بررسی اثر درمان جامعه مدار بر کارکردهای اجرایی، حافظه توضیح‌حال- قسمت 2


فرایندهای فراشناختی آگاهانه مثل برنامه ریزی، جستجوی سازمان یافته، کنترل تکانه، رفتار هدف دار، نگهداری مجموعه، به کارگیری راهکارهای انعطاف پذیر، توجه انتخابی، کنترل توجهی، راه اندازی اعمال، سیالی و روانی اعمال و آزمایش خود اشاره می کنه (گیان کولا ، 2007).
حافظه توضیح حال
حافظه توضیح حال جنبه ای از حافظهه که به تجدید خاطرات، تجارب، موضوعات و رویدادهای شخصی زندگی گذشته فرد مربوط می شه، یعنی حافظه توضیح حال با عنوان بازنمایی جزئیات خاص یک اتفاق تعریف می شه (کانوی و پلی دل پیرس 2000).
نظم جویی هیجان
افکار و راهبردهایی که آدما به طور ذهنی واسه نظم جویی هیجان هاشون به کار می برند (گاارنفسکی ،2001).
مواد محرک
مواد محرک شامل گروهی از مواد می باشه که با مصرف اون ها با افزایش انرژی، طول ارگاسم اعتمادبه نفس، توجه و کاهش نیاز به خواب و تغذیه همراه می باشه (فیلیپس و همکاران، ۲۰۱۴).
درمان جامعه مدار
درمانی که طبق مراکز خاصی که نگهداری و ارائه سرویس های خدمات روانشناختی و پزشکی به افراد گرفتار به مشکلات محور یک و دو روان شناختی می پردازه، گفته می شه (تاچمن و ساراسون، ۲۰۱۱).

1-۷-2- تعاریف عملیاتی
کارکردهای اجرایی
در تحقیق حاضر منظور از کارکردهای اجرایی نمره به دست اومده در آزمون های دسته بندی کارت های ویسکانسین و آزمون برج لندن، آزمون رنگ واژه استروپ و فراخنای ارقام می باشه.
حافظه توضیح حال
در این تحقیق منظور از کلی گویی حافظه توضیح حال، نمرات هر فرد در آزمون حافظه توضیح حال (AMT) است.
نظم جویی هیجان
در این تحقیق راهبردهای نظم جوی شناختی هیجان یعنی نمره ای که آزمودنی در فرم بلند پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج کسب می کنه (گارنفسکی و کرایج ،2006).
مواد محرک
منظور از مواد محرک در این تحقیق استفاده از مواد محرک شامل کوکائین، آمفتامین و مواد شبه آمفتامین می باشه (فیلیپس و همکاران، ۲۰۱۴).
درمان جامعه مدار
منظور از درمان جامعه مدار در این تحقیق دوره ی درمانی ۴ ماهه ای می باشه که افراد مبتلابه اعتیاد مواد محرک پس از سم زدایی به اون مراجعه می کنن.
روشای آماری: روشای آماری این تحقیق شامل شاخصای آمار توصیفی وآمار بدست اومده شامل آزمون کولموگروف اسمیرنوف و آزمون t جفت شده.

در این فصل ادبیات تحقیق مطرح شده که در شروع به مبانی نظری متغیرهای تحقیق پرداخته شده و درنهایت به مبانی پژوهشی که در داخل و بیرون در ارتباط با متغیرها انجام شده بیان می شن.
۲-۱- اعتیاد
اعتیاد رو به عنوان اختلالی با برگشت طولانی که با رفتارای تکانشی واسه جستجوی مواد و ولع مصرف در نبود ماده تعریف کرده ان. از دست دادن کنترل واسه ولع مصرف و رفتارای که به دنبال مواد هستن از ویژگی های افراد دارای اعتیاد می باشه. اعتیاد با آسیب های جدی که در سطح فردی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی، رفتاری، شناختی، هیجانی و زیستی به فرد وارد می آورد نیازمند توجه جدی می باشه (زهو، زهو و لی ، ۲۰۱۴). استفاده از مواد فعّال ساز روانی تاریخچه ای طولانی داره. این مواد از پیش ازتاریخ در بیشتر فرهنگ ها مورداستفاده قرار می گرفتن و دست کم 3500 سال پیش و بیشتر به صورت تریاک نپخته در محلول های الکلی تریاک به کار می رفته. این مواد قرن ها به خیلی از افراد و در انجام بعضی مراسم اجتماعی خدمت کرده. مواد فعّال ساز در سطح فردی با آرامش علائم جسمیِ ناراحت کننده و حالات عاطفیِ بد و تغییرِ حالاتِ هشیاری و در سطح اجتماعی با کاربردهای طبّی و کاربردهای ویژه در مراسم مذهبی و آیینی به خدمت گرفته می شدن (سادوک و سادوک، 2003، ترجمه پور افکاری، 1385). علی رغم کاربردهای طبّی و مصارف ویژه اون در بعضی جوامع، این روزا مشکل مصرف مواد و نتیجه های بد به دلیل اون، تبدیل به یکی از مهم ترین مشکلات سلامت عمومی در سراسر جهان شده و مصرف مواد در دهه های گذشته، در کشورهای جور واجور رو به افزایش بوده. هم حالا مشکل مصرف مواد و افزایش روزافزون اون، در خیلی از کشورها شامل کشورهای درحال پیشرفت و به ویژه کشورهایی که در راه عبور قاچاق مواد هستن دیده می شه. مثلا در سال 1998، ۴۱/۰ کشورها اعلام کردندکه اندازه تمایل مصرف مواد در اون ها رو به افزایشه (سارتوریس وهمکاران، 2005). مثل خیلی از کشورهای دیگر، در کشور ما هم مصرف مواد مسئله ای جدیه و معضلیه که هم ازلحاظ قانونی و هم ازلحاظ درمانی باید به اون توجّه خاص شه. هم مرز بودن با یه کشور تولیدکننده مواد، اندازه در دسترس بودن اون، گسترش بروز وابستگی به مواد افیونی در بین همه اقشار برخلاف گذشته، مسائل و مشکلات اقتصادی و اجتماعی کشور، به کار نگرفتن روش های موثر ترک و مشکلات اجرایی در جنگ با مواد، شرایط ویژه ای در کشور ما بوجود آورده که رشد روزافزون مشکل مصرف مواد رو به دنبال داشته، بررسی های گذشته درزمینه گسترش مصرف مواد و به ویژه مصرف افیون ها، نشون دهنده اینه که مصرف مواد در ایران مسئله ای جدی و رو به رشده (مکری، 1378).
۲-۱-۱- اعتیاد به مواد محرک
درمان اعتیاد به مواد محرک از رقابت های بزرگ پزشکان بخش ی اعتیاد می باشه، درمان اعتیاد به مواد افیونی با رشد درمان های نگهدارنده مثل متادون، بوپره نورفین و نالتروکسان رشد مناسبی داشته اما در درمان مواد محرک هنوز درمان نگهدارنده ای وجود نداره و تمرکز کلی بر درمان های روان شناختی می باشه (فیلیپس و همکاران، ۲۰۱۴). گسترش بالای مصرف مواد محرک از مهم ترین معضلات سلامت در سال های گذشته در سطح جهانی می باشه، در ایالات متحده امریکا در سال ۲۰۱۰، حدود ۳۵۷ هزار مصرف کننده مواد محرک که در سنین ۱۲ به بالا بودن گزارش شده که مصرف در این افراد باعث بستری های پزشکی گشته؛ و حدود ۱ میلیون مصرف کننده کوکائین که تشخیص روان پزشکی دریافت کرده و باعث بستری شدن در این افراد شده هم اینکه گسترش هرساله مصرف آمفتامین ها در حدود ۱۴ تا ۵۲ میلیون نفر گزارش شده (گزارش جهانی اعتیاد ، ۲۰۱۳).
۲-۱-۲- تاثیرات مواد محرک
مواد محرک در افراد مصرف کننده باعث سرحالی، افزایش انرژی، کاهش حواس پرتی، افزایش اعتمادبه نفس، هوشیاری، افزایش انرژی روانی، ارگاسم های طولانی مدت و تاثیرات منفی مثل رعشه، تعریق، افزایش نا آرومی در ماهیچه و عضلات، تندی تنفس، مشکلات قلبی، عکس العمل بیش از اندازه سیستم عصبی در مقابل محرک های محیطی، افزایش درجه گرما بدن و تب، مشکلات دهانی و دندان، مشکلاتی در کارکرد جنسی، مشکلات خوب و تغذیه می شه تاثیرات مواد محرک در کوتاه مدت و بلندمدت و هم اینکه در دو زه ای مصرفی جور واجور، متفاوت می باشه در کوتاه مدت با تاثیرات مثبتی واسه مصرف کننده همراهه و در بلندمدت آسیب های بعضی وقتا غیرقابل جبران اونو می شه. در اندازه های مصرفی متفاوت هم با فرق اثرات مواد محرک روبه رو هستیم مثل مصرف مقدار بالا که می تونه به ایست قلبی منجر شه. (رومانلی و اسمیت ، ۲۰۰۶).
۲-۱-۳- مشکل مصرف مواد محرک و سندرم ترک
در راهنمای تشخیص و آماری مشکلات روانی، نسخه پنجم (DSM5)، مشکل مصرف مواد محرک رو به عنوان الگوی مصرف مواد اعتیادآور گروه آمفتامین مثل کوکائین و دیگر ماده های محرک که اثر زیادی در کارکرد و وضعیت روان شناختی فرد بر جا می گذارد تعریف شده این تشخیص وقتی که دو مورد از ۱۱ مورد مشکلات مربوط با مصرف در یک دوره ۱۲ ماهه دیده شه، گذاشته می شه. یازده مورد شامل نیاز به مصرف بیشتر واسه رسیدن به تاثیرات قبلی مصرف، صرف زمان طولانی جهت کسب و مصرف مواد، ولع مصرف، شکست در دوری از مواد، ادامه مصرف مواد علی رغم نتیجه های منفی اجتماعی و بین فردی، محدودیت ها و آسیب های شغلی و اجتماعی، برگشت مصرف در شرایط فیزیکی سخت، ادامه مصرف علی رغم مشکلات روان شناختی و جسمی، تحمل، علائم ترک و ادامه مصرف واسه دوری از سندرم ترک (انجمن روانشناسی امریکا ، ۲۰۱۳). سندرم ترک مواد محرک بیشتر شامل بی خوابی بیش از اندازه، افزایش اشتها، خلق دپرس می باشه شدیدترین دوره سندرم ترک ۷ تا ۱۰ روز بعد از آخرین مصرف بروز پیدا می کنه (سریکشانک و برقرار ، ۲۰۰۹).

۲-۱-۴- گسترش مصرف مواد محرک
تخمین زده شده که در سال ۲۰۱۲ حدود ۳۴ میلیون مصرف کننده آمفتامین و ۱۷ میلیون مصرف کننده کوکائین در سراسر جهان وجود دارن که نیازمند مداخلات پزشکی می باشن (گزارش جهانی اعتیاد، ۲۰۱۳). آمفتامین دومین ماده مصرفی اعتیادآور در جهان می باشه. کوکائین دارای نیمه عمر کمی در دستگاه عصب می باشه (سازمان جهانی بهداشت ، ۲۰۰۹). آمفتامین و کوکائین بیشترین گسترش مصرف رو در بین مواد محرک به خود اختصاص داده ان و با نتیجه های مخربی مثل ایدز، هپاتیت بی، سی، مریضی هایی که از روش روابط جنسی منتقل می شه همراه هستن. (دگنهارت و هال ، ۲۰۱۲). در مطالعه مروری نظام مندی که دگنهارت و همکاران (۲۰۱۱) انجام دادن با مرور تحقیق های انجام شده درباره گسترش شناسی مصرف مواد محرک آمار باحال رو گزارش کرده ان، با مرور تحقیقات انجام شده در ۱۸۲ کشور که ۹۸ درصد جمعیت جهان رو به خود اختصاص داده بودن به این نتیجه رسیدن که در حدود ۲۴ میلیون مصرف کننده آمفتامین ها در جهان هست که ازین تعداد، ۶ میلیون مصرف کننده کوکائین و ۱۸ میلیون مصرف کننده آمفتامین ها وجود دارن. بیشتر مصرف کننده ها مرد و در سنین بین ۲۵ تا ۳۴ سال قرار دارن، مصرف کوکائین بیشتر در کشورهای آمریکای جنوبی و شمالی و مصرف آمفتامین ها بیشتر در جنوب و جنوب شرق آسیا هست. مصرف مواد محرک روزبه روز با رشد سرسام آوری همراه می باشه که در آینده ای نه خیلی دور تبدیل به اپیدمی می شه و روزی تماشاگر سونامی مواد محرک هستیم، ازین رو توجه به بحث پیشگیری، درمان و مداخلات کاهش آسیب در این نوع از اعتیاد بیشتر از شکل های جور واجور دیگر اعتیاد مهم می باشه (دگنهارت و همکاران، ۲۰۱۴).
۲-۱-۵- درمان های روان شناختی و مواد محرک
درمان های روان شناختی در صف مقدم جنگ با مواد محرک قرار دارن و به دلیل محدودیت و نبود وجود داروی مناسب، تموم تمرکز اصلی در درمان بر درمان های روان شناختی معطوفه. طیف بزرگی از مداخلات روان شناختی در اعتیاد بکار میره، که به دلیل پیچیدگی و وضعیت خاصی که مواد محرک در افراد موجب می شه، این مداخلات با اثر کمی همراه می شن. ازجمله این درمان ها مداخلات رفتاری (بودنی و هیگنز ، ۱۹۹۸)، درمان های مبتنی برافزایش انگیزه (پتری مارتین و سیمسیس ، ۲۰۰۵)، درمان های شناختی رفتاری (اسچاتنفیلد و همکاران، ۲۰۰۵)، درمان های شناختی، مصاحبه انگیزشی (جارویس و همکاران، ۲۰۰۵)، آموزش های روانی (کارول ، ۱۹۹۸)، درمان های بین فردی (وودی و همکاران، ۱۹۹۵) می باشه، اما بدیش اینه این درمان ها دارای اثر خوبی نیستن و با آمار بالای برگشت و لغزش مواجه هستیم، هرچند این مداخلات روان شناختی با کم شدن آسیب و بهبود نسبی وضعیت فرد مصرف کننده همراهه، اما یافته های امیدوارکننده نیس. مواد محرک نیازمند درمان های طولانی مدت و پیگیری زیادی می باشه، اون هم به دلیل تاثیرات و تخریب هایی بالایی که در مقایسه با بقیه مواد در روان و جسم فرد به جا گذاشته ان (شرر ، ۲۰۰۷). درمان هایی که دارای محلی واسه بستری و نگهداری و اقامت بیماران در اونجا بوده دارای اثر بهتری در مقایسه با دیگر درمان های روان شناختی بوده ان (دوناوان ، ۲۰۰۱؛ لام و همکاران، ۱۹۹۵؛ مارلو و همکاران، ۲۰۰۳؛ میلبی و همکاران، ۲۰۰۰؛ ویلیامز و همکاران، ۲۰۰۶). درمان هایی مثل ماتریکس و ۱۲ قدم و اقامتی به دلیل عواملی مثل محیط درمانی سالم، پیگیری های طولانی مدت، ارائه خدمات در زمان طولانی و مواقع ولع و لغزش، ایجاد محیط و رابطه ای که فضای آموزشی و اصلاح رفتاری داره، در مبحث درمان های مواد محرک موفقیت خوبی داشته ان (شرر و همکاران، ۲۰۰۷).

۲-۲- هیجان
اصطلاح هیجان از ریشه لاتین Emovere به معنی حرکت، تحریک و حالت نا آرومی جدا شده. هیجان در زبون رایج با شور، احساس، عکس العمل و عاطفه معادله. الان دو نوع کاربرد واسه این واژه هست:
اصطلاحی پوششی واسه تعداد نامعینی از حالات ذهنی. این همون معناییه که علاوه بر صحبت از عشق، ترس و نفرت موردنظره.
برچسبی واسه زمینه ای از تحقیقات علمی که به بررسی عوامل محیطی، فیزیولوژیکی و شناختی این تجربیات ذهنی می پردازه.
علاوه بر این كاربردها، اصطلاح هیجان مفاهیم ضمنی دیگری هم داره: حالات هیجانی به طور طبیعی، زیاد تلقی می شن و این حالات، تجارب ذهنی هستن که با احساسات فرق داشته و ازنظر رفتاری با پریشونی و اضطراب همراه هستن. هیجان، حالت پیچیده روان شناختیه که شامل سه مؤلفه جدا از هم می باشه: تجربه ذهنی، جواب هیجانی و رفتار رو حاصل از این تجربه. طبق مؤلفه های موجود، هیجان های اصلی شامل ترس، تعجب، خشم، نفرت، ناراحتی و شادی می باشن و نوع دیگر هیجان، هیجان های مرکب هستن که ترکیبی از هیجانات اصلی می باشن (پورافکاری، 1373).
۲-۲-۱- تنظیم هیجان
تا الان، محققان و نظریه پردازان به یک نقطه توافق درباره تعریف تنظیم هیجان نرسیده ان. درواقع، بحث و دعوا ی زیادی درباره اون هست، تا حدی که رقابت ها درباره مؤثر بودن اون به عنوان یک سازه علمی رو به افزایشه. با اینکه یک نقطه توافق، این عقیده س که تنظیم هیجان لازمه فرایندهای درونیه که باید با هیجانات انجام شه، اما در این تعریف هیچ توجهی به رفتار رو یا هدف دار به عنوان نتیجه تنظیم هیجان یا نبود تنظیم اون نمی شه؛ و در این مورد که این معنی شامل تنظیم هیجان خارجی کودک به وسیله والدین یا معلمان و اینکه شامل هر دو تنظیم اختیاری و غیر اختیاری می شه توافقی وجود نداره. هیچ توافق کلی با توجه جلو بینی تنظیم هیجان به عنوان یک مؤلفه ی مهم تنظیم هیجان وجود نداره (مک لم، 1390).
اصطلاح تنظیم هیجان می تونه تنظیم به وسیله هیجان معنی شه یا می تونه اشاره به چگونگی کنترل هیجانات داشته باشه. اون ها از اصطلاح تنظیم هیجان واسه توضیح اینکه چیجوری هیجانات تنظیم می شن، استفاده کرده ان و این نشون دهنده ی چگونگی استفاده از این اصطلاح در این متن می باشه (سیاح و همکاران، 1393).
تنظیم هیجان فرآیندهای ناهمگنیه كه به واسطه اون هیجانات تنظیم می شن. این فرایندهای تنظیم هیجان ممكنه خودكار یا کنترل شده، آگاهانه یا ناآگاهانه باشه و شامل جنبه های هشیار و ناهشیار فیزیولوژی و شناختی رفتاریه (حسینیان، 1393). تنظیم هیجان به درد نخور می تونه باعث طیف بزرگی از مشکلات روانپزشکی شه (کو و همکاران، ۲۰۱۶) هم اینکه می تونه عامل مهمی در بیماریای پزشکی (راسموسن و همکاران، ۲۰۱۳). تنظیم هیجان به درد نخور با مکانیزمای متفاوت و نتیجه های جور واجور مثل پریشونی روانشناختی نقش مهمی در بیماریهای پزشکی داره (علی پور و همکاران، ۲۰۱۵).
۲-۲-۲- اهمیت تنظیم هیجان
هیجان پدیده ای اصلی در كاركردهای انسانه و نقش زیادی در باقی موندن و برابری گونه آدم داره. هیجان ها در سطح بین فردی به شخص كمك می کنن تا از حالت های درونی و مقصودهای رفتاری دیگران خبردار شه. رد و بدل کردن چنین اطلاعاتی برای روابط انسانی ضروری و تعیین کننده مهمی در بهزیستی روان شناختی و اجتماعیه. علاوه بر این، هیجان دارای كاركردهای داخل فردی نظیر پیدا کردن، بینش در مورد ارزش های شخصیه. نیاز به ذكره كه با اینکه هیجان بسیار کمک کننده س، اما می تونه آسیب زا هم باشه؛ مثلا وقتی که در زمان نامناسب بیان شه. جواب های نامناسب هیجانی در بسیاری از شکل های آسیب شناسی روانی، مشكلات اجتماعی و حتی مریضی های جسمی نقش دارن. پس، تنظیم هیجانی موفق در زندگی آدم نقش اساسی ایفا می کنه. كاركردهای زیاد روانی، شناختی، فیزیولوژیكی و رفتاری به موفقیت افراد در تنظیم هیجانات وابسته (علاقبند، كمالی زارچ، توكلی و علاقبند، 1391). مهارت های تنظیم هیجان به چند دلیل مهم هستن: اول، هیجان های منفی که حتماً در ملاک های تشخیصی مشکلات ذکر نشده ان، بیشتر علائم الگوهای رفتاری مربوط به مشکل هستن (برای مثال، ناراحتی به عنوان علامت مصرف مواد). دوم، هیجان های منفی که حتماً در ملاک های تشخیصی مشکلات ذکر نشده ان، بیشتر به شدت با مقابله مؤثر و اجرای مهارت های یاد گرفته شده در درمان، تداخل می کنن و در آخر، بسیاری از بیماران از بیشتر از یک بیماری رنج می برند که می توان دست کم تا حدودی اون ها رو به وسیله مشکل های موجود در تنظیم هیجان توضیح داد (برکینگ و همکاران ، 2008).
۲-۲-۳- تنظیم شناختی هیجان
تنظیم هیجان به عنوان مراحل پردازشی مسئول تعادل و هوشیاری فرد واسه موافقت و کارکرد مؤثر تعریف شده (اسکور ، ۲۰۰۳). مدل های زیادی واسه تنظیم هیجان به وجود آمده که یکی از این مدل ها، مدل پردازشی (گروس، ۱۹۹۸) می باشه، که به تنظیم شناختی هیجان تأکید زیادی کرده. تنظیم هیجان ها از روش شناخت ها به طور رد نشدنی بازندگی فرد در ارتباط بوده و به افراد در جهت مدیریت هیجان هاشون پس از تجربه رویدادهای استرس آور کمک می کنه (گارنفسکی و همکاران، ۲۰۰۱). راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در دودسته سازگارانه و ناسازگارانه تقسیم بندی شده ان که شامل نه روش می باشن:
سرزنش خود: به افکاری در مورد سرزنش خود، در مرود چیزی که تجربه شد

  • 2

بررسی اثربخشی درمان اجتماع مدار بر کارکردهای اجرایی، حافظه شرح‌حال- قسمت 3

ه است اشاره دارد.
ملامت دیگران: به افکاری که در رابطه با سرزنش و ملامت دیگران درباره آنچه برای فرد رخ‌داده است، اشاره دارد.
نشخوار فکری: تفکر مداوم درباره‌ی احساسات و افکار مرتبط با رویدادهای منفی.
فاجعه سازی: تأکید افراطی درباره احساسات و افکار مرتبط با رویدادهای منفی
تسهیل حادثه با کل نگری (دیدگاه گیری): افکاری در رابطه باکم اهمیت جلوه دادن رویداد منفی در مقایسه با آنچه برای دیگران پیش می‌آید.
تمرکز مجدد مثبت: تفکر درباره رویدادهای خوشایند و غیر مرتبط با رویداد واقعی.
ارزیابی مجدد مثبت: تفکر درباره معنای مثبت نهفته در رویداد که منجر به رشد شخصی می‌گردد.
تمرکز مجدد بر برنامه‌ریزی: تفکر درباره اینکه چه گام‌هایی باید برای برطرف کردن مسئله موردنظر برداشته شود.
پذیرش: به افکاری درباره‌ی واگذاری و قبول آنچه رخ‌داده است اشاره دارد.
۲-۲-۴- تنظیم شناختی هیجان و اعتیاد
هنگامی‌که یک شخص، برای مصرف مواد تحت‌فشار قرار می‌گیرد،‌ مدیریت مؤثر هیجان‌ها خطر مصرف را کاهش می‌دهد. توانایی مدیریت هیجان یا همان تنظیم هیجان باعث می‌شود که فرد در موقعیت‌هایی که خطر مصرف مواد بالاست، از راهبردهای مقابله‌ای مناسب استفاده کند. افرادی که تنظیم هیجان مؤثری دارند در پیش‌بینی خواسته‌های دیگران توانایی بیشتری دارند. آن‌ها فشارهای ناخواسته دیگران را درک و هیجان‌های خود را بهتر مهار کنند و درنتیجه در برابر مصرف مواد مقاومت بیشتری نشان دهند ‌(ترینداد و جانسون ، ۲۰۰۲)، در مقابل کسانی که تنظیم هیجانی پایین‌تری دارند،‌ برای مقابله با هیجان‌های منفی خود، اغلب به‌سوی مصرف مواد کشیده می‌شوند (ترینداد و همکاران،‌۲۰۰۴)، تنظیم هیجان با توانایی ذهنی بیشتری برای پردازش اطلاعات اجتماعی همراه است. این توانمندی می‌تواند به افراد کمک کند تا درک بهتری از پیامدهای منفی و زیان‌بار مصرف مواد داشته باشند؛ بنابراین در برابر فشارهای روانی اجتماعی برای مصرف مواد موفق‌تر عمل کنند (مایر و سولاوی ، ۱۹۹۷). تنظیم هیجان درواقع یکی از عوامل زمینه‌ساز مصرف مواد می‌باشد،‌ یک انگیزه قوی برای مصرف است، مشکلات در هیجان و مدیریت آن به نحوه‌ی مناسب به‌عنوان یکی از مهم‌ترین زمینه‌های ایجادکننده‌ی مصرف مواد شناخته‌شده است (ارسچ و همکاران، 2010؛ هوروات و همکاران، 2004؛ به نقل از علی پور و همکاران، ۱۳۹۴).
در کل تنظیم شناختی هیجان از عوامل مهم سبب شناسی، تداوم و عود مصرف می باشد، امروزه در سطح جهانی در در تمامی درمانهای اعتیاد،‌ به این عامل توجه می شود و بهبود تنظیم هیجان را عامل بهبود معتادین می دانند، از این رو، تنظیم شناختی هیجان به عنوان یکی از متغیرهای پژوهش حاضر انتخاب شده است.
۲-۳- حافظه شرح‌حال
حافظه شرح‌حال همان حافظه شخصی است (کانوی ، ۲۰۰۰)، این حافظه شامل خاطرات شخصی، اطلاعات فردی، اینکه چه بویدم، چه هستیم و چه می‌توانیم باشیم، است (کانوی، ۲۰۰۵). در حافظه شرح‌حال برآورد واقعیت رویدادهای اظهارشده قبلی امکان‌پذیر است، این اطلاعات به سه دسته تقسیم می‌شود: دوره‌های زندگی، رویدادهای کلی و عمومی، دانش اختصاصی (کانوی،‌۲۰۰۰). دوره زندگی به مدت‌زمانی که اتفاقات خاص زندگی طول کشیده اطلاق می‌شود مثلا دوره دانشجوی فوق‌لیسانس شما چقدر طول کشیده است (کانوی،‌۲۰۰۰). این اطلاعات شامل تمام فعالیت‌ها، ‌روابط و موقعیت‌هاست، وقایع کلی معمول شامل یکسری حوادث به‌هم‌پیوسته است، که این دسته از خاطرات زمینه‌ی موفقیت یا شکست افراد را دررسیدن به اهداف شخصی‌شان فراهم می‌کند (کانوی، ۲۰۰۰). خاطرات عمومی معمولا به (اولین بارها) دربرمی گیرد مثل اولین مدرسه، دانش وقایع اختصاصی شامل جزئیاتی در مورد وقایع شخصی فرد است. اطلاعات مربوط به عقاید و اهداف فرد و تحلیل وقایع گذشته نیز همه در حافظه خاطرات شخصی نگهداری می‌شود (پیلمر ،‌۲۰۰۱)، خاطرات اپیزودیک نیز در این حوزه قرار می‌گردد (کانوی، ۲۰۰۵).

۲-۳-۱- انواع حافظه شرح‌حال
حافظه شرح‌حال اختصاصی: حیطه اختصاصی شامل جزئیات یک اتفاق خاص است، درحالی‌که خاطرات عمومی جزئیات کمتری از اتفاقات خاص را نگه می‌دارد، خاطرات اختصاصی در زمان و مکان مشخصی برای فرد تشکیل شده است (دالگلیش،‌۲۰۰۰).
حافظه شرح‌حال کلی: حیطه اختصاصی شامل جزئیات یک اتفاق می‌باشد اما گاه در اثر اختلالات و مشکلات روانپزشکی، این جزئیات بازیابی نمی شوندو خاطرات بدون جزئیات یادآوری می شوندک هدراین صورت با پدیده حافظه شرح حال کلی شده روبه رو هستیم (دالگلیش، ۲۰۰۰).
۲-۳-۲-کارکرد حافظه شرح‌حال
حافظه شرح‌حال چهار کارکرد مهم دارد: ۱) عملکرد مستقیم، ۲) کارکرد اجتماعی، ۳) کارکرد ابراز خود، ۴) عملکرد سازگارانه (بلاک ، ۲۰۰۵).
به‌وسیله عملکرد مستقیم حافظه شرح‌حال، از تجارب گذشته برای حل مشکلات اخیر استفاده می‌کنیم (کانوی،‌۲۰۰۵)، همچنین روابط اجتماعی، به ‌وسیله کارکرد اجتماعی تحکیم می‌یابد (بلاک،‌۲۰۰۵). ابراز وجود و بیان خود نیز، جهت نگهداری هویت خود در طول زمان به ‌وسیله حافظه شرح‌حال اتفاق می‌افتد و درنهایت حافظه شرح‌حال با کارکرد سازگارانه‌ای که دارد، با به یادآوردن تجارب مثبت فرد،‌ برای غلبه بر حالات منفی مفید است (کانوی،‌۲۰۰۵).
۲-۳-۳- سن و حافظه شرح‌حال
حافظه شرح‌حال شامل سیستمی است که تجارب گذشته را به زندگی امروز ارتباط می دهد، این سیستم در طول زندگی رشد می‌کند و عملکرد آن ارتباط مستقیم با متن فرهنگی اجتماعی دارد، مطالعات نشان داده‌اند بزرگ‌سالان در بازیابی این حوزه، ضعیف‌تر از جوان‌ها عمل می‌کنند و به‌سرعت نمی‌توانند اطلاعات را بازیابی کنند، البته افراد مسن‌تر در سورت امکان بازیابی، اثرات مثبتی از حافظه شرح‌حال می‌گیرند (اسچلاگمن و همکاران، ۲۰۰۹).
هنگامی‌که در محاوره از واژه حافظه استفاده می‌کنیم به توانایی حفظ واحدهای اطلاعاتی منفصل اشاره نداریم، بلکه منظور ما توانایی در یادآوری تجربیات گذشته در یک مدل منسجم می‌باشد، حافظه شرح‌حال اصطلاحی است که مناسب کاربرد محاوره واژه حافظه است، به‌طوری‌که به‌عنوان حافظه حوادث زندگی شخصی توصیف‌شده است (هولنر،‌۲۰۰۰). حافظه شرح‌حال به‌عنوان بازسازی ذهنی رویدادهای گذشته مرتبط با خود توصیف‌شده است این سازه شامل حافظه معنایی و رویدادی است (بروئر، ۱۹۹۹، به نقل از گلیچ، ۱۳۹۱). حافظه شرح‌حال معنایی شامل حقایق شخصی که دربرگیرنده دوره‌های زندگی، ویژگی‌های شخصی و دانش طرح‌واره‌ای است، می‌باشد، در مقابل حافظه رویدادی شامل اطلاعات مخصوص به موقعیت است و بازیابی آن منوط به فراخواندن یک حس دوباره زنده شدن در طول یادآوری خاطرات است (اسچراف ، ۲۰۰۳).
گرچه حافظه شرح‌حال، هم اطلاعت معنایی و رویدادی را شامل می‌شود،‌اما دوباره زنده شدن تجارب گذشته (حافظه رویدادی) عنصر اصلی در حافظه شرح‌حال است (ویست، ۲۰۰۸ به نقل از گلیچ،‌۱۳۹۱).
اما باید گفت که هر خاطره رویدادی، مربوط به حافظه شرح‌حال نیست به‌عنوان‌مثال، خوردن شام با علی در پنج‌شنبه‌شب گذشته یک خاطره رویداری است اما ممکن است اهمیتی در زندگی روایت گر نداشته باشد؛ بنابراین حافظه شرح‌حال در ساخت تاریخچه زندگی فردی شخصی، پایدار و بااهمیت است. این نوع حافظه برای عملکرد انسان ضروری است و به‌طور مؤثر منجر به یک احساس فردی از خود، جهت حفظ زندگی و پیگیری اهداف در سایه حل مسائل گذشته می‌گردد، این جهت‌یابی و تعقیب اهداف، به‌ویژه برای اهداف بین فردی بسیار مهم است، به‌طوری‌که می‌توان گفت حافظه شرح‌حال از جهان اجتماعی مشترک ناشی می‌شود و سپس در جهت حفظ آن عمل می‌کند (نلسون ،‌۲۰۰۴).
۲-۳-۴- مدل‌های ساختاری حافظه شرح‌حال
کانوی (۲۰۰۵) بیان می‌کند که حافظه شرح‌حال به‌شدت ساختاریافته می‌باشد دانش‌پایه حافظه شرح‌حال مرکب از سه سطح است دوره‌های زندگی، رویدادهای کلی و دانش اختصاصی رویداد دوره‌های زندگی بازمان های گسترده یا رویدادهای موضوعی زندگی یک شخص، مشخص می‌شود. اندرسون و کانوی (۱۹۹۳) مطرح می‌کنند که رویدادهای کلی برحسب جزئیات مجزای بافتاری ساختاردهی می‌شوند و بین رویدادهای مختلف تمایز وجود دارد. دانش تجربیات پدیداری و دانش رویدادهای موضوعی مربوط در یک فرایند بسیار پویا باهم ترکیب‌شده و بازیابی و تشکیل خاطرات شرح‌حال اختصاصی را تسهیل می‌کنند ممکن است این پردازش نهایی، حول سطح مختلف سلسله‌مراتب آغاز گردد (به نقل از گلیچ، ۱۳۹۱) چندین مطالعه جداگانه از فرضیه سلسله مراتبی حافظه حمایت کرده‌اند؛ بنابراین تشکیل حافظه شرح‌حال بستگی به دسترسی به دانش‌پایه شرح‌حال دارد. هر لایه از دانش حافظه شرح‌حال به‌صورت سلسله مراتبی سازمان‌دهی شده مسیرهایی به سمت سطوح دیگر ایجاد کرده و دسترسی را تسهیل می‌کنند. همین‌که به یک سطح خاص، دسترسی ایجاد گردید، پردازش‌های بعدی بازیابی آغاز می‌شوند (ویلیامز،‌۲۰۰۷).
بازیابی خاطرات اختصاصی به‌واسطه سری‌های چرخشی تلاش‌های بازیابی انجام می‌گیرد تا یک خاطره مناسب در دسترس قرار بگیرد؛ بنابراین افراد به‌طور نوعی، ‌با اولین دسترسی به موضوع رویداد کلی یا گسترده، به تولید خاطره اختصاصی می‌پردازند (آیزنک،‌۲۰۰۵). حافظه شرح‌حال درزمینه های بسیار متنوعی موردبررسی قرارگرفته، پژوهش به بررسی ماهیت و کاربرد آن، عوامل اجتماعی مؤثر در رشد اولیه آن، فرایندهای زیربنایی مربوط به چگونگی رمزگذاری، بازیابی و فراموشی رویدادهای، نقش آن در سازمان‌دهی احساس فرد از خود و جنبه‌هایی که از آسیب‌های نورولوژیکی متأثر می‌گردند پرداخته‌اند. جنبه دیگری از حافظه شرح‌حال که با آسیب‌شناسی مرتبط است بیش کلیتی آن است. این موضوع با توجه به روش‌های مطالعه مشخص می‌شود. ازجمله روش‌شناسی نشانه‌ای (سرنخ دهی) که نقش اصلی در مطالعه و بسط حافظه شرح‌حال دارد. این روش، مشابه آنچه ویلیامز و برودبنت (۱۹۸۶) به‌کاربرده‌اند شامل ارائه نشانه لغت‌های دارای بارهیجانی متفاوت که معمولا ‌آزمون حافظه شرح‌حال نامیده می‌شود، می‌باشد. از شرکت‌کننده‌ها خواسته می شود که به هر لغت، با رویدادی (خاطره‌ای) که به‌واسطه لغت یادآوری می‌شوند، پاسخ دهند (مرادی و همکاران،‌۲۰۰۸)، در برخی مطالعات، انواع مختلفی از پاسخ‌های غیراختصاصی متمایز شده‌اند ویلیامز و دریتچل (۱۹۹۲)، بین خاطرات غیراختصاصی با اشاره به طبقه کلی رویداد که خاطرات طبقه‌ای نامیده می‌شود و خاطره‌ای که بسیار کلی بودند چون به یک دامنه زمانی گسترده (خاطرات گسترش‌یافته) اشاره داشتند،‌ تمایز قائل شدند، آن‌ها نشان دادند که تفاوت‌های گروهی بین بیماران متمایل به خودکشی و گروه‌های کنترل به‌طورکلی ناشی از بازیابی بیشتر خاطرات طبقه‌ای است و چنین تفاوتی در میزان خاطرات گسترش‌یافته وجود ندارد و ازآن‌ پس ‌اکثریت مطالعات به دنبال این بوده‌اند که آیا حافظه کلی در انواع دیگر اختلالات رخ می‌دهد یا خیر (به نقل از عبدی و همکاران، ۱۳۸۸).
۲-۳-۵- بنیاد عصب‌شناختی حافظه شرح‌حال
طبق مطالعات، بازیابی حافظه شرح‌حال در لوب پیشانی، سمت چپ مغز صورت می‌گیرد (کانوی، ۲۰۰۱). بسیاری از پژوهشگران معتقدند ناتوانی و تخریب حافظه آشکار همراه با ناتوانی در یادگیری و یا حفظ هرگونه اطلاعات جدید از قبیل نام و مسیر می‌باشد، اساساً بنیان عصب‌شناختی کارکرد حافظه آشکار به‌طور خاص، هیپوکامپ می‌باشد و توانایی حفظ و به یادآوردن خاطرات اپیزودیک نیز به‌شدت وابسته به هیپوکامپ است (این بام، ۲۰۰۱، به نقل از گلیچ،‌۱۳۹۱).
حافظه شرح حال در اختلالات زیادی مورد بررسی قرار گرفته است، که از جمله می توان به اختلالات افسردگی و استرس پس از سانحه در داخل و خارج از کشور اشاره کرد، این عامل به تازگی مورد توجه پژوهشگران حوزه درمان اعتیاد مواد محرک نیز قرار گرفته است و از آن به عنوان یکی از متغیرهای تاثیرگذار اشاره کرده اند،‌از این رو یکی دیگر از متغیرهای پژوهش، حافظه شرح حال انتخاب شده است.
۲-۴- کارکردهای اجرایی
کارکردهای اجرایی یک اصطلاح کلی است که به پردازش‌های مدیریت ذهنی مربوط به کنترل زیستی، شناختی و هیجانی برمی‌گردد و برای حفظ رفتارهای هدفمند و مؤثر ضروری است. عملکردهای اجرایی شامل مهار پاسخ، حافظه کاری، انعطاف پذیری شناختی، برنامه‌ریزی، روانی و کنترل توجه می‌شود (پنینگتون و ازونف ، 1996؛ اندرسون ، 2002). کارکردهای اجرایی، کارکردهای عالی شناختی و فراشناختی هستند که مجموعه‌ای از توانایی‌های عالی، بازداری، خود آغازگری، برنامه‌ریزی راهبردی، انعطاف شناختی و کنترل تکانه را به انجام می‌رسانند (قمری گیوی، نریمانی، محمدی، 1391). درواقع کارکردهایی همچون سازمان‌دهی، تصمیم‌گیری، حافظه فعال، حفظ و تبدیل کنترل حرکتی، احساس و ادراک زمان، پیش‌بینی آینده، بازسازی، زبان درونی و حل مسئله را می‌توان ازجمله مهم‌ترین کارکردهای اجرایی عصب‌شناختی دانست که در زندگی و انجام تکالیف یادگیری و فعالیت‌های هوشی به انسان کمک می‌کنند (والش و پنینگتون ، ۱۹۸۸). همچنین کارکردهای اجرایی، در هدف‌دار بودن حرکت، یا به‌عبارت‌دیگر، در کنترل حرکت نقش بسیار مهمی بر عهده‌دارند (بارکلی ، 199۷). برآیند سیستم کارکردهای اجرایی، توانمندی خودتنظیمی است که با شکل‌گیری این توانمندی، رفتار در طول زمان، کنترل‌شده و به فرد اجازه می‌دهد به‌پیش بینی و مدیریت آنچه در محیط به وقوع می‌پیوندد، بپردازد (بارکلی، 1998) کارکردهای اجرایی عصبی شناختی، ساختارهای مهمی هستند که با فرایندهای روان‌شناختی مسئول کنترل هوشیاری و تفکر در عمل مرتبط می‌باشند. اگرچه کارکردهای اجرایی در درجه اول از چشم‌انداز عصب‌شناختی مطالعه شده‌اند ولی در سال‌های اخیر تحول و آسیب‌شناسی آن‌ها موضوع مطالعه بسیاری از پژوهش گران بوده است (زلازو و مولر ، 2002). از دیدگاه تکاملی، تکوین ظرفیت و توانایی‌های اجرایی تا حد زیادی با تحول ناحیه پیشانی انسان برابر است (گرین، برات، جانسون و بلگراو ، 2008). از دیدگاه نوروسایکولوژی، کارکردهای اجرایی جزو اعمالی هستند که بیماران دچار آسیب لوب پیشانی به‌خوبی قادر به انجام آن‌ها نمی‌باشند (تهرانی دوست، 1382). تمام لوب پیشانی و به‌طور اختصاصی ناحیه پیش پیشانی پشتی- جانبی و کورتکس کمربندی قدامی برای تکالیف اجرایی از قبیل انتزاع و حل مسئله، راهبردهای جابه‌جایی، بازداری پاسخ ناکارآمد و انعطاف پذیری تفکر ضروری هستند (پالمر و هاتون ، 2000؛ کاوالارو و همکاران، 2003). هرچند نقیصه‌های اجرایی در بیشتر موارد با آسیب منطقه پیشانی رابطه دارد، ضایعه کرتکس زیر قشری به‌ویژه ناحیه تالاموس یا ضایعه پراکنده ناشی از فقدان اکسیژن یا اثر حلال‌های آلی نیز ممکن است اختلال اجرایی را سبب شود (گراث و مارنات ، 2003). پایه این تئوری که توسط پژوهشگران در سال 1980 شکل گرفت، بر این اساس است که بدون یک سیستم مرکزی یا سیستم نظارت و توجه، فعالیت‌ها توسط محیط کنترل می‌شوند. سیستم نظارت و توجه یکی از عملکردهای قطعه پیشانی می‌باشد؛ که امکان مهار فعالیت‌های عادی را می‌دهد (تاگر- فلوسبرگ ، 1999). به‌طورکلی می‌توان گفت، کارکردهای اجرایی در توانایی افراد برای ایجاد و هماهنگی پاسخ‌های انطباقی به محیط، نقشی اساسی ایفا می‌کنند (دلوکا، وود و آندرسون ، 2003). به‌بیان‌دیگر، این کارکردها برای رفتار انطباقی و هدفمند لازم هستند و با انسجام سیستم‌های عصبی در قشر فرونتال مرتبط هستند (رایجماکرس، اسمیدت و سرگنت ، 2008). بر اساس تعاریف وسیع‌تر از کارکردهای اجرایی، می‌توان بین جنبه‌های عاطفی نسبتا «داغ» در کارکردهای اجرایی (که با کورتکس اوربیتو فرونتال مرتبطند) و از سوی دیگر تحول جنبه‌های خالص‌تر شناختی «خنک» (که با کورتکس پره فرونتال پشتی- جانبی رابطه دارند) به‌نوعی تمایز قائل شد (علیزاده، 1385). کارکردهای اجرایی در طیف وسیعی از اختلالات مانند اختلالات شخصیت (هاگنهوف و همکاان، ۲۰۱۳)، اختلال استرس پس از سانحه (مرادی و همکاران، ۱۹۹۹ الف، ۱۹۹۹ ب، ۲۰۱۲)، بیماری ایدز (مرادی و همکاران، ۱۳۹۰)، لکنت زبان (علی پور، ۲۰۱۵) و اختلالات افسردگی و اضطرابی (فان و مک، ۲۰۱۴) مورد بررسی قرار گرفته، و به نقش مهم این عامل در سبب شناسی، درمان و پیشگیری اشاره شده است.
۲-۴-۱- قشر پیشانی
قشر پیشانی بیشترین حجم مغز را اشغال می‌نمایند. کل قشر پیشانی و پیش پیشانی کنش‌های ذهنی را تنظیم می‌کند (لوریا ، 1973). سیستم های رایج طبقه‌بندی، قشر پیشانی را به سه دسته تقسیم می‌کنند: (1) کورتکس پیش‌مرکزی (2) کورتکس پیش پیشانی (3) کورتکس حدقه‌ای پیشانی. این نواحی ارتباط وسیعی با دیگر قسمت‌های مغز دارند (نوری خواجوی و اردشیرزاده، 1382). قسمت پیش جانبی ، کورتکس پیش پیشانی و قسمت حدقه‌ای پیشانی ، رشته‌هایی به مناطق مختلف تالاموس و هسته‌های دمدار، می‌فرستد. ارتباط‌های دیگر شامل ارتباط بین کورتکس پره فرونتال و هیپوتالاموس، آمیگدال، هیپوکامپ و نواحی سپتال است (بنسون و میلر ، 1997). کورتکس پیش جانبی ، در رابطه با برنامه‌ریزی، تعیین اهداف و اعمال اجرایی می‌باشد. بیمارانی که در این منطقه دچار ضایعه شده‌اند دارای تغییرات شخصیتی، بی‌انگیزگی و آپاتی شده و توانایی برنامه‌ریزی ندارند. کورتکس حدقه‌ای پیشانی در ارتباط با پاسخ‌های مهاری می‌باشد. بیماران با ضایعه این ناحیه دچار مشکلاتی در رابطه با بازداری زدایی، ناپایداری عاطفی و اختلال‌های حافظه می‌گردند. در ضایعات این منطقه، نقص‌هایی در حافظه کلامی دیده می‌شود، اما بیشترین نقص در حافظه کاری می‌باشد (سادوک و سادوک، 2000).
به دلیل اینکه لوب پیشانی به‌طور نزدیکی با عملکرد اجرایی ارتباط دارد، بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند که

بررسی اثربخشی درمان اجتماع مدار بر کارکردهای اجرایی، حافظه شرح‌حال- قسمت 4

کارکردهای اجرایی توسط سیستم های عصبی که حداقل تا حدی در قشر پیش پیشانی قرار دارند، واسطه‌گری می‌شوند (گیانکولا، موس و مارتین ، 1996). بعضی از محققین حتی تمایل دارند که تعریف عملکرد اجرایی را به آنچه لوب پیشانی انجام می‌دهد، فرو کاهند؛ اما این‌گونه تعریف، مشکل‌ساز است. به دلیل پیچیدگی ارتباطات بین لوب پیشانی و نواحی دیگر مغزی، دشوار است که مطمئن شویم آیا عملکردهای اجرایی به‌وسیله خود لوب پیشانی، مسیرهای عصبی که پیشانی را به دیگر نواحی مغزی متصل می‌کند، یا هر دو ایجاد می‌شود. با توجه به فقدان شواهد روشن دال بر لوکالیزاسیون کارکردهای اجرایی، شاید بیشترین چیزی که در این مورد بتوان گفت این است که لوب پیشانی به‌طور واضح در کارکردهای اجرایی دخالت دارد. با در نظر داشتن این ابهامات در ذهن است که پنینگتون، از واژه “استعاره پیشانی” استفاده کرده است تا روشن سازد که ماهیت واقعی ارتباط بین کارکردهای اجرایی و لوب پیشانی شناخته‌شده نیست. علاوه بر آن بدون داشتن دانش مستقیم از نوروپاتولوژی (از طریق تصویربرداری عصبی یا بررسی مستقیم آناتومیک)، در مورد کارکردهای اجرایی تنها می‌توان به استنباط دست زد. در هنگامی‌که عملکرد افراد دچار اختلالات تکاملی یا شخصیتی را در آزمونه‌ای عصب روان‌شناختی با عملکرد آن‌هایی که بعدا در طول زندگی به نوروپاتولوژی دچار می شوند، مقایسه کنیم نیز مشکلات مشابهی بروز می‌کند. تظاهرات رفتاری این پدیده‌ها ممکن است مشابه به نظر برسد، درحالی‌که علت آناتومیک آن‌ها کاملاً متفاوت است (مورگان و لیلینفلد ، 2000).
نکته دیگری که به نظر می‌رسد در اغلب پژوهش‌های مرتبط با کارکردهای اجرایی بدان توجه نشده است، استفاده از یک‌پایه نظری برای کارکردهای اجرایی است. اخیرا میاک و همکاران (۲۰۰۰) با مرور نظریه‌های مختلف کارکردهای اجرایی و با استفاده از روش تحلیل عامل تائیدی نظریه‌ای از کارکردهای اجرایی را معرفی کرده‌اند که شامل ۳ زیر بعد است: ۱) تغییر بین تکالیف یا مجموعه‌های ذهنی (تغییر آمایه)، ۲) به‌روزرسانی و بازبینی بازنمایی‌های حافظه فعال (به‌روزرسانی)، ۳) بازداری پاسخ نیرومند (بازداری). فقدان پایه نظری در پژوهش‌های کارکردهای اجرایی، گاهی موجب شده است که بعضی از مؤلفه‌ها نادیده گرفته شود و تنها یک مؤلفه بانام کارکردهای اجرایی موردبررسی قرار گیرد و یا ابزارهای نامناسب مورداستفاده قرار گیرد که شامل هر سه مؤلفه نمی‌باشد.
۲-۴-۲- کارکردهای اجرایی در اعتیاد
مصرف مواد موجب آسیب‌هایی در عملکرد شناختی ازجمله حل مسئله، برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، یادگیری مطالب جدید، توانایی‌های فضایی بینایی، انعطاف پذیری شناختی و مهارت به یادسپاری می‌شود (آردیلا و همکاران، ۲۰۰۷) از این میان تفکر انتزاعی، انعطاف پذیری شناختی و پایداری و بازداری پاسخ حتی پس از گذشت سال‌ها از مصرف مواد وجود خواهد داشت (نول و همکاران، ۲۰۰۷). ولع مصرف و عود مکرر می‌تواند بر اساس تغییراتی که در کارکردهای اجرایی ناشی شده است تبیین شود. مطالعات متعددی نشان داده‌اند مصرف مواد محرک باعث تغییراتی در لوب پیشانی می‌شود که این بخش مسئول کارکردهای اجرایی می‌باشد (ویولا و همکاران،‌۲۰۱۳). گاروان (۲۰۰۴) معتقد است در نقص کنترل تکانه افراد مصرف‌کننده کوکائین با کاهش فعالیت شکنج قدامی و قطعه پیشانی ارتباط دارد د و نواحی هایی که تصور می‌شود در اعمال کنترل شناختی نقش بسیار مهمی دارند.
در کل کارکردهای اجرایی به عنوان یکی از مهمترین دلایل عود و ولع مصرف شناخته شده است کهامروزه در درمان اعیتاد، به این عانل در برناهه های توانمندسازی شناختی به عنوان راهی برای افزایش توانمندی فرد معتاد در مقابل واع مصرف و عود، استفاده می شود، از این رو درمان های اثربخش، بایستی به این عامل توجه داشته باشند، به همین خاطر، کارکردهای اجرایی نیز یکی دیگر از متغیرهای انتخاب شده این پژوهش می باشد.
۲-۵- درمان اجتماع مدار
درمان اجتماع مدار یا TC عامل سبب‌ساز اختلال اعتیاد را وجود شخص می‌داند که همه جنبه‌های رفتاری، شناختی، هیجانی و جسمانی او را تحت تأثیر قرار می‌دهد. ترک جسمی و سم‌زدایی از دید این نوع درمان، مانند تمام درمان‌های مبتنی بر اصول علمی و استاندارد، کافی نبوده و تنها آغاز آن است و ضرورت درمان روان‌شناختی در کنار آن احساس می‌شود. لذا رفتارهایی چون عاطفه نامتناسب، عزت‌نفس ضعیف و ناامیدی، رفتارهای درمانی اجتماع درمان‌مدار است (ساکس و همکاران، ۲۰۱۲)، در این نوع درمان از بیماران خواسته می شود آنگونه رفتار کنند که باید باشند و بایستی رفتار کنند نه به صورتی که هستند زیرا رفتار به این صورت باعث تغییر در شناخت و هیجانات به‌صورت مرحله‌به‌مرحله می‌گردد. در یک مرکز درمان اجتماع مدار، اجتماع به فرد کمک می‌کند که بتواند به خودش کمک کند (دی لئون، به نقل از ابراهیمی،1381). آنچه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است سنجش تأثیر چنین روش درمانی پیچیده و چندبعدی به شیوه‌ای کامل و جامع است تا تمامی جنبه‌های اثربخشی آن را در سنجش لحاظ گردد. امروزه یکی از مؤثرترین روش‌های درمان وابستگان به مواد در دنیا، اجتماع درمان‌مدار است. آن‌ها را می‌توان در تمامی کشورهای دنیا مشاهده کرد. اجتماع‌های درمان‌مدار با توجه به نگاه متفاوتی که به درمان و فرد مصرف‌کننده دارد، موجب نوع متفاوتی از درمان در مقایسه با سایر درمان‌ها گردیده است. در این نوع درمان، اجتماع، به‌عنوان درمانگر نگریسته می‌شود و باور بر این است که در یک ساختار درمانی هدفمند و نظام‌مند در اجتماع می‌توان، تغییرات مثبت را برای رسیدن به زندگی درست، در فرد مصرف‌کننده ایجاد نمود (نیل، 2005). مطابق این دیدگاه درمان‌جویان به‌عنوان اعضای اصلی این ساختار معرفی می‌شوند که نه‌تنها در بهبودی خود بلکه در بهبودی دیگر مقیمان مؤثر و حتی تعیین‌کننده می‌باشد. کارکنان نیز که شامل گروه‌ درمانی و اداری می‌باشند به‌عنوان بخشی از اجتماع به آنان نگریسته می‌شود که علاوه بر وظایفی که در خصوص نظارت بر روند درمانی و ساختار اجتماع به کمک مقیمان دارند می‌بایست به‌عنوان الگو نیز رفتار نمایند ازاین‌رو می‌بایست درک عمیق و کاملی از اصول و فلسفه درمان اجتماع مدار داشته باشند که این امر مستلزم دریافت آموزش متعدد و به روز باشد، محیط فیزیکی اجتماع‌ درمان‌مدار نیز می‌بایست مطابق فلسفه درمان اجتماع مدار و باهدف زندگی درست باشد تا بتواند روند بهبودی را در مقیمان تسهیل بخشد. نکته حائز اهمیت دیگر، قابل‌انعطاف و پذیرا بودن رویکرد درمان اجتماع مدار نسبت به سایر روش‌ها و رویکردهای درمانی باشد به‌طوری‌که امروزه در درمان اجتماع مدارهای مختلف دنیا به‌خوبی در مفاهیم و برنامه‌های درمانی آن‌ها رویکردهای مختلف درمانی و فلسفی را شامل نظریه‌های رفتاری، روان تحلیلی، انسان‌گرایی، شناختی و هم‌چنین روش‌های درمانی مانند کاردرمانی، موسیقی‌درمانی، مصاحبه انگیزشی، درمان رفتاری شناختی، هنر درمانی، گروه‌های دوازده‌قدمی و غیره را در درمان اجتماع مدار مشاهده نمود (دی لئون به نقل از ابراهیمی، 1381).
۲-۵-۱- تعریف درمان اجتماع مدار
در سال 1991 نشستی در فدراسیون اروپایی اجتماع مدار در کشور بلژیک برگزار شد و تعریفی از درمان اجتماع مدار بدون مواد ارائه گردید طبق این تعریف درمان اجتماع مدار یک محیط بدون مواد می‌باشد که در آن افراد با مشکل مواد و سایر مشکلات در یک روش سازمان‌یافته و ساختارند برای ایجاد تغییر و امکان‌پذیر نمودن یک زندگی بدون مواد در اجتماع بیرونی با یکدیگر زندگی می‌کنند. درمان اجتماع مدار یک اجتماع کوچک را شکل می‌دهد، که در آن مقیمان و کارکنان در نقش تسهیل گران نقش‌های متمایزی را ایفا می‌کنند و همگی به اصول شخصی وفادار می‌باشند، که تمامی این نقش‌ها باهدف ایجاد فرایند انتقالی از درمان اجتماع مدار به جامعه بیرونی می‌باشد خودیاری و خودیاری متقابل ستون‌های فرایند درمان می‌باشد که در آن مقیم درمان‌جو بازیگر اصلی در رشد فردی، درک بیشتر معنا و مسئولیت زندگی و همین‌طور آسایش و سعادت اجتماع مرکز درمان می‌باشد. درمان اجتماع مدار یک برنامه درمانی داوطلبانه می‌باشد که مقیم با اجبار و برخلاف میل باطنی‌اش در آنجا نگه‌داشته نمی‌شود (اتنبرگ و همکاران، 1993، به نقل از علیپورنیاز، رفیعی، فروزان آمنه و طالبی، 1388). TC یعنی اجتماع درمان‌مدار، جایی که باید زندگی را دوباره آغاز کرد. حدود چهار دهه است که در سراسر دنیا به‌عنوان یک روش مهم شناخته‌شده است. نخستین TC در سال 1953 توسط مارکس ول جونز دریکی از بیمارستان‌های روان‌پزشکی انگلستان برای بیماران روانی راه‌اندازی و در سال 1958 توسط چارز دریچ در کالیفرنیای شمالی بانام سینانون بنیان‌گذاری شد. درحالی‌که حاضر در ایالات‌متحده آمریکا 400 درمان اجتماع مدار وجود دارد و سالانه حدود 100000 نفر در درمان اجتماع مدار مختلف پذیرش می‌شوند (ساکس و همکاران،‌۲۰۱۲).
مرکز درمان اجتماع مدار محیطی است که به افراد کمک می‌کند تا افکار، احساسات و رفتارهای منفی خود را بشناسند آن‌ها را کنار بگذارند و رفتارهای جدید و مناسبی کسب کنند. محیطی است که می‌تواند به افراد یاد بدهدکه چگونه مثل افراد دیگر با مشکلات مقابله کنند و یا با آن‌ها کنار بیایند. محیطی است که به افراد یاد می‌دهد چگونه بدون مواد زندگی کنند (دی لئون به نقل از ابراهیمی 1381).
مرکز درمان اجتماع مدار هرچند ازنظر برنامه‌های خود شباهت‌هایی با سایر محیط‌های اجتماعی مثل مدیر مدرسه و مراکز بازپروری دارد ولی بیشتر شبیه یک روستای کوچک، روابط عاطفی و وابستگی افراد به یکدیگر، مثل افراد یک خانواده است. آن‌ها ممکن است خیلی وقت‌ها با یکدیگر اختلاف پیدا کنند و از یکدیگر دلخور شوند ولی در غم و شادی یکدیگر نیز شریک هستند به افرادی که تجربه بیشتری دارند و رفتار و کردارشان سنجیده‌تر است احترام می‌گذارند و آن‌ها را به‌عنوان بزرگان روستای خود می‌پذیرند و در مواقع بروز مشکلات با آنان مشورت می‌کنند آنچه در ساعت خاصی از خوابی بیدار می‌شوند و هرکدام به کاری مشغول می‌شوند و در زمان‌های فراغت از کار، تفریحات دسته‌جمعی دارند (ساکس و همکاران،‌۲۰۱۲).
۲-۵-۲- دیدگاه‌های درمان اجتماع مدار و وابستگی روانی
درمان اجتماع مدار اختلال اعتیاد را در کل وجود شخص می‌داند که همه جنبه‌های رفتاری، شناختی، هیجانی و جسمانی او را تحت تأثیر قرار می‌دهد، ترک جسمی و سم‌زدایی از دید این نوع درمان مانند تمام درمان‌های مبتنی بر اصول علمی و استاندارد کافی نبوده و آغاز آن است و ضرورت درمان روان‌شناختی در کنار آن احساس می‌شود لذا رفتارهایی چون عاطفه نامتناسب، عزت‌نفس ضعیف ناامیدی، رفتارهای ضداجتماعی، تحمل کم ناراحتی‌ها و ناتوانی در حل مشکلات و کنترل احساس به‌ویژه خشم، عصبانیت، احساس گناه، اضطراب، قضاوت ضعیف، دروغ‌گویی و… به‌عنوان خصوصیات کلی معتادان محسوب می‌شود که نیازمند درمان و برنامه دقیق درمانی است (های ، ۲۰۱۵).
۲-۵-۳- انواع درمان‌های غیر دارویی در درمان اجتماع مدار
درمان‌ها در داخل درمان اجتماع مدار در دودسته اجتماع مدارانه و تخصصی صورت می‌گیرد، در بخش درمان اجتماعی ازآنجاکه این اجتماع از قبل طراحی‌شده لذا سیر صحیح و طبیعی آن توسط خود بیماران به‌صورت خودبه‌خودی و خودکار به سمت بهبود رفتارهای تخریب‌شده قبلی هدایت می‌گردد و بیمار بدون آنکه چندان آگاهی قوی به آن داشته باشد پس از گذراندن دورهٔ درمان متوجه تغییرات شگرفی در رفتار خود می‌شود، بعد اصلی و مهم دیگر بخش‌های درمان‌های تخصصی هستند که عبارت‌اند از گروه‌درمانی، مهارت‌های فردی، آموزش‌های تخصصی، آموزش خانواده و در صورت لزوم، روان‌درمانی‌های اولیه فردی. نکته مهم در درمان‌های تخصصی این است که بیمار پس از ورود و پذیرش در درمان اجتماع مدار تحت حمایت درمانی چند متخصص به‌طور اختصاصی است. بیمار از ابتدا دارای یک روان‌پزشک، یک روانشناس و یک مددکار اجتماعی بوده درصورتی‌که در هر یک از ابعاد فردی و اجتماعی خود نیاز به خدمات مربوطه داشته باشد نی تواند از آن‌ها کمک بگیرد. بیمار در این شرایط هیچ‌گاه تنها نبوده بلکه یک گروه تخصصی او را تا مرحله درمان‌های انتهایی همراهی می‌کند؛ و تنها عامل ضرورت جهت استفاده از این خدمات، خواست و انتخاب بیماران است (علی پور نیاز و همکاران، 1388).
بر اساس نگرش مرسوم فرض بر آن است که فرد وابسته به مواد تنها بایستی توسط داروهای مختلف تحت مداوا قرار گیرد، اما واقعیت آن است که وابستگی به مواد یک بیماری است که در سه جنبه گسترده زیستی، روانی و اجتماعی در فرد حادث‌شده است لذا نگرش محدود به آسیب‌های زیستی بیمار موجب غفلت از ابعاد گسترده‌تر روانی اجتماعی فرد شده و درنهایت این محدودیت به خود بیمار معطوف می‌گردد و اعتقاد بر آن است که در حال حاضر، احتمال درمان بیمار وابسته به مواد وجود ندارد. لذا درمان اجتماع مدار با جبران این نقص درمانی در بعد مکمل درمان‌های دارویی به دو بعد روان و اجتماعی فرد پرداخته و به درمان آسیب‌های احتمالی موجود در این جنبه انسانی می‌پردازد؛ و در این راستا اهداف اساسی خاصی را دنبال می‌کند (خزائلی، ۱۳۸۰).
بیمار بازندگی در درمان اجتماع مدار در کنار کسانی که مشکلات مشابه دارند و با کمک گروه‌های فعال درمانی و متخصص در این مراکز شامل روان‌پزشک، روانشناس، مددکار و درمانگر می‌آموزد عادات منفی و رفتارهای نامناسب خود را که در تنهایی یا محیط‌های نامناسب کسب کرده است در جمع و به‌صورت مرحله‌ای تغییر داده و نیز خود سرمشقی برای دیگران با توجه به درجه موفقیت خود گردد، هر بیمار در بدو ورود در سلسله‌مراتب خاصی قرار می‌گیرد و وظایفی به عهده دارد و در یک‌روند صعودی با نشان دادن عملکرد مثبت، پاداش دریافت کرده و می‌تواند تا مرحله مدیر شدن صعود کند این سلسله‌مراتب به فرد یاری می‌دهد با کسب مهارت‌ها و آداب اجتماعی، مسئولیت‌پذیری و بلوغ را بیاموزد و یاد بگیرد چگونه در اجتماعات بزرگ‌تر مشارکت صحیح داشته باشد (دی لئون به نقل از ابراهیمی 1381).
بر این اساس درمان اجتماع مدار یک برنامه ساختاریافته و نظارتی قوی است که برای درمان مسائل و مشکلات رفتاری، هیجانی و خانوادگی مصرف‌کنندگان مواد طراحی‌شده است درمان اجتماع مدار بر خودیاری، رشد فردی و حمایت همسالان تأکید دارد. همه افراد در درمان اجتماع مدار اعضای یک خانواده هستند و یک برنامه اقامتی را که شامل یک سری مراحل که از جهت‌یابی آغاز تا مراقبت پس از بهبودی ادامه می‌یابد و طول دوره اقامت در آن از یک ماه تا 3 الی 6 ماه می‌باشد (مینکلر و والدشتاین، 2003). هدف در درمان اجتماع مدار تغییرات کلی در سبک زندگی یک معتاد است که شامل پرهیز از مواد مخدر، ایجاد صداقت فردی، کسب مهارت‌های اجتماعی، حذف عقاید ضداجتماعی و رفتارهای غیرقانونی است برنامه روزانه در درمان اجتماع مدار شامل صبح گاه، نیایش، پرچم، صبحانه، کلاس صبح، کاردرمانی صبح و کلاس‌های درمانی زیر نظر گروه درمان گنجانده‌شده است (کارول ، 2000) اصول اساسی در درمان اجتماع مدار که به مورداجرا گذاشته می‌شوند عبارت‌اند از:
پرهیز از مصرف مواد، پرهیز از رفتارهای غیر اخلاقی، پرهیز از خشونت، جدا شدن از زندگی اعتیادی، باور به لزوم یادگیری زندگی سالم اجتماعی، باور به لزوم تلاش برای تقویت مهربانی، صداقت و مسئولیت‌پذیری، باور به لزوم کمک گرفتن و کمک کردن به دیگران، تغییر گام‌به‌گام، حرکت به جلو هرچند با مقادیر متفاوت- احترام به خود و دیگران، تغییر از طریق مشارکت، فعالیت و کنکاش در خود، تلاش در جهت تقویت معنویت از طریق برنامه‌های مختلف، وجود قوانین و سلسله‌مراتب اجتماع درمان‌مدار یکی از روش‌های درمان غیر دارویی اعتیاد می‌باشد که در آن به همه مقوله‌های ایجادکننده بیماری از جنبه‌های زیستی، روانی و اجتماعی به‌صورت همزمان و با الویت ابعاد روانی، اجتماعی می‌پردازد. این طرح که پس از کشورهای توسعه‌یافته در چند سال اخیر در سطح مراکز استان‌ها، توسط سازمان بهزیستی کشور اجراشده است با نگرشی متفاوت از مراکز بازپروری سابق و کلینیک‌های ترک اعتیاد و سایر روش‌های درمانی و پزشکی، بر دیدگاه روشنی مشتمل بر چهار مفهوم 1- اختلال مصرف مواد 2- شخص معتاد 3- بهبودی 4- زندگی سالم و درست بناشده است، مدل درمان اجتماع مدار نیازمند محیط فیزیکی مناسب، سازمان اجتماعی خاص، سرپرستان، روابط و مراحل، برنامه‌ها و مجموعه روش ها شامل تشویق و تنبیه، امنیت، جلسات اجتماع، گروه‌های اجتماع و گروه‌های مواجهه است که ضمن حفظ کلیت اجتماع، فرایند تغییر در رفتارها، شناخت‌ها، عواطف، تجربیات و هویت فرد را به دنبال دارد، از دیدگاه درمان اجتماع مدار مصرف مواد، اختلال پیچیده‌ای در کلیت فرد است که الگوهای رفتاری و فکری خود تهدیدکننده و خود مخرب، آشفتگی در سبک زندگی و عملکرد فرد را آشکار می‌سازد باوجودی که اثرات ژنتیکی، فیزیولوژیکی شیمیایی مواد شناخته‌شده است؛ اما از این دیدگاه خود فرد باید مسئولیت اولیه اختلال و بهبودش را بپذیرد و لذا اعتیاد یک علامت است نه جوهر و اصل اختلال. به‌عبارت‌دیگر، اختلال استعمال مواد از مصرف‌کنندگان مواد جدا نیست و آشفتگی‌ها و کنش‌های نامناسب افرادی که وارد درمان می‌شوند، نمایانگر اختلال اساسی‌تری در کل شخصیت آن‌هاست (دی لئون، ترجمه ابراهیمی 1381).
۲-۵-۴- دیدگاه درمان اجتماع مدار در مورد فرد معتاد
از این نگرش، هسته اصلی اختلال اعتیاد، فرد است که به‌عنوان یک موجود اجتماعی و روان‌شناختی به آن نگریسته می‌شود اینکه افراد چگونه رفتار

بررسی اثربخشی درمان اجتماع مدار بر کارکردهای اجرایی، حافظه شرح‌حال- قسمت 5

می‌کنند، هیجاناتشان را کنترل می‌کنند، با دیگران تعامل و ارتباط برقرار می‌کنند و اینکه چگونه خودشان و دنیا را درک و تجربه می‌کنند، مصرف‌کنندگان مواد اگرچه ازنظر ویژگی‌های شناختی، رفتاری، عاطفی، اجتماعی، بین فردی و … که از منابع زیستی روانی، اجتماعی ناشی می‌شود متفاوت هستند ولی غالب آن‌ها ویژگی‌های گوناگون شناختی را همراه با مشکلات مصرف و سبک زندگی نشان می دهند این ویژگی‌ها به‌صورت عمده عبارت‌اند از فقدان آگاهی، مشکل در تصمیم‌گیری و حل مسئله می‌شود اینکه افراد چگونه رفتار می‌کنند، هیجاناتشان را کنترل می‌کنند، با دیگران تعامل و ارتباط برقرار می‌کنند و اینکه چگونه خودشان و دنیا را درک و تجربه می‌کنند، مصرف‌کنندگان مواد اگرچه ازنظر ویژگی‌های شناختی، رفتاری، عاطفی، اجتماعی، بین فردی و … که از منابع زیستی روانی، اجتماعی ناشی می شودمتفاوت هستند ولی غالب آن‌ها ویژگی‌های گوناگون شناختی را همراه با مشکلات مصرف و سبک زندگی نشان می‌دهند این ویژگی‌ها به‌صورت عمده عبارت‌اند از فقدان آگاهی، مشکل در تصمیم‌گیری و حل مسئله، قضاوت پایین، فقدان مهارت‌های حل مسئله و مهارت‌های اجتماعی، آموزشی، شغلی و بین فردی و بعضاً ناتوانی در یادگیری (کلینکه، ترجمه محمدخانی، 138۸).
۲-۵-۵- دیدگاه درمان اجتماع مدار به بهبودی و زندگی سالم
دیدگاه موجود شامل فرضیات، عقاید و مفاهیم مشترکی است که تشکیل‌دهنده ایدئولوژی با دیدگاه درمان اجتماع مدار به زندگی اجتماعی و شخص سالم را تشکیل می‌دهد این آموزه‌ها اصطلاحاً زندگی سالم و درست نامیده می‌شود خردمندی و هوشیاری در زندگی به‌عنوان یک پیش‌نیاز برای یک زندگی معقولانه می‌باشد و درست زندگی کردن، نیاز به هوشیاری دارد این مفهوم به معنای ثابت ماندن در خصوص اصول پذیرش‌شده اجتماع، شرکت مداوم در برنامه روزانه، گروه‌ها، جلسات، کار و وظایف آموزشی است و رعایت بایدونبایدها جهت ایجاد یک محیط آرام با رعایت اصول بهداشتی برای اجتماع و خود ضروری است (های، ۲۰۱۵).
برای اینکه ارزش‌های اجماعی پذیرفته شوند باید نوع و شدت همه رفتارها، احترام، توافق‌ها و … طبق یک اصول مشخص باشد و پذیرفتن این‌ها، اموری مثل درستکاری، اعتماد، احساس مسئولیت و … در اجتماع را شامل می‌شود که سبک زندگی و خصوصیات تغیر یافته را مشخص می‌کند (علی پور نیاز و همکاران، 1388).
آموزه‌های زندگی درست با نگرش درمان اجتماع مدار به فرد بهبودی مربوط است، ثبات و تداوم زندگی درست در درمان اجتماع مدار، دقیقاً بازندگی مختل شده معتادان در ارتباط است به‌ویژه زندگی سالم یا هم نوعان سالم، تجربیات روزمره‌ای از خودکنترلی را فراهم می‌آورد؛ یعنی برای کسانی که فاقد کنترل بوده‌اند این ارزش‌های زندگی درست برای بهبودی ضروری است. مصرف‌کنندگان مواد یا فاقد ظرفیت برای زندگی منظم بوده‌اند و یا اینکه هرگز یک سبک زندگی منظم را تجربه نکرده‌اند منابع زندگی درست متغیر است و چندین نوع آن به‌طور مستقیم و غیرمستقیم قابل‌دسترسی است که به منابعی چون نوشته‌های اخلاقی، مذهبی و کتب آسمانی و … مربوط می‌شود این اصول و عقاید به‌صورت رسمی و غیررسمی در برنامه‌ها، نوشته‌های روی دیوار، متون و … تکرار می‌شوند (خزائلی، ۱۳۸۰).
۲-۵-۶- رویکرد اجتماعی در درمان اجتماع مدار
در این رویکرد اجتماع به‌عنوان رویکرد درمانی، با همه آموزه‌ها و عناصر فرهنگی‌اش معرفی‌شده است این عناصر شامل 4 جزء بافت‌های اجتماعی، انتظارات اجتماع، ارزیابی‌ها و پاسخ‌های اجتماعی است (دی لئون، به نقل از ابراهیمی، 1381). ارزیابی‌ها و پاسخ‌های اجتماع، برحسب انتظارات اجتماع برای عملکرد، مسئولیت‌پذیری، خودارزیابی و خودمختاری در هر مرحله درمان است. در مراحل اولیه برنامه، مقیم در معرض منابع اجتماع، افراد و فعالیت‌ها قرارمی گیرد تا یاد بگیرد چگونه از این منابع برای تغییر خود استفاده کند. در مراحل بعدی، فعالیت‌ها و عناصر اجتماع ممکن است به‌صورت راهکارهایی برای آزمایش و پایش فرد در هر زمینه از انتظارت اجتماع باشد همچنین پاسخ‌های اجتماع، نمایانگر انتظارات و ارزیابی‌هایش در طول درمان است و بنابراین رفتارهایی که ممکن است در مراحل اولیه برنامه قابل‌توجه باشند شاید در مراحل بعد پذیرفته شوند و پاسخ‌های منفی اجتماعی را به دنبال داشته باشند این پاسخ‌ها طراحی می‌شوند تا تغییر خود را افزایش دهند و در حقیقت اعضا رشد فردی خود را وقتی نشان می‌دهند که پاسخ‌های منفی یا مثبت اجتماع را به‌صورت فرصت‌های یادگیری برای افزایش تغییرات خود بکار گیرند عنصر جوهری رویکرد درمان اجتماع مدار، اجتماع است اجتماع هم روش تغییر را ایجاد می‌کند. این عنصر اجتماع است که درمان اجتماع مدار را از سایر رویکردهای بازتوانی معتادان و اختلالات مربوط به آن متمایزمی کندو این استفاده از اجتماع به‌عنوان روش است که درمان اجتماع مدار را از دیگر شکل‌های اجتماع جدا می‌کند (ساکس، ۲۰۱۲). هدف ویژه درمان اجتماع مدار، درمان اختلالات فرد است اما هدف عمده آن تغییر سبک زندگی و هویت فردی است و برای رسیدن به این هدف درمان اجتماع مدار از اجتماع به‌عنوان روش استفاده می‌کند (دی لئون به نقل از ابراهیمی،1381).
۲-۵-۷- عناصر درمانی و آموزش
کار، یکی از مهم‌ترین بخش‌های مدل درمانی درمان اجتماع مدار است. درواقع نشانه مهم محیط اجتماعی درمان اجتماع مدار، شور و شوق‌وذوق در فعالیت‌های کاری است… مقیاس آگاهانه و هوشیار، به گروه‌هایی می‌روند که باید کار انجام دهند و بدین سبب نگرش مثبت و خلق خویی را نشان می‌دهند و به فعالیت‌هایی مانند کمک کردن می‌پردازند (تودر به نقل از اسمیت و همکاران، ۲۰۰۶).
۲-۵-۷-۱- سرپرست‌ها و همتاها در درمان اجتماع مدار
درمان اجتماع مدار های معاصر، سازمان‌های پیچیده‌ای هستند که شامل بسیاری از مسائل و عملکردهای مختلف است بنابراین این کارمندان درمان اجتماع مدار ترکیبی از متخصصان تیمی و فردی هشتند که درمجموع متنوعی از موقعیت‌های بالینی، مدیریتی، اجرایی و خدمات حمایتی مشغول بکار هستند همچنین همتاها عامل اولیه تغییر هستند مقیمان در بخش‌های مختلف اجتماعی و روابط بین فردی، واسطه‌های اجتماعی شدن و فرایند درمان هستند. همتاها عضویت اصلی اجتماع را تشکیل می‌دهند و سلسله‌مراتب همتاها عامل اصلی سازمان اجتماعی درمان اجتماع مدار است (علی پورنیاز و همکاران،1388).
۲-۵-۸- مراحل برنامه
در درمان اجتماع مدار مراحل برنامه، بیشتر خاص تغییرات مورد انتظار را نشان می‌دهند وضعیت فرد را می‌توان برحسب نیم‌رخ‌های خاص در نقاط مختلف برنامه، توصیف کرد. مقیمانی که در یک اجماع برابر زندگی می‌کنند روی مراحل برنامه نیز کار می‌کنند مراحل برنامه به‌طور مستقیم فرایند تغییر را آشکار نمی‌سازند بلکه آن‌ها فرایند را برحسب حرکت فرد در ساختار سازمان‌یافته و فعالیت‌های طراحی شد ی برنامه نشان می‌دهند بنابراین مراحل برنامه نشان عبور فرد در فرایند یادگیری است (علی پورنیاز و همکاران،1388).
در درمان اجتماع مدار های اقامتی و درازمدت برنامه سه مرحله اصلی دارد:
1) مرحله آشنایی، استقرار یا جهت‌یابی 2) مرحله درمان 3) مرحله ورود مجدد یا ترخیص
۲-۵-۸-۱- مرحله آشنایی
جهت‌یابی بسته به‌تناسب طول دوره درمان اجتماع مدار، 21 تا 30 روز اول ورود به مرکز را مرحله استقرار می‌گویند هدف اصلی این مرحله جذب سریع فرد در اجتماع است اهمیت جذب سریع به‌واسطه وجود احساسات دوگانه و متضاد بیمار در اقامت طولانی‌مدت و احتمالاً ترک برنامه است. در این مرحله تقویت پیوند جویی و تغییرات فیزیکی و غیر بالینی و آشنایی با اصول اساسی درمان اجتماع مدار، مشارکت در برنامه و … بیشتر ملاک توجه قرارمی گیرد و ضمن رعایت تعادل در برنامه‌ها، نقش‌های حمایتی حتی در مشاوره‌های فردی نیز به لحاظ کاهش اضطراب و ایجاد نگرش مثبت به باقی ماندن در درمان، افزایش می‌یابد. انتظار می‌رود مقیم در مرحله جهت‌یابی بتواند رویه‌ها و خط‌مشی‌های، فلسفه برنامه و طرح کلی آن را یاد بگیرد، روابط مطمئنی با سایر مقیمان بخصوص سرپرست‌ها برقرار کند به ارزیابی شرایط و نیازهای خود بپردازد شروع به فهم ماهیت اختلال اعتیاد و خواسته‌های بهبودی کند به بهبودی تعهد آزمایشی داده و برای استمرار برنامه، تعهد پایداری دهد (خزائلی، ۱۳۸۰).
۲-۵-۸-۲- مرحله درمان
هدف اصلی مرحله درمان شناخت اهداف اجتماعی و روان‌شناختی وسیع است که اجتماعی شدن، رشد فردی و آگاهی روان‌شناختی از طریق همه فعالیت‌ها و منابع درمانی و اجتماعی دنبال می‌شوند. مرحله درمان شامل سه فاز است که با وضعیت مقیمان و زمان ماندن در برنامه بستگی دارد در این مراحل ازایش مشارکت کامل در همه فعالیت‌ها و بخش‌ها و فعالیت‌های گروهی و مشاوره‌های فردی بیشتر می‌شود و به‌تدریج با پیچیده‌تر شدن وظایف شغلی، امتیازها، پاداش‌ها، محتوای آموزش و … مفاهیم متنوع بهبودی وزندگی درست توسعه می‌یابد (خزائلی، ۱۳۸۰).
۲-۵-۸-۳- مرحله ورود مجدد
اهداف اولیه این مرحله، آسان کردن جدایی فرد از محیط اقامتی و انتقال موفق او به جامعه اصلی است این اهداف در دو فاز جدا از هم به‌صورت اقامتی مستمر و غیر اقامتی دنبال می‌شود در فاز اول اقامتی، هدف آماده کردن فرد برای جدا شدن سالم از اجتماع اقامتی است. در فاز بعدی ورود مجدد، هدف کامل کردن انتقال موفقیت‌آمیز از محیط اقامتی به جامعه و آسان‌سازی انطباق با دنیای خارج است هدف اساسی مرحله ورود مجدد و درمان اولیه این است که از مقیم کمتر محافظت می‌شود تا بتواند اهداف اجتماعی و روان‌شناختی خود را در دنیای بیرون از برنامه تحقق بخشد. برای این منظور آنچه را که فرد در درمان اجتماع مدار آموخته است با تمرین و ممارست عملی می‌نماید تا بتواند با خواسته‌های فراوان دنیای واقعی، بهتر روبرو گردد در این راستا مهارت‌های اجتماعی و روان‌شناختی موردنیاز برای سازش با جهان واقعی، مهارت‌های خود راهبردی، استقلال و … نقش اساسی‌تری دارند. همچنین در مواجهه با چالش‌های دنیای بیرون، مقیمان اجازه دارند ضمن حضور، از محیط حمایت‌شده درمان اجتماع مدار استفاده نمایند (خزائلی، ۱۳۸۰).
در فاز دوم ورود مجدد یا ترخیص، سازگاری یا انطباق بازندگی اجتماعی شامل یادگیری شناخت و آگاهی از مشکلات همراه باکار و روابط اجتماعی، توسعه و رشد یک شبکه روابط اجتماعی خوب و راهبردی و استفاده از اوقات فراغت و تفریحات است. تقویت و مهارت‌های زندگی روزانه شامل کارورزی و مهارت یافتن در موضوعاتی نظیر دخل‌وخرج، مهارت‌های فرزند پروری و بهداشت روانی است. حفظ هوشیاری و خردمندی در خارج از درمان اجتماع مدار شامل آموزش و مهارت‌آموزی درزمینه سازش با اجتماع و مقابله با شرایط و برانگیزاننده های مصرف مواد و الکل است حضور در جلسات آموزشی برای حفظ و ارتقای تغییرات سبک زندگی شدیداً تشویق می‌گردد (خزائلی، ۱۳۸۰).
۲-۵-۹- روش‌های درمان اجتماع مدار
در درمان اجتماع مدار همه فعالیت‌ها و تعاملات اجتماعی، باعث تسهیل بهبودی وزندگی درست می‌شود، بااین‌حال فعالیت‌های ساختار دار برنامه روزانه، به‌صورت روش در نظر گرفته می‌شود که به شیوه‌های خاص برای تأثیر روی فرد و کل اجتماع طراحی‌شده است این روش‌ها را می‌توان برای انطباق با اهداف اولیه، به‌صورت زیر سازمان‌دهی کرد:
راهبردهای بالینی و اجتماعی تشدید اجتماعی و غیر درمانی آموزشی
مدل فیزیکی و اجتماعی درمان اجتماع مدار
مدل درمان درمان اجتماع مدار، درواقع محیط اجتماعی و روان‌شناختی آن است هر جز این محیط، درکی از دیدگاه درمان اجتماع مدار را نشان می‌دهد و هرکدام از این اجزا برای انتقال آموزه‌های اجتماعی و تشویق پیوند و تغییر خود مورداستفاده قرار می‌گیرد درمان اجتماع مدار هم ازلحاظ فیزیکی و هم ازلحاظ برنامه، طراحی‌شده است تا تجربه مقیمان از اجتماع را در دوران اقامت، تقویت کند این تجربه از اجتماع است با همه ویژگی‌های امنیت، ثبات، پیش‌بینی، پذیرش و … که به‌تدریج تازه‌واردان را قادر می‌کند تا هویت قدیمی و روابط خود را بافرهنگ قدیمی مواد، کاهش دهند و آن‌ها را با پیوندهای جدید با افراد، ارزش‌ها و سبک زندگی درمان اجتماع مدار جایگزین کنند. در هنگام ورود به درمان اجتماع مدار، هیچ‌کس احساس حبس شدن در یک موسسه، بیمارستان یا حتی برنامه درمانی ندارد. از دیدگاه انسان‌شناسی، محیط اجتماعی درمان اجتماع مدار، بیشتر به یک روستای زنده و فعال شبیه است. تا یک موسسه یا شرکت خدماتی. از دیدگاه اجتماعی و روان‌شناختی می تواند درمان اجتماع مدار را از سایر موقعیت‌های آموزشی یا درمانی که محیط اجتماعی آن‌ها، مدل درمانی است، جدا کرد. عناصر عمده این مدل، سازمان اجتماعی و روابط اجتماعی است که تنها برای یک هدف یعنی بازگرداندن مجدد فرد به جامعه به کار گرفته می‌شود. خود معتادان در حال بهبودی، سازمان اجتماعی درمان اجتماع مدار را رشد می‌دهند (ساکس، ۲۰۱۲)
فعالیت‌های راهبری اجتماعی و بالینی شامل تشویق‌ها و امتیازها، تنبیه‌ها، امنیت و خانه پایی است این فعالیت‌ها، امنیت فیزیکی و روان‌شناختی محیط را تضمین کرده و باعث زندگی منظم و خلاق می شود فعالیت‌های تشدید اجتماعی شدن شامل چند جلسه گسترده است. جلسه صبح گاهی، جلسه خانگی و جلسه عمومی (در صورت نیاز). این جلسات درک مثبت افراد از اجتماع را آسان می‌کنند بنابراین قابلیت آموزش و درمانی دارند. فعالیت‌های درمانی آموزشی، شامل گروه‌های مواجهه، وارسی و گروه‌های آموزشی است (علی پور 1388).

بررسی اثربخشی درمان اجتماع مدار بر کارکردهای اجرایی، حافظه شرح‌حال

کلیات پژوهشی
1-1. مقدمه ۲
1-2. بیان مسئله ۲
1-3. اهمیت و ضرورت پژوهش ۷
1-4. اهداف پژوهش ۸
1-۴-۱. هدف کلی ۸
1-۴-۲. اهداف فرعی ۹
1-۵. سوال های پژوهش ۹
1-۶. فرضیه های پژوهش ۹
1-۷. تعاریف عملیاتی و مفهومی متغیرها ۹
1-۷-۱. تعاریف مفهومی ۹
1-۷-۲. تعارف عملیاتی ۱۰
پیشینه و ادبیات پژوهشی
2-1. اعتیاد ۱۳
2-۱-۱. اعتیاد به مواد محرک ۱۴
2-۱-۲. تاثیرات مواد محرک ۱۴
2-۱-۳. اختلال مصرف مواد محرک و سندرم ترک ۱۵
2-۱-۴. شیوع مصرف مواد ترک ۱۶
2-۱-۵. درمان های روانشناختی و مواد ترک ۱۶
2-۲. هیجان ۱۸
2-۲-۱. تنظیم هیجان ۱۸
2-۲-۲. اهمیت تنظیم هیجان ۱۹
2-۲-۳. تنظیم شناختی هیجان ۲۰
2-۲-۴. تنظیم شناختی هیجان و اعتیاد ۲۱
2-۳. حافظه شرح حال ۲۲
2-۳-۱. انواع حافظه شرح حال ۲۳
2-۳-۲. کارکرد حافظه شرح حال ۲۳
2-۳-۳. سن و حافظه شرح حال ۲۳
2-۳-۴. مدل های ساختاری حافظه شرح حال ۲۵
2-۳-۵. بنیاد عصب شناختی حافظه شرح حال ۲۶
2-۴. کارکردهای اجرایی ۲۷
2-۴-۱. قشر پیشانی ۲۹
2-۴-۲. کارکردهای اجرایی در اعتیاد ۳۱
2-۵. درمان اجتماع مدار ۳۲
2-۵-۱. تعریف درمان اجتماع مدار ۳۳
2-۵-۲. دیدگاه های درمان اجتماع مدار و وابستگی روانی ۳۴
2-۵-۳. انواع درمان های غیردارویی در درمان اجتماع مدار ۳۵
2-۵-۴. دیدگاه درمان اجتماع مدار درمورد فرد معتاد ۳۸
2-۵-۵. دیدگاه درمان اجتماع مدار به بهبودی و زندگی سالم ۳۸
2-۵-۶. رویکرد اجتماعی در درمان اجتماع مدار ۳۹
2-۵-۷. عناصر درمانی و آموزش ۴۰
2-۵-۷-۱. سرپرست ها و همتاها در درمان اجتماع مدار ۴۰
2-۵-۸. مراحل برنامه ۴۱
2-۵-۸-۱. مرحله آشنایی ۴۰
2-۵-۸-۲. مرحله درمان ۴۲
2-۵-۸-۳. مرحله ورود مجدد ۴۲
2-۵-۹. روش های درمان اجتماع مدار ۴۳
2-۵-۱۰. مقیمان در درمان اجتماع مدار ۴۵
2-۶. پیشینه پژوهش ۴۶
2-۶-۱. پیشینه خارجی ۴۶
2-۶-۲. پیشینه داخلی ۴۷
روش پژوهش
۳. روش ۵۰
۳-۱. طرح پژوهش ۵۰
۳-۲. ملاحظات اخلاقی ۵۰
۳-۳. ملاک های انتخاب نمونه ۵۰
۳-۴.جامعه آماری ۵۱
۳-۵. نمونه و روش نمونه گیری ۵۱
۳-۶. روش و ابزار جمع آوری اطلاعات ۵۲
۳-۶-۱. روش تحلیل داده ها ۵۲
۳-۶-۲. ابزار ۵۲
۳-۷. فرایند پژوهش ۵۸
یافته های پژوهش
۴. تجزیه تحلیل داده ها ۶۰
۴-۱. اطلاعات توصیفی ۶۰
۴-۲. تجزیه تحلیل داده ها در راستای فرضیه های پژوهش ۶۱
بحث و نتیجه گیری
۵-۱-۱. فرضیه اول ۶۸
۵-۱-۲. فرضیه دوم ۷۱
۵-۱-۳. فرضیه سوم ۷۲
۵-۲. محدودیت های پژوهش ۷۲
۵-۳. پیشنهادات پژوهش ۷۴
۵-۳-۱. پیشنهادات پژوهشی ۷۴
۵-۳-۲. پیشنهادات کاربردی ۷۴
منابع ۷۵

فهرست جداول
جدول ۴-۱: نوع ماده مصرفی آزمودنی ها ۶۰
جدول ۴-۲: اطلاعات توصیفی وضعیت تحصیلاتی آزمودنی ها ۶۲
جدول ۴-۳: نتایج آزمون کولموگروف اسمیرنوف ۶۱
جدول ۴-۴: نتایج آزمون تی جفت شده راهبردهای تنظیم شناختی هیجان ۶۱
جدول ۴-۵: نتایج آزمون تی جفت شده آزمون استروپ ۶۳
جدول ۴-۶: نتایج آزمون تی جفت شده آزمون کارت های ویسکانسین ۶۴
جدول ۴-۷: نتایج آزمون تی جفت شده آزمون فراخانی ارقام ۶۴
جدول ۴-۸: نتایج آزمون تی جفت شده آزمون برج لندن ۶۵
جدول ۴-۹: نتایج آزمون تی جفت شده آزمون حافظه شرح حال ۶۵


کلیات پژوهش
1-1- مقدمه
اعتیاد از مهم‌ترین مشکلات پزشکی، اجتماعی، اقتصادی و سلامت عمومی جوامع می‌باشد (مولر ، ۲۰۱۳). امروزه مفهوم اعتیاد فقط محدود به مصرف مواد مخدر نمی‌شود بلکه به‌تمامی رفتارهای تکرارشونده که مشکل‌آفرین می‌باشد اطلاق می‌شود (مودری و همکاران، 2011). اصطلاح اعتیاد به‌عنوان حالت بیمارگونه‌ای که با مصرف دارو یا رفتار خاصی که با بدکارکردی های روانی و احساس غیرقابل‌کنترل ولع مصرف در غیاب مصرف که به شکل اجبارگونه است تعریف می‌شود. درمان اعتیاد به مواد محرک از چالش‌های بزرگ نظام پزشکی و سلامت و به‌ویژه درمانگران حوزه اعتیاد می‌باشد، درمان اعتیاد به مواد افیونی با رشد درمان‌های نگه‌دارنده مانند متادون، بوپره نورفین و نالتروکسان رشد مناسبی داشته است اما در درمان مواد محرک هنوز درمان نگه‌دارنده‌ای وجود ندارد و تمرکز عمده بر درمان‌های روان‌شناختی می‌باشد (فیلیپس و همکاران، ۲۰۱۴). بنابراین؛ پرداختن به موضوع درمان های روان‏شناختی در کنار درمان‌های دارویی باید از اهداف اصلی درمانگران قرار گیرد تا با طراحی، تدوین و آزمون اثربخشی آن‌ها بتوان گام‌های عملی در کنترل این معضل بزرگ جامعه برداشت. هدف پژوهش جاری بررسی اثربخشی درمان اجتماع مدار در ارتقاء بخشی از قابلیت‌های شناختی می‌باشد. به‌عبارت‌دیگر این پژوهش سعی دارد تا مشخص کند تا چه میزان درمان اجتماع مدار قدرت بازتوانی شناختی را در میان افراد مبتلاء دارد.
1-2- بیان مسئله
یکی از بزرگ‌ترین معضلاتی که در طی زمان‌های مختلف، همواره جوامع بشری را درگیر مشکلات و پیامدهای شوم خود نموده، پدیده اعتیاد می‌باشد. این معضل بزرگ که سالانه میلیون‌ها دلار از سرمایه‌های ملی کشورها را مصرف می‌کند، در کمین نابودی گران‌مایه‌ترین و پرارزش‌ترین سرمایه جوامع انسانی هر کشور، یعنی جوانان می‌باشد، این آسیب اجتماعی همانند سایر آسیب‌ها و اختلالات، عوارضی را به دنبال دارد که شامل اختلالات جسمی نظیر سکته، آسیب دائمی مغز، نارسایی قلبی، فلج موقتی، بیماری کلیه و کبد، دید تار، مشکل تنفس (هالجین و کراس ویتبورن،1387)؛ اختلالات روانی همچون هراس، اضطراب منتشر، اختلال تبدیلی، اختلال انطباقی و دیستایمی و همچنین مشکلات فرهنگی، خانوادگی، اقتصادی (صرف هزینه‌های گزاف برای مبارزه و درمان افراد معتاد) و اجتماعی را که با از بین رفتن نیروی انسانی جوامع (احمد وند،1386) همراه است، دربرمی گیرد کشور ما نیز درزمینه اعتیاد روند رو به رشدی را در بین اقشار مختلف جامعه دارا بوده است درصد زیادی از جمعیت کشور ما را جوانان تشکیل می‌دهند و بیشتر معتادین کشور نیز زیر 40 سال می‌باشند (مسکنی و همکاران،1387)؛ اما علی‌رغم افزایش روزافزون مصرف مواد و پیامدها و عوارض زیان‌بار جسمانی، روانی و اجتماعی آن (مولر، ۲۰۱۳) هنوز درمان قطعی و مناسبی برای بسیاری از انواع وابستگی‌ها به مواد یافت نشده است و درمان‌های کنونی در طولانی‌مدت مؤثر واقع نشده‌اند (فیلیپس و همکاران، ۲۰۱۴).
در دهه اخیر توجه به کارکردهای شناختی در درمان اعتیاد رشد چشمگیری داشته است (شران، گولویتزر و بارگ ، ۲۰۱۳). مشکلات حافظه که از مصرف مواد ناشی می‌شود، نقش مهمی در عود مصرف دارد (میلتون ، ۲۰۱۲). مصرف مواد باعث کاهش فعالیت نواحی مغزی که در کنترل شناختی و توجه نقش دارند، می‌شود (جاسترزاب و همکاران، ۲۰۱۲؛ لی و همکاران، ۲۰۱۲). همچنین مصرف مزمن مواد موجب کاهش ظرفیت حافظه کاری و انعطاف پذیری شناختی (بالداچینو و همکاران، ۲۰۱۲؛ پروسر و همکاران، ۲۰۰۹) و آسیب به کارکردهای شناختی مانند یادگیری، توجه و کارکردهای اجرایی می‌شود (چو و همکاران، ۲۰۰۳؛ فرناندز سرانو و همکاران، ۲۰۱۱؛ ارسچ و ساهاکین ، ۲۰۰۷). اعتیاد به مواد محرک موجب نقص‌های متعدد روان عصب‌شناختی می‌شود که همگی باعث خلل در زندگی روزمره و فرایند درمان می‌شود. در مطالعات زیادی به نقص بخش‌های مختلف حافظه مانند کارکردهای اجرایی و فرایند پردازش اطلاعات در افراد مصرف‌کننده مواد محرک اشاره‌شده است (آلبین اوریوس و همکاران، ۲۰۱۲؛ کونولی و همکاران، ۲۰۱۲؛ بل و همکاران، ۲۰۱۳؛ دسانتیس و همکاران؛ ۲۰۱۴). در مطالعات متعددی به تأثیرات منفی مواد محرک بر حافظه کلامی (هافرمن و همکاران، ۲۰۰۶)؛ کارکردهای اجرایی (علی پور، پیمان و سعیدپور، ۱۳۹۳)، حافظه آینده‌نگر (هافرمن، ۲۰۱۰؛ ۲۰۱۲) و حافظه شرح‌حال (گاندولف و همکاران، ۲۰۱۳) پرداخته‌اند.
همان‌طور که گفته شد یکی از آسیب‌های روان‌شناختی اعتیاد، آسیب به کارکردهای اجرایی می‌باشد (گلاس و همکاران، ۲۰۰۹). کارکردهای اجرایی به قابلیت‌هایی اطلاق می‌شود که فرد را به ایجاد الگوی رفتار جدید و طرق فکر کردن و بازبینی افکار توانا می‌سازد. این قابلیت‌ها در موقعیت‌های ناآشنا بسیار موردنیاز است، جایی که فرد نمی‌داند باید چه کند، یا موقعیت‌هایی که روش‌های ایجادشده قبلی رفتار، دیگر مفید و مناسب نیستند (هالیگان و همکاران ،2003). کارکردهای اجرایی نقش مهمی در انعطاف پذیری شناختی و کنترل آن، هیجان و عمل دارد و برای زندگی روزمره بسیار حیاتی است (کان گارانتام و اسبجرسن ، 2007). به‌طور سنتی آزمون توانایی آغاز، توقف و تغییر رفتار در پاسخ به تغییر محرک، بخشی از ارزیابی مربوط به ناکارآمدی ناحیه پیشانی بوده است (مارنات ، 2003). همه توانایی‌های مذکور مربوط به کارکردهای اجرایی مغز می‌باشد که به توانایی‌های شناختی لازم برای انجام رفتارهای پیچیده معطوف به هدف و سازگاری با طیف وسیعی از تغییرات و مطالبات محیطی ازجمله برنامه‌ریزی، پیش‌بینی (انعطاف‌پذیری شناختی)، معطوف کردن منابع توجه به ملزومات رویدادهای غیرمعمول و همچنین خودیابی رفتار اطلاق می‌گردد (لورینگ ،1999). وابستگی به مواد موجب بروز آسیب‌هایی در عملکرد شناختی ازجمله حل مسئله، برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، یادگیری مطالب جدید، توانایی انتزاعی فضایی، بینایی، انعطاف‌پذیری شناختی و مهارت‌های حافظه می‌شود (هستر و همکاران،‌۲۰۱۰). عملکرد شناختی معیوب ناشی از مصرف مواد، منجر به عدم شرکت در درمان، افزایش ریزش، فقدان استفاده از خدمات پس از درمان و بیکاری پس از درمان می‌شود (گرابر و همکاران، ۲۰۱۲).
از دیگر توانایی‌های شناختی و روان عصب‌شناختی که در فرایند اعتیاد با آسیب روبرو می‌شود، حافظه شرح‌حال می‌باشد (گاندولف و همکاران، ۲۰۱۳) حافظه‌ی شرح‌حال دانشی است که فرد از خود و گذشته خویش دارد. حافظه‌ی معنایی شخصی به دانش واقعیت‌های وابسته به شرح زندگی، دانش عمومی و عقایدی که فرد در مورد خویش دارد اشاره می‌کند، حافظه‌ی ضمنی شرح‌حال به یادآوری روشن از رویدادهای شخصی که در زمان و مکان معینی رخ‌داده است، مربوط می‌شود (ایبر ، 1999). در سال‌های اخیر چند مطالعه در خصوص حافظه‌ی شرح‌حال افراد دارای سوءمصرف مواد صورت گرفته است، ایبر (1999) طی مطالعه‌ای به بررسی حافظه‌ی شرح‌حال معنایی و ضمنی در افراد افسرده وابسته به مواد افیونی و مقایسه آن با گروه کنترل پرداخت، نتایج مطالعه نشان داد که افراد افیونی در حافظه‌ی شرح‌حال کاهش داشتند اما در حافظه‌ی شرح‌حال معنایی افزایش در یادآوری نشان دادند. فیتزجرالد و شیفلی گرو (2004) در تحقیقی مشابه بر روی زنان الکلیک نشان دادند که این افراد در مقایسه با گروه کنترل سالم، به‌دشواری خاطرات اختصاصی حافظه‌ی شرح‌حال خود را یادآوری می‌کنند. اولیورا و همکاران (2007) به بررسی حافظه‌ی شرح‌حال و حافظه‌ی معنایی گروهی از نوجوانان مصرف‌کننده‌ای مواد و مقایسه‌ی آنان با گروه کنترل، نوجوانان بدون مصرف مواد پرداخت؛ که در هر گروه 25 پسر قرار داشت که محدوده‌ی سنی آن‌ها از 13 تا 17 سال بود، نتایج نشان داد، نوجوانان مصرف‌کننده‌ی مواد در دستیابی به حافظه‌ی شرح‌حال و حافظه‌ی معنایی دشواری‌های زیادی دارند. در ادبیات پژوهشی به تأثیرات کاهش اختصاصی بودن حافظه شرح‌حال بر تنظیم هیجان پرداخته‌اند که کلی شده این نوع حافظه با مشکلاتی در تنظیم هیجان و آشفتگی‌های روانی مرتبط می‌باشد (دالگلیش و همکاران، ۲۰۰۸؛ ویلیامز و همکاران، ۲۰۰۷).. مرادی و همکاران نیز (1388) در پژوهشی در نوجوانان افسرده و افسرده دارای سوءمصرف مواد پرداختند، نتایج نشان داد که نوجوانان افسرده، در مقایسه با گروه کنترل (افراد سالم) در بازیابی حافظه شرح‌حال، میزان کلی گویی بیشتری دارند. نوجوانان افسرده‌ی دارای سوءمصرف مواد، نسبت به نوجوانان سالم، از لحاظ میزان کلی گویی حافظه شرح‌حال نمرات بیشتری کسب کردند.
یکی دیگر از آسیب‌های روان‌شناختی اعتیاد، تنظیم هیجان می‌باشد (پارکر و همکاران، ۲۰۰۸) تنظیم هیجان نقش مهمی در سازگاری ما با وقایع استرس‌زای زندگی دارد. نتایج پژوهش‌ها نشان می‌دهد که ظرفیت افراد در تنظیم مؤثر هیجان‌ها بر شادمانی روان‌شناختی، جسمانی و بین فردی تأثیر می‌گذارد. به‌عنوان‌مثال، نشانه‌های نارسایی تنظیم هیجان در بیش از نیمی از اختلالات محور یک و در تمام اختلالات شخصیتی محور دو اتفاق می‌افتد (گروس ،1999) یکی از ابعاد مهم هیجان نظم جویی هیجان می‌باشد نظم جویی هیجان برای حفظ روابط اجتماعی پایدار و بهزیستی نقش مهمی را در زندگی افراد ایفا می‌کند. نظم جویی هیجان دارای ابعاد و جنبه‌های مختلفی است. یکی از جنبه‌های مهم فرایند نظم جویی هیجان، تنظیم تجارب هیجانی از طریق به خدمت گرفتن عناصر شناختی می‌باشد. این مفهوم در متون روانشناسی نظم جویی شناختی هیجان نامیده می‌شود. نظم جویی شناختی هیجان دلالت بر شیوه دست‌کاری ورود اطلاعات فراخواننده هیجان دارد (اوکسنر و گروس ، 2005). نظم جویی شناختی هیجان به‌تمامی سبک‌های شناختی اطلاق می‌شود که افراد از آن به‌منظور افزایش، کاهش و یا حفظ تجارب هیجانی استفاده می‌کنند (گروس 2001 به نقل از حسنی،1387). به‌بیان‌دیگر، راهبردهای شناختی نظم جویی هیجان، کنش‌هایی هستند که نشانگر راه‌های کنار آمدن فرد با شرایط استرس‌زا و یا اتفاقات ناگوار است (گارنفسکی و کرایج 2006، به نقل از حسنی،1387). مفهوم کلی تنظیم شناختی هیجان دلالت بر شیوه شناختی دست‌کاری ورود اطلاعات فراخواننده هیجان دارد (تامپسون ،199۴؛ اوکسنر و گروس،2004،2005). به‌عبارت‌دیگر، راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، به نحوه تفکر افراد پس از بروز یک تجربه منفی یا واقعه آسیب‌زا برای آن‌ها اطلاق می‌گردد پژوهش‌های پیشین نه راهبرد متفاوت تنظیم شناختی را به‌صورت مفهومی شناسایی کرده‌اند: ملامت خویش ، پذیرش ، نشخوار گری ، تمرکز مجدد مثبت ، تمرکز مجدد بر برنامه‌ریزی ، برنامه‌ریزی، ارزیابی مجدد مثبت ، دیدگاه پذیری ، فاجعه انگاری و ملامت دیگران (گارنفسکی ، کرایج و اسپینهاون ،2001،2002؛ گارنفسکی و همکاران،2002). اعتیاد به مواد محرک و مواد افیونی با مشکلاتی در هیجان خواهی (علی پور، سعیدپور و حسنی، ۱۳۹۴) و تاثیرات منفی در سلامت روان همره می‌باشد (علی پور و سعیدپور، ۱۳۹۳). که مشخص می شود مواد محرک باعث مختل شدن تنظیم هیجان در افراد و تاثیر منفی بر هیجانات وی می باشد که عامل مهمی در تداوم مصرف و عود مصرف دارد.
1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش
اعتیاد یکی از مهم‌ترین معضلات سلامت در تمامی کشورها می‌باشد هزینه‌هایی که اعتیاد بر دوش فرد، خانواده و جامعه می‌گذارد با هیچ اختلال دیگری قابل‌مقایسه نیست متأسفانه به دلیل ساختارهای پیچیده‌ای که مواد محرک دارند هنوز درمان موثری که بتواند در درمان این نوع مواد مؤثر باشد در دسترس نیست و تلاش‌های متخصصین حوزه روانشناسی در این نوع اعتیاد بایستی بیشتر مرود توجه قرار گیرد (سوفوگلو و همکاران، ۲۰۱۰) متغیرهای کارکردهای اجرایی، حافظه شرح‌حال و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در جریان اعتیاد دچار بدکارکردی می‌شوند و حتی پس از دوره سم‌زدایی و پرهیز از مواد، نقش زیادی در ولع مصرف ایفا می‌کنند که ولع مصرف نیز کلید محوری عود در اعتیاد می‌باشد (گیولیانی، پفیفر ، ۲۰۱۴؛ آلن و همکاران، ۲۰۰۸) و از طرفی نیز مواد محرک در مقایسه با مواد افیونی، تاثیرات مخرب تری در کارکردهای اجرایی (علی پور، ۱۳۹۴) و تنظیم شناختی هیجان (علی پور، ۱۳۹۴) دارد.
با توجه به نقش کارکردهای اجرایی، حافظه شرح‌حال و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در ولع مصرف و نقشی که ولع مصرف در عود اعتیاد مواد محرک دارد، درمان‌های اثربخش بایستی بر متغیرهای تأثیرگذار در ولع مصرف تأثیرگذار باشند و ازآنجایی‌که در درمان به مواد محرک، نقش درمان‌های روان‌شناختی (بدون دارو) پررنگ‌تر می‌باشد و درمان اجتماع مدار نیز یکی از این درمان‌ها می‌باشد، همچنین یکی از راه های اطمینان از درمان‌های اثربخش مبتنی بر پژوهش، مطالعه اثربخشی این درمان‌ها بر عوامل روان‌شناختی آزمودنی‌ها می‌باشد (تاچمن و ساراسون ، ۲۰۱۱) در این پژوهش بر آن شدیم تا به بررسی اثربخشی درمان اجتماع مدار بر کارکردهای اجرایی، حافظه شرح‌حال و راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در افراد مصرف‌کننده مواد محرک بپردازیم.
1-4- اهداف پژوهش
1-۴-1- هدف کلی
بررسی اثربخشی درمان اجتماع مدار در ارتقاء کارکردهای اجرایی، حافظه شرح‌حال و تنظیم شناختی هیجان در افراد مصرف‌کننده مواد محرک

1-۴-2- اهداف فرعی
1. بررسی اثربخشی درمان اجتماع مدار در کارکردهای اجرایی افراد مصرف‌کننده مواد محرک
2. بررسی اثربخشی درمان اجتماع مدار در حافظه شرح‌حال افراد مصرف‌کننده مواد محرک
3. بررسی اثربخشی درمان اجتماع مدار در تنظیم شناختی هیجان افراد مصرف‌کننده محرک
1-5- سؤال‌های پژوهش
1. درمان اجتماع مدار چه تأثیری در کارکردهای اجرایی افراد معتاد به مواد محرک دارد؟
2. درمان اجتماع مدار چه تأثیری در حافظه شرح‌حال افراد معتاد به مواد محرک دارد؟
3. درمان اجتماع مدار چه تأثیری در تنظیم شناختی هیجان در افراد معتاد به مواد محرک دارد؟
1-۶- فرضیه‌های پژوهش
1) درمان اجتماع مدار در ارتقاء عملکرد کارکردهای اجرایی افراد معتاد به مواد محرک مؤثر است.
2) درمان اجتماع مدار در اختصاصی کردن حافظه شرح‌حال افراد معتاد به مواد محرک مؤثر است.
3) درمان اجتماع مدار در بهبود تنظیم شناختی هیجان افراد معتاد به مواد محرک مؤثر است.
۱-۷- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
1-۷-1- تعاریف مفهومی
کارکردهای اجرایی
اصطلاح کارکردهای اجرایی به مجموعه وسیعی از