منابع و ماخذ پایان نامه افکار عمومی، تغییر نگرش، سیاست عمومی، سیاست اجتماعی


های جمعی و کانال های مستقیم صورت می گیرد.
بطور کلی تبلیغات حق درخواست تجدید نظر به احساسات دارد نه عقل.
۲-۱-۴ افکار عمومی
افکار عمومی، عکس العمل بخش عمده‌ای از جامعه است، در برابر حوادثی که برای جامعه رخ می‌دهد، و بیشتر ناشی از احساس است  تا استدلال. برخی اندیشمندان نیز گفته‌اند، افکار عمومی چیزی جز صدای مردم نیست که با پویایی توانمند خود، سرنوشت جامعه‌ها را رقم می‌زند. بنابراین می‌توان گفت: افکار عمومی، مجموعه افکار فردی است که در یک شرایط روانی و فضای اجتماعی خاص متعدد و منسجم می‌گردد، به گونه‌ای که با از بین رفتن آن شرایط و فضای جمعی، افکار عمومی متعدد و منسجم نیز از بین خواهد رفت.
افکار عمومی گروههای مختلف جامعه نسبت به امری خاص، مانند: پدیده‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و. .. دارای جلوه‌های مثبت یا منفی است، که گاهی با ابزار و وسایل ارتباط جمعی مانند روزنامه‌ها، رادیو و تلویزیون، منعکس می‌شوند و گاهی نیز انعکاس نمی‌یابند.
افکار عمومی دربارۀ موضوعات خاص و مجموعه عقاید همه افراد، در یک جامعه معیّن بحث می‌کند، و موضوع آن را بیشتر امور مربوط به عامۀ مردم و مسایل مرتبط با سیاست اجتماعی تشکیل می‌دهند.
همچنین از افکار رایج تمایز دارد، چرا که افکار رایج عبارت از شیوۀ قضاوت یا نگرشی نسبتاٌ گسترده و لیکن بدون پویائی و با حالتی خنثی می‌باشد. امّا افکار عمومی تشکیل دهندۀ نیرویی جمعی است که قادر به اعمال فشار می‌باشد. (آبرکراسبی،۱۳۶۷: ۳۰۶)
 
۲-۱-۴-۱ تفاوت افکار عمومی و احساس جمعی
افکار عمومی، متضمّن وجود داده‌هایی عینی است که اساس آن را تشکیل می‌دهند و ضمن امکان آمیزش با شور و هیجان از حداقل تفکر و استدلال نیز برخوردار می‌باشند. اما احساس جمعی صرفاٌ عاطفی بوده و معمولاٌ پایه و اساسی در واقعیّت ندارد. (دیویس، ۱۳۶۵: ۳۴)
۲-۱-۴-۲ ویژگیهای افکار عمومی
دانشمندان معتقدند که افکار عمومی چهار ویژگی اصلی دارند:
– جهت
–  شدّت
–  برجستگی
–  همسازی.
جهت، بدین معنا است که افکار عمومی معمولاٌ به دو یا چند دیدگاه تقسیم می‌شوند، هر چند افرادی که دربارۀ مسأله‌ای هیچ عقیده‌ای ندارند، در نظر گرفته نشوند.
شدت و برجستگی، شبیه هم هستند، شدّت، شدّت عقاید را اندازه‌گیری می‌کند، و برجستگی به اهمیّت نسبی عقایدی که یک فرد یا گروهی از افراد دارند، مربوط می‌شود. به عبارت دیگر برجستگی به اهم و مهم نمودن مسایل و اینکه کدام مسأله از همه مهم‌تر در نظر گرفته ‌شود، اطلاق می‌شود. (بیرو ،۱۳۶۶: ۳۱۳)
همسازی به رابطه بین عقاید مربوط می‌شود، و بر میزانی که داشتن یک عقیده با داشتن عقیده‌ای دیگر همساز است، متمرکز می‌گردد. چون که به طور کلّی، اینکه افراد عقایدی داشته باشند که متقابلاٌ ناهمساز باشند، امری ممکن است.
۲-۱-۴-۳ اقسام افکار عمومی
هم‌چنین دانشمندان، افکار عمومی را به چهار بخش تقسیم نموده‌اند:
– عقاید کارشناسی
– عقاید آگاهانه
–  عقاید تأثیر پذیرفته
–  افکار عمومی به طور کلّی.
اهمیت این چهار گروه ممکن است با توجه به نوع مسأله، افراد ذیربط، آگاهی کلّی دربارۀ مسأله، و میزانی که عقاید از طریق احزاب سیاسی سازمان می‌یابد، به ویژه از طریق گروههای فشار و غیره، تغییر نماید. و البته بدیهی است که در درون این گروهها نیز ممکن است، عقاید مختلف باشند. (بیرو ،۱۳۶۶: ۳۱۵)
۲-۱-۴-۴ منشأ افکار عمومی
پیدایی افکار عمومی از اینجا منشأ می‌گیرد که الگوهای رفتاری خاصی توسط این افکار تحمیل می‌شوند و به صورت هنجارهای رفتاری درمی آیند. و به همین خاطر است که بسیاری در صدد تأثیرگذاری بر افکار عمومی برمی‌آیند، از بازرگانان گرفته که از طریق تبلیغات تجاری اقدام به چنین کاری می‌کنند، تا احزاب سیاسی و دولت که با تبلیغات سیاسی این کار را انجام می‌دهد. البته باید توجه داشت که بر خلاف آنچه ابتدا به نظر می‌رسد که نماد این افراد یا نمادها صرفاٌ در صدد تغییر و دگرگون ساختن افکار عمومی هستند، اینان فقط به فکر استفاده از آن به سود خود می‌باشند. (شایان مهر،۳۰: ۱۳۷۷)
به عنوان نکته پایانی می‌توان گفت که، عقیده هنگامی که به فرد محدود می‌گردد، پدیدۀ پیچیده‌ای است، و بی نهایت پیچیده‌تر است هنگامی که به طور جمعی به صورت افکار عمومی در نظر گرفته می‌شود.
۲-۱-۴-۵ افکار عمومی در جنگ روانی
در جنگ‏های روانی و نظامی همگرایی افکار عمومی نقش اساسی را در پیشبرد اهداف دارد. اگر لازم باشد که افکار عمومی به حمایت از نظریه معینی ترغیب شود، در بیشتر موارد با اعمال نفوذ دراحساسات مردم به این کار مبادرت می شود،(بیرو ،۱۳۶۶: ۳۱۸) به این معنی که برای ایجاد طرز تفکر مورد نظر، احساسات مردم تهییج می‌گردد.
در واقع به وسیله تبلیغات تلاش می‌شود تا حد امکان نیروی اندیشه و وجدان فرد را کمتر به کار انداخته وبرعکس دراو واکنش‌های انعکاسی شرطی به وجود آورد.
عقیده و بینش برای مردم به مثابه روح و معنویت است، به عبارت دیگر، افکار عمومی مجموعه‌ای از داوری‌های مردم درباره مسایل روز است که مورد پذیرش بیشتر جامعه است و تغییر در این نگرش در جنگ‏های روانی اساسی می‌باشد.
افکار مورد پذیرش مردم در چارچوب سه اصل:
موضوع معین، زمان معین و منافع عمومی معین قرار دارد. (معصومی، ۱۳۷۱: ۲۱)
ماهیت افکار عمومی، به گونه ای است که دست ‌اندرکاران مسایل سیاسی و تبلیغاتی و متخصصان جنگ‏ های روانی را برآن می‌دارد که قدرت و نقش آن را در حوادث و موضوعات مختلف در برنامه‌ریزی‌ها و اقدام‌های خود منظور کنند. اهمیت افکارعمومی و قدرت هدایت آن، نه تنها از قدرت نظامی و اقتصادی کمتر نیست، بلکه بیشتر اوقات معادلات نظامی و سیاسی مرسوم را دگرگون می‌سازد.
از آنجایی که ماهیت جنگ روانی چه در زمان صلح و چه در زمان جنگ و تأثیر آن بر افکار عمومی و تغییر نگرش در جهت اهداف از پیش تعیین شده روشن است، ‌شناخت از وضعیت و روحیه نظام اجتماعی و برنامه‌ریزی برای هدایت آن اهمیت حیاتی در جنگ‏های روانی دارد. در صورتی که داده ها و اطلاعاتی که در هنگام جنگ روانی به جامعه مورد نظر تزریق می‌شود، مطابق با واقعیات و فرهنگ خاص آن جامعه نباشد، نه تنها تأثیر مثبتی برجای نخواهد گذاشت، بلکه در بسیاری از موارد موجب تهییج و بسیج آنان علیه اهداف مورد نظر توسط برنامه ریزان و عاملان جنگ روانی می شود.
۲-۱-۴-۶ تعریف کاربردی
افکار عمومی، پدیده‌ای روانی ـ اجتماعی و خصلتی، جمعی است و عبارت است از ارزیابی، روش و نظر مشترک گروهی اجتماعی در مسئله‌ای که همگان به آن توجه و علاقه دارند و در لحظه معینی، بین عده زیادی از افراد و اقشار مختلف جامعه نسبتاً عمومیت می‌یابد و عامه مردم آن را می‌پذیرند. افکار عمومی به صورت تأیید یا مخالفت با یک عمل، نظر، شخص و واقعه با خواسته، مطالبه، پیشنهاد و توصیه تجلی می‌یابد (ریو. ام و مک ویلیامز،۱۳۶۵: ۲۳۴). شاید بتوان گفت این تعریف جامع، تا حدودی زوایای گوناگون افکار عمومی را در نظر گرفته است. اما افکار عمومی خاص، حد و مرزهای مشخص و تأثیرات مختلفی دارد. لذا می‌توان افکار عمومی را از زوایای گوناگونی تعریف کرد.
باید توجه داشت، بسیاری از محققان افکار عمومی، فعالیتهای خود را به عرصه‌های محدودی از افکار عمومی منحصر می‌کنند. آنها عقایدی را به مثابه افکار عمومی می‌دانند که به مسائل مهم سیاست عمومی یک کشور مربوط می‌شود. این تأکید از این اعتقاد ناشی می‌شود که افکار عمومی باید تعیین‌کننده سیاست عمومی یک کشور باشد. آنان با این عقیده طیفی از عقاید را که ارتباط انکارناپذیری با مسائل سیاسی دارند جدا می‌کنند. (جونیو،۱۳۶۵: ۳۹)
۲-۱-۵ مدیریت ادراک۱۶
تکوین نگرش‌ها به عنوان یک فرایند، گرچه متأثر از مجموعه متنوعی از عناصرِ شناختی است (کریمی، ۱۳۸۴: ۲۲۴)، اما تغییر آن همواره از طریق دستکاری روان‌شناختی امکان‌پذیر بوده است. در روان‌شناسی اجتماعی، بخشی مهم از تغییرات رفتاری بازیگران اجتماعی را می‌توان با اتکا بر دگرگونی‌های نگرشی تحلیل کرد. تغییر نگرش‌ها منجر به تغییر ادراک افراد نسبت به تحولات شده و در نتیجه، ادراک متفاوت، انگیزه‌های متفاوتی برای رفتار افراد فراهم می‌آورد. این فرایند را می‌توان با بهره‌گیری از نظریه “انطباقِ شناختی” تعریف کرد. مهم‌ترین مؤلفه‌های این نظریه عبارتند از:
الف- طبق این نظریه، گرچه نگرشِ افراد دارای ثبات و دوامی چشمگیر است اما امکان تغییر آنها وجود دارد. فنون، ابزار و روش‌های روانی مختلفی برای ارائه نگرش‌های همسان به مخاطب یا تغییر نگرش‌های ناهمسانِ او وجود دارد.
ب‌- انسان پذیرنده پیامی است که با نگرش‌هایش هماهنگی داشته باشد. حتی در غیر این صورت نیز چنانچه عملیات القای پیام به مخاطب استمرار یابد، غالباً فرد تلاش می‌کند از طریق تغییرِ نگرش، باور خود را با محتوای پیام دریافتی همسو سازد.
ت‌- در این نظریه بر روابط و پیوند متقابلِ عناصرِ مختلف در یک نظامِ شناختی تأکید می‌شود. در این نظریه، نظام شناختی به گونه‌ای مطرح می‌شود که پیوندهایی در میان بسیاری از عناصر آن برقرار است و این پیوندها تمایل زیادی به هماهنگ بودن دارند.
ث‌- تغییر و جابه‌جایی در هر یک از عناصرِ نظامِ شناختی، تغییری متناسب و همسو با آن در کلِ ساختارِ شناختی ایجاد خواهد کرد.
ج‌- وقتی نوعی ناهماهنگی و عدم‌ تعادل بین عناصر نظام شناختی به‌وجود می‌آید، این تمایل در سیستم فکری افراد ایجاد می‌شود که در جهت یک ساختار هماهنگ‌تر حرکت کند. این انطباق می‌تواند به شیوه‌های گوناگون صورت گیرد. اما شخص به‌طور معمول آسان‌ترین و نزدیک‌ترین گزینه به مفروضات ذهنی خود را برمی‌گزیند.
ح‌- به رغم انعطاف‌پذیری فرایند تغییر نگرش در نظریه انطباق شناختی۱۷ و تسهیل کاربرد آن در موقعیت‌های گوناگون، اغلب مشخص کردن دقیق عناصر مربوط به یک موقعیت و تعیین درجه اهمیت آن برای یک فرد به راحتی امکان‌پذیر نیست (کریمی، ۱۳۸۴: ۲۶۱-۲۵۹).
زمانی که فرد در معرض تجربه زندگی اجتماعی قرار می‌گیرد و بر اثر روندهای تقویت و تقلید، نگرش اجتماعی کسب می‌کند، اصل “انطباقِ شناختی” تکوین می‌یابد. طبق این اصل، حتی زمانی که یک فرد پیام‌هایی مغایر با نگرش خود دریافت کند، چنانچه این امر استمرار یافته و به اقناع۱۸ منجر شود، فرد نگرش خود را تغییر داده و آن را با اطلاعات و پیام‌های دریافتی هماهنگ می‌سازد. نتیجه این خواهد شد که نگرش فرد به سهولت از سوی مجریان فرایند مشروعیت ‌زدایی قابل دستکاری و کنترل بوده و در صورت موفقیت، هم‌سازی شناختی به نوعی هم‌سازی رفتاری و واکنشی مشترک منجر خواهد شد.
از آنجا که ادراک نقشی مهم در برانگیختن انگیزه‌ها دارد، مجریان عملیات روانی در جریان فرایند تغییر نگرش، تلاش می‌کنند از

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *