پایان نامه درباره انسان کامل، فضایل اخلاقی، پیامبران الهی، حقیقت ایمان


دریافت کتاب (انعام/ ۱۵۴)، علم و حکمت (یوسف/ ۲۲) و بخشیدن فرزندان و هدایت ایشان (انعام/ ۸۴). تا این جا که از جزای دنیوی گفته شد، دیده شد که بهره مندان از آن، انبیای الهی هم چون موسی، ابراهیم، یوسف، نوح علیهم السلام و… بودند. پس مقام محسنین، مقام بالا رتبه و خاصی است، و کسانی که محسن شده باشند می‌توانند هدایت کنند.
بخشی از جزای محسنین بشارتی است برای روز قیامت (حج/ ۳۷) روزی که محسن مزدش را دریافت می‌کند و از حوادث آن روز حزن و اندوهی ندارد (بقره/ ۱۱۲) و دچار ذلت نمی‌شود (یونس/ ۲۶). در سایه سلام خدا (صافات/ ۷۹ـ ۸۰) در امنیت کامل به سر می‌برد (نمل/ ۸۹). پس وارد بهشت هایی می‌شود که از زیر درختانش نهرهایی جاری است (مائده/۸۵) در آن جا هر آن چه بخواهد بیابد (زمر/ ۳۴) و در جوار رحمت، تا ابد (مائده/ ۸۵ـ یونس/ ۲۶) زیست می‌کند. سلام خدا بر آنان است و این است اجر عظیم (احزاب/ ۲۹ـ آل عمران/ ۱۷۲).
هر که خواهد هم‌نشینی با خدا گو نشین اندر حضور اولیا
چون شوی دور از حضور اولیا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ در حقیقت گشته‌ای دور از خدا
هم ترازو را ترازو راست کرد هم ترازو را ترازو کاست کرد
۴ـ ۸ مصادیق محسنین
آخرین میدان معنا‌شناسی، در دو بخش اسوه های حسنه و مصادیق محسنین است، که به جهت اهمیت اسوه های حسنه، به طور اختصاصی بدان پرداخته می‌شود.
۴ـ ۸ـ ۱ مقدمه
پس از آن‌ که اراده خدای متعال بر آن تعلق گرفت که موجودی شگفت در زمین خلق کند و غرایز و تمایلات گوناگونی را با سرشت و نهاد وی عجین سازد و نعمت‌های جهان هستی را در اختیارش گذارد و تربیت نهال وجودش را نیز به خود او بسپارد، در هر دوره‌ای عده‌ای از انسان‌های برجسته را برگزید و با عنایات ویژه خود به کمال رسانید و آنان را در مقام اسوه و سرمشق به مردم معرفی کرد: ﴿أُولئِکَ الَّذینَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ﴾۶۲۶ «اینان کسانى هستند که خدا هدایت‌شان کرده است پس به هدایت آنان اقتدا کن‏».
اندک شماری از این برگزیدگان که در قله کمالات انسانی جای دارند «اسوه برتر یا حسنه» معرفی شده‌اند؛ یکی از این ستیغ نشینان، پیامبر بزرگ اسلام، حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم است. پیامبران الهی همه در فضایل اخلاقی و ارزش‌های والای انسانی الگوی‌های کامل هستند. در قرآن و سخنان معصومان از برخی ارزش‌های اخلاقی به عنوان اخلاق پیامبران یاد شده است؛ از جمله، صبر، نیکی، حلم، حسن خلق، خوشرویی، سخاوت، غیرت، شب زنده‌داری، عفو، گذشت، احسان، اخلاص و… .
۴ـ ۸ـ ۲ اسوه های حسنه
واژه «اسوه حسنه» در دو سوره قرآن کریم و سه بار تکرار شده است.
۴ـ ۸ـ ۲ـ ۱ پیامبر اسلام صلی الله علیم و آله و سلم
ایشان اسوه جامع و کامل تمام خوبی‌ها، دارای تمام کمالات پیامبران گذشته، از حضرت آدم علیه السلام تا حضرت عیسی علیه السلام هستند. آن‌ چه که در مورد ایشان قابل ذکر است این که ایشان قرآن مجسم بوده و مسلما به تمامی دستورات و فرامین قرآن عظیم پایبند بوده و از آن ‌ها اطاعت می‌کردند و به همین خاطر است که قرآن ایشان را اسوه نیکویی معرفی می‌کند:۶۲۷
﴿لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثیراً﴾۶۲۸
کلمه” أسوه” به معناى اقتداء و پیروى است، و معناى ﴿فِی رَسُولِ اللَّهِ﴾ یعنى در مورد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، و اسوه در مورد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، عبارت است از پیروى او، اگر تعبیر کرد به ﴿لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ﴾ شما در مورد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم تاسى دارید که استقرار و استمرار در گذشته را افاده مى‏کند، براى این است که اشاره کند به این که این وظیفه همیشه ثابت است، و شما همیشه باید به آن جناب تاسى کنید.
و معناى آیه این است که یکى از احکام رسالت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم، و ایمان آوردن شما، این است که به او تاسى کنید، هم در گفتارش و هم در رفتارش، و شما مى‏بینید که او در راه خدا چه مشقت‏هایى تحمل مى‏کند، و چگونه در جنگ ها حاضر شده، آن طور که باید جهاد مى‏کند، شما نیز باید از او پیروى کنید.
در تفسیر کشاف گفته: اگر کسى بپرسد حقیقت معناى آیه ﴿لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ﴾ چیست؟ البته با در نظر گرفتن این که کلمه ” اسوه” به ضمه همزه قراءت شده، در جواب مى‏گوییم دو احتمال هست، اول این که خود آن جناب اسوه‏اى حسنه و نیکو است، یعنى بهترین رهبر است، دوم این که بگوییم خود آن جناب اسوه نیست، بلکه در او صفتى است که جا دارد مردم به وى در آن صفت اقتداء کنند، و آن عبارت است از مواسات، یعنى این که خود را برتر از مردم نمى‏داند.
تاسى به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم صفت حمیده و پاکیزه‏اى است که هر کسى که مؤمن نامیده شود بدان متصف نمى‏شود، بلکه کسانى به این صفت پسندیده متصف مى‏شوند که متصف به حقیقت ایمان باشند، و معلوم است که چنین کسانى امیدشان همه به خدا است، و هدف و همشان همه و همه خانه آخرت است، چون دل در گرو خدا دارند، و به زندگى آخرت اهمیت مى‏دهند و در نتیجه عمل صالح مى‏کنند، و با این حال بسیار به یاد خدا مى‏باشند و هرگز از پروردگار خود غافل نمى‏مانند، و نتیجه این توجه دائمى، تاسى به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است، در گفتار و کردار.۶۲۹
یکی از کارآمدترین و موفق ترین روش‌های تربیت، پیدا کردن نمونه عملی و سرمشق مطابق با اهداف و پیروی از اوست، در واقع آن چیزی که تربیت را عینی و حقیقی می‌کند، قبل از بیان نظری، نمونه عملی آن است.۶۳۰ خداوند متعال نیز در این آیه، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را به عنوان انسان کامل برای الگوگیری معرفی می‌کند. اخلاص و توجه او به خدا، رافت و مهربانیش، شدت و غضب او، زندگی ساده‌اش، تحمل بسیار هنگام گرفتاری‌ها، امانت و وفاداری به عهد و پیمان و … می‌تواند سرمشقی برای زندگی سعادتمند باشد. چراغ هدایتی که با روشن نمودن صراط مستقیم، دستیابی به مقصد عالی کمال را آسان‌تر می‌نماید. این گونه است که از تمام جوانب، اسوه‌ای نیکو در زندگی است. علاوه بر این که او، در تمام جوانب به کمال رسیده و انسان کاملی است اما بعضی از صفات او جلوه‌ای خاص دارد که در قرآن و به طور جداگانه به آن‌ها اشاره کرده است۶۳۱. آیاتی هم‌چون:
﴿وَ إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ﴾۶۳۲
﴿فَلَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ عَلى‏ آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدیثِ أَسَفاً﴾۶۳۳
﴿لَقَدْ جاءَکُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِکُمْ عَزیزٌ عَلَیْهِ ما عَنِتُّمْ حَریصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیمٌ﴾۶۳۴
﴿قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَ لا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکین﴾۶۳۵
﴿أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَک﴾۶۳۶
و… .
۴ـ ۸ـ ۲ـ ۲ ابراهیم خلیل علیه السلام
پیامبری است که در مقابل شکوه ایمان و پشتکارش در راه مبارزه با مظاهر شرک و بت پرستی، و عشق و اخلاص و تسلیمش به خدای متعال، همگان سر تعظیم فرود آورده‌اند. خداوند ایشان را به امت، قانت، شاکر، حنیف، اواه، حلیم، مطیع، دارای قلب سلیم، عبد صالح و محسن توصیف کرده است.۶۳۷ خدای تعالی داستان شگفت انگیز این پیامبر عظیم الشان را در ۲۳ سوره و ۱۸۰ آیه قرآن نقل و ۶۹ بار از او به صراحت یاد کرده است.۶۳۸
﴿قَدْ کانَتْ لَکُمْ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ فی‏ إِبْراهیمَ وَ الَّذینَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْکُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ کَفَرْنا بِکُمْ وَ بَدا بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَهُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَهُ إِلاَّ قَوْلَ إِبْراهیمَ لِأَبیهِ لَأَسْتَغْفِرَنَّ لَکَ وَ ما أَمْلِکُ لَکَ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَیْ‏ءٍ رَبَّنا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنا وَ إِلَیْکَ أَنَبْنا وَ إِلَیْکَ الْمَصیرُ﴾۶۳۹
در این آیه به منظور تاکید، مساله اسوه را تکرار کرده تا علاوه بر تاکید، این معنا را هم بیان کرده باشد که این اسوه تنها براى کسانى است که به خدا و روز جزا امید داشته باشند، و نیز تاسى این گونه افراد به ابراهیم علیه السلام تنها در بیزارى جستن از کفار نیست، بلکه در دعا و مناجات هم از آن جناب تاسى مى‏کنند.
ظاهرا مراد از امید خدا، امید ثواب خدا در برابر ایمان به او است. و مراد از امید آخرت، امید پاداش هایى است که خدا وعده آن را به مؤمنین داده، پس امید به آخرت کنایه است از ایمان به آخرت.
﴿وَ مَنْ یَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ﴾ این جمله بى‏نیازى خداى تعالى از امتثال بندگان را مى‏رساند، مى‏فرماید بیزارى جستن از کفار به نفع خود شما است، و خدا از آن بهره‏مند نمى‏شود، چون خداى تعالى از مردم و از اطاعتشان غناى ذاتى دارد، و او در اوامرى که به ایشان مى‏کند و در نواهى‏اش حمید، و داراى منت است، اگر امر و نهى مى‏کند براى اصلاح حال خود مردم و براى سعادت زندگیشان است، نه براى خودش.۶۴۰
آیه ای دیگر در مورد حضرت ابراهیم علیه السلام:
﴿وَآتَیْناهُ فِی الدُّنْیا حَسَنَهً وَ إِنَّهُ فِی الْآخِرَهِ لَمِنَ الصَّالِحینَ﴾۶۴۱
مراد از حسنه می‌تواند هر امر نیکی از مقام رسالت گرفته تا نعمت های مادی باشد.۶۴۲ بعضی مراد از آن را جاودانگی نام ابراهیم به نیکی، مقتدا بودن برای آیندگان یا نبوت حضرت و یا نبوت فرزندان او دانسته اند.۶۴۳ مقصود از “حسنه در دنیا” معیشت نیکو است، و ابراهیم علیه السلام داراى ثروتى فراوان و مروتى عظیم بوده است.۶۴۴
۴ـ ۸ـ ۳ مصادیق محسنین
در این بخش چهار نفر از انبیای الهی مورد بررسی قرار می‌گیرند.
۴ـ ۸ـ ۳ـ ۱حضرت نوح علیه السلام
﴿سَلامٌ عَلى ‏نُوحٍ فِی الْعالَمینَ إِنَّا کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنینَ﴾۶۴۵
این جمله منتى را که خدا بر نوح نهاده و کرامتى که به وى کرده، از آن جمله این که ندایش را اجابت نمود و او و اهلش را از کرب عظیم نجات داد و ذریه‏اش را در قرون بعد باقى نگه داشت و آثارش را در قرون بعد از خودش حفظ کرد و درودى که تا روز قیامت از ناحیه فرد فرد بشر صالح به وى فرستاده تعلیل مى‏کند.
اگر پاداش او را به پاداش محسنین و نیکوکاران تشبیه کرده این تشبیه تنها در اصل پاداش است نه در خصوصیات مى‏خواهد بفرماید: همان طور که به همه نیکوکاران پاداش مى‏دهیم به نوح نیز پاداش دادیم و نمى‏خواهد بفرماید: به همه نیکوکاران

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *