بررسی اثربخشی درمان اجتماع مدار بر کارکردهای اجرایی، حافظه شرح‌حال- قسمت 3


ه است اشاره دارد.
ملامت دیگران: به افکاری که در رابطه با سرزنش و ملامت دیگران درباره آنچه برای فرد رخ‌داده است، اشاره دارد.
نشخوار فکری: تفکر مداوم درباره‌ی احساسات و افکار مرتبط با رویدادهای منفی.
فاجعه سازی: تأکید افراطی درباره احساسات و افکار مرتبط با رویدادهای منفی
تسهیل حادثه با کل نگری (دیدگاه گیری): افکاری در رابطه باکم اهمیت جلوه دادن رویداد منفی در مقایسه با آنچه برای دیگران پیش می‌آید.
تمرکز مجدد مثبت: تفکر درباره رویدادهای خوشایند و غیر مرتبط با رویداد واقعی.
ارزیابی مجدد مثبت: تفکر درباره معنای مثبت نهفته در رویداد که منجر به رشد شخصی می‌گردد.
تمرکز مجدد بر برنامه‌ریزی: تفکر درباره اینکه چه گام‌هایی باید برای برطرف کردن مسئله موردنظر برداشته شود.
پذیرش: به افکاری درباره‌ی واگذاری و قبول آنچه رخ‌داده است اشاره دارد.
۲-۲-۴- تنظیم شناختی هیجان و اعتیاد
هنگامی‌که یک شخص، برای مصرف مواد تحت‌فشار قرار می‌گیرد،‌ مدیریت مؤثر هیجان‌ها خطر مصرف را کاهش می‌دهد. توانایی مدیریت هیجان یا همان تنظیم هیجان باعث می‌شود که فرد در موقعیت‌هایی که خطر مصرف مواد بالاست، از راهبردهای مقابله‌ای مناسب استفاده کند. افرادی که تنظیم هیجان مؤثری دارند در پیش‌بینی خواسته‌های دیگران توانایی بیشتری دارند. آن‌ها فشارهای ناخواسته دیگران را درک و هیجان‌های خود را بهتر مهار کنند و درنتیجه در برابر مصرف مواد مقاومت بیشتری نشان دهند ‌(ترینداد و جانسون ، ۲۰۰۲)، در مقابل کسانی که تنظیم هیجانی پایین‌تری دارند،‌ برای مقابله با هیجان‌های منفی خود، اغلب به‌سوی مصرف مواد کشیده می‌شوند (ترینداد و همکاران،‌۲۰۰۴)، تنظیم هیجان با توانایی ذهنی بیشتری برای پردازش اطلاعات اجتماعی همراه است. این توانمندی می‌تواند به افراد کمک کند تا درک بهتری از پیامدهای منفی و زیان‌بار مصرف مواد داشته باشند؛ بنابراین در برابر فشارهای روانی اجتماعی برای مصرف مواد موفق‌تر عمل کنند (مایر و سولاوی ، ۱۹۹۷). تنظیم هیجان درواقع یکی از عوامل زمینه‌ساز مصرف مواد می‌باشد،‌ یک انگیزه قوی برای مصرف است، مشکلات در هیجان و مدیریت آن به نحوه‌ی مناسب به‌عنوان یکی از مهم‌ترین زمینه‌های ایجادکننده‌ی مصرف مواد شناخته‌شده است (ارسچ و همکاران، 2010؛ هوروات و همکاران، 2004؛ به نقل از علی پور و همکاران، ۱۳۹۴).
در کل تنظیم شناختی هیجان از عوامل مهم سبب شناسی، تداوم و عود مصرف می باشد، امروزه در سطح جهانی در در تمامی درمانهای اعتیاد،‌ به این عامل توجه می شود و بهبود تنظیم هیجان را عامل بهبود معتادین می دانند، از این رو، تنظیم شناختی هیجان به عنوان یکی از متغیرهای پژوهش حاضر انتخاب شده است.
۲-۳- حافظه شرح‌حال
حافظه شرح‌حال همان حافظه شخصی است (کانوی ، ۲۰۰۰)، این حافظه شامل خاطرات شخصی، اطلاعات فردی، اینکه چه بویدم، چه هستیم و چه می‌توانیم باشیم، است (کانوی، ۲۰۰۵). در حافظه شرح‌حال برآورد واقعیت رویدادهای اظهارشده قبلی امکان‌پذیر است، این اطلاعات به سه دسته تقسیم می‌شود: دوره‌های زندگی، رویدادهای کلی و عمومی، دانش اختصاصی (کانوی،‌۲۰۰۰). دوره زندگی به مدت‌زمانی که اتفاقات خاص زندگی طول کشیده اطلاق می‌شود مثلا دوره دانشجوی فوق‌لیسانس شما چقدر طول کشیده است (کانوی،‌۲۰۰۰). این اطلاعات شامل تمام فعالیت‌ها، ‌روابط و موقعیت‌هاست، وقایع کلی معمول شامل یکسری حوادث به‌هم‌پیوسته است، که این دسته از خاطرات زمینه‌ی موفقیت یا شکست افراد را دررسیدن به اهداف شخصی‌شان فراهم می‌کند (کانوی، ۲۰۰۰). خاطرات عمومی معمولا به (اولین بارها) دربرمی گیرد مثل اولین مدرسه، دانش وقایع اختصاصی شامل جزئیاتی در مورد وقایع شخصی فرد است. اطلاعات مربوط به عقاید و اهداف فرد و تحلیل وقایع گذشته نیز همه در حافظه خاطرات شخصی نگهداری می‌شود (پیلمر ،‌۲۰۰۱)، خاطرات اپیزودیک نیز در این حوزه قرار می‌گردد (کانوی، ۲۰۰۵).

۲-۳-۱- انواع حافظه شرح‌حال
حافظه شرح‌حال اختصاصی: حیطه اختصاصی شامل جزئیات یک اتفاق خاص است، درحالی‌که خاطرات عمومی جزئیات کمتری از اتفاقات خاص را نگه می‌دارد، خاطرات اختصاصی در زمان و مکان مشخصی برای فرد تشکیل شده است (دالگلیش،‌۲۰۰۰).
حافظه شرح‌حال کلی: حیطه اختصاصی شامل جزئیات یک اتفاق می‌باشد اما گاه در اثر اختلالات و مشکلات روانپزشکی، این جزئیات بازیابی نمی شوندو خاطرات بدون جزئیات یادآوری می شوندک هدراین صورت با پدیده حافظه شرح حال کلی شده روبه رو هستیم (دالگلیش، ۲۰۰۰).
۲-۳-۲-کارکرد حافظه شرح‌حال
حافظه شرح‌حال چهار کارکرد مهم دارد: ۱) عملکرد مستقیم، ۲) کارکرد اجتماعی، ۳) کارکرد ابراز خود، ۴) عملکرد سازگارانه (بلاک ، ۲۰۰۵).
به‌وسیله عملکرد مستقیم حافظه شرح‌حال، از تجارب گذشته برای حل مشکلات اخیر استفاده می‌کنیم (کانوی،‌۲۰۰۵)، همچنین روابط اجتماعی، به ‌وسیله کارکرد اجتماعی تحکیم می‌یابد (بلاک،‌۲۰۰۵). ابراز وجود و بیان خود نیز، جهت نگهداری هویت خود در طول زمان به ‌وسیله حافظه شرح‌حال اتفاق می‌افتد و درنهایت حافظه شرح‌حال با کارکرد سازگارانه‌ای که دارد، با به یادآوردن تجارب مثبت فرد،‌ برای غلبه بر حالات منفی مفید است (کانوی،‌۲۰۰۵).
۲-۳-۳- سن و حافظه شرح‌حال
حافظه شرح‌حال شامل سیستمی است که تجارب گذشته را به زندگی امروز ارتباط می دهد، این سیستم در طول زندگی رشد می‌کند و عملکرد آن ارتباط مستقیم با متن فرهنگی اجتماعی دارد، مطالعات نشان داده‌اند بزرگ‌سالان در بازیابی این حوزه، ضعیف‌تر از جوان‌ها عمل می‌کنند و به‌سرعت نمی‌توانند اطلاعات را بازیابی کنند، البته افراد مسن‌تر در سورت امکان بازیابی، اثرات مثبتی از حافظه شرح‌حال می‌گیرند (اسچلاگمن و همکاران، ۲۰۰۹).
هنگامی‌که در محاوره از واژه حافظه استفاده می‌کنیم به توانایی حفظ واحدهای اطلاعاتی منفصل اشاره نداریم، بلکه منظور ما توانایی در یادآوری تجربیات گذشته در یک مدل منسجم می‌باشد، حافظه شرح‌حال اصطلاحی است که مناسب کاربرد محاوره واژه حافظه است، به‌طوری‌که به‌عنوان حافظه حوادث زندگی شخصی توصیف‌شده است (هولنر،‌۲۰۰۰). حافظه شرح‌حال به‌عنوان بازسازی ذهنی رویدادهای گذشته مرتبط با خود توصیف‌شده است این سازه شامل حافظه معنایی و رویدادی است (بروئر، ۱۹۹۹، به نقل از گلیچ، ۱۳۹۱). حافظه شرح‌حال معنایی شامل حقایق شخصی که دربرگیرنده دوره‌های زندگی، ویژگی‌های شخصی و دانش طرح‌واره‌ای است، می‌باشد، در مقابل حافظه رویدادی شامل اطلاعات مخصوص به موقعیت است و بازیابی آن منوط به فراخواندن یک حس دوباره زنده شدن در طول یادآوری خاطرات است (اسچراف ، ۲۰۰۳).
گرچه حافظه شرح‌حال، هم اطلاعت معنایی و رویدادی را شامل می‌شود،‌اما دوباره زنده شدن تجارب گذشته (حافظه رویدادی) عنصر اصلی در حافظه شرح‌حال است (ویست، ۲۰۰۸ به نقل از گلیچ،‌۱۳۹۱).
اما باید گفت که هر خاطره رویدادی، مربوط به حافظه شرح‌حال نیست به‌عنوان‌مثال، خوردن شام با علی در پنج‌شنبه‌شب گذشته یک خاطره رویداری است اما ممکن است اهمیتی در زندگی روایت گر نداشته باشد؛ بنابراین حافظه شرح‌حال در ساخت تاریخچه زندگی فردی شخصی، پایدار و بااهمیت است. این نوع حافظه برای عملکرد انسان ضروری است و به‌طور مؤثر منجر به یک احساس فردی از خود، جهت حفظ زندگی و پیگیری اهداف در سایه حل مسائل گذشته می‌گردد، این جهت‌یابی و تعقیب اهداف، به‌ویژه برای اهداف بین فردی بسیار مهم است، به‌طوری‌که می‌توان گفت حافظه شرح‌حال از جهان اجتماعی مشترک ناشی می‌شود و سپس در جهت حفظ آن عمل می‌کند (نلسون ،‌۲۰۰۴).
۲-۳-۴- مدل‌های ساختاری حافظه شرح‌حال
کانوی (۲۰۰۵) بیان می‌کند که حافظه شرح‌حال به‌شدت ساختاریافته می‌باشد دانش‌پایه حافظه شرح‌حال مرکب از سه سطح است دوره‌های زندگی، رویدادهای کلی و دانش اختصاصی رویداد دوره‌های زندگی بازمان های گسترده یا رویدادهای موضوعی زندگی یک شخص، مشخص می‌شود. اندرسون و کانوی (۱۹۹۳) مطرح می‌کنند که رویدادهای کلی برحسب جزئیات مجزای بافتاری ساختاردهی می‌شوند و بین رویدادهای مختلف تمایز وجود دارد. دانش تجربیات پدیداری و دانش رویدادهای موضوعی مربوط در یک فرایند بسیار پویا باهم ترکیب‌شده و بازیابی و تشکیل خاطرات شرح‌حال اختصاصی را تسهیل می‌کنند ممکن است این پردازش نهایی، حول سطح مختلف سلسله‌مراتب آغاز گردد (به نقل از گلیچ، ۱۳۹۱) چندین مطالعه جداگانه از فرضیه سلسله مراتبی حافظه حمایت کرده‌اند؛ بنابراین تشکیل حافظه شرح‌حال بستگی به دسترسی به دانش‌پایه شرح‌حال دارد. هر لایه از دانش حافظه شرح‌حال به‌صورت سلسله مراتبی سازمان‌دهی شده مسیرهایی به سمت سطوح دیگر ایجاد کرده و دسترسی را تسهیل می‌کنند. همین‌که به یک سطح خاص، دسترسی ایجاد گردید، پردازش‌های بعدی بازیابی آغاز می‌شوند (ویلیامز،‌۲۰۰۷).
بازیابی خاطرات اختصاصی به‌واسطه سری‌های چرخشی تلاش‌های بازیابی انجام می‌گیرد تا یک خاطره مناسب در دسترس قرار بگیرد؛ بنابراین افراد به‌طور نوعی، ‌با اولین دسترسی به موضوع رویداد کلی یا گسترده، به تولید خاطره اختصاصی می‌پردازند (آیزنک،‌۲۰۰۵). حافظه شرح‌حال درزمینه های بسیار متنوعی موردبررسی قرارگرفته، پژوهش به بررسی ماهیت و کاربرد آن، عوامل اجتماعی مؤثر در رشد اولیه آن، فرایندهای زیربنایی مربوط به چگونگی رمزگذاری، بازیابی و فراموشی رویدادهای، نقش آن در سازمان‌دهی احساس فرد از خود و جنبه‌هایی که از آسیب‌های نورولوژیکی متأثر می‌گردند پرداخته‌اند. جنبه دیگری از حافظه شرح‌حال که با آسیب‌شناسی مرتبط است بیش کلیتی آن است. این موضوع با توجه به روش‌های مطالعه مشخص می‌شود. ازجمله روش‌شناسی نشانه‌ای (سرنخ دهی) که نقش اصلی در مطالعه و بسط حافظه شرح‌حال دارد. این روش، مشابه آنچه ویلیامز و برودبنت (۱۹۸۶) به‌کاربرده‌اند شامل ارائه نشانه لغت‌های دارای بارهیجانی متفاوت که معمولا ‌آزمون حافظه شرح‌حال نامیده می‌شود، می‌باشد. از شرکت‌کننده‌ها خواسته می شود که به هر لغت، با رویدادی (خاطره‌ای) که به‌واسطه لغت یادآوری می‌شوند، پاسخ دهند (مرادی و همکاران،‌۲۰۰۸)، در برخی مطالعات، انواع مختلفی از پاسخ‌های غیراختصاصی متمایز شده‌اند ویلیامز و دریتچل (۱۹۹۲)، بین خاطرات غیراختصاصی با اشاره به طبقه کلی رویداد که خاطرات طبقه‌ای نامیده می‌شود و خاطره‌ای که بسیار کلی بودند چون به یک دامنه زمانی گسترده (خاطرات گسترش‌یافته) اشاره داشتند،‌ تمایز قائل شدند، آن‌ها نشان دادند که تفاوت‌های گروهی بین بیماران متمایل به خودکشی و گروه‌های کنترل به‌طورکلی ناشی از بازیابی بیشتر خاطرات طبقه‌ای است و چنین تفاوتی در میزان خاطرات گسترش‌یافته وجود ندارد و ازآن‌ پس ‌اکثریت مطالعات به دنبال این بوده‌اند که آیا حافظه کلی در انواع دیگر اختلالات رخ می‌دهد یا خیر (به نقل از عبدی و همکاران، ۱۳۸۸).
۲-۳-۵- بنیاد عصب‌شناختی حافظه شرح‌حال
طبق مطالعات، بازیابی حافظه شرح‌حال در لوب پیشانی، سمت چپ مغز صورت می‌گیرد (کانوی، ۲۰۰۱). بسیاری از پژوهشگران معتقدند ناتوانی و تخریب حافظه آشکار همراه با ناتوانی در یادگیری و یا حفظ هرگونه اطلاعات جدید از قبیل نام و مسیر می‌باشد، اساساً بنیان عصب‌شناختی کارکرد حافظه آشکار به‌طور خاص، هیپوکامپ می‌باشد و توانایی حفظ و به یادآوردن خاطرات اپیزودیک نیز به‌شدت وابسته به هیپوکامپ است (این بام، ۲۰۰۱، به نقل از گلیچ،‌۱۳۹۱).
حافظه شرح حال در اختلالات زیادی مورد بررسی قرار گرفته است، که از جمله می توان به اختلالات افسردگی و استرس پس از سانحه در داخل و خارج از کشور اشاره کرد، این عامل به تازگی مورد توجه پژوهشگران حوزه درمان اعتیاد مواد محرک نیز قرار گرفته است و از آن به عنوان یکی از متغیرهای تاثیرگذار اشاره کرده اند،‌از این رو یکی دیگر از متغیرهای پژوهش، حافظه شرح حال انتخاب شده است.
۲-۴- کارکردهای اجرایی
کارکردهای اجرایی یک اصطلاح کلی است که به پردازش‌های مدیریت ذهنی مربوط به کنترل زیستی، شناختی و هیجانی برمی‌گردد و برای حفظ رفتارهای هدفمند و مؤثر ضروری است. عملکردهای اجرایی شامل مهار پاسخ، حافظه کاری، انعطاف پذیری شناختی، برنامه‌ریزی، روانی و کنترل توجه می‌شود (پنینگتون و ازونف ، 1996؛ اندرسون ، 2002). کارکردهای اجرایی، کارکردهای عالی شناختی و فراشناختی هستند که مجموعه‌ای از توانایی‌های عالی، بازداری، خود آغازگری، برنامه‌ریزی راهبردی، انعطاف شناختی و کنترل تکانه را به انجام می‌رسانند (قمری گیوی، نریمانی، محمدی، 1391). درواقع کارکردهایی همچون سازمان‌دهی، تصمیم‌گیری، حافظه فعال، حفظ و تبدیل کنترل حرکتی، احساس و ادراک زمان، پیش‌بینی آینده، بازسازی، زبان درونی و حل مسئله را می‌توان ازجمله مهم‌ترین کارکردهای اجرایی عصب‌شناختی دانست که در زندگی و انجام تکالیف یادگیری و فعالیت‌های هوشی به انسان کمک می‌کنند (والش و پنینگتون ، ۱۹۸۸). همچنین کارکردهای اجرایی، در هدف‌دار بودن حرکت، یا به‌عبارت‌دیگر، در کنترل حرکت نقش بسیار مهمی بر عهده‌دارند (بارکلی ، 199۷). برآیند سیستم کارکردهای اجرایی، توانمندی خودتنظیمی است که با شکل‌گیری این توانمندی، رفتار در طول زمان، کنترل‌شده و به فرد اجازه می‌دهد به‌پیش بینی و مدیریت آنچه در محیط به وقوع می‌پیوندد، بپردازد (بارکلی، 1998) کارکردهای اجرایی عصبی شناختی، ساختارهای مهمی هستند که با فرایندهای روان‌شناختی مسئول کنترل هوشیاری و تفکر در عمل مرتبط می‌باشند. اگرچه کارکردهای اجرایی در درجه اول از چشم‌انداز عصب‌شناختی مطالعه شده‌اند ولی در سال‌های اخیر تحول و آسیب‌شناسی آن‌ها موضوع مطالعه بسیاری از پژوهش گران بوده است (زلازو و مولر ، 2002). از دیدگاه تکاملی، تکوین ظرفیت و توانایی‌های اجرایی تا حد زیادی با تحول ناحیه پیشانی انسان برابر است (گرین، برات، جانسون و بلگراو ، 2008). از دیدگاه نوروسایکولوژی، کارکردهای اجرایی جزو اعمالی هستند که بیماران دچار آسیب لوب پیشانی به‌خوبی قادر به انجام آن‌ها نمی‌باشند (تهرانی دوست، 1382). تمام لوب پیشانی و به‌طور اختصاصی ناحیه پیش پیشانی پشتی- جانبی و کورتکس کمربندی قدامی برای تکالیف اجرایی از قبیل انتزاع و حل مسئله، راهبردهای جابه‌جایی، بازداری پاسخ ناکارآمد و انعطاف پذیری تفکر ضروری هستند (پالمر و هاتون ، 2000؛ کاوالارو و همکاران، 2003). هرچند نقیصه‌های اجرایی در بیشتر موارد با آسیب منطقه پیشانی رابطه دارد، ضایعه کرتکس زیر قشری به‌ویژه ناحیه تالاموس یا ضایعه پراکنده ناشی از فقدان اکسیژن یا اثر حلال‌های آلی نیز ممکن است اختلال اجرایی را سبب شود (گراث و مارنات ، 2003). پایه این تئوری که توسط پژوهشگران در سال 1980 شکل گرفت، بر این اساس است که بدون یک سیستم مرکزی یا سیستم نظارت و توجه، فعالیت‌ها توسط محیط کنترل می‌شوند. سیستم نظارت و توجه یکی از عملکردهای قطعه پیشانی می‌باشد؛ که امکان مهار فعالیت‌های عادی را می‌دهد (تاگر- فلوسبرگ ، 1999). به‌طورکلی می‌توان گفت، کارکردهای اجرایی در توانایی افراد برای ایجاد و هماهنگی پاسخ‌های انطباقی به محیط، نقشی اساسی ایفا می‌کنند (دلوکا، وود و آندرسون ، 2003). به‌بیان‌دیگر، این کارکردها برای رفتار انطباقی و هدفمند لازم هستند و با انسجام سیستم‌های عصبی در قشر فرونتال مرتبط هستند (رایجماکرس، اسمیدت و سرگنت ، 2008). بر اساس تعاریف وسیع‌تر از کارکردهای اجرایی، می‌توان بین جنبه‌های عاطفی نسبتا «داغ» در کارکردهای اجرایی (که با کورتکس اوربیتو فرونتال مرتبطند) و از سوی دیگر تحول جنبه‌های خالص‌تر شناختی «خنک» (که با کورتکس پره فرونتال پشتی- جانبی رابطه دارند) به‌نوعی تمایز قائل شد (علیزاده، 1385). کارکردهای اجرایی در طیف وسیعی از اختلالات مانند اختلالات شخصیت (هاگنهوف و همکاان، ۲۰۱۳)، اختلال استرس پس از سانحه (مرادی و همکاران، ۱۹۹۹ الف، ۱۹۹۹ ب، ۲۰۱۲)، بیماری ایدز (مرادی و همکاران، ۱۳۹۰)، لکنت زبان (علی پور، ۲۰۱۵) و اختلالات افسردگی و اضطرابی (فان و مک، ۲۰۱۴) مورد بررسی قرار گرفته، و به نقش مهم این عامل در سبب شناسی، درمان و پیشگیری اشاره شده است.
۲-۴-۱- قشر پیشانی
قشر پیشانی بیشترین حجم مغز را اشغال می‌نمایند. کل قشر پیشانی و پیش پیشانی کنش‌های ذهنی را تنظیم می‌کند (لوریا ، 1973). سیستم های رایج طبقه‌بندی، قشر پیشانی را به سه دسته تقسیم می‌کنند: (1) کورتکس پیش‌مرکزی (2) کورتکس پیش پیشانی (3) کورتکس حدقه‌ای پیشانی. این نواحی ارتباط وسیعی با دیگر قسمت‌های مغز دارند (نوری خواجوی و اردشیرزاده، 1382). قسمت پیش جانبی ، کورتکس پیش پیشانی و قسمت حدقه‌ای پیشانی ، رشته‌هایی به مناطق مختلف تالاموس و هسته‌های دمدار، می‌فرستد. ارتباط‌های دیگر شامل ارتباط بین کورتکس پره فرونتال و هیپوتالاموس، آمیگدال، هیپوکامپ و نواحی سپتال است (بنسون و میلر ، 1997). کورتکس پیش جانبی ، در رابطه با برنامه‌ریزی، تعیین اهداف و اعمال اجرایی می‌باشد. بیمارانی که در این منطقه دچار ضایعه شده‌اند دارای تغییرات شخصیتی، بی‌انگیزگی و آپاتی شده و توانایی برنامه‌ریزی ندارند. کورتکس حدقه‌ای پیشانی در ارتباط با پاسخ‌های مهاری می‌باشد. بیماران با ضایعه این ناحیه دچار مشکلاتی در رابطه با بازداری زدایی، ناپایداری عاطفی و اختلال‌های حافظه می‌گردند. در ضایعات این منطقه، نقص‌هایی در حافظه کلامی دیده می‌شود، اما بیشترین نقص در حافظه کاری می‌باشد (سادوک و سادوک، 2000).
به دلیل اینکه لوب پیشانی به‌طور نزدیکی با عملکرد اجرایی ارتباط دارد، بسیاری از صاحب‌نظران معتقدند که