دست دست ورزی و دیدگاه های مربوط به اون


دست دست­ورزی

1-1-2 تعریف دست دست­ورزی

دست دست­ورزی[1] در زبون لاتین از دو بخش pro به معنی «جلو»، «پیش»، و «در ساپورت از» و crastinus به معنی فردا و به گونه­ی تحت­اللفظی به معنی تا فرداه. هم معنی­های اون شامل مسامحه[2]، دودلی[3]، به تأخیراندازی[4] و به عقب انداختن انجام کاری به ویژه به دلیل بی­دقتی عادتی، یا تنبلی و عقب انداختن یا تأخیر غیر لازمه (استیل، 2005؛ نقل در تمدنی، حاتمی و هاشمی رزینی، 1390).

این واژه رو اولین بار ادوارد هال[5] در سال 1584 بکار برده (“ویکی­پدیا”، 2009؛ نقل در شیرزادی، 1389). در زبون فارسی این واژه به عنوان اهمال­کاری هم ترجمه شده. تعریف واحد قبول شده­ای درباره­ی دست دست­ورزی وجود نداره و هر کدوم از صاحب­نظران از دید خود به این موضوع نگریسته، تعریفی از آن ارائه کرده. مثلا فراری، جانسون و مک­کون (1995؛ نقل در حسینی و نه، 1388) دست دست­ورزی رو به تأخیر انداختن هدفمندانه­ و دائمی در شروع و تکمیل تکالیف تا حد تجربه­ی احساس ناراحتی می­دانند. هیدرتون و تایس (1994؛ نقل در حسینی و نه، 1388) دست دست­ورزی رو یه روش می­دانند که افراد واسه تنظیم هیجان­های منفی به کار می­برند و به کمک اون دست کم به شکل گذرا از هیجان­های منفی دور می­شن و احساس بهتری رو تجربه می­کنن. استیل (2007؛ نقل در رضاپور، پورباغبان و فتحی، 1392) هم دست دست­ورزی رو شامل تأخیر عمدی در کارایی می­دونه که فرد قصد انجام اونو داره، در حالی که از نتیجه های منفی اون آگاهی داره و در بیشتر موقعیت­ها به نارضایتی از کارکرد منجر می­شه. وهل، پیچل و بنت[6] (2010؛ نقل در محمدی قلعه تکی، قمرانی و برمک، 1393) در تعریف دست دست­ورزی دو عنصر اساسی رو جدا ساخته­ان: اول این ­که دست دست­ورزی نشانگانیه که به آسیب­های زیاد جسمی و روحی واسه فرد می­انجامد و دوم این­که فرد به شکل غیرعقلانی از انجام کار یا وظیفه­ای مشخص، دوری می­کنه. با اون­که دامنه­ی تعریف دست دست­ورزی گسترده و از تأخیر در شروع یا کامل کردن یک جریان عمل (بسویک و مون، 1994؛ نقل در تمدنی، حاتمی و هاشمی رزینی، 1390)؛ تا تأخیر در ترتیب عمل همراه با ناراحتی ذهنی (سولومون و راثبلوم، 1984)؛ و تأخیر غیرمنطقی رفتار (سابینی و سیلور[7]، 1981؛ آکرلوف[8]، 1991؛ بورکا و یوئن[9]، 1983، نقل در تمدنی، حاتمی و هاشمی رزینی، 1390) قرار داره، اما در کل اونو به تأخیر انداختن یا عقب انداختن عملی تعریف کرده­ان که شخص باید اونو بکنه و پس سطحی از اضطراب به دلیل دست دست­ورزی رو تجربه می­کنه (هیل، هیل، چابوت و بارال، 1978؛ راثبلوم و سولومون و موراکامی، 1986؛ رورباگ، 2006؛ نقل در تمدنی، حاتمی و هاشمی رزینی، 1390).

علیرغم تمایل شایعی که بین افراد در دست دست­ورزی هست، دست دست­ورزی رفتاری بد و ناراحت­کننده س که نتیجه های ناجوری داره و هیچوقت نمی­قدرت از تأخیر در انجام کارا به تصور بهتر ارائه دادن اونا دفاع کرد. این رفتار بد کم کم واسه فرد به شکل عادت درمی­آید، واسه اون و اطرافیانش زیان­آوره و باعث ایجاد احساس شرمساری و بیزاری از خود می­شه (الیس و جیمزنال، بی­تا: ترجمه­ی فرجاد، 1391). پس در همه­ی معانی یه جور این دست و اون دست کردن پنهونه. دست دست­ورزی به گونه­های متفاوتی تجلی می­یابد که از آن جمله می­قدرت به موارد رؤیا دیدن، نگرانی، بحران­سازی، خشونت، پرکاری، حواس­پرتی، بیزاری از تکلیف، ابهام و سردرگمی در انجام امور اشاره کرد (استیل، 2007؛ تریسی، 2007؛ نینان و درایدن، 2002؛ آریلی، 2002؛ نقل در خسروی، 1388).

طبیعت دست دست­ورزی از فاصله­ی بین قصد و عمل، خُلق و کارکرد میشه دید. افراد دست دست­ورز زمان زیادی رو صرف می­کنن تا چیزی که تصمیم گرفته و برنامه­ریزی کرده­ان رو عملی کنن (سیلور و سابینی، 1981؛ نقل در شیرزادی، 1389)، از نظر خلقیات، اونا دچار اضطراب هستن؛ در این راه و روش، افراد دست دست­ورز، از دست دست­ورزی به عنوان راهبردی واسه برطرف کردن موقتی اضطراب استفاده می­کنن (راثبلوم، سولومون و موراکامی، 1986). به­علاوه اونا کارا رو به امید این­که در آینده کارکرد بهتری، هرچند در زمان کم، داشته باشن به عقب می­اندازند (تیس و بامیستر، 1997؛ نقل در شیرزادی، 1389).

 

2-1-2 گسترش دست دست­ورزی

در مورد اندازه گسترش دست دست­ورزی، هاریوت و فراری[10] (1996؛ نقل در سواری، 1391) و کاچگال، هانسن و ناتر[11] (2001؛ نقل در سواری، 1391) فکر می کنند که تقریباً هر انسانی دست کم چندبار دست دست­ورزی رو تجربه می­کنه. دور و بر گسترش دست دست­ورزی تحقیقات خیلی زیادی انجام شده که به نمونه­هایی از اونا اشاره می­شه. بیشتر تحقیق­ها مثل (الیس و ناوس، 1977؛ فراری، کین[12]، ولف و بک، 1998؛ فراری، ولف، وسلی[13]، شوف و بک، 1995؛ نقل در تمدنی، حاتمی و هاشمی رزینی، 1390) بر رابطه­ی دست دست­ورزی با جنس تأکید کرده­ان، اما یافته های متناقضی هم بدست داده­ان. در بعضی از تحقیق­ها مثل (هیل، و بقیه، 1987؛ سولومون و بقیه، 1984؛ راثبلوم و بقیه، 1986؛ میلگرام، اسرولوف و روزنبام[14]، 1988؛ ایفرت و فراری، 1989؛ نقل در تمدنی، حاتمی و هاشمی رزینی، 1390)، هیچگونه فرقی بین دو جنس گزارش نشده، در حالی که در یه سری های دیگه (پالادی، فرانکل[15] و هاوزر، 1986؛ نقل در تمدنی، حاتمی و هاشمی رزینی، 1390)، سطح دست دست­ورزی زنان و یه سری های دیگه مثل (بلانت و پیچیل، 1998؛ نقل در تمدنی، حاتمی و هاشمی رزینی، 1390)، سطح دست دست­ورزی مردان رو بالاتر گزارش کرده­ان. شکفته (1393) هم در تحقیق خود به این نتیجه رسید که در کل پسران نسبت به دختران دست دست­ورزی بیشتری دارن، هم اینکه یافته های مقایسه­ی دست دست­ورزی دانشجویان دختر و پسر در بخش­های زندگی هم نشون داد که دانشجویان دختر و پسر از نظر دست دست­ورزی در بخش­های تحصیلی، سلامت و خونواده با هم فرق ندارن. در بخش­­ی اوقات فراغت دختران و در بخش­ی کارای لازم روزمره و ارتباطات اجتماعی پسران دست دست­ورزترند.

شهنی ییلاق، سلامتی، مهرابی­زاده هنرمند و حقیقی (1385) هم طی مطالعه­ای اندازه گسترش دست دست­ورزی در جامعه­ی علم­آموزی شهر اهواز رو 4/15 درصد (17 درصد پسرها و 14 درصد دخترها) محاسبه کرده­ان. بلانت و پیچیل (1998؛ نقل در تمدنی، حاتمی و هاشمی رزینی، 1390) فرق بین دو جنس رو به متغیرهای واسطه مثل خودمهارگری و استقلال از والدین نسبت داده­ان. مثلا در دانشجویان پسر فردیت­یافتگی روانشناختی، خودمهارگری و دست دست­ورزی تحصیلی رو پیش­بینی می­کنه اما در مورد دختران کنار گذاشتن اختلاف عاطفی با والدین و نه فردیت­یافتگی، پیش­بینی­کننده­ی خودمهارگری و دست دست­ورزی تحصیلی بود.

استیل (2007) هم در تحقیق خود زیادی دست دست­ورزی رو در دانشجویان 80 تا 95 درصد گزارش کرده، که از آن بین، 75 درصد خود رو دست دست­ورز می­دانند. افزون بر این، نصف این 75 درصد هم همیشه به دست دست­ورزی مشغولند. بالکیس، دورو و دورو (2009) هم در پژوهشی گسترش دست دست­ورزی طولانی رو تا 23 درصد گزارش کرده­ان. اونواگبازی و جیااو[16] (2000؛ نقل در سواری، 1391) در یک بررسی اندازه دست دست­ورزی در بین دانشجویان رو 95 درصد محاسبه کردن و دست دست­ورزی، خود رو در نوشتن تکالیف، مطالعه واسه امتحان و انداختن تکالیف به آخر هفته نشون می­بده. کلا این رفتار در بین علم­آموزانی که از دبیرستان فارغ­التحصیل شده و وارد دانشگاه شده­ان، عادی­تره (کاچگال، هانسن و نوتر[17]، 2001؛ لی، کلی، ادوارد[18]، 2006؛ نقل در محمدی قلعه­تکی، قمرانی و برمک، 1393).

3-1-2 دیدگاه­های مربوط به دست دست­ورزی

تحقیقات فی و تانگنی[19] (2000؛ نقل در حسینی و نه، 1388) نشون می­بده دست دست­ورزی فرایندی پیچیدهه که جنبه های جورواجور هیجانی، شناختی و رفتاری رو دربرمی­گیرد. در این مورد دیدگاه­های مختلفی هست، هر کدوم از این نظریه­ها تلاش کرده­ان بخشی از پدیده­ی دست دست­وری رو توضیح کنه. در ادامه به سه دیدگاه مهم رفتارگرایی، روان­بررسی­گری و شناختی در مورد­ی دست دست­ورزی اشاره می­کنیم.

 

1-3-1-2 دیدگاه رفتارگرایی

نظریه­های رفتاری، دست دست­ورزی رو طبق نظریه­ی تقویت توضیح می­کنن، یعنی عقب انداختن کار واسه فرد اثر تقویتی بیشتری از انجام اون داره. بر این پایه یک الگوی دست دست­ورزی، زمانی به وجود می­آید که یک موقعیت بیزارکننده، پاسخی بد رو نسبت به یک محرک خنثی مربوط به زمان ایجاد می­کنه و به مرور این محرک خنثی با محرک بیزارکننده جانشین می­شه (بریودی[20]، 1980؛ نقل در حسینی و نه، 1388). در این دیدگاه هدف درمان، کاهش نسبت یا درصد زمان دست دست­ورزی و افزایش نسبت مطالعه یا فعالیته. واسه کاهش دست دست­ورزی از روش­هایی چون الگوسازی، شرطی­سازی، مدیریت زمان و فنون برنامه­ریزی استفاده می­شه (حسینی و نه، 1388).

 

2-3-1-2 دیدگاه شناختی

رویکردهای شناختی بر نقش باورها و نگاه­های منفی در دست دست­ورزیدن تأکید دارن، اما نمی­تونن سازوکار چگونگی تأثیرگذاری اینجور باورهایی بر مراحل شناختی دست دست­ورزی رو توضیح دهند (گلستانی بخت و شکری، 1392). شناخت آدم باعث ایجاد یه جور هیجان می­شه و کارکرد فرد رو تحت اثر قرار می­بده. واسه برطرف کردن مشکل دست دست­ورزی، درمان­گران و مشاوران شناختی، تلاش می­کنن باورهای غیرمنطقی فرد رو به اون بشناسونن و روشن کنن که ریشه­ی دست دست­ورزی، باور نداشتن به توانایی­های فردیه. درمان­گران و مشاوران شناختی، بینش فرد رو نسبت به توانایی و استعدادهای خود تغییر داده و از این روش باورهای منطقی در فرد ایجاد می­کنن. فردی که توانایی­های خود رو باور داره، در انجام مسؤلیت­هاش تلاش بیشتری می­کنه و پس دست دست­ورزی کمتری داره (رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391).

 

3-3-1-2 دیدگاه روان­بررسی­گری

از بعد روان­بررسی­گری، دست دست­ورزی یک رفتار مسئله­دار بوده که نشون­دهنده­ی یه جور هیجان روانی زیربناییه (بالکیس و دیوریو، 2007؛ نقل در حسینی و نه، 1388). این دیدگاه بر وقایع ناهشیار (امیال و ترس­ها) یا تجربیات آسیب­زای دوره­ی کودکی، که موجب رفتارای خودکم­بینی می­شه، تأکید می­کنه (اسکیومن[21]، 1981؛ نقل در حسینی و نه، 1388). با بررسی این عوامل، روان­بررسی­گران تلاش می­کنن دلیل دست دست­ورزی رو کشف و راه­کارای درمانی واسه اون ارائه کنه.

 

4-1-2 دست دست­ورزی پشیمون و فعال

با اینکه تحقیقات تجربی اشاره­ی ضمنی به منفی بودن دست دست­ورزی دارن اما بعضی محققان نشون داده­ان که دست دست­ورزی می­تونه فواید کوتاه­یه مدت داشته باشه. مثلا تیس و بامیستر (1997؛ نقل در رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391) گزارش کردن که در مقایسه با افراد غیر دست دست­ورز، وقتی که موعد انجام کار در آینده نزدیک نیس، افراد دست دست­ورز استرس کمتری تجربه می­کنن و سلامت جسمی بیشتری دارن. به خاطر این دست دست­ورزی می­تونه یه روش هدف دار جهت تنظیم احساسات منفی افراد باشه تا به موجب اون افراد دست کم به طور موقت احساس بهتری به دست بیارن، به خاطر این اینکه فردی تکلیفی رو به عقب بندازه حتماً اثر منفی بر کیفیت انجام تکلیف نخواد داشت.

چو و چوی (2005؛ نقل در رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391) نشون دادن که دو نوع دست دست­ورزی فعال و پشیمون رو می­قدرت تشخیص داد. در این دیدگاه دست دست­ورزی پشیمون متناسب با معنی سنتی دست دست­ورزیه و دست دست­ورزی فعال آدمایی رو دربرمی­گیرد که آگاهانه و عمداً اهدافشون رو به عقب می­اندازند، چون که فکر می کنند در شرایط تحت فشار بهتر می­تونن کار کنن. هم اینکه یافته های این تحقیق نشون داد با اینکه افراد با دست دست­ورزی فعال مشابه با افراد با دست دست­ورزی پشیمون به یک اندازه دست دست­ورزی می­کنن اما این ادما از نظر استفاده از زمان، کنترل زمان، سبک­های مقابله­ای و پیشرفت تحصیلی فرقی با افراد عادی ندارن.

تحقیقات نشون می­بده دست دست­ورزی حتماً به معنی به درد نخوری نیس. دست دست­ورزی ممکنه در اثر تکلیف ساده یا کسل­کننده باشه. هم اینکه ممکنه به دلیل لذتی که فرد از کار کردن تحت فشار می­برد باشه (رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391). کیس (2003، نقل در رجب­پور، فرمانی و امانی، 1391) بیان داشت بین عقب انداختن کارا به دلیل اینکه فرد نمی­خواهد اونو بکنه با عقب انداختن کارا به خاطر اینکه انجام اون کار الان مهم نیس، فرق هست. اون به تجار حرفه­ای پیشنهاد می­کنه اگه می­خواهید موفق باشین باید بیاموزید که بعضی کارا رو به عقب بندازید، چون شما نمی­تونید همه چیز رو همزمان انجام بدین. اون حتی پیشنهاد می­کنه که تجار باید دست دست­ورزی رو به عنوان یک مهارت مدیریت زمان (اینکه چی باید انجام شه و چی باید به عقب انداخته شه) بیاموزند.

[1] Procrastination

[2] Cunctation

[3] Shilly-shally

[4] Dilatoriness

[5] Edward Hall

[6] Wohl, Pychyl & Bennett

[7] Sabini & Silver

[8] Akerlof

[9] Burka & Yuen

[10] Harriot & Ferrari

[11] Kachgal, Hansen & Nutter

[12] Keane

[13] Wesley

[14] Milgram, Srolff & Rosenbaum

[15] Paludi & Frankell

[16] Onwuegbuzie & Jiao

[17] Kachgal, Hansen & Nutter

[18] Lee, Kelly & Edward

[19] Fee & Tangney

[20] Briody

[21] Schumann