د.

۴- شکست در ایده های برتر
حتما شنیدین بهترین زمان واسه گشتن بدنبال شغل جدید وقتیه که هنوز شاغلید و بهترین زمان واسه برابری وقتیه که در حال رسیدن به موفقیت می باشین. هیچوقت در موفقیت راضی نشید. شما همیشه می تونین ایده هاتون رو گسترش داده و اونا رو بهتر کنین. این همون کاریه که استیو جابز با اپل انجام داد. همون کاری که الون ماسک با تسلا و Marc Benioff در شرکت Salesforce انجام دادن.

۵- زندگی و کار
مهم نیس چقدر سریع، با اشتیاق و متمرکز کار می کنین. بدون داشتن تعادل، شما نمی تونین موفق باشین. ذهن ، بدن و روح باید همه در یک جهت باشن. تعادل زندگی و کار ممکنه سخت باشه ولی بدون پرداختن به هردوی اونا بطور کامل نمیشه موفق بود. وقتی سرکار هستین به طور کامل سر کار باشین و وقتی در زندگی شخصی تون هستین باید کاملً به اون بدین. نتیجه اینکار می تونه شما رو واسه شبای طولانی که در پیش رو دارین کمک کنه. ذهن تون رو بیشتر از حد پر نکنین. به خودتون فضایی واسه تنفس و شارژ دوباره خلاقیتا و گسترش اونا بدین.

۶- ترک میراث
فرض می کنیم شما تموم این مراحل رو  انجام داده و موفق شدین. ایده اصلی تو ذهن تون بوجود اومده و تاثیر اون به بخشایی که اصلا فکر اونو نمی کردین گسترش پیدا کرده. یعنی اجرا ایده شما با موفقیت انجام شده و شما رویای خود رو بدست آورده و فرصتایی واسه خودتون ساختین. موفقیت ایده هاتون الان چیزی مهم تره و به شما بستگی داره تا از ثبات اون اطمینان پیدا کنین. به محض اینکه به رویایتان رنگ واقعیت دادین وظیفه شماس که اونو واسه همیشه زنده نگه دارین.
حال شما آماده اید که هر چیزی که واسه واقعی ساختن رویایتان به اون نیاز دارین رو داشته باشین و تصور نوآورانه خود رو گسترش بدین. اگه می خواین اشتیاق خود رو آزاد کرده و به خودتون باور داشته باشین فرصتا و امکانات ناتموم هستن.

نویسنده:

Glenn Llopis

کارشناس

[تعداد: ۶    میانگین: ۵/۵]

واسه یک نیروی انسانی حرفه ای، چه مهارتهایی نیازه؟

نیروی انسانی حرفه ای
علاقمند به کسب علم و مهارت در بخش نیروی انسانی حرفه ای هستین؟ می خواین در مورد توانمندیا و مهارتای لازم اطلاعات بیشتری به دست بیارین؟ ما با اطلاعاتی منحصر بفرد هر چیزی که رو که در رابطه نیروی انسانی حرفه ای نیاز دارین به شما میگیم.

حرفه منابع انسانی بصورت به طور کاملً روشن و انگار می تونه کلیه فعالیتها، رفتارها و علم موردنیاز در سطوح جور واجور رو تنظیم و آماده کنه. مطالب جمع آوری شده زیر، طبق تحقیقیه که به وسیله کارفرماهای سراسر دنیا انجام گرفته. الان بصورت به طور کامل رایگان در اختیار شماس.

به چه شخصی واسه مدیریت منابع انسانی نیاز دارین؟

متفکر قاطع. فردی قادر به جدا سازی و بررسیِ اطلاعات با سرعت بالا و استفاده از آن واسه تصمیم گیری مناسب.
تأثیرگذار ماهر. فردی با توانایی لازم در کسبِ تعهد از بخشای جور واجور واسه آماده سازی سازمان.
متشخص و معتبر. کارشناس در مورد منابع انسانی و تجارت! همینطور، داشتن مهارت لازم در یکی از اونا.
دارای روحیه همکاری. توانایی همکاری و رفت و امد با افراد داخل و بیرون از سازمان.
هدایت واسه رسیدن. دقیق شدن بر ارائه بهترین یافته های ممکن واسه سازمان! با عزم، اراده و ابتکار. القا کننده این حس باشه که واسه رسیدن به اهداف سازمانی مصممه.
جربزه به رقابت کشیدن. پردل و جربزه و با اعتماد به نفس واسه صحبت کردن با بقیه! حتی در شرایط غیر عادی که به رقابت کشیده می شه.
الگو. قابل مثال زدن و الگو ورداری باشه.
کنجکاو. کنجکاو در پیدا کردن راه های پیشرفت و جلو بردن اهداف سازمانی.
علم و مهارت در مورد منابع انسانی چه بخشایی از کار شما رو پوشش میده؟

علم منابع انسانی به شناسایی و پوشش ۸ بخش اصلی در کار ما کمک می کنه:

ارائه خدمات و اطلاعات. مدیریت اطلاعات منابع انسانی حرفه ای.
طراحی سازمانی. مدیریت تغییرات ساختاری و حصول اطمینان از طراحی مناسب ساختار سازمانی.
پیشرفت سازمانی. حصول اطمینان از نیروی کار، فرهنگ، ارزشهای سازمان و محیط، ما رو قادر به رسیدن به اهداف و آزمایش روند پیشرفت می سازه.
برنامه ریزی منابع و استعدادها. ایجاد جذابیت واسه آدمایی که تمایل به همکاری نشون میدن. مدیریت نیروی کار با مهارت و توانا واسه نیازای کوتاه مدت و بلندمدت سازمان.
آموزش و پیشرفت. مطمئن شید که افراد در تموم سطوح سازمان مهارت ها و توانمندیای لازم واسه موفقیت سازمان رو دارن و واسه پیشرفت مهارتای خود میل به آموزش دارن.
کارکرد و پاداش. مطمئن شید که سیستم پرداخت پاداش-اصول پرداخت حقوق و امتیازات- مطلوب و مقرون به صرفه عمل می کنه. مطمئن شین که سیستم پرداخت پاداش به مهارت، تجربه و توانمندیا خوب عمل می کنه.
تعهد شغلی. حمایتای لازم واسه ایجاد ارتباط مناسب بین افراد و شغل خود رو جفت و جور کنین. هم اینکه با تمرکز خاص، از روابط خوب بین کارکنان و مدیران اطمینان داشته باشین.
روابط کارمندان. مطمئن شین که روابط بین سازمان و کارکنان در یک چارچوب مشخص هدایت و بهینه می شه.
همین حالا منابع انسانی حرفه ایِ خود رو بسازین.

شما می تونین نقشه راه منایع انسانی خود رو واسه پیشرفت و پیگیری بهترِ این بخش بسازین. وسیله پیشرفت حرفه ای اجازه میده تا کارشناسان منابع انسانی واسه ضبط مهارت ها و نقاط قوت خود، و ارائه گزارش بازخورد، خوب عمل کرده و به پیشرفت بدن.

[تعداد: ۱    میانگین: ۵/۵]

بررسی جنبه های بررسی خارجی و عوامل کلیدی اون

بررسی خارجی
در این مطلب می خوایم به بررسی خارجی بپردازیم و عوامل کلیدی اونو مورد بررسی بذاریم.

مقصود یک شرکت خلق و حفظ مشتریه. –تئودور لویت
مصرف کنندگان آمار و ارقام هستن و مشتریان آدما هستن. –استنلی مارکوس
قبل اینکه تله موش بهتری بسازین، بهتره ببینین اصلاً موشی هست. – مورتیموز بی. سوکرمن
تحلیلا باید هدف دار و مدیریت شده باشن و باید از تبدیل شدن اون به یه گزارش بیش از حد توصیفی جلوگیری شه.

همین طور که در شکل زیر مشاهده می کنین این بررسی می تونه به طور مستقیم با ارائه گزینه های تصمیم گیری هدف دار و یا اعمال نفوذ در موارد قابل انتخاب، بر روش هدف دار اثر بزاره.

بررسی شما باید قادر به پاسخگویی واسه سؤالات زیر باشه:

بخشای کسب وکار موجود باید منحل شن، تا جای ممکن مورد استفاده قرار گیرند، حفظ شن، و یا سرمایه گذاری بیشتری روی اونا انجام شه؟
باید به بخشای جدید کسب وکار قدم گذاشت؟
کدوم داراییا و تواناییا باید ایجاد شن، پیشرفت پیدا کنن و یا حفظ شن؟
گزارهای مهم کدم ان؟ چه باید باشن؟
چه روش هدف دارا و برنامه های وظیفه ای باید انجام شه؟ روش هدف دار موضع پیدا کنی، روش هدف دار بخش بندی، روش هدف دار پخش، روش هدف دار برند سازی، روش هدف دار ساخت و چیزای دیگه ای به جز اینا چه باید باشن؟
شکل فوق هم اینکه نشون میده که بررسی خارجی می تونه به طور غیرمستقیم در روش هدف دار نقش داشته باشه:

روندهای خاص و حوادث آینده
تهدیدها و فرصتا
نبود قطعیتای هدف دار که می تونن بر نتیجه های روش هدف دار اثر بذارن یک روند یا اتفاق خاص، مثل نگرانی از چاقی یا ظهور رقیبی جدید، می تونه شدیدا بر آزمایش انتخابای هدف دار اثر بزاره.
نبود قطعیتای هدف دار
نبود قطعیت هدف دار از کلیدی ترین مفاهیم بررسی خارجی هستش.

اگه جواب سؤالی رو قبل از هرگونه تعهد هدف دار بدونین، اون سؤال چه هستش؟

به طورمعمول باخبر شدن از اندازه فروش محصول در آینده، باخبر شدن از ظهور تکنولوژیایی که موجب بهبود فن آوری ، پیشرفت فن آوری و یا تغییر سطوح هزینه / فایده حاصل از فن آوری رقابتی رو می تونه از ابهامات عادی نام برد.

ابهامات هدف دار بر عوامل غیر مشخص تمرکز دارن و بر نتیجه های تصمیمات هدف دار اثر می گذارن.

اینکه خط تولید جدید اجناس رو راه اندازی کنیم یک تصمیم استراتژیکه ولی اینکه چقدر این محصول جدید مورد اقبال عمومی قرار میگیره یک ابهام استراتژیکه.

بررسی
برابر شکل بررسی خارجی سه راه واسه رسیدگی به ابهامات هست. اول اینکه اگه ممکنه در تصمیم گیری تسریع شه چون ممکنه تأخیر هزینه بردار و یا پرمخاطره باشه. دوم اینکه اختصاص درست منابع واسه کسب اطلاعاتی که ارزش وقت صرف کردن رادارند. سوم، می تونه ابهام رو با بررسی سناریو مدل سازی کرد.

سناریو رو با سؤالاتی از ابهامات هدف دار شروع می کنیم و با جوابای احتمالی روند یا واقعه بالقوه آینده رو تصویرسازی می کنیم.

سطح بررسی – تعریف بازار
واسه انجام بررسی محیط، باید محدوده و مرز بازار و زیر بازار مشخص شه، مثلا در یک صنعت وسعت بررسی می تونه شامل موارد زیر باشه: جنسای ورزشی، لوازم و لباس اسکی، اسنوبرد و اسکی، اسکی آلپاین، اسکی حرفه ای.

یک شرکت سازنده جنسای ورزشی تصمیمات و منابع خود رو در بخش ورزشای جور واجور در پیش گرفتن می کنه و یک شرکت لوازم اسکی فقط به اجزای مربوط به اسکی توجه می کنه.

یک راه و روش واسه تعریف بازار مشخص کردن وسعت کسب وکاره.

همیشه باید سبک و سنگین کرد. چراکه انتخابا و جهت گیریا می تونن باعث جذابیت و یا از دست دادن تمرکز شن.

بررسی هوشمندانه معمولاً در چند سطح صورت میگیره. مثلا تصور کنین شرکتی که بخش فعالیت اون لوازم اسکیه باید بتونه علاوه بر بررسی صنعت و لوازم اسکی به بررسی جنسای ورزشی هم بپردازد تا از ورود جنسای جانشین و روند بازار باخبر باشه. هم اینکه ممکنه به بررسی در سطح بازار اسکی حرفه ای ای هم نیاز داشته باشه چراکه بیشتر تصمیمات هدف دار و ورود سرمایه از آن بازار نشأت میگیره.

یه جور راه و روش، بررسی لایه ای (Layered Analysis) است که اولین لایه عمیق ترین بررسی رو به خود اختصاص میده.

روش دیگر بررسی چند بعضی وقتا (Multiple Analysis) است که شاید به شکل پشت سر هم انجام می شن. اولین بررسی ممکنه فرصتی واسه بررسی بعدی جفت و جور سازه.

چه وقتی باید بررسی خارجی انجام داد؟
بیشتر این بررسی به شکل هرساله صورت میگیره. و درواقع ممکنه هرسال نیاز به بررسی عمیق ساده نباشه. و همین طور مفیدتر هستش تا در سالای بعدی بر یه تیکه از بررسی تمرکز بیشتری انجام بشه.

نیاز به بازنگری هدف دار و تغییر معمولاً ادامه داره. به همین ترتیب، دریافت اطلاعات و بررسی هم باید همیشگی باشن.

بررسی خارجی با بررسی مشتری و حریف شروع می شه، چون اونا می تونن به تعریف صنعت یا صنایع در ارتباط کمک کنن. مثلاً تولید کلوچه واسه آدمایی که به شمال کشور سفر می کنن.

اصلی ترین محور کارکرد یک شرکت مشتریان اون مجموعه هستن و اونا منابع باارزشی از فرصتا، تهدیدات و ابهامات کارکردی در ارتباط تلقی می گردن.

[تعداد: ۰    میانگین: ۰/۵]

بررسی تخصصی ضمیرناخودآگاه از زمان کودکی

بررسی تخصصی ضمیرناخودآگاه
ما می خوایم به بررسی تخصصى ضمیرناخودآگاه بپردازیم، در مطالب قبلی تا اینجا رسیدیم که شما رو بردم به زمان کودکى!

امروز مى خواهیم یکى از کارکرد هاى باحال ضمیرناخودآگاه رو بشناسیم. اینا که مى گویم دقیقاً قوانین ضمیرناخودآگاهه. می تونین عنوان درس رو بذارین شناخت کارکرد و قوانین ضمیرناخودآگاه.

قانون سوم ضمیرناخودآگاه از انجام هر رفتارى، منظور به درد بخور و مثبت رو پیگیرى مى کنه و تا زمانى که اون منظور به درد بخور و مثبت جفت و جور مى شه به انجام اون رفتار ادامه میده.

خوب دقت کنین؛

پندار گفتار رفتار عادت شخصیت سرنوشت

ما داریم دقیقاً روى بخش رفتار و عادت کار مى کنیم. خیلی از رفتار هاى ما در شرایط احساسى خاص ساخته مى شن و قوی ترین رفتارا در زمان کودکى! اونم زیر ۵ سال بوجود اومده.

پس بازم بریم زمان کودکى. موافقید؟

فکر مى کنین مهمترین و تاثیرگذارترین عامل در شکل گیرى رفتارها و باورهاى ما چیه؟

مهمترین و تأثیرگذار ترین عامل (( محیط و مجموعه ى عوامل موجود در اون)) هستن.

خوب دقت کنین: یک مثال از زندگى خودم

معلم کلاس اول، شاید یکى از تاثیرگذارترین انسانهاى زندگى ما باشه.

اون به من خیلى مسائل رو یاد نمی گیرین مثل مادر دوم بود برام. اسمش خانوم خوشگو بود. (همزمان که اینجایید اسم معلم کلاس اول رو به یاد بیارین!) اون به من یاد نمی گیرین که قبل از ورود به هر اتاقى در بزنم. من هم از این کار خیلى خوشم اومده بود. بعد از آن صحبت، در هر محیطى که قرار مى گرفتم وقتى از این اتاق به اون اتاق مى رفتم. سه ضربه ى محکم به در مى زدم بعد وارد مى شدم یه بار در خونه خودمون از هال مى خواستم به اتاق خودم بروم (اتاق خالى که واسه من بود و کسى در اون نبود)

در کمال شگفتى دور و بریا، براى ورود به اتاق خالى خودمم در زدم!

هیچوقت چهره ى بابام رو در اون لحظه فراموش نمى کنم نگاهى سئوال برانگیز از روى حیرت، آمیخته با حس ترحم و اندکى ناامیدى!

اون با خودش گفت این پسر از دست رفت!
بررسی جنبه های اقتصادی و محیط زیستی کریسمس !

کریسمس
وقتی واژه کریسمس به گوشمون می رسه چراغای رنگی، کوکیای خوشمزه، هوای برفی و گرما و صمیمیت خونه تو ذهن مون نقش می بندند.

اما واقعیت اینه که کریسمس جنبه تیره و تاری هم داره‍! این واژه سراسر شادی و صمیمیت نیس اگه بدونین:

درآمد خیلی از مردم در تعطیلات چیزی حدود یک پونده، آمریکاییا حدود ۶۱۶٫۹ بیلیون دلار‍! یعنی چیزی بیشتر از نصف بودجه دولت آمریکا، صرف خرید هدیه می کنن.
حدود ۸۳ میلیون درخت در آمریکای شمالی و اروپا هر سال واسه کریسمس قطع می شن.

۷ الی ۱۰ سال هم زمان میبره تا درخت جدیدی به جاش رشد کنه!

هر سال تقریبا ۲٫۶۵ بیلیون کارت تبریک کریسمس خریداری می شه. با این تعداد میشه یک زمین فوتبال ۱۰ طبقه رو پر کرد!
امکان از هم پاشیدن رابطه های عاشقانه در کریسمس بیشتر از هر وقت ساله!

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

  • بررسی رابطه مجلس دهم و اقتصاد: سه کارکرد موردانتظار از مجلس آینده

    بعد از دوره ای تقریباً طولانی از سالای بد اقتصادی ایران، مردم ایران بعد از اجرایی شدن برجام و گشایشای انجام شده، انتظارت و تقاضاهای بیشتر و ویژه ای از ساختار سیاسی خود دارن. اونا توقع دارن تا در درآمد قابل دسترسی خود تغییرات محسوس ببینن، نظام بهداشتی و درمانی کارآمدتری داشته باشن، زیرساختای حمل ونقل و انرژی با کیفیت بهتری سرویس دهند، توانایی دسترسی به آموزش کیفیت بالا داشته باشن و بتونن در محیط زیستی پاکیزه به زندگی و تفریح بدن.

    رأی دهندگان الان سیاستگذاران رو مسئول موضوعاتی چون فساد و رشد اقتصادی می دونن و البته بعضی وقتا مسئولیت مواردی مثل خشکسالی و کم آبی رو که در کنترل اونا نبوده، به اونا نسبت میدن. این بی صبری، فضیلتای مربوط به خودشو هم داراس، چون سیاستگذاران رو در صورتی که یافته های مورد نظر رو تحویل ندن، زیر این اهرم قرار داده که نباید امید چندانی به ادامه راه شغلی سیاسی خود داشته باشن. انتخابات پیش رو، انتخاباتی بسیار موثر بر اقتصاد ایران هستش، چون در زمان پسا برجام، اقتصاد ایران در بزنگاه تصمیم گیریای بزرگی قرار داره که نتیجه اون یا می تونه معجزه اقتصادی و زندگی اقتصادی مرفه تر واسه مردم کشور باشه یا یک فاجعه اقتصادی! اون چیزی که آشکاره اینکه اقتصاد کشور در بخشای جور واجور نیازمند اصلاحات ساختاری کلیدی ایه که تصمیمات مربوط به اون آسون نمیشه. واسه تشریح بیشتر این موضوع در ادامه به تبیین سه بخش ای که مجلس باید به اون جوابایی اساسی ارائه کنه، می پردازم و بعد اقدام به توضیح هفت عادتی می کنم که به شکل کلی کیفیت و کارایی نهادهای عمومی رو پایین می یارن. تو یه گروه بندی عمومی انتظارات از مجلس آینده رو به شکل عملکردی میشه سه دسته کرد؛ این سه دسته به ترتیب سیگنال دهی سیاسی، جفت و جور مالی دووم پذیر و قوانین آسون کننده کسب وکار رو شامل می شن.

    دسته اول: سیگنال دهی سیاسی
    روشنه که اقتصاد ایران طی سالای باقی مونده از دهه حاضر، به خاطر جبران اشتغال زایی ناچیز دهه گذشته، بازسازی افت قابل توجه سطح درآمد خانوارها و کاهش فاصله با کشورهای منطقه، باید به رشدهای بالا و پایدار برسه. طبق تحقیقات و اعلام نظرهای مقامای مربوطه، واسه رسیدن به اینجور رشدهایی که رقم هشت درصد واسه اون گفته شده، چیزی در حدود ۳۹ درصد از تولید ناخالص ملی باید سرمایه گذاری شه. اینجور درصد نجومی ای که مشابه اون تنها در چین دیده می شه، نیازمند اراده سیاسی کامل ای در جهت رسیدن به رشد اقتصادی به عنوان بالاترین اولویت نظام حکمروایی کشوره. این اولویت گذاری بدین معناست که بقیه اقدامات و سیاستای نظام حکمروایی اول باید از تابش موضوع رشد اقتصادی بررسی شده و پس از مشخص شدن هم جهت بودن اونا با این هدف و اولویت اساسی به مرحله اجرا برسن.

    علاوه بر این طبق محاسبات انجام گرفته اینجور اندازه رشدی لازمه جذب سرمایه خارجی ۵۰ میلیارد دلاریه. مهم ترین موضوع از نظر سرمایه گذاران خارجی هنگام تصمیم گیری در این رابطه، موضوع خطر فعالیتای اقتصادی در کشور هدفه. پس، پرداختن به خطرای تجاری مربوط به نوسانات و ناپایداری متغیرهای اقتصادی کلان، علاوه بر اینکه نیازمند تعهد کامل دولته نیازمند همراهی مجلس به شکل بسترسازی نیازمندیای قانونی اصلاحات نهادی اقتصاد کشور هم هست. نقش اساسی تر مجلس که در کوتاه مدت قابل رسیدن تره ایجاد فضای سیاسی ایه که در اون، شرکای خارجی این اطمینان رو حاصل کنن که سیاستگذاران کشور ضرورتای اقتصادی واسه جذب سرمایه های خارجی رو درک کردن و اگه هم الان زیرساختا و قوانین لازم وجود نداره، در آینده نزدیک با در نظر گرفتن اراده سیاسی موجود به وجود میاد. دوباره تاکید می کنم با در نظر گرفتن شرایط جمعیتی و منابع درآمدی دولت، بدون ایجاد فضایی آروم و متمرکز بر اقتصاد، امکان تکمیل پروژه های زیرساخت کشور و رسیدن به اندازه اشتغال مقرر شده ممکن نیس.

    دسته دوم: جفت و جور مالی دووم پذیر
    دسته دوم از مسائلی که توجه خاص سیاستگذاران رو می خواد، مسأله جفت و جور مالی دووم پذیر برنامه های اجتماعی کشوره. در بالای این لیست، ناپایداری منابع درآمدی صندوقای بازنشستگی، بیمه خدمات درمانی همگانی و هم طرح پرداخت نقدی یارانها قرار داره. واسه رؤیارویی با مسائلی با این اندازه حتی ممکنه اتحاد و هماهنگی همه ارکان حاکمیت هم کافی نباشه، و هم حاکمیت و هم شهروندان نیازمند تجدید نظر در رویکردهای فعلی خود هستن. کسری صندوقای بازنشستگی در برگردوندن تعهدات مستمری تقریباً چار میلیون نفر در سال گذشته تقریباً برابر نصف کل یارانه مستقیم ۷۶ میلیون ایرونی بوده و این کسری (بر خلاف اندازه یارانه مستقیم) به سرعت در حال افزایشه. حجم پرداختی یارانه نقدی کشور از حجم بودجه تخصیص یافته عمرانی کشور، که پیشرفت زیرساختا و رشد اقتصادی آینده کشور به اون وابسته، بیشتره و پول و پله و سرمایه لازم واسه جفت و جور مالی بیمه کردن همه شهروندان هم بازم به شکل شفاف مشخص نیس. با در نظر گرفتن نبود تعادلای شدیدی که بین هزینه ها و پول و پله و سرمایه اختصاص یافته واسه این طرحا هست، مجلس باید بسترهای قانونی محدود کردن دخالت دولتی در صندوقا و بیمه ها رو جفت و جور کنه و با مشخص کردن پول و پله و سرمایه پایدار در دراز مدت و نظارت دقیق بر اونا، با تصمیم گیریای جسورانه از ادامه روند خانمان سوز فعلی جلوگیری کنه. علاوه بر این، در کوتاه مدت مجلس باید ساپورت سیاسی لازم واسه طرحای جمع آوری اطلاعات خانوارهای ایرونی، سابقه های درمانی اونا و عملکردای شناسایی گروه های نیازمند رو واسه افزایش کارایی هزینه های حمایتی دولت جفت و جور کنه.

    مجلس هم اینکه باید با در نظر گرفتن شرایط نامساعد منابع درآمدی با در پیش گرفتن هدفی داده محور، همه برنامه های قبول شده خود رو با اهدافی مشخص و قابل نظارت به شکل عددی ارائه کنه و چارچوبای معینی واسه آزمایش تاثیرگذاری اونا تعیین کنه. شهروندان هم در سویی دیگر باید نسبت به این موضوع آگاهی داشته باشن که با ثابت بودن منابع عمومی در اختیار دولت، خدمات عمومی جور واجور به شکل جانشین یکدیگر عمل کرده و با هم بده بستان دارن. در این راه و روش، شهروندان و نهادهای سیاستی برآمده از اونا باید تصمیم بگیرن که منابع عمومی در اختیارشون رو در کجا و در چه جهتی مصرف کنن. جای گیری این دیدگاه در سپهر عمومی کشور نقش کلی ای در ارتقای کارایی مردم سالاری کشور و نهادهای برآمده از آن داره.

    دسته سوم: آسون کردن فضای کسب وکار
    دسته سوم، اقدامات اساسی لازم در مورد قانون تجارت کشور و قوانین آسون کننده فضای کسب و کاره. تهیه قانون تجارت به سال ۱۳۱۸ برمیگرده و با در نظر گرفتن اتفاقاتی که در مدت این ۷۶ سال در بخش مالی و حکمرانی شرکتی اتفاق افتاده، بازنگری اون به خاطر آسون کردن فعالیت شرکتای ایرونی چیزی حیاتیه. وجود زیرساختای قانونی کارا واسه حل وفصل موضوعات ورشکستگی شرکتا و گفتگو در مورد تعهدات و قیمت گذاری اونا از بخشای لازم اینجور اصلاحاتیه.

    تجربه جهانی نشون داده که در غیاب قوانینی که به شرکتا به سهولت اجازه ثبت، فعالیت و ورشکستگی بدن، بقیه اقدامات تشویقی توفیق چندانی ندارن. علاوه بر این، ایران در شاخص سهولت انجام کسب وکار، که به وسیله بانک جهانی اندازه گیری می شه، رتبه ۱۱۸ از بین ۱۸۲ کشور رو داراس و بعد از کشورهایی مثل زامبیا، کنیا و فیلیپین قرار میگیره. مهم ترین رقابت ایران در این مورد مربوط به سیستم مالیاتی، دفاع از حقوق سهامداران خرد و حل وفصل مسائل ورشکستگیه. طبق آمار بانک جهانی در ایران ۶۲ روز زمان میبره تا قراردادها اعمال شن و نقل و انتقال کالا و تجارت بیرون از مرزها از موضوعات موضوع زای دیگه س. البته باید اشاره کرد که پرداختن به این مسائل حتماً به معنی نیاز به قوانین جدید نیس، و تاکید بر اصلاحات قانونی نباید این جور تفسیر شه که نیاز به تصویب قوانین جدیدی در کشور هست؛ حتی میشه گفت، الان به اندازه کافی کشور از ازدیاد و تکرر قانونی رنج می بره. اصلاح ساختارهای قانونی باید به اینجور وضعیتی سروسامون بده.

    حتی خیلی از ساختارهای جدید لازم رو میشه تنها با همراهی مجلس در هیات وزیران به تصویب رسانیده و استفاده کرد. این سه موضوع از نظر بنده باید در بالا اولویتای مجلس آینده قرار گیرد. البته علاوه بر این اولویتا، مجلس آینده با در نظر گرفتن مشکلاتی که باید واسه اونا چاره اندیشد باید از تندوتیزی و کارایی بالایی برخوردار باشه. کارایی ای که حتماً در نهادهای سیاستی نظامای دموکراتیک تضمین شده نیس و باید با شناسایی نقاط ناکارا در جهت بهبود اون کار کرد. به همین منظور و در ادامه اولویتای مطرح شده در بخش اول نوشته هفت عادتی که می تونه به ناکارایی نهاد قانونگذاری کلیدی ای مثل مجلس شورای اسلامی منجر شه، مطرح کردم و روش برخورد با هر کدوم از این عادتا رو به تفضیل توضیح داده ام.

    عادت ۱: اهداف حداکثری
    سیاستگذاری در بخش عمومی در بیشتر اوقات شکل تزئینات فرعی یا اصلاحات جزئی رو به خود میگیره. با وجود اینکه بعضی وقتا سیاستگذاران تیزبین، فرصتای مهم و کم پیدا رو قدر می دونن و با تغییرات شجاعانه و گسترده، یافته های مثبت پرشماری رو بر جای می گذارن، این جور حرکات معمولاً نادر هستن و هدف گذاریای حداکثری معمولاً فجایع بزرگ تری رو هم به دنبال دارن. بلندپروازیایی مثل این، بارها در مجلس شورای اسلامی دیده می شه. طرح اثبات قیمتا در مجلس هفتم، که هدف اون جلوگیری از هر نوع تغییری در سطح عمومی قیمتا بود بیشترً به نابود شدن قشر کشاورز جامعه، که به دلیل اینکه از اقشار ضعیف جامعه هم هستن، از پایهً جزو اهداف حمایتی این طرح بودن، منجر شد. مثال دیگر میشه به این موضوع اشاره کرد که با وجود اینکه رئیس جمهور روحانی در انتخابات ریاست جمهوری با رایی چشم گیر در بین کاندیداهای زیاد موجود پیروز شد؛ انتخاباتی که حل موضوع هسته ای از محورهای اصلی اون بود، بارها احزاب خاصی در مجلس درصدد نفی تموم و کمال راه حلای در پیش گرفتن شده در این رابطه برآمدند. در مجالس گذشته کشور هم الگوی اینکه حتی سانتی متری از مواضع در پیش گرفتن شده نباید کوتاه اومد، دیده می شه. این موضوع باعث رادیکالیزه شدن فضا و نبود جلو بردن طرحا با بیشترین حد ظرفیت ممکن می شه.

    عادت ۲: دنیا به آخر می رسه
    اهداف حداکثری به خاطر این در بحثای نهادهای سیاستی پیروز می شن چون اعضا تصورشون بر اینه که اگه شرایط طبق خواسته اونا جلو نره، دنیا به آخر می رسه. همیشه دو راه هست: سیاه و سفید. راهی که به شقاوت و بدبختی مطلق می رسه و راهی که در صورت طی شدن خوشبختی و همه مسائل مثبت رو در بر داره. البته در طول تاریخ هر کشوری مطمئناً لحظاتی چند از این نوع هست، ولی حالا خوبیش اینه یا بدبختانه در دنیای طرحای سیاستی و حکمروایی معمولاً سیاه و سفید مطلقی وجود نداره و اتفاقات و یافته های همیشه خاکستری هستن؛ البته کمرنگ تر یا پررنگ تر. پرداخت نقدی یارانه، هزینه ای در بر داره که کشور نمی تونه اونو پرداخت کنه و این یک مشکل مالی جدی واسه آینده کشوره. ولی این مشکل جدی تر از رقابت صندوقای بازنشستگی کشور، بیمه خدمات درمانی همگانی و جفت و جور مالی بقیه برنامه های اجتماعی چون خونه مهر نیس. در صورتی که نمایندگان بخوان با تمرکز علیه یا در ساپورت از هر برنامه ای هویت سیاسی ای واسه خود بسازن، موجبات این رو جفت و جور می یارن که در لحظات حساس حتماً عقلانی عمل نکنن. یعنی «بجنگین یا تن به ذلت بدین» ممکنه فریادی مقدس در میدون جنگ باشه، ولی طبق اون نمیشه به یافته های قانونی مناسب رسید. حکمروایی همیشه خاکستریه.

    عادت ۳: دشمنی کینه توزانه
    آشکاره که روحانی هیچ وقت در هسته پایگاه رای محافظه کاران محبوب نمیشه. علاوه بر هاله نخبه گرایی دور و بر روحانی به همراه سابقه سیاسی و فرهنگی اش، روش سخن گفتن حقوقی و اقتصادی اش هم به وسیله اونا دیدی از بالا به پایین و توهین آمیز تلقی می شه. در کنار همه اینا اگه میراث فضای سیاسی سالای گذشته رو هم اضافه کنین، فرمولی واسه یک رویارویی دارین. واسه بقیه رهبران سیاسی هم میشه موارد مشابهی رو بر شمرد. نفرت باعث عصبانیت می شه، و عصبانیت باعث حماقت. در چند ماه گذشته هستهای دلواپسان و محافظه کاران خود رو اونقدر نسبت به این موضوع که روحانی به دنبال نابودی تموم و کمال دستاوردهای هسته ای کشوره، توجیه کرده بودن که تا مرز توقف مذاکراتی که مسائل اساسی کشور به اون مربوط می شد، پیش رفتند. انتظار میره در آینده نزدیک، موارد مشابه در مورد موضوعات اقتصادی مثل قراردادهای نفتی، پیشرفت سرمایه گذاری خارجی و تضادهای احتمالی با سیاستای حمایتی داخلی هم رخ بده. نهادهای سیاستی کارا، رویاروییای این چنینی رو مدیریت کرده و از اونا واسه اهداف خود استفاده می کنن. در هر صورت بررسی و بررسی با آرامش بیشتر، به نتیجه بهتری منجر می شه.

    عادت ۴: سقوط رهبران
    نظم واسه گروه های فعال در نهادهای سیاستی مثل مجالس قانونگذاری چیزی کلیدیه. این نظم، به رهبران قدرت و وسیله لازم واسه تصمیم گیریای پرسرعت در فعالیتای روزمره و مذاکرات رو ارائه می کنه که پس اون فعالیتای قانونگذاری با سهولت بیشتری پیگیری می شن. در سطح کلان تر اینجور نظمی امکان پیش بینی پذیری رو در بخش عمومی و در بخشای سیاسی و اقتصادی بالاتر می بره که فواید اون، به ویژه در شرایط فعلی که سیاستگذاران به دنبال کاهش خطر کشور واسه استفاده از ظرفیتای اقتصاد جهانی هستن، احتیاجی به تاکید نداره.

    در مجالس ایران کلا رقابت ریاست بسیار پر رنگه و این معمولاً اقلیت اقلیت هاست که با جوسازیا، فضای کلی مجلس رو میسازه. البته باید قبول کرد که به دلیل نبود ساختار حزبی مشخص، گروه های ذی نفع شفاف و گروه های مدنی قوی، وسایل در دسترس قدرتمندان واسه اعمال اینجور نظمی در بین اعضای خود محدوده. اینجوری بود که استیضاح وزیر راه و شهرسازی به خاطر ۱۱ نماینده، ماه ها در صحن مجلس در جریان بود و این وسط تنها فعالیت یکی از بزرگ ترین و مهم ترین وزارتخانهای کشور واسه چندین ماه متوقف شد و در آخر دکتر آخوندی با رایی بیشتر از رای اعتمادش در مقام خود ابقا شد. ریاست بهترین هم افزاینده نیروها در هر تلاشیه که نیازمند کار و همکاری یک گروهه. فرد قوی با ایجاد چشم انداز مشترک در مورد اولویتا و جهت حرکت جامعه، ساخت یک اتفاق نظر و توافق دور و بر چشم انداز و بسیج منابع طبق تحقق اون، وظیفه به آخرسر رسانیدن کارا رو داره. نهادهای کارا بدون استثنا در برههای کلیدی رهبرانی توانا داشتن. بدیش اینه این موضوع در نهادهای ما مورد غفلت قرار گرفته.

    عادت ۵: رسانه های خود تقویت کننده
    یکی از سیاستگذاران در ملاقاتی که با من داشت، به تلخی تیم روابط عمومی خود رو این جور توضیح کرد: « آدمایی که به اونا پول میدم تا به من دروغ بگن.»

    سیاستمداران همیشه نیاز ندارن که حقیقت رو بگو کنن، ولی باید همیشه اونو بشنون. با اینحال در فضای رسانه ای امروز شنیدن حقایق سخت تر و سخت تر می شه. یک رند تموم عیار لازمه تا بتونه به یاد داشته باشه از چیزی که به زبون میاره کدوم دروغ و کدوم راسته. غیر سیاستمداران عموماً چیزی که رو که باور دارن به زبون می یارن. سیاستمداران، اما دیر یا زود به نقطه ای می رسن که هر چیزی که می گن به اون باور پیدا می کنن. یعنی زندانی واقعیت مجازی خود می شن و به حقایق گسترده تر فضای بیرون دسترسی ندارن. رسانه های شبکه ای جدید احتمال افتادن در اینجور دامی رو زیاد کردن. اینجور کارکرد هاییه که باعث می شه نمایندگان روی موضوعاتی تاکید بورزند که از پایهً از اولویت بالایی واسه رای دهندگان اونا برخوردار نیستن و بر عکس از موضوعات اساسی تر غافل شن. این موضوع شدیدا از کارایی نهادهای قانونگذاری کم می کنه.

    عادت ۶: سیاست مثل جنگ
    دادوستد حرفه و کسب وکار تاریخی ایرانیان بوده. سیاستمداران حرفه ای هم، مدیریت کننده اختلافات هستن. کارای کشور هم نیاز به گفتگو و دادوستدهای بسیار داره. بیشتر اوقات، مذاکرات روی اختلافات در اتاقای پر از افراد خسته و در ساعات نزدیک صبح اتفاق میفته: هر کسی چیزی دشت می کنه ولی هیچ کسی همه چیز رو به دست نمیhره. این پروسه به مجبور سخت و پر از چالشه. البته بعضی وقتا در ساحت سیاسی کشور اختلافاتی ایجاد می شه که گسترده تر از اون هستن که در مورد اونا گفتگو کرد. اینکه ارتباطی فعالانه با دنیا داشته باشیم یا درونگرا باشیم؛ به طرف آزادسازی بازارها حرکت بکنیم یا راه و روش برنامه ریزی مرکزی داشته باشیم. سیاستمداران حرفه ای معمولاً فاصله خود رو از جریانات تمامیت خواهانه حفظ می کنن و آگاه هستن که جز این نمی تونن با مسائل گسترده کشور برخورد کنن. نهادهای سیاستی ناکارا، دارای اعضایی هستن که به خاطر دلایل روحی، مالی و فکری خود، از اینکه اختلافات مدیریت شن، دوری می کنن و عوضش با قدرت به دنبال هل دادن کشور به طرف آخر طیفا هستن.

    عادت ۷: ناامیدی
    تاریخدان مشهور بریتانیایی ترور روپر در رد ادعای مارکس که تاریخ تنها در یک جهت حرکت می کنه، این جور می نویسه: «وقتی که تندروها با یقین فریاد میزنن که پیروزی از آن اوناس، عاقلان با ضربه به شکل، اونا رو نقش زمین می کنن. تنها محافظه کاران ضعیف النفس هستن که اینطور کلماتی رو جدی می گیرن و احوالات شون منقلب می شه.» گزارهایی مثل این در ادبیات هم متداوله. برنامه از دست رفته ای وجود نداره، چون برنامه پیروز شده ای وجود نداره. تا وقتی که زندگی هست، امید هم هست و … نقطه مشترک این قوت قلبا، اینه که شامل این نکته اخلاقی مخفی هستن که سیاست و سیاستگذاری، کار بسیار مشکلیه. بازارهای آزاد – که در سالای دهه ۴۰ میلادی با ظهور کینزیا رد شده بودن- در سالای دهه ۷۰ جایگاه خود رو به خاطر تلاشای شبانه روزی محققان اقتصادی باز پیدا کردن. به همین صورت، بی انضباطیای پولی و مالی نیمه دوم دهه ۸۰ شمسی و یافته های خانمانسوز اون در اذهان هممون قرار داره؛ الان به تفکر و اصلاحات ساختاری نیاز داریم که هم به تعمیر آسیبای زده شده بپردازیم و هم از اتفاق اونا در سالای آینده دوری کنیم. البته بین بر وسوسه انگیز به ویژه واسه جوامع کوتاه یه مدت مثل ما اینه که دستای خود رو به نشونه تسلیم بالا ببریم و با اعلام ناتوانی از اصلاحات ساختاری، به ادامه روشای بنیان افکن قبلی بپردازیم. به ویژه وقتی که هسته اصلی پایگاه رای دهنده ما هم ممکنه با دیدی کوتاه مدت ادامه قسمتی سیاستای تخریب کننده قبلی رو ترجیح بده.

    از بین همه اشتباهات، ناامیدی اساسی ترین خطر متوجه دموکراسیه. همون گونه که فریتز استرن تاریخدان آلمانی مطرح می کنه، ناامیدی اجتماعی به توتالیتاریسم منجر می شه. انسانی که امیدی نداره اشتباهات جبران ناپذیری رو متقبل می شه که نبود اصلاح ساختارها و نهادهای اقتصاد کشور از اینطور اشتباهات جبران ناپذیری می تونه باشه. چیزی که توضیح داده شده، تحلیلی خلاصه از اولویتای اقتصادی متصور واسه اقتصاد کشور و هم روشای نهادی رقابت برانگیزی بود که می تونن در راه رسیدن به این اهداف ایجاد مشکل کنن. امیده که شهروندان کشورمون با درک موقعیت تنها ای که کشور الان در اون قرار گرفته، با تشخیص اولویتا و نیازمندیای کشور، نسبت به انتخاب اعضای یکی از مهم ترین نهادهای حکمروایی کشور دست به کار شن، به این امید که نتیجه اون سرحالی و سربلندی ایران بزرگ باشه.

    مرتضی نظری

    علم یاد گرفته سیاستگذاری عمومی

    دانشگاه میشیگان

    [تعداد: ۱    میانگین: ۵/۵]

    بررسی رهبری کاریزماتیک و خصوصیات رهبر کاریزماتیک

    رهبری کاریزماتیک
    رهبری کاریزماتیک، یه جور سبک رهبریه که به ایجاد اینجور رابطه ای بدون اعمال زور یا پاداشای مالی منجر می شه. رهبری کاریزماتیک از طرف نظریه پردازان سازمانی، مورد کم توجهی قرار گرفته. این مشکل تا اندازه ای به از دست دادن چارچوب فکری سیستماتیک نسبت داده می شه. در این مقاله تلاش شده تا رهبری کاریزماتیک و ویژگیای اون مورد بررسی بیشتر قرار گیرد.

    در دنیای سازمانی نوین، یکی از مهم ترین شاخصای تأثیرگذار بر جوامع، عنصر مدیریته که شکل مطلوب اون مدیریت همراه با رهبری تلقی می شه. رهبری یکی از مفاهیم ریشه ای اداره جامعه بوده و با تحولات اجتماعی همراهه، چون بنیان نظم و اداره هر جامعه و سازمان، بر مبنای اون بنا نهاده شده. بدون رهبری، پیش بردن اهداف اجتماعی و رسیدن به مطلوبا، یا ممکن نبوده یا بسیار سخت می شه. رهبری، واژه ای چند بعدیه که درباره تعریف اون توافق نظر مشترکی وجود نداره. «تعریفایی که از رهبری ارائه شده رو از نظر تعداد میشه برابر با تعداد کسائی دونست که در صدد ارائه تعریفی از آن بر اومده ان».

    شکلای جور واجور نظریهای رهبری
    بیشتر تعاریفی که از رهبری ارائه می شه، بر اساس محور اثر و نفوذه. به خاطر این، رهبری شامل مراحل تأثیرگذاریه که از روش اون، رهبر نفوذ دلخواه خود رو بر پیروان اعمال می کنه. کلا، تحقیقات انجام شده طی ۷۰ سال گذشته در مورد نظریهای رهبری رو میشه در شش مکتب اصلی دسته بندی کرد:
    ۱٫مکتب ویژگیای رهبری
    ۲٫مکتب رفتاری یا سبک رهبری
    ۳٫مکتب اقتضایی
    ۴٫مکتب لیاقت رهبری
    ۵٫مکتب هوش عاطفی
    ۶٫مکتب رهبری کاریزماتیک یا الهامی

    کاریزما، در کلمه یعنی فرهمند یا فرمندی و یا یعنی دیگر جاذبه استثنایی. کاریزماتیک کلمه ای یونانی به معنی موهبته. کلمه کاریزما در کتاب مقدس مسیحیان به کار رفته تا روح مقدس رو توضیح کنه. وحی، حکم، تعلیم، کشیش، عقل و شفا دادن، نمونه ای از نعمتای پرجذبه ان که در کتاب مقدس مسیحیان توضیح شدن.
    کاریزما، در اصطلاح به ویژگی کسی می گن که بشخصه و یا به نظر بقیه، دارای قدرت رهبری فوق العاده س. این اصطلاح بیشتر در علوم سیاسی و جامعه شناسی به کار برده می شه تا زیرمجموعه ای از رهبرانی رو که با استفاده از نیروی توانایی شخصی خود می تونن تأثیراتی عمیق و استثنایی در پیروان خود داشته باشن، توضیح کنن. وبر، کاریزما رو اینجور توضیح می ده: «ویژگی خاصی از یک شخصیت پدیده».
    رهبری کاریزماتیک یا رهبری بر اساس جاذبه استثنایی، به شکلی از رهبری می گن که دارای قدرت و توانایی الهام بخشی به پیروان باشه و این در حالیه که تواناییا فقطً از نیروی شخصیت و تعهد فرد سرچشمه گرفته باشه. در این نوع رهبری، رابطه ای بدون استفاده از پاداشای مالی و اعمال زور برقرار می شه.

    پیروان، رهبران کاریزماتیک رو طبق عملای دوطرفه می شناسن و به اونا هویت میدن. به کاریزما باید به عنوان صف و ویژگی ساخته شده به وسیله پیروان، یعنی کسائی که یه سری از رفتارای معینی رو در وضعیتا و شرایط سازمانی، از رهبر مشاهده می کنن نگاه کرد. رفتار دیده شده رهبر در سازمان رو میشه با بیان ویژگیای کاریزماتیک پیروان اون تفسیر کرد و اینجور صفات غیر وضعیتی، از رفتارای مطالعه شده رهبری نتیجه گرفته شده. کاریزما بودن، صفتی فردی که حاصل جایگاه فرد در سازمان باشه، نیس بلکه ویژگی خاصیه که از رفتارای رهبر بدست اومده می شه.

    فهرستی از مؤلفه های رفتاری قابل تمیز از رهبری کاریزماتیک :

    – مؤلفه های رفتاری رهبری کاریزماتیک با یکدیگر رابطه داشته و یه گروه رو با یکدیگر تشکیل میدن.
    – رهبران، وقتی کاریزماتیک هستن که چشم اندازه های اونا بسیار مخالف با وضعیت الان باشه، ولی در عین حال باید واسه پیروان آزادی عمل وجود داشته باشه که اونو قبول کنن یا نه.
    – رهبران کاریزماتیک، ممکنه خطرای شخصی بالا رو قبول کنن و هزینه های بالایی رو متحمل شن و از خود گذشتگی کنن تا به اهداف مشترک برسن.
    – رهبران کاریزماتیک، مهارت خود رو در بالاتر رفتن از نظام موجود از روش به کار بردن وسایل نامتعارف و استثنایی به اثبات می رسونن.
    – رهبران کاریزماتیک، رفتارهایی رو که تازه و غیر عادی ان استفاده می کنن و خطرای شخصی ای رو انجام میدن که به احتمال زیاد به منافع شخصی اونا ضرر می زنه.
    – رهبران کاریزماتیک، آزمایش دقیقی از منابع محیطی خود دارن و درک می کنن که محدودیتا در تعیین یا فهم اونا از چشم اندازه ها اثر می گذارن. وقتی محدودیتا و فشار منابع محیطی واسه رهبران کاریزماتیک مثبته، اونا راهبردهای ابتکاری خود رو به کار می گیرن.
    – رهبر کاریزماتیک، وضعیت حاضر رو به عنوان وضعیتی منفی و طاقت فرسا و اهداف آینده رو به عنوان جایگزینی باحال تر و قابل حصول توضیح می ده.
    – رهبران کاریزماتیک، انگیزهای خود رو به روشنی بیان می کنن تا بتونن از روش رفتار جسورانه و اعلام اعتماد به نفس، تخصص، نامتعارف بودن و نگرانی در مورد نیازای پیروان، رهبری کنن.

    [تعداد: ۶    میانگین: ۴.۳/۵]

    بررسی شخصیت برند موفق به شکل شخصیت انسانی

    برند موفق
    اگه برند شما یک آدم باشه کی هستش؟

    لحظه ای رو بشینین و تصور کنین که برندتون یک شخص باشه. اگه این شخص رو در مهمانی ملاقات می کردین تلاش می کردین از آن فاصله بگیرین یا دوست داشتین هرچه بیش تر به اون نزدیک شده و با اون آشنا شید؟

    اگه جواب شما به این سوالات، باعث شه که از آن دوری کرده و به هیچ قیمتی راضی نباشین با اونم صحبت شید یعنی زمانِ اون رسیده که یه سری چیزها رو تغییر بدین.

    یک مقاله گذشته از MarketingProfs که “شخصیت برند: راه پایانی واسه شناخت برندتون” نام گرفته نکته بسیار جذابی رو ارائه داده که باعث شده خیلی از برندها درباره خودشون به عنوان یک هویت خارجی بدون درنظر گرفتن اعتبار خارجی فکر کنن.

    در همین جهت؛ بعضی از برندها خودشون رو بسیار بدون شخصیت و یا ضعیف دونسته ان. شمام باید به این موضوع فکر کنین و باید آشنایی که واسه مصرف کننده ارتباط گرفتن با یک شخص بسیار راحت تر و دلپذیرتره تا یه سری هویتای تصادفی!

    مثلا، شرکت Allstate رو درنظر بگیرین. Allstate یک شرکت بیمه محبوب بین مردمه که با بازیگر و بیس بال محبوب Dennis Haysbert قرارداد بست تا چهره شرکت باشه. این کار نه فقط باعث افزایش اعتماد به نفس شد، بلکه از دید مصرف کنندگان مورداعتماد هم قرار گرفت.

    همینطور شخصیت داستانی Flo رو در نظر بگیرین. چه از آن خوش تون بیاد چه نیاد؛ شخصیت پرجنب و جوش و پرانرژی اون به شرکت کمک کرد تا تصویر برند شرکت رو بهبود بخشه. تنها دو مثال از شخصیت برند در بهترین حالت واسه شما ذکر شد.

    شخصیت برند تکنیکیه که مردم رو تشویق می کنه تا درباره برندها به عنوان یک آدم فکر کنن و همینطور باید توضیح بده که برند چیجوری فکر کرده و احساس می کنه. در مثالای بالا هم Dennis و Flo دو شخصیت انسانی شرکت رو نشون میدن.

    شاید با مطالعه این پست، شمام تصمیم بگیرین که واسه برندتون یک شخصیت انسانی مثل Flo بوجود بیارین اما نکته ای که باید توجه کنین اینه که قبل از هر گونه اقدامی، باید به عقب برگشته و با دقت ببینین که برند شما چیجوریه و چه تأثیراتی رو می تونین روی کره زمین بسازین.

    از خودتون و کارکنان تون بپرسید : حاضرید برند انسانی خود رو واسه خوردن شام به یک رستوران دعوت کنین؟

    [تعداد: ۲    میانگین: ۱.۵/۵]

    بررسی شخصیت برند ویرجین (virgin)

    شخصیت برند
    درست مثل آدمای متشخص، برند هم تمایل داره به یادماندنی تر و دوست داشتنی تر از برندی بی حس متصور شه. مثلا، حرفه ای و موثر (CNN و مک کینزی)، سطح بالا و پیچیده (جگوار و تیفانی)، قابل اعتماد و اصیل (هالمارک و جون دیر)، هیجانی و جسور (پورشه و بنتون) یا فعال و خشن (لیوایز و نایک) باشن.

    برند یک تجربه، یک الگو رفتار، یک سبک زندگی و وسیله ای واسه بیان “من کی هستم” است.

     

    بررسی شخصیت برند ویرجین
    در سال ۱۹۷۰، ریچارد برانسون و تعدادی از دوستانش ویرجین رو به عنوان یک شرکت صفحات گرام که سفارشات پستی قبول می کرد در لندن انگلستان تأسیس کردن. میونه دهه ۱۹۸۰ این شروع ساده به زنجیره ای از مغازه های صفحات گرام و بزرگ ترین مارک جداگونه موسیقی همراه با هنرمندانی جور واجور و مهم مثل فیل کالینز، بوی جورج و رولینگ استون در بریتانیا تبدیل شده بود.

    در فوریه ۱۹۸۴، برنسون تصمیم گرفت خطوط هوایی ورجین آتلانتیک رو تأسیس کنه، تا پرواز رو واسه همه کلاسا و نه فقطً مسافرین کلاس یک، لذت بخش و اصلاح کننده سازه. با به جنگ طلبیدن احتمالات، در آخر دهه ۱۹۹۰ ورجین در بیشتر بازارهایش به دومین خط هوایی تبدیل شده بود. علاوه بر اون از اعتبار و مشتری پسندی مشابهی نسبت به شرکتای بزرگ تری ازجمله خطوط هوایی خدمات محور مثل، خط هوایی سنگاپور برخوردار شده بود. موفقیت ورجین آتلانتیک تا حدودی مدیون تصویر اون از کیفیت ارزش گذاری واسه پول، حریف نوپا بودن و دارا بودن یک شخصیت عصبی بوده.

    ق می شه هیجان زده نشی
    شخصیت ویرجین

    برند ویرجین از شخصیتی قوی و شاید عصبی برخورداره که بیشترً نوآوریای خدماتی و ارزشا و رفتارای ریچارد برانسون رو به نمایش میذاره. ورجین در جایگاه یک آدم کسی هستش که:

    به قوانین بی توجهی می کنه.
    یه جور حس شوخ طبعی داره که بعضی وقتا زننده می شه.
    نقش آدم نوپایی رو بازی می کنه و خواهان حمله به بنیادهاست.
    لایقه، همیشه کارش رو به درستی انجام میده و استانداردهای بالایی داره.
    جالبه که این شخصیت بین قطبا حرکت می کنه، از یک شخصیت موثر تا چابک، سرگرم کننده و قانون شکن- هنری که بقیه کسب وکارها به اون حسادت می کنن. دلیل اون نه فقط شخصیت برانسون، بلکه واقعیتیه که ورجین از هر جنبه این شخصیت رو ارائه داده.

    ویرجین مثال برجسته ایست از اینکه چیجوری یه سری از یکیای درست یک برند، می تونن به کسب وکار بذارن تا به پشت چیزی که به عنوان وسعت کارکرد اون قابل پذیرشه، برسه. ورجین به جای اینکه خود رو به صفحات گرام محدود کنه، یکیای خود رو واسه گسترش از مغازه های صفحات گرام تا خطوط هوایی، کولا (ویرجین کولا)،  خدمات ریلی (ویرجین ریل)، جین (ویرجین جینز) و چندین گروه دیگر گسترش بده. یکیای ورجین در هر کسب وکاری ارائه کننده فرق و مزیت هستن.

    درواقع تصمیم پیشرفت ورجین از کسب وکاری که با موزیک راک جوونا سروکار داشت به یک خط هوایی، اگه به شکست منجر می شد یک اشتباه افسانه ای حساب می گردین. به هرحال، ازآنجایی که خطوط موفق عمل کرده و تونست ارزش رو باکیفیت، استعداد و نوآوری ارائه کنه، برند اصلی ورجین یکیایی رو پیشرفت که به یک نوع خاص از محصول محدود نمی شدن.

    [تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

    بررسی روشای بازاریابی مدرن و سنتی

    در دنیای امروزی بازاریابی باید با روشایی متفاوت از گذشته انجام گیرد که بازاریابی مدرن نامیده می شه این نوع بازاریابی در ۸ بخش متفاوت نسبت به بخش سنتیه بخشی که الان…

    ۱- نظر مشتریان :

    در بازاریابی سنتی نظرات گروه مشتریان مهمه اما در بازاریابی مدرن نظر تک به تک مشتریان . در بازاریابی سنتی وقتی نظر سنجی انجام می شه نظرات مشتریان و زیادی اونا در تحقیقات و گزارشات آورده می شه نه نظر تک به تک مشتریان در حالی که در بازاریابی مدرن نظر تک تک مشتریان کسب و مورد آزمایش قرار گرفته و در طراحی و ارایه خدمت و محصول مورد توجه قرار میگیره .

    ۲- تصویر از مشتری :

    بازاریابی سنتی تصویری روشن از مشتری نداره . اما بازاریابی مدرن به دلیل نیاز به شناخت مشتری و امکانی که فناوری اطلاعات و ارتباطات در اختیار قرار میده تصویر روشنی از مشتری ، نیازها و خواسته هاش در بانکهای اطلاعاتی سازمان داشته و از آن بهره میگیره . توجه به ارتباطات در بازاریابی و امکان ذخیره سازی و استفاده از اطلاعات حاصل از رفتار و خصوصیات مشتری این مزیت رو واسه سازمان بوجود میاره که مشتریان خود رو خوب بشناسه .

    ۳- محصول :

    واسه سازمانهای قبلی ارایه محصول استاندارد مزیت و سود به همراه داشت . اما واسه سازمانهای امروزی تولید انبوه سفارشی سود داره . در بازاریابی سنتی کالاهایی استاندارد واسه مشتریان طراحی و ارایه می شه در حالیکه در بازاریابی مدرن تولید با اینکه به شکل انبوه صورت میگیره اما سفارش هر مشتری در اون دید شده .

    ۴- تبلیغات :

    در بازاریابی مدرن با در نظر گرفتن امکانات و رسانه های خصوصی مثل اینترنت ، ایمیل و گوشی موبایل و دیگر فضاهای اختصاصی مجازی واسه هر فرد و ساپورت بانکهای اطلاعاتی قوی در این مورد که فناوری اطلاعات اونو ممکن ساخته ما تماشاگر تبلیغات اختصاصی واسه یکایک مشتریان هستیم . در حالی که در بازاریابی سنتی تبلیغات واسه همه انجام می شه حال اینکه خیلی از هزینه های تبلیغات مربوط به کسائی می شه که نه در بازار هدف قرار داشتن و نه اونو می دیدند .

    ۵- ارتباطات :

    در بحث ارتباطات هم ما با ۲ پدیده جدید در بازاریابی مدرن روبه رو هستیم . یکی اینکه سازمانها دیگر اجازه ندارن بدون مجوز از مشتریان با اونا ارتباط برقرار کنن . حال اینکه در نگاه بازاریابی سنتی بدون توجه به این حق مسلم سازمانها به خود مجوز میدن تا روی گوشی موبایل مشتریان بدون اجازه و اگاهی اونا پیام ارسال کنن. از طرف دیگه در این نگاه تنها به ارتباط یه طرفه توجه می شه در حالی که در بازایابی مدرن تموم تلاشها واسه ایجاد ارتباطی ۲ سویه سروسامون پیدا میکنه . سازمانها در تلاشند تا مشتریان با اونا تماس بگیرن . در این نوع ارتباطه که یادگیری و شناخت مشتری راه می شه و میشه امیدوار بود که ثبت این تماسها در بانکهای اطلاعاتی و پردازش اونا در آینده مزیت آفرین شه .

    ۶- سهم :

    در بازاریابی سنتی هدف سهم از بازاره در حالی که در بازاریابی مدرن به دلیل اشباع شدن بازارها و رقابت سخت بین رقبا سازمانها به دنبال افزایش سهم خود از سبد مشتریان فعلی هستن . تحقق این سهم به دلایلی چون : هزینه کمتر مشتریان فعلی ، وفاداری اونا و اثبات سودآوری اونا و آشنایی با نیازها و خصوصیات مشتریان تحقق سود سازمانها رو بیشتر از گذشته ممکن ساخته .

    ۷- هدف :

    هدف در بازاریابی مدرن با سنتی از ۲ تغییر اساسی برخورداره . یکی اینکه هدف در این بازاریابی توجه به مشتریان سودده بازار هدفه در حالی که در بازاریابی سنتی معیاری واسه سوده دهی به معنی الان اون وجود نداره و پس بر همه مشتریان بازار هدف تکیه می شه . از طرف دیگه این روزا نگهداری مشتریان اولویت اول سازمانهاه نه جذب اونا .

    ۸- نگاه به بازاریابی :

    در گذشته بازاریابی فعالیتی هزینه زا تلقی می شد . تبلیغات ، تحقیقات ، جلو بردن و گسترش و …. کامل فعالیتهایی هزینه زا حساب می شدن حال اینکه در شرایط فعلی و بدون انجام درست فعالیتهای بازاریابی و استراتژیهای موثر امکان باقی موندن و رشد وجود نداره پس این روزا بازاریابی یک سرمایه گذاری حساب می شه که در صورت انجام موثر و کارای اون میشه امیدوار بود که سازمان به اهداف خود نائل آید .

    [تعداد: ۵    میانگین: ۴.۴/۵]

    بررسی کارکرد رسانه های اجتماعی در سال ۲۰۱۵!

    چون سال ۲۰۱۵ رو به پایانه، خلاصه ای از کارکرد رسانه های مهم در ۱۲ ماه گذشته اومده.

    نگاهی گذرا به بعضی از شرکتا مثل کوکاکولا، Unilever و Procter داریم که الان انگار توجه ها به طرف روشای هدف دار رسانه ای جلب شده.

    فقط ناشران نیستن که سال رو واسه تغییر دادن و استفاده از اطلاعات، گذروندن. با کم شدن بیشتر از حد انتظار رتبه تلویزیون، تبلیغ کنندگان میخوان تا بیشتر روی اطلاعات تکیه کنه تا سرمایه گذاری بیرون از تلویزیون رو قدرت بخشن. این درخواست، با گفته یوتیوب به تبلیغ کنندگان مبنی بر تغییر ۲۴ درصدی و جذب بازدیدکنندگان جوون، پر رنگ شد.

    هم اینکه ترکیب Comscore با Rentrak واسه «ساخت آیفون» بود که مردم بیشتری رو به طرف تماشای آنلاین تلویزیون جذب می کنه.

    پس، ویدئوها بیشتر به شکلای هدف دار رسانه ای تبدیل شد. برندا با دیدن فرمت، یک راهی رو واسه جلب توجه مردم به طرف تبلیغات خود جایی که، مورد غفلت قرار گرفته، پیدا میکنن.

    هنوز روزای ساده واسه هر دو جناح، با اینکه سال ۲۰۱۵ سال آماده سازی سازمانایی مثل Mondelez و Domino و هم اینکه فیسبوک و گوگل شد. فیسبوک و گوگل، ویدیو رو به عنوان راهی واسه جذب مردم به مدت طولانی تر میدونن.

    یکی از ناشران Guardianه و اول امسال با احتیاط رو کرد که باید نزدیک با سازمانای آنلاین جهانی در ارتباط باشه. در آخر، فیسبوک و گوگل و اپل به مقاله های فوری رسیدن که سرعت باز شدن صفحه های موبایل زیاد می شه و اپل امسال ناشران رو تشویق می کنه که محتوای بیشتری راجبه اکوسیستم خود نشر دهند.

    برندهایی مثل Mondelez و Paddy Power فکر میکردن که چیجوری می تونن  عمل کنن  و با صرف یه سال سرمایه گذاری در مورد چگونگی تغییر کار و کاسبی خود، درامد بیشتری به دست بیاره.

    [تعداد: ۱    میانگین: ۵/۵]

    بررسی ورود حریف با برتری ویژه به میدون!

    بررسی ورود حریف
    شاید یکی از مهم ترین مخاطرات بازار این باشه که رقبای زیادی عاشق یک موقعیت رشد بشن و با انتظارات غیرواقعی از سهم بازار پا به میدون بذارن. درصورتی که ممکنه حجم فروش واسه همه رقبا کافی نباشه. در این شرایط ورود حریف به احتمال زیاد بحران داره.
    ۱- بازار و اندازه رشد اون بسیار مشهوده. درنتیجه، استراتژیستای شرکتای در ارتباط تشویق می شن به طورجدی در بازار حضور پیدا کنن و شایدً از یافته های پشت کردن به اینجور رشد قطعی ترس دارن.
    ۲- در مراحل ساده، رشد خیلی زیادی مشاهده می شه که خود شاهدی بر تائید رشد بالای بازار و یک پدیده ثابت تلقی می شه.
    ۳- تهدیدهای اندازه رشد در نظر گرفته نمی شن و یا کم اهمیت تلقی می شن و نیروهایی که بتونن شور هیجان فرار گرفته در بازار رو کنترل کنن، کم هستن. این شور و هیجان باهم کمک سرمایه گذاران اهل خطر و بررسی گران بورس به بقیه سرایت می کنه.
    ۴- مشکلات ساده بسیار کمی بر سر راه ورود شرکتا به بازار وجود دارن. اما ممکنه مشکلاتی واسه موفقیت پایانی ( مثل فضای خرده فروشی محدود ) وجود داشته باشه که درهرحال ممکنه از اول رو نباشن.
    ۵- بعضی از ورودیای بالقوه زیاد قابل رؤیت نیستن و مقاصدشان نامعلوم یا نامشخصه. درنتیجه، تعداد و تعهد رقبا ممکنه کمتر تخمین زده شن.

    ورود حریف برتر
    خطر پایانی در اینجاست که در یک بازار با رشد سالم، موقعیتی به وجود بیاد که یک حریف در آخرین فرصتا و با محصولی که برتری ویژه ای داره و یا به طور کاملً از مزیت قیمتی برخورداره وارد میدون شه.
    موفقیت ورودیای دیرهنگام و اجناس کم هزینه از خاور دور در صنایع خیلی از خودرو گرفته تا تلویزیون و دستگاه های پخش اتفاق افتاده.

    تغییر عوامل کلیدی موفقیت
    ممکنه شرکتی در مراحل ساده پیشرفت بازار موقعیت محکمی واسه خود رقم بزنه، اما بعدا با تغییر عوامل کلیدی موفقیت، موقعیت خود رو از دست بده.
    خیلی از تولیدکنندگان در طول زمان تماشاگر جابجایی دقیق شدن بر فنّاوری محصول با دقیق شدن بر فنّاوری پروسه، برتری کارکرد و تجربه مشتری بودن. شرکتی که ممکنه توانایی رسیدن به امتیازات طبق فنّاوری یه محصول داشته باشه ممکنده بدون منابع، تواناییا و تمایل/ فرهنگ موردنیاز جهت پیشرفت نیازای بازار در حال تکامل باشه.

    تغییر فناوری
    پیشرفت فناوری نسل-اول می تونه وضعیتی رو بسازه که در اون به خط تولید و امکانات تولیدی منسوخ شده پایبند باشیم.
    یه روش هدف دار مطمئن، صبر کردن تا وقتیه که مشخص شه کدوم فناوری برتری پیدا می کنه و پس از ورود تلاش به بهتر شدن اون فناوری انجام شه. وقتی که رقبای اصلی خود رو پایبند کنه، امیدبخش ترین مسیرهای پیشرفت امتیازات رقابتی پایدار، قابل رؤیت می شن.
    در مقابل ورود زودهنگام با رهسپاری بدون اطمینآن همراه هستش.

    رشد مأیوس کننده بازار
    خیلی از بحرانا و جنگای قیمتی زمانی رخ میدن که رشد بازار به پایین تر از حد انتظار می رسه. در دیگر موارد، ممکنه درخواست مناسب باشه، اما بازار هنوز متخاصمه، چون رقبا ظرفیت خود رو واسه هم خوانی با انتظارات بیش ازحد خوش بینانه، بالابرده ان.
    یا ممکنه لباس تحقق پوشیدن درخواست زمان بیشتری به طول برسه چون فناوری لازم وجود نداره و یا مشتریان به کندی تغییر می کنن. مثلا، درخواست واسه بانکداری الکترونیک، بسیار بیشتر از حد انتظار واسه تحقق پیدا کردن به طول رسید.
    پیش بینی درخواست بسیار سخته، خصوصاً وقتی بازار جدید، متغیر و پرزرق وبرق باشه. از دلایل مطرح شده می تونه به ارزش گذاری بیش ازحد فناوری، درخواست مصرف، نبود توجه به مشکلات هزینه، یا مشکلات سیاسی اشاره کرد. پیش بینیای سیگارهای دست پیچ، سیگارهای کوچیک و رادیوهای موج کوتاه به باعث جابه جایی در نیازها و ترجیحات مصرف کنندگان متضرر شدن.

    ناپایداری قیمت
    وقتی که بازار با تکمیل ظرفیت مواجه باشه، سودآوری به کمترین حد ممکن اندازه خود رسیده و صنایعی که هزینه های ثابت اونا بالاست و صرفه جویی اندازه براشون چیزی حیاتیه.

    محدودیتای منابع
    چیزای مهم مالی مربوط به کسب و کارای رو به رشد، ازجمله محدودیتای بزرگ شرکتای کوچیک حساب می شن. نیازای مالی به دلیل ورود به بازار و هم اینکه فرسایش قیمتای به دلیل رقبای شکست خورده یا سلطه جو افزایش می باید.
    فشارهای سازمانی و مشکلات به دلیل رشد بسیار سخت تر از پیش بینی و رسیدگی به محدودیتای مالی هستن. خیلی از شرکتا در مقابل فاز رشد سریع دووم نیاورده ان به خاطر این که نتونستن نیروهای لازم رو واسه کسب مهارت در اداره کسب و کارای پیشرفت یافته در اختیار بگیرن یا سیستما و ساختار خود رو تنظیم کنه.

    محدودیتای پخش
    خیلی از کانالای پخش فقط می تونن تعداد کمی از برندها رو ساپورت کنن. فروشندگان کمی هستن که حاضر به اختصاص قفسهای مغازه واسه تعداد زیادی برند هستن. درنتیجه، بعضی از رقبا حتی اونایی که اجناس پرطرفدار و برنامه های بازاریابی جذابی ارائه می کنن از پخش مناسبی بهره نخوان برد و از اثر برنامه های بازاریابی اونا کم کرده می شه.
    نتیجه تبعی کمیابی و به گزینی پخش کنندگان به دنبال آهسته شدن رشد بازار، به افزایش قدرت پخش کنندگان منجر می شه. تمایل اونا به استفاده از این قدرت در جهت استخراج انحصار قیمت و تبلیغات از تولیدکنندگان یا قطع جفت و جور کنندگان، بیشتر با مشکلات خودشون در جفت و جور حاشیه سود در صورت مواجه شدن با رقابت شدید بر سر مشتریانشان زیاد می شه.
    بسیاری ازاین دست عوامل که یه عالمه از تولیدکنندگان با اون درگیر هستن به شلوغ شدن مراحل بعدی کانال پخش کمک می کنن. بحران احتمالی این مرحله می تونه به همون شدت واسه جفت و جور کنندگان هم درخشش یابد.

    [تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

    برزیل خریدار ال ان جی ایران

    وزیر نفت گفت: بزودی مذاکرات سازنده ایران و برزیل به عقد قراردادهای همکاری منجر می شه علاوه بر اینکه طرف برزیلی علاقه زیادی به حضور در صنعت نفت وگاز ایران مثل خرید ال ان جی از ایران داره.

    بیژن زنگنه بعد از دیدار با آرماندو مونترو وزیر پیشرفت، صنعت و تجارت خارجی برزیل به خبرنگاران گفت: برزیل از کشورهای فعال در مورد تولید نفت و مثل کشورهای دارای تجربیات مهم در زمینه های جور واجور نفت و گاز مثل در مورد حفاری در آبهای عمیقه و امیدواریم بتونیم به ویژه در مورد حفاری در آبهای عمیق همکاریهای سازنده و خوبی با یکدیگر داشته باشیم.

    ایشون اضافه کرد: دو کشور نفتی می تونن در مورد تولید و صادرات نفت با یکدیگر همکاری خوبی داشته باشن و دو طرف علاقه مندن در این مورد با یکدیگر کار کنن.

    زنگنه گفت: بزودی مذاکرات سازنده دو کشور به عقد قراردادهای همکاری منجر می شه علاوه بر اینکه بازار ایران جذابیتهای زیادی واسه سرمایه گذاریهای خارجی داره و طرف برزیلی هم علاقه زیادی به حضور در صنعت نفت و گاز ایران و مثل خرید ال ان جی از ایران داره.

    هم اینکه بیژن زنگنه در دیدار با آرماندو مونتیرو، وزیر پیشرفت، صنعت و تجارت برزیل گفت: ایران علاقه مند به همکاری با برزیل در زمینه های جور واجور انرژیه.

    بیژن زنگنه با توضیح دادن این موضوع که ایران همیشه تمایل به پیشرفت روابط با برزیل داره، گفت: هر دو کشور نفتخیز هستن علاوه بر این که برزیل در مورد تولید نفت در آبهای عمیق تجارب خوبی به دست آورده.

    هم اینکه آرماندو مونتیرو، وزیر پیشرفت، صنعت و تجارت خارجی برزیل با اشاره به این که ظرف دو روز گذشته دیدارهای خوب و مفیدی با مقامهای ایرونی انجام داده، اضافه کرد: امیدواریم حاصل این گفتگوها نقشه راهی واسه همکاری دو کشور در آینده باشه.

    ایشون گفت: پس از برگشت به برزیل ساز و کار همکاری مشترک همکاری با ایران در بخشهای جور واجور بررسی می شه.

    وزیر پیشرفت، صنعت و تجارت خارجی برزیل گفت : زمینه های همکاری با ایران بسیار گسترده س و صاحبان صنایع برزیل علاقه زیادی به حضور در بازار بزرگ ایران و منطقه دور و بر اون دارن.

    آرماندو مونترو بعد از دیدار با بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت ایران به خبرنگاران گفت: نفت و گاز فقط یکی از زمینه های همکاری دو کشوره و دیدار امروز من با وزیر نفت ایران که دیداری کاری و سازنده بود بزودی به عقد قراردادهای مهمی منجر می شه.

    ایشون اضافه کرد : در این سفر دیدارهای خوبی با مقامات سیاسی و اقتصادی عالیرتبه ایران داشتیم و در همه این دیدارها بر عزم و اراده جدی دولت برزیل واسه گسترش همه جانبه روابط اقتصادی و سیاسی با ایران به عنوان کشوری مهم و موثر در منطقه و جهان تاکید کردیم.

    آرماندو مونترو اضافه کرد: در همه این دیدارها هم طرفای ایرونی با تشریح تحولات اقتصادی کشورشون در سالهای گذشته، بر ضرورت تغییر نوع سرمایه گذاری و مشارکت کشورهای دیگر در طرحای اقتصادی ایران تاکید کردن.

    ایشون با اشاره به سوابق دو کشور در همکاری در زمینه های انرژی نفت و گاز، اضافه کرد: آماده انتقال تجربه هاش به شرکتهای ایرونی در زمینه های جور واجور و مثل حفاری و کشف نفت هستیم.

    [تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

    برسی بازار و زیربازارهای بالفعل و بالقوه

    برسی بازار
    در این مطلب می خوایم به برسی بازار و زیربازارهای بالفعل و بالقوه بپردازیم. با ما همراه باشین تا به چالشای برسی بازار جواب دهیم.

    زیربازارهای در حال ظهور
    مرور بعضی از خیلی زیاد نیروها و حوادثی که پشت افت وخیز زیربازارهاه کمک مفیدی به کشف و درک اونا انجام میده.

    اول اینکه، محصول یا خدمات می تونن در بعدی جدید تکمیل یا پیشرفت پیدا کنن.

    دوم، می تونه بازار رو به گوشه های سودآور تقسیم بندی کرد.

    سوم، بخش کاربرد می تونه از اجزا به سیستما یا راه حلای کلیدی گسترش در اصل برخلاف تقسیم طبقه به زیربازارها، زیر بازار پیشرفت پیدا میکنه. در آخرای دهه ۱۹۹۰، Siebel رهبری ایجاد مدیریت ارتباط با مشتری اینترنتی رو با ترکیب کردن یه سری از بخشای کاربردی به دست گرفت که شامل برنامه های وفاداری مشتری، اعتبار مشتری، مراکز تماس، خدمات مشتریان، تماس با مشتری و اتوماسیون نیروی فروش می شد.

    چهارم، ظهور کاربردی جدید و ویژه می تونه گزینه های مربوط به برند رو تعریف کنه.

    پنجم، کلاس یه محصول می تونه جایگاه پیدا کنی دوباره کنه.

    ششم، روندهای مشتری می تونه محرک زیر بازار باشه. تمایل دوطرفه به طرف سلامتی و استفاده از گیاهان و مکملای طبیعی گروه جدیدی رو به وجود آورده، مثل نوشیدنیای سالم و نشاط آور.

    هفتم، یک فنّاوری جدید- مثل ریش تراشای یک بارمصرف، نت بوک، پارچه ای جدید یا ماشینای دوگانه سوز- می تونه محرک ایده یک زیر بازار باشه.

    در آخر اینکه به راحتی میشه یک بازار کامل رو به وجود آورد. eBay یه گروه حراج آنلاین به وجود آورد که مبنای تقلید خیلیا شد که با مشکل مطابقت دادن عملیات اجرایی با حجم بسیار زیاد کاربران مواجه بودن.

    تناسب با زیربازارها
    اگه یک شرکت تناسب خود رو با زیربازارهای در حال ظهور از دست بده، نگاه، آگاهی و حتی وفاداری مشتریان هم کارساز نمیشه! وقتی علاقه جدید مشتریان استفاده از ماشینای دوگانه سوزه، اصلاً مهم نیس که در مورد کیفیت مدل شاسی بلند شرکت ما چه تصوری دارن! ممکنه اونو دوست داشته باشن یا حتی به دیگری پیشنهاد کنن، اما در آخر، برند ما واسه اونا مناسب نمیشه!

    تقریباً هر بازاری دستخوش تغییر می شه- بیشتر تغییری شدید و سریع – و موضوع مناسبت مطرح می شه.

    کلید مدیریت اینجور تغییری دو جنبه داره. در اول یک کسب وکار باید ظهور زیر بازار رو تشخیص داده، اونا رو درک کنه و چگونگی رشد اونا رو تصور کنه. بعد باید در مواجه شدن با این زیربازارهای در حال رشد مناسبت لازم رو به دست بیاره. ایجاد تملک زیرگروها تنها زمانی رخ میده که یک شرکت مناسب، مسلح به پیشنهادها و ایده های مناسب واسه انجام کارا در زمان درست آماده باشه.

    اندازه واقعی و بالقوه بازار
    از پایهً نقطه شروع واسه بررسی بازار یا زیر بازار محاسبه اندازه کل فروشه. یه روش هدف دار موفق می تونه طوری پیشرفت یابد که ۱۵ درصد سهم بازار رو عایدمان کنه، پس باخبر شدن از کل اندازه بازار خیلی با اهمیته. بررسیای مالی منتشر شده به وسیله شرکت، مشتریان، داده های دولتی و مجلات و مؤسسات تجاری مثل منابعی هستن که می تونن به درد بخور واقع شن.

    بازار بالقوه- شکاف مصرف کننده
    علاوه بر اندازه بازار جاری و در ارتباط، بهتره بازار بالقوه رو هم در نظر بگیریم. یک مورد مصرف جدید، یه گروه مصرف کننده جدید و یا پشت سر هم بیشتر مصرف می تونن اندازه و پتانسیل بازار رو به شدت دستخوش تغییر کنن.

    چه بسیار روش هدف دارایی که فرصتای سرمایه گذاری در صنایع رو رد کردن، فقطً به خاطر این که بدون دیدگاه درک پتانسیل موجود و روش استفاده از منافع اون بودن!

    شبح پتانسیل
    پتانسیل ممکنه به دلیل عواملی که مانع از به واقعیت پیوستن اون می شن، کیفیتی شبح گونه داشته باشه. مثلا، درخواست واسه کامپیوتر در خیلی از کشورهای کمتر پیشرفت یافته هست، اما کمبود سرمایه و غیبت فنّاوری مناسب، مانع از خرید می شن.

    کوچیک می تونه قشنگ باشه
    ریزبازاریابی (Micro marketing) بیشتر فعالیت هاش در بخش سودآور و کوچیک متمرکز می شه. اگه یک شرکت اونا رو ندیده بگیره، خود رو از بخش بزرگی از سرزندگی و سودآوری کسب وکار امروز محروم ساخته. علاوه بر اون بیشتر بخشای اصلی کسب وکار در اول کوچیک بودن.

    وقتی به اونا بی توجهی کنیم باید قبول کنیم که امتیاز اولین بودن واسه اونا باشه.

    رشد بازار و زیر بازار
    پس از تخمین اندازه بازار باید اندازه رشد بازار اندازه گیری شه. اندازه و بزرگی بازارها در آینده چیجوری هستش؟

    اگه همه چیز ثابت فرض شه، رشد به معنی فروش و سود بیشتر حتی بدون افزایش سهم بازار هستش. هم اینکه می تونه به معنی فشار قیمتی کمتر در زمانی باشه که درخواست با سرعت بیشتری نسبت به عرضه افزایش می باید و شرکت به قیمت گذاری منحنی تجربه متوسل نمی شن، با این پیش بینی که در آینده، هزینه های اونا کاهش پیدا می کنه. برعکس، افول فروش می تونه به معنی کاهش فروش و بیشتر افزایش فشار قیمتی باشه، بازم که شرکتا تلاش می کنن سهم خود رو از کیک در حال کوچیک شدن حفظ کنن.

    روش هدف دار انتخابی می تونه شناسایی و دوری یا نبود سرمایه گذاری در زمان افول و شناسایی و سرمایه گذاری در زمان رشد باشه.

    البته باید به این توجه داشت که بازارهای محصول در حال افول می تونن فرصت واقعی واسه ورود باشن چون که رقبا به جای ورود و سرمایه گذاری از بازار بیرون می شن ولی موضوع دیگر روبه رو شدن با مخاطرات جدی ای هست که ممکنه با اونا مواجه شیم، در ادامه در این مورد بیشتر صحبت می کنیم.

    [تعداد: ۱۱    میانگین: ۳.۱/۵]

    برنامه CGC و عادات بازاریابان موفق این نوع محتوا

    کی به جز خریداران محصول تون می تونه به شما بگه که کار و کاسبی شما چیجوری عمل می کنه و چقدر موفقه؟ این روزا دیگر داشتن یک گفتگو با مشتریان هیچوقت مثل گذشته سخت نمیشه. اجرا یه برنامه محتوای تولید شده از طرف مصرف کننده ( برنامه CGC )  می تونه گفتگویی رو بسازه که شما رو به مشتریان و مشتریان رو به مشتریان وصل می کنه و واسه شما امکان گفتگو رو دست کم در یک نسخه مدرن اون جفت و جور می کنه.

    در مرکزیت هر برنامه CGC ، توانایی جمع آوری و به اشتراک گذاری رتبه ها و بررسیا قرار داره. با اینکه بازاریابا امتیازات خیلی از انجام این کار رو می بینن، اما مزیتای بیشتری هم  هست که می تونن واسه افزایش کارآیی برنامه CGC خود به کار بگیرن.

    واسه به بیشترین حد رسوندن ارزش برنامه CGC خود، از این پنج عادتی رو که بازاریابان موثر و موفق برنامه CGC  دارن، بررسی کنین.

    پنج عادت بازاریابان موثر برنامه CGC
    جمع آوری محتوا محور و مرکز کاره
    ما در دنیای “حال” زندگی میکنیم. مصرف کنندگان از هر زمانی توانمندتر هستن و می تونن چیزی که رو که می خوان به دست بیارن. دیگر صبر و صبر واسه اطلاعات قدیمی، غیرقابل اعتماد، و رنگ و لعاب دار معنایی نداره. خریداران و موتورهای جستجو به دنبال محتوا تازه هستن و اهمیتی نمی دن که این اطلاعات از کجا بین.  مهم نیس. مصرف کنندگانی که میخوان  صداشون شنیده شه ، شنیده می شن و مصرف کنندگانی که میخوان اطلاعات رو پیدا کنن، خیلی راحت اطلاعات رو پیدا می کنن.

    پرسیدن، جمع آوری و نمایش محتویات تازه به شکل همیشگی از خریداران می تونه فرق بین خریدارائی باشه که در سایت شما یا حریف قرار می گیرن. هیچی مثل جمع آوری محتوای زیاد مهم نیس.

    در لحظات مهم حضور داشته باشین
    واسه دیدار با مشتریان ، بازاریابان مجبور هستن دوباره آزمایش بکنن و یاد بگیرن که چیجوری روی رفتار خریدی که همیشه تغییر می کنه، سرمایه گذاری کنن.

    پیدا کردن مشتری فقط یک مرحله از کاره، اما اون چیزی که به اونا می گید و چگونگی کمک شما به اونا، تعیین می کنه که اونا همراه شما باقی بمونن یا برن. اهمیت دادن به خواسته مشتری، اعتماد بوجود میاره و بیشتر از بقیه شکلای جور واجور محتوا روی جریان خرید مشتریان خریدار تاثیر میذاره.

    مشتریان داستان شما رو تصویر سازی می کنن
    تصاویر و فیلما دیگر تبدیل به زبون جهانی ما شدن؛ چیزی که بر خلاف شکلای جور واجور دیگر محتوا،  تجربه خرید پربار، قابل لمس و تخیلی رو به ما میده. مغز ما تصاویر رو موثرتر از متن پردازش می کنه. این مسئله باعث می شه محتوای چشمی واسه بازاریابان برنامه CGC موفق تر از مطالب بازخوردی نوشتاری باشه.

    خریداران میخوان علاوه بر خوندن نظرات به درد بخور از تجارب مصرف کنندگان دیگر، محصول رو تصور و تجسم کنن. پیدا کردن و جمع آوری محتوای چشمی، و بعد نمایش اون در جایی که خریداران شما در حال وبگردی هستن، می تونه توجه اونا رو جلب کنه و مرحله خرید در پروسه خرید بسیار سریعتر اتفاق بیفته.

    علاوه بر موارد فوق ، اینطور مشتریان پول بیشتری هم خرج می کنن: تحقیقات نشون میده که مصرف کنندگان که با شکلای چشمی برنامه CGC ارتباط برقرار می کنن، به طور متوسط ​​۱۱۶ درصد افزایش درآمد رو در هر بازدید کننده دارن.

    شنوندگان فعال پیروز می شن
    بررسی برنامه  CGC بینش با ارزشی در مورد مشتریان و یک دیدگاه ۳۶۰ درجه ای نسبت به اون چیزی که مشتریان در مورد اجناس یا خدمات شما فکر می کنن، به بازاریابان میده.   محصول شما انتظارات رو برآورده می کنه. شکایات تکراری در مورد یک مشکل محصول مشخص هست؟ مصرف کنندگان چند پیشنهاد جدید رو واسه ویژگیای جدید و گزینه های محصول به شما میدن؟

    هیچ منبع اطلاعاتی بزرگی واسه بازخورد مشتری وجود نداره جز اطلاعاتی که از برنامه CGC شما جمع آوری شده.

    شما می تونین از این داده ها واسه اصلاح یا به روز رسانی اجناس موجود، نوآوری در ایجاد اجناس جدید و آموزش مصرف کنندگان استفاده کنین. این کار یک راه و روش مؤثر و طبق داده واسه پاسخگویی به خواستها، ادراکات و نیازای مصرف کنندگانه. این روش سریع ترین و معتبر ترین روشیه که بازاریابان می تونن از روش اون بفهمن که مشتریان واقعا درباره پیشنهادات چه فکری می کنن.

    مشارکت مصرف کننده یک نوع صحبت کردنه
    مصرف کنندگان تصمیم می گیرن که به چه دلیل ، چه زمانی، چه جایی، و چیجوری یک برند رو انتخاب کرده و با اون ارتباط برقرار کنن. وقتی که مصرف کنندگان از اجناس شما سوالاتی میپرسن، باید به اونا جواب بدین تا بتونین تو ذهن اونا بمونین و در رقابت حضور داشته باشین.

    صدها و حتی هزاران نفر به هر سئوال پرسیده شده یا شکایت فرستاده شده، دقت می کنن. داشتن یک راه و روش پیشگیرانه واسه جذب مصرف کنندگان تجربه ای لذت بخشه که می تونه یک خریدار ساده رو به مدافع تبدیل کنه و جواب شما رو به یک مخاطب بزرگ نشون میده. ، تحقیقات نشون میده که مشتریانی که با محتوای سئوال و پاسخی رفت و امد دارن ، تقریبا ۲۰٪ بیشتر از مشتریانی که فقط رتبه بندیا و بررسیا رو خونده ان، پول مصرف می کنن.

    جهان امروز به طور زیادی واسه بازاریابان و خریداران خیلی فرق داره. برندا و خرده فروشان باهم به رقابت می پرازن تا با جمع آوری نظرات مشتریان، به اشتراک گذاشتن این نظرات در کانالا، ارائه شامل چشمی محرک، جدا سازی و بررسی نظرات مشتری واسه شناسایی مناطق قابل بهبود، و فعالانه گوش دادن و جواب دادن به پرسشا،  صدای خود رو به گوش مشتری برسانند.

    شرکتهایی که برنامه CGC رو فرصت واسه مشارکت در نظر می گیرن، با وفاداری مشتری و مزیت رقابتی واسه برند هاشون مواجه می شن و شک نداشته باشین موفق عمل میکنن.

    [تعداد: ۴    میانگین: ۵/۵]

    برنامه آینده Google: راه اندازی Google Play در چین !

    گوگل در نظر داره سال آینده  نسخه Google Play خود رو که به خاطر دانلود کردن اپلیکیشنای گوشیای هوشمنده، در چین راه اندازی کنه. با در نظر گرفتن گفته آدمایی که با این موضوع آشنا هستن،  این اولین تاخت و تاز اصلی در بازار بعد از سال ۲۰۱۰ه.

    طبق گفته دو نفر، مغازه اپلیکیشن Google Play به طور اختصاصی واسه چین راه اندازی می شه و به دیگر نسخه ها در بیرون مرز کشور وصل نیس. اونا گفتن: گوگل در نظر داره این کار رو با در نظر گرفتن قوانین فیلترینگ چین و زیر نظر حزب کمونیست بکنه.

    گوگل پنج سال پیش تا حد زیادی خدمات خود رو از چین به دلیل سانسور کردن یافته های جستجو دوری کرد. این یک حضور محدود در بزرگترین بازار گوشیای هوشمند دنیاه، اما خیلی از سرویسا مثل Play، در مرزها غیر قابل دسترس شده. دو نفر از کسائی که با طرز فکر Google آشنا بودن، اضافه کردن: شرکت آمریکایی از یک مغازه اپلیکیشن موفق به عنوان محلی واسه قرار دادن دیگر اجناس و خدمات در چین استفاده می کنه. اما شرکت هنوز مشخص ننموده که در بعد، کدوم محصول به بازار میاد.

    مدیر اجرایی شرکت، Sunder Pichai، و دیگر بزرگان ماجرای برگشت شرکت به چین رو مخفی نکرده ان و به نظر می رسه Google Play اولین اقدام اینه. اما منتقدان می گن: گوگل از پایه تموم خدمات اصلی به ویژه موتور جستجو و ویدیو رو از چینیا گرفته. تحلیلگر فناوری، Rob Enderler، گفت: بزرگترین رقابت ممکنه در بین کالاهایی باشه که مخالف قانون هستن.

    مدیر اجرایی شرکت تبلیغاتی موبایل چین و کارمند سابق گوگل، Shen Si، گفت: واسه گوگل، داشتن محصول در چین می تونه نشون ارزش گذاشتن گوگل به بازار باشه. اون گفت: اونا میخوان اول بازار چین گرم شه و بعد محصول مهم رو در اختیار مردم چین بذارن. یعنی، Google Play محصول فوق العاده گوگله که حساس هم نیس.

    کریس مک دونالد، متخصص کار و کاسبی در دانشگاه Ryerson تورنتو، با این موضوع که Google Play امن تر از موتور جستجو و Gmail در چینه موافقت کرده اما اضافه کرد گوگل باید تصمیم بگیره چه محصولی و در چه زمانی به بازار میاد.

    این شرکت آمریکایی امیدواره Google Play بعد از سال جدید چینی در فوریه راه اندازی شه. شخص دیگری که در چین با Google همکاری می کنه، ادامه داد: Google Play کار خود رو از سال ۲۰۱۶ شروع می کنه.

    [تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

    برنامه آینده مارک زوکربرگ چیه ؟

    برنامه آینده مارک زوکربرگ
    امپراطوری ۱۲ ساله فیس بوک، تونسته مخاطبان بسیاری رو جذب خود کنه و رهبری موثر مثل مارک زوکربرگ داشته باشه. اون ثروتی زیاد رو از آن خود کرده.
    تعداد کاربران فیس بوک از گذشته تا به امروز به ۱٫۶ میلیارد کاربر می رسه. روزانه یک میلیارد کاربر متوسط ۲۰ دقیقه در کشورهای غرب از آن استفاده می کنن. ۳۰ درصد از آمریکاییا از روش گوشیای خود وارد اینترنت می شن. فیس بوک رتبه ششم رو در جهان داراس و الان از ارزش ۳۲۵ میلیارد دلار برخورداره.

    تحقیقات نشون میده جاه طلبی مارک زوکربرگ موسس فیس بوک تا به اینجا ختم نمیشه و واسه مناطقی که تا الان از اینترنت محروم بودن هم نقشه های زیادی داره. مارک زوکربرگ با استفاده از هلی کوپترهایی که انرژی خورشیدی رو به اینترنت تبدیل می کنن  واسه مناطق محروم که بدون اینترنت هستن خدماتی ارائه میده تا با این عمل بقیه مناطق از اینترنت برخوردار شن. اونم اینکه در تلاشه که از هوش مصنوعی واسه امپراطوری فیس بوک استفاده کنه. این در حالیه که با گوگل یکی از بهترین شرکتای جهان در رقابت قرار گرفته.

    گوگل دنیای دیجیتالی رو به خاطر این به اونو می کنه یا فیس بوک؟
    امپراطوری اطلاعات

    تحقیقات نشون میده که ایده اصلی فیس بوک واسه جذب بیشتر مخاطبانه و بعد از موفقیت در ایده خود این کار بزرگ رو به تبلیغ کنندگان ارائه میده. گوگل هم میخواد از همین ایده استفاده کنه اما نقش اصلی که دو شرکت واسه مخاطبان اجرا می کنن نقشی فرق داره. درست در وقتی که گوگل شکلای جور واجور اطلاعات کاربردی رو به شما ارائه میده فیس بوک اطلاعات زیادی درباره شما و دوستانتون در اختیار قرار میده. شما از گوگل واسه پایان دادن به کار و کاسبی تون استفاده می کنین در صورتی که فیس بوک بعد از تموم کردن اون کارا استفاده میشن. درآمدهایی که هر دو شرکت به دشت می کنن باعث شده سخت با هم به رقابت بدن.

    هر دو شرکت در جست جوی راه حلی واسه رسوندن اینترنت به کشورهای فقیر هستن. در این راه فیس بوک از هلی کوپترهای خورشیدی استفاده می کنه و گوگل از بالونای هوایی که بتونه تعداد خیلی از مردم رو اینترنت برخوردار کنه و مخاطبانی رو جذب کنه.

    هر دو شرکت خدمات جدیدی رو ارائه میدن تا در کار و کاسبی خود موفق باشن. فیس بوک با استفاده از هوش مصنوعی که به بهتر شدن اطلاعات کمک می کنه در حال مزایدهه و الان واسه آشنایی با تصاویر بقیه و آشنایی با آدمایی که تبلیغات خاصی رو ارائه میدن استفاده می کنه و تنیکای دیگری که هر شبکه اجتماعی با استفاده از هوش مصنوعی از آن استفاده می کنه.
    فیس بوک الان در تلاشه که بخشی رو طراحی کنه که با استفاده از آن کاربر بتونه از روش اس ام اس به پیامای بقیه جواب بده.

    درست در مناطقی که فیس بوک سخت تلاش می کنه تا کاربران جدیدی رو جذب کنه رقبایی هم واسه این کار و کاسبی داره. گوگل هم مثل فیس بوک از هوش مصنوعی واسه استفاده از ماشینایی که به طور خودکار و بدون نیاز به راننده حرکت می کنه استفاده می کنه تا بلکه بتونه خدمات بهتری رو به مخاطبان خود ارائه بده.

    گوگل و فیس بوک با ایده های خود بهترین شرکتایی رو که در این فرصت، کار می کنن جذب کردن. در مقابل فیس بوک، آمازون، اپل، گوگل و مایکروسافت از دید پیشرفت تکنولوژی عقب تر از این شرکتا هستش.
    اما جاه طلبی و رقابتی که فیس بوک داره باعث درخشش رفت و امد بین بقیه می شه. هوش مصنوعی باعث می شه که کاربران خیلی راحت بتونن نیازای خود رو برآورده کنن.

    کاربران، قدرت واقعی هستن
    نگرانیای دیگری در انحصار این شرکتای بزرگ هست که این نگرانیا می تونه باعث سختی استفاده کاربران از این خدمات شه.

    مثلا اگه در هند اینترنت رایگان واسه استفاده از فیس بوک ممنوع شه، هند باید نگران این موضوع  باشه که یک شبکه اجتماعی ممکنه مردم رو قانع کنه تا فقط از خدمات خود اون شبکه استفاده  کنن
    چون هند می دونه که روی آوردن مردم به این شبکه های اجتماعی جهانی باعث فراموش شدن شبکه های اجتماعی خود (داخل کشور) شده و باعث آسیب رسیدن به اقتصاد کشور می شه.

    [تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

    برنامه بازاریابی رو چیجوری طراحی کنیم؟!

    موفقیت در بازاریابی بدون برنامه بازاریابی هدفی دور از دسترسه. هر کار و کاسبی موفقی باید با برنامه و هدف مشخص پیش بره. در غیر اینصورت شاید بعضی وقتا به موفقیتای اتفاقی برسه ولی در آخر چاره ای جز شکست نداره. بازار امروز بسیار پویا و رو به رشده. به خاطر این اهمیت داشتن برنامه بازاریابی رو زیاد کرده.

    برنامه بازاریابی Marketing Plan
    دقیق شدن روی جذابیت کار و کاسبی واسه مشتری، روش اثبات شده واسه افزایش شانس یک آینده پایدار و سودآوره. به خاطر این داشتن برنامه بازاریابی چیزی ضروریست. پروسه برنامه بازاریابی در قلب جهت گیری واقعی هر کسب و کاریه، و این تضمین رو میده که مشتری در مرکز تموم تصمیم گیریای کلیدی قرار داره.

    برنامه بازاریابی یک سند دقیقه که واسه گسترش یه محصول واحد از فروم روش هدف دار هرساله کار و کاسبی می تونه مورد استفاده قرار بگیره. ما برنامه بازاریابی رو به سه مرحله تقسیم کردیم. که واسه کسب و کارای کوچیک و بزرگ خیلی راحت قابل استفاده و پیگیری  هستش.

    مرحله اول: تحقیق و برنامه ریزی
    مشتریان و محیط بازار رو خوب درک کنین و به دنبال فرصتایی واسه رشد باشین.

    مرحله دوم: اجرا روش هدف دار بازاریابی
    اهداف رو شناسایی کنین و راه مناسب واسه استفاده از فرصتا رو در تحقیق و برنامه ریزی انتخاب کنین.

    تعیین اقدامات و کنترل
    اجرا روش هدف دار و پیگیری موفقیت کار و کاسبی.

    در نمودار زیر فرآینده بازاریابی به شکل خلاصه نشون داده شده:

    مرحله اول: تحقیق و برنامه ریزی

    هیچ برنامه بازاریابی بدون داشتن تحقیقات بازار نمی تونه سند موفقیت باشه. این بخش شامل موارد زیره:

    بیانیه ای از وضعیت و وسعت طرح کار و کاسبی الان شما
    تحقیق مشتریان بالقوه و بالفعل
    تحقیق محیط بازاریابی
    شناسایی فرصتای رشد
    وضعیت کار و کاسبی الان

    خلاصه وضعیت فعلی ممکنه شامل موارد زیر باشه:

    یافته های مالی
    آمار و ارقام روند فروش
    سهم بازار
    رضایت مشتری
    اندازه تکرار کار و کاسبی
    محیط بازاریابی

    بررسی هر دو محیط داخلی و خارجی می تونه فرصتا و تهدیدهای کار و کاسبی رو شناسایی کنه، و این یکی از اجزای اصلی برنامه بازاریابیه. محیط کلی به دوبخش کلان و خرد تقسیم بندی می شه که در نمودار زیر بصورت خلاصه نشون داده شده.

    عوامل محیط کلان

    روش عادی استفاده از کمیتای روش جدا سازی و بررسی PEST  هستش. PEST مخفف چار معنی Political,Economic,Social,and Technological در بخش بندی محیط کلانه.

    عوامل محیطی سیاسی

    موافقت نامهای تجاری
    قوانین مالیاتی
    مقررات اشتغال
    قوانین زیست محیطی
    مسائل قانونی
    عوامل محیطی اقتصادی

    رکود اقتصادی
    اندازه بهره
    اندازه تبدیل
    اندازه تورم
    اندازه جمعیت
    رشد بازار خونه
    عوامل محیطی اجتماعی

    رفتار سبز
    عادات غذا خوردن
    تغییر وضعیت
    اطلاعات جمعیت شناختی
    نگاه به زندگی حرفه ای
    عوامل محیطی و فن آوری

    ظهور کانالای ارتباطی جدید
    فرآیندای تولید پیشرفته
    پیشرفت در فرآیندهای کامپیوتری و اینترنت
    فن آوریای جدید مثل ماشین آلات الکترونیکی
    اتوماسیون
    کاهش هزینه مواد ساده
    عوامل محیط خرد

    عوامل محیطی خرد شامل مواردی که بصورت مستقیم زیر نظر شرکت نیس، اما بعضی از اونا مثل روند مصرف کنندگان، سهامدارن و رقبا بر روش هدف دار تاثیر مستقیم داره. در زیر به بعضی از این عوامل اشاره میکنیم:

    خلاصه ایی از بخشای بازار کار و کاسبی شما
    رشد بازار، روندها و رقابت
    بازارهای بالقوه جدید
    جهت حرکت سهامدارن
    جفت و جور کنندگان هزینه و کیفیت خدمات
    تغییر در رفتار خرید مصرف کنندگان
    درک مشتریان و بازار

    حصول اطمینان از آگاهی کامل از مصرف کننده واسه برنامه بازاریابی موفق، حیاتیه. از اطلاعات تحقیقات بازار ساده و ثانویه واسه شناخت بیشتر و توضیح مصرق کنندگان خود استفاده کنین. با درک بهتر از مخاطبان شما میتونین کالاهایی رو که با نیاز اونا مطابقت داره طراحی و  تولید کنین، و هم اینکه راه ارتباط مستقیم با اونا رو شناسایی می کنین. شما با داشتن پایگاه مشتریان می تونین اونا رو دسته بندی کنین. بعضی از نمونه های در زیر اشاره شده:
    جمعیت شناختی
    مشخصات مشتری
    اندازه بازار
    جغرافیای بازار
    درک رقبای خود

    رقبای شما چه کسائی هستن؟
    اونا چه کاری انجام میدن؟
    نقاط قوت
    نقاط ضعف
    اعتبار و معروفیت نام تجاری اونا
    اونا چیجوری از آمیختهای بازاریابی استفاده می کنن؟
    باخبر شدن از زیرساختا و زنجیره جفت و جور اونا
    روش هدف دار محصول
    عوامل محیط داخلی شامل مواردیست که کار و کاسبی بصورت مستقیم روی اونا تاثیر داره. این عوامل شامل موارد زیره:

    ساختار سازمانی
    نقاط قوت و ضعف
    ثبات و پول و پله و سرمایه
    روحیه کارکنان
    ظرفیت مازاد تولید
    مشتریان اساسی
    ساختار قیمت گذاری
    کانالای فروش
    مهارتای کارکنان
    شناسایی فرصتا در محیط بازاریابی

    وقتی که شما بررسیای محیط داخلی و خارجی خود رو کامل کردین، می تونین با استفاده از جدا سازی و بررسی SWOT اونا رو واسه تصمیم گیریای کلیدی آماده کنین.

    جدا سازی بررسی SWOT

    جدا سازی بررسی SWOT، یک راه به درد بخور واسه خلاصه یافته های حاصل از بررسی محیط بازاریابی و ارائه وضعیت فعلی کسب و کاره. SWOT واسه بررسی نقاط قوت (Strength)، نقاط ضعف (Weaknesses)، فرصتا (Opportunities)و تهدیدات (Threats) پدیده اومده.

    جدا سازی بررسی SWOT
                 نقاط قوت             نقاط ضعف
                فرصتا             تهدیدها
    مرحله دوم: روش هدف دار بازاریابی

    روش هدف دار بازاریابی روش کارکرد برنامه بازاریابی رو مشخص می کنه. این بخش شامل اجزاء زیره:

    پیشرفت بیانیه ماموریت
    مشخص کردن اهداف
    روش هدف دار و تاکتیکا به آخرسر رسوندن اهداف
    بیانیه ماموریت

    بیانیه ماموریت یک تعهد رسمی و نشون از تمرکز کسب و کاره. این بیانیه باید بصورت کوتاه وجود و راه جلو کار و کاسبی رو واسه مشتریان روشن کنه و هم اینکه یک وسیله انگیزشی واسه کاکنان شرکت شما باشه. این بیانیه باید نشون از تلاش دائمی شما واسه گرفتن نتیجه ایی رویایی باشه. وقتی این بیانیه تعریف می شه تمرکز روش هدف دار کسب