د.

طبیعت بازار ویروسی از نوع کارا و ارتباطات در این بازار حالت یک به چند بازار سنتی به شکل یک به یک و چند به چند درآمدهه. نگاه زمانی در این بازار هم دقیق شدن بر دراز مدت بوده و از نظر اقتصادی تأکید بر جنبه درخواست داره تا عرضه.

.اینترنت فضای جدید و جدیدی از بازاریابی رو ایجاد کرده که ارتباط مستقیم با رد و بدل کردن بین افراد داره. اگه تعداد تبادلات بین افراد زیاد باشه بازاریابی با رشد و به طبع اگه تعداد تبادلات کم شه بازاریابی با شکست مواجه می شه.

یک ویروس واسه بازاریابی چکاری باید بکنه؟ معمولاً وقتی که با کلمه ویروس مواجه میشیم نظر و دید مثبتی به اون نداریم ولی اصطلاح ویروسی بودن این نوع بازاریابی از آن جهت عادی شده که پیاما و آگهیای تبلیغی با این روش، خیلی سریع تر از چیزی که میتونیم تصور کنیم، مثل ویروس و به شکل صعودی پخش می شن.

کلا بازاریابی ویروسی یک هدف نیس، بلکه بخشی از روش هدف دار کامل بازاریابی شرکت و هم اینکه یه روش هدف دار تبلیغاتیه که اصولی داره.

بازاریابی ویروسی همون اهداف بازاریابی سنتی رو دنبال می کنه، فرقش اینه که بازاریابی ویروسی با استفاده وسیله ها و روشهای نوین فناوری جدید به دنبال نوآوریه.

مهمترین عامل موفقیت در این بازاریابی شناسایی و برآورده ساختن خواست مشتریه.

[تعداد: ۶    میانگین: ۳.۸/۵]

بازاریابی پارتیزانی (Guerilla Marketing) چیه؟

بازاریابی پارتیزانی
بازاریابی پارتیزانی، مفهومیه که اول بار به وسیله جی کنراد لوینسون در کتابی با عنوان “بازاریابی پارتیزانی” در سال ۱۹۸۲ تشریح شد؛ روشی بی نظم و غیرمعمول در انجام فعالیتهای ترفیعی بر مبنای یک بودجه بسیار کم.
بازاریابی پارتیزانی یه جور بازاریابی بی نظم جهت کسب بیشترین حد یافته ها با استفاده دست کم منابعه و درگیر ابتکارات، نوآوری، شکستن قوانین و جستجوی راهکارهای بدیل واسه روشهای بازاریابی سنتیه. در این مقاله تلاش می شه تا مفاهیم، اصول، تکنیکا و مراحل بازاریابی پارتیزانی مطرح شه و بررسی قیاسی بین بازاریابی سنتی و پارتیزانی انجام بشه. امیده مرور خلاصه این مقاله بتونه سازمانها و شرکتها رو در انتخاب کردن رویکردهای بازاریابی بهینه کمک کنه و یه قدم در جهت افزایش سودآوری سازمانها با در نظر گرفتن تحولات پرشتاب در میدونای تجاری امروز باشه.

لوینسون، اصول زیر رو به عنوان زیربنای بازاریابی پارتیزانی شناسایی می کنه:
ـ بازاریابی پارتیزانی به طور ویژه در کسب و کارای کوچیک کاربرددارد.
ـ بازاریابی پارتیزانی باید بر مبنای روانشناسی انسانی باشه تا تجربه، قضاوت و حدس یا فکر.
ـ سرمایه گذاریهای ساده در بازاریابی به جای پول باید زمان، انرژی و قوه تخیل یا تصویرسازی ذهنی باشه.
ـ آمار و ارقام ساده واسه اندازه گیری کار و کاسبی، اندازه سوده نه فروش.
ـ بازاریاب هم باید بر تعداد روابط جدید ایجادشده در هر ماه تمرکزکند.
ـ به جای تلاش طبق تنوع بخشی از روش ارائه اجناس و خدمات مربوط، استانداردی رو واسه تعالی با تمرکزی دقیق درست کنه.
ـ به جای دقیق شدن بر کسب مشتریان جدید، مشتریان فعلی و داشتن معاملات بیشتر و بزرگتر با اونا رو هدف قرار میده.
ـ فراموش کردن رقابت و تمرکز بیشتر بر همکاری با کسب و کارای دیگر.
ـ بازاریابان پاریتزانی باید همیشه ترکیبی از متدها و روشهای بازاریابی رو در یک رشته اقدامات و عملیات به کارگیرند.
ـ اجرا تکنولوژی روز به عنوان ابزاری واسه توانمندسازی بازاریابی. با وجود اینکه این روزا این موارد ممکن هستن، اما بازاریابی پارتیزانی یک روند کلی شده.
دیگر هیچ اسلاح ساده ای در کار و کاسبی کوچیک وجودندارد و واقعا، ۵۰۰ شرکت موفق امروز، در حال جهش به طرف دعوا و رقابت طبق افزایش تعداد خود هستن. جنرال الکتریک، یاهو، سیتی گروپ، سونی اریکسون و نایکی همه اصول و اقدامات بازاریابی پارتیزانی رو به مرحله اجرا گذاشته ان.

بازاریابی پارتیزانی یک واژه و معنی تعریف شده به شکلی مبهمه که اخیرا به عنوان توضیح گر خیلی از شکلای جور واجور روشهای سنتی به کارگرفته شده.

این روشها عبارتند از:
ـ بازاریابی ویروسی از روش شبکه های اجتماعی ـ بازاریابی محیطی ـ بازاریابی حضوری ـ بازاریابی ریشه ای ـ بازاریابی گزینشی ـ بازاریابی کلامی ـ بازاریابی مخفی یا سری ـ بازاریابی تجربی

تاکتیکای بازاریابی پارتیزانی 
با اینکه تکنیکای بسیاری در بازاریابی بی نظم یا پارتیزانی وجوددارد، اما اینجا به نمونه هایی از این تکنیکا اشاره می شه:

ـ اقدامات کلامی یا شفاهی.
ـ دست پیدا کنی مستقیم به مشتریان از روش جریانات و اقدامات عادی روزمره اونا.
ـ نظرخواهی یا نظرسنجی شخصی. ـ تبلیغات پیشرو/ اقدامات تبلیغاتی.
ـ بازاریابی تلفنی از روش کلیه اعضای شرکت.
ـ نامهای شخصی.
ـ تبلیغات اینترنتی.
ـ جلسات و نشستای شخصی.
ـ آگهیهای طبقه بندی شده. ـ مجموعه اقدامات پست مستقیم و …..
بازاریابی پارتیزانی واسه کسب و کارای کوچیک طراحی شده بود، اما حالا به طور زیادی به وسیله کسب و کارای بزرگ استفاده کرده می شه.

[تعداد: ۱    میانگین: ۵/۵]

بازاریابی چریکی یا بازاریابی پارتیزانی

بازاریابی چریکی یا بازاریابی پارتیزانی
بازاریابی چریکی یا بازاریابی پارتیزانی قسمت بزرگی از برنامه ها و راهبردا رو واسه پیشرفت و حفظ یک کسب وکار اجرا می کنه. بازاریابی چریکی که به بازاریابی پارتیزانی هم بعضی وقتا نامگذاری می شه، جادوییه که کار و کاسبی شما رو به خاطر این به اونو می سازه. این روزها از این نوع بازاریابی زیاد شنیدین و شاید تصمیم گرفتین که از آن استفاده کنین اما نمی دونین از کجا و چیجوری باید شروع کنین. در این مقاله تلاش می کنم بطور کوتاه و به درد بخور در این باره اطلاعاتی در اختیار شما بذارم.

بازاریابی چریکی
هر تماس کوچیکی که کار و کاسبی شما با دنیای بیرون برقرار می کنه همون بازاریابیه. این تماس کوچیک، فرصتای زیاد بازاریابیه که به پول نیاز نداره.بازاریابی هنر عوض کردن عقاید مردمه و اصلا یک اتفاق نیس بلکه یک فرآینده. تاکید می کنم که بازاریابی یک پروسه مستمره و اصلا به شانس و اقبال ربطی نداره.

اصول بازاریابی چریکی:

۱) جمع آوری اطلاعات دقیق و کامل از مشتریان هدف دار
اولین قدم در بازاریابی چریکی گرفتن اطلاعات دقیق و کامل از مشتریان احتمالی شماس. شما باید بدونین که مشتریان شما بیشتر تلویزیون نگاه می کنن، رادیو گوش می کنن و یا مجله و روزنامه می خونن. طرز فکر و فرهنگشان رو بخونین و تاریخ شهر و دیارشان رو بشناسین. شک نکنین که اگه اطلاعات دقیقی از مشتریان احتمالی خود نداشته باشین، هر گونه هزینه ای رو که در بازاریابی صرف می کنین، دور ریختین.

۲) دقیق شدن بر بازار هدف کوچیک
دومین قدم در بازاریابی چریکی که مهمترین نکته نیزه اینه که تا اونجا که ممکنه بازار هدفمون رو کوچیک کنیم. در بازار امروز که فروش محصلات و خدمات بسیار سخت بنظر می رسه، یکی از مهمترین کارایی که میتونیم انجام بدیم اینه که بازار هدفمون رو به دقت انتخاب کنیم. شاید باور نکنین اما این حقیقت داره که شرکتای کوچیک اگه بازار هدفشون رو محدود کنن شک نداشته باشینً از شرکتای بزرگی که حریف اونا هستن هم جلو می زنن.
وقتی شما بازار هدفتون رو درست و دقیق انتخاب کنین مطمئنا بقیه مراحل بازاریابی مثل انتخاب رسانه تبلیغاتی، انتخاب پیام و بقیه مراحل بازاریابی شما راحت تر و کم هزینه تر هستش.
در انتخاب بازار هدف باید به چند نکته :
اول اینکه در زمانای گذشته مشتریان شما چه کسائی بودن؟ بررسی کنین که چه کسائی از شما بیشتر خریده ان؟ این مشتریان چه ویژگیای مشترکی داشتن؟دوم اینکه ببینین در صنف شما رقبایتان چه آدمایی رو هدف قرار دادن؟ مشتریان اونا چه کسائی هستن؟ تلاش کنین دنبال اون بازار نرید چون در دستان حریف شماس. شما باید به دنبال بخش کوچیکی از بازار باشین که رقبایتان از آن غافل مونده ان. مثلا فرض کنین که شما فروشنده کت و شلوار آقایون هستین. می دونستین که تحقیقات نشون داده که ۶۵٪ از تصمیمات خرید در این محصول به وسیله خانوما گرفته می شه؟ کافیه شما تبلیغات خود رو در رسانه هایی انجام بدین که مخاطبان اون خانوما هستن.

بهترین روش بازاریابی واسه کسب و کارای کوچیک

۳) خلاقیت
این نکته یکی از مهمترین قسمتای بازاریابی چریکیه. تا اینجا همه چیز بخوبی پیش رفت. اطلاعات مشتریان احتمالی خود رو جمع آوری کردین و بازار هدفتون رو هم تا اونجا که ممکنه کوچیک کردین. از این به بعد باید به این فکر کنیم که چیجوری پیام خود رو به خلاقانه ترین روش به مشتریان احتمالی خود منتقل کنیم.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

بازاریابی چند سطحی راهی واسه کسب درآمد بیشتر یا کلاهبرداری؟

بازاریابی چند سطحی راهی واسه کسب درآمد بیشتر یا کلاهبرداری؟
بازاریابی چند سطحی بیشتر از هشتاد سال سابقه داره. از قدیمی ترین موارد این نوع بازاریابی در روسیه تزاری به وسیله یک دوچرخه فروش انجام شده است. این ماجرا رو یاکوو ایسیدوروویچ پرلمان، ریاضی دان روس که از اول قرن بیستم تا آخرای جنگ جهانی دوم زندگی می کرده در کتاب «ریاضیات زنده»، در بخشی با عنوان «دوچرخهای ارزون» نقل کرده.

در این روش خریداران نقش بازاریاب رو بازی می کنن و واسه رسیدن به پورسانت باید، به جای بازاریابان حرفه ای، به دنبال مشتری بگردند. با این کار هزینه بازاریابی و تبلیغ واسه شرکت کاهش پیدا می کنه ولی عوضش این هزینه در بین تعداد زیادی بازاریاب غیرحرفه ای تقسیم می شه.

دلیل تمایل به این نوع بازاریابیا چیه؟

در این بازاریابیا به افراد می گن که می تونن تو یه مدت کوتاه دو (یا چند) مشتری جدید واسه اجناس پیدا کنن و اون افراد هم در مدت کوتاهی به این هدف می رسن. پس افراد امیدوارن که این شبکهٔ دودویی با رشدی که داره مثلاً بعد از ده مرحله، باعث ورود بیشتر از هزار مشتری شه که باعث می شه پورسانت قابل توجه ای به شروع کنندهٔ این شبکه برسه.

به چه دلیل این نوع بازاریابی کلاه برداریه؟

رشد این شبکه ها در طول زمان با افزایش تعداد مشتریان، کنه و کندتر می شه. یک شبکهٔ دودویی در لایهٔ بیستم به بیشتر از یک میلیون عضو و در لایهٔ سی و سوم به بیشتر از هشت میلیارد عضو جدید نیاز داره! پس دیر یا زود زمانی می رسه که دیگر نمیشه در زمانی مناسب واسه شرکت مشتری پیدا کرد. این جاست که درصد خیلی بالایی از اعضای این شبکه ضرر می کنن. این در حالیه که شرکت و تنها درصد کمی از مشتریانی که زودتر وارد شبکه شد، به سودی بسیار رسیدن.

[تعداد: ۴    میانگین: ۵/۵]

بازاریابی چه چیزایی نیس؟!

بازاریابی
بازاریابی برخلاف اون چیزی که بنظر می رسه،  با یک ایده و یا محصول نوآورانه شروع نمی شه. بازاریابی با مشتری شروع می شه، این مردم هستن که باعث موفقیت کار و کاسبی شمان، اینجاست که بازاریابی شروع می شه، نه در وقتی که محصول آماده فروش شده.

کارآفرینان بطور طبیعی همیشه از ایده خود متعجب و خوشحال هستن و تصور می کنن بقیه مردم هم همین حس رو دارن، ولی همیشه اینطور نیس. در طول پروسه راه اندازی کار و کاسبی جدید و یا ارائه محصول جدید به بازار، شما باید مردم رو قانع کنین که محصول شما ارزش خرید رو داره، پس شما نیاز دارین در مورد اونا علم بیشتری به دست بیارین. اونا با چه مشکلاتی مواجه هستن و نیازهاشون چیه؟ شما می تونین به اونا کمک کنین تا در وقت و هزینه و هم اینکه تلاش صرفه جویی کنن؟

سرمایه گذاران، پخش کنندگان، خرده فروشان و بقیه ذینفعان در این براکت هستن و این فقط واسه آدمایی اجناس رو از داخل قفسه خرید می کنن، نیس. اونا باید از سرمایه گذاری خود احساس امنیت کنن، پس شما باید با کارکرد خود اونا رو هم قانع کنین. این به معنی انجام کار درسته، یعنی تحقیق در مورد مصرف کننده و نوشتن برنامه بازاریابی.

واسه چند دهه، دانشگاهیان تلاش کردن تا تعریف مختصری در این مورد ارائه دهند.

واژنامها تعاریف ادبی تری ارائه میدن، مثل زیر:

فعالیتای تجاری در ارتباط با انتقال کالا از تولید کننده به مصرف کننده

تعریف موسسات خبره بازاریابی مثل:

مراحل مدیریت واسه شناسایی، پیش بینی و ارضای نیاز مشتریِ سودآور

انجمن بازاریابی آمریکا تعریف بازاریابی خود رو در سال ۲۰۰۷ تصویب کرد:

بازاریابی یعنی مجموعه فعالیتای نهادهایی که واسه ایجاد، برقرار ارتباط و رد و بدل کردن، ارائه ارزش به مشتریان، و شرکای تجاری و هم اینکه واسه یک جامعه بزرگ در تلاش هستن.

اگه کمی از دایره کارشناسان و دانشگاهیان بیرون شیم با تعاریف مبهمی از بازاریابی مواجه میشیم. بسیار از مردم بازاریابی رو هم معنی و هم رده تبلیغات و گسترش می دونن.

“بازاریابی  آداب و رسوم کسب و کاره که به ما این اطمینان رو میده که بر مشتری فعلی و بالقوه تمرکز داریم”

به این معنی:

۱- تا حد امکان به درک جزئیاتی از مشتریان بالقوه و محیط کار و کاسبی خارجی بپردازیم.

۲- شناسایی فرصتا و پیشرفت یه روش هدف دار واسه سرمایه گذاری در اون.

۳- استفاده از وسیله بازاریابی واسه ارائه روش هدف دار.

۴- آزمایش فعالیتای خود با در نظر گرفتن بازخورد مشتریان و ارائه یک فرآینده بهبود دائمی.

بازاریابی چه چیزیه: بازاریابی چی نیس:
مشتری رو در راس امور قرار دادن
آداب و رسوم یک کار و کاسبی
یک پروسه برنامه ریزی
هسته موفقیت کار و کاسبی پایدار
تخصیص منابع واسه رسیدن به اهداف سازمانی
به عبارت ساده تبلیغات / گسترش
فقط یک واحد عملیاتی
یک انتخاب اضافی
فعالیتی بدون نیاز به تخصص
سخن پایانی

در آخر، باید دونست تعریف بازاریابی مهم نیس، واسه هر دو کار و کاسبی کوچیک و بزرگ تمرکز ویژه روی مشتریان لازم ترین عامله که موجب موفقیت می شه. هم اینکه برنامه بازاریابی که بعد از درک مشتری تهیه می شه باید واسه کارکنان و سهامدارن بصورت روشن و قابل فهم تشریح شه.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

بازاریابی کار و کاسبی خونگی در بازار از روش ۵۶ راه پیشنهادی

بازاریابی کار و کاسبی خونگی چیجوری شدنیه؟ علاوه بر ارائه خدمات و کالای با کیفیت، بازاریابی یکی از مهمترین فعالیتای روزانه شماس. بدون بازاریابی، شما مشتری یا ارباب مراجعه دارین. و پس، کار و کاسبی هم دارین.
پیدا کردن بازار و جذب اون کار سختیه. در زیر شما ۵۶ روش بازاریابی کار و کاسبی خونگی رو یاد می گیرین که می تونین از روش اونا کار و کاسبی خود رو به بازار عرضه کنین. اما قبل از شروع بازاریابی، اول باید به سوالات زیر جواب بدین:

۱. بازار هدف شما چیه؟
خیلی از صاحبان کار و کاسبی خونگی به اشتباه می گن که، “همه” بازار هدف ما هستن. اما حتی اگه محصول یا خدمات شما بازار زیادی رو جذب کنه. بازم باید انتخابای خود رو محدود کنین. می تونین این کار رو با تعیین مشکلاتی که محصول یا سرویس شما حل می کنه، انجام بدین. و بعد مشخص کنین که کی نیاز به برطرف کردن این مشکلات داره. انتخاب بازار هدف مقدمه شروع بازاریابی کار و کاسبی خانگیه.

۲. بازار شما کجاس؟
موفق ترین صاحبان کار و کاسبی خونگی با رفتن به جایی که بازار در اون بیشتر متمرکزه، به طور مستقیم به بازار خود وصل می شن. این جاها شامل وب سایتا، وبلاگا، رسانه های اجتماعی و حتی گزینه های آفلاین مثل انجمن هاس.

۳. چیجوری می تونین بازار خود رو بررسی کنین؟
بهترین راه واسه انجام این کار اینه که پیشنهاداتی رو بنویسین که مشکل بازارتان رو حل می کنن.
پس از جواب به سوالات فوق، می تونین از لیست زیر واسه پیدا کردن گزینه هایی که با محصول و بازار شما مناسبه، استفاده کنین.

۵۶ ایده بازاریابی کار و کاسبی خونگی شما
۱. موتورهای جستجوی سایت یا وبلاگ خود رو بهینه سازی کنین. (بهینه سازی موتور جستجو و یا سئو)
۲. به رسانه های محلی و در ارتباط اگهی مطبوعاتی بفرستین.
۳. یک جشن عمومی واسه معرفی کار و کاسبی جدید خود برگزار کنین.
۴. چند پیام رسان(مثل کوپن تخفیف) ایجاد و به بازار هدف بفرستین.
۵. در کوپنای تخفیف محلی یا برنامه های جدید تبلیغات کنین.
۶. شروع به جمع آوری آدرسای ایمیل و ارسال یک خبرنامه، به روز رسانیا و پیشنهادات همراه با اطلاعات به درد بخور و یا کوپن تخفیف به اون آدرسا کنین. استفاده از این شرکای ایمیلی رایگان یا ارزون رو در نظر بگیرین. فقط مراقب باشین که فهرست خود رو با ارائه پیشنهادات بیشتر از حد، از هدف اصلی منحرف نکنین. مشترکین ایمیلی به اطلاعات مهم و پر محتوا نیاز دارن.
۷. یک صفحه فیس بوک کار و کاسبی ایجاد کرده و از آن استفاده کنین.
۸. حساب Google+ ایجاد کرده و از آن استفاده کنین.
۹. پروفایل LinkedIn واسه گسترش کار و کاسبی تون بسازین.
۱۰. یک حساب توییتر ایجاد کرده و در اون تبلیغات و اطلاعات به درد بخور رو به مشتریان و فالورهای خود بفرستین.
۱۱. از پینترست واسه رسیدن به بازار استفاده کنین.
۱۲. اخبار، به روز رسانیا و بقیه اطلاعات مهم درباره کار و کاسبی تون رو در رسانه های اجتماعی به اشتراک بذارین.
۱۳. یه برنامه همکاری فروش واسه ایجاد تیمی از مردم جهت تبلیغ شما، شروع کنین.
۱۴. با مراکز آموزش و پرورش محلی، انجمنا، کسب و کارا و یا گروه های دیگر علاقه مند به موضوع کار و کاسبی تون، صحبت کرده، و به اونا آموزش و یا مشاوره ارائه بدین.
۱۵. مهمون یه برنامه رادیویی یا پادکست باشین.
۱۶. یک گسترش Groupon بسازین.
۱۷. از ماشین خود و یا نویسهای وینیل واسه تبلیغ کار و کاسبی خود استفاده کنین.
۱۸. یک سایت بسازین. این روزا احتیاجی به دانستن برنامه نویسی واسه داشتن سایت حرفه ای نیس و تقریبا همه می تونن این کار رو بکنن. داشتن سایت در بازاریابی کار و کاسبی خونگی شما بسیار به درد بخور هستش.

واسه مطالعه بیشتر:

عناصر مهم در طراحی سایت که باعث جذب کاربران می شن

بهترین طراحیای صفحه اصلی سایت واسه کسب وکارها

چیجوری یک سایت خوب طراحی کنیم ؟
۱۹. یک وبلاگ واسه کار و کاسبی خود بسازین و مقالات و نکات مربوطه رو به اون بفرستین.
۲۰. یک تبلیغ عجیب بسازین. (مثل، فقط با پرداخت روزی پنج هزار تومن صاحب فرش شید)
۲۱. واسه افزایش اعتبارتان گواهینامه یا تاییدیه دریافت کنین. و اونا رو در سایت / وبلاگ خود، هِدِر رسانه های اجتماعی، و آگهیای چاپی بذارین.
۲۲. با بقیه شرکتای مربوطه روابط ارجاعی بسازین.
۲۳. شبکه بسازین. LinkedIn جای خوبی واسه اینکاره. اما لینکدین تنها جای واسه اینکار نیس. یادتون باشه که می خواین به جایی برید که بازار شما میره. پس منابع آنلاین و آفلاین رو در هر جایی که میشه با بقیه ملاقات کرد، و پیشنهاد داد، در نظر داشته باشین.
۲۴. از تبلیغ به وسیله دوستان و خونواده استفاده کنین.
۲۵. بین مشتریان رقابت واسه کسب محصول رایگان بسازین. ( مثلا، هر کسی که دونات بیشتری رو در یک دقیقه بخورد، دوره آموزشی سه ماهه رایگان جایزه میگیره)
۲۶. حامی مالی یک کالا یا یک اتفاق محلی شید.
۲۷. یک مهمانی واسه محصول خود ترتیب بدین. یا از دوستان و خونواده بخواهید از طرف شما یک مهمانی رو میزبانی کنن. این کار به درد فروش مستقیم می خوره. و می تونه واسه بقیه کسب و کارا هم به درد بخور باشه. اگه کار و کاسبی B2B دارین، می تونین واسه یک کار و کاسبی سخنرانی کنین. با شرکت در سخنرانیا در بازاریابی کار و کاسبی خونگی خود کمک می کنین.
۲۸. کار و کاسبی خود رو در تابلوهای اعلانات محلی تبلیغ کنین.
۲۹. با استفاده از تکنیکای سئو گوگل کاری کنین که سایت شما خیلی راحت پیدا شه.
۳۰. از تبلیغات پرداخت به ازای هر کلیک ( Pay-Per-Click ) در جستجوی کلمات کلیدی خاص استفاده کنین. فقط مطمئن شین که کلمات کلیدی استفاده کنین که خوب قابل درک باشه، و پولتون رو تلف نکنین.

واسه مطالعه بیشتر:

تبلیغات کلیکی چیه و چه امتیازات و معایبی داره؟

۳۱. مشتریان فعلی خود رو یادتون نره. فروش به مشتری / ارباب مراجعه فعلی و دریافت برگشت از اونا، راحت تر از فروش سرده.
۳۲. یک بروشور بسازین.
۳۳. یک کارت بازرگانی بسازین. خسیس نباشین. به هر کسی که ممکنه به کار و کاسبی شما علاقمند باشه، یا ممکنه کسی رو بشناسه که به کار و کاسبی شما علاقه منده، کمک کنین.
۳۴. در یک کلاس محلی آموزش و نکاتی درباره موضوع کار و کاسبی و یا بخش تخصص تون ارائه بدین.
۳۵. اولین تماس یا تماس سرد رو شروع کنین. (یعنی مشتری پیدا کنی رو شروع کنین)
۳۶. در یک نمایشگاه و شبکه با بقیه فروشندگان شرکت کنین.
۳۷. غرفه ای در نمایشگاه تجاری مربوطه اجاره کرده و میزبان مشتریان شید.
۳۸. واسه فروش جنسای دست ساز، یک مغازه با اتسی ( Etsy) راه اندازی کنین.

واسه مطالعه بیشتر:

۴ اشتباه بزرگ در کسب و کارایی به سبک Esty

۳۹. یک فروشنده اینترنتی شده و اونو با کار و کاسبی خود ترکیب کنین.
۴۰. یک مغازه در مغازه های الکترونیکی آمازون واسه فروش محصول جدید یا مورد استفاده، بسازین.
۴۱. در وب سایتای تبلیغ رایگان، تبلیغات رایگان انجام بدین.
۴۲. اجناس خود رو در وب سایتای فروشگاهی فهرست کنین.
۴۳. اجناس خود رو در سایتای تخفیف دهی فهرست کنین.
۴۴. یک مقاله با موضوع نزدیک به کار و کاسبی خود بنویسین. و اونو به سایتا یا وبلاگای دیگر بفرستین.
۴۵. یک رد و بدل کردن لینک در سایت خود واسه مشاغل قانونی و غیر رقابتی بسازین. (شما سایت اونا رو فهرست کنین و اونا سایت شما رو – این کار به سئو کمک می کنه)
۴۶. در بلاگای بقیه واسه افزایش سئو خود و گسترش دسترسی تون به خوانندگان سایتای دیگر، کامنت بذارین.
۴۷. انجمنایی که دور و بر موضوعات مربوط به تخصص و یا کار و کاسبی تون هستن رو جستجو کنین. و شروع به ارسال پست و اعلام نظر کنین. بر ارائه کمک و تشکر تمرکز کنین، نه به گسترش خود.
۴۸. به مشتریان جایزه بدین تا به خرید دوباره تشویق شن.
۴۹. از روش کمپینای ایمیلی، کامنتایی در رسانه های اجتماعی، جوایز، یادداشتای تشکر ، و یا کوپنای تخفیف از مشتریان تقدیر کنین.

واسه مطالعه بیشتر:

نکاتی ساده و موثر واسه ایمیل مارکتینگ کسب و کارای کوچیک

ارسال ایمیلای انگلیسی چیجوری شدنیه؟
۵۰. نام تجاری خود رو روی تی شرت، کلاه، لیوان و چیزای دیگه ای به جز اینا نمایش بدین.
۵۱. با استفاده از ارائه دهندگان آنلاین رایگان یا ارزون، یک لوگوی به یاد ماندنی بسازین.
۵۲. با بقیه شرکتا واسه تبلیغ رایگان رد و بدل کردن لینک کنین. (شما اجناس/ خدمات رایگان ارائه بدین و عوضش اونا کار و کاسبی شما رو گسترش دهند)
۵۳. یک کوپن تخیف در پشت کارت کار و کاسبی خود بذارین.
۵۴. یک پیشنهاد فروش منحصر به فرد واسه کار و کاسبی خود ارائه کنین. و از آن در طول بازاریابی کار و کاسبی خونگی خود استفاده کنین.
۵۵. جدا سازی و بررسی SWOT انجام بدین. تا بتونین رقبا و چشم انداز رقابتی خود رو بهتر درک کنین. بعد بازاریابی خود رو برابر با اون تنظیم کنین.

واسه مطالعه بیشتر:

بررسی SWOT چیجوری صورت میگیره؟ بررسی بررسی SWOT 

۵۶. محصول/ خدمات رایگان ارائه کنین. تا مشتری جذب کنین (مثلا اگه کار شما تدارک غذاس، از یک کار و کاسبی محلی بخواهید که بذاره به مشتریانش ناهار رایگان بدین)

[تعداد: ۴    میانگین: ۴/۵]

بازاریابی گردشگری و اهداف اون چه کمکی به اقتصاد ما می کنه؟

بازاریابی گردشگری و اهداف اون ریشه اجتماعی در جامعه و فرهنگ تفریحی یک جامعه داره.

بازاریابی گردشگری
گردشگری مثل حضور در جوهر اتفاقات و فعالیت هاست. که شامل بخشای ایده سیاسی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، مادی، فرهنگی و روانشناسیه.

به خاطر همین گردشگری به عنوان مهمترین بخشای پیشرفت اقتصادی یه کشور هستش. این نوع بازاریابی  خصوصیات متفاوتی داره که شامل؛

– پیچیدگی و آماده سازی فعالیتای گردشگری واسه ارتباط با فعالیتای اقتصادی
_ اندازه مطلوب آب و هوا و عوامل موثر بر درخواست اجناس گردشگری محلی یا فرامرزی
– درخواست توریستی فقط به در دسترس بودن خدمات، تنوع جاها، لوازم گردشگری و … بستگی نداره بلکه عواملی مثل قیمت پایه این نوع بازاریابیه،
بازاریابی گردشگری در اقتصاد کشورهایی که موقعیت اونو دارن تاثیر داره. و مردم خیلی از این جاها دیدن می کنن. به خاطر همین وجود روشای هدف دار هدف مند بازاریابی در مورد بازاریابی گردشگری می تونه نقطه شروع یک موفقیت توریستی باشه. طراحی درست واسه بازاریابی گردشگری ضمانتی حقیقی واسه فعالیتای بشر از ناحیه اقتصادیست.

در بخش گردشگری با صرفه نظر از مکانای قابل بازدید، و اعتبارات کار و کاسبی ای واسه رضایت توریستا، فروش اجناس و ارائه خدمات یکی دیگر از راه های پیشرفت یه کشور هستش. البته یک بازاریاب باید با عملکردی مثبت به تحقق اهداف خود برسه.

کسب اطلاعات از بخش فعالیتای گردشگری فقط مختص ارائه خدمات گردشگری، مطالعه بازار گردشگری و اجناس، مطالعه بخش گردشگری کشورهای جور واجور واسه رقابت نمی شه. بلکه باید طبیعت و نیازای گردشگران رو با تلاش درک کرده و برآورده کنین.

تعریف بازاریابی گردشگری

تعریف بازاریابی توریستی با گذشت زمان و پیشرفت این بخش مراحل مختلفی رو گذروند. معنی این نوع بازاریابی در گذشته به معنی “بازار مشتری” و “توجیه اجناس” نام گذاری شده بود، این مراحل با مرور زمان و پیشرفت به بازاریابی گردشگری تغییر نام داد.

میتونیم بازاریابی گردشگری و اهداف اونو یک فعالیت اداری بدونیم که شرکتا از روش اون به تعیین مشتریان بالقوه و قدیمی خود می پرازن. شرکتا از روش ارتباط با گردشگران تاثیر اجناس و خدمات، نیازها، ترجیح هات خود نسبت به جاها و کشورها . … رو بررسی می کنن تا به اهداف خود که رضایت مشتریاس برسن.

این شرکتا تعریف بازاریابی گردشگری رو به این بخشا تقسیم کردن.

۱_ تعریف بازاریابی گردشگری یک فلسفه اداریه.
۲_ این نوع بازاریابی روی اطلاعات بازاریابی تاکید داره.
۳_ شامل کلیه سطوح اداری واسه شرکتای گردشگریه
۴_  معنی وسیع اون در بازاریابی، تمرکز داشتن روی توازن بین رضایت مشتری (توریست) و سود شرکت هاست.
بازاریابی گردشگری عبارتیه که هدف اون برطرف کردن نیاز توریست و جفت و جور احتیاجات مصرف کننده س. این نیازها از روش شرکتای گردشگری جور واجور با عملکردهای متفاوت محاسبه می شه. درخواستا، نیازها و انتظارات توریستا در حد زیادی متفاوت هستش، این می تونه در قانع کردن اونا و برطرف کردن درخواستا مشکل بسازه.

واسه جلب اعتماد توریستا از روشای هدف دار بازاریابی گردشگری و اهداف اون استفاده کنین. این روشای هدف دار به تعیین بازارهای مورد هدف شرکتا مربوط می شه. هم اینکه روشای هدف دار کاربردی باید توانایی برطرف کردن نیازای تموم توریستا رو داشته باشه. واسه ضمانت موفقیت از حولوحوش متفاوت بازار تحقیقاتی انجام بدین تا طراحی و نقشه های این نوع بازاریابی درست و قابل اجرا باشه روشای میدونی واسه رسیدن به نتیجه روشای کاربردی هستن.

۱_ رضایت
هدف اساسی از برنامه ریزی گردشگری و ارائه خدمات رضایت داشتن توریسته. از روش بازاریابی گردشگری توریستا خدماتی مناسب با قیمتای رقابت آمیز و بعضی وقتا مناسب به دشت می کنن. به روشای موثری خدمات خود رو ارائه بدین. تا با انتظارات و میل توریستا موافق باشه. توریستا به خدماتی که ارائه می دین به چشم منافع نگاه می کنن. و علاقه مند هستن این منافع رو خود از بین بهترینا در مقابل هزینه برگزینند.

۲- استقلال برتر واسه انتخاب
تقدیر از انتظارات توریستا باعث می شه شرکتای گردشگری خدماتی متناسب با نیازها ارائه دهند. این روش هدف دار در تحکم بر انتظارات و اتلاف زمان تاثیر داره. شرکتا تلاش می کنن با دادن استقلال به انتخابای برتر و متفاوت افراد بیشتری رو جذب خود کنن.

۳- دشت کردن سود از بازاریابی گردشگری
دشت کردن سود از این نوع بازاریابی هدفی بلند بالاست، به صورتی که این نوع بازاریابی به نوبه خود یک بخش جداگونه در اقتصاد و حجم بازار هر کشوره. دشت کردن تصوری خوب از موسسهای گردشگری یکی از شاخسای کسب سوده.

موسسهای گردشگری باید از روش نقشه های منظم ویژه توریستا شروع به ارائه خدمات کنن. تا دائم کسب درآمد کنه.

موفقیت در رقابت
رقابت در بازاریابی گردشگری به حد بالایی در حال افزایشه، به صورتی که می تونین از روشای هدف دار رقابت مناسب بین توریستا استفاده کنین. یکی از راه های موفقیت شرکتا ارائه خدمات متفاوت نسبت به دیگر رقبا هستش. راه هایی رو واسه رقابت انتخاب کنین که رقبا قادر به ورود در اون نباشن.

[تعداد: ۱۳    میانگین: ۳.۳/۵]

بازخوردهای مثبت و منفی عملکردهای کارکنان رو چیجوری ارائه دهیم؟

بازخوردهای مثبت و منفی عملکردهای کارکنان
بازخوردهای مثبت و منفی عملکردهای کارکنان تون رو چیجوری ارائه می دین؟

واسه افزایش انگیزه کارکنان، بازخورد رو راست داشته باشین. بازخورد باید در خور فرد و  بسیار فکورانه باشه و از دید زمانی به اتفاق نزدیک باشه. هر چیز دیگری، تاثیرات انگیزشی رو محدود می کنه.

یه بار Betsy Allen ، مشاور و دوست ما، می گفت، “رهبری علته؛ و هر چیز دیگری معلول. با اینکه ممکنه ما این حرف رو قبول نکنیم اما بیش تر حق با اونه!”

خیلی از مسائل سازمانی که در اول به نظر می رسه به وسیله کارکنان ایجاد شده از یک عکس العمل گرفته تا تصمیم گیریای مدیریتی، روش ها و سیاستای بنیادی سرچشمه گرفتن.

مدیریت تعیین می کنه، و کارکنان جواب میدن. بعضی وقتا اونا به شکل ای که مدیریت میخواد، جواب میدن و بعضی وقتا نه! پس، انگیزه واسه یه جواب مطلوب در اثر سازمان، خیلی با اهمیته.

افزایش کارایی از روش ایجاد انگیزه در مبحث بهبود کارکرد کارکنان جای میگیره.

کارمندان به پاداش و هم به یافته های کار نیاز دارن، تا کارکرد خوبی داشته باشن. محیطی که شدیدا پر از انرژی مثبت یا منفیه،  باعث مشکل در عملکردشون می شه. پاداشای انگیزشی اَشکال مختلفی دارن که شامل پاداشای قابل لمس (مثلا جایزه، مرخصی و پول) و پاداشای غیر قابل لمس (مثل احساسات، فرصتای پیشرفت، پیشرفت و مسئولیتای اضافی) هستش. هر دو شکل پاداش می تونه بسیار اثر داشته باشه. با این حال، کم هزینه ترین و بیشتر ارزشمندترین شکل انگیزه، بازخورد عملکرده.

ما فهمیدیم که بیشتر کارکنان میخوان شناخته شن، تا به اعضای یک تیم موفق بپیوندند. و واسه رسیدن به اینجور شناختی، اونا نیاز به بازخورد دارن. اما طبق تجربه، خیلی از مدیران ارائه بازخورد تکراری و با معنی رو سخت می دونن.

واسه به درد بخور بودن بیش تر، بازخورد باید در خور فرد و  بسیار فکورانه باشه و نزدیک به اتفاق ارائه شه. وگرنه اثر انگیزشی رو محدود می کنه.

بازخورد مثبت
واسه ارائه بازخورد مثبت، آسونترین راه واسه شروع اینه که کارای درستی رو که کارکنان انجام میدن ببینین و در مورد اون اعلام نظر کنین. ما به مدیرانی که با اونا کار می کنیم، آموزش می دیم تا تشویق کردن کارکنان رو درباره دست کم یک مورد خاص در هر هفته، به عادت تبدیل کنن. تشکر از کارکنان واسه کاری که خوب انجام شده، بیشتر باعث تکرار این رفتار در اونا می شه.

بخش بعدی توصیهامون اینه: هنگام تشویق کارکنان، مطمئن شید که شما:

(۱) به چیز خاصی که دوست دارین اشاره می کنین.

(۲) شما رفتار اونا رو به اهداف سازمان پیوند می دین. مثلا:

مِری، من می خواستم از شما بخاطر کمکی که امروز صبح به آقای اسمیت در سفارش ایشون داشتین، تشکر کنم. شما مودب بودین و به سوالات ایشون به سرعت و به طور کامل جواب دادین. وقتی که ما خوب به مشتریان خود خدمت کنیم، اونا برمی گردن و دوستای خود رو هم همراه شون میارن. مشتریان راضی مشاویه با فروش بیش تر واسه شرکت. دوبارهً ممنونم. به کار خوب تون ادامه بدین.

با اینکه تشویق خاص شما ممکنه کلمات بیش تری نیاز داشته باشه، اما واسه یک کارمند ارزشی بیش تر از یک جمله عادی «خسته نباشین» یا «واسه همه چیز ممنونم»، داره. تشویق عمومی که خاص نباشه و به سازمان در ارتباط  نشه، کارمندان رو در تعجب نگاه می داره و اونا نمیفهمند که چه کاری رو درست انجام دادن، پس قادر به تکرار اون رفتار درست نیستن!

بازخورد منفی
بازخورد منفی واسه خیلی از مدیران سخت تره. اما، اینجا چند راهنمایی ارائه می دیم که امیدوارم به درد بخور واقع شن: اول، بازخورد منفی رو در بین نظرات مثبت قرار ندین!

مری، شما یک کارمند با ارزش هستین و ما واقعا قدردان کارایی هستیم که شما واسه تیم انجام می دین. اما، باید در جلسات به موقع حاضر شید. میدونید ما واقعا قدردان کمک شما و مقدار ورودی شما هستیم. شما بخش مهمی از تیم هستین.

با اینکه بعضی از مردم فکر می کنن که این روش “Oreo” آروم ضربه و تلنگر وارد می کنه، اما به باور ما این کار باعث ارسال پیامای ترکیبی شده و خیلی کم به طرف چیزی راهنمایی می کنه.

عوضش، اولین باری که شما مسئله ای رو با کارکرد یک کارمند دارین، به اون آگاهی بدین. لازم نیس که نظرات شما سریع و خشن باشن. بلکه، باید قاطعانه و واقعی باشن. بازخورد رو با ارائه یه نظر بی طرفانه شروع کنین تا حالت دفاعی رو کم کنین. بعد، در حالی که از یک تُن صدای خوب اما قاطع استفاده می کنین، توضیح بدین که چیجوری رفتار کارمند بر شما، تیم شما و یا شرکت اثر میذاره و به چه دلیل این رفتار یک مسئله س. بعد، رفتار / کارکرد مورد انتظار رو از ایشون بخواهید. نظرات خود رو با یک سئوال و درخواست از کارمند واسه انجام خواسته تون به پایان برسونین:

مری، من درک می کنم که چقدر پرمشغله هستین. با این حال، وقتی که کارمندان در جلسات تاخیر دارن، باعث مشکلات خاصی می شه. ما باید جلسه رو متوقف کنیم تا فردِ متأخر متوجه موضوع بحث شه. این موضوع زمان با ارزشی رو از ما میگیره و باعث قطع شدن جریان جلسه می شه . مری، حاضر شدن به موقع شما در جلسات تیم آینده قابل تشکره. می تونین این کار رو واسه من انجام بدین؟

سئوال کردن، کارمند رو یا مجبور به جواب مثبت می کنه و یا یک دلیل واسه نبود موافقت به شما ارائه میده. اگه جواب منفی گرفتین، شما می تونین موضوع رو بیش تر توضیح بدین و امیدوار باشین که کارمند وضعیت رو درک کرده باشه. بدیهیه، اگه کارمند بازم کارکرد ضعیفی داشت، تکنیکایی واسه افزایش بازخورد شما هست.

ارائه بازخورد منفی به کارکنان واسه خیلی از مدیران ناراحت کننده و سخته. اما، ندیده گرفتن مسائل مربوط به کارکرد، هم واسه کارمند و هم واسه سازمان غلطه. به یاد داشته باشین، کارکنان میخوان شناخته شن، تا به اعضای یک تیم موفق بپیوندند.

نویسندگان: Doug و Polly White

صاحبان شرکت Whitestone Partners

[تعداد: ۹    میانگین: ۳.۹/۵]

برگشت اپل به پروژه ساخت ماشین سال ۲۰۰۸

امکان ساخت ماشین به وسیله شرکت اپل، چیز جدیدی نیس و چون عنوان هم میگه، خبر به طور کامل قدیمیه. شرکت سازنده آی پاد (و مدیر عامل شرکت Nest ) آقای Tony Fadell به Boomberg میگه: اون و Steve Jobs، مذاکرات زیادی در مورد این پروژه در سال ۲۰۰۸ انجام دادن. اونا از یکدیگر سؤالایی، مثل چگونگی ظاهر داشبورد و قدرت موتور اون پرسیده ان.

این ایده به خاطر مسائلی مثل کمبود منابع و وضعیت اقتصاد، پیشرفت نکرد و شرکت Apple به طراحی iphone مشغول شد و هم اینکه صنعت ماشین آمریکایی تقریبا از بین رفته.

مدیران اجرایی در مورد این ایده حتی قبل از Fadell و Jobs صحبت کردن، اما نشونه ها نشون دهنده اینه که پیشنهاد دهنده اصلی Jobs بوده.

با فرض اینکه Apple در سال ۲۰۱۹ یک ماشین منتشر می کنه، محتمله که با انتظارات بالایی مواجه بشه.

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

برگشت به مدرسه از زبون مک دونالد

در آگهی تبلیغاتی برگشت به مدرسه هوشمندانه مک دونالد وسایل مدرسه تبدیل به چیزی خوشمزه می شن.

آژانس تبلیغاتی Moroch در دالاس پشت این کمپین ساده اما لذت بخش برگشت به مدرسه مک دونالده. این آگهیای تبلیغاتی چاپی پر از یادآوریای ظریفیه که نشون میده چیجوری سیب زمینیای سرخ کرده همیشه حتی هنگام نشستن بر سر کلاس، یادداشت برداشتن یا گوش دادن به یک سخنرانی ممکنه در فکر و ذهن ما نقش ببندند.

در عکسای گرفته شده به وسیله مارک راس، یک لیوان پر از مداد به یک ظرف سیب زمینی سرخ کرده شباهت پیدا می کنه یا یک کوله پشتی در حالی بسته بندی آشنای فست فود مک دونالد رو واسه آدم تداعی کنه که چند کتاب روی هم تبدیل به همبرگر بزرگ محبوب این رستوران می شه.

[تعداد: ۰    میانگین: ۰/۵]

بانک مشترک ایران و الجزایر ساخته میشه!

درتفاهم نامه همکاریای بانکی بین ایران و الجزایر که به امضاء ولی اله سیف و لاکساسی رسید، دو طرف درباره رد و بدل کردن تجربیات ایران والجزایر در زمینه های سیاستای پولی، ارزی، نظارتی و مدیریت ذخایر تو
سخ فوری به اون می باشافق کردن.

با امضای تفاهم نامه همکاریای بانکی بین ایران و الجزایر با حضور روسای بانکای مرکزی دو کشور، بر ایجاد بانک مشترک ایران و الجزایر تفاهم شد.

در تفاهم نامه همکاریای بانکی بین ایران و الجزایر که به امضاء ولی اله سیف و لاکساسی رسید، دو طرف درباره رد و بدل کردن تجربیات ایران والجزایر در زمینه های سیاستای پولی، ارزی، نظارتی و مدیریت ذخایر توافق کردن.

ازدیگر مفاد این تفاهم نامه رد و بدل کردن هیاتای کارشناسی، برگزاری سمینارها، ایجاد گروه های کاری و آموزشی، امکان ایجاد تسویه مبادلات بانکی درسطح بانکای مرکزی دو کشور، تشویق بانکای تجاری واسه ایجاد روابط کارگزاری و هم اینکه ایجاد بانک مشترکه.

جالبه بدونین؛ کمیته ای هم به خاطر پیگیری و اجرایی کردن توافقات تشکیل می شه.

[تعداد: ۰    میانگین: ۰/۵]

بانکدارى الکترونیک

واسه شناخت هر پدیده ای لازمه تا اول تعریف مشخصی از آن پدیده و عوامل و متغیرهای مربوط به اون نشون داد. واسه بانکداری الکترونیک تعاریف مختلفی ارائه شده که از آن جمله میشه به تعاریف زیر اشاره کرد:

– جفت و جور آوردن امکان دسترسی مشتریان به خدمات بانکی با استفاده از واسطهای ایمن و بدون حضور فیزیکی
– استفاده مشتریان از اینترنت واسه سازماندهی، آزمایش و یا انجام تغییرات در حسابای بانکی خود و یا سرمایه گذاری و بانکا واسه ارائه عملیات و سرویسای بانکی.
– ارایه مستقیم خدمات و عملیات بانکی جدید و سنتی به مشتریان از روش کانالای ارتباطی دوطرفه الکترونیک.

کلا میشه گفت بانکداری الکترونیکی یعنی جفت و جور آوردن امکاناتی واسه کارکنان در جهت افزایش سرعت و کارایی اونا در ارائه خدمات بانکی در محل شعبه و هم اینکه پروسهای بین شعبه ای و بین بانکی در سراسر دنیا و ارائه امکانات سخت افزاری و نرم افزاری به مشتریان که با استفاده از اونا بتونن بدون نیاز به حضور فیزیکی در بانک، در هر ساعت از شبونه روز (۲۴ساعته) از روش کانالای ارتباطی ایمن و با اطمینان عملیات بانکی دلخواه خود رو بکنن.

یعنی بانکداری الکترونیکی استفاده از فناوریای پیشرفته نرم افزاری و سخت افزاری طبق شبکه و مخابرات واسه رد و بدل کردن منابع و اطلاعات مالی به شکل الکترونیکیه که می تونه باعث حذف نیاز به حضور فیزیکی مشتری در شعبه بانکا شه.

سرویسای بانک الکترونیک
بانکداری الکترونیک شامل سیستم هاییه که مشتریان موسسات مالی رو قادر می سازه تا در سه سطح آگاهی رسانی، ارتباط و تراکنش از خدمات و سرویسای بانکی استفاده کنن:

الف – آگاهی رسانی: این سطح آسونترین سطح بانکداری اینترنتیه. بانک اطلاعات مربوط به خدمات و عملیات بانکی خود رو از روش شبکه های عمومی یا خصوصی معرفی می کنه.

ب – ارتباطات: این سطح از بانکداری اینترنتی امکان انجام مبادلات بین سیستم بانکی و مشتری رو جفت و جور میکنه. خطر این سطح در بانکداری الکترونیک بیشتر از روش سنتیه و طبق این، واسه جلوگیری و آگاه ساختن مدیریت بانک از هرگونه تلاش غیرمجاز واسه دسترسی به شبکه اینترنتی بانک و سیستمای رایانه ای به کنترلای مناسبی نیازه.

ج – تراکنش: این سیستم متناسب با نوع اطلاعات و ارتباطات خود، از بالاترین سطح خطر برخورداره و باید سیستم امنیتی قوی بر اون حاکم باشه. در این سطح مشتری در یک ارتباط دوطرفه میتونه تا عملیاتی چون پرداخت صورتحساب، ارسال چک، انتقال وجه و گشایش حساب رو بکنه.

شاخه های بانکداری الکترونیک
طبق امکانات و نیازای بازار بانکداری الکترونیک در زیر شاخه ها و شکلای جور واجور مختلفی ارائه می شه که شامل:
۱- بانکداری اینترنتی
۲- بانکداری طبق گوشی موبایل و فناوریای مربوط به اون
۳- بانکداری تلفنی
۴- بانکداری طبق نمابر
۵- بانکداری طبق دستگاه های خودپرداز
۶- بانکداری طبق پایانه های فروش
۷- بانکداری طبق شعبهای الکترونیکی

کانالای بانکداری الکترونیک
واسه ارائه خدمات بانکداری الکترونیک کانالای زیادی هست که بعضی از اونا عبارتند از: رایانهای شخصی، کمک پردازندهای شخصی، کیوسک، شبکه های مدیریت یافته، تلفن ثابت و همراه و ماشینای خودپرداز.

در روش شبکه های مدیریت یافته، بانکا واسه ارتباط با مشتریان خود از شبکه هایی که قبلاً ایجاد شده استفاده می کنن. در روش اینترنت با رایانهای شخصی، بانک از روش ایجاد یک پایگاه اینترنتی و معرفی اون به مشتریان، با اونا ارتباط دوطرفه برقرار کرده و ارائه خدمت می کنه. در روش بانکداری تلفنی، تلفن (مثل تلفن ثابت و همراه) وسیله ارتباطی بانک با مشتریان خود بوده و از این روش خدمات بانکی عرضه می شه.

با استفاده از ماشینای خودپرداز هم بانکا می تونن خدمات متنوعی مثل برداشت نقدی، سپرده گذاری، انتقال صورتا، پرداخت صورتحساب وغیره رو به مشتریان خود ارائه دهند.

امتیازات بانکداری الکترونیک
امتیازات بانکداری الکترونیک رو میشه از دو جنبه مشتریان و موسسات مالی روش زوم کرد. از دید مشتریان میشه به صرفه جویی در هزینه ها، صرفه جویی در زمان و دسترسی به کانالای زیاد واسه انجام عملیات بانکی نام برد.

از دید موسسات مالی میشه به ویژگیایی چون ایجاد و افزایش معروفیت بانکا در ارائه نوآوری، حفظ مشتریان علیرغم تغییرات مکانی بانکا، ایجاد فرصت واسه جست وجوی مشتریان جدید در بازارهای هدف، گسترش محدوده جغرافیایی فعالیت و ایجاد شرایط رقابت کامل رو نام برد. طبق تحقیقات مؤسسه Data Monitor مهم ترین امتیازات بانکداری الکترونیک عبارتند از: دقیق شدن بر کانالای پخش جدید، ارائه خدمات اصلاح شده به مشتریان و استفاده از راهبردهای تجارت الکترونیک.

البته امتیازات بانکداری الکترونیک از دیدگاه های کوتاه مدت، بین مدت و بلندمدت هم قابل بررسیه. رقابت برابر، نگهداری و جذب مشتری مثل امتیازات بانکداری الکترونیک در کوتاه مدت (کمتر از یکسال) هستن. در بین مدت (کمتر از ۱۸ ماه) امتیازات بانکداری الکترونیک عبارتند از: کامل سازی کانالای جور واجور، مدیریت اطلاعات، گستردگی طیف مشتریان، هدایت مشتریان به طرف کانالای مناسب با ویژگیای مطلوب و کاهش هزینه ها. کاهش هزینه پردازش معاملات، ارائه خدمات به مشتریان بازار هدف و ایجاد درآمد هم مثل امتیازات بلندمدت بانکداری الکترونیک هستن.

بانکداری الکترونیک ؛ تیغ دولبه فرصت و تهدید
قرار گرفتن بانکداری الکترونیک یکی از مسایل مهمیه که امروز از چیزای مهم صنعت نوین بانکداری هستش. گسترش این روند واسه بانکا هم یک تهدیده و هم یک فرصت. بانکایی که در ارائه همگانی این جور خدمات با شکست بر بخورن در خطر از دست دادن تعداد خیلی از مشتریان خود قرار می گیرن و بانکایی که با سرعت به طرف ارائه و پیشرفت خدمات برخط (Online) می رن فرصت اونو دارن که مشتریان بیشتری جذب کنن، مناطق جغرافیایی وسیع تری رو تحت پوشش بذارن و اعتبار خود رو در مورد مشتریان زیاد کنن.

در بانکای پیشرو در خدمات بانکداری الکترونیک، کانالای جور واجور بانکداری بـــا هم ترکیب و سیستمای جزیره ای کامل می شه. پس، مدیریت اطلاعات و مدیریت ارتباط با مشتریان بهبود پیدا میکنه و رضایت مشتریان، صرفه جویی در هزینه ها و تولید درآمد بیشتر واسه بانکا رو داره. اما قبل اینکه اقدام به ایجاد و اجرا سیستم بــــانکداری الکترونیک شه، باید ممکن بودن قرار گرفتن اون در شبکه بانکی مورد آزمایش قرار گیرد، یعنی اطمینان داشته باشیم که پروژه در محیطای فنی، اقتصادی و مالی و نیروی انسانی می تونه فعالیت کنه.

امکان پذیری فنی در مورد دردسترس بودن سخت افزارها، نرم افزارها و باخبر شدن از چگونگی پیشرفت سیستم بانکداری الکترونیک واسه جوابگویی نیاز کاربرانه. اجرا بانکداری الکترونیک در کشورهایی مثل کشور ما لازمه وجود کلیه زمینه های فرهنگی و اقتصادی، سیاسی، تکنولوژیک و حتی آموزش به عنوان پیش نیاز هستش. درحالی که از روی زورً کلیه خدمات هم باید متناسب با ساختار سنتی و مدرن جامعه قانونی شن تا سرمایه گذاری روی ایجاد این امکانات رو توجیه کنه و امکان موفقیت رو زیاد کنه.

به خاطر بررسی این پیش نیازها امکان سنجی ایجاد بانکداری الکترونیک از دید فنی، اقتصادی و نیروی انسانی با کمک نیروهای متخصص در بخشای فناوری اطلاعات در کنار کارشناسان اقتصادی و بانکی اقتصادی لازم هستش. از طرف دیگه تردیدی نیس که یکی از چیزای مهم ورود به بازارهای جهانی و عضویت در سازمانایی مثل سازمان تجارت جهانی، داشتن نظام بانکی کارآمدیه که بتونه با دقت، سرعت و با تکنولوژی هم سطح با بانکای پیشرفته دنیا به این بازارها وارد شه و زمینه تجارت موثر رو واسه تولیدکنندگان و مصرف کنندگان داخلی جفت و جور سازه در کشورهای پیشرفته دنیا مذاکرات بین خریدار و فروشنده، سفارش خرید، تهیه بیمه نامه، انتقال پول به شکل الکترونیک و حمل و نقل کالا طبق درخواستای الکترونیکه. پس تهیه زیرساختای فنی موردنیاز بانکداری الکترونیک از ارکان اصلی و لازمه تحقق این هستش.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

باورها در کارآفرینی چه نقشی اجرا می کنن ؟

نقش باورها در کارآفرینی
با خانوم گلیج مدرس و مشاور کارآفرینی و مدیرعامل موسسه کارآفرینان پیشرفت هزاره سوم همراه هستیم تا در مورد نقش باورها در کارآفرینی صحبت کنیم. امیدواریم که به درد بخور واقع شه.

خانوم گلیج لطفا بفرمایید باورها و نگاه کارآفرینان چه نقشی در کارآفرینی اجرا می کنه ؟

تغییر نگاه یا باورها یکی از بحث هاییه که در کارآفرینی نقش مهمی داره. مهارتای کارآفرینی هم مهارتای عمومیه هم مهارتای تخصصی که منحصر به یک رشته خاص می شه. اما الان می خوام به یه قدم قبل تر از کارآفرینی اشاره کنم که اونم بحث باورهاست. یعنی باورها اگه مثبت باشن افراد رو هدایت کرده و انگیره لازم رو واسه حرکت ایجاد می کنن. وقتی که ایده ای به ذهن فرد می رسه به دلیل باور قوی ای که داره در راه حرکت می کنه. برعکس اونم هست. یعنی باورهای منفی و بازدارنده عامل اصلی منع جلو رفتن و حرکته. خیلی وقتا این باورها می تونه نتیجه تجربیات قبلی فرد باشه. به خاطر این که کارای قبلی رو به شکل درست انجام نداده و شکست خورده. پس این باور در ذهنش به وجود اومده که قادر به انجام اون کار نیس. یا می تونه از ریشه های فرهنگی ما و ریشه های خانوادگی ما سر بگیره. مثلا یکی از باورای غلطی که هست اینه که واسه شروع یک کار سرمایه کلانی نیازه. وقتی فردی اینجور باوری داره خیلی راحت نمیتونه حرکت کنه و منتظر می شه فردی پیدا شه که این سرمایه رو در اختیارش بذاره. بارها افراد این موضوع رو مطرح کردن و گفتن که میخوان کاری رو شروع کنن ولی پول کافی ندارن.

نمونه های زیادی هست که افراد تونسته ان بدون سرمایه و با یک ایده خلاقانه شروع کنن و اون ایده اونا رو به مبالغی که مد نظرشون بوده رسونده. یا اینکه افراد می گن که ما احتیاج به ساپورت داریم. در خیلی موارد گفته شده که  “من در کاری مهارت دارم مثلا در تولید یه محصول خاص توانایی و کیفیت لازم رو دارم اما در مورد فروش و بازاریابی اون ضعف دارم و به دلیل این ضعف احتیاج به ساپورت دارم. این نگاه که یک نفر باید باشه منو ساپورت کنه برمیگرده به اون باورها، باوری که من به تنهایی توانایی انجام کار رو ندارم. حتما عوامل خارجی لازمه. این عوامل خارجی می تونه بحث مالی باشه یا کمکای غیر مالی یا ساپورت یک فرد باشه. یعنی باور ساده و اصلیه که راه رو واسه رسیدن به هدف تعیین شده صاف می کنه.

راه حل تغییر باور و جانشین کردن با باورهای درست، اینه که ما نمونه های موفق رو ببینیم و آدمایی که دقیقا باورامون رو نقض کردن مشاهده کنیم. ممکنه فردی این باور رو داشته باشه که من سرمایه کافی ندارم یا تحصیلات کافی ندارم یا سنی ازم گذشته و دیر شده باید از ۲۰ سالگی شروع می کردم و … اینا همه باورای منفی و بازدارندهه. خیلی باورا هستن که با برچسبا و کلیشهایی که می گن مثلا افراد پولدار ، افراد خوبی نیستن و هرکی ثروت داره از راه غیر درست بدست آورده و … همه باورایی هستن که تاثیر گذارن.  اینا همه مشکلاتی هستن که قبل از ورود به هر کار و کاسبی ای هست.

یکی از مثالایی که میتونم بگم خانمی بود که سواد نداشت و به دلیل اینکه شوهرش ورشکست شده بود با کار کردن در منزل افراد دیگر تونست سرمایه ای جمع کنه. بعد از این سرمایه استفاده کرد و آشپزخانه ای درست کرد. در اول از کسائی استفاده کرد که در خونه شون کار می کرد و چون غذاهایش کیفیت لازم و قیمت مناسبی هم داشت به دلیل اون کارش رونق پیدا کرد و حتی لازم شد که شعبه بزنه. این موضوع ایه واسه رد کردن باور بسیاری که شاید بگن من خانوم هستم نمیتونم، یا این کار رو نمی کنم یا سواد ندارم.

نمونه دیگر فردی بود که حدود ۲۵ سال تاجر و در آسیای میونه موفق بوده. ایشون تجربه خود رو اینطور گفت که وقتی که اولین بار تونست نمایندگی شرکت مینو رو بگیره دفتر کارش در شهرستان بود. از یک شهرستان دور افتادی درخواست داد که بتونه نمایندگی رو بگیره. همزمان با ایشون افراد دیگری هم بودن که درخواست نمایندگی کردن ولی اون موفق و انتخاب شد ، اون میگه واسه خودمم جای سئوال بود. از رئیس شرکت سئوال کردم که چه اتفاقی افتاد که شما با افراد دیگری که نزدیک شما و با شرکتایی با جنبه های بزرگ و سرمایه زیاد بودن اونا رو قبول نکرده و منو انتخاب کردین؟ جواب رئیس شرکت این بود که : وقتی که شما اومدید و با من صحبت کردین در جواب سئوال اینکه شما چقدر خواهید فروخت بسیار رو راست جواب دادین و گفتید که ” من در این کار تازه وارد هستم و تموم تلاشم رو می کنم که حتی بتونم یک کارتن بیشتر بفروشم، از تلاش نایستم و گفتید پیشنهاد می کنم به مدت ۶ ماه به من فرصت بدین و ببینین من از عهده این کار بر میام یا نه؟ و واسه این کار یک قرارداد آزمایشی با من ببندین. اگه هم موقعیتای دیگری اتفاق به اون افراد بگید که الان من  گزینه ای آزمایشی دارم تا اون فرصتا رو هم حفظ کنین. من به شما این قول رو میدم که تلاشم رو واسه گسترش بازار انجام دهم ولی نمیتونم قول حجم بالایی بدهم چون من باید به اندازه سرمایه ای که دارم بار بخرم “

مدیر شرکت مینو گفتن که من این سئوال رو از افراد دیگر هم پرسیدم و هر کدوم عدد بزرگی رو اعلام کردن. من با خود فکر کردم که جواب شمام منطقی بود و هم سود خودتون رو در نظر گرفتید هم من و هم اینکه یک فرصت تست و آزمایش رو واسه دو طرف جفت و جور کردین. پاسخی که دادین طبق تجربه گفتید، ولی افراد دیگر طبق واقعیت صحبت نمی کردنند و واسه اینکه بتونن امتیازی بگیرن آمار و ارقام دروغ ارائه می دادن.

این مثالا بیان شد واسه آدمایی که تازه کارن و میخوان کاری رو شروع کنن و توقع دارن که حتما سرمایه ای وجود داشته باشه، دفتر کار مجهزی باشه، این مسایل به افراد کمک می کنه تا باور هاشون رو اصلاح کنن و فعالیتشون رو شروع کنن و منتظر سرمایه و ساپورت خارجی نباشن .

اصل و ریشه کارآفرینی برمیگرده به فکر اون فرد. یعنی فکر مولدی که داره و فکری که می تونه واسه چالشی که با اون مواجه شده راه حلی پیدا کنه.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

باورهای کارآفرینان برتر

باورهای کارآفرینان برتر
همه میخوان رمز موفقیت رو بدونن و دلیل اینکه به چه دلیل همیشه به مدلایی مثل بیل گیتس، استیو جایز و مارک زوکربرگ نگاه می کنیم هم همینه. بزرگ ترین و آسونترین درسی که میشه از اونا گرفت چیه؟ بسیار ساده س! – تمرکز کردن تنها روی چیزاییه که زیر نظر شون دارین. موارد بسیاری هست که کارآفرینان موفق درباره اونا هیچ نگرانی ندارن! باهم نگاهی به این موارد میندازیم:

شکست
کارآفرینان موفق درباره “شکست” نگران نیستن. بجای اون، می دونن که هر شکستی باعث یک پیروزی دیگر می شه.

موفقیت
کارآفرینان موفق می دونن که چیزی که باید به اشتراک بذارن خیلی با اهمیته پس، از فاسد شدن از روش موفقیت ترسی ندارن.

خوشبختی
غیرعادی به نظر می رسه! چون کارآفرینان موفق معمولاً آدمایی بسیار خوشحال هستن اما کلید اصلی اینجاست که “اونا واقعاً به اون اهمیت نمی دن!”. اونا می دونن که خوشبختی زمانی فرا می رسه که شما کاری رو انجام بدین که واسه اون ساخته شدین.

محدودیتا
Mary Kay Ash می تونست درباره این محدودیت که “یک زنه” در دهه ۱۹۶۰ اقدامی نکنه! اما اهمیتی به این موارد نمی داد. اون به تأسیس شرکت موفقش پرداخت و بقیه رو تشویق کرد تا به رویاهای شون برسن.

بیرون شدن
صاحبان کسب و کارای موفق فهمیدن که بیرون شدن همیشه هم “بد” نیس! بعضی وقتا شرایطی پیش میاد که باید اتلافا رو قطع کرد و واسه رسیدگی به یک ایده دیگر از راه بیرون شد.

چیزایی که ممکنه به اشتباه برن
تو ذهن یک کارآفرین برتر، هیچ فضایی واسه تفکر بدبینی وجود نداره. اگه مسئله ای باشه اونو مدیریت می کنن. اونا هیچوقت مشکلاتی رو ایجاد نمی کنن!

تعادل زندگی – کار
شاید ظالمانه به نظر برسه اما باید بدونین که مراحل ساده در کارآفرینی همه چیز رو از شما می خواد. موسسان موفق؛ درباره این موضوع هیچ نگرانی ندارن. اونا به جستجو پرداخته و کار رو به اتمام می رسونن.

اون چیزی که در طول هفته گذشته انجام نداده ان
شاید بهره وری هفته گذشته شما ۱۰۰ نباشه؛ کسائی که موفق هستن به این موضوع اهمیتی نمی دن. اونا از قبل بر این پایه تکیه کردن که “امروز چه کاری رو می تونن به نتیجه برسانند؟”

زندگی کردن در زندگی دیگری
استیو جابز از کسائی که صدای اونو شنیده ان درخواست کرده بود تا زندگی شخص خودشون رو زندگی کنن. اون هیچوقت زمان محدود خود رو به نگرانی درباره انتظارات بقیه تلف نکرد.

امنیت
کارآفرینان برتر به زندگی مثل یک “ماجراجویی” نگاه می کنن و درباره کار راحتی رو بکنن یا در امنیت قرار بگیرن هیچ نظر و فکری ندارن! اونا دوست دارن ببینن و یاد بگیرن و هر چیزی رو که هر روز واسه اونا هدیه میاره رو تجربه کنن.

پشیمانی
کارآفرینان موفق فهمیدن که ما درباره کارایی که انجام می دیم پشیمون نمی شیم؛ بلکه درباره کارایی که انجام نمی دیم پشیمون میشیم! پس، اونا هیچوقت به پشیمانی فکر نمی کنن. تمرکز اونا تنها روی بیشترین استفاده از هر وقتیه که در مقابل شون قرار میگیره.

اون چیزی که نمی تونن بکنن
کارآفرینان موفق می دونن که قادر نیستن همه کار کنن! پس درباره کارایی که توانایی انجام شون رو ندارن نگرانی ای هم ندارن! اونا خیلی راحت آدمایی رو استخدام می کنن تا ضعفا رو کامل کرده و روی نقاط مثبت تمرکز کنن.

به چه دلیل نمی تونن؟
واسه کارآفرینان موفق مهم نیس که به چه دلیل نمی تونن بعضی کارا رو بکنن. بجای اون، به راه هایی فکر می کنن که بتونن به اهداف شون برسن.

موفقیت بقیه
کارآفرینان موفق می دونن که جهان، اتاقای زیادی واسه ایده های جور واجور داره. اگه در گذشته کسی موفق شده باشه هم اهمیتی نمی دن. تمرکز اونا تنها در ایجاد سهم خودشون واسه کره زمینه.

داشتن کارکنان باهوش
کارآفرینان برتر درباره استخدام کردن آدمایی باهوش تر از خودشون نظری ندارن. اونا فهمیدن که اگه موفقیت شرکت شون رو میخوان باید بهترین رو استخدام کنن.

پول سازی
کارآفرینان برتر، به کسب درآمد و پول سازی و ثروتمندشدن فکر نمی کنن! اونا به اشتراک گذاشتن ارزشی که ایجاد کردن با بقیه می پرازن که این کار، بطور طبیعی اونا رو پولدار می کنه.

[تعداد: ۱    میانگین: ۱/۵]

باورهایی که واسه رسیدن به اهداف نیازه

باورهایی واسه تغییر هست که واسه رسیدن به اهداف نیاز داریم.

غلبه اومدن بر مشکلات یک بازی ذهنیه. به گفته کارشناسان سایت Entrepreneur (کارآفرینی) استراتژیایی هست که می تونه همه چیز رو عوض کنه. در این پست با این روشای هدف دار آشنا میشیم. با ما همراه باشین.

رسیدن به اهداف
وارد مبحث کارآفرینی که شیم می بینیم چه راه سخت و پرچالشیه. باید واسه خلاق بودن با توانایی بیش تر همیشه در حال جنگ باشین. شاید انگیزها و انرژی شما بررسی رود و احساس کنین که توانایی لازم واسه تغییر چیزها رو ندارین. داخل خودتون هم بهانهایی ساخته میشه و گله و شکایتایی رو از داخل می شنوین. این وسط، عادت بد هم همراه شمان با مطالعه این مقاله ببینین چیجوری میشه این عادتای بد رو شکست!

این وسط، از قدرت ذهنی غافل نشید! چیزایی که از کارشناسان واسه پیروز اومدن بر این پروسه یاد می گیریم در ادامه راه و رسیدن به موفقیت به کمک ما می شتابد که در ادامه می بینیم:

خیلی “مثبت” بودن
خوش بینی بسیار قدرتمنده. اما یافته های بعضی تحقیقات نشون میده که تفکر مثبت می تونه ما رو از رسیدن به اهداف بازدارد. چون با افکار مثبت که تو ذهن ساخته میشه فرد به طور کاملً احساس می کنه به این اهداف دست پیدا کرده پس، احساس رضایت داخلی رو تجربه می کنه. در مقاله جدا از هم، به بررسی کامل این موضوع پرداخته و راه حلی رو با عنوان روش هدف دار WOOP واسه شما پیشنهاد دادیم. می تونین اینجا بخونین.

روی چیزایی که کنترل دارین تمرکز کنین
ما فقط تواناییِ کنترل دو چیز رو داریم و این چیزها، یکی تلاش مون و دیگری، تصور ماست. شدیدا پیشنهاد می شه روی چیزایی که تواناییِ کنترل شون رو داریم تمرکز کنیم. این پست باحال قبلاً بطور ویژه درباره تمرکز در همین سایت قرار گرفته که نباید از دست بدین! واسه مطالعه اینجا کلیک کنین.

داستان خود رو تغییر بدین
وقتی به خود می گین “نمیتونم تمرکز کنم” یا “خیلی سرم شلوغه” واقعاً در برابر تغییری که می خواید در زندگی خود بسازین مقاومت کردین. بجای این جملات، چیزای دیگری که سازنده هستن جانشین کنین. مثل “من همیشه زمان کافی دارم” یا “من خیلی بابرنامه ام”.

[تعداد: ۱۰    میانگین: ۴.۴/۵]

باورهایی که مانع از رسیدن به موفقیت می شن

رسیدن به موفقیت
شک نداشته باشینً شمام با این مشکل مواجه شدین که مثلاً امشب تصمیم بگیرین از فردا ۵ صبح بیدار شده و درس بخونین، خیلی باانگیزه و پرانرژی فردا صبح حتی همون ساعت ۵ هم بیدار شید، بخونین و روز جالبی بسازین. اما موضوع اصلی اینجاست که این حرکت شما تنها واسه چند روز موندگاری پیدا میکنه. ۲ الی ۳ روز، در بهترین شرایط ۵ روز، با همین روش بتونین ادامه بدین. ، چی هست که مانع از ادامه این کار می شه؟ چی واسه شما قابل قبول نبوده که دوباره به حالت دیفالت برگشته اید؟

احساس می کنم خیلی از ما فقط به مطالعه مقالات به درد بخور اکتفا کرده و اونا رو تائید می کنیم. کارِ خوبیه اما تا الان فکر کردین که فایده اش چیه؟ اگه قراره واسه تغییر زندگی مون کاری کنیم، باید مطالب آموزنده ای رو که می خونیم عملی کنیم. البته این رو هم همه میدونیم که عمل کردن مهمه. اما ، شاید بخواهید عمل کردن رو از شنبه شروع کنین. درسته؟ مثل رژیم گرفتن، مثل درس خوندن واسه کنکور ۹۶٫

اینا رو گفتم چون احتمال میدم که شمام مثل من در ارتباط دادن بینِ “برنامه ریزی روزانه” و  “رسیدن به هدف” کمی با مشکل مواجه باشین. پیشنهاد می کنم مطالب مربوط به عادت سازی رو بارها بخونین تا نتونیم، دقت کنین “نتونیم” از بین مطالب آموزنده ای که این روزا، در تلگرام، اینستاگرام و کل سطح اینترنت می بینیم خیلی راحت عبور کنیم. زمانی رو صرف کنیم تا هر روز یکی از این رفتارای پسندیده رو در خود بسازیم. برنامه های عادت سازی رو جدی بگیریم. باور کنین که این کار واقعاً شدنیه!

وقتی مطلبی رو درباره “باورهای افراد موفق” یا “عادات روزانه کارآفرینان برتر” در سایت قرار می دیم موردتوجه دوستان زیادی قرار میگیره. اما واقعاً عمل می کنیم؟ باحال اینجاست که بعضی هم می گن: – این عادتای افراد برتر که چیزِ خاصی نیس، همه اش از مطالعه و ورزش و زود خوابیدن و صفتای مثبت حرف زده! ما هم که این عادات رو داریم پس به چه دلیل موفق نیستیم؟- اول اینکهً که اگه ما عاداتی مثل مطالعه و ورزش داشتیم شاید آمار مطالعه و سلامتی در کشور با وضعیت امروز متفاوت بود. دوم اینکهً، شاید شمام جزو افراد موفق باشین که خودتون بی خبر هستین. چون خیلی از افراد موفق، به حدی در پیشرفت کردن غرق می شن که خودِ موقعیتِ موفقیت رو فراموش میکنن. اگه اینجور تصوری تو ذهن خود دارین، فکر می کنم باید به خاطر بیارین که “کلِ درسا و راهکارهایی که همیشه مطالعه می کنین، حاصلِ چند سال تلاش و تجربه افراد زیادیه و این شما هستین که فقط به شکل چند جمله، مقاله یا کتاب اونو می خونین”. پس، پشتِ هر کدوم از جملات، سختیا و پیش رفتایی هست که لازمه واسه درکِ بهتر نویسنده با طمأنینه و تأمل بخونیم.

در هر صورت، از شما خواننده عزیز می خوام که تجربه ها، افکار و باورهای خودتون رو با ما مورد بحث و رد و بدل کردن نظر قرار بدین.

باگ موجود در صفحه قفل آی فون مرتفع شد

طبق جدیدترین به روز رسانی امنیتی در iOS، می گن که اپل باگ موجود در بخش صفحه قفل آی فون رو در iOS 9 برطرف کرده.

از روش این باگ بدون باز کردن قفل گوشی امکان رفتن به بخش تصاویر و یا تغییر مخاطبین وجود داشت و البته در صفحه قفل ایشون باید چندین بار صفحه رو لمس می کرد و تموم این کارا هم بدون باز کردن قفل انجام می شد.

با وجود اینکه این باگ بسیار ساده بود اما می تونست در صورت سرقت یا جستجو به وسیله افراد جور واجور مشکل آفرین باشه.

به روز رسانی ۹٫۰٫۲ امروز منتشر شده و البته باگ اعلام شده هم از بین رفته و دلیل اونم ارایه محدود گزینه های نیاز به این بخش بوده.

البته این اولین مشکل در صفحه قفل نیس که اپل اونو برطرف می کنه و مشکلات مشابهی رو وقتی که سیری وارد شد در آی فون ۴s مشاهده کرده بودیم که مربوط به iOS 7 در سال ۲۰۱۳ می شد و البته در اون زمان هم بسیار سریع مرتفع گردید و به دلیل ساپورت مناسب اپل هیچ یک از باگا بیشتر از چند هفته بعد از شناسایی باقی نمی مونن.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

بایدها و نبایدهای گفتگو فروش

گفتگو فروش
اختلافات فقط با “نه” گفتن پیش نمیاد و اگه با کسی مخالفت کنین هیچوقت گفتگو فروش رو با موفقیت تموم نمی کنین.

موافقت بسیار حیاتیه و به تنهایی مهم ترین و نقض کننده ترین قانون فروشه! من نمی گم که شما مشتری رو فریب بدین! اینکه به مشتری بگید “من دوست دارم این کار رو شما انجام بدین” به جای اینکه بگید ” نمیتونم”، ” نمی خوام” و یا “این کار من نیس”، یک هنره.

در ادامه ۷ چیزی که نباید در خرید و فروش بگید اومده:

“این مسئولیت من نیس.”
شما باید مسئولیت همه چیز رو، چه در کار فروش و یا زندگی شخصی خود، به عهده بگیرین. اقتصاد رو مقصر ندونین، مردم رو سرزنش نکنین، و هر گونه شرایط خارجی رو مقصر جلوه ندین، چون سرزنش چیزیه که شما رو تبدیل به یک برده می کنه.

نوابغ و بزرگان، از مدتا پیش، سرزنش کردن رو آزاد کردن. اونا در پاسخگویی و مسئولیت پذیری و انجام کار ، بزرگ هستن. اگه می خواین هنگام موفقیت اعتبار به دست بیارین، باید بخواهید و بتونین در موقع شکست هم اعتبار به دست بیارین.

” می تونین به من اعتماد کنین.”
تا به حال فهمیدین که خریدار با دقت به شما گوش نمی ده؟ چون مشتری فکر میکنه تا وقتی که شما یک فروشنده باشین نمی تونن به شما اعتماد کنن. رسانه ها دائم برنامه های کلاهبرداری و فریب رو پخش می کنن که دیدگاه مصرف کنندگان رو نسبت به فروشندگان دچار شک و دودلی می کنه. از دست دادن اعتبار به زمان اضافه می کنه و این نبود اعتماد مشتری واسه شما هزینه بر هستش.

گفتن”به من اعتماد کنین” به یک مشتری باعث ایجاد اعتماد نمی شه و حتی ممکنه اثر برعکس داشته باشه. واسه اینکه به درستی اعتماد خریداران رو به دست بیارین باید بدونین که خریداران چیزی رو باور می کنن که می بینن نه چیزی که رو که می شنون.

واسه ساپورت از ارائه و یا پیشنهاد خود، همیشه سندی نوشته شده نشون بدین. مطمئن شین که اسناد شخص سوم رو موقع جمع آوری حقایق واسه مشتری خود و در ساپورت از گفته هاتون استفاده می کنین: – این کار به اعتبار خارجی ادعاهای شما اضافه می کنه. و شما باید هرآنچه رو که درزمان درخواست گفتین، پیشنهاد دادین یا تعهد داده و نشون دادین رو ببنویسید.

“من خودم از این استفاده نمی کنم“
بقیه هیچوقت شما رو قبول نخوان کردتا وقتی که خودتون ارزش اونو فهمیده باشین. اگه شما واسه یک نمایندگی لوازم خودرو کار می کنین و همون اتومبیلی رو که می فروشید ، سوار نمی شین ، اعتبار اعتماد رو از دست میدید – و هیچکی از کسی که قابل اعتماد نیس، خرید نمی کنه.

باور راسخ یا باعث موفقیت و یا باعث شکست شما می شه – و شما تنها در کار فروش موفق میشین که محصول خود رو باور کنین، خدمات و یا ایده شما از ایرادات مشتری شما قوی تر هستن. لحظه ای که اونا در باور راسخ خود درنگ می کنن، لحظه ایه که فروش ممکن می شه.

پیش از اینکه بتونین فرصتای خود رو به بیشترین حد برسونین، شما باید ۱۰۰ درصد کامل باشین. حتی تلاش نکنین قبل اینکه محصول رو خودتون بخرین به فرد دیگری بفروشین.

“این سیاست شرکته.”
هیچکی هیچوقت نمی خواد همچین چیزی رو بشنوه. این فرصتی مناسب واسه شماس تا قانون طلایی رو به کار گیرید، چون که میدونید از شنیدن اون بدتون میاد. هیچکی به سیاستای شرکت اهمیت نمی ده، اونا فقط به به خدمات ارائه شده اهمیت میدن، پس از آن به عنوان راهی واسه توجیه اینکه به چه دلیل نمی تونین و یا نمی خواین کاری رو واسه مشتری انجام بدین، استفاده نکنین.

اگه سیاستی دارین که در اختلاف با راحتی مشتریه یا  اونو نقض می کنه، اصلاً مطرح نکنین و یا قبل از مطرح کردن مشکل، راه حلی واسه اون داشته باشین.

دلیل رو بفروشین. اینجا چند نمونه شروع اومده: “آقا، فقط می خوام بدونین که این مورد شاید واسه شما بهترین نباشه” و یا “خانوم، من درک می کنم شما رسید نداربد اما می خوام به شما کمک کنم. میتونم اونو واسه شما عوض کردن کنم، این کار به شما کمک می کنه؟ ”

“ما حریف هستیم.”
این ایده که “رقابت سالمه” واسه مصرف کنندگان بوده نه فروشندگان! رقابت نکنین – تسلط و غلبه داشته باشین.

وقتی که استیو جابز میخواس وارد حرفه تلفنای همراه شه، افراد اپل به اون گفتن که کارش رو با آیپدا ادامه بده و تلفن رو آزاد کنه. اما آی فون، هنوزم تنها گوشی هوشمند محبوب در این سیارهه. این چگونگی تسلط بر محیطه– شما باید در بخش کاری خودتون یک متخصص شید. در استفاده از لینکداین (LinkedIn)، توئیتر، گوگل پلاس، فیس بوک و هر وسیله دیگر، اولین چیزی باشین که مردم (زمانیکه به نوع محصول و یا خدمات شما نگاه می کنن) می بینن و یا در مورد اون فکر می کنن.

” ممکنه بیرون از توان مالی شما باشه”
همیشه با خریدار مثل یک خریدار رفتار کنین، چون که در کار فروش هر کسی که باور داره این توانایی رو داره که در مورد توانایی یک خریدار که واسه اونا یک فرصته، پیش داوری کنه. من در موقعیتای زیادی گفتم که هیچ راهی واسه فروش وجود نداره، اما چون با خریدار طوری رفتار کردم که بتونه یک معامله رو بکنه- بله- در آخر اونا خرید کردن.

صرف نظر از اینکه اونا می گن پول و بودجه ندارن، نمی خوان مالیات بدن، تصمیم گیرنده نیستد، نمی تونن، نمی خوان – و یا هر چیز دیگری ک می گن- همیشه طوری با خریدار رفتار کنین که بتونن و بخوان بخرن.

” امروز کار نمی کنم”
شما همیشه باید واسه کار و کاسبی آماده باشین. تا به حال در حالیکه می خواین با کسی ارتباط برقرار کنین، جواب خودکار ” بیرون از اداره” رو گرفتین؟ این کار دور از ادبه و منو دیوونه می کنه! هیچوقت در رو به روی فرصتای خود نبندید! شما باید هرکاری رو که کار و کاسبی تون رو همیشه و در همه حال باز و فعال نگه داره انجام بدین، فرقی نمی کنه کجا و واسه چه!

نگاه کنین، من درک می کنم، من یک پدر و شوهر هستم، و اوقات بسیاریه که ۱۰ برابر بیشتر به خونواده ام توجه دارم. با این حال، هنوزم کارم رو انجام میدم. توییتا و پستای فیس بوک در حال انتشارند و آدمایی که در حال تلاش واسه رسیدن به من هستن فکرش رو هم نمی کنن که من در زمین بازی با دخترانم بازی می کنم و یا با همسرم در سفر هستم. من همیشه با اونا در ارتباطم.

نویسنده: Grant Cardone

[تعداد: ۴    میانگین: ۴/۵]

بحران اقتصادی چیجوری می تونه باعث سود نهادهای جور واجور شه؟

بحران اقتصادی می تونه واسه سازمانا و نهادهای جور واجور به درد بخور باشه. می پرسین چیجوری؟

بحران اقتصادی
بحران اقتصادی چیجوری می تونه باعث سود نهادهای جور واجور شه؟
وقتی که بازار در حالت رکود هست چه واکنشی نشون می دین؟ ضعیف میشین یا به طور کامل شکست می خورید؟ نقشه شما واسه گذشتن از این بحران چیه؟ راه های ساده ای هست که می تونه شما رو از این بحران بیرون کنه تا قوی باشین. همه چیز به خودتون باز می شه. چیجوری از نهادها و موسسات کارآفرینی استفاده کنیم تا بحران رو پشت سر بگذریم؟

پایین اومدن قیمتا
بالا رفتن قیمتا و رکود بازار در کند شدن خرید و فروش اجناس تاثیر داره و با زیاد شدن اجناس ارائه شده در بازار قیمتا پایین بین. بعضی این رکود رو ضرر می دونن اما بهتره بدونین این یک فرصته که شما کالاهایی رو خریداری کرده و با قیمت کمتری در بازار ارائه بدین، پایین اومدن قیمتا به شما اجازه میده زمینی رو بخرین تا خط تولید/خدمات خود رو زیاد کنین. برنامه ریزی کنین و تموم دستگاه های لازم واسه خط تولید جدید رو راه اندازی کنین.

مطلب پیشنهادی: چیجوری در رکود اقتصادی فروش رو افزایش دهیم؟

اینجا یک سئوال اساسی هست و اون اینطوریه: به چه دلیل باید خط تولید جدیدی رو بخرم در صورتی که بازار اقتصادی در حالت رکود هست؟ این سئوال ما رو به نقطه بعدی هدایت می کنه.

بحران هر یک جور که باشه اتفاق میفته پایین اومدن قیمتا، رکود اقتصادی، دوباره پایین اومدن قیمتا و در آخر کساد در بازار، در قرن ۲۰ آمریکا با بحران اقتصادی مواجه شد، شرکتای کوچیک هنگام بروز هر گونه رکود اقتصادی واسه جبران یا کم کردن ضرر به شرکتای بزرگ مراجعه می کنن تا از روشای هدف دار اونا برخوردار شن. مثلا خطوط تولید رو کاهش میدن، هر نوع محصولی رو تولید نمی کنن و روی بازار تمرکز اساسی انجام میدن. از شرکتای بزرگ و با تجربه واسه رکود اقتصادی آموزشایی رو دریافت کنین تا باعث رسیدن ضرر به شما نشه. اگه تونستید از بحران به نفع خود استفاده کنین می تونین سهامی رو در بازار از آن خود کنین به بازارهایی اهمیت بدین که دیگر شرکتا به اون توجه ندارن. روابط شخصی با مشتریان جدید برقرار کنین تا با تاجران بیش تری خرید و فروش داشته باشین. وقتی که بازار به حالت طبیعی خود باز شه و خرید و فروش روال معمولی خود رو از سر بگیره جای شما ثابت شده هستش.

مطلب پیشنهادی: چیجوری با رکود اقتصادی شرکت خود مواجه شیم؟

حرف زدن همیشه راحته، چیجوری به حرفای خود عمل کنیم؟
به جزئیات اهمیت بدین.
رمز موفقیت شما عبور از بحرانه. واسه عبور از هر گونه مشکلات به جزئیات پیش اومده در بازار نیاز دارین. ثروت تموم جهان طبق پس انداز کردن ساخته شده، با پس انداز کردن می تونین دائم روی هر گونه خرید و فروش، در بحران تحکم پیدا کنین. علاوه به همه مسائل مالی برخورد شخصی شما می تونه تاثیر خوبی بر جای گذارد با کارکنان خود مثل دوستانتون برخورد داشته باشین تا اعتماد بین دو به وجود بیاد. اگه به فکر ارائه اجناس/خدمات منحصربه فردی هستین محصول رو واسه خودتون تولید کنین، با تولید محصول واسه خود تمرکز لازم رو به کار می برین و تموم ویژگیای یک برند خوب رو در اون رعایت می کنین. دقیق شدن روی جزئیات کوچیک کلید موفقیت شماس.

[تعداد: ۶    میانگین: ۴.۳/۵]

    بخش بندی بازار چه اهمیتی در کار و کاسبی داره

    بخش بندی بازار
    بخش بندی بازار ، خریداران رو به گروه هایی با نیازای مشابه تقسیم می کنه و میخواد به بهترین وجه از منابع محدود شرکت با استفاده از بازاریابی طبق خرید استفاده کنه.

    بخش بندی بازار و روش هدف دار فرق محصول مربوطه می تونه یک مزیت موقت تجاری رو واسه کار و کاسبی جفت و جور کنه. بیشتر بخش بندیای بازار تکنیک هاییه که واسه جذب مشتری مناسب استفاده می شه.

    اهداف بخش بندی عبارتند از:
    کاهش خطر در تصمیم گیری در مورد اینکه کجا، چه زمانی، چیجوری، و به کی محصول، خدمات و یا مارک ارائه شه؛
    افزایش بازدهی بازاریابی با هدایت تلاش به طور خاص به بخش اختصاص داده شده طوریکه با ویژگیای اون بخش برابر باشه.
    در حالی که بازار در اول به کوچیکترین اجزای برابر (شاید یک فرد) کاهش پیدا میکنه، کار و کاسبی در عمل نیازمند بازاریابیه تا جنبه های بزرگی پیدا کنه که به اون اجازه میده به این آدما به عنوان بخشای بزرگتر و سودآور نگاه کنه.

    بخش بندی بازار مربوط به تقسیم یه سری از مصرف کنندگان به افراد با نیازای و خواسته های مشابهه. بخش بندی بازار تخصیص بهتر منابع محدود شرکت رو جفت و جور می کنه. با در نظر گرفتن منابع محدود، یک شرکت گروه خاصی از مصرف کنندگان انتخاب کنه. با در نظر گرفتن تنوع رو به رشد در سلیقه مصرف کنندگان مدرن، شرکتا از امتیازات خدمات چندین بازار جدید یاد می گیرن.

    واسه مطالعه بیشتر:

    چیجوری بازار مورد هدف خود رو انتخاب کنیم؟

    بخش بندی بازار یک پروسه دوگانهه که شامل موارد زیره:
    شناسایی و طبقه بندی آدما به گروه بندیای برابر، به نام بخش
    تعیین اینکه کدوم یک از این بخشا بازارهای هدف قابل قبول هستن
    فرضیه بخش بندی بازار ، تئوری می کنه که افراد و / یا سازمانا می تونن با شناخت اختلافاتشان و اصلاح خود برابر با اون، به بهترین راه دیده شن. با تاکید بر راه و روش بخش بندی، روند مبادله می تونه زیاد شه، چون یک شرکت می تونه دقیقا با نیازها و خواسته های مشتری مطابقت داشته باشه.

    در حالی که فرق محصول یه روش هدف دار موثر واسه تشخیص یک نام تجاری از نام تجاری رقباه، هم اینکه اجناس رو از یکدیگر متفاوت می کنه. مثلا، یک شرکت تولید کننده ماکارونی، محصول اصلی خود رو با ارائه اندازه ها، طعما و شکلای جور واجور، جدا کرده. هدف اینه که اجناس بیشتری رو به افراد بیشتری بفروشه. مسئله رقابت نیس مسئله اینه که افراد در بازارها متفاوت هستن و بازاریابان موفق باید به این تفاوتا جواب بدن.

    انتخاب یک بازار هدف از داخل یک بخش تعریف شده
    در حالیکه شناخت بخشای مصرف کنندگان تقریبا آسونه، بیشتر شرکتا توانایی و یا نیاز به فروش اجناس خود رو به طور مناسب واسه تموم بخشایی که می تونن شناسایی شن، ندارن. بلکه یک یا چند بازار هدف (بخشا) باید انتخاب شه. یک شرکت بازار هدف خود رو انتخاب می کنه، چون بازار هدف نشون دهنده قویترین رابطه با یه محصول خاص یا نام تجاریه. این به معنی خرید بیشتر محصوله.

    در حالیکه بازار در اول به کوچیکترین اجزای برابر (شاید یک فرد واحد) محدود می شه، کار و کاسبی در عمل نیازمند بازاریابیه. تا جنبه های مشترک رو پیدا کنه که به اون اجازه میده این افراد رو به عنوان بخشای بزرگتر و سودآور نگاه کنه. بخش بندی بازار نیازمند بازاریابیه.

    [تعداد: ۳    میانگین: ۳.۷/۵]

    بخش “خدمات” در کشور، بیشترین نیاز به افراد تحصیل کرده رو داره!

    نیاز به افراد تحصیل کرده
    به گفته کارشناسان، «مشکل» اقتصادی-اجتماعی بیکاری در سالای آینده، می تونه به یک «بحران» تبدیل شه؛ بحرانی که با خود هزینه های زیادی به دنبال داره و به تدبیر ویژه سیاستگذار با هدف پیشرفت بازار کار نیازمنده.

    غلامعلی فرجادی، عضو هیات علمی موسسه آموزش و تحقیق مدیریت و برنامه ریزی کشور، درباره پیشرانای اشتغال زایی، به این نکته اشاره داره که از بین سه بخش صنعت، کشاورزی و خدمات، بخش خدمات، دارای پتانسیل بیشتری به خاطر هدفگذاری واسه پیشرفت بازار کار کشوره. علاوه بر اینکه ایشون بر چیزای مهم این تاکید ویژه ای داشته و در بلندمدت، به خاطر پیشرفت پایدار اشتغال، تحقق رشد اقتصادی رو لازم می دونه. بخشایی از گفت وگوی غلامعلی فرجادی با هفته نامه تجارت فردا در ادامه اومده.

    * یکی از دلایل شکست در ایجاد اشتغال و هم ریزش مشاغل در بخش صنعت در سالای ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰، تاثیر پیروز اقتصاد چین بر اقتصاد کشور و واردات گسترده کالا از این کشور بوده. عامل مهم دیگر این شکست، فعال شدن سازوکار مریضی هلندی در اقتصاد کشور بود.

    در دوره بالاترین درجه درآمدهای نفتی دولت درصدد بود با ورود کالا از آن طرف مرزها از محل دلارهای حاصل از وفور درآمدهای نفتی، تورم رو کنترل کرده و سطح قیمت جنسای مصرفی رو پایین نگه داره. طبق این سیاست زیاد شدن قیمتا به طرف جنسای غیر منقول سرازیر شد، و نتیجه دیگر این سیاست هم، دلسردی بخش خصوصی و کاهش تولید داخل بود، که آخرشً به زیاد بیکاری و ریزش درخواست بازار کار دامن زد.

    * بازار کار بین سه بخش خدمات، کشاورزی و صنعت، بخشی که بیشترین نیاز رو به افراد تحصیل کرده داردر دچار چسبندگی شده. یعنی با افزایش تولید، شغلای بیشتری ایجاد می شه، در حالی که پس از آن به دنبال رکود تولید، اشتغال متناسب با این رکود کاهش پیدا نمی کنه. دلیل این مطلب برابری تقریبی اندازه اشتغال فعلی کشور با همین اندازه در سال ۱۳۸۵ یا ۱۳۹۰ه، چون در حالی که سطح تولید فعلی کاهش زیادی داشته اما تعداد نیروی کار تغییری نکرده.

    *به دلیل وجود چسبندگی بالا در بازار کار کشور نباید توقع داشت اشتغال، ظرف یک یا دو سال اول پس از اجرای برجام، جهشی قابل توجه داشته باشه. چون که خیلی از بنگاها به دلیل وجود مازاد نیروی کار پس کاهش نامتناسب نیرو به نسبت رکود، پایین تر از ظرفیت اسمی خود فعال ان و در صورت ایجاد گشایشایی مبنی بر رونق، با نیروی انسانی جاری می تونن به ظرفیت اسمی خود برگشته و تنها بهره وری و اندازه تولید رو زیاد کنن.

    * الان بخش کلی ای از افراد بدون شغل در کشور فارغ التحصیلان دانشگاهی و دیپلمه هستن. پس میشه گفت مشکل فعلی اشتغال، بیکاری افراد تحصیل کرده و نمیشه به فرض با پیشرفت زیر ساختا و فعالیتای کشاورزی اونو حل کرد.

    * برابر با آمارهای موجود ا، بخش خدمات بوده و خلاف اون چیزی که انتظار میره، چیزی در حدود یک سوم نیروهای شاغل در بخش خدمات، دارای تحصیلات عالی هستن، در بخش صنعت، مشارکت اونا به ۱۲ درصد می رسه و بخشایی در بخش صنعت باید روش زوم بشه که نیاز به نیروی کار تحصیل کرده داشته باشه. پس با در نظر گرفتن ویژگی پیروز افراد بدون کار، بخشی که می تونه اشتغال زا باشه، بخش خدماته.

    * بازرگانی خارجی و گردشگری دو بخشیه که می تونه اشتغال زا باشه.

    * بخش کشاورزی هم می تونه مقصد فارغ التحصیلان دانشگاهی باشه، اما نه در بخش نپخته فروشی؛ اما اگه همه مراحل ثانویه ایجاد ارزش افزوده، مثل استاندارد سازی، بسته بندی، برندسازی و شناسایی بازار، در داخل کشور انجام بشه، صنایع تبدیلی پیشرفته و پس کشاورزی هم موجب اشتغال زایی می شه.

    * بخش صنعت می تونه با اعمال نوآوری از طرف افراد تحصیل کرده اشتغال زایی بالایی داشته باشه اما لازمه ۱۸۰ درجه جهت گیری و ساختار اقتصادی خود رو تغییر بدیم و با شناخت نیازای دنیای بین الملل و هم استفاده از پتانسیلای خود، به میدون جهانی ورود کنیم. بدیش اینه، در طول ۵۰ سال گذشته تمرکز تنها روی نیاز داخل و چگونگی جوابگویی به اون بوده، و هیچ وقت نگاه به اون طرف مرزها نداشته ایم.

    * الان سه تا ۳٫۵ میلیون نفر برابر با آمارهای رسمی در کشور بیکار هست. آدمایی که الان در سن ۱۱ سال هستن، پنج سال دیگر درخواست کننده ورود به بازار کار هستن. از طرف دیگر نزدیک به پنج میلیون دانشجو الان در کشور هست که جزو جمعیت غیر فعال ان. تا چار یا پنج سال دیگر اگه تنها نصف اینا درخواست کننده بازار کار باشن، ۲٫۵ میلیون نفر دیگر به بیکاران اضافه می شه. پس تا پنج سال دیگر، کل موجودی نیروی کاری که میخواد وارد بازار کار شه، شش تا هفت میلیون نفر محاسبه می شه.

    * به خاطر تک رقمی کردن اندازه بیکاری، نیاز به ایجاد یک جنبش اقتصادیه. یعنی، هر فرد بدون شغل یا فارغ التحصیلی از فردا جویای کار باشه، بتونه وارد بازار کار شه، که کمی دور از ذهن به نظر می رسه. صندوق فرامرزی پول و بانک جهانی، رشد اقتصادی کشور رو در سال ۲۰۱۶، بین سه تا چار درصد پیش بینی کردن، حال اگه این اندازه رشد اقتصادی محقق شه، اشتغال کشور بیشترین حد دو درصد می تونه رشد داشته باشه. یعنی هرساله بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار شغل در کشور ایجاد می شه. پس تا پنج سال آینده، حدود دو میلیون شغل ایجاد می شه که با احتساب موج جمعیت غیر فعال واسه ورود به بازار کار، اندازه بیکاری افزایش پیدا می کنه. اقتصاد کشور، نیاز به یک رشد دست کم شش درصدی داره تا قدر مطلق بیکاری ثابت بمونه و از اندازه فعلی بالاتر نره.

    [تعداد: ۱    میانگین: ۵/۵]

    بدترین اشتباهات مدیران فروش چیه؟

    بدترین اشتباهات مدیران فروش
    از هر مدیر فروشی بپرسید سخت ترین قسمت کارش کدامه؟ بدون شک به شما میگه تموم کردن فروش!

    بعد از این مرحله بستن قرارداد با مشتری جدید و بالا بردن سطح فروش باعث سود آوری مدیر فروش و پیشرفت حقوق اون می شه. اگه محصولی رو به فروش نرسونه طبیعتاً سودی هم نصیب اون نمی شه!
    اصطلاح “تموم کردن فروش” معنایی بالاتر از فروش یک کالا داره. مهم نیس تلاش داشته باشین قرار داد کوچیکی ببندین یا بزرگ! مهم توجه به اشتباهاتیه که مدیران فروش هنگام بستن قرارداد و فروش کالا مرتکب می شن.

    درباره چیزی که دوست داره سئوال نمی پرسد!
    دو دلیل هست که باعث می شه فروشنده درباره چیزی که دوست داره سئوال نپرسد.

    اول اینکه از عکس العمل سریع مشتری ترس داره! و دوم اینکه ممکنه فکر کنه دخالت اون باعث کم ارزش شدن کالا می شه!

    بعضی وقتا مشتری و فروشنده بدون این که مدیر فروش بدونه نتیجه این گفتگو چیه وارد صحبتی طولانی می شن ! اصلاً شما چیجوری می تونین هر اون چه که می خواین از مشتری بالقوه خود به دست بیارین؟ واسه صحبت کردن با مشتری هدف معینی رو مشخص کنین. به طور مثال درباره نمایشگاه اجناس خود صحبت داشته باشین تا باعث جذب مشتری شید.

    مدیر فروش وقتی که میخواد فروش رو تموم کنه از کلماتی چون “می خواین؟” و ” یا؟” استفاده نکنه! بعد از تموم شدن مرحله فروش از مشتری خود نپرسید که فردا وقت دارین همدیگه رو ببینیم؟ در کار خود عجله نکنین.

    به سخنان خود کلمات دقیقی اضافه کنین مثلا: شما در هفته آینده وقت دارین؟ به جای شنیدن جواب دوباره اضافه کنین، “اگه تمایل دارین دو هفته بعد چطوره؟” با گفتن کلمات مشخص به مشتری، اونو مجبور می کنین کلمات محدودی رو انتخاب کنه و دچار استرس شه.
    مدیر فروش دوست داره تموم کسائی رو که واسه برگزاری نمایشگاه به اونا نیازمند هستن جمع آوری کنه و هر اون چه رو که میخواد به آگاهی مشتریان و یا همکاران خود برسونه رو از روش یک جلسه پیش می بره. مدیر فروش دوست داره بدونه کی قراره این جلسه شرکت رو رهبری کنه؟

    اگه با سئوال پرسیدن از مدیر اجرایی شرکت حریف، جواب درست رو متوجه نشدید. از کسی دیگر سئوال رو تکرار کنین: فکر می کنین رئیس جلسه در جمع شما حاضر باشه؟

    شما می خواین بدونین رئیس مشتریان شما در جمع حضور داره یا نه. پس به نظرتون سئوال عاقلانه ای از مدیر اجرایی شرکت حریف پرسیده اید؟

    بهتره از فرد مناسب تری اطلاعات دریافت کنین، با کسی قرارداد ببندین که مقابل روی شماس نه این که فرد دیگری رو به جای خود بفرستد تا با شما وارد معامله شه.

    [تعداد: ۱۱    میانگین: ۳.۷/۵]

    بدترین ایده ها واسه مدیریت سازمانا

    بدترین ایده ها در مدیریت سازمانا
    علم مدیریت سازمانا حدود یک قرن پیش به وجود اومد تا شرکتا با بهترین شکل مدیریت شن. از یک قرن پیش تا به حال روشای هدف دار زیادی واسه پیشرفت مدیریت ایجاد شده که هر کدوم طوری موثر بوده و بعضی کارایی ضعیفی داشتن. مدیران و رهبران زیادی تلاش کردن روشای خوبی رو بسازن اما در آخر با شکست مواجه شدن. بازم روشای هدف دار ناموفق بدون اینکه بدونن این روش اشتباهیه در بعضی سازمانا استفاده میشن. بعضی از روشای اشتباه که در اداره ها مورد استفاده هستش رو واسه شما توضیح می دیم. با ما همراه باشین.

    مصاحبها
    به نظر می رسه مصاحبه کردن واسه استخدام کارکنان فعال و مستقیم باشه، طوریکه مدیر کارکنان رو مواجه می بینه و شخص مناسب رو از بین اونا انتخاب می کنه. اما تحقیقات نشون میده مصاحبه یکی از بدترین روشای استخدام واسه کارکنانه؛ چون کارمند می تونه در مصاحبه خوب به نظر بیاد اما پس از استخدام نتیجه برعکس داشته و کارای خود رو به شکل درستی انجام نمی ده! شرکتایی که از نظر تکنولوژی پیشرفته تر از دیگر شرکتا هستن و از نظر مدیریت پیشرفته هستن از روشای متنوعی واسه استخدام کارکنان استفاده کرده و واسه تیم آینده خود کمک می گیرن. ملاک کارمند خوب داشتن مدرک تحصیلی نیس؛ بلکه استعداد داخلیه که داخل هر آدم پنهونه.

    مطلب پیشنهادی: گوگل چیجوری استخدام می کنه؟

    بازدیدای هرساله
    بازدید هرساله به عنوان ضعیف ترین روش نظارت، شناخته شده چون شرکتا در آخر سال شلوغ هستن و مدیریت به شکل فجیعی بهم می خوره. کارکنان استرس بالایی رو متحمل شده، وظایف خود رو فراموش کرده و پشت گوش میندازن. علاوه بر این، بازدید هرساله ممکنه کارکرد طبقه بندی شده رو به هم بزنه و باعث بحث بین کارمند و مدیر باشه. این یکی از دلایلیه که باعث کنار گذاشتن بازدید هرساله از شرکتا شده. پس کنترل خیلی از کارا توانایی بررسی رو از دست میده.

    مشتریان
    “حق همیشه با مشتریه” یک سخن تکرار شده که همیشه همه اونو عنوان می کنن حتی خود مشتری! اما این افکار اشتباه می تونن باعث به اشتباه انداختن کارمندان شه، پس فروش شما پایین اومده و مشتریانی ناراضی دارین. یکی از موثرترین روشای افزایش فروش رضایت داشتن کارکنانه. تفکرات مثبت شما می تونه روشای خوب رو به شکل بهتری پیاده کنه.

    مطلب پیشنهادی: همیشه حق با مشتری نیس!!!

    [تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

    بدترین سیاستای بخش منابع انسانی

    بدترین سیاستای بخش منابع انسانی
    هر کدوم از ما میدونیم نباید منابع انسانی رو بدون دلایل خاصی توجیه کنیم اما بعضی از موسسها هنوزم امور مدیریتی کارکنان خود رو با ذهنیتی از عصر صنعتی پیش می برن. دنیای کار و کاسبی در عصر تکنولوژی تغییرات زیادی کرده ما هر چی درباره تغییر کار و کاسبی خود سخن بگیم باید طرح تازه و برنامه جدیدی رو واسه کار خود در نظر بگیریم. در پست، بدترین سیاستای منابع انسانی واسه شما ارائه می شه.

    جمع کردن لوح
    هر شرکت در هر نوع کار و کاسبی ای واسه تشکر از کارکنان خود لوحای یادبود رو به رسم تشکر به کارکنان خود اهدا می کنه. ممکنه این مرحله در سال چند بار تکرار شه اما این لوحا مناسب مهارت بالای کارمندان شما هست؟ این روش، سزاوار کارمند شما نیس و هم واسه مدیر و کارمند به عنوان توهین حساب می شه.

    کار کردن حتی هنگام مریضی
    خیلی از صاحبان کار و کاسبی می گن: کارمندی که مریض باشه سزاوار مرخصیه. حتی کارمندی که حقوق ثابت دریافت می کنه! اما بعضی مدیران، مخالف این مرخصی هستن این باعث می شه کارمند با حال مریض در محل کار حاضر شه اما باعث انتشار ویروس مریضی بین دیگر همکاران شده و بقیه رو هم مریض می کنه. این مسئله به اینجا ختم نمیشه بلکه کارمندان با رفتن به منزل، خونواده خود رو هم گرفتار این مریضی می کنن.

    از دست دادن پیشنهادا و امتیازات
    می تونین تصور کنین چه احساسی به شما دست میده وقتی که ۲۰ سال واسه شرکتی کار می کنین اما بعد از آن شما رو اخراج کنن و به شما آگاهی دهند هیچ فایدهایی به شما تعلق نخواد گرفت؟ این ممکنه روزی رخ بده. این کار ممکنه به خاطر این باشه که مدیر اجرایی به مدیران دیگرِ بخشا پروژه هایی رو داده باشن و شما به دلیل نداشتن تخصص لازم نتونین در این پروژه موفقیتی به دست بیارین. اینجا رهبر شرکت، شما رو مقصر خونده و شما اخراج میشین.

    دزدیدن جایزهای کارمندان
    اگه کارکنان ساعتا در پروازها واسه کار و کاسبی شما در حال مسافرت هستن پس لیاقت پاداش و دیگر امتیازات رایگان رو هم دارن. اما شرکتی که این پاداشا رو به سرقت می بره هیچ وقت قادر به رهبری تیم خود به طرف پیشرفت و پیشرفت نمیشه. هزاران روش دیگه س که شما پولدار شید؛ دزدیدن پاداش کارمندان، شما رو میلیونر نمیکنه.

    پایبند بودن به استانداردهای لباس کارمندان
    اگه شما به کارمند خود واسه پوشیدن لباس خود به درستی اعتماد ندارین؛ پس در تیم نباید به اون مقام اول رو به عنوان منظم ترین کارمند اعطا کنین. کارمند شما با پوشیدن نادرست این لباس به دیگر همکاران خود توهین می کنه و این باعث مشکلاتی در محیط کار با کارمندان خودتون می شه.

    مرخصی خواستن واسه فوت
    وقتی که شخصی از خونواده کارمند شما فوت می کنه طبیعیه که دچار لحظه های عصبی می شه. تلاش کنین اونو آروم کرده و عصبانیت اونو چند برابر نکنین اگه از شما مرخصی خواست به اون مرخصی با حقوق بدین در اینجور زمانی همه شرکتا باید این کار رو بکنن.

    جدا کردن بخش خصوصی زندگی از کار
    بعضی شرکتا به کارکنان خود اجازه تماس گرفتن در محل کار رو نمی دن، شرکتایی هم هست که اجازه استفاده کردن از شبکه های اجتماعی رو به کارکنان نمی دن، در بعضی شرکتا هم، کارکنان حتی از آوردن یک گلدان کوچیک به محل کارشون معذورند. یک سئوال: کی دوست داره در اینجور شرکتایی مشغول به کار شه؟

    مشکل این شرکتا فراموش کردن حقوق الهی کارکنانه. کارمندان شما مثل هر سهامدار دیگری حق اس