پایان نامه درباره امام صادق


کرده بدیشان رسانند چون فرستاده از کفار می‌پرسید که بر محمد صلی الله علیه و آله و سلم چه چیز فرو می‌آید مى‏گفتند افسانه‏هاى گذشتگان چنان‌چه گذشت مر آنان را که نیکویى کردند در اقوال و افعال یا گفتند لا اله الا اللَّه محمد رسول اللَّه در این سراى مکافات است به نیکویى از عصمت خون و مال و حرمت و نصرت و ثواب ایشان در سراى دیگر بهتر است از این و نیکو سرائی است مر پرهیزکاران را بهشت.۵۸۲
۴ـ‌۶ـ‌۳ جلب محبت و زدودن دشمنی
﴿وَ لا تَسْتَوِی الْحَسَنَهُ وَ لاَ السَّیِّئَهُ ادْفَعْ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَداوَهٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمیمٌ﴾۵۸۳
تفسیر آن از نظر گذشت.
۴ـ‌۶ـ ۴ عدم فساد جویی در زمین
در احادیث در معانی سیئه آمده که اهل فساد در زمین هستند. در آیات ۱۱۴ و۱۱۵ سوره مبارکه هود نیز، سخن از حسنات و سیئات است و در آیه ۱۱۶ آن، از فساد روی زمین صحبت شده است. پس یکی از آثار حسنه را با اشعار این آیه می‌توان عدم فساد جویی در زمین دانست.
﴿وَ ابْتَغِ فیما آتاکَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَهَ وَ لا تَنْسَ نَصیبَکَ مِنَ الدُّنْیا وَ أَحْسِنْ کَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَیْکَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِی الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُفْسِدینَ﴾۵۸۴
بجو در آن‌ چه داده است به تو خداى تعالى مثوبات و نعمت‌هاى سراى آخرت را و آن اموال را در موجبات آن ثواب صرف کن و ترک مکن بهره خود را از مال دنیا و چون اول خداى تعالى بیان کرد که مال دنیا را صرف کن براى مثوبات اخروى درین جا بیان می‌کند که لازم نیست که همه آن را در آن راه صرف کنى بلکه خود هم از آن تمتعى بردار و حصه‏اى براى معاش خود بگذار.
در کتاب معانى الاخبار از على بن ابى طالب علیه السّلام در قول خدای عز و جل: ﴿وَ لا تَنْسَ نَصِیبَکَ مِنَ الدُّنْیا﴾ گفت: «لا تنس صحتک و قوتک و فراغک و شبابک و نشاطک ان تطلب بها الآخره». حضرت فرمودند که معنى آیه این است که فراموش مکن بهره خود را از دنیا که آن تندرستى و توانایى و فراغت و جوانى و نشاط است بدین که به این آلات طلب مثوبات اخروى بکن و نیکویى کن با بندگان خدا چنان‌ چه نیکویى کرده و نعمت فرستاده خداى تعالى به سوى تو یا آن که احسان کن به شکر و طاعت چنان چه احسان کرده خداى تعالى تو را به انعام و مجو فساد را در زمین.‏
و از امام صادق علیه السّلام: «اعظم الفساد ان یرضى العبد بالغفله عن اللَّه تعالى و هذا الفساد یتولد من طول الامل و الحرص و الکبر کما اخبر اللَّه فى قصه قارون فى قوله: ﴿وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِی الْأَرْضِ﴾ و کانت هذه الخصال من صنع قارون و اعتقاده»
یعنى بزرگترین فساد این است که بنده غافل باشد از معبود حقیقى و بدین رضا دهد و این فسادى که غفلت است متولد می شود از طول امل و حرص و کبر چنان چه حق سبحانه و تعالى درین آیه از قارون خبرداده زیرا که این امور از فعل قارون و معتقدات اوست به درستى که خداى تعالى دوست نمی‌دارد فسادکنندگان در زمین را.۵۸۵
جدول آثار حسنه (۴ـ۴)
۴ـ ۷ جزای حسنه و محسنین
در این بخش، جزا به دو نوع جزای دنیوی و اخروی قابل تقسیم است.
۴ـ ۷ـ ۱ جزای دنیوی
برخی از آیات بر هر دو نوع جزا اشاره دارند. در این قسمت فقط آیاتی که جزای دنیوی را ذکر کرده، مطرح می‌شود.
۴ـ ۷ـ‌۱ـ‌۱ لایق دریافت کتاب، علم و حکم
﴿وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْناهُ حُکْماً وَ عِلْماً وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ﴾۵۸۶
چون یوسف به حد اعلاى جوانى و کمال و نیرو و عقل رسید ما بدو حکمت و دانشى دادیم و منظور از حکمت آن گفتار برنده‏اى است که به فرزانگى بخواند، و منظور از علم و دانش همان بیان کردن چیزى است به همان گونه که هست به نحوى که در دل اثر کند- چنان‌چه على بن عیسى گفته- و ابن عباس گفته: منظور از حکمت همان نبوت است، و منظور از علم، علم شریعت است. و برخى گفته‏اند: معناى حکم، دعوت به‌ سوى دین خدا و منظور از علم، همان علم شریعت است. و قول دیگر آن است که منظور از حکم، حکومت و قضاوت میان مردم و از علم، علم به راه‌‌هاى مصالح کار مردم است، زیرا مردم وقتى قضاوت و حکومتى را به نزد عزیز می‌بردند به یوسف دستور می‌داد میان آن‌ ها قضاوت کند چون خرد و درایت و رأی صائب او را در قضاوت دیده بود. برخى علم را همان، علم شریعت گرفته‏اند و عمل بدان را حکم دانسته‏‌اند.
همان‌ طور که یوسف را در مقابل صبرى که کرد پاداش دادیم، به هر کس که کار نیکو کند و اعمال حسنه و طاعات از وى سرزند به همین گونه پاداش دهیم، و ضحاک گفته: محسنان همان صبر کنندگان در برابر مصیبت‌ ها هستند و ابن عباس گفته: همان مردمان با ایمان و مؤمن هستند، و ابن جریج گفته: منظور حضرت محمد صلى اللَّه علیه و آله و سلم است یعنى چنان‌ چه درباره یوسف رفتار کردیم و پس از تحمل بلاها و سختی‌ها سلطنت و فرمانروایى بدو دادیم با تو نیز اى محمد به‌ همین گونه رفتار خواهیم کرد.۵۸۷
آیه ای دیگر:
﴿ثُمَّ آتَیْنا مُوسَى الْکِتابَ تَماماً عَلَى الَّذِی أَحْسَنَ وَ تَفْصِیلاً لِکُلِّ شَیْ‏ءٍ وَ هُدىً وَ رَحْمَهً لَعَلَّهُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ یُؤْمِنُونَ﴾۵۸۸
ما پس از آن‌که آن کلیات و مجملات را تشریع نمودیم به موسى علیه السلام کتابى فرستادیم تا نواقص آن کسانى را که آن شرایع‏ اجمالى را به خوبى عمل کرده و به کار بستند تکمیل کنیم، و فروع آن شرایع را که مورد احتیاج بنى اسرائیل بود تفصیل و توضیح دهیم، و این هدایت و رحمتى بود از ما، شاید ایشان به معاد و لقاى پروردگارشان ایمان بیاورند.۵۸۹
کلیات شرایع که خداى تعالى در آیات گذشته بیان و وصیت فرمود تکالیف مشروعه‏اى بودند که در ادیان همه انبیا عمومیت داشت و هم کلى و مجمل بودند بدین سبب زمینه فراهم شد که بیان کند که پس از آن‌ که احکام مذکور را به طور اجمال براى همه انبیا تشریع فرموده، به‌ حسب اقتضاى مصلحت براى موسى علیه السلام در کتابى که به وى نازل کرده تفصیل داده و پس از آن براى رسول خدا محمد صلی الله علیه و آله و سلم در کتاب مبارکى نازل فرموده است.۵۹۰
نیکی موسی دریافت کتاب هدایت و رحمت ایمان بندگان به ملاقات پروردگار
۴ـ ۷ـ‌۱ـ‌۲ بخشیدن فرزندان به انبیا و هدایت ایشان
در این آیه از هبه الهی که همان اسحاق و یعقوب هستند سخن گفته است. این هبه به خاطر این که ابراهیم علیه السلام به مرتبه احسان نائل شده به او داده شده است. اسحاق و یعقوب علیهم السلام دو فرستاده الهی می‌شوند،‌ پس شاید هبه بودنشان و هدیه خاص بودنشان را نشان می‌دهد. در ادامه آیه از هدایت نوح علیه السلام و فرزندانش سخن گفته، و این‌ که از سوی خدا هدایت شده‌اند که این جزای ایشان است.
﴿وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ کُلاًّ هَدَیْنا وَ نُوحاً هَدَیْنا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَیْمانَ وَ أَیُّوبَ وَ یُوسُفَ وَ مُوسى‏ وَ هارُونَ وَ کَذلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ﴾۵۹۱
ما به ابراهیم از همسرش ساره، اسحاق و یعقوب که فرزند اسحاق است، بخشیدیم و همه را به‌ وسیله مقام نبوت، هدایت کرده برترى دادیم. درباره پیغمبر گرامى اسلام مى‏فرماید: ﴿وَ وَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدى‏﴾۵۹۲ یعنى: تورا از راه نبوت، گم شده یافت و به‌ سوى آن هدایت کرد. جبائى گوید: یعنى همه را هدایت کردیم تا به ثواب برسند. در این‌ جا خداوند بر ابراهیم منت مى‏گذارد که به او فرزند و نوه داده است.
پیش از این‌ ها نیز نوح و برخى از فرزندان نوح را هدایت کردیم. خود ابراهیم و فرزندانش هم از ذریه نوحند. اما کسانى از قبیل لوط و الیاس در ذریه نوح هستند که از ذریه ابراهیم شمرده نمی‌شوند. برخى گویند: منظور از ﴿مِنْ ذُرِّیَّتِه﴾ فرزندان ابراهیم است.
بدین ترتیب نیکوکاران را به‌ وسیله پاداش و کرامات، جزا مى‏دهیم. برخى گویند: یعنى همان‌طورى که بر این پیامبران به ‌وسیله نبوت تفضل کردیم، بر نیکوکاران نیز به ‌وسیله ثواب و کرامات تفضل مى‏کنیم.۵۹۳
۴ـ ۷ ـ ۲ جزای اخروی
گستره آیات در این حوزه زیاد است. طبق چنین آیاتی بهشت محسنین و نوع برخورد خداوند با این گروه بالا رتبه قابل ترسیم است.
۴ـ۷ـ‌۲ـ‌۱ هدایت و بشارت الهی
قربانی کردن، گردن نهادن در جهت فرمان الهی است، پس موجب نزدیکی به خدا که همان تقواست می‌شود و به این سمت هدایت شدن، خود جزو محسنین شدن است که مستحق بشارت می‌شوند.
﴿لَنْ یَنالَ اللَّهَ لُحُومُها وَ لا دِماؤُها وَ لکِنْ یَنالُهُ التَّقْوى‏ مِنْکُمْ کَذلِکَ سَخَّرَها لَکُمْ لِتُکَبِّرُوا اللَّهَ عَلى‏ ما هَداکُمْ وَ بَشِّرِ الْمُحْسِنینَ﴾۵۹۴
گوشت و خون قربانی‌ها به‌ خدا نمى‏رسد، اما تقواى شما به خدا مى‏رسد. کنایه از این‌ که خدا از شما قبول مى‏کند. رسم عرب جاهلى این بود که در موقع قربانى در برابر کعبه مى‏ایستادند و خون‌ها را به خاطر تقرب به خدا، به اطراف کعبه مى‏پاشیدند به گمان این که خداوند از این خون‌ها استفاده مى‏برد. اما قرآن اعلام داشت که خداوند به‌ گوشت و خون محتاج نیست و چیزى از این‌ها به‌ خدا نمى‏رسد ولى تقوى که عبارت از آن حالت اخلاص و توجه است، به ‌خدا مى‏رسد.۵۹۵
ظاهرا مراد از” تکبیر خدا” ذکر او به کبریایى و عظمت باشد که ما را هدایت فرمود. پس مراد از هدایت هم هدایت به اطاعت و عبودیت خود او است. و معناى آیه این است که: خداوند آن حیوان را این چنین براى شما مسخر نمود تا همان تسخیر وسیله هدایت شما به سوى اطاعت و تقرب به سویش شود، شما آن را قربانى کنید و در هنگام قربانى کردن و یاد کبریاء و عظمت او در برابر این هدایت بیفتید و بشارت ده نیکوکاران را، یعنى آن‌هایى را که چنین اعمال نیک به جا مى‏آورند. یا این چنین احسان و در راه خدا انفاق مى‏کنند.۵۹۶
پس هدایت پاداش دنیوی محسنین، و بشارت وعده به پاداش اخروی است.
۴ـ ۷ـ ۲ـ‌۲ قابلیت دریافت اعطای الهی
﴿آخِذینَ ما آتاهُمْ رَبُّهُمْ إِنَّهُمْ کانُوا قَبْلَ ذلِکَ مُحْسِنینَ﴾۵۹۷
آن‌ ها قابلیت آن‌ چه را که پروردگار مهربان به آ‌ن‌ها اعطاء کرده دارند در حالى که از خداوند و از آن‌ چه به آن‌ها داده راضى‏اند. این معنا از تعبیر به ﴿آخذین﴾ و ﴿ایتاء﴾ و از نسبت ایتاء به پروردگارشان فهمیده مى‏شود. این آیه مطالب قبل خود را تعلیل کرده مى‏فرماید: اگر متقین چنین وضعى دارند به خاطر این است که قبلا یعنى در دنیا در اعمالشان نیکوکار بودند، و اعمال نیکى داشتند آیات بعدش توضیح مى‏دهد که چگونه نیکوکار بودند، مگر چه مى‏کردند، متقین در دنیا زمان اندکى از شب را مى‏خوابیدند. در سحرها از خداى

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *