حدیث رفع


سومین دلیلی که این گروه به آن استناد می کنند این است که در این روایت نبوی صلی الله علیه وآله و سلّم آمده است: «نه چیز از امت من برداشته شده است: اشتباه، فراموشی، اکراه، آنچه نمی دانند، آنچه بر آن توانایی ندارند، آن چه بر آن مضطر شده اند، حسد، فال بد انداختن و اندیشه های وسوسه آمیز در باره مردم تا زمانی که بر زبان نیاورده اند».
این گروه با استناد به روایت مذکور ابراز داشته اند: به دلیل اینکه زوجین از روی ضرورت به فرآیند اهدای جنین روی می آورند، لذا اگر حکم این فرآیند حرمت باشد، با استناد به روایت مذکور حرمتش رفع می شود، مضافا اینکه دلیل محکمی مبنی بر حرمت فرآیند مزبور وجود ندارد، لذا می توان مطابق حدیث رفع، حکم جواز را حاکم بر حرمت مساله کرد.
اشکالی که بر دلیل قبل وارد بود بر این دلیل نیز وارد است لذا از تکرار آن خودداری می کنیم.
گفتار پنجم- قاعده تسلیط
با توجه به قاعده تسلیط ، انسان می تواند در حد عقلایی در اموال و نفس خود تصرف و اشراف داشته باشد. البته مستند قاعده روایت منقول و مشهور: «الناس مسلطون علی اموالهم» می باشد که شماری از فقها با استناد به این قاعده بر این باورند که اگر چه مورد این حدیث مال و امور مالی می باشد، ولی با استناد به قاعده اولویت می توان گفت شامل نفوس و جان انسان نیز می شود. با این توضیح زن نابارور این تسلط را بر جان خود دارد که بوسیله فرآیند اهدای جنین، ناباروری خود را رفع کند و جنینی را توسط فرآیند مزبور در رحم خویش قرار دهد، زیرا وی مالک جان خویش است و رحم او نیز خارج از این مقوله نیست.
گفتار ششم-آثار مثبت روانی- اجتماعی
نعمت پدر و مادر شدن از جمله مواهب الهی است که خداوند هیچ پدر و مادری را از این لذت محروم نکرده و این سعادت را از او سلب نمی نماید؛ گذشته از این وجود کودک، سبب همبستگی بیشتر و آرامش و گرمی خانواده نیز خواهد شد.
اشکال: اولا خدای متعال به حکم آیات 49-50 سوره مبارکه شوری «یهب لمن یشاء اناثا و یهب لمن یشاء الذکور او یزوجهم ذکرانا و اناثا و یجعل من یشاء عقیما انه علیم قدیر» اعلام داشته است که گروهی از زن و شوهر ها از نعمت فرزند داشتن محروم هستند. ثانیا، اگر وجود کودک مایه همبستگی بیشتر و گرمی خانواده می شود، باید آمار جدایی زن و شوهر ها (طلاق) با تعداد فرزندان نسبت معکوس داشته باشد و ما با پدیده کودکان طلاق مواجه نباشیم.
گفتار هفتم- مشروعیت مشروط
تقریبا اکثر فقهای معاصر شیعه با استفاده از روش اهدای جنین موافق هستند. اما شروطی را جهت مشروع بودن فرآیند مزبور لازم دانسته اند:
1- جنین اهدایی محصول ترکیب گامت های زوجین قانونی و شرعی باشد.
2- زوجین فاقد گامت سالم باشند.
3- زن اهداگیرنده استعداد دریافت و نگهداری جنین را داشته باشد و جنین نیز از روش تلقیح خارج رحمی به وجود آید.
4- در فرآیند مزبور مقدمه حرام همانند اینکه لمس یا نظر حرامی رخ ندهد در غیر این صورت باید قائل به حرمت شد ، اما عده ای بر این عقیده اند که اگر ضرورتی پیش آید، لمس و نظر هم بی اشکال است.
6- نحوه گرفتن اسپرم و تخمک غیر شرعی نباشد یعنی در نتیجه عمل زناشویی باشد.
7- در انجام عمل مزبور هیچ گونه حرام و ممنوعیت شرعی نادیده گرفته نشود.
8- اهدای جنین مشروط به محرمانه انجام گرفتن جایز است.
9- اهدای جنین مشروط به انجام آن توسط زوجین است
با توجه به اینکه در فرآیند اهدای جنین بر حسب ضرورت کشف عورت رخ می دهد، لذا شماری از فقها شیعه و اهل سنت با استناد به ادله متعدد عقلی و نقلی بر این عقیده اند که باروری به شیوه مزبور در صورتی جایز است که فرآیند یاد شده توسط همسر قانونی زوجه انجام پذیرد و در صورت ناتوانی شوهر از انجام این فرآیند، حضور زوج یا زن دیگر از محارم وی در هنگام درمان ضروری است، لذا اگر این فرآیند کاملا توسط نامحرم انجام گیرد، مشمول حکم حرمت قرار می گیرد.
آیت الله مکارم شیرازی اظهار داشته اند: این کار (اهدای جنین) ذاتا مانع شرعی ندارد ولی مسائل جنبی حرامی از قبیل لمس کردن و نظر کردن در آن موجود است، هرگاه به وسیله محرمی مانند شوهر انجام پذیرد به این صورت که نطفه خود و یکی از دو همسرش را بگیرید و ترکیب و در رحم همسرش کشت کند، مرتکب حرامی نشده و در غیر این صورت برای مجاز بودن این محرمات جنبی باید ملاحظه کرد که آیا این کار ضرورتی دارد یا خیر؟
آنچه از فتوای این فقیه می توان برداشت کرد این نکته است که فقط ضرورت هاست که می تواند مجوز اهدای جنین و یا سایر روش های کمکی باروری را صادر کند. عده ای دیگر از فقها اهل سنت نیز موافق با این فتوی می باشند.
گفتار هشتم-ممنوعیت مطلق
پیروان این نظریه معتقدند که بهره گیری از این روش به منظور تولید مثل انسانی جایز نیست و برای اثبات مدعای خود به چند دلیل استناد کرده اند:
گفتار نهم- قرآن کریم
1- «ان المسلمین والمسلمات و المومنین و المومنات و الحافظین فروجهم و الحافظات» (احزاب، 35).
2- آیه «الذین هم لفروجهم حافظون الا علی ازواجهم» (مومنون، 5-7) با توجه به تعبیر حفظ فرج در آیات کریمه باید به این نکته توجه کرد که آمیزشی که احتمال حرام بودن آن وجود دارد، هم ممنوع است. لذا عده ای آمیزشی که احتمال حرام بودن آن وجود دارد را تلقیح مصنوعی و انواع آن نظیر اهدای جنین می دانند. از آن جایی که کلمه حافظون دارای اطلاق است لذا با اطلاقش شامل انواع حفاظت از فروج می باشد.
علامه طباطبایی در تفسیر آیه سوم می نویسد: حکم موجود در این آیه دلالت بر حفاظت کردن از شرم گاه در برابر نگاه نامحرم دارد و مقصود از حفظ، پوشاندن و مستور قرار دادن شرمگاه از دیگران است، مضافا اینکه حکم حرمت در این آیه فقط شامل اعمال نامشروع است لکن حرمت مطلق به معنای مصطلح فقهی را شامل نمی شود .
اشکال: تمسک به چنین اطلاق و عمومیتی درست به نظر نمی رسد، زیرا بیان عنوان «حفظ فروج» به منظور پرهیز از ارتباط نامشروع بوده، انصراف به عمل حرام «زنا» دارد. موید چنین برداشتی از این قبیل آیات، افزون بر فهم فقها این است که، در متون فقهی برای اثبات وجوب پوشش اندام های جنسی (ستر عورت) به این آیات استناد شده است.
در خصوص آیات استنادی باید گفت که از آیات مزبور و آیات قبل و بعد از آنها چنین استنباط می شود که مفهوم حفظ فروج از بیگانگان، پرهیز از روابط نامشروع با دیگران و دوری از هر گونه عمل جنسی با غیر همسر می باشد و عرف زمان نزول این آیات نیز صرفا دوری از هر گونه اعمال جنسی شایع در آن زمان را از آیات موصوف استنباط می کند. قرائنی همانند «الا علی ازواجهم او ما ملکت ایمانهم» در آیه 6 سوره مومنون و آیه 20سوره معارج نیز روشنگر آن است که مقصود آیات موصوف، اجتناب از روابط جنسی نامشروع می باشد نه هر گونه انتقال نطفه و جنین با استفاده از تجهیزات پزشکی آن هم به منظور باروری.
گفتار دهم- روایات
در منابع روایی به سخنانی از امامان معصوم علیهم السلام بر می خوریم که بر این نکته تا کید دارند که هرگاه بهره وری از اندام جنسی زنی جایز نباشد، تخلیه اسپرم در آن جایز نخواهد بود و اگر کسی چنین عملی را مرتکب شود به سخت ترین عذاب الهی در آخرت گرفتار خواهد شد. شیخ کلینی از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که ایشان فرمود: «سخت ترین و دردآورترین عذاب در روز قیامت جزای مردی است که نطفه خود را در رحم زنی که بر او حرام است جای دهد». اگر عمومیت این روایت را مدنظر قرار دهیم، با عمومیتش بر حرمت فرآیند اهدای جنین نیز دلالت خواهد کرد،آنچه از عمومیت روایت استفاده می شود این است که در فرآیند مزبور،جنین حاصل از نطفه بیگانه به رحم زن منتقل می شود خواه زن نسبت به این مسئله راضی باشد و خواه ناراضی باشد.
در نقد این روایت می توان گفت: اولا، سند این روایت ضعیف است زیرا دو تن از راویان آن (عثمان بن عیسی و علی بن سالم) مورد اطمینان نیستند. ثانیا جمله «رجل اقرّ نطفته» در این روایت به آنچه در این خصوص متعارف است (یعنی ریختن نطفه به صورت زنا) منصرف است؛ یعنی اگر با زنی که بر او حرام است آمیزش کند به شدید ترین عذاب الهی گرفتار می شود ، از آن جایی که در روش اهدای جنین اصلا آمیزشی بین زن و مرد بیگانه صورت نمی گیرد و از طرف دیگر آنچه که به رحم زن منتقل می گردد نطفه نیست بلکه جنین یک انسان است ، لذا فرآیند اهدای جنین (IVF) تحت موضوع و حکم مندرج در این روایت یعنی قرار گرفتن نطفه مرد بیگانه در رحم زن بیگانه قرار نمی گیرد.
1- 2- پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: «از اعمالی که انسان به آنها مبادرت ورزیده است کارى ناپسندتر و زننده تر نزد خداوند از کشتن پیامبر یا امام، یا خراب کردن کعبه که خداوند آ نرا براى بندگانش قبله قرار داده یا ریختن منى توسط مرد در (رحم) زنى از روى حرام نمى باشد».
در نقد این روایت نیز باید گفت: در فرآیند مزبور اسپرم مرد اجنبی مستقیماً وارد رحم زن نمی شود تا اینکه مشمول حکم روایت مزبور شود، مضافا اینکه در این فرآیند اساسا مقاربتی صورت نمی گیرد تا اینکه نوبت به مشروع یا نامشروع بودن آن برسد، چرا که در روش اهدای جنین اسپرم و تخمک در محیط آزمایشگاه در مجاورت همدیگر قرار داده شده و پس از تلقیح و تشکیل جنین، آن را با رعایت ضوابط شرعی به رحم زن منتقل می کنند لذا از روایت مذکور نمی توان به حرمت فرآیند اهدای جنین استناد کرد.
مضمون این دو قاعده به طور کلی گویای این مهم است که باروری به این روش اگر چه تا حدودی مشکل ناباروری زوجین را مرتفع می کند و کانون سرد خانواده های بی فرزند را جلا و گرما می بخشد، اما به دلیل به وجود آوردن مسائل زیانباری مانند: هتک حرمت، کشف عورت، منافات داشتن با عظمت و کرامت انسان و پدید آوردن عوارض روانی مختلف برای فرزند حاصله، از انجام آن باید به طور کلی صرف نظر شود زیرا باروری به روش مزبور عملی است که ضررش بر نفعش چیرگی دارد و در نهایت ضرر محض است. قرآن کریم بر کرامت بنی آدم تاکید دارد در حالی که اهدای جنین به دلیل مورد معامله قرار دادن انسان به عنوان یک کالا موجب بی حرمتی به شان و منزلت انسان می شود. شایسته نیست با انسانی که به عنوان اشرف مخلوقات است و از سوی خداوند به مقام جانشینی در روی زمین انتخاب شده است اینگونه رفتار شود. لزوم احترام به انسان و حفظ حرمت انسانی ایجاب می کند که نه خود و نه دیگران از عملی که موجب بی احترامی به انسان و هتک حرمت وی می شود به شدت پرهیز نمایند.
به باور آنان، این فناوری موجب تولید انسان هایی در آینده می شو د که به دیده انسان های درجه دوم به آنها خواهند نگریست و مواجهه دیگران با آنها به گونه ای مواجهه مکانیکی خواهد بود. لذا حتی مقاصد درمانی نیز کاربرد روش اهدای جنین را توجیه نمی کند.
اشکال: هیچ تردیدی نیست که باید از هر عملی که شخصیت و کرامت انسان را پست می کند و به مقام و منزلت وی لطمه ای وارد می آورد جلوگیری کرد، لکن نمی توان اهداء و انتقال جنین را مصداقی از هتک حرمت و کرامت انسان دانست، چرا که انتقال جنین طبق قانون رایگان و غیر معوض بوده و انگیزه اصلی اهداکنندگان مقاصد انسان دوستانه و شرافتمندانه می باشد، آنها به قصد بچه دار شدن زوج ناباروری جنین خود را به آنها اهداء می کنند تا از درد و رنج ناباروری رهایی یابند بدون اینکه در قبال این کار خود چشم داشت مالی داشته باشند. آری ممکن است آنها از دریافت کنندگان جنین بابت خرج و مخارج بیمارستان و رفت و آمدها و … مبلغی را مطالبه کنند که البته این کار منصفانه و معقول است لکن آنها از بابت اهدای جنین خود طبق قانون حق ندارند هیچ گونه عوضی مطالبه کنند. در مواقعی ممکن است خود دریافت کنندگان، به عنوان پاداش شرکت در یک امر بشر دوستانه، به آنها وجهی را بپردازند. وجود انگیزه شرافتمندانه و نوع دوستانه اهداءکنندگان جنین و همچنین قصد زوج نابارور در تولد یک موجود انسانی مساله هتک حرمت انسان را منتفی می سازد. به نظر می رسد مساله حتک حرمت انسان در جایی مطرح می شود که از گامت یا جنین انسانی به عنوان یک موش آزمایشگاهی در تحقیقات و آزمایش های پزشکی و علمی استفاده شود، نه جایی که اسپرم و تخمک را با هم ترکیب و تلقیح کرده و جنین انسانی حاصل را به رحم زوجه نابارور منقل می کنند و به آن فرصت حیات می بخشند؛ حیاتی که با خود زندگی و نشاط و عشق و محبت را به کانون خانواده زوجین نابارور به ارمغان می آورد. بگذریم از اینکه این کار چه آثار و فواید فراوان دیگری نیز به همراه دارد.
مخالفین اهدای جنین به آیات و روایاتی استناد می‌کنند که بر حفظ و احتیاط در فرج تأکید دارد. حتی برخی اصولیون با اینکه در موارد شبه ی حکمیه ی تحریمیه، قائل به برائت هستند، اما در مورد حفظ فرج نظریه ی احتیاط را برگزیده‌اند. آیاتی مانند: «الحافظین فروجهم و الحافظات» ، «قل للمومنات یغضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن» و روایاتی مانند:
1- روایت شعیب حداد: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: یکی از دوستان شما به جنابعالی سلام می رساند، او قصد ازدواج با زنی را دارد که با وی در این زمینه توافق حاصل کرده است اما زن با طلاق غیر مطابق سنت از شوهر سابقش جدا شده، البته وی نیز با این ازدواج موافق است، ولى آن مرد نمى خواهد بدون اجازه شما به این کار اقدام نماید. آیا به او اجازه مى دهید؟ امام صادق علیه اسلام فرمود: «امر الفرج شدید و منه یکون الولد و نحن نحتاط…» این امر به فرج مربوط می شود که مسأله مهمی است و از آن فرزند متولد می شود و ما احتیاط می کنیم پس با آن زن ازدواج نکند.
2- روایت علاء بن سیابه: امام صادق علیه السلام می فرمایند: «نکاح امر مهمی است که در آن باید احتیاط شود، زیرا در نکاح مساله فرج مطرح است و از آن فرزند به وجود می آید». این آیات و احادیث بر این مهم دلالت دارند که در موقع شک پیرامون مسائل مربوط به فرج و آمیزش و آنچه که از آن فرزند متولد می شود، احتیاط واجب است. لذا شماری از فقها شیعه با عنایت به ادله ای چون: اصل احتیاط و همچنین اصل حفاظت از فروج ترک این فرآیند را موافق با اصل احتیاط می دانند. اما آنچه باعث شده است که از دیدگاه فقهی در ارتباط با فرج اصلی مقرر شود، ناشی از دقت نظرهایی است که شارع مقدس در این زمینه اعمال کرده اند تا از مخلوط شدن اسپرم یک مرد با مرد دیگر جلوگیری کند، لذا در مواردی مانند این گونه باروری ها، چون شارع اذن صریح نداده است لذا باید احتیاط نمود و قائل به عدم جواز و و نامشروع بودن فرآیند اهدای جنین شد.