بررسی اثربخشی درمان اجتماع مدار بر کارکردهای اجرایی، حافظه شرح‌حال- قسمت 2


فرایندهای فراشناختی آگاهانه از قبیل برنامه‌ریزی، جستجوی سازمان‌یافته، کنترل تکانه، رفتار هدفمند، نگهداری مجموعه، به‌کارگیری راهکارهای انعطاف‌پذیر، توجه انتخابی، کنترل توجهی، راه‌اندازی اعمال، سیالی و روانی اعمال و ارزیابی خود اشاره می‌کند (گیان کولا ، 2007).
حافظه شرح‌حال
حافظه شرح‌حال جنبه‌ای از حافظه است که به تجدید خاطرات، تجارب، موضوعات و رویدادهای شخصی زندگی گذشته فرد مربوط می‌شود، به عبارتی حافظه شرح‌حال با عنوان بازنمایی جزئیات خاص یک رویداد تعریف می‌شود (کانوی و پلی دل پیرس 2000).
نظم جویی هیجان
افکار و¬ راهبردهایی که افراد به‌طور ذهنی برای نظم¬جویی هیجان‌هایشان به کار می‌برند (گاارنفسکی ،2001).
مواد محرک
مواد محرک شامل گروهی از مواد می‌باشد که با مصرف آن‌ها با افزایش انرژی، طول ارگاسم اعتمادبه‌نفس، توجه و کاهش نیاز به خواب و تغذیه همراه می‌باشد (فیلیپس و همکاران، ۲۰۱۴).
درمان اجتماع مدار
درمانی که بر اساس مراکز خاصی که نگهداری و ارائه سرویس¬های خدمات روانشناختی و پزشکی به افراد مبتلا به اختلالات محور یک و دو روان¬شناختی می¬پردازد، اطلاق می¬شود (تاچمن و ساراسون، ۲۰۱۱).

1-۷-2- تعاریف عملیاتی
کارکردهای اجرایی
در پژوهش حاضر منظور از کارکردهای اجرایی نمره به‌دست‌آمده در آزمون‌های دسته‌بندی کارت‌های ویسکانسین و آزمون برج لندن، آزمون رنگ واژه استروپ و فراخنای ارقام می‌باشد.
حافظه شرح‌حال
در این پژوهش منظور از کلی‌گویی حافظه شرح‌حال، نمرات هر فرد در آزمون حافظه شرح‌حال (AMT) است.
نظم جویی هیجان
در این پژوهش راهبردهای نظم جوی شناختی هیجان عبارت است از نمره‌ای که آزمودنی در فرم بلند پرسشنامه نظم جویی شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج کسب می‌کند (گارنفسکی و کرایج ،2006).
مواد محرک
منظور از مواد محرک در این پژوهش استفاده از مواد محرک شامل کوکائین، آمفتامین و مواد شبه آمفتامین می‌باشد (فیلیپس و همکاران، ۲۰۱۴).
درمان اجتماع مدار
منظور از درمان اجتماع مدار در این پژوهش دوره‌ی درمانی ۴ ماهه‌ای می‌باشد که افراد مبتلابه اعتیاد مواد محرک پس از سم زدایی به آن مراجعه می‌کنند.
روش های آماری: روش های آماری این پژوهش شامل شاخص های آمار توصیفی وآمار استنباطی شامل آزمون کولموگروف اسمیرنوف و آزمون t جفت شده می باشد.

در این فصل ادبیات پژوهش مطرح‌شده است که در آغاز به مبانی نظری متغیرهای پژوهش پرداخته‌شده است و درنهایت به مبانی پژوهشی که در داخل و خارج در ارتباط با متغیرها صورت گرفته بیان می‌شوند.
۲-۱- اعتیاد
اعتیاد را به‌عنوان اختلالی با عود مزمن که با رفتارهای تکانشی برای جستجوی مواد و ولع مصرف در نبود ماده تعریف کرده‌اند. فقدان کنترل برای ولع مصرف و رفتارهای که به دنبال مواد هستند از ویژگی‌های افراد دارای اعتیاد می‌باشد. اعتیاد با آسیب‌های جدی که در سطح فردی، خانوادگی، اجتماعی، اقتصادی، رفتاری، شناختی، هیجانی و زیستی به فرد وارد می‌آورد نیازمند توجه جدی می‌باشد (زهو، زهو و لی ، ۲۰۱۴). استفاده از مواد فعّال ساز روانی تاریخچه‌ای طولانی دارد. این مواد از پیش‌ازتاریخ در بیشتر فرهنگ‌ها مورداستفاده قرار می‌گرفتند و دست‌کم 3500 سال پیش و اغلب به‌صورت تریاک خام در محلول‌های الکلی تریاک به کار می‌رفته است. این مواد قرن‌ها به بسیاری از افراد و در انجام برخی مراسم اجتماعی خدمت کرده است. مواد فعّال ساز در سطح فردی با تسکین علائم جسمانیِ ناراحت‌کننده و حالات عاطفیِ نامطلوب و تغییرِ حالاتِ هشیاری و در سطح اجتماعی با کاربردهای طبّی و کاربردهای ویژه در مراسم مذهبی و آیینی به خدمت گرفته می‌شدند (سادوک و سادوک، 2003، ترجمه پور افکاری، 1385). علی‌رغم کاربردهای طبّی و مصارف ویژه آن در برخی جوامع، امروزه اختلال مصرف مواد و پیامدهای ناخوشایند ناشی از آن، تبدیل به یکی از مهم‌ترین مشکلات سلامت عمومی در سراسر جهان شده است و مصرف مواد در دهه‌های گذشته، در کشورهای مختلف رو به افزایش بوده است. هم‌اکنون معضل مصرف مواد و افزایش روزافزون آن، در بسیاری از کشورها شامل کشورهای درحال‌توسعه و به‌ویژه کشورهایی که در مسیر عبور قاچاق مواد هستند دیده می‌شود. برای مثال در سال 1998، ۴۱/۰ کشورها اعلام کردندکه نرخ گرایش مصرف مواد در آن‌ها رو به افزایش است (سارتوریس وهمکاران، 2005). همانند بسیاری از کشورهای دیگر، در کشور ما نیز مصرف مواد مسئله‌ای جدی است و معضلی است که هم ازلحاظ قانونی و هم ازلحاظ درمانی باید به آن توجّه خاص شود. هم‌مرز بودن با یک کشور تولیدکننده مواد، میزان در دسترس بودن آن، گسترش بروز وابستگی به مواد افیونی در میان همه اقشار برخلاف گذشته، مسائل و مشکلات اقتصادی و اجتماعی کشور، به کار نگرفتن روش‌های کارآمد ترک و مشکلات اجرایی در مبارزه با مواد، شرایط ویژه‌ای در کشور ما پدید آورده که رشد روزافزون معضل مصرف مواد را در پی داشته است، بررسی‌های اخیر درزمینه شیوع مصرف مواد و به‌ویژه مصرف افیون‌ها، بیانگر این است که مصرف مواد در ایران مسئله‌ای جدی و رو به رشد است (مکری، 1378).
۲-۱-۱- اعتیاد به مواد محرک
درمان اعتیاد به مواد محرک از چالش‌های بزرگ درمانگران حوزه‌ی اعتیاد می‌باشد، درمان اعتیاد به مواد افیونی با رشد درمان‌های نگهدارنده مانند متادون، بوپره نورفین و نالتروکسان رشد مناسبی داشته است اما در درمان مواد محرک هنوز درمان نگهدارنده ای وجود ندارد و تمرکز عمده بر درمان‌های روان‌شناختی می‌باشد (فیلیپس و همکاران، ۲۰۱۴). شیوع بالای مصرف مواد محرک از مهم‌ترین معضلات سلامت در سال‌های اخیر در سطح جهانی می‌باشد، در ایالات‌متحده امریکا در سال ۲۰۱۰، حدود ۳۵۷ هزار مصرف‌کننده مواد محرک که در سنین ۱۲ به بالا بودن گزارش‌شده است که مصرف در این افراد منجر به بستری‌های پزشکی گشته است؛ و حدود ۱ میلیون مصرف‌کننده کوکائین که تشخیص روان‌پزشکی دریافت کرده و منجر به بستری شدن در این افراد شده است همچنین شیوع سالانه مصرف آمفتامین‌ها در حدود ۱۴ تا ۵۲ میلیون نفر گزارش‌شده است (گزارش جهانی اعتیاد ،‌۲۰۱۳).
۲-۱-۲- تاثیرات مواد محرک
مواد محرک در افراد مصرف‌کننده باعث شادابی، افزایش انرژی، کاهش حواس‌پرتی، افزایش اعتمادبه‌نفس، هوشیاری، افزایش انرژی روانی، ارگاسم‌های طولانی‌مدت و تاثیرات منفی مانند رعشه، تعریق، افزایش تنش در ماهیچه و عضلات، تندی تنفس، مشکلات قلبی، واکنش مفرط سیستم عصبی در مقابل محرک‌های محیطی، افزایش درجه حرارت بدن و تب، مشکلات دهانی و دندان، مشکلاتی در عملکرد جنسی، مشکلات خوب و تغذیه می‌شود تاثیرات مواد محرک در کوتاه‌مدت و بلندمدت و همچنین در دو زه‌ای مصرفی مختلف، متفاوت می‌باشد در کوتاه‌مدت با تاثیرات مثبتی برای مصرف‌کننده همراه است و در بلندمدت آسیب‌های گاه غیرقابل‌جبران آن آشکار می‌شود. در اندازه های مصرفی متفاوت نیز با تفاوت اثرات مواد محرک روبه‌رو هستیم مانند مصرف مقدار بالا که می‌تواند به ایست قلبی منجر شود. (رومانلی و اسمیت ، ۲۰۰۶).
۲-۱-۳- اختلال مصرف مواد محرک و سندرم ترک
در راهنمای تشخیص و آماری اختلالات روانی، نسخه پنجم (DSM5)، اختلال مصرف مواد محرک را به‌عنوان الگوی مصرف مواد اعتیادآور گروه آمفتامین مانند کوکائین و دیگر ماده‌های محرک که تأثیر زیادی در کارکرد و وضعیت روان‌شناختی فرد بر جا می‌گذارد تعریف‌شده است این تشخیص هنگامی‌که دو مورد از ۱۱ مورد مشکلات مربوط با مصرف در یک دوره ۱۲ ماهه دیده شود، گذاشته می‌شود. یازده مورد شامل نیاز به مصرف بیشتر برای رسیدن به تاثیرات قبلی مصرف، صرف زمان طولانی جهت کسب و مصرف مواد، ولع مصرف، شکست در پرهیز از مواد، ادامه مصرف مواد علی‌رغم پیامدهای منفی اجتماعی و میان فردی، محدودیت‌ها و آسیب‌های شغلی و اجتماعی، عود مصرف در شرایط فیزیکی دشوار، ادامه مصرف علی‌رغم مشکلات روان‌شناختی و جسمی، تحمل، علائم ترک و ادامه مصرف برای دوری از سندرم ترک (انجمن روانشناسی امریکا ،‌۲۰۱۳). سندرم ترک مواد محرک اغلب شامل بی‌خوابی مفرط، افزایش اشتها، خلق افسرده می‌باشد شدیدترین دوره سندرم ترک ۷ تا ۱۰ روز بعد از آخرین مصرف بروز پیدا می‌کند (سریکشانک و دایر ، ۲۰۰۹).

۲-۱-۴- شیوع مصرف مواد محرک
تخمین زده‌شده است که در سال ۲۰۱۲ حدود ۳۴ میلیون مصرف‌کننده آمفتامین و ۱۷ میلیون مصرف‌کننده کوکائین در سراسر جهان وجود دارند که نیازمند مداخلات پزشکی می‌باشند (گزارش جهانی اعتیاد،‌۲۰۱۳). آمفتامین دومین ماده مصرفی اعتیادآور در جهان می‌باشد. کوکائین دارای نیمه‌عمر کمی در دستگاه عصب می‌باشد (سازمان جهانی بهداشت ،‌۲۰۰۹). آمفتامین و کوکائین بیشترین شیوع مصرف را در بین مواد محرک به خود اختصاص داده‌اند و با پیامدهای مخربی مانند ایدز، هپاتیت بی،‌سی، بیماری‌هایی که از طریق روابط جنسی منتقل می‌شود همراه هستند. (دگنهارت و هال ،‌۲۰۱۲). در مطالعه مروری نظام‌مندی که دگنهارت و همکاران (۲۰۱۱) انجام دادند با مرور پژوهش‌های انجام‌شده درباره شیوع شناسی مصرف مواد محرک آمار جالب را گزارش کرده‌اند، با مرور مطالعات انجام‌شده در ۱۸۲ کشور که ۹۸ درصد جمعیت جهان را به خود اختصاص داده بودند به این نتیجه رسیدند که در حدود ۲۴ میلیون مصرف‌کننده آمفتامین‌ها در جهان وجود دارد که ازین تعداد، ۶ میلیون مصرف‌کننده کوکائین و ۱۸ میلیون مصرف‌کننده آمفتامین‌ها وجود دارند. بیشتر مصرف‌کننده‌ها مرد و در سنین بین ۲۵ تا ۳۴ سال قرار دارند، مصرف کوکائین بیشتر در کشورهای آمریکای جنوبی و شمالی و مصرف آمفتامین‌ها بیشتر در جنوب و جنوب شرق آسیا وجود دارد. مصرف مواد محرک روزبه‌روز با رشد سرسام‌آوری همراه می‌باشد که در آینده‌ای نه‌چندان دور تبدیل به اپیدمی خواهد شد و روزی شاهد سونامی مواد محرک خواهیم بود، ‌ازین رو توجه به بحث پیشگیری، درمان و مداخلات کاهش آسیب در این نوع از اعتیاد بیشتر از انواع دیگر اعتیاد دارای اهمیت می‌باشد (دگنهارت و همکاران،‌۲۰۱۴).
۲-۱-۵- درمان‌های روان‌شناختی و مواد محرک
درمان‌های روان‌شناختی در صف مقدم مبارزه با مواد محرک قرار دارند و به دلیل محدودیت و عدم وجود داروی مناسب، تمام تمرکز اصلی در درمان بر درمان‌های روان‌شناختی معطوف است. طیف وسیعی از مداخلات روان‌شناختی در اعتیاد بکار می رود، که به دلیل پیچیدگی و وضعیت خاصی که مواد محرک در افراد موجب می‌شود، این مداخلات با اثربخشی کمی همراه می شوند. ازجمله این درمان‌ها مداخلات رفتاری (بودنی و هیگنز ، ۱۹۹۸)، درمان‌های مبتنی برافزایش انگیزش (پتری مارتین و سیمسیس ، ۲۰۰۵)، درمان‌های شناختی رفتاری (اسچاتنفیلد و همکاران، ۲۰۰۵)، درمان‌های شناختی، مصاحبه انگیزشی (جارویس و همکاران،‌۲۰۰۵)، آموزش‌های روانی (کارول ،‌۱۹۹۸)، درمان‌های میان فردی (وودی و همکاران،‌۱۹۹۵) می‌باشد، اما متأسفانه این درمان‌ها دارای اثربخشی خوبی نیستند و با آمار بالای عود و لغزش روبرو هستیم، گرچه این مداخلات روان‌شناختی با کاهش آسیب و بهبود نسبی وضعیت فرد مصرف‌کننده همراه است، اما نتایج امیدوارکننده نیست. مواد محرک نیازمند درمان‌های طولانی‌مدت و پیگیری زیادی می‌باشد، آن‌هم به دلیل تاثیرات و تخریب‌هایی بالایی که در مقایسه با سایر مواد در روان و جسم فرد به‌جا گذاشته‌اند (شرر ، ۲۰۰۷). درمان‌هایی که دارای محلی برای بستری و نگهداری و اقامت بیماران در آنجا بوده است دارای اثربخشی بهتری در مقایسه با دیگر درمان‌های روان‌شناختی بوده‌اند (دوناوان ، ۲۰۰۱؛ لام و همکاران،‌۱۹۹۵؛ مارلو و همکاران،‌۲۰۰۳؛ میلبی و همکاران، ۲۰۰۰؛ ویلیامز و همکاران،‌۲۰۰۶). درمان‌هایی مانند ماتریکس و ۱۲ قدم و اقامتی به دلیل عواملی مانند محیط درمانی سالم، پیگیری‌های طولانی‌مدت، ارائه خدمات در زمان طولانی و مواقع ولع و لغزش، ایجاد محیط و رابطه‌ای که فضای آموزشی و اصلاح رفتاری دارد، در مبحث درمان¬¬های مواد محرک موفقیت خوبی داشته¬اند (شرر و همکاران، ۲۰۰۷).

۲-۲- هیجان
اصطلاح هیجان از ریشه لاتین Emovere به معنی حرکت، تحریک و حالت تنش مشتق شده است. هیجان در زبان متداول با شور، احساس، انفعال و عاطفه معادل است. در حال حاضر دو نوع کاربرد برای این واژه وجود دارد:
اصطلاحی پوششی برای تعداد نامعینی از حالات ذهنی. این همان معنایی است که ضمن صحبت از عشق، ترس و نفرت موردنظر است.
برچسبی برای زمینه‌ای از تحقیقات علمی که به بررسی عوامل محیطی، فیزیولوژیکی و شناختی این تجربیات ذهنی می‌پردازد.
علاوه بر این کاربردها، اصطلاح هیجان مفاهیم ضمنی دیگری نیز دارد: حالات هیجانی به‌طور طبیعی، حاد تلقی می‌شوند و این حالات، تجارب ذهنی هستند که با احساسات تفاوت داشته و ازنظر رفتاری با آشفتگی و اضطراب همراه هستند. هیجان، حالت پیچیده روان‌شناختی است که شامل سه مؤلفه مجزا می‌باشد: تجربه ذهنی، پاسخ هیجانی و رفتار آشکار حاصل از این تجربه. بر اساس مؤلفه‌های موجود، هیجان‌های اصلی شامل ترس، تعجب، خشم، نفرت، ناراحتی و شادی می‌باشند و نوع دیگر هیجان، هیجان‌های مرکب هستند که ترکیبی از هیجانات اصلی می‌باشند (پورافکاری، 1373).
۲-۲-۱- تنظیم هیجان
تاکنون، محققان و نظریه¬پردازان به یک نقطه توافق درباره تعریف تنظیم هیجان نرسیده¬اند. درواقع، بحث و مشاجره¬ی زیادی درباره آن وجود دارد، تا حدی که چالش¬ها درباره مؤثر بودن آن به‌عنوان یک سازه علمی رو به افزایش است. اگرچه یک نقطه توافق، این عقیده است که تنظیم هیجان مستلزم فرایندهای درونی است که باید با هیجانات انجام شود، اما در این تعریف هیچ توجهی به رفتار آشکار یا هدفمند به‌عنوان پیامد تنظیم هیجان یا عدم تنظیم آن نمی¬شود؛ و در این مورد که آیا این مفهوم شامل تنظیم هیجان بیرونی کودک توسط والدین یا معلمان و اینکه آیا شامل هر دو تنظیم اختیاری و غیر اختیاری می¬شود توافقی وجود ندارد. هیچ توافق کلی با توجه به پیش‌بینی تنظیم هیجان به‌عنوان یک مؤلفه¬ی مهم تنظیم هیجان وجود ندارد (مک¬لم، 1390).
اصطلاح تنظیم هیجان می¬تواند تنظیم به‌وسیله هیجان معنی شود یا می¬تواند اشاره به چگونگی کنترل هیجانات داشته باشد. آن‌ها از اصطلاح تنظیم هیجان برای توضیح اینکه چگونه هیجانات تنظیم می¬شوند، استفاده کرده¬اند و این نشان‌دهنده‌ی چگونگی استفاده از این اصطلاح در این متن می¬باشد (سیاح و همکاران، 1393).
تنظیم هیجان فرآیندهای ناهمگنی است که به‌واسطه آن هیجانات تنظیم می‌شوند. این فرایندهای تنظیم هیجان ممکن است خودکار یا کنترل‌شده، آگاهانه یا ناآگاهانه باشد و شامل جنبه‌های هشیار و ناهشیار فیزیولوژی و شناختی رفتاری است (حسینیان، 1393). تنظیم هیجان ناکارآمد می تواند منجر به طیف وسیعی از اختلالات روانپزشکی شود (کو و همکاران، ۲۰۱۶) همچنین می تواند عامل مهمی در بیماری های پزشکی (راسموسن و همکاران، ۲۰۱۳). تنظیم هیجان ناکارآمد با مکانیزم های متفاوت و پیامدهای مختلف مانند پریشانی روانشناختی نقش مهمی در بیماریهای پزشکی دارد (علی پور و همکاران، ۲۰۱۵).
۲-۲-۲- اهمیت تنظیم هیجان
هیجان پدیده‌ای اصلی در کارکردهای انسان است و نقش بسزایی در بقا و انطباق گونه انسان دارد. هیجان‌ها در سطح بین فردی به شخص کمک می‌کنند تا از حالت‌های درونی و مقصودهای رفتاری دیگران آگاه شود. تبادل چنین اطلاعاتی برای روابط انسانی ضروری و تعیین‌کننده مهمی در بهزیستی روان‌شناختی و اجتماعی است. علاوه بر این، هیجان دارای کارکردهای درون فردی نظیر یافتن، بینش در مورد ارزش‌های شخصی است. لازم به ذکر است که اگرچه هیجان بسیار کمک‌کننده است، اما می‌تواند آسیب‌زا نیز باشد؛ مثلا هنگامی‌که در زمان نامناسب ابراز شود. پاسخ‌های نامناسب هیجانی در بسیاری از شکل‌های آسیب‌شناسی روانی، مشکلات اجتماعی و حتی بیماری‌های جسمی نقش دارند. بنابراین، تنظیم هیجانی موفق در زندگی انسان نقش اساسی ایفا می‌کند. کارکردهای متعدد روانی، شناختی، فیزیولوژیکی و رفتاری به موفقیت افراد در تنظیم هیجانات وابسته است (علاقبند، کمالی زارچ، توکلی و علاقبند، 1391). مهارت‌های تنظیم هیجان به چند دلیل حائز اهمیت هستند: اول، هیجان‌های منفی که لزوماً در ملاک‌های تشخیصی اختلالات ذکر نشده‌اند، اغلب علائم الگوهای رفتاری مرتبط با اختلال هستند (برای مثال، ناراحتی به‌عنوان علامت مصرف مواد). دوم، هیجان‌های منفی که لزوماً در ملاک‌های تشخیصی اختلالات ذکر نشده‌اند، اغلب به‌شدت با مقابله مؤثر و اجرای مهارت‌های آموخته‌شده در درمان، تداخل می¬کنند و در پایان، بسیاری از بیماران از بیش از یک بیماری رنج می¬برند که می¬توان حداقل تا حدودی آن‌ها را به‌وسیله نقص‌های موجود در تنظیم هیجان توضیح داد (برکینگ و همکاران ، 2008).
۲-۲-۳- تنظیم شناختی هیجان
تنظیم هیجان به‌عنوان فرایند پردازشی مسئول تعادل و هوشیاری فرد برای سازگاری و کارکرد مؤثر تعریف‌شده است (اسکور ، ۲۰۰۳). مدل‌های زیادی برای تنظیم هیجان به وجود آمده است که یکی از این مدل‌ها، مدل پردازشی (گروس، ۱۹۹۸) می‌باشد، که به تنظیم شناختی هیجان تأکید زیادی کرده است. تنظیم هیجان‌ها از طریق شناخت‌ها به‌طور انکار نشدنی بازندگی فرد در ارتباط بوده و به افراد در جهت مدیریت هیجان‌هایشان پس از تجربه رویدادهای استرس‌آور کمک می‌کند (گارنفسکی و همکاران،‌۲۰۰۱). راهبردهای تنظیم شناختی هیجان در دودسته سازگارانه و ناسازگارانه تقسیم‌بندی شده‌اند که شامل نه راهبرد می‌باشند:
ملامت خویش: به افکاری در رابطه با ملامت خود، در مرود آنچه تجربه‌شد