د.

بیانیه چشم انداز

بیانیه چشم انداز یک دیدگاه دراز مدت تر و ایده آل در جهان رو واسه کار و کاسبی شما نشون میده.

اهداف

همراه با بیانیه ماموریت، بیانیه اهداف شما باید مثل کلید رانندگی کار و کاسبی شما باشه. اهدافی موفق هستن که SMART باشن. خاص (Specific)، قابل اندازه گیری (measurable)، قابل رسیدن (achievable)، واقع گرایانه (realistic)، و زمانبندی شده (time bound)، باشن.

واسه آخر امسال، می خواین به چه اهدافی دست پیدا کنین؟
واسه یک، پنج و ده سال آینده به کجا می خواین برید؟
اهداف باید کمی و قابل اندازه گیری باشه. مثلا افزایش ۶۰۰ واحد فروش واسه ۳ ماه آینده.

انتخاب یه روش هدف دار مناسب واسه برنامه بازاریابی
پیشرفت یه روش هدف دار رشد از ماتریس Ansoff

بیشتر کسب و کارا نیاز به رشد دارن، ماتریس Ansoff یه روش مناسب واسه تعیین روش هدف دار رشده.

نفوذ در بازار

افزایش سهم بازار در بازار فعلی و با محصول فعلی.

روشای پیشنهادی:

سیاست قیمت گذاری تهاجمی (رهبری هزینه در مدل پورتر رو ببینین)
برندینگ دوباره (re-Branding)
کاهش هزینه های بازاریابی (هوشمند سازی بازاریابی)
مدل پورتر
پیشرفت بازار

ورود به بازار جدید با اجناس موجود.

روشای پیشنهادی:

پیدا کردن مصرف جدید واسه محصول موجود
گسترش شبکه پخش
مشارکت روش هدف دار در بازارهای جدید داخلی و فرامرزی
پیشرفت محصول

پیشرفت یه محصول جدید واسه بازار که در اون حضور دارین.

روش پیشنهادی:

دست به ایجاد و پیشرفت طیف بزرگی از اجناس مکمل و یا مشابه بزنین، مثلا اگه خمیردندان تولید می کنین تو پیشرفت مسواک کمک کنین.
تنوع

پیشرفت یه محصول جدید واسه یک بازار به طور کامل جدید.

روشای پیشنهادی:

تحقیق بازار
تحقیق و پیشرفت محصول
پیشرفت روش هدف دار قیمت گذاری

وقتی که محصول و بازاری رو که قصد فعالیت در اونو دارین تعیین کردین، مسئله بعدی موضوع تعیین قیمته. مدل پورتر ۳ روش هدف دار که با استفاده از قیمت موجب ایجاد مزیت رقابتی می شن رو مورد بحث قرار میده.

سه روش هدف دار عمومی واسه مزیت رقابتی-مدل پورتر

رهبری هزینه: ارائه محصول با کیفیت خوب و یا کیفیت ادراکی خوب و البته با قیمت پایین تر از رقبا.
روش هدف دار دیفرانسیل: تعیین یه محصول و یک سرویس خاص و منحصر بفرد واسه یک بازار خاص.
روش هدف دار تمرکز: دقیق شدن روی یک بخش خاص از بازار که رقبا نمی تونن رقابت کنن.
تعیین سرمایه گذاری برنامه ترک شغل چیجوری به خوشحال تر شدن و افزایش اعتماد به نفس کمک می کنه؟!

برنامه ترک شغل
واسه ترک شغل خود آمادگی دارین؟ برنامه ترک شغل به شما این آمادگی رو میده. وقتی از کار خود بدتون میاد، بیشتر به ترک اون فکر می کنین. اما وقتی که از کار خود راضی هستین، ایجاد برنامه واسه ترک شغل ، تا حدودی عجیب و غریب به نظر می رسه. با اینحال، کارکنان هوشمند همیشه آمادگی لازم واسه ترک شغل خود در آینده رو دارن.

دلیل اینه که آینده همیشه مبهمه. فقط به خاطر این که رضایت شغلی شما امروز به سرعت در حال افزایشه، معنیش این نیس که فردا شرکت شما اخراج خیلی از کارکنان رو اعلام نمیکنه. یا یک رئیس جدید سختگیر نداشته باشه. یا مرتکب یک سرپیچی اخلاقی نشه که نمی خواین برابر اون عمل کنین.

یه برنامه ترک شغل به معنی داشتن آمادگی جهت ایجاد فرصت جدید و جانشین درآمد واسه خوده. مشاغل ما معمولا تنها وسیله واسه پرداخت اجاره، خرید مواد غذایی و ساپورت از خود و خونواده هامونه. پیدا کردن شغل جدید سخته. و می تونه مدت زیادی طول بکشه. پس آماده نبودن ما به معنی خطر گیر افتادن در یک جای کاریه که از آن متنفر هستیم. چراکه به دلیل نیاز به جفت و جور مخارج خود مجبور میشیم مشاغلی رو انتخاب کنیم که علاقه ای به اون نداریم. یا با اصول و تواناییامون همخوانی نداره.

در نیاز به برنامه ترک شغل قانع شدین اما نمی دونین چیکار کنین؟

با پدیده فکر مهتر همراه باشین تا راهکارهای لازم رو بیاموزید!

اقدامات لازم جهت برنامه ترک شغل :
۱. پس انداز بیکاری داشته باشین
اکثریت ما – حدود ۶۳ درصد – پس اندازی واسه آینده نداریم؛ یک چهارم کارگران هیچ وقت در هر ماه چیزی پس انداز نمی کنن. واسه کارمندا ن هم، این کار ممکنه با اهمیت به نظر نرسه. اما اگه فردا بیکار شدید، چه می شه؟

تلاش کنین حتما یک حساب پس انداز داشته باشین تا خود و خونواده تون تا چند ماه پس از بیکاری از عهده مخارجتان برآیید. اینکه چقدر باید پس انداز کنین، به هزینه های لازم (اجاره، صورتحسابا و چیزای دیگه ای به جز اینا) و میانگین مدت وقتی که از موقعیت و صنعت خود بیرون اومدید تا پیدا کردن یک کار جدید؛ بستگی داره.

ترک شغل بدون هیچ منبع درآمد تضمین شده، اصلا کار درستی نیس. اما بعضی وقتا ممکنه شرایط شما رو مجبور به ترک شغل کنه . دانستن اینکه شما پس انداز اورژانسی واسه گذراندن امورات خود دارین، بعضی از استرسای این موقعیتا رو کم می کنه و به شما زمان کافی میده تا دوباره به طور کامل روی پای خود وایسید.

۲. شبکه، شبکه، شبکه
آمار زیادی که میگه ۸۵ درصد از شغلا به وسیله شبکه ها پر می شه ممکنه بزرگ نمایی باشه، اما قدرت ارتباطات شخصی غیر قابل انکاره. تماسای حرفه ای می تونه شما رو از گشایش مراکز صنعتی آگاه سازه. موجب شه شما به شکل پیمانی یا قراردادی استخدام شید. و کلا روند شکار شغل شما رو شتاب می بخشه.

لازم نیس واسه اینکه به دنبال یک شغل باشین، به طور فعال این روابط رو ایجاد و حفظ کنین. فقط با مخاطبین کار و کاسبی به درد بخور در ارتباط باشین. در کنفرانسا و جلسات مربوطه شرکت کنین. آماده ارائه خدمات و کمک به آدمایی باشین که در آینده می تونن واسه شما به درد بخور باشن. شبکه خود رو با درخواست معرفی به ارتباطات جدید از کسائی که الان با اونا ارتباط دارین، گسترش بدین.

به طور خلاصه، کاری کنین که به عنوان یک فرد صالح، صمیمی و پویا که مردم میخوان اونو استخدام و با اون کار کنن، شهره شید.

۳. واسه دورکاری (فریلنس) آماده شید
با در نظر گرفتن نیروهای دوقلوی جهانی سازی و دیجیتال سازی، حالا می شه خیلی از مشاغل رو به شکل دورکاری یا پیمانکاری انجام داد. اگه این کار به شغل شما ربط داره، وقت اون رسیده تا بدونین که چیجوری کار می کنه. و زمینه کار رو جفت و جور می کنه. این به معنی ایجاد روابط خوب با مشتریان بالقوهه. مطمئن شید که صفحه لینکداین و بقیه سایت هاتون دارای رتبه بالا هستن. و نمونه هایی مناسب رو مثلا کارا جمع آوری کنین.

بهتره با انجام بعضی کارای جانبی و انجام چند پروژه از همین الان دورکاری رو امتحان کنین. هدف از این کار آمادگی پیدا کردن واسه روز مباداست.

۴. مهارتای خود رو صیقل بدین
مهارتهای خاصی هست که به شما کمک می کنه تا کار خود رو خوب انجام بدین. از زمان سرمایه گذاری کنین و تلاش کنین مهارتهای خود رو به روز کرده و گسترش بدین. ویژگیایی رو که واسه کار در سطح بالاتر از شما لازمه، بررسی کرده، و همین حالا شروع به کار روی اونا بکنین، چه در محل کار و یا بیرون از آن.

اینترنت با دوره های رایگان آنلاین پر شده. که همه چیز رو از برنامه نویسی گرفته تا Adobe Photoshop  تدریس می کنه. از اونا استفاده کنین. نه فقط در موقعیت الان شما به نفع تون هستش، بلکه زمانیکه مجبور به ترک شغل فعلی خود هستین، به کارتون میاد.

نتیجه گیری
ممکنه که شما هیچوقت احتیاجی به استفاده از برنامه ترک شغل خود نداشته باشین. چه بهتر! در اینصورت می تونین از شبکه قوی، مهارتای صیقل یافته و پس انداز خود بهره ببرین. شمام اینکه در شغل فعلی خود احساس امنیت و اعتماد به نفس می کنین. و واسه مقابله با هر گونه مسائل سخت پیش رو همیشه آماده هستین.

برنامه ترک شغل به خاطر این تدارک دیده می شن که اگه در آینده مشکلی اتفاق، به شما کمک کنه، اما اونا هم اینکه الان شما رو کارمندی بهتر، خوشحال تر و با اعتماد به نفس بیشتری میسازن.

[تعداد: ۱    میانگین: ۵/۵]

برنامه روزانه مون رو چیجوری تنظیم کنیم تا روز خوبی تجربه کنیم ؟

تنظیم برنامه روزانه

موفقیت در کار و کاسبی و زندگی نیازمند تلاش زیاد و برنامه روزانه س، آدمایی وجود دارن که هر چی تلاش کنن به موفقیت نمی رسن، به نظر شما به چه دلیل این جوره؟

فرق زیادی بین کار و کاسبی با تلاش و جدیت و کار و کاسبی هوشمند هست، اگه نمی تونین بدون هوش و ذکاوت در کار تلاش کنین این کار بی فایده س، اولین چیزی که در افراد موفق کشف می کنین تلاش همراه تفکر هوشمنده.

در این مقاله به چند نکته می پردازیم که اگه روی اونا تمرکز کنین می تونین برنامه روزانه خود رو روی این کارا تنظیم کنین تا روز خوبی داشته باشین.

۱- ورزش روزانه رو شروع کنین
تحقیقات نشون میده که آدمایی که روزانه ورزش انجام می دادن انرژی بیشتری نسبت به بقیه دارن و دید اونا نسبت به مسائل بازتر هستش، انجام تمرینای ورزشی در طول روز به مدت ۱۰ دقیقه باعث ترشح ماده ای به نام GABA در مغز می شه.

۲- اول آب لیمو بخورین
خوردن آب لیمو بعد از بیدار شدن نیروی جسمی و عقلی شما رو زیاد می کنه و این انرژی در طول روز همراه شما هستش بعد از خوردن آب لیمو ۱۵ تا نیم ساعت منتظر بمونین بعد غذا بخورین.
آب لیمو عناصر غذایی زیادی مثل پتاسیم و ویتامین C رو داره اگه وزن شما کمتر از ۶۸ کیلو گرم باشه از نصف لیمو بیشتر استفاده نکنین.

۳- قبل از صبحونه خوردن گوشی خود رو چک نکنین
در شروع روز در فیسبوک و تویتر و یا در حال بررسی پیامای ایمیل خود هستین با این کار باعث بی توجهی به خودتون میشین، روز خود رو با مشاهده مناظر قشنگ شروع کنین.

۴- صبحونه ای واقعی بخورین
کسائی که صبحونه می خورن کمتر در برابر چاغ شدن قرار می گیرن، و در قند خون خود تعادل ایجاد می کنن.
هم اینکه در طول روز کمتر احساس گرسنگی می کنن اما خوردن صبحونه ای سالم باعث می شه بهتر تمرکز کنین و انرژی خاصی بگیرین.

۵- اهداف روزانه خود رو مشخص کنین
هر چقدر اهداف روشن باشن اعتماد فرد به خود بیشتر می شه و روی زندگی و کار خود بهتر تحکم پیدا می کنه، مشخص کردن اهداف روزانه باعث می شه به اهداف والا دست پیدا کنین.
هدف مبهم: میخواد امروز این مقاله رو به پایان برسانم
هدف روشن: امروز میخواد این سه بخش مقاله رو به پایان برسانم که هر بخش ۱ ساعت زمان می بره.

۶- جای کار و کاسبی و دفتر خود رو تمیز کنین
کار در دفتر تمیز باعث تمرکز بیشتر شما می شه طبق تحقیقات آدمایی که در دفترهای تمیز دارن کار می کنن، کار بهتری نسبت به آدما که محل کارشون به هم ریخته بود کار ارائه دادن. پس به هم ریختگی باعث می شه ذهن شما درگیر امور دیگری به غیر از کار شه.

۷- با خوردن قورباغه شروع به کار کنین
قورباغه ای در صبح بخورین هیچ اتفاقی واسه شما نمیفته، مارک تواین
منظور از خوردت قورباغه اینجا انجام دادن کارای سخته.
انجام دادن کارای سخت تنها راه درمان و انجام کارا در ساعات اوله که با زمان کمتر کارا رو به پایان برسونین چون شما در این ساعات تمرکز بیشتری دارین.

۸- مدیریت جلسات
جلسها یکی از بیشترین کاراییه که هم زمان و هم تمرکز شما رو از بین می برن پس جدولی روشن واسه جلسات و چگونگی میریت اونا بذارین و به گروه خود تذکر بدین این جدول رو رعایت کنن.
رعایت این جدول باعث می شه در زمان دقیق حاضر شن و واسه تحقق اهداف خود با تمرکز تلاش کنن.

۹- روی چند کار زیاد تو یه زمان کار نکنین
ممکنه صبحا مجبور باشین چند کار رو به شکل همزمان انجام بدین اما تحقیقات نشون میده که انجام چند کار تو یه زمان بهره وری اون کارا رو کم می کنه پس فقط روی یک کار تمرکز کنین.
محققان آدمایی رو که تو یه زمان چند کار رو با هم انجام میدن رو با دیگر اشخاصی که این کار رو انجام نمی دن مقایسه کردن و فهمیدن که این کار بهره وری کار رو کمتر می کنه.

۱۰- بگید “نه”
کلمه “نه” روز مهم شما رو قشنگ تر می کنه، وقتی کا شخصی کاری از شما میخواد و دوست ندارین اون کار رو انجام بدین با قاطعیت به اون نه بگید، این کار به شما کمک می کنن کارایی رو که خودتون قصد انجام دادنش رو داشتین انجام بدین.

[تعداد: ۴    میانگین: ۴.۳/۵]

برنامه ریزی هدف دار ۱۰ مرحله ای واسه کسب و کارای کوچیک

برنامه ریزی هدف دار به زمان زیادی نیاز نداره. اما بیشتر، صاحبان کسب و کارای کوچیک برنامه ریزی هدف دار رو کنار می ذارن. تا زمان بیشتری رو واسه اختصاص دادن اون به دست بیارن. و بیشتر نتیجه اینه که کار و کاسبی دچار رکود می شه. و شرکت به بهتر شدن و رشد ادامه نمی ده. مراحل ۱۰ مرحله ا زیر کمک می کنه تا شرکت قوی بمونه و دقیق شدن روی فعالیتا و اهداف معطوف شه که در آخر باعث رشد و بهبود می شه.

برنامه ریزی هدف دار ۱۰ مرحله ای
تیم خود رو گرد هم بیارین
نصف روز کاری رو تعطیل کرده و دور هم جمع شید. بعد به نوبت در مورد زمینه های جور واجور بحث کنین. این کار باعث می شه همه درباره پروسه و یافته های حس مالکیت داشته باشن.

جدا سازی و بررسی SWOTانجام بدین
روی پوسترهای بزرگ قدرت و ضعفای شرکت خود رو  فهرست کرده و اونو به دیوار بچسبونین. بعد محیط خارجی کار و کاسبی رو بررسی کرده و هرگونه فرصت یا تهدید رو یادداشت کنین. می بینین که این کار  چیجوری ساختار چیزی که رو که باید واسه سال آینده انجام بدین مشخص می کنه.

واسه مطالعه بیشتر:

بررسی SWOT چیجوری صورت میگیره؟ بررسی بررسی SWOT

رقبا رو بررسی کنین
شک نداشته باشین همیشه این کار رو انجام نمی دین، اما هر ساله (و در طول سال) به وب سایتای رقبا و رسانه های اجتماعی اونا توجه می کنین. در طول جلسه بعضی سوالات رو در مورد رقبا از خود و همکاران بپرسید: جایگاه  رقبای خود رو چیجوری و در کجا می بینین؟ کجا شما رو به رقابت کشیده ان؟ حریف جدیدی هست که باید مراقب اون باشیم؟ یادداشتای SWOT خود رو موقع صحبت درمورد رقبا اصلاح کنین.

بازار رو بررسی کنین
در مورد چگونگی تغییر بخشای جور واجور مشتری سئوال کنین. خدمات شما هنوز نیازای مشتری رو برآورده می کنن؟ از شما خواسته شده تا خدماتی رو اضافه کنین – یا فرصتی واسه این کار هست-  تا بیشتر به مشتریان کمک کنین؟ ما به طور منظم با هر کدوم از بخشای مشتری ارتباط برقرار می کنین؟ فرصتا یا تهدیدهای خاصی در بازار هست؟ هنگام بحث ما در مورد بازارهای جور واجور SWOT  خود  رو اصلاح کنین.

از کارکنان خود سئوال کنین
از کارکنان خود  بپرسید که چه کارایی به بهره وری و سودمندی کمک می کنه؟ فرایندها در کجای راه بی اثر می شن؟ اداره و اجرای چه موضوعاتی رو باید ادامه داد ؟ فکر میکنین که واسه رسیدن به سطح بعدی چه کارایی باید کرد؟ هم اینکه از اونا بپرسید که چی باعث ساده تر شدن کار اونا می شه؟ تعجب خواهید که پاسخا چقدر ساده هستن- مثل قرار دادن لامپا در کف اتاق یا داشتن مانیتورهای اضافی در بخش کاری اونا. بعضی وقتا کوچیکترین چیزایی که کارکنان میخوان به آسونی جفت و جور می شن و روحیه بالا رو حفظ می کنن.

از مشتریان خود سئوال کنین
از چند مشتری کلیدی بپرسید که چه کاری می تونین انجام بدین تا بهتر خدمات رسانی کنین. فقط چند تماس تلفنی و یا چند جلسه، دیدگاه فوق العاده با ارزشی رو در مورد مسائل مربوط به ارائه خدمات، ارتباطات، و یا حتی اجناس و خدمات جدید بالقوه جفت و جور می کنه. این کار رو میشه قبل یا بعد از جلسه – و یا در طول سال که  واسه مشتریان خود وقت می ذارین، به شکل عادت همیشگی انجام داد.

واسه مطالعه بیشتر:

اجرا برنامه روش هدف دار موفق

۵ قدم واسه برنامه هدف دار

سنگ بناهای بزرگ رو شناسایی کنین.
دکتر استفان کُوِی، معنی سنگ بناهای بزرگ رو به جهان معرفی کرد تا اهمیت دقیق شدن روی چیزای بزرگ قبل از صرف تموم زمان روی تعقیب و مراقبت از چیزای کوچیک، رو توضیح بده. این معنی به طور کامل در کار و کاسبی درسته چون که در اون کارای بزرگی هستن که می تونین انجام بدین تا کار و کاسبی تون پیشرفت کرده و به سطح بعدی برسه.

اگه زمانی رو واسه مشخص کردن سنگ بناهای بزرگ صرف نکنین و روی اونا تمرکز نداشته باشین ، همیشه به مسائل کوچیک و مقابله با کارای روزانه خواهید پرداخت تا اینکه یه روز از خواب بیدار شده و می بینین که کسب وکارتون نفسای آخر رو میکشه. پس، وقتی که مراحل ۱ تا ۶ فوق رو انجام دادین، وقت اون رسیده تا ۳ تا ۵ ایده بزرگ رو از بین یادداشتای خود بیرون کشیده و در طول سال روی اونا تمرکز کنین تا تاثیر مثبتی بر کار و کاسبی خود داشته باشین.

کارای مربوط به هر سنگ بنا رو فهرست کنین.
حالا برنامه عملی خود رو مشخص کنین. هرکدوم از سنگ بناها رو که واسه اون سال تعیین کردین مطرح کنین و در مورد وظایف تیم خود رو واسه انجام اونا بحث و رد و بدل کردن نظر داشته باشین. وقتی که وظایف واسه هر سنگ بنا مشخص شد، مسئولیت اونو قبول کنین.

پیشرفت رو به طور منظم گزارش کنین
به شکل هفتگی، هر دو هفته یا ماهانه پیشرفت خود رو گزارش کنین تا اطمینان انجام بشه که برنامه داره انجام میشه. رهبر شرکت باید برگزاری این جلسات رو مهم جلوه بده و اعضای تیم نسبت به انجام وظایف تعیین شده جوابگو باشه.

هرساله یه بار این پروسه رو تکرار کنین
وسیله لازم واسه این مراحل عبارتند از:  خوراکیا و نوشیدنیای به درد بخور واسه جلسه ای که نصف روز کاری بخاطر اون تعطیل شده ، یادداشتای مهم واسه جلسه و یک سند Word یا Excel که سنگ بناهای بزرگ و وظایف مربوط به اونا رو که در طول سال باید انجام شه ، فهرست می کنه.

بخاطر داشته باشین که برنامه ریزی هدف دار قدم مهمی واسه اجرای روشای هدف دار، رسیدن به اهداف و در آخر موفقیت روز افزون کسب و کاره. پس برنامه ریزی هدف دار دقیقی داشته باشین تا از موفقیت لذت ببرین.

[تعداد: ۲    میانگین: ۴.۵/۵]

برنامه ریزی اطلاعات ذهن به وسیله ضمیر ناخودآگاه چیجوری صورت میگیره؟

نقش ضمیرناخودآگاه
واسه برنامه ریزی اطلاعات ذهن به وسیله ضمیر ناخودآگاه ، اول باید به نقش اون پی ببریم. هممون خواهان موفقیت و پیشرفت و تعالى هستیم. هرکی مایل به پیشرفت باشه. ً باید ضمیر ناخودآگاه و نقش ضمیر ناخودآگاه خود رو بشناسه. و با کارکرد و منطق خاص اون آشنا شه. چون این رُکن مهم ذهن ما دست کم ٨٠٪ شخصیت و سرنوشت ما رو می سازه!

برنامه ریزی اطلاعات ذهن به وسیله ضمیر ناخودآگاه- طرح درس اختصاصی آقای محمد کریمایی(مرآت)
برنامه ریزی اطلاعات ذهن به وسیله ضمیر ناخودآگاه
تا اینجا یاد گرفتیم که ضمیر ناخودآگاه همیشه فعال، و مشغولِ دریافت و ارسال اطلاعاته. و بر مبناى اون، برنامه ریزی می کنه! اما حالا بیشتر وارد جزئیات می­ شیم. تا ببینیم برنامه ریزی اطلاعات ذهن به وسیله ضمیر ناخودآگاه چیجوری صورت میگیره؟ !ضمیر ناخودآگاه مجموعه اطلاعات دریافتى رو از یک فیلتر ذهنى عبور میده. و اطلاعات دلخواهِ خود رو از حجم فوق العاده اطلاعات ورودى، انتخاب می کنه.مثال:

شما براى شرکت در یک جلسه، وارد سالن همایش میشین. ً مطالبى که از طرف سخنران در حال ارائه هست، براى شما مهمه. چون از پایهً شما به همین قصد اومدید. اما ضمیر ناخودآگاه شما، به محض ورود به سالن شروع به اسکن اطلاعات با تموم جزئیات می کنه. اون تعداد چراغا، تعداد صندلیا، رنگ روش صندلیا، تعداد افراد حاضر، چهره تموم افرادى که می بینه، صداهاى محیط، بوها و عطرهایى که در محیط منتشره رو با دقت ثبت می کنه.

پس از پایان جلسه، فقط بخشى از صحبتای سخنران رو به حافظه اصلى شما منتقل می کنه و مابقى اطلاعات رو فیلتر می کنه. البته فیلترشدن اطلاعات، به معناى حذف اونا نیس! بلکه به معناى انتقال اونا به بایگانىِ بی حرکتِ حافظهه. اطلاعات انتخاب و منتخب رو به حافظه اصلى منتقل می کنه. اما هنوز پردازش انجام نشده!

ضمیر ناخودآگاه، بخشی از اطلاعات رو در پایه های سطحى ذهن نگاه می داره. از این حیث که، این اطلاعات، به زودی براى شما به درد بخور هستش! اگه از این اطلاعات استفاده نشه، پس از مدتى اونا هم به بایگانى بی حرکت منتقل می شن. اما جاى نگرانى نیس چون در شرایط خاصى، این اطلاعات قابل بازیابى هستن!

حال به بخش مهم بحث می رسیم:

ضمیر ناخودآگاه، مهم ترین بخش اطلاعات رو در اختیار گرفته و طبق همون اطلاعات، براى ما دو دستاورد مهم رو به ارمغان میاره.

١- تولید رفتارهاى ما

٢- تولید باورهاى ما

اما ً این رفتارها و باورها همیشه درست نیستن!

ما می خوایم ان ال پى بیاموزیم که بتونیم رفتارهاى نادرست رو حذف کنیم. و از اثر باورهاى مزاحم جلوگیرى کنیم! براى اینکار باید ضمیر ناخودآگاه در شرایط خاصى قرار بگیره. برنامه ریزی اطلاعات ذهن به وسیله ضمیر ناخودآگاه باید زیر نظر ما قرار گیرد.

شرایط آلفاى ذهنى = شرایطى که ضمیر ناخودآگاه، حواس جمع، فعال، در دسترس و مهم تر از همه اینکه، قابل برنامه ریزی به وسیله پیامای ضمیر خودآگاهه. در این حالت خاص روانى، برنامه ریزی اطلاعات ذهن به وسیله ضمیر ناخودآگاه ، بسیار قوی انجام می شه. و مهم تر اینکه استوار و موندگار هستش. یه برنامه ریزی مطمئن و دائمى! تأثیرگذارترین برنامه ریزیای ذهنى در این حالت انجام می شه.

وقتى فرهنگای جور واجور با این مراحل آشنا شدن، هریک به تناسب اندازه درک خود، نامى انتخاب کردن. در آمریکا، به خاطر قدرت فوق العاده ضمیر ناخودآگاه نام اونو غول داخل گذاشتن! در اروپا، به خاطرِ یادگیرىِ سریع، پاکى و بی آلایشی، اسمش رو کودکِ داخل گذاشتن. و در کشورهاى جنوب شرقىِ آسیا، به واسطه جوِ خاص مذهبی و عقاید ویژه خود، نام اونو خداى داخل گذاشتن!

ما اینجا علاوه بر احترام به عقاید همه؛ می گیم ضمیر ناخودآگاه، قوی ترین نرم افزار مدیریت اطلاعات ذهنه. از همین رو نقش ضمیر ناخودآگاه در تعیین سرنوشت ما بسیار تاثرگذاره.

امواج ذهنی
اما شرایط آلفا چیه؟

براى درک این شرایط باید امواج ذهنى رو به شما آموزش دهم که از مهمترین بخش­ هاست.

١- امواج گاما با فرکانس بالاتر از ٣٠ هرتز

٢- امواج بتا با فرکانس ١۴ الى ٣٠ هرتز

٣- *** امواج آلفا با فرکانس ٨ الى ١۴ هرتز

۴ – امواج دلتا با فرکانس ۴ الى ٨ هرتز

۵ – ** امواج تتا با فرکانس صفر الى ۴ هرتز

همه حالات براى ما مهمه و ما در بیست و چاری تمامى این حالات رو تجربه می کنیم.

امواج آلفا
اما امواج آلفاى ذهنى، طبق تعریفى که در بالا ارائه شد، از اهمیت ویژه ای برخورداره. ما در بیست و چاری دو حالت استثنایى رو تجربه می کنیم:

١ – فاصله بین بیدارى و خواب

٢- فاصله بین خواب و بیداری

١- منظور من، فاصله زمانىه که ما سرتون رو روى بالش می­گذاریم تا زمانى که به خوابِ سنگین فرو می­­ رویم.

٢- فاصله زمانى از موقعى که صبح، چشمامون رو باز می کنیم تا موقعى که از رختخواب بیرون می­ شیم.

این دو حالت، طبیعی ترین و غنی ترین حالات ذهنىه که ما تجربه می کنیم.

اهمیت آلفاى طبیعى اینه که، فعالیت ذهن، ١٨ برابرحالت عادىه و این حیرت آوره! این مقطع زمانى براى همه برابر نیس و در افراد جور واجور، بین ٨ ثانیه الى ٢٠ دقیقه متغیر هستش.

بیشتر بخونین:

درس چهارم- ضمیر ناخودآگاه (۳)
درس سوم- ضمیر ناخودآگاه (۲)
درس دوم- آشنایی با ضمیر ناخودآگاه (۱)
درس اول- NLP چیه؟
نتیجه گیری این فصل:
حالا که از ویژگیای خاص شرایط آلفاى طبیعى خبردار شدیم. میتونیم از این شرایطِ ویژه، در جهت برنامه ریزی اهداف خود استفاده کنیم. از هم­ حالا رعایت کنیم که در فاصله بین خواب و بیداری (و برعکس)، فقط و فقط به اهدافمون فکر کنیم. و از فکرکردن به گرفتاریا و اشتباهات گذشته خوددارى کنیم. به چه دلیل ؟؟

چون فعالیت مغز، ١٨ برابر حالت عادىه و ضمیر ناخودآگاه، با استعدادِ قوی ترین برنامه ریزی! پس:

اگه به مشکلات فکر کنین، زیاد می شن!

و اگه به اهدافتون فکر کنین، نزدیک میشین!

اگه به مشکلات فکر کنین، زیاد می شن!

و اگه به اهدافتون فکر کنین، نزدیک میشین!

در این مطلب تلاش داشتیم با شما از برنامه ریزی اطلاعات ذهن به وسیله ضمیر ناخودآگاه  صبحت کنیم. امیدواریم به درد بخور هستش باشه.

[تعداد: ۲۵    میانگین: ۴/۵]

برنامه ریزی واسه رشد کسب وکار چیجوری صورت میگیره؟

برنامه ریزی واسه رشد کسب وکار موضوعیه که خیلی از کسب وکارها رو دچار رقابت و مسائل زیادی می کنه که حل کردن براشون سخت می کنه.

برنامه ریزی واسه رشد کسب وکار
رشد کسب وکار در مراحل بسیاری ممکنه رخ بده. این مراحل، بصورت چرخه هستن یعنی هرباری که شما تغییر رو اعمال می کنین، تکرار می شه. کسب وکار شما امروز در چه مرحله ای قرار داره؟

۱- کار و کاسبی
ایده کسب وکار ایجاد شده و برنامه ها جای خود رو گرفتن.

۲- شروع
برنامه کسب وکار کامل شده و اهداف تعیین گشته ان.

۳- راه انداختن (عمل کردن)
کسب وکار با هر مسئله ای که پیش میاد مقابله می کنه. سیستما ایجاد شده و بطور ایده آل، سودآوری صورت میگیره.

۴- گسترش دادن
این کسب وکار رشد کرده و نیاز به پیشرفت داره. مدیریت واسه تناسب داشتن با اندازه یا پیچیدگیِ کسب وکار تغییر کرده و یا گسترش پیدا میکنه.

۵- تجدیدنظر
کسب وکار خیلی رقابتیه. فعالیتا بطور منظم بازبینی شده و واسه رسیدن به موفقیت، تغییر می کنن.

۶- جور واجور
کسب وکار در بازارهای جدید، قراردادها و اجناس تنوع پیدا میکنه.

خواه کسب وکارتون تازگیا شروع به کار کرده باشه خواه آماده واسه تنوع بخشیدن باشه. بهرحال خیلی با اهمیته که واسه رشد خود برنامه داشته باشین که به طور کامل کنترل شده و به درستی مدیریت شه. در ادامه مواردی ذکر می شه که کمک می کنه تا برنامه رشد خود رو بهتر کرد:

هدف گذاری واسه رشد
مشخص کنین که می خواین کسب وکارتون به چی برسه. اهداف کوتاه مدت و بلندمدت واسه کسب وکارتون تدارک ببینین.

درگیری مدیریت و کارکنان
بطور منظم با مدیریت و کارکنان دیدار کنین تا یافته ها رو بازبینی کرده و کارکرد فعلی رو سبک سنگین کنین. به کارکنان تون انگیزه بدین. اونا رو تشویق کنین تا در رشد کسب وکار سهیم باشن.

کنترل هزینه ها
جریان نقدینگی زیاد، همیشه به معنی سودآوری نیس. کنترل هزینه ها واسه رشد کسب وکار بسیار لازمه.

بازبینی همیشگی اهداف
بازبینی ماهانه در چگونگی کارکرد سازمان داشته باشین. یافته های واقعی بدست اومده رو با اهداف، بودجه و برنامه های خود مقایسه کنین. اگه برنامه شما واسه رشد نتیجه نمی ده یا با مشکلات مالی سازمانی مواجه شدید، به سرعت درخواست کمک کنین.

پیشرفت سیستمای خوب
سیستمای گزارشی خوب واسه کسب وکارتون بسازین. شما اطلاعاتی می خواین که به سرعت و خیلی راحت قابل دسترسی باشن تا بتونین پروژه های کسب وکاری خود رو با کارکرد کسب وکار مقایسه کنین. یک سیستم گزارشی خوب می تونه شما رو منظم تر حفظ کرده و در زمانای لازم واسه تصمیم گیری فوری قادر سازه.

همونطور که می بینین برنامه ریزی واسه رشد کسب وکار نیازمند رعایت و باخبر شدن از نکات زیادیه که می تونه موفقیت و شکست سازمان رو منجر شه.

[تعداد: ۴    میانگین: ۴.۵/۵]

برنامه ریزی واسه صادرات محصول به بازارهای جهانی شامل چه نکاتیه؟

وقتی شرکتا به موفقیتا در سطح ملی بر سند، تصمیم می گیرن وارد بازارهای جهانی شن. و واسه این کار نیاز به برنامه ریزی واسه صادرات دارن. هنگام برنامه ریزی واسه صادرات در مورد بازار و مشکلات بالقوه به طور کامل تحقیق کنین. و از حمایتا و اطلاعات موجود استفاده کنین.

نکات لازم موقع برنامه ریزی واسه صادرات
واسه دسترسی به طیف خیلی از مشاوره و ساپورت ، با وزارت خونه مربوطه یا سازمان ساپورت محلی کار و کاسبی خود تماس بگیرین.
بقیه منابع اطلاعاتی رو شناسایی کنین. (مثلا مخاطبینی که وارد بازار می شن)؛ خودتون از کشور مورد نظر بازدید کنین.
تصمیم بگیرین چقدر باید در تحقیق و پیشرفت بازار جدید سرمایه گذاری کنین؛ بازارای موجود فرصتای بهتری رو ارائه میدن؟
تحقیق بازار انجام بدین: مثلا، نیازها و شرایط مشتری، رقابت و قیمت گذاری رو بررسی کنین؛ از پیشنهادای وزراتخانه مربوطه یا راهنماییای کمیسیون عالی استفاده کنین .تحقیق بازار مهم ترین بخش در برنامه ریزی واسه صادراته.
به این فکر کنین که چیجوری باید به مشتریان دسترسی پیدا کرده و یا محصول خود رو پیشرفت بدین.
قوانین و مقررات محلی رو بررسی کنین: مثلا، تعرفها، استانداردهای محصول، قوانین مسئولیت تولید و مقررات برچسب گذاری. حتما از یک وکیل متخصص مشاوره بگیرین.
چگونگی تحویل، بسته بندی و حمل و نقل رو بررسی کنین: هزینه ها، زمان بندیا و اسناد لازم رو هم بررسی کنین.
واسه مطالعه بیشتر:
بهترین تجارت در جهان چه نوع تجارتیه؟

ورود به بازارهای جهانی چیجوری شدنیه ؟

مقدمه واردات کالا از کشورای جور واجور

گزینه های جفت و جور مالی و روشای پرداخت رو بررسی کنین؛ چیجوری اعتبار خود رو آزمایش و با اندازه نوسانات ارز مقابله می کنین ؟ در برنامه ریزی واسه صادرات گزینه های مالی و روشای پرداخت رو با دقت بررسی کنین.
به این فکر کنین که چه خدمات پس از فروشی رو باید ارائه بدین؛ مثل قطعات یدکی، مشاوره مشتری یا آموزش.
کارکنانی رو که واسه ساپورت از صادرات باید داشته باشین آزمایش کنین؛ هرگونه نیاز آموزشی رو شناسایی کنین. مشاوره حقوقی رو یادتون نره.
بهترین کانال فروش رو انتخاب کنین: مثلا، فروش مستقیم (مثلا از روش اینترنت) یا از روش پخش کننده، یا استفاده از یک نماینده یا کار با یک شریک. مشاوره قانونی بگیرین.
مطمئن شین که از شرایط تجاری و آیینای رسیدگی به اسناد صادراتی به طور کامل آگاهید.
یه برنامه صادرات آزمایشی رو واسه آزمایش بازار و روشای خود بدون سرمایه گذاری بیشتر از حد طراحی کنین.
مکانیزمای نظارت رو بر پا کنین؛ محیط کار و کاسبی محلی و اندازه ارز، و هم کارکرد صادراتی خود رو کنترل کنین.
با اجرا نکات وتوصیهای فوق در برنامه ریزی واسه صادرات، می تونین صادرات موفقی داشته باشین. و وارد بازار جهانی شید.

[تعداد: ۱    میانگین: ۳/۵]

برنامه ریزی واسه یک کنفرانس موفق

برنامه ریزی واسه یک کنفرانس موفق
برنامه ریزی واسه کنفرانس شرکت، می تونه حرفه شما رو گسترش داده و میدون دید بیش تری رو ایجاد کنه. با در نظر گرفتن هدف شرکت، می تونه روحیه و حتی فروش شرکت رو هم تقویت کنه.

کنفرانسا پیچیده و سخت هستن و برنامه ریزی واسه اون نیاز به فوت و فنای خاص خودش داره. یک دستور کار (صورت جلسه) ی خوب و سخنرانایی عالی از عوامل لازم واسه این کنفرانسا هستن. وجود صندلیای راحت، خوراکی و هزاران دلیل دیگه هم واسه تشکیل یک کنفرانس موفق لازمن. یعنی باید پشت صحنه کنفرانس رو هم تدارک ببینین و دمای محیط، گرمایشی و … رو سبک سنگین کنین.

کنفرانسی که خوب برنامه ریزی نشه می تونه بر حرفه شما تاثیر بدی گذاشته و مثل یک بادبادک روی هوا آویزون به نظر برسه. اگه سخنران نتونه خوب حاضرین رو تحت تاثیر بذاره یا شما نتونین با جفت و جور کردن خوراکیا نظر مثبت اونا رو جلب کنین بهتره بدونین که با این کارکرد به مدت چندماه ورد زبانا هستین. هیچ موردی رو به شانس واگذار نکنین! واسه همه مراحل یک کنفرانس برنامه ریزی کنین. در این پست ما هم نکاتی رو ذکر می کنیم که واسه برنامه ریزی موفق کنفرانس لازمه. با پدیده فکر مهتر ه
و کار شما رو تشکیل می دهمراه باشین.

اقدامات ساده
۱- هدف اصلی رو مشخص کنین
کنفرانسای موفق، اهداف روشن دارن. می خواین به نیروی انسانی بخش فروش خود انگیزه بدین؟ می خواید کارکنان رو واسه انجام فعالیتای تیمی تشویق کنین؟ شاید هم می خواید یه محصول جدید رو معرفی کنین. البته شاید هم می خواید جمعیت مناطق جور واجور رو گردهم بیارین! در هر حال، هدف باید روشن باشه. هدف شماس که بیش تر عوامل دیگه مثل سخنرانا، اندازه و صورت جلسه کنفرانس رو مشخص می کنه.

۲- لیست علاقه مندیا رو یادداشت کنین
وقتی تعریف دقیقی از هدف رو ساختین، به طوفان ذهنی بدین. می خواین رفت و امد جست و خیز ایجاد شه؟ می خواین از سخنرانان برجسته استفاده کنین؟ خواستار برگزاری جلسات عمومی (جایی که کل اعضای گروه شرکت می کنن تا به سخنان گوینده گوش بدن) هستین؟ یا به چند بخش سریالی با موضوعات جور واجور نیازمندید؟ درباره محل برگزاری کنفرانس چه فکری دارین؟ باید موقعیت اون، نزدیک شرکت تون باشه؟

۳- بودجه رو مشخص کنین
پس از اینکه هدف و لیست علاقه مندیا رو ترتیب دادین، درباره بودجه فکر کنین. مطمئن شید که همه بخشای موردنیاز رو شامل شدین. واسه هر موردی که در لیست قرار گرفته یک راه مشخص مشخص کنین.

به سخنران پولی نیاز دارین؟ غذا و یا خوراکی باید واسه جلسه درنظر گرفته شه؟ محل برگزاری کنفرانس چیجوری؟ به چه نوع اتاقای کنفرانس نیاز دارین؟ اتاقای جلسات عمومی ممکنه تا چندصد نفر گنجایش داشته باشن؛ در حالی که ظرفیت اتاقای جلسات (با بخش بندی موضوعی) تا ۲۰ و کمی بیشتره.   قراره از آدمایی واسه تهیه مواد و وسیله چاپی و وبی و یا واسه اطلاعات مربوط به کنفرانس، درخواست همکاری کنین؟

لیست همه موارد موردنیاز رو تهیه کرده و قیمت و هزینه ای که هر کدوم از اونا دربر می گیرن رو ذکر کنین. بعد به دنبال مکانی باشین که بتونین همه اونا رو داخل اون جای بدین.

۴- لیست علاقه مندیا و بودجه رو محدود کنین
پس از اینکه بودجه و لوازم موردنیاز رو به شکل لیستی تهیه کردین یکی از دو احتمالی که ممکنه رخ بده اینه که بودجه و لیست شما باهم هماهنگ بوده و موافق می شه. که در این حالت می تونین با نگاه جدی به ادامه مراحل نگاه کنین. حالت دوم وقتیه که فهمیده باشین با کمبود بودجه واسه کنفرانس مواجه شدین. در این حالت هم باید برگردین و در بعضی موارد لیست تجدیدنظر کنین.

۵- درباره قرار ملاقاتای در دسترس تحقیق کنین
دوره برنامه ریزی واسه یک کنفرانس /جلسه به کمترین حد ممکن یه سال زمان و یا بیش تر نیاز داره. می پرسین به چه دلیل؟

چون جلسات به تدارکات زیادی که عوامل روی صحنه و حتی پشت صحنه رو موثر می کنه احتیاج دارن. هماهنگ کردن محل برگزاری، هماهنگی سخنرانان، افراد شرکت کننده و … واسه یه روز مشخص کار سختیه. بدین منظور، مجموعه پدیده فکر مهتر هم واسه آسایش بیش تر و بهبود حرفه شما عزیزان و صاحبان کار و کاسبی در جهت برگزاری سمینارهای موفق تلاش می کنه. می تونین از روش کلیک بر اینجا با کارشناسان ما در این مورد ارتباط برقرار کنین.

اگه دریافتید که در زمان کم تر از یه سال قادر به برگزاری جلسه هستین، مطمئن باشین که در بعضی از عوامل نامبرده محدودیتی حاصل شده.

۶- محل برگزاری رو رزرو کنین
گروهی رو تنظیم کنین تا محلی رو که قراره جلسه برگزار شه تعیین کنن. اگه سالنی که واسه جلسه درنظر گرفتید میتونه خوراکیا و پذیراییای در طول جلسه رو جفت و جور کنه می تونه واسه انجام اونم نفراتی رو مسئول انتخاب کنین.

۷- با سخنرانان و بازرگانان همکاری کنین
با هر سخنران، بازرگان و فروشنده ای که طوری در جلسه نقش داره مقدمات رو جفت و جور کنین. تاریخ و محل برگزاری و هر اطلاعات دیگری که لازمه رو با اون مورد بحث و رد و بدل کردن نظر قرار بدین تا از هر گونه ناهماهنگی جلوگیری به عمل بیارین.

۸- صورت جلسه رو تنظیم کنین
شاید درک درستی از اینکه “صورت جلسه و دستور کار چیه؟” داشته باشین و شاید هم نیاز دارین که در جایی نشسته و تمرکز خود رو به طور کاملً روی اون حفظ کرده تا بتونین دستور کار درستی رو ارائه بدین. در هر صورت باید بدونین که دستور کار یک جلسه و کنفرانس خیلی با اهمیته.

۹- کنفرانس رو به آگاهی عموم برسونین
همه جلسات، – داخلی و خارجی سازمان – باید به آگاهی عموم برسن. اگه حضور در اینجور جلساتی اجباریه قید کنین که یک جلسه انگیزشی واسه نیروی فروش سازمانه. عمومی کردن جلسات، به شرکت کنندها هیجان بیش تری داده و به اونا اجازه میده تا بدونن که جلسه درباره چی موضوعیه.

عمومی کردن جلسات، دلایلی رو جفت و جور می کنه تا جلسات واسه شرکت کنندها فایدهایی داشته باشن. در کانالای اطلاعاتی هم بقیه این موارد رو ارائه بدین تا درباره تاریخ و محل برگزاری، دستور کار و … باخبر باشن.

۱۰- کنفرانس رو آزمایش کنین
یک جلسه موفق نیاز داره که پس از برگزاری، به طور کاملً دقیق به بررسی بپردازد. بررسی و بررسی فیدبکای قابل آزمایش بسیار مهم هستن. حتی می تونین از فرمای نظرسنجی هم استفاده کنین. دوباره مرحله “هدف” برگردین. ببینین که اگه هدف از این جلسه معرفی یه محصول جدید بوده باشه، شرکت کنندها واقعاً به اطلاعات باارزشی درباره اون دست پیدا کردن یا نه؟ در طول جلسات، احساس راحتی داشتن؟

همه این سوالات رو واسه اینکه بدونین جلسه با موفقیت به اتمام رسیده یا نه، از خود بپرسید. در همه مراحل کار و کاسبی خود مثل برگزاری سمینارهای موفق تیم پدیده فکر مهتر رو در کنار خود بدونین.

[تعداد: ۶    میانگین: ۳.۷/۵]

برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه چیجوری صورت میگیره؟

برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه – طرح درس اختصاصی آقای محمد کریمایی(مرآت)
پایه علم NLP برشناخت و برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه استواره. پس لازمه این بخش از ذهن رو بشناسیم.

قانون سوم ضمیر ناخودآگاه
ضمیر ناخودآگاه اطلاعات غیرمستقیم رو بهتر و شفاف تر دریافت می یواش تر برنامه ریزی می شه.
این به ظاهر ساده به نظرمی رسد. اما هیپنوتیزورها از همین اصل براى درمان استفاده می کنن. چیجوری؟

استفاده هیپنوتیزورها از ضمیر ناخودآگاه واسه درمان
بازم که گفتیم ضمیر ناخودآگاه همیشهً در حال دریافت اطلاعاته. و بر مبناى همین اطلاعات براى ما برنامه ریزی می کنه. اون مسئول تولید رفتارها و باورهاى ماست و همیشه ًفعاله. حتى هنگام خواب! حتى درکمال ناباورى تا ٢۴ ساعت پس ازمرگ هم فعاله!! اون پس از مرگ، هنوز از روش حس شنوایى، درحال دریافت اطلاعات از محیطه!

خیلی شگفت آور! شاید به خاطر همین در بیشتر ادیان آسمانى، پیشنهاد شده که وقتی کسى فوت می کنه، در محیط دور و بر اون باید آرامش برقرار باشه. تا انتقال اون راحت تر انجام شه.
حتماً تا الان تجربه کردین که درحال تماشاى تلویزیون یا خوندن مطلبى هستین. و شخصى که نزدیک شماس شما رو صدا می زنه و متوجه نمی شین! این نشون دهنده چه حالتىه؟ نشون دهنده اینه که کانون توجه ضمیر خودآگاه شما، بر موضوع دیگرىه. و دراین حالت خاص، ضمیر ناخودآگاه شما به شکل شفاف و نزدیکى، در دسترس قرار گرفته.

به این حالت می گن:
١- ترانس ۲- خلسه ٣- آلفاى ذهنى

هرسه مورد درسته. در هر متنی این سه کلمه رو دیدید بدونین معناى اون چیه؟
این یک شرایط خاصه چون در این حالت، برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه به وسیله پیام ضمیر خودآگاهه.

برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه
برنامه ریزی ضمیر ناخود آگاه حساسیتای خاص خود رو داره. وقتى ما خودمون در حالتای خلسه یا ترانس یا آلفای ذهنی هستیم، نمیتونیم خودمون رو برنامه ریزی کنیم پس بهترین روش اینه که از دور و بریا خود بخوایم:
هر زمان که دیدند ما ناخودآگاهانه دراین حالت قرار گرفتیم، یک جمله مثبت و تأثیرگذار به ما بگن. جمله ای باشه که موجب برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه درست و به درد بخور براى ما شه! از این روش می تونین براى برنامه ریزی مثبت و به درد بخور بقیه هم استفاده کنین.

به ویژهً تربیت فرزندان! وقتی که دیدید یک کودک، غرق تماشای تلویزیون یا بازى کامپیوترىه. و ارتباطش با محیط دور و بر به طور کاملً قطع شده، می تونین مسواک زدن رو به اون یادآورى کنین! اون وقت درکمال ناباورى مشاهده می کنین که اون پس از پایان اون حالت، اولین کارى که می کنه مسواک زدنه. یک مثال دیگر:
آدولف هیتلر! اون حواسِ جمعیتِ مخاطب رو بر روى چگونگی بیانِ قوی و حرکات فیزیک خود جلب می کرد. و در باطن، اونا رو براى جنگ و خشونت برنامه ریزی می کرد!
اینم یک نمونه استفاده نادرست از قدرت ذهن در تربیت کودکان! از این روش بیشتر می تونین استفاده کنین. تربیت به شکل غیرمستقیم. یک مثال واقعى:
یک مادر به من مراجعه کرد و از بی نظمی فرزندش شکایت داشت و راه حل خواست. به اون گفتم زمانى که فرزندش حضور داره و مشغول انجام کاریه، گوشى تلفن رو برداره. و با یک مخاطب غیرواقعى شروع به صحبت کنه. و درحین مکالمه بگه: چند روزه که مرتضى بسیار منظم شده و به محض رسیدن از مدرسه، اتاقش رو خودش منظم می کنه! اون اینکار رو انجام داد و نتیجه گرفت. با این که به برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه بچه خود پرداخت.

همون طورکه قبلاً گفتم این مراحل پایه علم هیپنوتیزم رو تشکیل میده. یعنى مشغول ساختن ضمیر خودآگاه به یک موضوع و برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه در همون لحظه! خوب دقت کنین. که در بیست و چاری چندبار این حالت براى شما پیش میاد؟!

شما هر لحظه در حال دریافت اطلاعات و مشغول برنامه ریزی هستین؛ پس لازمه همیشه اطلاعات مثبت درجریان باشه! همونجوریکه درمبحث قبلى گفتم کافىه اصل کنترل اطلاعات رو همیشه رعایت کنین.

قانون چهارم ضمیر ناخودآگاه
ضمیر ناخودآگاه همیشه برابر با جدیدترین اطلاعات برنامه ریزی می شه! این، هم می تونه خوب باشه هم بد! اول جنبه منفى اونو با یک مثال توضیح می دیم:
خانمى رو فرض کنین که براى کاهش وزن به باشگاه میره، بسیارتلاش می کنه. و همیشه درحال ورزش کردنه! اون همیشه با شادى از باشگاه بیرون می شه، و اثراتِ به درد بخورِ اونو حس می کنه! با خودش جملات تأکیدی هم میگه؛ مثلِ: من لاغر و خوش اندام هستم! اما وقتى به منزل می رسه، همسرش میگه: این همه باشگاه می ری ولی هیچ تغییرى نکرده ای! این جمله نابودکننده همون جدیدترین اطلاعاتىه که باعث برنامه ریزی منفى می شه.
حالا جنبه مثبت ماجرا (زندگى شیرین می شه) مثال:
یک آقایی صبح به طرف بازار حرکت می کنه، دوستش رو می بینه که میگه کار و کاسبی خرابه! بازارخوابیده!
با این حساب، اون با ناراحتى به طرف مغازه اش میره و مشغول به کار می شه. هنگامِ عصر، مغازه اش پر از مشترى می شه! دوستش درحال عبور سلام می کنه و میگه خداروشکر شرایط کسب وکارخوبه و بازار تکونی خورده!
این جمله همون جدیدترین برنامه ریزیه که تموم برنامه ریزیای منفى قبلى رو بی اثر می کنه.

بیشتر بخونین:

درس اول- NLP چیه؟
درس دوم- آشنایی با ضمیر ناخودآگاه
درس سوم- ضمیر ناخودآگاه
نتیجه گیری:
همیشه خودتون، جدیدترین و قوی ترین برنامه ریزی مثبت رو وارد ذهنتون کنین و اجازه ندین محیط روى شما اثر بزاره. برنامه ریزی ضمیر ناخودآگاه تنها زمانی اتفاق میفته که ما قوانین اونو بخوبی درک کنیم و به کار ببندیم.

[تعداد: ۴۹    میانگین: ۳.۱/۵]

برنامه فیسبوک در مقابل حمله به منتشر کردن اخبار کذب

طی چند روز گذشته، فیسبوک کارایی رو که قراره در مقابل انتشار اخبار کذب که بر زندگی میلیونا آدم تاثیر میذاره بکنه به شکل اعلامیه ای گفته. مارک زاکربرگ گروهی از افراد رو که Fact-Checker (یعنی چک کننده حقیقت) می نامد پیشنهاد داده که بطور رسمی “شبکه فرامرزی بررسی کنندهای Poynter” عنوان گرفتن. وظیفه این گروه، پیگیریِ اخبار روز دنیاست تا بدونن که مطالب منتشر شده روی صفحه فیسبوک به طور کاملً واقعی باشه و قرار نیس با شوخی و دست انداختن بگذره.

به گزارش Nancy Scola در Politico اینجا چگونگی کار این سیستم رو باهم می بینیم:

تحت این سیستم جدید، وقتی که کاربر فیسبوک تلاش می کنه مطلبی رو پست کنه که گروه بررسی کننده Poynter،  صحت اونو رد کردن پیامی با داخل مایه “قبل اینکه این پست رو به اشتراک بذارین بهتره بدونین که صحت اون، به وسیله تیم بررسی کنندگان فیسبوک رد شده.” واسه کاربر ظاهر می شه. اگه کاربر بازم بخواد که به پست کردنِ مطلب دلخواه ادامه بده، این مطلب پست شده و در صفحه دوستان ظاهر می شه اما با تگِ علامت خطر (قرمز رنگ) که بیان کننده موردتایید نبودن اینه همراه هستش. همینطور لینکی که نشون بده به وسیله گروه بررسی کننده موردتوجه قرار گرفته در کنارِ اون بوجود میاد.

نظر شما نسبت به این سیستم جدید چیه؟ فکر می کنین فیسبوک باید روی اخبار و مطالبی که روی صفحه شما قرار میگیره قضاوت کنه؟ از نظر شما، این سیستم نتیجه موثر داره؟

[تعداد: ۴    میانگین: ۵/۵]

برنامه مدیریت پروژه رو چیجوری میشه طراحی کرد؟

برنامه مدیریت پروژه
تا بحال به دنبال اهمیت برنامه مدیریت پروژه در مراحل مدیریت و بازاریابی بودین؟ بذارین با مثالی اونو بررسی کنیم:   پروژهاتون جریان کُند و آرومی دارن؟ مسئولیتا، مهلتا و وظایف رو مشخص می کنین. اما ادامه اینکار فقط یک دردسر اضافیه؟ شاید مشکل اینه که وظایف خوب یا در زمان مناسب به بقیه محول نشده ان. مشکل دیگر می تونه این باشه که اولویتای آدما به هم می ریزه و یک یا دو نفر یا بخش در تنگنای زیادی قرار می گیرن. برنامه مدیریت پروژه یک راه حل و درمان قطعی نیس. اما شک نداشته باشین شروعی واسه حل این موارده. برنامه مدیریت پروژه  به شما امکان مدیریت وظایف و فعالیتا و پیگیری کارا رو میده.

نقش و هدف برنامه مدیریت پروژه
در بازاریابی، همیشه نبود برنامه مدیریت پروژه  رسمی تعجب برانگیزه. بیشتر بازاریابانی که روی ایده ها اصرار می کنن ، نقش برنامه ریزی دقیق واسه پروژه های بازاریابی رو خوب درک نمی کنن. اونا تصور می کنن که منظور از یک طرح دقیق مشابه همون چیزیه که واسه بقیه فعالیتای تکراری مثل تولید هست. هدف برنامه مدیریت پروژه  در بازاریابی، هماهنگ کردن خیلی از فعالیتای نامشخصیه که اتفاق می افتن. و شاید مهمتر از همه، یه برنامه مدیریت پروژه  خوب ، فعالیتای لازم شما رو هماهنگ می کنه. همه چیز قابل پیش بینی نیس، اما اگه بتونیم حتی بعضی از پیش بینیای غیر قابل پیش بینی رو داشته باشیم ، احتمال موفقیت رو افزایش میدیم.

معیارها و ارزش اون در برنامه مدیریت پروژه
تو یه برنامه مدیریت پروژه ، میتونیم معیارهای کلی و فردی رو تعیین کنیم. واسه تولید اطلاعات به معیارها نیاز داریم. ارزش این نوع معیارها اینه که به شما امکان میدن تا در طول  پروژه ، در زمان و موقعیت مناسب که می تونین بر موفقیت پروژه  تاثیر داشته باشین، وارد عمل شید. توانایی اندازه گیری و ارزشیابی یکی از مهمترین ویژگیای برنامه مدیریت پروژه  است.

برنامه مدیریت پروژه  تموم جنبه های برنامه ریزی رو پوشش میده. هماهنگ سازی فعالیتا و منابع و تشکیل یک پایگاه ساده که برنامه ریزی برنامه مدیریت پروژه  از اونجا صورت میگیره. این مسئله باعث می شه که همه یک نقطه منبع مشترک و برابر داشته باشن. بعد از تموم شدن برنامه، باید اونو واسه همه ذینفعان پروژه ارسال کرده یا در دسترس شون بذارین. برنامه همیشه باید به روز رسانی انجام شه و واسه تموم دو طرف قابل رویت باشه.

واسه یک تیم بسیار آسونه که بخواد مستقیما حرکت کرده، یه برنامه زمانی ایجاد کرده و پروژه رو ادامه بده. برنامه ریزی پروژه کاری بسیار بزرگتر از ایناس. برنامه مدیریت پروژه  یک سند فعاله و باید واسه مدیریت پروسه استفاده بشه. یه برنامه زمانبندی یعنی تفسیر  برنامه مدیریت پروژه   به وظایف فردی، تعیین مدت زمانا، مسئولیتا، تاریخا شروع و پایان، منابع، جریان و نقاط عطفه.

واسه مطالعه بیشتر:

نقش مدیریت پروژه در بازاریابی چیه؟

روشای هدف دار موثر مدیریت زمان 

نکات کارآفرینی درباره مدیریت بهتر شرکت

زمان و تاثیر اون در برنامه مدیریت پروژه
همه می دونن که نمیشه برنامه ریزی کافی انجام داد. اما این عاملِ زمونه که مانع ما می شه، درسته؟ واقعا واسه برنامه ریزی چقدر زمان لازمه؟ طبق تجربه میشه گفت که  حدود ۵ درصد از زمان پروژه باید در برنامه ریزی استفاده شه. پس اگه پروژه ای دارین که ۴۰۰ ساعت زمان لازم داره، ۲۰ ساعت باید واسه برنامه ریزی وقت صرف کرد. فکر می کنین این کار غیر منطقیه؟ به نظر شما اینجور برنامه ای یافته های  منفی کمتری به دنبال داره یا صرف زمان کمتر از ۲۰ ساعت واسه  فعالیتای غیر سازنده و فعالیتای واکنشی همه چیز رو نابود می کنه؟

حالا چه اتفاقی میفته اگه برنامه ریزی کمی بیشتر طول بکشه؟ شما باید با مراحل برنامه ریزی خود مثل هر پروسه دیگری برخورد کنین. با استفاده از یه روش استاندارد، مثل Lean Six Sigma و مجموعه ابزارهایی که در اون کاربرد دارن، به شما این امکان رو میده که بیشترین استفاده رو از دوره  برنامه ریزی خود داشته باشین. این پروسه برنامه ریزی شما رو بهتر کنه، و از پرداختن به موارد غیر لازم و اتلاف وقت باز می داره. بیشتر شرکتا واقعا از برنامه ریزی، همکاری و تصمیم گیری که در طول برنامه ریزی انجام می شه، حال می کنن. اون چیزی که هیچکی دوست نداره، اتلاف وقت در برنامه ریزیه، پس از شر اون خلاص شید!

اولین اقدام
اولین کاری که می تونین انجام بدین، اینه که واسه مراحل برنامه ریزی، برنامه ریزی کنین. ۵٪ از زمان برنامه ریزی خود رو واسه بهبود برنامه ریزی خود صرف کنین. اهداف و نقاط عطف رو مشخص کنین،  شاخصای کارکرد کلیدی رو مشخص کنین، و مهمتر از همه، یه برنامه کاری استاندارد بسازین. پس از اینکه این کار رو چند بار انجام دادین ، برنامه ریزی بسیار ساده، چشمی و سازنده تر می شه. به یاد داشته باشین که اگه به طور زیادی مراحل برنامه ریزی خود رو بهتر کنین، دیگر نیاز به جنگ سخت نمیشه و فرصتای زیادی رو به دست میارید.

پس واسه اینکه فرصتای بازار رو از دست ندین برنامه ریزی واسه برنامه مدیریت پروژه  رو امتحان کنین!

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

برنامه های افراد موفق در زمان تلف شده

برنامه های افراد موفق
وقتی درباره افراد فوق العاده موفق جهان – مولتی بیلیونرها، مدیران و …- فکر می کنین شایدً فکر می کنین که اونا هر ۲۴ ساعت هفته رو مشغول کارن. اونا نسبت به یک فرد معمولی، ساعات کاری بیش تری دارن و معمولاً زمان تلف شده (یه یعنی؛ وقتی که مشغول کار نباشن) بسیار نادره.

زمان تلف شده یک گول زننده واسه گذروندن زمان نیس؛ بلکه انتخابا و عادتای افراد موفق واسه زمان بیکاری و تلف شده شون (نسبت به بقیه عوامل) معمولاً یک عامل لازم واسه موفقیت شونه! پس لازمه بدونیم که افراد موفق در ساعات تلف شده خود مشغول چه کاری می شن. همراه ما باشین.

۱- ورزش کردن
مرسومه که “افراد موفق بیشتر بطور منظم ورزش می کنن.” به نظر شما موفقیت و ورزش چه ارتباطی باهم دارن؟ ، ورزش کردن مزیتای زیادی داره. میشه گفت که ورزش کردن ویژگی افراد هدف دار و باانگیزهه که بطور ذاتی در جنبه های جور واجور زندگی شون موفق ان. آزادی از استرس و افزایش انرژی حاصل از فعالیت بهره وری اونا رو زیاد کرده و باعث می شه که در کل روز، احساس بهتری رو تجربه کنن. در هرحال، می بینین که ارتباط بزرگی بین اونا قرار داره.

۲- تفریح
چیجوری میشه ساعات خوشی سپری کرد و در عین حال موفق بود؟ شاید فکر کنین حقهه اما آدمایی مثل ریچارد برنسون، بیل گیتس و شریل سندبرگ به شما می گن که یک استراحت اساسی از کار، یک تعطیلات عالی در بهترین جای ممکن با بهترین کسائی که دوستشون دارین واسه سلامت ذهنی شما، بهره وری و سلامت کلی خیلی با اهمیته. رفتن به تعطیلات شاید یک اشتباه و یا نهیب به نظرتون برسه، اما امتیازات اون بیش تر از آن چیزیه که تو ذهن تون خطور می کنه.

۳- تفکر و مدیتیشن
زمانی رو صرف یادگیریِ چگونگی درست مدیتیشن درنظر بگیرین. بعد از آن چیزی که قبلاً انجام می دادین متعجب میشین. مدیتیشن Mindfulness/جمع کردن حواس- در اصلی ترین نوعش، یک راه ساده واسه پاک کردن ذهن از افکار مغشوش و حضور در زمان “حال” است. انجام دادن این کار به مدت ده دقیقه در طول روز به شما کمک می کنه تا ذهن خود رو پاک کرده ، حافظه خود رو بهتر کنین، تمرکزتون بهتر شده و از اندازه استرس شما کم کرده می شه. هیچ تعجبی نداره اگه بدونین که مدیتیشن یه روش هدف دار عادی در بین افراد موفقه.

۴- مطالعه
امتیازات زیادی در مطالعه منظم پنهونه. خیلی سخته که بدونیم از کجا باید شروع کرد- اما مهم نیس که چی رو چقدر بخونین! خواه روزنامه و مجله باشه؛ خواه کتابای تخیلی! همه اینا واژگان شما رو بهبود می بخشن، چشم اندازهاتون رو گسترش میدن، حافظه و موندگاری تو ذهن تون رو تقویت کرده و به تولید ایده های جدید در حرفه و شغل تون منجر می شن. حتی اگه زمان این کار رو ندارین که روی صندلی نشسته و کتابی به دست بگیرین، دست کم از کتابای صوتی در طول فاصله محل کار تا منزل بهره ببرین.

۵- یادگیری
افراد موفق می دونن که هیچوقت مهم نیس چقدر فکر کنیم، همیشه چیزای جدیدی واسه یاد گرفتن هست! حتی اگه در هر چیزی که مربوط به صنعت شماس سررشته دارین بازم همیشه اطلاعات جدید، تکنولوژی و ترن جدید هست که پیرو اون ایجاد شده و انتظارات شما رو تحریک کنه. واسه آموختن چیزای جدید زمان صرف کنین. این روشای آموختن می تونه از روش کلاس، جلسه، ورک شاپ و یا فقط دیدار با افراد جدید صورت بگیره.

۶- شبکه سازی
رویدادهای شکبها، همیشه مهم و ارزش هستن و شما همیشه باید در حال جستجوی اونا باشین. افراد جدید می تونن فرصتای جدید، ارتباطات جدید، مهارتای جدید و اطلاعات جدید بسازن. از طرف دیگر، اجتماعی بودن و موندن، واسه سلامت ذهنی آدم خیلی خوبه.

۷- تقدیر از اشخاصی که دوست شون دارن
در آخر، افراد موفق زمانی رو واسه تشکر از کسائی دوست شون دارن صرف کنن. اما این اتفاق، بدیش اینه همیشه رخ نمی ده! بعضی افراد جوری به ایده رسیدن به پول بیش تر، قدرت بیش تر و حرفه ای تر شدن در کار مجذب شدن که بعضی وقتا کسائی رو که این ارزش رو به اونا اعطا کردن رو فراموش میکنن. ندیده گرفتن تقدیر و تشکر، شاید کمی به رسیدن به اهداف تون سرعت بده، اما شما رو بیگانه و شکست خورده ساخته و احساسی مثل تلف شدن سخت کوشی تون رو در شما بوجود میاره. پس جزو این دسته از افراد نباشین. زمانی رو واسه خونواده و دوستان تون بسازین.

درسته که انجام دادن این هفت مورد، حتماً از شما فردی موفق نمی سازه، اما این روشای هدف دار می تونن به شما کمک کنن تا از استرس خود کم کرده، بهره وری رو زیاد کرده و تمرکزتون رو روی اون چیزی که در زندگی تون مهمه قرار میده. موفق باشین.

[تعداد: ۹    میانگین: ۴.۸/۵]

برنامه های کاربردی مورداستفاده کارآفرینان موفق چیه؟

برنامه های کاربردی مورداستفاده کارآفرینان موفق در طول کار و زندگی، در این پست معرف حضور می شه.

برنامه های کاربردی
با برنامه هایی که افراد موفق روی گوشیای خود نصب می کنن آشنایی دارین؟

افراد موفق و کارآفرینان واسه انجام بعضی مسئولیتا به برنامه هایی احتیاج دارن تا بتونن کارای خود رو پیش ببرن. کارآفرینان به تنهایی قادر به انجام کارای خود نیستن به همین منظور از برنامه های به ویژه ویژه کسب وکار استفاده میکردن.

برنامه Flipboard
برنامه ای مخصوص گوشیای سامسونگ که خبره های تموم جهان رو به آگاهی همه میرسونه، این برنامه به کارآفرینان موفق کمک می کنه تازه ترین رویدادهای جهان که مربوط به کسب و کارشونه رو دریافت کرده و همیشه کار و کاسبی خود رو به روز کنن تا گزینه های درست کار رو انتخاب کنه.

برنامه DropBox
این برنامه می تونه تموم پوشها و اطلاعات شما رو در خود جای بده حافظه این برنامه واسه ذخیره اطلاعات حدود ۲ گیگه. کارآفرینان موفق کار و کاسبی از این برنامه جهت حفظ اطلاعات خصوصی کسب وکار استفاده میکردن تا در هر مکانی که هستن در دسترس شون باشه.

برنامه Dragon Dictation
برنامه ای مخصوص گوشیای آیفون، این برنامه بهترین برنامه ارتباطاته چون با امکاناتی که داره بهترین بهره وری کار و کاسبی رو واسه تون به ارمغان میاره، به صورتی که امکان صحبت تلفنی، فرستادن اس ام اس، فرستادن ایمیل، ورود به شبکه های اجتماعی رو واسه تون بوجود میاره با اینحال که فقط با اینترنت کار می کنه بازم به عنوان بهترین برنامه افراد موفق در کار و کاسبی حساب می شه.

برنامه Mint
این برنامه به کارآفرینان موفق کمک می کنه امور مالی خود رو تنظیم و کنترل کنن، طوریکه به اونا اجازه میده درباره هر کدوم از امور مالی خود باخبر شده و حتی اگه در شرکت حضور نداشته باشن تموم رویدادهای مالی رو واسه تون می فرسته . درست مثل حسابای بانکی یا حسابای سرمایه گذاران در شرکتا از هر بخش امور مالی باخبر میشین.

برنامه Evernote
این برنامه به کارآفرینان موفق اجازه جمع آوری تموم بخشای مهم کار و کاسبی رو میده، مثل مقاله های سایت، نوشته های مهم هر کار و کاسبی، تصاویر مهم با توضیح موارد مالی واسه پروژه شرکت رو واسه تون بوجود میاره.

برنامه Linkedin
این برنامه واسه همه آدمایی که کار تجاری دارن خوبه و می تونن برند خود رو در این شبکه با تموم مردم دنیا به اشتراک بذارن. با این شبکه اجتماعی می تونین خود و شرکت خود رو به بقیه معرفی کرده و فرصتای کار و کاسبی ای زیادی رو از آن خود کنین. از تجربه بقیه بهره ببرین و روابط کاری، اجتماعی و شخصی جدیدی رو پیوند بزنین.

برنامه Pocket
این برنامه توانایی ذخیره کردن صفحات اینترنت وقتی که به اینترنت وصل هستین رو داره دیگر نگران گم شدن صفحات خود نباشین. هم اینکه با نصب کردن برنامه روی گوشی خود دائم تموم خبره های جدید رو دریافت کنین حتی اگه به اینترنت وصل نباشین امکان دنبال کردن خبره ها شدنیه.

برنامه Casual Project Management
افراد موفق با کمک این برنامه خیلی راحت با تیم خود ارتباط برقرار می کنن و پروژه های خود رو با کمک این وسیله به موفقیت می رسونن. داشتن ارتباطی قوی با کارکنان و اعضای گروه دیگر کار سخت و غیر ممکنی نیس شمام مثل کارآفرینان موفق از این برنامه بهره ببرین.

برنامه Slack و The Swizzle
برنامه Slack ابزاری مناسب واسه همکاری با کارکنان شرکتای فرق داره با این برنامه خیلی راحت با دیگر کارکنان ارتباط برقرار کرده و با اعتماد بیش تر همکاری لازم کار و کاسبی رو محکم کنین. برنامه The Swizzle هم کار با ایمیل رو واسه تون راحت می سازه هم ارسال و هم دریافت ایمیلای کار و کاسبی رو خیلی راحت بخونین و ایمیلایی که دوست ندارین رو خط بزنین.

[تعداد: ۴    میانگین: ۵/۵]

برند MasterCard یک برند فعال در زندگی روزمره!

با وجود ارتباط همیشگی بین برند ۱۰۰ ساله MasterCard با امور مالی، این برند حالا از مصرف کنندگان میخواد تا به اون، به عنوان یک برند فعال در زندگی روزمره نگاه کنن.

پس از تغییر جایگاه برند که با محوریت مصرف کننده از یک برند ملقب به “بهترین راه واسه پرداخت” به یک برند “ارزون قیمت و در عین حال با ارزش” تبدیل شد، MasterCard الان روی بهبود کیفیت زندگی با این برند تمرکز می کنه.

به شکل این آرزو، بخش بزرگی از بازاریابی MasterCard روی چار پلت فرم دیجیتال طراحی شده با هدف ایجاد ارتباط با مصرف کنندگان در سطحی بالا تر شور و شوق سفر تا میل به آدم دوستی رو به تصویر میکشه.

به گفته مدیر ارشد بازاریابی جهانی MasterCard، رجا رجامنار، دلیل انجام این کار تمایل MasterCard به تبدیل شدن به یک شرکت ارائه دهنده credit card و هم اینکه یک برند فعال در زندگی روزمره س. این شرکت حاضر در دنیای فناوری، در کنار عرضه خدمات مالی در دو سال گذشته قصد تبدیل شدن به یک برند حاضر در زندگی روزمره رو داره.

چار پلت فرم – Priceless Cities, Priceless Surprises, Priceless Causes و Priceless Specials واسه پیشرفت رتبه در رده بندیای جور واجور کمک می کنن. انجام این کار یک نوع مزیت رقابتی واسه MasterCard رو به دنبال داره.

با در نظر گرفتن سرعت نوآوری در مورد پرداختا با گوشی موبایل، MasterCard حالا فعالانه به همکاری با دیگر کسب و کارا به خاطر بهتر و کامل تر کردن شرایط پرداخت از روش موبایل و وسایل پوشیدنی فکر می کنه. MasterCard اول اول سال جاری به دنبال مشارکت با نرم افزار موبایل Wagamama و از روش ارائه نرم افزار Qkr در این فضا پا گذاشت. این نرم افزار به مشتریان امکان انتخاب زمان پرداخت و تقسیم بندی صورت حساب قبل از پرداخت هزینه اونو میده.

رجا منار به مشارکت برند باور داره. اخیرا اون به دنبال انتشار خبر همکاری MasterCard با اعضای دولت سنگاپور و بازیگر معروف، هاف جکمن، گفت که اینجور روابطی با تکامل چشم انداز پرداخت، بی آخر اهمیت پیدا می کنن.

به دلیل توجه به وجود نه نوع شور و هیجانات انسانی در سرتاسر جهان و ۱٫۶ میلیارد نفر مصرف کننده در دنیا، این کار رو به تنهایی نمیتونه انجام داد. در این مورد همکاری و مشارکت با بقیه نه فقط در بخش موبایل و فضای دیجیتال بلکه کلا بسیار حیاتیه.

در کمال تعجب MasterCard هنوز به ظهور Apple Pay به عنوان یک تهدید نگاه نمی کنه. این برند خود رو موتور محرک Apple Pay، Samsung Pay و Android Pay می دونه و در همین حال خود رو شبکه ای می بینه که همه تراکنشا طبق اون اتفاق می افته. Apple Pay واسه این برند شکلی از تعبیه این توانایی داخل Apple به حساب میره.

[تعداد: ۰    میانگین: ۰/۵]

برند شخصی : نکاتی مهم درباره برند شخصی واسه خانمای شاغل !!

برند شخصی
اگه شما حضور آنلاین در دنیای تکنولوژی دارین معنیش اینه که صاحب یک برند شخصی هم هستین. دقیقاً مثل برند کار و کاسبی، با هر مطلب، پست، و هر چیزی که به اشتراک می ذارین بخشی از تصویر شخصی شما نمایان می شه. هرکسی که حسابای کاربری (پروفایل) شما رو در این شبکه های اجتماعی ببینه (همکلاسی شما، همکار و شریک شما و …) می تونه با در نظر گرفتن محتوای ارائه شده به وسیله شما که در صفحه قرار داره درباره شما صاحب نظر شه. واسه همینه که این روزا، هر کار و کاسبی ای زمان زیادی رو واسه ارائه محتوای به درد بخور و برجسته کردن ویژگیای قدرتمندشان صرف می کنن.

به گفته Seeta Hariharan مدیرو سرگروه مجموعه TCS نرم افزارهای دیجیتالی، “تکنولوژی موبایل و جوامع ایجادشده همیشه در حال تغییردادن نوع رفت و امد ما آدما هستن. در مقابل، همین تکنولوژیا به همون اندازه هم به شما امکان تغییردادن پیامای تون رو میده و این شما هستین که می تونین نوع درک مشتری و مردم رو بسازین.”

خصوصاً واسه خانوما، یک برند شخصی قوی می تونه دریچه ای جدید رو به طرف دنیایی جدید در تجارت باز کرده و اونا رو در موقعیتای شغلی والاتری بذاره.

خانمای متخصص و حرفه ای از این آگاهند که واسه پایان دادن به شکاف جنسیتی در محل کار، اول باید از ساپورت کردن “همکاران خانوم” خود شروع کنن (البته بدون دخالت شخصی خودشون!) این کار، یکی از بهترین راه ها واسه ایجاد ارتباطات شبکه ای مهم با بقیه خانوما در کار تجارته. این نکته، به وسیله Gabrielle Wood، دارای Ph.D  و عضو دانشکده Kaplan بیان شده.

به گفته ایشون، برند شخصی این فرصت رو که به وسیله بقیه لیدرهای خانوم موردحمایت قرار گیرد به دست میده.به گفته Lori Wright متخصص بازاریابی BlueJean

“خانوما در مبحث تجارت، خصوصاً بخش تکنولوژی؛ توانایی متحد شدن رو به شکل به طور کاملً تأثیرگذار دارن. ” بانوان متخصص، نسبت به گذشته فرصتای بیش تری دارن و می تونن شبکه ای پرقدرت در فضاهایی که هیچوقت به ذهن شما خطور نکرده ان ایجاد کنه.

Mou Mukherjee مدیر بازاریابی S.P.A هم قید می کنه که ” در بحث تجارت، خانوما می تونن بیش تر از یکدیگر بیاموزند. به اشتراک گذاری تجربیات شخصی از روش برند شخصی تون می تونه به شما در پیدا کردن کارشناسان حرفه ای که نقش لازم در سرنوشت تون ایجاد می کنن داشته باشه.

Mukherjee ادامه میده: خانوما به دلیل اینکه می تونن بر چالشای خودشون پیروز شدن می تونن بزرگ ترین مدافعان شما باشن!

امروز نکاتی بیان می شه که واسه هر خانمی که قصد نصیحت شدن داره و یا واسه شروع کار و کاسبی شخصی خود اقدام می کنه به درد بخور هستش. با ما همراه باشین.

بذارین بقیه از جایگاه شما آشنایی داشته باشن!
Kaplan میگه: اینکه شما کی هستین، و چه ارزشایی دارین بخشی از برند شخصی شماس. شما باید که بتونین ایده ها، نظرات و افکار خود رو در مورد بقیه موضوعات (حتی تخصصی) در شبکه های اجتماعی بگید. این کار شما به بقیه اجازه میده تا از نقاط قوت شما آگاهی پیدا کنن. جایگاه شما رو تشخیص دهند و بدونن که چه انتظاراتی میشه از شما داشت!

این کار، زخم زبانایی که به استعدادها و تواناییاتون میزنن رو زیرسؤال می بره. به شما این امکان رو جفت و جور می کنه که به وسیله مدیران و بقیه لیدرها به مهمانیایی با فعالیتای تخصصی خاص دعوت شید که با علاقه مندی و تواناییاتون همسوست.

درگیر جامعه ای شید که در محیط اون قرار گرفتین!
شاید در سایتی حضور دارین که همه اعضا نظرات شون رو میگن، شاید هم در یک اتفاق (event) قرار گرفتین که به میزبانی یک فرد یا تیمه. در هر حال، تلاش کنین زمانی رو صرف گفتگوهایی کنین که تخصص و حضور شما به روشنی به چشم آید. طبیعتاً نباید این نکته رو با بقیه واژگانی که به نظر هم تراز بین ترکیب کرد! اینجا، اولویت ما مباحث کاریه. و به طور کاملً روشنه که توانایی بیان وجود کردن از نیازهاییه که هر فردی باید به دنبال تقویت اون بربیاد.

Amy Callahan میگه: امروز در تجارت، ارتباطات نقش اصلی رو دارن. درگیر کردن هم می تونه به معنی صحبت با بقیه خانمایی که در بخش کاری شمان هم باشه. صحبت کردن و درخواست از اونا واسه به اشتراک گذاری تجربیات و نصایح جور واجور از نمونه های بسیار مفیدیه که می تونین انجام بدین.

 اعتماد به نفس در انجام پروژه ها و احساس تعلق
DeWitt مدیر ارشد شرکت تولیدی Adaptive Insights میگه که: دیگر نباید خود رو مثل ماهی تصور کنین که از آب به دور افتاده و تنها به اینکه “آب، مال منه” براش کافیه. این کار، تنها به معنی لیدر شدن و ساخت یک برند قوی شخصی نیس! بلکه به معنی ثابت قدم بودن در باورها و اعتقادات شماس.

به کارایی که انجام می دین ایمون داشته باشین
اعتماد شما به کاری که انجام می دین از اهمیت زیادی برخورداره. خواه شرکت خود شما باشه، یا شرکتی که واسه اون کار می کنین؛ شما باید به کار و فعالیتایی که در حال انجام اون هستین باور داشته باشین. بدین منظور، شاید نیاز باشه که قبل از شروع کاری، بطور کامل اونو بررسی کنین.

فعالیتای خود رو محور بذارین تا کلمات تون!
همونطور که گفته شد؛ صفحات کاربری شما در شبکه های اجتماعی یک راه آسون واسه مخاطبان جدیدیه که قصد رسیدن به شما رو دارن. برند شخصی شما در اون طرف پستا و مطالبی که به اشتراک می ذارین قرار گرفته. همینطور، نشون میده که شما در طول روز مشغول انجام چه کارایی هستین!

وقتی که حرف از برند شخصی پیش میاد، بیشتر مردم به یاد نوشتن مقالات جور واجور و یا داشتن یک سایت شخصی می افتن. در حالیکه، برند شخصی شامل کلیه مواردیه که “کی” بودنِ شما رو نشون میده. برند شخصی شما، ترکیبیه از همه تعاملاتی که در سراسر مراحل زندگی واقعی شما قرار گرفتن. بله؛ برند شخصی، چگونگی ایجاد ارتباطات شما رو نشون میده و نشون دهنده واکنشاتون در موقعیتای مختلفیه که قرار می گیرین. همینطور، احساساتیه که در بین خروج شما از یک محیط ایجاد شده. خیلی از مواردی که در این پست قید شد شاید به تنهایی مختص خانوما نباشه، اما به دلیل جایگاه خاص زن در کشور از اهمیت بیش تری دارن. امید که به درد بخور واقع شه.

[تعداد: ۰    میانگین: ۰/۵]

برند شخصی بعنوان مهم ترین وسیله استخدام

برند شخصی ، اهمیت و چگونگی ایجاد اونو می توانیید بطور کامل در این لینک هم بخونین.

برند شخصی
بسیاری افراد فکر می کنن که هیچکی قادر نیس به اندازه لیدی گاگا، برند شخصی رو خوب بسازه!

نمایش اون در سوپربول، -با اینکه خیلی از مردم انتظارِ سیاسی بودنش رو داشتن- مهارت اونو خوب در برابر دید گذاشت. حضور جادویی در صحنه، لباسای خاص، خوانندگیِ نفس گیر و …

Elise Mitchell کارشناس ارتباطات هدف دار و همینطور رهبر کسب وکار که بیشتر از ۲۰ سال تجربه هم داره از اهمیت برند شخصی قوی خصوصاً درباره استارتاپا صحبت کرده و به این موضوع اشاره میکنه که بیشتر ما برند شخصی رو بعنوان راهی واسه ایجاد اعتبار و معروفیت شخصی می شناسیم و این به طور کاملً درسته اما برند شخصی چیزی بالاتر از ایناس.

برند شخصی شما شاملِ پیشنهاداتیه که ارائه می دین، مجموعه ارزشاییه که مدافع شون هستین، مهارت ها، علم و منابع منحصربفردیه که با خود حمل کرده و روی میز می ذارین. همینطور می تونه فرق رقابتی رو ایجاد کنه. پس میشه گفت که برند شخصی بعنوان یک وسیله استخدامی خیلی قوی هستش.

سوالی که اینجا پیش میاد اینطوریه: چیجوری میشه از برند شخصی تون واسه جذب و حفظ نوآورانی مشابه با تفکر خودتون، که باعث تقویت و قوی شدن کسب وکارتون می شن استفاده کرد؟

مطلب پیشنهادی: برند شخصی مهم تره یا برند کسب وکار؟

۱- برند شخصی بسازین که مردم بخوان دور و بر شما تجمع کنن
با اینکه شاید به اندازه لیدی گاگا، در برابر دید نباشین اما در مقابل کار و کاسبی خود قرار گرفتین. خصوصاً اینکه در شروع راه زندگی کسب وکاری، برند شخصی و برند شرکت خود هستین که باید واحد بوده و مساوی باشن.

وقتی که بتونین یک برند معتبر و اصیل بسازین آدمایی رو جذب می کنی که میخوان دور و بر شما و مأموریت شرکت تون باشن. در مقابل، – طبق گفته Gallup- نیروی انسانی شمام بیش تر درگیرتر، متعهدتر، خلاق تر و صادق تر می شن.

در دنیای شرکتای بزرگ، Gary Kelly مدیرعامل شرکت هواپیمایی SouthWest مجسم شده دیدگاه های شرکته. اون حالتِ “اول؛ مشتری” و رفتارِ آروم و باوقاری داره که با تصویر کلی برندِ شرکت هم کامل بوده و همینطور نقشش رو دربرگرفتن کارکنان دور و بر فرهنگ سازمان به طور کاملً جدی گرفته. پس، به گفته Glassdoor به عنوان یکی از بهترین جاها جهت کار کردن در ایالت متحده آمریکا هستش.

اما در دنیای استارتاپا، می تونین با نوشتن مقالات و به اشتراک گذاری ارزشا، ایده ها، باورها و نظرات در بازار مخاطبان خود بطور فعالانه کار خود رو شروع کنین. کارکنان آینده نگر، -در همون اول تصمیم گیری واسه کار کردن پیش شما- جهت کسب اطلاعات درباره شما و شرکت تون در اینترنت جستجو می کنن. پس مطمئن شید که اطلاعات به اندازه کافی راجبه شما در اینترنت هست تا حتی قبل اینکه واسه اولین مصاحبه پیش شما بیان بتونن بخونن.

اما وقتی توجه شون رو جلب کردین روی بخش مصاحبه تمرکز کرده و فعال باشین. اولین تمرکز شمام باید آگاهی راجبه کاندیدای بالقوه باشه. همینطور از این فرصت می تونین جهت به اشتراک گذاری چند تا نکته مهم در رهبری استفاده کنین. -چیجوری به جایی که امروز قرار گرفتین دست پیدا کردین، با چه چالشایی مواجه شده و بر اونا غلبه کردین. استایل رهبری شما چیه و …-

تحقیقات مختلفی ثابت کردن که تنها چند ثانیه زمان میبره که کسی دیدگاه ساده و یا حتی آخرین تاثیر رو از شما بسازه. پس از هوشمندانه صحبت کردن خود مطمئن شین. کاندیدا باید به شما و شرکت تون اعتماد کنه پس با روی گشاده و خیال راحت بذارین که راجبه شما بیشتر بدونه و ارتباط بهتری بسازه.

۲- از شبکه های اجتماعی واسه پیشرفت و تقویت پیام برندتون استفاده کنین
حتی در ۱۰ سال گذشته هم، نیاز نبود که مدیرعاملان قابل دیدن باشن! حضور خیلی کم تری در شبکه های اجتماعی حس می شد و مشکلی هم ایجاد نمی کرد. اما امروز مردم از اونا توقع دارن تا بصورت آنلاین و فعال، برندی که شامل هستن رو دربرگرفته و بگن.

Kelly مدیرعامل شرکتی که به گفته Market Watch سال گذشته با سود سهام ۲۰ بیلیون دلاری ورشکسته شد -نه موسس استارتاپی ۱۰ نفره- برند شخصی ایشون، به عنوان بخش مهمی از روشای هدف دار جنوب غربی باقی مونده. اون در توییتر، کسائی رو که دور و برش هستن رو ارج می نهد، جایزهای “رضایت مشتری” که کسب کرده رو نشون میده، برنامه مشارکت در سودِ کارکنان جنوب غربی رو تعریف کرده و پیامای مناسبی ویژه می فرسته .

Kelly همه این اقدامات رو تنها واسه مشتریانش انجام نمی ده! به گفته Altimeter Group و لینکداین، ایجاد درگیریای اجتماعی باعث می شه شرکتا ۵۸ درصد بیش تر بتونن کارکنان بهتری رو جذب کنن. کارکنان بهتر، اجناس بهتری ایجاد می کنن، مشتریان بیش تری جذب کرده و رضایت سرمایه گذاران رو جفت و جور نشون میده. اگه برند شخصی بتونه به ایجاد این اثر بزرگ واسه شرکتا کمک کنه، تصور کنین استارتاپای برندینگ، چه فرق بزرگی رو می تونن بوجود بیارن!

اما بهرحال، قبل از شروع به توییت کردن از تصویری که قصد نمایش دادنش رو دارین، به طور کاملً آگاه بوده و به روشنیِ کامل برسین. از مسائل ناجور -حتی بدتر از آن- پیامای آنلاین مخالف و مخالف دوری کنین. دقیقاً همونطور که شما از رسانه های اجتماعی واسه تحقیق راجبه کاندیداها استفاده می کنین، اونا هم واسه تعیین و پیدا کردنِ اینکه شما چه نوع رهبر کسب وکار هستین استفاده می کنن. این اتفاق باعث می شه تا دور و بر تلاشا و فعالیتای خود به طور کاملً متمرکز باقی بمونین.

در محتوای شبکه های اجتماعی خود تلاش نکنین بطور خیلی پراکنده درباره مفاهیم زیادی صحبت کنین. دقیقاً همونطور که ما هم در پدیده فکر مهتر به مباحثی مثل مدیریت و کارآفرینی می پردازیم. دو یا سه موضوعی رو که با علاقه و هدف شما هماهنگه انتخاب کنین. بعد مکالمه ای رو در این موضوعات شروع کنین. اینکار به شما کمک می کنه تا در این موضوعات، فضای بیش تری رو به خود اختصاص داده و برجسته تر شید.

از کلمات محض بالاتر برید و به محتوای چشمی مرکب برسین. محتوای چشمی بیش تر، مردم بیش تری تمایل به درگیری بیش تری داشته و بهتر به خاطر خواهند سپرد. طبق یافته های آزمایشی که به وسیله Picture Superiority Effect انجام شد وقتی مردم فقط کلمات صرف از شما بشنون تا سه روز بعد، تنها ۱۰ درصد اونو به یاد دارن. در صورتیکه اگه همین مطالب با تصاویر در ارتباط همراه باشه تا سه روز بعد، باعث می شه ۶۵ درصد اونا تو ذهن باقی بمونن.

اجازه ندین که رقبای شما بهترین استعدادها رو جذب کنن. بجای اون، یک برند شخصی قوی بسازین و در برابر دید مردم بذارین.

بطور همیشگی در شبکه های اجتماعی گسترش داده و با تصمیمات کسب وکاری اونو ساپورت کنین. چون موقع اعتمادسازی در شرکت، همه اون از بالاترین درجه شروع می شه.

[تعداد: ۶    میانگین: ۴.۸/۵]

برند شخصی یا برند کار و کاسبی؟

برند شخصی یا برند کار و کاسبی
برندسازی، پیش از راه اندازی کسب وکار و پس از آن واسه کارآفرینان مهمه، سئوال اینجاست که برند شخصی یا برند کار و کاسبی ، کدوم یکی رو باید پیشرفت داد؟ برند شخصی تون چیزیه که شما رو از رقبای تون جدا می کنه و چیزیه که شما رو واسه مشتریان تون جذاب می کنه. برندسازی چگونگی آگاهی رسانی درمورد کار و کاسبی تون و روش پیشرفت اینه. ولی خیلی از صاحبان کار و کاسبی نمی فهمن که برندسازی شخصی بخشی از ساخت برندِ کسب وکاره، و بین برند شخصی و برند کار و کاسبی فرق هست.

   برندسازیا شخصی هستن .

صاحبان کسب و کارای کوچیک هنگام ساخت یک برند از شرکتای بزرگ شرایط روبه راه تری دارن. چون در این کسب وکارها آدما با یکدیگر بیش تر ارتباط برقرار می کنن تا با یه محصول، خدمت، یا شرکت. واسه همینه که شرکتا واسه “شخصی سازی” برندهای شون این همه تلاش می کنن، و روی تعیین این که چی موجب ایجاد ارتباط شخصی با کل برند یا برند محصول می شه کار می کنن.

مصرف کنندگان هنگام تصمیم گیری واسه خرید یه محصول یا خدمت، هم احساس و هم منطق خود رو به کار می گیرن. فقط کیفیت یا ویژگیای کارکردی یه محصول یا خدمت نیس که مهمه، بلکه چگونگی احساسی که انتخاب و استفاده اون برند در مشتری نسبت به خودش بوجود میاره هم مهمه. مردم با برندی ارتباط برقرار می کنن که با ارزشا و خواستای اونا هم خوانی داره. اونا با  برندی ارتباط برقرار می کنن که کیستی شون، اون چه پسند می کردن، یا اون چه دوست دارن بشن رو خوب نشون میده.

برند شخصی نیروی محرک مشتریاس. برند کسب وکار ادامه برند شخصیه. این ارزشا و ساپورت خونواده والت دیزنیه که  موجب مطرح شدن برند دیزنی می شه. این شخصیت و خوب اسمی سِر ریچارد برندسون در یکه تاز بودنه که اجناسِ ورجین رو خاص و جذاب می کنه. این عزمِ استیو جابز واسه متفاوت فکر کردن بود که نظر آدمای بسیاری رو جلب کرد و اینجور مشتریان وفاداری واسه اَپل درست کرد.

برند کسب وکارتون بخشی از وجود شماس .

به عنوان صاحب کسب وکاری کوچیک، تاثیری که شما بر مشتریان تون می ذارین از تاثیر مدیرعامل یک شرکت بزرگ بسیار بیش تره. کسب وکار شما چیزی به طور کامل جدا از هم از کیستی شما، ارزشای تون یا چگونگی رفتارتون نیس. یک کسب وکار کوچیک موفق فقط کسب وکاری نیس که از مُده های زودگذر بهره بگیره یا محصول ارزون قیمت ارائه کنه یا وعده خدمات سریع تری رو بده. کسب وکار موفق به تواناییا و هویت منحصربه فرد خود تکیه می کنه. تواناییا و هویت شما ستون فقرات کسب وکار شماس.

ولی، درحالی که برند کسب وکارتون بخشی از برند شخصی تونه: برند شخصی تون فقط برندِ کسب وکارتون نیس. یک کارآفرین با کسی که فقط خوداشتغاله فرق داره چون کارآفرین فقط به کسب وکارش محدود نمی شه یا کسب وکارش به طور کامل معرف هویت اون نیس. برند شخصی به شما کمک می کنه روشایی رو شناسایی کنین که شاید بعدا از روش اونا کسب وکارتون رو گسترش می دین، می سبک و سنگین کرد و تنوع می بخشین یا کسب وکار دیگری رو شروع می کنین.

برندسازی شخصی یه جور بازاریابیه.

اعتبار، پایه یک برند قویه. چیزی که مشتریان تون میخوان شعارهای دهن پُبخش نیس، بلکه تجربه ای عمیق تر و صادقانهه. اون چه شما رو جذاب و منحصربه فرد می کنه همون چیزیه که کسب وکارتون رو باحال و منحصربه فرد میسازه. این تجارب، ارزشا، و حتی تغییرعقیده شخصی تونه که مهمه و بازار هدف تون رو به شما جذب می کنه.برندسازی شخصی به شما کمک می کنه نوع کسب وکار و راه حل بازاریابی ای رو انتخاب کنین که واسه کسب وکار و مشتریان تون بهترین گزینه س. به شما کمک می کنه مشخص کنین چه نوع کسب وکاری واسه تون مناسبه، روی چی باید تمرکز کنین و کجاها نیاز به کمک دارین، و چی اولین جایگاه و پایگاه رو در بازار واسه شما جفت و جور می کنه.به عنوان یک کارشناس خبره واسه خودتون معروفیت به هم می زنید، نشون می دین به چی اهمیت می دین و در راه چی ایستادگی می کنین، تصویر و درکی رو که از خودتون دارین مدیریت می کنین-  و به این روش پیش از آن که حتی یک کسب وکار رو راه اندازی کنین برند کسب وکارتون رو پایه گذاری کردین. این سابقه شماس که سابقه کسب وکارتون می شه. این همون ارتباط شخصی ایه که مشتریان تون میخوان.پس سفر کارآفرینی تون رو با تفکر درمورد این که کی هستین و چیجوری برداشتی از شخصیت شما می شه شروع کنین. ببینین چی واسه تون مهمه و چیجوری می تونین این رو به بقیه نشون بدین. ارزشای شخصی تون رو با روشای کسب وکارتون هماهنگ کنین. دریابید چه چیزِ شما و کسب وکارتون واسه بقیه باحال هستش. بین اون چه مجبور هستین ارائه کنین و اون چه مشتریان تون نیاز دارن و میخوان هماهنگی برقرار کنین. واسه تعیین بازار هدف تون، محلی که می تونین مشتریان تون رو پیدا کنین، و ترجیحات شون درمورد پیامای بازاریابی تحقیق کنین. برندسازی شخصی بهترین راه حل واسه شماس.

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۲/۵]

برند چیجوری تشکیل می شه؟ (ساختار برند)

ساخت برند واسه کار و کاسبی  یعنی دربرگرفتن جزئیات و داشتن ثبات!

در این مقاله به شش بخش تشکیل دهنده برند تجاری بزرگ اشاره شده.

برند
یک ضرب المثل قدیمی هست که میگه “قدرت مخفی در جزئیاته” و این گفته وقتی که می خواین یک نام تجاری یا برند رو واسه کار و کاسبی خود بسازین، به شکلی خاص خودشو نشون می ده.

هر گونه جزئیاتی باید در نظر گرفته شن، و هر کدوم از اونا یا از نام تجاری شما ساپورت می کنه یا از اعتبار اون کم می کنه. به خاطر همین اولین قانون بنیادی و مهم برندسازی، ثبات اینه.

در ادامه به شش بلوک سازنده نام تجاری/برند که باید در سال ۲۰۱۷ توجه ویژه ای به اونا داشته باشین، می پردازیم.

۱- طراحی
اولین برداشت شما از چشم انداز، معمولاً بصریه – که شامل سایت، بازاریابی رسانه های اجتماعی، کارت کار و کاسبی، برگهای پستی و یا بروشورهای شماس. پس، تموم عیار بودن نوع نگاه و احساس به حضور آنلاین و حضور در دنیای واقعی شما، لازمن.

اگه مواد بازاریابی شما چیزای درهم و برهمی از رنگ، فونت، گرافیک و زیبایی شناسی طراحیه، هیچ گونه تاثیرگذاری از طرف برند دارین. همه میراث برندهای بزرگ، خوبِ موفق ترین برندهای تکنولوژی-اینترنتی ثبات در این بخشا رو نگهداشتن و این موضوع اتفاقی نیس.

مطلب پیشنهادی: اهمیت طراحی سایت و بقیه خدمات طراحی

۲- تصویر عمومی
اینکه شرکت شما خودشو چیجوری مدیریت می کنه، حتی مهم تر از فونتیه که واسه لوگو انتخاب می کنین. این پرسشا رو در نظر بگیرین:

چیجوری کارکنان به تماسای تلفنی جواب میدن؟
جامعه کار و کاسبی شما رو چیجوری می بینه؟
ارتباطات ایمیلی شرکت شما با ادب، روشن و از دید گرامری درسته؟
همه این سوالا چیزی رو در مورد برند شما می گن. اگه شما موفق به گسترش تصویر کلی درست نباشین، برندتون ضربه می بینه. روی روشایی واسه  بهبود فرهنگ شرکت تون تمرکز کنین تا به ارزشای کارکنان و موقعیتاشون در شرکت کمک کنین و پس سخت کوش تر باشین.

مطلب پیشنهادی: چیجوری فرهنگ ساده شرکت رو خیلی راحت تغییر دهیم؟

۳- کانون برند
Shep Hyken متخصص خدمات مشتری، شرکتا رو مجبور می کنه تا “راهی رو که در اون هستن” درک کرده و به روشنی تعریف کنن.  وقتی که کسب وکارتون از مسیرش منحرف می شه، مشتریان رو دچار سردرگمی می کنه، از اعتبار برند کم می کنه، و در آخر مانع شما واسه موفقیت می شه.

مشکل اینه که بیشتر انحراف از راه وسوسه کننده س. وقتی فردی رو می بینین که با استفاده روش هدف دار دیگری یا طرح کار و کاسبی متفاوتی موفق می شه، خود رو مجبور به انجام اون روشای هدف دار و یا طرحا می کنین. ما نمی گیم که شما هیچوقت نباید تغییر محور بدین، اما از طرفی هم نمی تونین هر چیز جذابی رو که می بینین به تصرف خود در بیارین.

این سئوال رو از خودتون بپرسید: کار و کاسبی من بیش تر بخاطر چی شناخته شده؟ بخاطر ارزون قیمت بودن؟ شاخص بودن در خدمات مشتریان؟ یا شاخص بودن در کیفیت؟ شاید هم شاخص بودن در رفتار صمیمی؟ کدوم یکی؟

اگه نتونین به سئوال جواب بدین، پس شاید باید از مشتریان نظر سنجی کنین و بدونین که واقعیت شما چیه و بررسی کنین که اون واقعیت منطقی و معقوله؟

مطلب پیشنهادی: مزیت رقابتی چیه؟ چیجوری اونو بسازیم؟

۴- بذرهای برند
Joknny Appleseed . الان یک برند شخصیه! هر درختی که اون کاشته پیام برند اونو گسترش داده.

شما نیاز به استفاده از  برنامه ها، سیستما و عاداتی دارین که بذرای برند شما رو می کارن و بدون فروش به ارزش برند شما اضافه می کنن. این روزا باید این کار رو هم به شکل آنلاین در اینترنت و هم در دنیای واقعی انجام بدین. چند روش واسه انجام این کار پیشنهاد می شه:

یه برنامه منبع بسازین. حرکتی واسه مشتریان بزنین تا اونا رو مجبور کنه در مورد کار و کاسبی شما صحبت کنن. این روش هدف دار به شکل آنلاین و آفلاین کارایی داره.

کوله بارتون رو باز کنین و یه برنامه وفاداری ارائه بدین. به بهترین مشتریان خود پاداش بدین. اونا رو در آغوش بگیرین در این صورت اونا هم عشق رو گسترش میدن.

شبکه سازی کنین. در جامعه و صنعت مربوط به خودتون شرکت کنین. ارتباط برقرار کرده و به بقیه کمک کنین.

در رسانه های اجتماعی محتوای قابل اشتراک گذاری بسازین. همه پستای رسانه های اجتماعی خود رو واسه “تبلیغات” در نظر نگیرید. بعضی وقتا محتواهایی رو بسازین که افراد فقط بتونن لایک کرده و اونو با طرفداران رسانه های اجتماعی خود به اشتراک بذارن.

کارکنان رو در مرتبه اول بذارین. وقتی که اعضای تیم احساس ارزش و قدرت کنن، به سفیران برند تبدیل می شن.

مطلب پیشنهادی: روش هدف دار برند شخصی در چند مرحله (اینفوگرافی)

۵- پلت فرمای رسانه های اجتماعی
ما در مورد اهمیت بازاریابی رسانه های اجتماعی در همین سایت پدیده فکر مهتر اونقدر بحث می کنیم که خیلی از صاحبان کسب وکار فکر می کنن که این نوع بازاریابی اکسیریه که بازده فوری داره. اما اینطوری نیس! شما باید مدتای طولانی به همراهی با رسانه های اجتماعی پایبند باشین.

حضور قوی در دست کم دو پلت فرم رسانه های اجتماعی و کمی حضور در دیگر پلت فرما، عاقلانهه. اولین کار مهمی که باید انجام بدین اینه که بهترین پلت فرمای خود رو پیدا کنین.

شخصیت مشتری خود و پلت فرمای رسانه های اجتماعی که نشون میده درکدامیک بیش ترین فعالیت رو داره، در نظر بگیرین. هم اینکه راهنماییای خوبی در مورد جغرافیای جمعیت سیستم عاملای جور واجور موجود در اینترنت، هست. علاوه بر این، یک بودجه کوچیک واسه تست بعضی از تبلیغات در رسانه های اجتماعی کنار بذارین. شما می تونین یک کار خوب رو با تعریف دقیق مخاطبان هدف خود انجام بدین. هم اینکه می تونین بین استراتژیایی مثل تبلیغات مستقیم یک پیشنهاد خاص و یا تشکیل دنبالگران ( که یعنی افراد بیش تری پستای اصلی شما رو می بینه) یکی رو انتخاب کنین.

مطلب پیشنهادی: اشتباهاتی که در پلت فرم رسانه های اجتماعی مرتکب میشین!

۶- ویدیو
ویدیو در طول چند سال گذشته یک عامل بزرگ واسه برندها بوده. یک کانال یوتیوب می تونه به روشای مختلفی در خدمت شما باشه. می تونین از آن واسه آگاهی رسانی و آموزش مخاطبان خود استفاده کنین، هم اینکه فیلمای یوتیوب جایگاه مهمی در یافته های جستجوی گوگل دارن که ترافیک سایت شما رو زیاد می کنه.

با این حال سال گذشته، با ظهور جریان ویدیوی زنده یک تغییر در ویدیوی اینترنتی مشاهده شد. فیس بوک الان شدیدا پلت فرم جریان ویدیوی زنده خود رو گسترش می کنه. و چون فیس بوک در پروسه ایجاد این سرویس قرار داره، کسب و کارا می تونن آزادانه پخشای زنده واسه دنبال کنندگان یا فالوورهای خود داشته باشن.

مطلب پیشنهادی: اهمیت ویدیو و چگونگی ساخت اون واسه کسب وکارها

زمانی رو که پستای فیسبوک به شکل مجازی به دست فالو