جلو دارای لبه های فلزیه که دور و بر اونو در بر گرفته و می تونه ایمنی گوشی رو جفت و جور کنه. گوشی NEXUS 6P به شکل تموم فلز طراحی شده و لبه های اون صاف و شیشه صفحه نمایش به وسیله Gorilla محافظت شده. در پشت گوشی، حاشیها خمیده ان و باعث می شه خوش دست باشه.

گوشی NEXUS 6P دارای دوربین ۱۲ مگاپیکسلی و فلش LEDه و هم اینکه دوربین جلو یا سلفی اون ۸ مگاپیکسله. در حالی که دوربین مدل BlackBerry Priv برابر با ۱۸ مگاپیکسله با اینکه سلفی اش ۲ مگاپیکسله.

باتری Priv قابل حرکت و قدرت اون ۳۴۱۰ میلی آمپره، در صورتی که باتری گوشیای هوشمند Google غیر قابل حرکت و قدرتش برابر با ۳۴۵۰ میلی آمپره.

علاقه مندان می تونن BlackBerry رو به قیمت ۶۹۹ دلار بخرن و هم اینکه مدل ۳۲ گیگابایتی NEXUS 6P در مغازه های Google به ارزش ۴۹۹ دلار در دسترس عموم قرار داره.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

تفاوتای رهبری و مدیریت

رهبری و مدیریت
رهبرى استفاده از پروسه ارتباطات در موقعیتى خاص براى اعمال نفوذ در بین افراد و جهت دادن اونا به سوى مقاصدى مشخصه. یعنی، رهبرى پروسه نفوذ در دیگرونه به طورى که اونا با اشتیاق و جدیّت در دستیابى به اهداف سازمانى تلاش کنه.

«رهبر، شخصی در گروهه که وظیفه جهت دهی و هماهنگی فعالیتهای گروه رو رو دوش داره»

( فیدلر۱۹۶۷،ص۸)

رهبری مراحل تاثیرگذاری و نفوذ در رفتار اعضای سازمان به خاطر کمک و هدایت اونا در اجرای نقش سازمانیه.

رهبری آموزشی چیه؟
بنا به تعریف کیمبل وایلز رهبری آموزشی یعنی کمک به بهتر شدن کارآموزشی هر عملی که بتونه امر آموزش و یادگیری رو یه قدم جلو ببره، رهبری آموزشی میگن.

نقش رهبر آموزشی یعنی ساپورت، تقویت، کمک و مساعدت و آخرسر همکاری کردن نه دستور دادن.

رئیس آموزش و پرورش، مدیر مدرسه، راهنمای آموزشی و حتی معلم، رهبر آموزشی هستن.

مدیریت چیه؟ 
مدیریت یعنی پروسه برنامه ریزی، سازماندهی،  هدایت و نظارت بر کار اعضای سازمان و کاربرد کلیه منابع قابل دسترسی واسه رسیدن به هدفهای تعیین شده سازمان.

مدیریت آموزشی
مدیریت آموزشی فعالیت و عملیه که در سازمانهای آموزشی واسه رسیدن به اهداف آموزشی و پرورشی انجام می شه. این نوع مدیریت لازمه نگاه آگاهانه به اهداف و مسائل آموزش و پرورشه.

فرق مدیر و رهبر
مدیران با حکم رسمی و قانونی به این طرف منصوب شدن. اونا با  قدرت قانونى که دارن می تونن در مواقع ضرورى به بقیه پاداش دهند یا اونا رو تنبیه کنن، اما یک رهبر ممکنه عضو سازمان نباشه، با حکم رسمی منصوب هم نشده باشه وبه  طور رسمی و قانونی مجوز تشویق و تنبیه اعضا رو هم نداره.

توانایى تاثیرگذارى مدیران بر افراد سازمان، بر مبناى اختیار رسمىه که از پست سازمانى اونا ناشى شده در حالى که رهبران با قدرت نفوذی که دارن برعملکرد بقیه اثر می ذارن.

فرق نقش رهبر با سِمت مدیر
صاحبنظرانِ علم مدیریت، رمز موفقیت مدیر رو در توان هدایت نیروی انسانی تحت سرپرستی ایشون می دونن . واسه هدایت نیروی انسانی و تاثیرگذاری بر انان باید توانایی نفوذ بر انان داشت و رهبر کسیه که این توانایی رو داشته باشه.

اصطلاح رهبری اول به وسیله هنری فایول با عنوان ”جهت دهی یا دستور دهی“ بعنوان یکی از وظایف پنجگانه مدیریت مطرح شد. رهبری یعنی ”توانایی تشویق بقیه به تلاش مشتاقانه جهت کسب اهداف مشخص“.
مدیریت، نفوذ در بقیه جهت کسب اهداف سازمانیه.

در مدیریت، افراد تحت قوانین و دستورالعملای اداری و سازمانی مجبور به اطاعت از مدیر هستن و ارتباط بین مدیر و اعضا فقط در چهارچوب وظایف سازمانی و در جهت اهداف سازمانه و اهداف سازمانی بر همه چیز اولویت داره. رهبر ممکنه عضو سازمان نباشه و مجموعه مراتبی هم نیس. اطاعت از رهبر ارادی و بر مبنای میل شخصی و مشتاقانه صورت میگیره و اجباری در کار نیس.

 مثلا اگه فردی در رده عملیاتی بر تصمیم مدیر عالی سازمان اثر بزاره در اون صورت اون فرد در این مورد رهبره و مدیر عالی، پیرو. و مضاف بر اینکه هدف رهبر ممکنه با هدف سازمان همگام، یا برخلاف اون باشه

مدیریت وظیفه اداره چیزی که تعیین شده رو داره و هدف گذاری نمی کنه، در صورتی که رهبر، کسیه که جهت گیریها و اهداف رو مشخص میسازد. واقعا مدیریت و رهبری، مکمل یکدیگرند: مدیریت بدون رهبری، یک بوروکراسی کسل کننده س و رهبری بدون مدیریت، چیزی جز یک پریشونی نیس….

رهبر احتیاجی به ساختار سازمانی نداره و هر جا بعضیا واسه رسیدن به هدفی مشترک گرد هم اومده باشن، رهبری معنا پیدا می کنه.

نقشای هشتگانه مدیران از نظر مینتزبرگ

نقش رابط
نقش رهبری
نقش ناظر
نقش پخش کننده
نقش سخنگو
نقش کارآفرین
نقش آشوب زدا
نقش تخصیص دهنده منابع
نقش گفتگو کننده
با در نظر گرفتن نظر مینتزبرگ، رهبری فقط یکی از ارکان مدیریتیه و نمیشه رهبری و مدیریت رو به یک معنا استفاده کرد. در سازمان، مدیران، بخش ای وسیع تر از رهبری دارن و به همون اندازه که بر موضوعات رفتاری تأکید می ورزند به موضوعات غیر رفـتاری هم تـوجه دارن.

ویژگی مدیر موفق، داشتن رهبری کارآمده.

بعضی از تفاوتای نقش مدیر و رهبر
مدیر رهبر
افراد رو مجبور می کنه انگیزه میده
امر و نهی می کنه ارشاد و تشویق می کنه
کارا رو اصلاح می کنه کارای درست رو تأیید و هدایت می کنه
ایده های خود رو مطرح می کنه باعث ایجاد ایده می شه
اول صحبت می کنه اول گوش میده
مهلت تعیین می کنه مهلت میده افراد برنامه ریزی کنن
به مقام و اقتدارش وابسته به شخصیت و اراده خود متکیه
میگه به من احترام بذارین میگه به یکدیگر احترام بذارین
مدیریت یا رهبری آموزشی
استفاده از دو کلمه رهبری و مدیریت به عنوان یک معنی و به جای یکدیگر درست نیست. چراکه هر کدوم تعریف خود و کارکردها و اجزای تشکیل دهنده متفاوت دارن. « پس مدیریت رو بیشتر درباره سازمانای (غیرآموزشی) اجتماعی و اقتصادی، و رهبری رو در سازمانای آموزشی و پرورشی استفاده می کنن.» (ایمانی و بقیه، ۱۳۸۵، ص ۱۲۶)

جنبه های انسانی در سازمانای آموزشی و اجتماعی بنا به وجود خود سازمان بسیار پررنگ تر از سازمانای اقتصادی و چیزای دیگه ای به جز اینا هستش. به خاطر این در این سازمانا مدیر ناگزیر واسه باقی موندن سازمان و بهبود روند کار به رهبری سازمان مشغول می شه. در هر سازمان آموزشی مهم ترین مسأله مطرح در اون تعلیم و تربیته. «رهبری آموزشی عبارت از کمک و کمک به بهتر شدن کار آموزشیه و هر عملی که بتونه معلم رو یه قدم قبلا ببره، رهبری آموزشی خونده می شه.»

هر چند همه مدیران به طور لازم رهبر نیستن، بیشـتر مدیـران فعال در دراز مدت رهبر به حساب میاد. فقط برخوردار بودن از مهارتهای مدیریتی واسه موفقیت یک مدیر در جهان صنعتی امروز کافی نیس مدیران جدید باید شناختی اساسی از فرق بین مدیریت و رهبری داشته باشن و بدونن چیجوری این دو فعالیت واسه تحقق موفقیت سازمان باید با هم ترکیب شن.

ممکنه در سازمانای اقتصادی و اداری بر خلاف وجود نقش رهبری در مدیر، اهداف سازمان کمی مشکل تر یا دیرتر واقعی شه ولی در نهادهای آموزشی از اونجا که تغییر رفتار در معلمان و کارکنان و علم آموزان لازمه امر یادگیریه تحقق اهداف تعلیم و تربیت بدون رهبری چیزی محاله. پس مدیر آموزشی ناگزیر از اجرای نقش رهبریه.

 حتی یکی از وظایف مدیران آموزش و پرورش، آموزش رهبری به معلمان هم هستش که اونا هم با رهبری کلاس و دانش آموز، با نفوذ در دانش آموز در روند یادگیری پیشرفت حاصل کنه. انگار یکی از روشای این کار، در پیش گرفتن تصمیمات مدرسه با همکاری معلمان و مشارکت اونا در جریان مدیریت آموزشی باشه.

رهبری در مدیریت آموزشی اونقدر آمیخته که فقط در این بخش میشه به جای مدیریت آموزشی از رهبری آموزشی استفاده کرد.

[تعداد: ۲    میانگین: ۴.۵/۵]

تفاوتای فردی آدما، از زمان جنینی شروع می شن

تفاوتای فردی از چه زمانی شروع می شن؟
درس ما راجبه خلاقیت و تفاوتای فردی بر مبناى مفاهیم NLP هست. پیش فرضا اینقدر عمیق و پرمفهوم هستن که جاى بحث زیاد داره.

بنده در کتابى که نوشته ام به نام ِدرسنامه کامل NLP نزدیک به ٩٠ صفحه فقط در مورد پیش فرضها صحبت کردم. امروز مى خواهیم پیش فرض منابع درونى رو از دیدگاه خلاقیت بررسى کنیم.

داخل ما منابع و ذخایر کافى براى حل تموم مسائل زندگى هست. این متن زیر هم جلو فرض منابع درونى مشهوره که میگه:

ما از دید آگاهى چیزى کم نداریم! شاید باور نکنین ولى یک کودک ۵ ساله به اندازه یک آدم ۴٠ ساله تجربه و اطلاعات داره!!! منظورم از دید کیفیت زندگى و جذب اطلاعات از محیطه.

یک جنین در رحم مادر، از زمانى که ٣ ماه و ١٠ روزش مى شه شروع به کسب اطلاعات از محیط مى کنه. اون از روش حس شنوایى با محیطِ بیرون ارتباط برقرار مى کنه.

جالبه بدونین که؛ حس شنوایى اولین حسىه که فعال مى شه و آخرین حسىه که از کار مى افتد!

طبق یک فرضیه حس شنوایى تا ٢۴ ساعت پس از مرگ هم فعاله! یک جنین، از سه ماهگى در داخل رحم مادر، در حال دریافت اطلاعاته تا زمانى که به دنیا مى آید این جمع آورى اطلاعات ادامه داره.اون دنیاى داخل رحم مادر رو دوست داره و به اون تعلق خاطر پیدا کرده.

اونم یک سبک از زندگىه که ما اصلاً چیزى به یاد نمى آوریم، ولى همه تجربه کردیم. بى دودلی کسى نیس که تجربه نکرده باشه! مگه اینکه فضایى باشه
فرق کارکنان جوون و سن بالا چیه؟

فرق کارکنان جوون و سن بالا
معمولاً ذاتِ دوم ماست که شکلای جور واجور مردم رو طبق سن اونا طبقه بندی کنیم. مثلاً اگه کسی در دهه دوم زندگی اش باشه، شک نداشته باشینً باید با تکنولوژی موافقت داشته و از تناسب اندام برخوردار باشه. مرتباً هم واسه تغییر شغل آماده باشه تا به اصطلاح شغلی واقعی و شایسته خود رو پیدا کنه. یا مثلاً کسائی که در دهه ششم و هفتم زندگی شون هستن باید کسائی باشن که به کار کردن علاقه کم تری داشته، خسته تر بوده و در اوقات فراغتِ حاصل از بازنشستگی، به سر برند.

اینا گمراه کننده و واسه درک برچسبای رفتاری آسون ان. اما این فرضیات واقعی و مفیدند؟ ممکنه حتی در مهم ترین شباهتا هم مبهم باشن؟ باید این برچسبا رو باور کنیم؟ چقدر اعتبار دارن؟

ما معتقدیم که امروز، در دنیای کاری این یک سئوال -که به وسیله نوآوریای تکنولوژیکی بوجود اومده و با رشد طول عمر، گسترش پیدا کرده.- بسیار مهم بوده و تحولات و دگرگونیای عمیقی رو به دنبال داره.

واسه اینکه بدونیم مردم در زندگی کاریِ خود چیجوری به این دگرگونیا جواب میدن بررسی انجام دادیم که بیشتر از ده هزار نفر از سراسر جهان (۲۴ تا ۸۰ سال) رو شامل می شد. تفاوتای بسیار کمی بین این گروه های سنی (بسیار کم تر از آن چیزی که فکر می کردیم) پیدا کردیم.

واقعا، خیلی از ویژگیا و تمایلات عادی که به افراد جوون نسبت داده شد به وسیله کل نیروی کار به اشتراک گذاشته شده بود. به چه دلیل؟ یک دلیل اینه که ما فقط طولانی تر زندگی می کنیم. این یعنی طولانی تر و متفاوت تر کار می کنیم. در کتابِ The 100 Year Life محاسبه شده بود که مردم چقدر طولانی کار می کنن. با اینکه نمیشه دقیق گفت، اما روشنه که خیلی از مردم با در نظر گرفتن بازنشستگی مالی شون، حالا که در دهه پنجم زندگی شون هستن باید تا دهه هفتمِ اون کار کنن. کسائی که همین حالا در دومین دهه زندگی هستن می تونن تا دهه هشتم اون مشغول به کار باشن. این معنیش اینه که مردم در سنین جور واجور، به مجبور و بطور افزایشی در حال کار کردن با یکدیگرند.

این زندگیِ کاریِ طولانی، با تغییرات تکنولوژیکی عمیق، با بی اعتبار کردن مرحله قدیمی زندگی فول تایم آموزشی و فول تایم بازنشستگی همراه شده.

امروز، مردم در همه سنین از دگرگونیایی که به شکل صعودی در دنیای کاری اتفاق می افته آگاهند. دوبارهً روی مهارتای خود سرمایه گذاری می کنن. مراقب سلامتی شون هستن و درباره گزینه های دیگر و تغییرات حرفه ای که واسه نسلای قبلی واقعیت نداشت فکر می کنن. وقتی از این زاویه نگاه می کنیم، می بینیم که ناپیوستگی کم تری بین سنین جور واجور هست.

این بررسی اینجور مشترکاتی رو برجسته تر می کنه. فرضیاتی بسیار عادی که بخاطر سن افراد صورت میگیره رو بهتره درنظر بگیریم و در ادامه، باهم ببینیم که یافته های این بررسی کدوم یک از باورهای ما رو دچار تغییر ساخته:

جوانان بیش تر روی مهارتای جدید سرمایه گذاری می کنن. جوانان نسبت به کارشون، مثبت تر بوده و هیجان بیش تری دارن. اونا واسه تناسب اندام خود به سختی تلاش می کنن. افراد سن بالا، از انرژی کم تری برخوردار بوده و تمایل به فعالیتای آروم تر دارن. کم تر به دنبال کشف هستن.

۱- فقط جوانان نیستن که روی مهارتای جدید سرمایه گذاری می کنن!
ما از مردم سئوال کردیم که احساس می کنن مهارت ها و علم شون متوقف شده یا نه. همینطور مشتاق بودیم بدونیم که اخیراً روی مهارتای شون سرمایه گذاری کردن یا نه! پس از سی سالگی خیلی از مردم نگرانیِ خود رو درباره غیرفعال شدن مهارتای شون گفتن. هیچ فرقی بین کسائی که در ده های سی، چهل، یا شصت بودن نبود- بیشتر از دو سوم اونا نگرانِ این موضوع بودن که مهارت ها و علم شون با تغییرِ خواسته های شغلی بهبود پیدا نمی کنه. نسبت بیش تری از کسائی که ۱۸ تا ۳۰ سال سن داشتن (۹۱ درصد) و کسائی که ۳۱ تا ۴۵ سال سن داشتن (۷۲ درصد) احساس می کردن که روی مهارتای جدید سرمایه گذاری می کنن. یعنی، بسیار از مردم به حفظ و نگهداری از مهارتای شون ادامه میدن و این حتماً به رده سنی خاصی در ارتباط نیس!

۲- افراد سن بالا واسه داشتن تناسب اندام، سخت تر تلاش می کنن!
هممون میدونیم که واسه داشتن یک زندگی طولانی و باکیفیت و خوشحال، انرژی و زنده دلی در مرکز اولویت قرار داره. بسیار راحته که تصور کنیم این افراد جوون هستن که با اهمیت زیادی که به تناسب اندام میدن، سرحال تر باشن. اما این بررسی دریافت که این افراد سن بالا تر هستن که واسه داشتن تناسب اندام سخت تر کار می کنن. حدوداً نصف افرادِ زیر ۴۵ سال به شکل فعال در حال تلاش واسه کسب تناسب اندام ان. این رقم بطور پیوسته تا به سن بالای ۷۰، در حال افزایشه.

۳- افراد سن بالا، خسته تر نبوده و از انرژی کم تری برخوردار نیستن!
یکی از دلایلی که باعث می شه شرکتا افراد جوون رو به سن بالا ترا ترجیح دهند این باوره که فکر می کنن با افزایش سن خستگی از کار به سراغ شون میاد و پس بهره وریِ کلی کاهش پیدا میکنه. جالبه بدونین که در این بررسی، هیچ مدرک و دلایلی که به رابطه خستگی و سن اشاره کنه یافت نشده. واقعا، بیش تر کسائی که کم تر از ۴۵ سال داشتن (۴۳ درصد) به خستگی شون اعتراف کردن. این رقم نسبت به کسائی که بالای ۴۵ سال (۳۵ درصد) بوده انده.

۴- افراد سن بالا نمی خوان سرعت خود رو کم کنن!
این نظریه میگه که هرچه مردم پا به سن می ذارن میخوان آروم تر بوده و به دنبال بازنشستگی بگردند. ما در این بررسی دریافتیم که حتماً اینطور نیس! بیشتر از نصف کسائی که ۴۶ تا ۶۰ سال سن داشتن خواستارِ روند آروم بودن. در حالیکه فقط ۳۹ درصد از افراد بالای ۶۰ سال و کم تر از ۲۰ درصد از افرادِ بالای ۷۰ سال سن گفتن که میخوان سرعت و فعالیتای خود رو آروم تر کرده و درباره بازنشستگی فکر کنن.

۵- کشف فقط مختصِ جوانان نیس!
وقتی درباره شکاف سنی فکر می کنین شایدً فکر می کنین که افراد در رده سنی ۲۰ سال، پس از آموزش فول تایم به ساعات آزاد نیاز دارن. اما به چه دلیل فکر می کنین که فقط افراد جوون هستن که واسه کشف و یادگیریِ بیش تر درباره خودشون و جهان دور و بر کنجکاوند؟ خیلی با اهمیته که دریافتیم: هیچ اختلاف سن زیادی در هیجانات مردم واسه کشف گزینه هاشو وجود نداره!

[تعداد: ۴    میانگین: ۴.۳/۵]

تفکر هدف دار چیه؟

تفکر هدف دار ریشه در روش هدف دار جنگ داره
تفکر هدف دار بدین توضیح تعریف می شه:

یه برنامه استادانه و منظم ازعمل
شاخه ای ازعلوم نظامی در مورد دستور، برنامه ریزی و رهبری یک جنگه
در همین زمینه، تاکتیکا بعنوان شاخه ای ازعلوم نظامی در برخورد با مانورهای دقیق واسه رسیدن به اهداف تعیین شده به وسیله روش هدف دار  تعریف می شن . اولین نوشته های شناخته شده در روش هدف دار بیشتر از ۲۰۰۰ سال قدمت دارن. سان تزو (۲۰۰۳)،مولف  ۴۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، کسی که کتابش،”هنر جنگ”، واسه اولین بار از زبون چینی حدود سال ۱۹۱۰ ترجمه شد، اقدامات مربوط به شکل هدف دار لازم مثل اون چیزی که امروز به عنوان اولین مزیت تکون دهنده ، شناخته شده ، اینطور مجسم می کنه:“ه طور کلی، کسی که در اول میدون جنگ رو تصرف می کنه و خیلی راحت واسه دشمن کمین می کنه: پس از ورود حریف ، به میدون جنگ میاد و سراسیمه  جنگ می کنه و خسته می شه (مینتزبرگ و همکاران، ۱۹۹۸، ص ۸۶). کارل فون کلاوزویتس، در کتابش “در جنگ “که در سال ۱۸۳۲ منتشر شد، خیلی از چیزی که امروز ما در مورد ایجاد تفکر هدف دار می شناسیم رو بدین گونه دلیل میاره:

روش هدف دار بستگی به بلوکای اصلی سازنده، که در حمله، دفاع، و مانور استفاده می شه داره.تعیین روش هدف دار متکی بر پیدا کردن و اجرای ترکیبات نوین از این بلوک هاس. در هر زمانی، فن آوری و سازمانای اجتماعی  این ترکیب  رو محدود کرده. پس از یه مدت، این محدودیتا رد نشدنی به نظر می رسین و به خاطر این طبیعیه. استراتژیستا بجای توجه به سوالات گمراه کننده ، خود رو به تغییرات در تمای قبول کرده محدود می کنن. به خاطر این، این مهم به عهده فرماندهان بزرگ، مثل ناپلئون ، واسه نوآوری هدف دار با شناختن ترکیبات جدید گذاشته شده “(مینتزبرگ و همکاران، ۱۹۹۸، ص ۸۸-۸۹).

چون که این دیدگاه از ۲۰۰ سال پیش تا امروز معتبره، گواهیه برکار گذشته که نشون میده شرکتها به دنبال “اقیانوس آبی،” و یا فضاهای بازار بکر بیرون از مرزهای سنتی صنعت خود هستن، که با رقابت بهتر در اون محدوده بمونه (کیم و مابورگن،۲۰۰۵). یعنی، “فرماندهان بزرگ” هنوزم با سئوال از قوانین بازی و پیدا کردن راه های جدید بازی ، موفق می شن. نوشته های ساده به وسیله سان تزو و فون کلازویتز بسیار تحت تاثیر تئوری و عمل به استراتژیه، که این روزها از نظر نظامی بطور زیادی روش زوم شده.

در طول این سالها، روش هدف دار فکر رهبران از این تعاریف نظامی واسه تناسب محیط کار و کاسبی اقتباس می کنه که در بین شرکتهای حریف با یکدیگر جنگ هست:

روش هدف دار کار و کاسبی در یک کلمه،  به وسیله مزیت رقابتی از شکلای جور واجور دیگر برنامه ریزی کار و کاسبی جدا می شه. بدون رقبا شاید احتیاجی به شکل هدف دار نباشه، تنها هدف از برنامه ریزی هدف دار ، فعال کردن یک شرکت واسه دشت کردن، مؤثرترین راه ممکن و یک پله بالاتر از رقبای خوده. روش هدف دار شرکتای بزرگ پس دلالت بر تلاش واسه تغییر قدرت یک شرکت نسبت به رقبای خود با موثر ترین راه رو داره (Ohmae 1982، ص ۳۶).

این روزا ، بطور خیلی از ادبیات دانشگاهی و کاری در روش هدف دار، هم در محتوا و هم در روند ایجاد اون هست، و این دو نقطه توجه به عنوان مهم ترین ، بوجود اومده ان.

منبع : کتاب: روش هدف دار عملیاتا : رقابت در قرن ٢١ مولفین: سارا بکمن و رونالد روزنفیلد

[تعداد: ۲    میانگین: ۴/۵]

تفکر خلاق با استفاده از رنگای جور واجور

رابطه مستقیمی هست بین استفاده از رنگا و تفکر خلاق!

تفکر خلاق
وقتی روشناییِ دنیای تون، کمرنگ می شه خیلی سخته که رنگی فکر کنین! اما با این حال، خیلی از افراد بالغ غیرخلاق، خودشون رو با زنجیره محدودی از رنگا محاصره کردن. خونه ها، لوازم منزل، دفاتر کاری و لباس هاشون رنگایی پشیمون دارن بطوریکه نمیشه اونا رو از رنگای پس زمینه تشخیص داد!

نکته اصلی اینجاست : تحقیقات علمی ثابت کردن که رنگا، اثرات قابل سنجشی رو روی احساسی که داریم و چگونگی تفکرمون ایجاد می کنن.

کودکان، رنگا و خلاقیت
تا الان از خودتون پرسیدید که به چه دلیل وسایل کودکان رنگیه؟ از اسباب بازیا گرفته تا کارد و چنگال و کتابای شون! همه رنگای براق، خوشحال و جور واجور دارن. این رنگا باعث می شه که کودک درگیر و علاقمند شده و ذهن شون هم تحریک شه.

خبر خوب واسه ما هم اینه که این رنگا، می تونن همون هیجان و تحریک رو تو ذهن افراد بالغ هم بسازن.

رنگا رو به خلاقیت خود معرفی کنین
این حرفا معنیش این نیس که از فردا باید لباسای رنگارنگ بپوشید!

اما موضوع از این قراره که تلاش کنین بیش ترین رنگایی رو که می تونین با مغز خود آشنا کنین. مثلا:

وقتی افکار خود رو روی کاغذ می نویسید (یا رسم می کنین) از رنگای جور واجور خودکار و مداد استفاده کنین.
واسه بکگراند لپتاپ و کامپیوتر، تمای گوشی و تبلت خود از تصاویر و رنگای رنگی و خوشحال استفاده کنین.
اگه محل افکار و تصمیم گیری شما، بیش تر دفتر کارتونه حتما چند میز رنگی دور و بر خود تهیه کنین. ماوسا، منگنها، میز تلفن، مانیتورهای کامپیوتر، نگهدارندهای قلم رو در رنگای جور واجور و جور واجور انتخاب کنین.
چند تصویر یا پوستر روشن و رنگارنگ رو روی دیوار اتاق بذارین
ببینین ایده ها چیجوری به ذهن تون خطور می کنن…
رمز رنگ آبی
با معرفی رنگا، فوراً به منبع تفکر خلاق تبدیل شدید؟ درسته که نه!

همه آدما خلاق به دنیا اومده ان! اما رنگا اثرات زیادی روی اون ایجاد می کنن.

چون ما بخاطر تکه ابرهای آبی آسمون، آب و تمدد اعصاب رو با رنگ آبی می شناسیم و وابسته ایم؛ انگار این رنگ کمک زیادی به تفکر خلاق می کنه.

در آخر پیشنهاد ما اینه که از کارای کوچیک شروع کنین. از خودکار و مدادهای رنگی و جور واجور انتخاب کرده و استفاده کنین تا ببینین ایدهایی که به ذهن تون خطور می کنن چیجوری گسترش پیدا میکنن. از این قلمای رنگی واسه مارک و برجسته کردن کاراتون استفاده کنین. وقتی تفاوتایی که این اقدامات بوجود میاره رو ببینین انگیزه بیشتری به دست میارین تا رنگای بیش تری رو واسه تفکر خلاق معرفی کنین.

[تعداد: ۱۵    میانگین: ۴.۱/۵]

تفکر سیستمی چیه؟

تفکر سیستمی یه جور نگاه به جهان هستی و پدیده های اینه. این روش تفکر، روش شناسی مؤثری رو واسه سیستمای اجتماعی- فرهنگی در محیط پر از پریشونی و پیچیدگی ارائه میده. در تفکر سیستمی، فقطٌ به اجزاء و جزئیات یک سیستم نگاه نمی شه بلکه چگونگی رفت و امد بین اجزاء و هم برهم عمل اجزاء و محیط بررسی می شه. مشکلات و عواملی باعث می شه آدما از تفکر سیستمی دور شن. تفکر سیستمی تفکری کل نگره در حالی که تکیه صرف بر جزء نگری، امکان فهم الگوهای حاکم بر پدیده و سیستم رو نابود می کنه. دقیق شدن روی وقایع، و به ویژه وقایع یهویی، باعث می شه آدم الگوی تغییرات درازمدت رو که در پشت رخدادها پنهونه درک نکنه. به خاطر این، منفی نگری و سرزنش کردن شرایط محیطی زیاد می شه و آدم خیال می کنه چیزی در بیرون از سیستم باعث بروز مشکلاته، در حالی که همه اسباب و علل مسائل در داخل سیستم پنهونه. دام دیگر در این مورد، تفکر دوگانهه که در اون، آدم با یه جور بررسی ساده اندیشانه، به نگاه “صفر و یک” گرفتار می شه. این نگاه طبق پیش فرضا و خیالات قبلی و قیود خودنهاده ایه که ذهن رو به شکلای بسته نگه می داره. این شرایط با استعداد اینه که ذهن آدم به راه اشتباه راهنمایی شه و به علائم، بیشتر از علل و یا به جای اون، توجه کنه و به اتحاد ظاهری متغیرها دلیل کنه، در حالی که بین اونا هیچ گونه ارتباط دلیل و معلولی وجود نداره. تفکر سیستمی، به شکل تموم و تمامیت سیستم دیده می شه و اینطوری از سطح به عمق و از جزء به کل گذر می شه.

بدیش اینه آدما امروز، بر خلاف داشتن اختیار و آگاهی، به درستی یکدیگر رو درک نمی کنن. در بسیاری موارد خود ما، بقیه رو به سوء قصد متهم می کنیم که این ریشه در سوء فهم داره و ریشه این سوء مفاهمه رو هم باید در از دست دادن بنیانهای مشترک واسه «ما» شدن جست؛ در صورتی که جامعه ما نیازمند «تفاهم» است و تفاهم نیازمند ابزاره، ما باید تلاش کنیم که وسیله مفاهمه تولید کنیم، تا به این وسیله به یکدیگر پیوند بخوریم.در این شرایطه که تفکر سیستمی میتونه راه جدیدی جلو ما بگشاید.

تفکر سیستمی، پروسه شناخت طبق بررسی (جدا سازی) و ترکیب در جهت رسیدن به درک کامل یک موضوع در محیط دور و بر خویشه. این نوع تفکر درصدد فهم کل (سیستم) و اجزای اون، روابط بین اجزاء و کل و روابط بین کل با محیط اون (فراسیستم) است.

از اونجا که رفتار ما ریشه در نظام فکری ما داره، کسی که دارای تفکر سیستمیه، با موضوعات هم برخورد سیستمی می کنه و در رفتارای خود به دنبال تشخیص عناصر تشکیل دهنده موضوع و پیوندهای موجود بین این عناصر می شه. اینطوری فردی که سیستمی فکر می کنه تنها در جستجوی، یه سری از ویژگیهای موضوع نمی شه؛ بلکه تفکر سیستمی به اون کمک می کنه به مسائل به شکل کامل و منظم نگاه کنه.

سازمانهای ما واسه تقویت کامل نگری در داخل خود نیازمند تفکر سیستمی هستن، به دلیل اینکه تفکر سیستمی به مدیران کمک می کنه تا ساختار، الگوها و وقایع رو در پیوند با یکدیگر بررسی کنن و تنها به مشاهده وقایع اکتفا نکنن. بر خلاف این که تفکر سیستمی دارای امتیازات زیادیه، اما در بسیاری موارد، افراد نسبت به اون تمایلی ندارن. این موضوع چند دلیل داره: اول اینکه آدما به شکل طبیعی تمایلی به ساختارشکنی ندارن و بیشتر بهتر می دونن که در ساختارهای ذهنی گذشته شون باقی بمونن. دوم این که جوهره اصلی تفکر سیستمی توجه به روابط و تعاملاته. در تفکر سیستمی استفاده از فکر و ذهن بیشتر از اجرا چشم به عنوان وسیله دیدن، ضرورت داره. بدین معنا که از روش چشم و دیدن، تنها یک وسیله یا ماده توجه می شه، در حالی که با ذهن و نگاه کردن، قدرت مشاهده و درک روابط ممکن می شه، پس کسائی که روش تفکر سیستمی رو انتخاب می کنن، مجبور به مشاهده طبق درک هستن و بدیهیه که این کار لازمه تلاش بیشتریه.

باتوجه به گذشت شش دهه از زندگی تفکر سیستمی به عنوان هدفی نظری–کاربردی جای اون داره که زمینه رو به رشد سازی و برتری این تفکر موثر در اداره جامعه و سازمان موردعنایت بیشتر مدیران و تصمیم سازان قرار گیرد.«تفکر سیستمی» یه جور نگاه به جهان هستی و پدیده های اینه. این روش تفکر، روش شناسی مؤثری رو واسه سیستمای اجتماعی فرهنگی در محیط پر از پریشونی و پیچیدگی ارائه میده. در تفکر سیستمی، فقطً به اجزاء و جزئیات یک سیستم نگاه نمی شه بلکه چگونگی رفت و امد بین اجزاء و هم بر هم عمل اونا و محیط، بررسی می شه. مشکلات و عواملی باعث می شه آدما از تفکر سیستمی دور شن. تفکر سیستمی تفکری کل نگره در حالی که تکیه صرف بر جزء نگری، امکان فهم الگوهای حاکم بر پدیده و سیستم رو نابود می کنه. دقیق شدن روی وقایع و به ویژه وقایع یهویی، باعث می شه تا آدم الگوی تغییرات درازمدت رو که در پشت رخدادها پنهونه، درک نکنه. به خاطر این، منفی نگری و سرزنش کردن شرایط محیطی زیاد می شه و آدم خیال می کنه چیزی در بیرون از سیستم باعث بروز مشکلاته، در حالی که همه اسباب و علل مسائل در داخل سیستم پنهونه. دام دیگر در این مورد، تفکر دوگانهه که در اون، آدم با یه جور بررسی ساده اندیشانه، به نگاه «صفر و یک» گرفتار می شه. این نگاه طبق پیش فرضا و خیالات قبلی و قیود خودنهاده ایه که ذهن رو به شکلای بسته نگه می داره. این شرایط با استعداد اینه که ذهن آدم به راه اشتباه راهنمایی شه و به علائم، بیشتر از علل و یا به جای اون، توجه کنه و به اتحاد ظاهری متغیرها دلیل کنه، در حالی که بین اونا هیچ گونه ارتباط دلیل و معلولی وجود نداره. تفکر سیستمی، به شکل تموم و تمامیت سیستم دیده می شه و اینطوری از سطح به عمق و از جزء به کل گذر می شه. 

[تعداد: ۷    میانگین: ۴.۶/۵]

تفکر مثبت به عنوان یک مانع رسیدن به موفقیت

تفکر مثبت می تونه به عنوان یک مانع در راه رسیدن شما به هدف قرار گیرد! بلکه تیتر رو درست خوندین.

تفکر مثبت
تفکر مثبت می تونه در راه اهداف شما باشه

به جای خیالبافی در مورد راه موفقیت خود، از روش هدف دار WOOP استفاده کنین.

اگه یک هدف بزرگ دارین، تنها انسانی نیستین که می خواین در مورد بهترین نتیجه ممکن – یعنی آینده ای که در اون با موفقیت تموم کارای تعیین شده رو انجام دادین- فکر کنین. اما مشخصه که خیال پردازی درباره آینده می تونه انرژی لازم واسه عملی کردن اهداف رو بررسی برد. Gabriele Oettingen ، پروفسور روانشناسی دانشگاه نیویورک به کارآفرینان میگه :  ” افراد هر چی بیش تر مثبت فکر کنن و در مورد آینده خیال پردازی کنه، تلاش کم تری رو واسه واقعیت بخشیدن به اون آینده دارن”.

Oettingen، نویسنده کتاب “تفکر بازاندیشی مثبت” (Rethinking Positive Thinking): شاخه ای از علم جدید انگیزه، میگه که این نوع طرز فکر در آخر می تونه واسه سلامتی کلی شما مضر باشه. “هر چی قدر که این افکار و توهمات لذت بخش باشن، به همون اندازه موجب کاهش سلامت روانی و جسمی می شه”.  اون میگه: “این افکار یک نوع بارِ اضافی واسه موفقیت هستن.”

وقتی که افراد با این خیالپردازیای مثبت سرگرم شن، حس می کنن که گویی حقیقتاً به اون اهداف رسیدن.  Oettingen میگه که تصور آینده مطلوب، حالتی آرامش بخشه. ” در آخر هر اون چیزی که به اون می رسین اینه که انرژی تون کم می شه و فشار خون تون افت پیدا می کنه. اما مشکل اینه که وقتی شما به شکلی مثبت در مورد آینده خیال پردازی می کنین و انرژی تون کم می شه، دیگر قادر نباشین تلاش تون رو واسه عملی کردن تخیل تون به کار گیرید! ”

راه حل Oettingen واسه این مشکل یک سیستم چار بخشیه که اونو طراحی کرده و عنوان WOOP بر اون نهاده:  آرزو /Wish ، نتیجه/ Outcome، مانع /Obstacle و برنامه/ Plan.

واسه شروع، Oettingen پیشنهاد می کنه که از همه دستگاه های الکترونیکی فاصله بگیرین و وارد چارچوب آروم و غیر با عجله ذهن شید.

آرزو
در مورد اون چیزی که می خواین اتفاق بیفته فکر کنین. این اتفاق می تونه یک آرزوی کوچیک واسه فردا و یا آرزویی بزرگ واسه سال آینده باشه. در مورد سه یا چار کلمه واسه توضیح اون فکر کنین، و اونو در مقابل ذهن تون بذارین.

نتیجه
بعد از خود بپرسید که بهترین نتیجه چیه؟ اون سناریو رو اون طور که دلتون میخواد باشه؛ تصور و تجربه کنین، بعد اونو در برابر ذهن خود بذارین.

مانع
پس از آن، چرخ دنده ها رو تغییر بدین و  از خودتون بپرسید که چی منو عقب نگاه میداره؟ چی مانع می شه تا من اونو انجام دهم؟ اون مشکلات رو تصور کنین. طبق گفته Oettingen این کار باعث می شه که راهی واسه اون پیدا کنین و تموم بهانهای احتمالی که می تونه بوجود آید، رو از بین ببرین. تموم موارد نفوذ رو تصور کنین.

مطلب پیشنهادی: هدف خود رو به هیچکی نگید تا زودتر به اون برسین!

طرح
در آخر جزء به جزء تصور کنین که قرار گرفتن یکی از آن مشکلات در راه هدف، باید چه کاری انجام بدین. افکار رو جانشین کنین، اگه X اتفاق بیفته، پس من Y رو انجام میدم.

Oettingen باور داره که جدا سازی کردن هدف به این چار بخش خاص می تونه در شفاف سازی اون چیزی که می تونین و نمی تونین در یک لحظه مشخص انجام بدین، کمک کنه. “وقتی شرایط پر نا آرومی می شه و چالشا بروز می کنن، شما رو واقع بین حفظ می کنه.”

[تعداد: ۱۱    میانگین: ۴.۱/۵]

تفکر موازی در کارآفرینی چیه ؟

تفکر موازی در کارآفرینی
معنی کارآفرینی به اصطلاح تیم کار و کاسبی در ارتباط می شه، کارآفرین واسه موفقیت در کار و کاسبی خود به مهارتای زیادی نیازمنده مثل اداره کردن امور مالی، طراحی برنامه ها و … در بیشتر اوقات هر کار آفرین چند مهارت داره که در کار و کاسبی خود به اون کمک می کنن، اما یک کارآفرین خوب به کسائی در کنار خود نیازمنده که در کار به اون کمک کنن.
یک کارآفرین نباید طوری رهبری کنه که به نظرات بقیه گوش نداده و یا تموم روز رو با بحث و جنگ بگذرونه.
هر کار و کاسبی ای ترکیبات اساسی خود رو داره. مثل تیم کار و کاسبی، یا موارد مادی هم اینکه یک کارآفرین که خود صاحب ایده باشه اما به دلایلی میفهمیم که این ایده بی فایده س و دلایل شکست اینجا مخفی می شن. بدیش اینه تیم کار و کاسبی پشت این شکست قرار داره و این به دلیل مشکل خود ایده نیس، بلکه دلیل نبود تفاهم بین تیم اوناس و این چیزیه که در تموم شرکتا هست.

اعضای تیم، وارد جلسهایی می شه اما در این جلسها حتی بحثی صورت نمی گیره و بدون نتیجه از آن جا بیرون می شن.
مشکل در “جدالا و بحثای روانی” ست که در بیشتر شرکتا هست. در اینجور اوضاعی کارآفرین یا به کارمندان خود دستور میده و بدون اینکه به پشت سر خود نگاه کنه بیرون می شه و یا شخصیت ضعیفی رو داراس که با ایجاد کوچیکترین بحث، باعث می شه جلسه رو به زمان دیگری بندازه. بله، بدون شک کارآفرین روی موفقیت کار و کاسبی تاثیر میذاره.
اما کارآفرینی که از روشای سفت و سخت استفاده کرده و با جنگ و بحث تیم رو پیش ببره، راه حل مناسبی رو واسه رهبری یک تیم انتخاب نکرده. تفکر موازی روش موفقیه که با مرور زمان موفقیت خود رو در کار و کاسبی ثابت می کنه.

تصور کنین که یک موبایل هوشمند روی میز قرار گرفته و چار نفر مشاور درباره طراحی این موبایل اعلام نظر می کنن. یکی از اونا شروع به صحبت درباره نقطه نظرات خود می کنه. “نقطه نظر نفر اول” عنوان می کنه که وجود دکمه جواب در طرف راست چیزی اشتباهه، مشاور دوم همزمان با مشاور اول میگه وجود دکمه کنترل صدا در طرف چپ انتخاب خوبیه و … هر کسی واسه خود نظری ارائه میده و این بحث واسه طراحی این موبایل هوشمند بدون هیچ نتیجه ای تموم میشه.

اما در تفکر موازی از مشاوران درخواست می شه که اول نظرات خود رو به مشاوران مقابل ارائه دهند. مشاور اول با مشاور روبروی خود و مشاور دوم با مشاور مقابل (و الی آخر) بعد از ارائه نظرات خود به یکدیگر، مشاوران با بقیه نظرات خود رو تغییر میدن.
به این صورت همه از نظرات یکدیگر خبردار میشن. در آخر، می بینین که نظرات همه بین یکدیگر رد و بدل شده. پس نتیجه کار شما بر سر یک نقطه نظر هستش و در صورتی که درباره طراحی موبایل نتیجه برعکس بدست اومد باید درباره نقطه نظر دیگری مشاوره شه .

این روش واسه دوری از بحثا و جلوگیری از ثابت کردن نظرات یکی بر دیگه ایه
نام دیگر تفکر موازی Six Thinking  است. در این روش هر فردی در جلسات کلاهی با یک رنگ متفاوت روی سر خود قرار میده و هر فرد با طرف مقابل خود که رنگ همون کلاه رو بر سر داره درباره پروژه های خود گفتگو می کنن، مثلا فردی که کلاه سفیدی روی سر داره درباره ارقام و اعداد پروژه صحبت می کنه، و کسائی که کلاه رنگ قرمز دارن درباره احساسات مشاوران و رفتارای اونا گفتگو می کنن. رنگ سیاه درباره خطرات پروژه و رنگ زرد درباره موفقیتای پروژه با هم به گفتگو می شینن.
در آخر به سراغ فردی که کلاه سبز داره میریم. این فرد درباره ایده های نو که میشه اونا رو به پروژه تبدیل کرد گفتگو می کنه. آخرین رنگ هم کلاه آبیه که واسه استفاده از زمان و حرکت کار و کاسبی کل تیم با طرف مقابل خود گفتگو می کنه.

چیجوری میشه از این کلاها استفاده کرد؟
باید واسه استفاده از این روش تموم قوانین اونو رعایت کنین. یعنی تنها یک شخص نمیتونه از این کلاها استفاده کنه. بلکه همه اعضای تیم باید کلاهای خود رو در جلسها بر سر خود داشته باشن.
کارآفرین هنگام ورود به جلسه باید از فردی که کلاه قرمز رو داره درخواست کنه کلاه خود رو روی سر بزاره تا همه درباره احساسات خود در مورد کسب و کارشون صحبت کنن.

فایده این روش چیه؟
این روش باعث انرژی دادن به تیم می شه. هوش، استعداد و دونستهای تیم رو اضافه می کنه و در این شرایطه که هدف، موفقیت کار و کاسبی هستش.

استفاده از این روش باعث می شه زمان بیش تری واسه شما جفت و جور شه. بیشتر شرکتای بزرگ با استفاده از این روش تونستن تا ۲۵ درصد در زمان جلسات خود صرفه جویی کنن. یک شرکت استرالیایی در فرصت ارتباطات با این روش جلسهای ۴ ساعته خود رو به ۴۵ دقیقه رساند و نتیجه های بهتری گرفت.
فایده گذشته این روش اینه که تموم افراد تو یه زمان به یک چیز فکر می کنن اما در جلسهای بدلی هر شخصی میخواد نظر خود رو ثابت کنه. این روش همه نقاط ضعف و قوت رو جمع آوری می کنه و در جلسه ارائه می کنه.
اما با استفاده از این روش همه تو یه زمان درباره یک نقطه نظر مشترک با هم فکر می کنن و درباره احساسات خود درباره پروژه مورد نظر اعلام نظر نشون میده.

[تعداد: ۸    میانگین: ۴.۵/۵]

تقویت برند شخصی از چه راه هایی ممکن می شه؟

تقویت برند جزو مهارتای لازم واسه هر فرد و سازمانیه که هدف معینی داره و تلاش و سخت کوشی خود رو واسه رسیدن به اون بکار می بنده.

تقویت برند
بیش تر شرکتا و موسسهای تجاری از اهمیت تقویت برند شخصی باخبر هستن پس به جستجوی آدمایی هستن که بتونن اهداف اونا رو برآورده کنن. موسسها واسه برآورده ساختن اهداف خود و تقویت برندهای شخصی به شبکه های اجتماعی روی میارن تا هر اون چه که دوست دارن به دست بیارن.

مطلب پیشنهادی: چیجوری برند شخصی خود رو تقویت کنیم؟

اهمیت برند تجاری در دنیای دیجیتال چیه؟
کسائی که وارد شرکتای جدید می شن نقش اساسی در موفقیت کسب وکارها دارن این کارکنان می تونن جوری بد کار کنن که تموم فرصتا رو از دست بدن و در عین حال می تونن جوری عالی باشن که طی چند ماه شرکت رو صاحب بهترین فرصتای تجاری کنه. دنیای دیجیتال با دنیای کسب وکار واقعی فرق داره به خاطر همین کسائی که به فکر تقویت برند تجاری خود هستن باید وقت خود رو واسه کار بهتر در اینترنت بذارن. شخصیت کارکنان شما می تونه تاثیرات مختلفی در تصور دیگر شرکتا بسازه. محتوای تولید شده شما در شبکه های اجتماعی مشخص می کنه چقدر ای به کسب وکار خود اهمیت می دین. با منتشر کردن محتوای حرفه ای به دیگر شرکتا گوش زد می کنین تا شما رو بهتر بشناسن. محتوای تولید شده شرکت می تونه به طور غیر مستقیم واسه موسسه بازاریابی کنه.

راهکارهای عملی واسه ساخت برند
تشکیل و تقویت یک برند در دنیای دیجیتال از کارای سخت به حساب نمی ره، فقط باید راه های تقویت برند خود رو دنبال کنین تا به هدف دلخواه برسین.

اهدافی (دور دست) که می خواین واسه دشت کردن موفقیت به دست بیارین محرک اساسی ساخت یک برند موفقه، و شما رو در آینده در تصور بقیه مثبت یا منفی نشون میده. فرقی نداره شما یک کارمند باشین یا یک مدیر، اهداف آینده واسه رسیدن به خواسته مهم هستن.
در مرحله دوم باید مخاطبان خود رو با دقت زیادی انتخاب کنین. تموم معیارهای یک مخاطب خوب رو در مردم مورد هدف پیدا کنین، انتخاب مخاطبان با معیارهای ویژه، وسایل مختلفی رو می خواد. مثلا اگه شما یک طراح هستین وسایل مربوط به این کار رو واسه انتخاب مردم به کار ببرین.

مخاطبان خاص شما باید مردم عادی باشن یا شرکتای تجاری؟
مخاطب مورد هدف شما واسه تقویت برند باید خاص و ویژه باشه؟
تموم عملکردهای گذشته خود رو در بازار به شکل ویژه ای یادداشت کنین. یک بازاریاب باید ذخیره تموم مقالات و وبلاگای خود از گذشته رو داشته باشه تا روز به روز در گسترش فعالیتا و تقویت اونا تلاش کرده و موفق تر شه.

مطلب پیشنهادی: ساخت برند و مدیریت دارایی اون

تقویت برند تجاری دیجیتال
برند در دنیای دیجیتال فقط قرار دادن اطلاعات در شبکه های اجتماعی و وب سایتا و یا محتوای تولید شده سایت نیس. بلکه تصویریه که می خواین تو ذهن مردم بر جای بگذاریده. پس به بهترین شکل در تصور مردم قشنگ نشون بدین. شبکه های اجتماعی بکی از وسایل جدید عصر ماست، که واسه پیشرفت کسب و کارا استفاده می شه شرکتا واسه ارتباط بهتر با مردم از شبکه های اجتماعی استفاده میکردن شمام واسه تقویت برند خود از راهکارهای خوبی جهت قشنگ سازی تصویر خود تو ذهن بقیه برخوردار شید.

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۶/۵]

تقویت قوه خلاقیت واسه دوری از یکنواختی کاری [اینفوگرافی]

تقویت قوه خلاقیت
در این اینفوگرافی به بررسی راهکارهایی واسه تقویت قوه خلاقیت می پردازیم. این راهکارهای ۲۱ گانه به شما در راه اندازی و تقویت قوه خلاقیت کمک می کنه. با راه اندازی و تقویت قوه خلاقیت شما می تونین در کار خود از یکنواختی دوری کنین و از آن لذت ببرین.

امیدوارم از مشاهده این اینفوگرافی لذت ببرین. لطفا نظرات خود رو در این مورد با ما مورد بحث و رد و بدل کردن نظر قرار بدین.

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

تقویت کار و کاسبی با ۵ راه حل موثر

تقویت کار و کاسبی
تا کنون به تقویت کار و کاسبی خود فکر کردین؟ تقویت کار و کاسبی از چه راه هایی شدنیه؟

شما یک کار آفرین هستین، وقتی مردم تصمیم به خرید می گیرن ایده شما رو می خرن و شما رو به عنوان یک کار آفرین قبول دارن واسه اینکه به عنوان یک کار آفرین مورد اعتماد مشتریان باشین باید همیشه در حال رشد و پیشرفت باشین

این خیلی غم انگیزه که کار آفرینی حس کنه حالا که کاری رو شروع کرده و وارد کار و کاسبی شده لازم نیس در کار و کاسبی و زندگی خود رشدی داشته باشه

این مطالب از مطالعه زندگی افراد موفق که با کارگیری اون رشد انفجاری در کار و کاسبی خود داشتن بدست اومده.

۵ راه ساده اما مهم هست که باعث رشد شما می شه و شما رو تبدیل به یک کار آفرین قوی تر می کنه اگه شما پایبند باشین که با سخت کار کردن به موفقیت برسین راه طولانی در پیش دارین با استفاده این ۵ راه شما می تونین آسون تر راه موفقیت ورشد رو طی کنین مهم نیس که الان در کجای راه قرار دارین همیشه فرصت واسه رشد وپیشرفت هست

پرورش عادتای سالم و تفاوتای کوچیک
کلید تغییر در زندگی پایدار وثابت “عادات ” هستن . ایجاد عادات سالم یک تغییر در روش زندگیه . ایجاد عادات سالم به شما کمک می کنه تا در زندگی و کسب وکار به اهداف خود برسین واین به این معناست که با ایجاد یک فرق کوچیک در زندگی یافته های بزرگی میشه گرفت با این روش از دست عادات تخریب کننده خلاص میشین و عادات سالم مثل ورزش کردن انتخاب غذای سالم و کتاب خوندن و …. که باعث رشد می شه ایجاد می کنین.

مثل یک دانش آموز ادامه بدین
واسه رسیدن به موقعیت ” متخصص ” باید همیشه ادامه تحصیل بدین همیشه چیز جدیدی یاد بگیرین که میتونه در بهتر شدن شما کمک کنه.

پایبند به خوندن کتابای خوب در هر روز باشین در مورد استرات‍‍‍زی که می تونه شما و کسب و کارشما رو آگاه تر کنه مثل رفتن به دوره های آموزش استخدام یک مربی استفاده از اینترنت واسه مطالعه و … پایبند باشین.

یک متخصص واقعی یک علم درس که همیشه خواهان فهم جدیده.

هم فکری با کار آفرینان موفق پیش از شما
صحبت کردن با یک کار آفرین موفق تجربیات زیادی در اختیار شما قرار می ده اون به احتمال زیاد به شما میگه که بخش بزرگی از موفقیت خود رو از تجریات یک کار افرین موفق بدست اوردهه . یک مربی کسیه که کارایی که شما باید انجام بدین رو قبلا انجام داده . اونا از مشکلات و مشکلاتی که شما هنوز ان رو درک نکردین اطلاعات زیادی به شما میدن و اینا تجربیات زندگیه که تا حد خیلی از آن برخوردار میشین.

مغز شما متفکر تر و قوی تر می شه فقط با همفکری و هم صحبتی با کسائی که قبل از شما در راه رشد قرار داشتن . شما با کمک مشاوره گرفتنای خاص می تونین علم و خرد رو جذب کنین.

این راهی هست که کمک می کنه تا کار و کاسبی شما رشد کنه.

حتی با موفق شدن هم دست از رشد و پیشرفت نکشید
هر وقت احساس کردین موفق شدید و یا به وضع مطلوب خود رسیدین شما در خطر هستین . همه باید ممنون داشته ها و شرایط خود باشن اما این سپاسگزاری و خوشنودی رو نباید اشتباه گرفت.

هر وقت به یک سطح از موفقیت رسیدید این حس خوب سپاسگزاری و خوشنودی نباید مانع از تعیین اهداف بزرگ تر شه.

با “به چه دلیل ” تمرکز خود رو بیشتر کنین
کار و کاسبی و روش زندگی شما با یک “چرایی ” و یا ” دلیل ” شروع شده . آدمایی که فقط واسه کسب پول کار می کنن خیلی زود شکست می خورن و از ادامه راه کناره می گیرن .اما وقتی کاری رو با دقیق شدن بر حل مشکل انجام می دین همین باعث رشد شما می شه .وقتی در کار و کاسبی تون خدماتی رو ارائه می دین، شما رشد می کنین . زندگی خوب زندگیه که به شما آزادی میده عشق به کار باعث رشد بیشتر کار و کاسبی می شه

در این هفته با فکر کردن روی این ۵ راه و استفاده اونا شروع به رشد کار و کاسبی خود کنین و اجازه ندین که با غرور و افتخار مانع پیشرفت کار و کاسبی خود شه .

[تعداد: ۶    میانگین: ۳.۷/۵]

تقویت کار و کاسبی چیجوری ممکنه؟

تقویت کسب وکار
کسب وکار موجود می تونه با تجارب کاری و بازار، داراییا، تواناییا و پایگاه مشتری که طبق اون بناشدهه، رشد یابد. پیشرفت اجناس جدید یا ورود به بازارهای نو ذاتاً خطر آمیزند و ممکنه شرکت رو به مسیرهایی بکشونه که روش هدف دار و فرهنگ فعلی اون کمرنگ شن.

راه های زیادی واسه تحریک کسب وکار اصلی هست. کسب وکار می تونه:

تجربه مشتری رو بهبود بخشه. موارد تغییرپذیر رو در نظر بگیره، هریک رو ازنظر اثر بر مشتری و کارکرد ارزش گذاری کنه و برنامه هایی واسه تبدیل بخشای مسئله دار به نقاط برتر ایجاد کنه و اونا رو در برابر دید بذاره. بالاتر از انتظارات رفتن و متناسب با گزاره ارزش، ممکنه به تولید نیروی جنبشی منجر شه. اجرا نوآوری پله ای، محصول رو بهتر کنه.
با ایجاد توازن دلایل نبود خرید رو حذف کنه یا کم کنه. لباسای کی مارت ممکنه بیرون از رده تصور شن، ازاین رو رقابت شرکت ایجاد اعتبار لازم با در نظر گرفتن مد هستش طوری که شکاف به وجود اومده در این بعد اون قدر بزرگ نباشه که مانع خرید مشتریان شه.
پایگاه مشتری وفادار رو پیشرفت بده. ارتقای گزاره ارزش و مبانی ارتباطی واسه مشتریان وفادار به پیشرفت این پایگاه منجر می شه.
پایگاه خریدار رو پیشرفت بده. خریداران جدید بیشتر اهداف گران قیمتی هستن، پیشرفت پایگاه خریدار مستقیماً بر منحنی سود اثر میذاره. وقتی که آگاهی محصولی پر-درخواست پایین باشه، سرمایه گذاری واسه جذب خریداران جدید به صرفه هستش.
برنامه های بازاریابی خاص ارائه بده. با بالاتر رفتن از تبلیغات رسانه ای و حرکت به طرف اسپانسری، اینترنت، دنیای دیجیتال، و حتی بازاریابی شایعه میشه به این مهم رسید.
خطوط خود رو گسترش بده. طعما، بسته بندی یا اندازه های جدید می تونه انرژی، علاقه و خلق بخشای جدید رو به همراه داشته باشن. بااین حال، باید از پیچیدگی و مشکلات خرید واسه مشتریان دوری کرد.
شخصیتی زنده و سرخوش رو معرفی کنه یا پیشرفت بخشه.بیشتر بخونین:
اگه سرمایه ای واسه شروع کسب وکار ندارین، مشکلی نیس
برند شخصی یا برند کسب وکار ؟

[تعداد: ۳    میانگین: ۳.۷/۵]

تلاش واسه افزایش سهم بازار یا تلاش واسه افزایش مصرف بالا؟

افزایش سهم بازار یا بالا بردن مصرف؟
تلاش در بالا بردن مصرف در بین مشتریان جاری تهدید کمتری رو از طرف رقبا داره تا تلاش واسه افزایش سهم بازار!

وقتی که واسه بالا بردن مصرف برنامه هایی رو پیشرفت می دین، پرسیدن چند سؤال مهم هستش. به چه دلیل از این محصول یا خدمت بیشتر استفاده نمی کنه؟ مشکلات استفاده بیشتر چه هستن؟ مصرف کنندگان کم چه کسائی هستن و میشه اونا رو به مصرف بیشتر تشویق کرد؟ مصرف کنندگان کلی چیجوری؟

استفاده بیشتر از ۲ روش قابل تسریعه، با افزایش تواتر یا مقدار مصرف. این رویکردها بر این پایه استوارند که تمرکز خود رو به تجربه مصرف و چیزی که مصرف رو تحریک می کنه، معطوف کنین.

مصرف کنندگان کلی رو به مصرف بیشتر تشویق کنیم
مصرف کنندگان کلی پرثمر ترین هدف هستن. بیشتر تشویق کردن کسی که بلیطای مسابقات فوتبال دو فصل رو خریداری می کنه به خرید بلیطای ۴ یا ۶ فصل آسون تر از تشویق یک تماشاگر موردی به خرید دو سری بلیطه. نظر داشتن به زیر بخشای مصرف کنندگان خیلی کلی هم به درد بخور هستش- تصمیمات خاص ممکنه مصرف رو تا حد قابل توجهی زیاد کنه و یا اثبات کنه.

[تعداد: ۰    میانگین: ۰/۵]

تلاش خودروسازان خارجی واسه ثابت نگهداشتن قیمتا، توجه به اینکه Ford با هزینه های بالای نیرو کار مواجه شدن!

خودروسازان خارجی در آمریکا میتونن تا قیمتای پایین تری رو پیشنهاد بدن و شرکت Ford Motor، با هزینه های بالای نیروی کار، تحت یک قرارداد چار ساله با کارگران عضو اتحادیه آمریکا ، مواجه شدن.

شرکت Ford در روز دوشنبه گفت: هزینه زحمت و نیروی کار در هر ساعت ۸ تا ۱۰ دلار با خودروسازانی که عضو اتحادیه کارگری نیستن مثل شرکت Toyota و Hyundai طبق  این توافقنامه کاری باقی می مونه.

این به شرکتای خارجی اجازه میده تا تعداد گزینه های جذاب بیشتری در وقتی که قیمت وسیله نقلیهایی که در رقابت با اتحادیه دیترویت سه خودروساز هستن رو ثابت نگه می داره رو پیشنهاد دهند.

مدیر اجرایی شرکت Ford، آقای Mark Fields، گفت: توافق جدید با ۵۳ هزار کارگر آمریکایی، هزینه های نیروی کار این شرکت با حریف خود Genera Motors و گروه اتومبیلای Fiat Chrysler (خودروسازان آمریکایی) برابری می کنه.

مدیر اجرایی Ford طی کنفرانس تلفنی با تحلیلگران و خبرنگاران گفت: متناسب با اندازه تورم، انتظار میره که هزینه های نیروی کار طی دوره قرارداد با کارگران خودروسازی، سالیانه کمتر از ۱/۵ درصد زیاد می شه.

شرکت Ford گفت: امسال حدود ۶۰۰ میلیون دلار واسه هزینه های قرارداد جدید، متحمل شده.

سرپرست کارگران، Bill Dirksen، گفت: هزینه های کارگرانی که  موقت کار می کنن به طور قابل توجه ای کمتر از کارگران تموم وقته.

آقای Fields گفت: شرکت Ford می تونه تولیدات جهانی خود رو اهرمی بذاره تا رقابت خود رو در شمال آمریکا زیاد کنه. در حالی که Fields مدلهای خاص Ford رو مثال پیش، می تونه EcoSpot، که یک SUV کوچکه رو به نقاط بسیاری مثل برزیل وارد کنه.

با در نظر گرفتن گفته مرکز تحقیقات خودرو و صنعت مشاوره، وقتی که توافقات بین دیترویت و UAW به آخر می رسه، هزینه های کار ساعتی تا سال ۲۰۱۹ زیاد می شه. به طور مثال، شرکت Ford از ۵۷ دلار به ۶۰ دلار، شرکت جنرال موتورز از ۵۵ دلار به ۶۰ دلار و Fiat از ۴۷ دلار به ۵۶ دلار زیاد می شه.

صنعت مشاوره گفت: در سال گذشته، هزینه نیروی کار شرکت Ford آمریکایی حدود ۹ دلار از Toyota و ۱۶ دلار از هیوندا بیشتر بود.

[تعداد: ۰    میانگین: ۰/۵]

تلفن اندرویدی بلک بری پریو در کشور چین

طبق اطلاعات جدید معلوم شده به وسیله Leaksfly تلفن اندرویدی بلک بری پریو در کشور چین با قیمت ۶۳۰ دلار روونه بازار می شه.

در روزای گذشته مدیرعامل شرکت بلک بری جون چن، اعلام کرده بود که اولین گوشی اندرویدی این شرکت با نام بلک بری پریو یک گوشی پرچمدار بوده و با در نظر گرفتن اون قیمت گذاری می شه. حالا شایعها جدید خبر از قیمت ۶۳۰ دلاری اون در چین میدن که قیمتی در حد پرچمداران موجود در بازاره.

بلک بری پریو دارای صفـحه نمایش ۵.۴ اینچی با رزولوشن QHD و لبه های خمیده بوده و مجهز به پردازنده اسنپدراگون ۸۰۸ می شه.  از بقیه مشخصات این گوشی میشه به ۳ گیگابایت رم، دوربین اصلی ۱۸ مگاپیکسلی دارای لرزشگیر اپتیکال و دروبین خودعکس (سلفی) ۵ مگاپیکسلی اشاره کرد.

به نظر می رسه بلک بری این گوشی رو ماه آینده معرفی کرده و درزمان تعطــیلات کریسمس سال میلادی جدید روونه بازار کنه. بلک بری  امید زیادی به موفقیت گوشی اندرویدی خود داره و اگه پریو نتونه انتظارات این شرکت رو برآورده کنه ممکنه حتی بلک بری از بازار گوشیای هوشمند هم بیرون شه.

[تعداد: ۱    میانگین: ۵/۵]

تلقین و جملات تاکیدی چه نقشی در رسیدن به اهداف دارن؟

نقش تلقین و جملات تاکیدی در رسیدن به اهداف
همه­ ی ما می­ دانیم که تلقین و جملات تاکیدی در راه رسیدن به اهداف نقش مؤثری دارن. اما امروز به شکل به طور کاملً تخصصی روی این موضوع بحث می کنیم.

جمله­ ی تأکیدی باید کوتاه، مثبت و فعلِ اون باید زمانِ حال باشه. اینا به نظر عادی می­ آیند و شک نداشته باشینً قبلاً شنیده­ اید، اما باید بدونین که اینا به تنهایی، خاصیتی ندارن! بلکه باید با یک عاملِ تأثیرگذار همراه باشن.

روی همین کلمات هم بحث می کنیم.

کوتاه باشه: بهتره تلقین و جملات تاکیدی شما یک فعل داشته باشه. اگه خیلی طولانی باشه ضمیر ناخودآگاه گیج شده و متوجه نمی­شه موضوعی که باید روی اون برنامه ­ریزی کنه چیه! **هرچه کوتاه­ تر باشه ضمیر ناخودآگاه اونو بهتر درک می­ کنه.**

مثال واقعی: یک نفر می­ خواست دانشگاه قبول شه، جمله­ تأکیدی اون این بود: من باید رشته زمین­ شناسی دانشگاه ابن سینای همدان قبول شوم! فکر می­ کنین چه شد؟!

اون واسه خریدنِ کتابای ابن سینا برنامه­ ریزی شد! چون ضمیر ناخودآگاه اون، بین همه این کلمات، ابن سینا رو درک کرده بود. نه همدان و نه زمین­ شناسی!

پس اون چیجوری باید به هدفش برسه؟! عامل مهمى که به ما کمک مى کنه تا به هدفمون برسیم، اینه:

جمله تأکیدى + تصویر ذهنى دقیق از محیط هدف ***

جمله تأکیدى + تصویر ذهنى دقیق از محیط هدف ***

جمله تأکیدى به تنهایى هیچ خاصیتى نداره! این تصویر ذهنىِ ماست که موضوع و جهت هدف رو مشخص مى کنه.

تا زمانى که از محیط هدف اطلاعات واقعى و ** دقیق ** نداشته باشیم، قوى ترین جملات تأکیدى هم ما رو به هدف نمى رسونن!

این شخص اصلاً تا به حال همدان نرفته بود! دانشگاه ابن سینا (بوعلى سینا) رو ندیده بود!

پس طبیعىه که ضمیرناخودآگاه اونو به طرف دیگرى هدایت کنه! خوب دقت کنین؛ حالت درست جمله اینه:

*من دانشجو هستم.* همزمان با تکرار این جمله، تصویر واقعى دانشگاه ابن سیناى همدان رو تو ذهن خود تجسم کنه!

تصویرى که براى تجسم اون تو ذهن خودش، تلاش کرده یعنى قبل از کنکور باید به دانشگاه بره و خود رو دقیقاً در شرایط محیط هدف بذاره.

تجسم خلاق، بر مبناى اطلاعات واقعى و دقیق از محیط، اونو به هدف مى رساند. شما باید واسه اهداف تون تلاش کنین. “تلاش ذهنى و تلاش فیزیکى باید همزمان باشه.”

یک نفر هم بود که مى خواست در یک سازمان مشغول به کار شه. من به اون گفتم قبل از روز مصاحبه باید به شکل یک مراجع کننده عادى به اون سازمان بره تا اطلاعات دقیق و واقعى از مراحل استخدام، مصاحبه، افرادى که قراره اونو بیازمایند و حتى اتاقى که قرار بود در اون مصاحبها انجام شه رو ببینه، گرفت. اون وقت تصویر ذهنى که مى سازه به طور کاملً برابر با واقعیت هستش.

به اون یاد دادم بگه: من مدیر هستم و همزمان با این جمله تأکیدى؛ تصویر دقیقى که بر مبناى اطلاعات واقعى بدست آورده بود رو تو ذهن مجسم کنه. این فقط یکى از فرایندهاى علمىه که ما رو به هدف مى رساند! به شرط اینکه خوب و کامل اجرا شه!

به چه دلیل ما به هدف­مون مى رسیم؟!

چون : ضمیر ناخودآگاه ما طبق اصل سایکو سایبرنتیک کار مى کنه. اصل سایکو سایبرنتیک چیه؟

به چه دلیل ما به هدف­مون مى رسیم؟!

چون : ضمیر ناخودآگاه ما طبق اصل سایکو سایبرنتیک کار مى کنه.

اصل سایکوسایبرنتیک
هر موضوعى که راجبه اون، تصویر دقیق، شفاف، و روشن ( برابر با اصول تجسم خلاق) تو ذهن ما وجود داشته باشه، ضمیرناخودآگاه ما در جهت دستیابى به اون، برنامه ریزى مى شه.

لطفاً این موضوع مهم رو بنویسین: “اصل سایکوسایبرنتیک از اساسى ترین اصول ذهنه.”

ادامه مى دهیم؛

یکى دیگر از مزایاى کوتاه بودن جمله تاکیدى، اینه که به راحتى قابل تکراره. بازم تأکید مى کنم: این کل هدفسازى نیس! ولى شاید یکى از ۴ بخش اصلى هدفسازى باشه.

فعل، زمان حال باشه. به چه دلیل فعل جمله، زمان حال باشه؟

براى اینکه اگه آینده باشه، ضمیرناخودآگاه طور دیگرى برنامه ریزى مى کنه. اگه کسى بگه مثلاً: پولدار می شم.

ضمیرناخودآگاه، بر مبناى اصل قیاس فعالیت مى کنه. این شخص داره به ضمیرناخودآگاه مى گوید، قبلاً پولدار نبوده و الان هم پولدار نیس! فعلِ پولدار می شم، از انرژى ضمیر ناخودآگاه مى کاهد و اون طبق دو جمله ى فوق، کار بسیار سختى رو پیش روى خود مى بیند.

شاید اثر داشته باشه اما مطمئنا زمانِ زیادى طول مى کشد و هم اینکه ضمیرناخودآگاه، انرژى زیادى هم مصرف مى کنه. این خوب نیس!چون ما مى خواهیم در کوتاهترین زمان و به بهترین حالت ممکن، به هدفمون برسیم.

حتى جمله ى “در حال پولدار شدن هستم” هم زیاد خوب نیس! چون براى ضمیرناخودآگاه زور آور نیس و تعهد شدید ایجاد نمى کنه. بهترین حالت همونه که گفتم! من پولدار هستم + تجسم دقیق از معنی اختصاصىِ ثروت براى اون شخص!

تجسمى که بر مبناى اطلاعات واقعى و دقیق استواره.

این ساختار کلامى و این تصویر ذهنى، به طور کاملً موردقبول و توافق ضمیرناخودآگاه و ضمیرخودآگاه واقع مى شه. دوستان خوبم؛ می بینین که چقدر نکات ریز و ظریفی باید رعایت شه! علم NLP یک پکیج کامله که به تموم نکات ریز توجه داره و تموم ظرایف رو مورد امتحان قرار داده.

موضوع مهم دیگر زمونه.

همه ى کتابها نوشتن که براى اهدافتون زمان دقیق مشخص کنین! ما هم مى پذیریم.

اما به چه دلیل گاهى با رعایت همه اصول، در زمان مقرر به هدفمون نمى رسیم؟

به چه دلیل گاهى با رعایت همه اصول، در زمان مقرر به هدفمون نمى رسیم؟

به خاطر اینکه فقط زمان رو براى ضمیرِ خودآگاه تعریف کرده و تقویمى عمل مى کنیم. در صورتى که تقویم براى ضمیرناخودآگاه نامفهومه! ضمیر ناخودآگاه با سَمبلا و نمادا تحریک مى شه.

ما علاوه بر تعیین زمان دقیق تقویمى باید یک نماد یا سمبل رو به این برهه ى زمانى، الحاق کنیم.

مثلاً اگه مى خواهیم در اول مهر به هدفمون برسیم، علاوه بر ذکر تاریخ، در دفتر هدف­سازى مون، بنویسیم : اولین روزى که بچه ها به مدرسه مى روند.. !!

براى هر مقطع زمانى سعى کنین اینجور سمبل هایى پیدا کنین. البته کار دشوارىه!

اگه بتونین اینجور کارى انجام بدین، بسیار زود به هدفتون مى رسید.

بیشتر بخونین:

درس پانزدهم- کارکرد ضمیر ناخودآگاه
درس چهاردهم- ناشناختهای ضمیر ناخودآگاه
درس سیزدهم- ضمیر ناخودآگاه و فیلترینگ ذهنی
درس دوازدهم- آشنایی بیشتر با ضمیر ناخودآگاه

[تعداد: ۸    میانگین: ۳.۱/۵]

تلویزیونای هوشمند سامسونگ با سیستم عامل تایزن به بازار ایران اومد !

مدت خیلی از رونمایی سیستم عامل تایزن (Tizen) به وسیله سامسونگ در دنیا نمی گذره که این سیستم عامل به شکل تلویزیونای هوشمند سامسونگ به بازار ایران اومده.

سیستم عامل تایزن که پس از چند سال تحقیق و پیشرفت معرفی شده، بنای اصلی معنی اینترنت اشیا حساب می شه که اخیراً به وسیله مدیران ارشد سامسونگ معرفی شده.

جالبه بدونین سرمایه گذاری بزرگی واسه این سیستم عامل انجام شده، تا جایی که به گفته سامسونگ از سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۷ میلادی همه تلویزیونای هوشمند این شرکت بازار از سیستم عامل تایزن استفاده می کنن.

سیستم عامل تایزن، نگرانی دوستداران اندروید در مورد موافقت با اپلیکیشنای عادی موجود در بازار رو هم برطرف کرده و از اونجا که یک سیستم عامل متن باز (Open Source) است، امکان اجرای اپلیکیشنای اندروید در اون ممکنه.

شاخصه دیگر تایزن، سرعت بالای این سیستم عامله که باعث افزایش بهره وری و کارکرد بهتر دستگاه ها می شه. اینطوری، محدودیتای سیستم عامل قدیمی تلویزیونای هوشمند که طبق لینوکس بوده هم برطرف شده؛ هم اینکه با امکان ارائه اپلیکیشنای تخصصی واسه این دستگاه ها، پیش بینی می شه با ظهور تایزن تلویزیون مفهومی بالاتر از دستگاهی واسه تماشای شبکه های جورواجور باشه.

در تلویزیونای مجهز به تایزن، علاوه بر فرق در سیستم عامل، تغییرات زیادی هم در نمای پنل دسترسی به ویژگیای هوشمند دستگاه ها هست. مهم ترین فرق همون گونه که در بالا هم گفته شد سرعت بالای دسترسی به محتوای مورد نظره که ریموت کنترل پیشرفته این دستگاه کارایی اونو دو برابر کرده.

با فشردن دکمه اسمارت بر ریموت کنترل، اپلیکیشنا روی نواری در پایین صفحه تلویزیون نشون داده می شه. سهولت در اشتراک گذاری محتوا بین تلویزیون و دستگاه های هوشمند از دیگر ویژگی هاییه که پیشرفت چشم گیری در این مورد هستش.

[تعداد: ۲    میانگین: ۴.۵/۵]

تلکام شروع به کار کرد !

شانزدهمین نمایشگاه فرامرزی تلکام دیروز در غیاب وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات و با حضور دبیر شورای عالی فضای مجازی، رییس سازمان فناوری اطلاعات و معاون وزیر ارتباطات کار خود رو شروع کرد.

امسال به دلیل همراهی وزیر ارتباطات با هیات همراه رییس جمهوری، دبیر جدید شورای عالی فضای مجازی نمایشگاه تلکام امسال رو گشایش کرد.

در نمایشگاه تلکام به عنوان بزرگ ترین نمایشگاه صنایع مخابراتی منطقه خاورمیانه، ۲۱۲ شرکت و واحد تولیدی داخلی و ۸۰ شرکت خارجی از ۱۸ کشور جهان شرکت کردن.

در مراسم گشایش شانزدهمین نمایشگاه، فرامرز رستگار، رئیس سندیکای مخابرات در مورد وضعیت شرکتای فعال در بخش فناوری اطلاعات گفت:

با وجود اینکه شرکتا وضعیت اقتصادی مناسبی ندارن، اما همه تلاش خود رو واسه حضور در نمایشگاه امسال انجام دادن.

:

امروز شرکتای فنی مهندسی علاوه بر ارائه محصول، باید ساپورت مخابرات هم باشن و این وسط اگه پرداختای مالی اونا با تاخیر انجام بشه با مشکلات زیادی مواجه می شن.

ایشون با اشاره به اینکه کلی مطالبات مربوط به مخابراته که اونا هم توان پرداخت ندارن، از دولت خواست که با کم شدن تعرفها علاوه بر حل مشکلات، اشتغال زایی هم بسازه

همزمان با برگزاری نمایشگاه تلکام شانزدهم، بزرگترین مرکز تماس خاورمیانه به وسیله شرکت مخابرات ایران رونمایی شد.

بزرگترین مرکز تماس خاورمیانه به وسیله شرکت خدمات اول از زیرمجموعهای شرکت مخابرات ایران راه اندازی شد که با گشایش و استفاده از آن تموم مردم به شکل شبانه روزی می تونن خدمات لازم فروش و پس از فروش مخابرات ایران و شرکتای تابعه رو در بالاترین سطح کمیت و کیفیت دریافت کنن.

مرکز تماس مخابرات طبق گسترش خدمات مخابراتی و امور مشترکان و خواهندگان راه اندازی شده و در سطح کشور قابل استفاده از طرف کاربرانه.

ارتباط مستقیم و بدون واسطه با مشتریان و پاسخگویی همه ساعته به درخواست مشترکان مخابرات مثل اهداف ایجاد این مرکز تماس اعلام شده.

نمایشگاه تلکام ۲۰۱۵ از امروز چهارم مهرماه کار خود رو شروع کرده و تا هفتم مهرماه در محل دائمی نمایشگاهای فرامرزی تهران به کار خود ادامه میده.

[تعداد: ۰    میانگین: ۰/۵]

تلگرام: درصدد برطرف کردن مشکل کاربران تلگرامی هستیم!!

دسترسی به شبکه اجتماعی تلگرام از ساعتی پیش با مشکل مواجه شده و کاربران مناطق خاورمیانه، شمال آفریقا و اروپا نمی تونن از این شبکه اجتماعی استفاده کنن

مشکل تلگرام
به گزارش یکی از خبرگزاریا، دسترسی به تلگرام با مشکل مواجه شده و کاربران مناطق خاورمیانه، شمال آفریقا و اروپا نمی تونن از این شبکه اجتماعی استفاده کنن!

دسترسی به تلگرام از ساعتی پیش در مناطق خاورمیانه، شمال آفریقا و اروپا نشدنی شده و هنوز مشخص نیس این اتفاق به چه دلیل اتفاق افتاده.

تلگرام در حساب توئیتر خود در این مورد نوشته که درصدد برطرف کردن مشکل هستن و از کاربران درخواست کرده تا منتظر بمونن.

پیش از اینم در چند مورد دسترسی کاربران ایرونی به تلگرام دچار مشکل شده بود که مدیران این شبکه دلیل اونو اشکال در سرورهای این شبکه اجتماعی عنوان کرده بودن.

[تعداد: ۱    میانگین: ۵/۵]

تمایل خارجیا به سرمایه گذاری در فولاد و فلزات سنگین !

رییس سازمان نظام مهندسی معدن از برگزاری چهارمین همایش و نمایشگاه فرصتای سرمایه گذاری در معدن و صنایع معدنی با حضور بیشتر از ۱۹۰ شرکت داخلی و خارجی خبر داد و گفت: علاقه شرکتای خارجی بیشتر در فولادسازی و فلزات سنگین مثل نیکل، تیتانیوم و … است.

هرمز ناصرنیا در نشست خبری پیش از برگزاری این نمایشگاه با بیان اینکه این نمایشگاه از هفتم تا نهم مهرماه در قسمت جنوبی مصلای امام خمینی (ره) برگزار می شه، گفت: در این نمایشگاه هلدینگای بزرگ اروپایی هم حضور دارن که فرصت بسیار خوبی واسه جذب سرمایه گذار خارجی در بخش معدن و صنایع معدنیه.

ایشون با اشاره به ذخایر معدنی جور واجور و پر کشور و جایگاه خوب ایران واسه سرمایه گذاری، اعلام کرد: الان تولید مواد معدنی در کشور بیشتر از ۴۰۰ میلیون تن با فعالیت بیشتر از ۷۰۰۰ معدنه، اما بدیش اینه در بخش صنایع معدنی متناسب با این موضوع رشد خوبی رو نداشتیم.

ناصرنیا با بیان اینکه در مورد مس، تیتانیوم، سرب، روی و نیکل امکان افزایش سرمایه گذاری در کشور هست چون که ایران از دید سنگی و ذخایر معدنی بسیار گسترده س، گفت: الان قسمت بزرگی از سنگ ما به شکل نپخته به کشورهای دیگر رفته و در اونجا فرآوری شده و اون کشور با نام خود سنگ ایران رو می فروشه که ترکیه یکی از این کشورهاست.

به گفته ایشون، سنگای ایران حتی در آمریکا هم مشتری داره و همین امر باعث می شه که بشه بیشتر از قبل روی بخش فرآوری مواد معدنی سرمایه گذاری کرد.

رییس سازمان نظام مهندسی معدن با اشاره به فعالیتای این سازمان واسه گسترش سرمایه گذاری در بخش معدن، اعلام کرد: در سالای گذشته تونستید بعضی وقتا سرمایه گذاران خارجی رو جذب کنیم و همزمان با برگزاری نمایشگاه سال جاری هم جزوهایی رو به فارسی و انگلیسی برابر سالای گذشته تهیه کردیم که راهنمایی واسه سرمایه گذاری در فعالیتای معدنی واسه خارجیا باشه.

ناصرنیا اضافه کرد: یکی دیگر از این برنامه ها که نیاز به هزینه و زمان زیادی داره اینه که مشخص کنیم واسه هر سرمایه گذاری چه مقدار منابع نیازه و چه سودآوری داره.

ایشون با اشاره به افزایش ظرفیت نمایشگاه از دید مساحت و بازدیدکننده، اعلام کرد: در طول سه سال گذشته هیاتای خارجی به این نمایشگاه اومده ان و هر سال هم تعداد اونا بیشتر شده که اینطوری توقع داریم امسال بیشتر از شش هزار نفر بازدید از این نمایشگاه داشته باشیم.

ناصرنیا با بیان اینکه مساحت زمین برگزاری نمایشگاه از ۱۴ هزار متر مربع در سال گذشته به ۲۰ هزار متر مربع زیاد شده، ادامه داد: همزمان با همایشای موجود در این نمایشگاه با بخش تجاری سازی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری هم صحبت کردیم و بعضی از پروژه های دانشجویی رو بررسی کردیم که چیجوری میشه واسه اونا سرمایه گذار پیدا کرد.

ایشون اضافه کرد: در دو سال گذشته تونستید از این روش چندین پروژه دانشجویی رو به استفاده برسونیم.
رییس سازمان نظام مهندسی معدن با بیان اینکه ما شرکتای خارجی رو شناسایی کرده و به ایمیدرو معرفی می کنیم تا به مرحله سرمایه گذاری برسه، گفت: در این چند سال هیاتایی از ایتالیا، اتریش، آلمان، کانادا، آفریقای جنوبی و چین به کشور اومده ان که این موضوع مربوط به قبل از توافق بوده و تا الان به جز دو مورد اونا به مرحله سرمایه گذاری نرسیده.

ناصرنیا با بیان اینکه با توافق انجام شده موج ورود خارجیا به کشور زیاد شده، گفت: علاقه شرکتای خارجی بیشتر در فولادسازی و فلزات سنگین مثل نیکل، تیتانیوم و … است. در عین حال طلا هم مثل همیشه درخواست زیادی رو به خود اختصاص میده.

ایشون عیار طلای موجود در معادن ایران رو پایین دونست و گفت: به خاطر همین نیازمندیم که فرآوری ارزون قیمت در این بخش داشته باشیم اما سرمایه گذاری در ایران تنها به توافق با ایمیدرو برنمی شه بلکه مشکلات امنیت سرمایه، چگونگی بیرون بردن سود، برگردوندن سرمایه و … از مشکلاتیه که باید دولت اونا رو حل کنه.

به گفته ناصرنیا، همه دولتا علاقه مند به جذب سرمایه گذاری خارجی بودن اما باید به دنبال حل مشکل رفت که تا الان این موضوع به طور ایده آل پیش نرفته.

ایشون با بیان اینکه بدیش اینه دولتامون به سختی تلاش می کنن خودشون رو از فعالیتای اجرایی جدا کنن، ادامه داد: البته در ساختارهای بالایی دولت سیاستگذاران همیشه علاقه مندن که از ورود به سرمایه گذاری و تصدی گری خلاص شن اما وقتی به رده های پایین تر میایم همیشه مشکلاتی واسه انتقال تصدی گری به بخش خصوصی ایجاد می شه.

[تعداد: ۰    میانگین: ۰/۵]

دقیق شدن وتغییر چیجوری در بهبود کیفیت زندگی به ما کمک می کنن؟

تغییر و تمرکز دو عامل بسیار لازم و مهم واسه رسیدن به موفقیت ما!

تغییر
۱- شما باید روی چیزایی که واسه شما مهمه تمرکز کنین، نه اون چیزی که اسباب ناراحتی شما رو جفت و جور می کنه.

۲- شما وقتی لبخند بزنین خیلی ظاهر بهتری به خود می گیرین. لبخند زدن، سریع ترین و ارزون ترین راه واسه قشنگ به نظر رسیدنه.

۳- شما مستعدتر، قابل تشویق تر، و دوست داشتنی تر از آن چیزی هستین که فکرش رو می کنین!

۴- شما در طول یه روز می تونین پیرتر و یا بهتر به نظر برسین. اینکه کدوم یکی از این دو روی میده به انتخاب شماس.

۵- شما متعجب میشین اگه بدونین که وقتی به کسی بگید چقدر قدردان شون هستین چه احساس خوبی به سراغ تون میاد. جملات محبت آمیز شما شاید تنها امید و روشنایی باشه که در اون روز گرفتن.

۶- شما با کتابی که هیچوقت اونو به قلم درنیاورده اید، هیچ فروشی دارین! پس عمل کنین.

۷- شما میتونین هر بخش از زندگی شخصی و یا کسب وکارتون رو که اسباب ناراحتی تون رو جفت و جور می کنه بهتر کرد. فقط فعالیت هوشمندانهه که مهمه. اطلاعات موردنیاز رو کسب کرده و بعد از آن استفاده کنین. به همین سادگی!

۸- شما باید هر روز خودتون رو پیشرفت بدین. هر روز و هر هفته، سال تا سال دیگر! معنی زندگی همین پیشرفت و تغییره.

۹- شما هر روز که از خواب برمی پاشید باید به خودتون بگید “من امروز کارای بیش تری نسبت به دیروزم انجام میدم” ورژن دیروزِ شما قدرتمندترین حریف امروزتانه.

۱۰- شما باید به اندازه ای کارای موردعلاقه خودتون رو انجام بدین که اصلاً از یاد ببرین شغل تونه! اگه تا این حد به شغل خود علاقه ندارین، باید تغییر کنین.

۱۱- شما وقتی که اولین بار قدم به راه رفتن برداشتید زمین خوردین. حتی اولین باری هم که به شنا رفتید حتماً تا غرق شدن جلو رفته اید. پس به یاد داشته باشین که همیشه کسائی که بیش تر موفق می شن بیش تر دویده ان.

همیشه بخاطر بسپارین که:

 شما لایق یه روزِ عالی هستین.

به چه دلیل باید تغییر کنیم ؟
در بخشی از زندگی خود تغییراتی رو ایجاد کردین؟
وسایل منزل خود رو جابجا کنین.. راه جدیدی رو واسه رفتن به سر کار انتخاب کنین.. خوردن غذاهای جدیدی رو تجربه کنین.

همه چیز باید عوض شه.

به چه دلیل بیشتر ما به هنگام مواجه شدن با واژه “تغییر” به سختی با اونم جهت میشیم؟
تغییر در جنبه های و اندازه های جورواجور هست. اگه شغل تون رو از دست دادین، اگه حریف تون با تولید یه محصول جدید شما رو از چرخه رقابت بیرون کرده، اگه رئیس تون شما رو واسه انجام کارا مناسب نمی دونه، اگه ….
همه این “اگه” ها از شما خواستار تغییر هستن. از شما میخوان تا به روشی دیگر به دور و بر تون نگاه کنین. چگونگی دیدتون به جهان دور و بر و اینکه چیجوری باید با تغییر در زندگی تون کنار اومد، مسئله اصلیه. بیشتر مردم احساس می کنن “تغییر” تاثیر سریع و منفی رو در زندگی شخصی و حرفه ای شون بر جای میذاره.

در ارتباطات و مبحث کلامی، واژه  Change یا همون “تغییر” معمولا در موقعیتایی استفاده می شه که رفتارای تهدیدآمیز و سریع به همراه دارن.

مثل:
– اگه چیزها بهتر نشن، باید به طرف تغییرات وسیع تر پیش بریم.
– اگه این نگرشت رو تغییر ندهی اجازه خروج نداری و باید به اتاق خودت برگردی و …

امروز از شما درخواست داریم که درباره “تغییر” مثبت تر فکر کنین. وقتی می گیم “این تغییردهنده بازیه” یعنی یک چیز مثبت و خوبه و این همون “تغییر” یه که ما در زندگی نیاز داریم. ۲۰ دلیلی که امیدواریم باعث شه اولین قدم رو واسه تغییر وردارین انتخاب کردیم. پس از خوندن این موارد، پیشنهاد می کنیم که مقالات مربوط به افراد موفق، رازهای موفقیت شون و درسایی که واسه ما عنوان کردن رو در سایت حاضر (پدیده فکر مهتر) بخونین.

۱- بدون تغییر، همه چیز مثل سابق باقی می مونه، دچار رکود شده و نابودی رو داره.

۲- دلیل ترس خیلی از مردم از ترس، اینه که اونا رو از وضعیت راحت و خوب بیرون کرده و به زور وارد وضعیت دیگری می کنه که معمولاً واسه شون بد به نظر می رسه.

۳- بدون تغییر، هیچ ماجراجویی در زندگی وجود نداره.

۴- مقاومت کردن در برابر “تغییر” تلاش و انرژی بیش تری رو می خواد، تا اینکه اونو قبول کنین.

۵- اگه “تغییر” رو با آغوش باز قبول کنین راحت تره تا اینکه تلاش کنین با اون بجنگین.

۶- هرچه بیش تر، در مقابل “تغییر” مقاومت کنین، افراد موفق از این حقیقت، بیش تر به سود خودشون استفاده می کنن.

۷- تغییر، یاد گرفتنیه. یاد گرفتنیا باعث رشد می شن و رشد زندگی رو به وجود میاره. و اگه زندگی کنین یعنی زنده هستین! (زنده بودن تنها به نفس کشیدن نیس!)

۸- انرژی که شما به هنگام شکایت از “تغییر” هدر می دین از شما یک آدم بخیل میسازن. (این همون چیزیه که شما می خواین؟)

۹- تغییر، واسه شما یک فرصته.

۱۰- وضعیت فعلی، کسل کننده س و شما رو به جایی نمیرسونه. (نقل قول مشهور : اگه می خواین تبدیل به شخصی جدید شید باید کارایی رو انجام بدین که تا الان انجام نداده اید!)

۱۱- تغییر، زمانی ترسناک و بد جلوه می کنه که به همون روش به اون نگاه کنین.

۱۲- ترس از تغییر، همون احساسیه که به شما میگه می تونین تغییر کنین.

۱۳- ما شما رو به تغییر دادن احساسات تون هم تشویق می کنیم.

۱۴- مردم از تغییر می ترسن، چون در اونا احساس ترس از چیزی رو القا می کنه که اونو نمی شناسند!

۱۵- چیزایی که نمی شناسیم، بد و ترسناک هستن مگه اینکه ما موقعیت خود رو تغییر دهیم.

۱۶- تغییر، پیشروِ ممکن هاست.

۱۷- همه چیز، باید عوض شه.

۱۸- وقتی ما “تغییر” می کنیم جلو میریم. اما با تغییر نکردن هر لحظه در حال برگشت به عقب هستیم.

۱۹- تغییر کردن، هیجان انگیزه و باعث به حرکت درآمدن شما می شه.

۲۰- هوا همیشه در حال تغییره. پس احتیاجی به نگران بودن درباره اون نیس! صحبتای بیهوده رو پایان بدین و به طرف “تغییر” حرکت کنین.

دقایقی رو واسه ارسال نظر در زیر این پست صرف کنین و ما رو از “تغییر” و اینکه چیجوری تونستید در زندگی خود تغییرات رو پیش بگیرین آگاه کنین.

[تعداد: ۷    میانگین: ۴.۴/۵]

تمرین کردن، رمز موفقیت نقاش معروف از کودکی تا بزرگسالی!

رمز موفقیت نقاش معروف
بعضی می گن که رمز موفقیت نقاش معروف در چیزی، به استعداد ذاتی فرد برمیگرده.. شاید اینطور باشه. اما خیلی از موضوعات رو از روش تمرین و تکرار هم میشه به سرانجامی نیکو رساند.

اینجا می خوایم نقاشیایی نشون دهیم که نقاش اونا در سنین کودکی رسم کرده.

اون حالا در نقاشی مهارت داره و با قرار دادن نقاشیای زمان کودکی در کنار نقاشیای زمان حال ش، می خواد نقش مهم تمرین کردن رو واسه ما خاطرنشان کنه.

سن نقاش در گوشه هر کدوم از نقاشیا نوشته شده.

لطفاً وقتی که با دقت به این تصاویر نگاه می کنین، مزیت تمرین کردن رو به کلیه حولوحوش زندگی گسترش بدین. فکر کنیم که تمرین و تکرار چه چیزایی رو برامون به ارمغان میارن؟ فکر کنیم که ممکنه چه چیزایی رو با تمرین نکردن از دست دهیم؟

[تعداد: ۱۴    میانگین: ۳.۴/۵]

تناسب در گروه محصول کار و کاسبی چیه!!؟

گروه محصول
انتخاب یه گروه محصول یا زیرگروه که کسب وکاری با اون همخوانی داره، اثرات عجیب تاکتیکی و استراتژیکی می تونه به دنبال داشته باشه. میشه مدیریت ارتباط با مشتری درست کرد و از همخوانی با اون منتفع گردید و یا با گروه های خاص اجناس همخوانی درست کرد.

کسب تناسب
تناسب از پایهً یکی گروه محصولی تصور می شه که مشتری به اون علاقه داره. در آزمایش دارایی برند، محصول تحقیقات انبوه یانگ و روبیکم در مورد برندهای جهانی، تناسب یکی از چار جنبه های کلیدی (در کنار فرق، احترام و آگاهی) تشخیص داده شده. و با اینکه فرق در یافته های مطالعه از اهمیت بیشتری برخورداره، تناسب می تونه در بازارهای متغیر به همون اندازه قوی باشه. اگه کسب وکاری تناسب خود رو از دست بده، فرق اهمیتی نداره.

توانایی یک شرکت در کسب تناسب، طیف متنوعی داره. در یک سو غفلت کنندگان از روند-شرکتایی که از روندها غافل ان یا اونا رو اشتباه تعبیر می کنن، شاید به خاطر این که بیش ازحد بر مدل کسب وکار از پیش تعیین شده تمرکز دارن. اینجور مواردی بیشتر به عنوان شرکتایی که بدون بررسی هدف دار کافی و انعطاف پذیری سازمانی هستن و یا از روش هدف دار سبد برند ضعیفی استفاده میکردن، شناخته می شن، اینان روزی از خواب بر می خوان تا در کمال تعجب دریابند که محصولشان دیگر تناسب نداره.

در طرف دیگر محرکین روند قرار میگیره، اون گروه از شرکتایی که درواقع روندها تعیین کننده گروه یا زیرگروه رو به حرکت درمی بیارن. در میونه، دنباله روان روند جای دارن، شرکتایی که به دقت روندها و ظهور گروه ها و زیرگروها رو تعقیب می کنن تا مطمئن شن که محصولاتشون به روز هستن.

جواب دهندگان روند، شرکتایی که می تونن روندها رو تشخیص داده، آزمایش کنن و بعد واکنشی طراحی و اجرا کنن، می تونن در بازارهای متغیر موفق باقی بمونن.

رسیدن به موفقیت در پیگیری روندها کار ساده ای نیس. تشخیص و آزمایش گرایشات و تمیز دادن اونا از مدهای زودگذر می تونه چیزی سخت باشه. هم اینکه عکس العمل نشون دادن به زیرگروهای نوظهور، خصوصاً اگه کوچیک باشن و اگه کسب وکار و برند موجود شناخته شده باشن مشکله.

[تعداد: ۱    میانگین: ۵/۵]

تنها یکسال فرصت مایکروسافت واسه فروش کامپیوترا با ویندوز ۷ !

اگه بازم می خواین تا روی کامپیوتر بعدی شما ویندوز ۷ اجرا شه، بهتره زود عمل کنین.

مایکروسافت«چرخه زندگی ویندوزها»ی خود رو به روز رسانی کرده. آخرین روزی که شما می تونین کامپیوتری با ویندوز۷ بخرین، ۳۱  اکتبر ۲۰۱۶ هستش.

اگه شما برنامه دارین تا کامپیوتر الان شما به مدت طولانی به وسیله ویندوز۷ اجرا شه، ناراحت نباشین! ویندوز۷ تا ۱۴ ژانویه سال ۲۰۲۰، ساپورت از اداره کردن کامپیوتر شما رو رو دوش داره.در این علاوه بر، شما می تونین مجوز خرده فروشی خود رو به سیستم جدید منتقل کنین. بعد از آن، اما ویندوز۷ هم مثل ویندوز XP و OS که کارشناسان فکر میکردن دیر برن، آخرش به عنوان مهره سوخته می شه و از میدون ویندوزها بیرون می شه.

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

تنها ۴ درصد از بودجه کشور واسه روستاهاست!

امروز از خرمشهر تا چابهار رو هموطنان ما با کمترین امکانات تشکیل میدن. این در حالیه که اونا به آبای آزاد هم دسترسی دارن..

الان در کشور ما؛ کمبود امکانات و و پائین بودن کیفیت زندگی از مشکلات اصلی زندگی دهاتیه.

این حرفها، صحبتای معاون سرمایه گذاری اشتغال پیشرفت دهاتی و مناطق محروم کشوره که احساس غم و تأسف در خواننده بوجود میاره. اولین جمله ای که بعد از شنیدن شون از ذهن خواننده عبور می کنه چیزی نیس جز : به چه دلیل کاری از دست من برنمی آید؟!

بخاطر این خبرنگاری ایسنا در آذربایجان شرقی گزارشی ارائه داد: ناصر زرگر در همایش مشارکت مردمی در راه اندازی واحدهای تولیدی دهاتی گفت: عامل اصلی مهاجرت مردم از روستاها به شهرها انقلاب صنعتیه که در ایران هم در جامعه شهری شکل گرفت ولی بدیش اینه با تولید پیوند نخوره.

: استراتژِی ناموفق دیگر سرمایه گذاری و بودجه ریزی ناکارآمده که طبق اون فقط چار درصد بودجه کشوری به روستاها تعلق میگیره و بدیش اینه نظام بودجه ریزی ما شهرمداره.

معاون سرمایه گذاری و اشتغال پیشرفت دهاتی و مناطق محروم کشور اعلام کرد: مناطق مرزی کشور ما باید پیشانی اقتصادی کشور باشن نه امنیتی چون وقتی سرمایه با نیروهای نظامی مواجه می شه فرار می کنه اما اگه با مراکز اقتصادی مواجه باشه جذب می شه.

: در مورد طرح پیشرفت دهاتی و راه اندازی واحدهای تولیدی مشارکتی ۲۰ درصد سهام رو هم به طرحای غیرمشارکتی اختصاص دادیم که اونم بیشتر شامل شرکتای علم بنیان می شه.

اون گفت: سهامداران شرکتای تولیدی در روستاها از زمان شروع فعالیت واحدهای خود به مدت یکسال از حضور مشاوران ما برخوردار می شن و اونا وظیفه دارن طبق راهنماییای تخصصی و رصد امور شرکتها اجرای نقش کنن.

[تعداد: ۳    میانگین: ۳.۷/۵]