نکته: اگه سری خوشامدگویی شما، تبلیغاتیه و اگه دیدید کاربری که عضو سایت شما شده در طول این ۶۰ روز از دنبال کننده به مشتری تبدیل شده معیارهای تقسیم بندی این ایمیلا رو متوقف کنین.

انتخاب عاقلانه کلمات
در این بخش به نکاتی ویژه تر در مورد ارسال ایمیلا می پردازیم و شما باید به هنگام برنامه ریزی واسه محتوای ایمیلای تون این دو مورد رو تو ذهن خود بسپارین:

خصوصی سازی
خوشامدگویی و به همون نسبت ایجاد خطوط خصوصی سازی شده لازمه. اندازه خونده شدن ایمیلای خوشامد، وقتی با این خطوط همراه باشه بسیار قابل پیش بینی ان و میشه که چقدر زمان صرف اون شده.

تنها با چند خط کدنویسی بیش تر که صرف این جملات خصوصی سازی شده می شه می تونین کاری کنین که کاربر تمایل بیش تر به باز کردن ایمیل و رفت و امد با شرکت شما رو داشته باشه. زمان اضافی رو واسه خصوصی سازی کردن ایمیلای تون درنظر بگیرین. حتی اگه توانایی بیش تری دارین، پا رو بالاتر از “نام” کاربر ببرین.

انتظارات
در کنار ایمیلای خصوصی سازی شده، پیشنهاد می شه که در همون اول، انتظارات خیلی روشن بسازین. اگه برنامه شما واسه فالوورها به شکل هفتگیه، بذارین از این موضوع باخبر شن. همینطور اگه بطور روزانه، ماهانه و … هست بازم باید اونا رو باخبر کنین.

نکته دیگر اینه که باید دکمه Unsubscribe یا همون “دنبال نمی کنم” رو خیلی راحت در دسترس کاربران بذارین. شک نداشته باشینً آخرین چیزی که به دنبال اون هستین اینه که کاربر شما رو به عنوان اسپم علامت گذاری کنه! چون از ارتباطاتی که شما ایجاد می کنین رضایت نداره. پس واسه جلوگیری از این اتفاق، در دسترس قرار دادن دکمه “دنبال نمی کنم!” خیلی با اهمیته و همینطور به کاربر این حس رو منتقل می کنه که به طور کاملً واسه داشتن این ارتباط مختاره.

دوستان اگه به نکات و راهنماییای بیش تر در مورد بازاریابی ایمیل نیاز دارین می تونین از روش این لینک با کارشناسان پدیده فکر مهتر در این مورد تماس بگیرین. با آرزوی موفقیت روزافزون

[تعداد: ۳    میانگین: ۴.۷/۵]

بازاریابی ایمیلی رو با ۶ روش مطمئن به نتیجه برسونیم!

بازاریابی ایمیلی یک وسیله کار و کاسبی قوی و یک تولید کننده درآمد بالاس که نباید ارزش اونو دست کم گرفت.  طبق گزارشی از انجمن بازاریابی مستقیم انگلستان، بازاریابی ایمیلی به طور متوسط ​​۳۸ پوند ROI واسه مصرف هر ۱ پوند به ارمغان میاره.

اگه می خواین بهترین یافته ها رو از بازاریابی ایمیلی خود دریافت کنین، باید روشی رو واسه خود تعریف کنین. اینجا چند ترفند رو معرفی می کنیم که می تونین اونا رو به شکل هدف دار ایمیل خود تبدیل کنین، تا افزایش درآمد سریع و زیادی داشته باشین.

ترفندهای زیاد شدهای بازاریابی ایمیلی
پایگاه داده ایمیل خود رو بخش بندی کنین
دو راه و روش مشترک در بازاریابی ایمیلی هست. اول، راه و روش دسته ای و انفجاریه که در اون شما همه مشترکین خود رو در یک لیست قرار می دین و در یک حرکت به همه اونا ایمیل ارسال می کنین. از این راه و روش باید دوری شه، چون این پتانسیل رو داره که مشتریان رو ناامید کرده و به عنوان یک ایمیل اسپم دیگر در صندوق ورودی اونا دیده شه.

با یک راه و روش بخش بندی، مشترکین خود رو طبق منافع اونا طبقه بندی می کنین. این روش  بهترین راه واسه نزدیک شدن به مشتریاس چون مشتری رو با ارسال پیامای در ارتباط در مرکز بازاریابی ایمیلی قرار میده.

راه و روش ایمیلای بخش بندی شده در مقایسه با ایمیلای انفجاری، اندازه تبدیل رو به اندازه ۲۰۸ % درصد زیاد می کنه. شما می تونین ایمیلا رو طبق منافع، جنسیت، سن، رفتار خرید و رفت و امد با سایت ،  جداسازی کنین. هر چی بیشتر ایمیل هاتون رو بخش بندی کنین، یافته های بهتری دریافت می کنین.

واسه مطالعه بیشتر:

بازاریابی ایمیل : شکلای جور واجور ایمیلایی که در کسب وکار باید بفرستین

زمانبندی پیام هاتون رو بهینه سازی کنین
در مورد منطقه وقتی که مشتریان تون هستن فکر کنین، اونا چیجوری روز خود رو می گذرونن و چه زمانی بیشترین پیاما رو دریافت می کنن. اگه در وسطای شب پیامای خود رو به مشتریان بفرستین، به احتمال زیاد یافته های بسیار کمتری دارین.

نتیجه یک تحقیق نشون داده که روز دوم هفته بهترین روز واسه فرستادن ایمیل با اندازه آزاد ۱۸٪ (بالاترین اندازه در مقایسه با دیگر روزای هفته) است. هم اینکه، فرستادن ایمیل در بعد از ظهر اندازه باز بالاتری رو به دنبال داره چون خیلی از آدمایی که صبح ایمیل خود رو چک می کنن میخوان روز خود رو با یک یادداشت تولید کننده شروع کنن و بیشتر ایمیلا رو از دست میدن و یا اونا رو ندیده می گیرن.

واسه افزایش تبدیل، از فروش صعودی و دوطرفه استفاده کنین
فروش دوطرفه و صعودی، روشایی هوشمندانه ای واسه افزایش درآمد و به بیشترین حد رسوندن ارزشیه که هر کدوم از مشتریان واسه کار و کاسبی شما به ارمغان میاره. آمازون اعلام کرده که ۳۵ درصد فروش هرساله اش  از روش فروش دوطرفه صورت میگیره، که با استفاده از پیشنهادای بازاریابی ایمیلی واسه افزایش تعداد فروشا به دست اومده.

به مشتریان خود کالاهایی رو از دسته های مربوطه ارائه بدین که از قبل بخاطر پیوند ایمیلا به اطلاعات و علم مشتری، تهیه شده. می بینین که اندازه تبدیل مشتریان موجود معمولا بسیار بیشتر از مشتریان جدیده.

واسه مطالعه بیشتر:

بازاریابی با ایمیل و چگونگی افزایش فروش اجناس و خدمات از روش اون

پاداش مشتری رو یادتون باشه
مشتریان شما روزانه صدها ایمیل دریافت می کنن. این باعث می شه که رقابت و ایجاد پیامای ایمیلی رقابت برانگیز باشه تا بتونه از بین ان همه ایمیل انتخاب شه.  از فرستان محتوای عمومی به خوانندگان دوری کنین؛ عوضش پیامای سفارشی با پیشنهادات شخصی سازی شده بفرستین. اگه شما کمپینا رو طبق نیازای خاص مخاطبان خود هدایت می کنین، نرخای باز می تونه دو برابر شه.

پیام ایمیل رو شخصی سازی کنین
ایمیلای شخصی شده اندازه معامله  شش برابری تولید می کنن. بهترین راه واسه شخصی کردن ایمیلای شا اینه که مشتری خود رو درک کنین و بدونین که کی رو هدف قرار می دین. می تونین این کار رو با ایجاد یک شخصیت خریدار انجام بدین، یعنی داشتن یک دیدگاه از مشتریان ایده آل خود.

راه و روش دیگر اینه که پیشنهاد خود رو به طور خاص به یک بخش اختصاص بدین و اونو با نیازها و منافع خود هماهنگ کنین. احتمال  بیشتری داره که این روش با مخاطبان شما رفت و امد پیدا کرده و باعث تبدیل بهتر شه.

واسه مطالعه بیشتر:

بازاریابی ایمیل : همه چیز درباره ایمیلای خوشامدگویی

روش هدف دار پیگیری سبد ول شده رو اجرا کنین
تعداد خیلی از بازدید کنندگان سایت وارد قیف فروش شما نخوان شد. در مراحل جور واجور بین ورود به سایت شما و انجام یک خرید، تعداد خیلی از اونا جریان فروش رو ترک می کنن.

طبق یک تحقیق ، یک سبد متوسط ​​به وسیله ۶۹ درصد از بازدیدکنندگان سایت آزاد می شه. پیگیریای ایمیلی یه روش هدف دار عالی واسه بازیابی این فروش از دست رفته. نگران برگشتن به عقب نباشین و تلاش کنین به این مشتریان انگیزه خری بدین – اونا یه روز تبدیل به وفادارترین مشتریان شما می شن.

[تعداد: ۳    میانگین: ۴.۷/۵]

بازاریابی با ایمیل و چگونگی افزایش فروش اجناس و خدمات از روش اون

یک قانون معروف در بازاریابی عنوان می کنه که ” پول در لیست پستی پنهونه. “Mony is in the List” هر کسی که بازازیابی با ایمیل رو تجربه کرده با این قانون آشنایی داره. ابزاری مثل ایمیل نمیتونه باعث فروش اجناس به مشتریان گذشته شما شه.

بازاریابی با ایمیل چیه؟
بعضی با شنیدن عبارت بازاریابی با ایمیل “Email Marketing” با خود فکر می کنن این نوع بازاریابی فقط جمع آوری عنوانایی با منابع مختلفه که فرستادن اون واسه مشتری فرقی ایجاد نمیکنه و مشتری با دیدن ایمیل شما اونو “Spam” می کنه. اما بازاریابی با ایمیل به طور کامل با چیزی که فکر می کنین فرق داره. بازاریابی با ایمیل دنبال کردن مشتری مورد هدف هستش و مشترک مورد نظرتون با ایمیل خود در لیست فرستادن اطلاعات شما قرار می گیره. هدف از فرستادن ایمیل تاثیر گذاری روی مشتری و قانع کردن اونه.

معنی اشتباه مردم درباره بازاریابی با ایمیل
بعضی فکر می کنن اون چه که در بازاریابی با ایمیل مهمه, عدد ارسالی ایمیل و فرستادن ایمیل به حسابای شخصیه، اما باید گفت  در بازاریابی با ایمیل فقط باید مشتری مورد هدف رو مورد دقیق شدن وبازبینی بذارین. بازاریابی ۱۰۰ مشتری بهتر از فرستادن ایمیل به ۱۰،۰۰۰ ایمیل تصادفی واسه همه حساب هاست. الابختکی بازاریابی ایمیل روی همه حسابای کاربران به شکل خصوصی تمرکز می کنه در این بازاریابی بعضی بدون اجازه ایمیل شرکتا رو بر می دارن و به شرکتا میفروشن.

Autoresponder چیه ؟
یه سری از پیامای ایمیل که از پیش آماده شدن تا به شکل منظم واسه مشتریان ارسال شه. در اول اینجور پیامایی با پیام خوش اومد گویی و احوال پرسی شروع و تا معرفی محصول، باخبر شدن از همایشای چند روزه و فرصتای خرید چند روزه تموم میشه ایمیلایی با محتوای مهم تهیه کنین و واسه مشتری مورد هدف خود بفرستین. پس از تهیه ایمیلا اونا رو وارد “Autoresponder” کنین تا واسه مشتری ارسال شه و منتظر اعلام یافته ها از طرف مشتری باشین.

چیجوری فعالیت چشم گیری از بازاریابی با ایمیل به دست بیاریم
اگه مغازه یا شرکت شما مجموعه ای جور واجور از اجناس رو واسه فروش داره. پس نیازه لیست ایمیلای خود رو تخصصی انتخاب کنین هر یه قدم که واسه جداسازی ایمیل اجناس بر می دارین توجه مشتری رو بیشتر به خود جلب می کنین. اگه لباس تولید می کنین در لیست ایمیل خود اجناس خانوما، آقایون و کودکان رو جدا بفرستین. معمولا مادرا هستن که تصمیم می گیرن چه نوع لباسی واسه کودکان خود خرید کنن. اگه کتابای مختلفی رو به فروش می رسونین با لیست کردن موضوع کتابا فروش خود رو هدف دار تر کنین، مثلا کتابای داستانی، منابع انسانی، فروش و … رو از هم جدا لیست کنین.در هر لیستی از اجناس دسته ای جداگونه به مشتریان مورد هدف خود ارسال می کنین و مردم به شکل تمرکز پیدا کردی از شما خرید نشون میده.

زبون احساسات همیشه تاثیر گزاره
در کتاب “Buy Ology” با نویسندگی ” Martin Lindstrom” گفته شده که آدما نه چیزی رو با عقل خود خریداری می کنن، و نه از پایه به شکل منطقی خریدی انجام میدن بلکه فروشندگان با تحریک احساسات و احساسات مشتری رو مجبور به خرید می کنن. سال پر از مناسبتای گوناگونه فروشنده با استفاده از این مناسبتا اجناس متفاوتی رو به فروش میرسونه. مناسبتایی مثل اعیاد، مرخصیا، فصلای جورواجور، فصلای درسی و … در خرید کردن مردم تاثیر داره. اگه اجناس کودکان رو به فروش می رسونین با جلب توجه والدین، اونا زا قانع به خرید اجناس کرده تا شما سود خوبی به دست بیارین. اگه گوشیای هوشمند رو به فروش می رسونین احساس خوشبختی و استفاده از تکنولوژی رو به مشتری منتقل کنین. اگه کتابی رو می فروشید از نظر مردم درباره اون کتاب سخن بگید، اگه اجناس منزل رو می فروشید از احساس راحتی و تلاش واسه رضایت مصرف کننده سخن بگید.

تحریک مشتریان از روش آشنایان
آقای “Dominic Gettins” در کتاب “How To Write Great Copy” میگه؛ یکی از وسیله مورد استفاده در خطاب با مشتری تحریک پذیری اون به اون چه که بقیه دارن و شما نداریده. پیامای ایمیل رو واسه مشتریان بفرستین و در پیاما ذکر کنین که دوست شما از “X” گوشی استفاده می کنه یا “Y” دوست شما از این نوع جاروبرقی خرید کرده یا “Z” دوست شما ماشینی از مغازه ما تهیه کرده با تحریک احساسات بقیه اجناس خود رو بفروشین.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

بازاریابی واسه نوجوانان برابر با ارزشاشون چیجوری صورت میگیره؟!

تحقیقات MTV در بازاریابی واسه نوجوانان
در آخرای دهه ۱۹۹۰ MTV یک “مطالعه قوم نگاری” از مخاطبان نوجوون جهت بازاریابی واسه نوجوانان خود انجام داد. این پروسه شامل گذراندن وقتایی با طرفداران MTV و یادگیری در مورد نیازای شخصی و نگرانیاشون  و با هدف زنده کردن جریان این شبکه تلویزیونی در مقایسه با اندازه بیننده بود.

تقریبا بیست سال پس از آزمایش جسورانه  MTV، درآمد هرساله از روش نوجوانان آمریکایی به بیشتر از ۹۰ میلیارد دلار رسید و کل هزینه هرساله بازاریابی واسه نوجوانان ۲۵۸.۷ میلیارد دلار بود. ۹۵٪ از بیشتر از ۲۶ میلیون نوجوون آمریکایی در اینترنت آنلاین هستن و سه نفر از هر چار از روش تلفنای همراه، تبلتا و بقیه دستگاه ها به اینترنت دسترسی پیدا می کنن. این وسیله ها ایجاد ارتباط با فرهنگ نوجوانان رو آسون کردن می کنن ولی نفوذ به اون از دنیای بیرون سخته.

پس بازاریابی واسه نوجوانان می تونه سخت باشه. یه محصول ممکنه مفیدترین وسیله یا خدمات عملی و علمی باشه … با این حال، اگه نوجوانان نتونن اونو نمادی واسه ارزشهایشان بدونن، جذب اون نخوان شد.

اگه کسی میخواد در کارای بازاریابی واسه نوجوانان موفق شه، باید به سه بخش مهم در فرهنگ نوجوون برسه.

واسه مطالعه بیشتر:

نسل جدید ، قابلیتا و خواستهاشون واسه جذب و حفظ اونا در شرکت

بازاریابی واسه نوجوانان با شناخت ۳ بخش ارزشی
همتایان
نوجوانان همبستگیای همتایان خود رو ارج می بذارن. طبق گزارش ۲۰۱۵ مرکز تحقیقات Pew، ۷۱ درصد از نوجوانان ۱۳-۱۷ ساله از فیس بوک، ۵۲ درصد از اینستاگرام و ۴۱ درصد از اسنپ چت استفاده می کنن. حدود ۸۱ درصد از دختران نوجوون، دوستان و همکاران خود رو منبع تصمیم گیری خرید خود می دونن.

نوجوانان اعتماد زیادی به دوستای خود دارن. اگه می خواین در بازاریابی نوجوانان موفق عمل کرده و  برند متخب اونا باشین، باید بخشی از سیستم وابستگی همتایی اونا باشین. اما اگه انتظارات اونا رو برآورده نکنین، خیلی راحت بی اعتبار میشین. مثلا، طبق گزارشی از مینتل، نوجوانان ۱۰-۱۵ ساله نگران این هستن که اگه در محبوب ترین شبکه های رسانه ای فعال نباشن، ممکنه به وسیله همتایان خود ندیده گرفته شن.

پس شما باید با جریان نوجوانان هماهنگ باشین و اونا رو در فعالیتای بازاریابی خود بذارین. حتی می تونین یک نظریه پرداز نوجوون رو استخدام کنین.

واسه مطالعه بیشتر:

بازاریابی ماشینی و گذر از بازاریابی محتوا

خود انگاره (خودمون شناسی)
نوجوانان هم اینکه روی خودانگاره خودشون بسیار سرمایه گذاری می کنن. نظرات منفی واقعا اونا رو ناراحت می کنه؛ اما اگه بازخورد مثبتی در مورد خودانگاره اونا به اونا بدین، شما رو به عنوان یک دوست انتخاب می کنن.

هم اینکه روی خودانگاره خودشون بسیار سرمایه گذاری می کنن. نظرات منفی واقعا اونا رو ناراحت می کنه؛ اما اگه بازخورد مثبتی در مورد خودانگاره اونا به اونا بدین، شما رو به عنوان یک دوست انتخاب می کنن.

Ranah Edelin، مدیر عامل شرکت  We Heart It، که یک شبکه اجتماعی طبق تصویره، اعلام می کنه که ۸۰ درصد از کاربران شبکه می گن که بعضی وقتا در فیسبوک با نظرات توهین آمیز و تمسخر آمیز مورد سوء استفاده قرار گرفتن. کاربران We Heart It نمی تونن در پستا نظر بدن ، به خاطر این  نوجوانان کاربر از این ویژگی راضی هستن.

وقتی یک شخصیت با ویژگیای جسمی سالم و متناسب می بینیم، این ایده به ذهنمون میاد تا به باشگاه بدنسازی و تناسب اندام بریم.  ما شاید یک نوجوون نباشیم، اما هنوزم به خودانگاره خودمون توجه می کنیم. اما این مسئله در نوجوانان زیاد تره چون که بیشتر از حد آگاه و حساس هستن.

یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۴ به وسیله Show Today و AOL.com به این نتیجه رسید که ۸۰ درصد از دختران نوجوون خود رو با تصاویر افراد مشهور مقایسه می کنن؛ از این گروه، تقریبا نیمی می گن که این تصاویر اونا رو ناراحت و ناامید می کنه و همیشه به این فکر می کنن که در نظر بقیه چیجوری هستن.

به عنوان یک برند، به نوجوانان کمک کنین تا از لیاقت خود آگاهی پیدا کنن و هم اینکه کمک کنین تا دیدگاه های مهم و عجیب خودشون رو کشف کنن. یک عکس از یک نوجوون معمولی با لبخندی ملایم روی محصول شما می تونه بسیار تاثیر گذارتر از یک عکس گرون یا یک فرد مشهور باشه.

از اجرا تصاویر غیر واقعی و منتقدانه در مورد نوجوانان دوری کنین؛ در مورد حساسیتا اونا مراقب باشین. نوجوانان واقعا مهم هستن و نیاز به همدلی دارن.

تصویر اجتماعی
گِرِگ رودلف، رئیس هیئت مدیره Blazers میگه: “نوجوانان ، بزرگسالانی کوچیک هستن، پس با اونا رفتاری مثل بزرگسالان داشته باشین. تلاش نکنین که بیشتر از جلف و یا خشک باشین. حق با رودلفه ما خودمون رو در آیینه بقیه می بینیم و این در نوجوانان بیشتر مشهوده. اگه شما به اونا احترام نذارین و با به عنوان مصرف کنندهای هوشمند با اونا رفتار نکنین، خیلی راحت می تونن ریاست و یا شکستن مرزها رو  حس کنن.

واسه مطالعه بیشتر:

بازاریابی جاویژه چیه؟

با این فکرا خودتون رو نگران نکنین که نوجوانان رو فقط میتونی با استفاده  افراد مشهور در تبلیغات یا اجرا یک آهنگ محبوب در تبلیغات خود، جذب کرد.

درسته که نوجوانان احساس می کنن که برندا باید بخشی از فرهنگ اونا باشن، اما محصول شما نیاز به یک جاذبه طبیعی در اون فرهنگ داره. شما نمیتونین به زور این کار رو بکنین یا اونو جعل کنین.

نوجوانان بخش مستقلی از مصرف کنندها هستن که نسبت به ارزشای خود بسیار مغروند، و شما باید این ارزشا رو شناسایی کنین و در بازاریابی نوجوانان به این ارزشا احترام بذارین.

[تعداد: ۱    میانگین: ۵/۵]

بازاریابی موثر به وسیله تاثیرگذاران کوچیک صنایع

بازاریابی موثر یه جور محبوب از شکلای جور واجور بازاریابی هاست که در ایران اخیراً نقش پررنگی رو اجرا می کنه.

سلنا گومز رو از یاد ببرین. عوضش، به تاثیرگذاران کوچیکی فکر کنین که تمایل به رابطه صمیمی دارن و مشتاق به کار با برندهایی هستن که با جوامع آنلاین اونا هم جهت هستن.

بازاریابی موثر
بازاریابی طبق موثر چیز جدیدی نیس؛ بلکه از دهه ۱۷۰۰ وسیله مفیدی در تبلیغات بوده، یعنی وقتی که برندهای چینی مثل  WEDGEWOOD از تایید سلطنتی استفاده کردن. از سال ۱۸۷۵ تا اول دهه ۱۹۰۰ ، کارتای تجاری واسه فروش اجناس مورد استفاده قرار می گرفت، و یک عکس از یک هنرمند مشهور هم بیشتر در بسته بندیا به خاطر جذب کلکسیونرها به کار می رفت. به خاطر این تصاویر ورزشکاران بیس بال آمریکا، حتی روی کارتای کلکسیونی در سیگارهایی با برند “Kodas” اول دهه  ۱۹۰۰ کرد برجسته ای پیدا کرد.

با این حال رسانه های اجتماعی، به طور زیادی مسئله موثر مدرن رو به عنوان یک وسیله جمع سپاری استفاده کردن؛  این کار چگونگی تاثیرگذاری برندها رو از روش تبلیغات آنلاینی که از تاثیرگذاران مشهور استفاده می کنه، تغییر میده.

با این حال، شرایط هزینه ای و رقابتی باعث می شه که کار با تاییدکنندهای مشهور واسه کسب وکارها سخت شه. و این مسئله هم  بازاریابان رو مجبور به در پیش گرفتن یک راه و روش جدید با استفاده از افراد “متوسطی” می کنه که یک دنبالگری متوسط به بالا رو  شبکه های اجتماعی کسب کردن.

از تاثیرگذاران کوچیک جدید استقبال کنین
امتیازات و منافع زیادی در ایجاد کمپینای تاثیرگذاران کوچیک هست، مثل اینکه در مقایسه با تبلیغاتی که با تاثیرگذاران مشهور کار می کنن، توان افزایش تبلیغاتی که بسیار پیروز (و مقرون به صرفه) هستن رو دارن. این روزا، بازاریابان هوشمند به وبلاگ نویسان خانوادگی، نویسندگان سلامت و سبک زندگی، پادکسترها و وبلاگ نویسان تصویری،  به عنوان منابع بالقوه واسه مخاطبان جدیدِ دقیق و مقرون به صرفه نگاهی نو دارن.

اینجا سه ​​دلیل استفاده از بازاریابی موثر و رفت و امد شرکتا با تاثیرگذاران کوچیک اومده:

۱- تاثیرگذاران کوچیک مقرون به صرفه تر هستن
در این واقعیت که تاییدکنندهای مشهور نفوذی قوی بر تصمیم گیری خرید مصرف کنندگان در سراسر جهان دارن، هیچ تردیدی نیس.  از مد گرفته تا مواد غذایی و اجناس آشامیدنی، برندها نرخای تبلیغاتی ویژه ای رو واسه جادهی محصول در فیدهای اجتماعی بعضی از بهترین افراد مشهور – آدمایی که در پلت فرمایی مثل اینستاگرم یا توییتر بر میلیونا طرفدار موثر هستن- پرداخت می کنن.

در سال ۲۰۱۶، Adweek  اطلاعاتی رو از D’Marie Analytics منتشر کرده که شش موثر اجتماعی برتر رو معرفی می کنه:  سلنا گومز، ریحانا، بیانسه، Taylor Swift ، Kendall و Kylie Jenner.

کارشناسان در این مقاله تخمین زده ان که سلنا گومز می تونه فقط واسه یک تصویر کراس پلت فرم (چند سکویی) و یا اشاره به یه محصول یا سرویسِ یک نام تجاری (در رسانه های اجتماعی) ، ۵۰۰ هزار دلار دریافت کنه.

عالیه، اما واسه بیش تر کمپینای بازاریابی موفق، بیشتر از یک اشاره لازمه تا بر فروش تاثیر بزاره. در حالی که قرار گرفتن در برابر دید واسه راه اندازی یک شرکت جدید یا محصول سودمنده و باعث شناخت مصرف کننده از آن می شه، کارشناسان تبلیغات می گن که بازاریابی چند کاناله با چندین موثر بسیار موثرتره.

واسه این منظور، تاثیرگذاران کوچیک مقرون به صرفه تر هستن و برندها رو قادر میسازن تا کمپینای دراز مدت رو واسه نفوذ به بازار و اثر آزمایش ایجاد کنه.

۲- آدما به شکل درست و قابل اعتمادی با تاثیرگذاران کوچیک ارتباط برقرار می کنن.
در بازاریابی موثر ، قانع کردن مصرف کنندگان در مورد استفاده از اجناس و یا خدمات خاص می تونه واسه تاثیرگذاران مشهور سخت باشه. مثلا، می تونین  ببینین که تیلور سویفت یک برند مایع ظرفشویی رو تایید کنه؟

با این همه، هممون به احتمال زیاد موافقیم که تیلور سویفت به عنوان یک ستاره مشهور، شاید هیچوقت ظرفای خود رو نمی شین. پس، یک نبود ارتباط قابل قبول بین افراد مشهور و خیلی از اجناس و خدمات عادی هست که ​​مصرف کننده متوسط روزانه از آن استفاده می کنه.

از طرف دیگه تاثیرگذاران کوچیک (مثل هممون) بسیار فناپذیر هستن. پس دنبال کنندگان اجتماعی که تاثیرگذاران کوچیک به دشت می کنن مستقیما با توانایی در دسترس بودن اونا و ارتباط قوی مربوطه که مصرف کنندگان در مورد یک «فرد متوسط» حس می کنن. مصرف کنندگان ارزش فوق العاده ای رو در تأییدیهای تاثیرگذاران کوچیک پیدا می کنن، و تاثیر گذاران هم به روشی درست بر تصمیمات خرید اثر می ذارن؛ یعنی فقط با اشتراک گذاری اجناس و برندهایی که دوست دارن.

۳- رفت و امد با تاثیرگذاران کوچیک آسون تره.
تاثیرگذاران مشهور شکلای مختلفی رو واسه انجام سرمایه گذاریای سرگرم کننده مخصوص خود دارن. با وجود فرصت واسه کسب درآمد از روش تایید تبلیغاتی، اونا هنوزم یک کار تموم وقت دارن که محبوبیت و رزونانس اونا رو در بین طرفداران حفظ می کنه.

به خاطر این واسه اکوسیستم رسانه های اجتماعی یک هنرمند مشهور، هیچی تخریب کننده تر از پر کردن صفحات با تاییدات رو محصول یا خدمات نیس؛ طرفداران متوجه این موضوع می شن و از این موضوع خوششون نمیاد.

به خاطر همین، در بازاریابی موثر ، تاثیرگذاران مشهور در انتخاب شرکتایی که با اونا کار می کنن و کالاهایی که تاییدشان نشون میده بسیار دقیق و با احتیاط هستن. هم اینکه تبلیغ کننده باید مناسب با برندی باشه که افراد مشهور واسه خود انتخاب کردن.

اگه “صفی” از  برندهای با نفوذ رو تصور می کنین که منتظر کار با افراد مشهور هستن، تصورتون به طور کامل درسته. و فهرست برندهایی که واسه تایید از طرف افراد مشهور رد شدن به همون اندازه طولانیه. گرفتن تایید یک مراحل طولانیه و معمولا شامل قرارداد گسترده تبلیغاتیه (مثل یک کمپین هرساله)، که نشون دهنده یک تعهد مالی بزرگه.

با این حال تاثیرگذاران کوچیک، بیشتر به وسیله تبلیغ کنندگان مورد توجه قرار نمی گیرن. خیلی از تاثیرگذاران کوچیک ممکنه متوجه نشن که می تونن وبلاگ خود رو با تبلیغات وابسته، تاییدهای پولی و یا بقیه فرصتای تولید درآمد، به منبع کسب درآمد تبدیل کنن.

مورد دیگر اینکه، اونا تمایل به رابطه صمیمی دارن، و علاقمند به کار با برندهایی هستن که با جامعه آنلاینی همراه می شن که این افراد در وبلاگا و یا شبکه های اجتماعی خود ایجاد کردن.

به چه دلیل کار تاثیرگذاران کوچیک رو امتحان نمی کنین؟

[تعداد: ۴    میانگین: ۴.۵/۵]

بازاریابی تجربی یا حسی چیه؟ به چه دلیل باید اونو انتخاب کنیم؟

بازاریابی تجربی
بازاریابی تجربی، یک فعالیتِ تبلیغاتیِ فرا رسانه ایه که هر دو بخشِ رفت و امد  با مشتری  حتی بصورت حضوری رو در برمی گیرد. این موجب توجه و تمرکز کامل مشتری به برند هستش. بازاریابی حسی یا تجربی، یک رشته بازاریابی تقریبا جوونه ، اما به سرعت در حال رشده جراکه تونسته محیطای زیادی رو در اختیار بگیره.  در مقایسه با مبارزات رسانه های جمعی، رویدادای بازاریابی حسی تمایل به ایجاد ارتباط در سطح شخصی بسیار بیشتر و ایجاد سطح عمیق از درگیری احساسی داره که پس اندازه تبدیل بالا با هزینه تقریبا کمتری رو میسازه. بازاریابی حسی می تونه در سطح خیلی زیادی واسه آزمایش اجناس بازار یک کشاورز محلی دعوت کنه.

به چه دلیل باید بازاریابی حسی رو انتخاب کنیم؟

تبلیغات تلویزیونی نسبت به سال ۱۹۹۰، با در نظر گرفتن هزینه بالا و بازدید کمتر به یک سوم از اندازه تاثیر گذاری رسیده. McKinsey and Co.

تکه تکه شدن و اشباع کانالای معمولی رسانه ها موجب کاهش خیره کننده اثر این روش سنتی تبلیغات شده. مصرف کنندگان با گذر سریع از آگهیای تلویزیون و با ضبط برنامه های دلخواه، بسته کردن و یا ندیده گرفتن بنرای تبلیغات اینترنتی و جلوگیری از شنیدن صدها پیام تبلیغاتی خود رو ایمن کردن. بازاریابی حسی به دلیل وجود خود، یه جور تعاملی با مصرف کنندگانه که نمی تونن اونو ندیده بگیرن، نه به خاطر این که اونا مجبور هستن بلکه به دلیل درگیر شدن در سطح شخصی تر.

موارد استفاده بازاریابی حسی چه هستن؟

یک بررسی در سال ۲۰۰۹ نشون داد که بیشتر بازاریابان می گن که بازاریابی حسی یا تجربی ارتباط بلند یه مدت رو با مشتری بوجود میاره. هم اینکه اونا معتقدن که این روش در کوتاه مدت موجب افزایش فروش، افزایش آگاهی محصول و نام تجاری، راه اندازی تبلیغات دهن به دهن و هم اینکه می تونه مخاطبان داخلی رو به اهداف کار و کاسبی ملحق کنه.

بازاریابی حسی می تونه با موفقیت واسه موارد زیر مورد استفاده قرار بگیره:

ایجاد روابط
بالابردن آگاهی
افزایش وفاداری
برقرار ارتباطات
تشویق به رفت و امد و آزمایش محصول
ایجاد خاطرات
تحریک دهانا واسه تولید کلام مثبت
تغییر ذهن مشتریان ناراضی
ایجاد تمایل به محصول
بررسی مخاطبان هدف
افزایش برگشت سرمایه گذاری بازاریابی
مواردی که استفاده از بازاریابی حسی مناسب نیس …

ایجاد آگاهی نام تجاری در اندازه بزرگ
ارتباط با آدمایی که بهتر می دونن در برابر پیامای بازاریابی نباشن
چه زمانی بازاریابی حسی بهترین کارکرد رو داره؟

وقتی که مردم در یک نمایشگاه و یک اتفاق حضور دارن
وقتی که اونا درخواستی داشته باشن، بهتر درگیر می شن
وقتی که کارکنان خوب در جریان اتفاق قرار گرفتن
وقتی که اون بخشی از یک کمپین کامل بازاریابیه
وقتی که گروه مشتریان مورد نظر خوب مورد هدف قرار گرفتن
وقتی که محصول خوبه و خیلی راحت نشون داده شده.
ایجاد اهداف و مقاصد

بازاریابی حسی واسه برآوردن خیلی از نیازای بازاریابی استفاده می شه، اما بهترین کمپینا با اهداف سفت و سخت تری تعریف شدن.

چه مشتریانی رو می خواین هدف بذارین؟
بهترین روش واسه رفت و امد با این مشتریان چیه؟
بهترین محیط و جای کجاس؟
ایجاد یک اتفاق بازاریابی بهترین رسانه س؟
چیجوری اتفاق رو با دیگر برنامه های بازاریابی کامل کنیم؟
اندازه گیری موفقیت

هیچ فعالیت تبلیغاتی رو نباید بدون اندازه گیری موفقیت اون منتشر کرد. بازاریابی حسی رو میشه از روش راه های زیادی که به اهداف فعالیت بستگی دارن اندازه گیری کرد.

رده بندی احساسات
کیفیت احساسات
کیفیت اطلاعات بدست اومده
تعداد افراد علاقه مند جهت پیگیری
ترکیب با برنامه های بازاریابی فعلی
تعداد مصرف کنندگان در ارتباط
یافته های فروش و آمار قصد خرید
افزایش اعتبار و اطمینان به نام تجاری
سخن پایانی

بازاریابی تجربی یک وسیله بازاریابی قدرتمنده که باید به عنوان بخشی از هر کمپین بازاریابی کامل در نظر گرفته شه. مطمئن شید که اتفاق شما خوب اجرا می شه، و با بقیه برنامه های بازاریابی بصورت کامل واسه کسب یافته های بهتر عمل می کنه. با اجرای مناسب اون شما طرافداران نام تجاری خود رو بدست میارید که پیام نام تجاری شما رو از روش تبلیغات دهن به دهن به بقیه منتقل می کنن، و به مشتری وفادار دائمی تبدیل می شن.

[تعداد: ۱۴    میانگین: ۳.۶/۵]

بازاریابی تلفنی، راهی واسه شنیدن صدای مشتری و بازاریابی مستقیم

بازاریابی تلفنی
طبق تحقیقات به عمل اومده، با رقابتی شدن کسب و کارا،اهمیت ارتباط مؤثر با مشتریان هم بیشتر می شه در این فضا از بین روشای جور واجور ارتباط با مشتری مثل تبلیغات، روابط عمومی، فروش شخصی، جلو بردن فروش و بازاریابی مستقیم، روشای ارتباط دو طرفه مثل فروش شخصی و بازاریابی مستقیم مؤثرتر هستن، و دلیل اونم رفت و امد دو طرفه ایه که بین بنگاه اقتصادی و مشتریان صورت میگیره. در این ارتباط، علاوه بر اینکه بنگاه اقتصادی در شناساندن خود به مشتری تلاش می کنه تا بتونه درخواست اونو به طرف بنگاه جهت بده، فرصتی جفت و جور می شه تا صدای مشتری رو هم بشنوه که یافته های اون واسه رقبا و گسترش کسب وکار مهمه طوری که بنگاه می تونه مشتری رو بشناسه و نیاز اونو بدونه طبق کسب رضایت مشتری با نگاه برد دو جانبه حرکت کنه.یکی از راههای بازاریابی مستقیم، بازاریابی تلفنیه که استفاده درست از تلفن علاوه بر نکات پیش گفته طبق مدیریت زمان هم به بازاریابان در دنیای شلوغ و پیچیده امروزی کمک می کنه. در این مقاله به بازاریابی تلفنی و مهارتهای لازم واسه رسیدن به موفقیت در مذاکرات تلفنی پرداخته شده.

یکی از تاکتیکای مهم قانع کردن مشتریان آگاه امروزی که حق انتخاب اونا به دلیل گسترش رقابت، پیوسته رو به افزایشه، گسترش( promotion) است که خود از پنج وسیله تبلیغات، جلو بردن فروش، روابط عمومی، فروش شخصی و بازاریابی مستقیم تشکیل می شه. از طرفی، با در نظر گرفتن بالا رفتن ارزش وقت و ضرورت مدیریت زمان واسه رسیدن به اهداف بنگاهای اقتصادی و هم اینکه اثر بخشی بیشتر روشای ارتباطی دو طرفه (مثل فروش شخصی و بازاریابی مستقیم) در این مقاله، به یکی از کانالای بازاریابی مستقیم یعنی بازاریابی تلفنی پرداخته شده.

اگه بدون وقت قبلی به محل قرار گرفتن مشتری مراجعه کنین، زمان زیادی رو در راه صرف می کنین و امکان داره طرف در محل حاضر نباشه یا اینکه ممکنه یه مدت رو در انتظار باشین ولی بازم شما رو قبول نکنه. پس بهتره ملاقاتهای حضوری تا امکان داره با وقت قبلی باشه. تلفن رو دست کم نگیرید. از تلفن استفاده کنین. این وسیله سرعت کار شما رو زیاد می کنه و اگه هم مشتری نبود زمان کمی رو از دست دادین. بدونین که تلفن واسه شروع ارتباط بسیار مناسبه ( مگه واسه مشتریان قدیمی که با تلفن سفارش میدن.
واسه برقرای ارتباط با افراد مهم یکی از بهترین زمانهای تماس تلفنی، صبح زوده و یکی آخر وقت که منشیا رفته ان. منشیا بسیار خوب هستن اما باید قبول کرد که بعضی از مواقع مانع ایجاد تماس می شن. باید تکنیکای بازاریابی تلفنی رو یاد بگیرین و از اونا استفاده کنین.

به موارد زیر توجه کنین و اونا رو بکار ببرین :

–       کار با تلفن باید هدف دار باشه؛

–       قبل از گرفتن شماره خود رو به طور کامل‏ آماده کنین.

این آمادگی شامل سرحال بودن، به کار بردن عبارات کلیدی مثبت مثل اینکه:&#۶۵۵۳۳; الان می خوام یک بازاریابی تلفنی موفق داشته باشم&#۶۵۵۳۳; منظم بودن، لبخند زدن، جفت و جور بودن ابزارکار مثل قلم، اطلاعات لازم و&#۶۵۵۳۳;

می شه. معطل گذاشتن مشتری واسه پیدا کردن خودکار، آمار و&#۶۵۵۳۳; پسندیده نیس. اطمینان داشته باشین تموم ارقام و مدارک به روزه؛

–       صبخ زود شروع کنین، کار و کاسبی از ساعت ۸ شروع می شه، علاوه بر اینکه خیلی از مدیران موفق قبل از ساعت ۸ صبح در محل کارشون حضور دارن. سحر خیز باش تا کامروا شی؛

–       یک عدد آئینه روی میزتون بذارین تا موقع مکالمه به اون نگاه کنین و لبخند بزنین. حالت چهره شما در صداتون مشخص می شه، به یاد داشته باشین که در بازایابی تلفنی تنها اسلحه شما صداست، پس این اسلحه رو درست به کار گیرید؛

–       واسه هر کدوم از مکالمات تلفنی خود از قبل برنامه ریزی کنین، اول تموم مکالمه رو در ذهنتون تمرین کنین، مجسم کنین که جلوتر در این کار موفق شدین و حالا فقط می خواین این موفقیت رو تکرار کنین؛

–       نام مخاطب رو پرسیده و درست تلفظ کنین؛

–       در مذاکرات تلفنی مهم وایس تاده صحبت کنین.در این صورت آدرنالین مغز ترشح می شه و تسلط شما رو بالا می بره؛

–       دست نوشته داشته باشین. متنی رو از قبل آماده کنین تا در شروع مذاکرات آز اون استفاده کنین.این متن باید شما و شرکت رو معرفی کنه، مقصود شما رو از تلفن زدن بگه و امتیازات محصول و وجه تمایزتان رو نشون بده. اونقدر استادانه از متن استفاده کنین که طرف مقابل متوجه روخوانی تون نشه؛

–       مشتری باید در تن و لحن صدای شما سرحالی رو احساس کنه. مشکلات تلفن به عنوان یک عامل ارتباطی شامل از دست دادن ارتباط چشمی و احتمال آماده نبودن طرف مقابل یا منحرف شدن توجه اون بدلیل بقیه فعالیتها (یا شلوغی جاده در صورتی که طرف در جاده باشه) می شه. پس تموم این مشکلات رو باید صدای گرم و جذاب شما جبران کنه؛

–       با مشتری گفتگو کنین نه اینکه به طور یک جانبه مطالبی رو به اونا بگید؛

–       واسه مشتری ارزش قائل شید و در صورت نبود تمایل اون وقت دیگری رو واسه گفتگو در خواست کنین؛

–       حوصله داشته باشین؛

–       موقع صحبت با تلفن چای نخورین، سیگار نکشید، روزنامه نخونین و&#۶۵۵۳۳; و حواس خود رو فقط روی گفتگو متمرکز کنین؛

–       بی جهت روی بعضی از مواضع اصرار نکنین؛

–       به آداب و اعتقادات طرف گفتگو کننده احترام بذارین؛

–       تلفن رو درست نگه داریدتا صدای شما روشن باشه. کلمات رو روشن و با تلفظ درست به کار ببرین؛

–       تصویر درستی از خود ارائه بدین، نه خود رو کوچیک بشمارید و نه غلو صحبت کنین؛

–       با سرعت مناسب صحبت کنین؛ طوری که تاثیر خوبی داشته باشه؛

–       اگه در مکالمهای تلفنی طرف مقابل شما فریاد میکشه و سر شما داد می زنه، هیچوقت مقابله به مثل نکنین. بلکه آروم و نرم و با ملامیت صحبت کنین، در این جور مواقع هم بهتره وایسید و به مکالمه ادامه بدین؛

–       شاید طرف صحبت شما سئوالهای غیر در ارتباط و یا حتی خصوصی مطرح کنه، خونسرد باشین و عصبانی نشید، مدیریت ارائه اطلاعات داشته باشین، لازم نیس به همه سوالها جواب بدین، بعضی وقتا خود رو به نشنیدن بزنین و دوباره موضوع اصلی رو پیش بکشین و بعضی وقتا هم شوخی کنین و سوالها رو با ظرافت رد کنین به هر حال، تلاش کنین مؤدبانه برخورد کنین و با سیاست و بازی با لغات مکالمه رو کلکشو بکنین. در همه حال مواظب شخصیت مشتری باشین، یادتون باشه هدف بازاریابی، رسیدن به تعامله نه مشغول شدن به تقابل که نتیجه مثبتی واسه کسب وکار نداره؛

–       مراقب کلام خود باشین، و در حذف کلمات تکراری و عبارتی که تکیه کلام شما شدن ولی خیلی پسندیده نیستن تلاش کنین. خانوما از اصطلاحات مردونه، آقایون از اصطلاحات زنونه نباید استفاده کنن؛

–       هدف از بازاریابی تلفنی گرفتن وقت از مخاطب واسه ملاقات حضوریه، پس از ارائه اطلاعات زیاد دوری کنین، در ملاقات حضوری شما علاوه بر صدا، ابزارای دیگری هم واسه تاثیر گذاشتن بر مشتری در اختیار دارین مثل زبون، تاثیرات تیپ ظاهری، نمونه کالا، کاتالوگ، فیلم و&#۶۵۵۳۳; ، پس هدف اساسی تون گرفتن وقت ملاقات باشه؛

–       صداتون رو ضبط کنین و به اون گوش بدین، این کار باعث می شه تا عیوب کارتون رو پیدا کنین و با تمرین و مهارت اونا رو برطرف کنین؛

–       تلاش کنین سوالها و اعتراضات مشتریان رو پیش بینی کنین و فهرست سوالهای احتمالی خود رو کامل کنین. جوابهای اونا رو آماده کنین.این کار اندازه آمادگی شما رو در مذاکرات بعدی زیاد می کنه؛

–       حرفه ای عمل کنین، از تلفن به عنوان یک وسیله کاری استفاده کنین، زود برید سر اصل مطلب و از تعارفات کم کنین. اختلالاتی رو که مکالمات تلفنی در کارتون بوجود میاره رو به کمترین حد ممکن برسونین. وسط حرف مشتری ندوید، مهارتهای سخنرانی و گوش کردن رو در خودتون بالا ببرین. پرانرژی باشین، بااعتماد به نفس صحبت کنین، از موضوع اصلی بیرون نشید؛

–       ویژگی محصولتان رو بگید اما این ویژگیها رو با منافع و فایدهایی که واسه مشتری داره پیوند بدین و تایید بقیه رو در جهت بالا بردن اطمینان مشتری بگید تا اعتبارتان زیاد شه؛

–       یادداشت ورداری کنین، این کار باعث می شه چیزی رو از قلم نیندازید اما مواظب باشیدیادداشت ورداری به مذاکرات شما آسیب نزنه . سریع نویسی رو تمرین کنین و نکات کلیدی رو یادداشت کنین؛

–       تعداد تلفن زدنهایتان رو زیاد کنین، قرار نیس تموم تماسهای شما به قرار ملاقات یا معامله منجر شه اما هر چقدر تعداد تماسهای شما بیستر باشه و تسلط تون بالاتر بره شک نداشته باشینً تعداد قرار ملاقاتها و معاملات هم زیاد می شه، رابطه مستقیم بین مشتری پیدا کنی امروز و منافع فردا هست؛

–       مراحل مشتری پیدا کنی از روش تلفن رو فراگیرید. اول توجه طرف مقابل رو جلب کنین، بعد خود و شرکت رو معرفی کنین، اون وقت از یک عبارت کلیدی مثبت استفاده کنین و با قرار ملاقات گذاشتن مکالمه رو به پایان برسونین؛

–       به منشیا خیلی احترام بذارین، اینا آدمای مهمی هستن و می تونن دوست شما واسه ایجاد تماس به مدیران باشن یا اینکه مانع شما بشن. در اولین تماسها با منشی جمله ای که می گن، چیزی مؤدبانه و سریع باشه تا اونو مجبور به حرکت سریع کنه. مثل سلام آقای محسنی لطفاً. جمله شروع نباید از ناحیه ضعف و با عبارات دارای بار روانی منفی مثل واقعیش کنین مزاحم شدم یا خسته نباشین همراه باشه، هم اینکه اینکه قاطع و با اعتماد به نفس صحبت کنین و من و من نکنین؛

–       در کتابای نویسندگان خارجی تاکید می شه که شما واسه مشتری وقت ملاقات مشخص کنین مثلاً بگید سه شنبه ساعت ۵ بعدظهر چطوره؟ یا سه شنبه ۵ بعدظهر من اونجا هستم ولی این روش در ایران جواب نمی ده و به مشتری بر می خوره. بهتره از آن بخواهید وقت ملاقات رو تعیین کنه بعد به تنظیم وقت بدین یادتون باشه که مشتری رئیسه؛

–       موفقیت و شکستهایتان رو در بازاریابی تلفنی جدا سازی و بررسی کنین و از اونا درس بگیرین، یکی از بهترین معلما تجربه س. هر بار که گوشی رو برمی دارین باید خود رو از نو بسازین اجازه ندین تکراری بودن امور، شما رو خسته کنه، باید هر روز دوباره در مورد چیزی که انجام می دین فکر کنین؛ خلاق باشین؛

–       در آخر هر گفتگو تلاش کنین خیلی کوتاه خلاصه مذاکرات رو بگید و واسه اون از مشتری تاییدیه بگیرین تا نکنه موضوعی برداشت مشترک نشده باشه؛

–       سئوال کردن در جای درست واسه فهمیدن درست موضوع، مناسبه و ایرادی نداره؛

–       اطلاعات شما از رقبا اندازه حرفه ای بودنتون رو نشون میده و باعث می شه در مدیریت مکالمات تلفنی قویتر عمل کنین. این اطلاعات مربوط به مواردی مثل اجناس اونا، قیمت هاشون، بازار هدفشون ، پورسانتاژ بازارشان، تعداد نیروی فروش، اندازه تخفیف، روش هدف دار فروش، دید رقبا نسبت به شما و&#۶۵۵۳۳; می شه،

–       در آخر مذاکرات تلفنی شما بعد از طرف مقابل، گوشی رو زمین بذارین؛

–       تاریخ، ساعت، جای و هدف قرارتان رو یادداشت کنین؛

–       در کلاسا و سمینارهای آموزشی بازاریابی تلفنی شرکت کنین تا احتمال موفقیت خود رو بالا ببرین. مطالعه پیوسته کتابای مربوطه هم فراموش نشه. در جلب رضایت مشتری از روش تلفن به طور کاملً مهارت پیدا کنین. یاد بگیرین مثل یک نوازنده ماهر که با ساز خود هنرنمایی می کنه، شمام با تلفن هنر بازاریابی تلفن خود رو به نمایش گذارید؛

–       مطمئنا در مراحل هر گفتگو ممکنه ایرادهای از طرف مشتری مطرح شه. ً هر ایرادی یک مانعه و باید پاسخی واسه اون طراحی شه. در اینجور موقعیتی بیهوده دلواپس نشید، تلاش کنین دلواپسیای خود رو کنترل کنین. در بیشتر موارد مشخص شده که دلایل دلواپسی افراد رو میشه به راه زیر طبقه بندی کرد:

الف) ۴۰درصد دلواپسیای افراد در مورد مسائلیه که هیچوقت اتفاق نمی افته؛

ب) ۴۰ درصد دلواپسیا در مورد چیزهاییه که نمیشه اونا رو تغییر داد؛

ج) ۱۲ درصد دلواپسیا در ارتباط سلامتیه؛

د) ۸ درصد دلواپسیا به طور اصولی درسته؛

–       پس، بین دلواپسیا باید فرق گذاشت و از اونجا که در تماس تلفنی نسبت به تماس حضوری تنها از کانالهای مشخصی واسه ارتباط استفاده می کنین، در اون صورت در موقعیتهایی که سرحال نیستین، خیلی سریعً صدای شما حالت درونیتان رو مشخص کرده و دلواپسیاتون رو لو میده. پس، وقتی که ایرادی از شما گرفته می شه، دلواپس نشید و اونو یک حسن نظر تلقی کنین، چون در همین ایرادهاست که مسائل و نیازای مشتری آگاه می شه؛

–       دست به کار شین، بهترین راه واسه شکست دادن شک و ترس حرکته. اقدامات فوق رو رعایت کنین و ابزارتان رو آماده کنین، با تمرین، ایرادتان رو برطرف کنین، مهارتهایتان رو بالا ببرین، از دوستتون بخواهید شما رو راهنمایی کنن، به صدای خود گوش کنین و از همه چیز یاد بگیرین اما با تموم اینا تا اقدام نکنین موفق نمی شین، با آمادگی، گوشی رو برداریدو شروع کنین؛

–       فرم مذاکرات تلفنی رو تنظیم کرده و تاریخ تماس، نام مخاطب، شرکت مخاطب، خلاصه گفتگو و اقدام بعدی که باید انجام بشه رو یادداشت کنین. و در پیگیریا از این فرم استفاده کنی

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

بازاریابی جاویژه چیه و چیجوری یک جاویژه بسازیم؟

بازاریابی جاویژه
بازاریابی جاویژه شکل بسیار متمرکز بازاریابیه. برخلاف بعضی از شکلای جور واجور بازاریابی که طیف بزرگی از گروه های مصرف کننده رو هدف قرار میدن، بازاریابی جاویژه شامل یک بخش بسیار خاص و مشخص در بازاره.

به چه دلیل بازاریابی جاویژه مهمه؟
بازاریابی جاویژه بیشتر بر بخشایی از بازار تمرکز می کنه که به طور ضعیف مورد هدف قرار می گیرن. و یا کلا هدف قرار نمی گیرن. کسب و کارایی که روی فرصتایی سرمایه گذاری می کنن که در یک بخش بدون استفاده قرار می گیرن، می تونن درب رو واسه جمله موفقیتا باز کنن. بازاریابان جاویژها رو با شناسایی خواستها و نیاز مصرف کنندگان در بخشای خاص شناسایی کرده و هدف قرار میدن. موثر کردن یک کمپین بازاریابی واسه مخاطبان جاویژه خیلی با اهمیته.

بازاریابانی که جاویژه درست و خوبی ایجاد می کنن، توانایی ایجاد یک کمپین بسیار شخصی با جذابیت بیشتر رو دارن. و ROI بیشتری به دشت می کنن.

ارائه جنسا و خدمات به یک بخش از بازار که بدون حریف بوده، مشکلات ورود، مثل رقابت، رو کم می کنه. جاویژها معمولا مورد هدف قرار نمی گیرن، چون شرکتای کوچکتر از وجود جاویژه بی خبر هستن. و شرکتای بزرگتر فکر نمی کنن که هدف قرار دادن جاویژهای کوچیک ارزش وقت گذاشتن داشته باشن. شرکتایی که این مخاطبان جاویژه رو هدف قرار میدن، با امتیازات استفاده کننده اول مواجه می شن. که موقعیت شرکت رو در برابر رقبای جدید بهتر می کنه.

واسه مطالعه بیشتر: اهمیت نوع بازاریابی واسه کس
ب و کارا

ایجاد یک جاویژه خوب شامل این مراحل هفت مرحله ای می شه:
۱. لیست خواستها رو بسازین.
با کی می خواین تجارت کنین؟ به عنوان خاص شما می تونین محدوده جغرافیایی و شکلای جور واجور کار و کاسبی و یا مشتریانی رو که کار و کاسبی تون میخواد هدف بذاره، شناسایی کنین. اگه ندونین که با کی می خواین تجارت کنین، نمی تونین با اون ارتباط برقرار کنین.

۲. تمرکز کنین.
مشخص کنین چی رو می خواین به فروش برسونین:  الف) شما نمی تونین همه احتیاجات رو واسه همه مردم برآورده کنین و ب) “کوچکتر بزرگتره” جاویژه شما مثل یک میدون نیس که در اون کار می کنین. مثلا، کار و کاسبی خرده فروشی لباس یک جاویژه نیس. بلکه یک میدانه. جاویژه مشخص تر می تونه “لباس حاملگی واسه زنان کارمند” باشه. با انتخاب بخش کوچکتر می تونین سود بیشتری ببرین.

واسه شروع این مراحل تمرکز، از این تکنیکا جهت کمک به خود استفاده کنین:
لیستی از کارایی رو که می تونین بهتر انجام بدین و مهارتای خود در هر کدوم از اونا تهیه کنین.
دستاوردهای خود رو فهرست کنین
مهمترین درسهایی رو که در زندگی یاد گرفتین شناسایی کنین.
به دنبال الگوهایی باشین که سبک یا راه و روش شما رو واسه حل مشکلات نشون میدن.
جاویژه شما باید به طور طبیعی از علایق و تجربهاتون بوجود آید. مثلا، اگه ۱۰ سال در یک شرکت مشاوره ای کار کردین و ۱۰ سال هم واسه یک شرکت کوچیک و خانوادگی کار کردین، می تونین تصمیم بگیرین که یک کار و کاسبی مشاوره ای شروع کنین که ویژه شرکتای کوچیک و خانوادگیه.

۳. جهان بینی مشتری رو توضیح بدین.
وقتی که شما از زاویه مشتریان بالقوه خود به جهان نگاه می کنین، می تونین نیازها و خواستهاشون رو شناسایی کنین. بهترین راه اینه که با مشتریان احتمالی صحبت کنین و نگرانیای اصلی اونا رو شناسایی کنین.

۴. سنتز کنین
در این مرحله، جاویژه شما باید شروع به تشکیل مشابه با ایدهاتون کنه. و با نیازها و خواسته های مشتری هماهنگ باشه. تا چیزی جدید ایجاد شه.

جاویژه خوب پنج ویژگی داره :
شما رو به جایی می بره که می خواین به اونجا برید، یعنی، با چشم انداز دراز مدت شما همخوانی داره
کسی دیگر اونو میخواد، یعنی مشتریان
با دقت برنامه ریزی شده
خاص و یونیکه و تقریبا کسی تاحالا اونو انجام نداده
تغییر پذیره، یعنی به شما اجازه میده تا مراکز سود متفاوتی رو بسازین. و بازم کار و کاسبی اصلی رو حفظ کنین. پس موفقیت درازمدت رو تضمین می کنه
۵. آزمایش کنین
حال وقت اینه که محصول و یا خدمات پیشنهادی خود رو طبق پنج ملاکِ مرحله ۴ آزمایش کنین. شاید شما فهمیده باشین که جاویژه ای که تو ذهن داشتین نیاز به سفر کاری بیشتری از آن چیزی که متصور بودین، داره. این به اون معنیه که یکی از معیارهای بالا رو برآورده نمی کنه – یعنی شما رو به جایی که می خواین برید، نمی بره. پس اونو کنار گذاشته و به ایده دیگری بدین.

۶. تست کنین
وقتی که شما بین یک جاویژه و یه محصول مطابقت دادین، اونو آزمایش کنین. این کار رو میشه با ارائه نمونه هایی مثل مینی جلسه رایگان یا نمونه ای از خبرنامه خود، انجام داد.

۷. اونو اجرا کنین
وقت اینه که ایده خود رو اجرا کنین. واسه خیلی از کارآفرینان، این سخت ترین مرحله س. اما نگران نباشین: اگه کارای لازم رو انجام داده باشین، ورود به بازار، یک خطر محاسبه شده هستش، نه فقط یک قمار.

وقتی که جاویژه شما ساخته شد و خوب به وسیله بازار شما دریافت شد، ممکنه وسوسه شید که به دستاوردها و پیروزیای قبلی خود قناعت کنین. اما این ایده خوبی نیس. وقتی که فکر می کنین جاویژه خود رو پیدا کردین، سوالات زیر رو از خود بپرسید. و هر شش ماه یه بار یا بیشتر اونا رو از خود بپرسید تا مطمئن شید که جاویژه شما هنوزم مناسبه.

مشتریان هدف شما چه کسائی هستن؟
مشتریان هدف شما چه کسائی نیستن؟
از نوع خاصی از کار و کاسبی در صورتی که از جاویژه شما بیرون شه، بیخیال میشین؟
مشتریان فکر می کنن شما روی چی اصرار می کنین؟
جاویژه شما در یک وضعیت تکامل ثابتی داره؟
جاویژه شما چیزی که رو که مشتریان نیاز دارن، ارائه میده؟
می تونین با اطمینان چرخه عمر جاویژه خود رو پیش بینی کنین؟
چیجوری جاویژه شما می تونه به شکلای جور واجور اجناس یا خدماتی که به عنوان مراکز سود عمل میکنن گسترش یابد؟
احساس اشتیاق و انرژی متمرکز به جاویژه خود دارین؟
جاویژه شما راحت و طبیعیه؟
چیجوری جاویژه خود رو در رسیدن به اهدافی که واسه کار و کاسبی خود تعیین کردین، دنبال می کنین؟
بازاریابی جاویژه خود رو با امتحان جنبه های جور واجور شروع کنین.

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

بازاریابی داستان چیه و چه تاثیراتی بر بازاریابی داره ؟

بازاریابی داستان
بازاریابی با داستانا، وقتی که ما احساس می کنیم وسایل بی جون صحبت می کنن

همیشه ایده های جالبی پشت فرایندهای بازاریابی بوده تا باعث شه مردم به محصول مورد نظر دلبسته شن!

به یاد دارین در زمان کودکی از پدربزرگا می خواستیم واسه ما داستان تعریف کنن؟ به یاد میارید چیجوری واسه شنیدن ابن قصها اشتیاق زیادی داشتیم؟  داستانا اثرات سحرآمیزی و تخیلی دارن که مربوط به قهرمانان و راوی قصه می شه.

امروز می خوایم درباره بازاریابی از روش داستانا و تاثیرات اونا با شما صحبت کنیم. پس ما همراه باشین.

داستانای بازاریابی
بازاریابان آدمایی هستن که واسه مردم داستانای خود باخبر میسازن که این  عنوان، مشهورترین کتاب بازاریابی در جهانه و تا الان در دانشگاهای سراسر دنیا تدریس می شده. داستانا باعث می شن آدما عاطفی تر با امور برخورد داشته باشن.
فرق ما آدم با بقیه چیزها در اینه که ما داستانای زیادی داریم که باعث می شن بقیه ما رو احساس کنن و دوست مون داشته باشن.

می خوام درباره یک “صندلی” که پدربزرگم اونو با دست خود ساخته و من خیلی اونو دوست دارم واسه شما صحبت کنم. پدربزرگم میگه یه ماه زمان برد تا تونست این صندلی رو بسازه، هنگام ازدواجِ بابام صندلی رو به اون هدیه داده بود، من همیشه روی اون می نشستم، با اینکه ارتفاع زیادی داشت و من بچه بودم نشستن روی اونو دوست داشتم چون احساس می کردم مرد بزرگی شده ام.

ما چند سال اونو در انبار گذاشته بودیم، و با اینکه رطوبت و خاک خورده بود اما هنوزم سالم بود، وقتی اونو از انبار بیرون کردیم، هنوزم عطر زمان کودکی منو می داد، اونو در وسط خونه قرار دادیم، همیشه احساس می کردم که منو صدا می زنه تا اونو در آغوش بکشم، چشمانش با عشق به من نگاه می کرد. بله احساس می کنم چشم داره، من نام اونو “ابر” گذاشته ام، پدر بزرگم تموم عشق خود رو در رگش تزریق کرده بود، و امروز همسرم قبول نمی کنه که اونو در خونه مون بزاره، نظر شما چیه؟
از بین شما کسی واسه این صندلی احساساتی شد؟ فکر می کنم بعضی احساس کنن که اون زندهه! در صورتی که من تموم داستان رو ساختم.
چه زمان با اون همدرد شدید؟  وقتی که گفتم کی اونو ساخت؟ یا وقتی که از عشق و علاقه ای که به اون داشتم گفتم؟
این یک داستان بود!

داستانِ یک صندلی معمولی، اگه در هر زمانی به اون نگاه می کردین شاید هیچ ارزشی واسه شما نداشت، اما حالا اگه تصویر اونو به شما نشون دهم حتماً دوست دارین بیشتر درباره اون بدونین، مثل رنگ اون، و زیبایی اون با وجود اینکه اون فقط یک صندلیه.

تاثیرات داستانا
حسی که در مثال سابق احساس کردین دقیقا چیزیه که واسه شما نام بردیم، پس داستانا تخیلات رو در ما ایجاد می کنن، و باعث می شن که بیشتر از ظاهر هر چیز، داخل اونو ببینیم. این چیزیه که بازاریابان رو راوی و هنرمند نشون میده، تا مردم رو با داستانای خود جذب کنن.

تبلیغات شکلات TWIX رو دیده اید؟ دو داداش که قالبای شکلات رو میسازن. احساس کردین که این نوع شکلات نسبت به بقیه شکلاتا برتری داره؟ شکی نیس که این داستان تاثیرات زیادی در شما گذاشته.

یا تبلیغات کوکاکولا، دقیقاً به ما نشون میدن که چیجوری اونو با عشق میسازن، تا به این شکل به دست ما برسه، این تبلیغ مثال خوبی واسه داستانه.

اینترنت
در اینترنت هم شکلای جور واجور مدلای ساده رو می بینین که از اونا در داستانای بازاریابی استفاده می شه، ما به اونا روح و عاطفه می ببخشیم تا در بقیه اثر داشته باشن.

قوانین و اصول
از داستانا در بازاریابی استفاده کنین اما اول بیش تر این داستانا رو بخونین، هر چیزی قوانین و اصولی داره.

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۴/۵]

بازاریابی داخلی و مزیتای اون نسبت به بازاریابی خارجی

در این مطلب می خوایم به بازاریابی داخلی بپردازیم. هم اینکه به شکلای جور واجور جور واجور اون می پردازیم. و در ادامه مزیتای اونو مورد برسی قرار می دیم و تفاوتای اونو با بازاریابی خارجی توضیح می دیم. با پدیده فکر مهتر همراه باشین.

تعریف بازاریابی
بازاریابی گسترده تر ساختن نام تجاری (و اجناس) شما واسه مخاطبانه. چندین دهه، بازاریابی به یه سری از تاکتیکای جدی، طبق عمل ، و نامحدود اشاره داشت که واسه جلب توجه مشتریان طراحی شده بود. تبلیغات تقریبا هم معنی با بازاریابی بود، و بازاریابان دائم به دنبال راه های جدیدی واسه معروف شدن و جلب مشتریان جدید بودن.
خیلی از این تاکتیکها، مثل بازاریابی با نامه نگاری مستقیم، تبلیغات تلویزیونی و بین برنامه های رادیویی هنوزم می تونن مؤثر باشن. اما این روزا بهترین روش هدف دار بازاریابی بازاریابی نیس. به جای دقیق شدن بر رسیدن به خریداران، باید اجازه داد خریدار خود به شما مراجعه کنه. وقتی که اونا تموم توان خود رو صرف انجام این کار می کنن،  یک تغییر جهت گیری طبیعی به وجود میاد. که هم واسه مارکا و هم واسه مصرف کنندگان قبول کردنیه.
به چه دلیل بازاریابی مدرن به طور کامل از مدل سنتی منحرف شده و فاصله گرفته. و چیجوری می تونین از این مزیت استفاده کنین؟

نبود اعتماد به شرکتا و تبلیغات مدرن
اول اینکه باید بی اعتمادی عمیق مصرف کنندگان به شرکتا و تبلیغات رو درک کنین. خریداران امروزی تماشاگر شرکتای بزرگی بودن که شروع کننده بحران مالی کامل بوده و موجب اعتراض گسترده علیه نابرابری درآمد شدن. مصرف کنندگان هم اینکه از قبل با تبلیغات بسیاری بمباران شدن. که همه اونا قصد داشتن افراد رو واردار به خرید کنن.

پس، اونا کلا بی اعتمادی عمیقی نسبت به نامای تجاری و تبلیغات دارن. اونا احساس می کنن که شرکتای مدرن بی هویت بوده و دارای انگیزهای نامطلوبی هستن. که مانع انجام کاری می شه. که واقعا مورد نظر مصرف کننده س. پس، بازدهی روش هدف دار سنتی بازاریابی و تبلیغات کم شده.

واسه مطالعه بیشتر:

بازاریابی دیجیتال ، بازاریابی سنتی و مزیتای اونا

امتیازات بازاریابی دیجیتال و اهمیت اون: بالاتر از SEO و AdWords!

ضرورت بازاریابی دیجیتال و ۴ دلیل واسه استفاده در کار و کاسبیا

افزایش آگاهی مصرف کنندگان
مصرف کنندگان امروزی نسبت به قبل به اطلاعات بیشتری دسترسی دارن. یک جستجوی سریع در گوگل می تونه راجبه تموم چیزایی که نیاز دارین درباره اجناس مورد نظر خود بدونین، مارکایی که اون اجناس ارائه میدن، و حتی اون چیزی که باید قبل از در پیش گرفتن تصمیم در نظر داشته باشین، به شما آگاهی بده. به خاطر همین، بیشتر از ۸۱ درصد از مصرف کنندگان قبل از خرید هر چیزی تحقیقات آنلاین انجام میدن. این به طور همزمان مدل سنتی بازاریابی و تبلیغات رو ضعیف کردن می کنه. (به خاطر این که کاربران خودشون این اطلاعات رو پیدا می کنن) و راه و روش داخلی جدید رو تقویت می کنه.

بازاریابی داخلی بازاریابی نیس
راه و روش ” بازاریابی داخلی ” خیلی متفاوت از مدل سنتی بازاریابیه. دودلی دارم که این نوع بازاریابی اشتباه باشه. هدف اینه که نام تجاری خود رو تا سطح خاصی از معروفیت و دیده شدن برسونین. که مشتریان به طور طبیعی وقتی که از توانایی و حق خود واسه بررسی تصمیم گیریای خریدشان میگذرن، شما رو پیدا کنن.

شکلای جور واجور بازاریابی داخلی
پس چیجوری می تونین بدون اینکه از روش خود دست وردارین، خود رو بیشتر در دسترس و قابل مشاهده واسه مردم بذارین ؟ زوایای انگشت تعدادی هست. که هر کدوم از اونا واسه ایجاد ارتباط قوی و برد-برد، یکدیگر رو تقویت می کنن.

بازاریابی محتوا
یکی از قوی ترین ستونا در کمپین بازاریابی داخلی ، روش هدف دار بازاریابی محتوا هستش. که در اون یه سری از مقالات، روزنامه ها، کتابای الکترونیکی، وبینارها، پادکستا، فیلما و دیگر شکلای جور واجور محتوا رو واسه آگاهی رسانی و سرگرمی مصرف کنندگان خود ارائه می دین. موضوع اصلی شما اینجا باید طبق چیزی باشه که مشتریان تون دنبال می کنن. و نباید فقط طبق اجناس و خدمات شما باشه.

این کار رو بکنین و واسه صنعت خود معروفیت بسازین. محتوای شما می تونه به عنوان تقویت کننده واسه توانایی نمایش در کانالای دیگه مثل سئو و رسانه های اجتماعی به کار رود.

واسه مطالعه بیشتر:

چیجوری از سیستم عصبی واسه بهبود روش هدف دار بازاریابی محتوا استفاده کنیم؟

بازاریابی محتوای موثر و ۱۰ قدم واسه انجام اون در کار و کاسبی
روش هدف دار بازاریابی محتوای موفق چیجوریه؟
بهبود روش هدف دار بازاریابی محتوا به وسیله کارکنان چیجوری اتفاق می افته؟

سئو
بهینه سازی موتور جستجو (SEO) یه سری از روش هدف دار هاییه که طراحی شده تا به شما کمک کنه. که واسه نمایشای مربوطه در موتورهای جستجو بالاترین رتبه رو داشته باشین. از روش سئو میفهمید که کاربراتون اطلاعات مربوط به اجناس شما رو جستجو می کنن. سئو پیچیدهه، اما بازاریابی محتوا، همراه با یک پایگاه قوی بهینه سازی سایت، به شما جایگاه مناسبی واسه شروع ارائه میده.

واسه مطالعه بیشتر:

۸ روش هدف دار سئو که یافته های سودمندی داره

هفت راز سئو حرفه ای واسه مقاله نویسان

۱۵ وسیله لازم بهینه سازی موتور جست وجو (سئو) (۱)

بازاریابی از روش رسانه های اجتماعی
در آخر، شما می تونین از روش ارتباط با افراد جدید، به روز رسانی همیشگیِ محتوا و شبکه سازی با وسایل بانفوذ یک مخاطب واسه خود در رسانه های اجتماعی بسازین. کم کم، توجه بیشتری رو جلب می کنین. و میتونین پستهای محتوایی خود رو به اشتراک بذارین تا نظرات بیشتری به دست بیارین.

واسه مطالعه بیشتر:

از کجا بدونیم که کسب وکار به مدیر شبکه های اجتماعی نیاز داره؟

چیجوری مهارت خود رو در شبکه های اجتماعی افزایش دهیم؟

اشتباهات بازاریابی در شبکه های اجتماعی

امتیازات بازاریابی داخلی
، دنبال کردن روش هدف دار داخلی نسبت به شکل هدف دار خارجیِ برابر، امتیازات متفاوتی داره.

افزایش اعتماد
از اونجا که کاربران شما رو به شکل طبیعی و خود خواسته پیدا می کنن و از روش بمباران تبلیغاتی با شما آشنا نشده ان. ذاتا به شما اعتماد می کنن. این می تونه اندازه تبدیل ساده شما رو زیاد کنه. و به احتمال قوی رابطه شما به شکل مثبت و با اعتماد مصرف کننده به نام تجاری شروع می شه. و در دراز مدت باعث حفظ مشتری می شه.

هزینه های پایین تر
هر چند این همیشه یک قانون نیس. اما کمپینای بازاریابی داخلی هزینه های کمتری نسبت به برابر خارجی خود دارن.

پیشرفت بلندمدت
بازاریابی داخلی در اول برگردوندن بیشتری ارائه نمی ده. اما در طول زمان به دلیل اعتبار شما، این برگردوندن رشد می کنه. در آخر اندازه برگشت سرمایه گذاری اون (ROI) اونقدر مهمه که تقریبا هیچ کمپین تبلیغاتی آنلاین قابل مقایسه با اون نیس.

تبلیغات و بازاریابی خارجی در صورتی می تونه هنوزم اثر داشته باشه که پیام، زمان بندی و انتخاب رسانه واسه مخاطبان مناسب باشن. اما حتی یه روش هدف دار خارجی موثر هم می تونه با یه روش هدف دار داخلی مکمل بهبود یابد. بازاریابی داخلی به احتمال زیاد تکامل بیشتری پیدا می کنه، اما این اصل اساسی همیشه به قوت خود باقی خواهد موند: به مشتریان خود چیزی که رو که به دنبالش هستن ارائه کنین، در اینصورت اونا بیشتر از حد به شما اعتماد می کنن.

[تعداد: ۱۲    میانگین: ۴.۳/۵]

بازاریابی دیجیتال : نقش و اهمیت سئو واسه شرکتا

اهمیت سئو واسه شرکت شما چقدره؟

از کارشناس بپرسید: شرکت شما واقعاً باید روی مبحث سئو تمرکز کنه؟

متخصص بازاریابی دیجیتال، Ryan Bonnici با یک “بله” و “نه” به این سئوال جواب میده.

اهمیت سئو
بهینه سازی موتور جستجو (Seo) یا همون سئو واسه روش هدف دار بازاریابی دیجیتال مهمه؟ – هم بله و هم نه!

اول بیاییم مبحث سئو رو کمی از هم باز کنیم و ببینیم دقیقاً چیه. چون فکر می کنم کسب و کارا و بازاریابان تمایل زیادی به پیچیده کردن بیشتر از حدِ اون دارن که نتیجه این پیچیدگی بیشتر از حد، اینه که درباره مطلبی بگن “نه این واسه ما خوب نیس!”، “ما زمان/ تخصص لازم واسه این نداریم!”

اگه این تصور “اسطوره سئو” رو باطل کنین و اونو به چند اصل اساسی خود باز کنین می بینین که خیلی هم ساده س!! این اصلا شامل این موارد هستن: On-Site (تغییراتی که واسه ایجاد سایت واقعی ایجاد می کنین) Off-Site (چیزایی که بیرون از سایت خودتون انجام می دین.)

سئوی On-Site پروسه ساده ایه که سایت خودتون رو با موتور جستجو صمیمی تر می کنین. این پروسه شامل تاکتیکایی مثل بهبود تگای عناوین شما، انتشار محتوای خوب و یا هدف دار بودن در مورد ساختار سایت تونه.

سئوی Off-Site پروسه اعتبارسنجی و معتبر سازی از بقیه وب سایتاییه که سایت تون واسه جستجوکنندگان به درد بخور بوده. بهترین راه واسه انجام اینکار گرفتن بک لینکه. یعنی، باید لینک دیگر وب سایتا رو در سایت تون داشته باشین. (توجه: خیلی مهمه که درگیرِ چیزی که گوگل اونو لینک “Unnatural” می نامد نشید!)

اگه تا اینجا حرفا هیچ مفهومی واسه شما نداشت، بذارین به روش دیگر توضیح دهیم:

فرض کنین در محل کار هستین و یهو شخصی رو می بینین که نظرتون رو جلب می کنه. با ظاهری منظم و شیک و منظم حضور دارن و شما محوِ ظاهر اونا شدین. تا اینجا، چیزی که اونا گرفتن بدام انداختن سئوی On-Siteه. یعنی، اون چیزی که اونا روی صورت خود (وضعیت ظاهری) داشتن واسه جستجوکننده (یعنی شما) ارزش داشت. بطور طبیعی، از همکار خود می پرسین که این فرد کیست و واسه چی اومده. درسته؟

در جواب، میفهمید که این شخص در دانشکده هاروارد، رشته MBA خونده و هر تابستون بطور داوطلبانه واسه بخش خیریه ای که تحت ساپورت شماس اعلام آمادگی می کنن. – الان Off- Page SEO بدست اومده. یعنی- بقیه مردم به شما می گن که اونا عالی هستن و اینم یعنی نظرِ شما درباره اونا، معتبر شده!

از نظر من، مهم ترین جزء سئو بخش On-Siteه. اینا چیزایی هستن که شما می تونین کنترل کنین. فاکتورهای On-Site عیناً به گوگل می گن که سایت شما درباره چیه و پس اونا هم می فهمن که در صفحه یافته های شون کجا باید به اون رنک و رتبه دهند.

Off-Site سئو همیشه باید دومین گزینه واسه بدام انداختن سئوی On-Site تون باشه. شما روی چیزایی که در سایت تون قرار دارن کنترل و تسلط دارین. پس خیلی راحت تره که اول روی درست بودنِ همین مورد تمرکز کنین، بعد باید یافته های اونا رو آزمایش کنین. بعد از انجامِ درست این مراحل، می تونین ببینین که Off-Site چیزیه که الان باید انجام بدین؟ یا نه.

واسه بهبود بخشیدن به قسمت On-Site سئو، بهترین جا واسه شروع بهینه سازی محتوای تونه. هم واسه کاربر هم موتورهای جستجو!

محتوا، به چند دلیل خیلی با اهمیته. یک، اگه شما محتوایی عالی نداشته باشین، چیزی هم واسه به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی، در بازاریابی ایمیل، حتی خودِ سایت تون، در تبلیغات و یا در سایتای وابسته واسه رشد قیف بازاریابی دارین! همه اینا، اجزای اصلی بازاریابی دیجیتال و دلایل ساده این موضوع هستن که “شما باید روی ایجاد محتوای خوب سرمایه گذاری کنین!” اینا نه فقط روی سئو، بلکه در سطوح جور واجور و زیادی واسه کار و کاسبی شما به درد بخور هستن.

به هنگام انتشار محتوا، رمزِ بیشترین حد رسوندن امتیازات سئوی On-Site، هدف دار بودن با کلمات کلیدیِ مورداستفاده و همینطور روشیه که واسه بهینه سازیِ صفحه انجام می دین. یاد بگیرین که چیجوری باید بهترین کلمات کلیدی (کلیدواژها) رو واسه جذب ترافیک بیش تر استفاده کنین. بعد مطمئن شین از این که صفحه وب خود رو واسه این کلمات بهینه سازی کردین.

از همه مهم تر، تولید محتوای عالی ، همون چیزیه که باعث می شه دیگر سایتا به شما لینک شن. به دنبالِ اون، معیارهای سئوی Off-Site شمام بهبود پیدا میکنه چون مردم بیش تر دوست دارن به عنوان یک منبع به درد بخور به محتوای شما لینک شن.

مطلب پیشنهادی: فرق لینک داخلی و لینک خارجی چیه؟

پس دقیق شدن روی ایجاد محتوای عالی، مَثَلِ با یک تیر دو نشون زدن رو احیا می کنه. (هم سئوی On-Site و هم سئوی Off-Site رو بهتر کنه.)

حالا مشکل اینجاست: خیلی از مردم، اصلاً نمی دونن محتوای خوب و عالی چیجوری محتواییه!

شاید با خوندن جمله بالایی، بگید چه آدمایی! اما جالبه بدونین که شایدً خودِ شمام یکی از همینا هستین که محتوای خوب رو نمی شناسند!

همین حالا نگاهی به بلاگ یا صفحه فیسبوک شرکت تون بندازین. پست و مطلبی رو می بینین که درباره محصول و یا خدمات تون صحبت کرده باشه؟

اگه جواب تون بلهه، شایدً محتوا رو به درستی واسه جذب ترافیک بیش تر بکار نمی گیرین!

بیایید مثالی بزنیم:

من یک فردِ عینکی هستم. اگه شمام یک خرده فروشِ آنلاین عینک باشین شایدً دوست دارین که محتوایی رو دور و بر ترندهای جدید و استایلای برتر تولید کنین. مثلا، شاید مطلبی دارین که اینجور عنوانی داره: “۱۰ تا از بهترین فریمای عینک واسه صورتای بیضی”

این شاید واسه جذب کردنِ آدمایی مثل من به طرف سایت تون جواب بده. چون من از قبل از مشکل خودم آگاهم. (نزدیک بین هستم) آپشن ام رو واسه حل کردن مشکلم درنظر می گیرم. (به خریدِ این راه حل فکر می کنم)

با این حال، بزرگ ترین فرصت واسه خیلی از کسب و کارا واسه اندازه کردن ترافیک و داده هاشو، استفاده از محتواییه که بتونه مردمی رو که هنوزم نمی دونن به محصول شما نیاز دارن جذب کنه.

پس، دوباره از همون مثال عینک استفاده می کنیم: مردمی که به عینک نیاز دارن، اما از این نیازِ خود آگاه نیستن- چی رو بصورت آنلاین جستجو می کنن؟

شاید چیزایی مثل موارد زیر رو جستجو کنن:

به چه دلیل در محل کار همیشه دچار سردرد میشم؟
چیجوری دوبینی – رو متوقف کنم؟
به چه دلیل تار می بینم؟
نقطه های سیاه که روی چشمانم می بینم چیه؟
خرده فروشِ آنلاین عینکی که محتوای خوب تولید می کنه پس از تحقیق درباره شخصیت خریدار به این اطلاعات دست پیدا میکنه و قادر هستش که چالشای شخصیتیِ اونا رو شناسایی کنه. می تونن مطالبی رو دور و بر این موضوع که به چه دلیل در محل کار دچار سردرد می شن رو ارائه دهند. یا بعضی نصیحتایی رو مثل موارد زیر بکار گیرند:

هر نیم ساعت میز کاری خود رو ترک کرده و قدم بزنین
اندازه روشنایی صفحه کامپیوتر خود رو کم کنین
هر ۱۰ دقیقه به چیزی دوردست خیره شید
واسه بررسی سلامتیِ بینایی، تست بینایی بدین
این موارد، بدون اینکه مستقیماً قصد فروش عینکا رو القا کنه به خریدار پایانی آپشنی رو واسه حل مشکلش میگه. پس از اینکه کارایی مثلِ قدم زدن، کم کردن روشنایی صفحه، نگاه کردن به فاصله دور نتیجه بخش نباشه خیلی راحت به تست بینایی می رسن که در آخر باید به خریدِ عینک از شما میرسه. چون بخاطر دارن که محتوای شما چقدر عالی و براشون به درد بخور بوده.

همه این موارد، مثالی بود واسه کسی که سه مرحله سفرنامه خریدار طی کرده: آگاهی (از مشکل)، درنظر گرفتن (آپشنا) و تصمیم (کدوم خدمات و محصول استفاده شه)

در آخر و در جهت اهمیت سئو با دقیق شدن روی ایجاد محتوایی عالی و بزرگ، از فایدهایی که نه فقط روی سئو، بلکه روی سراسر فعالیتای بازاریابی دیجیتال داره برخوردار شید.

نویسنده: Ryan Bonnici

مدیر بازاریابی HubSpot

[تعداد: ۶    میانگین: ۵/۵]

بازاریابی دیجیتال ، بازاریابی سنتی و مزیتای اونا

بازاریابی دیجیتال یا بازاریابی سنتی
بازاریابی دیجیتال از روش اینترنت انجام قبول می کنه. یعنی خدمات و اجناس خود رو در اینترنت ارائه میدن.

اما بازاریابی سنتی بازاریابیه که شرکت تولید کننده نماینده خود رو به سراغ مشتری می فرستد و یا از روش تبلیغات تلویزیونی ، روزنامه، رادیو، مجله و … کار و کاسبی خود رو تبلیغ می کنه.

اما کلا میشه گفت که بازاریابی دیجیتالی طرفداران بیشتری نسبت به بازاریابی سنتی داره.

فرق بین بازاریابی دیجیتال و سنتی
هزینه
بازاریابی سنتی : هزینه بالا
در بازاریابی سنتی از (تلویزیون، رادیو، مجله، روزنامه) استفاده می کنن.

بازاریابی دیجیتال : با هزینه بسیار پایین
چون از روش اینترنته هزینه بسیار کمی واسه شما داره.

ارتباط
بازاریابی سنتی : مشکل داشتن در ارتباط با مشتری
بازاریابی دیجیتال : سهولت ارتباط با مشتری از روش ایمیل یا دیگر وسایل اینترنت

درخواست واسه محصول
بازاریابی سنتی : نمیشه محصول رو به طور مستقیم سفارش داد؛ چون ممکنه در اختیار مشتریان دیگری باشه.
بازاریابی دیجیتال : میشه محصول رو به شکل مستقیم و از روش ایمیل شرکتا سفارش داد.

تکرار خرید کردن مشتریان از شما
بازاریابی سنتی : نبود حفظ  و خرید تکراری مشتری از شما
بازاریابی دیجیتال : حفظ مشتری و نگه داشتن اون

نظر مشتری درباره بازاریابی دیجیتالی و سنتی
بازاریابی سنتی : مشکل و سختی در دنبال کردن کارای مشتریان
بازاریابی دیجیتالی : سهولت دنبال کردن کار مشتری از روش ایمیل و باخبر شدن از نظرات شون درباره اجناس

هنگام خرید و باربری
بازاریابی سنتی : حضور و تعهد لازم در زمان مشخص واسه خرید از طرف شرکت
بازاریابی دیجیتال : سهولت کار در هر زمان و بدون نیاز به حضور شخصی از طرف شرکت. (بقیه فعالیتا، از روش اینترنت پیش میره)

دنبال کردن
بازاریابی سنتی : سفارش گرفتن به شکل مستقیم ممکن نیس!
بازاریابی دیجیتالی : سهولت در گرفتن سفارشات

تعداد مشتریان
بازاریابی سنتی : بدلیل حضور، تنها در سطح شهر، بازار و محله خود، تعداد مشتریان تقریباً کمتره.
بازاریابی دیجیتالی : تعداد مشتریان بسیار زیاده. چون با ارسال و قرار دادن شکلای جور واجور تبلیغات در سطح اینترنت انجام شده و امکان معرفی محصول به بقیه نقاط رو ممکن می کنه.

نمایش اجناس واسه مشاهده
بازاریابی سنتی : سختی به نمایش گذاشتن تموم اجناس شرکت. (واسه این کار به جای بسیار بزرگی نیاز پیدا می کنین)
بازاریابی دیجیتالی : سهولت به نمایش گذاشتن تموم اجناس و ارائه خدمات از روش اینترنت

محصول
بازاریابی سنتی : دشت کردن نتیجه در زمانی طولانی و سختی جمع کردن مشتری
بازاریابی دیجیتالی : دشت کردن نتیجه در کوتاه ترین زمان و دشت کردن مشتری در تایم کم

همه نکاتی که بیان شد تفاوتای بین بازاریابی سنتی و بازاریابی دیجیتالیه که اندازه اهمیت زیاد بازاریابی دیجیتال رو واسه شرکتا نشون میده.
با پیشرفت تکنولوژی می بینیم که بازاریابی دیجیتالی نقش زیادی در اقتصاد شرکتای تجاری اجرا می کنه.

فواید بازاریابی دیجیتال موفق
در عصر تکنولوژی و وجود اینترنت تموم شرکتا باید قادر به رقابتی سالم باشن.
شرکتای بزرگ با نفوذ به بازارهای جهانی و تکیه بر روش هدف دار باید نقش مهمی رو در اقتصاد اجرا کنن.
بازاریابی دیجیتال واسه شرکتای کوچیک بسیار مناسبه؛ چون خیلی از کسب و کارای کوچیک، از روش بازاریابی دیجیتالی به شرکتای بزرگی تبدیل شدن و این بزرگترین موفقیت واسه بازاریابی دیجیتال مناسب با کار شماس.

 مقالات در ارتباط:

دایناسورهای دنیای دیجیتال، ۵ عادت بد بازاریابان دیجیتال!
هشت اشتباه مرگبار بازاریابان دیجیتال!
۵ قدم به درد بخور در بازاریابی دیجیتال واسه بهبود تجربه مشتری!
از A تا Z اصطلاحات بازاریابی دیجیتال!

[تعداد: ۴۹    میانگین: ۴.۹/۵]

بازاریابی دیجیتال از روش شرکتای هواپیمایی

بازاریابی دیجیتال ، تبلیغات و بازاریابیای جور واجور واسه شرکتای هواپیمایی و بقیه کسب وکارها در فرودگاها

بازاریابی دیجیتال
چیجوری از روش بازاریابی خطوط هوایی با مشتریان رفت و امد داشته باشیم؟
بازاریابی دیجیتال واسه تغییر و نوآوری در کار و کاسبی ایجاد شده. در عصر جدید با استفاده از بازاریابی دیجیتال از روش خطوط هوایی شرکتای تجاری پیشرفت زیادی به کار و کاسبی خود دادن. در این مقاله نگاهی دقیق به بازاریابی دیجیتال از روش خطوط هوایی می پردازیم. با ما همراه باشین.
بازاریابی دیجیتال از روش خطوط هوایی چه تحولی در تجارت ایجاد کرده؟
مسافرتای هوایی نقش مهمی در افزایش تجربه مشتری مداری داره. مسافرتای هوایی یک بخش در حال رشده. کسائی که با بازاریابی از روش ایرلاینا آشنایی دارن سود خوبی رو در کار و کاسبی خود کسب نشون میده. آمریکا حدود ۰.۸ درصد سود خود رو از روش این نوع بازاریابی دشت می کنه.

روش هدف دار بازاریابی خطوط هوایی
خطوط هوایی در نظر داره با سفر به نقاط جور واجور جهان خدمات مختلفی از بازاریابی رو به دیگر مناطق و سرزمینای متفاوت عرضه کنه. الان این نوع بازاریابی در کشورهای اروپایی فت و فراوون دیده می شه. تاکید شرکتای هواپیمایی واسه انتقال آخرین اطلاعات و فن آوری الکترونیکی واسه راحتی، آسایش، ایمنی، و ارائه خدمات به مشتریان در حال گسترشه. خطوط هوایی می تونن روشای مختلفی رو به کار ببرن تا هم خواسته مشتریان خود رو برآورده کنن هم در فضاهای متفاوت جهت تبلیغاتی خلق کنه. مهمون داران هواپیما با دریافت پیشنهادات تبلیغاتی از طرف شرکتای تجاری می تونن مشتریان زیادی رو جذب کنه. رفت و امد با خطوط هوایی از دید تجاری در حال گسترش بوده و راه تقریبا جالبیه. با تعیین بودجه تبلیغاتی خود می تونین به شرکتای هواپیمایی مراجعه کرده و پیشنهاد تبلیغات اجناس خود رو با مسئولین مورد بحث و رد و بدل کردن نظر قرار بدین.
محققان طبق تحقیقات انجام شده روی بازاریابی از روش خطوط هوایی فهمیدن که این نوع بازاریابی حتی توجه رسانه های عمومی و اجتماعی رو هم به خود جلب کرده. در اروپا این نوع بازاریابی به عنوان یک تکنولوژی واسه گسترش فن آوری شرکتای نوظهور به کار میره. واسه این نوع بازاریابی اول باید نیاز مشتریان خود رو بررسی کنین.

مطلب پیشنهادی: نیازای مشتری رو چیجوری بشناسیم؟

چه اطلاعاتی از بازاریابی خطوط هوایی دارین؟

همه چیز درباره بازاریابی شرکتای هواپیمایی
در این نوع بازاریابی چند چیز پراهمیته و تاثیر زیادی در ارائه اجناس به مسافران داره. مثل صحبت کردن و لباس خدمهای هواپیما! مدیریت این نوع بازاریابی باید از قبل برنامه ریزی شده باشه و درست مثل یک سازمان هوشمند مدیریت شه. از فرصتا استفاده کنین و به شناسایی آدمایی که در خطوط هوایی در حال سفر هستن بدین. پیشنهادات تجاری، خرید اجناس و ارائه اجناس رو جدی بگیرین. شرکتا با استفاده از خطوط تجاری شعارهای خود رو تو ذهن مردم مثل یک خاطره جای میدن.

شما واسه پیشرفت کار و کاسبی تون از چه روشی بهره بردین؟

روش هدف دار فروش از روش خطوط هوایی
روش هدف دار فروش شرکتای هواپیمایی به شکل زیادی در حال رشده. شرکتای هواپیمایی از روش تماسای تلفنی و شخصی با مسئولین جور واجور شرکتا به بازاریابی و تبلیغات یه عالمه می پرازن. جالبه بدونین شرکتای هوایی خانمایی رو که صدای زیبایی دارن واسه بازاریابی برمی گزینند. یکی دیگر از ویژگیایی که در یک بازاریاب حرفه ای از روش تلفن مهمه روش صحبت کردن اونه. باید به شکل روشن و مؤدبانه با مشتری سخن کنه.

فروش مدیران، منطقه ای و تخصصی
فروش منطقه ای شرکتای هوایی از روش مدیران پرسنل انجام قبول می کنه. مدیران خطوط هوایی با سفر به نقاط جور واجور پیشنهادات ویژه ای رو به مشتریان خود ارائه میدن. تمرکز این مدیران واسه فروش روی افراد خاصه. مدیران پرسنل می تونن جهت نفوذ بیش تر و تاثیر گذاری روی مشتری، تیمی رو برگزینند. اهداف این تیم طبق برنامه ریزی ساده با مدیر انجام می شه. روشایی که در بازاریابی شرکتای هوایی به کار میره باید فرق داشته باشه به خاطر همین بازاریابی شرکتای هوایی موثر و مهمه. با دشت کردن مشتریانی مهم از روش مدیران پرسنل هوایی می تونین این مخاطبان رو به مشتری وفادار خود تبدیل کنین.

برنامه های فروشی
یکی از روشای هدف دار جذب مشتری در شرکتای هواپیمایی، پذیرایی از مسافرانه. شما با ارائه نوشیدنی و خوراکیای جور واجورِ آرم شرکتای تولید کننده که یه جور فروش برند به مشتری بالقوهه رو به مشتری ارائه می دین. حتی دستمالی که تقدیم مشتری خود می کنین آرم مخصوص شرکت تولید کننده رو به مخاطب معرفی می کنه. شرکتای هواپیمایی حتی می تونه کالاهایی چون پوشاک رو جهت بازاریابی به مسافران معرفی کنه. برنامه هایی ضبط کرده و در هواپیما واسه مشتریان پخش کنین و درباره اجناس خود سخن بگید تموم این نکات جهت معرفی اجناس شما کاربرد داره.

[تعداد: ۱۰    میانگین: ۴.۲/۵]

بازاریابی دیجیتال واسه کار و کاسبی ! راهکارها و پیشنهادات

بازاریابی دیجیتال واسه کار و کاسبی
راه اندازی یک کار و کاسبی یک برهه زمانیِ هیجان انگیز در زندگی شماس. روزای شما پر از عمله، و هر دقیقه از اونو دوست دارین. این وسط بازاریابی دیجیتال واسه کار و کاسبی می تونه به شما در اجرای روش هدف دار هاتون کمک کرده و موجب صعود و پیشرفت در کار شه و یافته های مثبتی به همراه داشته باشه.

اگه تا الان اقدام به بازاریابی دیجیتال واسه کار و کاسبی نکردین نباید ناامید باشین. چون شما تنها نیستین. بازاریابان دیگری هم وجود دارن که هنوز وارد میدون بازاریابی دیجیتال نشده ان. پس از همین حالا واسه ایجاد و اجرا برنامه های بازاریابی دیجیتال واسه کار و کاسبی خود تلاش کنین!

این کار در اول سخت به نظر می رسه – به ویژه با وجود وظایف بسیار دیگری که رو دوش شماس – اما نباید بذارین این خللی در کار شما وارد کنه.

اینجا چار مرحله واسه ایجاد روش هدف دار بازاریابی دیجیتال واسه استاراتاپ هست. که شما رو به اهداف تون نزدیک تر می کنه. با پدیده فکر مهتر همراه باشین.

۱. صنعت خود رو بشناسین
راه و روش بازاریابی دیجیتال واسه تموم کسب و کارا برابر نیس.  فکر کنین که این راه و روش در مورد شرکت شما چیجوریه. راه و روش بازاریابی دیجیتال واسه یک شرکت که بر تکنولوژی تجارت الکترونیکی تمرکز داره مثل راه و روش در صنعت ورزش نیس. اگه خیلی راحت تلاش در پیروی از بقیه داشته باشین، زمان، پول و بقیه منابع خود رو هدر میدید.

لازمه که شما بدونین کارای داخلی صنعت شما چیجوریه. و این جزئیات با روش هدف دار بازاریابی دیجیتال شما چیجوری تطبیق داره.

۲. یک بازاریابی دیجیتال واسه کار و کاسبی رو خوب انجام داده و تکمیل کنین بعد به سراغ دیگری برید
انجام همزمان چند نوع بازاریابی دیجیتالی کاری بسیار اشتباهه. بهترین روش اینه که قبل اینکه بازاریابی دیجیتالی دیگری رو شروع کنین بازاریابی دیجیتالی فعلی رو خوب انجام داده و به پایان برسونین. مثلا، شما می تونین تموم توجه ساده خود رو روی ایجاد محتوای وبلاگ با کیفیت بالاتر در فضای خود متمرکز کنین.

تلاش کنین کار و کاسبی شما محتوای با ارزش تری نسبت به همه رقبایتان به اشتراک بزاره. وقتی که این کار رو انجام دادین، می تونین توجه خود رو به یک زاویه دیگه مثل رسانه های اجتماعی یا ایمیل متمرکز کنین.

این به اون معنا نیس که شما باید تموم تخم مرغای خود رو در یک سبد بذارین. اما باید تلاش کنین که در یکی از شکلای جور واجور بازاریابی دیجیتال بهترین باشین. نه اینکه در چند نوع از آن متوسط باشین.

۳. واسه بازاریابی دیجیتال خود نقشه بکشین
مهم نیس که چه کاری انجام بدین. مطمئن شید که روش هدف دار بازاریابی دیجیتال خود رو در روز اول مشخص کردین. این یعنی موارد زیر رو بنویسین:

روشهایی که شما واسه انجام بازاریابی دیجیتال در حال (و در آینده) در نظر گرفتین
روش هدف دار مربوط به هر روش
وقتی که می تونین به هر روش اختصاص بدین
نظمی که با اون طرح خود رو پیاده می کنین
داشتن یه روش هدف دار بازاریابی دیجیتال واسه کار و کاسبی یک بخش قضیهه. بخش دیگر داشتن نقشه واسه انجام اینه. وقتی که واسه همه چیز از اول نقشه می کشید، انجام دادن کارا در روزای آینده براتون آسون می شه.

۴. کمک بگیرین قبل اینکه به اون نیاز داشته باشین
خیلی از کارآفرینان فکر می کنن که خودشون می تونن هر کاری رو بکنن. شاید الان اینطور باشه. اما همه چیز در دنیای کار و کاسبی به سرعت تغییر می کنه.

ایجاد یه روش هدف دار بازاریابی دیجیتال موفق، معنیش اینه که از بقیه کمک بگیرین. قبل اینکه به اون نیاز داشته باشین. پس، اگه میدونید به یک نویسنده محتوا یا استراتژیست رسانه های اجتماعی نیاز دارین، از همین امروز جستجوی خود رو شروع کنین.

با دقیق شدن بر این چار نکته، خود رو در جایگاه بهتری واسه ایجاد روش هدف دار پیدا میکنین و می تونین سالای زیادی به اون تکیه کنین! به این ترتیت بازاریابی دیجیتال واسه کار و کاسبی شما می تونه اثر داشته باشه.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

بازاریابی دیجیتالی : کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا برنده بازاریابی دیجیتالی شدن!

بازاریابی دیجیتالی به وسیله کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا
بعضی می گن روشی که باراک اوباما در سال ۲۰۰۸ واسه استفاده از اینترنت استفاده کرد چشم اندازه های سیاسی رو تغییر داد. واسه اولین بار در یک انتخابات سیاسی، بازاریابی دیجیتال نقش مرکزی رو به عهده گرفت؛ طوریکه اوباما نامگذاری و ریاست جمهوری رو با کمک رسانه های اجتماعی استوار ساخت.

فیلم مبارزات انتخاباتی اوباما در یوتیوب به تنهایی  ۱۴٫۵ میلیون ساعت تماشا رو از آنِ خود کرد. اینا همه بازدیدای رایگان بود، طوریکه با تبلیغات تلویزیونی به مخالفت پرداخت. حالا در سال ۲۰۱۶ هستیم، سیاستای انتخاباتی ریاست جمهوری بار دیگر اتفاق میفته. تا انتخابات عمومی فاصله زیادی مونده، اما هم اونقدر بازاریابی دیجیتال عامل اصلی موفقیت گسترده واسه نامزدهای سیاسیه.

هر نامزد انتخاباتی گامای جدیدی در جهان بازاریابی دیجیتال برداشتهه. نگاهی به این چار برنده، وسیله موفقیت هر کدوم رو نشون میده.

 – دونالد ترامپ Donald Trump

وقتی که تلویزیون رو روشن می کنین یا تب جدیدی رو در مرورگر وب خود باز می کنین شدنی نیس که با تصویر دونالد ترامپ مواجه نشید! کاندیدای ریاست جمهوری فصل انتخاباتی اش رو به یک شی واقعی تبدیل کرده که بیشتر هم مثل یک کارآموزه. بعد از پوشش گسترده رسانه ای خود، به همه مردم گفت که اکثریت رقبای سیاسی اش رو بیرون کردین!

فقط دقت کنین که رسانه چقدر ای به ترامپ؛ کمک کرده؟ بعضی تخمین زده ان که اون در حدود ۲ بیلیون دلار از رسانه های آزاد کسب درآمد کرده. این رقم رو با ۳۱۳ میلیون دلار در رسانه آزاد واسه تِد کروز ۷۴۶ میلیون دلار واسه هیلاری کلینتون و ۳۲۱ میلیون دلار واسه بِرنی سندرز مقایسه کنین.

درحقیقت دونالد ترامپ نسبت به دیگر نامزدهایی که ذکر شد، زمان بیشتری رو واسه خود اختصاص داده. وقتی که مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری به وسیله پول اونا محدود شده، رسانه حاصل شده به اون معناست که ترامپ می تونه از بودجه کمتر یافته های بزرگتری هم به دست بیاره.

حقیقتاً دونالد ترامپ در چرخه تبلیغاتی انتخاباتش نسبت به دیگر نامزدها پول کمتری خرج کرده. (حتی john Kasich).اما بازاریابی اون بسیار موفقیت آمیز بوده بطوری که مبحث اصلی در هر گفتمانیه که در منازل دور میز شام صورت میگیره.

– برنی سندرز  Bernie Sanders

برنی سندرز میخواد که اونو با عبارت ” انقلاب سیاسی” هم معنی بدونیم. وقتی که بخوایم در مورد اندازه این انقلاب بحث کنیم نباید از یاد ببرم که یک چیز حتمیه و اون اینکه : کمپین برنی سندرز به وسیله مردم طراحی شده.

جایی رو می بینیم که نوشته : جمع آوری کمک مالی! در ماه فوریه برنی سندرز ۴۲٫۷ میلیون دلار از ۱٫۴ میلیون دلار کمک رو زیاد کرده، متوسط یک قطعه ۳۰ دلاری! این رقم رو با کلینتون مقایسه کنین که در ماه فوریه ۳۰ میلیون دلار ترفیع داشته. در ماه مارچ برنی سندرز رکورد قبلی خود رو با ۴۴ میلیون دلار سود شکست! همه اینا به دلیل صعود رکورد اون در بین بقیه شرکت کنندهای برنی سندرز در این نقطه از رقابتای ریاست جمهوریه.

اما crowdsourcing (آموزش و تربیت افراد قبل از شروع وظایف اصلی) بالاتر از بودجه کاربرد داره. گروه حامیان برنی سندرز بطور جداگونه پروژه هایی رو واسه شکستن رأی و ترفیع هدف سیاسی اون استفاده کردن. گروهی از برنامه نویسان این کاندیدای ریاست جمهوری آمریکا برنی سندرز، سایت FeelTheBern.org  رو در اوقات فراغت خود واسه توضیح وضعیت کاندیدای موردعلاقه شون ساخته ان. اونا داوطلبانه زمانی رو اختصاص دادن که با ساختن برنامه های کاربردی، کمپینی رو راه اندازی کنن که طرفداران سندرز اطلاعات رو سازماندهی کرده و به اشتراک بذارن.

– هیلاری کلینتون Hillary Clinton

هیلاری کلینتون، ملکه رسانه های اجتماعیه. در حالیکه که ترامپ پیروان (دنبال کننده) بیشتری در توییتر داشت، کلینتون هم، بیشترین تعاملات رو در هیئت مدیره داشت. وقتی که همه نامزدهای ریاست جمهوری آمریکا، پروفایل فیسبوک و توئیتر داشتن، کلینتون به تنهایی در لینکداین خودنمایی می کرد.

بعضی از کاندیداها صفحات لینکداین دارن، یه سریای دیگه حتی یک صفحه هم ندارن!  در این زمان کلینتون به تنهایی می درخشید. چون اون تنها کاندیدایی بود که با استفاده از پلتفرمی در مورد مسائل صحبت کرده و به بازاریابی حرفه ای دست پیدا میکرد. ایشون نه فقط عکسایی از کمپین خودشو در صفحه لینکداین اش  پست می کنه، بلکه محتوایی طولانی هم واسه LinkedIn Pulse   می نویسه. این راه بزرگی رو جفت و جور می کرد که کلینتون افکارش رو در بیشتر نشریات کشور برجسته تر سازه. یکی از مطالب اون بیش تر از ۴۵۰,۰۰۰ بار نمایش مطالعه شده و هزاران بار هم در سطح لینکداین به اشتراک گذاشته شد.

بیان این که این چه تأثیری داره، مشکله، اما کلینتون شک نداشته باشینً میخواد با لینکداین جمعیت رو مورد هدف بذاره. هم اینکه به اون اجازه میده تا تصاویر تجاری خود رو بسازه. یک حرفه ای، کاندیدای شایسته که آماده مقابله با مسائله.

– تد کروز و جون کیسک
Ted Cruz and John Kasich

درحالی که برنامه نویسان Sanders  آرایه ای از برنامه ها رو واسه هواداران ایشون می نوشتند؛ تد کروز و جون کیسک تنها مبارزان انتخاباتی بودن که با برنامه های رسمی موبایل (اپلیکیشن) همراه بودن. اپلیکیشن کیسک در صفحه اول (خونه) اخبار جدید مبارزان انتخاباتی رو بولد و برجسته کرده و دکمه های “اهدا کردن” و “داوطلب شدن” رو در طرف جلو و مرکز داره. بعد شما می تونین برنامه رو واسه رفتن به مغازه کیسک، مشاهده رویدادهای در جریان، تماس با کمپین یا لینک مستقیم به سایت هدایت کنین.

اپلیکیشنای کروز خیلی از این عناصر رو به کار می بره. حتی نسبت به اطلاعاتی که ارائه میده تعاملی تر هم هست.

اون چیزی که اپلیکیشنای کروز رو از رقابت جدا می کنه، اثر  عناصر gamification (بازیا و تفکرات بازی گونه بدون وجود بازی)  اینه. با این برنامه می تونین با دوستای خود در نقاشی رقابت کنین، کمپینای گرافیکی رو به اشتراک بذارین، و به دوستای خود رأی دادن و مشارکت در کمپینا رو یادآوری کنین. واسه هر فعالیتی که به انجام می رسونین نقاطی به دست میارید که می تونین با بعضی از کوله پشتیای آزاد کروز معاوضه کنین. هم اینکه می تونین مدالایی رو هم بدست بیارین، و با گروه انجمن Newsfeed رفت و امد داشته باشین.

[تعداد: ۱    میانگین: ۵/۵]

بازاریابی رابطه ، یک تصمیم خوب در روش هدف دار بازاریابی !

بازاریابی رابطه
حفظ مشتری فعلی از جذب مشتری جدید به شکل زیادی به صرفه تره، و بیشتر صاحب نظران و کارشناسان بخش بازاریابی بر این موضوع اتفاق نظر دارن. پس به چه دلیل بیشتر موارد بازاریابی روی جذب مشتری جدید تمرکز داره؟ بازاریابی رابطه یک سیستم منظم و منضبطیه که بازم پس از خرید مشتری از اجناس شما، تلاش می کنه تا یک پیوند دراز مدت و سودآور بین کار و کاسبی شما و مشتری برقرار کنه.

به چه دلیل گرفتن مشتری جدید پر هزینه س؟

مراحل دشت کردن یک مشتری جدید، در محافل بازاریابی خیلی راحت به عنوان “کسب” شناخته می شه، که می تونه یه روش گرون واسه پیشرفت فروش باشه. تشویق آدمایی که با نام تجاری شما نا آشنا هستن، به طرف نقطه فروش قیف خرید، معمولا نیازمند استفاده گسترده از منابع بازاریابیه. واسه جذب و قانع کردن هر کدوم از مشتریان جدید، شما نیازمند ص