2


واسه مطالعه بیشتر:
ارزشمندتر از پول واسه سازمانا چیه؟

ارزشمندتر از پول که دنیا رو تغییر میده چیه؟

بعضی وقتا، یک راه بهتر از این که واسه کسی چک بنویسین هست! در این پست، درباره این راه نوین و هیجان انگیز صحبت می کنیم.

ارزشمندتر از پول
این روزا، بیشتر شرکتا اهمیت نوع دوستی داخل سازمان رو درک کردن. بدین منظور بیشتر برنامه های داوطلبانه در مقایس بزرگ، تطبیق کمکای مالی کارکنان و … رو تدارک می بینن. به گفته مدیر ارشد اجرایی یکی از بزرگ ترین سازمانای غیرانتفاعی خدمات اجتماعی نیویورک راه های بیش تری واسه ساپورت سازمانای غیردولتی -بدون نیاز به نوشتن مبلغ چکای بالا- هست.

یک زندگی جدید در فضای خالی بسازین
شمام فکر می کنین که ارزشمندتر از پول وجود نداره ؟

بهتره ببینین که میزهای سرباز یا فضای بلااستفاده در دفترتان هست؟

با دعوت کردن یک سازمان غیردولتی کوچیک و محلی به مدت یه سال، به این فضا زندگی جدیدی بدین. با سهیم شدن دفترتان شما خط زندگی رو به اونا بخشیده اید که قادر به تهیه اون نبوده ان. -اونم چیزی به اهمیت محل کار! سخته که بشه کمک مالی رو واسه برنامه نویسی پیدا کرد. پیدا کردن سرمایه گذارانی که مایل باشن هزینه های سرسام آور رو تقبل کنن از اونم سخت تره! این در گذشته، شرایط بحرانی زیادی رو واسه سازمانای غیردولتی با بودجه ناچیز ایجاد کرده اما فرصت خوب واسه شرکتا، ارائه نیازای لازم بود.

از مهارتای تون واسه کاربرد خوب استفاده کنین
هر شرکتی، فضای خالی در دفترش نداره. اما هر کسی یک مهارت مهم داره که می تونه واسه بقیه به درد بخور باشه. یه قدم به عقب برگردین و مهارتایی که کارکنان تون دارن رو آزمایش کنین و ببینین چیجوری می تونن به داوطلب شدن طبق مهارت ها، تبدیل شن. مثلا، اگه شما یک آژانس بازاریابی رو مدیریت می کنین کار کردن با یک سازمان غیردولتی رو درنظر بگیرین تا یه برنامه بازاریابی رو روی هم گذاشته و یا یک شناسایی برند خیلی قوی بسازین. شاید هم شرکت شما یک تیم ویژه منابع انسانی حرفه ای داشته باشه که واسه سازمانای غیردولتی کوچیک در ایجاد روشای هدف دار استخدام و موندگاری بهتر و یا ایجاد سیستم جبران منظم کمک می کنه.

یه روز داوطلبانه تدارک ببینین
مهم نیس در چه بخش کسب وکاری فعالیت دارین دست کم یک چیز دارین که سازمانای غیردولتی شدیدا به اون نیاز دارن. افراد رو به دادنِ دست کمک قادر کنین. با سازمانای خیریه منطقه خود تماس بگیرین و ببینین به چه نوع کمکی نیاز دارن. بعد چگونگی مدیریت زمان کارکنان تون به روشی که واقعاً واسه اون سازمان به درد بخور باشه تنظیم کنین. خواه نگهداری از حیوانات باشه، خواه پست کردن پاکت و یا ارائه غذا به بی خانمان یا خوندن کتاب واسه بیماران و کودکان در بیمارستان! صدها راه واسه شرکت شما هست که می تونین دست روی دست بذارین و هیچ هزینه خاصی هم نیاز نداره! انجام اینکارها نه فقط تاثیر مثبت روی سازمان غیردولتی داره بلکه داوطلبی بودن اون در روحیه کارکنان شمام بازخورد خوب بوجود میاره.

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

آزمایش املاک و مستغلات چیه ؟ و چه ارتباطی با املاک و مستغلات داره؟

آزمایش املاک و مستغلات
آزمایش املاک و مستغلات توانایی تعیین ارزش املاک در بازاره!
واسه حرفه ای شدن در این مورد باید به طور کاملً به بعضی نکات اصلی اون آشنایی. قبل از حرفه ای شدن در این کار ملکی رو نخرید!!

املاک و مستغلات
عوامل موثر در ارزش و قیمت ملک
۱- جای
نزدیکی ملک به مکانایی خاص قیمت ملک رو بالا و نزدیکی به بعضی مکانای دیگر قیمت اونو پایین میاره. بطور مثال؛ نزدیکی به مدارس، مکانای تجاری، مساجد و بقیه این جور جاها قیمت ملک شما رو بالا می بره. اما نزدیکی به کارخانه های شیمیایی و یا مکانای پر سرو صدا قیمت ملک رو پایین میاره.

۲- وسعت
در بیشتر مواقع، “وسعت” نقش چشم گیری در بالا و پایین شدن قیمت داره. مثلاً اگه ملک شما رو به دریا یا باغ باشه قیمت اون بالا میره.

۳- ارائه خدمات
ارائه خدماتی مثل برق، آب، گاز، تلفن، در بالا رفتن ارزش ملک اثر میذاره.

۴- نوع ملک
ملکا در شکلای جور واجور جورواجور هست و روی ملک اثر مستقیمی داره مثلاً اگه شما ملک ۱۰۰ متری مسکونی دارین و ملک تجاری ۱۰۰ متری دیگری رو در همون منطقه داشته باشین قیمت ملک تجاری بیشتر از مسکونی هستش.

۵- عمر ملک
هر چی ساخت ملک جدیدتر باشه قیمت و ارزش اونم بیشتر می شه و هر چی عمر اون بیشتر، از ارزش اون کم کرده می شه. درست مثل خرید ماشین جدید و دست دوم. ماشین جدید تا ۵ سال دست کم احتیاجی به خرج خاصی نداره اما ماشین دست دوم هزینه هایی براتون داره.

۶- هزینه کل
هزینه زمین و ساخت طبق متر مربع حساب می شه و اینکه اون ملک مسکونی باشه یا تجاری؛ هزینه کارگران و ساخت هم حساب می شه.

۷- بازگرداندن اموال
صاحب ملک از ملک تجاری یا مسکونی خود درآمدای متفاوتی می تونه داشته باشه هم اینکه هزینه منطقه ها هم با هم فرق داره.

۸- نسبت بین عرضه و درخواست
به طور مثال؛ اگه در همون منطقه ای که ملک شما هست املاک دیگری با همون خصوصیات وجود داشته باشه این باعث یه جور رقابت می شه که باعث پایین اومدن قیمت ملک می شه اما اگه ملکای اون منطقه کم باشه قیمت هم بالا میره.

۹- شرایط اقتصادی
شرایط اقتصادی در قیمت ملک اثر میذاره رکود اقتصادی باعث می شه که درخواست ملک در بین مردم کم شه. پس قیمت پایین میاد. بعضی افراد باهوش از این فرصتا استفاده می کنن و در زمان رکود ملک رو با قیمت پایین می خرن و در شرایط بهتر میفروشن.

۱۰- شرایط سیاسی
شرایط سیاسی مثل شرایط اقتصادیه و شکلای جور واجور خبره های سیاسی در بالا و پایین شدن قیمتا اثر داره.
این چند تا نکته مهم ترین نکات درباره بازاریابی املاک و مستغلات بود که خدمت شما ارائه شد. دوستان عزیز می تونین نظرات و تجربه های خود رو با ما مورد بحث و رد و بدل کردن نظر قرار بدین.

[تعداد: ۱۸    میانگین: ۳.۱/۵]

آزمایش خریداران بالقوه واسه کار و کاسبی شما

 آزمایش خریداران بالقوه 
وقتی که قصد واگذاری یا شراکت کار و کاسبی تون رو دارین، به عنوان یک صاحب کار و کاسبی  تماس از طرف یک خریدار بالقوه می تونه بسیار هیجان انگیز باشه. بعضی وقتا ممکنه این اتفاق زمانی بیفتی که کار و کاسبی شما حتی در بازار نیس.

به دلیلای زیادی بسیار لازمه که در برخورد با یک خریدار بالقوه بسیار دقت کنین شما نمی خواین اطلاعات با ارزشی که ممکنه به شکل بالقوه ارزش شرکت شما رو نابود کنه ارائه بدین. مثلا اسرار تجارت. و از همه مهم تر نمی خواین زمانتان رو تلف کنین.

تعداد زیادی مشتاق واسه داشتن کار و کاسبی در جامعه هست، ولی خیلی از اونجا صاحب کار و کاسبی نیستن. اونا حتی  ممکنه مهارت، تخصص و جربزه داشتن یک کار و کاسبی رو ندارن. اینا همون آدمایی هستن که زمان شما رو هدر میده.

خیلی از صاحبان بالقوه کار و کاسبی در مورد آدمایی که می تونن بدون پول و یا با پول کم یک کار و کاسبی رو بخرن، و خود فروشنده تموم سرمایه رو جفت و جور می کنه، شنیده یا خونده ان. بذارین روراست باشیم، تا وقتی که شما یک فروشنده مصمم باشین و اعتماد کامل به فردی که میخواد کار و کاسبی شما رو بخره داشته باشین این اتفاق نمیفته. و حتی در این صورت این احتمال زیاده که خریدار به شکل دیگری بتونه مشارکت کنه. اکثرا درزمینه مالی. به خاطر همین مهمه که قادر باشین که یک خریدار بالقوه رو تعیین صلاحیت کنین.

به یاد داشته باشین که شما قراره زمانی رو صرف به اشتراک گذاری اطلاعات در مورد کار و کاسبی تون کنین و خیلی از این اطلاعات در حالت عادی واسه آدمایی که نمی شناسید و به اونا اطمینان ندارین در دسترس نیس.

در زیر به ۷ سوالی می پردازیم که می تونین واسه اطمینان از اینکه فردی که با اون صحبت می کنین واقعا یک خریدار بالقوه هست یا نه، از آن بپرسید.

چه نوع ؟ در چقدر؟
یک خریدار واقعی قبلا در مورد اینکه چه نوع کار و کاسبی ای میخواد و چرایی اون فکر کرده. همینطور در مورد اندازه کار و کاسبی. اندازه کار و کاسبی می تونه از نظر حجم معاملات، سود، تعداد کارمندان یا قیمت فروش باشه. اگه اون بگه که نوع کار و کاسبی فرقی نمی کنه و یا اینکه نوع کار و کاسبی شما بیرون از محدوده خواسته های اونه، پس این یک هشداره که این یک خریدار جدی نیس.

چقدر زود؟
اگه خریدار یک محدوده زمانی مشخصات نداره، پس هیچ گونه فوریتی براش وجود نداره. واسه گرفتن اطلاعات شما رو تحت فشار قرار داده و بعد شما رو منتظر میذاره. در این صورت، بهتره انتظارات به شکل به طور کامل روشن بیان شه. مثلا می تونین بگید ” اگه من این اطلاعات رو در این تاریخ به شما بدهم، شما پایبند میشین که تا یک تاریخ مشخص نتیجه رو به من اعلام کنین؟

چه مدت جستجو می کردین؟
یه سری آدما که همیشه خواستار کار آفرینی هستن وجود دارن. به بیان دیگر، اونا میخوان کارآفرین باشن ولی هیچ وقت تلاشی واسه اون نمی کنن و به دنبال معامله نمی رن. این افراد می تونن به طور جدی هدر دهندگان وقت باشن. در اول با سوالات صحیحی که می پرسن انگار گزینه خوبی باشن ولی در واقعیت ممکنه تنها کاری که در اون حرفه ای هستن همین باشه… سئوال پرسیدن!

قبلا چه کاری انجام دادین؟
بسته به کار و کاسبی شما، این سئوال در سطوح مختلفی هستش. به عنوان یک فروشنده، ایده آله که در مورد سطح تجربه لازم واسه موفقیت در اجرای کار شما دقیق باشین. اگه این کار رو نکنین، وقتی که خریدار یهو میفهمه که مهارتای لازم رو نداره، شما در مراحل آخر به پایان این قرارداد سقوط می کنین. دانستن اینکه نیازه یک فرد چه مهارتایی داشته باشه، در مورد مذاکرات لازم واسه قرارداد بهتربه شما کمک می کنه. مثلا ممکنه در زمان گفتگو واسه قرارداد تمرین یا تست انجام بدین یا حتی سیستمی طراحی کنین که باعث شه کار و کاسبی شما کمتر به اون مهارت مشخص وابسته باشه.

چیجوری تجربه قبلی شما به اجرای این کار کمک می کنه؟
شما باید شرایط و ارزیابیای صحیحی واسه واگذاری انجام داده باشین و یا اینکه خریدار بدونه که چه الزاماتی هست. اگه یک خریدار بالقوه نداند که چه الزاماتی لازمه، شما می تونین با اطمینان از اینکه کارمندانی دارین که تخصص در ارتباط و انگیزه لازم واسه ادامه کار دارن، این مورد رو حل کنین.

عمق جیب شما چقدره؟
بله این یک سئوال آزار دهندهه ولی در آخر خیلی با اهمیته. اگه اونا دارایی لازم واسه خرید کار و کاسبی شما ندارن، شما نباید وارد معامله شید. مگه اینکه بخواهید جفت و جور سرمایه کنین که باید تموم ریسکای به دلیل اونو هم قبول کنین.

می تونین به من نشون بدین؟
این سئوال پایانی واسه تعیین صلاحیته. جالبه که خیلی از خریداران بالقوه ایده ای در مورد اینکه چقدر پول می تونن تهیه کنن یا قرض بگیرن و یا اینکه دسترسی دارن، ندارن. یک خریدار جدی قادر هستش به شما نشون بده که دسترسی به منبع مالی مورد نظر رو داره. یک راه آسون واسه انجام این کار اینه که خریدار نامه ای از موسسه مالی یا حسابداری  بیاره که وجود منبع مالی واسه خرید کار و کاسبی شما رو تضمین کنه. اگه اونا از آوردن این نامه سر باز زدن و یا اینکه توان تهیه منبع مالی لازم رو نداشتن، باید خیلی سریع اونو از لیست خریداران بالقوه خود بیرون کرده و ادامه بدین.

اگه افراد نمی خوان که به این سوالات جواب بدن، شما باید بسیار با احتیاط عمل کنین. آدمایی که واسه خرید یک کار و کاسبی مصمم هستن و توقع دارن که شما اطلاعات پنهونی و حساس در مورد کار و کاسبی تون رو با اونا با اشتراک بذارین، باید پایبند تر باشن. با گذشت زمان  جواب این سوالات رو می شه. اما در این راه زمان زیادی واسه افراد خیالباف، سو استفاده چی و حتی رقبای آب زیرکاه به هدر میره.

داشتن یک پروسه تعیین صلاحیت محکم به شکل بالقوه زمان زیادی واسه شما ذخیره می کنه و از خیلی از آسیبا جلوگیری می کنه. به یاد داشته باشین که شما فقط یک مشتری واسه کار و کاسبی تون لازم دارین.

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

آزمایش کارکرد دولت روحانی در سالای ریاست جمهوری

آزمایش کارکرد دولت روحانی از اصلی ترین کارای هر ایرونی طی این روزها باید باشه.

آزمایش کارکرد دولت روحانی
انتخابات دوازدهمین دوره ریاست جمهوری ایران در پیشه. همه جا در تلاش و هیجان انتخابات هستن. در هر محفلی که حضور پیدا می کنین -خصوصاً در مجلس آقایون- حرف از انتخابات و کاندیداهای ریاست جمهوریه. کی برنده دوازدهمین دوره ریاست جمهوری ایران، این کشور بزرگ و قوی می شه؟ کاندیداها چه کسائی هستن و رزومهای نورانی اونا چیه؟ رئیس جمهور فعلی، آقای حسن روحانی که مجاز به شرکت در انتخابات واسه دومین بار پیاپیه، از طرف مردم انتخاب می شه؟ فکر می کنین مردم از کارکرد دولت آقای روحانی رضایت داشتن و حاضرن دوباره به اون رأی دهند؟

از نظر شما دولت یازدهم در رونق کار و کاسبی چه تاثیری داشته؟

موجب رونق کار و کاسبی شده

موجب افت و رکود کار و کاسبی شده
رای دادن
قبل از هر گونه رأی گیری و انتخابات و نظردهی دور و بر کاندیداها منطقیه که به کارکرد دولت فعلی (گذشته) نگاهی بندازیم و با بررسی درست اون، تصمیم به رأی کاندیدا بگیریم.  با در نظر گرفتن این موضوع، در این پست، به آزمایش کارکرد دولت رئیس جمهور فعلی، جناب آقای روحانی می پردازیم که به وسیله یکی از اقتصاددان کشور ارائه شده.

آزمایش کارکرد دولت از دو جنبه جور واجور
به گفته سایت ireconomy که در تیرماه ۹۵ به آزمایش اقتصادی سه ساله دولت روحانی پرداخته و مقاله ای رو تحت این عنوان منتشر کرده، باور داره که باید از دو زاویه ( ۱- کارایی که انجام شد ۲- کارایی که انجام نشد.) به این موضوع نگریست و در آخر واسه رسیدن به بررسی واقعی، باید که شرایط محیطی رو هم در اون دید کرد. چون شرایط محیطی قیدهایی بر اعمال و تصمیمات هممون مثل دولت اعمال می کنه. مهم تر از اینا، باید گفت که دولت روحانی، در چه شرایطی اقتصاد رو تحویل گرفت. شما باید پیشرفت رو از نقطه ساده حرکت دولت ببینین، نه فقط جایی که امروز قرار گرفته!

دولت روحانی در چه شرایطی شرایط رو بدست گرفت؟
همونطور که همه میدونیم دولت روحانی در شرایط وخیمی شرایط رو به دست گرفت. این شرایط خیلی بد یعنی رشد منفی ۷ درصد، تورم نزدیک به ۴۰ درصد، بی ثباتی شدید در اقتصاد و وجود انتظارات تورمی، خروج سرمایه و نبود سرمایه گذاری و نبود چشم انداز مثبت نسبت به آینده!

در سطح بخشی هم وضعیت بسیار خیلی بد بود. صنایع افول خود رو از سال ۱۳۸۶ شروع کرده و رو به تعطیلی پیش می رفتند. رکورد رشد ۳۰- رو داشتن. در بازار مالی شرایط شدیدا بی نظم بود. سرکوب مالی (دهه هشتاد) با اثرات تحریم موجب شد شبکه بانکی با حجم بالای مطالبات معوق مواجه شده و به خاطر این نتونه کوتاه منابع خود رو به بنگاهای موجود قرض بده. از طرف دیگه خطر نقدینگی بانکا رو به دشت تهدید می کرد. اقتصاد در پرتگاه تجربه یک بحران بانکی تموم عیار بود. تحریم بانکی، دریایی، بیمه و تجاری موجب شده بود که میدون تجارت خارجی هم با سختی زیادی مواجه باشه.

در سطح مالی دولتی هم دولت با چند بحران اساسی مواجه بود. از طرفی درآمد نفت شدیدا کاهش پیدا کرده بود و دولت به منابع درآمدی خود در بیرون مرز کشور هم دسترسی نداشت. هم اینکه بدنه دولت در دوره آقای احمدی نژاد اونقدر گسترش پیدا کرده بود که هزینه جاری دولت فرصت چندانی واسه مانور دولت در هزینه های عمرانی باقی نمی گذاشت. از طرف دیگه حجم پروژه های عمرانی نیمه تموم سر به فلک کشیده بود. در یک تخمین چیزی حدود ۴۰۰ هزار میلیارد تومن پروژه نیمه تموم در کشور وجود داشت اما بودجه دولت در سال ۱۳۹۴ حدود ۲۱۰ هزار میلیارد تومن بوده که نزدیک به ۱۸۰ هزار میلیارد تومن اون صرف هزینه جاری دولت شده و دولت تنها ۳۰ هزار میلیارد تومن واسه هزینه کردن روی ۴۰۰ هزار میلیارد تومن پروژه نیمه تموم در اختیار داشته. هم زمان یک پریشونی تاریخی در مالیه دولت اتفاق افتاده بود و دولت اطلاعی از حجم داراییا و بدهیای خود در اختیار نداشت. یکی از اولین اقدامات وزارت اقتصاد در دولت آقای روحانی احصاء بدهیای دولت و داراییای دولت بوده. در یک تخمین گفته می شد که دولت ۳۵۰ هزار میلیارد تومن بدهی به پیمانکاران، شبکه بانکی و صندوقای بازنشستگی داره. به همه این امور اضافه کنیم که اقدامات دولتای قبل در مورد صندوقای بازنشستگی موجب شده بود تا جنبه های ترسناک اون کم کم در اقتصاد ظاهر شه.

روش هدف دار محافظه کارانه دولت
در اینجور شرایطی دولت این روش هدف دار رو در پیش گرفتن کرد که در اقتصاد محافظه کارانه بکنه تا مشکل اول کشور که تحریمه حل شه چون این بررسی وجود داشت که تا مسئله تحریم حل نشه، راه واسه حل امور دیگر باز نمیشه. به خاطر همین مدیرانی واسه وزارتخانها انتخاب شدن که سابقه وزارت داشتن و به امور وزارتخانه آشنا بودن و اونا هم مدیران با سابقه رو به اداره امور دولت برگرداندند.

روشن بود که نتیجه این برگشت افراد تقریباً سالخورده باشه و وزارتخانها روند تغییر در پیش نگیرند. دولت هم تلاش کرد تا ثبات رو به اقتصاد برگرداند و از هر اقدامی که هیجان بسازه دوری کرد. دولت ترجیح می داد تا سرمایه سیاسی خود رو تنها در حل مسئله تحریم صرف کنه و نگذارد تا اعتراضات و یا مخالفتای عمومی به دلیل سیاستای اقتصادی جدید موجب شه تا مخالفان دولت از آن واسه ضعیف کردن سیاست دولت در گفتگو خارجی استفاده کنه. اینطوری با اینکه دولت در میدون سیاست خارجی روش تحولگرایانه ای رو دنبال کرد اما در میدون اقتصاد روش محافظه کارانه ای رو در پیش گرفت.

در عین حال باید توجه داشت که اندازه تورم در اون مقطع به شکلی بی سابقه مرز ۴۰ درصد رو در نوردیده بود و این خطر خطرناک وجود داشت که اقتصاد به پرتگاه ابرتورم فروغلتد و روشن بود که ورود به این پرتگاه موجب می شد تا تورم به سرعت به اعداد نجومی ۳۰۰ درصد، ۷۰۰ درصد و امثال اون برسه.

این دقیقا چیزیه که در ونزوئلا اتفاق افتاد بدون اون که تحریم باشه. هنر بزرگ دولت این بود که در شرایط تنگنای مالی دچار این وسوسه نشد که با چاپ پول، بخواد رونقی موقتی بسازه. اقدام نامبرده می تونست ابرتورم رو در اقتصاد ایران کلید زند که اینطور می شد همه چیز رو با هم نابود می کرد. پس دولت خودمون داری پیشه کرد و با انضباط مالی بی سابقه در زمان بعد از انقلاب تونست تورم رو کنترل کنه و روند اونو نزولی گردونه.

جواب کسائی که می گن “دولت هُنَر نکرد!”
بدیش اینه بعضی این دیدگاه رو عنوان می کنن که دولت هنری نکرد چون با کم شدن تورم، رکود رو زیاد شدن کرد. این حرف از دو جهت اشتباهه. از طرفی انضباط مالی هنریه که هیچکدام از دولتای قبل موفق به انجام اون نشده ان. از طرف دیگه اون چه اتفاق افتاد این بود که رکود زیاد شدن نشد بلکه کم شد. رکود از ۷- درصد به ۲- کم شد و در سال ۱۳۹۳ به ۳+ تبدیل شد. پس اقدامات دولت در جهت خروج از رکود بود اما اینکه سرعت این خروج برابر میل و انتظارات بعضی نبود؛ نکته دیگه ایه.

باید توجه داشت که هر چیزی زمان خود رو می خواد. همینطور باید کمی تحقیق کرد و سوالایی رو از خود پرسید. یک سرماخوردگی واسه برطرف کردن شدن ۱۰ روز زمان می بره. به چه دلیل واسه بعضیا عجیبه که خروج یک اقتصاد به این عظمت از رکود سه سال به طول انجامد؟ مگه در آمریکا که بهترین اقتصاد جهانه با گذشت ۸ سال اقتصادشان تونسته از رکود بیرون شه؟ اروپا چیجوری؟ مگه خروج از رکود دیگر کشورها کم تر از سه یا چار سال زمان می بره؟

بهر صورت گشایش به دلیل توافق موقت در سال ۱۳۹۳، توافق کامل در سال ۱۳۹۴، ایجاد ثبات در میدون پولی موجب ورود بخشی از درآمد دولت در بیرون، رونق صادرات غیر نفتی و ورود مواد ساده لازم صنایع شد و این به اقتصاد کمک کرد تا کم کم از شرایط بحرانی بیرون شن. دولت به درستی تونست فرمون اقتصاد رو در بزنگاهای زیادی که وجود داشت طوری هدایت کنه که ماشین اقتصاد به سلامت از این گردنها عبور کنه با اینکه فشار به دلیل این مشکلات اقتصادی متوجه کل جامعه، خصوصاً بخش ضعیف و ضعیف گردید.

جایی که این فشار بیشتر از همه خود رو نشون داد، اندازه بیکاریه. با اینکه با تعریف رسمی و جهانی از بیکاری، اندازه بیکاری ایران پایینه اما اگه جمعیتی که به دلیل یأس از پیدا کردن شغل رو هم به جرگه بیکاران اضافه کنه، جنبه های ترس انگیز این مسئله خود رو نشون میده. با اینکه نگارنده آماری در اختیار نداره اما فکر می کنه که در این چند سال گذشته به جمعیت فقرای کشور شدیدا اضافه شده باشه. اینا هزینه های تاسف باریه که اقتصاد واسه مواجه شدن با این تکانهای خارجی متحمل شده.

محافظه کاری دولت تا کجا؟
حال به کارایی که دولت به اون نپرداختهه بپردازیم. انگار محافظه کاری دولت در میدون اقتصاد با اینکه واسه دو سال اول به طور کاملً توجیه پذیر بود اما واسه دو سال آخر دولت توجیه کم تری پیدا میکنه و به نقطه ضعف دولت تبدیل شده. اگه محافظه کاری دولت در میدون اقتصاد در دو سال اول یک انتخاب تاکتیکی بود، اگه به شکل هدف دار موندگار دولت بدل شه، مانع از آن می شه تا دولت بتونه اقدامات موثری واسه حل مشکلات اقتصادی به عمل آورد. روش گذشته کمک کرد که اقتصاد کم کم از رکود بیرون شده و اقتصاد در سال ۱۳۹۵ شایدً رشدی بین ۴ تا ۵ درصد رو تجربه کنه (در اول دی ۹۵، سایت Dolat.ir خبری اینطور منتشر کرد: گزارش جدید هیات مشاور صندوق فرامرزی پول درباره اقتصاد ایران در سال ۲۰۱۶ از چشم انداز رشد تولید ناخالص داخلی ۶.۶ درصدی و تورم ۹ درصدی حکایت داره) اما اگه هدف گذاری اون باشه که اقتصاد رشد ۸ درصدی رو تجربه کنه، به شرط اون هستش که دولت تغییر گرایی رو جانشین محافظه کاری کنه. یعنی دولت در میدون سیاست خارجی تحولی درست کرد و وزیر خارجه ایران مستقیماً به وزیر خارجه آمریکا دیدار کرد تا حل مشکلات تحریم سرعت یابد و دولت واسه این کار هزینه سیاسی تقریباً شدیدی پرداخت. به همون شکل انتظار میره تا دولت با جسارت و جربزه کارایی رو در پیش گیرد و آماده باشه تا هزینه اونو هم پرداخت کنه.

راهکارهایی واسه رشد اتقصادی کشور
اصلاح بدنه اداری دولت، تصمیم گیری قطعی در مورد پروژه های نیمه تموم عمرانی، تجدیدنظر اساسی در قوانین بازنشستگی و کاهش امتیازات مربوط به حقوق بازنشستگی، تجدیدنظر اساسی در قیمت گذاری خدمات دولتی خصوصاً قیمت آب، برق و حاملای انرژی، اصلاح قانون کار به نفع استخدام جوانان جویای کار، شفافیت و ساماندهی نظام حقوق و دستمزد مدیران و روش انتصاب و ارتقای اونا مثل اموریه که هر کدوم هزینه سیاسی زیادی داره و انتظار میره دولت شجاعانه به این میدونا وارد شه و هزینه هاش رو بپردازد تا راه واسه رشد اقتصاد صاف شه.

اصلاح قوانین میدون دیگه ایه که تا اندازه زیادی مغفول مونده. با اینکه وزارت اقتصاد اقدامات شایان تقدیری در مورد بهبود فضای کسب وکار و کاهش مقررات زاید به عمل آورده اما اصلاح قوانین بنیادی مثل قانون تجارت و قانون کار مورد غفلت قرار گرفته. این اصلاحات حالا خوبیش اینه نیازمند پول نیس ولی می تونه قانون فعالیت اقتصادی رو در کشور آسون کردن کنه. هم اینکه انگار برخلاف کارایی که دولت واسه بهتر شدن وضعیت طبقات فقیر جامعه اعمال کرده اما هنوز اقدامات بیش تری میشه صورت داد. اصلاح قانون پرداخت یارانه به نفع افزایش پرداخت به فقرا نمونه ای از کارائیه که بدیش اینه هر بار دولت از انجام اون دوری می کنه و ترس از عکس العمل جامعه موجب می شه تا به موندگاری وضع موجود رضایت بده. دولت باید در میدون جذب سرمایه گذاری خارجی فعال تر و با جربزه بیش تر اقدام کنه و با روشنی از کارایی چون خرید هواپیما از محل اجاره به شرط تملیک دفاع کنه و اقدامات بیش تری در جهت رونق زیرساخت مثل راه اندازی خطوط قطار پرسرعت از روش سرمایه گذاری خارجی صورت بده. اصلاح وضعیت سفارتخانها و کاهش هزینه های زیادی که به اقتصاد مجبور می کنن اما کارکرد چندانی در جهت افزایش صادرات ایران و جلب سرمایه گذاری خارجی به ایران ندارن هم اولویت مهمیه که تحت تاثیر کارکرد نورانی آقای ظریف و تیم همراه در مذاکرات قرار گرفته. سیاست قیمت گذاری و کنترل دستوری قیمتا هنوز در صنایع زیادی موندگاری داره و دولت هنوز جسارت دست کشیدن از این کارا رو دارا نیس. انگار تغییر راه و روش دولت در میدون اقتصاد از محافظه کاری به تغییر گرایی به شرط یک تغییر در تیم دولته و این چیزیه که بدیش اینه دولت تا کنون از انجام اون سر باز زده و اینک هزینه های بالای این دوری داره خود رو به اقتصاد مجبور می کنه.

منابع: dolat.ir

Ireconomy

از نظر شما دولت یازدهم در رونق کار و کاسبی چه تاثیری داشته؟

موجب رونق کار و کاسبی شده

موجب افت و رکود کار و کاسبی شده
رای دادن

[تعداد: ۱۰    میانگین: ۳.۹/۵]

آزمایش کارکرد کارکنان چیجوری صورت میگیره؟

آزمایش کارکرد کارکنان
کارکرد کارکنان رو چیجوری آزمایش می کنین؟ شک نداشته باشینً قبول دارین که باید طوری اونا رو سبک و سنگین کرد. اما روش شما کدامه؟ چگونگی آزمایش کارکرد کارکنان شرکت تون رو از روش بخش نظردهی در انتهای صفحه با ما مورد بحث و رد و بدل کردن نظر قرار بدین.

“سخت کار نکنین، هوشمندانه کار کنین!” حتما این جمله مشهور بارها به گوش تون خورده و شایدً خودتون هم تلاش کردین از آن پیروی کنین. اما واقعاً به چه دلیل این موضوع مهمه؟ هوشمندانه کار کردن چیه؟ به چه دلیل سخت کار کردن بی فایده س؟

در این پست، پای صحبتا و خاطرهای Steve Blank می شینیم تا ببینیم چه حرفایی در این مورد واسه ما داره. اون در تفکر کارآفرینی نقش پررنگی رو اجرا کرده. با پدیده فکر مهتر همراه باشین.

سبک سنگین کردن اندازه سخت کار کردن تیم تون با شمارش ساعات کاری و زمانای ورود و خروج شون نشون میده که چه افراد آماتوری در حال مدیریت این شرکت هستن. تعداد ساعاتی که فرد کار می کنه به معنی موثر بودن اونا یا شما نیس!
من از طرف Rahul ، یکی از دانشجویان قدیمی ام دعوت شدم تا ببینم کار و کاسبی اون مشغول انجام چه کاریه. شک نداشته باشین کار و کاسبی می تونست نام بی مسمی باشه چون Rahul یک شرکت فوق العاده ساخته بود که امروز بیشتر از ۵۰ میلیون دلار درآمد هرساله و صدها کارمند داره.
ما واسه شام قرار گذاشته بودیم اما Rahul از بعد از ظهر منو دعوت کرد تا در جلسات کارکنانش هم حضور بهم برسانم تا از دموی بعضی اجناس اگاه شده و مبلمون و دکور اونجا رو تشویق کنم. ، کل شرکت رو باید با چشمون خودم احساس می کردم.

قبل اینکه به خوردن شام اونجا رو ترک کنیم درباره فرهنگ سازمانی و تبدیل اون از “کار و کاسبی به شرکت” سوالاتی پرسیدم. درباره کارکنان جدید، نوشتن عملیات هرساله واسه هر کدوم از عملکردهای شغلی و عمومی کردن شرکت و ماموریت ساختمون هم صحبت کردیم. تا وقتی که بحث به اندازه سخت کار کردن کارکنان برسه، همه صحبتا مؤثر بود.

جواب اون در مقابل این سوالم، منو به یاد حماقت خودم انداخت که در مدت خیلی از حرفه خودم انجام می دادم. اون گفت: “تیم ما، می دونه که اینجا یک شرکت با ساعات کاری ۹ تا ۵ نیس (ساعات کاری این کشورها از ۹ صبح تا ۵ بعدازظهره) ما تا وقتی که کار تموم شه در اونجا می مانیم.”
من نگاه تردیدآمیزی به اون انداختم و اون فکر کرد بازم ناراحت گشته ام. چون سخنانش رو اینطور ادامه داد: ” خیلی از روزها من ساعت ۷ غروب محل کار رو ترک می کنم اما کارکنانم بازم سخت کار می کنن. اونا همه ساعات شب رو در اونجا می مونن. ما بیشتر جلسه کارکنان رو در روز شنبه (روز تعطیلی) هم برپا می کنیم.”

من احساس بدی رو تجربه کردم. نه بخاطر حماقت اون بلکه به این خاطر که، در خیلی از حرفه خودم من هم درباره اینکه واقعا چه اتفاقی می افتاد هیچ آگاهی نداشتم. فقط من هم از تیم خودم دقیقاً همین تلاشای بی معنی رو درخواست می کردم.
برنامه شام ما واسه ساعت ۷:۱۵ غروب تنظیم شده بود و ما حدود ۷ از محل شرکت بیرون شدیم و اون به کارکنانش اعلام کرد که میره. در همین بین خروج، من از Rahul خواستم که در صورت امکان با رستوران تماس بگیره و اعلام کنه که ما کمی دیر به اونجا می رسیم. بعد به اون گفتم: بیا کمی در طول خیابون شرکت بایستیم و نگاه کنیم. می خوام چیزی رو به تو نشون دهم. این همون چیزیه که من به سختی و خیلی دیر در حرفه خودم یاد گرفتم.

با صبوری در اونجا ایستادیم. ساعت ۷:۰۵ شد و هیچ خبری نبود. اون می گفت: من قراره چی رو ببینم؟ و من هربار می گفتم که فقط منتظر بمون. خودمم امیدوارم بودم که پیش بینی ام درست از آب دربیاد.
ساعت ۷:۱۰ شد و هیچ جنبنده ای مقابل درب شرکت حرکت نمی کرد. Rahul کم کم کاسه صبرش پر شد و گفت بریم واسه شام. که در همین لحظه درب جلویی شرکت باز شد.
اولین گروه کارکنان بیرون شدن. من پرسیدم: اونا مدیران ارشد شرکتت نیستن؟ اون بازم با تعجب خیره شده بود. پس از ۱۰ دقیقه توقف، سیل بزرگی از کارکنان مثل مگسایی که آشیانه شون رو ترک کنن از شرکت بیرون شدن و به طرف منزل راهی گشتن. در طول یک و نیم ساعت، پارکینگ شرکت پر از خالی شده بود! ما بازم که به طرف رستوران واسه خوردن شام قدم می زدیم هیچ حرفی واسه گفتن نداشتیم. به هنگام غذا خوردن هم تنها چیزی که Rahul گفت این بود: “دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟!”

در قرن ۲۱ با قوانین قرن ۲۰ کار کردن
در قرن ۲۰، کارایی که انجام می شد رو با تعداد ساعات هر کارمند محاسبه می کردن. در خط تولید همه کارمندها، کار مشابهی رو انجام می دادن پس، بالاترین درجه خلاقیت و کارآیی اونا در ساعات کاری جور واجور شون خلاصه می شد. کمی بعد، کارکنان، حضورشون رو در محل کار با استفاده از کارتای وقتی که بدین منظور هم ایجاد شده بود کم کردن. (دولت آمریکا هنوزم خیلی از افراد خلاق خود رو با سیستم مدیریت زمانی سبک و سنگین میکنه)

حتی وقتی که مشاغل غیرساعتی زیادی پیدا کردن هم، مردان (خیلی از نیروهای مدیریت مرد بودن) ساعتا رو با اندازه خروجی و بازدهی شون برابر می ساختن. این اتفاق، به وسیله مدیرانی که هیچ قانون دیگری نداشتن (و هیچوقت درنظر نمی گرفتن که مدیریت بدین روش، کم اثر تر از گزینه های دیگه س) جاودانه شد.

من به Rahul گفتم اون چیزی که دیدی کل شرکت تو بود که “فرهنگِ تا ساعات دیر کار کردن” رو خریده بودن. نه بخاطر اینکه کارایی واسه انجام داشتن یا اینکه بدونن تا دیر وقت کار کردن شون درآمد اونا رو بیش تر می کنه یا … اونا شرکت رو ترک کردن چون فقط مدیرشون گفته بود این کار رو بکننن! مشکل اصلی اینه. هرشب معاونان منتظر خروج مدیرعامل شرکت می موندن. پس از رفتن اون، اونا محل رو ترک می کردن و پس از آن، همه کارکنان راهی منزل می شدن. ساعات طولانی کار کردن از روی زورً به معنی موفقیت نیس!

بله؛ زمانایی هست که شبا بیدار موندن و کار کردن لازمه اما یک مدیریت خوب؛ مدیریتیه که بدونه چه زمانی این کار (ساعات کاری طولانی) نیاز هست و چه زمانی فقط اسباب سوژه رو جفت و جور می کنه. عکس العمل Rahul دقیقاً همونطور بود که انتظارش رو داشتم. “اونا دقیقاً کاری رو انجام میدن که خودِ من در دهه ۲۰ سالگی در اولین شغلم که در بانکای سرمایه گذاری بود انجام می دادم. حتی رئیسم بخاطر *سخت کار کردن* به من پاداش داد. خوابیدن روی میز، باعث افتخارم شده بود…!!!”

بهره وری
ادامه مکالمه ما سر میز شام، دور این موضوع بود که اگه به شمارش ساعات نپردازیم پس چیجوری باید سبک سنگین کنیم؟ چه زمانی باید از افراد بخوایم تا دیر وقت کار کنن؟ درست ترین روش اندازه گیری بهره وری کارکنان چیه؟

درسای یاد گرفته شده
مطمئن شین از اینکه خروجی و بازدهی که از شرکت می خواین رو درست تعریف کردین. ورودیا رو از هر بخش دریافت کنین. از مأموریت و قصدتون، واسه ایجاد تعاریف اونا و معیارهای مناسب واسه اندازه گیری شون استفاده کنین. بعد اونو منتشر کرده و در حالت گسترده مطرح کنین. در صورت ضرورت، فیدبک فوری رو واسه اصلاح راه جفت و جور کنین.

خروجی دلخواه رو واسه هر بخش بطور جدا از هم تعریف کنین. پس از آن، مأموریت و هدف اصلی رو واسه اون بخش تعریف کنین. معیارهای مناسبی رو واسه هر کدوم از کارکنان بسازین تا با مأموریت موافق شه. واسه اندازه گیری و سندسازی خروجی در فواصل زمانی متناسب (روزانه، هفتگی، ماهانه و …) تنظیم کنین.

همونطور که شرکت در حال گسترده شدنه، مأموریت و قصد رو هم در برابر عموم قرار داده و ارتباط بسازین.

تا وقتی که مشغول انجام این مراحل هستین، مطمئن باشین که سیستم هیچ یافته های ناخواسته ای رو ایجاد نکرده. موفق باشین.

[تعداد: ۹    میانگین: ۴.۴/۵]

آزمایش مهارتای خدمات مشتری واسه اطمینان از کارکرد کارکنان

آزمایش مهارتای خدمات مشتری
آزمایش مهارتای خدمات مشتری  و مراقبت از مشتری واسه هر کار و کاسبی ای حیاتیه. اما چیجوری میشه اونا رو آزمایش کرد؟ مهارتایی که باید واسه اطمینان از کارکرد خود داشته باشیم، چیه؟ اینجا تعدادی راه حل واسه کمک به آزمایش کارکرد ارائه می دیم.

واسه شروع آزمایش مهارتای خدمات مشتری از فهرست زیر استفاده کنین

  مراقبت از مشتری شخصی: عملکردتون چقدر خوبه؟
همیشه به دفترکار به موقع می رسم و کارای مشتریان رو به موقع انجام میدم.
اجناس خود رو می شناسم و فرصتای فروش رو تشخیص میدم.
افراد و شخصیتای تیم رو می شناسم و به اونا کمک می کنم.
میتونم مشکلات شخصی رو از مشکلات کاری جدا کنم.
نام مشتریان همیشگی رو می دونم.
به خودم ، سلامتی ام و ظاهرم اهمیت میدم.
تمایل رو راست واسه کمک به مشتریان نشون میدم.
با خوشرویی و شادی کار می کنم
در لحن و صدای خود (مواجه یا تلفنی) استقبال گرم / آخر خوشحالی رو انتقال میدم.
همیشه سریع و با اطمینان خاطر با مشتریان احوالپرسی می کنم.
معیارهای توجه ساده شرکت رو می دونم.
محل کارم رو منظم نگه دارم.
چگونگی استفاده از لوازم در مقابل مشتریان رو می دونم.
همیشه نظم و پاکیزگی محیط رو بررسی می کنم.
بهترین و بیشترین توانم رو در کل نوبت کاری به کار می گیرم.
مطمئن میشم که هیچوقت کار بیرون وارد شرکت نمی شه و کار شرکت به بیرون نمی ره.
همیشه به مشتریان کمک می کنم.
می دونم که چه کاری باید انجام دهم.
خودمو در جایگاه مشتری تصور می کنم تا چگونگی رفتارم با اونا رو بررسی و کنترل کنم.
اگه جای مشتری باشم، از کارکرد طرف مقابل (یعنی کارمند) راضی هستم.
بررسی موارد فوق
حالا این فهرست رو بررسی کنین و ببنید که این مهارتای لازم خدمات مشتری رو دارین یا نه.

با در نظر گرفتن وسعت فعالیتا، ما باید در مورد چگونگی و اندازه انجام این کارا فکر کنیم. از دید مشتری، اونا اهمیتی نمی دن که شما به آخرین مشتری چیجوری خدمت کردین یا به مشتری بعدی چیجوری خدمت می کنین.  مسئله در مورد ” زمان حال ” است. پس، هر زمان که با مشتری ارتباط برقرار می کنین، مهمه که در مورد اون لحظه فکر کنین . یعنی ” لحظه حقیقتِ” چگونگی برخورد با اونا.

واسه مطالعه بیشتر:

خدمات مشتری چیه ؟ چیجوری میشه اونو بهتر کرد ؟

اشتباهات عادی در ارائه خدمات مشتری

با در نظر گرفتن فهرست مشابهی از آزمایش مهارتای خدمات مشتری که در بالا ذکر شد، خودتون رو در مقابل لیست فعالیتا آزمایش و مشخص کنین که هر روز و هر لحظه چقدر این کارا رو انجام می دین:

معیارهای شخصی در مراقبت از مشتری
نگاهی به هر بخش داشته باشین و کارکرد خود رو آزمایش کنین. با کار کردن طبق لیست، میتونین نگاهی تازه به بعضی از بخشا که بر خدمات مشتری تاثیر می ذارن ، داشته باشین. علاوه بر این، اگه با خودتون رو راست باشین، بخشای جور واجور کاری دارای مشکل خود بخود مشخص می شن. تا راحت بتونین اونا رو انتخاب کرده و واسه بهبود بخشیدن شون تلاش کنین.  در فهرست آزمایش مهارتای خدمات مشتری که در ادامه اومده ، به خودتون از ۱ تا ۵ نمره بدین (۱: هیچوقت ؛ ۵: همیشه).

منظم هستم.
مشتری مدار و موقر هستم.
با روشای مثبت و خوب از مشتریان جدید استقبال می کنم.
از صحبت کردن با مشتریان همیشگی حال می کنم.
عضو خوبی واسه تیم هستم.
در انجام کارام سریع و موثر هستم.
درباره همه کالاهایی که شرکت می فروشه، اطلاعات دارم.
به نیازای مشتری جواب میدم.
معیارهای خدمات رسانی رو می دونم.
از کارم حال می کنم.
با مشتریان سخت گیر برخورد موثر و کارامدی دارم.
با اعتراضات به شکل مناسبی برخورد می کنم.
مبادی آداب، صبور و صادق هستم.
به همکارانم در تیم کمک می کنم.
از رویکردها و روشای شرکت آگاهم.
هنگام خداحافظی با مشتریان نسبت به زمانیکه همدیگه ملاقات کردیم، رفتار و برخورد مثبت تری دارم.
تشریفات اداری(بروکراسی) لازم رو انجام میدم.
مطمئن و مراقب هستم.
با اهمیت دادن به نیازای مشتری ، اجناس رو به فروش می رسانم.
کارم رو خوب انجام میدم و موفق هستم.
بررسی نتیجه امتیازات
حالا امتیازات خود رو جمع کنین ، حال نمره ای از ۱۰۰ دارین. هر جا که کمتر از پنج امتیاز داشته باشین ، می تونین روی اونا تمرکز کنین و تلاشای مضاعفی رو واسه بهبود اونا انجام بدین. طرح خود رو واسه بهبود و پیشرفت بسازین، و بعد از فهرست فوق واسه کنترل اندازه بهبود و پیشرفت خودتون استفاده کنین.

می خواین چه معیارهایی رو بهتر کنین؟ چیجوری معیارها رو با همکارانتون مقایسه می کنین؟ چه کارای جامعی رو می تونین واسه بهبود “لحظات حقیقت” واسه مشتریان انجام بدین؟ آزمایش مهارتای خدمات مشتری می تونه این موارد رو مشخص کنه.

حالا شما در مورد طیف بزرگی از چیزایی که بیشتر یا کمتر از بقیه انجام می دین فکر کردین. حالا به دو بخش کلیدی موقع فکر کردن به رویکردهای کلی مراقبت و خدمات مشتری نگاهی داریم.

اول، مهارتای لازم خدمات مشتریه که خود باید داشته باشین. چون که این مهارت ها واسه مشتریان مهم هستن. این مهارت ها همون چیزایی هستن که باید چگونگی انجام اونا رو بدونین. هم اینکه مهارتهایی هم هستن که می تونین یاد بگیرین.

دوم ، گروه باید به این موارد بکنه. این مسئله یکی از چیزهاییه که باید چگونگی انجام اونو بدونین. باید به مشتری نشون بدین که می تونین اونو انجام بدین. این  دسته از مهارتها همون رفتارهاییه که باید به مشتریان نشون بدین.

واسه مطالعه بیشتر:

راه هایی واسه ارائه خدمات مشتری مطلوب

درسای خدمات مشتری از اشتباهات شرکتا

مهارتای شخصی در مراقبت از مشتری
۹ مهارت زیر واسه انجام خدمات استثنایی مشتری مهم هستن. شما می تونین با در نظر گرفتن این مهارتای لازم خدمات مشتری ، خودتون یا بقیه رو در سازمان تون آزمایش کنین – یا می تونین اونا رو بعنوان ملاک انتخاب عینی هنگام استفاده نیروهای کار جدید بالقوه در نظر داشته باشین. در این فهرست و در مقابل هر مورد،  به خود یا بقیه از ۵  نمره بدین. و به آزمایش مهارتای خدمات مشتری خود یا نیروی کار جدید بدین.

آزمایش مهارتای خدمات مشتری نیروی کار جدید
من:

من به احساس مشتری اهمیت میدم: با احوالپرسی گرم، نشون دادن اهمیت به نیازای مشتری، پرسیدن سوالات درست و مناسب، و داشتن خوشامدگویی خوب.
من گوش می کنم و جواب میدم: به ویژه به احساسات و احساسات، و تلاش واسه ایجاد همدلی با مشتری واسه رسیدن به رضایتمندی.
من در مورد ایده ها و پیشنهادات سوالی می کنم: با علاقه مند کردن، ایجاد گفتگو، آزمایش دوباره وقتی که یک مشتری دودل و نامطمئنه.
من از مشتری تشکر می کنم: استفاده از نام مشتری در صورت امکان، توجه کامل بهش، همراه شدن با خلق و خو یا رفتار مشتری وقتی که پاسخش رو گرفت.
من جزئیات رو شفاف سازی می کنم: پرسیدن سؤالای موثر، توجه به تموم جزئیات و ارائه تموم اطلاعات لازم با دقت و جزئیات.
من فقط به جای توجه به نیازها، پا رو از حد خود بالاتر می ذارم: تلاش واسه حل مشکلات، ارائه خدمات اضافی و بیرون شدن از راه درست واسه نشون دادن به درد بخور و موثر بودن.
من از رضایتمندی مشتری اطمینان پیدا می کنم: قبل از «خداحافظی»، بارها می پرسم که مشتری از خدمات راضی هست یا نه.
من واسه کار آماده هستم، کار رو می دونم، اجناس و خدمات رو می شناسم: همه چیزایی رو که واسه شغلم نیازه، در اختیار دارم، بسیار مراقب و دقیق هستم و منظم در مورد زمینه های جور واجور آموزش می بینم.
من با اطلاعات کامل و با آگاهی به پیگیری کارا می پردازم: همه رو آگاه و باخبر می کنم، واسه حفظ ارتباطات و تضمین رضایت مشتری با بقیه همکاری می کنم.
بررسی نتیجه امتیازات
با خودتون رو راست باشین! ممکنه احساس کنین که در بعضی از مناطق باید مهارتای خود رو زیاد کنین. تا چگونگی برخورد با مشتریان رو بهتر کرد– مشتریان داخلی رو هم یادتون نره!

دوباره، هر کجا که نمره ای  کمتر از پنج بدست آورده اید، باید روی اونا تمرکز کنین. و تلاشای مضاعفی رو رو واسه بهبود اون بخشا انجام بدین. طرح خود رو واسه بهبود مهارت ها بسازین. و بعد استفاده از فهرست مهارتای لازم خدمات مشتری که در بالا اومده  واسه کنترل اندازه بهبود خود استفاده کنین.

هر چند اینا فقط یک فهرست معمولیه. اما هنگام برنامه ریزی واسه جلسات آموزش مهارتای لازم خدمات مشتری به درد بخور و موثر هستن. چون که همه در سازمان خود این موارد رو در نظر می گیرن! می بینین که هر کسی موقع ملاقات با مشتری، به اطلاعات و ساپورت جهت ارائه خدمات استثنایی مشتری نیازمنده . اگه شما این کار رو نمی کنین، به این فکر کنین که رقبایتان از این ارزیابیا استفاده می کنن!!!

با در نظر گرفتن این مهارت ها – و اون چیزی که باید در این بخشا بدونیم – حالا میتونیم به صلاحیتا (دسته های رفتاری) و یا اون چیزایی که جزئیات کارکرد ما رو مشخص می کنه، نگاهی داشته باشیم.

واسه مطالعه بیشتر:

نقش هوش مصنوعی در بهبود خدمات مشتری چیه؟

۱۰ کلید ارائه خدات خوب به مشتری

شایستگیا و صلاحیتای شخصی
حال به فهرستی از شایستگیایی (رفتارهایی) که بر تجربه مشتری تاثیر میذاره، می پردازیم. طیف بزرگی از مهارت ها و توضیح صلاحیتا رو واسه مراقبت و خدمات استثنایی مشتری رو واسه ارائه بهترین تجربه مشتری بررسی کنین. بعد رو راست خود رو در برابر دفعاتی که این کارا رو انجام می دین، آزمایش کنین. آزمایش مهارتای خدمات مشتری واسه بهبود تجربه مشتری:

ارتباط (الف): توانایی شفاف بودن در بیان خود موقع ارتباط با مشتریان (به شکل کلامی یا نوشته شده)، بدون استفاده از اصطلاحات خاص.
ارتباط (ب): توانایی گوش دادن و پرسیدن سوالات مناسب واسه درک چیزی که نیازا، خواسته و تمایلات مشتری.
حساسیت مشتری: تشخیص نیازای مشتری و نشون دادن نگرانی در مورد اونا یا دیدگاه های مشتری.
همدردی: نشون دادن درک نیازای مشتری، خواستها و تمایلات مشتریان.
همدلی: در صورت ضرورت نشون دادن یک احساس مشترک در مورد مجموعه خاصی از شرایط (مثلا ناامیدی ، عودت جنسای خراب).
تصمیم گیری: اقد آزمایش کارکنان : ۹ سئوال بحرانی که باید از کارکنان رستوران بپرسید

آزمایش کارکنان به شما در مدیریت بهتر و دریافت کارکرد بهتر سازمان کمک می کنه.

خدمتگزاران شما بیش ترین زمان رو با مشتریان تون می گذرونه. پس باید مطمئن شین که بهترین اونا رو استخدام کردین.

آزمایش کارکنان
کارکنان شما، پایهِ کسب وکار شماس. هر کدوم از کارکنان به تنهایی تاثیر بزرگی در کیفیت خدمات و تجربه کلیِ مشتریان (مهمانان) شما در رستوران دارن.

استخدام کارکنان اولین قدم در پروسه داشتنِ کارکنان قابل اعتماد و استواره. واسه راضی نگاه داشتن کارکنان و ارائه خدمات باکیفیت بطور همیشگی لازمه که همیشه در حال بررسی باشین. این مکالمها به شما اجازه گرفتن و دادنِ فیدبک میده که می تونین از این ویژگی واسه بهبود کسب وکارتون استفاده کنین. در این پست، ۹ سئوال رو مطرح می کنیم که باید از کارکنان رستوران خود بپرسید.

خوشامدگویان و خدمتگزاران
کارکنان شما بیش ترین زمان رو با مشتریان تون می گذرونن و در طول وقتی که مشتریان در رستوران حضور دارن با اونا ارتباط برقرار می کنن. خیلی با اهمیته که از دیدگاهِ اونا خبردار شن. بدونن به چی نیاز دارن و به بهره وری اونا کمک کنن.

۱- همه چیزایی رو که واسه به انجام رسوندن کاراتون بطور موثر نیاز هست در اختیار دارین؟

۲- چیجوری به مشتریان کمک می کنین تا احساس خوشامدگویی بهتری به هنگام ورود به رستوران داشته باشن؟ کسب وکار ما چیجوری می تونه به ایجاد این حس کمک کنه؟

۳- بدترین تجربه منفی که با مشتری داشتین چی بوده و چیجوری اونو مدیریت کردین؟

آشپزها و کارکنان پشت صحنه
آشپز شما و کمک دهندگان، خیلی بالاتر از کسائی هستن که فقط غذا رو آماده می کنن. اونا مسئول ایجاد منوهای غذایی و هماهنگی با فروشندگان هستن تا مطمئن باشن که آشپزخانه و انبار از مواد کافی برخورداره.

۴- آشپزخانه به وسیله و تکنولوژی بروز مجهزه؟

۵- کارکنان هوشمند شما درباره کار گروهی تون چه نظری دارن؟

۶- مسئله اخیری که با مشتری یا همکار خود داشتین چی بوده و چیجوری اونو مدیریت کردین؟

مدیریت
۷- نیروی انسانی چیجوریه؟ کمبود یا مسئله ای هست؟

۸- نقاط قوت و نقاط ضعف سازمان شما چه چیزاییه؟

۹- من چه کاری میتونم واسه آسون تر شدن کاراتون انجام دهم؟

درباره پاداش
خیلی با اهمیته نظرات کارکنان خود رو درباره کسب وکارتون و چگونگی سازماندهیِ اون بدونین. همونطور خیلی با اهمیته که اونا رو به عنوان یک آدم بشناسین. مکالمه رو با پرسیدن چند سئوال ساده شروع کنین که به شما در فهمیدنِ زندگیِ کارکنان کمک می کنه. به اونا نشون بدین که واسه شما اهمیت دارن. حال و احوال خودشون و خونواده اونا رو جویا شید. بپرسید به چیزی نیاز دارین که بتونین به اونا ارائه بدین.

[تعداد: ۴    میانگین: ۴/۵]

ارسال ایمیلای انگلیسی چیجوری شدنیه؟

ارسال ایمیلای انگلیسی و روش ارسال اونا واسه بعضی سخته. با پیشرفت روز افزون تکنولوژی و پیشرفت شرکتای تجاری در رفت و امد با کشورهای دیگر، ارسال ایمیلای انگلیسی یکی از لازمهای کسب و کارا شده. با پدیده فکر مهتر همراه باشین.

ارسال ایمیلای انگلیسی
ارسال ایمیلای انگلیسی یا هر زبون دیگری واسه ارتباط با مردم کشورهای دیگر یک هنر هستش، بسیار جذابه با استفاده از زبانای جورواجور به رفت و امد با مردم بپردازیم. الان بیشتر زبانای جهان زبون انگلیسی رو به عنوان یکی از کلیدی ترین زبانا انتخاب ان، و اونو به عنوان زبانی رسمی قبول کردن. زبانی که در کشورهای متفاوت و در بخشایی چون، پزشکی، تولیدات جهانی، ورزش، تحصیلات، و تجارت کاربرد داره. زبون انگلیسی واسه رد و بدل کردن اطلاعات و رفت و امد با مردم از زبون آنای پر کاربرده باید زبون انگلیسی رو بیاموزید تا بتونین ایمیلایی به ابن زبون بفرستین. در این پست به چگونگی فرستادن ایمیلای انگلیسی واسه شرکتای کار و کاسبی می پردازیم.

عنوان، سلام کردن
بدون شک ارسال یک ایمیل بدون درج عنوان پیام در بخش “Subject” معنایی نداره و خواننده متوجه موضوع ایمیل شما نمیشه، عنوان ایمیل به خواننده تذکر میده درباره چی سخن میگه و به چه موردی توجه کنه. در سطر ساده جمله خود از کلمه “FYI” که مخفف جمله “For your information” ( واسه اطلاعات شما) استفاده کنین چون شما می خواین یک بخش از اطلاعات رو واسه مخاطب توضیح بدین. سلام کردن به فردی که ایمیل رو واسه اون ارسال می کنین بخش دیگری از ماجراست، مخاطب شما چه خانوم باشه چه آقا باید با رعایت ادب به اون سلام کنین. معمولا واسه سلام کردن از عبارتای زیر استفاده می شه.

– Dear Mr./ Ms. Lastname جناب آقای / خانوم و نام خانوادگی

– Dear Mr./Ms. Firstname Lastname جناب آقای/ خانوم. نام و اول نام جنسیت

– Dear Dr. Lastname جناب آقای دکتر، و نام خانوادگی

اگه نام آدمایی که می خواین براشون ایمیل بفرستید رو نمی دونین این عبارت ها استفاده کنین. “سلام و صبح بخیر
“Good mornong” “Hi”

تشکر کردن، روشن و محدود بودن
اگه چند روز قبل ایمیلی رو واسه مشتری خود ارسال کرده بودین و مخاطب جواب شما رو داده باید با یک ایمیل از آن تشکر کنین جواب تشکر شما یه جور راه و روش مثبت هستش. با گفتن عبارت “Thank you for your reply” ( بخاطر جواب شما متشکرم) از آن تشکرد به عمل بیارین. واسه کسب احترام از طرف مخاطب پیام شما باید روشن و محدود باشه، پس از عبارتایی چون ” مطالبی رو درباره موضوع … یا، واسه شما توضیح میدم یا من به خاطر مشکلات از شما درخواست می کنم…” استفاده نکنین. در ادامه همراه پدیده فکر مهتر باشین تا به بقیه موارد بپردازیم.

دقیق شدن روی زمان، روی دو موضوع کار نکنین
طبق تحقیقات انجام شده درباره استفاده مردم از ایمیل، رو می کنه که مردم حدود ۱۳ ساعت در هفته، یا ۲۸ درصد از هفته رو به بررسی ایمیلا اختصاص میدن. اگه کار با ایمیل طولانی مردت باشه اونو به بخشای جور واجور تقسیم کنین تا دچار مشکلات نشید و زمان خود رو کنترل کنین. قبل از فرستادن ایمیل باید ببینین پیام شما رسمیه یا نه! با عبارتای زیر فرق رو براتون روشن میکنیم.

-Informal :Can you

-Formal: Iwas Wo dering if you could

-Informal: Sorry, I can’t meet you. I’m busy that day.

-Formal: I am afraid lwill not be available to make it that day.

– غیر رسمی: میتونی…؟

_ رسمی: می خواستم بپرسم اگه می تونین…

– غیر رسمی: معذرت میخوام، من نمی تونم با شما ملاقات کنم. من در اون روز مشغولم.

– رسمی: میترسم من در اون روز مشغول باشم.

مطالب در ارتباط

نکاتی ساده و موثر واسه ایمیل مارکتینگ کسب و کارای کوچیک

فرستادن ایمیل و الگوهای رفتاری هنگام جواب به اونا

به چه دلیل باید از نشانی ایمیلای برند استفاده کرد؟

اخبار منفی، اهمیت دادن
اخبار منفی کار و کاسبی یا هر خبر دیگری که هدفی منفی داره رو در پیام ایمیل رو بعد از اخبار خوب و مثبت بگید. این کار به مخاطب شما اجازه میده به روش درستی فکر کنه. در آخر ایمیل خود از نوشتن این عبارت ها دوری کنین.

-“Should you have any questiond, Please do not hesitate”

-” contact me”

-” l look forward to hearing from you”

تموم این عبارات نشون میده که شما به مخاطب اهمیت زیادی می دین و واسه هر کار غیر واضحی در هر زمانی آماده همکاری هستین.

هنر پایان رو بیاموزید
باید بدونین پایان یک ایمیل رو چیجوری بنویسین تا مخاطب شما رو فردی غیر حرفه ای در کار و کاسبی و نوشتن ایمیل نداند. از عبارتای زیر در آخر نامه خود استفاده کنین.

-Yours sincerely, (when you know the name of the recipient, (Formal)

-(Best regards, or kind regards, (Formal, Most common

– (Take care, Thank you, or Have a nice day (Less Formal

– وقتی که نام گیرنده رو میدونید، رسمی

-با تشکر زیاد، رسمی، و پرکاربرد

– مراقب خود باشین، روز خوبی داشته باشین، با رسمیت کم

بعد از پایان دادن به نامه خود اونو مستقیم ارسال نکرده و مورد بازبینی بذارین تا اشتباه املائی نداشته باشه. چگونگی استفاده از کلمات رو کنترل کنین به یاد داشته باشین بعد از فرستادن ایمیل دیگر نمی تونین اونو اصلاح کنه. ارسال ایمیلای انگلیسی رو بیاموزید تا در تجارت جهانی موفق باشین.

[تعداد: ۴    میانگین: ۵/۵]

فرستادن ایمیل و الگوهای رفتاری هنگام جواب به اونا

فرستادن ایمیل و الگوهای رفتاری که آمار و بررسیا نشون میده تابلوی جالبی رو روبروی ما قرار میده که در این پست یافته های بعضی از این تحقیقات رو باهم مورد مطالعه قرار می دیم.

فرستادن ایمیل
از فرستادن ایمیل و یا همون ایمیل مارکتینگ (بازاریابی ایمیل) در کار و کاسبی خود استفاده می کنین؟

فکر می کنین واسه ارسال یک پیام الکترونیکی، چند دقیقه زمان لازمه؟ واسه جواب دادن به یک پیام چیجوری؟

دست دست در جواب دادن شما رو اذیت می کنه؟ اگه طی یه هفته جواب پیام خود رو دریافت نکردید، با خود فکر می کنین که دیگر هیچ وقت پاسخی به من داده نمیشه؟!

در عصری که تنها در طول چند ثانیه میلیونا اطلاعات بین مردم رد و تبدیل میشه، بازاریابی از روش ایمیل واسه رقابت یک فرق هستش.

واکنشای رفتاری بقیه بعد از خوندن ایمیلا براتون مهمه؟

دوست دارین بدونین چیجوری ایمیلی بفرستین که در دنیای بازاریابی دیجیتال موفق باشین؟

مطلب پیشنهادی: چیجوری یک ایمیل بدون مشکل ارسال کنیم؟

شاید می خواید واسه فروش اجناس با کسی ارتباط داشته باشین، یا مشتری جدیدی رو جذب کنین، شاید هم می خواین کسی رو استخدام کنین؛ در هر صورت ارسال یک پیام الکترونیکی در زمان مناسب می تونه تغییرات بزرگی در روند کارتون بسازه. اگه بدونین چه زمانی باید جواب ایمیل رو بدین می تونین در ارتباط داشتن با بقیه فعال تر باشین. طبق یافته ها به دست اومده از تحقیقات، مردم توقع دارن یک ساعت بعد از فرستادن پیام، جواب خود رو دریافت کنن. به لطف وسایل الکترونیکی ۵۰ درصد از پیاما در کم تر از ۶۰ دقیقه جواب داده می شه.

– مردم کم تری توقع دارن که جواب اونا بعد از ۴۸ ساعت داده شه. ۹۰ درصد احتمال میدن که یک یا دو روز بعد مخاطب مورد نظر جواب ایمیل اونا رو میده.
– نوجوانان سریع تر و کامل تر به پیامای خود جواب میدن. عجیب زده میشین اگه بدونین این رده سنی در کم تر از ۱۳ دقیقه به پیامای الکترونیکی خود جواب میدن!

– جوانان هم تقریباً مثل نوجوانان با سرعت بیش تری جواب ایمیلای دریافتی شون رو ارسال می کنن، حدوداً رده سنی ۲۰ تا ۳۵ سال زمان گذشته واسه جواب به ایمیلا رو ۱۶ دقیقه عنوان کردن. در حالیکه رده سنی ۳۵ تا ۵۰ سال حدود ۲۴ دقیقه از زمان شون رو صرف جواب به ایمیلای خود می کنن.
– بزرگسالان زمان بیش تری رو صرف ارسال پیامای الکترونیکی می کنن، آدمایی که سن و سالشون ۵۰ به بالا هستن بیشترین حد ۴۷ دقیقه رو صرف جواب به ایمیلا می کنن.

جالبه بدونین که جنسیت فرد هم در این تاثیر گذاشته. یعنی خانوما تقریباً  ۴ دقیقه دیرتر از آقایون به ایمیلای خود جواب میدن. حتی گوشیای افراد هم دلیلی واسه دیر جواب دادن به پیامای الکترونیکی حساب می شه. می پرسین چیجوری؟

طبیعیه آدمایی که گوشیای معمولی دارن دیرتر به ایمیلا جواب میدن. از طرفی اگه به مشتری خود دفعات تکراری پیامی ارسال کردین و نتیجه ای دریافت ننمودید بدونین در این کار شکست خوردین!

مطلب پیشنهادی: اشتباهات عادی در فرستادن ایمیل

زمان مناسب واسه فرستادن پیام الکترونیکی
با اینحال که بیش تر مردم پیامای الکترونیکی خود رو از دست میدن، اما احتمال دریافت جواب به ایمیلا در ساعات کاری بیش تره. درصد پاسخایی که شرکتا در آخر هفته دریافت می کنن بیش تر از اول هفته س. هم اینکه طبق تحقیقات درصد جواب به پیاما در بعد از ظهرها هم بیش تر از صبحه.

[تعداد: ۳    میانگین: ۴.۷/۵]

از A تا Z اصطلاحات تخصصی بازاریابی دیجیتال

اصطلاحات تخصصی بازاریابی دیجیتال
SEO, PPC, content marketing, retargeting و … اگه شما تازگیا وارد این بخش شدین و یا قصد ورود به این بخش رو دارین، ممکنه از اصطلاحات و عبارات مطلق واسه شما دلهره آور باشه. جای نگرانی نیس! در مقاله تلاش کردیم تا این اصطلاحات تخصصی بازاریابی دیجیتال رو بصورت ساده واسه شما بگیم.

Agile Marketing
آدیداس واسه آموزش دوندگی در سال ۲۰۱۴ از ماشینای زیر زمینی استفاده کرد. Oreo با شعار “شما هنوزم می تونین در تاریکی غوطه ور شید” جایزه Super Bowl رو در سال ۲۰۱۳ از آنِ خود کرد.

برندها واسه جلو بردن اهداف بازاریابی خود، به سرعت به رویدادهای در ارتباط جواب میدن و همراه می شن. هیچ محدودیتی واسه استفاده از فرصتای بازاریابی دیجیتال در شبکه های مجازی وجود نداره، و شرکتا از این فرصت به نفع خود استفاده میکردن.

Big Data
‘Big Data’ یکی از واژه های بازاریابیه، که در سالای گذشته در همه جا گسترده شده، ‘Big Data’ به حجم خیلی از اطلاعات شرکت از مشتریان می گن، که نیازمند سیستمای پیچیده و دقیقی هستن که از صحت بررسی درست اونا مطمئن گردند.

Content Marketing
محتوا می تونه از هر محصولی که کار و کاسبی شما تولید می کنه، ایجاد و به اشتراک گذاشته شه و با استفاده از تکنیکای بازاریابی در صدد تبدیل مشتریان بالقوه به مشتریان بالفعله.

Disruption
یکی از مفاهیم عادی که معمولا در فضای بازاریابی دیجیتال استفاده میشن Disruptionه. این معنی به تکنولوژی ای اشاره میکنه که می در این فضا تغییر موج بسازه، با استفاده از آن برندا بازارای جدید بدست میارن.

Experiential Marketing
بازاریابی تجربی با هدف ایجاد یک تصویر شخصی و به یاد ماندنی در یک مصرف کننده با استفاده از ایجاد یک اتفاق تو یه زمان مشخصه.

مقاله در ارتباط : به چه دلیل باید بازاریابی حسی یا تجربی رو انتخاب کنیم

Findability
آنلاین و قابل دسترس بودن شما و همینطور وضعیت جستجوی سایت شما در موتورای جستجو رو findability گویند.

Growth Hacking
این مورد دیگه ایه که نکات زیادی رو به دست شما میده. این، به شرکتهای کوچیکتری اشاره داره که توانایی رسیدن به رشد و پیشرفت رو حتی بدون وسیله و بودجه لازم و کافی دارن.

Hosting
سایت شما نیاز به یک سرور میزبان داره تا از آن روش در دسترس قرار گیرد. اصلاح “Hosting” به ذخیره سازی اطلاعات سایت شما در یک سرور میزبان می گن.

Inbound Marketing
به هر گونه فعالیت که از روش تولید مطالب باحال و با ارزش جهت جذب مشتری جدید صورت میگیره، می گن.

JavaScript
JavaScript یکی از ربانای عادی برنامه نویسی در دنیاست که به دلیل تاثیرات دوطرفه بر مرورگرا مورد توجه قرار میگیره.

Keywords
یکی از پایه های مهم SEO مدرن، کلمات کلیدی هستن، که به موتورهای جستجو مثل گوگل این امکان رو میدن تا تصمیم بگیرن که محتوای سایت شما متناسب با خواست مخاطبانه یا نه. تصمیم گیری در مورد کلمات کلیدی و ارتباط دادن اونا با محتوای سایت خود یکی از راه های کلیدی واسه بیشتر دیده شدن سایت شماس.

Multi-channel
چه از روش رسانه های اجتماعی، و بقیه تبلیغاتای آنلاین، شما می تونین نقاط تماس بیشتری رو با مشتریان بالقوه برقرار کنین. ایجاد روش هدف دار که شما رو از روش چندین کانال در دسترس مخاطبان بذاره رو multi-channel marketing گویند.

Native Advertising
پلتفرمای معرفی مثل LinkedIn و چیزای دیگه ای به جز اینا واسه تولید و نشر محتوا بصورت روزانه هست. که بعضی با ساپورت برندهای مطرح، در واسه پیشرفت اجناس خود به اون می پرازن، ولی بعد از یه مدت میفهمن که مورد استقبال نیستش. سازندگان اینجور محتوایی باید در نظر داشته باشن که محتوای مطلب و یا آگهی اونا متناسب با مردم اون منطقه جغرافیایی مورد نظر ایجاد شه و شروع به رفت و امد با اونا داشته باشن.

Organic search
Organic search اشاره به ترافیک بدست اومده سایت از روش جستجوی کلمات کلیدی در موتور جستجو داره.

PPC
PPC (pay per click) یکی دیگر از روشای کسب درآمد از روش SEOه. در این روش با در نظر گرفتن اندازه کلیک کاربران روی آگهیا، به سایت نشر دهنده درآمد تعلق میگیره.

Responsive web design
پیش نیاز هر سایت مدرن، responsive بودن اینه. امروز وب سایتا واسه جلب رضایت مشتریان باید محیط سایت خود رو واسه نمایش در دستگاه های جور واجور بصورت خودکار جوابگو کنن.

SEO
SEO (search engine optimisation) به معنی سایت یک سایت با در نظر گرفتن تفکر گوگل و بقیه موتورای جستجوه. هدف اصلی اون دقیق شدن روی آزمایش سایت شما جهت ارائه مطالبی برابر و مربوط به خواسته کاربرانه. اندازه ترافیک و موقعیت شما طبق استانداردهای سئو تاثیر خیلی زیادی روی اندازه درآمد شما داره.

Traffic
برخلاف دنیای واقعی، ترافیک زیادی در دنیای مجازی یه اتفاق خوبه. ترافیک بصورت مستقیم اشاره بر اندازه بازدید و اندازه قابل جستجو بودن سایت شما در اینترنت اشاره داره.

User Experience
یک تجربه کاربری مثبت تاثیر زیادی در اندازه برگشت پذیری کاربران به سایت شما داره. موارد مثل پرداخت سریع، اطلاعات کامل محصول، منوی ناوبری مناسب و …  می تونن به بهتر شدن این تجربه کاربری کمک کنن.

Webmaster Tools
Webmaster Tools یکی اجناس شرکت گوگله، به شما این امکان رو میده تا سایت خود رو واسه بهتر شدن وضعیت سئو بررسی و بررسی کنین.

XML Sitemap
نقشه سایت شماس. نمایش میده که در سایت شما چه صفحاتی هست و چیجوری با هم ارتباط دارن.

اگه از نظر شما موردی رو از قلم انداختیم؟ اونو با ما درمیون بذارین.

[تعداد: ۱۹    میانگین: ۳.۷/۵]

از M بخواه برات هدیه بفرسته

یک دستیار شخصی دیجیتال رو واسه استفاده در اپلیکیشن پیام رسان موبایل اش تست می کنه؛ یه قدم ساده واسه ارایه سرویسی مشابه Siri، Google Now و Cortana که از هوش مصنوعی بهره می گیرن.

این سرویس که M نام داره می تونه کارایی مثل خرید، ارسال هدیه، تنظیم قرار ملاقات یا تاریخ سفر رو، از طرف کاربر بکنه.

مارکوس، نایب رئیس اجناس Messaging این شرکت، می نویسه:” این اقدام یک سفر واسه تبدیل M به یک سرویس قابل استفاده س و البته یه قدم هیجان انگیز واسه این که پیام رسان فیس بوک بتونه کارای مردم رو بکنه.”

اپلیکشین پیام رسان Facebook یک اپلیکشین موبایلیه که جدا از اپلیکشین Facebook کار می کنه.

[تعداد: ۲    میانگین: ۵/۵]

از اسنپ چت چیجوری واسه بهبود کار و کاسبی خود استفاده کنیم ؟

همونطور که میدونید برنامه ها، نرم افزارها و شبکه های اجتماعی بسیاری ایجاد شدن تا به همراه پیشرفت تکنولوژی فاصله ها و محدودیتا رو از بین ببرن. طبیعتاً به درد بخور بودن یا نبودن این وسیله بر چگونگی استفاده کاربر از اونا بستگی داره. نکته مهم در این موضوع اینه که واسه رشد و رونق دادن به کار و کاسبی خود می تونین از بقیه این وسیله ها استفاده کنین.

امروز برنامه اسنپ چت رو مورد توجه قرار دادیم تا کسائی که با این برنامه آشنایی ندارن با چگونگی استفاده از آن در جهت بهبود کسب و کارشون استفاده کنن.

اگه واسه ورود به برنامه اسنپ چت تازه کار هستین و می خواید از جنبه های اون آگاهی یابید شایدً سؤالات زیادی تو ذهن شما ایجاد شده که به دنبال جواب اونا می گردین. اما کلا، استفاده از آن بسیار ساده س! و واسه بار اول هم خیلی سریعً متوجه اونا میشین.

۱ – از اسنپ چت میشه واسه نشر مطالب استفاده کرد؟

از شبکه های اجتماعی میشه واسه نشر محتوا استفاده کرد. این امکان واسه محتوا با هر نوع فرمتی (متن، صوتی، چشمی و …) صورت میگیره تا همه مخاطبان از آن استفاده کنن.

بطور مثال؛ از شبکه اجتماعی واتساپ نمیشه واسه انتشار مطالب استفاده کرد! این برنامه، تنها واسه ارتباطات شخصی خوبه. اما تلگرام رو میشه واسه انتشار از روش کانالا استفاده کرد. همینطور شبکه اسنپ چت هم واسه انتشار خیلی خوبه. نشر محتوا از روش (تصاویر ،ویدیو ) صورت میگیره.

۲ –  سنپ چت از چندین حساب ساپورت می کنه؟

میشه در شبکه اسنپ چت بیشتر از یک حساب کاربری رو مدیریت کنیم؟ امکان باز کردن کانال یا صفحه داخلی در اسنپ چت هست؟ این سؤال واسه آدماییه که میخوان اسنپ چت رو واسه بازاریابی، ایده های جدید و کسائی که می خوان برند موفقی رو واسه خودشون بسازن خوبه.

شما می تونین یک نام کاربری ساده واسه ارتباط با دوستان و یک حساب دیگر واسه کار و کاسبی خود بسازین تا با هر کدوم از اونا بتونین ارتباطات مؤثری رو بسازین. هر کدوم از این حسابا باید یک ایمیل جدا از هم داشته باشه و به هیچ شماره تلفنی نیاز نداره! و ایجاد نام کاربری از روش شماره هم چیزی اختیاریه.

۳ – امکان ایجاد چند نام کاربری همزمان شدنیه؟

به شکل رسمی (نه) امکان ایجاد چند نام کاربری همزمان وجود نداره! (اما راه های غیر رسمی هست) اگه دو حساب کاربری داشته باشین یکی واسه شرکت، و دیگری شخصی می تونین از این حساب بیرون شده و وارد حساب دوم شید. راه های زیادی واسه استفاده همزمان حسابای کاربری هست. مثل نصب نسخه دیگری از اسنپ چت روی گوشی و در (Clone) که در تنظیمات اندورید هست. هم اینکه می تونین از Paraller Space واسه ایجاد حسابای کاربری همزمان استفاده کنین.

۴ – نرم افزار به شماره تلفن و دفتر تلفن ربط داره؟
نه، می تونین از ایمیل واسه باز کردن حساب کاربری استفاده کنین و استفاده از شماره تلفن چیزی اختیاریه. این اختیاریه که شما بخواهید از روش دفتر تلفن دوستای خود رو پیدا کنین. ( یا کسائی که اسنپ چت دارن و شما شماره تلفن اونا رو دارین.)
۵ – چیجوری امکان انتشار محتوای عمومی در اسنپ چت هست؟

این کار از روش داستان (Story) در اسنپ چت شدنیه. امکان انتشار تصاویر و ویدئوها رو واسه مخاطبان ممکنه. کلیه تصاویر و ویدئوا تنها تا ۲۴ ساعت باقی می مونن و بعد از آن حذف می گردن.

چیجوری این کار رو انجام بدیم؟ ویدئوی کوتاهی رو ضبط کنین و از روش آیکونا اونو بفرستین. تنظیمات شخصی رو باید به شکلی آماده کنین که بقیه چیزایی که ارسال می کنین رو ببینن. بدین منظور اول وارد تنظیمات (Setting) شده بعد به (Who can) رفته و (View My Story) رو به (Everyone) تغییر بدین.

۶ – چیجوری میشه حساب رو انتشار داد یا مخاطب جدید به دست بیاره؟

یک نام واسه خود انتخاب می کنین (Username) از روش این نام بقیه شما رو به لیست دوستای خود اضافه می کنن و می تونن تصاویری که به اشتراک گذاشتین رو ببینن. می تونین این نام کاربری رو در شبکه های اجتماعی دیگر هم بذارین. راه دوم واسه انتشار حساب از روش Snapcodeه. می تونین از کد مخصوص حساب استفاده کنین. هر نام کاربری کد مخصوص به خود رو داره. از روش این کد بقیه می تونن شما رو بیابند. این کار از روش کدی که در EnglishPTه صورت میگیره. می تونین این گزینه رو باز کنین و با دوربین گوشی از این گزینه عکسی تهیه کنین تا حساب کاربری رو شناسایی کنه و بعد Add Friend رو بزنین.

۷ – عددی که کنار نام کاربریه نشونه چیه
همونطور که می بینین در بالای عکس عدد ۱۰۲ در کنام نام کاربری نوشته شده. هر چی رفت و امد شما با بقیه بیشتر شه بر این عدد هم اضافه می شه که Score هم نام داره.
۸ – چیجوری می تونین نمره خود یا بقیه رو ببینین؟

بقیه می تونن Score منو ببینن؟ این کار در یک حالت شدنیه. هم شما و هر فرد مقابل باید شما رو به لیست دوستان یکدیگر اضافه کنین. وگرنه نمی تونین این کار رو انجام بدین. واسه نگاه کردن به Score دوستان تون می تونین به صفحه فرستادن پیام وارد شده بعد رمز خطوط افقی رو که کنار اسمه لمس کنین. اینجا می تونین نمره دوست خود رو ببینین.

۹ – میتونیم فهمیده چند نفر از دوستان ما رو دنبال می کنن؟
بدیش اینه این امکان در این نرم افزار موجود نیس. فقط می تونین تعداد دوستانی که تازگیا شما رو اضافه کردن در Added me ببینین. در این صفحه تموم آدمایی که شما رو تازگیا اضافه کردن نمیشه دیدشون. اما در قسمت “دیوار”  تقریباً می تونین تعداد دوستای خود رو که تازگیا شما رو اضافه کردن ببینین.

۱۰ – کسائی که حساب منو دنبال می کنن می تونن با من ارتباط برقرار کنن؟
این اختیاریه و به شما بستگی داره. اما My Friends اشخاصی هستن که شما اونا رو دنبال می کنین. اما از روش Everyone می تونین آدمایی رو که قصد ارتباط با شما رو دارن در ارتباط باشین.

۱۱ – میتونم با کسائی که منو دنبال می کنن ارتباط برقرار کنم؟
بله امکان داره.

لیستی از کسائی که شما رو دنبال می کنن براتون به نمایش گذاشته می شه و از روش این لیست می تونین با بقیه ارتباط داشته باشین.
۱۲ – امکان ذخیره ویدئوهایی که ضبط و منتشر کردن میدم هست؟
بله شدنیه. بعد از گرفتن تصویر، با انتخاب ذخیره در گالری اون تصویر در گالری گوشی شما ذخیره می شه.
۱۳ – چیجوری میشه اسنپ چت رو در یوتیوب انتشار داد؟
می تونین اسنپا رو در گوشی ذخیره کنین و بعد ویدئوای کوتاه رو با هم یکی کنین و واسه یوتیوب استفاده کنین. واسه اندروید از VidTrim و واسه آیفون از Video Mixer استفاده کنین تا بتونین ویدئوای کوتاه رو تبدیل به ویدیو طولانی کنین.
۱۴ – امکان حذف اسنپ بعد از فرستان هست؟
اگه اسنپ رو به اشتباه ارسال کردین می تونین اونو خط بزنین تا به بقیه نرسه. تنها کاری که باید انجام بدین اینه که تصویر یا ویدئوی مورد نظر رو از قسمت دیوار داستان باز کنین. بعد اونو خط بزنین.
۱۵ – امکان فرستادن تصاویر و ویدیو از گالری گوشی هست؟
این کار به شکل رسمی ممکن نیس. فقط میشه تصاویر رو واسه افراد محدودی از طریقStory فرستاد.
۱۶ – مخاطبان می تونن تصاویر و ویدئوهایی که من ارسال می کنم رو ذخیره کنن؟
نه این کار ممکن نیس و اگه می خواین از راه های دیگر این کار رو انجام بدین ممکنه حساب شما هک شه.
۱۷ – نام کاربری به حروف کوچیک و بزرگ حساسه؟
این به این معناست که اگه شخصی با یوزر نام شما رو جستجو کنه. باید دقیقاً حروف کوچیک و بزرگ رو مثل شما بنویسه! جواب شما خیره. به این موضوع حساسیتی نداره.
۱۸ – چیجوری میشه هنگام ضبط ویدیو دوربین گوشی رو تغییر داد؟
این کار شدنیه. اما فقط از روش IOS امکان داره و فقط واسه گوشیای آیفون استفاده میشن.

[تعداد: ۳    میانگین: ۳.۷/۵]

از بازی محبوب کودکی تا کاربردش در مک دونالد!

یکی دیگر از بازیای فانتزی زمان کودکی هم به واقعیت تبدیل شده! حالا ماشینی به نام DIY Chicken McNuggets واسه رستورانای زنجیره ای مک دونالد طراحی شده که دستگاه کوچیکیه. این دستگاهٰ شامل McNuggetsه و کنار اون جعبه کوچیک سس قرار داره که میشه ناگتا رو در اون فرو برد و خورد.

این دستگاه به طور کامل از لگو ساخته شده. دستگاه به شکل دستی پر می شه، پس شما از پایهً باید مرغ سوخاری خود رو دوباره بخرین! یه بار آماده کردن دستگاه و بار دوم پخش کردن اونا. (استفاده از پول خرد دقیق، دستگاه سکهایی رو که می خواین از آن خلاص شید رو قبول نمی کنه).

هر چند، هدف اصلی اش نشون دادن توانایی لگوه. یوتیوب ویدئویی رو منتشر کرده که شامل توضیح و توضیح چگونگی کارکرد این دستگاه با جزئیات کامله.

[تعداد: ۳    میانگین: ۴.۳/۵]

از دست دادن مشتریان با سریع ترین روشای ممکن!!!

میدونید مشتریان تون بهتر می دونن با شما تماس بگیرن؟ اگه نه، پس اونا مجبور می شن با رقبای شما تماس بگیرن. شک نداشته باشین بروز مشکل و سختی در ایجاد ارتباط سریع ترین راه ممکن واسه از دست دادن مشتریاس.

گروه های جور واجور افراد روشای مختلفی رو واسه ارتباط بهتر می دونن؛ و در عین حال، خیلی از شرکتا به هزینه های مربوط به ارتباط توجه می کنن و قانع کردن مشتری در کانالای ارتباطی رو فراموش میکنن. اونا فراموش میکنن که اگه یک مشتری واسه تماس با اونا با مشکل مواجه بشه، احتمال بیشتری داره که با رقبای تماس بگیرن.

منظور از مشکل در بند فوق اینه که مشتریان مجبور شن از روشی که براشون نامناسبه در ایجاد ارتباط استفاده کنن. بعضی از افراد ایمیل ، بعضیا فرستادن پیام در پیامرسانا و یه سریای دیگه رسانه های اجتماعی رو بهتر می دونن و بعضی هم هنوز دوست دارن تلفن رو بردارن شماره ها رو بگیرن و با یک فرد واقعی صحبت کنن.

واسه مطالعه بیشتر:

اهمیت حفظ مشتری و چگونگی استفاده از آن واسه شکست رقیبان در کار و کاسبی

میدونید که چی باعث از دست دادن مشتریان می شه؟
واسه اون دسته از شرکتایی که توقع دارن مشتریان با اونا تماس بگیرن، بعضی از اشتباهات رایجی رو معرفی می کنیم که باعث از دست دادن مشتریان می شه و حتی می تونن مانع خرید و فروش مشتریان با شما شن:

یکی از گزینه های زیر رو انتخاب کنین
شرکتایی که از گزینه های “یکی رو واسه … انتخاب کنین” تا به بخشای جور واجور وصل شید استفاده می کنن، ممکنه آگاه نباشن که این مسئله بیشتر باعث می شه که مشتریان به طور کامل از تماس خود پشیمون شن. حتی اگه اونا در پشت خط باقی بمونن، باید به توضیحات گزینه ها گوش بدن، به ویژه وقتی که یک پیام خودکار در آخر به اونا میگه که به سایت مراجعه کنین. چقدر ساده تر هستش اگه مشتری بلافصله پس از تماس صحبت کنه و بگه: “میتونم با کسی درباره …. صحبت کنم؟”

واسه مطالعه بیشتر:

حفظ ارتباط با مشتری مهم تر از جذب اون!

اطلاعات بیشتر از حد
هیچکی سیستمایی رو دوست نداره که از کاربران میخواد قبل اینکه با کسی صحبت کنن حساب کاربری رو یا شماره مشتری وارد کنه ، و در آخر با کسی ارتباط برقرار کنه که اولین چیزی که از اونا میخواد اینه: « می تونم شماره حساب کاربری شما رو داشته باشم؟ “پرسیدن اطلاعات بیشتر از حد و قبل از بررسی خواسته های مشتری یقینا یکی از راه های از دست دادن مشتریاس. و شاید حریم خصوصی اونا رو تقض کنه.

واسه مطالعه بیشتر:

روشای هدف دار جذب مشتری واسه فروش موفق در کار و کاسبی

حرف زدن کار آسانیه
در بین این مواد آزاردهنده ترین مورد همه کسب و کارا اینه که پول زیادی رو صرف پخش پیامای آروم می کنن و تاکید می کنن که تماس شما چقدر مهمه. اگه این مسئله مهم بود به چه دلیل افراد بیشتری رو واسه پاسخگویی به تماسا استخدام نمی کنین؟

با اینکه شرکتای کوچکتر ممکنه قادر به ارائه گزینه های ارتباطی پیچیده ای با مشتریان نباشن، اما هنوزم باید در مورد چگونگی ارتباط خود با یک مشتری موقع دریافت تماس آشنایی داشته باشن و به اون توجه کنن.

اونا باید از یک سرویس پاسخگویی استفاده کنن یا بذارن که تماسا به پست صوتی منتقل شن؟ ایا یک نفر باید کلیه ایمیلای دریافتی رو بررسی کنه و یک پیام آماده رو بفرسته که “به خاطر ایمیل شما متشکرم، درباره X در عرض ۴۸ ساعت با شما تماس گرفته می شه”. شخص مسئول رسانه اجتماعی شما باید به مخاطبین جواب بده؟ یا این کار نیاز به ورود و اجازه شخص مافوق داره؟

واسه مطالعه بیشتر:

در ارتباط با مشتریان، چیجوری اعتمادسازی کنیم؟

یه روش عالی واسه تست سیستم تون اینه که وانمود کنین مشتری هستین و با کانالای جور واجور با شرکت خود تماس بگیرین. تجربه خوبی واسه شما بود؟ اگه نه، فکر کنین که چیجوری می تونین تجربه مشتری رو بهتر کنین. اگه این کار رو نکنین پس منتظر از دست دادن مشتریان خود و تماس گرفتن انها با رقبا باشین.

[تعداد: ۲    میانگین: ۴/۵]

از زمان جنینى تا همین لحظه، ذهن ما پر از اطلاعاته.

امروز بحث ما راجبه کارکرد ضمیرناخودآگاهه. مى خواهیم از کارکرد دقیق اون باخبر شیم.

یادتون هست که گفته بودم ضمیرناخودآگاه محل دائمى ثبت تموم رویدادهاى زندگى ما هست؟ این واقعاً شگفت انگیزه!

وقتى محققان با این واقعیت مواجه شدن، بسیار تعجب می کنن و واکنشهاى مختلفى نشون دادن. یکى موهاش از فرط حیرت ریخت. یکى دیگر موهاش فِر خورد و هرجا مى رفت فکر مى کردن فر ۶ ماهه کرده!
اون یکى موهاش سیخ شد و مردم فکر کردن فشنه
از روش بازاریابی محتوا چیجوری اعتمادسازی کنیم؟

مشتریان بالقوه شما فکر می کنن که تا چه حد قابل اعتماد هستین؟

اگه واسه کار و کاسبی تون از شبکه های اجتماعی استفاده می کنین، اونا می تونن به شما اعتماد کنن که بطور منظم ایده هاتون رو در برابر دید قرار می دین؟
اگه خبرنامهایی رو منتشر می کنین، اونا می تونن به شما اعتماد کنن که هر کدوم از چاپا به موقع به دست شون برسه؟
اگه پادکست تولید می کنین یا کانالی رو در یوتوب دارین، اونا می تونن به شما اعتماد کنن و مطمئن شن که بطور منظم برنامه دارین؟
اگه واسه وبلاگ خود مقاله می نویسید، اونا می تونن به شما اعتماد کنن که پستای مفیدی رو طبق یک نظم واسه اونا عرضه می دارین؟
نکته اصلی اینجاست:

تا وقتی که کسی کار کردن با شما رو شروع نکنه نمیتونه درباره اینکه شما قابل اعتماد هستین یا نه؛ صاحب نظر باشه.

حتی با مشاهده فعالیتاتون -مثل نمونه هایی که در بالا ذکر شد- اونا تصویری از شما رو ایجاد می کنن. تصویری که نشون میده شما چقدر در ارائه و تحویل به موقع، اون تایم و پایبند هستین.

وسیله اعتمادسازی
با ایجاد یه برنامه منظم، اعتماد و اطمینانِ بازار هدف خود رو جلب می کنین که خیلیِ کار بزرگیه. این از روش تولید بازاریابی محتوا قدرت میگیره.

بیشتر به شکل ناخودآگاه، اعتبار مهم و بزرگی رو واسه توانایی اعتماد خود ایجاد می کنین و بازاریابی محتوا به یک داراییِ قوی و معتمد تبدیل می شه.

اون روی سکه هم به طور کاملً روشنه. اگه بلاگ شما به مدت چند ماه بروزرسانی نشه، اگه خبرنامه یا پادکست شما روی نظم خاصی عرضه نگردد، تصویر بسیار سختی رو تو ذهن مخاطبان ایجاد می کنین.

وقتی به برنامه بازاریابی آینده خود نگاه می کنین روی داراییایی که شما رو معتمد جلوه میدن تمرکز کنین.

تعداد کمی از کانالای محتوا رو انتخاب کنین بعد پایبند شید تا بطور منظم در اونجا حضور یابید.

پس از یه مدت، مخاطبان واسه اعتماد کردن به طرف شما بین. تلاش کنین ارزش و مهم بودن این اعتماد رو واسه کار و کاسبی تون درک کنین. بازار هدف شما پر از کسائیه که یا می دونن شما معتمد هستین و یا از قبل به شما اعتماد کردن!

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۸/۵]

از محتوا چیجوری واسه ایجاد اعتماد با کاربران استفاده کنیم؟

از محتوا چیجوری واسه ایجاد اعتماد با کاربران استفاده کنیم؟
انتشار آنلاین محتوا چیجوری می تونه بین کاربران اعتماد برقرار کنه؟

این روزها، هممون محتوای بیش تری رو نسبت به هر زمان دیگری تولید می کنیم. با روند افزایش شرکتا و هوشمند سازی در بازاریابی محتوا، حجم رقابت هم شدیدا در حال افزایشه. محتوای بیشماری هست که از طرف بلاگرها، شرکتا و نشریهای آنلاین ساخته میشه، با این حساب شما چیجوری می خواین از بین همه این شلوغیا خودتون رو برجسته کنین؟ چیجوری می خواین مخاطبانی رو واسه خود بسازین؟ بر فرض هم که مخاطب رو پیدا کردین، اعتمادشون رو چیجوری جلب می کنین؟

اینا سوالات متداولی هستن که هر فردی به هنگام رویارویی با مبحث بزرگ “محتوا” از خود می پرسد. و باحال اینکه جواب همه اونا هم مساویه : بی همتا، سرگرم کننده و به یاد ماندنی باشین. بذارین تا در این پست، این موضوع رو بشکافیم. همراه باشین.

بی همتا باشین
شما می تونین دقیقاً درباره یک موضوع برابر هم بی همتا ظاهر شید. سایت The Hustle می تونه بهترین مثال به عنوان کسی باشه که به ماهانه یک میلیون بازدید در طول یکسال رسیده. اونا داستانای مشابهی رو درباره کارآفرینی و کار و کاسبی میگن که به طور کاملً ۱۰۰ درصد منحصربفرده.

بقیه مثالای خوب واسه این بخش، Uncrate ، The Verge، Mint و Buzzfeedه.

Buzzfeed : طنز

Mint : امور مالی شخصی واسه مردم عادی

The Verge : طراحی و چشمی محتوا

به یاد ماندنی باشین
همه چیز درباره اطلاعات و داده های شماس! این اطلاعات می تونه شامل، نقل قولای نویسندها و افراد مشهور در بخش در ارتباط، تحقیقات، مثالای الان و همینطور تحقیقات اصلی یا یافته هایِ بررسیای اصلی باشه که ظاهری معتبر و کاردان از شما بوجود میاره. انجامِ کار این به اندازه ای هم که فکر می کنین آسونه. تنها با جستجو در گوگل می تونین به تحقیقات زیادی درباره بخش ای که به دنبالش هستین برسین. وقتی محتوایی تولید می کنین که حقایق و مطالعاتی اونو ساپورت می کنن (حتی اگه اون حقایق دست یافته های خودتون نباشن!) افراد، سایت شما رو به عنوان یک منبع علم می بینن و پس واسه مطالعه مقالات بعدی شمام مراجعه می کنن. وقتی این شرایط پیش بیاد، اعتماد هم فوراً بین سایت و بازدیدکنندگان بوجود میاد.

سرگرم کننده باشین
این بهترین راه واسه اسیر کردن دلای بازدیدکنندگان سایت تونه. Buzzfeed، Elite Daily و Upworthy بهترین مثالای این مورد به شما می رن.

محتوای این وب سایتا، سرگرم کننده و جذابه. جذاب یعنی واقعاً دوست ندارین مطالبش رو از دست بدین. نتیجه اینه که یهو میفهمید ساعتای زیادی رو در سایت شون سپری کردین. و البته این اتفاقی نیس! بلکه به خاطر همین کار طراحی شدن.

اگه محتوای شما بتونه بازدیدکننده سایت رو سرگرم کنه باعث گذرِ زمان اون شده و بیش تر از اینکه منبع اطلاعات باشه، منبع سرگرم کننده ای هم می شه. دقیقاً مثل تماشای تلویزیون در مقابل خوندن روزنامه س.

[تعداد: ۴    میانگین: ۴.۸/۵]

از هر ۶ آدم، یک نفر به توالت دسترسی نداره!

اخیراً فروشندگان سرویس بهداشتی در لندن دست به ابتکار جالبی زدن. این ابتکار در عین باحال بودنش حس آدم دوستی رو هم نشر می داد.

شایدً می پرسین که فروش سرویس بهداشتی چه ارتباطی با آدم دوستی می تونه داشته باشه؟!

واقعیت اینه که در دنیای امروز همه چیز، نه! شاید خیلی از مسائل بهم مربوط و وابسته باشن. البته این نظر ماست، شمام می تونین نظرات خود رو در قسمت نظرات (انتهای صفحه) با ما و دیگر دوستان به اشتراک بذارین.

برمی گردیم به نشر حس آدم دوستی و خرید سرویس بهداشتی!
طبق آمار بدست اومده حدود یک بیلیون نفر یعنی یک نفر از هر ۶ فرد به توالت دسترسی نداره یا از آن استفاده نمی کنه! شاید باورش سخت باشه اما این یعنی باید بیرون رفته و تا شب منتظر باشه تا صاحب کمی حریم خصوصی شه! طبیعتاً همین امر کافیه تا کرامت انسانی رو زیرسؤال برده و باعث گسترش بیماریا شه.

شرکت Andrex با مشارکت Unicef، این واقعیت سخت و غم انگیز رو با خریداران سرویس بهداشتی در انگلیس به اشتراک گذاشت تا با مشکلات بهداشتی که کودکان و خونوادها در آنگولای آفریقای غربی با اون درگیرن کمی آشنا شن. البته شاید کلمه آشنا شدن اینجا واژه مناسبی نباشه. چون که دوجانبه نیس! و علاوه بر اون، دردی از دردهای مردم ضعیف آنگولا دوا نمی کنه.

یکی از مغازه های سرویس بهداشتی در محله Kings Cross لندن، دوربینای مخفی در مغازه قرار داد تا از عکس العمل خریداران به هنگام دیدن این صحنه فیلمبرداری کنه. این لحظه واقعاً دیدنی هستش!

این مغازه از گرون ترین سرویسای بهداشتی گرفته تا سرویس بهداشتیای معمولی رو شامل می شه.. دکوری که در این قسمت از مغازه بکار برده بودن معرف روستای آنگولاه.

[تعداد: ۰    میانگین: ۰/۵]

از پنج دروغ عادی در رزومه خود داری کنین

پنج دروغ عادی در رزومه
این ۵ دروغ عادی در رزومه رو حتی تست هم نکنین! با انجام اینا فقط موفقیت رو از خودتون می رانید.

هر دروغی (بزرگ و شاخدار یا کوچیک و بی اهمیت) اگه یافت شه و مخاطب شما دریابد؛ دردسر بزرگی براتون به همراه میاره. شاید شمام مثل خیلی از افراد دوست دارین در زمان رزومه نوشتن؛ کمی بیش تر از کارایی که انجام دادین رو بگید یا عنوان اونا رو مهم تر نشون بدین. هرچه هست بازم دروغای کوچیکی به حساب میاد که خیلی زود و راحت هم به وسیله کارشناس مجموعه تشخیص داده می شن.

رزومه شما؛ یک نمادی از شماس که چگونگی ارائه خودتون رو نشون میده. همینطور قابلیتا؛ گواهینامها و تجربهاتون رو به نمایش میذاره. پس اگه رزومه شما دارای اطلاعات اشتباه از خودتون باشه اعتبار و آبروی شما رو لکه دار می کنه.

خیلی از این اطلاعات نوشته شده در رزومه حتی بصورت آنلاین هم خیلی راحت قابل جستجو هستن. حقایقی که گفتید بررسی شده و دروغایی که نوشتید به زودی افشاء می شن.

کارشناسان فکر می کنن که بیکاری دراز مدت مثل عواملیه که فرد رو به نوشتن مهارتای غیرواقعی وسوسه می کنه. در این حالت؛ انگیزه اونا از روی حسادت و ناامیدی بوده و تلاش می کنن که خود رو بامهارت تر و حرفه ای تر از آن چیزی که واقعا هستن نشون بدن. باید بدونین که با انجام اینجور کارایی تنها شانس داشتن یک شغل خوب رو از کفتون میره. همین حالا هم شما با هر نوع توانایی و مهارتی که دارین واسه کارفرمایی که قصد مصاحبه با شما رو داره بسیار محترم هستین. پس احتیاجی به بیان مطالب غیرواقعی نیس!

بخاطر این سایت پدیده فکر مهتر هم در آینده؛ می خواد بخشی رو راه اندازی کنه که جوانان با استعداد و جویای کار با قرار دادن رزومه خود در سایت مجموعه بتونن در جایگاه مناسبی که متناسب با توانایی هاشونه قرار بگیرن.

رزومهای جعلی و ۵ مورد از دروغای عادی در اونا
دروغ اول: بزرگ نمایی در عناوین شغلی
این روزا عناوین شغلی که مورداستفاده قرار می گیرن استاندارد نیستن. به خاطر این؛ تصور آدما به این صورته که با بالابردن موقعیت عنوان شغل قبلی می تونن بر اهمیت اونم اضافه و اونو مهم تر نشون بدن. غافل از اینکه؛ تنها با یک تماس تلفنی کارفرما با محل کار سابق شما کافیه تا این دروغ شما افشاء شه. لطفا اعتبار خود رو به این سادگی در خطر قرار ندین.

دروغ دوم: دستکاری تاریخای شغل (ورود و خروج و …)
شاید شما واسه یه مدت کار خود رو ترک کرده باشین؛ این باعث می شه که تاریخ استخدامی خود رو دستکاری کنین تا نکنه کارفرمای جدیدتون به روزای بیکاری شما پی ببره! اینم یکی از دروغاییه که خیلی راحت رو شده و مشکلات جدی رو براتون به همراه میاره.

دروغ سوم: جعل مدارک دانشگاهی
مدارک دانشگاهی که از طرف شما در رزومه گفته شده جزو اولین مواردیه که موردتوجه و بررسی کارفرما قرار میگیره. لیست کردن مدارک دانشگاهی، گواهینامها و مهارتای پیش نیاز در رزومه، می تونه شما رو به طرف واقعیات هدایت کنه. و اگه کارفرما واسه مطمئن شدن از مدارک شما بخواد اقدام کنه می تونه طی چند دقیقه واقعیت رو رو کنه.

دروغ چهارم: ذکر ناقص منابع و یا جعل اون
منابع و اسناد ساختگی، دقیقاً در بین آسونترین دروغا هم پیدا میشه. مثلا؛ نام فردی که شما مستقیماً با اون ارتباط دارین تنها با نام بیان می شه در حالیکه باید راه های ارتباطی با اون شخص هم ذکر شه تا در صورت نیاز، کارفرمای شما با ایشون ارتباط برقرار کنه.

دروغ پنجم: بزرگ نمایی در مبلغ حق الزحمه دریافتی
جستجو به دنبال یک شغل با درآمد خوب، می تونه باعث شه که شما به دروغگویی پناه آورده و مقدار حق الزحمه دریافتی تون رو بالاتر از چیزی که بوده نشون بدین. و اگه این موضوع مورد بررسی قرار بگیره می تونه شما رو از احتمال دریافت حقوق بیش تر (نسبت به قبل) دورتر کنه.

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۶/۵]

از چه رنگایی واسه فروش اجناس مغازه استفاده کنیم؟

فروش اجناس و به نمایش گذاشتن اونا در مغازها معیارهای متفاوتی داره. انتخاب شما هر فروشگاهی که باشه مدیران مغازه معیارهای خاصی رو واسه به نمایش گذاشتن اجناس وضع می کنن. معیارهای اینجور مغازهایی زیاد هستن اما در این پست فقط به چند ملاک مهم که می تونه در فروش اجناس شما نقش داشته باشه می پردازیم.

فروش اجناس
اهمیت رنگا در فروش اجناس
آقای Lan Daniel در کتاب خود به نام “E Commerce Get It Right” میگه بازدید کننده سایت شما ۵ تا ۷ ثانیه در سایت مکث می کنه و محتوای سایت می تونه مخاطب رو دراز مدت در سایت نگه داره یا باعث شه سایت رو ترک کنه. در این کتاب گفته شده که با استفاده از رنگا می تونین اجناس جالبی رو در برابر نمایش مخاطبان خود بذارین. بعضی از رنگا که واسه به نمایش گذاشتن اجناس به کار میره رو عنوان می کنیم. اگه اجناس شما درباره سلامت باشه می تونین از رنگای روشن مثل آبی و سبز در اون استفاده کنین، رنگایی چون مشکی و قهوه ای واسه وسایل گرون به کار میره.
زرد

رنگ زرد به عنوان یکی از رنگایی که جلب توجه می کنه مورد استقبال خیلی از مردم قرار میگیره، به طور مثال رنگ زرد در ماشینای تاکسیرانی به کار رفته. هم اینکه زرد رو واسه لوگوهای تجاری استفاده می کنن این رنگ هم از دسته رنگای نشاط آور هستش.
بنفش

بنفش از دسته رنگاییه که واسه وسایل ظریف به کار برده می شه. به طور مثال از رنگ بنفش واسه کالاهایی چون شکلای جور واجور شکلات استفاده می کنن. و یا تحریک خرید دختر خانمای جوون استفاده می شه.
سبز

نشون دهنده تازگی، امنیت، پیشرفت، نشاط، قدر و منزلته. از رنگ سبز واسه بسته بندی اجناس دارویی و سلامت استفاده می شه سبز پر رنگ هم واسه امور مالی استفاده می شه.
مشکی

مشکی رنگ قدرت هستش. مغازها معمولا واسه جلب توجه مردم از رنگ مشکی در اسباب و اساسیه منزل استفاده می کنن. ابزارهایی چون ماشینا هم از مشکی استفاده میکردن.
سفید

سفید نشونه صلحه و شرکتا اونو به عنوان رنگ زمینه اجناس خود استفاده می کنن اجناس الکتریکی در مغازها همیشه سفید انتخاب می شه تا باعث جلب توجه بقیه شه.
پرتقالی

رنگ خوراکی و اشتها آور، این رنگ یکی از رنگای نشاط آور و جادویی هستش و باعث موفقیت در فروش اجناس خوراکیه. از این رنگ واسه کپسولای گاز و اسباب بازیا هم استفاده می شه.
قرمز

قرمز رنگ آتیش و عاطفهه این رنگ نشون دهنده خطر، قدرت، عشق و هم در خوراکیا، خودروها، و بعضی ابزارآلات ورزشی به کار میره.
آبی

این رنگ از دسته رنگای سرده، رنگ آسمون و آب، از این رنگ واسه آب معدنی ابزارآلات ذخیره آب استفاده میکردن آبی هم در مکانای گردشگری استفاده می شه هم اینکه از آبی واسه اجناس دارویی هم استفاده میکردن.

لیست اجناس
سایتای بزرگ به بخش بندی اجناس خود نیاز دارن، این کار خرید کردن رو واسه مشتریان شما راحت می سازه. برندهای جور واجور مخصول شکلای جور واجور جنسیت مثل خانوما، آقایون، و کودکان رو از هم جدا کنین اندازه اجناس، قیمت اجناس، لباسایی که مربوط به هر فصل هستن رو با تهیه فهرستی از هم جدا کنین این کار می تونه راحتی جستجو رو واسه مشتریان جفت و جور کنه.

راه های پرداخت رو ساده تر کنین
معمولاً مغازها از دو راه واسه پرداخت استفاده می کنن. اول این که تموم عملیات پرداخت در یک صفحه صورت بگیره و دوم این که، پرداخت در چند صفحه انجام قبول کنه، معمولا روش اول چون همه موارد پرداخت در یک صفحه صورت میگیره محتوای صفحه طولانی هستش. در روش دوم از چند صفحه واسه پرداخت استفاده می شه معمولا روش دوم کاربردی تره و مردم اونو بهتر می دونن.سهولت استفاده از مغازه هم یکی از نکته های مهم در فروش محصولاته. هدف از جلب مشتری فروش محصولاته، به خاطر همین باید خیلی راحت استفاده از مغازه خوب فکر کنین.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

از کجا بدونیم که باید محل کار خود رو ترک کنیم؟

از کجا بدونیم که باید محل کار خود رو ترک کنیم؟
اگه به نشونه هایی که در این اینفوگرافی قید شده ارتباط زیادی پیدا کردین، معنیش اینه که باید به فکر شغل دیگری باشین.

خیلی از ما، دست کم ۴۰ ساعت در هفته رو در محل کار خود میگذرونیم و این زمان زیادیه. اگه احساس علاقه به کاری که انجام می دین ندارین یا فکر می کنین که بطور حرفه ای هیچ رشد و پیشرفت رو تجربه نمی کنین شاید زمان اون شده که دوباره درباره شغل خود تصمیم بگیرین.

حرفه شما باید جاده ای باشه به طرف موفقیت، پس به اشتراک گذاری اهداف و ارزشای کارفرما لازمه. کسل شدن، تجربه استرس زیاد نشونه های واضحیه تا با شغل فعلی خود خداحافظی کنین.

همونطور که میدونید و در مقاله های گذشته بیان شد محل کار باید ایجاد انگیزه کرده و حتی اصلاح کننده باشه. به همین منظور، واسه اینکه تصمیم درستی در پیش بگیرین ۲۰ نشونه رو در اینفوگرافی زیر گفتیم. امیدوارم به درد بخور باشه.

[تعداد: ۴    میانگین: ۵/۵]

از کجا بدونیم که در زندگی مون به چه سمتی میریم؟

پنج سئوال هست که به این سئوال شما جواب میده و درخواهید یافت که در زندگی تون به کجا راهی شدین.

هدف گذاری اولین و مهم ترین مرحله واسه هر فرده. اگه می خواین به اصول هدف گذاری و چگونگی اجرایی شدن اون خبردار شین شما رو به مطالعه مقالات NLP (برنامه ریزی عصبی-کلامی) دعوت می کنیم که در سایت حاضر هست. کافیه روی این لینک کلیک کنین.

بدون تنظیم هدف، ما مثلِ انسانایی سرگردان هستیم. فرقی که بین افراد هدف محور با افرادِ بدون هدف هست مثل مقایسه کردن مسابقات جهانی قهرمانی با مسابقه پنجه در محله منزل تونه.

با وجود تموم چیزای زیادی که درباره اهمیت هدف گذاری هست؛ بازم افراد کمی هستن که به واقع به اون عمل میکنن.

رهبران، به همون اندازه ای که واسه سازمان شون هدف دارن، اهداف شخصی هم واسه خود درنظر گرفتن. واقعا، یکی از مسئولیتای اصلیِ رهبری، تعریف هدف واسه مردمیه که قادر نیستن واسه خود هدف تعیین کنن.

معمولاً خیلی از ما وقتی خردسالیم، دوست داریم سوار قطار و هواپیما شده و راهیِ جایی شیم. اصلاً واسه ما مهم نیس که این قطار به کجا میره. هرچه بزرگ تر و بالغ تر میشیم می فهمیم که به همین سادگی نمیشه فقط به جایی رفت! بلیط قطار می گیریم و باید بدونیم که به کدوم طرف راهی هستیم.

شاید لازم باشه پروازها رو تغییر بدین، چون می خواین به شهر دیگری سفر کنین. شاید پرواز شما کنسل شه اما شهر مقصد شما تغییر کرده؟

همونطور که میدونید اهداف کوتاه مدت و بلندمدت هست. بعضی وقتا با خوشحالیِ تموم روی آسمون کشور خود در حال پروازید و بعضی وقتا هم به آرومی به طرف سوپرمارکت محله خود قدم برمی دارین. دراز مدت مثل یک سفر درازه. وقتی به نقطه رسیدن به اهداف دراز مدت خود رسیدید زندگی شما بطور واقعی، تغییر رو به خود می بینه. در اینجور شرایطی، این پروسه از شما فردی عاقل تر، قوی تر با کارکرد بالا ساخته.

چیجوری میشه اهداف دراز مدت رو شناسایی کرد؟ روی یک برگه یا دفتر، پنج سئوال زیر رو یادداشت کنین:

۱- می خوام چه کاری انجام دهم؟

۲- می خوام کی شوم؟

۳- می خوام چی ببینم؟

۴- می خوام چی داشته باشم؟

۵- به کجا می خوام بروم؟

واسه هر کدوم از این شاخه ها، چندین هدف احتمالی دراز مدت رو یادداشت کنین. خیلی راحت درباره جواب اونا تصمیم بگیرین. یعنی فقط به ذهن تون بذارین تا جاری شه و دست کم شش ایده رو واسه هر کدوم از بخشا بنویسه. نگرانِ جزئیات ریز هم نباشین. احتیاجی هم نیس که زمان زیادی صرف توضیح و تفسیر طولانی کنین.

مثلا، در جواب به سئوال اول، “می خوام چه کاری انجام دهم؟” فرض کنین که می خواین یک کتاب تاریخی از اجدادتان و ریشه فامیلی خود بنویسین. تنها کلمات “تاریخچه خانوادگی” بسه. با انجام این کار ساده، می بینین که چه ایده های نابی تو ذهن تون به خواب رفته بودن و شما بی خبر بودین.

با نوشتن این ایده ها، به ذهن خود فرصت رشد و شکوفایی می دین و باعث میشین که از پشت ذهن با جلوی مغزتون راهی شن. این فقط یکی از امتیازات نوشتن افکارتون حساب می شه.

پس از پایان نوشتن این لیست و لبخند رضایتی که روی لبان تون نقش بست، یه بار دیگر لیست رو مورد بررسی قرار بدین. بعد در کنار هر مورد، تعداد سالایی رو که باور دارین اتفاق می افته یادداشت کنین. پیشنهاد ما اینه که این چند سال رو به یک ساله، سه ساله، پنج ساله و ده ساله تقسیم کنین.

پس از اینکه ارقام رو نوشتید، باید به یک تعادل مساوی بین همه اهداف تون برسین. اگه دیدید که اهداف یک و سه ساله زیادی هست و تنها چند هدف ۱۰ ساله نوشتید، شاید بهتر باشه دوباره درباره چیزی که واقعاً در زندگی می خواین فکر کنین. واقعاً چه نوع زندگی رو می خواین پس از سالیان سال از آنِ خود کنین؟

تا اینجا فقط موارد رو به لیست خود اضافه کردین. اما حالا به بخش باحال و رقابت برانگیز ماجرا می رسیم. اینجا شما قراره از خودتون بپرسید که در مقایسه با چیزای اصلاح کننده و فان، چی واقعاً واسه شما مهمه؟

چار هدف رو از هر کدوم از ۴ دوره زمانی خود انتخاب کنین -یک ساله، سه ساله، پنج ساله و ده ساله

حالا ۱۶ هدف جدا از هم دارین. تا الان فقط بطور کوتاه به این اهداف نگاه کردین اما در مرحله باید نگاهی دقیق به جزئیات بندازین و به یک دیدگاهی رسا برسین.

می خواین در طول سه سال آینده مغازه لوازم خونگی دست ساز راه اندازی کنین؟ این مغازه از خیابون، مثلِ چیه؟ می خواین روی شیشه مغازه از رنگ طلایی استفاده کنین؟ کارگاه شما در پشت مغازه قرار داره یا در محلی دیگر هستش؟ اصلاً کارکنانی واسه شما کار می کنن؟ یا می خواین خودتون به شخصه همه کار رو انجام بدین؟

فکر کردن به همه این سوالات و جواب دادن به اونا در این مرحله لازمه. بعد این اطلاعات رو در زیر وارد کنین. این نوشته های ثبت شده ممکنه روزی به یکی از مهم ترین داراییاتون بدل شه.

اما همه چیز به اینجا ختم نمی شه. هر هدفی زمانی می تونه انگیزه دهنده قدرتمندی باشه که دلیل قدرتمندی در پشت خود همراه کنه.  به چه دلیل می خواین به این اهداف تون برسین؟ به چه دلیل می خواین صاحب یک مغازه لوازم خونگی دست ساز باشین؟ به چه دلیل می خواین اولین زنی باشین که در فامیل Ph.D میگیره؟

دلایل خود رو واسه خواستن این اهداف مثل همون جزئیاتی که واسه توضیح دقیق اهداف نوشته اید بنویسین. اگه نتونستید دلایلی قانع کننده ای واسه هر کدوم از ۱۶ هدف ذکر کنین باید ارزیابیای جدی رو انجام بدین.

کار کردن روی این لیست رو ادامه بدین تا وقتی که به ۱۶ هدفی که بطور روشن پیش بینی شده و اهداف انگیزشی قوی و دراز مدت هستن برسین. در فواصل زمانی مشخص به مرور چیزایی که نوشته اید بدین. رشد و اندازه روند و پیشرفت خود رو دنبال کنین تا در آخر خودتون رو موفق ببینین.

[تعداد: ۴    میانگین: ۳.۵/۵]

از کجا بدونیم که شرکت، تنها قصد فروش داره؟

از کجا بدونیم که شرکت، تنها قصد فروش داره؟
هرچه بیش تر با شرکتا همکاری کنین، بیش تر درمی یابید که روشای هدف دار ارتباطی سازمانا دور و بر فروش یه محصول و یا خدمات ویژه می چرخه. فکر می کنین این اتفاق خیلی وحشتناکه؟ نه زیاد!

درسته که ما می خوایم مشتریان درباره اجناس و خدمات، فروش ویژه و تواناییامون آشنایی داشته باشن. اما اینکه همه ارتباطات مون دور و بر فروش بچرخد می تونه واسه ساخت ارتباطات بلندمدتی که تلاش می کنیم با مشتری بسازیم مضر باشه. چیجوری؟

۱- پست الکترونیکی، ایمیل مستقیم، جلسه حضوری و … (بقیه موارد در ارتباط) اگه این نقاط تماس فقط روی فروشِ مشتریان تون تمرکز کنن، دقیقاً مفهومی ویژه خودتون ایجاد کردین. حتی اگه شما فقط محصول و خدمات برجسته ای داشته باشین مردم نمی خوان فروخته شن. شاید واسه بار اول بتونین اونا رو جذب کنین چون محصول تون واقعاً عالیه؛ اما واسه فروشِ بیش تر به اونا تحت فشار قرار خواهید گرفت چون شما همیشه واسه اونا می فروشید.

۲- ارتباطات سازمان شما منحصراً تاکتیکی می شه. همه دلایل شما واسه تماس و ارتباط با مشتری، دور و بر محصول و خدمات خاصی متمرکز می شه. همه روشای هدف دار دراز مدت به بغل دستی نهاده می شن چون شما باید الان “این” محصول رو بفروشین. این کار، وزن خیلی سنگینی رو به دوش تیم فروش خارجی می نهد. روشای هدف دار دراز مدت فشار زیادی رو از فروش می گیرن؛ چون اگه موثر باشن جایگاه شرکت شما رو به عنوان یک منبع بسیار مهم واسه کمک به مشتریان می دونن تا شغل شون رو بهتر بکنن.

، حالا کمی تخصصی تر به موضوع نگاه می کنیم. به نظر شما به عنوان یک سازمان چیجوری می تونین واسه ایجاد یک رابطه سالم، دراز مدت با مشتریان دست به کار شین؟

۱- بطور طبیعی بیشتر از ۵۰ درصد همه پیامای تون باید آموزشی باشن. (نه با هدفِ فروش!)
همه ارتباطاتی رو که بیشتر از یه ماهِ گذشته با مشتریان داشتین رو روی میز بذارین. همه پیامای فروش رو به همراه بقیه محتوایی که فقطً واسه کمک به مشتریان ایجاد کردین (مثل: نکات آموزشی، چالشای صنعت، منابع تیم سازی و …) رو بشمارید. اگه بیشتر از نصف اونا پیامایی واسه فروش بودن، بهتره بدونین که مشکل مهمی دارین. شما با مشتریان تون ارتباطی برقرار نکردین، بلکه به روش خیلی ساده و قدیمی قصد فروش داشتین.

۲- دوبارهً بیانیه چشم انداز خود رو مورد بازبینی بذارین.
به مشتریان تون کمک می کنین تا برنده شن؟ مثلا، ما در پدیده فکر مهتر تلاش داریم به سازمانا کمک کنیم تا محتوای بهتری بسازن. پس باید همه کارایی که انجام می دیم طبق همین راه قرار بگیره. اگه این کار رو نکنیم، به هدف نمی رسیم. اگه شمام همچین چیزی رو به سازمان خود اضافه کنین روش هدف دار ارتباطات شما، شرکت تون رو به عنوان یک منبع درست واسه مشتری هدایت می کنه.

تنها با انجام دادن همین دو کار، تاثیر زیادی رو در ایجاد ارتباط دراز مدت و موفقیت مشتریان تون داشته باشین. فرمول موفقیت شما خیلی ساده س!:

موفقیت مشتریان = موفقیت شما

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۸/۵]

از کجا بدونیم که شرکت، تنها قصد فروش داره؟

از کجا بدونیم که شرکت، تنها قصد فروش داره؟
هرچه بیش تر با شرکتا همکاری کنین، بیش تر درمی یابید که روشای هدف دار ارتباطی سازمانا دور و بر فروش یه محصول و یا خدمات ویژه می چرخه. فکر می کنین این اتفاق خیلی وحشتناکه؟ نه زیاد!

درسته که ما می خوایم مشتریان درباره اجناس و خدمات، فروش ویژه و تواناییامون آشنایی داشته باشن. اما اینکه همه ارتباطات مون دور و بر فروش بچرخد می تونه واسه ساخت ارتباطات بلندمدتی که تلاش می کنیم با مشتری بسازیم مضر باشه. چیجوری؟

۱- پست الکترونیکی، ایمیل مستقیم، جلسه حضوری و … (بقیه موارد در ارتباط) اگه این نقاط تماس فقط روی فروشِ مشتریان تون تمرکز کنن، دقیقاً مفهومی ویژه خودتون ایجاد کردین. حتی اگه شما فقط محصول و خدمات برجسته ای داشته باشین مردم نمی خوان فروخته شن. شاید واسه بار اول بتونین اونا رو جذب کنین چون محصول تون واقعاً عالیه؛ اما واسه فروشِ بیش تر به اونا تحت فشار قرار خواهید گرفت چون شما همیشه واسه اونا می فروشید.

۲- ارتباطات سازمان شما منحصراً تاکتیکی می شه. همه دلایل شما واسه تماس و ارتباط با مشتری، دور و بر محصول و خدمات خاصی متمرکز می شه. همه روشای هدف دار دراز مدت به بغل دستی نهاده می شن چون شما باید الان “این” محصول رو بفروشین. این کار، وزن خیلی سنگینی رو به دوش تیم فروش خارجی می نهد. روشای هدف دار دراز مدت فشار زیادی رو از فروش می گیرن؛ چون اگه موثر باشن جایگاه شرکت شما رو به عنوان یک منبع بسیار مهم واسه کمک به مشتریان می دونن تا شغل شون رو بهتر بکنن.

، حالا کمی تخصصی تر به موضوع نگاه می کنیم. به نظر شما به عنوان یک سازمان چیجوری می تونین واسه ایجاد یک رابطه سالم، دراز مدت با مشتریان دست به کار شین؟

۱- بطور طبیعی بیشتر از ۵۰ درصد همه پیامای تون باید آموزشی باشن. (نه با هدفِ فروش!)
همه ارتباطاتی رو که بیشتر از یه ماهِ گذشته با مشتریان داشتین رو روی میز بذارین. همه پیامای فروش رو به همراه بقیه محتوایی که فقطً واسه کمک به مشتریان ایجاد کردین (مثل: نکات آموزشی، چالشای صنعت، منابع تیم سازی و …) رو بشمارید. اگه بیشتر از نصف اونا پیامایی واسه فروش بودن، بهتره بدونین که مشکل مهمی دارین. شما با مشتریان تون ارتباطی برقرار نکردین، بلکه به روش خیلی ساده و قدیمی قصد فروش داشتین.

۲- دوبارهً بیانیه چشم انداز خود رو مورد بازبینی بذارین.
به مشتریان تون کمک می کنین تا برنده شن؟ مثلا، ما در پدیده فکر مهتر تلاش داریم به سازمانا کمک کنیم تا محتوای بهتری بسازن. پس باید همه کارایی که انجام می دیم طبق همین راه قرار بگیره. اگه این کار رو نکنیم، به هدف نمی رسیم. اگه شمام همچین چیزی رو به سازمان خود اضافه کنین روش هدف دار ارتباطات شما، شرکت تون رو به عنوان یک منبع درست واسه مشتری هدایت می کنه.

تنها با انجام دادن همین دو کار، تاثیر زیادی رو در ایجاد ارتباط دراز مدت و موفقیت مشتریان تون داشته باشین. فرمول موفقیت شما خیلی ساده س!:

موفقیت مشتریان = موفقیت شما

[تعداد: ۵    میانگین: ۴.۸/۵]

از کجا بدونیم که شغل مون مضر سلامتیه یا نه

شغل شما مضر سلامتی تونه؟
اگه شمام مثل خیلی از کارشناسان هستین شک نداشته باشینً بیش تر ساعات بیداری خود رو در محل کار می گذرونین. اما تا الان با خود فکر کردین که این حرفه شما چیجوری روی سلامتی تون اثر میذاره؟ بعضی عادات و رفتارای کاری می تونن بر سلامتی ذهنی، جسمی و احساسی شما تاثیراتی داشته باشن. راه هایی که کار شما می تونه به سلامت شما ضرر برسونه در این مقاله گذاشته شده. با ما همراه باشین.

کار کردن بیشتر از اندازه
آمریکاییا به کار کردنای بسیار زیاد معروفند. اونا به کار کردنای زیاد اعتیاد دارن. تحقیقات و آمار زیادی نشون میده که کارکنان آمریکایی زمان کمی رو واسه تعطیلات صرف می کنن، دیرتر بازنشست می شن و زمان بیش تری رو نسبت به بقیه مردم کشورهای پیشرفته در محل کار طی می کنن. اینکه همیشه در حال کردن باشین شاید شما رو در ظاهر، مثل یک کارمند نمونه جلوه بده اما در دراز مدت می بینین که به شما آسیب می زنه.

محققان دانشگاه Kansas فهمیدن: کارکنانی که بیشتر از ۵۰ ساعت در هفته کار می کنن تمایل بیش تری به داشتن سلامت جسمی و ذهنی کم تر داشتن. این کارکنان وعدهای غذایی رو هم بخاطرِ داشتن کار زیاد لغو می کنن و همینطور از افسردگی بیش تری در بین شون رنج می برن. مطالعه دیگری هست که میگه: آدمایی که دست کم ۱۰ ساعت در روز کار می کنن ۶۰ درصد بیش تر از بقیه آدمایی که کار زیاد انجام نمی دن در برابر حملات قلبی و مریضی هاش قرار گرفتن.

نبود حرکت
کار روزانه شما، چه در حال نشسته انجام شه یا وایس تاده؛ و یا هر دو؛ فرقی نداره؛ کلا، هر کاری که هیچ حرکتی رو از فرد طلب نکنه (و یا کم) می تونه باعث بروز بعضی مشکلات سلامتی شه. یه روش زندگی “غیرمتحرک بودن” عادی ترین مسئله ای که خطر بیماریای قلبی و دیابت رو زیاد می کنه همین موضوع نبود تحرکه.

انجمن استخون شناسی آمریکا فهمیده که دو سوم کارمندان یک شرکت در دوره کاری ۶ ماهه، از درد فیزیکی رنج می برن. فعالیتای روی میزی، خیره موندن به نمایشگر و استفاده از ماوس و کیبورد به مدت طولانی باعث کشیدگی عضلات ماهیچه و چشما می شن.  مطالعه دیگری که در Journal Human Factors منتشر شد فهمید که سرپا ایستادن هم بهتر از نشستن نیس. کارکنانی که بیش تر از ساعات کاری روز رو عمودی وای میستن با افزایش خستگی، از گرفتگی عضلات پا و پشت هم رنج می برن.

استراحت داشتن/ نداشتن بین کار
زمان استراحت رسمی واسه بعضی کارکنان به خاطرات بدل شده. مطالعه ای که به وسیله Staples انجام شده فهمیده که بیشتر از یک چهارم کارکنان در طول روز هیچ زمانی رو به جز همون ساعت ناهار خوردن، واسه استراحت شون در نظر نمی گیرن. چون، احساس گناه و عذاب وجدان سراسر وجودشون رو فرا میگیره (۲۰ درصد) و ۵۵ درصد هم فکر می کنن که نمی تونن میزشون رو ترک کنن.

ناموفق بودن در داشتن زمان استراحت، باعث ایجاد استرسای جور واجور در بین کارکنان می شه و خودشون هم این رو می دونن: نزدیک به ۶۰ درصد از شرکت کنندگان در بررسیا گفتن که هرچه بیش تر استراحت کنن نشاط کاری هم زیاد می شه. ۴۳ درصد هم گفتن که این استراحت حتی می تونه شادی و نشاظ شخصی رو هم براشون جفت و جور کنه. ۳۷ درصد هم فکر می کنن که داشتن زمانای استراحت منظم سلامتی شون رو بهتر کنه.

بازنشستگی زودهنگام
مطالعه ای که به وسیله محققان اتریشی انجام شد نشون میده که (خصوصاً واسه مردان) بازنشستگی زودهنگام و زودتر از موعد خطر مرگ رو قبل زا سن ۶۷ سالگی زیاد می کنه. این مطالعه قید می کنه: این آدمایی که خودشون رو زودتر از موعد بازنشسته می کنن معمولاً به عادتایی که مضر سلامتی هستن مثل سیگار کشیدن، نوشیدن مشروبات الکلی و غذا خوردنای ناسالم و ورزش نکردن روی میارن. هرچه زودتر بازنشسته شید احتمال گرفتار شدن تون به این موارد زیاد شده و مرگ زودرس به سراغ تون میاد.

موندن در شغلی که نفرت دارین
شغلی که از آن نفرت دارین شاید شما رو دیوونه کنه اما تاثیرات جانبی اون می تونه بالاتر از احساسات و احساسات شما نقش داشته باشه. تحقیقی که در Journal Human Relations منتشر شد دریافت: آدمایی که در سازمانایی که بیرون از تعهدشون عمل میکنن و یا محدودیتای شغلی دارن نسبت به بقیه کارکنان تمایل بیش تری دارن تا “مشکلات سلامت جسمی بیش تری رو تجربه کنن!” مثل: استرس و خستگی بیشتر از اندازه.

محقق میگه: هرچه احساس فرد به سازمانی که واسه اون کار می کنه کم تر باشه، اندازه همکاری اون طبق تعهدی که داره هستش.

رفت و اومد به سر کار
هر روز ساعات زیادی رو صرف رفت و اومد کردن به محل کار هستین؟

اگه جواب شما مثبته، پس شاید دلیل استرسایی که دارین هم همین رفت و آمدها باشه. محققان دانشگاه مونترال به این نتیجه رسیدن که رفت و اومد روزانه بیشتر از ۲۰ دقیقه یکی از دلایلی اساسی واسه خستگی و رفت و اومد ۳۵ دقیقه ای و یا بیش تر افزایش بدبینی نسبت به کار شما رو شامل می شه. البته اندازه و تنوع استرس شما بستگی به راه و نوع رفت و آمدتان هم داره.

ارتباطات همکاری
هیچکی شما رو مجبور نمی کنه تا با همکارتون مثل یک دوست برخورد کنین. اما دوست بودن با همکاران، واسه سلامتی شما مفیدتره. طبق مطالعه لینکداین، خیلی از کارکنان احساس می کنن که دوستیای محیط کاری باعث خوشحالی اونا شده، بهره وری اونا رو زیاد کرده و انگیزه اونا رو زیاد می کنه.

از طرف دیگر، حولوحوش منفی در محیط اجتماعی کاری می تونه به مسائل و مشکلات جسمی و ذهنی تبدیل شن. مثلا، اثرات احساسی زورگفتن در محیط کار به طور کاملً روشنه اما تحقیقی که در Management Communication Quarterly منتشر شد نشون میده که قربانیان این زورگوییا در سکوت رنج می برن چون می ترسن که برچسبایی مثل کسی که زود گریه می کنه، شاکی و … بگیرن. ندیده گرفته شدن به وسیله همکاران هم بسیار مضره. طبق مطالعه Sauder School of Business دانشگاه بریتیش کلمبیا، کارکنانی که در محل کار احساس دوری شدن رو تجربه می کنن به مراتب تمایل بیش تری به گزارش دادن درباره مشکلات سلامتی دارن.

امیدوارم که شناسایی این موارد به بهتر شدن وضعیت کاری شما عزیزان کمک کنه. جهت مشاوره کار و کاسبی با کارشناسان مجموعه پدیده فکر مهتر می تونین از روش اینجا دست به کار شین.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

از کجا بدونیم که فشار کاری بر سلامت ما اثر میذاره؟

از کجا بدونیم که فشار کاری بر سلامت ما اثر میذاره؟
وقتی که می پرسیم: کار شما کشندهه یا نه؟ زیاده روی نکرده ایم، طبق تحقیقاتی که در دانشگاهای هاروارد و استنفورد انجام شده هرساله حدود ۱۲۰ نفر از فشار کاری جون می بازن! بله درست شنیدید. این اندازه فوت در سال، از تعداد آدمایی که دچار بیماریایی چون دیابت و آلزایمرند هم بیش تره.

شما رو اینجور خطری تهدید می کنه؟

این آزمایش رو دنبال کنین و به تموم سوالات جواب بدین. بعد امتیازها رو جمع آوری کرده و در آخر به نتیجه ای که در انتهای مطلب قرار گرفته مراجعه کنین.

 
۱- چیجوری سر کار می رید؟

الف: با موتور / پیاده روی می کنم (۰)

ب: از اتوبوس استفاده می کنم/ با ماشین فاصله کوتاهی رو طی می کنم (۱)

ج: با ماشین و وسایل نقلیه عمومی فاصله طولانی رو طی می کنم (۲)

طبق تحقیقات انجام شده در دانشگاه واشنگتن آمریکا، رانندگی در صبح باعث بالا رفتن فشار خون و افزایش چربیای شکم می شه.
اما کسائی که صبح پیاده روی می کنن یا از موتور واسه رفتن به سر کار خود استفاده می کنن خطرهایی مثل دچار شدن به بیماریای دیابت و چاقی رو در خود کاهش میدن. هم اینکه آدمایی که وسایل نقلیه عمومی رو به محل کار می برن خطر اینجور بیماریایی رو در وجود خود کم می کنن.

۲- اگه مدیرتون واسه شما یک پیام فرستاد اولین فکری که درباره اون می کنین چیه؟

الف. مدیر میخواد روز جمعه با هم به رستوران بروبم و قهوه میل کنیم (۰)

ب. “واووو” مدیر به من فکر میکنه! (۱)

ج. وای خدای من بازم به من پیام داد (۲)

اگه کارکنان همیشه احساس کنن کسی قدردان اونا نیس؛ همیشه احساس می کنن کاری خسته کننده و کُشنده دارن. این حس می تونه ۷۹ درصد بیماریای قلبی عروقی رو در وجود شما زیاد کنه.
طبق تحقیقات انجام شده در مرکز تحقیقاتی بریتانیا بیش تر مدیران اصرار دارن تموم کارکنان به همه دستورات اونا عمل کنن.

۳- جلسهای کاری باعث می شه نتونین صبحونه و کیک مورد علاقه خود رو بخورین؟

الف. نه! تموم کارکنان صبحونه میل می کنن (۰)

ب. بله، اما برخلاف میل خودم ففط یه تکه کیک می خورم (۱)

ج. بله، میل می کنم طعم کیک رو خیلی دوست دارم (۲)

خوردن دو تکه کیک در هفته همراه با خامه باعت اضافه شدن وزن شما تا ۱۰ کیلوگرم در سال می شه. طبق تحقیقات انجام شده در دانشگاه “مینه سوتا” در آمریکا علاقه داشتن به خوردن چیزی باعث می شه در آینده به خوردن چیز دیگری رقبت کنین.
پس باید به تیم خود پیشنهاد کنین صبحونه ای سالم بخورن مثل خوردن میوه.

۴- زمان خوردن ناهار شما چند دقیقهه؟

الف. ۲۰ دقیقه (۰)

ب. ۱ ساعت (۱)

ج. زمان ناهار؟ من همزمان هم ناهار می خورم و هم ایمیل خود رو می نویسم (۲)

خوردن غذا به مدت ۲۰ دقیقه استرس به دلیل کار رو به شکل عجیبی کم می کنه. اگه یک ساعت از زمان ناهار بگذره بهره وری کارکنان هم کم می شه.
پس وقت لازم رو واسه خوردن غذای مناسب اختصاص بدین و بعد از گذشتن کمتر از یک ساعت به کار خود ادامه بدین. سریع غذا نخورین این کار باعث اضافه وزن شما می شه.

۵- وقتی که همکاران شما بعد از تموم شدن کار نوشیدنی میل می کنن شمام به اونا ملحق میشین؟

الف. بله، خودم این جلسه رو تنظیم می کنم (۰)

ب. شاید، اگه مشغول کاری نباشم (۱)

ج. نه! من این کارا رو دوست ندارم (۲)

کارکنانی که با همکاران خود ارتباطی صمیمی ندارن، احتمال مرگ اونا در ۲۰ سال آینده حدود ۲٫۴ درصد بیش تر از دیگر کارمندانه.
اگه جای کار و کاسبی شما واسه این جلسات تفریحی مناسب نیس، تلاش کنین در آخر هفته با دوستای خود به تفریح برید و با هم چیزی بخورین. بیرون از امور کاری با هم صحبت کنین تا بیش تر با هم آشنا شید.

۶- در هفته چند ساعت کار می کنین؟

الف. ۴۰ ساعت در هفته از صبح تا ظهر (۰)

ب. بیش تر از ۴۰ ساعت در هفته از صبح تا بعد از ظهر (۱)

ج. بیش تر از ۴۰ ساعت از صبح تا شب (۲)
کار کردن غیر منظم تا ۲۳ درصد باعث افزایش خطراتی چون سکتهای قلبی می شه. چک آپ منظمی واسه خود داشته باشین. کار کردن بیشتر از ۱۱ ساعت باعث افسردگی کارکنان می شه.

نتیجه پایانی

۱- اگه میانگین امتیازات شما (۴-۰) باشه؛ شما فوق العاده هستین، و به شکل به طور کاملً درستی کار می کنین. پس به کسائی که این موارد رو رعایت نمی کنن هم کمک کنین.

۲- اگه میانگین امتیاز شما (۸-۵) باشه واسه بهتر شدن شرایط خود تلاش کنین. از این آزمایش واسه موفقیت خود استفاده کنین.

۳- اگه میانگین امتیاز شما (۱۲-۹) باید به شکل زیادی کار خود رو بررسی کنین. اگه نتونستید شرایط رو بهتر کنین کار خود رو عوض کردن کنین.

[تعداد: ۱۰    میانگین: ۴.۲/۵]

از کجا بدونیم که اندازه حقوق ما نسبت به بقیه چیجوریه؟

از کجا بدونیم که اندازه حقوق ما نسبت به بقیه چیجوریه؟
سخته در محل کار خود بخوایم حقوق همکاران مون رو چک کرده و اونو با حقوق خود مقایسه کنیم!

نبود کنترل حقوق بقیه صفتی عمومیه که در همه کارکنان هست. همه از خود این سئوال رو می پرسن، که درخواست حقوقی که دارم کمه یا نه! اما جواب این سئوال بسیار سخته خصوصاً که نمی تونین حقوق خود رو با بقیه مقایسه کنین.
همه فکر می کنن کمتر از آن چه که فکر می کنن درخواست حقوق کردن، امروز می خوایم با ارائه نکتهایی، این قضیه رو واسه شما روشن کنیم. با پدیده فکر مهتر همراه باشین.

میانگین به دست اومده حقوق
ممکنه که واسه استخدام به شرکتی رفته باشین و حقوق کمی که نسبت به کار خود رو قبول کنین. این قضیه ممکنه واسه بیش تر کارکنان پیش بیاد. کارمندان از ترس از دست دادن کار، حقوقی کم رو نسبت به بهره وری خود قبول می کنن. اگه در طول سالیان زیاد پیش شرکت کار کردین و حقوق شما اضافه نشد؛ شایدً به این دلیله که کم تر از آن چه که فکر می کنین حقوق درخواست کردین! اگه دستمزدی کم تر از یک حقوق متوسط درخواست کردین؛ افراد زیادی می تونن کار شما رو تصرف کنن.

کاری که شما باید انجام بدین اینه که اگه پروژه های اضافه ای به شما محول کردن یا کار اضافه ای انجام دادین از مدیر خود بخواهید حقوق شما رو زیاد کنه تا باعث افزایش دستمزد شما باشه.

کمتر از میانگین عمومی
همونجوریکه گفتیم بسیار سخته حقوق خود رو با همکاران مقایسه کنین. شما نمی تونین از همکاران خود که کار شما رو در شرکت انجام میدن بپرسید “چقدر حقوق می گیرین؟” اما می تونین از کسائی که در شرکتای دیگر کار می کنن درباره دستمزد خود سوالاتی بپرسید تا بدونین نسبت به حقوق شما حقوق بالایی دارن یا نه!!!
به سراغ گوگل برید و در اینترنت جستجو کنین این کار هم می تونه به شما کمک کنه.

سایت شرکت رو کنترل کنین
مثل جاسوس رفتار نکنین، اما تموم کارایی که در سایت شرکت انجام می شه رو چک کنین. بعضی شرکتا پروژه هایی در اینترنت ارائه میدن و نسبت حقوق هر کارمند رو اعلام می کنن، اگه شرکت شما این اطلاعات رو در سایت خود قرار میده می تونین خیلی راحت اونو با حقوق خود مقایسه کنین.
اگه این اطلاعات درباره کار شما ارائه نشده باشه حقوق خود رو با کسائی که در کار رتبه پایین تری نسبت به شما دارن مقایسه کنین. امکان داره سایت شرکت اصلاً درباره این موضوع صحبتی نکرده باشه در این حالت شما می تونین کارمندانی که شرکت استخدام می کنه رو کنترل کنین و از حقوق اونا اطلاعاتی به دست بیارین.

درآمد شرکت زیاد شده، حقوق شما چیجوری؟
سخته که میانگین پیشرفت شرکتای خصوصی رو نسبت به شرکتای دولتی بدونیم! اما اینجور اطلاعاتی در همه موسسها منتشر می شه. اگه رشد شرکت بالا رفته باشه اینجور خبری سخت در بین مدیران می مونه و زود منتشر می شه. اگه فهمیدین شرکت در سال حدود ۲۰ درصد رشد داشته و به حقوق شما چیزی اضافه نکرده ان می تونین از مدیر درخواست کنین حقوق شما رو زیاد کنه.

کارکنانی که یکی پس از دیگری انصراف میدن
دلیل اول استعفای کارکنان، حقوقه. اگه شرکت شما از سیاست خاصی واسه کارکنان استفاده می کنه اما اخیراً مشاهده کردین که اندازه انصراف بالا رفته؛ مطمئن باشین که موضوع به حقوق کمِ اونا مربوط می شه نه منفی کار کردن کارکنان! این جای مسئله به شما مربوط می شه که انصراف بدین یا در کار خود باقی بمونین.

مدیر به شما توجهی نداره
اگه مدیر به کار کردن شما توجهی نداره در آخر ضرر اصلی رو شرکت می بینه.

با ندادن حقوق به کارکنان یا دادن دستمزد کم، باعث میشین تیم شما تلاش و انگیزه لازم رو واسه کار نداشته باشه که بعد از این کار بهره وری شرکت کاهش پیدا میکنه. اگه فهمیدین مدیرتون اصلاً علاقه ای نداره با شما وارد بحث شه و سخنان یا انتقادات شما رو گوش بده؛ مطمئن شید اصلاً نمی خواد حقوق شما رو زیاد کنه. این انصراف، بزرگ ترین دلیل واسه نبود دادن دستمزد نیاز به شماس.

[تعداد: ۹    میانگین: ۴.۳/۵]

از کجا بدونیم که پروژه نیاز به نرم افزار هوشمند داره؟

از کجا بدونیم که پروژه نیاز به نرم افزار هوشمند داره؟
کار روی پروژه جدیدی رو شروع کردین؟ کار و کاسبی ای تجاری شما به نرم افزار نیازمنده؟

بیش تر شرکتایی که پروژه های جدیدی رو طراحی می کنن به دنبال نرم افزار هوشمند واسه کار خود هستن. اما لازمه بدونیم که واقعاً پروژه شما به نرم افزار نیاز داره؟ این سئوال رو باید قبل از شروع پروژه خود از خودتون بپرسید.
نرم افزارهای هوشمند واسه بیشتر شرکتا و پروژه ها مناسبه اما واسه همه نه!
اگه جواب شما به سوالات زیر مثبت باشه یعنی می تونین نرم افزار هوشمند واسه کار و کاسبی خود طراحی کنین.

– توانایی استفاده از قدرت “ارتباط با ۲۴/۷ درصد از مشتریان خود” رو دارین؟

این سئوال بسیار ساده س! کی دوست نداره با مشتریان خود ارتباط نداشته باشه و کی می تونه از اینجور قدرتی استفاده نکنه.

– می تونین نرم افزاری با قابلیتای زیاد و استفاده آسون تولید کنین تا هویت بازاریابی شما رو منتشر کنه؟

جواب به این سئوال رو خیلی از شرکتای کوچیک نمی دونن؛ اما حجم کار و کاسبی شما هر اندازه که باشه طراحی نرم افزاری هوشمند با قابلیتای زیاد، کم تر از طراحی یک شبکه اجتماعی به حساب نمی ره.

– پروژه جدید شما می تونه از این نرم افزار استفاده کنه؟

جواب به این سئوال هم بسیار ساده س!؛ اما در بین این سه سئوال، مهم ترین هستش. ممکنه رسیدن به مشتریان در طول روز چیزی تحریک کننده واسه سرمایه گذاری باشه اما شرکت چیجوری از این نرم افزار استفاده کنه؟

نیازای شما از این نرم افزار طبق کار و کاسبی و مراحل رشد و پیشرفت پروژه فرق داره، اما اگه این انتخاب از مراحلی باشه که اینک واسه شما توضیح می دیم پس ساختن یک نرم افزار هوشمند واسه کار شما لازمه.

۱- پیشرفت در بازار نسبت به رقبا
اگه در بازاریابی با نرم افزارهای هوشمند گوشی، حریف ندارین، پس این بزرگ ترین فرصت واسه شما جهت رسیدن به مشتریان جدیده. وجود برنامه هوشمند در گوشی واسه کار و کاسبی شما در بازار به معنی یک امتیاز واسه شما حساب می شه البته اگه حریف شما این نرم افزار رو واسه بازاریابی پروژه خود طراحی نکرده باشه.

۲- برآورده ساختن نیازای مشتریان
بعضی وقتا رسیدن به شما و یا محصول تون واسه مشتری کار راحتی نیس؛ به طور مثال: اگه شما وب سایتی دارین که راهنماییای پزشکی رو به مردم ارائه میده پس وجود نرم افزاری هوشمند واسه این کار به طور کاملً لازمه.

۳- دشت کردن مشتریان جدید
تصور کنین مشتری بین شکلای جور واجور نرم افزارها به دنبال نرم افزار مربوط به کار خودش باشه مثل برنامه ای که بتونه با اون حسابای شخصی خود رو کنترل کنه یا ممکنه دنبال برنامه ای واسه تنظیم زمان خود باشه اگه برنامه شما از این دسته نرم افزارها باشه و از کیفیتی مناسب هم برخوردار باشه بدون شک از نرم افزار شما استفاده می کنه.

۴- افزایش رفت و امد با مشتریان
بدون هیچ راه ارتباطی رفت و امد با مشتری پایدار نخواد موند استفاده کردن از ایمیل راه مناسبیه اما واسه این کار باید از کامپیوتر خود استفاده کنین با داشتن نرم افزاری هوشمند می تونین با مشتریان خود رفت و امد داشته باشین.

۵- بهره وری از نرم افزار
اگه پروژه جدید شما مشتریان زیادی داره می تونین از روش این برنامه مدلی سودآور از این راه به دست بیارین. مشهورترین این مدلا تبلیغاته، تصور کنین به جای تبلیغات در وب سایتا می تونین هر تبلیغ جدیدی رو از روش این نرم افزار مشاهده یا ارسال کرده و فروش خود رو بالا ببرین.

۶- کارکرد اجناس و خدمات خود رو آزمایش کنین
با استفاده از این برنامه هوشمند تموم نظرسنجیای مشتریان درباره اجناس خود رو بخونین و به اونا جواب بدین. هم اینکه به شکل زنده می تونین به سوالات اونا جواب بدین بیش ترین کالاهایی که مشتریان از اونا استقبال می کنن چیه؟ چه خدماتی رو بیش تر دوست دارن؟ چه زمانی اجناس شما بیش تر فروش داره؟ همیشه مشتری واسه محصول شما هست؟

۷- چیزی که رو که تولید می کنین به مشتری ارائه بدین
این دلیل مهم ترین بخش طراحی یک نرم افزاره. با وجود اینکه این برنامه فواید مختلفی داره اما فرصت مناسبی رو هم واسه ارائه اجناس به مخاطب جفت و جور می سازه. با این کار میفهمید مشتری چقدر به محصول شما علاقه منده.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

از کجا بدونیم که کسب وکار به مدیر شبکه های اجتماعی نیاز داره؟

یک مدیر شبکه های اجتماعی چه کارایی رو می تونه واسه شما کسب وکارتون بکنه؟ باید به جواب این سئوال تسلط داشته باشین.

مدیر شبکه های اجتماعی
همه کسب وکارها، امروز می دونن که شبکه های اجتماعی نقش بزرگی دارن و دست کم باید به ایجاد حساب کاربری فیسبوک یا توییتر دست به کار شن. موضوع اصلی اینه که این قضیه هم اهمیت زیادی داره و در عین حال، باید هزینه هم براش صرف کنین. اما فکر می کنین یک کسب وکار کوچیک واقعاً به یک مدیر شبکه های اجتماعی مخصوص و متخصص نیاز داشته باشه؟

شک نداشته باشینً صاحب کسب وکار، خود به شخصه، میتونه در آخر هفته ها مراقب این فعالیتای مجازی باشه و شاید هم بگید یک دانشجوی کالج که اطلاعات کلی از این نوع فعالیتای شبکه های اجتماعی داره بتونه کمک کننده خوبی به نظر برسه.

شاید بهتره بدونین که فعالیتای شبکه های اجتماعی خیلی بالاتر از توییت کردن چند پسته. واسه دریافت بیشترین حد امتیازات از رسانه های اجتماعی نیازمند دوراندیشی، درک مناسبی از روش هدف دار کسب وکار و همینطور توانایی ارتباط با بقیه می باشین.

در این پست چند نکته لازم رو میگیم تا بدونین که کسب وکارتون به مدیر رسانه های اجتماعی مخصوص نیاز داره یا نه! امیدوارم به درد بخور واقع شه.

داشتنِ برنامه
هر کسب وکاری، حسابای کاربری شبکه های اجتماعی واسه ارتقای فعالیتای خودش ایجاد کرده. اما سئوال اصلی اینه که چیجوری باید اونو انجام داد؟

کسب و کارای زیادی، بعضی وقتا و بیگاه، فقط واسه انتشار فروش ویژه و یا چیزی باحال، وارد حساب کاربری خود شده و پس از منتشر کردن، دوباره اونو ترک می کنن. این خصوصاً زمانی اتفاق می افته که فعالیتای شبکه های اجتماعی به وسیله مالک کسب وکار انجام شه چون مشغله های زیادی داره. اما بهتره بدونین که فعالیت خیلی کم و بعضی وقتا و بیگاه، خیلی بدتر از هیچوقت استفاده نکردن و اصلاً فعالیت نداشتن در شبکه های اجتماعیه. یک کسب وکار هیچوقت نمیتونه از یاد ببره که حساب کاربری اش در رقابت با میلیونا حساب دیگر در سطح اینترنت قرار گرفته و بروزرسانی بعضی وقتا و بیگاه باعث فراموش شدن می شه.

این اولین دلیل واسه این امره که به چه دلیل کسب وکار به شخصی واسه مدیریت فول تایم حسابای کاربری شبکه های اجتماعی داره -نه بروزرسانی کم در ساعات آزاد صاحب کسب وکار!

به گفته فوربس، پست گذاری ایده آل در توییتر، ۱ تا ۵ پست در روزه در حالیکه تعدادی کم تر از اونم واسه فیسبوک قبول کردنیه. کسب وکار نه فقط باید پست بزاره، بلکه باید اونو با برنامه پیش ببره. باید روش هدف دار خاصی رو واسه جلو بردن این فعالیتا داشته باشه.

مطلب پیشنهادی: نکته های طلایی واسه مدیریت کسب وکارتون در تلگرام

تکست، ویدیو، تصاویر
پیچیدگی پست گذاشتن در شبکه های اجتماعی اینه که اگه بخواهید رفت و امد بیش تری رو در هر پست به دست بیارین -بازاریابی چشمی- تصاویر و ویدیوها اهمیت زیادی داشته و لازم می شن. چون همه افراد توییت متنی پست می کنن، ایجاد تصاویر در ارتباط و یا حتی ویدیو، به طور کامل متفاوت به نظر میاد.

البته این حتماً معنیش این نیس که مدیر شبکه های اجتماعی شما حتماً گرافیست و طراح باشه. اما ایجاد ویدیوهایی -از روش اینستاگرام و یا اسنپ چت- کسب وکار شما رو با اعتبار و ارزش خاصی ارج می نهد. پس تصویر زمینه ای با طراحی گرافیکی هنوزم یک مهارت پسندیده واسه یک مدیر شبکه های اجتماعی هستش.

برندینگ در بازاریابی شبکه های اجتماعی بسیار لازمه و تنها با وب سایتای اجتماعی چشمی مثل اسنپ چت، رشد می کنه. یک مدیر شبکه های اجتماعی ، می تونه این مفهومی از استایل و سبک رو که هیشکی دیگه دارا نیس، دربر بگیره.

حسابای کاربری متفاوت، روشای هدف دار متفاوت
خیلی از کسب وکارها، معمولاً حسابای کاربری فیسبوک و توییتر دارن اما راجبه حساب اسنپ چت، پینترست، لینکداین یا بسیاری دیگر از شبکه های اجتماعی دیگر چیجوری؟

یک مدیر شبکه های اجتماعی می تونه زمانی رو صرف تحقیق این موضوع کنه تا ببینه کدوم یک از وب سایتا فرصتای بهتری رو واسه کسب وکار جفت و جور می کنن. چون هر کدوم از این وب سایتا از جمعیتای مختلفی پر هستن کسب و کارای مشخص، می تونن ارزش بیش تری رو با متمرکز شدن روی وب سایتای مشخص به دست بیارن.

[تعداد: ۸    میانگین: ۴.۶/۵]

اسامی کاندیداهای تایید صلاحیت شده ریاست جمهوری ۹۶

اسامی کاندیداهای تایید صلاحیت شده ریاست جمهوری که چند روزه همه رو منتظر خود گذاشته امشب منتشر شد.

اسامی کاندیدای تایید صلاحیت شده ریاست جمهوری
وزارت کشور اسامی کاندیدای تایید صلاحیت شده ریاست جمهوری به وسیله شورای نگهبان رو اعلام کرد.

از مدتا پیش بحث و گفتگو بر سر تایید و نبود تایید صلاحیت کاندیدای ریاست جمهوری بر سر زبون هاست.

همونطور که میدونید انتخابات پیش رو یکی از مهم ترین مسائل کشور عزیزمونه. که بر روند زندگی و معیشت ما تاثیر گذاره. انتخاب هر کدوم از کاندیدا می تونه روند اقتصادی جدیدی رو جلو ما بذاره. از همین رو پدیده فکر مهتر اخبار این بخش رو در اختیار صاحبان، فعالان، استادان، دانشجویان و علاقه مندان بخش کار و کاسبی قرار میده.

به گفته وزارت کشور، محمود احمدی نژاد، حمید بقایی، محمد هاشمی از سرشناسترین افراد رد صلاحیت شده هستن.

طبق این اعلام ۶ نفر از ثبت نام کنندگان تایید صلاحیت شدن که به ترتیب حروف الفبا عبارتند از: اسحاق جهانگیری، حسن روحانی، ابراهیم رئیسی، محمد باقر قالیباف، مصطفی میر سلیم و مصطفی هاشمی طبا.

با در نظر گرفتن اعلام اسامی کاندیدای تایید صلاحیت شده ریاست جمهوری باید دید هر کدوم از این کاندیدها در ادامه راه چیجوری به اعلام برنامه های خود می پرازن.

شورای نگهبان قانون اساسی صلاحیت محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور قبلی این کشور رو واسه نامزدی در دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رد کرده.
بنا به اعلام ستاد انتخابات ایران نامزدهایی که صلاحیت اونا تایید شده (به ترتیب الفبا) اسحاق جهانگیری، حسن روحانی، ابراهیم رئیسی، محمد باقر قالیباف، مصطفی میرسلیم و مصطفی هاشمی طبا هستن.

[تعداد: ۷    میانگین: ۴.۷/۵]

اسامی ۱۰۰ برند برتر ایران

به گفته، روش انتخاب برندهای برتر در مرحله اول بر مبنای سهم از ذهن مصرف کنندگان انجام شده که در این مرحله ۲۵۰ شرکت در ۱۳۱ بخش صنایع و خدمات، ۱۰۰ برند برتر هم در مرحله دوم و طبق مدل تحقیق انتخاب شدن..
با برگزاری مراسم اختتامیه دومین جشنواره فرامرزی انتخاب بهترین نام و نشانای تجاری ایران، یکصد برند برتر ایران معرفی شدن.

در این جشنواره ۱۰۰ نام و نشون  تجاری در ۲۴ صنعت  و از بین ۳۵۰ برند، در بخشایی مثل مواد غذایی، فرش، خدمات مالی و پولی، آموزشی، صنعت و معدن، داروسازی و هم اینکه استادان انتخاب در مورد علم بازاریابی و نشریات منتخب، معرفی شدن.

طبق این گزارش ۲۰ برند انتخاب شامل بانک صادارت، همراه اول، ایران خودرو، زرماکارون، پارس خودرو، استیل البرز،  یک و یک،  گلبافت، تکدانه، داروپخش، بهروز، دلپذیر، سپهر الکتریک، ارژن، خوشخواب، نوین زعفران، هاویلوکس، بوف، تلاونگ و گلرنگ دارای دریافت تندیس و لوح سپاس از دومین جشنواره یکصد برند برتر ایران شدن.

۱۰۰ برند برتر ایران شامل ارژن، استیل البرز، اشی مشی، الوان، اسنوا، اونه، ایران ایر، ایران خودرو، ایران رادیاتور، ایرانسل، ایساکو، آبسال، آیدین، بانک اقتصاد نوین، بانک پاسارگاد، بانک تجارت، بانک صادرات، بانک ملت، بانک ملی، بوتان، بهروز، بوف، بیمه ایران، بیمه آسیا، بیمه پارسیان، بیمه کارآفرین، پارس خزر، پارس خودرو، پاکسان، پالاز موکت، پگاه، پلان، پومر، پونل، تاژ، تک ماکارون، تکدانه، تلاونگ، تولی پرس، جلیس، چی توز، چینی زرین، چینی مقصود، حلوای عقاب، خوشخواب،  داروپخش، داروسازی فارابی، داروسازی اکسیر، داروگر، دامداران، دایتی، دلپذیر، رازی، زرماکارون، زمزم، سحرخیز، سایپا، سپهر الکتریک،  ستاره کویر یزد، سن ایچ،  شیرین عسل، شیلتون، صحت، صنام، ظریف مصور، فرش بزرگ زاده، فرش مشهد، فومن شیمی، قالی سلیمان، قلم چی، کاچیران، کاله، کبریت توکلی، گاج، گلبافت، گلرنگ، گلستان، لاستیک روشن، لادن، لایکو، مادیران، مانا، ماهان، مزمز، مهرام، میهن، مانی، بهران نفت، نفت پارس، نوشین، نوین چرم، نوین زعفران، نیلپر، هاکوپیان، هاویلوکس، همراه اول، همکاران سیستم، هواپیمایی ماهان، یک و یک و خلیج فارسه.

اختتامیه دومین جشنواره فرامرزی بهترین نام و نشانای تجاری ایران (یکصد برند برتر ایران) با شعار “خلیج همیشگی فارس ماندگارترین برند ایران”، در مرکز همایشای فرامرزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران برگزار شد.

[تعداد: ۱۳    میانگین: ۳/۵]

کار و کاسبی چه چیزایی نیس؟

کار و کاسبی
واسه اینکه بفهمیم کار و کاسبی چیه، بهتره اول بفهمیم کار و کاسبی چه چیزایی نیس:
کار و کاسبی یک اتفاق و همایش کارآفرینی نیس.
یک سایت یا یک اپ موبایل، حتما یک کار و کاسبی نیس.
کار و کاسبی یک شرکت کوچیک که در حال درآمدزایی و رشده، نیس.

طبق تعاریف جور واجور از نویسندگان و محققان این بخش، مثل آقای استیو بلنک، اریک ریس، و کتابا و منابع جور واجور، بهترین و جامعترین تعریفی رو که واسه یک کار و کاسبی میشه نشون داد، به نظر من، اینه:
کار و کاسبی یک سازمان موقته که با هدف پیدا کردن یه مدل کار و کاسبی تکرارپذیر و اندازه پذیر بوجود اومده.

سازمان: منظور از سازمان هر نوع مجموعه ایی از افراد (یا حتی یک نفره)، وسیله ها، و روابط بین اوناس، چه به شکل شرکت ثبت شده باشه چه نشده باشه. چه دفتر کار داشته باشه چه در زیر زمین خونه قرار داشته باشه.

موقت: یعنی کار و کاسبی ۱۰ ساله معنی نداره. کار یک کار و کاسبی پیدا کردن سریع مدل کار و کاسبی مناسب طبق تعریف بالا، در کمترین زمان ممکنه. سرعت و زمان عوامل مهمی در موفقیت یک کار و کاسبی هستن. هر چی دیرتر مدل کار و کاسبی مورد نظر رو کشف کنه شانس اینکه رقیبانش زودتر به نتیجه برسن و هم اینکه صبر، حوصله، انرژی و توان مالی گرداننده یا گردانندگان اون به سر رسد، بیشتره.

پیدا کردن: این کلمه مهمی در این تعریفه. یک کار و کاسبی، واسه پیدا کردن هدفش در حال جستجوه. همیشه در حال تحقیق و پیشرفته. و باید بتونه مدل کار و کاسبی مورد نظر رو کشف کنه، و تکرارپذیر و اندازه پذیر بودن اونو واسه خود ثابت کنه.

نبود قطعیت: یک عبارت مهم دیگر پنهاندر تعریف استارتاپا، نبود قطعیته. شما به عنوان یک کار و کاسبی، دقیقا نمی دونین که کدوم روش جواب میده و کدوم جواب نمی ده. شما به عنوان یک کار و کاسبی مطمئن نیستین که جواب درست کدامه. در گفتار عامیانه، استارتاپا، نمی دونن چیکار دارن می کنن پس شما و هم تیمیاتون باید آدمایی باشن که با قدم گذاشتن در وادیای نامعلوم و آزمایش و خطا، شکست خوردن و رد شدن، مشکل و ترسی نداشته باشن.

مدل کار و کاسبی (Business Model) : مجموعه ایی از روش ها و راهکارهاییه که یک شرکت، بنگاه یا سازمان واسه ایجاد، ارائه و گرفتن ارزش (اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، و …) بکار می بره. که با طرح کار و کاسبی (Business Plan) نباید اشتباه گرفته شه.
بیشتر بدونین: واقعا واسه شروع یک کار و کاسبی به طرح کار و کاسبی (Business Plan) نیازه؟!

تکرارپذیر: یعنی اینکه اون مدل کار و کاسبی که با هدف درآمد زایی ایجاد شده رو بشه بارها تکرار کرد و به ازای هر تکرار، درآمد زیاد شه. یعنی در کلام ساده تر، بشه محصول یا خدمت ارائه شده رو تولید انبوه کرد.

اندازه پذیر: یعنی اینکه بشه اون مدل کار و کاسبی رو در آینده با افزایش پول و پله و سرمایه ، نیروی انسانی و … پیشرفت داد و روشای ایجاد، ارائه و کسب ارزش رو بهتر، سریعتر و بیشتر کرد.
تکرارپذیری و اندازه پذیری یه مدل کار و کاسبی، با خود، امکان رشد رو به همراه میارن. پس، هدف یک کار و کاسبی، رشد سریعه. این دو معنی مهم هستن که سودآوری و پولدار شدن رو واسه شما به ارمغان میارن.

واسه درک بهتر این دو به این مثال در دنیای غیر استارتاپی توجه کنین:
آبمیوه فروشی دوره گرد رو در نظر بگیرین که روی چرخ دستی اش آبمیوه می فروشه. اون باید هر روز صبح میوه ها بخره، اونا رو بشین، در چرخش بذاره و کوچه به کوچه مسافتای طولانی رو طی کنه، داد بزنه، بلکه مشتریان به سراغش بیان. بعد به درخواست هر یک مشتری، با آبمیوه گیر دستی، آب میوه دلخواه اونو بکنه. و دستمزدش رو طلب کنه. این آبمیوه فروش دوره گرد واسه اینکه کسب و کارش رو از دست نده، هر روز باید همه این کارا خسته کننده رو تکرار کنه. اگه چند روزی هم مثلا به دلیل مریضی نتونه از خونه بیرون بیاد، اون روزها درآمدی نداره.
حال اگه این آبمیوه فروش بتونه میوه های زیادی رو یکجا خریداری و نگه داری کنه، به جای آبمیوه گیر دستی، از آبمیوه گیر برقی استفاده کنه، و به جای یک چرخ، چندین چرخ داشته باشه و آدمایی رو استخدام کنه که چرخا در مناطق جور واجور شهر بگردانند و آبمیوه بفروشن، می تونه خود، بر کارا مدیریت کنه و پولا رو جمع آوری کنه. دستمزد کارگرانش رو بده و سود خودشو برداره. حال اگه هرچند روز هم از خونه بیرون نیاد، کسب و کارش از بین نخواد رفت و همه اون روزها درآمدش سرجایش باقیه.
حالا این رو با یک کارخانه آبمیوه گیری صنعتی مقایسه کنین که همه چیز اتوماتیکه و اندازه تولید و اندازه بازار اون خیلی خیلی بزرگتره.

یک مثال در ارتباط واسه دنیای استارتاپی:
یکی از آشناترین مثالایی که میشه واسه مفاهیم تکرارپذیری و اندازه پذیری در دنیای استارتاپا زد، فیسبوک در ماه ها و سالای اولشه. مارک زاگربرک بنیانگذار فیسبوک، فیسبوک رو از خوابگاه دانشگاهش (هاروارد) شروع کرد. این سایت، در اول به وسیله دانشجویان همکلاسی اش مورد توجه قرار گرفت و بعد دانشجویان دانشگاهای دیگر به اون پیوستند. در حالی که تنها یک سایت بود، روز به روز به کاربرانش اضافه می شد. مارک زاکربرگ به همراه همکارانش در ماه ها و سالهای ساده فیسبوک، واقعا نمی دونستن که میخوان چیکار کنن و سرنوشت این کارشون به کجا می کشه. اونا در اول مدل درآمدزایی نداشتن و نمی دونستن چیجوری باید از وب سایتی با این همه کاربر پول در بیارن. تا اینکه در سال ۲۰۰۴ زاکربرگ دانشگاه رو آزاد کرد و به همراه دوستانش به سیلیکان ولی نقل جای کرد تا تموم وقت و انرژی اش رو روی پیشرفت فیسبوک بزاره. اونا شدیدا به دنبال مدل درآمدزایی بودن که اولین چیزی که به ذهنشون رسید تبلیغات آنلاین بود.
البته درباره داستان رشد و شکستا و موفقیتای فیسبوک، در دوره آموزشی ویدیویی «تبدیل ایده به کار و کاسبی: ۱۰ چیزی که موسس فیسبوک آرزو داشت زودتر می دونست! » به شکل کامل و با جزئیات توضیح داده ام.

جایگاه نوآوری در کار و کاسبیا:
استارتاپا، معمولا دور ایده های نوآورانه و خلاقانه بنا می شن. فرد یا آدمایی خوشفکر، با ایده های نو، در جستجوی روشایی واسه کسب درآمد از آن ایده و تولید انبوه اجناس یا خدمات طبق اون ایده هستن. نوآوری در استارتاپا، به شکل نوآوری در بازار یا نوآوری در اجناس و خدمات خود رو نشون میده.

طبق تعریف بالا، میشه به توضیح زیر تعدادی از باورهای نادرست رو اصلاح کرد:
یک) هر استارتاپی لازم نیس حتما در بخش کامپیوتر و اینترنت باشه. دلیل اینکه بیشتر سر و صداها در باره استارتاپا از این بخش بلند می شه ۲ دلیل مهمه:
روز به روز هزینه سخت افزار، نرم افزار و زیرساختای لازم واسه راه اندازی کار و کاسبی در این بخش کاهش پیدا میکنه و پس با کمترین سرمایه ها، میشه شروع به کار کرد.
در خیلی از کسب و کارای این بخش بیشتر با آماده کردن بسترهایی که بشه در اونا تعداد کاربران، تعداد پردازندها، اندازه حافظه دائمی و موقت، پهنای باند، و… رو بالا برد، میشه به تکرارپذیری و اندازه پذیری رسید.

دو) هر سایت یا اپ موبایل، حتما نمیتونه با تعریف کار و کاسبی جور دربیاد. این طور باید گفت که، بیزنس پشت اون سایت مهمه که اگه به دنبال پیدا کردن یک بیزنس-مدل تکرارپذیر و اندازه پذیر با هدف رشد سریعه، جزو تعریف کار و کاسبی قرار می گیره.

سه) کسب و کارای کوچیک، حتما کار و کاسبی نیستن. مثلا یک پیتزا(کش لقمه)(کش لقمه) فروشی محلی که سالهاست ساندویچ و پیتزا(کش لقمه)(کش لقمه) رو به یه روش ثابت شده قبلی می فروشه و مشتریان و درآمدش در حال افزایشه، کار و کاسبی نیس. چون که صاحبان اون از اول مدل کار و کاسبی خود رو طبق تجربیات و مدلهای موجود قبلی انتخاب کردن (پیتزا(کش لقمه)(کش لقمه) فروشی) و تقریبا با دید باز و خیال مطمئن تری، نسبت به آینده، اون پیتزافروشی رو راه اندازی کردن.

طرز فکر استارتاپی:
چون همیشه شرکتای بزرگ و جا افتاده، به وسیله شرکتای نوپا مورد تهدید قرار میگیره و بیشتر از بین می رن، این شرکتای بزرگ به محض اینکه خود رو در خطر ببینن، تلاش می کنن تا جلوی این خطر رو با راه اندازی یک واحد جدید در داخل یا بیرون مجموعه خود بگیرن. چون معمولا، واحدهای کوچکتر، چابکتر از سازمانا و شرکتای بزرگ هستن، این راه، راه مناسبی هستش تا این غولای بزرگ بتونن اینترسی بالا و تنبلی خود رو به کمک واحدهای کوچیک و چابک، کمتر کنن.
به خاطر همین، بیشتر شرکتای بزرگ، به این نوع طرز فکر استارتاپی پر و بال میدن و کارکنانشون رو تشویق می کنن مثل اعضای یک تیم استارتاپی کار و فکر کنن.

[تعداد: ۳    میانگین: ۵/۵]

استارتاپیا! واسه جذب استعدادهای نورانی ، پول همه چیز نیس!

جذب استعدادهای نورانی واسه کسب وکار، از آرزوهای اصلی صاحبان کسب وکاره.

جذب استعدادهای نورانی واسه استارتاپیا
با در نظر گرفتن سیر تحولی بازار و واسه مرتفع کردن انتظارات، استارتاپا امروز بیشتر از بقیه کسب و کارا در صدد جذب استعدادهای نورانی هستن.

طی تحقیقات انجام شده بیشتر از نصف کارکنان قبل از سر رسید سال انتظار افزایش حقوق واسه جبران هزینه های زندگی دارن.

جبران هزینه یک قسمت مهمی از چگونگی راه اندازی ارائه ارزش کارکنانه، ولی کامل نیس. گزینه هایی مثل سهام هم وجود دارن، اما امنیت شغلی یکی از مهمترین عوامل تاثیر گذاره. بعد، گزینه سهام می تونه اثر داشته باشه.

در زیر به معرفی راه هایی می پردازیم که شرکتا و استارتاپا بتونن این استعدادای نورانی رو خوشحال کنن:

۱- آموزش کارکنان درباره ارزش سهام
ارائه گزینه سهام به کارمندان موجب تعهد و تشویق کننده ایجاد کارکرد بهتر هستش. اونا سهامدار شرکت هستن ولی نمی دونن این سهام چیجوری عمل می کنه و چه گزینه هایی در دسترس دارن. اونا ارزش سهام رو نمی بینن.

به کارکنان آموزش بدین که اون چیجوری عمل می کنه و چه ارتباطی با تحولات بازار داره. مثلا، فرق بین سهام عادی و سهام ممتاز رو واسه ایشون توضیح بدین.

۲- ارائه منافع مهم
ارائه منافع مهم یکی از راه های مهم ارج گذاشتن به کارکنان هست. منافع یکی از جنبه های پر اهمیت رضایت شغلی کارکنان هست.

برنامه های مقرون به صرفه و خصوصی سازی شده واسه ارائه امتیازات طراحی کنین. تلاش کنین تا طرحای تحت پوشش و چگونگی دسترسی به امتیازات رو به آسونی واسه اونا تشریح و تفهیم کنین، سهولت دسترسی به امتیازات رو توضیح بدین. بالاتر از بهداشت و درمان، به ارائه امتیازات بهداشت و سلامت کارکنان مثل عضویت در باشگاهای ورزشی و تفریحی، عضویت رستورانای با غذای سالم و فعالیتای فرهنگی بدین.

۳- ماموریت شرکت رو واسه اونا توضیح بدین
پول به تنهایی کارکنان رو خوشحال نمی کنه. کارکنان از کار کردن در یک شرکت معتبر احساس خوبی پیدا می کنن. کارکنان میخوان احساس کنن که بخشی از یک چیزی بزرگ تر از خود هستن، که کارکرد اونا بر رویاهایی که شرکت ساخته، تاثیر گذاره.

به طور همیشه واسه اونا از رسیدن شرکت به تصویر بزرگ اهداف سازمانی، تعریف و یادآوری کنین. این نیاز داره طنین انداز ارزشای شخصی کارکنان باشه. خیلی راحت میشه دید که اونا با بیانیه ماموریت سازمانی ارتباط برقرار کرده و نسبت به افزایش بهره وری خود عمل میکنن. اونا میخوان به حرکتای موثر و مهم در زندگی مردم ملحق شن و به عنوان بخشی از آن عمل کنن. با جفت و جور کردن این شرایط می تونین ارزشی به مراتب بیشتر از جفت و جور هزینه ها بسازین.

۴- ارائه حقوق و دستمزد رقابتی
موسس یک کار و کاسبی ممکنه به این عنوان که تازه کار و کاسبی خود رو راه اندازی کرده، پرداختی حقوق و دستمزد رو کمتر از حد عادی در نظر بگیره. گزینه سهام می تونه جانشین خوبی باشه ولی اونا واسه جبران هزینه های روزانه خود نیازمند دریافت حقوق هستن.

هیچ راهی واسه نبود پرداخت حقوقی که اونا سزاوارش هستن وجود ندارن، چراکه اونا نیروای نورانی و مستعدی هستن که مثل سوخت واسه شرکت عمل میکنن.

ایجاد تعادل در پرداخت حقوق، واگذاری سهام و تعریف و آزمایش رسیدن به ماموریت سازمانی می تونه این اطمینان رو حاصل کنه که نیروی با استعداد بتونه پایبند و موثر بکنه.

در آخر، فرهنگ و ارزشای یک کار و کاسبی باید تبدیل به یک بانک مهم شه.

[تعداد: ۴    میانگین: ۵/۵]

تیزر تبلیغاتی کوکاکولا به مناسبت سال نو در چین با شخصیت Giggling

شرکت کوکالا واسه تبلیغات سال جدید در چین، به دنبال استفاده از شخصیتای محبوب واسه به تصویر کشیدن تبلیغات خود بود. واسه این منظور با نگاهی به مجموعه گذشته به شخصیتای Giggling رسید.

این شخصیتا در گذشته به وسیله شرکت McCann در سال ۲۰۰۱ با موفقیت تونسته بودن توجه مخاطبان رو در چین به خود جلب کنن. پس شرکت کوکاکولا هم با استفاده از این تجربه موفق اقدام به تولید تیز تبلیغاتی خود کرد.

در این تبلیغات تلویزیونی می بینیم که واسه سال نو چینی، این شخصیتا با نوشابه کوکاکولا ادمای یک خونواده چینی رو واسه خوردن شام مشتاق می کنن.

امیدوارم از دیدن این تیزر تبلیغاتی لذت ببرین.

[تعداد: ۳    میانگین: ۴/۵]

تیم بازاریابی آنلاین به چه کسائی نیاز داره؟

تیم بازاریابی آنلاین
تیم بازاریابی آنلاین دارین؟ چه کسائی بر اون نظارت داشته و فعالیتای آنلاین شما رو مدیریت می کنن؟

وقتی شما استارت آپ یا کار و کاسبی تون رو راه اندازی می کنین، در اول شاید بتونین همه کارا رو خودتون به تنهایی بچرخونین. در اینجور حالتی شما نه فقط مدیر شرکت هستین، بلکه حسابدار، مدیر فناوری اطلاعات، بازاریاب و مدیر بخش خدمات مشتری شرکت هم هستین. با گذشت زمان، کار و کاسبی شما رشد می کنه و پا میگیره. اون وقته که شما به مجبور باید مدیران و کارشناسانی پیدا کنین تا با استخدام اونا بتونین کارا رو خوب پیش ببرین. تیم بازاریابی دیجیتال، یکی از اولین هسته هاییه که باید در شرکت خود راه اندازی کنین. هر چند بازاریابی دیجیتال یا همون دیجیتال مارکتینگ (Digital Marketing)، محدوده بسیار بزرگی رو در بر میگیره و پرداختن به تموم جنبه های اون، کار سخت و زمان بریه اما در این مقاله ما می خوایم پنج عنصر کلیدی این نوع بازاریابی رو به شما معرفی کنیم؛ آدمایی که می تونن تیم بازاریابی آنلاین شما رو به خوبی رونق دهند و کمپینای موفقی طراحی و اجرا کنه.

۱- استراتژیست بازاریابی
استراتژیست بازاریابی (Marketing Strategist) کسیه که مسئولیت شکل دادن فعالیتای دیجیتالی شما رو برعهده داره، پس ایشون باید خوب از حال و هوای شرکت و مشتریان شما آگاهی داشته باشه.

اینجور فردی وقتی استخدام شد، با دیگر اعضای تیم بازاریابی دیجیتال مشغول به کار می شه تا یک تقویم تولید محتوا در اختیار گروه بزاره؛ خود هم فعالیتای اونا رو پیگیری می کنه. شما به عنوان مدیر شرکت و صاحب کار و کاسبی – باید کسی رو واسه این پُست استخدام کنین که نسبت به فضای آنلاین و رویدادهای میدون مجازی، از شمّ قوی برخوردار باشه. ایشون هم اینکه باید سابقه کاری قابل قبولی در کارنامه خود داشته باشه. استراتژیست بازاریابی باید ترکیبی از مهارتای تحلیلی و نوآورانه رو با هم و باهمً تو ذهن داشته باشه، پس پیدا کردن کسی که بتونه خوب این پست سازمانی رو برعهده بگیره، خیلی سخته! اگه کسی واسه گرفتن این شغل، به عنوان درخواست کننده به شما مراجعه کرد و یا اگه خود شما گزینه ای رو واسه این کار در نظر گرفتید، دقیق و صبورانه عمل کنین: اگه خودتون با این فرد مصاحبه می کنین، بکوشید با سئوالای حرفه ای و سنجیده، سطح دانایی و مهارت مخاطب رو دریابید و آزمایش بزنین.

۲- مدیر رسانه های اجتماعی
مدیر رسانه های اجتماعی (Social Media Manager) کسیه که وظیفه داره طرحای مربوط به بازاریابی در شبکه های اجتماعی رو عملیاتی کرده و از روی کاغذ به مرحله اجرا در آورد. این مدیر، با مخاطبان و کاربران سایتای شبکه های اجتماعی سر و کار داره و با اونا رفت و امد می کنه. اینجور فردی باید در مورد رویدادهای مهم روز و روندهای جاری در فضای مجازی اطلاعات کافی داشته باشه. مدیر رسانه های اجتماعی باید بدونه چیجوری صدای شرکت شما رو به گوش بقیه – و به ویژه مشتریان بالقوه برسونه – اونم به همون روش هایی که محبوب مخاطبان شماس. اگه می خواید کسی رو واسه تصدی این پست استخدام کنین، چگونگی حضور ایشون در شبکه های اجتماعی و هم چگونگی فعالیتای مجازی اش رو به طور کامل زیر ذره بین ببرین. این روزا هر کسی می تونه ادعا کنه که در بخش رسانه های اجتماعی متخصصه، ولی شما حتی با نگاهی سریع به پروفایل خواهندگان در شبکه های مجازی می تونین مهارت اونا در این میدون رو تا حدودی محاسبه کنین.

۳- تولیدکننده محتوا
نفر بعدی، محتواساز یا ایجادکننده محتوا (Content Creator) است.این روزا تولید محتوا یکی از اولویتای اصلی خیلی از کسب و کارا به حساب میره. تیم بازاریابی دیجیتال شرکت شما اگه یک محتواساز حرفه ای در اختیار داشته باشه شک نداشته باشینً می تونه محتواهای بیش تری تولید کنه؛ محتواهایی باحال تر، هدفمندتر و مفیدتر. البته بعضی کارفرماها دوست دارن کار تولید محتوا رو به کارشناسان بیرون از سازمان بسپارند و به اصطلاح برون سپاری کنن. این روش خیلی مناسب نیس، چون اگه محتواساز در کنار شما و در جمع شما باشه، می تونه رابطه بهتری با مدیران دیگر بخشا – مثل استراتژیست بازاریابی و مدیر رسانه های اجتماعی که در بالا توضیح اون رفت – بسازه و از آن سو درک عمیق تری از کمپینای بازاریابی شما در فضای وب به دست بیاره. شما اگه به دنبال استخدام یک محتواساز حرفه ای هستین بدونین که ایشون باید در بخش ارتباطات نگارشی و شفاهی، زبده باشه و از پس تولید هر نوع محتوایی بر بیاد؛ از پستای وبلاگی گرفته تا ویدئوهای یوتیوبی. این روزا تولید محتوا به بحث روز فناوری اطلاعات تبدیل شده و کارشناسان هزار نکته باریک تر از مو در این بخش قید می کنن. کسی که قراره در شرکت شما طرف ایجادکننده محتوا رو مسئول شه، باید با این نکات کم و بیش آشنا باشه و بتونه محتواهای مهم و زیبایی واسه صفحات سایت خلق کنه. اون باید بدونه که این روزا کاربران تحت بمباران اطلاعاتی قرار می گیرن و واسه جلب نگاه کاربر و تشویق اون به دنبال کردن مطلب، یکی دو سه ثانیه بیش تر وقت ندارن! پس پیدا کردن محتواساز حرفه ای کار آسونی نیس و چه بسا به تحقیق و جستجو زیادی نیاز داره. شما از خواهندگان می تونین نمونه کار مطالبه کنین، یا از اونا بخواهید فی المجلس یک ویدیو واسه شما تهیه کرده و در اون مهارتای خود رو به نمایش بذارن.

۴- تحلیلگر داده
فرض می کنیم که شما چند مدیری که در بالا ذکر شد رو واسه تیم بازاریابی آنلاین خود استخدام کرده ید. بسیار ، بعد چه؟ اگه شما انبوه اطلاعات، ایده ها و طرحا رو در دست داشته باشین و چند هفته ای هم از عملی شدن بعضی کمپینای تون گذشته باشه ولی نتونین خروجی کار رو به روشنی اندازه بگیرین یا اندازه موفقیت و شکست مدیران فوق رو به دست بیارین، باید گفت سود چندانی عاید شما نشده! این نقطه همون جاییه که یک تحلیلگر داده (Data Analyst) می تونه خوب بدرخشه و خودنمایی کنه. یک تحلیلگر داده کسیه که اول اینکهً باید اهداف شما از فعالیتا و کمپینای بازاریابی تون رو خوب درک کنه، دوم اینکهً بدونه که چیجوری و طبق چه معیاری موفقیت فعالیتاتون در شبکه های اجتماعی رو سبک سنگین کنه، سوم اینکهً مشخص کنه که محتواهای نوشته شده، تصویری و ویدئویی شما تونسته به نقطه ایده آل برسه یا نه. کمکا و ایده های این فرد، می تونه از نگرانیای تیم بازاریابی دیجیتال شما کم کنه تا اعضای تیم بر تولید محتواهای خاص متمرکز شن؛ و این یعنی صرفه جویی در پول، زمان و سرمایه مادی و الهی شرکت. وقتی می خواین یک تحلیلگر داده حرفه ای رو استخدام کنین، باید به دنبال فردی باشین که نسبت به بیشتر رسانه های اجتماعی سرشناس آشنایی داشته باشه، و هم کار با وسیله تحلیلی گروه سوم رو کم و بیش بدونه. اونم اینکه باید بتونه اطلاعاتی دقیق و مفصل رو به شکل چارتا، جداول و نمودارهای انگار، به شکلی قابل استفاده و قابل فهم به شما عرضه کنه.

۵- کارشناس فنی
آخرین فرد این لیست کارشناس فنی (Technical Specialist) است، البته اهمیت کار ایشون کم تر از مدیران فوق نیس. این عضو تیم بازاریابی دیجیتال شرکت، تهیه کننده و مُجریِ فنی روش هدف دارای بازاریابی شماس. از اونجا که این روزا بیشتر وسایل مورد استفاده در بازاریابی آنلاین، به مقداری علم برنامه نویسی نیاز داره پس این فرد باید جزئیات کار با HTML و CSS رو خوب بلد باشه. یک متخصص فنیِ قابل، باید الگوهایی واسه کمپیناتون طراحی کرده و شما رو در راه اندازی این کمپینا کمک کنه. اینجور فردی باید همیشه علم حرفه ای خود رو به روز کرده و از نرم افزارها، روش ها و فناوریای جدیدی که در این مورد به میدون میاد باخبر باشه. وقتی شما – به عنوان مدیر شرکت – می خواید با فردی که درخواست کننده این پست شده مصاحبه کنین، بد نیس در کنار خود یک کارشناس فناوری اطلاعات بنشانید تا ایشون با پرسیدن چند سئوال تخصصی، دریابد که درخواست کننده می تونه از پس کار بربیاد یا نه. حتی اگه شما الان در شرکت خود اینجور کارشناسی ندارین، خوبه از یک دوست یا همکار برون سازمانی کمک بگیرین.

[تعداد: ۴    میانگین: ۵/۵]

تیم سازی در شرکتا چیجوری صورت میگیره؟

تیم سازی
تیم سازی در شرکت شما چیجوریه؟

کارآفرینان باید نقش فعالی در تیم سازی شرکت خود اجرا کنن. بدون یک تیم خوب کار و کاسبی تجاری شما رونق پیدا نمیکنه! تجارت راه های متفاوتی رو واسه رسیدن به موفقیت نیاز داره. مراحل جور واجور کارای تجاری عبارتند از مرحله شروع ایده، عملی کردن ایده، و آزمایش اون ایده. بعضی از کارآفرینان در بخشای تکنولوژی مهارت بسیار خوبی دارن اما در رهبری تیم خود تخصص لازم رو ندارن، نداشتن مهارت رهبری یک تیم باعث شکست اونا می شه. تیم سازی مهارت فوق العاده ایه که هر کسی نمیتونه اونو بیاموزد. همراه ما باشین با راهنماییایی واسه تیم سازی شرکتای تجاری.

زمان صرف شده در فعالیت بازار رو کم کنین.
به عنوان رهبر گروه، نباید بیش تر زمان خود رو بیرون شرکت و در بازار بگذرونین این کار باعث می شه تموم تلاشایی که واسه بخشای دیگر انجام می دین هدر بره. تموم این اشتباهات از شما کارآفرینی موفق نخواد ساخت. نذارین تیم وقتی که با مشکلی مواجه می شه واسه پیدا کردن شما با سختی مواجه بشه. واسه سازماندهی تیمْ تلاش کنین. کارآفرینان به جدولی نیاز دارن که برنامه های خود و تیم رو در اون تنظیم کنن. یک ساعت از صبح رو واسه تنظیم این جدول اختصاص بدین چون صبح انرژی بیش تری دارین.
هفته ای یه بار جلسه ای رو واسه تیم خود تشکیل بدین.
اگه بعضی از اعضای تیم از شما دور هستن و به اونا دسترسی ندارین از روش برنامه اسکایپ با اونا ارتباط برقرار کنین، هر کدوم از کارمندان شما نیاز دارن که به صحبتای اونا گوش بدین. تموم فعالیتای تیم خود رو چک کنین و واسه روزای آینده برنامه ریزی داشته باشین. با این روشای هدف دار تیم خود رو با قدرت پیش میبرین. با اهمیت دادن به کارکنان انرژی اونا واسه ادامه کار رو زیاد کنین. بازدیدای ماهانه واسه تیم رو یادتون نره. کارمندان به یه جور تغذیه (اهمیت دادن) نیاز دارن تا کار خود رو با موفقیت پیش ببرن.

پیگیری میدونی
پیگیری میدونی یکی از روشای فعال واسه شناخت از همه فعالیتای گروهه. این روش هدف دار یه جور توجه واسه کارکنان هستش هر روز با ورود به اتاق هر کدوم از اعضا در شرکت از اونا بپرسید کارا چیجوری پیش می رن بعد به پاسخایی که میدن گوش بدین. از هر کدوم از کارکنان واسه فعالیتا جداگونه تشکر کنین. برنامه های خاصی واسه تشویق کارکنان تنظیم کنین و جوایز نقدی رو به اونا اهدا کنین. با کارکنان خود رو راست باشین با رفتار خود می تونین راستی خود رو در کار به کار کنان بیاموزید تا در بروز هر نوع مشکل به شما مراجعه کنن. ارزش یک رهبر واسه تیم خود مهم تر و با ارزش تر از کسیه که تنها کار خود رو پیش می بره. با رهبری یک تیم موفق می تونین انرژی هر کدوم از کارکنان رو زیاد کنین تا کار و کاسبی موفقی داشته باشین.

[تعداد: ۶    میانگین: ۳.۷/۵]

تیم موفق حاصل شخصیت هاست! نه فقط مهارت ها

تیم موفق علاوه بر مهارت ها و تواناییای لازم در بخش کاری باید از شخصیتای جور واجور انسانی بهره برد. می پرسین یعنی چه؟

تیم موفق
در شروع سال ۲۰۱۶ میلادی بود که گوگل اعلام کرد چیزی که باعث تشکیل یک تیم موفق و عالی می شه رو کشف کرده. پس از چند سال بررسی کردن و بررسی مصاحبها و داده هایی که از بیشتر از ۱۰۰ تیم دریافت کرده بود فهمید که محرکای کارکرد موثر تیمی، میانگین سطح هوش هیجانیِ گروه و درجه بالایی از ارتباط بین اعضاست. دستورالعمل گوگل، مهربون و خوب بودن و همینطور ملحق شدن واسه ساختن هاست که معنی بسیار خوبی رو میرسونه.

شاید یک نتیجه شگفت انگیزتر این باشه که بدونین تحقیقات گوگل نشون میده که این موفقیت تیم به نوع مردمی که در تیم حضور دارن خیلی هم در ارتباط نیس! شاید این در گوگل حقیقت داشته باشه –چون جاییه که در اون افراد طبق شخصیتای شون انتخاب می شن (Googliness) این یافته ها، با دلایل گسترده تری که نشون می داد شخصیت اعضای گروه، نقش زیادی رو در کارکرد تیمی تعیین می کنه اختلاف داشت. به ویژه که، شخصیت روی موارد زیر تاثیر میذاره: