عوامل اصلی پنج گانه شخصیت


عوامل اصلی پنج گانه شخصیت
پنج عامل اصلی شخصیت عبارتند از: روان نژندی، برونگرایی، انعطاف پذیری، دلپذیر بودن، مسئولیت پذیری و با وجدان بودن.
2-1-2-1-روان نژندی (نورُز) یا اختلاف(نوروتیک)(N)
مؤثرترین قلمرو اندازه های شخصیت تقابل موافقت یا ثبات عاطفی با اختلاف یا روان نژندیه. متخصصین بالینی شکل های جور واجور مختلفی از ناراحتی های عاطفی، چون ترس اجتماعی، افسردگی و دشمنی رو در افراد تشخیص می دهند، اما تحقیقات زیادی نشون می بده، آدمایی که با استعداد یکی از این وضعیت های عاطفی هستن، شایدً وضعیت های دیگر رو هم تجربه می کنن (مک کری و کوستا، 1992)
تمایل عمومی به تجربه احساسات منفی چون ترس، غم، دستپاچگی، عصبانیت، احساس گناه و نفرت مجموعه بخش N رو تشکیل می بده. هر چند N چیزی بیشتر از آمادگی واسه ناراحتی های روانشناختی داره. شاید احساسات شکننده مانع از موافقت می شه. مردان و زنان با نمره بالا در N، با استعداد داشتن عقاید غیر منطقی هستن و کمتر قادر به کنترل تکانش های خود بوده و خیلی ضعیف تر از بقیه با استرس کنار می آیند.
بازم که اسم این عامل نشون می بده، بیمارانی که به طور سنتی به عنوان نوروتیک تشخیص داده شده ان کلاً نمرۀ بالایی در اندازه های N به دست می بیارن (مثلا آیزنک 1964 به نقل از مک کری و کوستا 1992) اما اندازه N این پرسشنامه مثل بقیه اندازه هاش یک بعد از شخصیت سالم رو اندازه می گیرد. نمرات بالا ممکنه نشونه احتمال بالا واسه دچار شدن به بعضی از شکل های جور واجور مشکلات روانپزشکی باشه. اما زیر اندازه N نباید به عنوان اندازه ای واسه مشکلات روانی در نظر گرفته شه. ممکنه که دشت کردن یک نمره بالا در اندازه N با یک مشکل قابل تشخیص روانی همراه نباشه، از طرفی تموم مشکلات روانی با نمره بالا در N همراه نیس. مثلا یک فرد ممکنه مشکل شخصیت ضد اجتماعی داشته باشه و نمره بالایی در N کسب نکنه. (کوستا و مک کری، 1990)
آدمایی که نمرات اونا در N پایینه دارای ثبات عاطفی بوده و معمولاً آروم، معتدل و راحت هستن و می تونن که با موقعیت های فشارزا بدون پریشونی یا هیاهو بر بخورن.

2-1-2-2-برونگرایی (E)
برونگراها، جامعه گرا هستن، اما توانایی اجتماعی فقط یکی از صفاتیه که بخش برونگرایی دارای اینه. علاوه بر اون دوست داشتن مردم، ترجیح گروه های بزرگ و جلسه ها، با جربزه بودن، فعال بودن و پرحرف بودن هم از صفات برونگراهاه. اونا تحریک جنسی و هم تحریک رو دوست دارن و متمایلند که خنده رو باشن. هم اینکه سرخوش، با انرژی و خوش بین هم هستن. اندازه های بخش E به طور قوی با علاقه به خطر های بزرگ در مشاغل همبستهه (کوستا، مک کری و هالند، 1984)
طبق تعریف جون و سریواستاوا (1999)، برون گرایی نشون دهنده وجود هدفی پرانرژی به جهان مادی و اجتماعی در فرد می باشه که ویژگی هایی چون مردم آمیزی، فعال بودن، قاطعیت و جربزه رو شامل می شه. صلح پذیری بیان کننده جهت گیری اجتماعی و جامعه پسند در مقابل نگاه از روی دشمنی نسبت به بقیه می باشه که ویژگی هایی چون نوع دوستی، خوش قلبی، اعتماد و فروتنی رو شامل می شه.
هر قدر که نشون دادن مشخصات برونگراها آسونه، به همون اندازه نشون دادن ویژگی های درونگراها مشکله. در بعضی از توضیح ها درونگرایی باید به معنی از دست دادن برونگرایی در نظر گرفته شه تا به عنوان ضد برون گرایی. به خاطر این افراد درونگرا خوددارترند تا غیر صمیمی، مستقلند تا پیرو، یکنواخت و متعادلند تا تنبل و دیر جنب. وقتی منظور اینه این افراد ترجیح می دهند تنها باشن، شاید گفته شه این افراد کمرو هستن. افراد درونگرا حتماً از اضطراب های اجتماعی رنج نمی برن. گر چه این افراد روحیه بسیار خوشحال برونگرا رو ندارن، ولی آدم های غیر خوشحال یا بدبینی نیستن. خصوصیات گفته شده شاید در مواردی عجیب یا بعید به نظر برسن اما اونا به کمک تحقیقات زیادی بر آورد شده ان و موجب پیشرفتهای مفهومی در مدل پنج دلیلی گردیده ان (کوستا و مک کری، 1980 و مک کری و کوستا 1987)
این تحقیقات موجب شکسته شدن کلیشه های ذهنی که صفات متقابلی چون خوشحال- ناشاد، صمیمی – از روی دشمنی ومعاشر- کمرو رو به هم وصل می کنن، گردیده و اطلاعات جدیدی رو در مورد شخصیت به وجود آورده.

2-1-2-3-انعطاف پذیری (O)
به عنوان یک بعد اصلی شخصیت، انعطاف پذیری در تجربه خیلی کمتر از E و N شناخته شده. عناصر انعطاف پذیری چون تصور فعال، احساس قشنگ پسندی، توجه به احساسات داخلی، تنوع طلبی، کنجکاوی ذهنی و استقلال در قضاوت، بیشتر نقشی در تئوری های و امتحان های شخصیت اجرا کردن، اما به هم ترتیب اونا در یک بخش وسیع و تشکیل دلیلی از آن خیلی کم مطرح بوده. اندازه انعطاف پذیری در پرسشنامه NEOPI-R شاید در وسیع ترین بعد بررسی شده (مک کری و کوستا، 1985) افراد منعطف هم درباره دنیای داخلی و هم درباره دنیای خارجی کنجکاو هستن و زندگی اونا از دید تجربه غنیه. اونا مایل به پذیرش عقاید جدید و ارزش های غیرمعمولی بوده و بیشتر و عمیق تر از افراد غیر انعطاف پذیر هیجان های مثبت و منفی رو تجربه می کنن.
بقیه مدل های پنج دلیلی بیشتر این بعد رو عقل نامیده ان. نمرات انعطاف پذیری با آموزش نمرات هوش همبستهه. انعطاف پذیری به ویژهً با جنبه های جور واجور هوش چون تفکر واگرا که دلیلی در خلاقیت می باشه، مربوطه (مک کری، 1987) اما افراد انعطاف پذیر ظرفیت هوشی خیلی محدودی دارن. به شکل بررسی عوامل اندازه های توانایی ذهنی عامل ششم مستقلی رو تشکیل می دهند که مؤلفین اون رو بیرون از بخش شخصیت در نطر گرفته ان (مک کری و کوستا، 1987).
مردان و زنانی که نمره پایینی در انعطاف پذیری می گیرند، متمایلند که رفتار معمولی داشته و دیدگاه خود رو حفظ کنن، این افراد تازه های آشناتر رو ترجیح می دهند و جواب های عاطفی اونا خیلی محدوده.
ً افراد انعطاف پذیر غیر سنتی و غیر معمولی هستن. علاقه مندن همیشه سؤال کنن و آماده پذیرش عقاید سیاسی و اجتماعی و اخلاقی جدید هستن. این تمایلات نباید اینطور تلقی شه که اونا آدمایی غیر اصولی هستن. یک فرد انعطاف پذیر ممکنه مثل سنت گراها به سیستم ارزش های خود مسئولانه جواب بده. افراد انعطاف پذیر ممکنه از نظر روانشناسی خیلی سالم تر یا رشد یافته تر باشن اما انعطاف پذیری یا انعطاف ناپذیری ممکنه از نظر روانشناسی خیلی سالم تر یا رشد یافته تر باشن اما انعطاف پذیری یا انعطاف ناپذیری بستگی به اقتضاهای یک موقعیت داره و افراد هر دو گروه کارای به درد بخور و مؤثرتری در جامعه انجام می دهند.
2-1-2-4-دلپذیر بودن (A)
مثل برونگرایی، دلپذیربودن اولٌ بُعدی از تمایلات بین فردیه. یک فرد دلپذیر از پایهً نوع دوسته، اون نسبت به بقیه همدردی کرده و مشتاقه که به بقیه کمک کنه و باور داره که بقیه هم ً کمک کننده هستن. در مقابل فرد غیر دلپذیر لجوج، خود مدار و شکاک نسبت به بقیه بوده و رقابت جوه تا همکاری کننده.
افراد، بسیار دوست دارن که دلپذیر بودن رو هم به عنوان صفتی که از دید اجتماعی مطلوبه و هم از دید روانی سالم تریه، ببینن. این هم حقیقت داره که افراد دلپذیر مقبول تر و محبوب تر از افراد لجوج هستن، ولی باید توجه داشت که آمادگی واسه جنگیدن در برابر منافع خود هم یک امتیازه و بنابر این دلپذیر بودن در میدون جنگ یا در صحن دادگاه فضیلتی به حساب نمیاد، هم اینکه تفکر انتقادی و بدبین بودن در علم هم به بررسی های درست علمی کمک می کنه. هیچ یک از دو قطب انتهایی این عامل از نقطه نظر جامعه مطلوب نیس و هم هیچ یک حتماً در مورد سلامت روانی فرد هم به درد بخور نیست. هورنای (1945) در مورد دو تمایل نوروتیک «حرکت بر علیه مردم » و «حرکت به طرف» بحث کرده که این دو مثل شکل مرضی دلپذیر بودن و جنگ جویی می باشه. نمره پایین در A با حالات غرور، ضد اجتماعی و مشکل شخصیتی پارانویید همراه بوده در حالی که نمره بالا در A با مشکل شخصیتی وابسته همراهه (کوستا و مک کری، 1990)

2-1-2-5-مسئولیت پذیری و با وجدان بودن (C)
تعدادی از تئوری های شخصیت به ویژه نظریه روان جست و خیز به کنترل تکانه ها توجه دارن. در طول دوره رشد بیشتر افراد یاد می گیرند که چیجوری با آرزوهاشون کنار بیان و ناتوانی در جلوگیری از تکانه ها و وسوسه ها کلاً نشونه ای از پایین بودن مسئولیت پذیری در بین بزرگسالانه.
وظیفه شناسی و مسئولیت پذیری (با وجدان بودن) توضیح کننده قدرت کنترل تکانه ها، طوری که جامعه مطلوب میدونه و آسون کننده رفتار تکلیف محور و هدف محوره. وظیفه شناسی ویژگی هایی چون تفکر قبل از عمل، به تأخیر اندازی ارضا خواسته ها، رعایت قوانین و هنجارها و سازماندهی و اولویت بندی تکالیف رو در بر می گیرد. کنترل خود، هم اینکه می تونه به معنی قدرت طراحی خیلی فعال، سازماندهی و انجام وظایف محوله به راه مطلوب هم باشه. فرق های فردی در این موارد، پایه با وجدان بودنه. فرد با وجدان، هدف دار، با اراده و مصممه. افراد موفق، موسیقیدانان بزرگ و ورزشکاران به نام، این صفات رو در حد بالا دارن. دیگمن و تاکوموتوچوک (1981) این بخش رو به نام «تمایل به موفقیت» نامیده ان.
نمره بالا در C با موفقیت شغلی و تحصیلی همراهه. نمره پایین در C ممکنه موجب شه که فرد از باریک بینی لازم، دقت و پاکیزگی زیاد و «معتادکار» دوری کنه.
با وجدان بودن یک جنبه از آن چیزیه که «منش» نامیده می شه. افراد با نمره بالا در C زیاد دقیق، خوش خلق، و مطمئن هستن. اما افراد با نمرات پایین در C حتماً بدون اصول اخلاقی نیستن. اما در اجرا اصول اخلاقی زیاد دقیق نیستن. هم اینکه اونا در تلاششون واسه رسیدن به هدف بیحال هستن. مدارکی هست که این افراد خیلی لذت گرا بوده و علاقه زیادی به امور جنسی دارن (مک کری و کوستا و بوش، 1986).